WEBVTT

00:03.460 --> 00:06.380
‫بن! ایتن! پاشید تنبل‌ها!

00:06.380 --> 00:08.550
‫دونات آوردم!

00:08.550 --> 00:10.210
‫خونگیـه؟

00:10.210 --> 00:13.430
‫چرا باید خونگی باشه؟
‫اصلاً کی تو خونه دونات درست می‌کنه؟

00:13.454 --> 00:24.454
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:24.980 --> 00:26.310
‫چی شد؟!

00:27.400 --> 00:29.650
‫صنایع ترایاد تحت حمله است

00:29.650 --> 00:31.530
‫شما هدف این حمله نیستید

00:31.530 --> 00:34.490
‫برای امنیت خودتون، فوراً خارج شید

00:35.720 --> 00:42.720
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:26.865 --> 01:30.591
« سرخی نور موشک‌ها »

01:31.459 --> 01:33.961
« انفجار در مقر اصلی ترایاد »

01:33.986 --> 01:37.260
‫به این میگن قمر در عقرب

01:37.260 --> 01:39.970
‫حدأقل تلفاتی در پی نداشته.
‫باز بد نیست

01:39.970 --> 01:44.020
‫شاید برای بعضی‌ها سؤال بشه که
‫چی اونجا بوده که منجر به چنین انفجاری شده

01:44.020 --> 01:46.350
‫روزنامه‌ی اکسپرس که نوشته،
‫«آتش‌سوزی ناشی از مشکل برق»

01:46.350 --> 01:48.900
‫که فقط سه طبقه‌ی بالایی رو درگیر کرده؟

01:48.900 --> 01:51.650
‫تو ساختمانی که هیچ تجهیزات صنعتی‌ای نداشته؟

01:51.650 --> 01:53.650
‫به‌نظرتون عجیب نیست؟

01:53.650 --> 01:56.990
‫چیزی که عجیبـه اینـه که شماها دارید به
‫این قضیه اهمیت میدید

01:56.990 --> 01:59.200
‫اگه تو روزنامه‌ها نوشته حادثه

01:59.200 --> 02:01.080
‫حتماً پلیس گاتهام تأییدش کرده

02:01.830 --> 02:02.990
‫نمی‌دونم

02:02.990 --> 02:05.500
‫کلی سؤال بی‌جواب هست

02:05.500 --> 02:08.250
‫اصلاً واسه چی تو روز شنبه اومدی اینجا، لوشس؟

02:08.250 --> 02:10.290
‫تا حالا شده استراحت کنی؟

02:10.290 --> 02:12.130
‫امروز دوشنبه‌ست...

02:12.130 --> 02:13.480
‫و این یعنی...

02:13.480 --> 02:15.275
‫کارهای اداری

02:14.100 --> 02:15.382
« قرارداد »

02:15.840 --> 02:17.970
‫دوشنبه؟ جداً؟

02:20.010 --> 02:21.970
‫صنایع ترایاد؟

02:21.970 --> 02:23.680
‫این اسم رو می‌شناسم؟

02:23.680 --> 02:27.430
‫مدیرعامل‌ها برای سرمایه‌گذاری توی
‫شرکت‌تون اقدام کردن، اما رد شد

02:27.430 --> 02:30.230
‫یادمـه. تو ارائه‌شون هم یه چیزهایی می‌گفتن

02:30.230 --> 02:32.360
‫یه منبع نیروی جدید؟

02:32.360 --> 02:35.360
‫اولتریوم. کلی سند با یه ویدیوی معرفی

02:35.360 --> 02:36.900
‫هنوز همه‌شون توی دفترمـن

02:36.900 --> 02:39.610
‫عالیـه. فردا همه‌چی رو با خودت بیار

02:39.610 --> 02:42.780
‫توی سالن نمایش پخشش می‌کنیم.
‫پنی‌ورث می‌تونه پفیلا درست کنه!

