WEBVTT

00:00.042 --> 00:03.087
‫پرسش سؤالی که این روزها
‫ذهن همه رو درگیر خودش کرده

00:03.170 --> 00:05.589
‫نظر شما راجع‌به «بتمن» چیه؟

00:05.673 --> 00:09.593
‫همون یارو که پلیس‌ها رو لت و پار کرد؟
‫اصلاً خوشم نمیاد ازش، حتی یه‌ذره

00:09.677 --> 00:12.680
‫من و آبجیم فکر می‌کنیم که
‫اون ممکنه یه خون‌آشام باشه

00:12.763 --> 00:15.224
‫خب به‌نظر من این پسره بتمن
‫خوب دل‌وجرئتی داره

00:15.307 --> 00:18.160
‫کم‌کم وقتش رسیده بود
‫یه نفر حقِ این پلیسا رو بذاره کف دست‌شون

00:18.436 --> 00:20.646
‫من ازش وحشت دارم. نظرم راجع بهش اینه

00:20.730 --> 00:22.898
‫دیگه جرئت ندارم شب‌ها از خونه بیرون برم

00:22.982 --> 00:26.277
‫کل این شهر تبدیل به
‫یه جهنمِ پرآشوب شده

00:26.360 --> 00:27.880
‫خب، طرف داره قانون‌شکنی می‌کنه،
‫نمی‌کنه؟

00:27.945 --> 00:29.947
‫پس باید اون روانی رو بگیرن
‫و بندازنش گوشۀ هلفدونی

00:30.030 --> 00:32.908
‫و الان هم که افتاده به جونِ
‫مأمورین شجاع پلیس‌مون.
‫[بتمن از کنترل خارج شده]

00:32.992 --> 00:35.369
‫من که میگم این وضعیت
‫نمی‌تونه ادامه پیدا کنه

00:35.453 --> 00:39.123
‫مردم به من رأی دادن که
‫این شهر رو جای بهتر و امن‌تری بکنم،

00:39.206 --> 00:41.417
‫یک شهرِ نظم و قانون

00:41.500 --> 00:44.128
‫بنابراین امروز می‌خوام
‫یک کارگروه ویژه قرار بدم

00:44.211 --> 00:48.048
‫برای دستگیر کردنِ این «بتمن»
‫که اون رو به سزای اعمالش برسونیم

00:48.132 --> 00:50.676
‫این مرد یک قهرمان نیست.
‫اون یک خلافکاره

00:50.760 --> 00:53.596
‫و دورانش در گاتهام دیگه به سر اومده

00:53.679 --> 00:55.347
‫آقای شهردار! جناب شهردار!

00:55.431 --> 00:59.101
‫امیدوارم خوب گوش داده باشی، گوردون.
‫مسئولیتِ این خفاش از حالا گردن توئه

00:59.185 --> 01:01.145
‫و به‌نفعتـه که خراب‌کاری نکنی

01:01.228 --> 01:03.939
‫باشه، باشه.
‫یکی یکی به نوبت، دوستان

01:07.866 --> 01:18.866
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:19.031 --> 01:27.031
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:37.589 --> 01:42.474
‫« زیرنویس از سـروش »

01:42.853 --> 01:44.605
‫اذیت نکن، کمیسر

01:44.688 --> 01:47.983
‫من و فلس از بقیۀ اعضای اون یگان روی‌هم‌رفته،
‫آمار بازداشت‌مون بالاتره

01:48.067 --> 01:50.152
‫ما باید سرگروهِ این نیروی ویژه می‌شدیم

01:50.236 --> 01:52.571
‫همه‌ی این بدبختی‌ها زیر سرِ تو و همکارتـه

01:52.655 --> 01:54.782
‫«رئیس تورن» کنترلِ محلۀ ناروز رو دستش گرفته،

01:54.865 --> 01:57.660
‫ولی من الان باید منابعم رو
‫صرفِ تعقیب و دنبال کردن یه سایه بکنم

01:57.743 --> 01:59.995
‫چون عکس جنابعالی
‫رفته رو صفحۀ اول روزنامه‌ها

02:00.079 --> 02:02.915
‫شرمنده، بولاک
‫ولی قرار نیست واسه این پاداش بگیری

02:02.998 --> 02:06.502
‫ولی آخه اون دختر؟ واقعاً فکر کردی
‫بچه‌ها از اون حرف‌شنوی دارن...

