WEBVTT

00:34.791 --> 00:36.333
‫مطمئنم پیداش میشه

00:36.416 --> 00:39.000
‫احتمالاً یادت رفته کجا گذاشتیش

00:39.083 --> 00:42.625
‫در ضمن یادت باشه که
‫اون دفتر آواتار رو پیدا نکرد

00:42.708 --> 00:43.750
‫تو پیداش کردی

00:44.583 --> 00:47.500
‫شاید دفترت واسه جمع‌بندی
‫افکارت مفید بوده باشه

00:47.583 --> 00:50.375
‫ولی تلاش بی‌وقفه‌ات تو رو به آواتار رسوند

00:50.458 --> 00:51.458
‫فرار کرد!

00:52.666 --> 00:54.125
‫جنگجوی نهایی!

00:55.250 --> 00:58.000
‫- اون یه ترسوئـه!
‫- نمی‌دونم

00:58.083 --> 00:59.666
‫ولی مشخصـه که این آواتار

00:59.750 --> 01:03.166
‫همونی نیست که تو یا
‫هر کس دیگه‌ای انتظارش رو داشتید

01:08.416 --> 01:11.458
‫تا وقتی پیداش نکنیم متوجه نمی‌شیم و
‫صد درصد پیداش می‌کنیم

01:11.958 --> 01:14.392
‫من هنوز وارث تاج و تخت هستم.
‫این باید یه ارزشی داشته باشه،

01:14.416 --> 01:16.250
‫حتی توی این آشغال‌دونی دور افتاده

01:16.333 --> 01:17.416
‫همینطوره

01:17.500 --> 01:18.416
‫و در این مورد

01:18.500 --> 01:22.166
‫دقیقاً چون جای ساکت‌تری هستیم

01:22.250 --> 01:24.000
‫برگ برنده داریم

01:25.333 --> 01:28.625
‫مگه یه آواتار کجاها می‌تونه مخفی بشه؟

01:32.291 --> 01:34.625
‫جزیره‌ی کیوشی فقط
‫چند ساعت با اینجا فاصله داره

01:34.708 --> 01:38.333
‫طبق این، آواتار کیوشی جزو
‫سرسخت‌ترین جنگجویان بوده و

01:38.416 --> 01:40.541
‫بهش میگن استادِ «حالت آواتاری»

01:40.625 --> 01:43.541
‫شاید توی معبدش چیزی باشه که
‫کمکم کنه قدرتم رو کنترل کنم قبل اینکه...

01:43.625 --> 01:44.625
‫کسی رو بُکشی؟

01:45.458 --> 01:47.291
‫قبل اینکه دوباره اتفاق بیفته

01:52.625 --> 01:54.291
‫- وقتشـه بریم خونه
‫- چی؟

01:54.375 --> 01:56.791
‫ما وظیفه‌ی خودمون رو انجام دادیم.
‫از دستِ آتش‌افزارها نجاتش دادیم.

01:56.875 --> 01:58.833
‫وقتشـه بریم خونه. وظیفه‌ی من...

02:00.500 --> 02:03.208
‫وظیفه‌ی ما محافظت از دهکده‌ست،
‫همونطور که پدر بهمون گفت

02:03.291 --> 02:04.750
‫اونا می‌تونن از خودشون محافظت کنن

02:04.833 --> 02:07.666
‫بعلاوه، اگه نتونیم دنیا رو نجات بدیم،
‫نجات دادن «خلیج گرگ» چه فایده‌ای داره؟

02:07.750 --> 02:10.833
‫کاتارا، خودت می‌فهمی چی میگی؟
‫دنیا رو نجات بدیم؟

02:10.916 --> 02:12.583
‫- آخه ما؟
‫- چرا که نه؟

02:12.666 --> 02:15.541
‫اگه دنیا شانسی قراره داشته باشه،
‫به آنگ نیاز داره

02:16.208 --> 02:17.416
‫و حق با توئـه

02:17.500 --> 02:20.000
‫ما یه وظیفه‌ای داریم و
‫وظیفه‌مون محافظت از آواتاره

02:20.083 --> 02:22.291
‫محافظت از اون؟
‫می‌خوای از اون محافظت کنی؟

02:22.375 --> 02:25.000
‫کسی که چیزی نمونده بود
‫بالای این کوه ما رو بترکونه؟

02:25.083 --> 02:27.125
‫موضوع فقط کمک به آنگ نیست

02:27.208 --> 02:30.416
‫از وقتی پاش به زندگی‌مون باز شد،
‫همه چی برام تغییر کرد

02:30.500 --> 02:33.416
‫قبل از ملاقات با اون، به اندازه‌ی
‫سر سوزن هم نمی‌تونستم آب کنترل کنم

02:33.500 --> 02:37.041
‫و حالا ببین چه کارهایی ازم بر میاد!
‫تازه اونم بعد از فقط یه روز!

02:40.375 --> 02:41.541
‫به اطرافت نگاه کن

02:42.125 --> 02:43.541
‫ببین الان کجاییم

02:44.125 --> 02:47.208
‫تو رو نمی‌دونم، ولی من نمی‌تونم برگردم

03:05.958 --> 03:08.458
‫کاتارا، توی کیفت یه خبرایی هست

03:21.291 --> 03:23.583
‫آهای! اون غذای ماست

03:24.083 --> 03:25.458
‫اون چیه؟

03:25.541 --> 03:26.750
‫یه لمور بال‌دار!

03:28.708 --> 03:30.541
‫قبلاً مثل مور و ملخ توی آسمون بودن

03:34.833 --> 03:36.041
‫این چیه؟

03:43.333 --> 03:45.000
‫کاتارای عزیزم

03:45.666 --> 03:49.166
‫این طومار نسل اندر نسل
‫بین آب‌افزارهای قبیله‌مون

03:49.250 --> 03:50.791
‫دست به دست شده

03:50.875 --> 03:55.958
‫هر چیزی که لازمه واسه شروع
‫آموزش کنترل‌کردن بدونی، توی این هست

03:56.541 --> 04:00.083
‫نمی‌دونی پنهان کردنِ این از تو
‫چقدر سخت بوده

04:00.625 --> 04:03.416
‫چون ملتِ آتش
‫آب‌افزارها رو شکار می‌کردن

04:03.500 --> 04:06.416
‫نگه داشتنش برات خیلی خطرناک بود

04:07.458 --> 04:10.166
‫ولی حالا که ماجراجویی رو شروع کردی

04:10.250 --> 04:12.791
‫باید چیزی رو که متعلق به توئـه داشته باشی

04:12.875 --> 04:14.791
‫تو یه آب‌افزاری

04:15.291 --> 04:19.333
‫همیشه همین بودی و هستی

04:20.083 --> 04:21.750
‫هیچ‌وقت این رو فراموش نکن

04:22.666 --> 04:26.208
‫دیدی؟ اگه خونه رو ترک نمی‌کردیم
‫هیچ‌وقت این به دستم نمی‌رسید

