WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:18.208 --> 00:20.250
‫خودت رو نجات بده، مومو!

00:27.375 --> 00:28.708
‫لطفاً پیدام نکن. خواهش می‌کنم...

00:34.708 --> 00:36.333
‫تلاش خوبی بود

00:36.416 --> 00:37.916
‫- جدی؟
‫- نـه!

00:38.000 --> 00:40.208
‫بچه‌های دو ساله
‫بهتر از تو مقاومت می‌کنن

00:40.291 --> 00:42.208
‫دل و جرئتِ مرغ از تو بیشتره

00:42.291 --> 00:44.131
‫ساکا هم بود تا الان
‫خاک‌افزاری یاد گرفته بود

00:44.166 --> 00:46.375
‫بیخیال! انقدر به این طفلک سخت نگیرید

00:46.458 --> 00:50.875
‫باشه، اول پنجاه‌تا اسکات پرشی بزنه
‫تا بیخیالش بشم

00:50.958 --> 00:52.541
‫چشم، استاد

00:52.625 --> 00:54.208
‫یک، دو...

00:54.291 --> 00:56.625
‫آنگ استعداد یادگیری داره

00:56.708 --> 00:59.125
‫به نظرم یکم تشویقش کنی

00:59.208 --> 01:00.208
‫خیلی تأثیر مثبتی میذاره

01:00.291 --> 01:01.958
‫چه کمک بزرگی کردی

01:02.041 --> 01:04.958
‫اگه کوچک‌ترین کار مثبتی کرد،
‫حتماً تشویقش می‌کنم

01:07.583 --> 01:09.916
‫هر چه زودتر برسیم باسینگ‌سه بهتره

01:10.000 --> 01:11.125
‫- ببخشید
‫- آره

01:15.833 --> 01:18.541
‫- تو و سوکی مشکلی ندارید؟
‫- نه. ما...

01:18.625 --> 01:21.916
‫چی داری میگی؟ با هم حرف می‌زنیم.
‫همین امروز صبح بهش سلام دادم...

01:22.000 --> 01:24.208
‫مشکلی نداریم، دست از سرم بردار

01:24.916 --> 01:26.583
‫بیخیال، آنگ. مجبور نیستی...

01:26.666 --> 01:27.708
‫همگی بایستید!

01:30.375 --> 01:33.333
‫یه چیزی داره... تعقیب‌مون می‌کنه

01:34.208 --> 01:36.208
‫سریع حرکت می‌کنه و گنده‌ست

01:37.583 --> 01:40.000
‫- به نظرت آزولا و دوستاش هستن؟
‫- یا بازم زوکوئـه

01:40.083 --> 01:43.250
‫- هر چی که هست، دنبال‌مونـه
‫- نه، دنبال منـه

01:43.916 --> 01:46.125
‫بهتره همگی راهتون رو
‫به سمت باسینگ‌سه ادامه بدید

01:46.208 --> 01:49.208
‫فکر خوبیـه! من و آنگ می‌مونیم و
‫رد همه رو می‌پوشونیم

01:49.291 --> 01:51.051
‫- اونا رو گمراه می‌کنیم
‫- کمک می‌خوای؟

01:51.083 --> 01:53.416
‫لازم نیست تو نگران بشی عزیزم

01:53.500 --> 01:55.125
‫خودم ردیفش می‌کنم

01:55.208 --> 01:58.125
‫زود باش، کچل. اسکات پرشی‌ات رو
‫قبل مبارزه تموم کن

01:59.083 --> 02:00.875
‫چرا خاک‌افزاری انقدر واسم سختـه؟

02:14.000 --> 02:21.000
‫« آواتار: آخرین بادافزار »
‫« فصل دوم: قسمت سوم »

02:21.001 --> 02:28.001
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:31.250 --> 02:33.708
‫خاک عنصر استقامتـه

02:35.041 --> 02:38.750
‫مردم سرزمین خاک جون‌سخت و مقاوم هستن

02:39.625 --> 02:41.083
‫مثل تپه‌های اطراف‌مون

02:41.583 --> 02:44.375
‫اونا با تمام توان با سختی‌هاشون روبرو میشن

02:44.875 --> 02:47.750
‫عنصر مخالف خاک، هواست

02:47.833 --> 02:50.041
‫هوا عنصر آزادیـه

02:50.125 --> 02:54.541
‫مثل باد، عشایر باد بدون وابستگی
‫به دنیا زندگی می‌کنن و

02:54.625 --> 02:57.708
‫با دل‌کندن و سبک‌بال بودن به آرامش می‌رسن

02:57.791 --> 03:00.151
‫کشتی باسینگ‌سه برگشته.
‫بهتره بریم.

03:05.333 --> 03:06.541
‫هنوز وقت داریم

03:07.125 --> 03:09.833
‫نزدیک‌ترین عنصر به هوا، آبـه

03:09.916 --> 03:13.041
‫آب عنصر تغییره

03:13.125 --> 03:16.958
‫همونطور که یخ میشه آب و بعد میشه مِه،

03:17.041 --> 03:21.458
‫مردم قبایل آب تهدید رو
‫به فرصت تبدیل می‌کنن

03:21.958 --> 03:24.333
‫آتش عنصر قدرتـه

03:29.125 --> 03:33.125
‫اگه می‌خوای آزولا رو شکست بدی،
‫باید بهم گوش کنی

03:33.833 --> 03:35.708
‫دارم یادت میدم چطوری باهاش بجنگی

03:36.791 --> 03:38.458
‫وایسا، اینا مربوط به صاعقه‌ست؟

03:38.541 --> 03:42.791
‫آره. قراره یه فن یادت بدم که
‫خودم ابداعش کردم

03:44.708 --> 03:45.708
‫باشه

04:00.166 --> 04:05.583
‫نکته‌اش اینـه که باید بذاری
‫انرژی از نوک انگشتانت

04:06.083 --> 04:07.458
‫سرازیر بشه به شونه‌ات

04:08.375 --> 04:10.208
‫برسه به شکمت

04:10.291 --> 04:14.583
‫شکم عین کاسه‌ایـه که
‫انرژی بدنت رو نگه می‌داره

04:15.083 --> 04:16.208
‫از شکم،

04:16.708 --> 04:21.000
‫انرژی رو هدایت می‌کنی به بالا و
‫به اون یکی دستت

04:23.375 --> 04:24.375
‫باشه

04:48.958 --> 04:51.166
‫مسیر از شکم تا دست خیلی مهمـه

04:54.375 --> 04:57.000
‫اگه صاعقه از قلبت عبور کنه،

04:57.833 --> 04:59.250
‫باعث مرگت میشه

05:00.333 --> 05:01.333
‫باشه

05:50.708 --> 05:51.708
‫خیلی‌خب

05:52.041 --> 05:54.583
‫فهمیدم. حالا... چطوری صاعقه درست کنم؟

05:54.666 --> 05:58.833
‫نه! این فن رو از تماشای
‫آب‌افزارها یاد گرفتم

05:58.916 --> 06:00.458
‫فن هدایت صاعقه‌ست

06:00.541 --> 06:02.708
‫- هدایت؟
‫- آره، واسه دفاع از خودت

06:02.791 --> 06:06.416
‫من دفاع از خود نمی‌خوام.
‫می‌خوام آزولا رو شکست بدم.

06:06.500 --> 06:08.559
‫خیال کردم داری مهار صاعقه رو
‫یادم میدی تا...

06:08.583 --> 06:12.875
‫صاعقه خالص‌ترین و خطرناک‌ترین
‫شکلِ آتش‌افزاریـه

06:12.958 --> 06:17.250
‫تا وقتی آشوب درونت رو حل نکردی،
‫انجامش برات خیلی خطرناکـه

06:17.333 --> 06:18.208
‫چه آشوبی؟!

06:18.291 --> 06:19.375
‫آخ!

06:19.458 --> 06:22.125
‫ببخشید. عمو... شرمنده

06:22.208 --> 06:23.208
‫من خوبم

06:32.916 --> 06:33.916
‫باید بریم

06:40.875 --> 06:43.250
‫پوشوندن رد بقیه جواب داد

06:43.333 --> 06:45.833
‫هر چی که دنبال‌مون بود،
‫داره میاد این‌طرف

06:45.916 --> 06:48.250
‫اگه لازم شد فرار کنیم،
‫می‌تونم از گلایدرم استفاده کنم

06:48.333 --> 06:50.750
‫ببخشید. چرا باید فرار کنیم؟

06:50.833 --> 06:53.791
‫اگه یه وقت... داشتیم شکست می‌خوردیم؟

06:53.875 --> 06:56.958
‫مشکلت دقیقاً همینـه

06:57.041 --> 06:59.708
‫من از هیچی فرار نمی‌کنم،
‫تو هم نباید فرار کنی

06:59.791 --> 07:01.916
‫آزولا می‌تونه صاعقه رو مهار کنه

07:02.000 --> 07:06.125
‫رنگ آتیشش آبیـه و باید دست‌کم
‫هفت نفر باشیم تا حریفش بشیم

07:06.208 --> 07:08.708
‫به محض اینکه من اومدم،
‫پا به فرار گذاشت

07:08.791 --> 07:10.375
‫به زود در رفت

07:10.875 --> 07:13.875
‫پس نه، فرار نمی‌کنم

07:18.500 --> 07:21.166
‫بیخیال. لابد شوخیت گرفته

07:21.250 --> 07:22.833
‫- چی شده؟
‫- می‌دونی چیه؟

07:22.916 --> 07:25.500
‫- قراره تمرین خوبی واست باشه
‫- تمرین؟

07:25.583 --> 07:27.958
‫قراره خودت راست و ریستش کنی،
‫پسرک پرنده

07:28.041 --> 07:30.500
‫در ضمن با خاک‌افزاری این کار رو می‌کنی

07:31.333 --> 07:33.708
‫تاف، الان وقت مسخره‌بازی نیست

07:33.791 --> 07:35.208
‫نه، نگران نباش

07:35.291 --> 07:37.541
‫حتی تو هم از پس این
‫دست و پا چلفتی‌ها بر میای

07:49.250 --> 07:50.375
‫تسلیم شید!

