WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:44.396 --> 01:48.354
‫عاقلانه انتخاب کنید.
‫گاومیش پرنده یه همراه ابدیـه

01:49.000 --> 01:56.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:57.354 --> 01:58.729
‫یه سیب برات آوردم

01:58.812 --> 02:00.521
‫خیلی خوشگلـن!

02:06.437 --> 02:07.854
‫هوم

02:18.771 --> 02:19.937
‫بیا

02:21.146 --> 02:22.979
‫- بگیر!
‫- صبرکن بیام!

02:29.021 --> 02:30.396
‫پا به پام میاد!

02:31.937 --> 02:33.521
‫بیا! حالا پایین!

03:17.812 --> 03:20.479
‫گمونم این یعنی همیشه باهم خواهیم بود

03:44.479 --> 03:45.479
‫آپا

03:59.771 --> 04:01.312
‫کجا رفته؟

04:02.229 --> 04:03.229
‫پیداش کنید!

04:12.000 --> 04:19.000
‫« آواتار: آخرین بادافزار »
‫« فصل دوم: قسمت هفتم »

04:19.024 --> 04:25.024
‫« یک چیزِ شکسته »

04:27.479 --> 04:30.021
‫به محض اینکه بتونم دوباره حرکت کنم،
‫تو دردسر بزرگی می‌افتین

04:30.104 --> 04:32.479
‫تویی که چکمه‌هات جیرجیر می‌کنه،
‫تو رو یادم می‌مونه

04:34.354 --> 04:35.854
‫تو هم همینطور، که از دهن نفس می‌کشی

04:35.937 --> 04:38.937
‫خیلی تنبلیـد که تا زندان کولم کنید، ها؟
‫باید روی زمین بکِشیدم

04:40.646 --> 04:42.646
‫دوتاتون قل‌چماق‌های حیوونیـد!

04:43.729 --> 04:46.521
‫چی؟ نه، برگردین! نه!

04:46.604 --> 04:47.729
‫نمی‌شه که فقط...

04:49.271 --> 04:50.271
‫ولم کردین

04:50.937 --> 04:52.562
‫همینجوری ولم کردین

04:59.146 --> 05:00.146
‫کیه؟

05:00.812 --> 05:01.812
‫کی اونجاست؟

05:03.146 --> 05:04.062
‫ساکا

05:04.146 --> 05:04.979
‫سای؟

05:05.062 --> 05:05.979
‫تو زنده‌ای؟

05:06.062 --> 05:08.687
‫ساکا! فکر کردم دیگه نبینمت

05:08.771 --> 05:10.896
‫داشتیم همه‌جا رو دنبالت می‌گشتیم، مرد

05:10.979 --> 05:13.687
‫آمیتا رو دیدی؟
‫یا از تئو خبری نداری؟

05:14.562 --> 05:16.521
‫نه، احتمالاً هر نامه‌ای که اومده رو ضبط کردن

05:16.604 --> 05:19.062
‫ولی ساکا، از دیدنت خیلی خوشحالم

05:19.146 --> 05:20.271
‫خیلی خیلی خوشحالم!

05:20.354 --> 05:21.896
‫- سای؟
‫- ها؟

05:22.646 --> 05:24.146
‫می‌شه برم گردونی؟

05:24.771 --> 05:28.104
‫پس داری میگی تو و بابا خبر نداشتید

05:28.187 --> 05:30.229
‫که داشتید واسه کشور آتش تسلیحات می‌ساختید؟

05:33.187 --> 05:35.854
‫خبر داشتم که با کشور آتش قراردادهایی داریم؟

05:35.937 --> 05:36.937
‫آره

05:37.854 --> 05:40.604
‫ولی قول میدم، فکر می‌کردم برای تجهیزات کشاورزی باشه

05:41.562 --> 05:43.604
‫- کسب‌وکار هیچ مرزی...
‫- مرز نداره

05:43.687 --> 05:45.021
‫یادش گرفتم

05:48.271 --> 05:49.937
‫قراردادها کنسل می‌شن

05:51.187 --> 05:52.021
‫واقعاً؟

05:52.104 --> 05:53.937
‫فوراً حلش می‌کنم

05:54.771 --> 05:57.729
‫همیشه امید داشتم که یه روزی جای ما رو بگیری، پس

05:58.521 --> 06:01.229
‫بهتره دیگه کسب‌وکار رو مطابق صلاح‌دیدت شکل بدی

06:04.937 --> 06:06.271
‫منظورم اینه که

06:06.812 --> 06:08.562
‫هر جور که خودت می‌خوای

06:12.771 --> 06:16.604
‫شنیدم آواتار رو به یک خاک‌افزار خوب تبدیل کردی

06:18.229 --> 06:20.229
‫اگه زودتر استعدادهات رو باهام به اشتراک می‌ذاشتی،

06:20.312 --> 06:22.021
‫شاید اینقدر قوی واکنش نشون نمی‌دادم

06:22.104 --> 06:24.854
‫این یه مذاکره‌ی کاری نیست، مامان

06:24.937 --> 06:28.271
‫چرا نمی‌شه فقط مثل دخترت باهام حرف بزنی؟
‫من...

06:30.604 --> 06:32.771
‫بلد نیستم

06:32.854 --> 06:34.812
‫فقط من رو یه آدم دیگه بدون

06:34.896 --> 06:36.687
‫ولی تو هر آدمی نیستی

06:36.771 --> 06:37.937
‫تو دختر ظریفِ...

06:38.021 --> 06:40.396
‫- به من نگو ظریف
‫- لطفاً

06:40.479 --> 06:42.521
‫فقط یه لحظه بهم وقت بده

06:50.021 --> 06:51.437
‫وقتی بچه‌دار می‌شی،

06:53.021 --> 06:56.979
‫فکر می‌کنی... راه و روش دنیا رو بهش یاد میدی

06:58.479 --> 07:02.271
‫که چیزهایی که از زندگی خودت یاد گرفتی رو باهاش به اشتراک می‌ذاری

07:04.271 --> 07:05.979
‫از لحظه‌ای که به دنیا اومدی،

07:06.062 --> 07:10.854
‫می‌دونستم باید با چیزهایی سروکله بزنی
‫که هیچوقت نمی‌تونستم تصورشون کنم

07:11.687 --> 07:16.146
‫چون هیچ ایده‌ای ندارم که

07:17.521 --> 07:18.521
‫نابینا بودن چطوریه

07:20.062 --> 07:21.729
‫بعد از اینکه رفتی،

07:22.646 --> 07:23.687
‫این فکر اومد تو سرم...

07:26.187 --> 07:29.687
‫«شاید کسی که ظریفه منم»

07:31.437 --> 07:35.646
‫تو پیچ‌وخم‌های دنیا رو با قدرت، اعتمادبه‌نفس

07:36.521 --> 07:40.271
‫و برازندگی‌ای طی می‌کنی
‫که هیچ بیفونگی قبل از تو نتونسته

07:41.187 --> 07:42.229
‫حالا

07:43.187 --> 07:44.562
‫شاید برازنده هم نباشه

07:44.646 --> 07:46.229
‫چرا این رو میگی؟

07:46.729 --> 07:48.104
‫نمی‌دونم

07:48.187 --> 07:51.479
‫تا حالا نشده حس کنی مردم به خاطر اسم‌مون

07:51.562 --> 07:53.937
‫فرض می‌کنن قراره یه جور خاصی رفتار کنیم؟

07:55.729 --> 07:57.854
‫کل زندگیم همین بوده

08:03.354 --> 08:05.896
‫با دوست‌هام دعوام شد

08:07.104 --> 08:08.187
‫آواتار؟

08:08.687 --> 08:09.729
‫آره

08:09.812 --> 08:12.646
‫فکر کردم درکم می‌کنن، ولی...

