1
00:00:03,280 --> 00:00:05,430
‫این واقعا خفنه!

2
00:00:05,430 --> 00:00:10,980
‫سوار جت شخصی یه میلیاردر شدیم تا قبل از هر کس دیگه‌ا‌ی، هتل جدیدش‌ــو ببینیم!

3
00:00:10,980 --> 00:00:13,900
‫حالا شد یه مسافرت تابستونی!

4
00:00:13,900 --> 00:00:14,940
!مرسی

5
00:00:14,940 --> 00:00:16,640
‫من برای شماها هرکاری می‌کنم.

6
00:00:16,640 --> 00:00:17,870
‫خودت‌هم می‌دونی، بن.

7
00:00:17,870 --> 00:00:21,470
چطور قبلا بهمون نگفتی که
داناوان گرندسمیث رو می‌شناختی؟

8
00:00:21,470 --> 00:00:22,620
‫حتما یادم رفته بوده.

9
00:00:34,760 --> 00:00:37,810
‫مکس تنیسون، مدت هاست که ندیدمت!

10
00:00:37,810 --> 00:00:38,960
حالت چطوره، داناوان؟

11
00:00:38,960 --> 00:00:41,990
‫خب، با وجودِ داشتنِ 16 تا هتل تفریحی
‫تو دور دنیا، باید بگم که خیلی خوبم.

12
00:00:41,990 --> 00:00:44,490
‫خوشحالم که بالاخره تصمیم گرفتی ببینی پول‌دار‌ها هم چه سبک زندگی‌ای دارن!

13
00:00:46,070 --> 00:00:49,090
‫اینا نوه‌های من‌ــن. بن، و گوئن.

14
00:00:49,090 --> 00:00:50,950
‫و ایشون هم نوه‌ی منه، اِدوین.

15
00:00:50,950 --> 00:00:51,950
‫
‫هی!         :(بن)

16
00:00:50,950 --> 00:00:51,950
‫ سلام! :(گوئن)

17
00:00:50,950 --> 00:00:51,950
‫(این‌جا   "هی!"   یک حالت خودمونی‌تری از سلام دادن‌ـــه.)

18
00:00:51,950 --> 00:00:54,100
‫آره، حالا هرچی.

19
00:00:55,820 --> 00:00:57,200
برای رفتن به اون پایین آماده‌اید؟

20
00:01:25,660 --> 00:01:29,120
‫تو مطمئنی این‌جا امن‌ترین مکان ‫برای
ساختن یه همچین هتل تفریحی‌‌ای بوده؟

21
00:01:29,120 --> 00:01:31,230
منظورت خط گسل‌های زیرآبیه؟

22
00:01:31,230 --> 00:01:35,480
‫منظورم اینه بیشتر انگار این‌جارو
صاف ‫وسطِ مثلث برمودا ساختی!

23
00:01:36,510 --> 00:01:39,430
‫از همون بچگی‌ هم نگرانی‌هات
‫هیچ‌وقت ولت نمی‌کردن، مکس.

24
00:01:39,430 --> 00:01:40,880
‫هرگز اهل ریسک نبودی.

25
00:01:41,700 --> 00:01:45,400
‫و این هم از اولین و تنها هتل تفریحی زیرآبی دنیا!

26
00:01:47,380 --> 00:01:49,680
‫عمرا باور کنید این پایین چه چیزایی هست.

27
00:01:49,700 --> 00:01:59,700
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

28
00:02:00,530 --> 00:02:04,080
♪ این داستان وقتی شروع شد که یک    ♪
♪ .دستگاه فضایی کارش رو آغاز کرد   ♪

29
00:02:04,080 --> 00:02:07,620
‫
‫♪   و با تمام راز هایی که پنهان کرده‌‌بود،  ♪
‫♪   خودش رو به مچِ اون پسر چسبوند.   ♪

30
00:02:07,620 --> 00:02:10,790
♪ ،حالا اون ابرقدرت داره  ♪
♪ .اون یه بچه‌ی عادی نیست   ♪

31
00:02:10,790 --> 00:02:12,050
♪ !اون بن 10ـــه   ♪

32
00:02:14,650 --> 00:02:18,230
‫♪ پس اگه اون‌ــو ببینید،   ممکنه با   ♪
‫♪   یک شگفتی بزرگ مواجه بشید. ♪

