WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:08.312 --> 01:09.437
‫ها؟

01:33.000 --> 01:40.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:40.000 --> 01:46.000
‫« آواتار: آخرین بادافزار »
‫« فصل دوم: قسمت دوم »

01:46.024 --> 01:53.024
‫« جنگ که شروع شد... »

01:58.937 --> 02:00.437
‫باید این‌ها رو ببرم بازار

02:00.521 --> 02:02.854
‫از ارتشِ سرزمین خاک حمایت نمی‌کنی؟

02:03.354 --> 02:05.521
‫اهل کجایی؟ کشورِ آتش؟

02:05.604 --> 02:08.104
‫باید این محصولات رو بفروشیم
‫تا زمستون رو دوام بیاریم

02:08.187 --> 02:10.354
‫ارتش هم باید زمستون رو دوام بیاره،

02:10.437 --> 02:12.646
‫و هر شهروندی باید سهم خودش رو بده

02:12.729 --> 02:14.687
‫- تو از امپراتور خاک بیشتر می‌دونی؟
‫- نه...

02:14.771 --> 02:17.146
‫پس نصفِ گاریـت رو مصادره می‌کنیم

02:17.229 --> 02:20.437
‫و می‌تونی یکم ازمون قدردانی کنی
‫که در برابر تمام آدم‌بدها ازت محافظت می‌کنیم

02:20.521 --> 02:21.521
‫بسه!

02:24.437 --> 02:25.437
‫برشون گردونید

02:26.479 --> 02:29.979
‫برشون... گردونید

02:40.062 --> 02:42.312
‫آزولا! دست از سرشون بردار!

02:43.187 --> 02:44.812
‫اونی که کُنده رو ببین

02:44.896 --> 02:47.021
‫مطمئنم می‌تونم لاکش رو بشکنم

02:48.146 --> 02:49.271
‫ولم کن!

02:49.354 --> 02:51.854
‫- بهشون صدمه می‌زنی!
‫- زوکو، ولم کن!

02:51.937 --> 02:54.396
‫مطمئنم می‌تونم لاکِ تو رو هم بشکنم

02:54.479 --> 02:56.812
‫بس کن آزولا.
‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

02:58.396 --> 02:59.604
‫آزولا!

03:02.604 --> 03:05.771
‫- به سمت اردک لاک‌پشت‌ها سنگ پرت کرد
‫- داشتم تمرین می‌کردم

03:05.854 --> 03:09.854
‫کافیه. شما برادر و خواهرید، باشه؟

03:10.396 --> 03:14.646
‫پس باید با احترام و وقار
‫مشاجره‌هاتون رو رفع کنید

03:15.146 --> 03:16.437
‫فقط اگه ضعیف باشید

03:18.021 --> 03:20.354
‫ما نوادگان جنگجویان توانمندیم

03:21.146 --> 03:23.271
‫اون‌ها با زندگی بر اساس یک قانون زنده موندن

03:24.146 --> 03:26.646
‫جنگ که شروع شد،

03:26.729 --> 03:29.312
‫فقط وقتی تموم می‌شه که یک طرف ببره...

03:31.312 --> 03:32.896
‫و یک طرف ببازه

03:44.479 --> 03:46.312
‫گفتم برشون گردونید

03:47.646 --> 03:52.229
‫حتی در حالت حمله‌ی قریب‌الوقوع،
‫نقض قانون ارتش شماره ۲۷، ماده ۴ محسوب می‌شه

03:52.312 --> 03:55.521
‫که از هر خانه‌ای که بچه داره
‫دام یا موادغذایی مصادره کنید

03:57.312 --> 03:59.562
‫اون به خاطر چیه؟ خط مقدم بودی؟

04:00.854 --> 04:01.854
‫لباس‌فرمت کجاست؟

04:01.937 --> 04:05.187
‫می‌خوای درباره لباس‌فرم صحبت کنی؟
‫موهات ۱۳ سانت بلندتره

04:06.146 --> 04:09.396
‫- اینجا سخته که ظاهرت رو خوب نگه داری
‫- محل پرورش شِپِشـه

04:10.146 --> 04:13.937
‫محافظ‌های شانه‌تون باهم مطابقت نداره.
‫ساق‌پوش‌ها و دستکش‌هاتون قدیمیـه

04:14.437 --> 04:16.062
‫و چکمه‌هاتون

04:16.604 --> 04:19.854
‫از کجا آوردین‌شون؟
‫از یه غیرنظامی دیگه مصادره کردین؟

04:27.229 --> 04:29.146
‫خب، به هرحال کوچیک و ترشیده هستن

04:30.979 --> 04:31.979
‫بله

04:32.812 --> 04:33.854
‫بدش من

04:43.812 --> 04:46.979
‫غریبه نشو، غریبه

04:49.562 --> 04:50.562
‫ممنون

04:51.562 --> 04:55.021
‫اخیراً بدتر شدن.
‫از جنگ میای؟

04:55.687 --> 04:58.521
‫تو یه سرباز واقعی هستی.
‫اون‌ها طردشده‌ان

04:59.021 --> 05:00.979
‫داداشم هم یه سرباز واقعیه

05:01.062 --> 05:03.604
‫توی بین-اِر مستقره.
‫اونجا بودی؟

05:03.687 --> 05:05.562
‫سربازی به اسم سنسو رو دیدی؟

05:06.979 --> 05:08.396
‫ببخشید بچه. من...

05:10.062 --> 05:11.146
‫باید به راهم ادامه بدم

05:11.729 --> 05:15.354
‫باشه، آره، ولی... شام که باید بخوری، درسته؟

05:27.604 --> 05:28.854
‫ای بابا، آنگ!

05:34.354 --> 05:35.812
‫- دوباره؟
‫- ترسوندمت؟

05:35.896 --> 05:38.104
‫آره! نه. آنگ ترسوند

05:38.187 --> 05:41.229
‫همیشه که از شناسایی برمی‌گرده
‫با آپا من رو اذیت می‌کنه

05:41.979 --> 05:44.479
‫این لیست تجهیزاتیه که از تائو نیاز داریم؟

05:44.562 --> 05:45.562
‫نه

05:45.896 --> 05:47.729
‫- اونه
‫- باشه

05:49.521 --> 05:51.687
‫یادت رفت توش «معلمِ خاک‌افزاری» رو بنویسی

05:51.771 --> 05:54.229
‫یکی که جینگِ خنثی رو بلد باشه.
‫باید بنویسیش

05:54.312 --> 05:56.396
‫چرا خنثی؟ جینگِ مثبت که بهترینه، درسته؟

05:56.479 --> 05:59.479
‫نه، جینگ خوب یا بد نداره.
‫فقط جوریه که کارها رو انجام میدی

05:59.562 --> 06:02.396
‫پس مثبت می‌شه پیشروی به جلو؟

06:02.479 --> 06:05.104
‫آره، یا مثلاً توی نبرد، می‌شه حمله کردن

06:05.187 --> 06:06.271
‫مثل یه مشت

06:06.771 --> 06:10.104
‫خب، البته اگه بخوای به اون صدمه بزنی
‫و نه به خودت...

06:11.979 --> 06:13.771
‫ممنون

06:14.312 --> 06:17.104
‫باشه، فهمیدم.
‫جینگِ منفی هم مثل دفاع کردنه؟

06:17.187 --> 06:18.437
‫یا عقب‌نشینیِ تاکتیکی

06:18.521 --> 06:20.854
‫آره. مثلاً زنده موندن که یه روز دیگه بجنگی

06:20.937 --> 06:22.854
‫ولی آنگ باید استادِ جینگِ خنثی بشه

06:23.354 --> 06:25.914
‫اون چیه؟ یعنی وایسی و مشت بخوره تو صورتت؟

06:25.979 --> 06:27.229
‫نه، البته که نه

06:27.312 --> 06:30.104
‫می‌شه... انتظار و گوش دادن

06:30.187 --> 06:31.521
‫اوه

06:31.604 --> 06:32.604
‫هوم

06:33.437 --> 06:34.479
‫عجب

06:34.979 --> 06:36.396
‫این جینگـه هم چیز مرموزیه‌ها

06:37.021 --> 06:39.021
‫جینگِ خالی، نه جینگـه

06:39.104 --> 06:40.812
‫جینگـه خیلی بهتره

06:41.771 --> 06:43.729
‫خبرهای خفن دارم.
‫شهر رو شناسایی کردم

06:43.812 --> 06:46.062
‫تمام تجهیزاتی که نیازه
‫تا پناهندگان رو تغذیه کنیم رو دارن؟

06:46.146 --> 06:48.146
‫آره. ولی یه چیز بهتر

06:48.229 --> 06:50.854
‫بزرگترین تخم تمساح‌کرگدنِ دنیا رو دارن

06:53.979 --> 06:56.271
‫بچه‌ها، عالی می‌شه. بیاید بریم

06:58.812 --> 07:01.104
‫خب، وقتی نیستم مراقب باش

07:01.771 --> 07:03.187
‫من هیچوقت مراقب نیستم

07:08.812 --> 07:09.812
‫سلام رفیق

07:11.146 --> 07:12.396
‫مراقبش باش

07:13.521 --> 07:15.604
‫صبرکنید! اومدم

07:17.646 --> 07:19.187
‫صبرکنید

07:19.271 --> 07:22.021
‫خواهش می‌کنم! من چیزی نمی‌دونم!