08:14.312 --> 08:15.312
‫نمی‌دونم

08:16.521 --> 08:17.521
‫گوش کن

08:18.479 --> 08:20.437
‫می‌دونم که می‌خوای بیام خونه

08:20.521 --> 08:21.812
‫می‌خوام

08:22.312 --> 08:24.646
‫واسه همین اینجام

08:25.312 --> 08:26.604
‫بهت قول میدم،

08:27.604 --> 08:29.271
‫شرایط فرق می‌کنه

08:36.312 --> 08:37.604
‫فقط آماده نیستم

08:39.812 --> 08:42.354
‫یعنی، حداقل باید باهاشون صحبت کنم

08:43.104 --> 08:44.604
‫که مشکلات رو درست کنم

08:48.479 --> 08:50.729
‫باید کاری که فکر می‌کنی درسته رو انجام بدی، البته

08:51.312 --> 08:53.687
‫کالسکه‌ام منتظره، پس...

08:55.104 --> 08:56.854
‫- هروقت آماده بودی که بریم
‫- منتظرم...

08:58.354 --> 08:59.437
‫منتظرم نمون

09:00.687 --> 09:02.062
‫ممکنه یکم زمان ببره

09:02.771 --> 09:03.812
‫هوم

09:04.979 --> 09:07.229
‫هر چقدر زمان نیاز داری بذار

09:21.104 --> 09:24.937
‫فقط بیا چایی‌مون رو باهم تموم کنیم

09:27.312 --> 09:28.521
‫مثل وقتی که بچه بودی

09:45.896 --> 09:47.104
‫هوم

09:47.812 --> 09:51.062
‫باورت نمی‌شه از وقتی رسیدم اینجا

09:51.146 --> 09:52.312
‫چندتا خواستگار داشتم

09:54.646 --> 09:57.229
‫مردها خیلی بدن، نه؟

10:01.021 --> 10:04.187
‫مثل اون دوتا احمقی
‫که پدرت فرستاد دنبالت

10:04.271 --> 10:05.646
‫مامان، من...

10:08.062 --> 10:10.896
‫حس عجیبی دارم

10:12.604 --> 10:14.687
‫باید خودم می‌اومدم دنبالت

10:25.562 --> 10:28.146
‫می‌تونستیم خیلی وقت پیش این کار رو بکنیم

10:58.312 --> 10:59.312
‫متاسفم

11:00.104 --> 11:01.646
‫تقصیر منه که اینجاییم

11:08.229 --> 11:09.312
‫تو کی هستی؟

11:11.979 --> 11:13.229
‫دلت نمی‌خواد بدونی

11:15.604 --> 11:18.854
‫واسه کمک به من گرفتنت.
‫البته که می‌خوام بدونم

11:19.854 --> 11:21.396
‫می‌خوام ازت تشکر کنم

11:23.271 --> 11:24.354
‫نمی‌خوای

11:27.604 --> 11:29.271
‫حالا دیگه واقعاً باید برگردی

11:39.687 --> 11:40.729
‫زوکو؟

11:45.562 --> 11:47.521
‫حالا چی کار کنیم؟ تا حد مرگ بجنگیم؟

11:47.604 --> 11:48.771
‫باهات نمی‌جنگم

11:48.854 --> 11:50.396
‫وای

11:50.896 --> 11:51.896
‫تو

11:52.771 --> 11:53.937
‫تو!

11:56.729 --> 11:58.854
‫- من خیلی احمقـم
‫- نیستی

12:00.396 --> 12:03.062
‫- من رو باش فکر کردم خوبی. من...
‫- دارم تلاش می‌کنم

12:03.146 --> 12:04.479
‫آنگ راست می‌گفت

12:06.854 --> 12:08.104
‫همه درست می‌گفتن

12:09.271 --> 12:11.354
‫هرکاری من کردم احمقانه بود

12:11.854 --> 12:13.187
‫و خودخواهانه

12:14.146 --> 12:17.396
‫و همه‌مون رو توی خطر قرار دادم
‫و حقم اینه

12:17.479 --> 12:20.062
‫که با یه هیولا توی غار زندانی بشم

12:30.729 --> 12:32.521
‫دوستان،

12:32.604 --> 12:35.479
‫حتماً براتون سواله چرا امروز به اینجا احضارتون کردم

12:35.562 --> 12:38.146
‫امپراطور خاک از دسیسه

12:38.229 --> 12:40.729
‫برای تحلیل امنیت شهر مطلع شده

12:40.812 --> 12:43.896
‫اعلی‌حضرت بهم دستور دادن
‫توطئه‌گران رو شناسایی کنم،

12:43.979 --> 12:46.312
‫که بعضی‌هاشون سر این میز نشستن

12:46.396 --> 12:47.562
‫ژنرال سانگ کجاست؟

12:47.646 --> 12:49.687
‫ژنرال سانگ به خاطر خیانت به کشور بازداشته

12:49.771 --> 12:50.771
‫- خیانت؟
‫- خیانت؟

12:50.812 --> 12:53.646
‫امپراطور خاک به دای‌لی دستور داده
‫کنترل ارتش رو به دست بگیره

12:53.729 --> 12:54.562
‫این یه کودتاست!

12:54.646 --> 12:56.330
‫- فرمانده ارشد...
‫- امپراطور کجاست؟

12:56.354 --> 12:57.979
‫نشون داده که خائنه

12:58.062 --> 12:59.687
‫تقاضا داریم با امپراطور صحبت کنیم

12:59.771 --> 13:02.646
‫بعدش خواهیم دید که اینجا قدرت واقعاً دست کیه، لانگ‌فنگ

13:02.729 --> 13:04.979
‫شاید من بتونم براتون روشنش کنم

13:05.979 --> 13:10.104
‫جنگجویان کیوشی چه ربطی به امورات باسینگ‌سه دارن؟

13:11.312 --> 13:12.354
‫هیچی

13:13.437 --> 13:14.729
‫نه، وایسا!

13:28.562 --> 13:30.562
‫نظرم درباره قرارمون عوض شد

13:34.229 --> 13:35.812
‫فراری‌ها رو می‌گیرم

13:37.604 --> 13:39.146
‫و آواتار رو

13:40.396 --> 13:41.687
‫و شهر رو

13:44.021 --> 13:46.521
‫باسینگ‌سه الان به کشور آتش تعلق داره

13:49.146 --> 13:51.021
‫حرفی درباره‌اش داشتی؟

13:53.062 --> 13:54.062
‫نه،

13:55.896 --> 13:57.062
‫پرنسس

14:01.187 --> 14:02.312
‫راحت باش

14:12.229 --> 14:13.437
‫چی رو از دست دادیم؟

14:32.646 --> 14:33.646
‫اسم خوبیه

14:35.187 --> 14:36.354
‫آروم

14:36.437 --> 14:37.562
‫ولی خشن

14:38.604 --> 14:41.437
‫اسم‌گذاری روی چیزی
‫یعنی تصور کردن آینده‌اش

14:41.521 --> 14:43.604
‫و جایگاهی که در دنیا خواهد داشت

14:44.604 --> 14:45.854
‫بو! ایزه!