07:52.458 --> 07:56.375
‫اومدیم تا شما رو از چنگال آواتار نجات بدیم

07:56.458 --> 08:01.458
‫بالاخره گیرِ بولدر افتادی، بی‌فانگ کوچولو

08:01.541 --> 08:03.708
‫وای، کمکم کن، آواتار قدرتمند

08:03.791 --> 08:05.250
‫الان جدی میگی؟

08:05.333 --> 08:07.791
‫قراره چندتا چیزمیز پرت کنه سمتت

08:07.875 --> 08:11.708
‫- یادت باشه... سر جات وایستا و کم نیار
‫- باشه

08:12.208 --> 08:14.375
‫برو کنار، کچل

08:14.458 --> 08:15.458
‫آ...

08:16.125 --> 08:17.125
‫نه؟

08:17.208 --> 08:20.875
‫- پس باید بخوریش... بولدر (تخته‌سنگ)!
‫- اَه اَه

08:20.958 --> 08:24.791
‫عمراً بدونی چقدر برای بولدر
‫لذت‌بخش بود وقتی فهمید که

08:25.291 --> 08:27.083
‫راهزن نابینا

08:28.541 --> 08:32.791
‫یه شاهدخت نازپرورده‌ی بی‌فانگیـه!

08:36.416 --> 08:40.458
‫پاهات رو محکم بزن زمین،
‫شونه‌هات رو باز کن و سر جات وایستا

08:42.333 --> 08:43.750
‫بولدر موافقـه

08:43.833 --> 08:44.958
‫اینقدر جاخالی نده!

08:45.041 --> 08:46.041
‫لِه و لَورده بشم؟

08:46.083 --> 08:48.583
‫بولدر بارها و بارها سرش ضربه خورده

08:48.666 --> 08:50.208
‫پس بگو چرا اینقدر مخت تاب داره

08:56.166 --> 08:59.375
‫پاشنه‌هات رو محکم توی زمین فرو کن.
‫دونه‌های خاک رو حس کن.

08:59.458 --> 09:02.291
‫آقای بولدر، لطفاً به آواتار آموزش ندید

09:07.125 --> 09:11.291
‫با سنگ یکی شو،
‫وقتی داره جمجمه‌ات رو می‌ترکونه!

09:12.708 --> 09:14.291
‫- باهاش یکی بشم؟
‫- نه!

09:16.000 --> 09:18.583
‫- بس کنید! دارید گیجش می‌کنید!
‫- گیج نشدم

09:18.666 --> 09:20.458
‫فقط... نمی‌تونم انجامش بدم

09:20.541 --> 09:22.934
‫احتمالاً چون خانم بی‌فانگ هیچوقت
‫اصول پایه رو یاد نگرفته

09:22.958 --> 09:25.125
‫لجبازتر از خاکـه

09:25.625 --> 09:27.291
‫از حالت تدافعی خارج نشو!

09:27.375 --> 09:29.750
‫خاک رو مثل معشوقه نوازش کن

09:29.833 --> 09:31.916
‫- چی؟
‫- باید عنصر رو بشناسی تا بهش فرمان بدی

09:32.000 --> 09:34.625
‫- زمین رو بررسی کن
‫- اینقدر تکون نخور! تکون نخور!

09:34.708 --> 09:37.041
‫- بادافزاری نکن!
‫- یه کاری کن عناصر بهت خدمت کنن

09:37.125 --> 09:39.375
‫آهای! داری منو ضایع می‌کنی!

09:40.166 --> 09:41.750
‫آهای، به اونا گوش نده!

09:46.458 --> 09:48.916
‫احسنت. هیچی یاد نگرفتی

09:49.708 --> 09:51.833
‫مادرت این وضعیت رو ببینه شاکی میشه!

09:53.416 --> 09:54.791
‫به شدت!

10:06.291 --> 10:09.583
‫کشتی آماده نیست. همگی برید عقب!

10:14.500 --> 10:15.500
‫من نمیرم

10:16.708 --> 10:18.458
‫- چی؟
‫- بدون من برو

10:18.541 --> 10:20.458
‫من هیچوقت به باسینگ‌سه برنمی‌گردم

10:20.541 --> 10:22.125
‫دارن میان!

10:22.208 --> 10:24.333
‫سربازها، آماده باشید!

10:24.416 --> 10:26.456
‫ببخشید که وقت نبود
‫همه‌چی رو یادت بدم

10:26.500 --> 10:28.875
‫اونجا تنها جاییـه که
‫از دستش در امان هستیم

10:29.375 --> 10:30.750
‫کشور آتش!

10:32.875 --> 10:34.041
‫عمو! عمو!

10:39.625 --> 10:40.625
‫بیا بریم

10:44.500 --> 10:45.750
‫کشتی رو حرکت بدید!

10:45.833 --> 10:47.250
‫باید نظم رو حفظ کنیم!

11:00.375 --> 11:02.958
‫قایق رو راه بنداز!
‫قایق رو حرکت بده!

11:16.666 --> 11:19.166
‫چیزیت نیست. هیچیت نیست.
‫موفق شدیم.

11:19.875 --> 11:22.208
‫لانگ‌شات. پیدات کردم

11:23.791 --> 11:26.791
‫چیکار می‌کنی؟
‫ممکن بود جا بمونی!

11:26.875 --> 11:28.541
‫نگاهش کن، جت

11:28.625 --> 11:29.916
‫کمک‌لازم بود

11:34.333 --> 11:35.375
‫ممنون

12:28.625 --> 12:30.375
‫این دیوار خارجی شهره

12:31.666 --> 12:33.000
‫ولی بقیه کجان؟

12:33.500 --> 12:35.666
‫عه، ببخشید. بازم هم‌صحبت شدیم؟

12:36.166 --> 12:37.416
‫از سر اجبار

12:40.708 --> 12:43.791
‫شاید رفتن داخل.
‫دروازه‌ای نمی‌بینی؟

12:44.375 --> 12:46.791
‫نه. ولی رد پای آپا رو می‌بینم

12:49.125 --> 12:50.125
‫یه لحظه وایسا

12:50.958 --> 12:52.166
‫می‌شنوی؟

12:52.250 --> 12:54.041
‫نمی‌تونی ما رو اینجا نگه داری!

12:54.125 --> 12:55.750
‫ما واسه کمک اومدیم اینجا!

12:55.833 --> 12:57.625
‫آهای، صدای دوستتـه، کاتارا

12:57.708 --> 12:58.791
‫بذارید بیایم بیرون!

13:01.166 --> 13:02.166
‫کاتارا!

13:02.208 --> 13:03.583
‫آنگ، تویی؟

13:03.666 --> 13:05.458
‫آره، منم و تاف

13:05.541 --> 13:06.458
‫چی شد؟

13:06.541 --> 13:09.125
‫سربازها گفتن نمی‌تونیم از اینجا
‫وارد شهر بشیم

13:09.208 --> 13:10.125
‫کدوم سربازها؟

13:10.208 --> 13:13.875
‫بهشون گفتیم اهل اوماشو هستیم،
‫ولی سربازهای بیشتری ریختن سرمون

13:13.958 --> 13:17.000
‫ما رو چسبوندن به دیوار و
‫الان همگی زندانی شدیم

13:17.083 --> 13:18.583
‫وایسا ببینم، راست میگه

13:18.666 --> 13:22.333
‫همه‌شون رو توی امتداد دیوار حس می‌کنم.
‫هرکدوم توی یه سلول جدا هستن.

13:25.666 --> 13:26.666
‫آپا چی؟

13:26.750 --> 13:28.666
‫آپا و مومو رو با سنگ پوشوندن

13:28.750 --> 13:29.750
‫بازشون کن

13:30.875 --> 13:32.875
‫- همین الان همه رو باز کن!
‫- باشه!

13:32.958 --> 13:34.000
‫مشکلی نیست

13:37.666 --> 13:40.250
‫یکی داره... باهام می‌جنگه

13:41.541 --> 13:44.208
‫دست‌ها بالا، خاک‌افزار!
‫رو به دیوار!

13:44.791 --> 13:46.333
‫آنگ، تاف، باهاشون سرشاخ نشید!

13:46.416 --> 13:47.916
‫ولم کن! ولم کن!

13:49.208 --> 13:50.916
‫تاف؟

13:51.000 --> 13:52.208
‫آنگ!

13:54.083 --> 13:57.625
‫این چه کاریـه؟ آزادمون کنید!

