WEBVTT

00:01.000 --> 00:07.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:07.801 --> 00:09.601
‫خوش اومدین خانم هارت!

00:09.681 --> 00:11.441
‫اوه، مگه رفته بودم؟

00:12.001 --> 00:14.081
‫-چه شال قشنگی
‫-ممنون

00:14.161 --> 00:15.601
‫مال مجموعه بهار و تابستونه، مگه نه؟

00:15.681 --> 00:18.001
‫با اون بوت‌ها هم خیلی خوب ست شده.

00:18.081 --> 00:21.281
‫خب، ارائه‌ی سیتکس من ساعت یازده‌ست، درسته؟

00:21.361 --> 00:22.961
‫اوه، پائولا اون رو به عهده گرفته.

00:24.281 --> 00:27.521
‫ارائه‌ی قبلیش عالی بود.
‫براش کلوچه فرستادن.

00:37.000 --> 00:44.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:45.001 --> 00:46.041
‫گرندی...

00:46.121 --> 00:48.521
‫لازم نیست سخنرانی کنی، ممنون.

00:48.601 --> 00:51.321
‫می‌دونی که یه میلیون بار عذرخواهی کردم

00:51.401 --> 00:54.481
‫و توی کل دنیا هیچ‌کسی نیست که بیشتر از تو تحسینش کنم

00:54.561 --> 00:56.321
‫اوه، پس بالاخره داری سخنرانی می‌کنی؟

00:56.881 --> 00:59.001
‫امیدواری برات کلوچه بفرستم؟

00:59.081 --> 01:01.481
‫گرندی
‫باید حرفم رو بشنوی.

01:02.841 --> 01:04.401
‫اونا می‌دونن.

01:04.801 --> 01:08.881
‫همه‌شون می‌دونن مریض بودی.
‫یکی از بیمارستان بهشون خبر داده.

01:09.881 --> 01:12.681
‫دوشنبه‌ی آینده جلسه‌ی هیئت‌مدیره رو توی لندن تشکیل میدن.

01:12.761 --> 01:14.801
‫به همه گفتن که مریض بودی

01:14.881 --> 01:16.441
‫و می‌ترسم...

01:19.121 --> 01:20.401
‫...رأی‌ها رو هم دارن.

01:21.761 --> 01:25.281
‫.می‌خوان برکنارت کنن
‫هارت اینترپرایزز، سیتکس...

01:25.361 --> 01:29.481
‫همه‌ش رو ازت می‌گیرن و به اسم خودشون میزنن.

01:29.561 --> 01:31.281
‫-ادوینا؟
‫-بله

01:31.361 --> 01:34.441
‫با عمو کیت، عمو رابین و عمه الیزابت.

01:34.521 --> 01:36.161
‫خیلی متأسفم.

01:36.241 --> 01:37.561
‫من چی کار می‌تونم بکنم؟

01:42.961 --> 01:46.281
‫می‌بینم که سراغ لایکرا هم رفتی.

01:46.361 --> 01:48.001
‫اوه، مجموعه‌ی جدید لباس‌های راحتی‌مونه.

01:48.081 --> 01:50.161
‫مطمئنم ازش متنفری، ولی من...

01:50.241 --> 01:52.361
‫مطمئنم این قراره مد بزرگ بعدی باشه.

01:52.441 --> 01:53.601
‫خب...

01:54.321 --> 01:57.081
‫خیلی... راحت به نظر میاد

01:59.121 --> 02:02.601
‫اگه زیپ کنارش بود، فرم لباس بهتر می‌شد.

02:05.041 --> 02:08.801
‫پائولا، میشه تنهام بذاری؟
‫یه‌دفعه خیلی خسته شدم.

02:27.601 --> 02:29.481
‫هنری، اِما هستم.

02:30.921 --> 02:33.921
‫تصمیم گرفتم انجامش بدم.

02:35.481 --> 02:37.001
‫بله، لطفاً.

02:37.081 --> 02:40.481
‫و باید مطمئن بشیم که از هر نظر کاملاً محکم و بی‌نقصه.

02:42.001 --> 02:43.161
‫ممنون.

02:44.161 --> 02:45.921
‫تولدم؟

02:46.001 --> 02:48.201
‫اوه، فکر نکنم خبری باشه.

02:49.601 --> 02:52.281
‫تولد به چه دردی می‌خوره؟

02:52.361 --> 02:56.241
‫♪ تولدت مبارک

02:56.921 --> 03:00.761
‫♪ تولدت مبارک

03:00.841 --> 03:04.561
‫♪ تولدت مبارک کیت عزیز

03:04.641 --> 03:08.241
‫♪ تولدت مبارک! ♪

03:11.121 --> 03:12.841
‫-خب، کی کیک می‌خواد؟
‫-من!

03:12.921 --> 03:14.321
‫-من!
‫-بله، لطفاً

03:19.121 --> 03:20.881
‫این دیوونگیه.

03:20.961 --> 03:23.601
‫وانمود کنیم همه‌چی خوبه؟
‫وقتی مهمونی بگیریم

03:23.681 --> 03:25.841
‫در حالی که همه‌مون می‌دونیم ممکنه هر لحظه جنگ اعلام بشه؟

03:25.921 --> 03:28.801
‫در هر صورت باید منتظر بمونیم

03:28.881 --> 03:30.521
‫پس وقتی منتظریم حداقل کیک بخوریم.

03:30.601 --> 03:31.921
‫مک.

03:32.281 --> 03:33.921
‫کسب‌وکار چند ماهه که داره کساد میشه.

03:34.001 --> 03:35.321
‫مجبور شدم وام بگیرم.

03:36.961 --> 03:38.281
‫جو چی میگه؟

03:40.041 --> 03:41.201
‫اِما...

03:41.281 --> 03:43.161
‫-بهش نگفتی؟
‫-اصلاً حاضر نیست حرفش رو بشنوه.

03:43.241 --> 03:45.041
‫خودش رو قانع کرده که جنگ اتفاق نمی‌افته.

03:45.121 --> 03:47.601
‫-خب، شاید حق با اون باشه.
‫-نیست.

03:48.121 --> 03:49.441
‫من یه نقشه لازم دارم.

03:52.401 --> 03:54.881
‫تا حالا مشکلی ندیدم که

03:54.961 --> 03:56.681
‫با یه نقشه‌ی اِما هارت حل نشه.

03:59.441 --> 04:00.441
‫اما!

04:00.521 --> 04:03.921
‫مک! عکس خانوادگی
‫همه بیان توی عکس!

04:04.001 --> 04:05.161
‫بیاین دیگه.

04:10.401 --> 04:12.401
‫بیا، مرد حسابی دستت رو بنداز دور زنت.

04:19.600 --> 04:22.600
‫"زن ثروتمند"

04:42.801 --> 04:43.801
‫ببخشید، متأسفم.

05:14.321 --> 05:16.761
‫دیدی؟ دولت قراره برای تولیدکننده‌های

05:16.841 --> 05:18.041
‫لباس فرم مناقصه بذاره.

05:19.001 --> 05:21.801
‫همینه مک، همین‌طوری می‌تونیم از این وضع جون سالم به در ببریم.

05:23.041 --> 05:24.521
‫حالا می‌دونم به چی فکر می‌کنی.

05:24.601 --> 05:25.761
‫چرا باید قرارداد رو به کسی بدن که اسم و رسمش رو

05:25.841 --> 05:27.561
‫توی لباس زنونه به دست آورده...

05:27.641 --> 05:29.201
‫اونم یه زن؟
‫ولی فکر می‌کنم...

05:29.281 --> 05:31.881
‫یعنی می‌خوای قبل از اینکه حتی قرارداد رو برنده بشی

05:31.961 --> 05:33.881
‫شروع کنی به تولید پارچه؟

05:33.961 --> 05:35.881
‫برای اینکه مطمئن بشم قرارداد رو می‌گیرم.

