WEBVTT

00:00.500 --> 00:06.573
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:06.757 --> 00:09.218
پسر، اینجا رو ببین

00:09.301 --> 00:12.513
‫یادمه یه زمانی این کارخونه‌ها
‫تمام وقت باز بودن

00:12.596 --> 00:14.848
‫بابام قبلاً توی اون کارخونه کار می‌کرد

00:14.872 --> 00:16.410
‫گیره‌ی کاغذ تولید می‌کردن

00:16.434 --> 00:19.770
‫بعدش چند سال پیش اون آتیش‌سوزی شد
‫و همه چی دود شد

00:19.854 --> 00:23.232
‫- چیه، گیره‌ی کاغذ لازم داری؟
‫- نه

00:23.315 --> 00:25.901
‫اگه یه دولتِ درست و حسابی داشتیم
‫بازسازی می‌کردیم

00:25.925 --> 00:27.694
‫و دوباره به اینجا جون می‌دادیم

00:27.945 --> 00:30.781
‫ولی به جاش زاغه‌ها برامون موندن و همه‌ی...

00:30.865 --> 00:32.116
‫هی، اون رو می‌بینی؟

00:33.367 --> 00:34.910
‫آره

00:36.454 --> 00:38.622
‫اون یه... اسبه؟

00:57.183 --> 00:58.601
‫بایستید و تحویل بدید

01:27.755 --> 01:30.925
‫جاده جای مناسبی برای یه خانم نیست

01:32.509 --> 01:34.595
‫باید بدویی بری خونه، عزیزم

01:46.131 --> 01:53.992
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:20.499 --> 02:25.439
‫« ترجمه از سینـا صداقت »

02:26.564 --> 02:28.044
‫[آقای شبح پول خیریه را دزدید]

02:28.068 --> 02:29.775
‫اوراق خزانه سود خوبی بهمون دادن،

02:29.859 --> 02:32.278
‫ولی فکر کنم بهتره وارد بازار سهام بشیم،

02:32.361 --> 02:34.738
‫که می‌تونه بی‌ثبات باشه،
‫ولی ارزشش رو داره.

02:34.822 --> 02:37.867
‫روی هم رفته، ارزشِ پورتفولیوت
‫در طول سال گذشته 20 درصد بالا رفته

02:37.950 --> 02:41.036
‫که از نظر خودم عملکرد خیلی خوبیه

02:41.704 --> 02:43.122
‫گوشت با منه؟

02:43.205 --> 02:45.374
‫ارزشِ پورتفولیوم بالا رفته.
‫هنوز پولدارم.

02:45.398 --> 02:47.269
‫تو هم بازی با کلمات رو خیلی خوب بلدی

02:47.293 --> 02:49.837
‫بله، بله و بله

02:50.838 --> 02:54.425
‫خب، نظرت در مورد سرقت‌های شبح چیه؟

02:54.508 --> 02:56.635
‫به وضوح یه روانیه که لباس مبدل می‌پوشه

02:56.719 --> 02:59.138
‫- وگرنه شبح پول رو می‌خواد چیکار؟
‫- نکته‌ی خوبیه

02:59.221 --> 03:01.390
‫تو چی، پنی‌ورث؟

03:01.414 --> 03:03.368
‫به نظرت اشباح گاتهام سیتی رو تسخیر کردن؟

03:03.392 --> 03:05.728
‫یه همچین شهری؟ شک ندارم

03:05.811 --> 03:09.023
‫«چیزهای بیشتری در آسمان و زمین هست، هوراشیو»

03:09.106 --> 03:11.233
‫- تو یه عمو نداشتی...؟
‫- البته

03:11.317 --> 03:14.862
‫عمو نایجل متقاعد شده بود
‫روح همسر مرحومش رو دیده

03:14.945 --> 03:18.032
‫که در دشت‌های بیرون اکسبریج سرگردان بوده

03:18.115 --> 03:20.367
درسته. وقتی دنبال سگش می‌گشت

03:20.451 --> 03:24.788
‫- «پچز...»
‫- «پچز، کجایی؟»

03:26.165 --> 03:28.125
‫مطمئن نیستم کدوم عجیب‌تره،

03:28.208 --> 03:32.004
‫این که پنی‌ورث به اشباح اعتقاد داره
‫یا این که شما دوتا انقدر صمیمی‌اید

