WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.100 --> 00:18.670
‫ایـن مالِ منه یا تو؟

00:18.671 --> 00:20.207
‫راستش مالِ توئه، ولی من
‫هردفعه می‌دزدمش

00:20.407 --> 00:21.744
‫اوکیه

00:22.277 --> 00:23.313
‫حاجی گوشیمو ندیدید؟

00:23.479 --> 00:24.917
‫- معلومه که نه
‫- هیچوقت نمی‌دونیم کجاست

00:25.183 --> 00:27.522
‫ایسا، برای همین برات
‫یه آویز گوشی خریدم دیگه

00:27.523 --> 00:30.127
‫خب، کسی آویز گوشیمو ندیده؟

00:30.260 --> 00:32.063
‫بازم نه

00:32.064 --> 00:33.801
‫بذار این حرکتو بزنم

00:39.546 --> 00:42.384
‫ایول

00:43.588 --> 00:47.060
‫بنازم

00:53.841 --> 00:56.045
‫اونو ببین، اینو ببین، اینو ببین
‫اونو ببین

00:58.250 --> 01:00.220
‫آها! پیداش کردم

01:00.320 --> 01:02.357
‫خیلی‌خب، حله. بزن در کونم

01:02.358 --> 01:03.961
‫ادامه بده

01:04.128 --> 01:05.229
‫بابابزرگم سکته‌ی قلبی کرده

01:05.230 --> 01:06.498
‫- چی گفتی؟
‫- چی؟

01:06.499 --> 01:08.336
‫- تف توش
‫- چی؟

01:09.405 --> 01:12.545
‫وایسا ببینم، این که گوشیه من نیست

01:18.189 --> 01:19.325
‫بیلی...

01:20.460 --> 01:21.963
‫گوشیت رو پیدا کردم

01:21.964 --> 01:26.472
‫ایسا، دهنت سرویس

01:27.374 --> 01:29.111
‫- وای، بیلی
‫- همه‌چی درست میشه

01:29.112 --> 01:31.048
‫- بیلی، چیزی نیست، باشه؟
‫- آره

01:31.072 --> 01:38.072
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:51.200 --> 01:53.200
« بزرگسالان »

01:54.200 --> 01:56.200
« احتیاط کنید »

01:58.537 --> 02:00.975
‫بیش از پنجاه هزار دونده از
‫سرتاسر دنیا

02:01.142 --> 02:03.278
‫دارن مسیر ۶۷٫۶ مایلی رو می‌دوون

02:03.279 --> 02:04.917
‫- هیجانش کو؟
‫- منم همینو میگم

02:05.183 --> 02:07.387
‫بالاخره یه جایی، باید یه مانعی بذارید.
‫یه خرسی رو آزاد کنید

02:07.388 --> 02:08.490
‫- پشمام!
‫- ببینیم چی میشه دیگه

02:08.858 --> 02:10.962
‫- عجب فکر بکری
‫- خیلی‌خب، راستشو بگید

02:11.162 --> 02:12.664
‫این کت بهم میاد،

02:12.665 --> 02:14.168
‫یا شبیه اون زن‌های مطلقه‌ای
‫شدم که می‌خوان حضانت بچشونو بگیرن؟

02:14.268 --> 02:15.572
‫حضانت کامل، بدون حق ملاقات

02:15.671 --> 02:17.507
‫- تف توش، می‌دونستما
‫- بیلی، امروز یکشنبه‌ست

02:17.508 --> 02:18.943
‫نمی‌تونن وادارت کنن یکشنبه
‫بری اتاق خبر که

02:18.944 --> 02:21.916
‫وادارم کنن؟ یکشنبه‌ها وقتیه
‫که دستیارهای شخصی از بقیه جلو می‌زنن

02:21.917 --> 02:24.589
‫الانم باید برم کمد وسایلو
‫زیر و رو کنم

02:24.590 --> 02:26.794
‫هی، وقتی داری میری، میشه از
‫درِ پشتی بری؟

02:26.893 --> 02:28.897
‫اون نوار رو می‌بینی اونجا چسبوندم؟

02:28.898 --> 02:30.935
‫اون شب با اون پُست‌میتِ نزدیک بود گیر بیفتیم
‫(خدمات تحویل محلی غذا)

02:31.168 --> 02:33.238
‫بابام یه اعلان از دوربین گرفت
‫«که نوشته بود، «حرکت شناسایی شد

02:33.239 --> 02:35.545
‫یا می‌تونی به حرفم گوش کنی، و بری
‫به مامان و بابات بگی ما اینجاییم

02:35.711 --> 02:37.214
‫فکر خوبیه

02:37.314 --> 02:39.518
‫یا می‌تونی وقتی من میگم
‫نه به حرفم گوش بدی

02:39.519 --> 02:41.188
‫ببین، با کمالِ احترام،

02:41.189 --> 02:43.526
‫تو داری سه‌ تا جوون ۲۴ ساله
‫رو از چشم دوربین زنگ در قایم می‌کنی

02:43.527 --> 02:46.466
‫ببین، پدر مادرم خوششون نمیاد وقتی
‫مهمونا از حوله‌های خوب استفاده می‌کنن

02:46.566 --> 02:48.402
‫باور کن، راست گفتن بهشون
‫فایده‌ای نداره

02:48.403 --> 02:51.042
‫راست گفتن همیشه فایده داره

02:52.377 --> 02:54.380
‫- بهشون بگو
‫- باشه

02:54.381 --> 02:57.153
‫بیلی توی کلاس هشتم، جایزه دانش‌آموز
‫باصداقت آنه فرانک رو بُرد

02:57.154 --> 02:58.623
‫بنازم

02:58.624 --> 03:00.160
‫آره، رفتم چاپلوسی اونایی که مشروب
‫می‌زدن رو پیش مدیر مدرسه کردم

03:00.427 --> 03:02.497
‫- درست مثل آنه فرانک
‫- خیلی‌خب، ولی من حق رو به سمیر میدم

