WEBVTT

00:01.000 --> 00:05.000
‫« موزه‌ی گاتهام »

00:05.001 --> 00:16.001
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.726 --> 00:19.145
‫بفرما، رفیق.
‫اوبراین هستم از روزنامه‌ی گازتا.

00:19.228 --> 00:21.480
‫اگه بعد از دیدنِ عکس‌تون توی روزنامه،
‫یه نسخه‌ی کپی‌شو خواستید، باهام تماس بگیرید

00:21.564 --> 00:23.232
‫نرخ‌هام خیلی معقول هستن

00:35.000 --> 00:38.000
‫« مجموعه‌ی وین »

00:40.040 --> 00:42.168
‫به اینا میگن مرواریدِ درست‌حسابی

00:43.169 --> 00:46.589
‫- مگه خوشگل‌تر از اینا هم داریم؟
‫- چرا نداشته باشیم؟

00:46.672 --> 00:49.675
‫خیلی دلم می‌خواد یه ست
‫درست مثل این داشته باشم

00:49.759 --> 00:51.510
‫باید نگران باشم؟

00:51.594 --> 00:55.347
‫چرا، آقای وین؟
‫اصلاً نمی‌دونم منظورتون چیه

00:55.431 --> 01:00.686
‫خب، شنیدم دور و بر شما همه چی
‫سر به نیست میشه، خانم کایل، اون هم زیاد

01:00.770 --> 01:03.647
‫چی بگم؟ چیزای قشنگ رو دوست دارم و

01:03.731 --> 01:06.817
‫گاهی اتفاقی همراهم میان خونه

01:06.901 --> 01:10.946
‫ولی واقعاً، اکثر اون حرف‌ها شایعه‌ست

01:11.030 --> 01:14.408
‫یه چندتا پس‌گردنی هم بابتش توی دادگاه
‫خوردم. واسه کدوم دختری پیش نیومده؟

01:14.492 --> 01:16.994
‫- اوهوم
‫- می‌دونی

01:17.077 --> 01:18.621
‫باید یه موقعی واسه نوشیدنی دعوتم کنی

01:18.704 --> 01:20.372
‫- جدی؟
‫- آره

01:20.456 --> 01:22.833
‫آخه، من اصولاً توی گاتهام
‫تنها زنِ همه‌چی‌تمومی‌ام که

01:22.917 --> 01:24.168
‫باهاش بیرون نرفتی

01:24.251 --> 01:26.837
‫به سرم زده که قضیه رو شخصی کنم

01:26.921 --> 01:29.924
‫بعلاوه، کلی نقاط مشترک داریم

01:30.007 --> 01:32.468
‫جفت‌مون هم یتیم و پولداریم

01:32.551 --> 01:35.221
‫پدر تو به خاطر کلاهبرداری مالیاتی توی زندانـه

01:35.304 --> 01:37.890
‫خب، می‌دونم دقیقاً مثل هم نیستیم

01:37.973 --> 01:40.267
‫ولی با این‌حال، شرط می‌بندم بیشتر از
‫اون زن‌های بی‌بند و باری که

01:40.351 --> 01:42.269
‫دورت رو گرفتن، حرف واسه گفتن داشته باشیم

01:43.020 --> 01:44.605
‫به نظرت قیمتش چقدره؟

01:44.688 --> 01:47.358
‫- ده هزار دلار، بیست هزار دلار؟
‫- همین رو میگم

01:47.441 --> 01:50.486
‫کدوم خری با همچین مرواریدی
‫میره توی «کوچه‌ی جنایت»؟

01:50.569 --> 01:53.155
‫آخه، با خودت چی فکر کردی، خانم؟
‫«ایست اِند»ـه ها ناسلامتی

01:57.159 --> 01:58.536
‫وای خدا

01:59.000 --> 02:07.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:20.999 --> 02:24.999
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده

02:31.000 --> 02:35.000
‫« بتمن: شوالیه‌ی شنل‌پوش »

02:35.114 --> 02:36.991
‫به هر حال، اتفاقی که افتاد همین بود

02:37.074 --> 02:40.327
‫و گمونم وکیلم با دفتر دادستانی ناحیه
‫به یه توافقی برسه،

02:40.411 --> 02:44.039
‫و اینطوری شد که الان روی
‫کاناپه‌ی شمام، دکتر کوئینزل

02:44.123 --> 02:46.333
‫منظورم به صورت استعاریـه

02:46.417 --> 02:50.629
‫کاناپه خیلی راحت‌تره، بروس.
‫برو اونجا بشین.