04:26.791 --> 04:29.666
‫باشه. بریم جزیره‌ی کیوشی و
‫ببینیم چی پیش میاد

04:31.666 --> 04:33.750
‫آنگ، آماده‌ی رفتن هستی؟

04:37.083 --> 04:38.916
‫اول باید یه کاری انجام بدم

04:53.041 --> 04:55.375
‫همه‌ی عمر تو کنارم بودی

04:57.375 --> 04:58.750
‫ولی من کنارت نبودم

05:00.750 --> 05:01.791
‫خداحافظ، گیاتسو

05:03.166 --> 05:04.166
‫متأسفم

05:12.000 --> 05:22.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

05:22.001 --> 05:29.001
‫« آواتار: آخرین بادافزار »

05:33.002 --> 05:38.002
‫« جنگجویان »

05:38.003 --> 05:43.003
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:43.027 --> 05:45.027
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده

05:57.666 --> 05:59.267
‫می‌خوای بهمون ملحق شی، مومو؟

05:59.291 --> 06:00.625
‫مومو؟

06:01.208 --> 06:03.791
‫آره. بهش می‌خوره اسمش مومو باشه،
‫مگه نه؟

06:04.750 --> 06:07.791
‫- مثل خودت که اسم ساکا بهت می‌خوره
‫- توش بحثی نیست

06:10.375 --> 06:13.125
‫شرط می‌بندم مزه‌ی مرغ میدی

06:21.208 --> 06:23.583
‫زوکو، باید اینو امتحان کنی. توش...

06:24.250 --> 06:25.833
‫- چی داره؟
‫- تخم بلدرچین

06:26.416 --> 06:29.875
‫تخم بلدرچین. خیلی خوبه واسه...

06:30.583 --> 06:31.791
‫نشاط؟

06:31.875 --> 06:33.583
‫نشاط!

06:36.166 --> 06:38.291
‫اینجا چیکار می‌کنیم، عمو؟

06:41.166 --> 06:45.458
‫این بندر مقر فرماندهی
‫منطقه‌ای کشورِ آتشـه

06:46.166 --> 06:48.416
‫مرکز اطلاعاتِ محلیـه

06:48.500 --> 06:51.166
‫اگه توی این منطقه
‫هر اتفاق غیرعادی‌ای بیفته

06:51.250 --> 06:52.791
‫به اینجا گزارش میشه

06:52.875 --> 06:54.583
‫زده به سرت؟

06:54.666 --> 06:57.916
‫می‌خوای از یه مقر فرماندهی کشور آتش
‫بپرسی که آواتار رو دیدن یا نه؟

06:58.000 --> 07:01.125
‫اگه خبرش درز کنه،
‫عالم و آدم میفتن دنبالش

07:01.208 --> 07:02.666
‫ممکنه همه چی رو ببازم

07:02.750 --> 07:04.583
‫آروم باش، شاهزاده زوکو

07:04.666 --> 07:08.500
‫یه چیزی که باید یاد بگیری، اینه که
‫چطور بدون رو کردنِ قصد واقعی‌ت

07:08.501 --> 07:10.458
‫به خواسته‌ات برسی

07:12.125 --> 07:15.541
‫باید از یکدلی و عقلت استفاده کنی

07:15.625 --> 07:21.250
‫ولی از همه مهم‌تر، باید داشته باشی...
‫برنج چسبناک!

07:24.708 --> 07:26.791
‫عمو، واسه این کارها وقت نیست

07:35.666 --> 07:37.125
‫اوناهاشش

07:37.208 --> 07:38.916
‫بانوی ترسناکِ غول‌پیکر

07:49.083 --> 07:50.125
‫اوه

07:55.375 --> 07:56.375
‫اینو نگاه

07:58.083 --> 08:00.875
‫ساکا، اونجا رفتن کار درستیـه؟

08:05.583 --> 08:06.791
‫آنگ!

08:10.583 --> 08:12.517
‫- ساکا!
‫- چیه؟ چی شده؟

08:12.541 --> 08:13.941
‫- مراقب باش!
‫- آهای!

08:14.625 --> 08:15.541
‫آخ!

08:15.625 --> 08:17.916
‫شما بی‌اجازه وارد زمین مقدس شدید

08:18.000 --> 08:21.583
‫بس کنید! دارید اشتباه می‌‌کنید!
‫اون آواتاره!

08:21.666 --> 08:24.750
‫چرت نگو. اگه آواتار بود،
‫نشونه‌هایی داشت

08:35.375 --> 08:37.375
‫گمونم اون یه نشونه باشه

08:42.666 --> 08:45.708
‫خیلی وقت بود کسی گذرش به اینجا نیفتاده بود

08:45.791 --> 08:47.250
‫دلیلش هم مشخصـه

08:47.333 --> 08:49.166
‫به مدت صد سال

08:49.666 --> 08:53.208
‫جزیره‌ی کیوشی با فاصله گرفتن،
‫از تاخت و تازِ جنگ

08:53.291 --> 08:55.416
‫در امان مونده

08:55.500 --> 08:58.833
‫توقع داریم دنیای بیرونی هم
‫همین کار رو بکنه

08:58.916 --> 09:00.958
‫نیومدیم اینجا که دردسر درست کنیم

09:01.041 --> 09:04.333
‫فقط و فقط می‌خوام از
‫آواتار کیوشی بیشتر بدونم

09:04.416 --> 09:08.000
‫مگه اینجا واسه همین نیست؟
‫زنده نگه داشتنِ یاد و خاطره‌اش؟

09:08.083 --> 09:09.642
‫- ما تهدید نیستیم
‫- شاید نباشید

09:09.666 --> 09:13.833
‫ولی بازدیدکننده‌های بعدی شاید باشن.
‫ما هم نمی‌تونیم استثناء قائل بشیم.

09:13.916 --> 09:16.000
‫ما بازدیدکننده‌ی معمولی نیستیم.
‫اون آواتاره.

09:16.083 --> 09:20.291
‫فقط طبق گفته‌ی خودتون و
‫چندتا انعکاس از یه مجسمه

09:21.083 --> 09:24.708
‫درک می‌کنم که ترسیدید.
‫نمی‌دونم اینجا زندگی چطوریه.