03:02.498 --> 03:04.968
‫اصلاً چرا باید بره به پدر و مادر
‫مهربون و بازنشسته‌اش، اونم وقتی

03:05.003 --> 03:06.973
‫دارن دور کشور سفر می‌کنن، دروغ بگه؟

03:06.974 --> 03:08.611
‫حله؟ ببین، مواظب باشید
‫پیراشکی‌ها رو روی مبل نریزید

03:08.777 --> 03:10.479
‫مواظبم بابا

03:10.480 --> 03:13.118
‫دروغ گفتن زمانی دردسر درست می‌کنه
‫که توش خوب نباشی، مگه نه؟

03:13.119 --> 03:14.957
‫اگه توش خوبی، پس اساساً یه نویسنده‌ای

03:15.223 --> 03:18.531
‫داری داستان سرهم می‌کنی، افسانه بافی می‌کنی

03:18.630 --> 03:20.167
‫آره، ولی فکر نکنم حتی دیده باشم
‫یه بارم دروغ گفته باشی

03:20.400 --> 03:22.038
‫جدی؟

03:22.237 --> 03:24.041
‫- همین امروز سه بار بهت دروغ گفتم
‫- چی؟ درموردِ چی؟

03:24.241 --> 03:25.878
‫والا، یادم نیست

03:26.178 --> 03:27.815
‫عاشق اون ژاکتم

03:27.816 --> 03:30.386
‫مرسی، منم همینطور

03:30.387 --> 03:32.691
‫آنتون؟

03:32.692 --> 03:34.595
‫- چیه؟
‫- ببین

03:34.596 --> 03:35.864
‫حدود دو میلیون تماشاگر در
‫طول مسیر سف کشیدن

03:35.865 --> 03:37.601
‫- چی؟
‫- یا خدا

03:37.602 --> 03:39.003
‫وایسا ببینم، این دیگه چیه؟

03:39.004 --> 03:41.141
‫- یا خدا
‫- این تویی؟

03:41.743 --> 03:43.981
‫- نه، نه، نه
‫- ما عاشقتیم، آنتون؟ یعنی چی...

03:44.248 --> 03:46.685
‫- بزرگش کن. سمیر، بزرگش کن
‫- اصلاً همچین چیزی نمیشه

03:46.686 --> 03:50.360
«همکار ما از همکار شما سریع‌تره؟»
یعنی چی؟

03:50.695 --> 03:52.666
‫آنتون

03:53.099 --> 03:57.775
‫خب، انگاری یه دروغی گفتم
‫که لو رفته

04:02.586 --> 04:04.454
‫این خیس‌ترین پیراشکی عمرم بود

04:04.455 --> 04:06.392
‫خب، چطور این اتفاق افتاد؟

04:06.492 --> 04:08.328
‫فقط یه سوءتفاهم پیش اومده

04:08.329 --> 04:11.602
‫که بیشترش برمی‌گرده
‫به رفتارها و کارهای خودم

04:11.603 --> 04:13.840
‫- بد شد که
‫- خب، سالِ پیش

04:13.841 --> 04:15.910
‫ما سرکار یه بازی‌ای رو انجام دادیم، که توش
‫باید همه می‌رفتن

04:15.911 --> 04:17.881
‫و به بقیه اسمشون، زادگاهشون
‫و سرگرمی‌شون رو بگن

04:17.882 --> 04:20.554
‫ولی تو نه سرگرمی‌ای داری،
‫نه شور و اشتیاقی

04:20.555 --> 04:23.292
‫- خودم می‌دونم
‫- پس، تو چی گفتی؟

04:23.293 --> 04:25.063
‫منم ترسیدم و گفتم دومیدانی

04:25.296 --> 04:26.298
‫چی، مگه تو دونده‌ای؟

04:26.299 --> 04:28.971
‫- قبلا بودم
‫- یعنی قبلاً دونده بودی؟

04:29.271 --> 04:30.440
‫حتی با فعل دویدن هم آشنا نیست

04:30.574 --> 04:31.944
‫قرار بود یه دروغِ یک‌ باره باشه،

04:32.043 --> 04:34.214
‫ولی می‌دونی
‫همکارا چطورین دیگه، نه؟

04:34.215 --> 04:36.485
‫یه فکت باحال بهشون میگی، بعد
‫مثل چسبانک می‌چسبن بهش

04:36.653 --> 04:38.591
‫آره، مثل خون‌آشام‌ها می‌مونن

04:38.757 --> 04:41.361
‫خب، منم بهشون گفتم توی یه مسابقه‌ی
‫دومیدانی ۵ کیلومتری شرکت کردم، بعدش یه ۱۰ کیلومتری

04:41.362 --> 04:45.538
‫و بعدش گفتم، توی ماراتن امسالم
‫قراره شرکت کنم

04:45.738 --> 04:48.275
‫برای فعالیت‌های خیریه بوده، اینجوری شوکه نشو

04:48.276 --> 04:49.745
‫اینجوری نکن

04:49.746 --> 04:51.950
‫چیه خب؟ نمی‌دونستم قراره بیان اونجا

04:52.050 --> 04:53.787
‫شغلم اینجوریه که بعضی وقتا
‫از خونه باید کار کنی بعضی وقتا حضوری

04:53.788 --> 04:55.657
‫وای خدایا، یه عالمه دروغ بافتی

04:55.658 --> 04:57.862
‫درک می‌کنم. درست مثل وقتیه
‫که من به همه گفتم کَر مادرزاد به دنیا اومدم

04:57.863 --> 04:59.965
‫مگه دروغ گفتی؟ چی؟

04:59.966 --> 05:02.871
‫- چی... ولش
‫- به‌هرحال، باید بری اعتراف کنی

05:05.043 --> 05:06.145
‫یا...