14:45.937 --> 14:48.771
‫به اژدهای یاسمنی خوش اومدین. همون همیشگی؟

14:48.854 --> 14:51.729
‫اسپشیال رو می‌خوام، موشی.
‫دیشب اصلاً نخوابیدم

14:51.812 --> 14:55.312
‫دای‌لی دمِ خونه‌ام یه دستگیری انجام داد.
‫رنگین‌بانو رو پیدا کردن

14:55.396 --> 14:56.396
‫و شاگردش رو

14:56.437 --> 14:58.729
‫آره، اونی که ماسک آبی داشت؟
‫اون رو هم گرفتن

14:58.812 --> 15:01.229
‫- نتیجه‌ی کار خیر می‌شه اینه
‫- موشی، من...

15:01.312 --> 15:02.437
‫موشی؟

15:03.812 --> 15:04.896
‫چایی می‌خواستم که

15:35.354 --> 15:36.812
‫امنه

15:37.396 --> 15:38.396
‫فعلاً

15:42.062 --> 15:43.646
‫ممنون که قایم‌مون کردی

15:43.729 --> 15:46.021
‫دای‌لی امروز همه‌جا هستن

15:46.104 --> 15:49.062
‫و فهمیدم رنگین‌بانو دیشب دستگیر شده

15:49.146 --> 15:49.979
‫کاتارا؟

15:50.062 --> 15:52.979
‫فقط به خاطر اونه که همه هنوز توی این مبارزه هستیم

15:54.354 --> 15:57.271
‫در ضمن، تاف بیفونگ امروز صبح
‫با مادرش از شهر رفت

15:57.354 --> 15:58.729
‫چی شد؟

15:58.812 --> 15:59.812
‫نمی‌دونم

16:01.062 --> 16:02.062
‫ساکا چی؟

16:02.146 --> 16:03.312
‫اثری ازش نیست

16:07.729 --> 16:10.271
‫دای‌لی یه زندان زیرزمینی مخفی داره

16:10.354 --> 16:11.834
‫باید اونجا زندانی‌شون کرده باشن

16:11.896 --> 16:14.604
‫یکی‌مون از اوماشو می‌تونه یه مامور دای‌لی رو تعقیب کنه

16:14.687 --> 16:16.354
‫همه می‌خوایم کمک کنیم

16:16.437 --> 16:17.729
‫خیلی خطرناکه

16:19.437 --> 16:22.146
‫من از سنلین به گایپن رفتم،

16:22.646 --> 16:24.229
‫و جنگ دنبالم اومد

16:24.312 --> 16:27.771
‫بعد رفتم اوماشو و جنگ دنبالم اومد.
‫حالا هم اینجاییم

16:29.354 --> 16:31.896
‫نمی‌تونیم از خطر فرار کنیم

16:32.396 --> 16:33.812
‫باید باهاش مواجه بشیم

16:35.187 --> 16:36.187
‫باشه

16:37.187 --> 16:38.729
‫ولی این رو من حل می‌کنم

16:39.437 --> 16:41.146
‫باشه

16:43.521 --> 16:47.146
‫فقط لطفاً... مراقب باش آنگ

16:47.229 --> 16:48.229
‫باشه

16:49.604 --> 16:52.437
‫وقتی هم سای رو پیدا کردی، فقط بهش بگو...

16:53.021 --> 16:54.021
‫باشه

16:54.979 --> 16:55.979
‫میگم

16:58.229 --> 16:59.437
‫ممنون

17:05.521 --> 17:08.562
‫دای‌لی رهبری ارتش گارد دیوار رو تصاحب کرده،

17:08.646 --> 17:13.521
‫یعنی الان نیروها تحت فرمان ما... فرمان شما هستن

17:14.021 --> 17:17.187
‫همچنین تمام همراهانِ آواتار رو دستگیر کردیم،

17:17.271 --> 17:19.646
‫ولی خود آواتار ازمون فراریه

17:20.646 --> 17:22.562
‫میاد سراغ دوست‌هاش

17:27.521 --> 17:29.729
‫یکی دیگه رو دیشب گرفتن

17:32.312 --> 17:33.562
‫این رو داشت

17:36.271 --> 17:37.271
‫الان کجاست؟

17:37.354 --> 17:38.687
‫دریاچه لائوگای

17:49.396 --> 17:52.187
‫گفت می‌خواد زوکو رو بکشه

17:52.729 --> 17:53.729
‫آره

17:54.396 --> 17:56.271
‫شمشیرها رو براش آوردی

17:57.937 --> 17:58.937
‫آره

17:59.646 --> 18:01.854
‫بهش گفتم زوکو کجاست

18:05.646 --> 18:07.729
‫کادو آوردم...

18:07.812 --> 18:08.812
‫بله

18:10.437 --> 18:13.104
‫نمادی از اتحاد بین مردم ما

18:14.104 --> 18:15.104
‫آها

18:19.979 --> 18:22.354
‫مگه یه جورایی عاشق زوکو نیستی؟

18:27.396 --> 18:28.771
‫خب، عاشق تو هم هستم

18:31.604 --> 18:33.229
‫ولی حاضر بودم بکشمت

18:34.562 --> 18:35.562
‫آره

18:37.271 --> 18:38.562
‫درسته

18:58.521 --> 18:59.896
‫می‌تونم با کنترل بازش کنم

19:01.021 --> 19:02.021
‫خیلی سخت نیست

19:10.979 --> 19:13.062
‫شاید یکم سخت باشه

19:21.396 --> 19:22.771
‫ژنرال آیرو

19:24.562 --> 19:25.687
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

19:25.771 --> 19:26.937
‫من ژنرال نیستم

19:27.437 --> 19:28.562
‫دیگه نه

19:30.396 --> 19:34.021
‫به همون دلیلی که تو اینجایی اومدم.
‫ماموریت نجات

19:37.229 --> 19:38.271
‫باشه

19:40.062 --> 19:41.479
‫می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم

19:43.062 --> 19:45.812
‫ولی قرار نیست آسون باشه

19:47.312 --> 19:50.229
‫چندتا از دوستان جدیدم گفتن یه راه ورود دیگه هست

19:50.312 --> 19:52.771
‫یه در مخفی که آواتار کیوشی کار گذاشته

19:54.021 --> 19:55.687
‫باشه. بریم

20:06.521 --> 20:07.562
‫کمک می‌خوای؟

20:08.062 --> 20:09.104
‫از تو نه

20:09.187 --> 20:11.104
‫اونجوری هیچوقت از اینجا نمیریم

20:11.187 --> 20:12.521
‫جدی؟

20:12.604 --> 20:16.771
‫قرار نیست از زندانی خارج‌مون کنه که حقته تو توش باشی و من نه؟

