WEBVTT

00:01.000 --> 00:09.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:09.921 --> 00:13.441
‫تماس گریس میرابلا رو و به یه قرار ملاقات
‫حضوری برای امروز بعد از ظهر،

00:13.521 --> 00:16.441
‫تو دفتر مرکزی ووگ تغییر بده لطفاً.‬

00:16.521 --> 00:18.629
‫باید سر حال باشم،‬

00:18.654 --> 00:20.001
‫بذاریم مردم خودشون ببینن‬

00:20.081 --> 00:22.481
‫که ادعاهای بچه‌هام‬
‫راجع به وضعیت بد سلامتی من‬

00:22.561 --> 00:24.161
‫خیلی اغراق‌آمیزه.‬

00:24.241 --> 00:26.321
‫گرندی، با هیچ کدوم‌شون‬ حرف زدی؟‬

00:26.401 --> 00:29.361
‫میگم ممکنه یه مکالمه آروم‌تر‬
‫و با ملاحظه‌تر

00:29.441 --> 00:30.721
‫با عمه ادوینا بتونه...‬

00:30.801 --> 00:33.561
‫و بگو هنری راسیتر‬ به دیدنم بیاد.

00:33.921 --> 00:36.081
‫باید یه سری از دارایی‌هام رو‬ نقد کنم.‬

00:36.161 --> 00:37.841
‫واقعاً؟ چقدر نیاز دارین؟‬

00:37.921 --> 00:39.161
‫هفت میلیون.‬

00:39.241 --> 00:41.241
‫- پوند.‬
‫- برای چی؟‬

00:41.321 --> 00:43.641
‫و با این که گفتنش برام دردناکه،

00:43.721 --> 00:45.481
‫باید یه حضور‬ تلویزیونی داشته باشم.‬

00:45.561 --> 00:47.241
‫پس با پیتر لاسالی تماس بگیر‬

00:47.321 --> 00:49.961
‫و بهش بگو بالاخره دارم
‫به شرکت تو تونایت شو جواب مثبت میدم.‬

00:50.041 --> 00:52.189
‫و بعد از اون، می‌خوام که

00:52.213 --> 00:53.761
‫به جیم فرلی زنگ بزنی‬

00:53.841 --> 00:56.961
‫و این رابطه‌... غیرجدی
‫خودت باهاش پایان بدی.‬

00:59.241 --> 01:01.721
‫من... نمی‌دونم منظورتون...‬

01:03.841 --> 01:05.961
‫وقتی با هم آشنا شدیم
‫اصلاً نمی‌دونستم کیه.

01:06.041 --> 01:08.481
‫فکر می‌کردم برای آینده‌ت
‫تو این‌جا‬ جدی هستی،‬

01:08.561 --> 01:10.281
‫پائولا، فکر می‌کردم‬ جاه‌طلبی داری.‬

01:10.361 --> 01:13.881
‫- هستم. دارم. اما...‬
‫- پس امروز تموم میشه.‬

01:13.961 --> 01:15.721
‫اما گرندی، من دوستش دارم.‬

01:17.601 --> 01:20.109
‫پائولا، من درک می‌کنم،‬

01:20.133 --> 01:21.561
‫باور کن،‬

01:21.641 --> 01:24.668
‫که آدم گاهی ممکنه‬ ببینه دچار...

01:24.692 --> 01:25.936
‫حواس‌پرتی شده.

01:25.961 --> 01:28.921
‫اما آدم باید از اون حواس‌پرتی
‫مثل یه تخته پرش

01:29.001 --> 01:30.281
‫برای به جلو پیش رفتن استفاده کنه.‬

01:31.081 --> 01:33.881
‫رابطه تو و جیم فرلی تموم شده.‬

01:33.961 --> 01:35.281
‫ختم کلام.‬

01:36.361 --> 01:38.576
‫بدون این که فداکاری کنی،‬

01:38.600 --> 01:40.761
‫به جایگاه من نمیرسی.‬

01:50.000 --> 01:57.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:14.121 --> 02:16.361
‫برای روز افتتاحیه بزرگت آماده‌ای؟‬

