WEBVTT

00:03.879 --> 00:07.007
‫ازتون ممنونم خانم گوردون.
‫باورم نمیشه.

00:07.091 --> 00:08.759
‫به لطف شما حالا دیگه آزادم.

00:08.843 --> 00:11.554
‫شما آزادید چون لایق آزادی هستید.

00:11.637 --> 00:14.614
‫ما آدم‌ها بیشتر از اونی هستیم که چندتا
‫تصمیم اشتباه بخوان ما رو تعریف کنن.

00:14.682 --> 00:15.975
‫این رو یادتون باشه.

00:21.689 --> 00:25.025
‫یه خلافکار دیگه هم به یه
‫دلیل چرت‌وپرت دیگه آزاد شد.

00:25.109 --> 00:28.195
‫- باز قراره این بحث تکراری رو شروع کنیم؟
‫- اون جرم رو مرتکب شده بود، بارب!

00:28.279 --> 00:32.032
‫ای خدا، یه‌جوری حرف می‌زنی انگار تا حالا
‫شرایط تخفیف مجازات به گوشِت نخورده بابا.

00:32.116 --> 00:35.035
‫- نمیشه فقط اعمال رو...
‫- اتفاقاً اعمال خیلی مهم هستن.

00:35.119 --> 00:38.330
‫...در نظر گرفت.
‫و نمیشه زندان هم همیشه تنها راه‌حل باشه.

00:38.414 --> 00:42.084
‫شاید اگه پلیس‌ها کارشون رو درست
‫انجام می‌دادن و موکل من رو با همچین

00:42.168 --> 00:44.628
‫- مدرک‌های بی‌اساسی متهم نمی‌کردن...
‫- مواظب باش چی میگی باربارا.

00:44.712 --> 00:46.714
‫اون دوتا مأمورهای خوبی هستن، می‌شناسمشون.

00:46.797 --> 00:48.549
‫آره، شاید یه‌سری اشتباه کرده باشن.

00:48.632 --> 00:51.927
‫عجب، پس پلیس‌ها جایزالخطا هستن
‫ولی مردم نه.

00:52.011 --> 00:54.388
‫- خیلی ساده‌ای.
‫- تو هم خیلی بدبینی.

00:54.472 --> 00:58.976
‫ببین، آدم‌ها توی قلب‌شون می‌فهمن
‫چه کاری درسته و چه کاری غلط.

00:59.059 --> 01:02.897
‫امکان نداره نفهمن. پس وقتی کار غلط رو
‫انتخاب می‌کنن، باید به‌خاطرش جواب پس بدن.

01:02.980 --> 01:06.233
‫- خودت هم می‌دونی به این سادگی نیست، بابا.
‫- باید باشه.

01:06.317 --> 01:07.818
‫جناب کمیسر!

01:07.902 --> 01:10.005
‫قربان، باید باهامون بیاید.
‫همین الان خبر رسید که...

01:10.029 --> 01:11.530
‫هوی گوردون!

01:11.614 --> 01:13.908
‫بابا!

01:21.707 --> 01:24.752
‫- خدا رو شکر.
‫- معلومه چه خبره!؟

01:24.835 --> 01:26.587
‫به مشکل خوردیم، قربان.

01:26.611 --> 01:30.111
‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد»

01:30.111 --> 01:40.111
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:40.135 --> 01:48.135
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:01.811 --> 02:04.611
‫[اداره‌ی پلیس]

02:02.957 --> 02:04.875
‫حالا این تیرانداز کی هست؟

02:04.959 --> 02:08.712
‫فلوید لاوتون.
‫یه خلافکار که استخدامش می‌کنن تا آدم بکُشه.

02:08.796 --> 02:11.507
‫- می‌دونیم کی استخدامش کرده یا نه؟
‫- نه، هنوز دارن عملش می‌کنن.

02:11.590 --> 02:13.342
‫شاید یه‌کم طول بکشه
‫تا بتونیم بازجوییش کنیم.

02:13.425 --> 02:16.303
‫فقط می‌دونیم دیشب خبرش توی شهر پخش شد.

02:16.387 --> 02:18.222
‫برای کُشتن گوردون جایزه گذاشتن.

02:18.305 --> 02:20.683
‫یکی از مخبرهامون امروز
‫صبح زنگ زد خبرش رو داد.

02:20.766 --> 02:23.352
‫می‌خوان کمیسرِ پلیس رو بکُشن؟

02:23.435 --> 02:26.063
‫- خیلی جرأت دارن.
‫- خیلی هم پول دارن.

