WEBVTT

00:01.000 --> 00:05.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:05.401 --> 00:08.041
‫  و البته که ماه آینده‬
‫در رم خواهم بود،‬

00:08.121 --> 00:10.801
‫پس مشتاقانه منتظر‬ گفتگو حضوری باهات

00:10.881 --> 00:14.041
‫در مورد نظراتت به پیشنهادهام‬ هستم.‬

00:14.561 --> 00:15.841
‫در همین حین، دستیارم‬

00:15.921 --> 00:18.761
‫قرارهای ملاقات هفته آینده
‫من رو‬ رزرو می‌کنه،‬

00:18.841 --> 00:21.001
‫چون من فقط‬ تا سه روز دیگه‬

00:21.081 --> 00:23.641
‫تو سفر کاری هستم.

00:26.041 --> 00:28.481
‫دکترها میگن حداقل‬ یک هفته.‬

00:29.321 --> 00:31.321
‫هیچ‌کس نباید بفهمه جری.‬

00:32.281 --> 00:34.721
‫هر ضعفی فقط به نفع اون‌ها میشه.

00:34.801 --> 00:36.481
‫من فقط‬ تا حداکثر

00:36.561 --> 00:39.521
‫سه روز دیگه تو سفر کاری هستم.

00:40.081 --> 00:41.281
‫و این که...‬

00:44.041 --> 00:45.601
‫من تماسی داشتم، جری؟‬

00:45.681 --> 00:48.401
‫صدها تماس. تمام شبانه‌روز‬
‫سایتکس پشت خط بود،‬

00:48.481 --> 00:50.841
‫- و همچنین...‬
‫- نه، نه، تماس‌های کاری رو نمیگم.‬

00:51.281 --> 00:53.041
‫تماس‌هایی از طرف خانواده.‬

00:53.921 --> 00:56.521
‫من به هیچ‌کس نگفتم‬
‫که حال‌تون خوب نیست خانم هارت.‬

00:56.601 --> 00:57.801
‫طبق دستور خودتون.‬

00:58.601 --> 00:59.761
‫البته.‬

01:00.281 --> 01:01.890
‫هردوی ما می‌دونیم یه کسی هست‬

01:01.914 --> 01:03.361
‫که دلش می‌خواد باخبر بشه.‬

01:04.121 --> 01:06.856
‫اگه پاولا می‌فهمید مریضی،‬

01:07.134 --> 01:08.514
‫دیوونه می‌شد.‬

01:10.000 --> 01:16.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:17.641 --> 01:19.561
‫♪ تو زنبور عسل منی... ♪‬

01:22.121 --> 01:24.561
‫- حالت...؟‬
‫- بهتره.‬

01:25.201 --> 01:27.441
‫البته که دلم براش تنگ شده

01:27.521 --> 01:29.721
‫اما بهتر از قبلم.‬

01:30.121 --> 01:33.481
‫بهتر از وقتی که می‌گفتم:‬
‫«چطور جرئت کرده؟!»‬

01:33.561 --> 01:35.561
‫ولی واقعا چطور جرئت کرده؟‬

01:35.641 --> 01:37.281
‫به من بگه کی رو دوست داشته باشم،‬

01:37.361 --> 01:39.601
‫بعد هم همین‌طوری ول کنه بره‬
‫به یه سفر مرموز.‬

01:39.681 --> 01:41.761
‫کیری عصبیم می‌کنه!‬

01:42.601 --> 01:44.602
‫کسایی که دوست‌شون داریم

01:44.732 --> 01:46.241
‫این کار رو می‌کنن.‬

01:50.121 --> 01:51.321
‫دوستت دارم...‬

01:53.601 --> 01:55.201
‫...جیم فرلی.‬

01:56.681 --> 01:58.721
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم.‬

02:00.081 --> 02:02.241
‫اما فکر نمی‌کنم‬ اینطوری بشه.‬

02:04.481 --> 02:06.089
‫♪  تو زنبور عسل منی‬ ♪

02:06.113 --> 02:07.721
‫♪ تو زنبور عسل منی...‬ ♪

02:07.881 --> 02:09.401
‫برو خونه جری،‬

02:09.481 --> 02:11.069
‫و به اون دوست‌پسرت بگو

02:11.093 --> 02:12.681
‫وقتی نمایشش شروع بشه،‬

02:12.761 --> 02:15.121
‫روی صندلی‌های اول
‫منتظر خواهم بود.

02:15.201 --> 02:18.441
‫خانم هارت،‬ ممکنه‌ این یه نشونه باشه؟‬

02:18.881 --> 02:20.881
‫برای رفتن به کلاس ورزشی؟‬

02:20.961 --> 02:22.281
‫برای این که آروم بگیری.‬

02:22.961 --> 02:24.921
‫به یکی دوتا تعطیلات برو.‬

02:25.001 --> 02:26.401
‫استراحت کن.‬

02:28.001 --> 02:29.161
‫ما قبلاً هم رو دیدیم؟‬

02:30.121 --> 02:31.721
‫من اما هارت هستم.‬

03:00.947 --> 03:02.320
‫[پک‌های مهان دقیقه نودی در هارت]

03:02.347 --> 03:03.753
‫[بسته]

03:03.778 --> 03:04.426
‫[باز]

03:31.481 --> 03:33.561
‫ممنون. اوه، کریسمس مبارک.‬

03:40.641 --> 03:41.761
‫سلام.‬

03:42.401 --> 03:43.641
‫از دیدن دوباره‌تون خوشحالم.‬

03:44.961 --> 03:47.281
‫آقای کالینسکی، از اون راحت‌الحلقوم‌ها‬
‫چیزی برامون مونده؟‬

03:47.361 --> 03:50.041
‫اوه، فکر نمی‌کنم.
‫به خاطر اون خونه‌های بزرگ روی تپه،

03:50.121 --> 03:51.881
‫خیلی فروشش بالا رفته.

03:51.961 --> 03:53.881
‫باورتون نمیشه‬ چقدر محبوب شده.‬

03:53.961 --> 03:56.361
‫خانه‌دارهای اشرافی‬ دوتا جعبه بردن.‬

03:57.281 --> 04:00.281
‫اما به نظرتون می‌تونیم یکی
‫برای‬ خانم ایستون پیدا کنیم؟‬

04:03.961 --> 04:05.441
‫درسته...‬

04:07.401 --> 04:08.601
‫- موفق شدیم!‬
‫- خب پس،‬

04:08.681 --> 04:09.961
‫بهتره هردوتا رو بردارم.‬

04:12.241 --> 04:13.641
‫اوه، و فکر کنم بهتره یه قوطی گوشت‬

04:13.721 --> 04:16.081
‫و یه شیشه دیگه‬ سس سیب هم اضافه کنی.‬

04:16.761 --> 04:18.561
‫- ممنون.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

04:20.881 --> 04:22.681
‫شب خوش.‬

04:22.761 --> 04:25.801
‫اما. شب کریسمسه.‬

04:25.881 --> 04:27.721
‫فکر کنم جوراب‌هایی هست‬
‫که باید آویزون بشن،‬

04:27.801 --> 04:29.681
‫درخت‌هایی که باید تزیین بشن.‬

04:29.761 --> 04:33.361
‫اوه، به ادوینا بگو یه موش شکری اضافه‬

04:33.441 --> 04:35.589
‫توی سبدتون فقط برای اون گذاشتم،‬

04:35.613 --> 04:37.041
‫پس نباید با کسی شریک بشه.‬

04:37.121 --> 04:38.921
‫من می‌تونم تعطیل کنم.‬
‫تو برو.‬

04:39.001 --> 04:40.281
‫ممنون.‬

04:42.361 --> 04:44.329
‫اوه، یه هدف پنهانی هم دارم.‬

04:44.353 --> 04:46.121
‫قصدم اینه که پنیر بدزدم.‬

04:46.201 --> 04:47.761
‫هر چقدر می‌تونی با خودت ببر.‬

04:47.841 --> 04:49.681
‫و جدی میگم.
‫می‌دونم خانواده‌ت‬...