02:20.401 --> 02:21.841
‫روز دوست‌داشتنی‌ای داشته باشی.‬

02:37.641 --> 02:38.761
‫ممنون.‬

02:41.601 --> 02:44.761
‫خیلی خب دیگه، آروم بگیر.‬

02:44.841 --> 02:48.201
‫بچه دومم‌ـه. تو مقایسه با اولی،
‫عین یه فرشته‌ست.‬

02:50.641 --> 02:53.241
‫اما؟ این پارچه حوله‌ای‌ـه
‫یا پشم فاستونی؟‬

02:53.321 --> 02:54.441
‫حوله‌ای.‬

03:23.690 --> 03:26.043
‫« تولیدی و لباس فروشی هارت »

03:35.361 --> 03:37.721
‫عالیه خانم جیکوبز. با این قدی‬

03:37.801 --> 03:39.921
‫که خدا بهتون داده،‬
‫اگه من بودم لبه دامن رو تا وسط ساق میاوردم.

03:40.001 --> 03:41.881
‫باید شوهرم رو قانع کنم
‫که یه کت جدید نیاز داره.‬

03:41.961 --> 03:43.761
‫وگرنه تو کلیسا آبروم رو میبره!‬

03:44.081 --> 03:45.641
‫شاید بهتر باشه اول
‫با یه چیز شیرین خرش کنی.‬

03:45.721 --> 03:47.881
‫بسته‌های تارت شیره‌م رو دیدی؟
‫ دستور پخت مادرمه.‬

03:47.961 --> 03:49.522
‫پدرم همیشه تو ماه
‫ژوئن جای کیک تولد

03:49.546 --> 03:51.041
‫یکی از این‌ها می‌خواست.‬

03:55.721 --> 03:58.801
‫خب تو هر ثانیه‬ هر روز رو
‫داشتی کار می‌کردی.‬

03:58.881 --> 04:00.721
‫کی اوضاع این‌جا‬
‫به قدری رو به راه میشه‬

04:00.801 --> 04:02.961
‫که بتونی مرخصی بگیری‬
‫و خانواده‌ت رو ببینی، ها؟‬

04:03.041 --> 04:04.961
‫لباس مردانه. بایدقدم بعدی باشه.‬

04:05.041 --> 04:06.921
‫بهترین راه برای‬ گسترش
‫دامنه مشتری‌هاست.‬

04:07.041 --> 04:08.161
‫می‌تونم به لباس تو نگاه کنم؟‬

04:09.761 --> 04:10.841
‫بله.‬

04:11.881 --> 04:13.761
‫اما اگه قراره‬ لباسم رو در بیاری...‬

04:14.841 --> 04:16.241
‫...شاید بهتر باشه بدون تماشاچی باشه؟‬

04:16.321 --> 04:17.521
‫متاسفم.‬

04:20.041 --> 04:22.321
‫توئیت. کلی پارچه توئیت
‫نیاز دارم. می‌تونی...؟‬

04:22.401 --> 04:23.321
‫برو.‬

04:24.401 --> 04:25.681
‫کارم توی رئیس بودن خوبه.

04:34.321 --> 04:36.321
‫هر چقدر پارچه توئیت
‫و پشم فاستونی که داری رو

04:36.401 --> 04:38.961
‫نیاز دارم، شاید هم یه مقداری کتان.‬

04:39.041 --> 04:40.361
‫ممکن نیست به این زودی‬
‫تموم کرده باشی.