02:50.713 --> 02:53.924
‫نه، راحتم. نمی‌خوام زیاد
‫وقت‌تون رو بگیرم، دکتر

02:54.008 --> 02:57.595
‫- من زیاد اهل گِلِه کردن و نِق زدن نیستم
‫- نه، البته

02:58.262 --> 03:01.515
‫ولی این مشکل «ضرب و شتم مجرمانه» هست

03:01.599 --> 03:04.768
‫و کمی غر زدن بخشی از
‫مصالحه‌ی شما برای زندان نرفتن بوده

03:04.852 --> 03:05.769
‫درسته. ولی من...

03:05.853 --> 03:09.148
‫فقط باید چند هفته بیای تراپی.
‫مثل آب خوردنه، عزیزم.

03:09.231 --> 03:13.777
‫پس، با توجه به وخامت موضوع، به نظرم
‫باید هرچقدر که لازمه براش وقت بذاریم

03:13.861 --> 03:15.529
‫ها؟

03:15.613 --> 03:17.531
‫خوشحالم که هم‌نظریم

03:17.615 --> 03:19.950
‫حالا، تابحال شده که توی موقعیت‌های دیگه‌ای

03:20.034 --> 03:22.536
‫به خشونت متوسل بشید؟

03:22.620 --> 03:25.039
‫چی؟ بیخیال

03:25.122 --> 03:28.334
‫به من می‌خوره زیاد از کوره در برم؟

03:28.417 --> 03:31.170
‫ظاهر معمولاً فریبنده‌ست

03:31.253 --> 03:34.548
‫و حقیقت اینه که بروس،
‫تو واقعاً از کوره در رفتی

03:35.466 --> 03:39.136
‫ببین، یارو مادرم رو مسخره کرد،
‫من هم یه مشت بهش زدم

03:39.219 --> 03:40.888
‫هر کسی جای من بود همین کار رو می‌کرد

03:40.971 --> 03:45.059
‫ولی آره، گمونم می‌دونم که کارم اشتباه بود

03:46.268 --> 03:52.149
‫اون فاجعه‌ای که توی دوران کودکیت داشتی،
‫معلومـه و منطقی‌ـه که منبع درده

03:52.775 --> 03:55.319
‫می‌خوای راجع به اتفاقی که واسه
‫پدر و مادرت افتاد حرف بزنیم؟

03:55.402 --> 03:56.820
‫نه

03:56.904 --> 04:00.199
‫ببین، این واسه خیلی وقت پیش بود و
‫خیلی بد بود

04:00.282 --> 04:04.411
‫ولی من الان یه مرد بالغم.
‫دیگه چندان بهش فکر نمی‌کنم.

04:04.495 --> 04:08.374
‫می‌دونی، ترومای سرکوب شده
‫یه چیزیه که ممکنه حتی

04:08.457 --> 04:11.126
‫متوجه نشی دچارش هستی
‫تا وقتی که اتفاقی بیفته

04:11.210 --> 04:13.253
‫سرکوب شدن یجورایی...

04:16.840 --> 04:22.680
‫می‌تونی سارق مسلح رو برامون توصیف کنی؟
‫مثلاً موهاش یا چشماش چه رنگی بود؟

04:22.763 --> 04:25.849
‫- هیچی؟
‫- نه

04:25.933 --> 04:28.018
‫خیلی تاریک بود

04:28.102 --> 04:29.436
‫نتونستم صورتش رو ببینم

04:29.520 --> 04:33.983
‫حتی... اسلحه‌اش رو هم ندیدم

04:34.066 --> 04:39.279
‫کارآگاه، این بچه به قدر کافی عذاب کشیده.
‫اصرار دارم که دیگه باید ببرمش.

04:39.363 --> 04:42.825
‫آره. خیلی‌خب.
‫اگه خبر جدیدی شد اطلاع میدم.