03:32.087 --> 03:35.132
‫خب، من جوری بزرگ شدم که
‫با خدمتکارها مثل آدم رفتار کنم، بروس

03:35.215 --> 03:37.301
‫شاید بهتر باشه خودتم امتحانش کنی

03:40.930 --> 03:45.267
‫هی، اون زمین کنار ساحل رو یادته که
‫برای پروژه‌ی باغ‌های وین در نظر داشتی؟

03:45.351 --> 03:47.353
‫ولی یه جای نزدیک‌تر به شهر می‌خواستی؟

03:47.436 --> 03:48.729
‫- آره
‫- من خریدمش

03:48.812 --> 03:50.940
‫- این کارو نکردی
‫- البته که خریدمش، پسر

03:51.023 --> 03:52.858
‫قراره یه سری واحد
‫برای خانواده‌های تک‌سرپرست،

03:52.942 --> 03:55.819
‫یه سری خونه برای افراد کم‌درآمد،
‫یه مدرسه و پارک عمومی بسازم.

03:55.903 --> 03:58.781
‫بگذریم، آخر این هفته
‫معامله رو نهایی می‌کنم

03:58.864 --> 04:01.617
‫خب، این عالی به نظر میاد.
‫تبریک میگم، لوشس.

04:01.700 --> 04:04.995
‫مرسی. می‌دونی، می‌تونم تو رو هم سهیم کنم

04:05.079 --> 04:09.625
‫فقط توی اون حساب احتیاطی که
‫نمیذاری نزدیکش شم پول کافی داری

04:09.708 --> 04:11.293
‫نگران اون حساب نباش

04:11.377 --> 04:13.796
‫فکر کن صندوق مخارج فرعی خودمه

04:13.879 --> 04:18.217
‫احتمالاً نمی‌خوام بدونم
‫اون پول رو واسه چی خرج می‌کنی، مگه نه؟

04:18.300 --> 04:21.178
‫بهم اعتماد کن، واقعاً نمی‌خوای بدونی

04:21.720 --> 04:25.933
‫«هاروی دنت فقط کاری را می‌کند
‫که مادر و پدرش به او یاد دادند

04:26.016 --> 04:30.062
‫خریدن هر چیزی که می‌خواهد.
‫پس حالا سعی دارد انتخابات را هم بخرد.»

04:30.145 --> 04:32.815
‫گمونم مطبوعات حالا هرچی که
‫شهردار جسوپ میگه چاپ می‌کنن؟

04:32.898 --> 04:34.775
‫مثلاً قرار بود این مسئله رو حل کنی، گورمن

04:34.858 --> 04:37.569
‫سعی کردیم،
‫ولی جسوپ مطبوعات رو کنترل می‌کنه،

04:37.653 --> 04:40.781
‫و اونا با کمال میل عکس‌هایی از شما
‫با دوستانِ ثروتمندتون چاپ می‌کنن

04:40.864 --> 04:44.618
‫دو اتحادیه قبلاً حمایتشون رو پس گرفتن
‫و این فقط مربوط به امروزه

04:44.702 --> 04:47.746
‫خیلی خب. درسته، ما حمایت بخشی
‫از طبقه‌ی کارگر رو از دست دادیم،

04:47.830 --> 04:49.456
‫ولی شاید بتونیم درستش کنیم

04:49.540 --> 04:53.043
برای نشون دادن مردمی بودنتون
یه رویداد مطبوعاتی برگزار کنید

04:53.961 --> 04:56.964
‫باشه. ترتیبش رو بده.
‫برای ناهار دیرم شده.

05:02.177 --> 05:03.929
‫برو کلوب، هنری

05:04.013 --> 05:06.932
‫از هنری خواستم بره
‫این اطراف قدم بزنه

05:07.016 --> 05:08.726
‫امیدوارم ناراحت نشی

05:08.809 --> 05:10.978
‫چیکار می‌تونم براتون بکنم، آقای تورن؟

05:11.061 --> 05:13.647
‫در اصل می‌خواستم بپرسم
‫من چیکار می‌تونم برات بکنم، دنت

05:13.731 --> 05:17.526
‫امتیازت توی نظرسنجی‌ها کاهش پیدا کرده،
‫و من اومدم هر طور که می‌تونم کمک کنم.