02:26.146 --> 02:27.147
‫از همین شروع می‌کنیم.

02:27.231 --> 02:29.984
‫باید دنبال دشمنی بگردیم که
‫منابع زیادی داره.

02:30.067 --> 02:32.486
‫هر چقدر دلت می‌خواد
‫توی پرونده‌ها بگرد، مانتویا

02:32.570 --> 02:35.865
‫ولی من که میگم بریزیم توی خیابون‌ها
‫خون به‌پا کنیم.

02:35.948 --> 02:40.286
‫یه حمله‌ی کامل با نیروی ویژه.
‫یه تکون اساسی به کل ایست اِند میدیم.

02:40.369 --> 02:42.997
‫همه‌شون رو می‌کشونیم اینجا،
‫دهن مهن‌شون رو سرویس می‌کنیم.

02:43.080 --> 02:45.708
‫بولاک راست میگه.
‫خیر سرمون پلیسیم.

02:45.791 --> 02:48.919
‫نباید بذاریم مردم فکر کنن
‫می‌تونن خیلی راحت به پلیس تیراندازی کنن.

02:49.003 --> 02:50.421
‫نه، نیروی ویژه نه.

02:50.504 --> 02:52.965
‫نمی‌خوام خیابون‌های
گاتهام رو ‫منطقه‌ی جنگی کنم.

02:53.048 --> 02:55.342
‫پرونده رو پیگیری کنید
‫اما منطقی و بی سر و صدا.

02:56.051 --> 02:57.469
‫عجب.

02:57.493 --> 02:59.493
‫[دفتر کمیسر گوردون]

03:01.140 --> 03:03.851
‫باید یه تیم امنیتی برات بذاریم.

03:03.934 --> 03:05.245
‫به‌نظرم برو دنبال کارهاش، رنی.

03:05.269 --> 03:08.814
‫بیخیال شو باربارا.
‫یارو رو که گرفتیم. نمی‌خوام دیگه...

03:08.898 --> 03:10.399
‫روی سرت جایزه گذاشتن بابا!

03:10.482 --> 03:13.027
‫فکر کردی فقط همین یه نفر رو می‌فرستن؟

03:13.110 --> 03:15.905
‫میشه لطفاً به دختر من بگی...

03:15.988 --> 03:18.866
‫درست میگه.
‫به‌نظرم خونه‌ی امن هم گزینه‌ی خوبیه.

03:18.949 --> 03:21.285
‫فقط تا زمانی که بفهمیم قضیه چقدر بیخ داره

03:21.368 --> 03:22.870
‫- و کی می‌خواد بُکشدت.
‫- رنی...

03:22.953 --> 03:25.331
‫- اگه رئیس تورن باشه چی؟
‫- چرا باید تورن بخواد من رو بکُشه؟

03:25.414 --> 03:29.627
‫چه‌می‌دونم. شاید می‌خواد قبل از انتخابات،
‫افکار عمومی رو تحت تأثیر قرار بده.

03:29.710 --> 03:30.794
‫کار تورن نیست.

03:30.878 --> 03:35.132
‫و غیر از اون، دوست ندارم
‫عین یه خرگوش ترسو فرار کنم.

03:35.215 --> 03:38.761
‫تازه، اگه برم معلوم نیست
‫فلس و بولاک چه غلطی می‌کنن.

03:38.844 --> 03:40.804
‫نه، من همین‌جا می‌مونم.

03:48.771 --> 03:50.898
‫بارب، وایسا یه لحظه.

03:50.981 --> 03:53.442
‫می‌بینی کارهاش رو؟
‫آخه یه آدم چقدر می‌تونه لجباز باشه؟

03:53.525 --> 03:56.445
‫- آخه انقدر خودخواه؟ انگار نه انگار ما هم بهش اهمیت میدیم.
‫- باربارا.

03:58.322 --> 04:01.367
‫من هر کاری بتونم می‌کنم
‫تا اتفاقی برای پدرت نیوفته.

04:01.450 --> 04:04.244
‫هر کس بخواد بلایی سرش بیاره
‫اول باید از روی جنازه‌ی من رد شه.

04:04.995 --> 04:07.247
‫- باشه؟
‫- ممنون.

04:07.331 --> 04:10.250
‫اگه هر اتفاقی افتاد
‫به دفترم زنگ بزنید.