07:23.896 --> 07:25.896
‫صبرکنید! صبرکنید، صبرکنید!

07:30.021 --> 07:31.021
‫هوم

07:34.104 --> 07:36.396
‫می‌خوام یه بار دیگه ازت بپرسم

07:37.729 --> 07:40.104
‫چون می‌دونم از اینجا رد شدن

07:40.187 --> 07:41.229
‫کچل

07:41.729 --> 07:42.979
‫کمان‌های آبی

07:43.937 --> 07:45.312
‫کدوم سمت رفتن؟

07:49.021 --> 07:50.354
‫تای‌لی، نمی‌تونه حرف بزنه؟

07:51.687 --> 07:54.312
‫ببخشید. نمی‌دونستم هنوز می‌خوای حرف بزنه

07:57.354 --> 07:58.479
‫عیب نداره

07:59.354 --> 08:00.812
‫چشم‌هاش هنوز سالمه

08:07.604 --> 08:09.562
‫خیلی سخت نبود، درسته؟

08:18.854 --> 08:21.812
‫ولی خونه‌ی ما، یه جورایی بی‌نقصه

08:21.896 --> 08:25.521
‫چون اونقدری دور هست که اگه اون قل‌چماق‌ها
‫بخوان دنبالم کنن، کمردرد بگیرن،

08:25.604 --> 08:28.979
‫ولی اونقدری هم دور نیست
‫که سفر تا بازار تحمل‌ناپذیر باشه

08:29.479 --> 08:30.854
‫بازار کوچیکه

08:31.896 --> 08:33.687
‫تا حالا یه بازار خیلی کوچیک دیدی؟

08:35.187 --> 08:37.562
‫احتمالاً قبلاً جاهای بزرگتری رو دیدی

08:42.562 --> 08:43.562
‫سلام فِی

08:44.146 --> 08:45.146
‫اون فِی هستش

08:49.312 --> 08:50.479
‫داستان چیه، پنگ؟

08:50.562 --> 08:52.104
‫این لی هستش

08:52.687 --> 08:54.646
‫لی، این خواهرمه، فی

08:56.146 --> 08:58.271
‫لی دمِ اون ایست بازرسی مسخره کمکم کرد

08:58.854 --> 09:00.271
‫تونستی بری بازار؟

09:00.354 --> 09:02.729
‫همه رو فروختم

09:05.396 --> 09:06.646
‫به لطف لی

09:08.521 --> 09:11.062
‫باشه خب، از آقا تشکر کن پنگ، تا بتونه راهی بشه

09:11.646 --> 09:13.521
‫گفتم بهش شام میدیم

09:15.854 --> 09:16.896
‫نیازی نیست

09:19.146 --> 09:20.946
‫فقط خواستم مطمئن بشم که سالم برسه خونه

09:22.771 --> 09:24.146
‫بیخیال دیگه، فی

09:24.229 --> 09:26.771
‫مرد خوبیه. می‌تونی بهش اعتماد کنی

09:34.187 --> 09:35.507
‫باشه، پس شام می‌خوای؟

09:37.312 --> 09:38.312
‫این یعنی بریم داخل

09:40.937 --> 09:42.021
‫اه...

09:51.979 --> 09:54.229
‫آنگ، فکر نمی‌کنی یه بادافزار فقط...

09:56.271 --> 09:57.479
‫...بادافزاریش کرده باشه؟

09:59.229 --> 10:02.187
‫واسه چی؟ که مردم رو گول بزنن
‫که بیان اینجا ببیننـش؟

10:02.812 --> 10:04.187
‫بیخیال، کی این کار رو می‌کنه؟

10:04.271 --> 10:06.562
‫داره گشنه‌ام می‌کنه. شاید واقعیه

10:06.646 --> 10:08.854
‫پس بهتره بریم یکم غذا بگیریم

10:09.354 --> 10:11.937
‫مگه اینکه بخواید یکم بیشتر اینجا بمونیم

10:12.021 --> 10:12.854
‫من...

10:12.937 --> 10:14.479
‫- فکر کنم دیگه کافیه
‫- ...مشاهده‌اش کردم دیگه

10:14.562 --> 10:15.771
‫آره

10:23.979 --> 10:26.687
‫وقت بخیر. من آواتار آنگ هستم،
‫این‌ها هم همراهانِ من

10:27.604 --> 10:31.437
‫ما داریم گروهی از پناهندگان رو همراهی می‌کنیم،
‫و شدیداً به خیرات نیاز داریم

10:32.312 --> 10:33.854
‫و نونِ بخارپز

10:33.937 --> 10:36.271
‫غذا می‌خواید؟ مجانی؟

10:36.354 --> 10:39.646
‫نه، البته که نه. با کمال میل برای شما و کسب‌وکارتون و هرکسی که بخواید دعا می‌کنم

10:41.271 --> 10:42.562
‫مراسم ازدواج هم میام

10:42.646 --> 10:43.854
‫نه

10:46.062 --> 10:49.521
‫عشایرِ باد که سفر می‌کنن،
‫مردم معمولاً هواشون رو دارن

10:49.604 --> 10:50.771
‫انتظار این رو نداشتم

10:50.854 --> 10:53.521
‫انتظار نداشتی مردم در عوض جنس و خدمات پول بخوان؟

10:53.604 --> 10:54.604
‫نه

10:56.187 --> 10:58.354
‫باید راه دیگه‌ای واسه سریع پول در آوردن باشه

10:58.437 --> 11:00.437
‫هی

11:01.479 --> 11:03.521
‫همیشه می‌تونی توی ارث رامبل ببریش، بچه

11:04.146 --> 11:06.021
‫ارث رامبل چیه؟

11:06.104 --> 11:07.521
‫مسابقه‌ی قدرت کنترل عناصر

11:08.021 --> 11:10.437
‫کیف جایزه‌ی امشب خیلی زیاده

11:11.062 --> 11:12.479
‫برنده کلی پول می‌بره؟

11:12.562 --> 11:13.687
‫و یه کیف؟

11:15.437 --> 11:16.437
‫کجاست؟

11:18.021 --> 11:19.521
‫تو یه شهر کوچیک به اسم نخود

11:22.812 --> 11:23.896
‫نخودسیاه!

11:29.271 --> 11:31.979
‫- مطمئنم بتونیم جاش رو پیدا کنیم
‫- آره، حتماً باید یه میدون مسابقه باشه

11:32.062 --> 11:34.646
‫اگه زیرزمینی باشه چی؟
‫واقعاً زیرزمین رو میگم

11:34.729 --> 11:36.687
‫هی. فهمیدم کجاست

11:36.771 --> 11:38.771
‫- دنبالم بیاید
‫- چطوری قانع‌شون کردی بهت بگن؟

11:39.729 --> 11:40.979
‫یه دختر راه و روش‌های خودش رو داره

11:41.562 --> 11:42.562
‫بذار حدس بزنم

11:43.062 --> 11:44.229
‫آب‌افزاری

11:45.146 --> 11:46.479
‫خانم فقط یه مهارت بلده

11:53.521 --> 11:54.771
‫قبیله آب!

11:56.604 --> 11:58.604
‫و... بعد نگهبان زدش زمین؟

11:58.687 --> 11:59.979
‫پنگ، بشین غذات رو بخور

12:01.604 --> 12:05.771
‫بعد لی گفت، «لباس‌فرم خودتون؟»

12:05.854 --> 12:07.896
‫«کلاً اشتباهه. شلخته‌این»

12:07.979 --> 12:11.729
‫«کل این تشکیلات؟ شیادیه. بی‌ادبیـن»

12:11.812 --> 12:14.062
‫اون موقع نزدیک بود با لی درگیر بشن،

12:14.146 --> 12:17.104
‫ولی لی فقط ایستاده بود و می‌گفت
‫«اون سیب‌زمینی گل‌دارها رو پس بدین»

12:17.187 --> 12:18.729
‫آروم باش، پنگ

12:29.354 --> 12:30.854
‫از آخرین باری که غذا خوردی خیلی می‌گذره؟

12:31.896 --> 12:32.729
‫ببخشید

12:32.812 --> 12:34.937
‫نه. عذرخواهی نکن

12:35.771 --> 12:37.271
‫به پنگ کمک کردی

12:37.354 --> 12:39.729
‫حداقل می‌تونیم یه جای خشک و غذا بهت بدیم

12:41.854 --> 12:42.937
‫می‌شه...

12:43.021 --> 12:44.187
‫باشه. ظرف‌ها

13:00.896 --> 13:02.646
‫میری دهکده‌ی کودی؟

13:07.146 --> 13:08.646
‫فقط دنبال یکی می‌گردم

13:11.021 --> 13:12.146
‫یه دوست؟

13:15.312 --> 13:17.021
‫کسی که قبلاً باهاش می‌جنگیدم

13:21.021 --> 13:22.854
‫پس چرا نمی‌خوای پیداش کنی؟

13:27.979 --> 13:28.979
‫منظورت چیه؟

13:32.771 --> 13:34.604
‫وقتی پرسیدم ناراحت شدی

13:42.604 --> 13:43.812
‫ناراحت نیستم

13:49.354 --> 13:50.854
‫فقط یکم گم شدم

13:57.437 --> 13:58.604
‫آم...