02:06.585 --> 02:10.256
‫من از افرادم انتظار دارم که
‫از سلسه‌مراتب فرماندهی تبعیت کنن

02:10.339 --> 02:12.341
‫حتی خود تو.
‫دیگه هم غُر نزن

02:12.424 --> 02:14.027
‫همین‌الانش باعث شدی
‫به جلسۀ توجیهی دیر برسیم

02:14.051 --> 02:17.721
‫و نمی‌گمم که قراره کار راحتی باشه،
‫ولی کارِ ما دستگیر کردن خلافکاراست

02:17.805 --> 02:20.224
‫حالا این یکی شبیه دراکولا تیپ می‌زنه.
‫که چی؟

02:20.307 --> 02:23.060
‫همچنان یک خلافکار محسوب میشه،
‫و ما دستگیرش می‌کنیم

02:23.143 --> 02:25.729
‫خب چه اطلاعاتی دربارۀ این بتمن داریم؟
‫چندلر؟

02:25.813 --> 02:28.858
‫اون بیشتر بین ساعات ۱۰ شب
‫تا ۴ بامداد دیده میشه

02:28.941 --> 02:31.652
‫و معمولاً با اون ماشین مسابقه‌ایش
‫با سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت تو خیابونا ویراژ میده

02:31.735 --> 02:34.738
‫و بیشتر از هرجایی
‫تو منطقۀ ایست اِند دیده شده

02:34.822 --> 02:36.907
‫آره، چند هفته‌ای هست داره اونجا

02:36.991 --> 02:39.076
‫ننه بابای ساقی‌ها و خفت‌گیرا رو
‫میاره جلو چشم‌شون

02:39.159 --> 02:41.954
‫هنوزم باورم نمی‌شه گوردون
‫این دختره رو مسئول نیروی ویژه کرد

02:42.037 --> 02:44.874
‫فقط منتظر بمون.
‫یه فکری براش می‌کنم

02:44.957 --> 02:46.417
‫خیله‌خب. دیگه چی می‌دونیم؟

02:46.500 --> 02:48.544
‫خب، اینو می‌دونیم که از پلیس‌ها نمی‌ترسه

02:48.627 --> 02:52.339
‫کوریگان درست میگه. اون خفاش ماه گذشته
‫شش تا از مأمورامون رو انداخته گوشۀ بیمارستان

02:52.704 --> 02:56.040
‫البته به غیر از فلس و بولاک

02:56.969 --> 03:00.681
‫آره خیلی بامزه بود،
‫ولی هنوز نفهمیدم نقشه‌ات چیه، مانتویا

03:00.764 --> 03:02.600
‫دقیقاً چطوری می‌خوای این یارو رو دستگیر کنی؟

03:02.683 --> 03:04.268
‫خب، براش تله می‌ذاریم

03:04.351 --> 03:07.187
‫و برای شروع کار یه تور بزرگ پهن می‌کنیم

03:14.528 --> 03:18.324
‫بهتره یه چیزی تو اون کیفت داشته باشی، آبجی
‫وگرنه اوضاع خیلی زود خیت میشه

03:21.702 --> 03:23.704
‫وای خدا! جوگیر نشو بابا

03:23.787 --> 03:26.081
‫شرمنده، رومی
‫می‌خواستم واقعی جلوه کنه

03:26.165 --> 03:28.792
‫خب، بد نیست دفعۀ بعد
‫از سطل آشغالا دوری کنی

03:28.876 --> 03:31.754
‫خب، حالا چی؟
‫ده دقیقه صبر کنیم و دوباره امتحان کنیم؟

03:31.837 --> 03:34.298
‫هوم.. آره

03:35.758 --> 03:37.384
‫به من نزدیک نشو مردک!

03:37.468 --> 03:40.012
‫فقط داری شرایط رو
‫واسه خودت سخت‌تر می‌کنی، پیری

03:40.095 --> 03:42.598
‫کمک! یکی به داد من برسه!

03:42.681 --> 03:44.683
‫ای وای! تو رو خدا! نه!

03:44.767 --> 03:46.685
‫اون الان منو می‌کُشه! یکی به دادم برسه!

03:48.604 --> 03:50.689
‫نه! نه صبر کن! خواهش می‌کنم!

03:50.773 --> 03:55.110
‫گوش کن. ببینید چی میگم، بچه‌ها
‫من فقط چند روز بیشتر وقت لازم دارم، لطفاً

03:55.194 --> 03:58.238
‫ما کاره‌ای نیستیم، رفیق.
‫گمونم الان مجبوریم خط‌خطیت کنیم

03:58.322 --> 04:00.741
‫نه وایسا! این کارو نکن! نه!

04:08.832 --> 04:11.520
‫هی! نمی‌تونی ما رو تو این وضعیت ول کنی بری!