09:25.625 --> 09:29.208
‫راستش رو بخواید، کلاً نمی‌دونم
‫هر کجای دیگه، زندگی چطوریـه

09:30.083 --> 09:32.500
‫یه مدت نبودم

09:33.583 --> 09:34.833
‫ولی جایی که من اهلش هستم

09:35.375 --> 09:36.916
‫مردم به همدیگه کمک می‌کنن

09:42.833 --> 09:44.458
‫می‌دونم اهل اینجا نیستم

09:45.666 --> 09:48.125
‫این اواخر این احساس خیلی بهم دست داده

09:48.750 --> 09:50.875
‫ولی اگه بتونید کمکم کنید

09:52.500 --> 09:55.041
‫اگه یاد بگیرم چطوری آواتار باشم

09:56.166 --> 09:58.541
‫شاید بتونم اون دنیایی که
‫می‌شناختم رو دوباره برگردونم

09:59.333 --> 10:01.833
‫دنیایی که مردمش شادتر بودن

10:08.208 --> 10:11.458
‫چه ضرری داره بذاریم
‫چند تا کتاب رو نگاه کنه؟

10:11.541 --> 10:12.750
‫موضوع اونا نیستن

10:12.833 --> 10:14.666
‫موضوع اینه که چه کسای دیگه‌ای
‫ممکنه بیان. می‌دونم

10:15.250 --> 10:18.625
‫ولی اگه اون آواتار باشه،
‫چطور می‌تونیم بهش پشت کنیم؟

10:20.833 --> 10:22.666
‫چه جنگجوی سرسختی

10:24.000 --> 10:26.458
‫- ولی چه قلب رئوفی داری
‫- مادر

10:26.541 --> 10:31.166
‫سوکی، هنوز خیلی جوونی و
‫متوجه نیستی که خیلی‌ها توی این دنیا

10:31.250 --> 10:35.000
‫از این قلبِ رئوف سوءاستفاده می‌کنن

10:35.083 --> 10:38.166
‫من خیلی جوون نیستم.
‫فقط هنوز دنیا رو ندیدم.

10:44.541 --> 10:46.916
‫یادم افتاد که خودِ کیوشی

10:47.000 --> 10:50.208
‫اغلب مورد لطفِ غریبه‌ها بود

10:51.125 --> 10:52.666
‫و به عنوان آواتار

10:52.750 --> 10:56.375
‫معتقد بود باید به کسانی که
‫درمونده هستن، کمک کرد

10:56.958 --> 10:59.875
‫پس درهای دهکده‌مون رو به مدت 48 ساعت

11:00.750 --> 11:02.541
‫برای مهمون‌هامون باز می‌کنیم

11:03.416 --> 11:07.166
‫اطمینان دارم که به حد و مرزِ
‫سخاوتِ ما احترام می‌ذارید

11:09.125 --> 11:11.445
‫درک می‌کنم. می‌دونم چرا
‫می‌خواستید ما از جزیره‌تون بریم.

11:11.500 --> 11:13.125
‫من هم بودم همین کار رو می‌کردم

11:13.750 --> 11:16.458
‫جونِ این همه آدم، کم مسئولیتی نیست

11:16.958 --> 11:19.208
‫شخصاً همچین مسئولیتی رو
‫خیلی جدی می‌گیرم

11:19.291 --> 11:21.833
‫من هم محافظ دهکده‌ام هستم، پس

11:22.708 --> 11:23.708
‫تو؟

11:23.791 --> 11:24.958
‫آره

11:25.833 --> 11:26.875
‫یه محافظ؟

11:27.541 --> 11:31.000
‫خب اگه اینجا باشی، چطور
‫از مردمت محافظت می‌کنی؟

11:31.083 --> 11:32.458
‫چی؟ محافظت نمی‌کنم

11:33.041 --> 11:34.250
‫یعنی، می‌کنم

11:34.750 --> 11:39.333
‫شاید...جسمی اونجا نباشم، ولی بازم...

11:39.916 --> 11:41.250
‫این، من...

11:42.333 --> 11:44.166
‫باید اول دنیا رو نجات بدم

11:45.875 --> 11:47.208
‫کاتارا، میشه بگی روالش چطوری بود؟

11:47.291 --> 11:50.208
‫از آنگ محافظت می‌کنم پس انگار
‫دارم از دهکده محافظت می‌کنم...

11:50.958 --> 11:52.958
‫آهای! آهای!

11:53.041 --> 11:57.583
‫نکته اینه که وجه اشتراک زیاد داریم.
‫هر دو جنگجوییم، درسته؟

11:58.000 --> 11:59.166
‫آواتار کیوشی

11:59.250 --> 12:02.041
‫قبل مرگش، نیروی نخبه‌ای رو
‫در قالبِ خودش آموزش داد

12:02.125 --> 12:05.166
‫نیرویی که نه تنها آمادگی محافظت از خونه‌مون،
‫بلکه سبک زندگی‌مون رو هم داره

12:05.250 --> 12:07.958
‫این سنت نسل به نسل ادامه پیدا کرده و

12:08.041 --> 12:10.208
‫حالا باعث افتخارِ منـه که
‫از این جامعه محافظت کنم و

12:10.291 --> 12:12.625
‫به ارزش‌های آواتار پایبند باشم

12:12.708 --> 12:15.666
‫واسه همین من فقط یه جنگجو نیستم

12:15.750 --> 12:17.166
‫من یه جنگجوی کیوشی‌ام

12:28.708 --> 12:29.908
‫فرماندهت کجاست؟

12:29.958 --> 12:32.750
‫گزارشات نظارتی اخیر رو می‎خوام، همین الان

12:32.833 --> 12:34.291
‫- ببخشید
‫- و نقشه‌ها

12:34.375 --> 12:36.750
‫نقشه‌های دریانوردی.
‫هر چی پر جزئیات‌تر، بهتر.

12:38.583 --> 12:39.583
‫اون‌وقت شما کی باشید؟

12:40.333 --> 12:41.333
‫شاهزاده زوکو

12:41.375 --> 12:46.250
‫چه افتخاری که توی پایگاهِ مُحقر
‫پذیرای خاندان سلطنتی باشیم

12:46.333 --> 12:49.250
‫- برای شاهزاده‌ی سلطنتی چه کاری ازم برمیاد؟
‫- همونطور که داشتم می‌گفتم...

12:49.333 --> 12:51.750
‫لطفاً برادرزاده‌ام رو ببخشید

12:52.291 --> 12:53.750
‫خیلی وقت بود توی دریا بودیم و

12:53.833 --> 12:57.000
‫ادب و نزاکت‌مون هم مثل لنگرمون زنگ زده

12:57.083 --> 12:59.166
‫ژنرال آیرو، نیازی به عذرخواهی نیست و

12:59.250 --> 13:02.250
‫لطفاً ما رو هم به خاطر کوتاهی ببخشید

13:02.333 --> 13:04.791
‫کم پیش میاد افراد ویژه و
‫خاص بهمون سر بزنن

13:04.875 --> 13:09.166
‫چه برسه به اینکه «اژدهای غرب» بیاد

13:10.500 --> 13:12.041
‫همونطور که برادرزاده‌ام داشت می‌گفت

13:12.125 --> 13:15.458
‫دنبال نقشه‌ها و گزارشاتِ نظارتی هستیم

13:15.541 --> 13:18.916
‫امیدوار بودیم بتونیم مدرسه‌های
‫آموزش پرش کوسه‌‌های مرکب رو پیدا کنیم

13:19.000 --> 13:21.625
‫- کوسه‌های مرکب؟
‫- اوهوم

13:21.708 --> 13:23.625
‫این موقع سال مهاجرت می‌کنن

13:23.708 --> 13:27.291
‫با لیمو که کباب‌شون کنی،
‫مزه‌اش حرف نداره

13:29.541 --> 13:30.541
‫که اینطور

13:30.958 --> 13:33.041
‫هر کمکی ازم بر بیاد دریغ نمی‌کنم

13:33.125 --> 13:36.416
‫اگه اشکالی نداره تا صبح بهم وقت بدید

13:36.500 --> 13:37.958
‫مطمئنم می‌تونیم چیزی رو که می‌خواید پیدا کنیم

13:38.041 --> 13:40.458
‫خیلی لطف دارید، فرمانده...

