WEBVTT

00:14.333 --> 00:15.375
‫آهای؟

00:16.916 --> 00:18.208
‫سلام؟

00:18.958 --> 00:20.333
‫کسی اونجا هست؟

00:21.875 --> 00:24.166
‫سوءتفاهم شده!
‫آتش‌سوزی تقصیر من نبود!

00:24.250 --> 00:25.458
‫اون جنگ و دعوا هم همین‌طور!

00:25.541 --> 00:26.791
‫خودتو خسته نکن

00:26.875 --> 00:30.000
‫سربازهای سرزمین خاک زیاد صبور نیستن،

00:30.083 --> 00:32.416
‫حتی اگه تحت بهترین شرایط باشن

00:33.166 --> 00:37.875
‫و الان به‌طور قطع شرایط ایده‌آلی نیست

00:38.218 --> 00:39.468
‫ژنرال آیرو

00:39.708 --> 00:42.041
‫خوشحالم که می‌بینم‌تون، آواتار جوان

00:42.125 --> 00:43.166
‫زوکو چی شد؟

00:43.791 --> 00:45.041
‫اون رو هم گرفتن؟

00:45.824 --> 00:46.937
‫امیدوارم که این‌طور نباشه.

00:47.011 --> 00:50.141
‫اگه شانس باهاش یار بوده باشه،
‫الان باید به کشتی‌اش نزدیک شده باشه

00:50.166 --> 00:51.791
‫تمام این اتفاق‌ها تقصیر اونه

00:51.875 --> 00:54.833
‫درگیری رو خودش شروع کرد،
‫و شما رو گذاشت و فرار کرد

00:55.333 --> 00:57.708
‫کم‌کم دارم می‌فهمم که چه‌جور آدمیـه

00:59.041 --> 01:00.041
‫بعید می‌دونم

01:00.708 --> 01:02.333
‫به‌نظرتون چه بلایی سرمون میاد؟

01:07.291 --> 01:08.291
‫نمی‌دونم

01:09.041 --> 01:10.041
‫ولی طبق تجربه‌ای که دارم،

01:10.083 --> 01:13.916
‫خاک‌افزارها به دشمن‌های اسیرشده‌شون
‫خیلی رحم نمی‌کنن

01:19.583 --> 01:20.625
‫واقعیت داره؟

01:21.541 --> 01:23.291
‫تو دستت با دشمن توی یه کاسه بود؟

01:25.750 --> 01:27.000
‫موضوع پیچیده‌ست

01:27.083 --> 01:30.416
‫نه، اصلاً. یه سؤال ساده‌ست.
‫داشتی به آتش‌افزارها کمک می‌کردی؟

01:39.958 --> 01:40.958
‫بله

01:44.833 --> 01:45.916
‫تئو

01:47.583 --> 01:49.458
‫من می‌خواستم از تو محافظت کنم

01:49.541 --> 01:51.625
‫آتش‌افزارها گفتن
‫اگه باهاشون همکاری نکنم

01:51.708 --> 01:54.416
‫ما رو می‌کُشن و بعد هم به شهر حمله می‌کنن

01:54.916 --> 01:59.291
‫اونا فقط به‌خاطر خدمتی که من بهشون کردم
‫کاری به کار «اوماشو» نداشتن

01:59.375 --> 02:02.541
‫خدمت؟ اسلحه رسوندن به دشمن
‫اسمش خدمت‌رسانیـه؟

02:02.625 --> 02:05.208
‫اسلحه؟ نه. نه نه نه، فقط چندتا طرح جزئی بود

02:05.291 --> 02:06.875
‫چیزی نبوده که توی جنگ
‫زیاد ارزش داشته باشه

02:06.958 --> 02:09.458
‫هرچیزی اگه به دست آدم اشتباه بیفته
‫می‌تونه تبدیل به سلاح بشه

02:10.458 --> 02:12.333
‫خصوصاً ملت آتش.

02:13.666 --> 02:14.666
‫ساکا

02:15.958 --> 02:18.083
‫تو که خودت با انتخاب‌های سخت آشنایی.

02:18.166 --> 02:20.708
‫پدرت مجبور شد خانواده‌شـو ترک کنه
‫و به جنگ بره،

02:20.791 --> 02:24.541
‫و مسئولیت قبیله رو
‫به تو که یه پسربچه بودی سپرد

02:26.583 --> 02:28.250
‫ما برای بقای خودمون...

02:29.250 --> 02:30.541
‫هرکاری انجام می‌دیم

02:30.852 --> 02:32.352
‫مصالحه می‌کنیم که

02:32.916 --> 02:34.166
‫فقط زنده بمونیم

02:34.666 --> 02:36.791
‫پدر من هرگز به این کاری که تو کردی
‫تن نمی‌داد

02:41.625 --> 02:43.000
‫پیداش کردم

02:43.746 --> 02:44.954
‫آنگ افتاده زندان

03:02.953 --> 03:10.953
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:11.003 --> 03:17.763
« زیرنویس از ســروش و وحید فرحناکی »

03:19.079 --> 03:24.164
‫« آواتار: آخرین بادافزار »

03:29.231 --> 03:33.414
‫« قسمت چهارم: به سوی تاریکی »

03:37.084 --> 03:38.183
‫[۱۰۰ سال قبل]

03:38.208 --> 03:39.208
‫آنگ!

03:40.083 --> 03:41.083
‫هی، آنگ!

03:41.500 --> 03:44.291
‫عه، سلام بومی. تمرین‌هات چطوره؟

03:44.375 --> 03:47.625
‫از نظر فُرمی خوب دارم پیش میرم،
‫ولی شکل‌دهی کار سختیه

03:47.708 --> 03:50.875
‫منظورت چیه؟ این دقیقاً شبیه
‫یه گاومیش پرنده‌ست

03:50.958 --> 03:52.958
‫قرار بود یه گورکن غول‌پیکر باشه

03:53.041 --> 03:54.541
‫مطمئنی؟

03:59.083 --> 04:02.208
‫هیچکی مثل خاک‌افزارها بنایی نمی‌کنه

04:03.250 --> 04:04.500
‫هیچ درزی نمی‌بینی

04:05.791 --> 04:08.000
‫برای همینه که شهرهای شگفت‌آوری دارن

04:08.083 --> 04:12.250
‫کاخ‌های شگفت‌انگیز، برج‌هایی که
‫نیروی جاذبه رو به چالش می‌کشن

04:13.541 --> 04:15.500
‫و زندان‌های نفوذناپذیر

04:15.820 --> 04:18.153
‫من اون قسمتایی از «اوماشو» رو
‫دوست دارم که کمتر افسرده‌کننده‌ان