20:17.646 --> 20:18.687
‫بهت اعتماد کردم

20:20.104 --> 20:22.479
‫همیشه قرار بود اینجوری بشه؟

20:23.354 --> 20:25.187
‫همیشه می‌دونستی من بودم؟

20:25.812 --> 20:28.729
‫من رو تعقیب کردی تا آنگ رو پیدا کنی و این هم تله‌ست؟

20:28.812 --> 20:31.146
‫فکر کردی میاد اینجا نجاتم میده

20:31.229 --> 20:33.604
‫و بالاخره به جایزه‌ات می‌رسی

20:35.854 --> 20:38.604
‫اون نقشه پیچیده‌تر از چیزیه که من ریخته بودم

20:39.812 --> 20:41.312
‫من نقشه‌ای نداشتم

20:41.937 --> 20:44.479
‫وقتی دیدم دای‌لی بهت حمله کرد،
‫فکر نکردم. فقط کمک کردم

20:44.562 --> 20:45.646
‫واسه همین اینجام

20:45.729 --> 20:46.771
‫باشه

20:47.312 --> 20:50.979
‫باید این معصوم‌نمایی‌ها رو از طرف پسر ارباب آتش باور کنم

20:51.646 --> 20:55.229
‫جنگ و خشونت و نفرت‌پراکنی توی خون شماست

20:55.812 --> 21:00.104
‫به خاطر شهوتِ خانواده‌ی تو برای قدرت،
‫نسل‌های کامل از بین رفتن

21:01.146 --> 21:02.729
‫جنگل‌ها سوختن

21:03.229 --> 21:05.062
‫خانواده‌ها از هم جدا شدن

21:05.146 --> 21:07.396
‫مردمی که دیگه کلاً وجود ندارن

21:08.812 --> 21:10.312
‫به خاطر تو

21:10.937 --> 21:12.271
‫و پدرت

21:12.854 --> 21:13.729
‫و پدرش

21:13.812 --> 21:16.354
‫و تمام مردهای کوچیکی که تا سوزین ادامه دارن

21:19.646 --> 21:23.437
‫تمام آب‌افزارهای قبیله‌ی من رو یا ربودن یا کشتن

21:23.937 --> 21:26.271
‫بچه‌ها رو بردن

21:27.771 --> 21:29.229
‫به جز من

21:32.021 --> 21:33.562
‫مخفی شدم واسه همین زنده موندم

21:34.187 --> 21:37.229
‫و هر روز باید با عذاب‌وجدانش کنار بیام

21:37.312 --> 21:40.312
‫عذاب‌وجدان دارم که زنده موندم

21:41.812 --> 21:42.812
‫تو چی حس می‌کنی؟

21:50.021 --> 21:51.021
‫هیچی؟

21:54.146 --> 21:55.479
‫چطور جرات می‌کنی!

21:56.521 --> 21:59.687
‫تو نمی‌دونی این جنگ چه بلایی سرم آورده

22:01.062 --> 22:02.437
‫خودم

22:05.854 --> 22:08.437
‫کشور آتش مادرم رو ازم گرفت

22:15.771 --> 22:16.896
‫متاسفم

22:18.646 --> 22:20.354
‫این وجه اشتراک ماست

22:27.312 --> 22:29.854
‫بعد از قرن‌ها ما اولین افرادی می‌شیم
‫که از این در استفاده می‌کنن

22:30.854 --> 22:32.562
‫حالا زوکو رو چطوری گرفتن؟

22:34.354 --> 22:36.687
‫موقع انجام یه کار خوب گرفتنش

22:38.687 --> 22:40.104
‫می‌دونستم شخصیتش بیشتر از اونیه که نشون میده

22:41.062 --> 22:44.104
‫فراستِ آواتاره که زیر سطح رو ببینه

22:47.729 --> 22:50.604
‫من فقط به خاطر دوست‌هام به اینجا رسیدم، ولی

22:52.062 --> 22:54.062
‫از خودم روندمـشون و اون‌ها دستگیر شدن

22:54.729 --> 22:57.437
‫فراست آواتار اینه

22:57.521 --> 22:59.062
‫مطمئنم کلش تقصیر تو نبوده

22:59.146 --> 23:00.146
‫چرا بود

23:00.229 --> 23:02.979
‫کاملاً خودخواه بودم

23:03.062 --> 23:05.062
‫فقط تمرکزم روی نیازهای خودم بود

23:06.312 --> 23:07.312
‫ولی...

23:09.354 --> 23:10.521
‫می‌خوام تغییر کنم

23:12.146 --> 23:15.396
‫می‌خوام هرکاری لازمه بکنم
‫که مشکلات رو با دوست‌هام حل کنم

23:15.479 --> 23:17.437
‫که هرکسی باشم که ازم می‌خوان

23:17.937 --> 23:19.146
‫نه

23:19.229 --> 23:22.979
‫نه تنها نباید این کار رو بکنی،
‫کاملاً مطمئنم که نمی‌تونی

23:23.562 --> 23:26.229
‫اگه تلاش کنی، بهشون کمک نمی‌کنی

23:26.312 --> 23:28.521
‫و خودت رو اون وسط از دست میدی

23:29.104 --> 23:31.687
‫دوستی‌های واقعی از حقیقت زنده می‌مونن

23:31.771 --> 23:34.146
‫بهترین‌هاش حتی ازش رشد می‌کنن

23:34.812 --> 23:36.896
‫باید خودت باشی،

23:36.979 --> 23:40.937
‫ولی همچنین باید بذاری خودشون باشن

23:43.437 --> 23:46.812
‫ولی... اگه از کسی که هستم خوش‌شون نیاد چی؟

23:48.604 --> 23:50.562
‫اون چیزی نیست که تو بتونی کنترلش کنی

23:54.312 --> 23:56.104
‫تو تونستی انجامش بدی؟

23:56.604 --> 23:59.479
‫که کل این مدت خود واقعیت باشی؟

24:02.021 --> 24:03.646
‫یه پروژه‌ی عمریـه

24:04.146 --> 24:05.854
‫همین الان دارم روش کار می‌کنم

24:29.354 --> 24:30.646
‫ظاهراً،

24:31.271 --> 24:35.396
‫کیوشی صدها سال پیش در زمان خودش
‫از همین زندان استفاده کرده

24:40.104 --> 24:41.437
‫این یه درِ آواتاریه

24:42.979 --> 24:45.062
‫باید هر چهار عنصر رو کنترل کنیم
‫که بازش کنیم

24:45.896 --> 24:47.687
‫پس شانس آوردیم که همدیگه رو دیدیم

25:19.979 --> 25:21.104
‫اینجا منتظر بمون، مومو

25:25.937 --> 25:27.396
‫نه، می‌دونم!

25:27.479 --> 25:29.687
‫همون دختر سربه‌هوائه بود
‫که شبیه کیوشی‌ها لباس پوشیده بود

25:29.771 --> 25:33.229
‫یه ماهیچه‌افزاریِ ضربه‌ای روم زد.
‫واسه همین الان نمی‌تونم تکون بخورم

25:33.312 --> 25:35.354
‫- البته
‫- آره

25:35.437 --> 25:37.854
‫- حداقل اینجا پیش تو هستم، سای
‫- درسته

25:38.354 --> 25:41.229
‫- و باهم می‌تونیم از اینجا بریم
‫- ممکن نیست

25:41.312 --> 25:44.687
‫چی میگی؟ واسه ما هرچیزی ممکنه.
‫واسه تو اون هم!