13:40.541 --> 13:42.916
‫ژائو. فرمانده ژائو

13:43.000 --> 13:44.708
‫در خدمتِ شما

14:08.916 --> 14:09.916
‫آخ!

14:11.416 --> 14:12.875
‫باید روت یه زنگوله بذارن

14:13.708 --> 14:15.541
‫توی سالن اصلی دهکده غذا هست

15:05.458 --> 15:07.875
‫محشره! تو استعداد داری

15:08.791 --> 15:10.541
‫خب، اینا فقط اَشکالِ ساده هستن

15:10.625 --> 15:13.583
‫خب، قبلاً همین رو هم نمی‌تونستی، مگه نه؟

15:14.166 --> 15:17.750
‫سریع یاد می‌گیری.
‫تو یه آب‌افزار واقعی هستی، کاتارا.

15:17.833 --> 15:19.666
‫می‌دونی، تو هم باید تمرین کنی

15:21.125 --> 15:23.333
‫آواتار باید به هر چهار عنصر
‫تسلط داشته باشه

15:25.375 --> 15:26.416
‫شاید بعداً

15:27.750 --> 15:31.583
‫نمی‌تونم تصور کنم دونستنِ اینکه
‫باید دنیا رو نجات بدی چه حسی داره

15:32.541 --> 15:36.500
‫ولی طفره رفتن از تمرین معنیش
‫این نیست که از مسئولیتت طفره رفتی

15:38.458 --> 15:39.458
‫می‌دونم

15:40.458 --> 15:43.541
‫آخه اونی که تمرینم می‌داد، گیاتسو بود

15:46.666 --> 15:49.166
‫تابحال با کس دیگه‌ای تمرین نکردم

15:51.041 --> 15:52.041
‫طوری نیست

15:52.750 --> 15:54.125
‫با همدیگه انجامش می‌دیم

15:55.541 --> 15:57.041
‫جایی که نمی‌ریم

16:03.708 --> 16:07.250
‫یا هم که می‌تونی هدفِ تمرینیم باشی

16:10.458 --> 16:11.458
‫آخ!

16:26.458 --> 16:29.166
‫غذای خونگی نیست، ولی بدک نیست

16:36.083 --> 16:38.583
‫جرأت داری یه بار دیگه
‫این کار رو بکن، رونِ مرغ

16:43.416 --> 16:44.958
‫تو واقعاً یه بادافزاری؟

17:04.958 --> 17:07.666
‫باید قبول کنی، خوب بلده
‫با مردم چطوری رفتار کنه

17:09.166 --> 17:10.583
‫بلده چطوری خو بگیره

17:10.666 --> 17:12.916
‫بلده چطوری دلِ مردم رو
‫بدست بیاره، مثل دیشب

17:13.416 --> 17:17.291
‫قدرت واقعیش اینـه. ارتباط.
‫ایجاد پیوند.

17:17.375 --> 17:20.333
‫از همین طریق آواتار میشه

17:22.083 --> 17:24.583
‫درسته. ناجی دنیا رو داشته باش

17:27.083 --> 17:30.250
‫پس مهمونِ خارجی‌ داشتن این شکلیـه؟

17:30.333 --> 17:34.125
‫اون روزهایی که اطرافمون
‫جنگ بیداد می‌کرد رو یادت نمیاد

17:34.208 --> 17:37.416
‫و با ترس مداوم
‫از کشورِ آتش زندگی می‌کردیم

17:37.500 --> 17:40.291
‫دلیل داره که این همه سال ازش دوری کردیم

17:40.875 --> 17:42.000
‫«دوری کردیم»

17:42.083 --> 17:46.416
‫با این سبک زندگی‌مون
‫از خیلی چیزها دوری کردیم

17:50.000 --> 17:53.208
‫به هر حال، در امان موندیم

17:54.250 --> 17:56.541
‫ولی خوشحال نبودیم

17:58.375 --> 18:01.791
‫این پسر، شاید سرگرم‌کننده باشه

18:01.875 --> 18:04.291
‫ولی معنیش این نیست که خطرناک نیست

18:04.375 --> 18:05.375
‫اون یه تهدیده

18:05.416 --> 18:08.291
‫و هر چه زودتر اون و
‫دوستاش از جزیره‌مون برن

18:09.166 --> 18:10.333
‫بهتره

18:16.958 --> 18:18.291
‫- آواتار؟
‫- بله، قربان

18:18.375 --> 18:19.916
‫اون خیال می‌کنه آواتار رو پیدا کرده؟

18:20.000 --> 18:21.291
‫طبق حرفی که افرادش گفتن

18:21.375 --> 18:24.333
‫ادعا کردن که اون رو توی یه دهکده‌ی کوچیکی
‫از قبیله‌ی آب پیداش کردن

18:24.416 --> 18:26.416
‫شاهزاده زوکو گرفتش،
‫ولی بعدش از چنگش پریده

18:26.500 --> 18:30.833
‫اگه زوکو می‌خواد از ما اطلاعات در بیاره،
‫یعنی فکر می‌کنه که اون هنوز این اطرافـه

18:30.916 --> 18:33.666
‫هر گزارشی از مشاهدات غیرعادی
‫در چند روز گذشته رو جمع‌آوری کن

18:33.750 --> 18:36.083
‫هر چیز غیرعادی‌ای،
‫هر چقدر هم که ناچیز باشه

18:36.166 --> 18:37.583
‫- سریع انجامش بده
‫- بله قربان

18:47.583 --> 18:48.583
‫اوه

18:50.291 --> 18:53.125
‫خدایی؟ به زنگوله فکر کن

18:55.875 --> 18:56.875
‫خودم درستش کردم

18:58.333 --> 19:01.666
‫واسه مبارزه و شکار حرف نداره و

19:01.750 --> 19:02.791
‫شکار؟

19:03.583 --> 19:05.166
‫آره، شکار. آره

19:06.166 --> 19:07.291
‫شکارِ نهنگ‌های قاتل

19:07.375 --> 19:10.583
‫آره، نهنگ‌های قاتل خطرناک

19:10.666 --> 19:13.333
‫نهنگ‌های قاتل وحشی و مرگبار

19:13.416 --> 19:16.000
‫اگه بخوای می‌تونم اصول اولیه‌اش رو یادت بدم

19:29.666 --> 19:30.666
‫واو...