05:35.961 --> 05:38.761
‫-مگه می‌تونن ردش کنن؟
‫-آره، ولی هزینه‌ اش...

05:40.361 --> 05:42.401
‫ریسکه، خودمم می‌دونم.

05:43.681 --> 05:45.521
‫ولی تنها راهی که می‌تونم عملیش کنم اینه که...

05:47.321 --> 05:48.601
‫مغازه‌ها رو بفروشم.

05:50.921 --> 05:52.361
‫نه.

05:52.441 --> 05:55.281
‫نه، تو این مغازه‌ها رو با خون و عرق و زحمت خودت ساختی.

05:55.361 --> 05:56.681
‫نمی‌تونی همین‌جوری ولشون کنی.

05:56.761 --> 05:58.401
‫اگه یه کار اساسی نکنم

05:58.481 --> 06:00.481
‫طلبکارها خودشون بالاخره می‌گیرنشون.

06:04.401 --> 06:05.761
‫فکر می‌کنی از پسش برنمیام؟

06:08.521 --> 06:10.761
‫فکر می‌کنم تو از پس هر کاری برمیای، اِما.

06:13.641 --> 06:14.841
‫من چه کمکی می‌تونم بکنم؟

06:34.881 --> 06:36.801
‫-شب بخیر.
‫-ممنون.

06:57.761 --> 07:00.161
‫آه، چه نعمتیه که

07:00.401 --> 07:02.521
‫دوباره می‌تونیم با هم صبحونه بخوریم.

07:03.121 --> 07:05.841
‫هردومون، کنار همسرامون.

07:05.921 --> 07:08.441
‫پس دوباره برگشتی به اتاق قدیمیت، مگه نه؟

07:08.521 --> 07:11.321
‫-آره، خوبه، ممنون
‫-خب، واقعاً ممنونیم که

07:11.401 --> 07:12.961
‫خونه رو تحویل دادی.

07:13.681 --> 07:15.281
‫-مگه نه، آدام؟
‫-آره.

07:16.201 --> 07:18.521
‫وقتی اوضاع مالی دوباره روبه‌راه شد

07:18.601 --> 07:19.961
‫یه جای جدید برات پیدا می‌کنیم.

07:20.881 --> 07:22.081
‫شاید دیگه لازم نباشه.

07:22.161 --> 07:23.241
‫اوه؟

07:24.601 --> 07:26.721
‫من می‌خوام برم جبهه.

07:35.921 --> 07:38.561
‫خانم‌ها، میشه یه لحظه ما رو تنها بذارید؟

07:39.241 --> 07:40.361
‫البته.

07:49.641 --> 07:50.961
‫فکر می‌کردم خوشحال بشی.

07:51.481 --> 07:52.841
‫تو هیچ‌وقت فرصت حرف زدن از

07:52.921 --> 07:54.361
‫ دوران سنت‌هرست رو از دست نمیدی.

07:54.441 --> 07:56.961
‫اگه فکر می‌کردم این جنگ به‌نحوی جنگ شرافتمندانه‌ایه،

07:57.041 --> 07:59.121
‫شجاعتت رو تحسین می‌کردم.

07:59.201 --> 08:01.121
‫ولی این جنگ، جنگ ما نیست.

08:01.721 --> 08:04.361
‫اَسکویث داره سربازهای ما رو به سمت یه فاجعه می‌بره.

08:04.441 --> 08:06.681
‫فقط یه احمق داوطلب میشه.

08:06.761 --> 08:08.241
‫پس لابد من یه احمقم.

08:09.121 --> 08:11.561
‫یادت هست که ما صاحب یه روزنامه‌ایم؟

08:11.641 --> 08:12.681
‫بله؟

08:12.761 --> 08:17.401
‫این تنها چیزیه که مردم هنوز حاضرن براش پول بدن، اِدوین.

08:17.481 --> 08:21.321
‫می‌دونی چقدر به از دست دادن این خونه نزدیکیم؟

08:21.401 --> 08:22.641
‫بدون من از پسش برمیاید.

08:23.721 --> 08:25.321
‫چرا؟

08:25.401 --> 08:26.961
‫چرا این‌قدر اصرار داری بری؟

08:31.721 --> 08:33.161
‫تنها راهیه که می‌تونم به این قضیه پایان بدم.

08:33.241 --> 08:35.161
‫داری درباره چی حرف میزنی؟

08:40.401 --> 08:42.041
‫اِما هارت.

08:42.121 --> 08:43.681
‫اِما هارت؟

08:43.761 --> 08:45.881
‫این دختر لعنتی دیگه چه بلایی سرمون آورده؟

08:45.961 --> 08:47.481
‫کاریه که من باهاش کردم، پدر.

08:49.561 --> 08:50.681
‫دلیلش اینه.

08:51.721 --> 08:54.401
‫اِما هارت مصمم شده نابودمون کنه.

08:54.481 --> 08:56.081
‫برای همینه که آسیابمون رو ازمون گرفت.

08:57.081 --> 08:59.641
‫داره منو مجازات می‌کنه و تا وقتی

08:59.721 --> 09:01.881
‫ به اندازه خودش عذاب نکشم، دست‌بردار نیست.

09:01.961 --> 09:05.241
‫پس این چیه، یه جور مأموریت خودکشی؟

09:06.001 --> 09:08.441
‫مگه چه کار وحشتناکی کردی که حاضری برای

09:08.521 --> 09:10.481
‫ جبرانش جونت رو به خطر بندازی؟

09:13.801 --> 09:15.041
‫چی؟

09:16.361 --> 09:17.801
‫من و اِما با هم...

09:19.801 --> 09:22.401
‫رابطه عاشقانه داشتیم.

09:23.121 --> 09:24.601
‫متأسفم، پدر.

09:25.961 --> 09:28.681
‫اِما باردار شد و من... من دست‌وپام رو گم کردم.

09:28.761 --> 09:30.881
‫هیچ مسئولیتی قبول نکردم.

09:31.561 --> 09:33.721
‫تقریباً کاری کردم که کاملاً تنها بره و از اینجا دور بشه.

09:42.041 --> 09:43.121
‫و؟

09:46.201 --> 09:49.281
‫مگه قرار بود چیکار کنی؟ باهاش ازدواج کنی؟

09:53.081 --> 09:55.361
‫مگه نشنیدی همین الان چی گفتم؟

09:55.441 --> 09:57.241
‫اوه، آره، آره.

09:57.801 --> 10:00.121
‫جرالد سال‌ها پیش بهم گفت که یه بچه‌ای در کار بوده.

10:02.121 --> 10:04.321
‫تو... تو میدونستی؟

10:05.881 --> 10:07.881
‫و عصبانی نیستی؟

10:07.961 --> 10:10.761
‫خب، معلومه که ایده‌آل نیست...

10:12.321 --> 10:15.641
‫ولی دیگه پسرها، پسرن، بالاخره نیازهایی دارن

10:15.721 --> 10:17.641
‫و طبیعتاً دخترهایی که حاضر باشن همچین کاری بکنن

10:17.721 --> 10:19.801
‫ فقط توی قسمت خدمتکارها پیدا میشن.

10:19.881 --> 10:21.001
‫اون...

10:21.961 --> 10:23.561
‫اما اِما این‌طوری نبود.

10:23.641 --> 10:25.641
‫-رابطه‌مون...
‫-چی؟

10:26.281 --> 10:27.681
‫عشق؟

10:27.761 --> 10:30.321
‫بیشتر از عشق بود.
‫همه‌چیز بود.

10:30.401 --> 10:33.681
‫هر دلباختگی احمقانه‌ای که فکر می‌کنی داشتی، اِدوین

10:33.761 --> 10:36.561
‫دلیل نمیشه راه بیفتی بری فرانسه

10:36.641 --> 10:40.121
‫اونم با این احتمال خیلی واقعی که دیگه برنگردی.