33
00:02:18,230 --> 00:02:21,750
‫♪  اون جلوی چشمان شما    ♪
‫♪   به یک فضایی تبدیل می‌شه. ♪

34
00:02:21,750 --> 00:02:24,940
‫
‫♪   اون لزج،  عجیب،  سریع و قوی‌ــه. ♪
‫♪   و هر شکل و اندازه‌ای داره. ♪

35
00:02:24,940 --> 00:02:26,150
♪  !اون بن 10ـــه   ♪

36
00:02:29,020 --> 00:02:32,350
♪  مسلح به قدرت هایی    ♪
♪  .که در اختیار داره    ♪

37
00:02:32,350 --> 00:02:35,870
‫♪ ، به مبارزه با شر    ♪
‫♪    از  زمین یا فضا می‌ره. ♪

38
00:02:35,870 --> 00:02:39,380
‫♪ اون هیچ‌وقت متوقف نمی‌شه   ♪
‫♪   تا زمانی که دخل‌شون رو بیاره. ♪

39
00:02:39,380 --> 00:02:42,670
‫♪ چون اون خفن‌ترین بچه‌ای‌ـه   ♪
‫♪   که تا حالا دنیا رو نجات داده. ♪

40
00:02:42,670 --> 00:02:44,440
♪ !بن 10  ♪

41
00:02:44,450 --> 00:02:52,850
Mamood                :        تنظیم       از
Mamood              :       ترجمه       از

42
00:02:52,850 --> 00:02:54,770
بن 10 - فصل دوم قسمت یازدهم
 نام قسمت : در زیر در کمین‌اند

43
00:03:01,580 --> 00:03:04,620
"در زیر در کمین‌اند"

44
00:03:01,850 --> 00:03:04,330
‫تا افتتاحیه‌ی رسمی فقط یک هفته مونده.

45
00:03:04,330 --> 00:03:07,840
‫فقط یه چندتا وی‌آی‌پی مثل خودت
‫هستن که می‌تونن این‌جارو زودتر ببینن.

46
00:03:07,840 --> 00:03:10,110
‫اصلا با اون آهن‌پاره‌ی زنگ‌زده‌‌ای که
‫ توش می‌خوابی قابل مقایسه نیست،

47
00:03:10,110 --> 00:03:11,780
درست نمی‌گم مکس؟

48
00:03:18,400 --> 00:03:22,270
‫من درباره‌ی هتل تفریحی شما داخل "پسیفیک مانثلی اوشینا" خونده بودم، آقای گرندسمیث.

49
00:03:18,400 --> 00:03:22,270
( "Pacific Monthly Oceania" )

50
00:03:18,400 --> 00:03:22,270
‫( .اسم یک مجله‌ــست )

51
00:03:22,270 --> 00:03:23,770
‫خیلی نوآورانه‌ـــست.

52
00:03:23,770 --> 00:03:25,820
‫درسته که این شیشه‌ها با استفاده از -

53
00:03:25,090 --> 00:03:25,820
‫+ پاچه‌خوار.

54
00:03:27,430 --> 00:03:31,200
‫الیاف میکرو تیتانیومی تقویت شدن، تا بتونن فشاری معادل دَه اتمسفر رو تحمل کنن.

55
00:03:31,200 --> 00:03:34,540
‫هیچ‌کس این‌جا خیس نمی‌شه، مگه این
‫‌که تو یکی از نُه‌تا استخر هامون باشن!

56
00:03:34,540 --> 00:03:35,910
‫خیلی فوق‌العادست، داناوان.

57
00:03:35,910 --> 00:03:39,310
‫خب، با دو میلیارد دلار هزینه معلومه که هست!

58
00:03:39,310 --> 00:03:41,500
‫ولی، می‌دونی، پول که همه‌چیز نیست.

59
00:03:41,500 --> 00:03:43,560
شعار خونوادگی‌ــمون رو عوض کردیم، بابابزرگ؟

60
00:03:45,590 --> 00:03:48,310
‫هی، منم سومو اسلمرز دوست دارم،

61
00:03:48,310 --> 00:03:49,770
اون نشان‌ـــو از کجا برنده شدی؟

62
00:03:49,770 --> 00:03:52,880
‫(Sumo Slammers Slam-Down V)

63
00:03:49,770 --> 00:03:52,880
‫(هلسینکی = پایتخت فنلاند.)