05:17.609 --> 05:19.486
‫فکر می‌کردم از شهردار جسوپ حمایت می‌کردید

05:19.570 --> 05:22.448
‫گاهی باید روی هر دو طرف شرط ببندی

05:22.531 --> 05:24.908
‫اینجوری تحت هر شرایطی برنده میشی

05:24.992 --> 05:26.952
‫و من همیشه برای برنده شدن بازی می‌کنم

05:27.036 --> 05:28.996
‫منم دقیقاً به همین دلیل
‫توی انتخابات شرکت می‌کنم

05:29.079 --> 05:31.915
‫که این شهر رو از فسادی نجات بدم
‫که تو و جسوپ...

05:31.999 --> 05:34.251
‫آره، می‌فهمم. تو اصول اخلاقی داری

05:34.334 --> 05:37.546
‫ولی نمی‌تونی کسی رو نجات بدی
‫مگر این که برنده شی

05:37.629 --> 05:39.214
‫لعنتی، ناسلامتی تو دادستانی

05:39.238 --> 05:41.716
‫باید کاملاً با مفهومِ سازش آشنا باشی

05:41.884 --> 05:44.136
‫تا جایی که شنیدم،
‫کمابیش خودت کتابش رو نوشتی.

05:44.219 --> 05:47.347
‫- منظورت چیه...؟
‫- ولی اشکالی نداره، دنت

05:47.431 --> 05:51.226
‫اخلاقیات معمولاً برای بیشتر افراد متغیره

05:51.310 --> 05:53.896
‫خب، می‌دونی کجا پیدام کنی...

05:53.979 --> 05:56.231
‫اگه می‌خوای به بازی برگردی

05:59.860 --> 06:00.986
‫خیلی عجیبه

06:01.070 --> 06:04.698
‫کامیونی که دیشب ازش سرقت شد
‫پول‌های یه رویداد خیریه رو حمل می‌کرد

06:04.782 --> 06:06.658
‫چی عجیبش می‌کنه؟

06:06.742 --> 06:09.369
‫دیشب پنج تا کامیونِ زرهی دیگه توی شهر بود،

06:09.453 --> 06:10.829
‫که همه‌شون پول بیشتری داشتن

06:10.913 --> 06:13.874
‫دزده چرا کامیونِ خیریه‌ی بخش غربی رو
‫به بقیه ترجیح داده؟

06:13.957 --> 06:17.628
‫دزدمون ریسکِ یکسانی کرده
‫ولی برای پاداشِ کمتر

06:17.711 --> 06:20.130
‫شاید نباید روی چیزی که
‫سرقت میشه تمرکز کنم،

06:20.214 --> 06:22.466
‫بلکه باید روی کسی که
‫ازش سرقت میشه تمرکز کنم

06:23.926 --> 06:26.845
‫همونطور که شبکه‌ی راه‌آهن گاتهام
‫نقش شریان‌های شهر بزرگ رو داره

06:26.929 --> 06:29.431
‫مردمی که سوارش میشن
نیروی حیاتش هستن

06:29.515 --> 06:32.101
‫مادری که در بخش شرقی زندگی می‌کنه
‫ولی در مرکز شهر کار می‌کنه،

06:32.184 --> 06:36.355
‫کارگرهای شیفت شب کارخونه،
‫همه قلبِ تپنده‌ی گاتهام رو تشکیل میدن.

06:37.106 --> 06:38.189
‫وقتی من شهردار شم،

06:38.213 --> 06:41.943
‫ترتیبی میدم که قطارهامون تمیزتر،
‫ارزون‌تر و امن‌تر از همیشه بشن.

06:41.967 --> 06:43.002
هان؟

06:54.706 --> 06:57.126
‫حالا که توجه شما رو جلب کردم،

06:57.209 --> 07:00.462
‫اجازه بدید اشیاء قیمتی‌تون رو ازتون بگیرم

07:00.546 --> 07:04.133
‫کیف‌های پول، کیسه‌های سکه،
‫ساعت‌های جیبی،

07:04.216 --> 07:06.426
‫لطفاً همه رو بریزید توی خورجین‌ها

07:12.391 --> 07:15.769
‫بیا، این رو بگیر.
‫و دست از سر این مردم بردار.