04:49.761 --> 04:52.161
‫احتمالاً حالا که هاناکا تموم شده،‬
‫جشن‌شون رو گرفتن

04:52.241 --> 04:54.481
‫اما خوشحال میشیم تو و فلورا‬
‫فردا به ما ملحق بشین.‬

04:55.041 --> 04:57.681
‫جو شکایت می‌کنه که از بس غذا هست،‬
‫میز آشپزخونه دیده نمیشه.‬

04:58.601 --> 05:01.241
‫فرانک ما نمی‌تونه بیاد.‬
‫مشغول درس خوندن برای امتحان‌هاشه‌.‬

05:01.321 --> 05:04.481
‫و مک هم ماه‌هاست که‬
‫فقط خدا می‌دونه کجاست.‬

05:04.561 --> 05:07.361
‫مک همیشه توی هر شهری
‫یه دختر مرموز‬ یا یه مهمانی داره.‬

05:07.441 --> 05:08.986
‫عمدتاً هردو رو.

05:09.010 --> 05:11.041
‫پس نه، هیچ‌کس نمیاد.‬

05:11.121 --> 05:13.241
‫این یعنی برای هردو شما‬
‫کلی جا هست...‬

05:13.321 --> 05:14.681
‫اما من نمی‌تونم...‬

05:14.761 --> 05:16.761
‫خوشحال بودم که این‌جا کمک می‌کنم‬

05:16.841 --> 05:19.121
‫تو این دو سال اخیر ولی...‬

05:20.721 --> 05:23.881
‫...نمی‌تونم فقط تظاهر کنم که
‫یه‬ دوست معمولی خانودگی‌تون‌ـم.‬

05:25.481 --> 05:27.041
‫نمی‌تونم.‬

05:27.121 --> 05:28.801
‫کریسمس مبارک دیوید.‬

06:07.481 --> 06:09.161
‫فکر کنم اومدن.‬

06:09.241 --> 06:11.441
‫من فقط... نمی‌خواستم...‬

06:11.961 --> 06:12.921
‫متاسفم...‬

06:13.601 --> 06:15.481
‫- ببخشید. من میرم.‬
‫- نه، نرو.‬

06:15.561 --> 06:17.401
‫اولیویا... خواهش می‌کنم...‬

06:18.841 --> 06:20.121
‫...بمون.‬

06:25.401 --> 06:27.481
‫من زیاد نمیام این‌جا.‬

06:29.121 --> 06:30.841
‫کاملاً درک می‌کنم که گاهاً

06:30.921 --> 06:32.761
‫چقدر می‌تونه کمک‌کننده باشه که...‬

06:35.521 --> 06:36.721
‫اون همه‌جا هست.‬

06:41.921 --> 06:43.921
‫اون معجون‌های لعنتیش.‬

06:47.361 --> 06:49.881
‫همیشه مرموز.‬

06:51.361 --> 06:54.361
‫این هفته به خصوص خیلی سخته.

06:54.441 --> 06:56.681
‫- اون عاشق کریسمس بود.‬
‫- بله.‬

07:02.401 --> 07:03.561
‫اوه، نه. اه...‬

07:04.761 --> 07:05.961
‫بشین.‬

07:06.041 --> 07:08.041
‫مشکلی نیست. بشین.‬

07:15.361 --> 07:18.481
‫روی هر دیواری،
‫کلی نسخه‌های مختلف‬ ازش هست.‬

07:20.161 --> 07:21.281
‫عاشقش بود.‬

07:23.441 --> 07:25.401
‫من بیشتر روزها تحمل دیدن
‫حتی یک آینه رو هم ندارم.‬

07:28.601 --> 07:30.681
‫با این حال تو هر لحظه‬ زیباتر میشی.‬

07:53.321 --> 07:55.001
‫ما باید، عه...‬

07:55.081 --> 07:57.361
‫اون‌ها لابد دارن فکر می‌کنن کجا...‬

07:59.161 --> 08:00.601
‫باید بریم...‬

08:30.041 --> 08:32.241
‫خوش اومدین.
‫خودتون رو رسوندین.‬

08:32.321 --> 08:34.281
‫از آخرین باری که سر زدین،
‫یه عمری گذشته.

08:34.361 --> 08:35.401
‫عمه اولیویا.‬

08:35.481 --> 08:36.841
‫اوه، عاشق گوشواره‌هات‌ـم اولیویا.‬

08:36.921 --> 08:38.001
‫ممنون.‬

08:38.081 --> 08:39.961
‫- کریسمس مبارک.‬
‫- اومدین!‬

08:41.041 --> 08:42.041
‫خوبه.‬

08:42.121 --> 08:44.041
‫فقط منم‬ و این زوج خوشبخت.‬

08:46.961 --> 08:48.601
‫شنیدم روزنامه‌ استاندارد
‫داره شکوفا میشه.‬

08:48.681 --> 08:50.601
‫چیزی جز گزارش‌های خوب‬
‫به دستم نرسیده.‬

08:50.681 --> 08:52.201
‫هفته سختی بود، نه؟‬

08:52.281 --> 08:54.121
‫اون هم در صف اول اخبار جهان؟‬

08:54.521 --> 08:57.321
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

08:58.601 --> 08:59.721
‫این چیزیه که فروش میره.‬

08:59.801 --> 09:02.441
‫خب، خوشحالم که بالاخره
‫یکی‬ فهمید چی فروش میره.‬

09:03.121 --> 09:05.281
‫اون روزنامه لعنتی سال‌ها
‫برای ما‬ یه بدهی مالی بود،‬

09:05.361 --> 09:07.441
‫اما تو به سودرسانی رسوندیش.‬

09:07.521 --> 09:09.721
‫فکر می‌کردم برنامه‌ این بود که
‫وقتی مسئولیت روزنامه رو گرفتی،‬

09:09.801 --> 09:12.441
‫چیزی جز روزنامه‌نگاری
‫افشاگرانه و تند نباشه.‬

09:12.521 --> 09:13.721
‫مقاله‌های تکان‌دهنده‌م‬

09:13.801 --> 09:15.921
‫درباره بودجه دفاعی آلمان رو‬
‫برای ژانویه نگه داشتم.‬

09:20.121 --> 09:22.281
‫وقت شامه. احیاناً نوشیدنی می‌خواین؟‬

09:22.361 --> 09:24.841
‫بله، لطفاً. نوشیدنی، اون هم چندتا.‬

09:24.921 --> 09:27.081
‫اوه، و بعدش هم یه جور‬
‫بازی دسته‌جمعی.‬

09:27.161 --> 09:29.561
‫پدر می‌خواد یه بازی شاد بکنیم عمه اولیویا.‬

09:29.641 --> 09:30.881
‫نظر تو چیه؟‬

09:30.961 --> 09:33.041
‫خانواده‌های خوشبخت؟
‫چشمک قاتل؟‬

09:33.121 --> 09:34.361
‫جرالد.‬

09:36.121 --> 09:37.201
‫ولش کن.‬

09:39.881 --> 09:41.081
‫من دارم میرم بیرون.‬

09:47.161 --> 09:48.881
‫شب کریسمسه.‬

09:48.961 --> 09:50.881
‫کازینو هیچ‌وقت تعطیل نمیشه؟‬

09:50.961 --> 09:53.321
‫گوش کن...‬
‫پول نقد همراهت داری؟‬

09:53.401 --> 09:54.761
‫نه اونقدری که تو بخوای ببازی.‬

09:56.601 --> 09:58.721
‫فکر می‌کردم اوضاع کارخانه‬
‫دوباره رو غلتک افتاده.‬

10:01.521 --> 10:03.281
‫از وقتی مادر...‬

10:05.241 --> 10:08.441
‫حس نمی‌کنی که انگار‬
‫وضع مالی‌مون بده؟

10:12.321 --> 10:13.481
‫چرا.‬

10:16.081 --> 10:18.161
‫داری خودت رو‬ توی دردسر میندازی؟‬

10:18.721 --> 10:19.841
‫خدای من.‬

10:19.921 --> 10:21.921
‫بهره‌ای که این نزول‌خورها‬
‫می‌گیرن ادوین.‬

10:22.001 --> 10:23.121
‫اون‌ها شرورن.‬

10:23.761 --> 10:26.441
‫همیلتون اکوییتبل...‬
‫اسمشون رو گذاشتن این.‬

10:26.521 --> 10:29.121
‫حالا دارن با درخواست بازپرداخت،
‫من رو تهدید می‌کنن.‬

10:30.161 --> 10:32.521
‫و پدر نباید بفهمه اما من...‬

10:34.081 --> 10:36.241
‫اما من تقریباً بهشون قول
‫بچه اولم رو دادم.‬

10:38.241 --> 10:39.361
‫تا باکسینگ دی.‬

10:41.801 --> 10:43.241
‫اما امشب‬ یه چیز مطمئن دارم.‬

10:43.321 --> 10:45.321
‫می‌تونم همه‌ش رو برگردونم و حتی بیشتر.‬

10:45.401 --> 10:47.601
‫باشه؟ خواهش می‌کنم.

