WEBVTT

00:03.280 --> 00:05.430
‫این واقعا خفنه!

00:05.430 --> 00:10.980
‫سوار جت شخصی یه میلیاردر شدیم تا قبل از هر کس دیگه‌ا‌ی، هتل جدیدش‌ــو ببینیم!

00:10.980 --> 00:13.900
‫حالا شد یه مسافرت تابستونی!

00:13.900 --> 00:14.940
!مرسی

00:14.940 --> 00:16.640
‫من برای شماها هرکاری می‌کنم.

00:16.640 --> 00:17.870
‫خودت‌هم می‌دونی، بن.

00:17.870 --> 00:21.470
چطور قبلا بهمون نگفتی که
داناوان گرندسمیث رو می‌شناختی؟

00:21.470 --> 00:22.620
‫حتما یادم رفته بوده.

00:34.760 --> 00:37.810
‫مکس تنیسون، مدت هاست که ندیدمت!

00:37.810 --> 00:38.960
حالت چطوره، داناوان؟

00:38.960 --> 00:41.990
‫خب، با وجودِ داشتنِ 16 تا هتل تفریحی
‫تو دور دنیا، باید بگم که خیلی خوبم.

00:41.990 --> 00:44.490
‫خوشحالم که بالاخره تصمیم گرفتی ببینی پول‌دار‌ها هم چه سبک زندگی‌ای دارن!

00:46.070 --> 00:49.090
‫اینا نوه‌های من‌ــن. بن، و گوئن.

00:49.090 --> 00:50.950
‫و ایشون هم نوه‌ی منه، اِدوین.

00:50.950 --> 00:51.950
‫
‫هی!         :(بن)

00:50.950 --> 00:51.950
‫ سلام! :(گوئن)

00:50.950 --> 00:51.950
‫(این‌جا   "هی!"   یک حالت خودمونی‌تری از سلام دادن‌ـــه.)

00:51.950 --> 00:54.100
‫آره، حالا هرچی.

00:55.820 --> 00:57.200
برای رفتن به اون پایین آماده‌اید؟

01:25.660 --> 01:29.120
‫تو مطمئنی این‌جا امن‌ترین مکان ‫برای
ساختن یه همچین هتل تفریحی‌‌ای بوده؟

01:29.120 --> 01:31.230
منظورت خط گسل‌های زیرآبیه؟

01:31.230 --> 01:35.480
‫منظورم اینه بیشتر انگار این‌جارو
صاف ‫وسطِ مثلث برمودا ساختی!

01:36.510 --> 01:39.430
‫از همون بچگی‌ هم نگرانی‌هات
‫هیچ‌وقت ولت نمی‌کردن، مکس.

01:39.430 --> 01:40.880
‫هرگز اهل ریسک نبودی.

01:41.700 --> 01:45.400
‫و این هم از اولین و تنها هتل تفریحی زیرآبی دنیا!

01:47.380 --> 01:49.680
‫عمرا باور کنید این پایین چه چیزایی هست.

01:49.700 --> 01:59.700
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:00.530 --> 02:04.080
♪ این داستان وقتی شروع شد که یک    ♪
♪ .دستگاه فضایی کارش رو آغاز کرد   ♪

02:04.080 --> 02:07.620
‫
‫♪   و با تمام راز هایی که پنهان کرده‌‌بود،  ♪
‫♪   خودش رو به مچِ اون پسر چسبوند.   ♪

02:07.620 --> 02:10.790
♪ ،حالا اون ابرقدرت داره  ♪
♪ .اون یه بچه‌ی عادی نیست   ♪

02:10.790 --> 02:12.050
♪ !اون بن 10ـــه   ♪

02:14.650 --> 02:18.230
‫♪ پس اگه اون‌ــو ببینید،   ممکنه با   ♪
‫♪   یک شگفتی بزرگ مواجه بشید. ♪

02:18.230 --> 02:21.750
‫♪  اون جلوی چشمان شما    ♪
‫♪   به یک فضایی تبدیل می‌شه. ♪

02:21.750 --> 02:24.940
‫
‫♪   اون لزج،  عجیب،  سریع و قوی‌ــه. ♪
‫♪   و هر شکل و اندازه‌ای داره. ♪