04:18.416 --> 04:21.000
‫هوم... شهرها هم شبیه آدم‌هان

04:21.083 --> 04:22.916
‫یه جنبۀ تاریک هم دارن

04:23.000 --> 04:25.583
‫این روزا که بنظر تمام قسمت‌هاش تاریکـه

04:25.666 --> 04:28.750
‫آره، اتفاقی که اینجا افتاد
‫در سراسر دنیا اتفاق افتاد

04:29.833 --> 04:31.750
‫نتیجۀ یک قرن جنگ و جدال همین می‌شه

04:31.833 --> 04:33.875
‫جنگی که ملت آتش راه انداخت

04:34.875 --> 04:37.208
‫- و خودش هم می‌تونه بهش پایان بده
‫- هوم

04:37.765 --> 04:39.223
‫ای‌کاش همین‌قدر ساده بود

04:40.875 --> 04:45.000
‫برادرم، ارباب آتش،
‫کل زندگی رو از یک دید می‌بینه،

04:45.625 --> 04:47.750
‫یا پیروزی یا شکست

04:48.666 --> 04:49.958
‫چیز دیگه‌ای اهمیت نداره

04:55.208 --> 04:57.708
‫حتی اون عزیزانی که
‫در این بین از دست میدی

04:58.250 --> 05:00.666
‫واسه همین زوکو دربه‌در دنبال پیدا کردن منه؟

05:00.750 --> 05:03.750
‫که این جنگ رو برای پدرش ببره؟

05:05.000 --> 05:07.625
‫پیروزیِ زوکو در گروی بردن این جنگ نیست،

05:08.500 --> 05:10.375
‫بلکه در گروی پس گرفتن زندگی‌شـه

05:10.458 --> 05:13.875
‫تو می‌تونی بهش نشون بدی
‫که راهش این نیست. به تو گوش میده

05:15.125 --> 05:17.958
‫خب، انقدری بهت مدیون هست

05:20.416 --> 05:21.583
‫اتفاقاً برعکس،

05:22.708 --> 05:24.833
‫منم که به اون مدیون‌ام

05:28.916 --> 05:31.052
‫و این دِین انقدر زیاده که
‫هرگز نمی‌تونم جبرانش کنم

05:32.791 --> 05:34.041
‫غیرممکنه!

05:34.541 --> 05:38.250
‫زندان اوماشو در قلب کوهستانی قرار داره
‫که دورتادورش رو صخره‌های محکم گرفته

05:38.333 --> 05:40.333
‫فقط از راه قصر می‌شه عبور و مرور کرد

05:41.541 --> 05:44.166
‫من متأسفم. آواتار از دست رفته

05:46.416 --> 05:47.875
‫ما آنگ رو تنها نمی‌ذاریم

05:48.458 --> 05:50.333
‫تو که می‌تونی ما رو بفرستی داخل قصر

05:52.500 --> 05:54.375
‫بعد از امروز نه. ببخشید نمی‌تونم

05:54.625 --> 05:56.167
‫تونل چی؟

05:58.208 --> 05:59.208
‫تونل؟

06:00.208 --> 06:02.375
‫تونل‌های سرّی که زیر کوه مخفی شدن

06:02.458 --> 06:05.750
‫میگن که بنیان‌گذاران شهر
‫توی این تونل‌ها جلسات مخفی می‌ذاشتن

06:06.416 --> 06:08.750
‫- افسانه!
‫- تو به من گفتی با چشم خودت دیدیش

06:10.291 --> 06:11.875
‫مگه اینکه اونم دروغ گفته باشی

06:15.125 --> 06:17.625
‫بله، تونل وجود داره، ولی ثبات نداره

06:17.708 --> 06:19.458
‫هرکس وارد اون تونل‌ها شده
‫دیگه نتونسته خارج بشه

06:19.541 --> 06:23.291
‫اگه می‌خواید افسانه‌ها رو باور کنید،
‫ارواح انتقام‌جو اونجا نگهبانی میدن

06:23.375 --> 06:26.375
‫یعنی یه تونل سرّی ساده هم نیست

06:26.458 --> 06:28.541
‫تونل سرّی جن‌زده‌ست؟

06:29.125 --> 06:31.684
‫حتی اگه بتونم راهی پیدا کنم
‫که اون‌ها رو از تونل رد کنم،

06:31.708 --> 06:33.628
‫نگهبان‌های قصر رو نمی‌تونم کاری بکنم

06:33.708 --> 06:36.500
‫اونش رو بسپر به خودمون.
‫فقط کمک‌مون کن وارد قصر بشیم

06:43.000 --> 06:44.625
‫دارید کجا می‌بریدش؟

06:45.333 --> 06:46.333
‫به گودال

06:47.416 --> 06:48.458
‫گودال؟

06:48.541 --> 06:51.500
‫اردوی کار اجباری سرزمین خاک
‫برای اُسرای جنگی

06:52.041 --> 06:55.166
‫هرکی به اونجا فرستادن
‫دیگه هیچ خبری ازش نشده

07:02.333 --> 07:04.916
‫اما تو... مثل اون خوش‌شانس نیستی

07:06.458 --> 07:08.166
‫تو رو می‌بریم به دیدن امپراتور

07:16.500 --> 07:19.958
‫این نقشه‌ها با عقل جور درنمیان.
‫تو این یکی گفته بریم شرق

07:20.041 --> 07:21.583
‫توی این، راه به جنوب میره

07:21.666 --> 07:25.541
‫و توی این.. یه مسیر مارپیچی

07:26.625 --> 07:28.166
‫هوم...

07:32.541 --> 07:33.666
‫چیه؟

07:34.541 --> 07:36.541
‫منبع‌مـه از ملت آتش

07:40.125 --> 07:41.500
‫بهش بگو میری دیدن‌اش

07:41.583 --> 07:44.517
‫بعد برو سراغ ژنرال‌های سرزمین خاک
‫و بهشون بگو یه تله بذارن

07:44.541 --> 07:45.958
‫برای دستگیر کردن این جاسوس‌ها

07:46.041 --> 07:49.250
‫نه. نه. نه نه نه، آتش‌افزارها رُک بهم گفتن

07:49.333 --> 07:51.833
‫اگه مقاومتی ببینن
‫با تمام قوا رو سرمون خراب می‌شن

07:51.916 --> 07:53.083
‫بذار بیان

07:54.291 --> 07:56.375
‫آواتار به دنیای ما برگشته

07:56.875 --> 07:58.375
‫وقتشه که از خفا دربیایم

07:59.416 --> 08:00.875
‫الان وقت جنگیدن‌ـه

08:15.166 --> 08:16.625
‫اعلی‌حضرت

08:16.708 --> 08:17.791
‫هوم؟

08:18.958 --> 08:20.875
‫زندانی‌ای که خواسته بودید

08:21.791 --> 08:24.791
‫حین درگیری و خسارت زدن
‫به اموال عمومی دستگیرش کردیم

08:25.291 --> 08:27.117
‫داشت جون مردم رو به خطر مینداخت

08:28.625 --> 08:31.375
‫درضمن، بادافزار هم هست

08:35.625 --> 08:36.625
‫ها؟

08:38.041 --> 08:41.291
‫ریشۀ نیلوفر آبی، پوست کاج، گل یاس خشک‌شده

08:44.083 --> 08:45.083
‫هوم؟

08:46.750 --> 08:49.333
‫ریشۀ نیلوفر آبی، پوست کاج، گل یاس خشک‌شده

08:49.416 --> 08:52.166
‫با آب، بذارید دو دقیقه بجوشه!

08:52.958 --> 08:53.958
‫چای میل داری؟

08:55.708 --> 08:56.541
‫باشه

08:56.625 --> 08:58.250
‫و شما راجع‌به این پسر اشتباه می‌کنید

08:58.875 --> 08:59.958
‫خودمون دیدیم بادافزاری...

09:00.041 --> 09:01.375
‫اشتباهه!