10:48.961 --> 10:52.481
‫اون روزنامه یه موفقیت مالی بزرگه.

10:54.161 --> 10:55.281
‫خواهش می‌کنم.‬

11:52.601 --> 11:54.521
‫این خوشگله رو ببین بابا.‬

11:54.601 --> 11:56.536
‫این دوست‌داشتنیه. درسته.‬

11:56.560 --> 11:57.961
‫کجا می‌تونیم این رو بذاریم؟‬

11:58.041 --> 11:59.401
‫اون‌جا؟ یا...‬

11:59.481 --> 12:00.721
‫- ...بالاتر؟‬
‫- بالاتر! بالاتر!‬

12:00.801 --> 12:02.441
‫بالاتر! میگی بالاتر.‬

12:02.521 --> 12:04.481
‫خب، این رو ببین. خدایا!‬

12:04.561 --> 12:06.961
‫بالاخره اومدی.‬

12:07.041 --> 12:08.201
‫باید حسابی خسته باشی.‬

12:08.601 --> 12:10.081
‫خب، دختر موردعلاقه من کجاست؟‬

12:10.161 --> 12:12.201
‫نه، زمین نه.

12:14.481 --> 12:16.441
‫- بذار... بذار یه دونه دیگه برداریم.‬
‫- اوه، تو...‬

12:17.161 --> 12:18.601
‫تو از قبل‬ جوراب‌ها رو آویزون کردی.‬

12:18.681 --> 12:20.441
‫خب، ادوینا می‌خواست قبل از این که‬

12:20.521 --> 12:22.401
‫برادر کوچیکش بره بخوابه،‬
‫اون‌ها رو آویزون کنه.‬

12:22.481 --> 12:23.801
‫البته.‬

12:23.881 --> 12:27.761
‫و داشته حسابی‬ تلاش می‌کرده.‬

12:28.921 --> 12:30.161
‫درست مثل مامانش.‬

12:31.521 --> 12:33.961
‫خب، درخت زیبا شده.‬

12:34.041 --> 12:35.401
‫توی این کار سلیقه داری عزیزم.‬

12:36.561 --> 12:38.561
‫اما این‌جا یه جای خالی هست، ببین.‬

12:39.241 --> 12:40.641
‫اگه فقط این گوی رو جابه‌جا کنیم...‬

12:40.721 --> 12:43.681
‫- ...بذاریم این‌جا...‬
‫- نه، می‌خوام همون‌جا باشه. نه!‬

12:43.761 --> 12:45.761
‫ما درست‌ترین جا رو براش پیدا کرده بودیم،‬

12:45.841 --> 12:48.361
‫- مگه نه عزیزم؟‬
‫- دختر باهوش.‬

12:48.441 --> 12:50.161
‫درست همون‌جایی که گذاشتیش، عالیه.‬

12:50.241 --> 12:52.001
‫این یکی چی بابایی؟‬

12:52.081 --> 12:54.401
‫خیلی خب. اون رو کجا بذاریم؟‬

12:54.481 --> 12:55.721
‫اون بالا؟‬

12:55.801 --> 12:57.841
‫خیلی خب. بیا امتحان کنیم...‬

13:07.801 --> 13:09.001
‫زود باش.‬

13:34.841 --> 13:36.121
‫با خیال راحت خوابید؟‬

13:36.201 --> 13:38.281
‫به پشت خوابیده،
‫دهنش هم بازه.‬

13:38.361 --> 13:40.841
‫و کیت هم پتوش رو داره.‬

13:40.921 --> 13:43.841
‫امروز خیلی سرمون شلوغ بود.
‫تمام تازه‌ها رو فروختیم.‬

13:43.921 --> 13:45.681
‫فقط مقداری پای گوشت‬ و سیب‌زمینی‬

13:45.761 --> 13:47.761
‫توی انبار مونده که باید ردشون کنم بره.‬

13:52.761 --> 13:54.961
‫جو، در مورد‬ مغازه‌ها
‫بیشتر فکر کردی؟‬

13:56.641 --> 13:58.321
‫این روزها زیاد اجازه ندارم، مگه نه؟‬

13:58.921 --> 14:01.161
‫هر چقدر بخوای می‌تونی
‫تو کار مغازه‌ها شرکت کنی.‬

14:01.241 --> 14:02.681
‫واقعاً؟‬

14:02.761 --> 14:04.281
‫و بقیه کارهات چی؟‬

14:04.361 --> 14:06.121
‫اون‌هایی که اجازه ندارم‬
‫ازشون باخبر باشم؟‬

14:06.201 --> 14:08.321
‫کدوم بقیه کارها؟‬

14:09.281 --> 14:11.161
‫به هرحال، تو باغچه‌ت رو داری.‬

14:12.041 --> 14:13.241
‫و کتاب‌هات رو.‬

14:13.321 --> 14:15.561
‫کتاب‌خوان حرفه‌ای.‬
‫درسته.‬

14:15.641 --> 14:17.641
‫مطمئنم همسایه‌ها هم
‫راجع بهم همین فکر رو می‌کنن.

14:20.001 --> 14:21.321
‫نه...‬

14:22.041 --> 14:23.361
‫منظورم این بود که...‬

14:25.121 --> 14:27.081
‫راجع به این که من
‫مغازه‌ها رو بخرم فکر کردی؟‬

14:27.161 --> 14:28.841
‫این که هر سه تا به اسم من باشه؟‬

14:29.441 --> 14:32.201
‫من پولش رو کنار گذاشتم
‫و می‌خوام پرداختش کنم.‬

14:33.681 --> 14:35.081
‫اما...‬

14:35.161 --> 14:37.561
‫...برای هدیه کریسمس...‬

14:37.641 --> 14:39.441
‫...اگه دنبال هدیه می‌گردی،‬

14:39.881 --> 14:42.001
‫دلم می‌خواد اسمم‬
‫روی تمام سندها باشه.‬

14:42.641 --> 14:44.481
‫متاسفم که این رو بهت میگم،‬

14:44.561 --> 14:46.822
‫اما تقریباً دو ساله

14:46.846 --> 14:48.681
‫که ما یه فامیلی داریم.‬

14:49.401 --> 14:50.921
‫خودت می‌دونی منظورم چیه.‬

14:51.001 --> 14:52.601
‫می‌دونم که وقت خوابه.‬

14:53.041 --> 14:54.761
‫بچه‌ها رو از طرفت می‌بوسم، باشه؟‬

14:54.841 --> 14:57.361
‫من همیشه بچه‌ها رو می‌بوسم.
‫دائم دارم می‌بوسم‌شون.‬

14:57.441 --> 14:59.161
‫همین‌طوره، آره.‬

15:00.881 --> 15:02.441
‫خارج از ساعات کاری.‬

15:23.000 --> 15:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:50.441 --> 15:51.881
‫اون فرصت مطمئنت چطور بود؟‬

15:51.961 --> 15:53.521
‫فرصت‌های مطمئن مثل ازدواجن.‬

15:53.601 --> 15:55.241
‫فقط احمق‌ها انتظار دارن‬
‫که درست پیش برن.‬

15:55.761 --> 15:58.561
‫وقت بیشتری لازم دارم
‫تا موقعی که جونم

15:58.641 --> 16:00.561
‫در دست این آدم‌های
‫همیلتون اکوییتبل قرار بگیره.‬

16:00.641 --> 16:02.601
‫باید بهشون بفهمونم،
‫از مردی به مرد دیگه.