13:59.562 --> 14:02.979
‫والدین‌مون امشب نیستن و شترمرغ‌اسب رو بردن

14:03.604 --> 14:05.854
‫واسه همین طویله خالیه

14:07.854 --> 14:09.104
‫خیلی لطف داری

14:52.062 --> 14:53.437
‫هی زوزو

15:03.479 --> 15:04.479
‫بذار ببینم

15:05.521 --> 15:06.729
‫بذار ببینم میگم

15:16.104 --> 15:18.479
‫می‌دونم دردناکه زوزو، ولی

15:19.271 --> 15:20.729
‫بهت قول میدم

15:21.771 --> 15:23.437
‫تو زنده می‌مونی

15:25.896 --> 15:27.729
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

15:28.854 --> 15:30.354
‫به من؟

15:32.021 --> 15:34.479
‫من باختم. بازنده‌ام

15:38.979 --> 15:42.396
‫زوزو، برنده یا بازنده‌ای نداریم

15:43.896 --> 15:46.146
‫فقط کسانی رو داریم که شجاعت به خرج میدن

15:47.146 --> 15:51.146
‫و افرادی که برای چیزی که درسته ایستادگی می‌کنن،
‫حتی وقتی سخت‌ترین کار باشه

15:51.229 --> 15:53.979
‫و تو واسه اون اردک لاک‌پشتی‌های کوچولو ایستادگی کردی

15:54.062 --> 15:55.479
‫اون شجاعت می‌خواست

15:55.562 --> 15:56.854
‫گمونم

15:59.271 --> 16:01.729
‫می‌دونی دیگه کی از بی‌گناهان محافظت می‌کنه؟

16:02.646 --> 16:04.021
‫روح آبی؟

16:04.104 --> 16:05.354
‫درسته

16:05.854 --> 16:07.771
‫می‌شه دوباره داستانش رو برام بگی؟

16:08.354 --> 16:09.354
‫آره

16:12.021 --> 16:15.229
‫به محافظ‌شون می‌گفتن روح آبی

16:16.312 --> 16:20.937
‫و هیچکس نمی‌دونست یه روحـه
‫یا آدمی که ارواح به خاطر اعمال خوبش

16:21.021 --> 16:22.479
‫بهش برکت داده بودن

16:24.271 --> 16:27.437
‫دوتا شمشیر و یه نقاب داشت

16:27.521 --> 16:28.771
‫و یه نقاب

16:30.354 --> 16:32.896
‫با اینکه صورتش رو مخفی می‌کرد،

16:32.979 --> 16:36.896
‫با چشمانی روشن و شمشیرهایی تیز می‌جنگید

16:36.979 --> 16:42.271
‫و قلبی داشت که نفرت یا طمع روش لکه ننداخته بود

16:43.646 --> 16:47.771
‫می‌گفت «از کوچیک و بزرگ محافظت می‌کنم...

16:50.396 --> 16:52.229
‫مهم نیست چه هزینه‌ای برام داشته باشه»

16:53.021 --> 16:56.812
‫روح آبی واقعیه، مامان؟

16:59.979 --> 17:01.937
‫به اندازه‌ی من و تو واقعیه، زوکو

17:32.937 --> 17:34.521
‫مشکلی برات پیش نمیاد

17:34.604 --> 17:36.521
‫معلومه. بالاخره من آواتار...

17:36.604 --> 17:39.562
‫اگه اون کار رو نکنه مشکلی برات پیش نمیاد

17:41.396 --> 17:42.646
‫یا اون کار

17:42.729 --> 17:45.437
‫- فقط سروصدا و ماهیچه‌ان
‫- کلی ماهیچه

17:45.521 --> 17:48.021
‫ولی فقط همین.
‫هرچی شیرماهی نهنگی بزرگتر باشه...

17:48.104 --> 17:49.396
‫دندون‌هاش کُندتره

17:49.479 --> 17:51.979
‫اگه جاخالی بدی و فاصله‌ات رو حفظ کنی، کم میارن

17:52.062 --> 17:54.771
‫سبک باش. مشتِ هوایی بارون‌شون کن

17:54.854 --> 17:58.104
‫رو مخ باشم. فهمیدم.
‫می‌تونم. تو این کار واردم

17:58.187 --> 17:59.479
‫آره، هستی

18:03.937 --> 18:06.521
‫آره! بزن بریم!

18:06.604 --> 18:08.104
‫آها!

18:08.187 --> 18:12.312
‫یه پیروزی واقعاً کوبنده توسط موردعلاقه شما،

18:12.396 --> 18:16.146
‫بزرگترین خاک‌افزارِ دنیا، تخته‌سنگ!

18:16.229 --> 18:19.021
‫- آره! تخته‌سنگ!
‫- آره!

18:19.604 --> 18:24.937
‫حالا، کیه که جراتش رو داشته باشه
‫که برای این کیف پول تخته‌سنگ رو به چالش بکشه؟

18:25.021 --> 18:26.937
‫کسی نمی‌تونه اون رو به چالش بکشه!

18:27.021 --> 18:28.646
‫وای. کلی پوله

18:28.729 --> 18:29.729
‫کیف پول خوبی هم هست

18:29.812 --> 18:30.812
‫از پسش برمیای

18:30.896 --> 18:35.396
‫از پسش برمیام. پول رو ببر،
‫تجهیزات بخر، شکم پناهندگان رو سیر کن

18:36.187 --> 18:40.937
‫تخته‌سنگ... حریف می‌طلبه

18:41.437 --> 18:43.104
‫ولی مراقب باشید

18:43.187 --> 18:45.187
‫پاداش بزرگ

18:45.937 --> 18:48.396
‫ریسک بزرگ داره

18:48.479 --> 18:50.187
‫- تو آماده‌ای، آنگ
‫- نمیر، آنگ

18:51.687 --> 18:53.062
‫این چی بود گفتی؟

18:58.229 --> 18:59.521
‫دختره برگشته!

19:02.646 --> 19:04.687
‫واسه اولین بار بعد از چند هفته...

19:10.104 --> 19:12.812
‫...راهزنِ نابینا اومده!

19:26.146 --> 19:30.771
‫تخته‌سنگ از این حریفِ مضحک سرگرم شده

19:33.729 --> 19:36.104
‫نابودش کن!

19:36.187 --> 19:38.521
‫ولی وقتشه که بری، راهزن نابینای کوچولو

19:41.187 --> 19:42.729
‫هی! هی!

19:48.896 --> 19:50.729
‫از پسش برمیای، تخته‌سنگ!

19:54.687 --> 19:57.146
‫حریفت نیست!

19:58.812 --> 20:00.229
‫حرکت موذیانه‌ای بود

20:02.812 --> 20:04.854
‫تخته‌سنگ مردده

20:04.937 --> 20:07.729
‫با این حریف فسقلی بجنگه...

20:07.812 --> 20:08.812
‫باهاش بجنگ!

20:09.146 --> 20:11.896
‫...یا برش گردونه به جایی که ازش اومده؟

20:12.396 --> 20:13.479
‫برش گردون!

20:13.562 --> 20:14.854
‫چی شده؟

20:14.937 --> 20:17.104
‫ترسیدی، قلوه‌سنگ؟

20:17.187 --> 20:18.812
‫اوه!

20:20.021 --> 20:21.187
‫اه!

20:23.812 --> 20:26.646
‫تخته‌سنگ دیگه مردد نیست

20:40.521 --> 20:41.812
‫ایول، تخته‌سنگ!

20:51.146 --> 20:52.354
‫اوه

20:52.437 --> 20:54.562
‫واقعاً نابیناست؟

20:54.646 --> 20:56.229
‫به هرحال کارش حرف نداره

20:57.271 --> 20:58.396
‫داره انجامش میده

20:58.479 --> 21:00.187
‫منتظره و گوش میده

21:00.271 --> 21:01.729
‫همونطور که بومی گفت

21:04.146 --> 21:06.521
‫اونه؟ حرکت خنثی همینه؟

21:07.021 --> 21:08.812
‫- اسمش جینگ بود، ساکا
‫- آره، جینگـه

21:14.437 --> 21:16.479
‫از پسش برمیای تخته‌سنگ!
‫می‌تونی!

21:17.521 --> 21:19.187
‫نذار بره رو مخت!

21:28.979 --> 21:30.687
‫زودباش تخته‌سنگ!

21:39.187 --> 21:41.437
‫شاید بهتره تسلیم بشی

21:41.521 --> 21:43.641
‫حضار نمی‌خوان دعوای دوتا دختر کوچولو رو ببینن

21:56.812 --> 21:58.354
‫زودباش تخته‌سنگ!

22:00.229 --> 22:02.146
‫هی!

22:02.896 --> 22:04.229
‫اوه!

22:10.646 --> 22:12.812
‫تخته‌سنگ الان یه دختربچه رو لِه کرد؟

22:31.354 --> 22:33.104
‫ایول، راهزن نابینا!

22:39.521 --> 22:41.687
‫خودشه! اون معلم منه!