09:01.458 --> 09:04.500
‫اون صرفاً یه بادافزار نیست

09:05.125 --> 09:07.583
‫اون استاد تمامی چهار عنصره

09:07.666 --> 09:09.583
‫نجات‌دهندۀ دنیا

09:10.208 --> 09:11.208
‫اون کسی نیست جز...

09:12.208 --> 09:13.250
‫آواتار

09:15.750 --> 09:18.420
‫و متخصصِ بازی پرتاب قلوه‌سنگ روی آب

09:23.958 --> 09:24.958
‫بومی؟

09:25.500 --> 09:26.750
‫سلام آنگ

09:27.375 --> 09:28.375
‫بومی!

09:31.375 --> 09:32.750
‫تو چطوری هنوز زنده‌ای؟

09:32.833 --> 09:36.458
‫زندگی سالم، رژیم مناسب و... شانس

09:36.541 --> 09:38.458
‫البته نمی‌دونم بگم خوش‌شانسی یا بدشانسی

09:38.541 --> 09:41.458
‫ولی سؤال مهم‌تر اینه که
‫خودت چطوری هنوز زنده‌ای؟

09:42.166 --> 09:43.583
‫و هنوز بچه‌ای؟

09:44.833 --> 09:46.625
‫- قصه‌ش درازه
‫- صحیح

09:55.583 --> 09:56.833
‫پوست کاج؟!

09:58.708 --> 10:02.250
‫کدوم خری به شما گفت تو این
‫پوست کاج بریزید؟

10:04.416 --> 10:05.458
‫خودت گفتی

10:09.875 --> 10:11.565
‫این پسر رو...

10:15.083 --> 10:16.336
‫ضیافت بگیرید براش

10:54.583 --> 10:55.583
‫جت

10:57.375 --> 10:58.625
‫تو به ما خیانت کردی

10:59.291 --> 11:00.291
‫خیانت کردم؟

11:01.083 --> 11:03.250
‫من جلوتو گرفتم که
‫چندتا آدم بی‌گناه رو نکشی

11:03.333 --> 11:07.333
‫بی‌گناه؟ جاسوس‌ها و خائنین.
‫این‌جور آدما رو می‌خواستی نجات بدی؟

11:07.416 --> 11:09.583
‫هرکسی اون بیرون می‌بینی دشمنت نیست

11:09.666 --> 11:11.333
‫اگر مقابل ما می‌ایستید...

11:13.041 --> 11:14.041
‫دشمن هستید

11:17.458 --> 11:20.416
‫زندگی تو قطب جنوب شاید ساده باشه،

11:21.000 --> 11:23.250
‫ولی اینجا مجبوری تصمیم‌های سخت بگیری

11:23.791 --> 11:25.625
‫جنگ و مبارزه یعنی همین

11:27.458 --> 11:28.958
‫فکر می‌کردم طرف ما باشی

11:31.166 --> 11:32.416
‫طرف من

11:32.500 --> 11:35.583
‫جت، تو یادت رفته که داری
‫برای چی می‌جنگی

11:35.666 --> 11:38.541
‫تو بهم گفتی که مادرم رو به یاد بیارم،
‫و منم این‌کارو کردم

11:38.625 --> 11:41.708
‫یادم اومد که اون هیچ‌وقت نمی‌خواست
‫کینه و سیاهی قلبم رو پُر کنه

11:42.666 --> 11:45.291
‫واسه همین می‌دونم که
‫داری برای جناح اشتباهی می‌جنگی،

11:45.375 --> 11:47.125
‫برای چیزی که دوستش داری نمی‌جنگی

11:47.208 --> 11:48.875
‫از سر نفرت داری می‌جنگی

11:51.000 --> 11:52.333
‫درست مثل آتش‌افزارها

11:53.583 --> 11:56.791
‫من هیچ شباهتی به آتش‌افزارها ندارم

12:18.791 --> 12:19.833
‫خداحافظ، جت

12:21.291 --> 12:23.958
‫ببین چه قدرتی به‌دست آوردی
‫همه‌ش به‌خاطر منه

12:24.041 --> 12:25.083
‫این کارِ تو نبود

12:25.916 --> 12:26.958
‫کار خودم بود

12:46.875 --> 12:48.041
‫هی!

12:48.708 --> 12:50.041
‫تو مال اینجا نیستی

12:50.875 --> 12:54.458
‫قربان، من مسئول انتقال زندانی‌ها شدم،

12:54.541 --> 12:58.000
‫ولی.. راستش دیر اومدم

12:58.083 --> 13:02.458
‫و.. اگه فرمانده‌ام بفهمه...
‫ببینید این ماه به‌قدر کافی خراب‌کاری کردم

13:04.083 --> 13:07.541
‫آتش‌افزار پیر رو بردن به گودال.
‫اون یکی هنوز اینجاست

13:09.250 --> 13:10.166
‫اون یکی؟

13:10.250 --> 13:12.958
‫آره، همون پسر کچلـه
‫امپراتور خواستن که ببینن‌اش

13:14.000 --> 13:15.958
‫خب، می‌خوای همین‌جا وایسی؟

13:16.708 --> 13:18.041
‫چی‌کار می‌کنی؟

13:24.041 --> 13:24.875
‫هوم

13:24.958 --> 13:27.458
‫برای وعدۀ اصلی، دوتا آپشن برات تدارک دیدم

13:28.958 --> 13:31.291
‫گوشت دندۀ کوچیک از جزیرۀ کانگورو

13:31.375 --> 13:34.458
‫عملاً می‌پره میره توی دلت!