25:44.771 --> 25:47.021
‫- تو باهوش‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم
‫- تلاش کردم

25:47.104 --> 25:49.271
‫شدیداً و قویاً

25:49.979 --> 25:53.479
‫وقتی تازه دستگیرم کرده بودن،
‫توی کاخ ازم بازجویی کردن،

25:53.562 --> 25:54.896
‫ولی چیزی لو ندادم

25:55.396 --> 25:57.812
‫واسه همین در مرتفع‌ترین برج زندانیم کردن

25:57.896 --> 25:59.521
‫درخواست کردم امپراطور رو ببینم

26:00.562 --> 26:03.479
‫قاعدتاً خانواده‌ی سلطنتی رو درک می‌کنم.
‫خودم یه مقامی واسه خودم دارم

26:03.562 --> 26:05.122
‫گفتن «هیچوقت نمی‌تونی امپراطور رو ببینی»

26:05.146 --> 26:07.437
‫منم گفتم «اطلاعات مهمی دارم
‫که می‌تونه دنیا رو نجات بده»

26:07.521 --> 26:08.771
‫که توی روم بهم خندیدن

26:10.729 --> 26:14.354
‫بعدش در رو با کنترل کوبیدن،
‫واسه همین خیلی صداش زیاد بود و آشفته‌ام کرد

26:15.146 --> 26:17.979
‫ولی بعد از خودم پرسیدم،
‫اگه تئو بود چی کار می‌کرد؟

26:18.062 --> 26:21.854
‫و با وجود روحیه‌ام که ضعیف بود،
‫یه تلاش برای فرار جسورانه انجام دادم

26:21.937 --> 26:22.937
‫چطوری؟

26:23.021 --> 26:25.479
‫ملافه‌ها رو بهم بستم
‫و از پنجره پرت کردم بیرون

26:25.562 --> 26:27.413
‫- نابغه‌ای. از چیزی که دورت بود استفاده کردی
‫- فاجعه بود

26:27.437 --> 26:29.229
‫- فاصله رو اشتباه محاسبه کردم
‫- نه بابا

26:29.312 --> 26:31.687
‫ولی بعد دوباره تلاش کردم،
‫این بار با مواد منفجره

26:31.771 --> 26:33.437
‫- ژله انفجاری؟
‫- دست‌سازتر

26:33.521 --> 26:36.201
‫یکم زیادی دست‌ساز بود.
‫ابروهام دوباره شروع کردن به در اومدن

26:36.271 --> 26:37.604
‫بعدش چی شد؟

26:37.687 --> 26:39.146
‫الهام گرفتم

26:39.937 --> 26:41.396
‫- تغییرقیافه
‫- آره!

26:41.479 --> 26:42.937
‫- بلافاصله دستگیر شدم
‫- نه!

26:44.271 --> 26:47.312
‫آره، ظاهراً قیافه‌ام خیلی متمایزه. این...

26:47.812 --> 26:50.104
‫- سای. یه کمکی بکن!
‫- گرفتمت!

26:51.979 --> 26:52.979
‫خب...

26:54.562 --> 26:56.396
‫بعد یه نقشه جدید ریختی، درسته؟

26:58.687 --> 26:59.687
‫نه

27:00.437 --> 27:02.021
‫بعد انتقالم دادن به این پایین

27:04.896 --> 27:06.729
‫و تسلیمِ ناامیدی شدم

27:12.771 --> 27:14.979
‫پسرم اون بیرون داره توی جنگ می‌جنگه

27:18.187 --> 27:19.229
‫آمیتا

27:20.687 --> 27:23.937
‫و تازه همدیگه رو پیدا کردیم و حالا گمش کردم

27:24.854 --> 27:27.021
‫بعدش که تو و آواتار نیازم داشتید...

27:31.021 --> 27:32.229
‫شکست خوردم

27:33.229 --> 27:34.854
‫ولی اون علم خوبی پشتش داره

27:36.271 --> 27:37.271
‫شکست خوردی

27:38.396 --> 27:41.312
‫هر شکست فرصتیه برای یادگیری

27:42.312 --> 27:45.521
‫باید صد بار شکست بخوری
‫تا یه چیزی پیدا کنی که جواب میده

27:45.604 --> 27:49.104
‫بعد باید صد بار دیگه شکست بخوری
‫تا قطعه بعدی رو پیدا کنی

27:49.187 --> 27:53.479
‫باید هزار بار شکست بخوری
‫و فقط اون موقع می‌تونی موفق بشی

27:55.979 --> 27:57.229
‫اطرافت رو ببین

27:57.729 --> 28:00.187
‫دیوارها از سنگه. درها آهنی

28:03.146 --> 28:04.854
‫ما قدرت کنترل نداریم

28:05.729 --> 28:06.979
‫قراره اینجا بمیریم

28:14.354 --> 28:16.729
‫دیوارها از سنگ خالص نیستن.
‫کریستالی هم هستن

28:23.562 --> 28:26.229
‫راست میگی. همه‌اش سنگ نیست

28:26.312 --> 28:28.646
‫کریستال خواص شیمیاییـش با سنگ فرق داره، درسته؟

28:28.729 --> 28:30.354
‫- آره. آره آره
‫- آره!

28:30.437 --> 28:31.837
‫می‌تونیم یه جوری حل‌شون کنیم

28:31.896 --> 28:34.896
‫- بعد شاید یه راه فرار پیدا کنیم
‫- آره! آره! بریم دست به کار بشیم!

28:34.979 --> 28:37.437
‫ساکا، تو بهترین شاگردمی

28:38.229 --> 28:39.687
‫شاید بهترین معلمم

28:39.771 --> 28:41.771
‫- باشه، بیا. زودباش
‫- آره!

28:45.562 --> 28:46.937
‫مادرم آدم خوبی بود

28:48.687 --> 28:50.562
‫خوبی‌های مردم رو می‌دید

28:52.646 --> 28:53.729
‫حتی من

28:57.562 --> 28:59.729
‫قبل از اینکه قیافه‌ام اینجوری بشه مُرد

29:03.479 --> 29:04.521
‫این زخم

29:06.812 --> 29:09.979
‫هرکسی می‌بینتش
‫درباره‌ام فرضیه می‌سازه

29:10.521 --> 29:13.729
‫قصه می‌سازن، واسه همین راحت
‫توی سرزمین خاک می‌چرخه

29:16.271 --> 29:17.937
‫من شبیه یه قربانی هستم

29:20.271 --> 29:22.562
‫هر قصه‌ای که بسازن

29:24.062 --> 29:27.521
‫اصلاً به اندازه واقعیت وحشتناک نیست

29:35.187 --> 29:36.979
‫پدرم این بلا رو سرم آورد

29:40.229 --> 29:44.896
‫می‌دونی چقدر سخته
‫که یه آتش‌افزار بسوزه؟

29:47.146 --> 29:48.437
‫خیلی بسوزه

29:49.937 --> 29:50.937
‫تا ابد

29:51.812 --> 29:53.021
‫زخم‌خورده بشه

29:54.187 --> 29:56.521
‫باید پایه‌ترین نیروهای دفاعیش رو پایین بیاره،

29:56.604 --> 29:59.187
‫غرایزی که باهاشون به دنیا اومده

30:01.812 --> 30:03.437
‫مثل اینه که یه آب‌افزار غرق بشه

30:07.187 --> 30:08.979
‫پدرم ممکنه روم زخم انداخته باشه...

30:11.562 --> 30:12.729
‫ولی ته دلم...