22:41.771 --> 22:43.812
‫- آنگ، وایسا!
‫- کجا میری؟

22:43.896 --> 22:45.354
‫ببخشید، شرمنده

22:49.437 --> 22:51.021
‫ببخشید، عذر می‌خوام

22:52.021 --> 22:53.146
‫شرمنده

22:53.229 --> 22:55.021
‫ببخشید. معذرت می‌خوام

22:55.604 --> 22:56.604
‫پوزش

22:57.812 --> 22:58.812
‫ببخشید

22:59.979 --> 23:01.729
‫- آنگ!
‫- نه، وایسا!

23:02.229 --> 23:03.646
‫باورت می‌شه؟

23:04.396 --> 23:05.854
‫باید پیداش کنیم. من باید...

23:05.937 --> 23:07.646
‫آنگ، نفس بکش

23:09.354 --> 23:10.479
‫رفتش

23:11.312 --> 23:15.854
‫آواتار آنگ، من جی شن هستم،
‫دبیر ارشد خاندان بیفونگ

23:15.937 --> 23:16.812
‫بی کی؟

23:16.896 --> 23:19.479
‫اون نمادیه که همه‌جا دیدیمش

23:19.562 --> 23:21.771
‫مهر گراز پرنده‌ی خاندان بیفونگ

23:21.854 --> 23:25.604
‫املاک ارباب و بانو بیفونگ
‫به اندازه‌ی سرزمین خاک وسعت دارن

23:26.187 --> 23:29.521
‫خاندان بیفونگ با آوتار روکو دوستان صمیمی بودن

23:29.604 --> 23:31.396
‫و می‌خوان با شما هم همینطور باشن

23:32.771 --> 23:34.896
‫لطفاً، این دعوت‌نامه رو قبول کنید

23:34.979 --> 23:38.104
‫برای یک ضیافت معارفه‌ایِ سبک
‫در عمارت بیفونگ

23:40.229 --> 23:41.271
‫وای

23:43.146 --> 23:44.187
‫مایه‌دارن

23:44.271 --> 23:46.771
‫اگه بتونن به ما غذا بدن،
‫به پناهنده‌ها هم می‌تونن

23:46.854 --> 23:47.854
‫آره

23:48.896 --> 23:50.146
‫نظرت چیه، آنگ؟

24:27.979 --> 24:28.979
‫بیدارت کردم؟

24:30.604 --> 24:31.604
‫نه

24:33.437 --> 24:34.437
‫به...

24:36.146 --> 24:37.187
‫تعمیر نیاز داشت

24:40.729 --> 24:41.729
‫آره

24:56.687 --> 24:57.687
‫آم...

25:00.104 --> 25:04.937
‫حالا که مسیر خیلی درازی در پیش داری و...

25:06.354 --> 25:09.729
‫حالا که... می‌دونم دست‌به‌آچاری...

25:15.646 --> 25:16.646
‫خب...

25:18.937 --> 25:20.062
‫این اطراف...

25:22.062 --> 25:24.646
‫خیلی چیزها نیاز به تعمیر دارن

25:26.271 --> 25:27.271
‫یعنی،

25:27.937 --> 25:31.271
‫بیشتر از چیزی که خودم تنهایی تو یه سال بتونم انجام بدم

25:44.312 --> 25:46.062
‫جای پاهای بزرگ میرن اون سمتی

25:46.854 --> 25:49.687
‫همون گاومیش پرنده‌ایه
‫که آواتار همیشه باهاش دیده می‌شه

25:49.771 --> 25:51.521
‫پشمش همه‌جا ریخته

25:52.021 --> 25:54.396
‫چرا با خودت چیزی رو بیاری
‫که ردیابیش اینقدر آسونه؟

25:54.479 --> 25:56.396
‫چون خیلی بانمک و پشمالوئه

25:56.479 --> 25:59.729
‫ولی این سه‌تا ردپا تو جهت مخالف میرن
‫و هیچ پشمی هم ندارن

26:00.812 --> 26:03.812
‫شما گاومیش رو دنبال کنید.
‫من ردپاهایی که به سمت اون شهره رو دنبال می‌کنم

26:05.354 --> 26:07.396
‫می‌خوای وارد یه شهر سرزمین خاک بشی؟

26:08.104 --> 26:08.937
‫تنهایی؟

26:09.021 --> 26:10.479
‫چیه، نگرانمی؟

26:10.562 --> 26:12.562
‫- نه درباره‌ی صدمه دیدنت
‫- درست...

26:12.646 --> 26:14.854
‫اینکه من خل بشم و کل شهر رو آتیش بزنم،

26:14.937 --> 26:18.646
‫تا چیزی جز ردی از خون و خاکستر ازش باقی نمونه

26:20.521 --> 26:23.312
‫ولی جدی میگم، تو... نمی‌خوای این کار رو بکنی که، درسته؟

26:24.146 --> 26:25.437
‫البته که نه

26:26.437 --> 26:28.229
‫من کاملاً در کنترل هستم

26:29.021 --> 26:31.687
‫صبورانه منتظر می‌مونم تا آواتار
‫من رو به زوکو برسونه

26:31.771 --> 26:35.771
‫یه تجدید دیدار گرم و مختصر خواهیم داشت،
‫بعد بهش میگم بیاد خونه

26:37.771 --> 26:38.812
‫وگرنه خودش می‌دونه چه بلایی سرش میاد

26:42.562 --> 26:45.896
‫تو که هنوز ازم شاکی نیستی
‫که نزدیک بود بکشمت، درسته؟

26:45.979 --> 26:48.437
‫به شرطی که تو ازم شاکی نباشی
‫که نزدیک بود بکشمت

26:48.521 --> 26:49.937
‫نه، ردیفم

26:52.062 --> 26:54.479
‫اصلاً این‌ها دیگه چجور درخت‌هایی هستن؟

27:01.229 --> 27:02.354
‫وای

27:03.021 --> 27:04.062
‫اینجا...

27:04.146 --> 27:05.146
‫آره

27:07.854 --> 27:09.146
‫اون کیوشی‌ـه؟

27:09.229 --> 27:10.604
‫مقیاسش درست نیست

27:11.187 --> 27:13.354
‫و دیگر تناسخ‌های گذشته‌ام

27:13.896 --> 27:16.729
‫روکو، کوروک و یانگ‌چن

27:16.812 --> 27:18.479
‫اون‌ها حتماً جد خاندان بیفونگ باشن

27:19.271 --> 27:21.062
‫گمونم واقعاً دوست بودن

27:21.146 --> 27:23.729
‫- هنوز یکی از تو ندارن، آنگ
‫- آواتار آنگ

27:23.812 --> 27:24.896
‫بعد از این همه انتظار

27:25.854 --> 27:27.937
‫خیلی شگفت‌انگیزه که بالاخره می‌بینیمت

27:28.021 --> 27:32.271
‫برای چندین نسل، خاندان بیفونگ
‫دوستان و حامیان آواتار بودن،

27:32.354 --> 27:33.354
‫همونطور که می‌بینید

27:33.396 --> 27:34.812
‫مشخصه که مسیر خیلی زیادی رو طی کردین

27:37.771 --> 27:41.146
‫ممنون. و من هم خیلی خوشحالم
‫که باهاتون آشنا می‌شم

27:41.812 --> 27:43.854
‫ولی راستش یه درخواست دیگه داریم

27:43.937 --> 27:45.771
‫ما با گروهی از پناهندگان سفر می‌کنیم

27:45.854 --> 27:47.562
‫که شدیداً به غذا و تجهیزات نیاز دارن

27:47.646 --> 27:50.146
‫- استدعایی به شدت بافضیلت
‫- هوم

27:50.229 --> 27:51.521
‫یعنی می‌تونید بهمون کمک کنید؟

27:51.604 --> 27:54.271
‫آروم باشید. بیاید تا قبل از شام
‫درباره‌ی کسب‌وکار صحبت نکنیم،

27:54.354 --> 27:56.271
‫که به زودی قراره شروع بشه وقتی...