04:10.334 --> 04:11.669
‫باشه.

04:18.133 --> 04:20.094
‫گندش بزنن.

04:24.218 --> 04:26.218
‫[دانشگاه ایالتی گاتهام]

04:28.560 --> 04:30.062
‫یا خدا!

04:32.147 --> 04:35.818
‫میشه یه‌بار هم که شده
‫عین جن ظاهر نشی؟

04:35.901 --> 04:38.612
‫رفتم قضیه‌ی پدرت رو پیگیری کردم.

04:38.696 --> 04:41.573
‫- یعنی چی!؟
‫- یه‌سری پرس و جو کردم.

04:41.657 --> 04:44.910
‫باشه، میگم، میگم!

04:44.994 --> 04:47.496
‫انگار دستور از داخل زندان بلک گیت داده شده.

04:47.579 --> 04:51.625
‫پاداشش هم عمومیه. یعنی هر کی بتونه
‫کار رو عملی کنه، جایزه بهش میرسه.

04:51.709 --> 04:53.293
‫پدرت هنوز هم مورد هدفشونه.

04:53.377 --> 04:57.047
‫زندان بلک گیت؟
‫یعنی کسی خصومت شخصی باهاش داره؟

04:57.131 --> 05:00.092
‫کمیسر بیشتر از ۳۰ ساله که پلیسه.

05:00.175 --> 05:02.594
‫برای همین لیست مظنون‌هامون زیادن.

05:02.678 --> 05:04.013
‫ای خدا.

05:05.014 --> 05:08.308
‫پدرت رو ببر یه‌جای امن.
‫من میرم باز هم پیگیری کنم.

05:08.392 --> 05:09.685
‫وایسا، چطوری می‌...

05:17.151 --> 05:19.695
‫یارو ایرلندیه که دیروز کتکش زدی رو یادته؟

05:19.778 --> 05:21.905
‫- خب؟
‫- دیشب مُرد.

05:21.989 --> 05:24.908
‫- خونریزی داخلی کرده بود.
‫- بد شد که.

05:25.784 --> 05:27.661
‫یه ۵۰ دلاری بهم بدهی داشت.

05:45.179 --> 05:47.139
‫توی برای گوردون جایزه گذاشتی.

05:49.767 --> 05:52.144
‫نه! نه، کار من نبوده!

05:52.227 --> 05:54.354
‫من فقط یه واسطه‌‍م.
‫به جون خودت...

05:54.438 --> 05:57.107
‫کار یه یارویی به اسم مولرـه.

05:57.191 --> 06:00.069
‫انداختنش انفرادی
‫برای همین به یه واسطه نیاز داشت.

06:00.152 --> 06:03.155
‫البته ببین، یه قضیه‌ای هست.

06:06.200 --> 06:09.995
‫بعد از این که اون یارو اولیه گند زد،
‫مولر جایزه رو دو برابر کرد.

06:10.079 --> 06:13.457
‫میگن یه گروه آدمکش حرفه‌ای
‫قراره بیان به شهر

06:13.540 --> 06:16.794
‫تا عین آدم کار رو تموم کنن.

06:33.542 --> 06:35.542
‫دان، دان، دان.

06:43.237 --> 06:47.116
‫باز چیه، اوهارا؟
‫من که پول این هفته‌‍ت رو دادم.

06:47.199 --> 06:50.244
‫ببین، تو و اون رفیق‌های نگهبانت بهتره...

06:50.327 --> 06:52.913
‫- وای خدا، نه.
‫- سلام مولر.

06:53.455 --> 06:55.666
‫چرا می‌خوای کمیسر گوردون رو بکُشی؟

06:55.749 --> 06:58.585
‫نه، نه، به‌خدا کار من...

06:58.669 --> 07:01.505
‫اصلاً من...

07:08.929 --> 07:11.515
‫همین حالا همه چیز رو بگو.

07:27.030 --> 07:29.116
‫عجب گیری افتادیم.

07:38.542 --> 07:41.336
‫باز قضیه چیه؟
‫من که گفتم چیزیم نمیشه.

07:41.420 --> 07:43.547
‫شرمنده، ولی هنوز مورد هدف هستید قربان.

07:43.630 --> 07:46.425
‫- افراد بیشتری قراره بیان سراغتون.
‫- بابا، خواهش می‌کنم.

07:46.508 --> 07:48.051
‫باید از اینجا ببریمت.