10:40.201 --> 10:43.441
‫من خطراتش رو می‌دونم
‫کاریه که باید بکنم.

10:43.761 --> 10:45.441
‫و متأسفم، پدر...

10:46.241 --> 10:47.601
‫نمی‌تونی نظرم رو عوض کنی.

10:57.121 --> 11:00.161
‫صبح بخیر همگی
‫می‌دونم این روزها

11:00.241 --> 11:01.521
‫برای همه‌مون پر از نگرانی و بلاتکلیفیه

11:01.601 --> 11:03.201
‫پس میرم سر اصل مطلب.

11:07.961 --> 11:11.721
‫از امروز، آسیاب‌ها و کارخانه‌م تولید پارچه‌ها و طرح‌های همیشگی هارت رو متوقف می‌کنن

11:11.801 --> 11:14.361
‫و فقط پارچه پشمی بادوام برای

11:14.441 --> 11:17.961
‫ لباس فرم ارتش تولید می‌کنن

11:18.041 --> 11:20.721
‫که در نهایت قراره در طول جنگ، تولیدشون رو

11:20.801 --> 11:22.241
‫به‌طور انحصاری برای ارتش انجام بدیم

11:22.321 --> 11:23.961
‫متأسفانه...

11:24.921 --> 11:27.081
‫این یعنی باید مغازه‌هام رو ببندم و بفروشم.

11:28.561 --> 11:31.281
‫ولی لطفاً نگران نباشید
‫هیچ‌کدومتون بیکار نمیشید.

11:31.361 --> 11:32.881
‫همه‌تون جای دیگه بهتون نیاز دارن.

11:32.961 --> 11:34.561
‫هرکدومتون که بخواد داوطلب بشه و بره

11:34.641 --> 11:36.481
‫ من همچنان حقوقتون رو به خانواده‌هاتون میدم.

11:36.881 --> 11:38.081
‫بعد هم وقتی برگردید

11:38.161 --> 11:39.681
‫ شغلتون همین‌جا منتظرتونه.

11:40.041 --> 11:42.841
‫همون‌طور که شما اون بیرون برای محافظت از آینده‌مون می‌جنگید

11:42.921 --> 11:45.801
‫ما هم هر کاری از دستمون بربیاد می‌کنیم تا از آینده شما محافظت کنیم.

11:47.761 --> 11:50.121
‫-سؤالی هست؟
‫-بله

11:51.441 --> 11:52.641
‫من چندتا سؤال دارم.

11:54.161 --> 11:56.801
‫-داری مغازه‌های منو می‌فروشی؟
‫-دارم مغازه‌های خودمو می‌فروشم.

11:56.881 --> 11:58.961
‫من اونا رو به قیمت کامل ازت خریدم.

11:59.041 --> 12:00.521
‫سندهاشون هم به اسم منه.

12:00.601 --> 12:02.361
‫اِما، من کاری به سندها ندارم.

12:02.441 --> 12:04.001
‫این مغازه‌ها مال پدر من بودن.

12:04.081 --> 12:06.121
‫اگه اون گوشه کاغذدیواری رو بکنی، می‌بینی

12:06.201 --> 12:08.361
‫مادرم هر سال روز تولدم قد منو روی دیوار علامت می‌زده!

12:08.441 --> 12:10.201
‫اون خاطره‌ها چه این ساختمون‌ها باشن چه نباشن

12:10.281 --> 12:12.201
‫ سر جاشون می‌مونن.

12:12.281 --> 12:13.401
‫شاید نمی‌فهمی ما

12:13.481 --> 12:15.001
‫تو چه وضعیت خطرناکی هستیم.

12:15.081 --> 12:17.521
‫این «ما» کیه؟
‫جوری حرف می‌زنی انگار یه تیمیم

12:17.601 --> 12:19.481
‫ولی حتی به ذهنت نرسید ازم بپرسی، یا حتی بهم بگی که

12:19.561 --> 12:21.281
‫داری میراث پدرمو می‌فروشی!

12:21.361 --> 12:23.161
‫الان دیگه اوضاع عادی نیست.

12:23.241 --> 12:26.201
‫فکر نمی‌کنی پدرت می‌خواست هر کاری لازمه برای زنده موندن بکنی؟

12:26.761 --> 12:28.081
‫یا شاید مشکل همینه.

12:28.161 --> 12:30.601
‫تو هیچ‌وقت مجبور نبودی به زنده موندن فکر کنی.

12:31.121 --> 12:32.361
‫این دیگه یعنی چی؟

12:32.441 --> 12:34.041
‫این مغازه‌ها رو گذاشتن کف دستت

12:34.121 --> 12:35.801
‫درست مثل همه‌چیز دیگه‌ای که توی زندگیت بهت رسید.

12:35.881 --> 12:37.401
‫این که دلیل نمیشه من سخت کار نکرده باشم.

12:37.481 --> 12:40.241
‫نمی‌تونی فقط بهم اعتماد کنی و باور کنی که من همه راه‌ها رو بررسی کردم؟

12:40.321 --> 12:42.041
‫و این تنها راهیه که می‌تونه خانواده‌مون رو

12:42.121 --> 12:43.201
‫ از این جنگ لعنتی جون سالم به در ببره.

12:43.281 --> 12:44.921
‫این‌قدر به من اعتماد نداری؟

12:45.001 --> 12:47.201
‫نه، این حرفت منصفانه نیست.
‫خودتم اینو می‌دونی.

12:47.281 --> 12:50.441
‫از همون لحظه‌ای که دیدمت بهت ایمان داشتم.

12:50.521 --> 12:52.161
‫بهت کار دادم، یادت میاد؟

12:52.241 --> 12:54.761
‫کمتر از یه سال بعد، اجازه دادم یه مغازه رو اداره کنی و بعد یکی دیگه رو...

12:54.841 --> 12:56.001
‫اِما...

12:56.081 --> 12:57.961
‫فکر نمی‌کنم توی این دنیا کسی

12:58.041 --> 12:59.881
‫ بیشتر از من بهت ایمان داشته باشه!

13:01.601 --> 13:04.521
‫مک هیچ شکی نداشت، حتی یه ذره

13:06.721 --> 13:08.481
‫لورا، خواهش می‌کنم.

13:09.161 --> 13:11.041
‫گفتم نمی‌خوام...

13:12.121 --> 13:13.081
‫لورا؟

13:13.361 --> 13:15.561
‫اِما، خواهش می‌کنم یه جوری متقاعدش کن
‫حرف تو رو گوش میده.

13:15.641 --> 13:18.081
‫-چی شده؟
‫-داره میره جبهه.

13:18.161 --> 13:20.121
‫داره خودش رو فدای کشوری می‌کنه که

13:20.201 --> 13:21.681
‫-حتی کشور خودش هم نیست!
‫-لورا

13:21.761 --> 13:23.241
‫شوهر من می‌خواد جونش رو فدای هوس یه دولتی کنه که

13:23.321 --> 13:25.201
‫حتی حاضر نیست به زن‌ها حق رأی بده

13:25.281 --> 13:26.521
‫ بعد من باید همین‌جوری قبولش کنم؟

13:26.601 --> 13:28.361
‫به نظرم یه کم عجولانه‌ست، مک.

13:28.441 --> 13:29.361
‫هنوز اول کاره.

13:29.441 --> 13:33.001
‫من این کارو برای دولت یا پادشاه نمی‌کنم.

13:33.081 --> 13:34.601
‫نمیبینی؟

13:34.681 --> 13:36.841
‫اگه نریم اونجا و جلوی آلمانی‌ها رو نگیریم

13:36.921 --> 13:38.201
‫ خودشون جنگ رو می‌کشن اینجا.