04:11.559 --> 04:12.934
‫[نشان پلیس]

04:13.128 --> 04:14.880
‫از مرکز فرماندهی صحبت می‌کنم،
‫گزارش وضعیت بدید

04:14.964 --> 04:18.342
‫مرکز، واحد تلۀ یک صحبت می‌کنه.
‫تا به الان منفیـه

04:18.425 --> 04:22.137
‫- واحد تلۀ دو، ما هم منفی
‫- تلۀ سه، هیچ خبری نیست

04:22.221 --> 04:23.973
‫تلۀ چهار، اعلام وضعیت؟

04:24.056 --> 04:27.142
‫مرکز، اون اینجا بود،
‫ولی دقیق نتونستیم ببینیمش

04:27.226 --> 04:30.104
‫و فکر کنم یه ماشین آتش‌نشانی هم لازم داریم

04:30.187 --> 04:33.607
‫لعنتی. باید چند نفر هم
‫می‌ذاشتیم روی پشت‌بوم‌ها

04:33.691 --> 04:35.985
‫- متوجهِ اونا هم می‌شد
‫- آره، خیلی زیرکـه

04:36.068 --> 04:38.445
‫ولی حس می‌کنم در هر صورت
‫به صدای جیغ واکنش نشون میده

04:38.529 --> 04:43.450
‫- خب حالا چی‌کار کنیم، رئیس؟
‫- فردا شب.. ریسکی‌تر کار می‌کنیم

04:43.534 --> 04:46.912
‫گزارش به تمامی خودروها.
‫تعقیب و گریزِ سنگین در حال انجام است

04:46.996 --> 04:50.624
‫ماشینِ فرار در حال حرکت در خیابان پنجم،
‫در فاصلۀ سه بلوکی با پل رابینسون

04:50.708 --> 04:53.157
‫تکرار می‌کنم، تمامی واحدها پاسخ‌گو باشند

04:53.961 --> 04:55.504
‫به به، صفا باشد

05:06.639 --> 05:09.309
‫خودروی شماره ۵۱ صحبت می‌کنه.
‫مجرم رو پیدا کردیم. برو!

05:10.644 --> 05:13.397
‫گلوله‌های مشقی رو بذارید کنار بچه‌ها!
‫بریم سراغ گلولۀ واقعی!

05:31.790 --> 05:33.625
‫خودشه. محاصره‌ش کنید. تو چنگ‌مونـه

05:44.386 --> 05:46.472
‫برید کنار! برید!

05:55.564 --> 05:57.191
‫نه! مراقب باشین!

06:06.992 --> 06:08.911
‫تُف توش! تو چنگ‌مون بود ها!

06:15.129 --> 06:16.314
‫[خفاش دستِ پلیس‌ها را در حنا گذاشت]

06:16.339 --> 06:19.546
‫خب به‌نظر من باعث تأسفـه.
‫تأسف‌آوره که شهردار کنونی

06:19.630 --> 06:22.883
‫می‌خواد پول مالیات‌دهندگان رو
‫سر چیزی که مشخصاً یک نمایش سیاسیـه، هدر بده

06:22.966 --> 06:25.385
‫اما بدتر از اون، کاشف به عمل اومده که
‫نیروی ویژه‌اش

06:25.469 --> 06:28.931
‫اصلاً در حد و اندازه‌های مسئولیت ویژه‌شون نیستن.
‫مایۀ آبروریزیـه

06:29.014 --> 06:31.475
‫به همین خاطر می‌خوام
‫در انتخابات به مصافِ شهردار جسوپ برم

06:31.558 --> 06:34.770
‫چون‌که گاتهام نیاز داره که
‫دوباره قدرتمند و امن و باعزت بشه

06:35.297 --> 06:38.384
‫و اگر هاروی دنت شهردارتون بشه،
‫همین‌طور هم خواهد شد

06:44.696 --> 06:47.324
‫- گوردون هستم
‫- تیتر صفحۀ اول لامصب!؟

06:47.407 --> 06:50.702
‫- بله آقای شهردار. روزنامه رو دیدم
‫- خب برنامه‌ات چیه؟

06:50.786 --> 06:53.413
‫- قربان ما داریم تمام تلاش‌مون...
‫- چون من خیلی رُک گفتم که

06:53.497 --> 06:56.166
‫دستگیر کردن این دیوونۀ نقاب‌دار
‫باید اولویتِ یکـت باشه!

06:56.250 --> 06:59.128
‫بله، و همۀ انرژی‌مون رو براش گذاشتیم.
‫تمام افرادم تو خیابونا مشغولن

06:59.211 --> 07:02.965
‫من تیترهای خوب می‌خوام، گوردون!
‫مگه واسه همین این پُست رو بهت ندادم؟

07:03.048 --> 07:06.332
‫- وجهۀ رسانه‌ایِ خوب!
‫- قربان، ما دستگیرش می‌کنیم. فقط کمی...