27:56.354 --> 27:58.896
‫این هم گل کوچیک ما که اومدش

27:59.937 --> 28:02.646
‫این دختر ماست، تاف

28:10.521 --> 28:12.104
‫همون راهزن نابیناست

28:18.937 --> 28:20.437
‫خوش اومدی، آواتار

28:20.521 --> 28:23.479
‫دعا می‌کنیم از ضیافت کاملاً محقرانه‌ی ما لذت ببری

28:28.771 --> 28:30.562
‫قبیله‌ی آب جنوبی

28:30.646 --> 28:35.021
‫ملاقات شما دو نفر
‫تقریباً به اندازه‌ی ملاقات آواتار افتخار نادریه

28:35.104 --> 28:37.979
‫شوهر عزیزم یک شاگرد ابدی جهان

28:38.062 --> 28:39.729
‫و فرهنگ‌ها و جغرافیاشـه

28:39.812 --> 28:44.896
‫خب، ذهنی انعطاف‌پذیر هم خردِ سن رو داره
‫و هم کنجکاویِ جوانی رو

28:45.396 --> 28:46.812
‫مامان‌بزرگ‌مون همیشه این رو می‌گفت

28:46.896 --> 28:50.937
‫پندهای جذاب جنوب.
‫سعی می‌کنم پایبند به این تعریف بمونم

28:51.021 --> 28:52.021
‫ممنون

28:53.937 --> 28:56.187
‫جی شن، مطمئن شو سوپِ تاف ولرم شده باشه

28:56.271 --> 28:58.229
‫اون خیلی، حساسه

29:04.104 --> 29:06.271
‫تو بهترین خاک‌افزاری هستی که تا حالا دیدم

29:07.187 --> 29:09.687
‫جان؟ با منی، آواتار؟

29:10.437 --> 29:12.354
‫آره. تو راهزن نابینا هستی

29:13.354 --> 29:16.646
‫فکر کنم من رو با یه دختر نابینای دیگه اشتباه گرفتی

29:16.729 --> 29:19.271
‫قابل درکه، ولی بازم خیلی توهین‌آمیزه

29:19.354 --> 29:22.937
‫زادگاه شما شیفته‌کننده‌ست.
‫اونجا معدن‌کاری انجام شده؟

29:23.021 --> 29:24.062
‫هوم

29:24.146 --> 29:27.312
‫خب، ما واقعاً خیلی خودکفا هستیم

29:28.146 --> 29:31.479
‫یه جور توازن با سرزمین‌ها و دریاهای اطراف‌مون داریم

29:31.562 --> 29:34.854
‫پس داری میگی در جنوب،
‫منابع وسیع و دست‌نخورده وجود داره؟

29:34.937 --> 29:37.104
‫چیزی که شوهرم واقعاً می‌خواد بدونه

29:37.187 --> 29:39.979
‫اینه که چی لازمه تا مرزتون رو برای تجارت باز کنید؟

29:40.062 --> 29:44.646
‫تاریخ بزرگ و باستانی قبیله ما
‫پُر از دریانوردی و تجارته، ولی اون...

29:44.729 --> 29:47.896
‫- با حمله‌ی کشور آتش تموم شد
‫- درسته

29:47.979 --> 29:51.062
‫کلنی‌ها و پادگان‌های جزایر اطراف ما

29:51.146 --> 29:53.604
‫غیرممکنش می‌کنن که کشتی‌های خودمون عبور کنن

29:53.687 --> 29:56.312
‫کشتی‌های با راحتی بیشتری حرکت می‌کنن

29:56.396 --> 29:58.021
‫کسب‌وکار مرز نمی‌شناسه

29:58.104 --> 29:59.271
‫خب،

30:00.229 --> 30:01.354
‫در این صورت،

30:01.437 --> 30:04.771
‫شاید بهتره درباره این تجهیزات
‫با شما مذاکره کنیم؟

30:05.896 --> 30:08.354
‫متوجه شدم که یه پرتره توی گالری‌تون کم دارین

30:11.021 --> 30:11.854
‫ادامه بده

30:11.937 --> 30:15.771
‫می‌خوام خاک‌افزاری رو یادم بدی.
‫جوری که توی ارث رامبل جنگیدی...

30:15.854 --> 30:17.562
‫من نمی‌دونم این چیه

30:17.646 --> 30:20.479
‫خدای من. انگار وحشی‌ها اونجا جمع می‌شن

30:21.062 --> 30:23.062
‫اگه برای پرتره بشینه،

30:23.146 --> 30:28.229
‫من و شوهرم با خوشحالی تمام تجهیزاتی
‫که گاومیش پرنده‌تون بتونه حمل کنه رو فراهم می‌کنیم

30:28.312 --> 30:29.312
‫قبوله

30:32.979 --> 30:35.437
‫باشه، گمونم دوتا استعداد داشته باشی

30:35.979 --> 30:36.979
‫از کنترل استفاده کردم

30:37.896 --> 30:40.229
‫اراده‌شون رو کنترل کردم

30:40.312 --> 30:41.312
‫گرفتی؟

30:43.562 --> 30:47.021
‫تو استادِ جینگِ خنثی هستی.
‫می‌تونی یادم بدی که منتظر بمونم و گوش کنم

30:47.104 --> 30:49.562
‫پس این رو گوش کن

30:49.646 --> 30:52.479
‫دهنت رو ببند

30:54.812 --> 30:56.479
‫هوم

31:00.396 --> 31:03.604
‫آواتار خودش رو کثیف کرده.
‫لطفاً کمک کن خودش رو تمیز کنه، جی شن

31:03.687 --> 31:05.812
‫نه، نیاز نیست. خودم می‌تونم

31:10.229 --> 31:11.562
‫اه

31:16.354 --> 31:17.729
‫هوم

31:17.812 --> 31:19.062
‫شگفت‌انگیزه!

31:19.562 --> 31:20.771
‫آفرین!

31:22.312 --> 31:25.437
‫همونطور که می‌بینید، آماده‌ام عنصر بعدی رو یاد بگیرم

31:25.521 --> 31:27.021
‫فقط به معلم مناسب نیاز دارم

31:28.396 --> 31:32.354
‫کی خاک‌افزاری رو به تاف یاد داده؟
‫مطمئنم خیلی ماهره

31:32.437 --> 31:33.479
‫نه

31:34.979 --> 31:37.354
‫تاف گل کوچولوی ماست

31:37.437 --> 31:41.187
‫طبیعت شکننده‌اش با اون همه پاکوبی و جنجال مطابقت نداره

31:41.271 --> 31:42.479
‫یعنی، شما...

31:43.979 --> 31:44.979
‫نه

31:45.812 --> 31:46.979
‫اون...

31:47.062 --> 31:49.062
‫مشکل تنفسی داره

31:51.854 --> 31:54.104
‫چیزی نیست.
‫معمولاً آروم زمین می‌خوره

31:54.187 --> 31:55.646
‫چیزیش نمی‌شه

31:55.670 --> 32:03.670
‫« امشب بیا باغ دیدنم... و دیگه دهنت رو ببند »

32:07.646 --> 32:09.604
‫ناخوش‌احوالی، آواتار؟

32:09.687 --> 32:12.687
‫- بودم، ولی دیگه نیستم
‫- البته

32:12.771 --> 32:15.812
‫حالا که تمام نیازهای پناهنده‌هاتون برطرف شده،

32:15.896 --> 32:20.646
‫می‌تونیم شما رو در آغوش گرم و قویِ قبیله بیفونگ بگیریم

32:22.729 --> 32:25.312
‫عاشق یه بغلِ خوبـم

32:32.521 --> 32:34.521
‫فکر نمی‌کردم کارگری مزرعه رو بلد باشی

32:34.604 --> 32:35.979
‫من اخیراً

32:37.229 --> 32:38.687
‫خیلی چیزها رو یاد گرفتم

32:45.000 --> 32:52.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:58.604 --> 33:00.021
‫همونجا بود

33:03.854 --> 33:05.771
‫فقط داشتن اینجا کار می‌کردن

33:06.396 --> 33:07.771
‫مامان و بابام

33:08.854 --> 33:11.562
‫داداش بزرگم هم با ارتش رفته بود

33:17.187 --> 33:18.521
‫من...

33:22.229 --> 33:25.896
‫داخل خونه بودم که سروصداها رو شنیدم

33:26.812 --> 33:27.979
‫و...

33:34.146 --> 33:36.354
‫نمی‌دونم چطوری، ولی می‌دونستم خودشون هستن

33:37.604 --> 33:38.979
‫کشور آتش

33:41.604 --> 33:43.687
‫پس پنگ رو قایم کردم و خودم

33:44.646 --> 33:46.812
‫دویدم بیرون که برسم بهشون

33:50.229 --> 33:52.937
‫چون می‌دونی، فکر کردم اگه بدونن
‫ما خانواده هستیم،

33:53.021 --> 33:56.771
‫که اینجا... بچه هست، شاید... دیگه...

34:07.062 --> 34:08.896
‫خیلی سریع رخ داد

34:10.562 --> 34:14.062
‫حتی وقتی هم فهمیدم خیلی دیر شده،
‫بازم به سمت‌شون دویدم

34:15.854 --> 34:17.479
‫و بعد بهم رو کرد

34:18.562 --> 34:20.437
‫اونی که انجامش داد رو میگم

34:26.062 --> 34:27.146
‫متاسفم

34:29.896 --> 34:32.062
‫واقعاً نمی‌دونم چرا این‌ها رو بهت گفتم

34:34.229 --> 34:35.687
‫همه یه چیزهایی از دست دادیم

34:41.937 --> 34:44.562
‫نیاز نیست از زخمت خجالت بکشی

34:46.021 --> 34:47.687
‫معنیش اینه که زنده موندی

34:52.687 --> 34:54.396
‫اه...

34:55.104 --> 34:57.979
‫باید از طویله بازم کِش بیارم

35:05.687 --> 35:07.312
‫یادت بیار کی هستی

35:08.021 --> 35:11.479
‫مامان! مامان! مامان!

35:12.896 --> 35:14.604
‫باید ادامه بدم

35:14.687 --> 35:16.229
‫دیگه نمی‌تونیم چیزی بهتون بدیم

35:16.312 --> 35:19.562
‫می‌ذاریم زنده بمونی،
‫پس غذا رو رد کن بیاد!

35:19.646 --> 35:21.687
‫عقب وایسا.
‫زخمیت می‌کنم! نه!