02:42.780 --> 02:44.950
‫اون‌وقت من برای چی این کار رو می‌کنم؟

02:44.950 --> 02:47.870
‫چیه مگه؟ دارم خودم هم دست به کار میشم

02:57.510 --> 02:59.300
‫پنی‌ورث، من وارد شدم

03:00.580 --> 03:04.080
‫متوجهم، قربان.
‫دفترچه‌م آماده‌ی آماده‌ست

03:05.050 --> 03:07.230
‫اکسپرس دست‌کم گرفته

03:07.230 --> 03:10.230
‫امکان نداره مشکل برق
‫باعث این آتیش‌سوزی شده باشه

03:12.690 --> 03:14.110
‫این‌ها که شبیهِ...

03:14.110 --> 03:15.610
‫دهانه‌های انفجاریـن

03:16.150 --> 03:19.150
‫ظاهراً به‌خاطر انفجارهای همزمان این‌طوری شدن

03:19.150 --> 03:22.410
‫انفجار ناشی از نارنجک یا بمب؟

03:22.410 --> 03:24.490
‫مشخص نیست. باید بیشتر بررسی...

03:24.490 --> 03:27.490
خیلی خوب اوضاع رو ‫تحت کنترل نگه داشتی، سل

03:27.490 --> 03:29.750
‫ممنونم، آقای هاردویک

03:29.750 --> 03:33.920
‫اما به‌نظرتون بهتر نیست که پلیس‌ رو
‫در جریان اتفاقات قرار بدیم؟

03:33.920 --> 03:36.730
چیزی که خودمون از پسش بر میایم رو
می‌سپاریم به شرکا

03:36.730 --> 03:38.880
‫تو کاری که می‌کنی رو ادامه بده

03:38.880 --> 03:40.380
‫اوضاع رو تحت کنترل نگه دار

03:42.130 --> 03:44.140
‫این دیگه چیه؟

04:10.033 --> 04:13.895
‫« ترایاد تقدیم می‌کند »
‫« بالا و بالاتر! آینده همین‌حالاست! »

04:13.920 --> 04:17.670
‫در سرتاسر دنیا،
مردم در حال گرسنگی کشیدن هستند

04:17.670 --> 04:20.880
‫اپیدمی‌ها میلیون‌ها نفر در جهان را می‌کشند

04:20.880 --> 04:24.840
‫کشورها بر سر سرزمین و
منابع با همدیگر می‌جنگند

04:24.840 --> 04:29.640
‫نسل به نسل،‌ قرن به قرن

04:29.640 --> 04:33.100
‫آیا بشر محکوم به این است که
‫این فجایع را تا ابد تکرار کند؟

04:33.100 --> 04:34.980
‫من که میگم «نه»

04:34.980 --> 04:36.730
‫نه اگه رو به بالا نگاه کنیم

04:36.730 --> 04:39.190
‫آینده‌ی ما در دست ستارگانـه

04:39.820 --> 04:41.320
‫اکتشاف

04:41.320 --> 04:43.030
‫ابداع

04:43.030 --> 04:46.870
‫فناوری موشک‌محور من،
‫چنین آینده‌ای را ممکن کرده و

04:46.870 --> 04:51.370
‫همچنین با استفاده از اولتریوم،
‫سوختِ آینده

04:51.370 --> 04:54.870
‫پاک، خالص، تموم‌نشدنی

04:54.870 --> 04:58.460
‫نیروی بی‌نقص برای سرنوشتی طلایی

04:58.460 --> 05:03.050
‫وقتش رسیده که بشریت، پرواز کنه!

05:03.050 --> 05:05.630
‫یه بار دیگه میگی چرا این رو رد کردیم؟

05:05.630 --> 05:08.470
‫آقای لایدکر، لاوفورد و هاردویک
اجازه نمی‌دادن که

05:08.470 --> 05:12.350
‫مستقلاً اولتریوم و طراحی فناوریِ
‫موشکی‌شون رو ارزیابی کنیم