05:06.980 --> 05:09.818
‫یا... یا... از این یا خوشم میاد.
‫یا چی؟

05:09.819 --> 05:14.862
‫یا اینکه می‌تونی بازم دروغ بگی

05:16.432 --> 05:17.502
‫باشه، بیا همین کارو کنیم

05:17.702 --> 05:19.070
‫چطوری انجامش بدم؟

05:19.071 --> 05:22.846
‫خب، ما می‌دونیم همکارات
‫کجا منتظرتن

05:23.012 --> 05:24.715
‫- حله، حله، حله
‫- فهمیدی؟

05:24.716 --> 05:26.218
‫پس نیازی نیست واقعاً
‫بری ماراتن رو بدویی

05:26.485 --> 05:28.791
‫فقط باید یکمی بدویی
‫تا از کنارشون رد بشی،

05:28.924 --> 05:30.694
‫بعدش دیگه اون دروغ‌هایی
‫که گفتی دست‌نخورده باقی می‌مونه

05:30.695 --> 05:32.731
‫پس چی سر اون جایزه‌ی
‫آنه فرانک اومد؟

05:32.732 --> 05:34.536
‫توی زندگیه خودم صادقم، باشه؟

05:34.702 --> 05:37.207
‫ولی مسئولیت کمک به رفیق‌مون
‫آنتون برعهده‌ی ماست

05:37.474 --> 05:39.010
‫- آره
‫- خیلی‌خب، ولی بعدش، دیگه خبری از دروغ نیست

05:39.045 --> 05:40.480
‫دیگه دروغ بی‌دروغ، قول میدم

05:40.581 --> 05:42.049
‫خیلی‌خب، بریم تو کارش.
‫بریم؟

05:42.050 --> 05:43.653
‫وایسا، حدود سه ساعت باید صبر کنیم

05:43.654 --> 05:45.324
‫- تا یکمی واقعی‌تر بنظر بیاد
‫- حله

05:45.891 --> 05:47.360
‫بکنیمش دو ساعت

05:47.628 --> 05:49.365
‫مثلاً امسال الکی زیاد تمرین می‌کردم

05:49.599 --> 05:52.002
‫- وای شماها...
‫- خیلی‌خب، من میرم اینا رو رنگ‌بندی کنم

05:52.003 --> 05:54.743
‫- اوهو!
‫- نگاش کن، ملکه‌ی نظم و ترتیبِ ما رو

05:54.909 --> 05:56.647
‫همین الان اسمِ قایق‌مون رو انتخاب کردی

06:01.790 --> 06:03.594
‫نمی‌تونم برای تابلوم جناس پیدا کنم

06:03.727 --> 06:06.264
جناس؟ برای من که روش نوشته،
«بدو، جنده»

06:06.265 --> 06:07.468
‫جناس داره

06:07.602 --> 06:10.139
‫استیو

06:10.140 --> 06:11.542
‫چی شده؟

06:11.543 --> 06:13.245
‫استیو برام یه ویدیوی عذرخواهی فرستاده

06:13.479 --> 06:15.551
‫ایسا، نزدیک به سه هفته‌ست
‫داری با این یارو قرار می‌ذاری

06:15.651 --> 06:17.287
‫این دومین ویدیوی عذرخواهیشه

06:17.555 --> 06:19.825
‫تقصیر اون نیست
‫که تولدم رو فراموش کرده، سمی

06:19.826 --> 06:21.228
‫یارو ای‌دی‌اچ‌دی داره

06:21.229 --> 06:23.567
‫اگه بخواد کارت تبریک بخره
‫انگاری داره از کوه بالا میره

06:23.568 --> 06:25.538
‫باشه، حالا هرچی

06:28.175 --> 06:31.817
‫همیشه کصخل‌ها جذب من میشن؟
‫بخاطر خودمه؟

06:31.950 --> 06:33.386
‫آخه، مشخصاً که بخاطر من نیست، ولی...

06:33.553 --> 06:34.888
‫- نه، بخاطر خودته
‫- چه زری زدی؟

06:34.889 --> 06:36.559
‫- سمی؟
‫- ببخشید

06:36.660 --> 06:38.228
‫اگه می‌خواستی با کسی حرف بزنی
‫که بهت انگیزه بده، می‌رفتی پیش بیلی

06:38.229 --> 06:39.798
‫ولی اومدی پیشِ من،

06:39.799 --> 06:41.903
‫تا حقیقت رو بفهمی و چند تا
‫آب‌نبات کِش بری

06:41.904 --> 06:43.707
‫خیلی‌خب، باشه. حقیقت چیه؟

06:43.907 --> 06:45.443
‫حقیقت اینه که...

06:45.711 --> 06:47.914
‫تو این کصخل‌ها رو پیش خودت
‫جمع می‌کنی، بهشون پناه میدی

06:47.915 --> 06:50.386
‫بعد هربار که می‌رینن بهت، شوکه میشی

06:50.521 --> 06:52.824
‫اَندی رو یادته، همون شعبده‌باز خیابونی؟

06:52.825 --> 06:55.330
‫- البته، یه شعبده‌باز بی‌خانمان بود
‫- آره

06:55.597 --> 06:58.001
‫اون یارویی که باهاش برای
‫فری‌استایل رپ رفتی دانشگاه نیویورک چی؟

06:58.002 --> 07:01.007
‫وای خدایا. یارو می‌خواست همه‌چی
‫رو با کلمه‌ی «جنده» هم قافیه کنه

07:01.008 --> 07:03.145
‫خارش، ول کردن، پولدار

07:03.146 --> 07:04.882
‫همیشه یه چیزایی می‌گفت
‫که آخرش برسه به همون جنده

07:05.718 --> 07:06.820
‫آب‌نبات می‌خوای؟

07:08.456 --> 07:09.758
‫می‌دونی چیه؟

07:09.759 --> 07:12.029
‫حق با توئه، من دیگه بسمه

07:12.030 --> 07:16.205
‫دیگه حوصله‌ی آدم کردن،
‫این بدبخت بیچاره‌ها رو ندارم

07:16.438 --> 07:18.710
‫- مرسی
‫- مثل خیریه می‌مونه، دیگه این کارو نمی‌کنم

07:18.711 --> 07:20.581
‫من باید اون آدمِ بدبخت باشم

07:20.681 --> 07:22.017
‫- توش بدبخت بودن حرف ندارم
‫- ببخشید

07:22.117 --> 07:24.220
‫میشه از دستشویی‌تون استفاده کنم؟
‫میشه...