16:04.121 --> 16:06.441
‫برای ناهار دیر میام.
‫به پدر چیزی نگو.‬

16:13.721 --> 16:14.801
‫اوه!‬

16:18.921 --> 16:21.041
‫اوه، خیلی خوبه.‬

16:36.401 --> 16:38.721
‫می‌تونستی بگی خدمه بیان‬
‫تا حداقل ناهار رو درست کنن.‬

16:38.801 --> 16:40.641
‫اون‌ها هم خانواده‌های خودشون رو دارن‬
‫که باید پیش‌شون باشن.‬

16:40.721 --> 16:42.081
‫و تو نداری؟‬

16:44.361 --> 16:45.561
‫در نزدیکی کریسمس،‬

16:45.641 --> 16:48.121
‫معلومه که اولویت با مغازه بوده.

16:48.361 --> 16:50.361
‫اما باید بگم، واقعاً امیدوار
‫بودم که امروز...‬

16:50.441 --> 16:53.201
‫امروز یه میلیون کار برای انجام دادن دارم.‬
‫اما تو بشین.‬

16:53.281 --> 16:54.761
‫لطفاً بشین.‬

16:57.841 --> 16:59.081
‫چه ساعتی بیدار شدی؟‬

16:59.561 --> 17:02.681
‫امیدوار بودم بتونیم...
‫به خوابیدن برسیم.‬

17:02.761 --> 17:04.601
‫مگه من توی اون بخش کوتاهی کردم؟‬

17:04.681 --> 17:06.641
‫بابا!‬
‫- نه! فقط منظورم این بود که...‬

17:06.721 --> 17:08.281
‫کیک! کیک! کیک!‬

17:08.361 --> 17:10.281
‫اون کیک بوش دو نوئل رو می‌خواد.‬

17:10.601 --> 17:12.761
‫نه عشقم. ما برای صبحانه‬
‫شکلات نمی‌خوریم.‬

17:12.841 --> 17:15.361
‫- و کیک بوش دو نوئل هم برای بعده، پس...‬
‫- کریسمسه.‬

17:16.121 --> 17:17.881
‫نه جو. اون نباید بخوره.‬

17:18.801 --> 17:20.001
‫نه همه‌ش رو!‬

17:20.081 --> 17:22.041
‫- اوه، ضررش چیه؟‬
‫- اون رو بهش نده!‬

17:23.641 --> 17:25.601
‫حالا ببین! حیف و میل شد!‬

17:31.401 --> 17:34.081
‫خب، به نظر میرسه‬
‫اوضاع رو تحت کنترل داری.‬

17:34.881 --> 17:36.161
‫کسی می‌خواد بازی کنه؟‬

17:36.241 --> 17:38.001
‫من، من، من!‬
‫من می‌خوام بازی کنم!‬

17:42.121 --> 17:43.641
‫عالیه. دقیقاً همون‌جا.‬

17:53.001 --> 17:56.161
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫جاهای خالی رو یه کم پر کنم.‬

17:56.241 --> 17:58.601
‫وقتی بچه بودیم، من و ادل‬

17:58.681 --> 18:00.682
‫عادت داشتیم جای نشستن بقیه رو‬

18:00.706 --> 18:02.241
‫با اسم‌هاشون تزیین کنیم،‬

18:02.321 --> 18:03.881
‫که البته هیچ هزینه‌ای هم نداشت.‬

18:05.001 --> 18:06.401
‫اما نمی‌دونستم که ادوین و جرالد‬

18:06.481 --> 18:07.641
‫فکر می‌کنن این کار یه کم احمقانه‌ست یا نه.‬

18:07.721 --> 18:09.521
‫بیش از حده. احتمالاً.

18:09.921 --> 18:11.801
‫داری کار فوق‌العاده‌ای انجام میدی.‬

18:12.881 --> 18:13.881
‫ممنون.‬

18:15.121 --> 18:17.801
‫فقط می‌خواستم اون رو...
‫خب، اگه بی‌نقص هم نشد،‬

18:17.881 --> 18:19.641
‫حداقل قابل تحمل کنم.‬

18:24.881 --> 18:27.841
‫اگه این چند سال اخیر نبودی،
‫ما کارمون به کجا می‌کشید؟

18:29.161 --> 18:30.161
‫و قبل از اون،‬

18:30.241 --> 18:31.921
‫متوجه هستم،‬

18:32.001 --> 18:35.401
‫برای سال‌ها، دهه‌ها،‬

18:35.481 --> 18:37.041
‫تو همیشه اون‌جا بودی.‬

18:41.801 --> 18:44.121
‫اوه... اولیویا...‬

18:50.921 --> 18:53.561
‫- این...؟‬
‫- انگشتر ادل؟ آره.‬

18:53.641 --> 18:55.801
‫اون خیلی خوشحال می‌شد‬
‫که تو داشته باشیش.‬

18:58.721 --> 19:00.001
‫عزیزم...‬

19:00.801 --> 19:02.121
‫...با من ازدواج می‌کنی؟‬

19:20.241 --> 19:21.401
‫بله.‬

19:25.041 --> 19:26.081
‫حالا...‬

19:27.761 --> 19:28.961
‫...پسرها کجان؟‬

20:01.881 --> 20:03.081
‫یه مهمانی چای!‬

20:03.161 --> 20:04.921
‫ببین بابا، ببین!‬

20:05.001 --> 20:08.361
‫- اوه، واو! من هم می‌تونم ملحق شم؟‬
‫- بله، حتماً بابا.‬

20:10.361 --> 20:12.201
‫چای خوشمزه...‬

20:13.281 --> 20:14.921
‫هیس، هیس، هیس، هیس.‬

20:19.481 --> 20:21.161
‫اوه، امروز نه دیگه.‬

20:21.281 --> 20:22.921
‫اون‌جا چی برای انجام دادن هست؟ تعطیله.‬

20:23.001 --> 20:24.801
‫میرم یه کیک بوش دو نوئل دیگه بگیرم.‬

20:25.601 --> 20:27.721
‫و این که یه ایده‌ای در مورد‬
‫اون پای‌های گوشت و سیب‌زمینی دارم.‬

20:27.801 --> 20:28.721
‫باید ردشون کنم بره.‬

20:28.801 --> 20:30.881
‫- اما، امروز روز کریسمسه.‬
‫- زود بر می‌گردم عزیزم.‬

20:30.961 --> 20:32.201
‫اصلاً نمی‌فهمی که رفتم.‬

20:52.161 --> 20:53.361
‫خیلی زیبا شدی.‬

20:56.321 --> 20:58.361
‫فکر کنم باید بریم طبقه پایین.‬

20:58.881 --> 21:01.441
‫بله. نمی‌خوام‬ جوری به نظر بیاد
‫که انگار قایم شدیم.‬

21:04.401 --> 21:05.521
‫اما اول...‬

21:25.961 --> 21:27.081
‫زیباست.‬

21:28.721 --> 21:30.081
‫ممنون.‬

21:30.161 --> 21:31.361
‫خدا رو شکر.‬

21:33.521 --> 21:35.241
‫ریسک بود. اما...

21:35.321 --> 21:37.121
‫در مورد مادرم می‌دونم،‬

21:38.201 --> 21:39.481
‫که یادآوری کردن خوبه.‬

21:43.121 --> 21:45.561
‫و پارسال، اولین کریسمس ما،‬

21:45.641 --> 21:47.201
‫به زور همدیگه رو می‌شناختیم،‬

21:47.561 --> 21:49.681
‫واسه همین حتی یادم نمیاد‬
‫چی برات گرفتم.‬

21:49.761 --> 21:52.921
‫لابد یه چیز کلیشه‌ای
‫گرفتم مثل... شکلات.

21:57.921 --> 21:59.161
‫عه...‬

22:06.401 --> 22:07.521
‫عاشقشونم.‬

22:12.081 --> 22:13.921
‫اوه، اصلاً بالکان رو‬ بیخیال.