05:12.350 --> 05:15.100
درست حس می‌کنم که نظرتون داره
‫درمورد ترایاد عوض میشه؟

05:15.100 --> 05:18.400
‫این‌طور بگم که حسابی علاقه‌مند شدم

05:18.400 --> 05:20.770
‫می‌خواید این پروژه رو مجدداً بررسی کنید؟

05:20.770 --> 05:22.610
‫تا ببینید چقدر پیشرفت کردن؟

05:22.610 --> 05:23.820
‫بله

05:23.820 --> 05:27.280
‫این بروس جدید رو دوست دارم.
‫مشارکت کردن بهت میاد

05:27.280 --> 05:28.620
‫ترتیب یه ملاقات رو میدم

05:28.620 --> 05:31.040
‫نمی‌دونم چرا ترتیب این ملاقات رو دادم

05:31.040 --> 05:32.650
‫شما که هیچ‌وقت تو ملاقات‌ها شرکت نمی‌کنید

05:32.650 --> 05:34.870
‫شما روح‌تون هم خبر نداره که
‫روال کارها به چه شکلـه

05:34.870 --> 05:38.380
‫نگران نباش.
‫من و تو یه مدرسه رفتیم، یادت رفته؟

05:39.080 --> 05:41.000
‫آقایون!

05:41.000 --> 05:44.170
‫وارن لاوفورد هستم، مدیرعامل صنایع ترایاد

05:44.170 --> 05:47.800
‫خوشحالم که دوباره می‌بینم‌تون.
‫ایشون هم بروس وین هستن

05:47.800 --> 05:50.850
‫صد البته. باعث افتخاره، قربان

05:50.850 --> 05:52.500
‫خیلی چیزا هست که باید نشون‌تون بدم

05:53.270 --> 05:55.890
‫ممنون که تو این اطلاع‌رسانی کوتاه،
‫به این ملاقات اومدید

05:55.890 --> 05:58.850
‫این چه حرفیـه؟!
‫تجدید نظر شما باعث خشنودی ماست

05:58.850 --> 06:02.570
‫- دفعه‌ی پیش اصلاً تحویل‌مون نگرفتید
‫- شما هاردویک بودید؟

06:02.570 --> 06:06.150
‫لوشس این وظیفه رو داره تا با تمام وجود
‫از دارایی‌های من محافظت کنه

06:06.150 --> 06:07.320
‫و همین کار رو می‌کنم

06:07.320 --> 06:11.160
‫اما نتونستم از فکرِ پروژه‌ی اولتریوم‌تون
در بیارم

06:11.160 --> 06:14.040
‫دقیقاً متوجه منظورتون میشم، آقای وین

06:14.040 --> 06:15.660
‫اولتریوم یه عنصر معجزه‌آسائه

06:15.660 --> 06:19.460
‫حتی با کوچیک‌ترین مقادیرش،
‫تقریباً نیروی نامحدودی تولید می‌کنه

06:19.460 --> 06:21.250
‫فوق‌العاده‌ست

06:21.250 --> 06:23.810
‫حقیقتش امیدوار بودم که با
دکتر ساتن ملاقات کنم

06:23.834 --> 06:25.789
‫طراحی‌های ایشون محشر هستن

06:25.814 --> 06:29.130
‫نابغه‌ای مثل راکسی،
تو هر قرن فقط یک‌بار میاد

06:29.130 --> 06:33.060
‫جهان تا قرن‌ها به نیکی ازش
‫یاد می‌کنه اما...

