WEBVTT

00:00.850 --> 00:02.586
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:02.610 --> 00:05.946
بیا وسایل‌ـت رو جمع کنیم و بریم خونه -
دیگه خیلی دیره -

00:05.970 --> 00:10.306
نمی‌خوام توی اون هتل احمقانه‌ای که تو
چاپلوسی اون کلاش رو می‌کنی زندگی کنم

00:10.330 --> 00:13.838
اون پسرها باحال‌ان. اسم یکی‌شون»
«فریتس هوکرت بود، اون‌یکی هم آتو

00:13.839 --> 00:15.466
از اسم ساختگی استفاده می‌کردن

00:15.490 --> 00:18.026
ریچارد پکتمن و هورست کسلر

00:18.050 --> 00:19.106
قاتلین بندا اونان

00:19.130 --> 00:21.746
اگه اسم من رو می‌دونن، در
یه مقطعی به شما می‌رسن

00:21.770 --> 00:24.450
راجع به این با کسی حرف نزدی؟ -
نه -

00:27.610 --> 00:30.050
دیر کردید -
ببخشید، رهبر بخش -

00:37.330 --> 00:39.786
ما مشغول یه همایش‌ایم. نمی‌بینی؟

00:39.810 --> 00:42.146
ولی من جدیدترین یافته‌های
اضطراری در پروندۀ بتی وینتر دارم

00:42.170 --> 00:45.746
جنایت به‌شدت حتمی‌ای وجود داره
که باید ازـش جلوگیری بشه؟

00:45.770 --> 00:47.866
...نه. من می‌خواستم

00:47.890 --> 00:52.226
در حال حاضر نظری ندارم. ما
در وسط تحقیقات‌مون هستیم

00:52.250 --> 00:55.810
جناب مستشار جنایی، یه عکس
با شما و نزدیک‌ترین کارکنان‌تون

00:58.490 --> 01:00.666
به اتفاق اعتقاد داری، ویزهاپت؟ -
ابداً -

01:00.690 --> 01:02.610
جالبه. منم ندارم

01:03.210 --> 01:08.570
شاید ایمان‌مون به مصون‌ازخطابودن
دایرۀ سوابق پلیس زیادی کامل‌ـه

01:40.570 --> 01:44.450
« دو هفتۀ بعد »

02:15.610 --> 02:17.050
کسی این‌جا نیست؟

02:29.210 --> 02:30.810
داریم می‌بندیم

02:31.890 --> 02:33.410
بشینید

02:34.050 --> 02:36.250
ببخشید؟ -
گفتم بشینید -

02:38.690 --> 02:42.210
،تا ندونم چی از من می‌خواید
ترجیح می‌دم وایسم، خیلی‌خب؟

02:42.610 --> 02:44.170
خیلی‌خب، خلاصه‌ش می‌کنم

02:45.730 --> 02:48.290
نمی‌خوام وقت شما یا خودم رو تلف کنم

02:49.450 --> 02:55.210
اسم من لئوپولد اُلریش‌ـه، من
سرپرست دایرۀ سوابق پلیس برلین‌ام

02:56.290 --> 03:01.186
در تاریخ 21 سپتامبر امسال، که
،می‌شه دقیقاً سه روز پیش

03:01.210 --> 03:05.410
جسد فیلیکس کرمپین، که سابقاً
،به‌عنوان یک نورپرداز کار می‌کرد

03:05.530 --> 03:09.850
برای کالبدشکافی به شاریتیِ برلین اومد

03:10.210 --> 03:13.690
گلوله‌ای از سرـش در آورده شد

03:14.450 --> 03:17.506
در چنین مواردی، وظیفۀ منه
که مصنوع رو شناسایی کنم

03:17.530 --> 03:20.690
حالت، ساخت، دوره، و الی آخر

03:20.770 --> 03:24.186
به‌طور خلاصه، من تمام داده‌هایی که
می‌تونن طبقه‌بندی بشن رو معین می‌کنم

03:24.210 --> 03:31.786
پر واضح‌ـه که تطابقِ داده با بانک مجموعۀ داده‌های
پیش‌گیرانه، که من خودم به وجودش آوردم، زمینۀ منه

03:31.810 --> 03:36.370
هر شخص سابقه‌داری ثبت و دسته‌بندی شده

03:37.610 --> 03:41.706
لزومی نداره رویه رو برای شما توضیح
بدم، خودتون تجربه‌ش رو دارید

03:41.730 --> 03:48.210
در خصوص شما، هشت مورد معاملۀ
اجناس دزدی و 14 مورد کلاه‌برداری بود

03:49.050 --> 03:53.490
روی این کارت، خلاصه‌ای
دربارۀ سلاح‌های گرم هم هست

03:54.250 --> 03:58.370
این‌جاست که شما وارد ماجرا
می‌شید، آقای بیلا گوستونی

03:58.371 --> 04:00.370
گوزتونی

04:00.370 --> 04:05.930
سلاحی که با گلولۀ پیداشده در
...سر فیلیکس کرمپین تطابق دادم

04:06.690 --> 04:08.826
به نام شما ثبت شده

04:08.850 --> 04:10.786
من هیچ ارتباطی به این ماجرا ندارم

04:10.810 --> 04:16.466
شاید مستقیماً نه، ولی برادرـتون، زندور گوستونی

04:16.490 --> 04:17.930
شندور

04:18.370 --> 04:21.546
ایشون هم برای موارد متعددی کلاه‌برداری سابقه دارن

04:21.570 --> 04:24.746
و، برخلاف شما، برای ضرب و شتم شدید

04:24.770 --> 04:28.850
اگه این رو درست بخونم، چاقوکِشی بود

04:42.530 --> 04:46.186
کشتن من فایده‌ای نداره

04:46.210 --> 04:52.610
مدرکی که الآن بهش اشاره کردم رو در
گاوصندوقی در ادارۀ کُل پلیس قرار دادم

04:53.090 --> 05:02.010
یک پاکت هم در گاوصندوقِ نام‌برده در اتاق‌های به‌شدت امن ادارۀ
کُل پلیس برای دستیارـم وجود داره، تا در صورت مرگ‌ـم باز بشه