07:15.853 --> 07:17.646
‫اوه، نه آقا

07:17.729 --> 07:21.358
‫من هرگز یه پاپاسی هم
‫از مردی در مقام شما نمی‌گیرم

07:21.984 --> 07:25.028
‫ولی دار و ندار این مرد رو ازش می‌گیرم

07:28.115 --> 07:31.910
‫خدانگهدار، آقایون

07:34.121 --> 07:35.831
‫چه اتفاقی افتاد؟

07:46.341 --> 07:47.926
‫هی!

08:36.350 --> 08:38.643
‫می‌دونم بعید به نظر میاد،

08:38.667 --> 08:41.122
‫ولی شاید باید این احتمال رو
‫در نظر بگیریم که...

08:41.146 --> 08:43.064
‫«دنیا برای ما به اندازه‌ی کافی بزرگ است

08:43.088 --> 08:44.626
‫نیازی به در نظر گرفتن اشباح نیست»

08:44.650 --> 08:46.025
‫بله

08:46.049 --> 08:48.379
‫«اما وقتی که غیرممکن را حذف کردی،

08:48.403 --> 08:52.574
‫«هر آنچه باقی مانده، هر قدر هم غیرمحتمل،
‫باید حقیقت باشد.»

08:52.658 --> 08:55.452
‫اون نویسنده‌ی مورد علاقه‌ی منم هست، قربان
‫(اشاره به آرتور کانن دویل خالق شرولک هولمز)

08:55.535 --> 08:57.913
‫خب، اینجا چی باقی مونده؟

08:57.996 --> 09:01.250
‫یک، این شبح فقط فقرا رو هدف قرار میده

09:01.333 --> 09:04.628
‫دو، از ظاهرش پیداست
‫روی قرن هجدهم وسواس داره

09:04.711 --> 09:06.088
‫و سه...