22:14.001 --> 22:16.081
‫اسکویت!‬
‫اسکویت تهدید واقعی‌ـه.‬

22:16.161 --> 22:18.161
‫داری به من میگی که
‫اگه فرانسوی‌ها وارد جنگ می‌شدن،‬

22:18.241 --> 22:20.201
‫اون بدون لحظه‌ای درنگ دنبال‌شون نمیرفت؟‬

22:20.281 --> 22:22.121
‫به سرعت تیر می‌رفت.
‫اما کار به اون‌جا نمیکشه.‬

22:22.201 --> 22:24.361
‫خب، بهتره از همسرش بپرسی.‬

22:24.441 --> 22:26.641
‫اسکویت همه‌چیز رو‬
‫به همسرش میگه.‬

22:26.721 --> 22:28.241
‫و لوید جورج همه‌چیز رو‬

22:28.321 --> 22:30.601
‫به همسر بقیه میگه.‬

22:35.161 --> 22:37.041
‫صحبت از همسر شد...‬

22:43.241 --> 22:44.401
‫نشون‌شون بده.‬

22:54.401 --> 22:57.841
‫اوه! تبریک میگم.‬

22:58.561 --> 22:59.681
‫ممنون.‬

23:02.641 --> 23:04.561
‫ادوین، می‌دونم‬ که این باید...‬

23:04.641 --> 23:07.201
‫دارم به طور رسمی باهاش
‫ازدواج می‌کنم ادوین.‬

23:07.601 --> 23:08.881
‫و اون داره من رو...‬

23:08.961 --> 23:10.561
‫خوشبخت‌ترین مرد جهان می‌کنه؟‬

23:16.721 --> 23:17.761
‫تبریک میگم...‬

23:20.441 --> 23:21.561
‫...عمه اولیویا.‬

23:39.401 --> 23:42.161
‫واقعاً باید خودت رو‬
‫ازش رها کنی اولیویا

23:42.241 --> 23:44.521
‫از این شرمی که داری.‬

23:44.601 --> 23:46.761
‫از این... عذاب وجدان.‬

23:48.641 --> 23:49.881
‫طاقت‌فرساست.‬

23:57.721 --> 24:00.161
‫ببخشید، یه کم سردرد دارم.‬

24:05.601 --> 24:07.921
‫برادرت نگفت‬ کی لطف می‌کنن
‫به ما ملحق بشن؟‬

24:22.400 --> 24:25.053
‫[بوش دو نوئل کریسمس با کیفیت عالی]

24:29.723 --> 24:33.663
‫[حراج باکسینگ دی]
‫[نیاز به تغییر از پس‌مونده خوردن داری؟]
‫[دو پای گوشت و سیب‌زمینی به قیمت یکی]

24:35.457 --> 24:38.383
‫[حراج باکسینگ دی]
‫[نیاز به تغییر از پس‌مونده خوردن داری؟]
‫[دو پای گوشت و سیب‌زمینی به قیمت یکی]

24:52.601 --> 24:54.921
‫های استریت ۵۷. درسته؟‬

24:55.001 --> 24:56.601
‫تو این‌جا داری چیکار می‌کنی؟‬

24:56.681 --> 24:58.241
‫من هم می‌تونم همین رو ازت بپرسم.‬

24:58.321 --> 25:01.401
‫اما اون حروف طلایی بیرون لوت میدن.‬

25:01.481 --> 25:02.881
‫برای چی اومدی جرالد فرلی؟‬

25:02.961 --> 25:05.441
‫آقای فرلی... تو باید بگی.‬

25:06.801 --> 25:09.841
‫یه نامه برای همیلتون اکوییتبل دارم.‬

25:09.921 --> 25:11.361
‫پس بهتره من بگیرمش.‬

25:15.041 --> 25:16.641
‫من جاهایی برای رفتن دارم،‬
‫حتی اگه تو نداشته باشی.‬

25:16.721 --> 25:18.361
‫شراب گرم، پای میوه و این‌جور چیزها.‬

25:18.441 --> 25:20.561
‫پس نامه‌ای رو که این همه زحمت کشیدی‬

25:20.641 --> 25:22.041
‫تا برام بیاری تحویل بده و مرخص شو.‬

25:23.561 --> 25:25.401
‫تو همیلتون اکوییتبل هستی؟‬

25:25.921 --> 25:27.241
‫تو توی کار وام و نزول دادنی؟

25:27.321 --> 25:28.281
‫فقط برای تو.‬

25:28.361 --> 25:30.561
‫شنیدم خودت رو توی دردسر انداختی،
‫همون‌طور که ضعیف‌ها همیشه همینن،‬

25:30.641 --> 25:32.841
‫و این رو یه فرصت دیدم.
‫حالا از مغازه‌م برو بیرون.‬

25:32.921 --> 25:34.681
‫هر مکاتبه‌ای که داری بذار‬ روی پادری

25:34.761 --> 25:36.441
‫و من بعد از کریسمس جواب میدم.‬

25:36.521 --> 25:39.281
‫این بهترین کادو کریسمسیه
‫که می‌تونستم داشته باشم،‬

25:39.361 --> 25:42.081
‫چون من فکر می‌کردم
‫که باید اون پول رو پس بدم،‬

25:42.161 --> 25:45.241
‫فکر می‌کردم همیلتون اکوییتبل
‫یه جور شرکت واقعیه!‬

25:45.321 --> 25:46.801
‫اوه، واقعیه، کاملاً درسته.‬

25:46.881 --> 25:48.561
‫یه خدمتکار تازه به دوران‌رسیده‌ کوچولو
‫که کینه به دل گرفته‬

25:48.641 --> 25:49.921
‫چون دست رد به سینه‌ش خورده...‬

25:50.001 --> 25:51.361
‫- یه کسب و کار واقعی نیست.
‫-اون رو برو

25:51.441 --> 25:54.041
‫با تیم وکلایی که نرخ بهره من رو
‫تایید کردن‬ و قراردادی

25:54.121 --> 25:56.096
‫که امضا کردی مطرح کن.

25:56.120 --> 25:57.801
‫حالا از مغازه‌م برو بیرون.‬

25:58.241 --> 26:00.321
‫و من اون پول رو
‫طبق توافق، تا فردا می‌خوام.‬

26:02.601 --> 26:04.801
‫فکر می‌کنی خیلی باهوشی،‬ نه؟

26:04.881 --> 26:06.881
‫بچه کجاست اما هارت؟‬

26:08.321 --> 26:10.281
‫- من بچه‌ای ندارم.
‫- اوه، بی‌خیال.‬

26:10.361 --> 26:13.361
‫اون بچه‌ای که متعلق
‫به برادرمه کجاست؟

26:13.441 --> 26:15.641
‫من از برادرت بچه‌دار نشدم.

26:15.721 --> 26:16.881
‫این اراجیف رو تحویلم نده!‬

26:18.281 --> 26:19.681
‫تو هیچی نیستی جز یه فاحشه.‬

26:19.761 --> 26:22.081
‫یه فاحشه خوب، شکی ندارم.‬

26:22.521 --> 26:25.401
‫ولی با این‌حال... یه فاحشه.‬

26:25.521 --> 26:28.481
‫ادوین یه شب دیروقت
‫کل اون داستان غم‌انگیز رو

26:28.561 --> 26:29.721
‫با چشم‌های اشکی برام تعریف کرد.‬

26:29.801 --> 26:31.881
‫نمی‌دونم چه داستانی برای تو
‫یا خودش سر هم کرده

26:31.961 --> 26:33.841
‫اما من از ادوین بچه‌ای به دنیا نیاوردم.‬

26:33.921 --> 26:36.041
‫پدرت می‌دونه چقدر بدهی بالا آوردی؟‬

26:36.121 --> 26:38.481
‫من نقشه‌ت رو می‌دونم اما هارت.‬

26:38.561 --> 26:40.081
‫می‌دونم که این یه رسم رایج

26:40.161 --> 26:41.841
‫بین ولگردهای طبقه کارگره،‬

26:41.921 --> 26:43.921
‫که یه دفعه با بچه‌ت پیدات بشه‬

26:44.001 --> 26:45.081
‫تا از خانواده ما باج‌گیری کنی.‬

26:45.161 --> 26:47.521
‫خب، تو به اندازه کافی از من پول تیغ زدی.‬

26:52.081 --> 26:54.801
‫می‌دونی ادوین ازدواج کرده دیگه، مگه نه؟‬

26:56.081 --> 26:58.481
‫نه این که زنش چیزی رو
‫که می‌خواد‬ رو بهش بده.

27:00.921 --> 27:03.961
‫مطمئنم نه اون جوری که تو می‌دادی.‬

27:04.081 --> 27:06.361
‫دیدم ادوین چقدر‬ روت قفل بود.