07:24.221 --> 07:26.892
‫یه لیوان آب می‌خوام، یه لیوان آب بدید

07:26.893 --> 07:29.665
‫کسی بهش دست نزنه!
‫خودم می‌تونم نجاتش بدم!

07:29.666 --> 07:31.636
‫ایسا

07:31.637 --> 07:32.738
‫شما دکتری؟

07:32.739 --> 07:33.807
‫نه، معلم رقصم

07:34.007 --> 07:35.108
‫چرا؟ مگه حالت خوب نیست؟

07:35.109 --> 07:37.046
‫میشه یه لیوان آب بیارید؟

07:37.047 --> 07:39.719
‫آره، میشه یه لیوان آب
‫و نوشابه‌ی رژیمی برامون بیارید؟

07:39.886 --> 07:40.854
‫- باشه
‫- خیلی ممنونم

07:41.055 --> 07:43.894
‫- سلام
‫- سلام

07:45.263 --> 07:47.869
‫- خیلی خوشگلیا
‫- توام همینطور

07:49.939 --> 07:52.343
‫می‌خواستم ببینم
‫مرغ سوخاری‌هام توی چه وضعیتین

07:52.344 --> 07:53.412
‫ببخشید

07:55.016 --> 07:56.787
‫اگه تا دوشنبه می‌خوایش،

07:56.886 --> 07:59.124
‫برای دوشنبه‌ها باید یه هزینه‌ی اضافی بدی

07:59.692 --> 08:00.761
‫- سلام
‫- سلام

08:00.894 --> 08:02.264
‫ببین، بیلی یه کاور ورزشی فیک درست کرده
‫(شماره‌ی ورزشکار توی مسابقات)

08:02.497 --> 08:04.133
‫پشمام

08:04.134 --> 08:06.506
‫آره. فقط ضایع بازی درنیار، باشه؟
‫اینجا آبرو دارم

08:07.307 --> 08:08.643
‫- به به!
‫- خیلی‌خب

08:08.744 --> 08:10.514
‫- سلام، رفقا
‫- بیلی. بیلی. بیلی

08:10.647 --> 08:12.016
‫بهترین مشتریِ قرن

08:14.255 --> 08:16.959
‫مگه چقدر وقتش رو
‫توی این چاپخونه می‌گذرونه؟

08:16.960 --> 08:19.330
‫هی، بیلی اینجاست، بیلی اومده

08:20.467 --> 08:22.002
‫راب، امروز مرخصی گرفته بودی که

08:26.513 --> 08:28.149
‫- فکر کنم باید بزنیم بُکُشیمش
‫- آره، بیشتر کُشتن از روی ترحمه

08:36.533 --> 08:39.572
‫بیلی، کِی قراره دوباره
‫کارائوکه اجرا کنیم؟

08:39.573 --> 08:42.276
‫- خودت یه روزی بگو
‫- آره، هرچیزی می‌خوام بگو چاپ بگیرم

08:42.311 --> 08:44.616
‫هانا، بـخدا که فرشته‌ی نجاتمی

08:44.782 --> 08:48.355
‫و توام قراره بهمون بگی کِی گزارشت
‫توی نیوزنایت پخش میشه

08:48.356 --> 08:49.992
‫خیلی پیگیرشیم

08:49.993 --> 08:52.799
‫هیچکی باورش نمیشه
‫که ما با یه

08:52.998 --> 08:55.337
‫خبرنگار واقعی رفیقیم

08:55.571 --> 08:58.208
‫- رفیق‌مون خبرنگاره‌ها، می‌دونید رفقا؟
‫- چی؟

08:58.209 --> 09:00.346
‫- شما بیلی رو می‌شناسید؟ بیلی‌ـه بزرگ رو می‌شناسید؟
‫- آره بابا

09:00.647 --> 09:03.084
‫آره ما پیشِ یه خبرنگاریم
‫یه خبرنگار تمام‌عــ...

09:03.085 --> 09:05.390
‫این خبرنگاره کیه که دارن ازش حرف می‌زنن؟

09:05.557 --> 09:08.428
‫چون من می‌دونم یه دستیار شخصیه
‫صادق هیچوقت درمورد همچین چیزی دروغ نمیگه

09:08.429 --> 09:10.534
‫آره، بنظرت آنه فرانک
‫پیشِ خودش چه فکری می‌کنه؟

09:10.801 --> 09:12.738
‫باشه، بعد از این، دیگه دروغ بی‌دروغ

09:12.938 --> 09:14.274
‫- باشه
‫- باشه

09:14.275 --> 09:16.479
‫میشه ۶ در ۸ بگیریم؟
‫با کنتراست بالا

09:22.625 --> 09:23.760
‫ببخشید

09:23.761 --> 09:25.129
‫- سلام
‫- چی شده؟

09:25.130 --> 09:26.732
‫کجا بودی پس؟
‫الان وقتـشه

09:26.733 --> 09:28.637
‫- باز یه مفنگی دیگه رو پیدا کرده
‫- نه، چرت نگو

09:28.804 --> 09:31.877
‫یه مردِ خوشتیپ و جذاب
‫رو سوار اوبر کردم و فرستادمش بره،

09:32.043 --> 09:33.914
‫چون من یه زن تکامل‌یافته‌ام

09:34.114 --> 09:36.184
‫ببخشید دیگه، الان اومدم تا از
‫ماراتن کوچولوتون حمایت کنم