04:42.908 --> 04:44.660
‫ممنون

04:44.743 --> 04:48.122
‫- تراپی چطور بود، ارباب بروس؟
‫- یه ساعت وقت الکی حروم شد

04:48.205 --> 04:50.332
‫دکتر خیال می‌کنه می‌تونه روی افکارم اثر بذاره

04:50.416 --> 04:52.334
‫از این خبرها نیست

05:00.000 --> 05:02.500
‫« پنجشنبه‌ی آینده می‌بینمت، بروس.
‫دکتر کوئینزل »

05:02.928 --> 05:06.515
‫- اون چیه، قربان؟
‫- هیچی

05:10.894 --> 05:11.894
‫« نفر اول »

05:11.895 --> 05:13.313
‫دوشیزه سلینا

05:14.732 --> 05:17.443
‫خانم سلینا. وقتشـه پا شید

05:17.526 --> 05:20.571
‫گرتا، بیخیال

05:20.654 --> 05:23.574
‫لنگِ ظهره، خانم سلینا

05:23.657 --> 05:26.827
‫داره عصر میشه

05:28.000 --> 05:31.000
‫« مهلت پرداخت گذشته »
‫« اخطار نهایی »

05:31.165 --> 05:34.460
‫- امروز بازم صورت‌حساب و قبض اومد
‫- بذار کنار بقیه

05:37.504 --> 05:39.048
‫دوشیزه سلینا

05:39.131 --> 05:41.759
‫به زودی برق رو قطع می‌کنن

05:41.842 --> 05:44.970
‫و من هم بدم نمیاد یه حقوقی بگیرم

05:45.054 --> 05:48.307
‫تقصیر من نیست که بابایی هیچی برامون نذاشته

05:48.390 --> 05:51.643
‫خب، میشه اقلاً گربه‌های ولگرد رو نیارید خونه؟

05:51.727 --> 05:54.438
‫هزینه‌ی غذای گربه به تنهایی
‫جیب‌مون رو خالی کرده

05:54.521 --> 05:58.650
‫اینقدر نگران نباش، گرتا.
‫ترتیب همه چی رو میدم.

05:58.734 --> 06:00.360
‫- به نحوی
‫- بله

06:00.444 --> 06:03.572
‫این لحن‌تون حسابی بهم دلگرمی داد

06:03.655 --> 06:05.574
‫هیچوقت اینطوری سر بالا به پدرم جواب نمی‌دادی

06:05.657 --> 06:07.993
‫خیال نکن متوجه نمیشم

06:11.080 --> 06:13.290
‫آهای گرتا، عزیزم؟

06:13.373 --> 06:16.627
‫هنوز یه چرخ خیاطی داریم، مگه نه؟

06:23.050 --> 06:24.426
‫عالیه، مگه نه؟

06:24.927 --> 06:27.763
‫تعریفِ من این نیست، ولی باشه

06:28.000 --> 06:30.200
‫« سرقت جسورانه از جواهرفروشی مرکز شهر »

06:30.201 --> 06:32.501
‫« پنج سرقت جواهر در سه روز! »

06:32.502 --> 06:36.002
‫« دزد گربه‌ای دوباره سرقت کرد »
‫« نگهبان گفت: سارق بوی خوبی می‌داد »

06:53.497 --> 06:55.374
‫تکون نخور! پلیس!

07:02.548 --> 07:03.715
‫بی‌حرکت!

07:28.657 --> 07:30.450
‫اوه، سلام

07:31.577 --> 07:35.414
‫از اون طرحی که توی روزنامه ازت می‌کِشن
‫هزار برابر سکسی‌تر هستی

07:35.497 --> 07:39.543
‫- تو کی هستی؟
‫- کت‌وومن، عزیزم. معلومه دیگه

07:40.169 --> 07:43.172
‫چه کنیم؟ تو الهام‌بخشم بودی

07:50.345 --> 07:53.140
‫ماس‌ماسک هم داری؟

08:00.063 --> 08:03.525
‫آهای فلس. همون ضعیفه سلینا کایلـه

08:03.609 --> 08:07.446
‫- جنون دزدی از اشراف داره
‫- آره

08:07.529 --> 08:10.490
‫چیکار می‌کنی، خانم؟
‫می‌خواستی به یه نون و نوایی برسی؟

08:10.574 --> 08:12.826
‫یجورایی نقشه‌ام همین بود، آره

08:23.086 --> 08:24.504
‫چه ماشین خوبی

08:38.060 --> 08:41.563
‫چطوره وقتی برگشتیم
‫یه فنجون شکلات داغ بخورید؟

08:41.647 --> 08:43.482
‫این چطوره، ارباب بروس؟

08:51.698 --> 08:53.116
‫آقای وین؟

08:53.951 --> 08:54.993
‫بروس؟

08:55.077 --> 08:58.747
‫شرمنده. یه‌کم خمارم.
‫تا دیر وقت با دوستِ خانمم بودم.