07:11.056 --> 07:14.309
‫خودروی چهار صحبت می‌کنه.
‫تقاطع مارکت و دهم امن و امانـه

07:14.393 --> 07:15.644
‫هیچ اثری از سوژه نیست

07:28.407 --> 07:29.992
‫تکون نخور! بایست!

07:30.576 --> 07:31.702
‫گفتم وایسا، لعنتی!

07:52.472 --> 07:54.224
‫وایسا ببینم، اون اومده بود اینجا؟

07:54.308 --> 07:56.435
‫همین‌جا وسط اتاق کنفرانس بود!

07:56.518 --> 08:00.230
‫شهردار ول‌کن‌مون نیست و
‫این یارو ما رو به سُخره گرفته

08:00.314 --> 08:03.442
‫به زمان بیشتری نیاز داریم.
‫شهردار نمی‌تونه توقع معجزه داشته باشه

08:03.525 --> 08:05.903
‫خب، توقع داره.
‫خیلی واضح اینو گفت

08:05.986 --> 08:10.616
‫ببین، من سعی دارم اینجا رو متحول کنم.
‫پلیس‌های فاسد و رشوه‌بگیر رو پاکسازی کنم

08:10.699 --> 08:12.701
‫ولی واسه انجام این کار
‫باید جایگاهم رو حفظ کنم

08:12.784 --> 08:14.077
‫اون شغلت رو تهدید کرده؟

08:14.161 --> 08:17.206
‫مستقیماً که نمی‌گه، ولی منظور حرفاشـو می‌گیرم

08:17.289 --> 08:20.042
‫ما باید این بتمنـه رو دستگیر کردیم، اونم فوری،

08:20.125 --> 08:22.211
‫وگرنه منو منتقل می‌کنن به مارشال آیلند،

08:22.294 --> 08:24.963
‫و دوباره با تو مثل
‫منشی حمالِ دفتر رفتار می‌کنن

08:25.047 --> 08:27.758
‫هنوز یک هفته هم نشده.
‫ما از پسش برمیایم. من فقط...

08:27.841 --> 08:31.386
‫نه. اون باهوش‌تر از ایناست که
‫این نقشه‌ها روش جواب بده

08:33.126 --> 08:34.806
‫رِنی، این کارا جواب نمیده

08:35.178 --> 08:37.347
‫باید یه راه دیگه رو امتحان کنیم

08:37.893 --> 08:39.895
‫خیله‌خب، اون زیادی باهوشـه

08:39.978 --> 08:43.106
‫شاید بتونیم از همینش استفاده کنیم،
‫بریم تو مخش

08:44.358 --> 08:46.920
‫خب اولاً که طرف یه پسر خجالتیـه، نه؟

08:46.944 --> 08:49.112
‫سیستم بزن و دررویی که داره، نقابش

08:49.196 --> 08:52.699
‫این سؤال پیش میاد که
‫دیگه چه چیزی رو اون پشت پنهون کرده؟

08:52.783 --> 08:56.870
‫به غیر از مشکل واضحش با مقامات
‫و شاید یکی دوتا فتیش

08:56.954 --> 09:00.165
‫استاد دانشگاه قدیمم، دکتر کرین،
‫همیشه می‌گفت...

09:00.249 --> 09:02.834
‫این دکتر کوئینزل شخصیت جالبیـه
‫از کجا پیداش کردی؟

09:02.918 --> 09:06.922
‫دخترتون. دوست‌ان
‫اون یکی از شاهدین متخصص بارباراست

09:07.005 --> 09:09.633
‫- آهان! خب معلومه
‫- آره

09:09.716 --> 09:14.170
‫بارب توی مهمونی کریسمس‌مون
‫ما رو به هم معرفی کرد و ما ارتباطمونـو حفظ کردیم

09:14.721 --> 09:18.809
‫خب، دلیل این همه کینه و دشمنی با پلیس چیه؟
‫از کجا نشأت می‌گیره؟

09:19.093 --> 09:22.437
‫خب، راستشو بخواین،
‫به‌نظر من نیروی پلیس صرفاً راهشو سد کرده

09:22.521 --> 09:26.108
‫اهداف اصلی این فرد مجرم‌ها هستن.
‫داره اونا رو مجازات می‌کنه

09:26.191 --> 09:28.527
‫به همین خاطر هرشب و هرشب
‫داره توی خیابون‌ها پرسه می‌زنه

09:28.610 --> 09:30.237
‫وسواس گرفته

09:30.320 --> 09:33.615
‫ببین، این خزعبلات روان‌کاوانه
‫شاید برای شما معنی داشته باشه، دُکی

09:33.699 --> 09:36.660
‫ولی میشه لطفاً فقط بهمون بگی
‫چطوری این یارو رو دستگیر کنیم؟