19:33.375 --> 19:34.750
‫چه قشنگ زدی

19:34.833 --> 19:37.541
‫چه... قشنگ زدی

19:37.625 --> 19:41.416
‫ما قبیله‌ی آب جنوبی بیشتر
‫به مبارزات تن به تن شهرت داریم

19:44.000 --> 19:45.791
‫همین الان؟

19:48.500 --> 19:49.500
‫باشه

19:53.625 --> 19:54.708
‫خیلی‌خب

20:00.625 --> 20:01.875
‫کافیه!

20:25.666 --> 20:29.208
‫هیچی. هیچی از حالت آواتاری
‫یا هیچ کدوم از قدرت‌هاش نیست

20:29.291 --> 20:31.166
‫هیچی نیست که به تمرینم کمک کنه

20:32.291 --> 20:35.250
‫پس از کجا باید بفهمم که
‫چطور باید دنیا رو نجات بدم؟

20:35.333 --> 20:38.125
‫چطوری جلوی ملتِ آتش رو بگیرم
‫که به افراد بیشتری صدمه نزنن؟

20:42.416 --> 20:43.833
‫می‌دونستی یتیم بوده؟

20:43.916 --> 20:44.833
‫توی خیابون‌ها زندگی می‌کرده

20:44.916 --> 20:48.333
‫تا اینکه ثروتمندترین خانواده‌ی جزیره، اون
‫رو به‌عنوان خدمتکار خونگی استخدام کردن

20:48.416 --> 20:51.750
‫اون ساکت و مهربون بوده. هیچکس
‫روحش هم خبر نداره چطوری آواتار شده.

20:52.250 --> 20:54.833
‫آره، چطوری از این...

20:57.291 --> 20:59.333
‫به اون تبدیل شده؟

21:01.916 --> 21:04.083
‫«تنها عدالت، صلح را به ارمغان می‌آورد»

21:06.041 --> 21:09.291
‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم بجنگم و
‫می‌ترسم به کسی آسیب بزنم

21:12.166 --> 21:14.875
‫توی وطنم، بقیه‌ی بچه‌ها
‫همش می‌گفتن چقدر خوش‌شانسم

21:14.958 --> 21:16.791
‫که واقعاً هیچ‌وقت مجبور نبودم تمرین کنم

21:17.833 --> 21:19.250
‫ولی واقعاً مجبور بودم تمرین کنم

21:20.458 --> 21:24.250
‫نه برای بهبود دادنِ قدرت‌هام،
‫بلکه برای تحتِ کنترل داشتنِ اونا

21:28.083 --> 21:30.250
‫من... متأسفم!

21:33.833 --> 21:38.625
‫هیچکس چیزی نگفت، ولی
‫می‌تونستم بفهمم که ازم ترسیده بودن

21:40.166 --> 21:43.500
‫درست مثل تو و ساکا
‫وقتی وارد حالت آواتاری شدم

21:44.208 --> 21:46.416
‫اگه اینجا هیچی نباشه که کمکم کنه چی؟

21:47.875 --> 21:49.958
‫اگه هیچ‌وقت یاد نگیرم چطور
‫باید قدرتم رو کنترل کنم چی؟

21:50.041 --> 21:51.791
‫به چند نفر صدمه می‌زنم؟

21:51.875 --> 21:54.458
‫ولی تصور کن اگه اصلاً
‫تلاشت رو نکنی چی میشه

22:03.458 --> 22:05.166
‫آنگ، تنها نیستی

22:05.250 --> 22:06.541
‫طبق این

22:06.625 --> 22:10.000
‫همه آواتارهای قبلی،
‫تجسم زندگی گذشته‌ات هستن

22:10.083 --> 22:13.750
‫به معنای واقعی تنها نیستی.
‫بقیه‌ی آواتارها درونت هستن.

22:13.833 --> 22:16.875
‫یکی رو می‌خوای که بهت آموزش بده،
‫فقط باید بفهمی که چطور

22:16.958 --> 22:18.166
‫باهاشون ارتباط بگیری

22:18.250 --> 22:20.500
‫راه‌حل‌ و جواب داخلِ اینجا نیست

22:20.583 --> 22:22.083
‫داخل خودتـه

22:29.458 --> 22:30.500
‫چیه؟

22:32.750 --> 22:34.041
‫کشتی ژائو

22:35.333 --> 22:36.666
‫نیستش

22:36.750 --> 22:37.750
‫ژائو؟

22:37.791 --> 22:40.416
‫به گوشش رسیده بود که نزدیکِ
‫جزیره‌ی کیوشی یه گاو پرنده دیده شده

22:40.500 --> 22:41.583
‫اول صبح به دریا زد

22:43.750 --> 22:45.291
‫گاو پرنده؟

22:47.458 --> 22:50.958
‫اون از ماجرای آواتار خبر داره.
‫یجوری فهمیده.

22:52.291 --> 22:53.833
‫باید قبل از اون برسیم اونجا

23:05.000 --> 23:09.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:21.416 --> 23:22.416
‫ایست!

23:23.083 --> 23:24.083
‫تعظیم کنید!

23:24.708 --> 23:25.791
‫مرخصید

24:42.125 --> 24:45.666
‫دنیا به آواتار نیاز داره.
‫دنیا بهت نیاز داره، آنگ.

24:45.750 --> 24:47.333
‫ولی تصور کن چه اتفاقی میفته...

24:47.416 --> 24:48.916
‫من از قدرت‌هام می‌ترسم

24:49.000 --> 24:50.375
‫همگی رفتن

24:50.458 --> 24:53.338
‫وقتی دنیا بیشتر از هر موقعی به
‫آواتار نیاز داره، غیبش زده. فرار کرده...

24:54.333 --> 24:55.416
‫من قدرت نمی‌خوام

24:55.500 --> 24:59.000
‫واسه همین آواتار فوق‌العاده‌ای میشی

25:01.750 --> 25:04.083
‫آواتار کیوشی، کمکم کن

25:08.000 --> 25:09.000
‫آنگ؟

25:17.041 --> 25:18.166
‫آنگ!

25:19.250 --> 25:20.375
‫چقدر طولش دادی

25:21.458 --> 25:22.458
‫آ...