08:58.830 --> 09:00.082
‫سؤالتون چی بود؟

09:00.165 --> 09:04.086
‫داشتم می‌گفتم جلسه‌ی قبلی‌مون
‫مشخص کرد که شما صد درصد

09:04.169 --> 09:06.588
‫اثرات قتل والدین‌تون رو سرکوب کردید

09:06.672 --> 09:10.801
‫تابحال به این فکر کردید که شاید
‫از جهات دیگه هم خودتون رو سرکوب می‌کنید؟

09:10.884 --> 09:13.845
‫کل این زندگی که برای خودتون ساختید،

09:13.929 --> 09:17.724
‫به نظر خیلی... معلوم و واضح میاد

09:17.808 --> 09:19.643
‫یجورایی کلیشه‌ای‌ـه

09:19.726 --> 09:23.814
‫شاید راهی برای محافظت از خودتون
‫در برابر دردهای آتی‌ـه

09:23.897 --> 09:25.941
‫اگه اینطور باشه، قابل درکه

09:26.024 --> 09:28.026
‫مصیبت سختی داشتید، اون هم توی بچگی

09:28.110 --> 09:30.862
‫یا هم که هیچی رو سرکوب نمی‌کنم و

09:30.946 --> 09:34.908
‫کلی درآمد مازاد و یه زندگی اجتماعی
‫خیلی فعال دارم

09:34.992 --> 09:37.494
‫اوه، بله. شما رو توی صفحات اجتماعی دیدم

09:37.577 --> 09:40.789
‫شما و مدل‌ها، شما و ستاره‌های سینما

09:40.872 --> 09:45.002
‫ولی بروس، با چند نفر بودی که
‫به قرار دوم ختم بشه؟

09:45.085 --> 09:48.130
‫- این تراپی‌ـه یا اعتراف توی کلیسا؟
‫- بیخیال

09:48.213 --> 09:52.175
‫طوری وانمود می‌کنی که انگار
‫شادترین و شهوتی‌ترین مجرد گاتهام هستی

09:52.259 --> 09:55.887
‫ولی هیچ کدوم از این زن‌ها
‫چیزی بیشتر از وسیله برات بودن؟

09:55.971 --> 09:59.057
‫اصلاً عشقی در کار بوده؟
‫یا حتی شهوت؟

09:59.141 --> 10:01.685
‫یا فقط رفع تکلیف می‌کنی و

10:01.768 --> 10:04.855
‫می‌خوای همون شخصی باشی که
‫اطرافیانت توقع دارن؟

10:04.938 --> 10:09.276
‫من فقط از هر باغی یه گل می‌چینم، دکتر.
‫این که نقص شخصیتی نیست، مگه نه؟

10:09.359 --> 10:11.862
‫زندگی برای آدمایی که
‫جایگاه من رو دارن، متفاوتـه

10:11.945 --> 10:14.156
‫منظورتون آدمایی که پولدارن؟

10:14.239 --> 10:16.825
‫مطمئنم همینطوره

10:16.908 --> 10:18.577
‫خیلی متأسفم، جناب قاضی

10:18.660 --> 10:23.248
‫قسم می‌خورم، فقط توی زمان اشتباه
‫توی مکان اشتباهی بودم

10:23.332 --> 10:27.753
‫من دزدکی وارد اون مغازه‌ها نشدم.
‫لابد کار اون یارو بتمن‌ـه.

10:27.836 --> 10:31.882
‫اینا همه‌اش یه سوءتفاهم غم‌انگیزه

10:31.965 --> 10:34.968
‫خانم کایل، اولین بارتون نیست که
‫پاتون به دادگاه باز شده

10:35.052 --> 10:37.846
‫بهتره توی زندگی‌تون
‫تصمیمات بهتری بگیرید

10:37.929 --> 10:40.766
‫دارم سعی‌ام رو می‌کنم، جناب قاضی

10:40.849 --> 10:44.728
‫آقای دنت، دادستانی نظرش چیه؟

10:44.811 --> 10:47.189
‫خب، جناب قاضی، از اونجا که
‫هیچ مدرکی نداریم که خانم کایل

10:47.272 --> 10:50.734
‫مرتکب این جرایم شده یا کار بتمن بوده
‫که اتفاقاً بتمن هم توی صحنه بوده،

10:50.817 --> 10:53.820
‫و از اونجا که تمام جواهرات
‫دزدیده شده برگردونده شدن،

10:53.904 --> 10:58.450
‫مدعی‌علیه مایله اتهامات رو رفع کنه و
‫دوباره به خانم کایل یه فرصت مجدد بده