07:48.135 --> 07:52.389
‫نه، من توی این شهر نماینده‌ی قانونم.
‫قرار نیست کوله‌بارم رو ببندم و در برم.

07:52.472 --> 07:55.225
‫اگه افراد بیشتری قراره بیان
‫پس بذار بیان.

07:55.309 --> 07:57.769
‫ای خدا، یه نگاه به اطرافت بنداز بابا.

07:57.853 --> 07:59.646
‫اگه کسی بخواد اینجا بیاد سراغت

07:59.730 --> 08:02.107
‫تمام همسایه‌ها هم به خطر میوفتن.

08:02.191 --> 08:04.526
‫انگار یادت رفته
‫خانم جانسون هم همین خونه‌ی بغلیه.

08:05.152 --> 08:08.030
‫نباید همچین خطری رو
‫با خودت به این محله بیاری.

08:09.448 --> 08:11.158
‫خودتون هم می‌دونین که درست میگه.

08:18.999 --> 08:20.709
‫خیلی‌خب، باشه.

08:27.841 --> 08:31.970
‫بگو ببینم، آدمکش‌های قراردادی هم
‫«قربانی شرایط خاص» حساب میشن؟

08:32.054 --> 08:35.057
‫جدی الان می‌خوای باز این بحث رو شروع کنی؟

08:35.140 --> 08:38.894
‫فقط خواستم بگم یه‌وقت‌هایی
‫حد وسطی وجود نداره.

08:38.977 --> 08:40.938
‫بسه دیگه، سوار شو بابا.

09:06.713 --> 09:10.133
‫- جواب نمیدن، پنی‌ورث.
‫- لازمه باز هم زنگ بزنم قربان؟

09:10.217 --> 09:14.972
‫آره. من هم سعی می‌کنم پیداشون کنم.
‫باید بدونن با چی طرفن.

09:36.868 --> 09:39.496
‫حتی مسافرخونه هم کافی بود.

09:39.579 --> 09:43.208
‫نه، می‌بریمتون یه خونه‌ی امن درست و حسابی.

09:43.292 --> 09:45.335
‫جایی که هیچکس نتونه پیداتون کنه.

09:50.132 --> 09:52.634
‫بابا بیخیال، اسکورت هم گذاشتید؟

09:52.718 --> 09:55.429
‫من که نه.
‫کوریگان، تو گفتی نیروی پشتیبانی بیاد؟

09:55.512 --> 09:58.890
‫نه. مارکوس، برو سمت راست.
‫بذار ببینیم...

09:58.974 --> 10:00.976
‫اونا مأمورهای ما نیستن.
‫مواظب باشید!

10:51.360 --> 10:54.363
‫اینطور که مشخصه، خونه‌ی امن دیگه امن نیست.

10:54.446 --> 10:55.947
‫آره ظاهراً.

10:59.368 --> 11:01.787
‫- حالِت چطوره پسرم؟
‫- خوبم.

11:01.870 --> 11:04.998
‫- گلوله خورد توی دستم.
‫- حالِت خوب نیست.

11:05.082 --> 11:07.834
‫باید ببریمش بیمارستان.

11:25.811 --> 11:27.145
‫همین رو کم داشتیم.

11:32.776 --> 11:34.694
‫نشتی روغن داره.

11:34.778 --> 11:37.697
‫تیر به رادیاتور خورده.

11:39.199 --> 11:42.911
‫باید یه تلفن پیدا کنیم، زنگ بزنیم پاسگاه
‫تا یه آمبولانس برای مارکوس بفرستن.

11:42.994 --> 11:46.373
‫قربان، همین الان دو نفر با ماشین
‫گشت اداره بهمون حمله کردن.

11:46.456 --> 11:48.250
‫الان واقعاً نمی‌دونم به کی میشه اعتماد کرد.

11:48.333 --> 11:51.253
‫رنی درست میگه. شاید بهتره
‫یه‌جا پیدا کنیم تا شب رو صبح کنیم

11:51.336 --> 11:55.632
‫- و به وضعیت راننده برسیم.
‫- به‌نظرت کجا بریم؟

11:55.715 --> 11:57.175
‫الان وسط ناکجا آبادیم.

12:02.899 --> 12:04.899
‫[شهرک مسکونی وین گاردنز]
‫[به‌زودی]

12:18.822 --> 12:21.533
‫از این مخفی‌تر نمیشه.

12:21.616 --> 12:23.785
‫کافیه، بریم.