64
00:03:49,770 --> 00:03:52,880
‫مسابقه‌ی "سومو اسلمرز ‫اسلم‌داونِ پنج" تو هلسینکی.

65
00:03:52,880 --> 00:03:55,670
‫ما با جت شخصی بابابزرگم رفتیم،
‫ فقط برای این‌که اونو بگیریم.

66
00:03:55,670 --> 00:03:58,880
‫و ادوین می‌گه ارزش اون نشان
همین‌الانش ‫هم سه‌برابر شده.

67
00:03:58,880 --> 00:04:00,750
‫این بچه تو کار و کاسبی یه نابغه‌ــست.

68
00:04:00,750 --> 00:04:03,500
‫دارم آماده‌ــش می‌کنم که یه‌روز
‫این امپراتوری رو به‌دست بگیره.

69
00:04:03,510 --> 00:04:05,080
‫باید این نبوغ رو توی خانواده نگه داریم!

70
00:04:05,080 --> 00:04:08,750
‫من‌هم یه‌جورایی داشتم این تابستون
‫مسیر بابابزرگم رو پیش ‌می‌گرفتم.

71
00:04:22,650 --> 00:04:24,080
چی‌شد؟

72
00:04:24,080 --> 00:04:27,100
‫احتمالا افزایش جریان برق باعث شده که
‫آب یهویی خودش رو بازگردانی کنه.

73
00:04:27,100 --> 00:04:29,330
چیزی‌ــش نمی‌شه؟

74
00:04:29,330 --> 00:04:31,530
‫اگه کوسه‌ها اول نگیرنش، آره.

75
00:04:31,530 --> 00:04:35,160
‫نمی‌تونم بذارم یکی از کارمندهام، درست قبل افتتاحیه تبدیل به غذای ماهی شه!

76
00:04:35,160 --> 00:04:36,450
‫مطبوعات آبروـــم رو می‌برن!

77
00:04:41,150 --> 00:04:43,470
‫وقتشه ریپ‌جاز یه شیرجه بزنه!

78
00:04:45,130 --> 00:04:46,300
اون چی‌بود!؟

79
00:04:46,300 --> 00:04:47,820
‫... چی چی‌بود؟

80
00:04:47,820 --> 00:04:49,190
‫اوه مرد،

81
00:04:49,190 --> 00:04:50,920
‫برای اولین‌بار به‌عنوانِ خودم بهتر ‌بودم!

82
00:04:49,190 --> 00:04:50,920
‫(.منظورش اینه اگه بدون تبدیل شدن می‌رفت مفید تر می‌بود)

83
00:05:23,010 --> 00:05:24,070
حالت خوبه؟

84
00:05:27,610 --> 00:05:29,110
خب پسرعموت کجاست؟

85
00:05:29,110 --> 00:05:30,460
!فقط وقت‌کشی می‌کنم

86
00:05:29,110 --> 00:05:30,460
‫
 ‫(   "Hanging"  به معنی آویزان شدن هم هست.)

87
00:05:32,050 --> 00:05:33,270
کسی یه نردبون نداره؟

88
00:05:34,680 --> 00:05:38,520
‫خب، مجبورم حقوقش رو دوبرابر کنم؛
‫ ولی باز، فکر نکنم چیزی رو لو بده.

89
00:05:38,520 --> 00:05:39,820
به هر حال، اصلا کی حرفشو باور می‌کنه؟

90
00:05:39,820 --> 00:05:42,720
‫اون گفت یه‌جور موش شیش
‫‌اینچی با دوتا پا نجاتش داده!

91
00:05:39,820 --> 00:05:42,720
‫
‫(6  اینچ  =   15.24 سانتی‌متر.)

92
00:05:43,990 --> 00:05:45,380
‫با پول ساکتش کن،

93
00:05:45,370 --> 00:05:47,500
‫راهکار گرندسمیث‌ها همینه دیگه.

94
00:05:48,730 --> 00:05:53,990
ادوین، چرا تو بن و گوئن رو به یه تور نمی‌بری، تا من و بابابزرگشون بتونیم از گذشته‌ها حرف بزنیم؟

95
00:05:53,990 --> 00:05:55,310
!اوه، مرد

96
00:05:57,160 --> 00:05:58,280
اوه، مکس؛

97
00:05:58,280 --> 00:06:03,090
‫خیلی بده که سی‌سال پیش، وقتی جفتمون فقیر بودیم پیشنهاد منو قبول نکردی.