09:07.673 --> 09:09.716
‫جواب‌هایی لازم دارم که
‫نمی‌تونم اینجا به دست بیارم

09:39.538 --> 09:42.416
‫به هرتیج هیل خوش اومدید، آقای فاکس

09:42.499 --> 09:45.711
‫- من راسل کرادوک هستم
‫- لطفاً لوشس صدام کن

09:45.794 --> 09:47.337
‫زمین‌های اطراف فوق‌العاده‌ان

09:47.421 --> 09:50.841
‫همینطورن. یا خب قبلاً اینطور بودن

09:50.924 --> 09:53.927
‫- اون قبرستونی که توی راه دیدم...
‫- قطعه‌ی خانوادگیه

09:54.011 --> 09:57.889
‫این ملک از زمانِ زائرها
‫در اختیار خانواده بوده

09:57.973 --> 10:00.100
‫امیدوارم بتونی حفظش کنی

10:00.183 --> 10:02.811
‫- فکر کنم بتونیم حلش کنیم
‫- ممنون

10:02.894 --> 10:06.148
‫واقعاً دلم نمی‌خواد اینجا رو بفروشم

10:06.231 --> 10:09.651
‫ولی خب مالیاتش آدم رو می‌فرسته گداخونه

10:09.735 --> 10:11.111
‫بیا بریم تو و زیر بارون نمونیم

10:11.194 --> 10:13.697
‫عمارتِ قدیمی رو بهت نشون میدم

10:13.780 --> 10:17.242
‫قبل از این که بریم سراغ امضای قرارداد

10:31.423 --> 10:34.634
‫عجب، بروس وین جوان اینجاست؟

10:34.718 --> 10:37.763
‫- دیگه خیلی جوان نیستی
‫- از دیدنت خوشحالم، ویلما

10:37.846 --> 10:41.308
‫هنوز تمام اون بعد از ظهرهای طولانی رو یادمه،

10:41.391 --> 10:43.226
‫تو با مادرت می‌اومدی اینجا

10:43.310 --> 10:47.606
‫همیشه خیلی به شوالیه‌ها
‫و ماجراجویی‌ها علاقه داشتی

10:47.689 --> 10:50.108
‫می‌بینم که زیاد عوض نشدی

10:50.132 --> 10:51.961
‫می‌تونم کمکت کنم؟

10:51.985 --> 10:55.072
‫من سعی دارم بفهمم این نشان به کی تعلق داره

10:55.155 --> 10:57.407
‫ولی توی هیچکدوم از این کتاب‌ها نیست

10:57.491 --> 10:59.492
‫اوه، نه، نبایدم باشه

10:59.516 --> 11:01.516
‫اون نشانِ کرادوکـه

11:01.661 --> 11:04.664
‫اونا یکی از خاندان‌های مؤسسِ گاتهام بودن

11:04.748 --> 11:07.250
‫اما به خاطر اقدامات کرادوک در زمان انقلاب،

11:07.334 --> 11:10.712
‫اسمشون از تاریخ‌های رسمی حذف شد

11:11.254 --> 11:13.965
‫جیمز، ملقب به جیم کرادوک،

11:14.049 --> 11:17.511
‫یه اشراف‌زاده‌ی ثروتمند
‫و وفادار به تاج و تخت بود

11:18.303 --> 11:20.347
‫ولی قمارباز هم بود

11:20.430 --> 11:23.225
‫که بیشتر ثروتِ خانواده‌اش رو به باد داد

11:23.308 --> 11:26.478
‫و نزدیک بود ملکشون
‫در هرتیج هیل رو از دست بده

11:27.145 --> 11:29.314
‫چون اون نجیب‌زاده بود،

11:29.398 --> 11:32.150
‫کرادوک باور داشت ثروت حقشه،

11:32.234 --> 11:35.695
‫و دموکراسی رو عاملِ بدبختی‌هاش می‌دونست

11:35.779 --> 11:39.449
‫وقتی دار و ندارش رو از دست داد،
‫تبدیل به راهزن شد.

11:39.533 --> 11:43.578
‫ولی جیمز کرادوک رابین هود نبود.
‫بلکه برعکسش بود.

11:43.662 --> 11:47.457
‫اون از فقرا می‌دزدید
‫تا جیب خودش رو پر کنه

11:47.541 --> 11:49.459
‫وقتی بالأخره دستگیرش کردن،

11:49.483 --> 11:52.587
‫از چوبه‌ی دار شهر قدیمی حلق‌آویز شد

11:55.632 --> 11:58.969
‫کمکِ بزرگی بهم کردی، ویلما. ممنون

12:00.137 --> 12:03.640
‫هیچوقت نتونستم بهت بگم
‫چقدر از اتفاقی که افتاد متأسف شدم

12:04.724 --> 12:07.811
‫اوه، ممنونم

12:11.940 --> 12:14.109
‫لوشس هست؟ بروس وین هستم

12:14.192 --> 12:16.236
‫متأسفم، آقای وین،
‫ولی ایشون نیستن.

12:16.319 --> 12:19.781
‫آقای فاکس رفتن کارهای نهایی
‫خرید یه زمین رو انجام بدن

12:19.865 --> 12:22.701
‫- توی هرتیج هیل؟
‫- خب، بله. از کجا می‌دونستید؟

12:22.784 --> 12:24.786
‫لطفاً فقط بهش خبر بده زنگ زدم

12:24.870 --> 12:26.621
‫برو هرتیج هیل، پنی‌ورث

12:27.330 --> 12:28.748
‫فقط تا می‌تونی گاز بده

12:28.832 --> 12:30.083
تخته گاز میرم، قربان

12:35.964 --> 12:39.009
‫چندتا امضای دیگه بزنیم،
‫کارمون تموم میشه.

12:42.762 --> 12:43.805
‫اون کیه؟

12:43.889 --> 12:46.975
‫یکی از اجداد و عموهای بزرگمه

12:47.058 --> 12:51.104
‫این عمارت رو توی زمینی ساخته
‫که شاه انگلیس بهش هدیه داده

12:51.188 --> 12:55.859
‫اما بعدها تبدیل به یه جور مجرم یا خائن شد

12:55.942 --> 12:58.904
‫نام خانواده رو تا قرن‌ها لکه‌دار کرد

13:14.169 --> 13:16.004
‫به من میگی خائن؟

13:16.087 --> 13:18.673
‫بدبختِ نمک‌نشناس!