27:06.441 --> 27:07.641
‫پس تصور می‌کنم می‌دونی‬

27:07.721 --> 27:10.041
‫چطور اون باسنت رو تکون بدی، مگه نه؟‬

27:10.121 --> 27:11.681
‫اوه، بیخیال.‬

27:11.761 --> 27:13.681
‫برای ادوین که با کمال میل
‫خودت رو تقدیم کردی، مگه نه؟‬

27:13.761 --> 27:16.081
‫و من کسر شانم نمیشه
‫که پس‌مونده اون رو بگیرم!‬

27:16.161 --> 27:18.441
‫مشکل چیه؟‬

27:18.521 --> 27:21.321
‫فاحشه‌هایی مثل تو
‫تو هر ساعت شبانه‌روز آماده‌ن.‬

27:21.401 --> 27:23.761
‫روح کریسمست کجاست اما، ها؟‬

27:23.841 --> 27:25.681
‫بذار ببینم... اون لباس کوچولوت رو‬

27:25.761 --> 27:26.961
‫- که برای من پوشیدی.
‫- ولم کن!‬

27:27.041 --> 27:29.361
‫من تو رو توی خونه‌م می‌دیدم.‬

27:29.441 --> 27:31.161
‫تماشا می‌کردی.‬

27:32.921 --> 27:35.761
‫تو همیشه می‌دونستی چی می‌خوای،
‫من هم همین‌طور.‬

27:36.841 --> 27:38.081
‫من هم همین‌طور!‬

27:39.241 --> 27:42.401
‫آره، می‌دونی. می‌دونم که می‌دونی.
‫می‌تونم بفهمم.‬

28:04.281 --> 28:07.281
‫این آخرین پیش‌پرداخت

28:07.761 --> 28:09.721
‫برای تسویه‌ی حساب من‌ـه.‬

28:11.561 --> 28:12.721
‫آه!‬

28:17.201 --> 28:19.401
‫برو بیرون چون جدی میگم، می‌کشمت.‬

28:19.481 --> 28:20.921
‫این کار رو می‌کنم.‬

28:21.001 --> 28:22.281
‫من از ببر خوشم میاد.‬

28:22.361 --> 28:24.841
‫از وحشی بودنت خوشم میاد اما هارت.‬

28:25.881 --> 28:27.721
‫تو هیچی نیستی جرالد فرلی.

28:27.801 --> 28:30.161
‫تو یه آدم ناچیزی

28:30.241 --> 28:32.681
‫که تمام عمرش از هر مزیتی برخوردار بوده‌.

28:32.761 --> 28:35.201
‫با این‌حال تنها راهی که‬
‫توش حس می‌کنی برنده‌ای،

28:35.281 --> 28:38.241
‫اینه‌ که برای حدود ۱۵ ثانیه
‫از زور جسمانی استفاده کنی.‬

28:38.841 --> 28:40.481
‫خب، ممکنه بدنت از من قوی‌تر باشه،‬

28:40.561 --> 28:41.961
‫اما اراده‌ت هرگز قوی‌تر نخواهد بود.‬

28:42.041 --> 28:45.041
‫نیازهای حیوانی کثیف تو هرگز با شهوت،‬

28:45.121 --> 28:47.761
‫و با آتشی که درون من
‫می‌سوزه، برابری نمی‌کنه.‬

28:47.841 --> 28:50.281
‫چون آرزوی من نابودی‌ـه.‬

28:50.361 --> 28:52.401
‫و من هرگز متوقف نمیشم. هرگز.‬

28:52.481 --> 28:54.601
‫نه تا وقتی که تو و تک تک اعضای

28:54.681 --> 28:56.561
‫خانواده ازخودراضی، مرفه‬

28:56.641 --> 28:59.001
‫- و بی‌عرضه‌ت رو نابود نکردم!
‫- تو یه ولگرد کوچولو حوصله سربری.‬

28:59.081 --> 29:01.241
‫و در مورد پولی که بدهکاری،
‫قراردادت رو بررسی کن.‬

29:01.321 --> 29:02.921
‫دارم وثیقه‌ت رو میذارم اجرا.‬

29:05.881 --> 29:09.041
‫- تو... تو نمی‌تونی.
‫- یه امضا از طرف من

29:09.121 --> 29:11.681
‫و کار تمومه‌.
‫وقتی اون کاغذ رو امضا کنم،‬

29:11.761 --> 29:14.241
‫تک تک آجرهای فرلی میل مال من میشه،‬

29:14.321 --> 29:16.321
‫و توضیح این که چرا اون‌جا رو
‫برای وثیقه گذاشتی به پدرت رو

29:16.401 --> 29:19.361
‫به خودت می‌سپارم.
‫چون این تازه شروع کاره.‬

29:19.441 --> 29:21.441
‫من از وادار کردن خانواده‌ت
‫به تاوان پس دادن‬ دست نمی‌کشم

29:21.521 --> 29:24.161
‫تا روزی که تک تک فرلی‌های زنده
‫به خاطر روزی

29:24.241 --> 29:25.601
‫که برای اولین بار اسم اما هارت رو
‫شنیدن عزاداری کنن!‬

29:31.201 --> 29:33.641
‫پس کریسمس مبارک جرالد فرلی،‬

29:33.721 --> 29:37.441
‫از طرف تمام اعضای همیلتون اکوییتبل
‫و هارت اینترپرایزز.‬

29:46.281 --> 29:48.081
‫برو. برو!‬

30:13.000 --> 30:20.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30:34.481 --> 30:36.921
‫بالاخره! مغازه رو به راه شد؟‬

30:37.401 --> 30:39.161
‫همه‌چی خوبه؟ حالت بهتره؟‬

30:45.841 --> 30:47.161
‫بوش دو نوئل رو گرفتم.

30:47.241 --> 30:49.121
‫خب، خوبه‌ چون ما به تمام آذوقه‌ای

30:49.201 --> 30:50.761
‫که می‌تونیم گیر بیاریم نیاز داریم.‬

30:50.841 --> 30:52.441
‫حتماً، اگه بوش دو نوئل نبود،‬

30:52.521 --> 30:55.481
‫پالتوم رو می‌پوشیدم
‫و از اون در می‌رفتم بیرون.‬

30:56.481 --> 30:58.841
‫بوش دو نوئل چیه؟‬

31:01.241 --> 31:02.681
‫تو اومدی!‬

31:02.761 --> 31:04.081
‫این‌جایی.‬

31:07.441 --> 31:09.281
‫کریسمس مبارک!‬

31:12.241 --> 31:14.121
‫عزیزم، حالت خوبه؟‬

31:14.961 --> 31:16.561
‫الان خوبم.‬

31:17.041 --> 31:19.121
‫مک خودش یه سورپرایز داره.‬

31:25.241 --> 31:26.321
‫اوه!‬

31:26.401 --> 31:29.201
‫متاسفم. سلام.‬

31:29.761 --> 31:33.201
‫اما، این لوراـه، دوستم.‬

31:35.201 --> 31:37.001
‫یه دوست خاص.‬

31:37.521 --> 31:38.921
‫خبر عالی‌ای نیست؟‬

31:39.761 --> 31:41.721
‫هست. معلومه که هست.‬

31:42.641 --> 31:45.241
‫هی به مک می‌گفتم امروز روز مناسبی‬
‫برای معرفی کردن نیست

31:45.321 --> 31:47.561
‫اما می‌دونی که اون چطوریه‌.‬

31:48.561 --> 31:50.441
‫بهت گفت که دارم میام؟‬

31:53.481 --> 31:55.081
‫البته.‬

31:55.761 --> 31:58.001
‫خوش اومدی. واقعاً خوش اومدی.‬

31:59.241 --> 32:00.401
‫و محض رضای خدا،‬

32:00.481 --> 32:02.481
‫بیایین یه چیزی بنوشیم، باشه؟‬

33:47.561 --> 33:50.121
‫من یه آدم بی‌ملاحظه و بی‌فرهنگم؟‬

33:50.201 --> 33:51.561
‫بدون خبر،‬

33:52.361 --> 33:54.561
‫و یه مهمان ناخونده هم همراهم‌ـه‌.‬

33:54.641 --> 33:57.361
‫اوه، یه بی‌ملاحظه بی‌فرهنگ وحشتناک.
‫همیشه هستی.