13:38.281 --> 13:40.961
‫شکی نیست که جنگ به این سواحل هم میرسه.

13:41.041 --> 13:42.881
‫ماه‌ها، شاید سال‌ها طول میکشه.

13:42.961 --> 13:44.841
‫جنگ تا کریسمس تموم میشه.

13:44.921 --> 13:46.041
‫اگه نشه چی؟

13:49.121 --> 13:52.561
‫نمی‌تونم اینجا بشینم و منتظر بمونم تا اونا بیان سراغمون.

13:53.641 --> 13:55.281
‫باید این کارو بکنم.

13:56.761 --> 13:58.201
‫برای اینکه شما در امان بمونید.

13:58.281 --> 14:00.161
‫ولی ما نمی‌خوایم که بری.

14:00.241 --> 14:01.921
‫مگه نه، اِما؟ بهش بگو.

14:02.001 --> 14:03.201
‫حق با اونه.

14:05.281 --> 14:07.841
‫باید هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم، هرچقدر هم که خطرناک باشه

14:07.921 --> 14:09.801
‫من می‌ترسم.
‫معلومه که می‌ترسم.

14:09.881 --> 14:11.361
‫فکر اینکه...

14:14.041 --> 14:15.761
‫ولی نمی‌تونیم بذاریم ترس برامون تصمیم بگیره.

14:16.601 --> 14:18.201
‫این قضیه از همه‌مون بزرگ‌تره.

14:19.641 --> 14:22.401
‫ما زندگی خوبی داریم که برای به دست آوردنش خیلی زحمت کشیدیم

14:22.481 --> 14:23.681
‫آدم‌هایی داریم که باید ازشون محافظت کنیم.

14:25.201 --> 14:28.081
‫اگه با تمام توانمون، به هر شکلی که می‌تونیم، نجنگیم

14:28.161 --> 14:30.481
‫خدا می‌دونه چه بلایی سر بچه‌هامون میاد.

14:31.721 --> 14:35.281
‫هیچ کاری نکردن، بزرگ‌ترین خطر از همه نیست؟

14:51.201 --> 14:53.761
‫یه لحظه دیگه خدمتتونم.
‫راحت باشید و یه نگاهی بندازید.

14:56.161 --> 14:57.561
‫اینم از...

14:59.201 --> 15:00.481
‫ اِما هارت.

15:02.601 --> 15:03.841
‫ببین به کجا رسیدی.

15:05.641 --> 15:07.281
‫ببین چقدر پیشرفت کردی.

15:08.000 --> 15:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:16.001 --> 15:19.561
‫باید بدونی که اِدوین همه‌چیز رو برام تعریف کرده.

15:21.681 --> 15:24.561
‫این فکر افتاده توی سرش که باید...

15:24.641 --> 15:26.961
‫اون...

15:27.041 --> 15:30.601
‫داوطلب شده بره بجنگه

15:30.681 --> 15:32.881
‫داره خودش رو به خاطر اتفاقی که

15:32.961 --> 15:34.401
‫بین شما دوتا افتاده مجازات می‌کنه.

15:35.401 --> 15:37.801
‫حالا اگه حرف اِدوین درست باشه

15:37.881 --> 15:40.321
‫و واقعاً احساساتتون نسبت به هم واقعی بوده

15:40.401 --> 15:44.801
‫پس... مطمئنم تو هم درست به اندازه

15:44.881 --> 15:46.121
‫ من نمی‌خوای جونش به خطر بیفته

15:48.121 --> 15:51.281
‫برای همین فکر کردم شاید بتونی یه نامه براش بنویسی...

15:53.361 --> 15:55.521
‫و توش بگی که بخشیدیش

15:55.601 --> 15:57.001
‫و از عذاب وجدانش راحتش کنی

15:57.081 --> 15:59.281
‫شاید، فقط شاید، به خودش بیاد.

16:03.481 --> 16:04.721
‫نه.

16:11.041 --> 16:12.121
‫نه؟

16:12.201 --> 16:14.561
‫کلمه‌ایه که باهاش آشنایی نداری، ارباب؟

16:14.641 --> 16:16.001
‫من به اندازه شما اهل مطالعه نیستم

16:16.081 --> 16:18.241
‫ولی فکر کنم اگه توی فرهنگ لغت نگاه کنید

16:18.321 --> 16:20.241
‫ معنیش اینه که

16:20.321 --> 16:21.921
‫عمراً همچین کاری بکنم.

16:24.201 --> 16:25.281
‫اِما...

16:26.321 --> 16:27.641
‫پسرم ممکنه بمیره

16:27.721 --> 16:30.721
‫و این موضوع مطلقاً هیچ ربطی به من نداره.

16:37.761 --> 16:40.761
‫اوه، قبلاً خیلی منو یاد مادرت می‌انداختی.

16:42.921 --> 16:45.801
‫ولی حالا می‌بینم که با اون خیلی فرق داری.

16:46.921 --> 16:48.281
‫تو درباره مادرم چی می‌دونی؟

16:48.361 --> 16:50.321
‫اوه، اون برات تعریف نکرده؟

16:50.401 --> 16:54.241
‫اِلیزابت... برای خانواده ما کار می‌کرد، درست مثل خودت.

16:55.361 --> 16:57.761
‫من خیلی دوستش داشتم.

16:59.761 --> 17:00.921
‫دروغ میگی.

17:01.001 --> 17:04.761
‫ما یه تابستون فوق‌العاده رو با هم گذروندیم، اون بالای تپه‌های خالی از سکنه

17:04.881 --> 17:08.401
‫توی غارها، بالای اون دنیا.

17:09.641 --> 17:13.641
‫فقط... اون می‌تونست رابطه‌مون رو همون‌طور که واقعاً بود ببینه.

17:13.721 --> 17:15.921
‫کینه‌ای به دل نگرفت.

17:16.001 --> 17:18.961
‫و منم ازت می‌خوام همین کارو بکنی.

17:19.041 --> 17:21.801
‫از ته دلت ببخشش.

17:23.121 --> 17:25.961
‫فکر می‌کنم این چیزیه که مادرت می‌خواست.

17:31.481 --> 17:33.201
‫خب چرا کمکش نکردی؟

17:35.761 --> 17:36.761
‫اِم...

17:36.841 --> 17:38.401
‫می‌تونست زنده بمونه.

17:40.401 --> 17:42.161
‫اگه می‌تونستیم یه دکتر بیاریم که معاینه‌ش کنه

17:42.241 --> 17:44.201
‫و بهش دارو بده...

17:44.281 --> 17:45.881
‫تو می‌تونستی هزینه‌ش رو بدی.

17:48.081 --> 17:49.081
‫من...

17:49.161 --> 17:52.481
‫پدر من برای نجات پسر تو رفت توی یه ساختمون در حال سوختن.

17:52.561 --> 17:54.201
‫جونش رو برای نجات اون داد.

17:54.281 --> 17:56.841
‫تو حتی حاضر نشدی یه پنی برای نجات مادرم خرج کنی!

17:56.921 --> 17:57.961
‫این دیگه منصفانه نیست.

17:58.041 --> 18:00.201
‫اصلاً چیزی به اسم انصاف وجود نداره!
‫نه توی این دنیا.

18:00.281 --> 18:01.841
‫البته می‌فهمم چرا تو بهش باور داری

18:01.921 --> 18:04.081
‫چون هر سکه‌ای که تا حالا انداختی، همیشه به نفع تو فرود اومده.

18:04.161 --> 18:05.481
‫ولی اون فقط شانسه.

18:05.561 --> 18:07.361
‫من فقط دارم سعی می‌کنم از بچه‌ام محافظت کنم

18:07.441 --> 18:08.761
‫اِدوین یه مرد بالغه که

18:08.841 --> 18:11.401
‫خودش انتخاب کرده بره وسط آتیش جنگ!