14:32.625 --> 14:34.833
‫من ازت نخواستم بیای دنبالم

14:36.291 --> 14:37.541
‫خودت اومدی

14:40.083 --> 14:41.666
‫این نبرد من بود

14:43.791 --> 14:45.208
‫ازت نخواستم بیای

14:48.833 --> 14:50.250
‫خودت اومدی دنبالم

14:52.458 --> 14:54.291
‫بعد الان می‌خوای ترکم کنی؟

14:57.083 --> 14:59.416
‫حق نداری ترکم کنی

15:03.041 --> 15:05.291
‫این حق رو نداری

15:10.875 --> 15:12.416
‫نمیذارم ترکم کنی

15:26.916 --> 15:28.541
‫وضعش چندان خوب نیست

15:30.541 --> 15:31.625
‫شرمنده، رفیق

15:35.250 --> 15:36.666
‫بابت اتفاقی که قبلاً افتاد هم شرمنده

15:38.875 --> 15:40.833
‫می‌بینم که خیلی عذاب کشیدید

15:40.916 --> 15:42.125
‫عین ما

15:48.541 --> 15:51.458
‫مردم میگن وقتی رسیدیم شهر،
‫باید بهمون محل اسکان

15:51.541 --> 15:52.750
‫اختصاص بدن

15:54.333 --> 15:58.250
‫وقتی توی این کشتی بهمون غذا نمیدن،
‫قراره بهمون خونه بدن؟

16:00.000 --> 16:01.375
‫گمونم باید ببینیم چی میشه

16:13.000 --> 16:14.750
‫می‌دونی کجا غذا هست؟

16:15.333 --> 16:17.083
‫اتاق ناخدا

16:19.333 --> 16:21.125
‫دیدم غذا بردن اونجا

16:22.000 --> 16:26.958
‫می‌خوایم نقشه بکشیم و
‫یکم غذا واسه خودمون جور کنیم

16:30.000 --> 16:31.208
‫تو پایه‌ای؟

16:34.416 --> 16:35.541
‫نه

16:37.458 --> 16:39.166
‫ما دنبال دردسر نیستیم

16:48.125 --> 16:49.791
‫ولی اونجا دارو هم هست

16:58.333 --> 16:59.791
‫اسم و کشور محل تولد

16:59.875 --> 17:02.583
‫کاتارا از قبیله‌ی جنوبی آب.
‫من سفر می‌کنم با...

17:06.166 --> 17:10.208
‫چرا ما رو زندانی کردید؟
‫ما پناهنده هستیم. واسه کمک اومدیم.

17:10.291 --> 17:13.333
‫شانس آوردی که همراه بقیه
‫نرفتی توی دخمه

17:13.416 --> 17:15.166
‫ولی تو یه دوست بانفوذ داری

17:15.833 --> 17:17.291
‫- کاتارا
‫- آنگ

17:17.375 --> 17:19.250
‫- پس حالت خوبه
‫- سلام

17:19.750 --> 17:21.791
‫خیال کردم قراره تا ابد
‫اونجا نگهمون دارن

17:22.291 --> 17:25.375
‫من هم همینطور، ولی...
‫تاف نجات‌مون داد

17:25.875 --> 17:28.000
‫نشان خانوادگی‌مون رو نشون‌شون دادم

17:28.083 --> 17:31.875
‫بهشون گفتم بی‌فانگ‌ها و آواتار
‫کار مهمی توی شهر دارن

17:31.958 --> 17:35.666
‫ولی فقط چهارتامون رو راه میدن داخل.
‫همراهان شخصی آواتار.

17:36.166 --> 17:38.375
‫نمیشه که بقیه رو توی سلول‌ها ول کنیم

17:38.458 --> 17:40.333
‫وایسا

17:40.416 --> 17:44.458
‫واسه آزادی شما چند نفر
‫کل اعتبار خانوادگیم رو خرج کردم

17:44.541 --> 17:47.791
‫می‌ریم دیدن امپراتور خاک و
‫ازش می‌خوایم به بقیه کمک کنه

17:47.875 --> 17:50.500
‫رابط‌تون شما رو می‌بره شهر

17:50.583 --> 17:51.875
‫خوش اومدید

17:51.958 --> 17:53.416
‫من جودی هستم

17:53.916 --> 17:56.708
‫من راهنما و همراهتون در
‫باسینگ‌سه هستم

17:56.791 --> 17:59.166
‫امیدوارم حین اومدن
‫زیاد اذیت نشده باشید

17:59.750 --> 18:01.208
‫چندان تعریفی نداشت

18:02.916 --> 18:04.750
‫ممنون، جودی

18:05.250 --> 18:07.250
‫باید فوراً امپراتور خاک رو ببینیم

18:07.333 --> 18:10.333
‫قطعاً می‌تونم درخواست
‫ملاقات‌تون رو ثبت کنم

18:10.416 --> 18:12.708
‫نه. متوجه نیستی

18:12.791 --> 18:15.500
‫ما اطلاعات مهمی در مورد
‫کشور آتش و جنگ داریم

18:15.583 --> 18:19.375
‫ببخشید، آواتار. گمونم سردرگم شدی

18:19.875 --> 18:22.333
‫توی باسینگ‌سه هیچ جنگی نیست

18:27.041 --> 18:28.708
‫برای همینه که منطقه‌ی زراعی،

18:28.791 --> 18:30.708
‫با رودها و جنگل و مزرعه‌هاش،

18:30.791 --> 18:34.916
‫باعث شده باسیگ‌سه نسل‌ها خودکفا بمونه

18:36.208 --> 18:38.208
‫جلوتر دیوار داخلیـه

18:38.291 --> 18:40.458
‫کم‌کم وارد بخش اصلی شهر می‌شیم

18:40.541 --> 18:42.291
‫چقدر طول می‌کشه تا
‫امپراتور خاک رو ببینیم؟

18:42.375 --> 18:44.708
‫به محض اینکه پیاده بشیم، می‌پرسم

18:46.166 --> 18:47.541
‫اینم از شهر

19:03.791 --> 19:06.708
‫این حلقه‌ی پایینیـه که خیلی تنوع داره

19:08.041 --> 19:12.250
‫خونه‌ی کارگرها و صنعتگرهای زحمتکش‌مونـه

19:12.791 --> 19:17.291
‫جودی، گاومیش پرنده‌ام
‫می‌تونه کنارمون پرواز کنه

19:17.375 --> 19:19.708
‫اون‌وقت خاک‌افزارهاتون
‫لازم نیست هلش بدن

19:19.791 --> 19:20.791
‫اوه

19:20.833 --> 19:24.166
‫متأسفانه این برای شهروندان
‫باسینگ‌سه خوشایند نیست

19:24.250 --> 19:26.833
‫پرواز در شهر ممنوعـه

19:27.416 --> 19:29.500
‫اگه جلوتر رو نگاه کنید،
‫حلقه‌ی میانی رو می‌بینید،

19:29.583 --> 19:32.833
‫بهترین فروشگاه‌ها، رستوران‌ها و
‫مدرسه‌هامون اینجا هستن

19:32.916 --> 19:34.250
‫فروشگاه؟!

19:34.750 --> 19:36.208
‫وقت واسه خرید نداریم

19:36.291 --> 19:38.791
‫میشه مستقیم ما رو ببرید پیش امپراتور خاک؟

19:38.875 --> 19:42.291
‫بی‌ادبی میشه اگه اول شما رو
‫تا محل اقامت‌تون همراهی نکنم

19:42.375 --> 19:46.541
‫باعث خوشحالیه که بدونید ویلای آواتار
‫توی حلقه‌ی بالاییـه

19:46.625 --> 19:49.583
‫اونجا محل اقامت خاندان سلطنتی و اشرافـه

19:49.666 --> 19:52.875
‫یه محله‌ی شیک پر از باغ و چشمه

19:52.958 --> 19:55.666
‫پس درست کنار امپراتور خاک هستیم. عالیه!

19:55.750 --> 19:57.375
‫- شاید بتونیم...
‫- راستش!

19:57.458 --> 20:01.833
‫رفقا، به نظرم بد نیست همگی
‫یکم استراحت کنیم

20:01.916 --> 20:04.708
‫باسینگ‌سه به مهمان‌نوازیش مشهوره

20:04.791 --> 20:09.791
‫مایه‌ی افتخارمونـه که
‫میزبان آواتار، تاف بی‌فانگ و

20:09.875 --> 20:12.458
‫اعضای محترم قبیله‌ی جنوبی آب باشیم

20:12.541 --> 20:14.083
‫میرم براتون خوراکی بیارم

20:14.958 --> 20:17.041
‫همگی آروم بگیرید!