11:00.494 --> 11:02.996
‫خیلی‌خب پس. پرونده بسته شد

11:09.002 --> 11:11.797
‫پس وقتی موکل‌های من باشن،
‫خودت رو جر میدی که بندازی‌شون زندان

11:11.880 --> 11:14.674
‫ولی وقتی پولدار و مشهور باشن،
‫قسر در میرن؟

11:14.758 --> 11:17.135
‫اون چه نقشی داره، هاروی؟
‫حامی مالی کارزارتـه؟

11:17.219 --> 11:20.013
‫بیخیال، باربارا.
‫به نظرت اینقدر به قهقرا میرم؟

11:21.681 --> 11:25.394
‫خب، شاید می‌رفتم...
‫اگه ورشکسته و آس و پاس نبود

11:29.731 --> 11:31.983
‫- بریم خونه، خانم سلینا؟
‫- هنوز نه

11:32.067 --> 11:35.487
‫گمونم باید بدیم روی ماشین کار کنن

11:36.238 --> 11:40.784
‫شنیدم اون زنیکه کایل قسر در رفته،
‫بعد تو سر بزنگاه توی صحنه با مدرک گرفتیش

11:40.867 --> 11:43.954
‫لباس گربه پوشیده بوده؟ بیخیال بابا

11:44.037 --> 11:46.832
‫چطوری همچین پرونده‌ی آسونی رو
‫به فنا دادی، بولاک؟

11:46.915 --> 11:49.584
‫- ببند در گاله رو، کوهن!
‫- آروم باش، بولاک

11:49.668 --> 11:52.337
‫آره. خدایی، «صورت‌زخمی»

11:52.421 --> 11:56.508
‫گوش کن، نگران کوهن و
‫اون گربه‌ی موی دماغ نباش

11:56.591 --> 12:01.346
‫اون گربه دیگه جونش تموم شده.
‫باور کن. فقط خودش هنوز نمی‌دونه.

12:01.972 --> 12:04.516
‫آخرین گزارش‌ها نشان می‌دهد که
‫تورم و بیکاری در گاتهام

12:04.599 --> 12:06.351
‫همچنان در حال افزایش است

12:06.435 --> 12:09.646
‫و در حالی که مشاوران مالی شهردار
‫به دنبال راه حل هستند،

12:09.729 --> 12:12.149
‫افزایش متعاقب جرایم خشونت‌آمیز،

12:12.232 --> 12:15.652
‫وضعیت اداره پلیس شهر گاتهام را که
‫قبلاً تحت فشار قرار گرفته بود، بدتر کرده

12:15.735 --> 12:18.530
‫و در اتفاقی غافلگیرانه،
‫امروز بعد از ظهر، سلینا کایل،

12:18.613 --> 12:22.159
‫همون به اصطلاح کت‌وومن،
‫بدون اینکه اتهامی بهش زده بشه آزاد شد

12:22.242 --> 12:25.745
‫ظاهراً او مظنون اصلی سلسله سرقت جواهرات

12:25.829 --> 12:27.497
‫در «آپر ایست ساید» بوده است.

12:27.581 --> 12:29.583
‫- ولش کردن
‫- بله، قربان

12:29.666 --> 12:32.502
‫ولی گویا قول داده که دیگه
‫اون کارها رو نکنه

12:32.586 --> 12:34.386
‫...و از محکوم کردنش امتناع کردند

12:54.232 --> 12:57.694
‫چشمای مامانت عجب برقی می‌زد

12:57.777 --> 12:59.988
‫آره، واقعاً

13:00.071 --> 13:04.242
‫نگران نباش. قول میدم
‫خوب ازشون مراقبت کنم

13:35.899 --> 13:37.150
‫آخ!

13:44.616 --> 13:46.409
‫قهرمانِ من

13:56.920 --> 13:59.798
‫بس کن. داری وقتم رو تلف می‌کنی

13:59.881 --> 14:02.175
‫خب، پس چرا همه‌اش دنبالم راه میفتی؟

14:05.554 --> 14:09.474
‫مطمئن نبودم این جواب بده، ولی یا خدا

14:32.706 --> 14:34.040
‫وای!