09:36.185 --> 09:38.690
‫خیلی‌خب، آنتون، همکارات ۲۷ متر اونورترن

09:38.890 --> 09:40.760
‫۲۷ متر؟ خیلی زیاده که

09:40.761 --> 09:42.665
‫- آنتون!
‫- ببخشید. ببخشید

09:42.865 --> 09:44.769
‫خب، اگه سوالی براشون پیش اومد،
‫یه پلن بی داریم

09:44.969 --> 09:47.609
‫مثلاً، اگه پرسیدن چرا
‫کفش ورزشی پات نیست،

09:47.875 --> 09:49.779
‫باید بگی چون ایسا قرار بود
‫برات کفش‌ها رو بیاره،

09:49.879 --> 09:52.015
‫ولی یادش رفت چون
‫خاله‌ی قلابیش اومده اینجا

09:52.016 --> 09:53.485
‫عاشقشم. اسمش بونیه.
‫تازه عاشق دزدی و اینام هست

09:53.787 --> 09:55.825
‫عالیه. بعدش شما دوتا مثلاً وانمود می‌کنید
‫که دارین باهم دعوا می‌کنید،

09:56.024 --> 09:58.630
‫ولی ایسا هرجوری شده
‫برای حمایت میاد چون تراپیست قلابیش بهش گفته،

09:58.763 --> 10:00.365
‫و سمیر اون تراپیست قلابیه‌ست

10:00.366 --> 10:01.870
‫نه، از این نقش خوشم نمیاد.
‫میشه یه نقش دیگه بدید؟

10:01.970 --> 10:03.271
‫- نه، اینو یه مرورش کن
‫- خیلی‌خب

10:03.272 --> 10:04.809
‫- حله
‫- حله

10:05.243 --> 10:06.580
‫کمپین آگاهی درمورد سرطانِ سینه

10:06.746 --> 10:07.948
‫- بنازم!
‫- پشمام

10:07.949 --> 10:09.685
‫- عرق فیک بزن
‫- حله

10:10.119 --> 10:11.890
‫خیلی‌خب. به صورتمم بزن

10:13.359 --> 10:14.962
‫خیلی‌خب، برو که رفتیم

10:18.903 --> 10:23.847
‫- برو، آنتون!
‫- آره. آنتون

10:30.093 --> 10:31.997
‫پاش گرفت

10:32.197 --> 10:33.566
‫حالش خوبه

10:33.567 --> 10:35.201
‫یکی بهش یه موز بده

10:35.202 --> 10:37.708
‫وای خدایا، اومدش!

10:38.075 --> 10:39.143
‫چی؟

10:39.144 --> 10:41.850
‫شماها! نه، نه

10:42.016 --> 10:44.588
‫وای خدایا، احساساتی شدم!

10:44.589 --> 10:45.991
‫بخاطر شماها دارم مسابقه میدم

10:46.091 --> 10:47.260
‫و البته سرطان سینه، باشه؟
‫حلش می‌کنیم

10:47.393 --> 10:49.296
‫- حلش می‌کنیم
‫- آره، ما می‌تونیم

10:49.297 --> 10:50.567
‫دوستت داریم، ما دوستت داریم، رفیق

10:50.568 --> 10:51.670
‫چه غلطی داره می‌کنــ...

10:51.936 --> 10:52.739
‫آنتون؟

10:52.938 --> 10:53.974
‫وای خدایا

10:57.146 --> 10:58.984
‫- تو قهرمان مایی!
‫- آره

11:03.092 --> 11:04.494
‫دیگه داره زیادی کشش میده

11:04.795 --> 11:07.834
‫برو، آنتون!
‫برو، آنتون! برو، آنتون

11:07.835 --> 11:09.237
‫عاشقشم

11:09.337 --> 11:11.710
‫- خیلی‌خب، برو که رفتیم
‫- آره از پسش برمیای

11:11.910 --> 11:14.446
‫- واقعاً می‌خواد این کارو کنه؟
‫- می‌خواد کُل ماراتن رو بدوئه

11:14.447 --> 11:16.351
‫خیلی‌خب، خداحافظ

11:17.287 --> 11:18.354
‫خیلی باحاله

11:24.936 --> 11:27.306
‫کمک، توروخدا
‫کمک کنید.

11:27.307 --> 11:29.009
‫دستت طلا

11:29.010 --> 11:31.716
‫- بنازم، الان مثلاً خیلی بهش افتخار می‌کنم
‫- می‌دونم، منم مثلاً خیلی به خودمون افتخار می‌کنم

11:35.323 --> 11:37.661
‫- به سلامتی بیلی که همه‌ی کارا رو انجام داد
‫- به سلامتی، آره واقعاً جواب داد

11:37.662 --> 11:39.197
‫میشه باهاتون روراست باشم؟

11:39.198 --> 11:40.566
‫حالا می‌فهمم دویدن چه حس و حال خوبی داره

11:40.567 --> 11:41.970
‫- جدی؟
‫- می‌دونی چیه؟

11:42.070 --> 11:43.473
‫- پوستت خیلی خوب شده
‫- جدی؟

11:43.707 --> 11:45.108
‫اثرات اندورفینه

11:45.109 --> 11:46.713
‫حتی الان که اینجا نشستم، اندروفین‌ها باهامن

11:46.980 --> 11:49.117
‫حالا که داری میری داخل، یه دونه دیگه
‫از اینا برام میاری؟

11:49.217 --> 11:51.590
‫حله. خبرنگار محبوبم تو فقط لب تر کن

11:51.823 --> 11:52.658
‫باشه دیگه

11:52.825 --> 11:54.762
‫- برای منم بیار
‫- چشم

11:54.929 --> 11:57.467
‫خیلی‌خب، وایسا یه لحظه، جدی چی سر
‫اون دونده‌ای که غش کرد اومد؟

11:57.768 --> 11:59.773
‫گفتم دیگه، ولش کردن به امون خدا.
‫دیگه مفنگی بی‌مفنگی

11:59.972 --> 12:01.407
‫جدی؟

12:01.408 --> 12:03.881
‫دیگه از اذیت شدن خسته شدم.
‫یکی رو می‌خوام حداقل بیکار نباشه