18:11.481 --> 18:14.001
‫مادرم توی تمام عمرش حتی یه بار هم حق انتخاب نداشت!

18:14.081 --> 18:16.041
‫-لازم نیست ناراحت بشی
‫-اوه، من ناراحت نیستم!

18:16.121 --> 18:18.001
‫از خشم دارم می‌سوزم!

18:18.081 --> 18:20.441
‫و این هیچ‌وقت عوض نمیشه!

18:20.521 --> 18:23.401
‫تو، پسرهات، زنت...
‫شما خانواده منو نابود کردید!

18:23.481 --> 18:26.081
‫و مطمئن باش تا وقتی خانواده تو رو نابود نکنم

18:26.161 --> 18:28.001
‫دست از سرتون برنمی‌دارم!

20:08.561 --> 20:09.641
‫به‌زودی میام بالا.

20:10.601 --> 20:11.841
‫دیگه صبح شده.

20:13.241 --> 20:14.481
‫تمام شب اینجا بودی.

20:16.281 --> 20:17.401
‫متأسفم.

20:20.081 --> 20:21.161
‫داشتم فکر می‌کردم.

20:22.801 --> 20:24.681
‫و باید بهترین شانس ممکن رو برای گرفتن

20:24.761 --> 20:26.841
‫ قرارداد لباس فرم ارتش داشته باشیم.

20:28.201 --> 20:29.921
‫برای همین فکر می‌کنم...

20:34.401 --> 20:36.081
‫تو باید ارائه رو انجام بدی.

20:37.161 --> 20:38.641
‫-چی؟
‫-منظورم اینه که تو ارائه‌ش بدی.

20:38.721 --> 20:41.121
‫من می‌نویسمش
‫یا می‌تونیم با هم بنویسیم.

20:41.201 --> 20:43.121
‫بعد هم اون‌قدر تمرینش می‌کنیم تا مو به مو حفظش بشی

20:43.201 --> 20:44.241
‫اِما...

20:44.321 --> 20:46.481
‫می‌دونم بابت مغازه‌ها از دستم عصبانی‌ای

20:46.561 --> 20:49.081
‫ولی این کار برای خانواده‌مونه، برای بچه‌ها.

20:49.161 --> 20:51.641
‫اون ارباب‌ها عمراً قرارداد رو به یه زن بدن.

20:52.241 --> 20:54.201
‫اونا یکی رو می‌خوان که شبیه خودشون باشه.

20:54.281 --> 20:55.721
‫یه مردی که بتونن بهش اعتماد کنن.

20:55.801 --> 20:57.841
‫و من مرد قابل‌اعتمادتر از...

20:57.921 --> 20:59.201
‫من ثبت‌نام کردم.

21:03.001 --> 21:04.081
‫تو...؟

21:06.081 --> 21:07.121
‫جو...

21:09.081 --> 21:10.721
‫این به خاطر مکِ؟

21:13.121 --> 21:14.441
‫من احمق نیستم، اِما

21:15.521 --> 21:17.801
‫نمیرم بچه‌هامون رو بدون پدر بذارم

21:17.881 --> 21:20.441
‫ فقط برای اینکه به تو ثابت کنم به اندازه اون مرد هستم.

21:22.561 --> 21:24.721
‫اگه بگم نمی‌ترسم، دروغ گفتم.

21:26.521 --> 21:28.561
‫ولی اگه برای محافظت ازشون هر کاری از دستم برمی‌اومد نکرده باشم

21:30.041 --> 21:31.481
‫کیت و اِدوینا...

21:32.401 --> 21:35.241
‫ولی اگه برای محافظت ازشون هر کاری از دستم برمی‌اومد نکرده باشم

21:37.281 --> 21:38.601
‫ولی...

21:39.441 --> 21:40.841
‫من بهت نیاز دارم.

21:44.961 --> 21:46.201
‫متأسفم، اِما.

21:47.921 --> 21:49.161
‫نمی‌دونستم.

21:51.681 --> 21:53.321
‫تو هیچ‌وقت قبل از این به من نیاز نداشتی.

22:14.641 --> 22:17.561
‫مردم نگران بودن جنگ بوئر سال‌ها طول بکشه

22:17.641 --> 22:19.801
‫ولی ببین چقدر زود تموم شد.

22:20.241 --> 22:22.481
‫مگه جنگ‌های بوئر دوتا نبودن؟

22:22.601 --> 22:25.281
‫چرا.
‫دومی سه سال طول کشید.

22:28.121 --> 22:30.601
‫با این حال مطمئنم سال دیگه همین موقع

22:30.681 --> 22:32.081
‫همه‌مون برگشتیم سر زندگی عادی‌مون

22:32.161 --> 22:35.441
‫و همه به خاطر شجاعتت ازت تشکر می‌کنن، اِدوین.

22:35.521 --> 22:38.441
‫آره، مطمئنم تو توی میدون جنگ حسابی به درد می‌خوری

22:38.521 --> 22:40.561
‫با این همه تجربه‌ای که توی دست گرفتن قلم و

22:40.641 --> 22:42.561
‫اینور اونور چرخیدن توی اتاق خبر داری.

22:43.761 --> 22:46.681
‫من بی‌صبرانه منتظرم جنگ که تموم شد رژه‌ها رو ببینم.

22:47.601 --> 22:49.081
‫فکر کنم چندتایی برگزار بشه.

22:49.161 --> 22:50.521
‫آره، یه رژه.

22:50.601 --> 22:52.401
‫این باید باعث بشه همه اون مرگ‌ها ارزشش رو داشته باشه.

22:57.601 --> 23:00.681
‫چی؟
‫معلومه که نمیاد.

23:00.801 --> 23:01.961
‫میاد.

23:03.121 --> 23:04.441
‫نه.

23:05.161 --> 23:06.321
‫نمیاد.

23:18.281 --> 23:20.361
‫همه دارن می‌پرسن کجایی.

23:21.841 --> 23:24.281
‫فکر کردم اون‌قدر سرت شلوغه که داری شامپاین می‌خوری و

23:24.361 --> 23:27.321
‫به سلامتی احمقانه‌ترین تصمیمی که اِدوین تا حالا گرفته می‌نوشی.

23:29.721 --> 23:30.921
‫آدام...

23:32.321 --> 23:35.121
‫هنوز دیر نشده که بهش بگی چه حسی داری.

23:35.681 --> 23:37.401
‫من کاملاً حرفم رو بهش زدم.

23:46.721 --> 23:49.601
‫نمی‌خوام بعداً حسرت چیزی رو بخوری.

23:50.241 --> 23:51.521
‫حسرت آدمو از درون می‌خوره.

23:53.161 --> 23:55.081
‫-کاش به اَدل گفته بودم.
‫-آره.

23:55.161 --> 23:57.761
‫شاید اگه بهش می‌گفتی، به‌جای هرچی که گفتی و

23:57.841 --> 23:59.401
‫باعث شد دوباره بره سراغ مشروب

23:59.481 --> 24:01.561
‫هنوز اینجا بود.

24:17.601 --> 24:19.081
‫اِدوینا، عزیزم.

24:19.161 --> 24:22.041
‫گوش کن... می‌فهمی بابا چی می‌گه؟

24:22.601 --> 24:24.681
‫که باید یه مدت از اینجا برم؟

24:24.761 --> 24:27.361
‫-منم می‌تونم بیام؟
‫-نه عزیزم.

24:29.401 --> 24:32.081
‫بابا یه کار مهم داره که باید انجامش بده.

24:32.161 --> 24:33.681
‫قبل از اینکه بفهمی برمی‌گردم.

24:33.761 --> 24:34.801
‫برای کریسمس.

24:39.281 --> 24:41.841
‫آره، برای کریسمس.

24:49.801 --> 24:51.561
‫باید بخوابی.