34:00.721 --> 34:02.441
‫ولی همیشه، همیشه قدمت رو چشمه.‬

34:05.521 --> 34:06.961
‫اولین کسیه که معرفی کردی،‬

34:07.041 --> 34:08.921
‫برای همین حدس میزنم
‫که لورا مثل بقیه نیست.‬

34:09.761 --> 34:11.081
‫اون همه آدم دیگه.‬

34:11.161 --> 34:13.521
‫اه، همه‌ش دروغه‌، همه‌ش.‬

34:13.601 --> 34:15.681
‫من دخترهای کمی می‌شناسم.‬

34:23.681 --> 34:27.121
‫در خطر سر و سامان گرفتن
‫که نیستی، هستی؟‬

34:27.921 --> 34:29.161
‫شین اونیل؟‬

34:30.721 --> 34:32.361
‫حتماً...‬

34:32.441 --> 34:34.169
‫باید دختر خیلی خاصی باشه

34:34.193 --> 34:36.281
‫که از طرف من
‫پیشنهاد ازدواج بگیره،

34:36.881 --> 34:38.041
‫اما هارت.‬

34:40.721 --> 34:43.521
‫من هنوز همسر دارم؟ کادوها!‬

34:43.601 --> 34:45.081
‫به قدر کافی صبر کردیم!‬

35:22.001 --> 35:23.361
‫شاید بعداً.‬

35:23.441 --> 35:26.161
‫نمی‌تونی به یه مرد کادو بدی
‫و نذاری بازش کنه.‬

35:27.801 --> 35:29.161
‫اون چیه بابا؟‬

35:29.241 --> 35:32.601
‫«عشق من، هدیه تو بیرون جلوی خونه‌ست.»‬

35:32.681 --> 35:35.401
‫اوه! این یه بازی شکار گنجه؟‬

35:35.961 --> 35:37.681
‫شکار گنج! شکار گنج!‬

35:38.481 --> 35:41.121
‫بیرون از خونه؟ یعنی...
‫چی باید سرد نگه داشته بشه؟‬

35:41.201 --> 35:42.241
‫آبجو؟‬

35:42.321 --> 35:44.241
‫یه پای گوشت و سیب‌زمینی که نیست؟‬

35:50.761 --> 35:53.641
‫بابا، نگاه کن! مال توـه؟‬

35:53.761 --> 35:55.121
‫مال من نیست؟‬

35:56.441 --> 35:59.081
‫- نه! اما!
‫- می‌دونستم که یکی می‌خوای.‬

36:00.201 --> 36:02.121
‫آره اما هرگز خوابش رو هم نمی‌دیدم...‬

36:03.961 --> 36:05.721
‫این رو دیدین؟‬

36:06.401 --> 36:09.441
‫یه ماشین، از طرف همسر زیبا و سخت‌کوشم.‬

36:09.841 --> 36:11.081
‫نظرت چیه ادوینا؟‬

36:11.161 --> 36:13.241
‫دیگه خبری از سختی
‫برای اما هارت نیست، ها؟‬

36:14.801 --> 36:16.401
‫عالی بود عزیزم.‬

36:28.081 --> 36:30.121
‫من یه هدیه کلیشه‌ای دارم‬

36:30.201 --> 36:33.081
‫- که برای آوردنش کمک می‌خوام.
‫- خوبه‌.‬

36:33.721 --> 36:35.721
‫شوهرم عشق و علاقه‌ش رو بهم

36:35.801 --> 36:37.201
‫با شکلات‌های ارزان نشون نداده‌.‬

36:37.281 --> 36:39.721
‫نه، این‌ها قطعاً متوسطن.‬

36:48.801 --> 36:51.721
‫من با تمام حرف‌ها آقای فرلی
‫موافق نیستم اما...‬

36:53.481 --> 36:54.921
‫...مطمئنم که اون درست میگه‬

36:55.481 --> 36:57.641
‫که خواهرت می‌خواسته تو خوشحال باشی.‬

36:59.281 --> 37:01.201
‫کی می‌دونه ادل چی می‌خواسته؟‬

37:03.041 --> 37:05.161
‫فکر کنم خودش هم نمی‌دونسته.‬

37:07.041 --> 37:09.961
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه‌
‫که بدون اون چقدر همه‌چیز عجیبه‌.‬

37:13.521 --> 37:15.521
‫انگار همه‌جا تاریک شده‌.‬

37:19.641 --> 37:21.641
‫آدم‌ها ترک‌مون می‌کنن اما عشق نه.‬

37:23.721 --> 37:25.801
‫فکر می‌کنی نمی‌تونی اون غم رو تحمل کنی.‬

37:27.841 --> 37:30.001
‫بعد یه روزی کم کم قابل تحمل میشه.

37:32.241 --> 37:34.161
‫خورشید بیرون میاد.‬

37:36.561 --> 37:37.801
‫اولیویا!‬

37:39.801 --> 37:42.561
‫کجا رفتی؟ اولیویا!‬

37:48.601 --> 37:50.481
‫ما خودمون هرچقدر دل‌مون بخواد
‫می‌تونیم دنبالش بگردیم،‬

37:50.561 --> 37:52.265
‫اما چیزی که همه‌مون بهش امیدواریم

37:52.289 --> 37:53.681
‫اینه‌ که عشق ما رو پیدا کنه.‬

37:54.761 --> 37:56.161
‫تو این‌طور فکر نمی‌کنی؟‬

37:57.081 --> 37:58.361
‫عشق واقعی.‬

37:59.641 --> 38:01.801
‫همون عشقی که لازم نیست
‫زیر سوال ببریش.‬

38:24.961 --> 38:26.721
‫نه. ممنون.‬

38:27.921 --> 38:31.121
‫واکنش ادوین رو دیدی.
‫وحشت‌زده شده بود.‬

38:31.561 --> 38:33.161
‫و اگه فکر ‌کنیم که اصلاً کسی‬

38:33.241 --> 38:35.921
‫حس دیگه‌ای داره،
‫داریم به خودمون دروغ میگیم.‬

38:36.001 --> 38:38.081
‫یعنی... محض رضای خدا،
‫من خودم هم حسم همینه.‬

38:38.161 --> 38:39.241
‫وحشتناکه.‬

38:40.361 --> 38:43.881
‫پس نمی‌تونم انجامش بدم.
‫متاسفم، نمی‌تونم.‬

38:55.241 --> 38:56.921
‫پس یعنی همه‌ش برای هیچی بود؟‬

39:02.361 --> 39:03.801
‫مرگ ادل؟‬

39:05.281 --> 39:07.361
‫تو قلب خواهرت رو شکستی.‬

39:07.481 --> 39:10.041
‫اون خودش رو با الکل به کشتن داد.‬

39:10.121 --> 39:11.361
‫همه‌مون از دستش دادیم.‬

39:11.441 --> 39:15.441
‫همه‌مون از این بدبختی بزرگ
‫و غیر قابل تصور رنج بردیم

39:15.521 --> 39:17.761
‫اما بدون هیچ دلیلی.‬

39:22.241 --> 39:23.481
‫اولیویا...‬

39:25.241 --> 39:27.321
‫...اگه ما این رو قانونی نکنیم،‬

39:27.401 --> 39:30.561
‫اگه به دنیا نشون ندیم
‫که من و تو فقط

39:30.641 --> 39:33.721
‫پی یه رابطه موقت نبودی،
‫اون وقت...

39:35.481 --> 39:38.161
‫...چطور توضیح میدی که تو
‫هنوز این‌جا چه غلطی می‌کنی؟‬

39:39.241 --> 39:42.001
‫توی این خانه چه خبر بوده؟‬

39:42.681 --> 39:44.361
‫چطور...‬

39:44.441 --> 39:46.801
‫...چطور برای پسرها توضیحش بدیم؟‬

40:08.881 --> 40:10.481
‫حالا...‬

40:10.561 --> 40:12.761
‫بی‌خیال، کریسمسه‌.‬

40:12.841 --> 40:14.761
‫چی بازی می‌کنیم؟ پانتومیم؟‬

40:26.761 --> 40:27.761
‫هاها!‬

40:28.441 --> 40:31.081
‫برای همسر زیبای من، سندهای مغازه.‬

40:32.641 --> 40:35.462
‫هر سه تا. همه‌ش به نام تو.