04:40.441 --> 04:42.041
‫داریم یه خط تولید‬ لباس مردانه راه میندازیم.‬

04:42.921 --> 04:45.321
‫شنیدی دارن‬ دوزبری میل رو می‌فروشن؟‬

04:45.401 --> 04:46.681
‫یکی یه ثروت بزرگ به جیب میزنه.‬

04:46.761 --> 04:48.401
‫آره، ولی اولش باید‬ کلی خرج کنه.‬

04:48.481 --> 04:50.001
‫تو باید بخریش.
‫فکر کن‬ که چقدر

04:50.081 --> 04:51.481
‫حاشیه سودت بیشتر میشه.‬

04:51.561 --> 04:53.881
‫نه، ممنون.‬
‫برای من بیش از حد ریسک داره.‬

04:53.961 --> 04:55.361
‫اون طوری باید
‫یه وام خیلی سنگین بگیرم.‬

04:55.441 --> 04:56.681
‫بیشتر از هزینه‌ خودش سود داره.‬

04:56.761 --> 04:59.241
‫با توجه به این که از نظر همه
‫کیفیت تولید فرلی میل خیلی بده،

04:59.321 --> 05:00.841
‫به نظرم قراردادهایی‬
‫که براشون باقی مونده‬،

05:00.921 --> 05:02.721
‫برای تو میشن.

05:02.801 --> 05:03.921
‫آقای لودر.‬

05:04.801 --> 05:05.961
‫دیدین داره چیکار می‌کنه؟‬

05:06.041 --> 05:08.441
‫بسته تارت شیره‬
‫توی مغازه خیاطی!‬

05:08.521 --> 05:10.321
‫تا حالا همچین چیزی‬ شنیده بودین؟

05:10.401 --> 05:12.161
‫می‌دونستم!‬ همون لحظه‌ای
‫که گذاشتین بیاد این‌جا،‬

05:12.241 --> 05:14.281
‫به شوهرم گفتم، گفتم:
‫«اون چشمش دنبال مغازه من‌ـه.»‬

05:14.361 --> 05:16.521
‫خانم هارت آزادن هرچی
‫دل‌شون می‌خواد بفروشن.‬

05:16.601 --> 05:18.416
‫اوه، شما باید هم این رو بگین،

05:18.440 --> 05:19.841
‫دارین از معشوقه‌‌تون دفاع می‌کنین.‬

05:19.921 --> 05:21.641
‫اما یه زن متاهله.‬

05:21.721 --> 05:24.321
‫با کی ازدواج کرده؟‬
‫مرد نامرئی؟‬

05:24.401 --> 05:26.281
‫من دیدم که چطور
‫جوری تو مغازه‌تون میره و میاد

05:26.361 --> 05:27.401
‫که انگار اصلاً به کسی دخلی نداره.‬

05:27.481 --> 05:29.321
‫به نظر میرسه که شما
‫خودتون رو دخالت دادین.

05:29.401 --> 05:31.681
‫خانم مینتون، اگه می‌خواین‬
‫به اجاره ملک من ادامه بدین‬،

05:31.761 --> 05:34.161
‫پیشنهاد می‌کنم فوراً
‫از خانم هارت عذرخواهی کنین‬

05:34.241 --> 05:35.481
‫و زمان کمتری رو‬

05:35.561 --> 05:38.281
‫صرف نگرانی بابت چیزهایی که می‌فروشه
‫کنین و بیشتر به فکر فروش خودتون باشین،‬

05:38.361 --> 05:40.481
‫که شک دارم این اواخر
‫خیلی زیاد بوده باشه.‬

05:44.961 --> 05:46.041
‫ببخشید.‬

05:48.121 --> 05:50.321
‫شوهر نامرئی،‬ بچه نامرئی.‬

05:50.401 --> 05:52.121
‫ممنون که پرسیدین خانم مینتون
‫ولی در حقیقت از دخترم‬

05:52.201 --> 05:54.481
‫خیلی خوب مراقبت میشه.‬

05:54.561 --> 05:56.721
‫- هیچ کم و کسری هم نداره.‬
‫- اما...‬

06:00.441 --> 06:03.041
‫اون چی می‌دونه، ها؟
‫فکر می‌کنه ما با هم داستانی داریم!‬

06:04.441 --> 06:05.601
‫باید مغازه اون رو بدین به من.‬

06:05.681 --> 06:07.321
‫من هیچ‌وقت شما رو
‫برای اجاره منتظر نمیذارم.