98
00:06:03,090 --> 00:06:06,850
‫اون‌طوری مجبور نبودی‫ کل عمرت رو صرف باز کردن چاه‌ها و تعمیر کردن توالت‌ها کنی،

99
00:06:06,850 --> 00:06:09,010
‫وقتی من، درحال گشتن دنیا بودم.

100
00:06:09,010 --> 00:06:10,860
،احتمالا تعجب کنی

101
00:06:10,860 --> 00:06:14,200
‫ولی لوله‌کش بودن هم می‌تونه
‫لحظات خاص خودشو داشته باشه.

102
00:06:10,860 --> 00:06:14,200
‫
‫(مکس این‌جا بدون این‌که داناوان بدونه داره به شغل پلامبری‌ـش اشاره می‌کنه، چون پلامبر به معنی لوله‌کش هست،   با این‌که مکس واقعا لوله‌کش نیست.)

103
00:06:22,730 --> 00:06:24,050
‫چه باحاله!

104
00:06:24,050 --> 00:06:25,360
.بد نیست

105
00:06:25,360 --> 00:06:29,650
‫تو صبح، یه مربی شنا و مربی خصوصیِ
‫خودم‌رو دارم که باهاشون تمرین کنم.

106
00:06:29,660 --> 00:06:31,040
تو یه شناگری؟

107
00:06:31,040 --> 00:06:32,110
.لانگ دیستنس

108
00:06:32,110 --> 00:06:35,600
‫بابابزرگم می‌گه به رشد شخصیتی کمک می‌کنه.

109
00:06:35,600 --> 00:06:37,360
‫بابابزلگم می‌گه به لشد شخصیتی کمک می‌کنه!

110
00:06:40,440 --> 00:06:45,550
‫اسمش "مانتا ری زیرآبی"ـــه. برای بابابزرگمه.

111
00:06:45,550 --> 00:06:47,650
‫خب، خفن به‌نظر می‌رسه.

112
00:06:47,650 --> 00:06:49,270
می‌خوای باهاش بریم یه دوری بزنیم؟

113
00:06:49,270 --> 00:06:50,410
!صد درصد

114
00:06:50,410 --> 00:06:52,130
مطمئنی این کار مشکلی نداره؟

115
00:07:00,970 --> 00:07:05,400
‫افزایش معکوس جریان برق باعث شکل‌گرفتن اثر گرداب شده بود، اما الان درست شده.

116
00:07:05,400 --> 00:07:08,520
‫حتما خیلی برق لازمه که بشه
‫ این‌جا رو روشن نگه‌ داشت.

117
00:07:08,520 --> 00:07:11,200
‫منبعش از سرزمین اصلی که نمی‌تونه باشه،

118
00:07:11,200 --> 00:07:12,720
‫چون خیلی از ساحل دورـــیم.

119
00:07:12,720 --> 00:07:14,890
‫منبعش شکاف‌های آتش‌فشانی کفِ دریاــست.

120
00:07:14,890 --> 00:07:17,230
‫اون‌ها رو مثل یک ژنراتور بزرگ بخار به کار می‌گیریم.

121
00:07:22,080 --> 00:07:24,750
می‌گم، پشت اون پنل چی‌ــه؟

122
00:07:24,750 --> 00:07:27,140
‫چیزی نیست،  اون فقط یه ژنراتور پشتیبانه.

123
00:07:27,140 --> 00:07:27,910
‫حالا، اینو نگاه‌کن.

124
00:07:40,490 --> 00:07:45,790
‫من به قدری انرژی دارم، که می‌تونم بیرون رو قدری روشن کنم، که از پونصد فوت زیر سطح دریا هم قابل دید باشه.

125
00:07:40,490 --> 00:07:45,790
‫
‫(500 فوت  =   152.39  متر.)

126
00:07:50,390 --> 00:07:53,500
‫و حالا، به گران‌بها ترین دارایی‌ــم می‌رسیم،

127
00:07:53,500 --> 00:07:54,840
‫" مانتا ری زیرآبی" !

128
00:07:57,880 --> 00:07:58,610
‫ادوین...!

129
00:08:13,430 --> 00:08:16,470
‫بعضی از این ماهی‌ها کاملا
‫ماقبل‌تاریخی به‌نظر می‌رسن!