02:24.940 --> 02:26.150
♪  !اون بن 10ـــه   ♪

02:29.020 --> 02:32.350
♪  مسلح به قدرت هایی    ♪
♪  .که در اختیار داره    ♪

02:32.350 --> 02:35.870
‫♪ ، به مبارزه با شر    ♪
‫♪    از  زمین یا فضا می‌ره. ♪

02:35.870 --> 02:39.380
‫♪ اون هیچ‌وقت متوقف نمی‌شه   ♪
‫♪   تا زمانی که دخل‌شون رو بیاره. ♪

02:39.380 --> 02:42.670
‫♪ چون اون خفن‌ترین بچه‌ای‌ـه   ♪
‫♪   که تا حالا دنیا رو نجات داده. ♪

02:42.670 --> 02:44.440
♪ !بن 10  ♪

02:44.450 --> 02:52.850
Mamood                :        تنظیم       از
Mamood              :       ترجمه       از

02:52.850 --> 02:54.770
بن 10 - فصل دوم قسمت یازدهم
نام قسمت : در زیر در کمین‌اند

03:01.580 --> 03:04.620
"در زیر در کمین‌اند"

03:01.850 --> 03:04.330
‫تا افتتاحیه‌ی رسمی فقط یک هفته مونده.

03:04.330 --> 03:07.840
‫فقط یه چندتا وی‌آی‌پی مثل خودت
‫هستن که می‌تونن این‌جارو زودتر ببینن.

03:07.840 --> 03:10.110
‫اصلا با اون آهن‌پاره‌ی زنگ‌زده‌‌ای که
‫ توش می‌خوابی قابل مقایسه نیست،

03:10.110 --> 03:11.780
درست نمی‌گم مکس؟

03:18.400 --> 03:22.270
‫من درباره‌ی هتل تفریحی شما داخل "پسیفیک مانثلی اوشینا" خونده بودم، آقای گرندسمیث.

03:18.400 --> 03:22.270
( "Pacific Monthly Oceania" )

03:18.400 --> 03:22.270
‫( .اسم یک مجله‌ــست )

03:22.270 --> 03:23.770
‫خیلی نوآورانه‌ـــست.

03:23.770 --> 03:25.820
‫درسته که این شیشه‌ها با استفاده از -

03:25.090 --> 03:25.820
‫+ پاچه‌خوار.

03:27.430 --> 03:31.200
‫الیاف میکرو تیتانیومی تقویت شدن، تا بتونن فشاری معادل دَه اتمسفر رو تحمل کنن.

03:31.200 --> 03:34.540
‫هیچ‌کس این‌جا خیس نمی‌شه، مگه این
‫‌که تو یکی از نُه‌تا استخر هامون باشن!

03:34.540 --> 03:35.910
‫خیلی فوق‌العادست، داناوان.

03:35.910 --> 03:39.310
‫خب، با دو میلیارد دلار هزینه معلومه که هست!

03:39.310 --> 03:41.500
‫ولی، می‌دونی، پول که همه‌چیز نیست.

03:41.500 --> 03:43.560
شعار خونوادگی‌ــمون رو عوض کردیم، بابابزرگ؟

03:45.590 --> 03:48.310
‫هی، منم سومو اسلمرز دوست دارم،

03:48.310 --> 03:49.770
اون نشان‌ـــو از کجا برنده شدی؟

03:49.770 --> 03:52.880
‫(Sumo Slammers Slam-Down V)

03:49.770 --> 03:52.880
‫(هلسینکی = پایتخت فنلاند.)

03:49.770 --> 03:52.880
‫مسابقه‌ی "سومو اسلمرز ‫اسلم‌داونِ پنج" تو هلسینکی.

03:52.880 --> 03:55.670
‫ما با جت شخصی بابابزرگم رفتیم،
‫ فقط برای این‌که اونو بگیریم.

03:55.670 --> 03:58.880
‫و ادوین می‌گه ارزش اون نشان
همین‌الانش ‫هم سه‌برابر شده.

03:58.880 --> 04:00.750
‫این بچه تو کار و کاسبی یه نابغه‌ــست.

04:00.750 --> 04:03.500
‫دارم آماده‌ــش می‌کنم که یه‌روز
‫این امپراتوری رو به‌دست بگیره.

04:03.510 --> 04:05.080
‫باید این نبوغ رو توی خانواده نگه داریم!

04:05.080 --> 04:08.750
‫من‌هم یه‌جورایی داشتم این تابستون
‫مسیر بابابزرگم رو پیش ‌می‌گرفتم.