13:40.514 --> 13:43.958
‫و گزینۀ دوم، جلبک آب‌پز

13:44.041 --> 13:46.831
‫شنیدم خیلی به پوست جلبک (کمک) می‌کنه

13:51.000 --> 13:52.791
‫خیلی خوبم من. جوکم عالی بود

13:52.875 --> 13:54.041
‫جلبک آب‌پز رو انتخاب می‌کنم

13:55.125 --> 13:55.958
‫هوم؟

13:56.041 --> 13:57.333
‫گوشت نمی‌خورم

13:58.666 --> 14:00.041
‫درسته، گوشت نمی‌خوری

14:03.083 --> 14:04.375
‫انتخاب خوبی بود

14:08.458 --> 14:10.500
‫صبرکن ببینم. این یه آزمون بود؟

14:10.583 --> 14:12.083
‫چی؟ آزمون؟

14:12.166 --> 14:15.500
‫نه. بیشتر.. یه بازی‌ـه

14:15.583 --> 14:17.666
‫تو همیشه عاشق بازی بودی، مگه نه؟

14:18.208 --> 14:22.791
‫پس.. صد سالِ تمام
‫توی یه کوه یخی منجمد شده بودی؟

14:23.291 --> 14:26.083
‫باید... جالب باشه

14:26.166 --> 14:27.666
‫نه‌خیر، وحشتناک بود

14:27.750 --> 14:30.583
‫بابا بی‌خیال. چقدر بد می‌تونسته باشه؟

14:30.666 --> 14:33.500
‫دنیا در آتش فرو رفته، مردم دارن می‌میرن،

14:33.583 --> 14:37.958
‫و جنا‌ب‌عالی... رفتی به خواب هفت‌پادشاه

14:38.041 --> 14:40.333
‫تمام بادافزارها رو نسل‌کشی کردن

14:42.208 --> 14:43.916
‫و من اونجا نبودم که کمک‌شون کنم

14:44.000 --> 14:48.291
‫خب اون راهب‌ها یکم خل‌وضع بودن.
‫درست نمی‌گم؟

14:48.375 --> 14:49.958
‫ها؟

14:50.041 --> 14:51.708
‫اون اتفاق یه حادثۀ غم‌انگیز بود

14:52.291 --> 14:54.000
‫و ممکنه بازم اتفاق بیفته،

14:54.541 --> 14:57.250
‫برای همین من باید هرچه زودتر خودم رو

14:57.333 --> 14:59.125
‫به قبیلۀ آب شمالی برسونم،

14:59.208 --> 15:01.291
‫و تو باید بذاری که من برم

15:01.791 --> 15:03.916
‫که بتونم آب‌افزارها رو نجات بدم

15:06.833 --> 15:09.458
‫بکاهویید (بیایید) برویم

15:10.166 --> 15:12.250
‫نه، نه، نه، نه

15:13.750 --> 15:16.750
‫بومی! این موضوع خیلی مهمه

15:16.833 --> 15:18.000
‫اصلاً اهمیت نمی‌دی؟

15:20.458 --> 15:21.458
‫اهمیت؟

15:23.250 --> 15:27.750
‫تو روت می‌شه منو نصیحت کنی؟

15:28.583 --> 15:32.375
‫نکنه شما صد سال آزگار
‫توی یک جنگ تکراری مبارزه کردی؟

15:32.875 --> 15:36.958
‫یا دیدی که تمام دنیای اطرافت
‫با خاک یکسان شده؟

15:37.666 --> 15:38.666
‫هان؟

15:40.023 --> 15:42.946
‫بذار من یه چیزی بهت بگم، آواتار

15:44.000 --> 15:46.625
‫شاید صد سالت باشه

15:48.416 --> 15:53.541
‫ولی صد سال زندگی نکردی،

15:54.041 --> 15:57.833
‫به‌خصوص این صد سال اخیر.

15:58.750 --> 16:01.041
‫نمی‌تونی کاری کنی باور کنم امیدت رو از دست دادی.

16:03.125 --> 16:04.291
‫حداقل تو نه، بومی.

16:04.916 --> 16:06.583
‫نه بابا؟

16:09.291 --> 16:11.833
‫چالش پذیرفته شد.

16:21.333 --> 16:22.666
‫فکر نکنم درست باشه.

16:22.750 --> 16:24.750
‫این تنها راه کوهستان بود.

16:25.458 --> 16:26.541
‫مطمئنی؟

16:27.708 --> 16:28.708
‫گوش کن.

16:29.541 --> 16:32.583
‫صدای... آهنگ مي‌شنوی؟

16:39.166 --> 16:43.916
‫♪ وقتی توی تاریکی گرفتار شدی ♪

16:45.791 --> 16:51.916
‫♪ و فقط سنگ و صخره جلو چشت بود ♪

16:52.006 --> 16:54.006
‫عه خوبه. اینو بردار، میشه؟

16:54.083 --> 16:57.708
‫♪ یادت باشه که یه هدیهٔ گران‌بها ♪

16:57.791 --> 17:00.625
‫♪ در اعماقش منتظرته ♪

17:00.708 --> 17:01.541
‫تکونش بده

17:01.625 --> 17:07.333
‫♪ پس یه کم بگرد و بعدش می‌تونی ♪

17:08.291 --> 17:11.500
‫♪ جواهر قلبم رو پیدا کنی ♪

17:12.041 --> 17:16.416
‫♪ جواهر قلبم رو ♪

17:16.500 --> 17:17.500
‫آره

17:25.666 --> 17:29.458
‫خیلی خوب بود.
‫خب اینجا چی‌کار می‌کنید؟

17:29.541 --> 17:32.125
‫ما اینجا چی‌کار می‌کنیم؟
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنید؟

17:32.958 --> 17:34.625
‫داریم کار خودمون رو می‌کنیم.

17:35.208 --> 17:38.000
‫صحیح... ولی چرا اینجا؟

17:38.083 --> 17:39.375
‫آکوستیکه.

17:39.958 --> 17:41.125
‫رو دستش تو اوماشو نیست.

17:48.416 --> 17:49.416
‫می‌شنوی؟

17:50.000 --> 17:52.875
‫هارمونی، همین رو می‌خوایم.

17:52.958 --> 17:56.291
‫هارمونی، موسیقی، عشق.

17:58.708 --> 18:02.833
‫اگه اینا مشکلی ندارن اینجا باشن،
‫ تونل‌ها احتمالا اون‌قدرا هم بد نباشن.

18:03.833 --> 18:07.458
‫تونل؟ نه، اینجا تونل نیست.

18:10.208 --> 18:12.041
‫اون تونله.

18:19.458 --> 18:21.541
‫آره، من باشم پام رو اونجا نمی‌ذارم.

18:22.208 --> 18:23.250
‫چاره‌ای نداریم.

18:25.416 --> 18:26.791
‫باید دوست‌مون رو پیدا کنیم.

18:28.375 --> 18:29.875
‫خب پس...

18:30.625 --> 18:32.166
‫احتمالاً باید این رو ببینید.

18:32.250 --> 18:34.208
‫حکایت دو تا عاشقه.

18:38.291 --> 18:42.250
‫اوما و شوما بالای کوهی که دو تا
‫روستا رو جدا کرده بود با هم آشنا شدن.

18:44.916 --> 18:47.958
‫روستاها با هم دشمن بودن،
‫پس نمی‌تونستن با هم باشن

18:48.041 --> 18:50.958
‫ولی عشق‌شون قوی بود
‫پس یه راهی پیدا کردن.

18:52.375 --> 18:54.541
‫خاک‌افزاری رو از گورکن‌های غول‌پیکر یاد گرفتن

18:54.625 --> 18:56.583
‫و اولین خاک‌افزار شدن.

19:00.541 --> 19:03.791
‫تونل‌های پیچیده‌ای ساختن که بتونن مخفیانه همو ببینن.

19:06.541 --> 19:09.375
‫ولی یه روز... اوما نیومد.

19:10.125 --> 19:12.000
‫توی یه حمله کشته شد.

19:14.291 --> 19:17.375
‫شو از سر ناراحتی قدرت خاک‌افزاریش رو به کار گرفت

19:17.458 --> 19:19.666
‫که روستاها رو به زانو در بیاره.

19:21.791 --> 19:23.750
‫می‌تونست همه‌شون رو نابود کنه

19:25.791 --> 19:28.708
‫ولی به‌جاش، اعلام آتش‌بس کرد.

19:32.166 --> 19:36.208
‫هر دو روستا کمک کردن یه شهر بسازن که
‫اونجا کنار هم در آرامش زندگی کنن.

19:36.708 --> 19:41.291
‫اسم شهر بزرگ رو به یادبود عشق‌شون گذاشتن اوماشو

19:47.333 --> 19:49.250
‫عشق در تاریکی درخشان‌تر است.

19:50.875 --> 19:51.916
‫اینو یادتون باشه

19:52.583 --> 19:54.750
‫به‌خصوص اگه می‌خواید برید تو اون تونل تاریک

19:54.833 --> 19:56.916
‫که هیچ موجود زنده‌ای ازش بر نمی‌گرده.