05:03.170 --> 05:09.010
تا در هر لحظه‌ای، همون‌طور که در محافل‌تون
می‌گید، بتونم جفت‌تون رو «وامونده» کنم
[ اصطلاحی خودمانی برای گیراُفتادن یا دستگیرشدن توسط پلیس ]

05:19.970 --> 05:22.530
چی می‌خوای، پول؟ -
نه -

05:23.050 --> 05:24.770
به اون خاطر این‌جا نیستم

05:25.610 --> 05:27.290
ازـتون می‌خوام ادامه بدید

05:27.570 --> 05:28.770
چی رو؟

05:29.170 --> 05:31.346
خراب‌کاری فیلم‌برداری رو؟

05:31.370 --> 05:32.570
نه

05:33.730 --> 05:35.250
قتل‌ها رو

05:37.410 --> 05:38.610
...ولی

05:42.690 --> 05:43.890
چرا؟

05:44.850 --> 05:46.130
کی؟

05:46.530 --> 05:49.210
انتخاب اون‌ـش با خودتونه. برام مهم نیست

05:49.690 --> 05:51.610
فقط می‌خوام که ادامه داشته باشه

05:53.730 --> 05:55.570
!چه خُلی

05:59.730 --> 06:01.450
چرا باید اون کار رو بکنیم؟

06:02.210 --> 06:06.306
چون در غیر این صورت تا 30 دقیقۀ دیگه دستگیر
،می‌شید، تا چهار هفتۀ دیگه محکوم می‌شید

06:06.330 --> 06:09.570
و تا حدود شش ماه دیگه اعدام می‌شید

06:10.730 --> 06:13.050
مدارک قوی‌ـه

06:19.250 --> 06:22.050
پس، بکُشید

06:23.370 --> 06:27.866
به نفع‌تونه که یه الگویی به وجود بیارید. در اون صورت
می‌تونیم مظنونین رو به‌طور دل‌خواه تغییر بدیم

06:27.890 --> 06:29.490
الگو

06:32.210 --> 06:34.210
بچسبید به جامۀ مبدل

06:34.850 --> 06:38.130
در جست‌وجوی «شبح»، اون داستان خوب‌ـیه

06:38.650 --> 06:40.570
نفس شهر در سینه حبس می‌شه

07:50.930 --> 07:52.130
موریتز؟

08:00.010 --> 08:01.890
جراحت‌ـت در چه وضع‌ـه؟

08:02.250 --> 08:03.450
نمی‌تونم صدات رو بشنوم

08:05.850 --> 08:07.050
بذار ببینم

08:19.410 --> 08:21.170
نباید زیاد بخندم

08:21.250 --> 08:23.210
و همیشه زیاد می‌خندی

08:28.690 --> 08:30.130
«یه «فوکر دی.7
[ هواپیمای ساخت فوکر ]

08:32.890 --> 08:36.306
اودت، گورینگ، ریشتهوفن -
ریشتهوفن نه -
ارنست اودت، هرمان گورینگ و ]
[ مانفرد فون ریشتهوفن: خلبانان آلمانی

08:36.330 --> 08:38.650
زمانی که ازـش استفاده شد اون مُرده بود

08:43.170 --> 08:44.410
این مال کجاست؟

08:47.890 --> 08:49.866
مدتی‌ـه پخش‌ـش می‌کنیم

08:49.890 --> 08:51.410
توی حیاط مدرسه؟

08:53.170 --> 08:54.530
خوندی‌ـش؟

08:55.010 --> 08:56.250
نه

08:57.690 --> 08:59.210
می‌شه من قرض‌ـش بگیرم؟

08:59.970 --> 09:01.170
البته

09:01.560 --> 09:04.010
« !خلاصه‌ش کنید »

09:18.160 --> 09:19.410
« نبرد من »

09:20.930 --> 09:22.130
بله؟

09:23.810 --> 09:25.450
آره، البته که این‌جاست

09:27.170 --> 09:31.410
دست از سر پسره بردار، هلگا. مشکلی
نداره. از این‌جا هم خوش‌ـش میاد

09:31.810 --> 09:35.330
آره، موریتز پیش من می‌مونه. ختم کلام

10:02.770 --> 10:04.170
ستوان

10:06.730 --> 10:09.890
.قضیۀ کسلر رو شنیدم
یکی از افراد تو بود، درسته؟

10:10.970 --> 10:12.650
...اون دومین نفر بود

10:13.690 --> 10:15.130
که در ماجرای بندا دست داشت

10:17.930 --> 10:20.650
الآن دیگه مسئولیت بلشویک‌ها با ماست

10:21.250 --> 10:23.210
ولی طرف رو می‌گیریم

10:23.530 --> 10:25.890
شنیدم یه مدرکی به جا گذاشته

10:26.530 --> 10:29.850
...تنها دو نفری که در ماجرای بندا شریک جرم بودن

10:30.490 --> 10:32.530
یا مُردن یا مفقودن

10:34.010 --> 10:36.410
هنوز اثری از پکتمن نیست؟

10:38.130 --> 10:39.530
بهت اعتماد ندارم

10:40.970 --> 10:43.130
سرهنگ بازنشسته ونت

10:44.690 --> 10:46.330
منم به تو اعتماد ندارم

10:47.010 --> 10:48.210
چرا باید داشته باشم؟

10:49.290 --> 10:54.730
،اگه همدیگه رو تحت کنترل نداریم
دیگه نباید با هم کار کنیم

10:59.610 --> 11:03.210
به‌زودی دیگه مجبور نیستیم با امثال تو کار کنیم

11:15.530 --> 11:18.770
تا الآن نتونستی از معشوق
هورست کسلر بازجویی کنی؟

11:19.530 --> 11:23.386
،از اون‌جایی که شما در این پرونده یک شاهدی
من موظف‌ام که طبق قانون عمل کنم، کارآگاه

11:23.410 --> 11:26.130
اجازه ندارم دربارۀ این پرونده باهات صحبت کنم

11:26.610 --> 11:28.050
بی‌خیال، بوهم

11:30.010 --> 11:32.410
به افشاگری مهمی نرسیدم

11:32.450 --> 11:37.650
ولی اظهاریه‌ش حاکی از این حقیقته که ممکنه
با یه مشاجرۀ «منطقۀ سرخ» سروکار داشته باشیم
[ منطقه‌ای از شهر که روسپیان در آن‌جا فعالیت دارند ]