09:36.743 --> 09:37.911
‫حتماً

09:37.995 --> 09:40.956
‫بتمن گویا علاقۀ خاصی داره به این
‫دیوونه‌هایی که لباس مخصوص می‌پوشن

09:41.039 --> 09:44.418
‫و دم به دقیقه ظاهر می‌شن، نه؟
‫شاید یاد خودش میندازنش

09:44.501 --> 09:47.713
‫از کجا معلوم؟
‫بهرحال، این‌جوری می‌تونید گیرش بندازید

09:47.796 --> 09:50.799
‫با استفاده از یک تلۀ متفاوت.
‫به یه دیوونه نیاز دارید

09:50.882 --> 09:53.677
‫- زد تو خال
‫- ها؟ هی، صبر کن

09:56.972 --> 10:00.267
‫خب، تو بازداشتگاه کی‌ها رو داریم؟
‫بذار ببینم...

10:00.350 --> 10:02.811
‫مست و آشوب‌گر، نه

10:02.894 --> 10:04.730
‫سارق ماشین، نه

10:04.813 --> 10:07.899
‫ضرب و جرح شدید. آها، این خوبه

10:07.983 --> 10:10.027
‫دنبال همین بودیم

10:11.611 --> 10:13.989
‫میگم فلس. راجع‌به این کار مطمئنی؟

10:14.072 --> 10:17.409
‫شنیدی که خانم دکتر چی گفتن.
‫این‌جور آدما میرن رو مخِ آقای خفاش

10:17.492 --> 10:20.579
‫آدمایی که اسم‌های عجیب‌غریب
‫و عادت‌های ناجور دارن

10:20.662 --> 10:23.999
‫خیله‌خب، پاشو بریم، فایرفلای
‫وقتشه بریم یه دوری بزنیم

10:24.708 --> 10:27.294
‫اسمم فایرباگ‌ـه (آتش‌افروز)

10:27.377 --> 10:29.796
‫آره، فایرباگ

10:30.119 --> 10:32.507
‫بهتره که لباس مخصوصش هم
‫از اتاق مدارک برداریم

10:39.348 --> 10:40.682
‫ایشون موکل منـه.

10:40.766 --> 10:43.435
‫- دارید کجا می‌برینش؟
‫- به تو ربطی نداره

10:43.518 --> 10:46.605
‫دستور دریافت کردیم که ایشون رو
‫به تیمارستان آرکهام منتقل کنیم، خانم گوردون

10:46.688 --> 10:49.816
‫- فکر می‌کنم برای یک ارزیابی روانی باشه
‫- به من اطلاع نداده بودن

10:49.900 --> 10:52.736
‫احتمالاً اهمال‌کاری بوده،
‫می‌دونید دیگه، تشریفات اداری

10:52.819 --> 10:55.238
‫- بگذریم...
‫- خب، مراقب این شخص باشید

10:55.322 --> 10:57.657
‫اون خطرناک‌تر از چیزیه که به‌نظر میاد

10:57.741 --> 11:00.765
‫آره، شنیده بودیم

11:05.624 --> 11:07.626
‫راستی، باربی داره میاد اینجا منو ببینه

11:07.709 --> 11:08.877
‫می‌خوایم بریم کافه «جینو»

11:08.960 --> 11:12.506
‫عه، تونستی توی کافه جینو میز رزرو کنی؟
‫حتماً یه پارتی داری

11:12.589 --> 11:16.093
‫راستشو بخوای، من پارتی زیاد دارم، کمیسر

11:16.176 --> 11:20.806
‫- می‌خوای با ما بیای، رنی؟
‫- دوست دارم، ولی ساعت کاریم تموم نشده

11:20.889 --> 11:23.266
‫- شاید یه وقت دیگه؟
‫- منتظر هستم پس

11:23.350 --> 11:24.976
‫عه، خانم تشریف آوردن

11:25.060 --> 11:26.603
‫بابا، فکر کنم یه مشکلی دارید

11:26.686 --> 11:29.314
‫تو به فلس و بولاک دستور داده بودی
‫یه زندانی رو منتقل کنن؟

11:29.398 --> 11:31.149
‫نه. کدوم زندانی؟

11:43.245 --> 11:44.955
‫شما حسش نمی‌کنید؟

11:45.038 --> 11:48.875
‫تمام این آدما که میل به شعلۀ آتش دارن،

11:48.959 --> 11:51.253
‫و میل به اینکه حقیقتِ آتش پرده از...