04:22.650 --> 04:24.080
چی‌شد؟

04:24.080 --> 04:27.100
‫احتمالا افزایش جریان برق باعث شده که
‫آب یهویی خودش رو بازگردانی کنه.

04:27.100 --> 04:29.330
چیزی‌ــش نمی‌شه؟

04:29.330 --> 04:31.530
‫اگه کوسه‌ها اول نگیرنش، آره.

04:31.530 --> 04:35.160
‫نمی‌تونم بذارم یکی از کارمندهام، درست قبل افتتاحیه تبدیل به غذای ماهی شه!

04:35.160 --> 04:36.450
‫مطبوعات آبروـــم رو می‌برن!

04:41.150 --> 04:43.470
‫وقتشه ریپ‌جاز یه شیرجه بزنه!

04:45.130 --> 04:46.300
اون چی‌بود!؟

04:46.300 --> 04:47.820
‫... چی چی‌بود؟

04:47.820 --> 04:49.190
‫اوه مرد،

04:49.190 --> 04:50.920
‫برای اولین‌بار به‌عنوانِ خودم بهتر ‌بودم!

04:49.190 --> 04:50.920
‫(.منظورش اینه اگه بدون تبدیل شدن می‌رفت مفید تر می‌بود)

05:23.010 --> 05:24.070
حالت خوبه؟

05:27.610 --> 05:29.110
خب پسرعموت کجاست؟

05:29.110 --> 05:30.460
!فقط وقت‌کشی می‌کنم

05:29.110 --> 05:30.460
‫
‫(   "Hanging"  به معنی آویزان شدن هم هست.)

05:32.050 --> 05:33.270
کسی یه نردبون نداره؟

05:34.680 --> 05:38.520
‫خب، مجبورم حقوقش رو دوبرابر کنم؛
‫ ولی باز، فکر نکنم چیزی رو لو بده.

05:38.520 --> 05:39.820
به هر حال، اصلا کی حرفشو باور می‌کنه؟

05:39.820 --> 05:42.720
‫اون گفت یه‌جور موش شیش
‫‌اینچی با دوتا پا نجاتش داده!

05:39.820 --> 05:42.720
‫
‫(6  اینچ  =   15.24 سانتی‌متر.)

05:43.990 --> 05:45.380
‫با پول ساکتش کن،

05:45.370 --> 05:47.500
‫راهکار گرندسمیث‌ها همینه دیگه.

05:48.730 --> 05:53.990
ادوین، چرا تو بن و گوئن رو به یه تور نمی‌بری، تا من و بابابزرگشون بتونیم از گذشته‌ها حرف بزنیم؟

05:53.990 --> 05:55.310
!اوه، مرد

05:57.160 --> 05:58.280
اوه، مکس؛

05:58.280 --> 06:03.090
‫خیلی بده که سی‌سال پیش، وقتی جفتمون فقیر بودیم پیشنهاد منو قبول نکردی.

06:03.090 --> 06:06.850
‫اون‌طوری مجبور نبودی‫ کل عمرت رو صرف باز کردن چاه‌ها و تعمیر کردن توالت‌ها کنی،

06:06.850 --> 06:09.010
‫وقتی من، درحال گشتن دنیا بودم.

06:09.010 --> 06:10.860
،احتمالا تعجب کنی

06:10.860 --> 06:14.200
‫ولی لوله‌کش بودن هم می‌تونه
‫لحظات خاص خودشو داشته باشه.

06:10.860 --> 06:14.200
‫
‫(مکس این‌جا بدون این‌که داناوان بدونه داره به شغل پلامبری‌ـش اشاره می‌کنه، چون پلامبر به معنی لوله‌کش هست،   با این‌که مکس واقعا لوله‌کش نیست.)

06:22.730 --> 06:24.050
‫چه باحاله!

06:24.050 --> 06:25.360
.بد نیست

06:25.360 --> 06:29.650
‫تو صبح، یه مربی شنا و مربی خصوصیِ
‫خودم‌رو دارم که باهاشون تمرین کنم.

06:29.660 --> 06:31.040
تو یه شناگری؟

06:31.040 --> 06:32.110
.لانگ دیستنس

06:32.110 --> 06:35.600
‫بابابزرگم می‌گه به رشد شخصیتی کمک می‌کنه.