35:23.062 --> 35:26.104
‫- از مشاجره بیزاره
‫- چون مهربونه

35:26.187 --> 35:30.521
‫چون می‌خواد به مردم کمک کنه.
‫دنبال صلح و عدالته

35:30.604 --> 35:34.854
‫داریم تحت یک قانون
‫صلح و عدالت رو به دنیا میدیم،

35:34.937 --> 35:36.562
‫که اون به قدرت نیاز داره

35:38.854 --> 35:40.479
‫زوکو قدرت نداره

35:41.521 --> 35:45.604
‫گاهی قدرت یعنی بدونی کِی نباید بجنگی

35:47.354 --> 35:48.794
‫باید یه شانس دیگه بهش بدی

35:48.854 --> 35:52.687
‫باید غرایزش رو پرورش بدی
‫به جای اینکه فقط خنثی‌شون کنی

35:52.771 --> 35:55.396
‫تو این خانواده نه. تو این دنیا نه

35:56.521 --> 35:59.729
‫اگه پسرمون حاضر نباشه
‫خواهر کوچیکش رو سر جاش بنشونه،

35:59.812 --> 36:01.604
‫پس خواهرش جاش رو می‌گیره

36:01.687 --> 36:04.521
‫- پس می‌خوای از همدیگه متنفر باشن؟
‫- اگه لازمه‌ی کار اینه

36:04.604 --> 36:08.646
‫سرنوشت بزرگتری برای هر دو بچه‌مون وجود داره
‫نسبت به چیزی که بتونی تصورش کنی

36:08.729 --> 36:10.021
‫منظورت چیه؟

36:12.771 --> 36:16.312
‫تو از یه دودمان بی‌نقص و قدرتمند پیش من اومدی

36:16.396 --> 36:17.896
‫و قول دادیم

36:18.479 --> 36:22.271
‫قبایل‌مون رو متحد کنیم
‫و باهم یه خانواده تشکیل بدیم

36:22.354 --> 36:24.479
‫تو بهم یه وارث دادی

36:25.104 --> 36:25.979
‫و یه جایگزین

36:26.062 --> 36:27.437
‫وارث؟ چی...

36:30.146 --> 36:32.396
‫آیرو جانشینه

36:33.437 --> 36:35.562
‫لوتن وارثه. من...

36:35.646 --> 36:38.479
‫- تربیت بچه‌هام رو به من بسپار
‫- بچه‌های من هم هستن!

36:41.104 --> 36:43.937
‫نمی‌ذارم به هیولا تبدیلـشون کنی

36:45.312 --> 36:47.187
‫نظرت درباره‌ی من اینه؟

36:48.604 --> 36:49.604
‫یه هیولا؟

37:03.021 --> 37:04.312
‫بزنید به چاک!

37:11.187 --> 37:13.062
‫قصد نداشتم

37:14.229 --> 37:15.521
‫عیب نداره

37:17.771 --> 37:19.396
‫اگه تو نمی‌کردی، من انجامش می‌دادم

37:31.687 --> 37:32.521
‫اومدی پس

37:32.604 --> 37:35.479
‫به خاطر تو و دهن گشادت نزدیک بود پیش خانواده‌ام لو برم

37:35.562 --> 37:36.896
‫ببخشید. فقط...

37:36.979 --> 37:38.771
‫واقعاً یه معلم خاک‌افزاری نیاز دارم

37:38.854 --> 37:39.729
‫مشکل من نیست

37:39.812 --> 37:41.979
‫دهنت رو در موردش ببند و تا ابد تنهام بذار

37:44.021 --> 37:47.937
‫ولی دوستم بومی گفت معلمم
‫استاد جینگ خنثی‌ست

37:48.021 --> 37:50.479
‫نمی‌دونم چیه. برو کنار!

37:52.729 --> 37:56.979
‫حرکاتت خیلی سبکه، پا پَری.
‫روی زمین بمون که بتونم ببینمت

37:59.812 --> 38:01.771
‫بهتر شد؟

38:02.812 --> 38:03.812
‫آره

38:04.687 --> 38:05.687
‫حالا برگرد

38:07.604 --> 38:09.271
‫به سمت دروازه برو

38:11.562 --> 38:13.312
‫و تا ابد ادامه بده

38:14.521 --> 38:16.854
‫باشه، پس نمی‌خوای معلم خاک‌افزاریم باشی

38:16.937 --> 38:18.562
‫پس باهوش هم هست

38:18.646 --> 38:21.896
‫ولی... من باید جینگ خنثی رو یاد بگیرم

38:21.979 --> 38:23.646
‫و دیدم که تو انجامش میدی

38:23.729 --> 38:26.062
‫می‌شه فقط خاک‌افزاریـت رو نشونم بدی؟

38:26.146 --> 38:29.312
‫بلدم دیگه...

38:29.396 --> 38:31.646
‫- کی اهمیت میده؟
‫- من

38:32.812 --> 38:33.812
‫باشه

38:34.479 --> 38:36.104
‫وقتی بچه بودم،

38:36.187 --> 38:38.396
‫از خونه فرار کردم و توی یه غار مخفی شدم

38:38.479 --> 38:39.854
‫چرا فرار کردی؟

38:42.521 --> 38:45.229
‫یادم نیست.
‫اون تیکه‌ی ماجرا اهمیت نداره

38:45.312 --> 38:48.312
‫مهم اینه که توی این غار،

38:49.146 --> 38:52.146
‫چندتا... گورکَن موش‌کور رو دیدم

38:53.021 --> 38:54.854
‫می‌تونستم توی زمین حس‌شون کنم

38:55.687 --> 39:01.104
‫ولی نکته‌ی عجیب‌تر این بود که
‫می‌تونستم حس کنم که فهمیدن ترسیدم

39:03.479 --> 39:05.646
‫مثل من نابینا بودن، واسه همین

39:06.687 --> 39:08.062
‫همدیگه رو درک می‌کردیم

39:09.729 --> 39:11.687
‫واسه اون‌ها، خاک‌افزاری،

39:12.562 --> 39:13.562
‫جنگیدن نبود

39:13.604 --> 39:16.687
‫اینجوری با دنیا در تعامل بودن

39:16.771 --> 39:19.312
‫اینجوری دنیای خودشون رو ساخته بودن

39:21.854 --> 39:24.854
‫پس همینجوری بهم یادش دادن،

39:25.521 --> 39:28.146
‫به عنوان یک حسِ اضافه

39:28.812 --> 39:30.729
‫همه‌چیز ارتعاش داره

39:30.812 --> 39:31.896
‫در اطراف ما

39:32.604 --> 39:34.104
‫دنیا داره می‌چرخه

39:34.604 --> 39:37.812
‫آب توی رودخونه‌هایی هست
‫که در اعماق زیرزمین هستن

39:38.354 --> 39:40.479
‫سنجاب‌ها روی شاخه‌های درخت میدوئن

39:42.354 --> 39:45.229
‫مورچه‌ها تکه‌های کوچیک شِن رو
‫از روی خزه‌ها حمل می‌کنن

39:45.312 --> 39:47.062
‫همه از طریق خاک متصل هستیم

39:47.896 --> 39:48.979
‫حتی تو

39:49.604 --> 39:52.771
‫به محض اینکه پات رو توی خونه‌ام گذاشتی
‫تونستم حست کنم، پا پَری

39:54.479 --> 39:56.646
‫مطمئنم گورکن موش‌کورها بهت احساس امنیت دادن

39:57.146 --> 39:58.812
‫رفتی بهشون سر بزنی؟

39:59.312 --> 40:00.312
‫نه

40:01.396 --> 40:03.729
‫این اتفاق نزدیک خونه‌مون
‫که توی گائولینگ بود رخ داد

40:04.271 --> 40:05.771
‫دیگه اونجا نمیریم

40:06.396 --> 40:07.396
‫متاسفم

40:08.146 --> 40:11.771
‫گاومیش پرنده‌ی من آپا، نزدیک‌ترین دوستمه

40:12.812 --> 40:14.146
‫اگه یه وقت از دست بدمش،

40:15.979 --> 40:17.354
‫نمی‌دونم چی کار می‌کنم

40:20.562 --> 40:24.021
‫تا حالا به والدینت گفتی؟

40:24.104 --> 40:25.229
‫اون‌ها درکش نمی‌کنن

40:26.062 --> 40:27.687
‫نمی‌خوان من کنترل کنم

40:29.021 --> 40:31.312
‫واسه همین دیگه نمیریم گائولینگ

40:32.396 --> 40:35.396
‫والدینم هستن، می‌دونی؟

40:36.312 --> 40:38.062
‫فقط می‌خوان ازم محافظت کنن

40:38.896 --> 40:41.229
‫ولی اینجا نمی‌تونی خودت باشی

40:41.729 --> 40:42.937
‫پیش ما می‌تونی

40:44.312 --> 40:48.146
‫باشه، معلومه نمی‌فهمی
‫روال خانواده‌ی ما چطوریه

40:48.229 --> 40:49.604
‫اگه بیفونگ به دنیا بیای،

40:49.687 --> 40:52.646
‫تا آخر عمرت باید این نقش رو ایفا کنی

40:53.562 --> 40:55.271
‫نمی‌شه ازش خارج شد

41:00.896 --> 41:04.146
‫من آواتار به دنیا اومدم،
‫و باید آواتار باشم

41:04.687 --> 41:06.021
‫چاره‌ای ندارم

41:07.604 --> 41:08.604
‫درسته

41:10.271 --> 41:11.604
‫تو یه آواتاری،

41:12.146 --> 41:13.979
‫و من یه بیفونگ

41:15.312 --> 41:17.312
‫شاید من هم این رو انتخاب نمی‌کردم

41:17.812 --> 41:20.229
‫می‌تونستم فقط یکی از عشایر باد باشم

41:21.937 --> 41:22.937
‫ولی

41:23.771 --> 41:26.396
‫اینجوری هیچوقت با دو دوست صمیمیم آشنا نمی‌شدم

41:26.479 --> 41:28.271
‫یا به هیچ‌جا سفر نمی‌کردم

41:28.354 --> 41:31.854
‫یا حتی بزرگترین تخم تمساح‌کرگدن دنیا رو نمی‌دیدم،

41:31.937 --> 41:34.937
‫که کاتارا میگه با خاک‌افزاری درست شده،
‫ولی اشتباه می‌کنه چون واقعیه

41:42.312 --> 41:44.812
‫به تصمیمت احترام می‌ذارم

41:49.354 --> 41:50.354
‫باشه

41:51.187 --> 41:52.187
‫خوبه

41:55.021 --> 41:56.021
‫و...