11:38.010 --> 11:41.026
کسلر یه جاکش بود؟ -
یه مظنون داریم -

11:41.050 --> 11:44.170
قراره از یه شاهد بازجویی
کنم. بیش‌تر از این نمی‌گم

11:48.490 --> 11:54.170
اگه... حلقوی، کمانی، قوسی رو مقایسه
کنید. تصویر مشابه. والتر وینتخاب

11:55.330 --> 11:57.946
و شکی نیست که این چاقو، آلت جرم‌ـه؟

11:57.970 --> 12:00.746
خون روی تیغه، گروه خونی «آ.ب»ـه

12:00.770 --> 12:02.906
اون گروه خونی وگا لومن‌ـه

12:02.930 --> 12:05.490
عذر می‌خوام، ولی مجرم که دستکش دست‌ـش بود

12:06.930 --> 12:08.930
پس نمی‌تونه اثر انگشتی به جا بذاره، درسته؟

12:11.170 --> 12:14.770
...اگه مجرم واقعاً دستکش دست‌ـش بود -
بود -

12:15.170 --> 12:17.706
این دشواری بازیابی مدرک رو توجیه می‌کنه

12:17.730 --> 12:19.450
اثر انگشت خفیف بود

12:20.290 --> 12:21.490
ولی آشکار بود

12:21.810 --> 12:26.946
درسته، درسته، ولی من و ویزهاپت احتمال
می‌دیم که دسته‌ش پاک شده باشه

12:26.970 --> 12:31.266
ولی می‌تونید این چاقو رو بدون شک
به والتر وینتخاب نسبت بدید؟

12:31.290 --> 12:32.530
بله

12:32.770 --> 12:33.970
بله

12:36.850 --> 12:40.306
خیلی‌خب، ممنون -
ما تجسس رو گسترش دادیم -

12:40.330 --> 12:41.466
و افزایش

12:41.490 --> 12:43.426
الآن داریم دکترها رو بررسی می‌کنیم

12:43.450 --> 12:44.866
کاری که کرد...

12:44.890 --> 12:46.386
ایریش، توروخّدا

12:46.410 --> 12:48.410
اون‌جا. به یه‌ورـمم نیست

12:49.930 --> 12:51.946
ببین با خراب‌کاری‌ـت چی کردی

12:51.970 --> 12:53.450
!ببین‌ـش

12:53.690 --> 12:57.226
چشم چپ‌ـش کور شده
اون‌یکی هم اشک می‌زنه

12:57.250 --> 13:00.010
خوک‌صفت احمق، مطمئناً بهای این رو می‌دی

13:01.130 --> 13:02.786
چشم‌های یه زن رو نابود می‌کنی

13:02.810 --> 13:05.346
.با استفاده از یه پزشک قلابی
چطور می‌تونی ان‌قدر احمق باشی؟

13:05.370 --> 13:07.306
ایلزه، حقیقت داره؟

13:07.330 --> 13:08.906
نمی‌دونم -
!ببین‌ـش -

13:08.930 --> 13:10.786
چپی‌ـه سیاه شده، راستی‌ـه تار

13:10.810 --> 13:13.746
می‌تونی ضجه بزنی، ولی بهاش رو هم می‌دی

13:13.770 --> 13:17.466
چشم‌های یه مادر رو نابود می‌کنی و وانمود
می‌کنی چیزی نشده؟ فاحشۀ احمق

13:17.490 --> 13:19.986
مرد جوان، مراقب حرف‌زدن‌ـت باش

13:20.010 --> 13:21.546
تو چی می‌خوای، مردکه؟

13:21.570 --> 13:23.986
زن‌ـت کورـه یا خودت؟ -
ایریش، توروخّدا -

13:24.010 --> 13:26.010
دارم چک‌وچونه می‌زنم -
بیرون -

13:26.450 --> 13:27.690
چیه؟

13:27.930 --> 13:29.490
!بیرون، حالا

13:30.250 --> 13:32.530
غرامت می‌خوام، می‌شنوی؟

13:33.050 --> 13:34.890
!ازـت شکایت می‌کنم

13:35.250 --> 13:36.650
خون‌ریزی داری

13:37.130 --> 13:38.450
!گم شو

13:39.890 --> 13:41.530
من اون رو نمی‌خواستم، لاته

13:44.010 --> 13:48.130
به‌خاطر همین الم‌شنگه‌هاست که
مخالف عضویت زن در دایرۀ جنایی‌ام

13:48.890 --> 13:50.130
ممنون

13:50.450 --> 13:53.010
من خوب‌ام. می‌شینم

14:00.570 --> 14:02.490
مختاری از این فضا استفاده کنی

14:05.210 --> 14:06.570
و تو؟

14:12.130 --> 14:13.650
من باید برم بالا

14:15.850 --> 14:19.050
پکتمن درست بعد از رودررویی ناپدید شد

14:19.250 --> 14:21.690
کسلر جلوی روی من تیر خورد

14:22.130 --> 14:25.970
کلفَته محکوم به مرگ شد -
به‌حق، بله -

14:26.850 --> 14:28.210
...جناب رئیس‌پلیس

14:29.570 --> 14:31.170
...واضح‌ـه که

14:31.890 --> 14:35.130
تمام افراد درگیر دارن با
قاعده‌ای مشخص حذف می‌شن

14:36.090 --> 14:37.290
توسط کی؟

14:37.770 --> 14:39.290
این‌جا کی سود می‌بره؟

14:42.250 --> 14:45.730
...ما جفت‌مون سؤظن‌هامون رو داریم، ولی

14:46.010 --> 14:51.770
چطور می‌خوای اثبات کنی که مستشار
ونت در این وقایع دست داره، رت؟

14:52.050 --> 14:54.210
با ادامه‌دادن تحقیقات

14:54.570 --> 14:57.090
و با بیرون‌کشیدن ونت از لاک‌ـش

15:00.250 --> 15:01.730
ممنون

15:06.330 --> 15:10.650
خانم، پشت تلفن گفتید یه چیزی دارید
که ممکنه من بهش علاقه‌مند باشم