12:35.964 --> 12:39.217
‫کس دیگه‌ای هم سردشه
‫یا فقط منم؟

12:39.301 --> 12:42.262
‫باید خونه‌ی مدل رو پیدا کنیم.
‫همیشه اول اون رو می‌سازن.

12:42.345 --> 12:47.017
‫- شاید شانست زد و شومینه داشت رفیق.
‫- آره، خدا کنه.

12:52.647 --> 12:56.359
‫خاک بر سرشون. قرار بود فقط
‫تعقیبش کنن، نه اینکه درگیر بشن.

12:56.985 --> 12:59.154
‫حالا چطوری باید پیداشون کنیم؟

13:06.369 --> 13:08.955
‫قطره، قطره، قطره.

13:09.039 --> 13:10.832
‫چی گفتی رئیس؟

13:12.209 --> 13:14.961
‫قطره، قطره، قطره.

13:17.214 --> 13:18.632
‫دینگ، دینگ، دینگ، دینگ.

13:18.715 --> 13:21.927
‫آره، پیداشون کردیم.
‫آفرین رئیس.

13:28.934 --> 13:33.563
‫اختلاف داخلی در تقاطع ویلر و نیکلسون،
‫مأمورها توی محل حضور دارن.

13:33.647 --> 13:36.767
‫تمامی واحدها، تیراندازی
‫و تصادف ماشین با احتمال

13:36.791 --> 13:40.320
‫مجروحیت چند افسر در مسیر
‫دوم جاده‌ی دوژر گزارش شده.

13:40.403 --> 13:43.049
‫جاده‌ی دوژر؟
‫مطمئنی مرکز؟

13:43.073 --> 13:45.200
‫امشب توی اون منطقه مأموری نداریم.

13:58.922 --> 14:02.300
‫جداً میگم قربان، نیازی
‫نیست نگران من باشید...

14:05.011 --> 14:09.140
‫خون زیادی ازت رفته پسر جان.
‫سعی کن تکون نخوری، باشه؟

14:09.224 --> 14:12.435
‫چشم کمیسر...

14:12.519 --> 14:15.664
‫افتضاحه. حتی نمی‌تونیم
‫زنگ بزنیم پشتیبانی بیاد

14:15.688 --> 14:18.483
‫چون نمی‌دونی بین افرادت
‫به کی‌ها می‌تونی اعتماد کنی.

14:18.567 --> 14:20.610
‫اونوقت برات سؤاله که چرا
‫من به سیستم‌تون اعتقاد ندارم.

14:20.694 --> 14:24.239
‫بسه دیگه.
‫من میرم باز پنجره‌ی پشتی رو چک کنم.

14:30.203 --> 14:34.207
‫اینجا هیچ‌جوره توی کتم نمیره.
‫اصلاً حس و حال گاتهام واقعی رو نداره.

14:34.291 --> 14:36.459
‫آره.

14:36.543 --> 14:41.464
‫من رو یاد جایی که بزرگ شدم میندازه.
‫اونجا خیلی آروم بود.

14:41.548 --> 14:45.552
‫وایسا ببینم، گفتی کجا بزرگ شدی؟
‫افاده‌آباد؟ شهرک پولداران؟

14:45.635 --> 14:47.929
‫السورث هیلز.
‫خودت که می‌دونی.

14:48.013 --> 14:51.391
‫همه‌تون مثل هم هستید.
‫مایه‌دارها توی گاتهام دَووم نمیارن

14:51.474 --> 14:53.893
‫برای همین به‌جای اینکه شهر رو درست کنن،
‫می‌ذارن میرن.

14:53.977 --> 14:56.396
‫میرن حومه‌ی شهر که همه چی گل و بلبله.

14:56.479 --> 14:59.566
‫دیگه داری یه طرفه به قاضی میری.
‫ما که درست اون سمت رودخونه بودیم.

14:59.649 --> 15:03.403
‫نه جایی رفتیم نه مایه‌دار بودیم.
‫خونه‌ی پدربزرگم اونجا بود.

15:03.486 --> 15:06.823
‫باشه، قبول.
‫ولی باز هم خود شهر نمیشه.

15:06.906 --> 15:09.701
‫خب، من که دلم برای شهر تنگ نشد.
‫گاتهام...

15:09.784 --> 15:12.829
‫- یه‌سری چیزها کارشون...
‫- از کمک کردن گذشته؟

15:14.414 --> 15:16.082
‫منظورم همچین چیزی نبود.