06:07.401 --> 06:09.881
‫من خیلی نگرانم که اون جفت‌مون رو

06:09.961 --> 06:11.521
‫با یکی از اون تارت‌های شیره‌‌ت
‫تا سر حد مرگ بزنه.‬

06:19.681 --> 06:21.281
‫یه سری ساسون چشم ماهی
‫این‌جا در جلو بذاریم،

06:21.361 --> 06:23.721
‫تن‌خورش بهتر میشه،
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟‬

06:23.801 --> 06:25.201
‫کمر رو جمع می‌کنه‬
‫بدون این که...‬

06:25.281 --> 06:26.401
‫پارچه کش بیاد.‬

06:27.441 --> 06:29.081
‫آره. حق با توـه.‬

06:30.761 --> 06:32.201
‫خطوط تمیزتر.‬

06:35.881 --> 06:38.441
‫می‌تونم اندازه‌هات رو‬
‫برای نمونه بگیرم؟‬

06:41.361 --> 06:42.521
‫الان خوبه؟‬

06:42.601 --> 06:44.681
‫آره. مرسی.‬

07:05.041 --> 07:06.561
‫بیشتر مردم...‬

07:07.641 --> 07:09.041
‫بیشتر از چند ماه

07:09.121 --> 07:11.561
‫بعد از باز کردن مغازه لباس زنانه صبر می‌کنن
‫و بعد کارشون رو گسترش میدن.

07:12.801 --> 07:14.441
‫فکر می‌کنی زیادی زوده؟‬

07:14.521 --> 07:16.401
‫نه، همچین فکری نمی‌کنم.‬

07:19.121 --> 07:21.761
‫و دقیقاً به همین دلیله که‬
‫می‌خواستم با تو کار کنم.‬

07:28.681 --> 07:30.681
‫چون تو مثل بیشتر مردم نیستی.‬

07:42.521 --> 07:44.441
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم. من متاهلم.‬

07:44.521 --> 07:46.321
‫خب، یکی باید این رو‬
‫به شوهرت یادآوری کنه،‬

07:46.401 --> 07:48.561
‫چون الان تقریباً‬ یک سال شده اما،‬

07:48.641 --> 07:50.081
‫اون حتی زحمت نداده‬ نزدیکت بشه،‬

07:50.161 --> 07:51.801
‫حتی وقتی که‬ بچه‌ش رو به دنیا آوردی.‬

07:51.881 --> 07:53.761
‫- اما اون خیلی دوره!‬
‫- هفته به هفته، با خودم میگم،‬

07:53.841 --> 07:55.869
‫«اون اصلاً می‌دونه
‫با کی ازدواج کرده؟

07:55.893 --> 07:56.841
‫اصلاً تو رو می‌شناسه؟‬

07:56.921 --> 07:58.601
‫اصلاً تو رو دیده؟»‬

08:00.161 --> 08:02.001
‫چون مسلماً اگه حتی‬
‫یه نگاه بهت انداخته بود،‬

08:02.081 --> 08:04.081
‫نمی‌تونست از‬ کنارت جم بخوره.‬

08:04.161 --> 08:06.081
‫متاسفم. متاسفم.‬

08:39.121 --> 08:41.201
‫اما هارت، درسته؟‬

08:42.441 --> 08:45.041
‫بله.‬
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم خانم...؟‬

08:45.121 --> 08:46.201
‫دوشیزه.‬

08:46.281 --> 08:47.561
‫چاندرا.‬

08:48.201 --> 08:49.681
‫حداقل تا چند هفته دیگه.‬

08:49.761 --> 08:52.201
‫بعدش میشم‬ خانم ادوین فرلی.‬

08:53.561 --> 08:55.121
‫برای همین اومدم این‌جا.‬

09:05.041 --> 09:07.121
‫بله. می‌تونم ببینم.‬

09:08.641 --> 09:11.121
‫فقط نیاز به...‬
‫یه سری تغییرات عجیب داره.‬

09:13.161 --> 09:14.201
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که...‬

09:14.281 --> 09:15.561
‫آتشش بزنیم.‬

09:17.001 --> 09:19.681
‫این میراث خاندان فرلیه
‫ که اصرار داشتن تنم کنم،‬

09:19.761 --> 09:23.041
‫و همون‌طور که می‌بینی، اندازه‌ست
‫که این خیلی مایه تاسفه‌،‬

09:23.121 --> 09:24.921
‫چون واقعاً‬ زشت به تمام عیاره.