19:59.833 --> 20:02.708
‫♪ دو عاشق ♪

20:02.791 --> 20:05.916
‫چیزی نمیشه.
‫چیز ترسناکی اونجا نیست.

20:06.666 --> 20:10.458
‫درسته.
‫چیزی به اسم ارواح خشمگین نیست.

20:13.125 --> 20:15.708
‫♪ تونل مخفی ♪

20:15.791 --> 20:17.875
‫♪ تونل مخفی ♪

20:18.500 --> 20:21.000
‫♪ داخل کوه ♪

20:21.083 --> 20:28.000
‫♪ تونل مخفی، مخفی، مخفی ♪

20:28.083 --> 20:29.083
‫آره!

20:30.583 --> 20:31.625
‫بیچاره شدن.

20:33.541 --> 20:37.208
‫یه گروه کامل از خاک‌افزار‌ها،
‫فقط واسه یه پیرمرد.

20:37.916 --> 20:38.916
‫خجالت می‌دین.

20:40.208 --> 20:42.583
‫- ایست!
‫- نگه دارین

20:42.666 --> 20:44.291
‫نگه دارین!

20:49.916 --> 20:51.083
‫فقط محض احتیاطه.

20:53.000 --> 20:55.416
‫خیلی‌ها این طرفا هستن که دوست دارن بدونن

20:55.500 --> 20:58.166
‫اژدهای غرب معروف پیش‌شونه.

20:58.250 --> 21:02.291
‫ژنرالِ ملت آتش که ۶۰۰ روز باسینگ‌سه رو محاصره کرد.

21:02.875 --> 21:05.666
‫یکی شاید وسوسه بشه خودش دست به کار بشه.

21:06.625 --> 21:08.416
‫نمیشه بذاریم همچین اتفاقی بیفته، نه؟

21:10.416 --> 21:13.833
‫حالا، کاری هست که انجامش سفرت رو راحت‌تر کنه؟

21:16.500 --> 21:17.500
‫دستت درد نکنه.

21:18.166 --> 21:19.166
‫ممنون.

21:25.625 --> 21:27.053
‫مطمئنی؟

21:27.077 --> 21:28.666
‫یالا، تعارف نکنی یه وقت.

21:30.375 --> 21:31.875
‫راه زیادی تا سیاه‌چال مونده.

21:34.791 --> 21:37.166
‫و منم تا دلت بخواد وقت دارم.

21:45.250 --> 21:46.833
‫خیلی‌خب، افراد. سوار شید.

22:01.125 --> 22:02.541
‫پس می‌خوای بری شمال

22:02.625 --> 22:04.166
‫شمال...

22:04.250 --> 22:05.375
‫خوب نیست.

22:05.458 --> 22:07.375
‫از زمین و آسمون آتیش می‌باره.

22:07.458 --> 22:08.803
‫چاره‌ای نداریم.

22:08.827 --> 22:10.041
‫باید برم اونجا.

22:10.125 --> 22:13.666
‫از من به تو نصیحت.
‫مسیر مستقیم همیشه بهترین مسیر نیست.

22:13.750 --> 22:16.333
‫یعنی باید مسیر غیر مستقیم رو برم؟

22:22.500 --> 22:25.458
‫یعنی باید حواست باشه کجا داری میری.

22:25.541 --> 22:26.541
‫ها!

22:29.583 --> 22:31.125
‫بومی، این چیه؟

22:55.291 --> 22:57.166
‫بومی، چیو می‌خوای ثابت کنی؟

22:57.250 --> 22:58.791
‫ثابت کنم؟

22:58.875 --> 23:03.083
‫شاید می‌خوام بهت نشون بدم که
‫آواتار بودن نمی‌ذاره یه آب خوش از گلوت پایین بره.

23:03.833 --> 23:08.000
‫شاید فقط می‌خوام بازی کنم، مثل قدیم ندیما.

23:08.833 --> 23:13.791
‫و شاید فقط یه تیکه آب‌نبات می‌خواستم.

23:41.916 --> 23:43.000
‫دارم میام، عمو.

23:53.000 --> 23:54.000
‫از این طرف.

23:55.083 --> 23:56.500
‫نقشه اینو میگه؟

23:57.041 --> 24:00.375
‫هوم، نقشه واضح نیست ولی یه حدسی دارم.

24:01.333 --> 24:03.166
‫یه حدس؟

24:03.708 --> 24:06.833
‫آره، یه حدس، حس، غریزه.

24:10.125 --> 24:11.458
‫اونو دیدی؟

24:13.750 --> 24:14.875
‫چراغت رو خاموش کن.

24:20.458 --> 24:22.041
‫خب، کی فکرش رو می‌کرد؟

24:22.791 --> 24:26.000
‫«عشق در تاریکی درخشان‌تر است»
‫دیدی؟ یه سر نخ بود.

24:27.375 --> 24:30.458
‫باید بذاری تاریک بشه که بتونی نور رو دنبال کنی.

24:30.541 --> 24:32.000
‫این‌جوری مسیر رو میشه پیدا کرد.

24:32.791 --> 24:34.750
‫نور کریستال‌ها؟

24:35.833 --> 24:37.625
‫اینا همه‌جا هستن.

24:37.708 --> 24:39.750
‫رو دیوارها، کف زمین.

24:39.833 --> 24:41.958
‫- هر جایی ممکنه باشن.
‫- یه مسیره

24:42.041 --> 24:44.833
‫گفت «عشق در تاریکی درخشان‌تر است»
‫نه «سنگ‌های درخشان»

24:44.916 --> 24:45.916
‫اینا جزو اختیارات شاعره.

24:45.958 --> 24:48.125
‫به قول مطرب، عشق راه‌ حله.

24:48.208 --> 24:50.333
‫فقط به عشق نیاز داری.
‫عشقه که دنیا رو بهتر می‌کنه.

24:50.416 --> 24:52.000
‫الان به مطرب گوش میدی؟

24:53.333 --> 24:56.041
‫- ساکا، صبر کن.
‫- کاتارا، مشکلت چیه؟

24:56.125 --> 24:58.291
‫مشکلم اینه که منو جدی نمی‌گیری.

24:59.125 --> 24:59.958
‫باز شروع شد.

25:00.041 --> 25:02.791
‫- من دیگه دختر بچه نیستم.
‫- ولی مثل دختر بچه‌ها رفتار می‌کنی

25:02.875 --> 25:04.708
‫و تو همه‌ش جوری رفتار می‌کنی انگاری همه‌چی رو می‌دونی

25:04.791 --> 25:07.666
‫وقتی که حتی نتونستی بفهمی
‫که یه خائن سرت شیره مالیده.

25:07.750 --> 25:10.470
‫- یه کلوم از دختری که عاشق یه تروریست شده.
‫- این‌جوری نشد

25:10.500 --> 25:13.517
‫- نباید اصلاً باهاش صحبت می‌کردی.
‫- حق نداری بگی با کی حرف بزنم!

25:13.541 --> 25:16.250
‫- تو هم حق نداری منو نادیده بگیری.
‫- حق دارم اگه احمق بازی در بیاری.

25:16.333 --> 25:18.375
‫- بابا من رو مسئول کرده.
‫- تو بابا نیستی!

25:18.458 --> 25:19.541
‫بابا!

25:34.208 --> 25:36.416
‫فکر کنم دیگه توی خلیج گرگ نیستیم، نه؟

25:38.041 --> 25:39.041
‫آره انگاری.