30:16.771 --> 30:19.687
‫یه بخشی از وجودم

30:20.979 --> 30:22.479
‫باور داشت که حقمه

30:35.146 --> 30:36.646
‫اون بخش از من بهش اجازه داد

30:43.000 --> 30:50.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30:58.604 --> 31:00.354
‫به خاطر اینکه پدرم ازم متنفره،

31:01.396 --> 31:03.062
‫بقیه هم متنفرن

31:04.271 --> 31:06.312
‫اون مرتدهای کشور آتش؟

31:07.187 --> 31:10.271
‫ازم متنفر می‌شن اگه بدونن کی هستم

31:17.854 --> 31:19.562
‫چرا ازشون دفاع می‌کردی؟

31:20.521 --> 31:22.354
‫چون بیچاره بودن

31:23.396 --> 31:24.646
‫تو چرا؟

31:27.271 --> 31:28.479
‫به همین دلیل

31:33.812 --> 31:36.687
‫واسه مدت زیادی، وقتی صورت دشمن رو می‌دیدم...

31:38.937 --> 31:40.229
‫صورت تو بود

31:46.854 --> 31:48.646
‫هرچقدر هم

31:49.896 --> 31:52.062
‫از این صورت متنفر باشی، کاتارا...

31:54.312 --> 31:56.521
‫من ازش بیشتر متنفرم

31:59.604 --> 32:01.354
‫چیزی که الان می‌بینم این نیست

32:03.562 --> 32:05.354
‫کسی رو می‌بینم که درد داره

32:07.687 --> 32:09.437
‫کسی که به درمان شدن نیاز داره

32:19.687 --> 32:21.854
‫این آب از واحه‌ی ارواحه

32:22.812 --> 32:27.146
‫میگن عمیق‌ترین و وخیم‌ترین زخم‌ها رو درمان می‌کنه

32:28.979 --> 32:31.729
‫شاید حتی زخم‌هایی که مال چند نسل قبل باشه

32:41.729 --> 32:42.729
‫می‌تونم...

32:45.104 --> 32:46.521
‫سعی کنم درمانت کنم؟

32:54.521 --> 32:57.354
‫برای تمام افسرها انتظار امتیازاتِ کامل دارم

32:59.771 --> 33:01.687
‫اومدی پس، وزیر فرهنگ

33:02.271 --> 33:04.312
‫ایشون ژنرال وین ترن هستن

33:04.396 --> 33:06.896
‫در غیابم مباشر باسینگ‌سه خواهند بود

33:08.146 --> 33:10.354
‫همونطور که با من صحبت می‌کنی
‫با اون صحبت کن

33:11.729 --> 33:12.729
‫هوم؟

33:19.104 --> 33:20.396
‫وزیر فرهنگ،

33:20.479 --> 33:23.354
‫بیا مطمئن بشیم تمام معابر از آوار پاک بشن

33:23.437 --> 33:25.687
‫و هر فروشنده‌ی سیاری دور بشه

33:25.771 --> 33:30.062
‫وقتی نیروهامون وارد خیابون‌ها بشن
‫نمی‌خوایم هیچ اختلالی وجود داشته باشه

33:32.812 --> 33:34.187
‫وزیر فرهنگ؟

33:38.062 --> 33:39.271
‫بهش رسیدگی می‌کنم

33:41.521 --> 33:44.812
‫وقتی نیروهامون برسن، انتظار دارم نیروهاتون
‫با نیروهای من محترمانه برخورد کنن

33:45.521 --> 33:47.437
‫از بالاترین مقام تا پایین‌ترین

33:49.271 --> 33:51.229
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

33:51.312 --> 33:53.937
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

33:54.437 --> 33:56.896
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

33:56.979 --> 33:59.146
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:00.021 --> 34:02.521
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:02.604 --> 34:04.854
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:04.937 --> 34:07.521
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:07.604 --> 34:09.729
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:10.312 --> 34:12.687
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:12.771 --> 34:14.771
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:14.854 --> 34:17.896
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:17.979 --> 34:20.646
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:20.729 --> 34:23.437
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:26.354 --> 34:27.521
‫نه

34:27.604 --> 34:30.562
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:37.979 --> 34:39.729
‫هیچ جنگی

34:40.896 --> 34:42.812
‫در باسینگ‌سه وجود نداره

34:44.521 --> 34:48.354
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:49.104 --> 34:53.479
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره

34:53.979 --> 34:58.479
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره!

34:59.437 --> 35:01.854
‫انگار باید یکم بیشتر این پایین باشی

35:01.937 --> 35:02.937
‫خواهش می‌کنم!

35:03.021 --> 35:04.812
‫لطفاً اینجا نذاریدم!

35:05.521 --> 35:07.354
‫لطفاً! لطفاً!

35:07.896 --> 35:11.187
‫می‌تونم هر کاری برای وزیر انجام بدم!

35:11.812 --> 35:14.312
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره!

35:14.396 --> 35:17.146
‫هیچ جنگی در باسینگ‌سه وجود نداره!

35:17.229 --> 35:19.812
‫باشه، یا دقیق انجامش بده یا یه چشمت در میاد

35:19.896 --> 35:22.521
‫فقط یه تیکه کریستال می‌خوایم تا با هرچیزی که داریم

35:22.604 --> 35:24.021
‫تحلیل و آزمایشش کنیم

35:24.104 --> 35:25.104
‫عالیه

35:25.187 --> 35:26.187
‫باشه

35:28.271 --> 35:29.604
‫این ایده خوبیه؟

35:30.437 --> 35:32.437
‫بهترین ایده‌ایه که داریم

35:32.521 --> 35:34.521
‫- ساکا!
‫- الان نه، آنگ!

35:35.396 --> 35:36.437
‫- آنگ!
‫- آنگ؟

35:37.979 --> 35:40.437
‫- از دیدنت خیلی خوشحالم مرد!
‫- منم همینطور

35:42.812 --> 35:44.479
‫- ساکا...
‫- می‌دونم

35:44.979 --> 35:47.729
‫مشکلی نیست. ما... باهم مشکلی نداریم.
‫مشکلی نداریم، درسته؟

35:49.687 --> 35:51.521
‫اون در ماموریت‌مون با ماست. بهم اعتماد کن

35:52.479 --> 35:53.687
‫زوکو رو هم گرفتن

35:53.771 --> 35:57.729
‫می‌دونم باورش سخته،
‫ولی برادرزاده‌ام، یه روی خوب درونش هست

35:57.812 --> 35:59.572
‫وقتی خوبیش بیرون زد خبرم کن

35:59.604 --> 36:00.687
‫ساکا،

36:01.937 --> 36:03.187
‫کاتارا این پایینه

36:06.896 --> 36:09.437
‫اگه بتونی کمک‌مون کنی دوست‌هامون رو پیدا کنیم
‫و از اینجا بریم،

36:09.521 --> 36:10.521
‫هرچیزی رو باور می‌کنم

36:12.062 --> 36:13.937
‫باشه، بریم

36:14.437 --> 36:18.021
‫تو فکرم شاید به خاطر همینه
‫که اصلاً این آب رو بهم دادن

36:19.271 --> 36:20.854
‫چون برای تو بوده

36:22.854 --> 36:24.104
‫من لایقش نیستم

36:27.146 --> 36:28.354
‫خواهی بود

36:45.312 --> 36:46.646
‫هی، ازش فاصله بگیر!