20:17.125 --> 20:19.958
‫شما احمق‌ها متوجه نشدید؟
‫دارن بازی‌مون میدن

20:20.541 --> 20:22.666
‫- یعنی چی؟
‫- خیلی‌خب

20:23.333 --> 20:25.500
‫شهرها مثل یه دستگاه غول‌پیکر هستن

20:25.583 --> 20:28.833
‫فقط به جای بخار یا زغال‌سنگ،
‫با تشریفات کار می‌کنن

20:28.916 --> 20:31.500
‫آره، ما هم توی قبیله‌ی جنوبی آب
‫تشریفات اداری داریم

20:31.583 --> 20:34.375
‫هر چی می‌خوان باید اول به من بگن…
‫بعدش هم گرن‌گرن باید تأیید کنه

20:35.041 --> 20:37.208
‫آره، تشریفات اداری یعنی یه سری آدم

20:37.291 --> 20:41.166
‫ولی اینجا، تشریفات اداری
‫یه مشت آدم به درد نخور هستن که

20:41.250 --> 20:43.458
‫نمیذارن شما به خواسته‌تون برسید

20:43.541 --> 20:45.583
‫رسیدگی به درخواست‌هاتون با اوناست

20:45.666 --> 20:47.666
‫باید کاری کنید که حس کنن مهم هستن

20:47.750 --> 20:52.666
‫وگرنه، شما رو برمی‌گردونن به نقطه‌ی شروع
‫این هزارتوی گنده و مسخره

20:52.750 --> 20:55.333
‫واسه همین باید با جودی خوب رفتار کنیم

20:55.416 --> 20:58.125
‫وگرنه تنها راه ارتباطی‌مون
‫با امپراتور خاک رو از دست می‌دیم

20:58.208 --> 21:00.041
‫فقط بهم اعتماد کنید، خب؟

21:00.125 --> 21:01.291
‫من شهرها رو خوب می‌شناسم

21:01.375 --> 21:05.666
‫شاید شهرها رو بشناسی، ولی
‫با ساز و کار آواتار تازه آشنا شدی

21:05.750 --> 21:07.458
‫- آنگ مهمـه
‫- آها

21:07.541 --> 21:10.666
‫اونقدر مهم بود که مجبور شدم
‫از زندان نجاتش بدم!

21:13.666 --> 21:16.916
‫امیدواریم ویلا باب میل‌تون باشه

21:17.000 --> 21:20.666
‫قبلاً همینجا میزبان آواتارهای دیگه بودیم

21:21.291 --> 21:25.666
‫همه‌ی وعده‌های غذایی رو مسئول
‫پذیرایی‌تون به‌ موقع براتون میاره

21:25.750 --> 21:28.875
‫این هم از سوئیت‌های خصوصی‌تون

21:28.958 --> 21:32.541
‫گاومیش پرنده‌تون توی اصطبل کناری می‌مونه

21:34.500 --> 21:35.500
‫ببخشید

21:35.833 --> 21:36.833
‫سلام

21:38.833 --> 21:40.333
‫خوب شد دیدمتون

21:40.833 --> 21:42.208
‫من لانگ‌فنگ هستم

21:42.708 --> 21:43.958
‫وزیر فرهنگ

21:45.666 --> 21:47.250
‫ایشون جناب وزیر لانگ‌فنگ هستن

21:47.333 --> 21:51.083
‫ایشون مسئول ارشد مدیریت
‫کل امور فرهنگی شهر هستن

21:51.166 --> 21:52.083
‫براتون خبر دارم

21:52.166 --> 21:55.875
‫ولی قبل از هر چیز، اگه اجازه بدید،

21:57.541 --> 22:00.458
‫چندتا هدیه‌ی خوشامد آوردم

22:02.750 --> 22:04.541
‫- بفرمایید
‫- ممنون

22:04.625 --> 22:05.791
‫و...

22:07.333 --> 22:08.958
‫آلو قندی دریایی؟!

22:09.041 --> 22:10.958
‫- خانم بی‌فانگ
‫- عین مال خونه‌ست

22:17.083 --> 22:20.083
‫این… نمک معدنیـه
‫واسه خیسوندن پاهام؟

22:20.166 --> 22:22.541
‫خاک‌افزاری آدم رو خسته می‌کنه

22:26.250 --> 22:28.416
‫یه سنگ از بالای معبد باد شرقی

22:30.291 --> 22:32.666
‫زادگاه نیاکانی گاومیش‌ پرنده

22:33.250 --> 22:36.041
‫همینطور زادگاه بادافزاری

22:36.625 --> 22:38.708
‫امیدوارم نا به‌جا نباشه

22:38.791 --> 22:42.583
‫به عشایر باد که هیچ‌چیز نمی‌خواد،
‫چی می‌تونی هدیه بدی؟

22:43.291 --> 22:44.750
‫همونجا آپا رو دیدم

22:45.250 --> 22:46.791
‫همیشه پیش خودم نگهش می‌دارم

22:48.458 --> 22:50.125
‫برسیم به خبر

22:50.208 --> 22:54.208
‫امپراتور به همه‌ی پناهجوهای اوماشویی
‫اجازه‌ی اقامت داده

22:54.291 --> 22:57.166
‫داریم کم‌کم اسکان‌شون می‌دیم
‫توی حلقه‌ی پایینی و

22:57.250 --> 23:01.416
‫هشون کوپن غذا، مایحتاج و
‫کمک‌خرج می‌دیم

23:02.000 --> 23:03.291
‫تا کار گیر بیارن

23:03.375 --> 23:08.041
‫فقط لطف کنید این فهرست رو تأیید کنید

23:08.541 --> 23:11.083
‫- نمی‌خوایم کسی جا بمونه
‫- بله، حتماً

23:12.416 --> 23:13.656
‫آره، اسم همه اومده

23:13.708 --> 23:16.833
‫آره، سوکی و بقیه‌ی جنگجویانِ
‫کیوشی هم اسم‌شون هست...

23:17.458 --> 23:18.541
‫میشه اونا رو ببینیم؟

23:18.625 --> 23:20.875
‫- همه رو... ببینیم؟
‫- البته

23:21.875 --> 23:24.625
‫میشه یه کالسکه هماهنگ کنی، جودی؟

23:27.125 --> 23:29.833
‫اینم شنیدم که می‌خواید
‫با امپراتور کوئی حرف بزنید

23:30.416 --> 23:34.333
‫اتفاقاً امپراتور امشب توی کاخ سلطنتی
‫مهمونی دارن و

23:34.416 --> 23:37.375
‫مایل هستن که شماها هم
‫مهمون افتخاری‌شون باشید

23:37.875 --> 23:39.583
‫ما که از خدامونـه

23:39.666 --> 23:40.958
‫پس ردیف شد

23:41.833 --> 23:45.125
‫یه سری به دوستان‌تون بزنید،
‫کمی استراحت کنید و بعدش هم مهمونی

23:46.000 --> 23:47.125
‫باید بگم

23:48.416 --> 23:51.250
‫واقعاً افتخارِ کمک به آواتار و همراهانش

23:51.791 --> 23:55.125
‫فقط یک بار توی زندگی نصیب آدم میشه

23:57.333 --> 24:00.583
‫افتخار کمک به آواتار، یک بار نصیب آدم میشه

24:00.666 --> 24:01.666
‫دیدی، تاف؟

24:01.750 --> 24:03.083
‫نه، نمی‌بینم

24:03.166 --> 24:05.416
‫نه، نه، من... منظورم این نبود...

24:05.500 --> 24:07.958
‫آره آره، هرچقدر هم گوش‌دادن
‫به دست‌وپا زدنت باحالـه،

24:08.041 --> 24:09.625
‫بازم داری اشتباه می‌کنی

24:09.708 --> 24:12.375
‫به این سادگی که گفت نمیشه

24:13.041 --> 24:15.250
‫هر چی. فقط بعداً نگید که نگفتی

24:17.291 --> 24:18.833
‫عالیه. این اتاق مال من

24:18.916 --> 24:20.958
‫- من میرم اینجا. آره
‫- چی؟ نه، چی؟

24:21.041 --> 24:21.875
‫من اینو می‌خواستم

24:21.958 --> 24:24.083
‫- من خیلی ازش خوشم میاد
‫- من هم همینطور

24:31.541 --> 24:33.125
‫خب تئو کجا رفت؟

24:33.708 --> 24:35.791
‫می‌خواست تو جنگ مفیدتر باشه،

24:35.875 --> 24:38.041
‫برای همین رفت دنبال
‫چندتا مبارز مقاومت که

24:38.125 --> 24:40.375
‫جنگجویان کیوشی گفته بودن
‫توی شمال هستن

24:40.458 --> 24:41.666
‫طرح‌هامو با خودش برد که

24:42.375 --> 24:45.708
‫گلایدرهای بیشتری بسازه و به بقیه یاد بده

24:46.708 --> 24:49.125
‫چطور از هوا با ملت کشور آتش بجنگن

24:53.625 --> 24:54.958
‫خیلی بهش افتخار می‌کنم

24:58.625 --> 25:02.416
‫گفتن توی شهر پرواز ممنوعـه،

25:04.083 --> 25:05.166
‫تئو هم اهل پروازه

25:08.083 --> 25:09.250
‫متأسفم

25:14.541 --> 25:15.541
‫ساکا

25:16.291 --> 25:18.375
‫جنگجویان کیوشی هم از شهر رفتن

25:19.083 --> 25:20.291
‫سوکی گفت

25:21.166 --> 25:25.125
‫توی شهری جنگ نیست،
‫نیازی به جنگجو نیست

25:30.750 --> 25:31.750
‫آ...

25:32.166 --> 25:33.583
‫چیز دیگه‌ای نگفت؟

25:35.875 --> 25:37.458
‫نه، نگفت

25:41.291 --> 25:42.208
‫عه... آ...

25:42.291 --> 25:45.791
‫سرت شلوغـه، پس میرم که مزاحم نباشم

25:45.875 --> 25:48.583
‫ساکا. ساکا، اگه خواستی فردا
‫برگردی اینجا که کمکم کنی،

25:48.666 --> 25:50.416
‫نظرات و ایده‌هات به کارم میان و...