25:43.000 --> 25:45.333
‫فکرش رو کن اگه عزیزجون الان ما رو ببینه.

25:49.083 --> 25:51.166
‫واقعاً دلم واسه گوشتای فُک خشک شده‌ش تنگ شده.

25:51.666 --> 25:52.708
‫یا نودل‌هاش

25:53.625 --> 25:55.041
‫با سوپ داغ.

25:55.125 --> 25:56.333
‫به زودی می‌خوریم.

25:58.041 --> 25:59.291
‫این‌جوری فکر می‌کنی؟

26:03.875 --> 26:04.875
‫نمی‌دونم.

26:10.666 --> 26:11.666
‫یالا

26:12.250 --> 26:13.458
‫بهتره راه بیفتیم.

26:17.416 --> 26:20.541
‫گوشت فُک خشک شده.
‫هنوزم نمی‌دونم چطور این چیزا رو می‌خوردی.

26:24.375 --> 26:26.125
‫بیارش اینجا. بیارش.

26:28.208 --> 26:29.625
‫رو این یکی زین بنداز.

26:39.208 --> 26:41.083
‫آتش‌افزارها که آب نمی‌خوان، نه؟

26:47.958 --> 26:49.375
‫می‌دونی، توی باسینگ‌سه

26:50.000 --> 26:53.458
‫شهر مجبور شد بعد از سال اول محاصره آب رو جیره بندی کنه.

26:55.958 --> 26:57.291
‫ارتشی بودن ما...

26:58.166 --> 26:59.750
‫برامون یه مزیت‌های خاصی داشت.

27:03.833 --> 27:04.958
‫ولی برادرم...

27:06.958 --> 27:08.250
‫آدم دل نازکی بود.

27:11.625 --> 27:13.305
‫غذا و آب از جوخه‌ش جمع کرد

27:13.333 --> 27:14.916
‫و دادش به بچه‌ها.

27:17.500 --> 27:21.583
‫شبی که دیوار شرقی رو آتیش زدی نگهبان بود.

27:24.333 --> 27:26.300
‫تا آتیش رو خاموش کردیم

27:26.324 --> 27:28.541
‫چیزی ازش واسه دفن کردن باقی نمونده بود.

27:33.708 --> 27:35.041
‫۱۹ سالش بود.

27:39.375 --> 27:40.791
‫اون همه جوون پر پر شدن.

27:41.958 --> 27:43.125
‫اون همه جنگ و نزاع

27:44.250 --> 27:46.125
‫و همچنان باسینگ‌سه رو پاش ایستاده.

27:48.458 --> 27:49.541
‫ارزشش رو داشت؟

27:52.041 --> 27:53.333
‫هر دو طرف در جنگ بودیم.

27:54.166 --> 27:55.166
‫من یه سرباز بودم.

27:55.250 --> 27:56.625
‫تو یه قصاب بودی.

28:05.791 --> 28:06.791
‫می‌دونی...

28:09.500 --> 28:12.500
‫هنوز شبا که می‌خوابم بوی دود به مشامم می‌رسه.

28:15.458 --> 28:17.000
‫هیچ‌وقت از خاطرت نمیره.

28:33.500 --> 28:35.250
‫جنگ اون روی آدما رو نشون میده.

28:36.541 --> 28:38.875
‫یه سریا از چیزی که باهاش مواجه می‌شیم خوش‌مون نمیاد.

28:39.375 --> 28:42.458
‫الان با این حرفای حقیرانه‌ات می‌خوای بگی
‫بابت کاری که کردی شرمنده‌ای؟

28:43.791 --> 28:45.958
‫در مورد خودم صحبت نمی‌کردم.

28:56.208 --> 28:57.208
‫قربان

29:01.250 --> 29:02.250
‫کاری نکنید.

29:10.041 --> 29:11.583
‫وای، حقیقت داره، نه؟

29:14.500 --> 29:16.375
‫تو بویی از انسانیت نبردی.

29:19.166 --> 29:22.166
‫تو هیچی از فقدان و سوگ نمی‌دونی.

29:31.170 --> 29:34.683
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:46.916 --> 29:48.596
‫حقیقت داره که محاصره رو رها کرده؟

29:48.625 --> 29:50.875
‫درسته، بعد از این‌که پسرش کشته شد.

29:50.958 --> 29:54.625
‫پس پسرش مثل یه قهرمان می میره،
‫و از خودش تا ابد مثل یه بزدل یاد میشه.

29:59.250 --> 30:03.250
‫برادر، خیالت راحت باشه که لو تن تا ابد

30:03.333 --> 30:06.166
‫به عنوان قهرمان ملت آتش ستایش میشه.

30:06.875 --> 30:07.958
‫ممنون، اوزای.

30:11.250 --> 30:13.833
‫فداکاری‌هاش رو توی افسانه‌ها خواهند گفت.

30:23.416 --> 30:24.416
‫عمو

30:25.833 --> 30:29.041
‫چه افتخار بزرگی نصیب شما و لو تن شده

30:29.958 --> 30:32.041
‫که حین خدمت به ملت آتش کشته بشین.

30:52.000 --> 30:57.166
‫وقتی مطالعاتم خوب پیش نمی‌رفت
‫و پدر راضی نبود

30:58.500 --> 31:00.958
‫لو تن این رو بهم داد.

31:02.291 --> 31:06.916
‫بابت نفر اول شدن توی کلاس
‫افسری‌اش بهش داده بودن.

31:09.708 --> 31:14.708
‫گفت که باید مال کسی باشه که
‫مقدر شده کارای بزرگ انجام بده.

31:14.791 --> 31:16.208
‫بهم قدرت بخشید.

31:33.625 --> 31:35.375
‫لو تن هیچ‌وقت نیازش نداشت

31:35.458 --> 31:37.708
‫چون قوی‌ترین آدمی بود که می‌شناختم.

32:26.500 --> 32:27.791
‫داره قلقش دستت میاد.

32:28.791 --> 32:31.208
‫به‌خاطر تمرین و یه سری راهنمایی‌های خوبه.

32:31.958 --> 32:33.291
‫عه؟ از طومار؟

32:34.250 --> 32:35.250
‫آره.

32:36.250 --> 32:39.458
‫و جت، واسه یه سری چیزا کمکم کرد.

32:41.416 --> 32:44.208
‫اونم مثل ما خونواده‌ش رو از دست داده بود.

32:44.291 --> 32:46.666
‫می‌دونه اون خاطرات چطور مانع پیشرفتت میشه.

32:47.291 --> 32:49.666
‫چشام رو به این موضوع باز کرد که فقط داشتم

32:49.750 --> 32:52.791
‫به این‌که مامان چطور مرده و چطور زندگی کرده

32:55.083 --> 32:58.875
‫جت شاید مسیر اشتباهی رو طی کرده باشه
‫ولی بقیه اونو وارد این مسیر کردن.

32:59.375 --> 33:00.500
‫درست مثل سای.

33:05.333 --> 33:07.375
‫می‌دونی، سای بهم گفت که باید طراح بشم.

33:08.583 --> 33:09.958
‫که هدف خلقتمه.

33:12.333 --> 33:14.083
‫- باورش داری؟
‫- نمی‌دونم

33:14.166 --> 33:17.126
‫ولی خوب بود که یکی می‌گفت یه چیزی
‫واسه ارائه به دنیا دارم.