130
00:08:34,240 --> 00:08:36,520
‫اوکی، این‌یکی دیگه عجیبه.

131
00:08:40,330 --> 00:08:42,150
‫و اون، عجیب‌تره!

132
00:09:06,500 --> 00:09:08,320
به نظرت اون جونورها چی می‌خوان؟

133
00:09:08,320 --> 00:09:11,180
‫فکر نکنم بخوان باهامون مارکو پولو بازی کنن.

134
00:09:11,180 --> 00:09:12,650
‫ما باید برگردیم به هتل!

135
00:09:53,340 --> 00:09:54,920
بابابزرگ، صدامو دریافت می‌کنی؟

136
00:10:05,530 --> 00:10:07,830
‫اگه به وایلدمات تبدیلم کنی، بی‌چاره ای!

137
00:10:21,830 --> 00:10:23,710
‫اوکی، حالا شد یه چیزی.

138
00:10:47,760 --> 00:10:49,330
هی، سر پسرعموت چی اومد؟

139
00:10:49,330 --> 00:10:51,410
‫اون، ... حتما رفته دستشویی.

140
00:10:52,030 --> 00:10:53,050
...باشه

141
00:10:53,050 --> 00:10:53,830
!وایسا

142
00:10:53,830 --> 00:10:56,050
این‌جا یه دستشویی داره!؟

143
00:10:56,050 --> 00:10:57,180
‫فقط بِرون!

144
00:10:59,420 --> 00:11:02,850
‫ادوین، تو که می‌دونی استفاده
‫از "مانتا ری زیرآبی" ممنوعه!

145
00:11:02,850 --> 00:11:05,940
‫یک‌مشت جونور دارن بهمون
‫حمله می‌کنن، و داریم غرق می‌شیم!

146
00:11:05,940 --> 00:11:07,530
‫ادوین، اگه همه‌ی اینا فقط یه- ...

147
00:11:07,530 --> 00:11:09,170
‫این یه شوخی نیست، داناوان.

148
00:12:23,520 --> 00:12:25,970
‫ما باید هتل رو تخلیه کنیم، همین حالا!

149
00:12:25,970 --> 00:12:28,020
‫"اشغال شده توسط فضایی‌ها" .

150
00:12:28,020 --> 00:12:29,750
‫انگار باید با امتیاز پنج‌ستاره‌ــم خداحافظی کنم.

151
00:12:33,450 --> 00:12:34,840
‫ما موفق نمی‌شیم برگردیم!

152
00:12:37,930 --> 00:12:39,440
اون جونور از کجا اومد!؟

153
00:12:42,100 --> 00:12:44,770
‫آروم باش، انگار اون تو طرف ماست.

154
00:12:57,260 --> 00:12:59,770
‫کنار سکو یه قایق هست، سوارش شو.

155
00:12:59,770 --> 00:13:02,330
‫من بدون نوه‌هام هیچ‌جا نمی‌رم.

156
00:13:24,430 --> 00:13:25,950
‫آماده‌ی بستن در شو!

157
00:13:30,140 --> 00:13:30,970
! حالا

158
00:13:43,880 --> 00:13:46,370
‫داریم غرق می‌شیم، اونا شیشه‌رو شکستن.

159
00:13:46,370 --> 00:13:48,950
‫می‌دونستم نباید برش می‌داشتی، ‌می‌دونستم!

160
00:13:48,950 --> 00:13:50,340
.ادوین، ساکت

161
00:13:50,340 --> 00:13:52,450
‫من مطمئنم اون هیچ‌ ربطی به این نداره.

162
00:13:52,450 --> 00:13:53,820
چیو نباید برمی‌داشتی، داناوان؟

163
00:13:53,820 --> 00:13:55,820
‫ادوین نمی‌دونه داره درباره‌ی چی حرف می‌زنه.

164
00:13:55,820 --> 00:13:56,930
تو چطور می‌دونی!؟

165
00:13:56,930 --> 00:13:59,130
‫هرچی که تو از من می‌شنوی، حرفایی
‫ هستن که خودت می‌خوای بشنوی!