25:52.625 --> 25:55.465
‫اگه هم خواستی فقط واسه
‫حرف زدن بیای، بازم هستم

25:58.916 --> 25:59.916
‫ممنون

26:01.000 --> 26:08.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:10.000 --> 26:11.416
‫دیروز،

26:12.208 --> 26:14.291
‫مطمئن نبودم فردا رو ببینم

26:15.208 --> 26:19.250
‫ولی الان به فکر باز کردن
‫یه گل‌فروشی دیگه‌ام

26:24.041 --> 26:26.041
‫دعا به رنگین‌بانو اثر کرد

26:26.125 --> 26:28.875
‫دعا فقط وقتی اثر داره که
‫پشتش عمل هم باشه، نه؟

26:37.583 --> 26:39.125
‫دیا، چی شد؟

26:39.750 --> 26:43.083
‫وقتی حبس بودیم تو اون اتاق،
‫یه عنکبوت نیشش زد

26:44.166 --> 26:48.666
‫یه مرهم با توتِ آلوئه‌ورا درست کردم،
‫ولی انگار اثر نمی‌کنه

26:49.916 --> 26:51.541
‫خب، جنس زهر مایعـه

26:52.250 --> 26:53.833
‫شاید بتونم هدایتش کنم بیرون

26:54.583 --> 26:55.666
‫میشه دستت رو ببینم؟

27:07.250 --> 27:08.250
‫آخ!

27:09.000 --> 27:10.000
‫ببخشید

27:12.333 --> 27:14.041
‫گمونم نمی‌تونم

27:14.125 --> 27:15.765
‫کاش گزنه‌ی طلایی داشتیم

27:15.833 --> 27:19.291
‫اون‌وقت می‌تونستم یه ضُماد
‫درست کنم که سریع خوبش کنه،

27:20.000 --> 27:21.500
‫ولی خیلی کمیابـه

27:21.583 --> 27:23.416
‫مرسی که سعیت رو کردی، کاتارا

27:24.750 --> 27:27.208
‫کاتارا، اینجایی پس

27:29.416 --> 27:32.541
‫اگه می‌خوای از گروه جدا بشی،
‫باید بهم اطلاع بدی

27:33.541 --> 27:35.833
‫داشتم با آمیتا احوال‌پرسی می‌کردم

27:35.916 --> 27:39.083
‫ولی قرار بود موقع بازدید از
‫حلقه‌ی پایینی همراهت باشم

27:39.166 --> 27:41.125
‫باید طبق برنامه‌ جلو بریم

27:41.958 --> 27:44.416
‫یعنی میگی نمی‌تونم آزادانه بچرخم و
‫با مردم حرف بزنم؟

27:44.500 --> 27:46.250
‫البته که منظورم این نبود

27:46.333 --> 27:50.791
‫من فقط می‌خوام مطمئن بشم جایگاه آواتار
‫و همراهانش تا وقتی درخواست‌شون

27:50.875 --> 27:54.583
‫برای دیدار با امپراتور خاک در حال
‫بررسیـه، خدشه‌دار نشه

27:55.666 --> 27:57.291
‫وقت ملاقات تموم شده

27:57.791 --> 27:59.583
‫آره، خیلی عجیب بود باور کن

27:59.666 --> 28:02.750
‫من هم یه بند دارم میگم،
‫باید باهاشون راه بیاید

28:02.833 --> 28:06.083
‫حس خوبی نداره درباره‌ی جنگ حرف بزنیم
‫وقتی انقدر شیک لباس پوشیدیم

28:06.166 --> 28:09.000
‫چه خوشگله! یعنی مال من هم
‫خوشگله‌ ها، ولی...

28:09.500 --> 28:10.750
‫این چیه، ابریشمـه؟

28:10.833 --> 28:13.416
‫حتی بهمون لوازم آرایشی دادن

28:13.500 --> 28:16.166
‫وقتی جنگجویان کیوشی آرایش می‌کنن،
‫واسه شروع نبرده

28:16.250 --> 28:18.500
‫مهمونی خودش نبرده!

28:19.666 --> 28:23.875
‫هیچی به اندازه‌ی یه مهمونی اشرافی
‫ضد حال و خسته‌کننده نیست

28:24.500 --> 28:27.166
‫همه به این دلیل اونجان،
‫چون یه خواسته‌ای دارن،

28:27.250 --> 28:29.125
‫هیچکس واسه خوش گذروندن نیومده

28:30.625 --> 28:32.625
‫مثلاً ما 4 نفر رو فرض کنید

28:33.208 --> 28:35.541
‫ما می‌ریم اونجا تا بتونیم
‫با امپراتور حرف بزنیم،

28:35.625 --> 28:37.958
‫یعنی بهتره حسابی خوب ظاهر بشیم و

28:38.041 --> 28:42.750
‫مثل اعیان رفتار کنیم، که انگار
‫شایسته‌ی حضور در بارگاه امپراتوریم

28:43.500 --> 28:46.083
‫این یعنی درست تعظیم کنیم

28:48.208 --> 28:51.333
‫همش بگیم «آره»،
‫حتی وقتی منظورمون «نه» هست

28:51.416 --> 28:56.208
‫یا چه بهتر که هر سؤالی رو
‫با «شاید» جواب بدیم

28:56.791 --> 29:00.291
‫خوش‌برخورد حرف بزنیم
‫با یه لبخند ملیح

29:01.166 --> 29:04.708
‫ولی نباید نیش‌تون باز باشه و
‫دندون‌تون پیدا باشه. اصلاً و ابداً.

29:07.583 --> 29:09.833
‫نه، ساکا. فکر نکنم منظورش این باشه

29:09.916 --> 29:11.375
‫گمونم نبرد واقعی رو ترجیح میدم

29:11.458 --> 29:13.833
‫گمونم جنگجویان کیوشی رو ترجیح میدم

29:13.916 --> 29:16.958
‫شاید بهتر بود پیشنهاد
‫سوکی رو قبول می‌کردم

29:17.041 --> 29:18.625
‫- کِی ازت خواست؟
‫- سوکی ازت خواست بهشون ملحق بشی؟

29:18.708 --> 29:20.059
‫- شاهین فرستاد...
‫- قراره بری؟

29:20.083 --> 29:23.500
‫نه، واسه قبل از اومدن‌مون بود،
‫طبعاً هم جوابم مثبت نبود

29:23.583 --> 29:29.000
‫فقط خوشحال شدم که
‫به نظرش ارزش پیشنهاد رو داشتم

29:39.375 --> 29:44.916
‫خب، مادامی که تاف اینجاست و
‫راهنمایی‌مون می‌کنه، مشکلی نداریم

29:46.083 --> 29:51.041
‫- عین مهمونی‌هاییـه که پدر و مادرت می‌گیرن
‫- نه، آواتار، این یکی خیلی بدتره

30:06.416 --> 30:08.833
‫رسم اینـه که جفت‌جفت وارد مهمونی بشید

30:23.750 --> 30:24.750
‫جدی؟

30:27.291 --> 30:28.291
‫خیلی...

30:30.250 --> 30:31.250
‫قشنگ شدی

30:31.833 --> 30:32.833
‫تو هم همینطور

30:34.291 --> 30:35.958
‫آنگ، دندونت دیده نشه

30:37.625 --> 30:38.625
‫درسته

31:11.750 --> 31:16.666
‫چقدر دل و جرئت داری که توی قصر
‫همچین لباس ساده‌ای پوشیدی

31:17.375 --> 31:19.500
‫راستش بهمون گفتن اینا رو بپوشیم...

31:19.583 --> 31:20.958
‫درسته، آره

31:21.041 --> 31:22.250
‫اجازه هست؟

31:22.333 --> 31:23.333
‫اوه...

31:25.291 --> 31:28.791
‫میگن دیدار با آواتار
‫بخت و اقبال خوب میاره

31:28.875 --> 31:31.375
‫تازه یه عمارت نزدیک دریاچه باز کردم

31:31.458 --> 31:36.083
‫شاید، خانم، اگه آواتار وقت داشته باشن

31:36.166 --> 31:38.375
‫ما اومدیم اینجا تا
‫یه گروه پناهنده رو برسونیم

31:38.458 --> 31:40.833
‫ارتش کشور آتش شهرشون رو گرفتن

31:40.916 --> 31:43.166
‫کشور آتش هنوز ارتش داره؟

31:43.250 --> 31:44.333
‫نه!