12:04.080 --> 12:04.949
‫و یه خونه داشته باشه

12:05.116 --> 12:06.653
‫- خیلی‌خب
‫- بهت برنخوره‌ها

12:06.886 --> 12:07.989
‫یه‌جورایی برخورد

12:08.122 --> 12:11.864
‫- سلام! سلام. سلام
‫- سلام

12:12.063 --> 12:13.298
‫- یا خدا
‫- سلام

12:13.299 --> 12:14.901
‫- مزاحم که نشدیم؟
‫- نه بابا این چه حرفیه

12:14.902 --> 12:16.038
‫- ما همکارای آنتونیم
‫- آره

12:16.238 --> 12:17.307
‫آره، شماهایید پس

12:17.440 --> 12:18.810
‫- آره
‫- آره، همون همکارا

12:18.977 --> 12:20.613
‫می‌خواستیم بیایم
‫آنتون رو دوباره ببینیم،

12:20.614 --> 12:22.450
‫ولی نتونستیم رد شماره‌ی
‫مسابقه‌ش رو بزنیم

12:22.451 --> 12:25.188
‫- آره، مام نتونستیم
‫- آره

12:25.189 --> 12:27.127
‫- مام نمی‌دونیم چرا
‫- آره، حالا هرچی

12:27.327 --> 12:30.066
‫می‌خواستیم بهش پیام بدیم، ولی فهمیدیم
‫هنوز داره مسابقه میده

12:30.232 --> 12:31.770
‫آره، آره، داره مسابقه میده

12:32.003 --> 12:34.007
‫چون نمیشه اینقدر سریع
‫مسابقه رو تموم کنه که

12:34.008 --> 12:35.343
‫- آره، آره
‫- آره

12:35.443 --> 12:37.748
‫پشمام، باورم نمیشه شماها اینجایید

12:37.881 --> 12:39.316
‫- ما اینجاییم!
‫- آره

12:39.317 --> 12:41.956
‫شماها همکارای آنتونید!
‫و الانم اینجایید

12:42.423 --> 12:44.228
‫همین الان! پشمام!

12:51.174 --> 12:53.914
‫- میشه از دستشویی‌تون استفاده کنیم؟
‫- وای خدایا...

12:54.114 --> 12:54.983
‫- آره
‫- آره بابا

12:55.149 --> 12:57.087
‫اینا دیگه از جونِ من چی می‌خوان؟

12:58.791 --> 13:01.596
‫- دستشویی از این طرفه...
‫- تف توش

13:01.597 --> 13:06.303
‫و اینکه، آنتون فکر کنم همین زودی‌ها
‫از ماراتن برگرده

13:06.304 --> 13:07.841
‫آره

13:09.244 --> 13:11.883
‫بنازم، عجب آشپزخونه‌ای دارید

13:12.016 --> 13:13.886
‫- آره!
‫- آره، آره

13:13.887 --> 13:15.691
‫- اینجا خونه‌ی کیه؟
‫- خونه‌ی مامان و بابای سمیر

13:15.957 --> 13:18.095
‫اونا با ون‌شون دارن دور کشور سفر می‌کنن

13:18.096 --> 13:20.265
‫- میرن پارک‌های ملی و اینجور جاها
‫- آره، آره

13:20.266 --> 13:22.570
‫همین امروز رسیدن یلو‌استون،

13:22.571 --> 13:24.742
‫و آره، وقتی یه آدم ۶۰ ساله
‫یلو‌استون رو می‌بینه،

13:24.743 --> 13:28.015
‫انگاری، زندگی‌شون تغییر می‌کنه، می‌دونید؟

13:28.583 --> 13:30.688
‫هرچقدر از خوب بودن آنتون
‫امروز بگیم کم گفتیم،

13:30.954 --> 13:33.058
‫و همه‌ش بخاطر این بود
‫که مستخدمش مریض بود، آخه...

13:33.059 --> 13:34.529
‫آره، از این طرفی برو

13:34.862 --> 13:36.464
‫باید بری دستشویی، دختر

13:36.465 --> 13:38.067
‫باشه

13:38.068 --> 13:41.809
‫آره، پروسکو، همگی یه لیوان
‫پروسکو می‌خواید؟

13:41.976 --> 13:44.881
‫وای نه! وای نه!

13:44.882 --> 13:46.084
‫نه!

13:46.085 --> 13:47.722
‫- نه چی؟ چی میگی؟
‫- آره

13:47.955 --> 13:49.992
‫- دوربین زنگ در بابا
‫- می‌دونستم این کارو می‌کنی

13:49.993 --> 13:51.763
‫می‌دونستما

13:51.929 --> 13:53.532
‫باید برم. توروخدا

13:53.533 --> 13:55.603
‫- نه، نه، نه
‫- پینو گریجوی کالیفرنیا

13:55.604 --> 13:58.275
‫فکر کنم مزه‌ش خوب باشه

13:58.844 --> 14:01.983
‫پشمام

14:08.000 --> 14:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

14:21.455 --> 14:22.859
‫هی! هوی، هوی، هوی

14:23.125 --> 14:24.963
‫وایسا ببینم، چه غلطی می‌کنی؟
‫هوی، چه غلطی می‌کنی؟

14:27.434 --> 14:28.804
‫باشه، باشه، باشه

14:29.370 --> 14:30.539
‫تو دیگه کی هستی؟

14:30.540 --> 14:32.443
‫من کیم؟ تو کی؟

14:32.444 --> 14:34.348
‫یه دختره‌ای بهم گفت می‌تونم اینجا بخوابم،
‫بعدش شلوار گرم‌کُنش رو بهم داد