06:33.060 --> 06:34.640
‫ساتن مُرده

06:35.180 --> 06:37.390
‫لوشس فاکس

06:37.390 --> 06:39.900
‫سلام مجدد. شما کجا، اینجا کجا؟

06:39.900 --> 06:43.000
‫آرمند لایدکر، ایشون بروس وین هستن

06:43.000 --> 06:45.150
‫می‌خوایم یه نگاه دیگه‌ای به
اولتریوم بندازیم

06:45.150 --> 06:47.150
‫وارن گفته بود

06:47.150 --> 06:49.610
‫پس... دکتر ساتن؟

06:49.610 --> 06:51.870
‫اوه، راکسی رو میگید

06:51.870 --> 06:54.450
‫راستش یه... حادثه‌ای اتفاق افتاد

06:54.450 --> 06:56.910
‫تو آزمایشگاه خونگیش انفجاری رخ داد

06:56.910 --> 07:00.420
‫غم‌انگیز بود. دختر بیچاره درجا کشته شد

07:00.420 --> 07:01.960
‫هیچی ازش نموند

07:06.050 --> 07:08.550
‫مهم‌ترین موضوع اینـه که از
نوشته‌های راکسی و

07:08.550 --> 07:11.010
‫طرح‌هاش پیش از مرگش، نسخه‌برداری شده

07:11.010 --> 07:13.430
‫به‌اندازه‌ای که میراثش حفظ بشه

07:13.430 --> 07:16.030
‫ازش استفاده می‌کنیم تا
عصر طلایی جدید رو رقم بزنیم

07:16.030 --> 07:17.430
‫این...

07:17.430 --> 07:19.180
‫ستودنیـه

07:19.180 --> 07:22.060
‫این نمونه‌ی اولیه واقعاً تحسین‌برانگیزه

07:22.060 --> 07:24.190
‫پروژه تو فاز نهاییشـه؟

07:24.190 --> 07:26.280
‫حتی بدون دکتر ساتن؟

07:26.280 --> 07:29.070
‫از دست دادن راکسی شوکه‌کننده بود

07:29.070 --> 07:31.860
‫اما بله، در واقع از برنامه جلوتر هم هستیم

07:31.860 --> 07:35.370
‫آخر این هفته، از نمونه‌ی اولیه موشک‌مون
رونمایی می‌کنیم

07:35.370 --> 07:39.200
‫بهش فکر کنید.
‫پرتابه‌ای به بزرگی یه ساختمان اداری

07:39.200 --> 07:42.210
‫که انرژیش فقط از یه بلوک اولتریوم تأمین شده

07:42.210 --> 07:44.290
‫خیلی دوست داریم که توی
رونمایی‌ کوچیک‌مون شرکت کنید

07:44.290 --> 07:46.590
‫فقط خودمونیم و چندتا از مقامات خارجی و

07:46.590 --> 07:50.030
‫آدم‌های پولدار و دوراندیش

07:50.300 --> 07:51.930
‫هیچ ریسکی نمی‌کنیم

07:51.930 --> 07:55.870
‫اولتریوم از طریق قطار منتقل میشه تا
‫تو یکی از مراکز آزمایش ایمن نگهداری شه

07:56.470 --> 07:57.970
‫هیچی مانع پرتاب‌مون نمیشه

07:57.970 --> 08:01.750
‫تمام مدت، گروهی از بهترین افراد گانتر
‫نگهبانی میدن

08:25.880 --> 08:28.780
‫این همه دم و تشکیلات واسه یه بلوک براق؟

08:29.880 --> 08:31.220
‫این دیگه چیـه؟

08:52.299 --> 08:54.333
« اتوماتیک »

09:02.700 --> 09:03.830
‫یکی دیگه!

09:32.360 --> 09:33.360
‫دکتر ساتن؟

10:30.839 --> 10:33.739
« نابغه‌ای که در انفجار کشته شد »

10:31.000 --> 10:33.000
‫من دیدمش، پنی‌ورث

10:33.000 --> 10:36.490
‫چهارتا از مکان‌های ترایاد
‫تو سال گذشته نابود شدن

10:36.490 --> 10:39.050
‫و دلیل‌شون حادثه نبوده

10:39.050 --> 10:40.890
‫اولی؟ حادثه

10:40.890 --> 10:42.640
‫دومی؟ اتفاقی

10:42.640 --> 10:45.680
‫سومی و چهارمی و حالا هم پنجمی
که توی قطار بود

10:45.680 --> 10:49.310
‫شیش ماه فاصله‌ بین نابودی
آزمایشگاه خونگی دکتر ساتن و

10:49.310 --> 10:50.770
‫اولین...