41:58.354 --> 42:00.937
‫واقعاً امیدوارم دوباره بتونی اون گورکن موش‌کورها رو ببینی

42:23.937 --> 42:27.896
‫آواتر اومده!
‫آواتار اومده به دهکده!

42:33.521 --> 42:35.104
‫مطمئنم خیلی‌ها قراره باشن

42:35.187 --> 42:38.396
‫باید سیب‌زمینی گل‌دارها
‫و طالبی‌زمینی‌هامون رو بفروشیم

42:38.479 --> 42:41.021
‫کلم‌هامون، گوجه‌هامون و کلم‌پیچ‌هامون

42:41.104 --> 42:42.979
‫هرچیزی که توی مزرعه داریم

42:43.062 --> 42:45.562
‫بعدش می‌تونیم یکم سود به جیب بزنیم

42:48.687 --> 42:50.521
‫زوکو. زوکو، بیدار شو

42:50.604 --> 42:53.562
‫- چی شده؟
‫- بیدار شو. باید بریم. باید بریم

42:56.562 --> 43:00.479
‫- خیلی زوده. یا خیلی دیر
‫- هیس عزیزم. بیا

43:00.979 --> 43:02.229
‫هیس. هیس

43:08.354 --> 43:09.937
‫بشین، باشه؟

43:10.021 --> 43:12.187
‫بشین اینجا. باشه

43:13.479 --> 43:15.354
‫- بهم دست نزن
‫- هیس آزولا!

43:15.437 --> 43:17.021
‫خودت هیس

43:19.771 --> 43:21.479
‫هی!

43:21.562 --> 43:22.771
‫بابا کو؟

43:23.271 --> 43:25.646
‫مامان، بابا کو؟
‫بابا کجاست؟

43:25.729 --> 43:26.937
‫آزولا، بس کن. ساکت!

43:27.021 --> 43:29.146
‫- اینقدر بهم دست نزن!
‫- عزیزم، لطفاً بس کن!

43:32.854 --> 43:34.896
‫- بسه!
‫- چی شده مامان؟

43:37.771 --> 43:38.646
‫- چیزی نیست
‫- مامان...

43:38.729 --> 43:39.729
‫عزیزم، گوش کن

43:39.771 --> 43:42.479
‫می‌خوام قول بدید هر چی که شد،

43:42.562 --> 43:43.604
‫باهم بمونید

43:43.687 --> 43:46.396
‫قول بدین. این قول رو هم تو عمق قلب‌تون نگه دارید

43:46.479 --> 43:47.687
‫باشه مامان

43:49.396 --> 43:50.729
‫بیاید بیرون ببینم!

43:51.562 --> 43:52.812
‫افسار رو بنداز!

43:56.771 --> 43:58.604
‫- یادتون نره کی هستید
‫- پخش بشید!

43:58.687 --> 44:01.521
‫از خواهرت هم مراقبت کن. باشه؟

44:06.312 --> 44:08.104
‫دوتاتون رو خیلی دوست دارم

44:12.062 --> 44:12.979
‫نه!

44:13.062 --> 44:16.396
‫نه! نه! نه!

44:16.479 --> 44:20.479
‫مامان! مامان!

44:53.104 --> 44:57.687
‫بهش فکر کردم و به نظرم زیادی جینگ مثبت داری

45:00.562 --> 45:01.562
‫ممنون

45:02.729 --> 45:05.812
‫تعریف نبود. این...

45:06.854 --> 45:10.646
‫هروقت توی خطر یا نبرد هستیم

45:10.729 --> 45:14.062
‫یا مثلاً یه افعی دریایی غول‌پیکر،

45:14.646 --> 45:18.437
‫همیشه فقط داد می‌زنی که «بیاید دنبالم»
‫و با عجله میری وسط ماجرا

45:18.521 --> 45:20.146
‫می‌دونی؟ پس...

45:20.229 --> 45:21.771
‫- باشه
‫- باشه

45:21.854 --> 45:24.437
‫خب، من رهبر جنگجویان کیوشی هستم،

45:24.521 --> 45:26.479
‫پس عادیه که رهبری کنم

45:27.646 --> 45:28.646
‫آره

45:29.687 --> 45:31.604
‫فقط میگم نباید اینقدر سربه‌هوا باشی

45:33.146 --> 45:35.271
‫فکر کنم بدونی که از پس خودم برمیام

45:37.562 --> 45:41.979
‫جدی؟ نزدیک بود... یه افعیِ آبی زنده‌زنده آب‌پزت کنه

45:42.854 --> 45:45.979
‫روم خراش انداخت.
‫کاتارا هم درمانم کرد. خوبم

45:46.062 --> 45:47.062
‫باشه

45:47.729 --> 45:49.437
‫می‌دونی چیه؟ کلاً بیخیالش

45:50.271 --> 45:51.604
‫صبرکن، واقعاً چی شده؟

45:51.687 --> 45:55.396
‫نه، نمی‌خوای ترسم رو جدی بگیری، عیب نداره.
‫این... ما...

45:57.812 --> 45:59.229
‫- بیخیال
‫- ساکا

46:00.687 --> 46:04.979
‫چیزی شده؟ بعد از جزیره کیوشی؟
‫چیزی که اینقدر نگرانت کرده؟

46:05.062 --> 46:07.979
‫می‌دونم آنگ رو گرفتن و کاتارا
‫توی شمال در خطوط مقدم بود

46:08.062 --> 46:09.687
‫درباره شمال باهات حرف زدن؟

46:10.854 --> 46:11.854
‫چی گفتن؟

46:13.021 --> 46:14.479
‫فقط اینکه چی بهشون گذشته

46:15.479 --> 46:18.896
‫ببین، معلومه یه ماجرای سنگینی داری

46:19.479 --> 46:22.479
‫و فقط می‌خوام بدونی که من هستم

46:23.354 --> 46:24.354
‫به حرفت گوش میدم

46:30.187 --> 46:31.229
‫چیزی نشده

46:40.437 --> 46:42.521
‫چرا دوتا دختر از کشور آتش اونجا هستن؟

46:45.854 --> 46:46.854
‫هی!

46:47.271 --> 46:50.812
‫به نظرت اون همون آب‌افزاری نیست
‫که باید با آواتار باشه؟

46:51.396 --> 46:53.604
‫ساکا، دنبالم بیا

46:54.104 --> 46:55.104
‫اه...

46:56.187 --> 46:57.896
‫کتک‌شون بزنیم که ببینیم؟

47:19.896 --> 47:21.146
‫اه!

47:21.229 --> 47:22.729
‫اه!

47:28.479 --> 47:29.979
‫اه!