11:51.336 --> 11:54.005
‫هی فایرفلای، دهنتو ببند.
‫کسی به این حرفا اهمیت نمیده

11:54.361 --> 11:56.091
‫فایرباگ‌ام

11:56.174 --> 11:59.886
‫میگم فلس، من که دلم نمی‌خواست
‫همچین پسر نحیف و کوچولویی توی زندان باشم

11:59.970 --> 12:03.682
‫اگه می‌خوای اونجا دووم بیاری
‫باید یه اسم و رسم ترسناکی داشته باشی

12:03.765 --> 12:07.436
‫آره. یکی دو فقره ایجاد حریق
‫و یه لباس مخصوص مامان‌دوز کفایت نمی‌کنه

12:07.519 --> 12:09.020
‫لباسش رو دیدی؟

12:10.689 --> 12:13.733
‫مثل یه لباس زیر دراز بود، ولی برعکس،

12:13.817 --> 12:15.944
‫و اون عینک حشره‌گونه‌اش (باگ = حشره)

12:16.027 --> 12:18.405
‫اون یونیفرم ضد آتشـه

12:18.488 --> 12:21.867
‫آره، دیدم
‫میگم اونو گذاشتیش صندوق عقب، نه؟

12:21.950 --> 12:24.744
‫آره، همون‌جاست،
‫با اون بیلبیلکِ مخزن سوختش

12:24.828 --> 12:27.080
‫صبر کن ببینم. قفل صندوق عقب هنوز خرابه؟

12:27.164 --> 12:30.375
‫لعنتی، راست میگی
‫همه‌ش یادم میره ببرم تعمیرش کنن

12:30.459 --> 12:33.044
‫منظورت اینه که هرکسی می‌تونه
‫در اون صندوق رو باز کنه

12:33.128 --> 12:35.505
‫و لباس مخصوص فایرباگ رو برداره و فلنگـو ببنده؟

12:35.589 --> 12:38.467
‫آره به گمونم. اوه! شنیدی؟

12:38.550 --> 12:40.206
‫به‌نظر موتور به مشکل خورده

12:53.356 --> 12:55.025
‫نظرت چیه؟ از رادیاتوره؟

12:55.108 --> 12:57.319
‫نه نه، صداش شبیه تسمۀ پروانه بود

13:01.114 --> 13:05.952
‫- شاید باید زنگ بزنیم چرثقیل بیاد
‫- نه بابا، نمی‌خواد. اون...

13:07.370 --> 13:10.373
‫خیله‌خب. پس اون‌قدرا هم کله‌پوک نیست

13:17.839 --> 13:19.799
‫خب. یه‌جوری بزن واقعی جلوه کنه

13:19.883 --> 13:22.886
‫اوه نه. میگم فلس، من نمی‌تونم...

13:22.969 --> 13:24.179
‫بزن بابا

13:27.933 --> 13:29.100
‫دوباره بزن

13:33.146 --> 13:36.816
‫- فلس؟ ردیفی؟
‫- آره

13:36.900 --> 13:38.652
‫آره، خوبم

13:38.735 --> 13:41.196
‫خیله‌خب، داستان از این قراره

13:41.279 --> 13:43.823
‫ما پنچر کردیم
‫و تو پیاده شدی که یه نگاهی بندازی

13:43.907 --> 13:46.284
‫به نحوی فایرباگ تونست منو بزنه

13:46.368 --> 13:48.662
‫کوچولوی پدرسوخته قوی‌تر از اونیه که به‌نظر میاد

13:48.745 --> 13:51.164
‫و بعدم فلنگـو بست. فهمیدی؟

13:51.248 --> 13:53.083
‫فکر می‌کنی این نقشه جواب میده؟

13:53.166 --> 13:56.336
‫یه دیوونه با لباس مخصوص بره
‫منطقۀ ایست‌ساید رو به آتیش بکشه؟

13:56.419 --> 13:58.505
‫واقعاً فکر می‌کنی این کار
‫خفاش رو بیرون می‌کشه؟

13:58.588 --> 14:01.550
‫اگه نشد، یه راه دیگه رو امتحان می‌کنیم

14:53.602 --> 14:56.062
‫ایول. خودشه

15:46.321 --> 15:48.365
‫فلس و بولاک همیشه همین‌جورین،

15:48.448 --> 15:50.992
‫هرکاری که فکر کنن می‌تونن
‫از زیرش قسر در برن رو انجام میدن

15:51.076 --> 15:53.370
‫خب این دفعه نه دیگه. لعنتی!

15:53.453 --> 15:55.121
‫اونا کجان؟

15:56.373 --> 15:59.250
‫رو خط پلیس چیزی درمورد
‫منطقه مسکونی ایست‌ساید نگفتن؟

15:59.334 --> 16:02.212
‫نه، در حال حاضر که...
‫عه، یک لحظه

16:02.295 --> 16:04.631
‫همین‌الان یه گزارش اومد از یک مرد نقاب‌دار

16:04.714 --> 16:06.633
‫که داره یکی از آپارتمان‌ها رو به آتش می‌کشه

16:11.054 --> 16:14.849
‫یکی زنگ بزنه آتش‌نشانی!
‫تو رو خدا کمک کنید!