31:44.416 --> 31:48.708
‫وقتی شکست‌شون دادیم و از دیوارهامون
‫بیرون‌شون کردیم، دیگه نجنگیدن

31:48.791 --> 31:52.250
‫صد سالی میشه که کشور آتش
‫دست از جنگ نکشیده

31:52.333 --> 31:54.541
‫اونا دارن در سرتاسر سرزمین خاک،
‫جنگ به پا می‌کنن

31:54.625 --> 31:57.041
‫توی باسینگ‌سه هیچ جنگی نیست

31:58.500 --> 32:02.208
‫ژنرال سانگ هستم، فرمانده عالی
‫نیروهای دیوار خارجی

32:02.291 --> 32:05.750
‫پس تو اون آواتاری هستی که
‫برامون این‌همه دردسر درست کرده

32:07.708 --> 32:09.625
‫حال‌تون چطوره، ژنرال؟

32:09.708 --> 32:13.625
‫از سربازان‌تون ممنونیم که اجازه دادن
‫وارد شهر بشیم

32:14.208 --> 32:16.375
‫اقلاً یه بی‌فانگ همراهش هست

32:16.458 --> 32:20.291
‫بله، این مدت داشتم رسوم شهر رو
‫یادش می‌دادم

32:22.541 --> 32:25.791
‫ژنرال، شما واقفید که کشور آتش
‫دست از جنگ نکشیده

32:25.875 --> 32:28.375
‫ما یه پیغام اضطراری داریم که
‫باید به امپراتور بگیم

32:28.458 --> 32:31.500
‫بعد از محاصره‌ی ناموفق، دیوار تقویت شد

32:31.583 --> 32:35.208
‫باسینگ‌سه تا قرن‌ها
‫غیرقابل نفوذ خواهد بود

32:36.333 --> 32:39.708
‫اون بیرون، کشور آتش داره
‫همینطور قدرت می‌گیره

32:39.791 --> 32:42.500
‫«اون بیرون» چه ربطی به ما داره؟

32:45.375 --> 32:47.583
‫بهتره روند آموزشش رو تسریع کنی

32:56.375 --> 33:01.666
‫شایعه‌ی وحشتناکی شنیدم که
‫مردم شما آلوی دریایی می‌خورن؟

33:02.958 --> 33:04.291
‫راستش شایعه نیست

33:04.375 --> 33:05.375
‫اوه

33:05.416 --> 33:09.708
‫اینجا مردم ما آب کاکتوس می‌خورن

33:11.333 --> 33:12.333
‫خیلی‌خب

33:12.750 --> 33:14.458
‫اگه من جات بودم نمی‌خوردمش

33:14.958 --> 33:18.000
‫این آبمیوه از کاکتوس‌های
‫صحرای سی‌وانگ گرفته میشه

33:18.083 --> 33:21.375
‫که این آب رو برای دفاع از خودشون
‫در برابر شکارچی‌ها ترشح می‌کنن

33:21.875 --> 33:23.791
‫باعث اختلال توی فعالیت مغز میشه

33:23.875 --> 33:26.458
‫گاهی هم اثرش... دائمیـه

33:26.541 --> 33:29.000
‫این یارو چقدر ضد حالـه

33:30.958 --> 33:34.833
‫من زِی هستم، استاد انسان‌شناسی در
‫دانشگاه باسینگ‌سه

33:34.916 --> 33:36.083
‫ساکا هستم

33:36.958 --> 33:37.958
‫آ...

33:38.291 --> 33:40.416
‫فکر کنم این همون
‫سلام‌و‌احوال‌پرسی سنتی

33:40.500 --> 33:42.500
‫مردان قبیله‌ی آب جنوبیـه

33:43.541 --> 33:44.583
‫مشکلی نیست؟

33:45.250 --> 33:46.250
‫نه بابا، عالیه!

34:09.875 --> 34:12.000
‫توی اون جعبه‌ها غذا هست

34:45.875 --> 34:47.291
‫چرا اینقدر طولش می‌دید؟

34:47.375 --> 34:49.291
‫جت، اینجا بازم کلی غذا هست

34:49.375 --> 34:50.375
‫خب؟

34:50.791 --> 34:53.333
‫- می‌تونیم به بقیه هم غذا بدیم
‫- کدوم بقیه؟

35:17.000 --> 35:18.916
‫باید بریم. یکی داره میاد

35:41.291 --> 35:42.458
‫مرسی

36:00.708 --> 36:02.291
‫یوهو! تاف بی‌فانگ!

36:03.500 --> 36:06.208
‫خیلی خوشحالم که اومدی باسینگ‌سه

36:06.291 --> 36:09.291
‫ببخشید. گمونم همدیگه رو
‫نمی‌شناسیم، بانو...

36:09.375 --> 36:13.541
‫لرد و بانو اویانگ.
‫ما از دوستان پدرت هستیم.

36:14.416 --> 36:17.208
‫- نکنه اومدی به خواستگاری جواب مثبت بدی؟
‫- خواستگاری؟

36:17.291 --> 36:21.166
‫همون پیشنهاد ازدواج پسرمون که به عمارت
‫زمستونی پدر و مادرتون فرستاده بودیم؟

36:22.750 --> 36:23.916
‫آ...

36:24.000 --> 36:27.916
‫شاید بهتر باشه یه شاهین بفرستم پیش
‫پدر و مادرم تا ببینم جریان چیه

36:28.000 --> 36:31.416
‫تصویر پسر ما چی؟ به دستشون رسید؟

36:31.500 --> 36:35.250
‫اسمش پان‌هوئاست.
‫مدیر جدیدترین رستوران‌مونـه.

36:35.333 --> 36:36.166
‫چقدر عالی

36:36.250 --> 36:37.291
‫بله

36:37.375 --> 36:41.250
‫همون پسر جوانی نیست که
‫رستوران قبلی‌تون رو ورشکست کرد؟

36:41.333 --> 36:44.625
‫مگه پسر شما با کالسکه نمیره حلقه‌ی میانی

36:44.708 --> 36:46.750
‫تا توی کالج فنی درس بخونه؟

36:46.833 --> 36:50.000
‫اقلاً پسر من داره تحصیل می‌کنه،
‫بر خلاف بعضی‌ها

36:50.083 --> 36:52.541
‫رستوران پسر ما زبانزد قصر شده

36:52.625 --> 36:57.291
‫ما یه سقف گنبدی‌شکل داریم،
‫بدون هیچ ستون داخلی

36:57.375 --> 37:02.083
‫اینجوری فشار از بالا یکنواخت پخش میشه

37:02.166 --> 37:04.125
‫آجرهای برفی خودشون تکیه‌گاه هم هستن

37:04.208 --> 37:06.333
‫خونه‌های یخیِ گنبدی

37:06.416 --> 37:08.583
‫- اوهوم
‫- چه ابتکار هوشمندانه‌ای!

37:09.083 --> 37:12.041
‫ببین، ما… همه‌چیز رو عملی انجام می‌دیم

37:12.125 --> 37:16.208
‫اون‌وقت کاربرد عملیِ اهلی‌کردن
‫پنگوئن سموری چی بود دقیقاً؟

37:17.250 --> 37:18.333
‫آ...

37:19.708 --> 37:20.708
‫همنشینی و معاشرت

37:21.208 --> 37:23.375
‫- گل گفتی
‫- آره

37:23.875 --> 37:25.715
‫پس تو از قبیله‌ی شمالی آب هستی؟

37:25.791 --> 37:27.666
‫کلی سؤال ازت دارم

37:28.583 --> 37:29.666
‫راجع به شمال؟

37:29.750 --> 37:32.708
‫آره، به ساختار رهبری معنوی‌شون
‫علاقه‌مندم

37:33.500 --> 37:34.333
‫صحیح

37:34.416 --> 37:37.291
‫خوندم که جامعه‌شون پدرسالاره،

37:37.375 --> 37:39.916
‫ولی رهبری معنوی می‌تونه
‫دست زن‌ها هم باشه

37:40.000 --> 37:41.833
‫و خب، یه جورایی تناقض به ‌نظر میاد،

37:41.916 --> 37:47.166
‫مگر اینکه رهبر معنوی رو
‫روح اقیانوس یا ماه انتخاب کنه

37:47.250 --> 37:49.333
‫گمونم نمیشه به اینا جنسیت داد...

37:49.416 --> 37:50.500
‫لطفاً نکن

37:50.583 --> 37:53.166
‫خواهش می‌کنم، مجبور نیستی
‫این کار رو بکنی. یوئه!

37:59.625 --> 38:00.625
‫گزنه‌ی طلایی

38:01.666 --> 38:03.041
‫خیلی قشنگـه، نه؟

38:03.125 --> 38:05.541
‫امپراتور خودش اینا رو توی
‫باغ خصوصیش پرورش میده

38:06.750 --> 38:08.291
‫آره، قشنگـه

38:10.250 --> 38:12.875
‫کلی خاصیت درمانی هم دارن

38:13.375 --> 38:16.166
‫خیلی به درد مردم می‌خوره.
‫مردم حلقه‌ی پایین.

38:16.250 --> 38:17.250
‫بوی خوبی دارن

38:34.000 --> 38:35.708
‫- خواستگاری؟
‫- اوهوم

38:35.791 --> 38:37.041
‫آخه کی می‌خواد با اون ازدواج کنه؟

38:37.125 --> 38:39.000
‫اصلاً چه سازی بلده بزنه؟

38:39.083 --> 38:41.166
‫زنگوله‌ی شام!

38:42.833 --> 38:45.458
‫این جماعت فقط دنبال ثروتش هستن

38:45.541 --> 38:47.500
‫کاش بی‌فانگ‌ها پسر داشتن

38:48.625 --> 38:49.708
‫به نظرت پدر و مادرش...

38:49.791 --> 38:50.791
‫تاف

38:52.375 --> 38:54.166
‫بیخیال شو و الم‌شنگه به پا نکن

38:54.750 --> 38:55.625
‫ولی اونا دارن...

38:55.708 --> 38:58.000
‫گفتم آبروریزی نکن، خانم نازک‌نارنجی

38:58.583 --> 39:00.666
‫چقدر خجالت‌آور

39:00.750 --> 39:02.875
‫آرایشش شبیه کون میمونـه

39:07.583 --> 39:08.500
‫وای خدا!

39:08.583 --> 39:10.625
‫چی شد؟

39:10.708 --> 39:11.583
‫آرایشم!

39:11.666 --> 39:12.583
‫آرایش من!

39:12.666 --> 39:13.958
‫آرایش‌مون خراب شد!