10:50.770 --> 10:53.860
‫یعنی رسماً این‌ها رو حمله در نظر می‌گیریم؟

10:53.860 --> 10:56.070
‫و بعدش هم انبار ماشین‌آلات

10:56.070 --> 10:58.070
‫حالا هم این حمله‌ی جدید به قطار و

10:58.050 --> 10:59.050
« فضای امنیتی در قطار ترایاد »

10:58.094 --> 10:59.994
دفتر اصلی ترایاد

10:59.050 --> 11:02.910
« انفجار در مقر اصلی ترایاد »

11:00.030 --> 11:02.910
‫فقط کتاب‌خونه‌ی اسنادشون نابود شد

11:02.910 --> 11:05.740
‫حق اختراع‌ها، نقشه‌های فنی، فرمول‌ها

11:05.740 --> 11:08.500
‫شما معتقدید که دکتر ساتن
پشت همه‌ی این ماجراهاست

11:08.500 --> 11:10.620
‫انفجارهای کوچیک باعث این آسیب شدن،

11:10.620 --> 11:13.250
‫از جنس همون تپانچه‌ی موشکی‌ای که داره

11:13.250 --> 11:16.460
‫داره با اختراعات خودش،
به ترایاد آسیب می‌زنه

11:16.460 --> 11:17.960
‫جالبـه

11:17.960 --> 11:21.930
‫چرا تا این حد پیش رفته؟
‫چرا مرگ خودش رو صحنه‌سازی کرده؟

11:21.930 --> 11:23.550
‫سؤالات زیادی وجود داره

11:23.880 --> 11:27.030
‫اما حدس می‌زنم که بتونم به چندتا جواب برسم

11:29.247 --> 11:36.247
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

12:06.372 --> 12:08.978
« روباه، کرکس، کوسه »

12:09.002 --> 12:11.568
« نابغه‌ای که در انفجار به قتل رسید »

12:11.900 --> 12:14.300
‫باید این کارهات رو تمومش کنی، دکتر ساتن

12:14.860 --> 12:16.610
‫نباید میومدی اینجا

12:16.610 --> 12:18.230
‫هنوز کسی رو نکشتی

12:18.230 --> 12:21.400
‫اما شانس همیشه باهات یار نیست.
‫این انتقام‌جویی باید تموم بشه...

12:21.400 --> 12:26.140
‫عدالت‌جوی نقاب‌دار داره درمورد انتقام‌جویی
‫من رو نصیحت می‌کنه؟

12:29.450 --> 12:30.900
‫تو کمک لازم داری

12:30.900 --> 12:33.330
‫واضحه که این حادثه به مغزت آسیب زده

12:33.330 --> 12:35.420
‫حادثه؟ کار خودشون بود

12:35.420 --> 12:38.800
‫فهمیدم که این حیوون‌ها دارن با
!کارهام چی‌کار می‌کنن

12:39.230 --> 12:41.760
‫شما می‌خواید نقشه‌های من رو به
‫قدرت‌های خارجی بفروشید

12:41.760 --> 12:44.130
‫دکتر ساتن. راکسی...

12:44.130 --> 12:45.390
‫منطقی باش

12:45.390 --> 12:48.260
‫فرستادن موشک به ستاره‌ها، خرج داره.
‫این‌طوری می‌تونیم...

12:48.260 --> 12:50.480
‫شما قراردادمون رو نقض کردید!

12:51.000 --> 12:52.840
‫دیگه فقط با وکیلم صحبت می‌کنید

13:40.860 --> 13:44.110
‫وقتی فهمیدم چه نقشه‌هایی برای کارهام کشیدن

13:44.110 --> 13:46.570
‫سعی کردن من رو از بین ببرن

13:46.570 --> 13:48.490
‫اگه حرفت درست باشه، یعنی اونا مجرمـن

13:48.490 --> 13:51.450
‫من می‌تونم ته و توش رو در بیارم.
‫اونا رو به سزای عمل‌شون برسونم

13:51.450 --> 13:55.460
‫وقتی داشتن از کارم سوءاستفاده می‌کردن،
‫ تو کجا بودی؟

13:55.460 --> 13:58.250
‫وقتی می‌خواستن من رو بکشن،
‫تو کجا بودی؟

14:24.480 --> 14:27.530
‫- ساتن عقده‌ای شده، پنی‌ورث
‫- من هم این‌طور فکر می‌کنم، قربان