16:18.478 --> 16:19.896
‫کارآگاه فلس هستم

16:19.979 --> 16:22.607
‫می‌خوام تمام نیروهامون فوراً
‫خودشون رو به منطقۀ ایست‌ساید برسونن

16:22.691 --> 16:26.778
‫اینجا یک ساختمون آتش گرفته،
‫و یک زندانی فراری داریم و همچنین بتمن رو

16:26.861 --> 16:31.032
‫تکرار می‌کنم، خفاش در محوطه حاضره.
‫افراد فوراً خودتونو برسونید. عجله کنید!

16:32.859 --> 16:36.488
‫ایست‌ساید، منطقۀ عملیاتی قدیمی من بود.
‫یه حریق اونجا تبدیل به جهنم میشه

16:36.579 --> 16:39.999
‫آخرین چیزی که مردمش نیاز دارن
‫اینه که فلس و بولاک اونجا رو منطقۀ جنگی هم بکنن

16:40.083 --> 16:41.960
‫کمیسر گوردون صحبت می‌کنه

16:42.043 --> 16:44.629
‫تا من نرسیدم اونجا
‫هیچکس حق نداره کاری بکنه

16:44.713 --> 16:46.631
‫متوجه شدید؟

16:46.715 --> 16:48.591
‫خیله‌خب، وقتی رفتیم داخل پخش می‌شیم

16:48.675 --> 16:52.011
‫دنبال خفاش هستیم،
‫و اون دیوانه‌ای که این حریق رو راه انداخته

16:52.095 --> 16:53.930
‫مجوزِ شلیک دارید

16:54.013 --> 16:57.142
‫خب بچه‌ها، بریم حق این عوضیا رو بذاریم کف دست‌شون

17:06.776 --> 17:07.944
‫بس کن

17:28.256 --> 17:31.801
‫اذیت نکن. من اوبراین‌ام از روزنامۀ «گازتا»
‫باید بذاری رد شم

17:31.885 --> 17:33.470
‫من مجبور نیستم هیچ‌کاری بکنم، رفیق

17:33.553 --> 17:35.263
‫همه خوب به من گوش کنید!

17:37.432 --> 17:39.684
‫باید افراد غیرنظامی رو از اینجا دور کنیم

17:39.768 --> 17:42.437
‫هرلحظه ممکنه کل این منطقه
‫مثل یه جعبۀ باروت بره رو هوا

17:42.520 --> 17:44.063
‫فلس و بولاک کجان؟

17:44.147 --> 17:46.357
‫چند دقیقه پیش با یه جوخۀ مسلح
‫رفتن داخل ساختمون، قربان

17:46.441 --> 17:48.985
‫- هیچکس دیگه‌ای نره داخل. مفهومه؟
‫- بله قربان

17:51.196 --> 17:52.906
‫داری چی‌کار می‌کنی؟ خودت الان گفتی...

17:52.989 --> 17:55.992
‫اجازه نمیدم به‌خاطر اون دو نفر
‫پلیس‌های خوبم اون داخل جون بدن

18:07.545 --> 18:09.297
‫بیا بریم. یه راه دیگه می‌شناسم

18:12.383 --> 18:15.887
‫شلی میگه خفاش در طبقۀ پنجم دیده شده.
‫بزن بریم

18:15.970 --> 18:18.223
‫صبر کن. نگاه کن، اوناهاش!

18:20.975 --> 18:24.604
‫- لعنتی. مطمئنم که اونجا...
‫- بیا بریم

18:24.687 --> 18:25.772
‫اون اینجا نیست

18:36.032 --> 18:38.451
‫کمک! تو رو خدا کمک کنید!

18:38.535 --> 18:41.412
‫بیاید بچه‌ها. نزدیک مامان بمونید

18:52.799 --> 18:54.342
‫وای!

18:54.425 --> 18:56.803
‫از اون طرف. شما برید!

19:02.392 --> 19:03.810
‫با مایک و جیم برید...

19:07.897 --> 19:10.608
‫خب، پشمام

19:16.364 --> 19:19.200
‫- می‌تونی بلند شی؟
‫- آره فکر کنم

19:19.284 --> 19:21.369
‫آره

19:21.452 --> 19:22.787
‫فلس و بولاک کجان؟

19:22.871 --> 19:25.623
‫نمی‌دونم. از هم جدا شدیم

19:25.707 --> 19:29.252
‫کمیسر، ما الان بتمن رو دیدیم
‫داره میره سمت طبقات بالایی

19:29.335 --> 19:30.712
‫باید اونا رو از اینجا ببری بیرون، رنی

19:30.795 --> 19:32.398
‫- و همین‌طور که میری چشمت دنبال بقیه هم باشه
‫- ولی...