33:18.041 --> 33:20.291
‫به‌جز مهارت‌های ممتاز جنگیدنم.

33:22.583 --> 33:23.583
‫ساکا

33:24.458 --> 33:27.375
‫چیزی که در مورد تو و بابا گفتم...

33:28.583 --> 33:29.583
‫بی‌خیالش.

33:30.166 --> 33:33.791
‫قبیله رو رهبری کردی و ازمون محافظت
‫کردی وقتی هیچ‌کس نبود کمکت کنه.

33:35.375 --> 33:37.958
‫بابا هیچ‌وقت چنین فشاری رو تحمل نکرد.

33:40.416 --> 33:41.875
‫واسه تو سخت‌تر بود.

33:53.541 --> 33:56.458
‫عه، این درست نیست.

33:58.375 --> 34:00.412
‫کریستال‌ها، فقط کریستال بودن

34:00.436 --> 34:01.717
‫همون‌طور که گفتم.

34:10.333 --> 34:13.916
‫این نباید اینجا باشه.
‫ما قبلاً اینجا بودیم، ولی این دیوار نبود.

34:14.000 --> 34:15.250
‫چطور ممکنه؟

34:16.125 --> 34:17.208
‫نیست.

34:18.625 --> 34:19.625
‫مگه این‌که...

34:21.250 --> 34:22.875
‫تونل‌ها دارن عوض میشن.

34:27.416 --> 34:31.916
‫پشت این درها یه چالش خوفناک هست.

34:32.000 --> 34:35.416
‫یه آزمون واقعی برا این‌که ببینیم
‫حاضری آواتار بشی یا نه.

34:37.208 --> 34:38.666
‫بومی

34:38.750 --> 34:42.125
‫این همه چالش، بازی، آزمون،
‫هیچ‌کدوم‌شون با عقل جور در نمیان

34:42.208 --> 34:44.666
‫این صد سال گذشته هیچی با عقل جور در نیومده.

34:45.916 --> 34:47.208
‫تو همچین آدمی نیستی.

34:48.250 --> 34:52.041
‫بومی‌ای که می‌شناسم، یه بچهٔ باحال و خوشحاله

34:52.125 --> 34:55.625
‫که عاشق سنگ پرت کردن رو آبه
‫و همیشه به دوستاش فکر می کنه.

34:56.541 --> 34:57.541
‫هوم...

34:58.583 --> 35:00.916
‫معتقدم اون بچه هنوز درونته.

35:03.708 --> 35:04.916
‫خیلی باهوشی.

35:06.291 --> 35:09.833
‫تو فقط به بازی و این چیزا اهمیت میدی، مگه نه آواتار؟

35:09.916 --> 35:12.375
‫کی به مسئولیت اهمیت میده؟

35:12.458 --> 35:15.875
‫کی به نجات دنیا فکر می‌کنه؟

35:15.958 --> 35:19.583
‫نه. از زیر کار در رفتن بیشتر حال میده، نه؟

35:21.250 --> 35:22.250
‫خب...

35:23.583 --> 35:27.625
‫بیا آخرین بازی رو هم بکنیم.

35:46.500 --> 35:47.875
‫همون‌طور که قول دادم

35:49.375 --> 35:53.541
‫آخرین بازی، آواتار.

35:53.625 --> 35:56.041
‫ساده‌ترینش.

35:56.666 --> 35:59.583
‫تو در برابر من.

36:05.458 --> 36:07.708
‫تا مرگ

36:12.041 --> 36:14.000
‫مسخره‌ست. چطور تونل‌ها ممکنه عوض بشن؟

36:14.083 --> 36:16.958
‫- می‌دونستم کریستال‌ها اشتباه بودن.
‫- میشه بعداً بکوبیش تو صورتم؟

36:21.291 --> 36:22.916
‫امکان داره تصورش کرده باشم؟

36:36.500 --> 36:37.500
‫گورکن غول‌پیکر

36:53.375 --> 36:54.500
‫آخ

37:03.375 --> 37:05.375
‫کمکش کن.

37:34.083 --> 37:35.083
‫ها؟

37:43.458 --> 37:44.541
‫بزن دیگه

37:46.416 --> 37:47.416
‫بکش!

37:49.041 --> 37:50.708
‫همه به اندازهٔ کافی شاهد مرگ بودیم.

38:04.375 --> 38:07.041
‫وقتی به یه خاک‌افزار رحم کنی همین میشه دیگه.

38:11.958 --> 38:14.041
‫آخ

38:14.125 --> 38:15.125
‫خوبی

38:16.541 --> 38:17.750
‫باید بریم.

38:19.083 --> 38:20.750
‫- فکر کنم باید قبلش استراحت...
‫- وقت نیست

38:20.833 --> 38:22.833
‫به زودی سربازای بیشتری می‌فرستن

38:22.916 --> 38:24.916
‫باید همین الان بریم.

38:33.666 --> 38:34.916
‫آخ

38:35.541 --> 38:36.541
‫کاتارا

38:44.666 --> 38:45.666
‫ممنون

38:55.500 --> 38:56.333
‫بن بسته.

39:02.708 --> 39:03.791
‫کاتارا، معذرت می‌خوام.

39:05.083 --> 39:06.166
‫منم.

39:15.416 --> 39:17.125
‫چه خبره؟ مُردیم؟

39:26.500 --> 39:28.416
‫عشق در تاریکی درخشان‌تر است.

39:29.916 --> 39:31.583
‫در مورد کریستال‌ها نبود

39:31.666 --> 39:34.000
‫این چیزی نبوده که اوما و شو رو از کوه رد کرده.

39:42.666 --> 39:43.666
‫کوره.

39:44.208 --> 39:47.166
‫با چشم مسیرشون رو پیدا نمی‌کنن
‫حسی عمل می‌کنن.

39:48.208 --> 39:50.458
‫احساسات رو حس می‌کنن و بهشون واکنش نشون میدن.

39:51.166 --> 39:54.083
‫خشم، ترس، ولی بیشتر عشق.

39:56.583 --> 39:58.500
‫عشق در تاریکی درخشان‌تر است.

40:00.666 --> 40:02.250
‫پس به عشق واکنش نشون میدن؟

40:04.333 --> 40:06.291
‫به‌نظرت واکنش‌شون به کلمات چیه؟

40:06.375 --> 40:09.125
‫ببخشید، آقای گورکن غول‌پیکر

40:09.833 --> 40:12.750
‫خیلی ممنون می‌شیم اگه مسیر ورود به قصر رو نشون بدین.

40:13.458 --> 40:14.458
‫لطفا؟

40:26.125 --> 40:27.125
‫عه...

40:53.875 --> 40:56.041
‫لطفا، بومی! نیازی به این کار نیست.

40:56.125 --> 40:57.500
‫ولی هست

40:58.083 --> 41:01.541
‫یه سریا مجبورن بجنگن، حتی وقتی نمی‌خوان.

41:01.625 --> 41:04.000
‫جنگ همینه.

41:08.708 --> 41:10.875
‫نه!

41:12.541 --> 41:14.291
‫آخ

41:17.875 --> 41:21.458
‫اگه اینجا بودی می‌دونستی، ولی نبودی.

41:23.500 --> 41:24.583
‫ما رو ول کردی.