166
00:14:17,410 --> 00:14:19,890
داناوان، این‌جا چه‌خبره!؟

167
00:14:19,890 --> 00:14:22,980
‫باشه، اون اتش فشان زیرآبیه که گفتم کار نکرد،

168
00:14:22,980 --> 00:14:24,530
‫هتل سرنوشت بدی در انتظارش بود،

169
00:14:24,530 --> 00:14:27,380
‫من داشتم تبدیل به پانچ‌لاینِ
‫یه جوک بی‌مزه می‌شدم.

170
00:14:24,530 --> 00:14:27,380
‫
‫(پانچ‌لاین جمله‌ای‌ــه که یک جوک رو تموم
‫ می‌کنه،  و شنونده‌ها رو هم می‌خندونه.)

171
00:14:27,380 --> 00:14:28,690
‫و بعد من این،  ...

172
00:14:28,690 --> 00:14:30,210
‫منبع انرژی دیگه‌ رو پیدا کردم،

173
00:14:30,210 --> 00:14:33,770
‫داخل یه کَشتیِ عجیب اون زیر.

174
00:14:33,770 --> 00:14:36,470
‫اون شبیه به هیچ‌چیز
‫دیگه‌ای که تاحالا دیدم نبود.

175
00:14:36,710 --> 00:14:39,480
‫و الان، شرط می‌بندم اون
‫فضایی‌ها می‌خوان پسش بگیرن.

176
00:14:39,890 --> 00:14:40,730
‫آره،

177
00:14:40,730 --> 00:14:44,170
‫ همون فضایی‌هایی که یه پارکینگ
‫زیرآبی،  پُر از قایق و هواپیما دارن.

178
00:14:53,350 --> 00:14:54,610
‫بعد بیست ‌و هشت سال فعالیت شغلی،

179
00:14:54,610 --> 00:14:57,270
‫هیچ‌وقت نفهمیدم چه کسایی
‫پشتِ‌سرِ مثلث برمودا بودن،

180
00:14:57,270 --> 00:14:58,770
‫و الان، همونا دارن می‌آن دنبالمون.

181
00:15:07,650 --> 00:15:09,800
‫نیمه‌ی پر لیوانو ببین، بابابزرگ.

182
00:15:09,800 --> 00:15:12,900
‫تو هنوز پونزده ‌تا هتل
‫تفریحی دیگه دور دنیا داری.

183
00:15:31,070 --> 00:15:32,280
!نه

184
00:15:32,280 --> 00:15:34,090
‫جلوی اینو بگیر!

185
00:15:34,090 --> 00:15:34,980
.نمی‌تونم

186
00:15:39,490 --> 00:15:40,810
‫قراره پودر بشیم!

187
00:15:44,680 --> 00:15:46,150
‫ما زنده از این بیرون نمی‌آیم!

188
00:15:46,150 --> 00:15:47,410
‫چرا، می‌آیم!

189
00:15:47,410 --> 00:15:49,910
‫حالا سرت‌ــو بیار پایین و آماده‌ی برخورد شو.

190
00:16:02,440 --> 00:16:04,710
‫واو، این دیگه کی-

191
00:16:04,710 --> 00:16:07,190
‫فقط یه فضایی خوب دیگه
‫که سعی داره کمک‌ــمون کنه.

192
00:16:08,180 --> 00:16:09,020
‫محکم بگیرید!

193
00:16:19,740 --> 00:16:20,660
‫مراقب باش!

194
00:16:26,360 --> 00:16:29,140
‫بال‌هام زیادی خیس‌ــن، نمی‌تونم پرواز کنم!

195
00:16:29,140 --> 00:16:30,260
‫و اوه،  آره.

196
00:16:30,260 --> 00:16:31,830
‫من شنا هم نمی‌تونم کنم!

197
00:16:35,080 --> 00:16:36,610
‫نگران نباش، ما گرفتیمت،

198
00:16:36,610 --> 00:16:37,430
.بن

199
00:16:37,430 --> 00:16:39,390
!اون که بن نیست

200
00:16:39,400 --> 00:16:40,390
‫آره، درسته.

201
00:16:40,390 --> 00:16:42,590
‫فضایی‌های مهربون همین‌جوری سر و
‫کله‌ــشون پیدا می‌شه که کمکمون کنن،

202
00:16:42,590 --> 00:16:45,040
دقیقا همون وقتی که از قضا
پسرعموت غیب‌ــش می‌زنه؟

203
00:16:45,040 --> 00:16:47,140
مگه من چقدر احمق به‌نظر می‌رسم؟

204
00:16:47,140 --> 00:16:48,150
حالا چطوری انجامش می‌دی؟

205
00:16:47,140 --> 00:16:48,150
‫(منظورش فضایی‌شدن‌ــه.)