19:32.422 --> 19:33.882
‫این یه دستور بود. برو

19:41.389 --> 19:42.807
‫خیله‌خب. پاشید بریم بچه‌ها

19:59.032 --> 20:01.618
‫خب، وکیلت درست می‌گفت

20:01.701 --> 20:04.203
‫خطرناک‌تر از چیزی هستی که به‌نظر میای

20:04.954 --> 20:09.626
‫بله، ولی الان همه‌ی سوختم رو مصرف کردم،
‫پس فکر کنم باید تسلیم شم

20:10.793 --> 20:13.671
‫لومون میده. قضیۀ فرارش رو

20:25.391 --> 20:26.392
‫خدای من!

20:41.282 --> 20:42.283
‫از سر جات تکون نخور!

20:46.579 --> 20:48.122
‫یه بچۀ دیگه هم داخلـه

20:55.880 --> 20:57.674
‫چیزی نیست، پسرم
‫من دارمت

21:05.223 --> 21:08.559
‫- می‌تونم ببرمش بیرون
‫- نه. افرادم بهت شلیک می‌کنن

21:08.643 --> 21:12.271
‫ممکنه بچه‌ها رو نبینن.
‫همراهم بیا. من این ساختمونا رو می‌شناسم

21:12.355 --> 21:13.773
‫اینجا قبلاً منطقه گشتی‌ام بوده

21:15.900 --> 21:18.903
‫- این راه می‌خوره به اتاق رختشویی
‫- پایینش چه خبره؟

21:20.363 --> 21:22.448
‫- فکر کنم باید بریم بفهمیم
‫- آره فکر کنم

21:29.914 --> 21:31.416
‫امنـه

21:36.087 --> 21:38.965
‫خیله‌خب. بیاید بریم بچه‌ها.
‫تو الان می‌خوای...

21:40.466 --> 21:42.844
‫خب، همه نزدیک من بمونید

21:49.976 --> 21:53.187
‫خداروشکر. فکر می‌کردم هنوز اون تویی

21:53.271 --> 21:55.189
‫یه میونبُر پیدا کردم

21:57.368 --> 22:01.279
‫میگم کمیسر، اونجا بتمن رو ندیدی؟
‫شنیدم داشته فایرباگ رو تعقیب می‌کرده

22:01.821 --> 22:03.990
‫نه، ندیدم

22:21.215 --> 22:25.053
‫بذارید خیلی واضح بگم.
‫من دقیقاً می‌دونم شما چه غلطی کردین

22:25.136 --> 22:29.182
‫شما جانِ همکاران پلیس‌تون
‫و مردم بی‌گناه رو عمداً به خطر انداختید،

22:29.265 --> 22:31.392
‫و من به‌خاطر این کارِتون
‫نشان‌هاتونو می‌گیرم

22:32.810 --> 22:34.479
‫چیز خنده‌داری هست، بولاک؟

22:35.229 --> 22:37.148
‫فکر کنم تیتر روزنامه رو ندیدید

22:38.161 --> 22:41.122
‫[جهنم ایست‌ساید!]
‫[پلیس قهرمان فایرباگ را متوقف کرد]

22:44.947 --> 22:46.741
‫گوردون، شهردار جسوپ‌ام

22:46.824 --> 22:49.827
‫فکر کنم وقتشـه یه تغییراتی
‫توی این کارگروه ویژه‌مون اعمال کنیم

22:49.911 --> 22:52.789
‫این دوتا پلیس قهرمان تو روزنامه،
‫فلس و بولاک،

22:52.872 --> 22:54.874
‫می‌خوام از الان اونا سرپرست کارگروه باشن

22:54.957 --> 22:58.878
‫ولی ببین، دیدم که تو هم کارهای خوبی
‫اونجا انجام دادی، جیم. چندتا بچه رو نجات دادی

22:58.961 --> 23:01.380
‫پس فعلاً تو رو هم نگه می‌داریم

23:01.464 --> 23:04.967
‫فقط مطمئن شو همه‌چیز برای
‫پسرهام فراهم باشه و پاپیچ‌شون هم نشو

23:05.051 --> 23:08.096
‫- متوجه شدی؟
‫- بله، آقای شهردار

23:10.556 --> 23:14.477
‫بذار رو هوا یه حدس بزنم.
‫درمورد ما حرف می‌زدید؟

23:20.396 --> 23:22.692
‫[جهنم ایست‌ساید!]
‫[پلیس قهرمان فایرباگ را متوقف کرد]

23:36.666 --> 23:40.128
‫طوری نیست، دخترم.
‫هنوز شکستم ندادن

23:40.852 --> 24:00.852
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