15:13.250 --> 15:15.650
می‌شه بدونم چیه؟

15:18.570 --> 15:20.370
شوهرـم خاطرات‌ـش رو می‌نوشت

15:22.370 --> 15:25.370
تا همین اخیراً، خوندن‌ـش از نظرـم غیرممکن میومد

15:25.730 --> 15:27.690
زخم‌های ماتم‌ـم زیادی تازه بودن

15:28.730 --> 15:32.650
بی... مبالاتی، زیادی برام بزرگ به نظر می‌رسید

15:34.770 --> 15:37.130
...ولی بعد از آخرین دیدارـمون

15:37.370 --> 15:41.570
و بعد از این‌که کلفَته محکوم شد، قادر
بودم خودم رو ترغیب به انجام‌ـش کنم

15:43.730 --> 15:46.610
...صفحه‌ای هست که درـش تصادفاً

15:46.810 --> 15:54.290
اما صریحاً بیزاری‌ـش از خشونت زورگیبل در
باب اقدام پلیس در اول مِی رو ابراز می‌کنه

15:57.370 --> 16:01.170
یادداشت نشون می‌ده که بالأخره
دستور تیراندازی داده شده

16:02.770 --> 16:08.290
زورگیبل شخصاً با تک‌تک افسرهای
مسئول درباره‌ش صحبت کرده

16:10.530 --> 16:13.370
و بعداً، دفاع از خود جلوه‌ش دادن

16:14.210 --> 16:15.410
بله

16:16.210 --> 16:20.090
خانم، ابداً مقدور هست که من این رو قرض بگیرم؟

16:23.410 --> 16:27.890
به استثنای این چند سطر، تضمین
می‌کنم این رو اکیداً محرمانه نگه دارم

16:37.610 --> 16:39.160
« دکتر ک. هیزه - چشم‌پزشک »
« ساعات کاری از 8 تا 11 صبح و 2 تا 5 بعد از ظهر »

17:05.410 --> 17:07.730
سلام، خانم شواتسباخ -
سلام -

17:10.010 --> 17:11.650
نامه دارید

17:12.650 --> 17:14.650
دادم بفرستن‌ـش به اتاق‌تون

17:15.810 --> 17:17.210
ممنون

17:49.490 --> 17:50.890
،هلگای عزیز»

17:51.570 --> 17:57.410
،وقتی فتیلۀ این شمع تمام شود
.نور زندگی من دیگر نخواهد تابید

17:58.130 --> 18:01.266
بگذار برای آخرین‌بار به تو پناه ببَرم

18:01.290 --> 18:05.730
تا مطلع‌ات کنم که آن چند ساعتی که
.پیش تو بودم چقدر برایم گران‌بها بود

18:06.370 --> 18:09.650
.هدف‌ـم بسیار مهم، قدرت‌ـم بسیار کم

18:09.970 --> 18:14.170
مایۀ دل‌خوشی‌ام... چند
.ساعتی بود که با هم بودیم

18:15.050 --> 18:18.306
«باید برم «قلعۀ لیبنشتاین -
.هیچ‌کس را مقصر مرگ من ندان -

18:18.330 --> 18:21.530
.خواستۀ من بود، تنها خودم

18:22.090 --> 18:26.530
اگر عالم اسفلی وجود داشت
.در آن‌جا منتظرـت می‌مانم

18:28.010 --> 18:29.210
«.آلفرد

18:58.890 --> 19:01.466
با این توی دادگاه به جایی نمی‌رسی

19:01.490 --> 19:06.106
دادخواستی سراغ ندارم که دفترچۀ
خاطرات رو به‌عنوان مدرک به حساب بیاره

19:06.130 --> 19:08.330
من به دادخواهی علاقه‌مند نیستم

19:08.970 --> 19:12.546
،یا با میل خودتون استعفا می‌دید، آقای زورگیبل

19:12.570 --> 19:17.010
یا عموم پی می‌بَرن که آگوست بندا چی نوشته

19:18.810 --> 19:24.570
مردی که قربانی عمل انتقام
به‌خاطر اقدام پلیس در اول مِی شد

19:25.170 --> 19:29.130
تو گستاخ‌ترین مردی هستی
که تابه‌حال باهاش آشنا شدم

19:35.930 --> 19:40.170
بدرود... آقای زورگیبل

19:49.810 --> 19:52.450
اوه، خدا -
آلفرد -

19:55.890 --> 19:57.290
نمک برام بیار -
چی؟ -

19:57.570 --> 19:59.570
یه عالمه نمک و یه پارچ آب

19:59.770 --> 20:01.810
و یه لولۀ انعطاف‌پذیر و یه قیف

20:01.970 --> 20:04.250
آلفرد؟ آلفرد، بیدار شو

20:34.450 --> 20:35.770
خوبه

20:36.010 --> 20:37.210
خوبه

21:08.010 --> 21:09.290
شب به‌خیر

21:15.370 --> 21:16.570
بازم هست

21:18.170 --> 21:19.410
خیلی بیش‌تر

21:20.650 --> 21:23.130
وقتی اجناس جدید رو در
اختیار داشتی خبرـمون کن

21:32.130 --> 21:34.026
گوش کن، گیریون، تصمیم گرفتم که

21:34.050 --> 21:37.626
حضورـم در اون لیست رو به چشم
یک سلحشوری راستین ببینم

21:37.650 --> 21:38.746
واقعاً؟

21:38.770 --> 21:43.226
پدربزرگ محترم‌ـم قدیم‌ها می‌گفت
که یه یهودی به قهوه‌خونه تعلق داره

21:43.250 --> 21:49.250
و 20 سال بعد، نوۀ نالایق‌ـش ساموئل کاتلباخ
بدون اختیار خودش و به‌اصطلاح یک‌شبه

21:49.251 --> 21:56.946
.تبدیل به یکی از اعضای یکی از گروهک‌های انقلابی می‌شه
گروهی از مبارزین دموکراتیک که به این کشور باور دارن