13:18.757 --> 13:20.842
‫تو به تمام آرمان‌هامون خیانت می‌کنی!

13:20.926 --> 13:23.637
‫هرتیج هیل میراثِ کرادوکه،

13:23.720 --> 13:27.182
‫و تو اینجا رو به پاپتی‌هایی
‫مثل این یارو می‌فروشی؟

13:27.265 --> 13:29.726
‫مواظب باش به کی لقب میدی، حروم زاده...

13:32.979 --> 13:34.231
‫بسیار خب

13:34.314 --> 13:36.733
‫پس تو اول می‌میری

13:39.110 --> 13:41.446
‫- جیمز کرادوک
‫- من رو می‌شناسی

13:41.530 --> 13:43.532
‫می‌دونم وانمود می‌کنی کی هستی

13:50.330 --> 13:52.040
‫هردوتون از اینجا برید بیرون

13:52.123 --> 13:54.626
‫فقط محض اطلاعت،
‫من اول صبح این خونه رو خراب می‌کنم.

13:54.709 --> 13:55.710
‫لطفاً این کارو بکن!

14:11.184 --> 14:14.980
‫تو مثل یه مرد اصیل‌زاده می‌جنگی،
‫پس میذارم بری.

14:15.063 --> 14:19.859
‫ولی اگه برای بارِ سوم مسیرمون به هم بخوره،
‫انقدر بخشنده نخواهم بود، آقا.

14:31.371 --> 14:33.933
‫واقعاً فقط اونجا وایسادید و گذاشتید
‫از شهروندان گاتهام سرقت شه؟

14:38.128 --> 14:40.463
‫یادم بنداز گورمن رو اخراج کنم

14:40.547 --> 14:44.593
‫دمای این آب نباید بیش از 108 درجه باشه
وگرنه باعث آسیب عصبی میشه

14:44.676 --> 14:46.886
‫من تمام مصدومیت‌هاتون رو درمان کردم

14:46.970 --> 14:49.973
‫از زانوی خراشیده گرفته تا زخمِ گلوله

14:50.056 --> 14:52.058
‫می‌دونم دارم چیکار می‌کنم

14:53.685 --> 14:58.898
‫فرض کنیم این آقای شبح
‫واقعاً همین باشه که میگن

14:58.982 --> 15:02.402
‫یه شبح. اگه حقیقت داره،
‫چطور جلوش رو بگیرم؟

15:02.485 --> 15:06.656
‫گمونم یه نفر توی گاتهام هست که
‫شاید بتونه به این سؤال جواب بده

15:07.698 --> 15:11.202
‫[کتاب‌فروشی لینتون]

15:17.208 --> 15:20.670
‫می‌گفتم تعطیلیم،
‫ولی به نظر کسی نمیای که برات مهم باشه.

15:20.754 --> 15:24.215
‫اگه تو لینتون میدنایت هستی،
‫به کمکت نیاز دارم. من دنبال...

15:24.299 --> 15:27.135
‫آقای شبح هستی
‫که قبلاً اسمش جیمز کرادوک بود

15:27.719 --> 15:30.305
‫و بلد نیستی چطور یه شبح رو بگیری

15:30.388 --> 15:33.558
‫تا امروز اصلاً باور نداشتم اونا وجود دارن

15:33.642 --> 15:37.103
‫از آدمی که حاضره افقش رو
گسترش بده خوشم میاد

15:37.187 --> 15:39.021
‫یه شبح برای چی باید پول بدزده؟

15:39.045 --> 15:40.958
‫چه نیازی می‌تونه بهش داشته باشه؟

15:40.982 --> 15:43.067
‫هر شبح با دیگری فرق می‌کنه،

15:43.091 --> 15:45.091
‫اما همه‌شون انعکاس‌هایی
‫از خود قبلی‌شون هستن

15:45.779 --> 15:48.657
‫بعضی‌هاشون به محل زندگی یا مرگشون بند شدن

15:48.740 --> 15:51.951
‫یه عده دیگه محکوم شدن کاری رو که
‫در زندگی می‌کردن در مرگ تکرار کنن

15:53.328 --> 15:55.288
‫می‌خوای از شر کرادوک خلاص شی؟

15:55.372 --> 15:59.668
‫توی این کتاب آیینِ عبور
‫از این دنیا به دنیای بعد نوشته شده