41:27.291 --> 41:29.541
‫تو آواتار بودی.

41:30.750 --> 41:32.625
‫و ما رو ول کردی.

41:36.125 --> 41:39.041
‫تو این دنیا نمیشه رو هیچ‌کس حساب کرد

41:39.958 --> 41:41.250
‫حتی رو دوستات.

41:48.375 --> 41:50.375
‫به‌خصوص دوستات.

42:00.208 --> 42:02.208
‫اه

42:21.125 --> 42:23.791
‫خب، با این‌که خوش گذشت

42:23.875 --> 42:28.166
‫وقتشه که بازی تموم بشه.

42:35.000 --> 42:36.375
‫ها؟

42:48.291 --> 42:51.041
‫بومی، نمی‌تونم جفت‌شون رو نگه دارم

42:51.125 --> 42:52.125
‫بذار بیفته.

42:52.583 --> 42:54.958
‫بذار بیفته، و برنده شو!

42:55.041 --> 42:58.000
‫- بومی، این بازی نیست.
‫- چرا، هست

42:58.708 --> 43:02.166
‫بازی‌ای که باید تصمیمات غیر ممکن بگیری.

43:02.250 --> 43:05.291
‫این شهر رو نجات بدم، یا اونو؟

43:05.375 --> 43:09.291
‫کی آخرین تیکهٔ غذا رو بخوره؟
‫یتیم؟ یا سرباز؟

43:09.375 --> 43:12.375
‫باید چنین تصمیماتی بگیری

43:12.458 --> 43:16.750
‫هر روز و هر سال.

43:16.833 --> 43:20.666
‫و فقط واسه نجات این یه شهره.

43:20.750 --> 43:23.541
‫تو باید کل دنیا رو نجات بدی.

43:23.625 --> 43:24.916
‫بذار بیفته، آنگ

43:25.791 --> 43:29.833
‫و یاد بگیر که آواتار بودن یعنی چی.

43:30.625 --> 43:31.625
‫نه!

43:35.708 --> 43:38.708
‫پس دنیا به فنا رفته.

43:44.583 --> 43:45.750
‫ساکا، برو پیش پادشاه

43:50.041 --> 43:51.458
‫ها؟

43:51.541 --> 43:52.791
‫آخ

43:52.875 --> 43:54.166
‫آنگ، الان.

43:59.291 --> 44:00.166
‫خوبی؟

44:02.458 --> 44:04.833
‫خب، بچه جون، معلومه که بلدی خونه رو خراب کنی.

44:09.750 --> 44:12.791
‫متقلب! تقلب کردی!

44:13.291 --> 44:15.375
‫تنهایی انجامش ندادی

44:15.458 --> 44:18.708
‫پس هیچی یاد نگرفتی.

44:18.791 --> 44:20.000
‫اشتباه می‌کنی

44:20.083 --> 44:22.333
‫می‌تونی رو دوستات حساب کنی

44:22.833 --> 44:26.208
‫و فقط این‌جوری می‌تونم دنیا رو نجات بدم.

44:27.416 --> 44:28.833
‫با دوستام.

44:28.916 --> 44:31.958
‫مثل یه بچه فکر می‌کنی.

44:34.250 --> 44:36.000
‫خیلی بده؟

44:38.166 --> 44:39.166
‫ها؟

44:41.833 --> 44:42.833
‫اینو یادته؟

44:43.875 --> 44:45.416
‫واسه صدا زدن یه دوست استفاده می کنم.

44:47.875 --> 44:49.291
‫الان می‌خوام همین کار رو کنم.

44:51.958 --> 44:53.708
‫یه دوست قدیمی رو صدا کن.

45:00.208 --> 45:01.208
‫حق با تو بود.

45:03.333 --> 45:06.375
‫کنار دنیا نبودم، یا کنار تو

45:08.708 --> 45:09.791
‫ولی الان هستم.

45:23.583 --> 45:24.666
‫والاحضرت

45:25.666 --> 45:27.666
‫درخواست تجدید قوا کردیم.

45:28.500 --> 45:30.958
‫و... نگهبانای دیوار رو دوبرابر کردی؟

45:31.041 --> 45:34.208
‫- بله، والاحضرت.
‫- خوبه، بگو زود میام اونجا

45:35.708 --> 45:37.291
‫وایسا، چه خبره؟

45:38.291 --> 45:42.208
‫نیروهای ملت آتش حرکت کردن.
‫تا صبح می‌رسن اینجا.

45:42.291 --> 45:43.708
‫بهتون حمله شده؟

45:43.791 --> 45:47.708
‫بهمون میشه، ولی به‌نظرم آماده باشیم.

45:47.791 --> 45:50.750
‫خوشبختانه یه منبع قبلش بهمون خبر داد.

45:52.958 --> 45:54.041
‫سای؟

45:54.118 --> 45:57.409
‫طراح به فرمانده‌ها در مورد یه شبکهٔ جاسوسی تو شهر هشدار داد.

45:57.500 --> 46:01.291
‫کمک کرد که جمع‌شون کنیم
‫حالا همه‌تون از اینجا برید.

46:01.875 --> 46:04.596
‫آواتار باید جاهایی که لازمه.

46:04.620 --> 46:06.625
‫ما می‌تونیم از خودمون دفاع کنیم.

46:07.333 --> 46:10.500
‫وقتشه که اوماشو دوباره به جنگ بپیونده.

46:11.958 --> 46:17.791
‫آها، ولی یه چالش دیگه واسه‌ات دارم.

46:25.916 --> 46:27.458
‫کلم‌هام!

46:38.000 --> 46:39.958
‫آخ

46:47.750 --> 46:50.833
‫انگاری مدام در حال رفت و آمد با قایقیم.

46:52.041 --> 46:54.666
‫شاید سرنوشت ما همینه، شاهزاده زوکو.

47:27.333 --> 47:29.916
‫خوبه، هنوز خیلی دیر نیست.

47:31.000 --> 47:33.392
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی، عمو؟
‫- درست مثل تو

47:33.416 --> 47:37.250
‫آمادهٔ شروع سفری‌ام که قطعاً به یادموندنی میشه.

47:39.750 --> 47:41.125
‫می‌خوای با من بیای؟

47:41.708 --> 47:43.240
‫حسابی آماده‌ام.

47:43.264 --> 47:44.666
‫به اندازه کافی چایی آوردم.

47:47.250 --> 47:48.791
‫پرستار لازم ندارم.

47:55.375 --> 47:56.500
‫دوست چطور؟

48:08.750 --> 48:10.750
‫پدرم خیل واضح گفت

48:11.750 --> 48:14.458
‫که تا آواتار رو پیدا نکردم بر نگردم...

48:16.458 --> 48:17.458
‫که یعنی...

48:18.625 --> 48:21.583
‫خیلی طول می‌کشه تا برگردیم خونه.

48:27.041 --> 48:28.041
‫خونه

48:32.041 --> 48:35.250
‫هر چی که لازم دارم رو این قایقه.

48:42.250 --> 48:45.541
‫گفت که، به اندازه کافی چایی آوردم.

49:06.125 --> 49:07.250
‫چی شده، زوکو؟

49:08.541 --> 49:09.583
‫هیچی.

49:12.833 --> 49:13.958
‫بذار ببرمت خونه.

49:20.019 --> 49:40.559
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