21:56.970 --> 22:01.186
و تنها به همون دلیل، حکومت اون‌ها
رو دشمن حکومت اعلام می‌کنه

22:01.210 --> 22:03.570
لطفاً ظروف آش رو بذار اون‌جا

22:04.170 --> 22:06.266
و می‌خوام یه چیز دیگه هم بهت بگم

22:06.290 --> 22:13.530
،اگه یه وقت فهرست کامل رو پیدا کنی
می‌بینی که شامل چندصد اسم‌ـه

22:14.170 --> 22:15.370
کمِ کم‌ـش

22:17.130 --> 22:19.226
می‌دونی چیه؟ اون چیز خوب‌ـیه

22:19.250 --> 22:22.330
نمی‌تونن دهن چندصد نفر رو به‌راحتی ببندن

22:23.010 --> 22:28.346
اون تعداد زیادی آدم‌ـه. حتی اگه چندی
،رو بازداشت یا، خدایی نکرده، بکُشن

22:28.370 --> 22:32.290
همچنان چندصد نفر دیگه باقی موندن
که بتونن دهن‌شون رو باز کنن

22:34.050 --> 22:35.450
مثل تو

22:36.490 --> 22:37.930
گیریون

22:38.290 --> 22:42.730
تو هم قراره جزئی از اون فهرست
بشی. فقط هنوز خبر نداری

22:43.450 --> 22:51.838
و من حضور محقر و نقدپذیرـم در خونه‌ت رو به‌عنوان تکلیفی
برای قلقلک‌دادن و بیرون‌کشیدن خودانگارۀ دموکراتیک خودت

22:51.839 --> 22:53.290
از خودت در نظر می‌گیرم

22:54.770 --> 22:55.970
خب

23:07.690 --> 23:09.010
یک دقیقه صبر کن

23:10.050 --> 23:12.450
مینوتسی به راست

23:13.210 --> 23:15.330
مینوتسی به چپ

23:31.730 --> 23:32.930
شب به‌خیر

23:37.090 --> 23:39.010
عذر می‌خوام، آقای اُلریش

23:40.010 --> 23:42.210
من یه چیزی متوجه شدم -
واقعاً؟ -

23:42.290 --> 23:44.170
بله. این‌جا

23:44.930 --> 23:46.426
فکر کنم اشتباهی رخ داده

23:46.450 --> 23:50.066
این‌ها اثرانگشت والتر وینتخاب‌ان
که روی چاقو پیدا شدن

23:50.090 --> 23:53.706
و اون‌ها اثرانگشت وینتخاب از بانک
داده‌های شمان؛ دست راست‌ـش

23:53.730 --> 23:55.226
ولی ببینید

23:55.250 --> 23:58.170
برآمدگی اصطکاکی... جهت‌ـش اشتباهه، مگه نه؟

23:58.850 --> 24:02.906
نقطۀ مینوتسی به سمت راست -
بله. دست راست -

24:02.930 --> 24:05.810
بله، ولی... اثر انگشت برعکس‌ـه

24:06.810 --> 24:08.250
مینوتسی

24:11.490 --> 24:15.410
حق با شماست. باید اشتباهی صورت
گرفته باشه. فوراً بهش رسیدگی می‌کنم

24:19.210 --> 24:23.330
چطور... چطور ممکنه اشتباه شده باشن؟ -
منظورـتون چیه؟ -

24:24.010 --> 24:28.170
این بیش‌تر... به یه جعل عمدی می‌خوره، آقای اُلریش

24:28.690 --> 24:30.570
...کی این‌جا ممکنه

24:40.130 --> 24:43.490
و... نوش جان

24:44.810 --> 24:46.186
پسره توی اتاق‌ـشه؟

24:46.210 --> 24:48.450
آقازاده موریتز امروز رؤیت نشده

24:52.930 --> 24:54.306
خود خانمه

24:54.330 --> 24:55.530
خانم؟

24:56.810 --> 25:00.410
شب به‌خیر، آقای رت. اومدم
آقای کاتلباخ رو ببینم. هستن؟

25:00.850 --> 25:02.106
این‌جا چی‌کار می‌کنید؟

25:02.130 --> 25:03.770
مثل همیشه دل‌ربا، آقای رت

25:06.490 --> 25:07.690
ببخشید

25:07.810 --> 25:09.610
منتظر یه نفر دیگه بودم

25:09.890 --> 25:11.450
خواهش می‌کنم بفرمایید تو

25:15.290 --> 25:18.210
شب به‌خیر -
شب به‌خیر، خانم الیزابت -

25:21.890 --> 25:23.066
چی داریم این‌جا؟

25:23.090 --> 25:26.306
یه‌خرده سوپ پنکیک برای باد نامطبوع پاییزی

25:26.330 --> 25:28.130
اون‌جا چیه؟

25:28.930 --> 25:31.226
اون... اون تاس‌کباب‌ـه

25:31.250 --> 25:32.730
که این‌طور

25:33.130 --> 25:36.026
...از کجا می‌دونستم قراره غذا بیارید؟ من

25:36.050 --> 25:38.946
.اشکال نداره، آقای کاتلباخ
بهتره اول یه نگاهی بندازید

25:38.970 --> 25:41.530
محفظۀ بالایی. شما هم باید علاقه‌مند باشید

25:51.010 --> 25:54.370
با بهترین آرزوها از طرف وزارت رایش

25:55.450 --> 25:57.106
اون کار رو چطوری کردید؟

25:57.130 --> 25:59.530
منابع خوب. اسم بازی همینه

26:00.930 --> 26:04.106
اگه محبت کنید و با کت‌ـم
کمک‌ـم کنید، بهتون می‌گم

26:04.130 --> 26:05.770
بله، البته

26:10.410 --> 26:11.770
ممنون

26:12.370 --> 26:14.370
میز رو چیدید. چه باملاحظه

26:15.170 --> 26:18.466
و چرا توی تاس‌کباب
کلم‌ترش ریختید؟

26:18.490 --> 26:20.730
تاس‌کباب شگدین‌ـیه
[ سگد/شگد/شگدین: سومین شهر بزرگ مجارستان ]