47:32.021 --> 47:33.521
‫باهام چی کار کردی؟

47:33.604 --> 47:37.062
‫فقط یه لحظه چیـت رو آروم کردم.
‫چیزیت نمی‌شه جیگر

48:08.437 --> 48:09.729
‫الان چی کارم کردی؟

48:09.812 --> 48:12.437
‫بدون توانایی‌هات خیلی سرسخت نیستی، نه؟

48:16.771 --> 48:18.646
‫صورت؟ خدایی؟

48:32.604 --> 48:34.104
‫یه جوری فلجم کرد

48:34.187 --> 48:35.937
‫دنبال آنگ هستن

48:36.021 --> 48:38.187
‫اون رفته دهکده. باید بهش هشدار بدیم

48:54.604 --> 48:55.979
‫سلام زوزو

48:57.979 --> 48:59.062
‫آزولا

49:04.521 --> 49:05.979
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

49:07.021 --> 49:09.062
‫اینجوری با خواهرت احوال‌پرسی می‌کنی؟

49:12.354 --> 49:13.937
‫با موهات چی کار کردی؟

49:19.896 --> 49:21.354
‫تو کارم دخالت نکن

49:22.687 --> 49:24.146
‫لازم نیست اون کار رو بکنی

49:25.396 --> 49:28.687
‫منظورم گرفتنِ آواتاره.
‫پدر دیگه بهش اهمیت نمیده

49:31.354 --> 49:33.021
‫یعنی چی اهمیت نمیده؟

49:38.812 --> 49:41.146
‫به خاطر خیانتت در شمال عفوت کرده،

49:41.229 --> 49:43.479
‫و تبعیدت رو برداشته

49:44.604 --> 49:46.271
‫تبریک میگم

49:46.354 --> 49:47.771
‫دروغ میگی

49:50.562 --> 49:51.896
‫کاش دروغ بود

49:53.354 --> 49:55.687
‫من رو فرستادن که برت گردونم

49:58.854 --> 50:01.354
‫تمام تلاشت رو کردی، زوزو.
‫همه می‌دونیم

50:01.854 --> 50:04.562
‫و در نهایت، چیزی که واقعاً مهمه همینه

50:05.354 --> 50:06.396
‫مگه نه؟

50:06.479 --> 50:08.562
‫قدرت آواتار داره بیشتر می‌شه

50:09.062 --> 50:10.982
‫اگه می‌خواد جنگ رو ببره،
‫باید بگیریمش

50:11.062 --> 50:13.312
‫ارباب آتشـت رو زیر سوال نبر

50:16.562 --> 50:18.771
‫بهم فرمان داده ببرمت خونه،

50:19.354 --> 50:21.271
‫و انجامش میدم

50:22.729 --> 50:23.854
‫به هر

50:25.229 --> 50:26.229
‫شکلی که شده

50:26.771 --> 50:28.396
‫پس حالا فرمان‌های اون رو اجرا می‌کنی؟

50:29.937 --> 50:30.937
‫آره

50:31.479 --> 50:33.562
‫هر فرمانی که بده

50:34.271 --> 50:35.604
‫فتح اوماشو

50:36.479 --> 50:38.229
‫برگردوندنِ پسرِ به‌دردنخورش

50:38.312 --> 50:40.062
‫نمی‌دونم چه بازی‌ای راه انداختی،

50:40.146 --> 50:42.229
‫ولی می‌دونم هیچوقت کاری نمی‌کنی

50:42.312 --> 50:43.604
‫که واسه من خوب باشه

50:43.687 --> 50:45.354
‫جمع کن خودت رو

50:46.771 --> 50:49.896
‫تو لیست نگرانی‌هام اونقدرها جایگاه بالایی نداری

50:49.979 --> 50:52.104
‫واسه همین ژائو رو آوردی
‫که کثیف‌کاری‌هات رو بکنه؟

50:53.271 --> 50:55.146
‫نمی‌دونم منظورت چی یا کیه

50:55.854 --> 50:57.396
‫حداقل این بار،

50:58.771 --> 51:01.854
‫وقارش رو داشتی که حضوری بیای
‫و ماموریتم رو خراب کنی

51:01.937 --> 51:05.187
‫ماموریتت بی‌معناست

51:05.271 --> 51:07.312
‫پس بگیر بشین تا تمومش کنم

51:10.604 --> 51:13.479
‫بدون آواتار برنمی‌گردم

51:13.562 --> 51:15.312
‫احمق نباش، زوکو

51:16.687 --> 51:17.937
‫ببین تو چه وضعیتی هستی

51:18.021 --> 51:22.604
‫من قوی‌تر از چیزی هستم که یادته

51:29.271 --> 51:31.812
‫اون شاید تنها خاک‌افزاری‌ای باشه که یاد بگیرم

51:32.687 --> 51:33.937
‫آواتار!

51:35.312 --> 51:36.521
‫زوکو؟

51:37.354 --> 51:38.896
‫کارم باهات تموم نشده!

51:46.979 --> 51:47.979
‫این؟

51:49.104 --> 51:50.687
‫آواتار اینه؟

51:51.604 --> 51:52.979
‫زوزو، اون یه پسربچه‌ست

51:54.604 --> 51:56.021
‫زوزو؟

51:58.521 --> 51:59.771
‫تو کی هستی؟

52:01.104 --> 52:02.229
‫نفهمیدی؟

52:03.479 --> 52:05.646
‫بهم گفتن شباهت خانوادگی‌مون قویه

52:11.312 --> 52:14.479
‫«آواتار رو دستگیر می‌کنم و افتخارم رو احیا می‌کنم»

52:14.562 --> 52:16.354
‫هیچوقت این حرف رو نزدم!

52:42.479 --> 52:43.937
‫هی!

53:09.104 --> 53:11.104
‫اه!

53:14.104 --> 53:15.437
‫فی، ببین!

53:25.812 --> 53:26.937
‫لی‌ـه

53:30.062 --> 53:31.062
‫نه، نیست

53:38.271 --> 53:39.437
‫دستت دوباره سالم شده

53:40.854 --> 53:42.479
‫بهتر از چیزی که فکرش رو می‌کردم بودی

53:56.854 --> 53:57.896
‫وای!

54:02.104 --> 54:02.979
‫تاف!

54:03.062 --> 54:06.229
‫چرا نگفتی قراره جنگ واقعی داشته باشیم؟

54:47.604 --> 54:48.604
‫آزولا!

54:49.104 --> 54:50.812
‫دست نگه دار!

54:53.229 --> 54:56.021
‫جای تعجب نداره که رفتی تو تیم دشمن، زوکو

55:10.437 --> 55:11.896
‫وقتی شکست خورده باشم خودم می‌دونم

55:12.646 --> 55:14.396
‫یه پرنسس تسلیم می‌شه...

55:14.479 --> 55:15.479
‫اه!

55:15.562 --> 55:16.562
‫عمو!

55:30.687 --> 55:31.687
‫عمو

55:34.771 --> 55:36.646
‫- زوکو، می‌تونم کمک کنم
‫- هی. هی

55:39.562 --> 55:40.812
‫تنهامون بذارید

55:41.396 --> 55:43.062
‫باید همین الان بریم، خب؟

55:43.146 --> 55:44.271
‫ولی می‌تونیم کمک کنیم

55:48.146 --> 55:49.937
‫- برید!
‫- بریم! برو

56:05.021 --> 56:06.104
‫عمو...

56:14.187 --> 56:17.062
‫پس اون‌ها آتش‌افزار بودن، ها؟

56:17.687 --> 56:20.396
‫صبر ندارم تا بتونم یه بار دیگه باهاشون درگیر بشم

56:22.146 --> 56:24.229
‫یعنی باهامون میای؟

56:26.937 --> 56:27.937
‫تاف!

56:36.021 --> 56:38.146
‫اینجا چی کار می‌کنی آخه؟

56:39.187 --> 56:42.646
‫هیاهو رو حس کردم، واسه همین اومدم ببینم داستان چیه

56:42.729 --> 56:45.896
‫آواتار داشت می‌جنگید.
‫باید کمکش می‌کردم

56:45.979 --> 56:47.854
‫هیاهو رو حس کردی؟

56:50.104 --> 56:53.437
‫تو زیادی حساسی که توی این فعالیت باشی

56:55.229 --> 56:57.604
‫من حساس نیستم

56:58.937 --> 57:00.771
‫و گل نیستم

57:02.604 --> 57:03.937
‫من یه سنگم

57:05.104 --> 57:08.437
‫و نابینام، حتی اگه نخوای بگی

57:10.854 --> 57:11.854
‫فقط

57:12.604 --> 57:14.104
‫به حرفم گوش کن

57:14.854 --> 57:16.479
‫این یه بار، مامان

57:18.771 --> 57:21.146
‫من این هستم

57:27.312 --> 57:29.312
‫زیادی بهت آزادی دادیم

57:29.979 --> 57:33.312
‫کفش‌هات رو بپوش و همین الان... بیا خونه

57:37.062 --> 57:40.521
‫دیگه هیچوقت کفش نمی‌پوشم

57:42.646 --> 57:46.521
‫زودباش آواتار. می‌خوام خاک‌افزاری رو یادت بدم
‫حتی اگه باعث مرگم بشه

57:49.396 --> 57:50.937
‫می‌تونی بایستی؟

58:12.229 --> 58:13.229
‫پنگ!

58:15.312 --> 58:17.146
‫از اینجا برو، آتش‌افزار!

58:17.646 --> 58:20.896
‫گوش کن عمو، باید همین الان بریم.
‫زودباش. زودباش

58:20.979 --> 58:21.979
‫زودباش

58:41.896 --> 58:45.937
‫وقتی دخترِ ربوده‌شده‌مون
‫صحیح و سالم برگشت، بقیه‌اش رو می‌گیری

58:47.104 --> 58:49.562
‫تخته‌سنگ تمام تلاشش رو می‌کنه

58:50.062 --> 58:54.937
‫ولی گیر انداختن دختر خاندان بیفونگ کار خیلی سختیه

58:55.021 --> 58:58.187
‫اون سرسخت و قدکوتاه

58:58.271 --> 59:01.312
‫و به شدت بدجنسه

59:01.396 --> 59:03.729
‫واسه همین جی شن همراهیت می‌کنه

59:12.437 --> 59:14.687
‫دخترم رو به هر روش ممکن

59:16.104 --> 59:19.354
‫بیارید خونه

59:20.000 --> 59:40.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