39:16.250 --> 39:18.875
‫الان نوشیدنی‌شون رو
‫ریختی روی صورت‌شون؟

39:18.958 --> 39:21.750
‫نمیذارم کسی راجع به دوستم
‫اینطوری مزخرف بگه

39:23.791 --> 39:24.791
‫دوستت؟

39:25.916 --> 39:28.166
‫آره، تاف. تو دوستمی

39:28.666 --> 39:32.500
‫کلی دردسر کشیدیم تا رسیدیم اینجا.
‫مگه میشه دوست نباشیم؟

39:33.625 --> 39:35.833
‫آخه من یکم باهات بدجنس بودم

39:37.250 --> 39:38.708
‫اکثر اوقات فقط حقیقت رو می‌گفتی

39:41.083 --> 39:43.125
‫فقط خیلی مهربون و آروم نمیگی

39:46.166 --> 39:47.166
‫آره

39:47.833 --> 39:49.125
‫نمیگم. من...

39:49.625 --> 39:50.750
‫من مهربون نیستم

39:51.833 --> 39:53.625
‫مشکلم همینـه

39:54.208 --> 39:55.833
‫این اواخر زیادی مهربون بودم!

39:56.583 --> 39:59.375
‫- حالا منظورم دقیقاً این نبود...
‫- ممنون، کاتارا

39:59.458 --> 40:02.416
‫در ضمن، اگه خواستی یه سنگ بزرگ
‫بندازم روی سر کسی،

40:02.500 --> 40:04.083
‫فقط لب تر کن

40:11.291 --> 40:13.333
‫تاف، شدم وِرد زبون همه. من...

40:14.666 --> 40:17.083
‫من از یه خونه‌ی دنج و راحت فرار کردم

40:17.166 --> 40:18.625
‫تا به تو آموزش بدم

40:18.708 --> 40:20.458
‫- می‌دونم
‫- ساکت

40:21.208 --> 40:24.458
‫نصف سرزمین خاک رو
‫پیاده طی کردم تا برسم اینجا

40:24.541 --> 40:26.791
‫- خب...
‫- به شهری که ازش متنفرم

40:26.875 --> 40:30.041
‫مجبور شدم از اسمم استفاده کنم که
‫اصلاً قصدش رو نداشتم

40:30.125 --> 40:35.166
‫الان هم هر آدم دغل‌کار و چاپلوسی
‫از هر طرف سبز میشه که

40:35.250 --> 40:37.666
‫باهام ازدواج کنه،
‫در حالی که من اصلاً نمی‌خوام

40:38.250 --> 40:42.333
‫فقط واسه اینکه به آواتار خاک‌افزاری یاد بدم،
‫ولی تو حتی نمی‌تونی یه تیکه‌سنگ تکون بدی

40:42.916 --> 40:44.541
‫- ولی...
‫- ولی چی؟

40:45.416 --> 40:46.416
‫بیشتر تلاش می‌کنم

40:47.333 --> 40:49.458
‫نه. نمی‌کنی

40:50.375 --> 40:51.833
‫می‌خوای بدونی چرا؟

40:51.916 --> 40:53.333
‫چون من دیگه نیستم

40:54.000 --> 40:55.541
‫- نمی‌تونی
‫- می‌تون

40:55.625 --> 40:57.666
‫تو یاد بگیر نیستی

40:58.375 --> 41:01.458
‫چطوری باید یاد بگیرم؟
‫فقط سرم داد می‌زنی

41:01.541 --> 41:04.333
‫شاید چون گوشِت بدهکار نیست!

41:04.416 --> 41:07.083
‫تعجبی نداره که سال‌ها طول کشیده تا
‫آب‌افزاری رو یاد بگیری

41:07.166 --> 41:09.166
‫اقلاً یه استاد خوب واسش داشتم

41:09.250 --> 41:11.750
‫باشه. پس میگی تقصیر منـه؟

41:12.333 --> 41:14.250
‫- شاید
‫- شاید؟

41:14.333 --> 41:17.041
‫باشه، شاید هیچوقت یاد نگیریش

41:17.125 --> 41:20.250
‫شاید هیچوقت به خاک و آتش مسلط نشی

41:20.333 --> 41:23.541
‫شاید صرفاً یه نیمه‌آواتاری

41:24.083 --> 41:25.208
‫بسـه!

41:31.625 --> 41:32.708
‫موفق شدی

41:33.500 --> 41:35.791
‫وقتی داشتیم بحث می‌کردیم،
‫محکم ایستادگی کردی

41:36.666 --> 41:38.000
‫موفق شدم

41:38.083 --> 41:40.416
‫ایستادگی کردم و خاک‌افزاری کردم!

41:42.041 --> 41:44.333
‫من بزرگترین استاد خاک‌افزاری دنیام!

41:46.041 --> 41:47.500
‫پس اینجایی

41:49.125 --> 41:50.125
‫آره

41:52.500 --> 41:53.708
‫خوبی؟

41:55.791 --> 41:57.875
‫گند زدم به رابطه‌ام با سوکی

41:59.708 --> 42:00.750
‫سوکی؟

42:01.458 --> 42:02.583
‫نه، سوکی از تو خوشش میاد

42:02.666 --> 42:04.875
‫آره، میومد، من هم از اون خوشم میومد

42:04.958 --> 42:06.291
‫بعدش من...

42:07.500 --> 42:08.583
‫از خودم روندمش

42:08.666 --> 42:11.250
‫بعدش حتی نتونستم ازش معذرت‌ بخوام

42:12.166 --> 42:13.250
‫وقتی جلوم بود

42:14.416 --> 42:16.583
‫درست جلوم بود

42:18.958 --> 42:20.875
‫می‌خواستم بهش بگم متأسفم

42:20.958 --> 42:23.791
‫قبل اینکه بتونم دهنم رو باز کنم
‫یه دیوار بین‌مون ظاهر شد

42:24.916 --> 42:27.708
‫پیشم بود و یهویی رفت

42:29.250 --> 42:31.250
‫نمی‌دونم چرا از خودم روندمش

42:33.458 --> 42:34.583
‫ساکا

42:35.375 --> 42:37.291
‫به نظر خودت چرا این کار رو کردی؟

42:38.333 --> 42:39.375
‫چون...

42:42.833 --> 42:43.833
‫یوئه

42:46.541 --> 42:49.916
‫نمی‌خواستم عین یوئه،
‫سوکی رو هم از دست بدم

42:50.000 --> 42:51.541
‫ولی به هر حال از دستش دادم

42:52.541 --> 42:54.083
‫چرا هنوز داغش تموم نشده؟

42:54.833 --> 42:56.333
‫من چه مرگمـه؟

43:00.250 --> 43:01.250
‫ساکا

43:02.291 --> 43:04.250
‫داغ دیدن این شکلی نیست

43:05.833 --> 43:07.666
‫خب یعنی چی؟ یعنی
‫تا آخر عمرم داغون می‌مونم و

43:07.750 --> 43:10.750
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمم چی ممکنه
‫یه دفعه از پا درم بیاره؟

43:10.833 --> 43:12.125
‫نمی‌دونم

43:18.000 --> 43:19.541
‫من هم با داغ مامان کنار نیومدم

43:23.500 --> 43:26.750
‫هیچ روزی نیست که به مامان فکر نکنم

43:31.333 --> 43:32.666
‫ولی گمونم...

43:34.666 --> 43:36.375
‫واسه همین تو رو دارم

43:36.958 --> 43:38.250
‫تو هم منو داری

43:40.833 --> 43:43.583
‫بیا از این به بعد در مورد
‫این چیزها حرف بزنیم

43:44.666 --> 43:45.666
‫آره

43:48.791 --> 43:49.791
‫موافقم

43:53.708 --> 43:54.791
‫اون چیه؟

43:58.458 --> 44:00.583
‫آب کاکتوس

44:22.000 --> 44:22.916
‫الان فرصتش رو دارم

44:23.000 --> 44:24.750
‫وایسا، یادت نره تعظیم کنی

44:29.250 --> 44:30.458
‫من آواتار آنگ هستم. باید...

44:30.541 --> 44:31.541
‫برو عقب

44:32.750 --> 44:34.166
‫من باید با...