206
00:16:48,150 --> 00:16:49,540
‫ادوین، بهم گوش بده.

207
00:16:49,540 --> 00:16:52,420
‫اون گویِ انرژی،  اگه فضایی‌ها به‌خاطر اون این‌جا‌ـــن،

208
00:16:52,420 --> 00:16:54,510
‫ما باید قبل اونا خودمون رو برسونیم بهش!

209
00:16:54,510 --> 00:16:55,630
.خیلی خب

210
00:16:55,630 --> 00:16:56,710
.بیاید بگیریمش

211
00:16:56,710 --> 00:16:59,020
‫ولی برای گرفتنش باید اون-
‫‌همه راه تا اون سَر هتل بریم.

212
00:16:59,020 --> 00:17:01,250
.تا وقتی تو آب‌ــیم عمرا برسیم اون‌جا

213
00:17:01,250 --> 00:17:03,120
کسی چیزی درباره‌ی شنا کردن گفت؟

214
00:17:09,640 --> 00:17:11,970
‫نزدیک‌ترین زیردریاییِ نیروی
‫دریایی تـو "کـی‌وسـت"ـــه.

215
00:17:09,640 --> 00:17:11,970
‫
‫(کی‌وست  (Key West)  یکی از جزایر آمریکا‌ــست.)

216
00:17:11,970 --> 00:17:13,860
‫رسیدن‌‌ـــشون می‌تونه حدود یه نیم‌ساعتی طول بکشه.

217
00:17:13,860 --> 00:17:16,080
راهی هست که بشه از این
بالا با بچه‌ها ارتباط برقرار کرد؟

218
00:17:16,080 --> 00:17:18,010
‫نه، قبلا سعی کردم.

219
00:17:18,010 --> 00:17:19,820
‫حتما سیل خطوط ارتباطی رو خراب کرده.

220
00:17:23,840 --> 00:17:29,180
‫نمی‌دونم چی ترسناک تره؛ بوی
‫لجن خیس، یا بوی این فضایی‌ها.

221
00:17:29,190 --> 00:17:31,950
ادوین. باید یه راه سریع‌تری واسه
رسیدن به گوی انرژی باشه، درسته؟

222
00:17:47,880 --> 00:17:50,420
!ایول

223
00:17:50,420 --> 00:17:51,780
!حالا شد یه چیزی

224
00:17:55,550 --> 00:17:56,560
!بن

225
00:18:18,960 --> 00:18:20,010
‫ممنون.

226
00:18:20,010 --> 00:18:22,520
‫من ازت ممنونم، کارت عالی بود!

227
00:18:22,520 --> 00:18:23,420
‫هی، مراقب باشید!

228
00:18:58,030 --> 00:19:01,240
‫انگار نوه‌هات خیلی تحسین‌ــت می‌کنن، مکس.

229
00:19:01,240 --> 00:19:02,430
راز موفقیت‌ـــت چیه؟

230
00:19:02,430 --> 00:19:05,510
‫خب، من ازشون توقع ندارم که
‫نسخه‌های کوچیک‌تر خودم باشن،

231
00:19:05,510 --> 00:19:06,930
.من می‌ذارم خودشون باشن

232
00:19:06,930 --> 00:19:08,130
‫با تمام خطاها و اشتباهات‌ــشون.

233
00:19:08,130 --> 00:19:10,910
تو فقط اونا رو آوردی این‌جا،
چون خودِ اونا می‌خواستن بیان؟

234
00:19:10,910 --> 00:19:13,860
نه چون خودِ تو می‌خواستی بیان. درست می‌‌گم؟

235
00:19:13,860 --> 00:19:16,620
‫آره، این سفر تابستونی برای اونا بود.

236
00:19:16,630 --> 00:19:21,630
‫من نمی‌تونم آخرین‌ دفعه‌ای که کاری برای ادوین
‫کرده باشم که خودم نمی‌خواستم رو به‌یاد بیارم.

237
00:19:21,620 --> 00:19:23,260
‫فقط امیدوارم که حالشون خوب باشه.