24:52.041 --> 24:53.121
‫بهش نیاز داری.

24:58.801 --> 25:00.201
‫برای تولدهاشون.

25:02.321 --> 25:05.521
‫تا تولد شانزده سالگی اِدوینا رو نوشتم

25:05.601 --> 25:06.801
‫که...

25:08.121 --> 25:10.321
‫حتی نمی‌تونم تصورش کنم، مگه نه؟

25:14.361 --> 25:15.601
‫تو...

25:18.601 --> 25:19.761
‫اگه من برنگشتم...؟

25:25.241 --> 25:26.281
‫تو برمی‌گردی.

27:03.441 --> 27:04.441
‫اِدوین؟

27:06.121 --> 27:07.201
‫آره.

27:08.401 --> 27:09.681
‫امیدوارم...

27:11.521 --> 27:13.081
‫به آرامش برسی.

27:14.121 --> 27:17.321
‫میدونم با توجه به این شرایط حرف عجیبیه...

27:19.121 --> 27:21.921
‫ولی به نظرم انگار دنبال همین هستی.

27:23.761 --> 27:25.881
‫همیشه دنبال همین بودی.

27:27.321 --> 27:29.401
‫شاید حق با تو باشه.

27:30.321 --> 27:31.321
‫ولی...

27:34.481 --> 27:36.241
‫مطمئن نیستم لایقش باشم.

27:50.601 --> 27:51.801
‫متأسفم.

27:53.801 --> 27:55.641
‫می‌دونم می‌خواستی این رابطه...

27:58.281 --> 28:00.561
‫من هیچ‌وقت نباید وانمود می‌کردم که

28:00.641 --> 28:01.881
‫ می‌تونم چیزی رو که می‌خوای بهت بدم.

28:21.481 --> 28:23.081
‫نباید منتظرم بمونی.

28:24.921 --> 28:26.601
‫هر اتفاقی که افتاد، منتظرم نمون.

28:29.241 --> 28:32.321
‫تو لایق اون عشق دیوونه‌کننده و پرشوری هستی که همیشه آرزوش رو داشتی.

28:36.481 --> 28:37.881
‫همون عشقی که با اِما داشتی؟

28:45.281 --> 28:47.161
‫-چطور...؟
‫-نامه‌ها رو پیدا کردم.

28:49.721 --> 28:50.921
‫اوه، خدای من.

28:51.961 --> 28:54.281
‫برای همین ازش خواستم لباسم رو برام تغییر بده.

28:56.961 --> 28:58.401
‫می‌خواستم ببینمش.

29:01.201 --> 29:03.321
‫می‌فهمم چرا دلت رو به پرواز درمی‌آورد.

29:06.081 --> 29:07.601
‫متأسفم که از دستش دادی.

29:10.121 --> 29:11.441
‫منم همین‌طور.

30:26.721 --> 30:27.961
‫سفر به سلامت.

30:40.000 --> 30:47.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:01.161 --> 32:02.321
‫دوستت دارم.

32:05.401 --> 32:06.561
‫تو دوستم نداری.

32:08.201 --> 32:09.401
‫ولی اشکالی نداره.

32:11.601 --> 32:13.841
‫این هیچ‌وقت باعث نشد حتی یه لحظه از دوست داشتنت پشیمون بشم.

32:15.761 --> 32:17.841
‫اینکه شوهرت باشم، بزرگ‌ترین افتخاره

32:19.001 --> 32:21.761
‫و به این راحتی ازش دست نمی‌کشم.

32:22.041 --> 32:25.681
‫پس مطمئن باش راه برگشت به سمتت رو پیدا می‌کنم.

32:50.681 --> 32:52.001
‫بهت گفته بودم، مگه نه؟

32:53.241 --> 32:54.801
‫من توی این خداحافظی‌ها خوب نیستم.

32:54.881 --> 32:57.241
‫اون موقع هم خداحافظی نبود، الانم نیست.

32:57.721 --> 32:59.041
‫حتی به زبونش نیار.

32:59.721 --> 33:01.681
‫بگو «به‌زودی میبینمت» چون میبینمت

33:02.161 --> 33:03.321
‫باید ببینمت.

33:04.921 --> 33:07.241
‫بدون تو منی وجود نداره، شین اونیل.

33:08.041 --> 33:10.481
‫از همون صبح اولی که توی اون تپه‌ها با هم آشنا شدیم.

33:11.801 --> 33:13.361
‫پس نرو قهرمان‌بازی دربیاری.

33:14.961 --> 33:17.121
‫می‌دونم برات سخته، ولی...

33:18.161 --> 33:19.801
‫لازمت دارم که برگردی اینجا.

33:28.961 --> 33:30.921
‫پس به‌زودی می‌بینمت، اِما.

33:37.321 --> 33:38.601
‫همه سوار شن!

33:42.801 --> 33:45.121
‫لطفاً از قطار فاصله بگیرید!

33:45.601 --> 33:48.481
‫همه سوار شن!
‫لطفاً از قطار فاصله بگیرید!

35:19.201 --> 35:21.601
‫وقتی اونا دارن می‌جنگن، منطقی نیست ما اینجا بشینیم و دست روی دست بذاریم

35:24.441 --> 35:25.801
‫خیلی بزرگواری می‌کنی.

35:27.121 --> 35:28.721
‫مگه من به صلح‌طلب بودن معروف نیستم؟

35:31.441 --> 35:32.721
‫این رو گوش کن.

35:33.521 --> 35:36.121
‫«یادت نره چایت رو تا وقتی هنوز گرمه بخوری

35:36.201 --> 35:38.201
‫«خیلی وقت‌ها می‌ذاریش کنار و یادت میره

35:38.281 --> 35:40.161
‫«وقتی غرق کارت میشی

35:40.241 --> 35:43.121
‫«قبل از اینکه متوجه بشی، یه چای تازه برات میارم.

35:43.961 --> 35:46.361
‫«و یه شال هم پشت صندلیت گذاشتم

35:46.441 --> 35:47.521
‫«ازش استفاده کن.

35:48.801 --> 35:50.001
‫«همیشه وقتی شب‌ها هوای سرد از لای درزها میاد،

35:50.081 --> 35:52.121
‫سردت میشه»

35:54.321 --> 35:55.801
‫خوب تو رو میشناسه.

35:55.881 --> 35:57.881
‫ما بدون اونا باید چیکار کنیم؟

35:59.881 --> 36:01.001
‫ادامه میدیم.

36:07.321 --> 36:08.801
‫باید بمونی.

36:09.681 --> 36:10.881
‫اینجا بمون.

36:11.681 --> 36:13.801
‫نه فقط امشب، تا وقتی که برگردن.

36:15.401 --> 36:16.841
‫باید هوای همدیگه رو داشته باشیم و از پس این روزها بربیایم.

36:24.561 --> 36:25.801
‫ولی قرار نیست بشینیم و برای خودمون زار بزنیم.

36:27.121 --> 36:28.841
‫ارائه‌ت رو داری.

36:28.921 --> 36:30.321
‫من بدون جو نمی‌تونم برنده بشم.

36:30.401 --> 36:31.761
‫هیچ‌وقت منو جدی نمیگیرن.

36:31.841 --> 36:33.481
‫این حرفیه که یه زن میزنه.

36:35.121 --> 36:38.521
‫ولی یه مرد...
‫با همه موفقیت‌هایی که تو داری

36:38.601 --> 36:41.121
‫و پیشنهادی که به این خوبی آماده کردی...

36:41.201 --> 36:43.841
‫می‌رفت اونجا و جوری رفتار می‌کرد که انگار از قبل برنده شده.

36:51.321 --> 36:54.001
‫-آدام؟
‫-اون پسرمو کشت

36:57.601 --> 36:58.721
‫کی؟

37:00.201 --> 37:03.081
‫آدام، اِدوین نمرده
‫اون...