06:35.600 --> 06:37.360
‫بابابزلگم می‌گه به لشد شخصیتی کمک می‌کنه!

06:40.440 --> 06:45.550
‫اسمش "مانتا ری زیرآبی"ـــه. برای بابابزرگمه.

06:45.550 --> 06:47.650
‫خب، خفن به‌نظر می‌رسه.

06:47.650 --> 06:49.270
می‌خوای باهاش بریم یه دوری بزنیم؟

06:49.270 --> 06:50.410
!صد درصد

06:50.410 --> 06:52.130
مطمئنی این کار مشکلی نداره؟

07:00.970 --> 07:05.400
‫افزایش معکوس جریان برق باعث شکل‌گرفتن اثر گرداب شده بود، اما الان درست شده.

07:05.400 --> 07:08.520
‫حتما خیلی برق لازمه که بشه
‫ این‌جا رو روشن نگه‌ داشت.

07:08.520 --> 07:11.200
‫منبعش از سرزمین اصلی که نمی‌تونه باشه،

07:11.200 --> 07:12.720
‫چون خیلی از ساحل دورـــیم.

07:12.720 --> 07:14.890
‫منبعش شکاف‌های آتش‌فشانی کفِ دریاــست.

07:14.890 --> 07:17.230
‫اون‌ها رو مثل یک ژنراتور بزرگ بخار به کار می‌گیریم.

07:22.080 --> 07:24.750
می‌گم، پشت اون پنل چی‌ــه؟

07:24.750 --> 07:27.140
‫چیزی نیست،  اون فقط یه ژنراتور پشتیبانه.

07:27.140 --> 07:27.910
‫حالا، اینو نگاه‌کن.

07:40.490 --> 07:45.790
‫من به قدری انرژی دارم، که می‌تونم بیرون رو قدری روشن کنم، که از پونصد فوت زیر سطح دریا هم قابل دید باشه.

07:40.490 --> 07:45.790
‫
‫(500 فوت  =   152.39  متر.)

07:50.390 --> 07:53.500
‫و حالا، به گران‌بها ترین دارایی‌ــم می‌رسیم،

07:53.500 --> 07:54.840
‫" مانتا ری زیرآبی" !

07:57.880 --> 07:58.610
‫ادوین...!

08:13.430 --> 08:16.470
‫بعضی از این ماهی‌ها کاملا
‫ماقبل‌تاریخی به‌نظر می‌رسن!

08:34.240 --> 08:36.520
‫اوکی، این‌یکی دیگه عجیبه.

08:40.330 --> 08:42.150
‫و اون، عجیب‌تره!

09:06.500 --> 09:08.320
به نظرت اون جونورها چی می‌خوان؟

09:08.320 --> 09:11.180
‫فکر نکنم بخوان باهامون مارکو پولو بازی کنن.

09:11.180 --> 09:12.650
‫ما باید برگردیم به هتل!

09:53.340 --> 09:54.920
بابابزرگ، صدامو دریافت می‌کنی؟

10:05.530 --> 10:07.830
‫اگه به وایلدمات تبدیلم کنی، بی‌چاره ای!

10:21.830 --> 10:23.710
‫اوکی، حالا شد یه چیزی.

10:47.760 --> 10:49.330
هی، سر پسرعموت چی اومد؟

10:49.330 --> 10:51.410
‫اون، ... حتما رفته دستشویی.

10:52.030 --> 10:53.050
...باشه

10:53.050 --> 10:53.830
!وایسا

10:53.830 --> 10:56.050
این‌جا یه دستشویی داره!؟

10:56.050 --> 10:57.180
‫فقط بِرون!

10:59.420 --> 11:02.850
‫ادوین، تو که می‌دونی استفاده
‫از "مانتا ری زیرآبی" ممنوعه!

11:02.850 --> 11:05.940
‫یک‌مشت جونور دارن بهمون
‫حمله می‌کنن، و داریم غرق می‌شیم!

11:05.940 --> 11:07.530
‫ادوین، اگه همه‌ی اینا فقط یه- ...

11:07.530 --> 11:09.170
‫این یه شوخی نیست، داناوان.

12:23.520 --> 12:25.970
‫ما باید هتل رو تخلیه کنیم، همین حالا!

12:25.970 --> 12:28.020
‫"اشغال شده توسط فضایی‌ها" .

12:28.020 --> 12:29.750
‫انگار باید با امتیاز پنج‌ستاره‌ــم خداحافظی کنم.