14:27.530 --> 14:31.620
‫کارزاری که راه انداخته،
‫ظاهراً تا الان خیلی موفق بوده

14:31.620 --> 14:34.490
‫این مرکز آزمایش تنها جاییـه که باقی مونده

14:34.490 --> 14:36.620
‫قطعاً‌ بهش حمله می‌کنه

14:36.620 --> 14:41.460
‫رونمایی فردائـه، قراره کلی مهمون و
‫کارکن‌های شرکت اونجا باشن

14:41.460 --> 14:44.460
‫تو چنین موقعیتی، بیشتر آدم‌ها
پلیس رو خبر می‌کنن

14:44.460 --> 14:46.630
‫شاید بهتر باشه رئیس گوردن رو از
‫این اتفاق باخبر...

14:46.630 --> 14:48.430
‫افراد گوردون نمی‌تونن جلوش رو بگیرن

14:48.430 --> 14:51.180
‫با فناوری‌ای که داره،
‫مثل بولدوزر ازشون رد میشه

14:51.180 --> 14:52.760
‫پس مسئولیتش با شماست...

14:52.760 --> 14:54.010
‫دوباره

14:54.600 --> 14:57.430
‫اما محل آزمایش صدها کیلومتر با
گاتهام فاصله داره

14:58.520 --> 15:00.900
‫چطور ممکنه به‌موقع به اونجا برسید؟

15:06.530 --> 15:10.570
‫این موشک نمونه‌ای باشکوه از فناوری ترایاده

15:10.570 --> 15:13.410
‫اما معجزه‌ی واقعی، منبع نیروئـه

15:13.410 --> 15:17.910
‫اولتریوم پاک و تجدیدپذیره و
تولید راحتی داره

15:17.910 --> 15:22.330
‫نیرویی که این سازه‌ی عظیم رو تأمین می‌کنه،
‫از یه گیره‌ی کاغذ هم سبک‌تره

15:22.330 --> 15:24.590
‫به آینده خوش اومدید، خانم‌ها و آقایون

15:24.590 --> 15:26.760
‫آینده‌ای که شما مالکش هستید

15:26.760 --> 15:28.970
‫با نرخ عمده

15:43.940 --> 15:46.440
‫حدأقل سعی کن یکم شهامت به خرج بدی، آرماند

15:46.440 --> 15:47.650
‫مگه نمی‌فهمی؟

15:47.650 --> 15:51.910
‫چیزی که توی موشکـه، آخرین مکعب
‫اولتریوم‌مونـه. اگه آزمایش شکست بخوره...

15:51.910 --> 15:54.450
‫غر زدن‌هات داره کم‌کم میره رو اعصابم!

15:55.200 --> 15:57.990
‫- بس کنید! با هر دوتونم
‫- بیا کنسلش کنیم، وارن

15:57.990 --> 16:00.710
‫می‌تونیم بگیم یه سری اشکالات فنی داشتیم

16:00.710 --> 16:02.580
چند ماه بعد دوباره خبرشون می‌‌کنیم

16:02.580 --> 16:03.960
‫دوباره خبرشون می‌کنیم؟

16:03.960 --> 16:06.540
‫اونا دیگه نمیان.
‫این آخرین فرصت‌مونـه!

16:06.540 --> 16:09.170
‫تمام دارایی‌های ما به موفقیت امروز
بستگی داره

16:09.170 --> 16:13.470
‫به محض این که ببینن چی داریم،
‫کلی قرارداد دولتی می‌ریزه سرمون

16:13.470 --> 16:15.760
‫سرمایه‌گذاری‌های خصوصی.
‫مطمئن باش

16:16.300 --> 16:17.850
‫راکسی هنوز اون بیرونـه!