14:44.634 --> 14:46.886
‫همونطور که پایین هم عرض کردم،

14:46.970 --> 14:50.890
‫خانم کایل دیروز بعد از اینکه از
‫دادگاه آزاد شد، از اینجا نقل مکان کرد

14:50.974 --> 14:53.685
‫تخم سگ...
‫دیشب به چهار تا گاوصندوق زده

14:53.768 --> 14:57.480
‫- چهار تا!
‫- آره. و حالا غیب شده

15:03.528 --> 15:08.033
‫خانم سلینا، نمی‌دونم چطوری توقع دارید
‫توی همچین جایی زندگی کنیم

15:08.116 --> 15:10.452
‫بهش عادت می‌کنیم، گرتا. مجبوریم

15:10.535 --> 15:11.578
‫ما فراری هستیم و

15:11.661 --> 15:15.832
‫این اطراف هیچکس براش مهم نیست
‫ما کی هستیم و با پلیس هم حرف نمی‌زنن

15:15.915 --> 15:19.210
‫بعلاوه، از سرقت دیشب
‫پول یه سال اجاره‌ی اینجا رو دادم

15:19.294 --> 15:20.837
‫دیگه به کسی بدهکار نیستیم

15:20.920 --> 15:23.590
‫هنوز یه بدهی‌هایی دارید، خانم سلینا

15:23.673 --> 15:26.301
‫قطعاً که این زندگی اشرافی نیست

15:26.384 --> 15:28.386
‫ولی اگه قراره مثل مجرم‌ها زندگی کنیم،

15:28.470 --> 15:31.473
‫باید از خیر یه سری چیزا بگذریم، نه؟

15:31.556 --> 15:34.184
‫آره خب، تابحال از من خواسته نشده بود که
‫مثل مجرم‌ها زندگی کنم،

15:34.267 --> 15:36.978
‫ولی هیچکس حرف منو گوش نمیده، مگه نه؟

15:37.062 --> 15:38.271
‫درسته

15:38.355 --> 15:41.200
‫گربه‌ی سوگلی مامانی نیستی تو؟
‫آره که هستی

15:41.300 --> 15:44.933
‫« موج جنایت گربه ادامه دارد... »

15:44.944 --> 15:47.280
‫شاید وقتشه برید بالا

15:47.364 --> 15:49.824
‫سعی کنید یه چند ساعتی بخوابید

15:49.908 --> 15:52.035
‫شاید بهتره بذارید پلیس‌ها
‫با خانم کایل سر و کله بزنن

15:52.118 --> 15:56.623
‫هر چی نباشه، اون فقط یه دزد جواهراتـه.
‫نه یه شرور واقعی، قربان.

15:56.706 --> 15:59.459
‫و بروس وین امروز
‫قرار ملاقات داره، پس...

15:59.542 --> 16:01.836
‫قرار ملاقات؟ فکر خوبیـه

16:01.920 --> 16:03.463
‫لیموزین رو در بیار

16:03.546 --> 16:05.131
‫میرم لباس عوض کنم

16:07.884 --> 16:11.137
‫مطمئنید هیچ‌جوره نمی‌تونم
‫نظرتون رو عوض کنم؟

16:11.221 --> 16:13.932
‫نمایش قرار بود تا سه هفته‌ی دیگه هم
‫ادامه پیدا کنه و...

16:14.015 --> 16:16.309
‫نه. متأسفانه باید اصرار کنم

16:16.393 --> 16:18.645
‫و مطمئنم خانواده‌های دیگه هم
‫باهام موافقن

16:18.728 --> 16:20.855
‫با وجود اون زنیکه کت‌وومن

16:20.939 --> 16:24.234
‫میشه اقلاً تا آخر هفته بمونن؟

16:26.945 --> 16:30.532
‫- خب، همه چی خوب پیش رفت؟
‫- نقشه در جریانه. ببرمون خونه

16:30.615 --> 16:35.161
‫راستش، یه قرار دیگه دارید، قربان،
‫با دکتر کوئینزل

16:37.997 --> 16:40.834
‫و در اخبار دیگر، موزه‌ی گاتهام سه هفته زودتر

16:40.917 --> 16:43.336
‫نمایش جواهراتش را تعطیل کرد

16:43.420 --> 16:46.273
‫پس اگه دنبالِ بهترین جواهراتی هستید که

16:46.297 --> 16:50.844
‫اشراف گاتهام اونا رو به موزه بخشیدن،
‫فقط دو روز دیگه وقت دارید

16:52.387 --> 16:55.640
‫- این آخرین جلسه‌ی منـه
‫- جدی؟

16:55.724 --> 16:57.684
‫زمان چقدر سریع می‌گذره

16:57.767 --> 17:00.937
‫و من...واقعاً می‌خوام ازتون
‫تشکر کنم، دکتر کیو

17:01.020 --> 17:06.109
‫اعتراف می‌کنم که اولش یه‌کم سماجت می‌کردم،
‫ولی به نظرم خیلی مفید بود

17:09.362 --> 17:10.613
‫جدی میگم

17:10.697 --> 17:14.075
‫می‌دونی چیه، بروس؟
‫مدارکت رو امضاء می‌کنم

17:14.159 --> 17:15.994
‫وای خدا. ممنون دکتر. من واقعاً...