37:03.801 --> 37:05.041
‫تاوانش رو میده.

37:05.801 --> 37:08.041
‫خودم مطمئن میشم اون زن تاوانش رو پس بده.

37:08.561 --> 37:09.841
‫کی؟

37:12.561 --> 37:13.761
‫اِما هارت.

37:15.801 --> 37:17.361
‫«جو عزیزم

37:17.441 --> 37:21.081
‫«نمی‌دونم این نامه کی، یا حتی اصلاً، به دستت میرسه

37:21.161 --> 37:23.161
‫«ولی باید سعی کنم

37:23.241 --> 37:25.681
‫«بهت بگم چقدر متأسفم.

37:25.761 --> 37:27.001
‫«چون حق با توئه

37:27.081 --> 37:29.401
‫«ازدواج باید درباره دو تا شریک باشه

37:29.521 --> 37:31.841
‫«و بیشتر از هر چیزی پشیمونم که

37:31.921 --> 37:33.961
‫هیچ‌وقت بهت فرصت ندادم شریک زندگی من باشی.

37:35.601 --> 37:38.721
‫«این‌قدر مغرور و لجباز بودم

37:38.801 --> 37:41.401
‫«فکر می‌کردم باید همه‌چیز رو خودم به تنهایی انجام بدم

37:41.481 --> 37:44.441
‫«که اصلاً متوجه فداکاری‌هایی که تو کردی نشدم

37:44.521 --> 37:47.281
‫«متوجه قدرت و استقامتی که بی‌سروصدا به من می‌دادی نشدم

37:47.361 --> 37:52.081
‫«متوجه نشدم چطور دوستم داشتی، پشتم بودی و بهم اعتماد کردی

37:52.481 --> 37:54.601
‫«بدون اینکه در عوض چیزی ازم بخوای

37:55.801 --> 37:59.041
‫«اینکه تصمیم گرفتم مغازه‌ها رو بفروشم، نابخشودنی بود

37:59.121 --> 38:01.281
‫«برای همین از فروش گذاشتمشون کنار

38:02.281 --> 38:04.601
‫«آره، بدهی زیادی داریم

38:05.801 --> 38:08.281
‫«ولی بعضی چیزها از پول مهم‌ترن»

38:09.841 --> 38:11.241
‫من صاحب سرافراز دو تا کارخونه‌ام

38:11.321 --> 38:12.681
‫و یه کارخانه پر از کارگر دارم

38:12.761 --> 38:15.721
‫که آماده‌ان به محض اینکه...

38:17.561 --> 38:19.121
‫همین الان، به شرط اینکه...

38:19.201 --> 38:21.681
‫من کاملاً مطمئنم که قرارداد دوخت

38:21.761 --> 38:23.761
‫ لباس فرم ارتش رو برنده میشم

38:23.841 --> 38:27.121
‫همون‌قدر که مطمئنم تو هم برمی‌گردی پیشم

38:28.241 --> 38:29.801
‫و وقتی برگشتی، جو

38:29.881 --> 38:32.241
‫همون شریکی میشم که لیاقتش رو داری

38:32.641 --> 38:34.241
‫این رو بهت قول میدم

38:59.401 --> 39:01.281
‫آقایون، مردهای ما...

39:01.361 --> 39:05.161
‫پدرها، برادرها، پسرها، شوهرها، از جمله شوهر خودم

39:05.241 --> 39:08.201
‫توی دشت‌های فرانسه دارن برای پادشاه و کشورشون می‌جنگن.

39:08.921 --> 39:10.601
‫حداقل کاری که از دستمون برمیاد اینه که

39:10.681 --> 39:13.641
‫بهترین لباس‌های فرم ممکن رو براشون فراهم کنیم تا به پیروزی کمکشون کنه

39:13.721 --> 39:17.161
‫با بادوام‌ترین پشم و کاربردی‌ترین طراحی‌ها

39:17.241 --> 39:19.201
‫و من همون آدمی‌ام که می‌تونه این کار رو عملی کنه.

39:20.361 --> 39:22.801
‫می‌دونم معمولاً آدمی مثل من جلوی شما نمی‌ایسته.

39:22.881 --> 39:25.561
‫همون‌طور که احتمالاً خودتون هم متوجه شدین، من مرد نیستم.

39:29.361 --> 39:32.201
‫اما ازتون می‌خوام به جای اینکه به این فکر کنین که من کی هستم

39:32.281 --> 39:33.601
‫به چیزی که دارم بهتون پیشنهاد میدم توجه کنین

39:35.121 --> 39:37.161
‫من صاحب سرافراز دو تا کارخونه‌ام

39:37.241 --> 39:38.801
‫و یه کارخانه پر از کارگر دارم

39:38.881 --> 39:41.801
‫که آماده‌ان همین الان دوخت لباس فرم سربازهای ما رو شروع کنن

39:41.881 --> 39:43.881
‫البته به شرط اینکه طرح‌هام رو تأیید کنین.

39:44.361 --> 39:46.721
‫من از همین حالا با هزینه خودم شروع

39:46.801 --> 39:48.041
‫به تولید پارچه موردنیاز کردم.

39:48.121 --> 39:50.481
‫می‌دونستم قیمت مواد اولیه قراره به‌خاطر تورم بالا بره

39:50.561 --> 39:52.001
‫و خیلی هم زود این اتفاق می‌افته

39:52.081 --> 39:53.561
‫برای همین همون روزی که جنگ اعلام شد

39:53.641 --> 39:56.841
‫پشم موردنیاز برای دوخت شانزده هزار دست لباس فرم رو

39:56.921 --> 39:58.921
‫با قیمت هر پوند یک شیلینگ خریدم.

39:59.001 --> 40:00.801
‫اگه امروز بخواین اون پشم رو بخرین

40:00.881 --> 40:03.881
‫کمتر از یک شیلینگ و سه پنی گیرتون نمیاد.

40:03.961 --> 40:06.361
‫فردا هم گرون‌تر میشه

40:06.441 --> 40:07.561
‫و به همین دلیله که می‌دونم

40:07.641 --> 40:09.481
‫هیچ‌کدوم از مردهایی که تا الان حرف‌هاشون رو شنیدین

40:09.561 --> 40:11.481
‫نمی‌تونن قیمت رقابتی‌تری

40:11.561 --> 40:12.561
‫ از من بهتون پیشنهاد بدن.

40:12.641 --> 40:14.961
‫آقایون، ما وقت اضافه نداریم.

40:15.041 --> 40:16.561
‫جنگ شروع شده.

40:16.641 --> 40:18.361
‫من رو انتخاب کنین، نه‌تنها می‌تونم

40:18.441 --> 40:20.561
‫بهترین کیفیت رو با کمترین قیمت بهتون بدم

40:20.641 --> 40:22.161
‫بلکه می‌تونم همین امروز کار رو شروع کنم.

40:29.241 --> 40:30.601
‫یه فکری به سرم زده.

40:31.481 --> 40:34.321
‫و اگه خودم بخوام بگم، فکر خیلی خفنیه

40:34.401 --> 40:36.041
‫خب، بشنویم ببینیم چیه.

40:36.121 --> 40:38.481
‫باید به گروه وی‌اِی‌دی ملحق بشی.

40:38.561 --> 40:39.761
‫می‌تونیم با هم آموزش ببینیم.

40:39.841 --> 40:41.041
‫اوه...

40:41.121 --> 40:43.241
‫اگه دوتایی با هم باشیم خیلی بیشتر خوش می‌گذره.

40:43.681 --> 40:45.681
‫واقعاً فکر می‌کنم چیزهای زیادی ازش نصیبت میشه.

40:46.761 --> 40:49.361
‫-خب، فکر نکنم.
‫-چرا؟

40:49.441 --> 40:51.321
‫خب، فکر نکنم آدام...