14:34.481 --> 14:36.585
‫بعدشم یکمی باهم لب گرفتیم

14:36.586 --> 14:37.855
‫ایسا رو میگی

14:38.422 --> 14:41.227
‫- می‌خواستی اینو ازم بدزدی؟
‫- نه بابا، می‌خواستم قرض بگیرمش

14:41.228 --> 14:42.497
‫آها

14:42.598 --> 14:44.166
‫- چرا خب؟
‫- چون همکارام پایینن،

14:44.167 --> 14:45.738
‫بعد منم بهشون گفته بودم
‫دارم توی ماراتن مسابقه میدم،

14:46.004 --> 14:47.641
‫پس اگه بتونم اینو ازت قرض بگیرم،
‫خیلی‌ خوب میشه

14:47.642 --> 14:49.110
‫درموردِ مسابقه دادن
‫توی ماراتن پیش همکارات لاف زدی؟

14:49.310 --> 14:50.714
‫آره، آره، دقیقاً

14:50.914 --> 14:51.916
‫خیلی بد شد که، رفیق

14:52.416 --> 14:53.753
‫این کارو نکن

14:54.053 --> 14:56.458
‫گند زدی توش

14:56.459 --> 14:58.429
‫- تف توش!
‫- خفه شو. چته؟

14:58.563 --> 15:00.065
‫- پام گرفت، وای پام گرفت
‫- باشه، باشه

15:00.066 --> 15:01.334
‫- باشه، من الانــ...
‫- وای همسترینگم، وای...

15:01.335 --> 15:02.437
‫- همسترینگم، همسترینگم
‫- باشه، همسترینگت

15:02.571 --> 15:04.140
‫- از انگشت شستت استفاده کن
‫- انگشت شستم؟

15:04.141 --> 15:05.408
‫بد برداشت نکن

15:05.409 --> 15:06.779
‫باشه

15:06.780 --> 15:08.617
‫آخ، کیرم دهنت! ببخشید که فحش دادم،
‫شرمنده حاجی

15:08.917 --> 15:11.021
‫ببخشید که فحش دادی؟
‫تو دیگه کی هستی؟

15:13.459 --> 15:17.265
‫خیلی‌خب، پائول بیکر. خب، اگه میشه
‫یه دستی بهم برسون

15:17.266 --> 15:20.507
‫کُلی آدم توی این دروغ شریکن.
‫هم اتاقی‌هام کُل روز رو براش وقت گذاشتن

15:20.607 --> 15:22.778
‫حله، بهتر شد، بهتر شد، مرسی

15:22.945 --> 15:24.380
‫- خیلی ممنونم
‫- باشه

15:24.381 --> 15:26.553
‫وایسا ببینم، یعنی کاری کردی
‫هم اتاقی‌هات هم دروغ بگن؟

15:26.652 --> 15:29.692
‫نه! اونا بخاطر من دروغ گفتن، باشه؟
‫درست مثل بقیه رفیقا.

15:29.693 --> 15:31.495
‫از این رفیقا نداری که
‫حاضر باشن بخاطرت دروغ بگن؟

15:32.731 --> 15:34.735
‫- نه والا
‫- خب، بهتره یه چند تایی پیدا کنی

15:34.736 --> 15:37.541
‫مثل یه پروژه‌ی گروهی می‌مونه.
‫تازه خلاقانه هم هست

15:38.944 --> 15:41.582
‫شماها همه باهم توی یه خونه
‫زندگی می‌کنید، پول اجاره خونه رو می‌دید

15:41.583 --> 15:44.019
‫بعد برای همدیگه دروغ می‌بافین؟

15:44.020 --> 15:46.157
‫نه، پول اجاره خونه نمی‌دیم

15:46.158 --> 15:48.529
‫- ایول
‫- خیلی‌خب

15:48.630 --> 15:50.801
‫این جوابه. خب، از آشناییت خوشحال شدم

15:51.067 --> 15:53.371
‫تبریک بابت ماراتن‌ات، و بابت
‫پاهاتم شرمنده‌ام

15:53.372 --> 15:54.575
‫مرسی

16:01.221 --> 16:03.425
‫عجب همکارای دلسوزی دارم

16:05.831 --> 16:08.636
‫خب، اساساً، منو سمیر
‫باهم بزرگ شدیم

16:08.736 --> 16:10.371
‫باهم رفتیم دانشگاه، پس...

16:10.372 --> 16:12.743
‫آره، و اونجا با آنتون آشنا شدیم

16:12.811 --> 16:14.681
‫آره

16:14.682 --> 16:16.451
‫یه چیز جالب دیگه‌ای
‫که توی دانشگاه اتفاق افتاد

16:16.452 --> 16:18.122
‫اینه که، ما رفتیم یه مهمونی رقص

16:18.355 --> 16:20.961
‫پشمام! پشمام!

16:21.228 --> 16:23.432
‫- وای، خدایا...
‫- وای، خیلی داغونم

16:23.566 --> 16:25.502
‫- داغونم یا سرحالم؟
‫- نه

16:25.503 --> 16:27.507
‫نه، احتمالاً خیلی داغونم.
‫یا نه سرحالم؟

16:27.508 --> 16:29.913
‫هم سرحالی هم یکمی داغونی.
‫نمی‌دونم یعنی چی

16:30.079 --> 16:31.514
‫آنتون، تو تونستی!

16:31.515 --> 16:33.050
‫تونستم!

16:33.051 --> 16:36.892
‫با این پتوی فویلی و این همه عرقی که ریختم...

16:36.893 --> 16:39.064
‫- آره
‫- و غیره...

16:39.197 --> 16:41.536
‫- خب، حالا مدال‌هات رو نشون‌مون بده
‫- آره

16:41.937 --> 16:43.172
‫چی؟

16:43.840 --> 16:45.811
‫مدال؟

16:46.278 --> 16:47.581
‫خب، منــ...

16:47.681 --> 16:49.652
‫من اول نشدم، رفقا

16:49.752 --> 16:51.923
‫منظورم اینه، خیلی نزدیک بودم.
‫خیلی خیلی نزدیک بودم

16:52.056 --> 16:53.559
‫خط پایان رو دیدم، ولی بعدشــ...