25:22.958 --> 25:23.958
‫ببخشید

25:24.375 --> 25:26.208
‫نمی‌دونستم چطور باهات ارتباط برقرار کنم

25:26.791 --> 25:29.083
‫نمی‌دونستم اصلاً می‌تونم
‫باهات ارتباط برقرار کنم یا نه

25:29.166 --> 25:30.750
‫خیلی چیزها هست که نمی‌دونی

25:35.833 --> 25:37.500
‫نمیشه سریع‌تر از این بریم؟

25:37.583 --> 25:38.708
‫تهِ سرعت‌مون همینـه

25:39.333 --> 25:41.583
‫هر کاری از دستمون بر بیاد رو می‌کنیم

25:41.666 --> 25:43.333
‫سه سال صبر کردی

25:43.416 --> 25:45.375
‫می‌تونی یه‌کم دیگه هم صبر کنی

25:55.500 --> 25:56.500
‫سه سال

25:57.750 --> 26:00.291
‫سه سال

26:02.416 --> 26:05.791
‫قبلاً فکر می‌کردم نمی‌تونم آواتار رو پیدا کنم

26:08.541 --> 26:12.166
‫ولی حالا که می‌دونم نزدیکـه، بدتره...

26:14.500 --> 26:16.500
‫چون الان شانس رفتن به خونه واقعیـه

26:18.541 --> 26:23.333
‫گاهی امید می‌تونه عنصر بی‌رحمی باشه

26:24.875 --> 26:27.625
‫قربان، داریم به
‫جزیره‌ی کیوشی نزدیک می‌شیم

26:38.416 --> 26:40.208
‫گمونم چم و خمش داره دستم میاد... آخ!

26:41.916 --> 26:44.875
‫باید از قدرتِ حریفت
‫علیه خودش استفاده کنی

26:45.458 --> 26:46.916
‫قدرتشون رو به خودشون برگردونی

26:56.625 --> 26:59.041
‫ممنون. تو معلم فوق‌العاده‌ای هستی

26:59.125 --> 27:01.041
‫تو هم شاگرد خارق‌العاده‌ای هستی

27:01.666 --> 27:04.375
‫هرچند مطمئنم آموزش‌های قبلی‌ت
‫بهت کمک کردن

27:05.125 --> 27:07.208
‫آخه محافظِ دهکده‌ات هستی

27:08.625 --> 27:09.625
‫درسته

27:10.125 --> 27:11.333
‫درسته، «محافظ»

27:11.416 --> 27:15.000
‫راستش رو بخوای، جایی که من ازش اومدم،
‫واقعاً نیازی به یه جنگجوی واقعی نیست.

27:21.000 --> 27:22.791
‫به نظرم تو یه جنگجوی واقعی هستی

27:25.708 --> 27:28.625
‫نه مثل تو.
‫تو حتی کنترل‌کننده‌ هم نیستی

27:28.708 --> 27:30.750
‫ولی سرسخت‌ترین جنگجویی هستی
‫که تابحال دیدم

27:31.750 --> 27:36.083
‫کنترل‌کننده نبودن یعنی
‫ما باید حتی بهتر از اونا باشیم

27:36.750 --> 27:40.083
‫نمی‌تونیم کوه‌ها رو تغییر شکل بدیم
‫یا جنگل‌ها رو بسوزونیم

27:40.583 --> 27:42.333
‫پس باید با هر چی داریم، بجنگیم

27:43.458 --> 27:46.958
‫قدرتی که درونتـه مهم نیست

27:47.625 --> 27:49.125
‫خواست و اراده‌ست که مهمـه

27:50.666 --> 27:51.958
‫قلبـت

28:00.625 --> 28:03.625
‫حقیقت اینه که بهت حسودیم میشه

28:05.041 --> 28:07.708
‫همیشه برام سؤال بود
‫دنیای بیرون چه شکلیـه

28:08.208 --> 28:10.375
‫ولی هیچوقت شجاعتش رو
‫نداشتم که از اینجا برم بیرون

28:11.000 --> 28:13.083
‫همیشه برام سؤال بود که چی پیدا می‌کنم

28:14.958 --> 28:15.958
‫حالا می‌دونم

28:25.666 --> 28:27.833
‫- ناقوس!
‫- تو هم می‌شنوی؟

28:27.916 --> 28:29.958
‫- باید بریم
‫- چرا؟ چی شده؟

28:30.041 --> 28:32.416
‫زنگِ خطرِ شهره. یکی داره میاد

28:34.208 --> 28:35.208
‫آنگ!

28:45.791 --> 28:47.750
‫آنگ، باید برگردی، همین الان!

28:47.833 --> 28:49.083
‫کجایی؟

28:49.166 --> 28:52.083
‫آواتار بودن ابعاد زیادی داره

28:52.708 --> 28:57.541
‫باید یه محافظ باشی، یه ژنرال،
‫یه واسطه، یه راهنما.

28:58.041 --> 28:59.541
‫باید چندین نقش‌ رو به عهده بگیری و

28:59.625 --> 29:03.250
‫خیلی‌هاشون نیازمند قدرتِ بی‌همتا هستن

29:03.333 --> 29:06.458
‫واسه همین باید به همه‌ی
‫انواع افزارها تسلط داشته باشم؟

29:06.958 --> 29:07.958
‫تا قوی بشم؟

29:09.333 --> 29:13.500
‫آره. و کمکت می‌کنه کنترل
‫قدرت نهایی رو بدست بگیری.

29:14.208 --> 29:17.125
‫حالت آواتاری ترکیبی از همه‌ی
‫زندگی‌های گذشته‌ی توئـه

29:17.208 --> 29:19.583
‫که انرژی‌شون رو از طریق تو متمرکز می‌کنن

29:20.083 --> 29:23.375
‫حالت آواتاری، قدرتِ
‫هزارتا کنترل‌کننده رو بهت میده

29:23.458 --> 29:24.666
‫به چشم دیدم

29:25.708 --> 29:26.708
‫خطرناکـه

29:26.750 --> 29:28.500
‫اگه کنترل نشده باشه، آره

29:28.583 --> 29:33.000
‫ولی می‌تونه سلاح نهایی باشه و
‫جونت رو نجات بده

29:35.291 --> 29:38.000
‫خیلی دیر کردیم.
‫نمی‌تونیم از افراد ژائو عبور کنیم.