40:52.521 --> 40:56.081
‫منظورم اینه که اینجا به من نیاز داره
‫مخصوصاً حالا که ادوین هم رفته

40:56.161 --> 40:58.241
‫پس نیازهای خودت چی؟

40:58.321 --> 40:59.321
‫خب، من...

41:00.561 --> 41:01.721
‫من نمی‌دونم... من...

41:03.001 --> 41:04.441
‫من خوبم.

41:04.521 --> 41:05.681
‫واقعاً؟

41:07.081 --> 41:08.121
‫آره.

41:11.001 --> 41:13.641
‫-چی؟
‫-هیچی، فقط...

41:14.881 --> 41:16.601
‫به نظر میاد خیلی از وقتت رو صرف نگرانی

41:16.681 --> 41:19.161
‫ برای نیازهای آقای فیرلی می‌کنی، ولی...

41:20.281 --> 41:22.681
‫انگار اون حتی یه لحظه هم به نیازهای تو فکر نمی‌کنه.

41:24.361 --> 41:26.801
‫چه حرفیه که میزنی!
‫این... این درست نیست.

41:28.721 --> 41:29.961
‫نیست؟

41:30.041 --> 41:31.321
‫نه، من...

41:32.961 --> 41:34.881
‫ببین، می‌دونم آدام می‌تونه...

41:36.961 --> 41:39.041
‫ولی اون خیلی چیزها رو از سر گذرونده.

41:39.121 --> 41:40.601
‫منظورم اینه که زنش رو از دست داده

41:40.681 --> 41:42.481
‫و تو هم خواهرت رو از دست دادی.

41:42.561 --> 41:44.081
‫آره، آره، همین‌طوره، من از دستش دادم.

41:44.161 --> 41:46.681
‫ما هر دومون اون روز یکی رو که خیلی دوستش داشتیم از دست دادیم.

41:46.761 --> 41:49.161
‫و تقصیر من بود، چون دل ادل رو شکستم.

41:49.241 --> 41:51.521
‫بهش خیانت کردم.
‫باعث شدم دوباره بره سمت مشروب.

41:51.601 --> 41:54.521
‫تو دلش رو شکستی؟
‫خودت به‌تنهایی؟

41:54.641 --> 41:56.441
‫پس آقای فیرلی چی؟

41:56.521 --> 41:58.761
‫من آخرین نفری بودم که باهاش حرف زد.

41:58.841 --> 42:01.161
‫-نه، نبودی.
‫-چرا، بودم.

42:02.721 --> 42:05.521
‫نه، اون... آقای فیرلی بود.

42:06.721 --> 42:10.441
‫شنیدم که توی اتاق خانم فیرلی باهاش دعوا می‌کرد

42:10.521 --> 42:13.441
‫داشت وحشیانه‌ترین حرف‌ها رو بهش می‌زد، فقط چند ساعت قبل از اینکه اون...

42:15.921 --> 42:18.401
‫-داری اینا رو از خودت درمیاری؟
‫-نه.

42:19.761 --> 42:21.241
‫قسم می‌خورم.

42:24.441 --> 42:25.961
‫خیلی ممنونم، لرد اکتون.

42:26.041 --> 42:28.201
‫واقعاً ممنونم که این فرصت رو بهم دادین.

42:28.281 --> 42:30.081
‫-خواهش می‌کنم
‫-مشخصات من رو دارین

42:30.161 --> 42:32.281
‫مگه نه؟
‫اگه سؤال دیگه‌ای داشتین...

42:32.361 --> 42:33.401
‫چارلز!

42:33.481 --> 42:35.081
‫آدام فیرلی!

42:35.161 --> 42:37.601
‫چارلی!
‫خیلی خوبه که میبینمت رفیق قدیمی.

42:37.681 --> 42:39.041
‫چقدر گذشته؟

42:40.161 --> 42:42.201
‫اسبت چطوره؟ هنوز خوب مسابقه میده؟

42:42.281 --> 42:44.521
‫اصرار دارم دوباره به‌زودی با ما شام بخوری.

42:44.601 --> 42:47.841
‫می‌دونم اولیویا دلش لک زده پنی رو ببینه.

42:47.921 --> 42:50.321
‫حالا درباره اون لباس‌های فرم

42:50.401 --> 42:52.481
‫فکر می‌کنم می‌تونیم شرکای خیلی خوبی برای هم باشیم...

43:15.321 --> 43:18.121
‫قرارداد رو از دست دادم.
‫من باختم.

43:19.521 --> 43:20.601
‫ولی اشکالی نداره.

43:22.041 --> 43:23.961
‫یه راهی پیدا میشه، مگه نه؟

43:24.041 --> 43:26.721
‫یه راهی پیدا می‌کنم درستش کنم.
‫همه‌چی رو درست می‌کنم.

43:28.521 --> 43:30.641
‫هنوز نقشه‌ای به ذهنم نرسیده.

43:30.721 --> 43:32.161
‫ولی همیشه یه راهی پیدا می‌کنم.

43:48.241 --> 43:49.281
‫کی؟

44:19.121 --> 44:20.641
‫مامان! مامان!

44:23.921 --> 44:25.721
‫مامان، چرا داری گریه می‌کنی؟

44:27.521 --> 44:28.841
‫دوستت دارم.

44:31.481 --> 44:32.841
‫دوستت دارم، ادوینا.

44:37.241 --> 44:40.761
‫نه، یه مدتیه از ادوینا خبری ندارم.

44:40.881 --> 44:43.121
‫ولی سلام شما رو بهش می‌رسونم.

44:44.441 --> 44:47.241
‫و کاملاً محکم و قابل اتکا
‫درسته؟

44:49.121 --> 44:50.481
‫خداحافظ.
‫خداحافظ.

44:59.241 --> 45:00.961
‫میشه لطفاً از پائولا بخوای بیاد تو؟

45:02.721 --> 45:05.161
‫دیگه هیچ رازی در کار نباشه، پائولا.
‫قبوله؟

45:06.161 --> 45:07.601
‫دیگه هیچ رازی در کار نیست

45:07.681 --> 45:10.441
‫و می‌خوام لطفاً با خانواده تماس بگیری.

45:10.521 --> 45:13.761
‫فکر کنم بالاخره قراره اون جشن تولد رو برگزار کنم.

45:13.841 --> 45:17.241
‫از جری بخواه مقدمات سفر رو جور کنه.
‫همه اعضای خانواده.

45:17.321 --> 45:18.801
‫برای همین آخر هفته.

45:18.881 --> 45:20.881
‫همین آخر هفته؟
‫قبل از دوشنبه؟

45:20.961 --> 45:23.921
‫دقیقاً.
‫بچه‌هام می‌تونن با من جشن بگیرن.

45:24.001 --> 45:25.881
‫در حالی که دارن میرن سر جلسه معروفشون.

45:26.481 --> 45:29.241
‫بیاین کاری کنیم که این مراسم تا مدت‌ها یادمون بمونه.

45:30.601 --> 45:32.041
‫داریم برمی‌گردیم خونه.

45:39.601 --> 45:40.881
‫خوبه که برگشتیم خونه؟

45:40.961 --> 45:42.081
‫همیشه.

45:42.721 --> 45:45.201
‫باید به هر قیمتی که شده میراثمون رو حفظ کنیم

45:45.281 --> 45:46.601
‫و فکر کنم راهش رو پیدا کردم.

45:46.681 --> 45:47.961
‫شراکت با فیرلی‌ها؟

45:48.041 --> 45:50.561
‫اگه تا همین الان کسی این پیشنهاد رو میداد، تف می‌کردم تو صورتش

45:50.641 --> 45:55.081
‫همه خائن‌ها حاضرن؟
‫پس شروع کنیم، موافقین؟

45:55.500 --> 46:15.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