17:16.077 --> 17:19.289
‫چون فکر نکنم برای خودت یا
‫بقیه خطری محسوب بشی

17:19.372 --> 17:22.625
‫ولی گذشته از این، فکر نمی‌کنم
‫باهمدیگه به پیشرفتی رسیده باشیم

17:22.709 --> 17:23.793
‫خنده‌داره

17:23.877 --> 17:26.588
‫اکثر بیمارانم از خداشونـه که

17:26.671 --> 17:29.883
‫مقصرانه‌‌ترین رازها و تاریک‌ترین
‫امیال‌شون رو باهام درمیون بذارن

17:29.966 --> 17:32.093
‫اگه نمی‌دونستم،

17:32.177 --> 17:36.556
‫خیال می‌کردم همین آدم تو خالی و
‫سطحی‌نگری که تظاهر می‌کنی هستی

17:37.390 --> 17:38.933
‫ولی من کارم رو بلدم

17:39.017 --> 17:41.394
‫موانع تو خیلی بلند هستن

17:41.478 --> 17:44.731
‫واسه من بیش از حد بلند هستن
‫که نمی‌تونم ازشون رد بشم

17:44.814 --> 17:46.858
‫ولی من حاضرم ادامه بدم

17:46.941 --> 17:49.611
‫حاضرم اگه بخوای، ادامه بدم بروس

17:49.694 --> 17:51.821
‫جلساتی که دادگاه دستورش رو داده بود تموم شد،

17:51.905 --> 17:55.867
‫ولی گمونم بهتره به جلساتت
‫به‌عنوان بیمارم ادامه بدی

17:55.950 --> 17:58.119
‫حالا، به نظرت جالب نیست؟

17:58.745 --> 18:03.500
‫ممنون بابت پیشنهادتون، دکتر،
‫ولی الان ردیفِ ردیفم، قول میدم

18:04.334 --> 18:06.920
‫پس میشه اینا رو برام امضاء کنید؟

18:08.755 --> 18:13.009
‫- اینا رو به دست لوشس فاکس برسون حتماً
‫- جلسه‌ی آخرتون بود، نه؟

18:13.092 --> 18:15.094
‫آره، خدا رو شکر

18:15.178 --> 18:18.264
‫واقعاً از حرف زدن باهاش
‫هیچی عایدتون نشد، قربان؟

18:18.348 --> 18:20.934
‫چون اغلب فکر می‌کردم که شاید مفید باشه...

18:21.017 --> 18:23.186
‫من خوبم. حالا تمومش کن

18:24.187 --> 18:26.648
‫بله، ارباب بروس

19:13.486 --> 19:15.530
‫اونا تاوانش رو پس میدن

19:16.614 --> 19:19.200
‫- اونا؟
‫- همه‌شون

19:19.284 --> 19:21.911
‫کاری می‌کنم تقاصش رو پس بدن

19:21.995 --> 19:24.122
‫و تو هم قراره کمکم کنی

19:30.545 --> 19:33.631
‫ارباب بروس، حتی اگه امشب
‫خانم کایل رو بگیرید،

19:33.715 --> 19:35.675
‫قاضی شاید دوباره ولش کنه

19:35.758 --> 19:38.094
‫این دفعه نه

19:48.563 --> 19:53.109
‫عضو انجمن شهرداری، همسرت
‫این رو ببینه چه حالی میشه؟

19:53.192 --> 19:54.235
‫یا خدا!

19:54.319 --> 19:56.404
‫وای خدا!

19:56.487 --> 19:59.240
‫بیل اوبراین از روزنامه‌ی گاتهام گازتا؟

19:59.324 --> 20:02.327
‫آره، یعنی... نه؟

20:02.410 --> 20:06.039
‫- به کمکت نیاز دارم
‫- البته. چه...کمکی؟

20:06.122 --> 20:09.334
‫خودت چی فکر می‌کنی؟
‫ازت می‌خوام یه سری عکس بگیری

20:22.430 --> 20:25.117
‫تمام گشتی‌ها به گوش.
‫آژیر بی‌صدا از موزه‌ی گاتهام...