16:53.560 --> 16:56.064
‫یکی دیگه اول به خط پایان رسید

16:56.699 --> 16:59.839
‫- وایسا ببینم، مگه همه مدال نمی‌گیرن؟
‫- چرا، همه مدال می‌گیرن

17:00.406 --> 17:01.909
‫من والــ...

17:01.910 --> 17:04.247
‫- آها، گفتی که باختی
‫- مدالش رو به خیریه داد

17:04.248 --> 17:05.884
‫چی؟

17:06.451 --> 17:09.124
‫خب، آخر باختی یا مدالت رو دادی به خیریه؟

17:09.357 --> 17:12.831
‫خب، داستانش خیلی باحاله

17:12.832 --> 17:14.667
‫بذارید شروع کنم، بعد بخندید

17:14.668 --> 17:16.907
‫خب، خاله بونیم عاشق دزدیه

17:17.139 --> 17:20.345
‫آره، و ایسا قرار بود
‫از مدال‌ها مواظبت کنه،

17:20.346 --> 17:21.716
‫هرچند که اون و خاله‌ش
‫باهم دعوا داشتن

17:21.816 --> 17:23.754
‫- آره، خب...
‫- آره، منم تراپیستم

17:24.454 --> 17:27.025
‫خب، اساساً، بونی وقتی ۱۴ سالش بود
‫بیماریش رو تشخیص دادن

17:27.026 --> 17:30.600
‫باشه، باشه، باشه.
‫رفقا، چیزی نیست

17:32.470 --> 17:33.941
‫مرسی

17:34.575 --> 17:38.883
‫رفقام سعی می‌کنن ازم حمایت کنن
‫چون رفقا برای همین کاران دیگه،

17:38.884 --> 17:40.753
‫ولی من می‌خوام راستش رو بگم

17:40.754 --> 17:43.892
‫بهتر بود بهتون می‌گفتم
‫که من حقیقشــ...

17:43.893 --> 17:46.498
‫هوی!
‫رفیق، اینجایی پس

17:46.666 --> 17:48.735
‫سلام، ببخشید، نمی‌دونستم کجایی

17:48.736 --> 17:50.773
‫مرسی که مدالت رو دادی
‫باهاش عکس بگیرم، مرسی

17:50.774 --> 17:53.078
‫مامانم عاشقش میشه

17:53.880 --> 17:58.155
‫مامانم، رئیس‌جمهور

17:58.756 --> 18:02.363
‫لتونی‌ـه

18:03.365 --> 18:04.734
‫قابلی نداشت

18:04.735 --> 18:06.906
‫قابلت رو نداشت، پائول بیکر

18:07.106 --> 18:08.309
‫اصلاً قابلی نداشت

18:09.243 --> 18:12.282
‫- سلام
‫- خب، کی می‌خواد اول مدال رو بگیره؟

18:12.283 --> 18:15.255
‫اون خوش‌شانس کیه؟

18:15.256 --> 18:17.393
‫- هی، مگه نگفتی دیگه مفنگی بی‌مفنگی؟
‫- جانم؟

18:17.493 --> 18:18.963
‫این آخریشه.
‫این دیگه آخریشه

18:18.964 --> 18:21.602
‫- پشمام، خیلی خوب بود
‫- خوشت اومد؟

18:32.023 --> 18:34.527
‫- نه، نه، اصلاً راه نداره
‫- سمی، سمی...

18:34.528 --> 18:36.331
‫سمی، مگه نمی‌خوای
‫یه بارم که شده از در ورودی بری داخل؟

18:36.498 --> 18:37.600
‫از در ورودی بری داخل حال نمیده؟

18:37.601 --> 18:38.970
‫آره بابا، سمیر، بجنب

18:39.137 --> 18:40.773
‫دروغ گفتن خیلی استرس‌زاست

18:40.774 --> 18:42.376
‫اینو از کسی بشنو که داره
‫یه مسابقه‌ی دومیدانی رو توی اداره برگزار می‌کنه

18:42.476 --> 18:44.682
‫- وایسا، چی؟
‫- برای حمایت از دیبابتی‌های نوعِ یک

18:44.782 --> 18:46.686
‫نمی‌تونم توضیح بدم

18:46.786 --> 18:48.456
‫وایسا ببینم، یعنی چی که میگی
‫از دویدن خوشت نمیاد؟

18:48.623 --> 18:50.660
‫آخه، خیلی کسل‌کننده‌ست

18:50.827 --> 18:54.668
‫خیلی وقت نیست اومدم نیویورک، برای همین
‫رفتم توی ماراتن مسابقه بدم تا مردم رو بشناسم

18:54.835 --> 18:56.705
‫رفتی ۴۲ کیلومتر دویدی تا مردم رو بشناسی؟

18:56.706 --> 18:58.442
‫آره خب

19:00.346 --> 19:01.481
‫حالا شناختی یا نه؟

19:03.218 --> 19:04.286
‫آره، شناختم

19:04.287 --> 19:06.223
‫بجنب

19:06.224 --> 19:07.661
‫بجنب، سمیر، یا الان یا هیچوقت.
‫بزن بریم تو کارش

19:07.828 --> 19:09.162
‫- بجنب
‫- باشه

19:09.163 --> 19:10.666
‫- بجنب
‫- باشه، باشه، باشه

19:10.667 --> 19:12.971
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

19:12.972 --> 19:14.841
‫خیلی‌خب. برو بریم

19:21.488 --> 19:22.658
‫باریکلا!

19:22.824 --> 19:24.727
‫آره. آره

19:24.728 --> 19:25.930
‫بنازم!

19:26.632 --> 19:27.968
‫تف توش

19:28.670 --> 19:31.007
‫آره. آره، مامان، می‌دونم، می‌دونم بابا

19:31.500 --> 19:51.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