29:38.083 --> 29:40.166
‫حتماً تا الان به دهکده رسیده

29:42.625 --> 29:45.958
‫توی پای‌شو، اولین حرکت
‫همیشه بهترین حرکت نیست

29:46.041 --> 29:49.291
‫آگاهی از حریفت،
‫اینکه بدونی ممکنه کجا بره،

29:49.375 --> 29:50.875
‫از سرعت مهم‌تره

29:51.458 --> 29:55.458
‫پس جایی که یه آواتار باشه،
‫شاید یه آواتار دیگه هم باشه

30:12.041 --> 30:13.708
‫چه جزیره‌ی دوست‌داشتنی‌ای

30:13.791 --> 30:16.541
‫و قدم شما روی چشم ماست، فرمانده

30:16.625 --> 30:19.375
‫ولی ای‌کاش یه‌کم زودتر خبر می‌دادید

30:19.458 --> 30:22.291
‫واسه پذیرایی از مهمون‌ها آمادگی نداریم

30:23.416 --> 30:25.083
‫جالبه. من که چیز دیگه‌ای شنیدم

30:25.166 --> 30:29.333
‫مطلع شدم که چند روز پیش
‫یه مهمون سر زده داشتید

30:29.416 --> 30:30.958
‫حتماً اشتباه می‌کنید

30:31.041 --> 30:33.125
‫ما سرمون توی لاک خودمونـه

30:33.875 --> 30:34.875
‫شنیدم

30:35.416 --> 30:40.333
‫آره، شنیده بودم جزیره‌ی کیوشی
‫سابقه‌ی بی‌نظیری توی...

30:40.875 --> 30:44.416
‫بذارید اینطور بگم، ناچیز بودن داشته

30:45.000 --> 30:48.875
‫واسه همین هیچ نیازی نبوده که کشورِ آتش

30:48.958 --> 30:51.083
‫توی امورات‌تون دخالت کنه

30:51.166 --> 30:56.916
‫اصلاً دوست ندارم به خاطر
‫یه خارجی این شرایط تغییر کنه

30:57.000 --> 31:00.083
‫فرمانده، اینطور که من می‌بینم

31:00.166 --> 31:04.333
‫تنها خارجی‌های اینجا، شما و افرادتون هستید

31:05.500 --> 31:07.250
‫چه دیدگاهِ تأسف‌آوری

31:08.250 --> 31:10.791
‫اشکالی نداره ما خودمون یه نگاهی بکنیم؟

31:10.875 --> 31:12.625
‫جز این انتظار نداشتم

31:29.833 --> 31:31.750
‫بگیریدشون و آواتار رو پیدا کنید!

31:51.666 --> 31:54.708
‫می‌خوای بدونی آواتار چیه؟
‫نمی‌تونم این رو بهت بگم

31:54.791 --> 31:56.875
‫هر آواتاری فرق داره

31:56.958 --> 31:59.625
‫ما بر اساس خواسته‌های مختلفِ
‫زمان خودمون شکل گرفتیم

32:00.666 --> 32:03.208
‫پس باید این رو خودم بفهمم؟

32:03.916 --> 32:05.583
‫این بخشی از سفر توئـه

32:06.416 --> 32:08.791
‫ولی اگه توی این مسیر
‫به کسی صدمه بزنم چی؟

32:11.333 --> 32:15.083
‫اون‌وقت به خاطر دست به کار نشدنت
‫تا الان چند نفر صدمه دیدن؟

32:16.416 --> 32:20.708
‫دوباره از مسئولیت‌هات فرار کنی
‫افراد بیشتری صدمه می‌بینن!

32:20.791 --> 32:24.000
‫آواتار بودن یعنی وظایفت رو
‫نسبت به همه چی در اولویت قرار بدی

32:24.083 --> 32:25.625
‫حتی جونت!

32:31.041 --> 32:32.333
‫من هم یه زمان مثل تو بودم

32:34.666 --> 32:37.416
‫ولی بعدش فهمیدم پای چی وسطـه و

32:38.000 --> 32:41.083
‫نشونت میدم اگه شکست بخوری
‫چه اتفاقی میفته

32:41.166 --> 32:44.208
‫فاجعه در انتظار شمالـه و
‫مگه اینکه تو کاری بکنی

32:44.291 --> 32:47.458
‫یه نژاد دیگه از کنترل‌کننده‌ها
‫درست مثل عشایر باد از بین میرن

32:48.333 --> 32:51.125
‫ازم پرسیدی آواتار بودن چه معنایی داره

32:51.208 --> 32:53.791
‫معناش جنگجو بودنـه

32:54.291 --> 32:57.958
‫یه جنگجوی بی‌رحم مُقتدر

33:02.083 --> 33:03.083
‫آخ!

33:20.458 --> 33:21.916
‫آخ!

33:52.875 --> 33:54.083
‫دارن افراد بیشتری میارن

33:54.166 --> 33:56.809
‫- دیگه نمی‌تونیم بیشتر از این جلوشون رو بگیریم
‫- دوستتون کجاست؟

33:56.833 --> 33:58.375
‫گفتید می‌تونه کمک‌مون کنه

33:59.000 --> 34:00.541
‫آواتار کجاست؟

34:01.333 --> 34:03.666
‫اگه کاری رو که میگی بکنم و
‫همه چی بدتر بشه چی؟

34:03.750 --> 34:04.750
‫میشه

34:05.250 --> 34:08.583
‫حضورت توی این دنیا همه چی رو بدتر می‌کنه

34:09.166 --> 34:13.708
‫اولش، هر دو جناح قوی‌تر می‌جنگن
‫چون آواتار برگشته

34:14.541 --> 34:17.333
‫امید بدون بها بدست نمیاد

34:18.958 --> 34:21.583
‫بازم تو. بالا بری پایین بیای ازت رد میشم

34:21.666 --> 34:23.958
‫اتفاقی که برات میفته انتخاب خودتـه

34:25.458 --> 34:27.958
‫- پس چه فایده‌ای داره؟
‫- می‌خوای همه چی آبِ خوردن باشه؟

34:28.041 --> 34:29.916
‫هیچ کدوم از این کارها آسون نیستن

34:30.500 --> 34:31.916
‫اگه بیشتر از این از وظایفت شونه خالی کنی

34:32.000 --> 34:33.833
‫نه تنها نمی‌تونی دنیا رو نجات بدی

34:33.916 --> 34:36.500
‫حتی نمی‌تونی این جزیره رو نجات بدی

34:36.583 --> 34:39.166
‫این جزیره رو؟ از چی؟

34:39.250 --> 34:42.000
‫از خطری که همین الان
‫براشون به وجود آوردی

34:42.083 --> 34:43.083
‫دوستام

35:08.333 --> 35:09.916
‫بهت هشدار دادم!

35:10.750 --> 35:16.083
‫هیچکس قرار نیست جلوی من رو بگیره!

35:17.625 --> 35:20.208
‫می‌خواستی از قدرتِ آواتار بدونی

35:21.125 --> 35:24.333
‫نشونت میدم اون قدرت
‫چه کاری می‌تونه بکنه

35:38.666 --> 35:39.875
‫غیرممکنـه

36:25.166 --> 36:27.000
‫نه، نه، نه، نه!

36:51.000 --> 36:52.000
‫عقب‌نشینی کنید

36:53.208 --> 36:54.250
‫برگردید به کشتی!

37:17.916 --> 37:19.041
‫آنگ!