20:25.141 --> 20:26.225
‫دریافت کردیم

20:26.309 --> 20:27.936
‫تمام گشتی‌ها، لطفاً اعزام بشید

20:28.019 --> 20:30.355
‫شنیدی که. بزن بریم

20:39.155 --> 20:40.823
‫بذارش سر جاش

20:42.825 --> 20:44.869
‫دفعه‌ی پیش می‌تونستی بگی که
‫قرار عاشقانه می‌خوای

20:47.497 --> 20:49.457
‫ولی من امشب تنها نیومدم

21:32.542 --> 21:35.003
‫نیازی بهش نیست

21:56.691 --> 22:00.653
‫تو نجاتم دادی. می‌دونستم یه چیزی...
‫آخ! آهای!

22:00.737 --> 22:02.697
‫اینقدر سفت نبند!

22:03.740 --> 22:06.075
‫می‌دونی، خیلی ضد حالی

22:06.159 --> 22:08.786
‫آره، همینطوره

22:16.335 --> 22:20.590
‫خب چند تا عکس گرفتم.
‫ولی، فقط عکس کت‌وومن نیست.

22:20.673 --> 22:23.676
‫چندتا عکس از تو هم هست که داشتی...
‫ترتیب اون پلیس‌ها رو می‌دادی

22:23.760 --> 22:26.262
‫همه‌اش توی یه حلقه فیلمـه

22:26.345 --> 22:29.348
‫ولی می‌تونم... همه رو نابود کنم،
‫اگه همین رو می‌خوای

22:29.432 --> 22:31.017
‫من... سعی ندارم...

22:31.100 --> 22:34.437
‫فقط مطمئن شو عکس‌های کت‌‌وومن پخش میشن.
‫بقیه‌اش برام مهم نیست.

22:41.360 --> 22:43.738
‫گرتا؟ چه عجب

22:43.821 --> 22:45.698
‫گوش کن، فاجعه شده

22:45.782 --> 22:48.117
‫اونا مدرک و عکس و همه چی دارن

22:48.201 --> 22:50.036
‫پس ازت می‌خوام برام وثیقه بذاری

22:50.119 --> 22:51.662
‫شرمنده، خانم سلینا

22:51.746 --> 22:55.166
‫ولی این امکان نداره.
‫شما پولی ندارید.

22:55.249 --> 22:58.002
‫نه، نه. گوش کن،
‫یه چندتا از تابلوها رو گرو بذار

22:58.086 --> 23:00.379
‫و اون مجسمه طلایی که بابایی عاشقش بود

23:00.463 --> 23:02.673
‫همونی که رقاص بالرین
‫روی انگشت‌های پاش وایستاده

23:02.757 --> 23:06.219
‫بله، می‌دونم، خانم سلینا.
‫قبلاً فروختمش و

23:06.302 --> 23:09.180
‫همه‌ی چیزهایی که داشتید و دوزار میارزید رو

23:09.263 --> 23:12.475
‫- چی؟ گرتا!
‫- سه ساله بهم حقوق ندادی

23:12.558 --> 23:14.060
‫پس الان پولم رو می‌گیرم

23:14.143 --> 23:18.397
‫کشتی‌ام یه ساعت دیگه به طرف
‫باهاما حرکت می‌‌کنه. به امید دیدار!

23:18.481 --> 23:20.399
‫چرا...

23:20.483 --> 23:22.276
‫اون دله‌دزد لاشی!

23:26.614 --> 23:30.076
‫گمونم این دفعه شواهد علیه کت‌وومن
‫توی دادگاه قابل استناد باشن

23:30.159 --> 23:33.663
‫اون برمی‌گرده. ولی گاتهام
‫یه مدت از دستش خلاص شده

23:33.746 --> 23:35.373
‫من هم همینطور

23:35.456 --> 23:39.252
‫اون عکس‌های شما شاید
‫بیشتر از کت‌وومن دردسرساز بشن

23:39.335 --> 23:42.505
‫شاید. ولی حالا همگی می‌دونن که
‫میام سراغ‌شون

23:42.588 --> 23:48.052
‫می‌دونید قربان، کمی قبل‌تر داشتم به حرف‌تون
‫راجع به جلسه با دکتر کوئینزل فکر می‌کردم

23:48.136 --> 23:49.387
‫قهوه سرد شده

23:51.931 --> 23:54.350
‫یه فنجون تازه‌ش رو براتون میارم، قربان

23:54.974 --> 24:14.974
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