12:33.450 --> 12:34.840
‫ما موفق نمی‌شیم برگردیم!

12:37.930 --> 12:39.440
اون جونور از کجا اومد!؟

12:42.100 --> 12:44.770
‫آروم باش، انگار اون تو طرف ماست.

12:57.260 --> 12:59.770
‫کنار سکو یه قایق هست، سوارش شو.

12:59.770 --> 13:02.330
‫من بدون نوه‌هام هیچ‌جا نمی‌رم.

13:24.430 --> 13:25.950
‫آماده‌ی بستن در شو!

13:30.140 --> 13:30.970
! حالا

13:43.880 --> 13:46.370
‫داریم غرق می‌شیم، اونا شیشه‌رو شکستن.

13:46.370 --> 13:48.950
‫می‌دونستم نباید برش می‌داشتی، ‌می‌دونستم!

13:48.950 --> 13:50.340
.ادوین، ساکت

13:50.340 --> 13:52.450
‫من مطمئنم اون هیچ‌ ربطی به این نداره.

13:52.450 --> 13:53.820
چیو نباید برمی‌داشتی، داناوان؟

13:53.820 --> 13:55.820
‫ادوین نمی‌دونه داره درباره‌ی چی حرف می‌زنه.

13:55.820 --> 13:56.930
تو چطور می‌دونی!؟

13:56.930 --> 13:59.130
‫هرچی که تو از من می‌شنوی، حرفایی
‫ هستن که خودت می‌خوای بشنوی!

14:17.410 --> 14:19.890
داناوان، این‌جا چه‌خبره!؟

14:19.890 --> 14:22.980
‫باشه، اون اتش فشان زیرآبیه که گفتم کار نکرد،

14:22.980 --> 14:24.530
‫هتل سرنوشت بدی در انتظارش بود،

14:24.530 --> 14:27.380
‫من داشتم تبدیل به پانچ‌لاینِ
‫یه جوک بی‌مزه می‌شدم.

14:24.530 --> 14:27.380
‫
‫(پانچ‌لاین جمله‌ای‌ــه که یک جوک رو تموم
‫ می‌کنه،  و شنونده‌ها رو هم می‌خندونه.)

14:27.380 --> 14:28.690
‫و بعد من این،  ...

14:28.690 --> 14:30.210
‫منبع انرژی دیگه‌ رو پیدا کردم،

14:30.210 --> 14:33.770
‫داخل یه کَشتیِ عجیب اون زیر.

14:33.770 --> 14:36.470
‫اون شبیه به هیچ‌چیز
‫دیگه‌ای که تاحالا دیدم نبود.

14:36.710 --> 14:39.480
‫و الان، شرط می‌بندم اون
‫فضایی‌ها می‌خوان پسش بگیرن.

14:39.890 --> 14:40.730
‫آره،

14:40.730 --> 14:44.170
‫ همون فضایی‌هایی که یه پارکینگ
‫زیرآبی،  پُر از قایق و هواپیما دارن.

14:53.350 --> 14:54.610
‫بعد بیست ‌و هشت سال فعالیت شغلی،

14:54.610 --> 14:57.270
‫هیچ‌وقت نفهمیدم چه کسایی
‫پشتِ‌سرِ مثلث برمودا بودن،

14:57.270 --> 14:58.770
‫و الان، همونا دارن می‌آن دنبالمون.

15:07.650 --> 15:09.800
‫نیمه‌ی پر لیوانو ببین، بابابزرگ.

15:09.800 --> 15:12.900
‫تو هنوز پونزده ‌تا هتل
‫تفریحی دیگه دور دنیا داری.

15:31.070 --> 15:32.280
!نه

15:32.280 --> 15:34.090
‫جلوی اینو بگیر!

15:34.090 --> 15:34.980
.نمی‌تونم

15:39.490 --> 15:40.810
‫قراره پودر بشیم!

15:44.680 --> 15:46.150
‫ما زنده از این بیرون نمی‌آیم!

15:46.150 --> 15:47.410
‫چرا، می‌آیم!

15:47.410 --> 15:49.910
‫حالا سرت‌ــو بیار پایین و آماده‌ی برخورد شو.

16:02.440 --> 16:04.710
‫واو، این دیگه کی-

16:04.710 --> 16:07.190
‫فقط یه فضایی خوب دیگه
‫که سعی داره کمک‌ــمون کنه.