36:46.729 --> 36:50.437
‫ساکا! بسه! کمکم کرد.
‫واسه همین دستگیرش کردن

36:50.521 --> 36:51.604
‫چی کار کرده؟

36:51.687 --> 36:54.146
‫دستت رو بکش تا نسوزوندمش

36:54.229 --> 36:56.271
‫زوکو. دوتاتون

36:57.062 --> 36:59.229
‫اون داشته به مردم کمک می‌کرده. خودم دیدمش

37:14.354 --> 37:15.687
‫- متاسفم
‫- متاسفم

37:21.812 --> 37:23.729
‫من زودتر گفتم

37:23.812 --> 37:28.021
‫کسی نیست. همه‌مون هستیم یا باید بیشتر مردم رو نجات بدیم؟

37:28.896 --> 37:32.729
‫تاف با مادرش از شهر رفتن،
‫ولی آپا توی یه سلول این پایینه،

37:32.812 --> 37:33.937
‫و میریم پیشش

37:35.854 --> 37:37.271
‫شما دوتا می‌خواید چی کار کنید؟

37:40.229 --> 37:41.687
‫اون کمکم کرد تا پیدات کنم

37:46.937 --> 37:48.312
‫همه باید از اینجا خارج بشیم

37:57.021 --> 37:58.271
‫کاتارا...

38:00.562 --> 38:02.187
‫فقط باید بگم متاسفم

38:02.979 --> 38:05.812
‫خیلی بی‌انصافی کردم. و هیچوقت نباید
‫از خودم دورت می‌کردم

38:06.396 --> 38:07.396
‫عیب نداره

38:08.646 --> 38:09.854
‫منم متاسفم

38:11.021 --> 38:12.979
‫- ولی بهتره بریم
‫- لطفاً، فقط... صبرکن

38:14.437 --> 38:15.729
‫باید این رو بگم

38:17.187 --> 38:20.687
‫اگه همه‌ی این‌ها رو برمی‌داشتی
‫و من آواتار نبودم،

38:20.771 --> 38:24.771
‫و تو یه آب‌افزار نبودی و نیاز نبود دنیا رو نجات بدیم،

38:26.187 --> 38:27.187
‫من...

38:34.604 --> 38:37.229
‫بازم باهم دوست می‌موندیم

38:40.396 --> 38:41.604
‫معلومه که آره

38:42.604 --> 38:44.437
‫هیچ دعوایی نمی‌تونه این رو تغییر بده

38:45.312 --> 38:46.312
‫آره

38:47.854 --> 38:50.062
‫می‌تونم حسش کنم. آپا این سمته

38:52.354 --> 38:53.354
‫نگهبان‌ها

38:53.396 --> 38:54.396
‫برو، برو، برو!

39:10.604 --> 39:11.729
‫جودی

39:12.979 --> 39:15.229
‫هی، می‌تونیم از اینجا خارجت کنیم

39:15.812 --> 39:17.271
‫می‌تونی باهامون بیای

39:22.896 --> 39:26.646
‫آواتار اینجاست!
‫نذارید فرار کنه!

39:26.729 --> 39:28.687
‫آواتار اینجاست!

39:28.771 --> 39:30.271
‫اینجاست!

39:42.229 --> 39:43.396
‫جداشون کنید!

39:59.771 --> 40:01.979
‫تو... مسمومم کردی!

40:02.062 --> 40:04.229
‫خشخاش چکاوک کاکلیه

40:04.729 --> 40:07.521
‫ازش برای خواب زیبایی استفاده می‌کنم.
‫اینقدر دراماتیک نباش

40:07.604 --> 40:10.312
‫من دخترتم و تو من رو ربودی؟

40:10.396 --> 40:11.396
‫آره

40:12.604 --> 40:13.729
‫تو دخترمی

40:14.479 --> 40:16.021
‫خوشحالم که فهمیدی

40:17.146 --> 40:19.937
‫بعد از یه مدتی، قدردان می‌شی
‫بابت کاری که امروز برات کردم

40:21.062 --> 40:23.771
‫برنامه‌ریزی، بهونه‌ها،

40:23.854 --> 40:28.312
‫چه کارهایی که نکردم تا از تنها دخترم
‫در برابر خودش محافظت کنم

40:30.562 --> 40:32.312
‫من اموال تو نیستم!

40:34.271 --> 40:35.854
‫دروغ گفتی!

40:36.479 --> 40:38.062
‫دروغ گفتی!

40:38.812 --> 40:40.062
‫اهمیت نمیدی

40:40.979 --> 40:42.271
‫از اول اهمیت نمی‌دادی

40:43.812 --> 40:45.312
‫هیچوقت من رو نمی‌خواستی

40:50.187 --> 40:51.604
‫ازم خجالت می‌کشی

40:53.687 --> 40:55.146
‫آخه چرا؟

40:56.187 --> 40:58.396
‫یعنی، تو حتی من رو نمی‌شناسی

41:02.479 --> 41:04.021
‫حتی من رو نمی‌شناسی

41:13.437 --> 41:14.479
‫اون‌ها می‌شناسن

41:19.812 --> 41:21.396
‫اون‌ها می‌شناسن

41:25.937 --> 41:28.146
‫اون‌ها می‌دونن کی هستم

41:39.521 --> 41:42.729
‫من می‌دونم کی هستم!

41:54.354 --> 41:56.396
‫اون... غیرممکنه!

41:56.479 --> 42:00.062
‫من تاف بیفونگ هستم و آهن‌افزاری رو اختراع کردم

42:17.187 --> 42:20.062
‫من خفن‌ترین خاک‌افزار دنیام!

42:49.021 --> 42:50.521
‫اونجاست

42:54.187 --> 42:55.729
‫مراقبش بودم

42:58.479 --> 43:01.937
‫همه می‌تونیم باهم از اینجا بریم

43:03.271 --> 43:04.271
‫چی؟

43:06.229 --> 43:08.687
‫پرنسس آزولا کنترل شهر رو به دست گرفته

43:09.354 --> 43:10.479
‫آزولا؟

43:11.062 --> 43:12.229
‫آزولا، اینجاست؟

43:12.312 --> 43:13.312
‫چطوری؟

43:13.396 --> 43:14.854
‫اومده اینجا دنبال تو

43:15.604 --> 43:18.437
‫هرکاری تونستم کردم
‫تا ازت در برابرش محافظت کنم

43:20.021 --> 43:21.854
‫ارتش نابود شده

43:23.021 --> 43:24.437
‫و می‌خواد دروازه‌ها رو باز کنه،

43:24.521 --> 43:26.937
‫تا کشور آتش به سوی کاخ راه‌پیمایی کنه

43:28.021 --> 43:29.729
‫الان تنها امیدمون

43:30.271 --> 43:33.562
‫اینه که فرار کنیم تا یه روز دیگه بجنگیم

43:36.062 --> 43:38.854
‫واقعاً فکر کردی دوباره بهت اعتماد می‌کنم؟

43:39.896 --> 43:41.479
‫تو به همه‌مون خیانت کردی

43:41.562 --> 43:44.146
‫اگه آزولا کنترل رو به دست گرفته، تقصیر توئه

43:44.729 --> 43:49.229
‫کاری که لازم بود تا از شهر محافظت بشه رو کردم،
‫تا جنگ بیرون دیوارها بمونه!

43:49.729 --> 43:52.854
‫همه در باسینگ‌سه به خاطر من در صلح زندگی می‌کنن!

43:53.771 --> 43:56.646
‫بارش روی دوش منه!
‫کاری که لازم بود رو کردم!