44:34.250 --> 44:36.958
‫برو... عقب

44:38.125 --> 44:39.458
‫آواتار آنگ

44:40.750 --> 44:43.791
‫نمی‌تونی همینطوری به امپراتور نزدیک بشی

44:46.041 --> 44:47.166
‫بیا

44:48.875 --> 44:50.958
‫پیغامی دارم که امپراتور باید بشنوه

44:53.000 --> 44:55.000
‫خواهش می‌کنم، لانگ‌فنگ. مهمـه

44:57.208 --> 44:58.833
‫ازشون اجازه می‌گیرم

45:00.625 --> 45:01.625
‫ممنون

45:02.083 --> 45:03.083
‫خیلی‌خب

45:55.333 --> 45:56.416
‫البته

45:57.250 --> 45:58.250
‫ممنون

46:00.125 --> 46:01.125
‫بفرما

46:03.625 --> 46:05.375
‫خدا خیرت بده

46:12.666 --> 46:13.666
‫جت

46:35.791 --> 46:38.083
‫چیزی نیست. چای پوستِ بیده

46:50.083 --> 46:51.333
‫مزه‌اش تنده

46:54.083 --> 46:55.583
‫ولی حالم رو خوب می‌کنه

47:00.500 --> 47:01.958
‫فرق کردی

47:03.541 --> 47:04.541
‫جدی؟

47:12.708 --> 47:14.666
‫اینا رو با بقیه تقسیم کنید

47:18.041 --> 47:19.166
‫ممنون

47:44.375 --> 47:45.625
‫صد سال پیش،

47:45.708 --> 47:48.875
‫کشور آتش با قدرت ستاره‌ی دنباله‌دار
‫عشایر باد رو کُشت

47:48.958 --> 47:52.541
‫پس منطقیـه که دوباره این کار رو بکنن

47:52.625 --> 47:54.208
‫اون ستاره‌ی دنباله‌دار
‫دوباره داره میاد

47:54.291 --> 47:56.208
‫دوست‌مون سای مدرک داره

47:57.291 --> 47:59.083
‫واقعاً خبر بدیـه

47:59.166 --> 48:02.750
‫حالا فهمیدید که چرا باید فوراً
‫ماجرا رو به امپراتور خاک بگم

48:08.375 --> 48:10.750
‫یه چیزی هست که

48:12.500 --> 48:14.333
‫باید در مورد امپراتور بدونی

48:15.041 --> 48:16.333
‫همه دوستش دارن

48:16.833 --> 48:19.708
‫ولی گاهی سخت‌گیر میشه،

48:19.791 --> 48:21.958
‫به تشریفات سفت‌وسخت می‌چسبه و

48:22.041 --> 48:25.125
‫باسینگ‌سه رو طوری اداره می‌کنه
‫انگار قلمرو بی‌نقص خودشـه

48:25.208 --> 48:29.083
‫اگه خبری برخلاف دیدگاهش باشه،
‫کلاً از ذهنش بیرون می‌کنه

48:29.583 --> 48:31.541
‫درست عین افراد داخل مهمونی

48:32.208 --> 48:35.000
‫انگار اصلاً نمی‌دونن جنگ شده

48:35.083 --> 48:36.291
‫دقیقاً

48:36.791 --> 48:38.541
‫دلیلش هم شخص امپراتوره

48:39.041 --> 48:41.625
‫اجازه نمیده بقیه در مورد جنگ حرف بزنن

48:41.708 --> 48:42.958
‫هر کسی هم اسمی از جنگ بیاره

48:43.041 --> 48:46.333
‫توجه گارد امپراتور رو جلب می‌کنه، دای‌لی‌ها

48:46.416 --> 48:49.541
‫اونا چشم و گوش امپراتور
‫در سرتاسر شهر هستن

48:50.083 --> 48:51.883
‫باید یه راهی باشه که بشه
‫حقیقت رو بهش نشون داد

48:51.916 --> 48:53.583
‫کاش بود

48:54.708 --> 48:56.458
‫مبنای حکومتش حق الهیـه و

48:56.541 --> 48:58.958
‫اعتقاد داره تا وقتی ارواح معنوی تأییدش کنن،

48:59.041 --> 49:00.583
‫امکان خطا و اشتباه نداره

49:04.416 --> 49:05.416
‫ولی...

49:07.041 --> 49:09.333
‫ولی تو خودت پل
‫بین دنیای ارواح و آدم‌ها هستی

49:09.916 --> 49:10.833
‫شاید به حرفت گوش کنه

49:10.916 --> 49:14.500
‫ولی باید نشونش بدی که
‫به این شهر اهمیت میدی

49:14.583 --> 49:17.833
‫هر کاری که می‌کنی،
‫واسه صلاح باسینگ‌سه‌ست

49:18.791 --> 49:20.708
‫می‌تونم در این مورد کمکت کنم

49:21.625 --> 49:23.166
‫پس پشتمی؟

49:23.250 --> 49:26.166
‫البته. البته که پشتت هستم

49:26.875 --> 49:28.625
‫من تمام زندگیم رو صرف
‫خدمت به باسینگ‌سه کردم

49:29.916 --> 49:34.916
‫ولی چون امپراتورمون حاضر نیست
‫با واقعیت‌های ناخوشایند رو‌برو بشه،

49:36.041 --> 49:39.791
‫من مجبور شدم کارهایی بکنم که
‫هیچ وزیر فرهنگی دیگه‌ای نکرده

49:39.875 --> 49:41.625
‫و گاهی من...

49:43.166 --> 49:44.583
‫شرمنده، من...

49:46.958 --> 49:48.458
‫زیادی حرف زدم

49:49.291 --> 49:51.125
‫نه، جناب وزیر

49:52.250 --> 49:53.250
‫مشکلی نیست

49:54.958 --> 49:55.958
‫نه

49:57.041 --> 49:58.583
‫تو آواتاری

49:59.833 --> 50:01.833
‫مسئولیت‌های من در مقایسه
‫با مسئولیت‌های تو هیچی نیستن

50:06.333 --> 50:07.708
‫گاهی،

50:08.500 --> 50:10.583
‫حس می‌کنم بار مسئولیتم خیلی سنگینـه

50:11.208 --> 50:13.875
‫حتی نمی‌تونم یه نفس راحت بکشم،

50:13.958 --> 50:15.583
‫چون اگه بکشم،

50:15.666 --> 50:18.625
‫اگه چیزی رو از قلم بندازم

50:18.708 --> 50:22.666
‫یا دوباره دنیا رو ناامید کنم چی؟

50:27.500 --> 50:30.750
‫به آدم حس تنهایی میده

50:31.750 --> 50:32.750
‫مگه نه؟

50:35.208 --> 50:36.916
‫وقتی زیادی سنگین میشه...

50:39.416 --> 50:40.416
‫با آپا حرف می‌زنم

50:43.208 --> 50:46.291
‫راه داره من هم یه دو کلمه با آپا حرف بزنم؟

50:50.750 --> 50:51.750
‫یه نگاهی می‌ندازم

50:58.333 --> 51:00.208
‫یه راهی پیدا می‌کنیم

51:00.833 --> 51:01.833
‫با همدیگه

51:03.458 --> 51:05.250
‫باشه، آواتار آنگ؟

51:05.750 --> 51:06.750
‫بله

51:07.958 --> 51:08.958
‫و

51:10.666 --> 51:11.750
‫همون آنگ خالی بگو

51:13.083 --> 51:15.083
‫باشه، آنگ

51:38.875 --> 51:40.041
‫ممنون

51:48.291 --> 51:52.458
‫خلاصه لانگ‌فنگ گفت اگه توی شهر
‫جا بیفتم و یه نقشی داشته باشم،

51:53.041 --> 51:55.041
‫احتمالش بیشتره که امپراتور حرفم رو گوش کنه

51:55.125 --> 51:57.958
‫خیلی‌خب. آره. زیاد به اون یارو
‫اطمینان ندارم

52:00.291 --> 52:01.291
‫سلام

52:01.666 --> 52:02.833
‫سلام، کِی برگشتی؟

52:02.916 --> 52:05.208
‫خسته شدم، کالسکه گرفتم

52:05.291 --> 52:07.291
‫دیدار با امپراتور چطور پیش رفت؟

52:08.166 --> 52:10.333
‫با امپراتور دیدار نکردم،

52:10.416 --> 52:12.916
‫ولی لانگ‌فنگ گفت هر کاری
‫در توانش هست می‌کنه

52:13.000 --> 52:14.208
‫تا ترتیب ملاقات رو بده

52:14.291 --> 52:15.583
‫فقط یکم زمان می‌بره

52:18.083 --> 52:19.083
‫ما همگی...

52:19.875 --> 52:21.375
‫الان روی سقف هستیم

52:21.958 --> 52:24.916
‫آره، چند ساعتـه که اینطوری رد داده

52:25.000 --> 52:29.250
‫یکم... آب کاکتوس خورد؟

52:29.333 --> 52:30.333
‫اوه!

52:31.375 --> 52:33.541
‫یکم آب کاکتوس بخورید.
‫حال‌تون رو جا میاره.

52:33.625 --> 52:36.416
‫خیلی حال میده.
‫رو دستش نیست.

52:36.500 --> 52:38.875
‫نه، ممنون. نمی‌خواد. نه، مرسی

52:40.666 --> 52:42.833
‫من... من... من...

52:43.916 --> 52:46.208
‫خوابم میاد

52:46.291 --> 52:47.541
‫آره. اوهوم

52:47.625 --> 52:50.000
‫الان دوای دردت فقط خوابـه

52:50.083 --> 52:51.083
‫واسه همه‌مون

52:51.125 --> 52:52.875
‫آره، یه مدت اینجاییم

52:52.958 --> 52:55.750
‫پس بهتره... راحت باشیم

52:55.833 --> 52:57.458
‫آره، تو نه

52:57.541 --> 53:00.416
‫صبح تمرین خاک‌افزاری داریم

53:01.000 --> 53:02.041
‫چه ساعتی؟

53:03.958 --> 53:04.958
‫بیدارت می‌کنم

53:05.041 --> 53:06.791
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

53:07.291 --> 53:08.166
‫شب بخیر

53:08.250 --> 53:10.708
‫یه قاچ بزرگـه

53:11.250 --> 53:13.333
‫شاید غریبه نباشه

53:34.208 --> 53:35.208
‫سای مکانیک

53:37.250 --> 53:39.250
‫امپراتور شما رو به دریاچه‌ی لوگای دعوت کرده

53:40.666 --> 53:43.291
‫بله، البته. هر جا بگید
‫با کمال میل میام

53:43.375 --> 53:44.375
‫همین الان

53:45.000 --> 54:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