16:08.180 --> 16:09.020
‫محکم بگیرید!

16:19.740 --> 16:20.660
‫مراقب باش!

16:26.360 --> 16:29.140
‫بال‌هام زیادی خیس‌ــن، نمی‌تونم پرواز کنم!

16:29.140 --> 16:30.260
‫و اوه،  آره.

16:30.260 --> 16:31.830
‫من شنا هم نمی‌تونم کنم!

16:35.080 --> 16:36.610
‫نگران نباش، ما گرفتیمت،

16:36.610 --> 16:37.430
.بن

16:37.430 --> 16:39.390
!اون که بن نیست

16:39.400 --> 16:40.390
‫آره، درسته.

16:40.390 --> 16:42.590
‫فضایی‌های مهربون همین‌جوری سر و
‫کله‌ــشون پیدا می‌شه که کمکمون کنن،

16:42.590 --> 16:45.040
دقیقا همون وقتی که از قضا
پسرعموت غیب‌ــش می‌زنه؟

16:45.040 --> 16:47.140
مگه من چقدر احمق به‌نظر می‌رسم؟

16:47.140 --> 16:48.150
حالا چطوری انجامش می‌دی؟

16:47.140 --> 16:48.150
‫(منظورش فضایی‌شدن‌ــه.)

16:48.150 --> 16:49.540
‫ادوین، بهم گوش بده.

16:49.540 --> 16:52.420
‫اون گویِ انرژی،  اگه فضایی‌ها به‌خاطر اون این‌جا‌ـــن،

16:52.420 --> 16:54.510
‫ما باید قبل اونا خودمون رو برسونیم بهش!

16:54.510 --> 16:55.630
.خیلی خب

16:55.630 --> 16:56.710
.بیاید بگیریمش

16:56.710 --> 16:59.020
‫ولی برای گرفتنش باید اون-
‫‌همه راه تا اون سَر هتل بریم.

16:59.020 --> 17:01.250
.تا وقتی تو آب‌ــیم عمرا برسیم اون‌جا

17:01.250 --> 17:03.120
کسی چیزی درباره‌ی شنا کردن گفت؟

17:09.640 --> 17:11.970
‫نزدیک‌ترین زیردریاییِ نیروی
‫دریایی تـو "کـی‌وسـت"ـــه.

17:09.640 --> 17:11.970
‫
‫(کی‌وست  (Key West)  یکی از جزایر آمریکا‌ــست.)

17:11.970 --> 17:13.860
‫رسیدن‌‌ـــشون می‌تونه حدود یه نیم‌ساعتی طول بکشه.

17:13.860 --> 17:16.080
راهی هست که بشه از این
بالا با بچه‌ها ارتباط برقرار کرد؟

17:16.080 --> 17:18.010
‫نه، قبلا سعی کردم.

17:18.010 --> 17:19.820
‫حتما سیل خطوط ارتباطی رو خراب کرده.

17:23.840 --> 17:29.180
‫نمی‌دونم چی ترسناک تره؛ بوی
‫لجن خیس، یا بوی این فضایی‌ها.

17:29.190 --> 17:31.950
ادوین. باید یه راه سریع‌تری واسه
رسیدن به گوی انرژی باشه، درسته؟

17:47.880 --> 17:50.420
!ایول

17:50.420 --> 17:51.780
!حالا شد یه چیزی

17:55.550 --> 17:56.560
!بن

18:18.960 --> 18:20.010
‫ممنون.

18:20.010 --> 18:22.520
‫من ازت ممنونم، کارت عالی بود!

18:22.520 --> 18:23.420
‫هی، مراقب باشید!

18:58.030 --> 19:01.240
‫انگار نوه‌هات خیلی تحسین‌ــت می‌کنن، مکس.

19:01.240 --> 19:02.430
راز موفقیت‌ـــت چیه؟

19:02.430 --> 19:05.510
‫خب، من ازشون توقع ندارم که
‫نسخه‌های کوچیک‌تر خودم باشن،

19:05.510 --> 19:06.930
.من می‌ذارم خودشون باشن

19:06.930 --> 19:08.130
‫با تمام خطاها و اشتباهات‌ــشون.