15:59.751 --> 16:01.670
‫برای این کار دو چیز لازم داری

16:01.753 --> 16:04.297
‫سند اصلی زمین هرتیج هیل

16:04.381 --> 16:07.092
‫کرادوک باور داره هنوز در گاتهام حق داره

16:07.175 --> 16:09.302
‫پس باید سند اون حق رو بسوزونی

16:09.386 --> 16:12.597
‫- و اون یکی چی؟
‫- خونِ یه اشراف‌زاده

16:12.681 --> 16:15.975
‫اشباح قدیمی، جادوی قدیمی

16:16.059 --> 16:19.854
‫خواسته‌هاش مشخصه
و این یکی خون می‌خواد

16:22.649 --> 16:25.735
‫این جادو باهات مقابله می‌کنه

16:25.819 --> 16:27.946
‫حتی اگه فکر می‌کنی می‌تونی از پسش بربیای،

16:28.029 --> 16:31.408
‫نقاط ضعفی پیدا می‌کنه
که نمی‌دونستی داری

16:34.160 --> 16:36.287
‫لطف در ازای لطف

16:36.371 --> 16:37.914
‫من چیزی رو که لازم داشتی بهت دادم

16:37.997 --> 16:41.209
‫در عوض وقتی کارت تموم شد
این شیشه رو بهم برگردون

16:42.210 --> 16:43.378
‫برای چیه؟

16:43.962 --> 16:45.380
‫به وقتش می‌فهمی

16:46.130 --> 16:48.049
‫[کتابخانه‌ی گاتهام]

16:54.556 --> 16:58.059
‫همونطور که حدس می‌زدم
‫توی بایگانی‌های تاریخی بود

16:58.143 --> 17:02.355
‫خوشحالم که می‌بینم اون قفل‌بازکن‌هایی که
‫برای تولد 12 سالگیت خریدم به درد می‌خورن

17:02.439 --> 17:04.482
‫هیچکس متوجه نبود یه سند 400 ساله نمیشه

17:04.566 --> 17:06.651
‫ولی به دست آوردن این قسمتِ آسونش بود

17:06.675 --> 17:09.737
‫کجای گاتهام یه اشراف‌زاده پیدا کنم؟

17:10.029 --> 17:14.868
‫راستش، قربان، نسلِ پنی‌ورث
‫به دوکِ دوون‌شر برمی‌گرده

17:14.951 --> 17:16.369
‫هیچوقت این رو بهم نگفته بودی

17:16.393 --> 17:18.996
‫راستش شما هیچوقت نپرسیدید، قربان

17:20.373 --> 17:22.208
‫آیین ممکنه خطرناک باشه

17:22.292 --> 17:26.129
‫ارباب بروس، باید تا الان فهمیده باشید
‫که من به راحتی نمی‌ترسم

17:33.011 --> 17:37.056
‫«با اولین و آخرین تیغ،
‫ارتباطت را با این عالم قطع می‌کنیم.

17:37.140 --> 17:41.060
‫با اولین و آخرین نفس،
‫تو را بدرقه می‌کنیم.

17:41.144 --> 17:46.065
‫با اولین و آخرین زخم،
‫عزیمتت را با خون تقدیس می‌کنیم.»

17:46.149 --> 17:49.194
‫عزیمتت را با خون تقدیس می‌کنیم

17:51.237 --> 17:54.674
‫[سند زمین]

18:03.082 --> 18:04.501
‫نه!

18:12.300 --> 18:15.261
‫حتماً دیدنِ گاتهام امروز
‫برات دردناکه، کرادوک

18:15.345 --> 18:17.430
‫این شهرِ کثیف

18:20.350 --> 18:24.479
‫یه زمانی بود که طبقاتِ پایین
‫جایگاه خودشون رو می‌دونستن

18:24.562 --> 18:26.189
‫یه دورانِ بهتر

18:27.440 --> 18:31.277
‫منظورت زمانیه که اقلیت
‫به اکثریت حکومت می‌کردن

18:31.361 --> 18:33.655
‫این رو با اکراه و نفرت میگی

18:33.738 --> 18:38.117
‫نکنه می‌خوای بگی:
‫«تمام انسان‌ها برابر آفریده شدن»؟

18:38.201 --> 18:40.411
‫چه مزخرفاتِ محضی

18:48.002 --> 18:50.630
‫خداحافظ، کرادوک. برگرد جهنم

18:51.172 --> 18:53.424
‫نه! نه، نه!