26:21.610 --> 26:24.010
غذای مخصوص وطن‌ـمه

26:24.170 --> 26:27.050
وقتی هنوز جزء مجارستان به حساب میومد

26:27.410 --> 26:29.050
و پخت‌ـش رو بلدید؟

26:33.770 --> 26:36.730
،اگه یه مقدار «اشناپس» بهم بدید
شاید واقعاً بتونیم این رو بخوریم
[ نوعی نوشیدنی الکلی ]

26:38.130 --> 26:41.506
،رت هستم. ببخشید، آقای گرف
کار واسه انجام‌دادن داریم

26:41.530 --> 26:44.506
باید کار مهمی باشه، کارآگاه -
الحق که هست -

26:44.530 --> 26:48.050
خیلی‌خب. کجا همدیگه رو ببینیم؟ -
در ادارۀ کُل. فوراً -

27:02.290 --> 27:06.170
شما به ارتباط‌مون اشاره کردید. خیلی نگذشته

27:07.970 --> 27:09.290
...گفتید که

27:09.570 --> 27:12.770
روح‌مون جذب همدیگه می‌شه

27:13.530 --> 27:14.730
...گفتید که

27:16.610 --> 27:19.770
مثل رشته‌های گیس در هم تنیده می‌شن

27:21.730 --> 27:23.490
چقدر درست می‌گید

27:25.130 --> 27:26.370
واقعاً؟

27:29.330 --> 27:34.050
من می‌دونم چه حسی داره که با یأس
در ورطه بایستی، ندونی چی‌کار کنی

27:43.330 --> 27:44.530
بیا

27:45.970 --> 27:47.170
خواهش می‌کنم

28:55.330 --> 28:56.730
تو در رو قفل کردی؟

28:57.290 --> 28:58.730
بله، من... بله

28:59.530 --> 29:01.250
این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

29:05.010 --> 29:06.370
این رو یادم رفت

29:08.810 --> 29:10.250
همین‌طور چراغ رو

29:16.290 --> 29:17.346
می‌دونی چیه؟

29:17.370 --> 29:20.450
اگه هنوز کار می‌کنی، بهتره منم کار کنم

29:20.970 --> 29:22.970
خوبی‌ـت رو می‌رسونه، ولی کار من تموم شد

29:24.410 --> 29:25.850
،آقای اُلریش

29:26.330 --> 29:27.810
مسئله‌ای نیست

30:31.890 --> 30:35.010
شب خوبی داشته باشید، آقای... گرف

30:37.210 --> 30:38.490
گرف

30:38.930 --> 30:40.130
آقای رت

30:40.730 --> 30:43.106
فیلم رو ظاهر کن و چاپ‌ـش کن. حدود 90 دقیقه؟

30:43.130 --> 30:46.530
آره. فوراً بهتون اطلاع می‌دم -
من توی دفترـم‌ام -

30:46.690 --> 30:47.890
باشه

31:01.490 --> 31:02.770
خانم ریتر؟

31:31.370 --> 31:32.850
شارلوته؟

32:20.170 --> 32:21.370
سلام؟

33:23.090 --> 33:25.850
صحیح، کارآگاه، طول زیادی نمی‌کِشه

33:31.210 --> 33:34.890
،سوخت‌وساز بدن‌ـت... از حرکت میوفته

33:35.250 --> 33:37.306
راه‌های هوات منقبض می‌شن

33:37.330 --> 33:40.290
توی چند دقیقه، بی‌حرکت می‌شی

33:43.090 --> 33:45.706
مطبوعات باید منتظر بمونن

33:45.730 --> 33:46.970
!اُلریش

33:49.330 --> 33:50.810
شارلوته کو؟

33:50.930 --> 33:53.666
اون هم به سرنوشت تو دچار می‌شه، کارآگاه

33:53.690 --> 33:55.346
بچۀ لوس ورّاج

33:55.370 --> 33:57.450
شارلوته کو؟

33:58.490 --> 34:01.330
کجاست؟ -
وقت زیادی براش باقی نمونده -

34:26.450 --> 34:30.450
♪ The Bryan Ferry Orchestra - Avalon ♪

34:32.210 --> 34:33.890
این مثلاً چی باید باشه؟

34:34.810 --> 34:36.570
مدرک فرماندهی سرّی؟

34:38.930 --> 34:41.370
تجدید تسلیحات رایشسوهر؟

35:40.090 --> 35:41.450
!آقای اُلریش

35:42.170 --> 35:43.530
چی‌کار داری می‌کنی؟

35:44.530 --> 35:45.730
برو

35:49.370 --> 35:50.610
بپیچ به راست

36:54.610 --> 37:03.370
خانم‌ها و آقایون، این مورد نمونۀ ممتاز
تصور غلط عموم از کار تحقیقی پلیس‌ـه

37:04.050 --> 37:10.546
الآن چندین ساله که موفقیت‌های تحقیقی
به دایره‌هایی نسبت داده می‌شه که

37:10.570 --> 37:19.690
معمولاً تنها جزئی‌ترین و کم‌اهمیت‌ترین نقش رو در حل
معماهای جنایی پیچیده و پرونده‌های خارق‌العاده داشتن

37:20.450 --> 37:24.786
،به‌منظور متوقف‌کردن این پیشامدهای ننگین

37:24.810 --> 37:30.290
من مدتی پیش تصمیم گرفتم که
آزمایشی سرّی رو متقبل بشم

37:30.690 --> 37:37.810
به همین خاطر شما، آقایون، امروز این‌جا هستید، و
ازـتون متشکرـم که به تعداد بالا حضور به عمل آوردید

37:50.930 --> 37:52.930
ممنون. خیلی ممنون

37:55.410 --> 37:57.650
...هدف از این آزمایش

37:58.130 --> 38:05.266
،مدرک صریح‌ـیه که جدیدترین شیوه‌های پزشکی قانونی
،به‌خصوص اون‌هایی که مربوط به دایرۀ سوابق پلیس هستن

38:05.290 --> 38:12.290
از نظر به‌دست‌آوردن مدرک موثق و محکوم‌سازی مجرمین
به‌طور موفقیت‌آمیز در صف جلویی قرار دارن