19:08.130 --> 19:10.910
تو فقط اونا رو آوردی این‌جا،
چون خودِ اونا می‌خواستن بیان؟

19:10.910 --> 19:13.860
نه چون خودِ تو می‌خواستی بیان. درست می‌‌گم؟

19:13.860 --> 19:16.620
‫آره، این سفر تابستونی برای اونا بود.

19:16.630 --> 19:21.630
‫من نمی‌تونم آخرین‌ دفعه‌ای که کاری برای ادوین
‫کرده باشم که خودم نمی‌خواستم رو به‌یاد بیارم.

19:21.620 --> 19:23.260
‫فقط امیدوارم که حالشون خوب باشه.

19:23.970 --> 19:27.880
‫می‌دونی، نوه‌ها به‌طور شگفت‌انگیزی
‫می‌تونن از پس چالش‌ها بر بیان.

19:37.590 --> 19:42.810
‫اگه اون گوی می‌تونه انرژی کل هتل رو تأمین کنه، فقط تصور کنید که اون فضایی‌ها باهاش چیکار کردن.

19:42.810 --> 19:45.990
‫احتمالا  "دزدیدن اون‌همه قایق
‫و هواپیما" حدس خوبی باشه.

19:45.990 --> 19:50.740
‫شاید، اگه اتصال‌هاش رو برعکس کنیم، نیروی
‫بیرونی‌ــش رو تبدیل به نیروی داخلی کنه.

19:50.740 --> 19:53.300
‫و باعث انفجار درونی هتل بشه.

19:53.300 --> 19:55.390
‫با تمام فضایی‌های داخلش!

19:55.390 --> 19:57.420
‫فکر خوبی بود، ادوین.

19:57.420 --> 19:59.610
‫ممنونم، ولی ما هنوز باید از این‌جا بزنیم بیرون.

19:59.610 --> 20:01.250
.من یه ایده دارم

20:14.140 --> 20:16.630
فکر می‌کنید چقد زمان برامون باقی مونده؟

20:16.630 --> 20:17.220
‫خیلی نه!

20:18.830 --> 20:19.880
‫بپرید داخل!

20:19.880 --> 20:23.780
‫نقشه‌ی فرارت اونه؟ اون فقط برای نمایش‌ــه!

20:23.780 --> 20:26.480
‫و وقتی کار من باهاش تموم شه، برای رفتن می‌شه!

20:23.780 --> 20:26.480
‫
‫(با جمله‌ی قبل هم‌وزن‌ــه.)

21:25.490 --> 21:27.170
چطور اون زیردریایی رو به کار انداختید؟

21:27.170 --> 21:28.550
‫اون هشتاد ساله که روشن نشده!

21:29.500 --> 21:31.470
‫درست مثل چیزیه که گفتم، داناوان.

21:31.470 --> 21:35.090
نوه‌ها به‌طور شگفت‌انگیزی
‫می‌تونن از پس چالش‌ها بر بیان.

21:35.090 --> 21:38.540
‫خبر خوب اینه که کار فضایی‌ها تمومه.

21:38.540 --> 21:41.600
‫و خبر بد اینه که، کار هتل هم تمومه، بابابزرگ.

21:41.600 --> 21:43.410
هی، مگه مهمه؟

21:43.410 --> 21:46.610
‫شماها همه سالم‌ــید، و این تنها چیزیه که مهمه.

21:46.610 --> 21:48.930
‫البته بعدا باید همه‌چیزو برام تعریف کنی، ادوین.

21:48.930 --> 21:50.620
‫بعضیاشونو می‌گم،

21:50.620 --> 21:52.940
‫و "اِدی" رو ترجیح می‌دم، بابابزرگ.

21:58.210 --> 22:00.490
‫مرسی، برای همه‌چی.

22:00.490 --> 22:01.530
.اشکالی نداره

22:01.530 --> 22:05.040
‫خب، فکر کنم دیگه خبری از هتل
‫تفریحی منحصر به فردت نیست، داناوان.

22:05.040 --> 22:06.240
‫آره، درسته.

22:06.240 --> 22:08.990
‫ولی این فقط بهم زمان بیشتری رو
‫می‌ده که روی هتل بعدیم تمرکز کنم.

22:08.990 --> 22:10.850
‫این‌یکی قراره روی ماه باشه.

22:10.850 --> 22:15.310
‫مکس، چطوره تو و بچه‌ها
‫اولین مهمون‌های من باشید؟

22:15.310 --> 22:16.430
‫نه، ممنون!

22:16.450 --> 22:26.450
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