238
00:19:23,970 --> 00:19:27,880
‫می‌دونی، نوه‌ها به‌طور شگفت‌انگیزی
‫می‌تونن از پس چالش‌ها بر بیان.

239
00:19:37,590 --> 00:19:42,810
‫اگه اون گوی می‌تونه انرژی کل هتل رو تأمین کنه، فقط تصور کنید که اون فضایی‌ها باهاش چیکار کردن.

240
00:19:42,810 --> 00:19:45,990
‫احتمالا  "دزدیدن اون‌همه قایق
‫و هواپیما" حدس خوبی باشه.

241
00:19:45,990 --> 00:19:50,740
‫شاید، اگه اتصال‌هاش رو برعکس کنیم، نیروی
‫بیرونی‌ــش رو تبدیل به نیروی داخلی کنه.

242
00:19:50,740 --> 00:19:53,300
‫و باعث انفجار درونی هتل بشه.

243
00:19:53,300 --> 00:19:55,390
‫با تمام فضایی‌های داخلش!

244
00:19:55,390 --> 00:19:57,420
‫فکر خوبی بود، ادوین.

245
00:19:57,420 --> 00:19:59,610
‫ممنونم، ولی ما هنوز باید از این‌جا بزنیم بیرون.

246
00:19:59,610 --> 00:20:01,250
.من یه ایده دارم

247
00:20:14,140 --> 00:20:16,630
فکر می‌کنید چقد زمان برامون باقی مونده؟

248
00:20:16,630 --> 00:20:17,220
‫خیلی نه!

249
00:20:18,830 --> 00:20:19,880
‫بپرید داخل!

250
00:20:19,880 --> 00:20:23,780
‫نقشه‌ی فرارت اونه؟ اون فقط برای نمایش‌ــه!

251
00:20:23,780 --> 00:20:26,480
‫و وقتی کار من باهاش تموم شه، برای رفتن می‌شه!

252
00:20:23,780 --> 00:20:26,480
‫
 ‫(با جمله‌ی قبل هم‌وزن‌ــه.)

253
00:21:25,490 --> 00:21:27,170
چطور اون زیردریایی رو به کار انداختید؟

254
00:21:27,170 --> 00:21:28,550
‫اون هشتاد ساله که روشن نشده!

255
00:21:29,500 --> 00:21:31,470
‫درست مثل چیزیه که گفتم، داناوان.

256
00:21:31,470 --> 00:21:35,090
نوه‌ها به‌طور شگفت‌انگیزی
‫می‌تونن از پس چالش‌ها بر بیان.

257
00:21:35,090 --> 00:21:38,540
‫خبر خوب اینه که کار فضایی‌ها تمومه.

258
00:21:38,540 --> 00:21:41,600
‫و خبر بد اینه که، کار هتل هم تمومه، بابابزرگ.

259
00:21:41,600 --> 00:21:43,410
هی، مگه مهمه؟

260
00:21:43,410 --> 00:21:46,610
‫شماها همه سالم‌ــید، و این تنها چیزیه که مهمه.

261
00:21:46,610 --> 00:21:48,930
‫البته بعدا باید همه‌چیزو برام تعریف کنی، ادوین.

262
00:21:48,930 --> 00:21:50,620
‫بعضیاشونو می‌گم،

263
00:21:50,620 --> 00:21:52,940
‫و "اِدی" رو ترجیح می‌دم، بابابزرگ.

264
00:21:58,210 --> 00:22:00,490
‫مرسی، برای همه‌چی.

265
00:22:00,490 --> 00:22:01,530
.اشکالی نداره

266
00:22:01,530 --> 00:22:05,040
‫خب، فکر کنم دیگه خبری از هتل
‫تفریحی منحصر به فردت نیست، داناوان.

267
00:22:05,040 --> 00:22:06,240
‫آره، درسته.

268
00:22:06,240 --> 00:22:08,990
‫ولی این فقط بهم زمان بیشتری رو
‫می‌ده که روی هتل بعدیم تمرکز کنم.

269
00:22:08,990 --> 00:22:10,850
‫این‌یکی قراره روی ماه باشه.

270
00:22:10,850 --> 00:22:15,310
‫مکس، چطوره تو و بچه‌ها
‫اولین مهمون‌های من باشید؟

271
00:22:15,310 --> 00:22:16,430
‫نه، ممنون!

272
00:22:16,450 --> 00:22:26,450
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