43:57.521 --> 44:00.646
‫و تو درکش می‌کنی

44:01.812 --> 44:02.812
‫نه

44:04.146 --> 44:06.271
‫چون من به مردم اهمیت میدم

44:06.812 --> 44:11.104
‫تو فقط به داشتن قدرت اهمیت میدی
‫و اینکه ازش استفاده کنی تا خودت رو نجات بدی

44:12.104 --> 44:15.187
‫من هیچوقت کمک نمی‌کنم تا فرار کنی

44:15.896 --> 44:17.271
‫و قرار نیست فرار کنم

44:18.021 --> 44:20.562
‫می‌خوام اینجا بمونم و جلوی آزولا رو بگیرم

44:20.646 --> 44:22.896
‫هیچوقت شکستش نمیدی

44:23.729 --> 44:25.979
‫زیادی مهربونی،

44:26.062 --> 44:28.604
‫و همین ضعیفت می‌کنه

44:39.979 --> 44:42.812
‫خواهی دید که حق با من بود، آنگ

44:43.937 --> 44:46.521
‫تو نمی‌تونی برنده بشی

44:49.979 --> 44:53.437
‫فرار کن. فرار کن تا هنوز فرصتی داری

45:21.729 --> 45:22.771
‫آپا!

45:33.437 --> 45:35.146
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود

45:46.521 --> 45:47.562
‫می‌دونم

46:05.771 --> 46:07.604
‫باید برم بقیه رو نجات بدم

46:07.687 --> 46:09.979
‫و درست پشت سرت هستم

46:10.479 --> 46:12.146
‫تا ابد باهمدیگه‌ایم

46:14.229 --> 46:15.271
‫قول میدم

46:25.312 --> 46:26.396
‫چیزیم نمی‌شه

46:28.729 --> 46:29.729
‫آپا

46:30.146 --> 46:31.146
‫برو

46:57.562 --> 47:00.187
‫چرا نتونستی مثل یه پسر خوب توی اتاقت بمونی؟

47:27.312 --> 47:28.729
‫باشه. تسلیم می‌شم. تسلیم می‌شم

47:32.562 --> 47:33.771
‫بومرنگ!

47:34.687 --> 47:35.854
‫همیشه برمی‌گردی

47:36.729 --> 47:38.896
‫هیس. یکی دیگه داره میاد

47:40.771 --> 47:43.479
‫آنگ! جات امنه. آپا کجاست؟

47:43.562 --> 47:45.854
‫فرستادمش به سطح پیش مومو

47:45.937 --> 47:48.896
‫- آیرو و زوکو کجان؟
‫- جدا شدیم. کلی اتفاق افتاده

47:48.979 --> 47:51.146
‫باید از اینجا بریم. اون‌ها از پس خودشون برمیان

47:51.229 --> 47:53.021
‫نه. شهر امن نیست

47:53.104 --> 47:56.104
‫آزولا و کشور آتش کنترل رو به دست گرفتن.
‫و باید همین الان جلوش رو بگیریم

47:56.187 --> 47:57.187
‫آزولا؟

47:57.729 --> 47:59.729
‫اینجایید. فکر کنم یه راه خروج پیدا کردم

48:00.437 --> 48:01.271
‫بریم

48:01.354 --> 48:02.354
‫باشه

48:40.979 --> 48:43.187
‫تا کِی می‌خوای به این کارمون ادامه بدیم، زوکو؟

48:43.896 --> 48:46.146
‫تا کی قراره بازی اون رو انجام بدیم؟

48:46.229 --> 48:47.521
‫باهمدیگه بجنگیم

48:48.312 --> 48:50.562
‫تا وقتی یکی‌مون ببره

48:54.146 --> 48:55.896
‫مادر همیشه فکر می‌کرد من یه هیولام

48:55.979 --> 48:59.562
‫حرف اون رو نزن. هیچوقت

49:18.187 --> 49:20.937
‫شاید به اینجا نمی‌رسید
‫اگه اون رو نمی‌بردن

49:24.979 --> 49:25.979
‫متاسفم

49:27.187 --> 49:29.979
‫متاسفم که اون شب توی کالسکه نتونستم ساکت بمونم

49:31.104 --> 49:32.312
‫تقصیر منه

49:36.729 --> 49:39.021
‫ولی بهمون گفت باهم بمونیم

49:41.229 --> 49:43.354
‫که همیشه همدیگه رو داریم

49:54.562 --> 49:56.396
‫شاید می‌تونستیم، زوکو

49:58.312 --> 49:59.771
‫من شهر رو گرفتم

50:00.979 --> 50:04.479
‫نیروهامون همین الان دارن توی خیابون‌ها راه‌پیمایی می‌کنن

50:04.979 --> 50:07.771
‫سرزمین خاک قراره سقوط کنه

50:08.771 --> 50:11.396
‫روز شکوهمندی در تاریخ کشور ماست

50:16.521 --> 50:17.896
‫می‌تونیم باهم تقسیمش کنیم

50:26.646 --> 50:29.646
‫ولی مجبورت نمی‌کنم بیای خونه اگه خودت نخوای

50:33.437 --> 50:34.854
‫انتخابش با خودته

50:52.646 --> 50:53.979
‫این راه خروجه

50:54.729 --> 50:55.729
‫می‌تونم حسش کنم

51:01.562 --> 51:02.854
‫سای رو از اینجا می‌برم!

51:21.271 --> 51:22.271
‫بخواب!

52:29.312 --> 52:30.832
‫خدا رو شکر دست و پاهات سالمه

52:30.896 --> 52:33.271
‫- می‌دونم. سقوط کمک کرد. آره
‫- آره

52:33.771 --> 52:34.979
‫باشه

52:35.062 --> 52:36.979
‫وای نه، قفله

52:40.646 --> 52:41.646
‫اوه

52:53.396 --> 52:54.396
‫هوم

52:54.979 --> 52:56.437
‫دلت برام تنگ شده بود، تنبل‌خان؟

52:57.271 --> 52:58.687
‫می‌تونی آهن رو کنترل کنی؟

52:58.771 --> 53:01.229
‫بعداً می‌تونیم از خفن بودنم بگیم

53:01.312 --> 53:03.354
‫بیاید بریم. آپا بیرون منتظره

53:04.062 --> 53:05.187
‫تنبل؟

53:06.729 --> 53:07.979
‫بعداً برات میگم

53:55.562 --> 53:57.562
‫فکر کردم عوض شدی!

54:05.937 --> 54:07.396
‫عوض شدم

54:56.229 --> 54:58.354
‫تسلیم شو، آواتار

54:59.104 --> 55:00.521
‫من دیگه برنده شدم

55:01.687 --> 55:05.812
‫سوال اینجاست که، تو چقدر حاضری باخت بدی؟

55:14.312 --> 55:18.437
‫من هیچکس رو از دست نمیدم

58:21.646 --> 58:23.854
‫اگه توی حالتِ آواتاری بمیری،

58:25.229 --> 58:27.312
‫چرخه متوقف می‌شه،

58:28.729 --> 58:32.437
‫و دنیا تا ابد از تعادل خارج می‌شه

59:07.604 --> 59:08.771
‫از اینجا ببرش!

59:09.000 --> 59:29.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:01:37.604 --> 01:01:38.604
‫آنگ

01:01:45.729 --> 01:01:46.729
‫آنگ؟

01:01:56.479 --> 01:01:57.479
‫آنگ!

01:02:01.437 --> 01:02:02.437
‫آنگ!

01:02:05.437 --> 01:02:06.437
‫آنگ!