15:21.796 --> 15:24.883
‫نظرتون چیه من برم قهوه دم کنم؟

15:24.966 --> 15:26.217
‫همه‌مون یه‌کم آروم میشیم.

15:26.301 --> 15:29.679
‫این خونه واقعی نیست کوریگان.
‫غذا توش پیدا نمی‌کنی.

15:29.763 --> 15:31.890
‫بالأخره باید یه‌چیزهایی باشه.

15:32.766 --> 15:33.975
‫گندش بزنن.

15:40.899 --> 15:42.899
‫بنگ!

15:47.322 --> 15:49.449
‫- اسلحه‌‍ت باهاته؟
‫- معلومه.

15:49.532 --> 15:52.994
‫پس شما برید پشت خونه رو پوشش بدید.

16:21.272 --> 16:22.649
‫بیا بریم.

16:26.111 --> 16:27.737
‫- چند نفرن؟
‫- تا ۷ نفرشون رو دیدم

16:27.821 --> 16:29.406
‫اما توی حرکت بودن.
‫احتمالاً بیشترن.

16:31.282 --> 16:32.283
‫موقعیت ساعت ۱۰!

17:45.774 --> 17:47.317
‫جاخالی.

17:48.818 --> 17:49.903
‫آپرکات!

17:54.324 --> 17:55.366
‫لگد!

17:57.202 --> 18:00.163
‫پوووف!
‫بَم بوم بوم!

19:02.225 --> 19:03.268
‫بـوم.

19:12.068 --> 19:15.280
‫دیگه تموم شد.
‫قرارداد هم لغو شد.

19:15.363 --> 19:17.282
‫- دیگه کسی نمیاد.
‫- خوبه.

19:17.365 --> 19:22.161
‫- حالا همه می‌تونن دست از نگرانی برای من بردارن.
‫- کمیسر، هدف تو نبودی.

19:22.245 --> 19:23.413
‫چی!؟

19:26.124 --> 19:28.585
‫آخیش.
‫حرومزاده‌ی سگ جـ...

19:29.752 --> 19:33.047
‫شرمنده دختر جون.
‫جایزه از اولش هم برای کُشتن بابات نبود.

19:33.131 --> 19:35.758
‫یه موکل داشتی که الان توی
‫بلک گیت خیلی ازت دلخوره.

19:35.842 --> 19:37.343
‫من...

19:37.427 --> 19:41.681
‫ببین، من خودم هم دلم نمی‌خواد
‫اما پاداشش خیلی رقم بالاست.

19:43.725 --> 19:47.353
‫بیخیال کوریگان، واقعاً که فکر نمی‌کنی
‫بتونی از این قضیه قسر در بری؟

19:47.437 --> 19:49.314
‫معلومه که می‌تونم.
‫می‌بینی؟

19:49.397 --> 19:51.733
‫انگار این یارو تونسته شانسی یه گلوله در کنه

19:51.816 --> 19:54.652
‫و من هم درست بعدش
‫دوتا گلوله توی سینه‌‍ش خالی کردم.

20:12.754 --> 20:14.505
‫خوبی؟

20:14.589 --> 20:15.673
‫آره.

21:09.978 --> 21:11.437
‫ببین، من جایزه رو از روت برداشتم.

21:11.521 --> 21:15.483
‫پس...یادت باشه این رو به دوستت بگی.

21:15.566 --> 21:18.486
‫باشه؟
‫بگو کاری که گفت رو کردم.

21:23.366 --> 21:27.286
‫من وظیفه‌‍م رو برات انجام دادم.
‫بهترین توافق ممکن رو برات گیر آوردم

21:27.370 --> 21:29.455
‫اونوقت در عوض، تو دنبال کُشتنم بودی.

21:29.539 --> 21:33.292
‫بهترین توافق این بود؟
‫اینجا؟

21:34.168 --> 21:36.337
‫هیچ می‌دونی اینجا چه‌جوریه؟

21:36.421 --> 21:39.465
‫شاید یه‌سری کارهای غلط کرده باشم
‫ولی مثل بقیه نیستم.

21:39.549 --> 21:42.051
‫فقط چندتا اشتباه کردم.
‫تو...

21:42.760 --> 21:46.180
‫می‌تونستی توافق بهتری برام گیر بیاری.
‫من حقم نیست اینجا باشم.

21:49.267 --> 21:51.978
‫راستش، فکر کنم اتفاقاً حقته.

21:52.602 --> 22:12.602
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