40:35.486 --> 40:36.761
‫کریسمس مبارک.‬

40:38.641 --> 40:41.041
‫می‌خوام پول‌شون رو بدم.
‫جدی میگم.‬

40:41.761 --> 40:44.041
‫کل پولش رو پس‌انداز کردم.
‫خیلی خیلی سریع.‬

40:44.121 --> 40:46.401
‫سفت بچسب.‬

40:52.761 --> 40:55.001
‫اون ماشین عجب کادویی بود.‬

40:56.801 --> 40:59.761
‫جو لیاقت یه دلداری
‫بابت همسر غایبش رو داره.‬

41:00.881 --> 41:03.121
‫و اون لیاقتش رو داره که حس نکنه...‬

41:04.041 --> 41:05.001
‫...گیر افتاده‌.‬

41:05.681 --> 41:08.002
‫و این که تو هم لیاقت شوهری رو داری

41:08.026 --> 41:09.441
‫که بتونه با سرعت بالا

41:09.521 --> 41:10.841
‫با یه ماشین مسابقه‌ای شیک
‫این‌ور و اون‌ور ببرتت.

41:12.601 --> 41:14.001
‫اون واقعاً ماشین می‌خواست.‬

41:15.521 --> 41:20.361
‫فقط شاید چیزهای دیگه‌ای رو
‫بیشتر می‌خواست.‬

41:25.961 --> 41:27.721
‫آدم می‌تونه تنها باشه.‬

41:29.241 --> 41:30.601
‫درست میگم؟‬

41:32.961 --> 41:34.241
‫هدف داشتن.‬

41:34.961 --> 41:38.881
‫هر روز انقدر مصمم بودن.‬

41:39.401 --> 41:40.921
‫همه درکش نمی‌کنن،‬

41:41.001 --> 41:43.361
‫برای همین می‌تونه
‫احساس تنهایی بده.‬

41:51.241 --> 41:53.361
‫- لورا فوق‌العاده‌ست.
‫اه...‬ -

41:53.441 --> 41:56.041
‫- اون زن خوبیه.
‫به نظر میاد روت قفله‌.‬ -

41:57.441 --> 41:58.601
‫می‌تونی اون دختر رو سرزنش کنی؟‬

42:01.801 --> 42:03.961
‫ولی اون مثل ما نیست.

42:04.041 --> 42:05.161
‫خب، خیالم راحت شد!‬

42:05.241 --> 42:07.161
‫خب، اون یه زندگی آروم می‌خواد.‬

42:07.241 --> 42:09.521
‫ولی دیدی که چطور روی صندلی مسافر‬

42:09.601 --> 42:11.401
‫داشت برامون جیغ می‌کشید؟‬

42:13.281 --> 42:15.841
‫اون آدم مرموزیه، کیت، این رو بهت بگم.‬

42:21.361 --> 42:23.681
‫خوشحالم که ازش خوشت اومد.‬

42:25.801 --> 42:27.121
‫این مهمه.‬

42:32.161 --> 42:34.961
‫دارم مغازه‌ها رو از جو میخرم.
‫همه‌شون رو.‬

42:36.321 --> 42:38.441
‫و برای خودم هم یه کادو گرفتم.‬

42:45.001 --> 42:47.401
‫داری به مالک جدید فرلی میل نگاه می‌کنی.‬

42:52.721 --> 42:55.561
‫چون وقتی هر روز مشغول فداکاری هستی،‬

42:56.161 --> 42:57.641
‫لیاقت یه پاداش گهگاهی رو داری.‬

43:01.401 --> 43:02.681
‫داری انجامش میدی اما.‬

43:03.841 --> 43:06.681
‫- داری انجامش میدی.
‫- آره.‬

43:07.441 --> 43:08.441
‫آره.‬

43:09.081 --> 43:10.641
‫و من تازه اول راهم.‬

43:17.321 --> 43:19.001
‫- واو!
‫- بیپ بوپ!

43:19.081 --> 43:21.321
‫چک برای مغازه‌ها.‬

43:21.401 --> 43:22.801
‫- اما...
‫- خودم می‌خوام.‬

43:22.881 --> 43:25.321
‫خواهش می‌کنم.
‫برای این که خیالم راحت باشه.‬

43:29.841 --> 43:33.281
‫- چطور بود؟
‫- اوه، اون رویایی‌ـه!‬

43:33.361 --> 43:35.681
‫هم ماشین و هم همسر.‬

43:36.521 --> 43:37.481
‫مرسی.‬

43:38.281 --> 43:40.321
‫می‌خواستم چیزی که دوست داشتی رو داشته باشی

43:41.641 --> 43:42.801
‫من هم همین‌طور.‬

43:48.121 --> 43:49.161
‫سلام!‬

43:53.961 --> 43:56.321
‫وای، داری من رو له می‌کنی!
‫مراقب باش!‬

43:58.601 --> 43:59.961
‫من هم از گوشت و پوست
‫درست شدم، می‌دونی که.‬

44:02.161 --> 44:04.281
‫می‌خواستیم سورپرایزت کنیم، مگه نه؟‬

44:04.361 --> 44:05.321
‫آره.‬

44:06.441 --> 44:07.601
‫سورپرایز شدی؟‬

44:07.681 --> 44:11.001
‫آره، فرانک ما! آره، آره.‬

44:12.241 --> 44:14.641
‫چی مهم‌تر از خانواده‌‌ست، ها؟‬

44:16.441 --> 44:17.721
‫بیا این‌جا!‬

44:27.201 --> 44:28.521
‫کدوم گوری بودی؟‬

44:30.081 --> 44:31.521
‫یه روز مهم رو از دست دادی.‬

44:31.546 --> 44:33.201
‫حداقل تونستی برای خودت

44:33.226 --> 44:34.801
‫زمان بیشتری بخری؟‬

44:35.561 --> 44:36.681
‫جرالد؟‬

44:38.801 --> 44:40.921
‫مادر تنها کسی بود که برای من
‫ارزشی قائل بود،‬

44:41.001 --> 44:42.321
‫مگه نه؟‬

44:43.001 --> 44:44.121
‫این در مورد بدهی‌ـه‌؟‬

44:44.681 --> 44:47.481
‫جرالد، این فقط پوله‌.
‫اهمیتی نداره.‬

44:47.561 --> 44:50.681
‫پرید. کارخونه پرید. اون گرفتش.‬

44:50.761 --> 44:52.401
‫کی؟ کی گرفتش؟‬

44:53.161 --> 44:54.521
‫اون جنده کوچولو تو.‬

44:54.601 --> 44:55.681
‫اما هارت.‬

44:58.761 --> 45:00.601
‫جوری می‌چرخه انگار

45:00.681 --> 45:02.121
‫چیزی بیشتر از یه خدمتکار ولگرده‌.‬

45:03.081 --> 45:05.721
‫و اون خطرناکه.
‫همون‌جا متوقف نمیشه.‬

45:06.601 --> 45:09.241
‫اما ما می‌تونیم مطمئن بشیم
‫که به سزای اعمالش میرسه.‬

45:09.321 --> 45:10.721
‫مگه نه ادوین؟‬

45:12.801 --> 45:15.321
‫ما به اما هارت یادآوری
‫می‌کنیم که اون واقعاً کیه‌.‬

45:15.401 --> 45:17.321
‫پشیمونش می‌کنیم. مگه نه؟‬

45:43.001 --> 45:45.201
‫این دیوونگیه‌.
‫این که وانمود کنیم همه‌چیز خوبه‌،‬

45:45.281 --> 45:46.881
‫وقتی همه‌مون می‌دونیم
‫هر لحظه ممکنه اعلام جنگ بشه.‬

45:46.961 --> 45:48.881
‫اگه نریم اون‌جا و جلوی آلمانی‌ها رو نگیریم،‬

45:48.961 --> 45:49.961
‫اون‌ها جنگ رو میکشن به این‌جا.‬

45:50.041 --> 45:51.921
‫اون دختره لعنتی باز چه غلطی کرده‌؟‬

45:52.001 --> 45:54.321
‫اون داره من رو مجازات می‌کنه
‫و دست‌بردار هم نیست.‬

45:54.401 --> 45:56.394
‫زمان چیزی نعمتی نیست که
‫ما ازش زیاد داشته باشیم آقایان.

45:56.414 --> 45:57.854
‫جنگ شروع شده‌.‬

45:58.500 --> 46:18.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