19:05.144 --> 19:07.814
‫خب، خدا رو شکر

19:32.171 --> 19:36.092
‫خیلی نزدیک بود، بچه خیابونی.
‫و با این حال موفق نشدی.

19:37.635 --> 19:41.890
‫این پیرمرد سعی داره باهام بجنگه
‫تا از رازهاش محافظت کنه

19:41.973 --> 19:49.188
‫یه رازِ ارزشمند به خصوص که ازش
‫مثل شمعی در توفان محافظت می‌کنه

19:49.272 --> 19:53.860
‫شاید چیزیه که نمی‌خواد تو بدونی. هوم؟

19:53.943 --> 19:57.030
‫مشتاق نیستی بفهمی رازه چیه؟

20:00.241 --> 20:02.410
‫خواهش می‌کنم!

20:02.493 --> 20:06.623
‫من رو بکش قبل از این که مجبورم کنه بکشمت

20:06.706 --> 20:08.458
‫نه. هرگز

20:12.003 --> 20:14.505
‫باید کاری رو که پیرمرد خواست انجام می‌دادی

20:14.589 --> 20:17.008
‫دیگه خیلی دیر شده!

20:45.286 --> 20:46.496
‫نه

21:00.093 --> 21:01.469
‫ارباب بروس

21:02.929 --> 21:06.015
‫احمق. چه فکری می‌کردی؟

21:06.099 --> 21:07.350
‫اگه تو...

21:08.685 --> 21:11.187
‫بدون تو نمی‌تونم این کارو بکنم

21:11.270 --> 21:13.523
‫بله، ارباب بروس

21:14.190 --> 21:15.733
‫می‌دونم

21:20.738 --> 21:23.950
‫دلم می‌خواد یه حموم طولانی بکنم، قربان

21:27.286 --> 21:28.871
‫اینجا بمون

21:44.971 --> 21:48.933
‫- لطف در ازای لطف
‫- قابلی نداشت

21:50.727 --> 21:52.520
‫خب، سلام جیم

21:52.544 --> 21:54.438
‫خیلی وقته که ندیدمت

21:54.856 --> 21:58.776
‫خدای من! نه!
‫نمی‌تونی من رو بسپری دستِ این مرد!

21:58.860 --> 22:00.569
‫لطفاً! التماس می‌کنم!

22:00.593 --> 22:04.073
‫هر کاری بخوای می‌کنم!
‫ولی من رو ول نکن! لطفاً!

22:04.741 --> 22:06.617
‫باهاش چیکار می‌کنی؟

22:06.701 --> 22:09.495
‫احتمالاً نمی‌خوای این رو بدونی

22:10.455 --> 22:12.915
‫نه، احتمالاً نمی‌خوام

22:14.500 --> 22:16.627
‫از همکاری باهات خوشحال شدم

22:21.215 --> 22:24.677
‫آقای دنت، بعد از اتفاقی که توی قطار افتاد،

22:24.761 --> 22:28.056
‫توی نظرسنجی‌ها 15 امتیاز دیگه
‫از جسوپ عقب افتادید

22:28.139 --> 22:31.350
‫و بزرگ‌ترین حامیانِ مالی‌تون ‫تعهداتشون
به کمپین شما رو فسخ کردن

22:31.434 --> 22:33.061
‫خزانه‌مون خالیه

22:34.395 --> 22:36.147
‫لعنت بهش!

22:39.400 --> 22:41.944
‫ولش کن! فقط برو بیرون

22:42.028 --> 22:43.612
‫باید فکر کنم

22:43.971 --> 22:45.155
‫چشم، آقای دنت

22:50.869 --> 22:53.764
‫[به دنت رأی دهید]

23:03.341 --> 23:05.968
‫تورن، دنت هستم

23:06.636 --> 23:07.845
‫بیا باهم حرف بزنیم

23:08.569 --> 23:28.569
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