16:17.850 --> 16:23.350
‫آروم باش. حتی اگه پیداش هم بشه،
‫این دفعه افرادم واسه هر اتفاقی آماده‌ن

16:23.350 --> 16:25.400
‫دیدی؟ همه‌چیز داره طبق نقشه پیش میره

16:26.610 --> 16:27.900
‫درستـه

16:27.900 --> 16:29.650
‫شمارش معکوس رو شروع کنید!

17:53.320 --> 17:54.690
‫دیگه تمومـه، دکتر ساتن

17:55.150 --> 17:56.990
‫یه نگاه به دورت بنداز!

17:56.990 --> 17:59.070
‫مگه نمی‌بینی اینجا کجاس؟

18:02.540 --> 18:04.370
‫این کار منـه

18:04.370 --> 18:05.830
‫من!

18:05.830 --> 18:08.370
‫دارن به یه مشت دیوونه می‌فروشنش!

18:08.370 --> 18:09.820
‫یه مشت آدم‌کش

18:10.920 --> 18:13.880
‫دنیا رو به میدون جنگ همیشگی تبدیل می‌کنن

18:17.760 --> 18:20.050
‫بهش میگن «تجارت»، راکسی

18:21.010 --> 18:22.930
‫بکشیدشون! جفت‌شون رو بکشید!

18:37.610 --> 18:39.660
‫چرا به پول قانع نشدی؟

18:39.660 --> 18:41.450
‫تجارت رو بسپار به مردها

18:41.450 --> 18:43.990
‫نمی‌ذارم خون آدم‌ها بیفته گردنم!

18:47.250 --> 18:48.330
‫دیدی؟

18:48.330 --> 18:50.750
‫تموم چیزهایی که ازم دزدیدن رو نابود کردم

18:50.750 --> 18:52.630
‫همه‌چیز به جز یه تیکه اولتریوم!

18:52.630 --> 18:53.900
‫همونی که توی موشکـه

18:58.090 --> 19:01.010
‫می‌تونم سیم‌کشیش رو دست‌کاری کنم،
‫تا آزمایش‌شون شکست بخوره

19:01.010 --> 19:02.700
‫این ترایاد رو ورشکست می‌کنه

19:07.140 --> 19:09.350
‫تموم شد. دیگه مهمات ندارم

19:10.270 --> 19:11.280
‫اما من دارم

19:12.940 --> 19:14.900
‫وارن! موشک رو پرتاب کن!

19:14.900 --> 19:16.900
‫شنیدی چی گفتم؟ پرتابش کن!

19:16.900 --> 19:19.150
‫- وارن...
‫- موشک رو پرتاب کن!

19:19.150 --> 19:22.160
‫قربان؟ تازه وسط شمارش معکوسیـم

19:22.160 --> 19:24.530
‫گفتم پرتاب کن! همین حالا!

19:48.810 --> 19:50.390
‫این‌ها رو بسپار به من. تو برو!

20:50.580 --> 20:52.290
‫خیلی دیر شده، روانی!

20:52.290 --> 20:56.170
‫هیچ‌کاری از دستش بر نمیاد.
‫این رونمایی کاملاً موفق میشه!

21:18.626 --> 21:20.160
« آزمایش موشکی شکست خورد »

21:20.623 --> 21:22.236
« ترایاد ورشکست شد »

21:22.853 --> 21:25.306
‫« مؤسسان ترایاد به جرم خیانت،
‫گناهکار شناخته شدند »

21:38.540 --> 21:40.793
‫مطمئنید می‌خواید این کار رو بکنید،‌ قربان؟

21:40.817 --> 21:42.566
‫خواسته‌ی خودش بود

21:42.590 --> 21:45.576
‫اگه زحمات دکتر ساتن دست افراد درستی
‫قرار بگیره،

21:45.600 --> 21:47.236
‫می‌تونه دنیا رو دگرون کنه

21:47.260 --> 21:49.330
‫دقیقاً کدوم افراد درست؟

21:49.355 --> 22:07.355
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:07.432 --> 22:12.071
« محل احداث آزمایشگاه‌های ساتن »
« پروژه‌ای از شرکت وین »

22:22.973 --> 22:24.739
‫« بلاک‌باستر »