38:17.370 --> 38:19.970
،بخوام با لفظ ساده‌تری بگم

38:20.090 --> 38:28.210
بدون دایرۀ سوابق پلیس، دایرۀ قتل برلین
پاورقی ناچیزی در تاریخ پلیس برلین خواهد بود

38:29.490 --> 38:30.970
کافیه

38:34.530 --> 38:36.530
ازـم می‌خواید... برم؟

38:39.650 --> 38:40.970
...خیلی‌خب، پس

38:43.090 --> 38:44.370
!وایسا

38:46.530 --> 38:48.010
نرم؟

38:52.730 --> 38:54.226
خانم ریتر کجاست؟

38:54.250 --> 39:03.250
کارآگاه، شما گواه بسیار سودمند این نظریه هستی که
شور و اشتیاق‌ توانایی بسیج‌کردن قدرت‌های اَبَراِنسانی‌ـه

39:03.850 --> 39:05.330
کجاست؟

39:06.490 --> 39:08.210
من ناشی نیستم

39:09.410 --> 39:13.026
می‌دونم که یه وثیقۀ انسانی
چقدر می‌تونه ارزش‌مند باشه

39:13.050 --> 39:15.066
،به‌ویژه اگر، در مورد شما

39:15.090 --> 39:22.250
کارآگاه، تظاهرهای نامعقول مشخص به‌طور
چشم‌گیری به توانایی برای عمل‌کرد آسیب برسونه

39:24.410 --> 39:26.610
شما عاشق اون دختر هرجایی هستی

39:27.690 --> 39:30.130
متأثرکننده‌ست، ولی باعث
می‌شه قابل‌پیش‌بینی باشید

39:31.650 --> 39:32.906
بهم بگو کجاست

39:32.930 --> 39:34.450
وگرنه بهت شلیک می‌کنم

39:34.810 --> 39:37.170
نه، نمی‌کنی

39:38.010 --> 39:44.930
زمانی که هنوز این‌جا لازم دارم رو بهم می‌دی تا
کنکاش‌هام رو به‌طرز رضایت‌بخشی به پایان برسونم

39:45.650 --> 39:50.050
من ادارۀ کُل رو ترک می‌کنم، و
بهم اجازه می‌دی که در آرامش برم

39:50.610 --> 40:00.426
و بعد، از مکانی سرّی، از پشت تلفن بهت می‌گم که دستیارـت
رو کجا -ضمناً خیلی با این‌جا فاصله نداره- می‌تونی پیدا کنی

40:00.450 --> 40:05.450
داره با افت سوخت‌وساز بدن‌ـش
و فرورفتن به کما می‌جنگه

40:13.570 --> 40:16.610
لطفاً این وقفۀ مختصر رو ببخشید

40:19.890 --> 40:22.130
چاره‌ای نداشت

40:30.650 --> 40:32.890
خیلی‌خب. کجا بودم؟

40:37.170 --> 40:38.850
!بیا. و عجله کن

40:39.410 --> 40:40.826
چی شد؟

40:40.850 --> 40:44.690
پس هدف اصلی آزمایش این بود که مشخص بشه

40:44.810 --> 40:47.426
شیوه‌های دایرۀ سوابق

40:47.450 --> 40:55.450
می‌تونه مسیر مأمور تحقیق اصلی رو  به‌راحتی
به سمت اشتباه و یا متناقض منحرف کنه

41:00.250 --> 41:05.450
در آغاز آزمایش، حادثه‌ای رخ می‌ده که حادثه نیست

41:05.730 --> 41:11.770
مرگ بتی وینتر کاملاً واضح‌ـه
که به‌سبب تقدیر و اتفاق نبود

41:15.050 --> 41:16.250
!شارلوته

41:18.210 --> 41:19.410
شارلوته

41:20.010 --> 41:23.690
اعلام خطر! وضعیت گروگان‌گیری در سالن اجتماعات

41:23.770 --> 41:25.226
!بله، عجله کنید

41:25.250 --> 41:28.146
حالت مدرک در صحنۀ جرم مبهم‌ـه

41:28.170 --> 41:34.826
از اون‌جایی که سرمایه‌گذار فیلم سعی در لاپوشانی‌کردن
مدرکی داره که حاکی از یک جرم هست

41:34.850 --> 41:41.466
اما یک شاهد در هنگام حادثه متوجه
مردی مرموز در ردایی مشکی شد

41:41.490 --> 41:43.546
در ابتدا، نورپردازه مظنون‌ـه

41:43.570 --> 41:47.530
هرچند، قبل از این‌که بتونه اظهاریه‌ای
متهم‌کننده بده، حذف می‌شه

41:48.170 --> 41:55.770
برای من شخصاً سریع و راحت بود که گلوله
رو شناسایی و با آلت جرم تطابق بدم

41:56.050 --> 42:02.450
هرچند، افسرهای مسئول توجه‌ای
به این آشکارسازی نمی‌کنن

42:04.050 --> 42:09.866
این‌جاست که مسیر دوم، مسیر
:جدید تحقیقات آغاز می‌شه

42:09.890 --> 42:11.930
آزمایش

42:14.210 --> 42:18.610
من با مجرم متولد مجارستان و
برادر همدست‌ـش دیدار می‌کنم

42:19.410 --> 42:26.226
این آقایون می‌خواستن به‌خاطر گناهی قدیمی و
بی‌رحمانه از سرمایه‌گذار ارمنی فیلم انتقام بگیرن

42:26.250 --> 42:34.690
نقشه‌شون برای انتقام منجر به قتل ستارۀ
مؤنث و فروپاشی متعاقب تولید فیلم شد

42:36.650 --> 42:38.290
!شارلوته

42:38.650 --> 42:40.186
،ولی مدت کوتاهی قبل از جنایت

42:40.210 --> 42:44.266
نورپردازی که تا کنون حاضر به همدستی
بود، از سهیم‌بودن در این کار سر باز می‌زنه

42:44.290 --> 42:47.866
نمی‌خواست نقشی در قتل داشته باشه

42:47.890 --> 42:53.146
،یکی از برادران مجار پا پیش می‌ذاره
،تحریک‌شده با میلی کورکورانه برای انتقام