37:24.375 --> 37:25.416
‫چیزیم نیست

37:29.208 --> 37:30.625
‫همه‌اش تقصیر منـه

37:31.875 --> 37:34.291
‫- من باعثش شدم
‫- واسه همین باید بری

37:35.375 --> 37:37.583
‫- همین الان
‫- نمی‌تونیم همینطوری ول‌تون کنیم

37:37.666 --> 37:39.916
‫اونا آواتار رو می‌خوان، نه ما رو

37:40.500 --> 37:44.291
‫اینجا هیچی از دست نرفته
‫که نشه جایگزینش کرد و

37:44.958 --> 37:48.041
‫شما در ازاش چیز خیلی
‫باارزش‌تری بهمون دادید

37:48.666 --> 37:50.291
‫یه دلیل واسه

37:51.250 --> 37:54.250
‫باور داشتن به خودمون و دهکده‌مون

37:57.250 --> 37:58.458
‫و به آواتار

38:21.250 --> 38:22.541
‫باریکلا، آواتار

38:31.000 --> 38:33.250
‫گوش کن، من... امیدوارم...

38:35.250 --> 38:36.250
‫وقتِ بیشتری داشتیم

38:37.125 --> 38:38.125
‫می‌دونم

38:38.875 --> 38:40.041
‫من هم همینطور

38:43.041 --> 38:44.208
‫ممنون، ساکا

38:45.750 --> 38:46.833
‫بابت چی؟

38:46.916 --> 38:48.625
‫که دنیای بیرون رو برام آوردی

39:09.041 --> 39:11.041
‫خداحافظ!

39:27.708 --> 39:29.833
‫پس این یعنی دیگه نمی‌خوای بری خونه؟

39:31.416 --> 39:33.333
‫و بذارم کِیفش رو فقط شماها بکنید؟

39:34.833 --> 39:38.041
‫بعلاوه، یکی باید به این بچه کمک کنه.
‫ممکنه اوضاع براش سخت بشه.

39:38.666 --> 39:42.208
‫معلومه که زوکو بیخیال بشو نیست و
‫اون خطرناکـه

39:43.833 --> 39:44.833
‫آهای!

39:45.583 --> 39:48.375
‫اونجا عجب ترفند تمیزی زدی،
‫خانم ترسناک رو ظاهر کردی

39:48.875 --> 39:50.208
‫این یعنی بازم اون رو می‌بینیم؟

39:50.291 --> 39:53.375
‫کیوشی گفت فقط موقعی می‌تونم
‫آواتارهای گذشته رو ظاهر کنم

39:53.458 --> 39:54.666
‫که توی معبدشون باشم

39:54.750 --> 39:56.291
‫دیگه چی بهت گفت؟

39:56.375 --> 39:58.041
‫باید بریم قبیله‌ی آب شمالی

39:58.125 --> 40:00.500
‫چون قراره اونجا اتفاق وحشتناکی بیفته

40:01.458 --> 40:03.291
‫اتفاقی که من می‌تونم جلوش رو بگیرم

40:05.875 --> 40:07.291
‫خیلی‌خب، پس بریم شمال

40:07.375 --> 40:10.208
‫فقط باید قبل اینکه آتش‌افزارها
‫بهمون برسن خودمون رو برسونیم اونجا

40:10.791 --> 40:14.083
‫اساتید آب‌افزار بهترین استادهای
‫دنیا هستن. می‌تونن بهت آموزش بدن.

40:14.166 --> 40:16.541
‫پس نگران نباش بچه جون.
‫مجبور نیستی تنهایی انجامش بدی.

40:16.625 --> 40:20.666
‫تو من، کاتارا و
‫یه گوی ِخزِ پرنده رو داری

40:20.750 --> 40:21.875
‫دیگه چی لازم داری؟

40:25.000 --> 40:25.833
‫خدایی؟

40:27.625 --> 40:29.291
‫حس می‌کنم کِرم از خودم بود

40:33.250 --> 40:37.333
‫من صرفاً رفته بودم به یه گزارش
‫آشوب توی کیوشی رسیدگی کنم

40:37.416 --> 40:39.250
‫روحمم خبر نداشت آواتار اونجاست

40:39.333 --> 40:42.333
‫اگه اعلی‌حضرت روراست‌تر می‌بودن

40:42.416 --> 40:44.791
‫شاید دچار این سوءتفاهم نمی‌شدیم

40:44.875 --> 40:47.000
‫امیدوارم بتونیم این ماجرا رو فراموش کنیم

40:47.083 --> 40:48.125
‫البته، فرمانده

40:51.958 --> 40:53.125
‫به کسی نگو

40:56.083 --> 40:57.208
‫راجع به آواتار

40:59.500 --> 41:00.875
‫هیچکس نباید خبردار بشه

41:02.166 --> 41:03.416
‫صد البته

41:04.791 --> 41:09.166
‫ماهیتِ حساس این اطلاعات رو درک می‌کنم

41:10.208 --> 41:13.583
‫و اگه اجازه بدید که باهم همکاری کنیم

41:13.666 --> 41:19.000
‫می‌تونیم دو برابر منابع بیشتری
‫برای جستجو اختصاص بدیم

41:19.083 --> 41:23.375
‫صد البته که اعلی‌حضرت در تمام موارد
‫تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی خواهند بود...

41:23.458 --> 41:26.041
‫- وایسا، ما نـ...
‫- چه پیشنهاد فوق‌العاده‌ای، فرمانده

41:26.125 --> 41:30.833
‫مشارکت و وفاداری شما باعث افتخارمونـه

41:30.916 --> 41:33.750
‫باور کنید، هیچی مهم‌تر از این نیست

41:34.458 --> 41:36.875
‫که بدونم وفاداریم به کدوم طرف باید باشه

41:42.666 --> 41:46.375
‫«خدمتِ محضر حضرتعالی،
‫شعله‌ی بزرگ جهان،

41:47.041 --> 41:50.166
‫من فقط یک خدمتکار حقیر
‫در دریاهای جنوب هستم

41:51.791 --> 41:55.333
‫ولی برای شما از موضوعی حیاتی اخباری دارم

41:56.458 --> 41:58.791
‫می‌دونم شاید این اطلاعات
‫براتون شوکه‌کننده باشه و

41:58.875 --> 42:03.583
‫شاید خیال کنید شایعه یا
‫توهمـه و بهش توجهی نکنید

42:04.125 --> 42:05.500
‫ولی خیال‌تون راحت

42:06.000 --> 42:09.416
‫من با چشمای خودم شاهد این وقایع بودم

42:10.500 --> 42:13.916
‫واسه همین می‌تونم گزارش
‫این اتفاقِ حیرت‌انگیز رو بدم

42:14.000 --> 42:18.291
‫گزارشی که شاید آینده‌ی
‫کشور آتش رو تغییر بده

42:26.833 --> 42:29.541
‫آواتار برگشته

42:29.542 --> 42:49.542
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