42:53.170 --> 42:58.626
و برای اولین‌بار از جامۀ مبدلِ
مشکیِ چشم‌گیر استفاده می‌کنه

42:58.650 --> 43:02.306
بدون آگاهی مجرم، الگویی متولد می‌شه

43:02.330 --> 43:07.010
بچسبید به جامۀ مبدل. در جست‌وجوی
شبح»، اون داستان خوب‌ـیه»

43:07.330 --> 43:14.146
من آگاهانه هر انگیزۀ احتمالی رو نادیده می‌گیرم و به اون
،دو مرد دستور می‌دم که جنایت دیگه‌ای مرتکب بشن

43:14.170 --> 43:19.346
که سپس به‌طور غیرمستقیم به‌طور دل‌خواه
به ارتباطی با جنایت دیگه اشاره می‌کنه

43:19.370 --> 43:21.946
بکُشید. به نفع‌تونه که یه الگویی به وجود بیارید

43:21.970 --> 43:24.426
در اون صورت می‌تونیم مظنونین
رو به‌طور دل‌خواه تغییر بدیم

43:24.450 --> 43:30.226
به این منظور، من مدل همسان یک چاقوی شکاری که
متعلق به زندانی تازه‌آزادشده‌ست رو به دست میارم

43:30.250 --> 43:40.210
،اندکی بعد، از چاقوئه برای کشتن شاهد استفاده می‌شه
جانشینی احتمالی برای قهرمان اصلی مُرده، در اتاق تعویض لباس‌ـش

43:41.010 --> 43:45.306
یک دستیار جنایی، مجرم رو در
،حال فرارـش مشاهده می‌کنه

43:45.330 --> 43:50.650
ناآگاه از این حقیقت که این به آتشِ نقشۀ
به‌اشتباه‌انداختن تحقیقات دامن می‌زنه

43:50.730 --> 43:57.266
با استفاده از خرت‌وپرت‌های من‌درآوردی، حالا
،من روی شوهر بتی وینتر سؤظن ایجاد می‌کنم

43:57.290 --> 44:03.786
که به لطف مشکلات رفتاری، ویژگی
بسنده‌ای برای یک مظنون اصلی داره

44:03.810 --> 44:06.826
،به‌منظور حیرت‌انگیزترکردن پرونده

44:06.850 --> 44:12.506
اندکی بعد، از حقه‌ای ساده استفاده می‌شه
،تا سؤظن به شخصی جدید معطوف بشه

44:12.530 --> 44:16.466
به عبارت دیگه، به شریک سرمایه‌گذار ارمنی

44:16.490 --> 44:23.810
به همراه هم با قربانی بعدی، یک بازیگر مؤنث
دیگه، به مرگی خشونت‌آمیز دست پیدا می‌کنه

44:53.250 --> 44:54.450
شارلوته

44:56.210 --> 45:03.426
نخبگان تحقیقی خودخواندۀ دایرۀ قتل تا الآن
،با درماندگی در تاریکی کورمالی می‌کنن
[ خودخوانده: لقبی که توسط خود شخص برایش به کار برده می‌شود ]

45:03.450 --> 45:10.530
بنابراین دلیلی بسنده روا می‌دارن که
دست‌به‌دامان به‌اصطلاح دورآگاهی جنایی بشن

45:12.770 --> 45:14.786
!آسمان‌وریسمان‌به‌هم‌بافتن

45:14.810 --> 45:20.490
یک دایرۀ کامل، شامل گروه
ستارگان‌ـش، کاملاً سرگردان‌ـه

45:20.770 --> 45:31.930
ولی همچنان آماده‌ان که برن جلوی مطبوعات و از ثمره‌های
کمک جزئی‌شون برای رسیدن به حقیقت تعریف‌وتمجید کنن

45:32.170 --> 45:39.090
،این‌جاست که با اقدامات مغشوش، بی‌هوده
مضحک‌شون به آرامش می‌رسن

45:41.890 --> 45:43.090
ممنون

46:02.290 --> 46:03.490
یک لحظه

46:04.050 --> 46:05.290
یک لحظه

46:07.290 --> 46:13.266
این دستکش، فرگشت این دست
مکانیکی از آزمایشگاه شخصی منه

46:13.290 --> 46:17.810
،با کمک یک نقش‌اندازی دقیق اثرانگشت

46:18.290 --> 46:24.290
دستکشی داری که می‌تونی ازـش برای
به‌جاگذاشتن اثرات کس دیگه‌ای استفاده کنی

46:26.930 --> 46:30.626
کارآگاه، درست به موقع اومدی

46:30.650 --> 46:34.866
می‌تونی شاهد این باشی که چطور
خودت تبدیل به یک قاتل می‌شی

46:34.890 --> 46:40.610
اثرانگشتی که با این دستکش
روی این تفنگ به جا می‌ذارم

46:40.730 --> 46:50.066
بی‌شک شما رو از بین همه، آقای رت، به‌عنوان
مجرم در پروندۀ قتل ارنست گنات مشخص خواهد کرد

46:50.090 --> 46:52.330
اتاقک مخفی‌ـت رو پیدا کردم

46:57.250 --> 47:00.090
خانم ریتر تحت مراقبت پزشکی‌ـه

47:01.330 --> 47:04.130
همین الآن که داریم صحبت می‌کنیم
داره برده می‌شه به درمان‌گاه پلیس

47:07.450 --> 47:08.890
باختی

47:20.690 --> 47:22.810
متوجه‌ای چی دارم می‌گم؟

47:24.890 --> 47:26.370
باختی

47:30.290 --> 47:33.090
وایسید! حرف‌هام هنوز تموم نشده

47:57.690 --> 47:59.690
!حرف‌هام هنوز تموم نشده

48:00.890 --> 48:02.090
ممنون

48:12.090 --> 48:13.850
آدم به یه‌خرده شانس احتیاج داره

48:14.890 --> 48:16.610
و به افسرهای پلیس خوب

48:21.570 --> 48:22.810
ممنون

48:47.930 --> 48:49.330
گیریون

48:54.050 --> 48:55.650
مواظب باشید

49:13.850 --> 49:22.851
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