09:28.561 --> 09:29.961
‫متاسفم.‬

09:30.041 --> 09:31.201
‫من هم همین‌طور.‬

09:31.321 --> 09:32.972
‫اما مدام تعریف‌های خیلی خوبی

09:32.996 --> 09:34.361
‫راجع به این‌جا می‌شنیدم‬

09:34.481 --> 09:36.229
‫امیدوار بودم بتونی حتی یه ذره هم

09:36.253 --> 09:37.521
‫که شده از زشتیش کم کنی.‬

09:37.881 --> 09:39.041
‫بذار ببینم.‬

09:42.601 --> 09:44.081
‫همیشه تصور می‌کردم‬
‫لباسی رو می‌پوشم‬

09:44.161 --> 09:46.361
‫که مادرم توی‬ عروسیش پوشیده بود.‬

09:46.441 --> 09:48.361
‫یه ساری قرمز زیبا بود.‬

09:49.001 --> 09:50.401
‫با تار و پود طلا.‬

09:50.481 --> 09:53.201
‫اما از اون‌جایی که خودش‬
‫توی مراسم عروسی نیست...‬

09:57.721 --> 09:58.801
‫اون فوت کرده.‬

10:02.441 --> 10:03.641
‫متاسفم.‬

10:05.041 --> 10:06.481
‫از دست دادن مادر، این...‬

10:09.521 --> 10:10.761
‫می‌دونم.‬

10:11.361 --> 10:12.721
‫بدترین اتفاقه.‬

10:13.521 --> 10:15.721
‫بله. همین‌طوره.‬

10:23.361 --> 10:24.881
‫اون برات می‌نویسه.‬

10:27.041 --> 10:28.401
‫نامه.‬

10:29.801 --> 10:31.161
‫مدام.‬

10:33.021 --> 10:34.466
‫هرچند به نظر میرسه اصلاً

10:34.490 --> 10:36.161
‫قصد فرستادنشون رو نداره، پس...‬

10:36.241 --> 10:38.841
‫...حدس میزنم بالاخره
‫قرار بود یه روز پیداشون کنم.‬

10:43.241 --> 10:44.761
‫چرا اومدی این‌جا؟‬

10:46.681 --> 10:49.081
‫اگه قراره بقیه عمرم رو‬ با مردی بگذرونم‬

10:49.161 --> 10:51.761
‫که قلبش شکسته، فکر کردم
‫حداقل باید یه نگاه درست و حسابی‬

10:51.841 --> 10:53.881
‫به زنی که مسبب قلب شکسته‌ش‌ـه بندازم.‬

10:53.961 --> 10:56.561
‫اگه قلب ادوین شکسته،‬
‫کاملاً تقصیر خودشه،‬

10:56.641 --> 10:58.161
‫این رو می‌تونم بهت اطمینان بدم.‬

11:05.081 --> 11:06.361
‫می‌تونی نگاه کنی.‬

11:11.801 --> 11:13.536
‫خب، اگه من جای
‫تو بودم قیافه خودم رو

11:13.560 --> 11:15.001
‫خیلی ترسناک درست می‌کردم.‬

11:15.481 --> 11:17.201
‫اوه، بهش فکر کردم.‬

11:17.361 --> 11:20.001
‫زمانی بود که‬
‫لباس رو کاملاً خراب می‌کردم.‬

11:20.121 --> 11:22.921
‫هر کاری برای تلافی سرشون انجام میدم،
‫حتی شده یه ذره.‬

11:25.921 --> 11:27.761
‫می‌دونی، من عهد بستم

11:27.841 --> 11:30.721
‫که بقیه عمرم رو صرف مجازات‌شون کنم.‬

11:31.081 --> 11:32.921
‫همه فرلی‌ها رو.‬

11:33.001 --> 11:34.161
‫و حالا؟‬

11:37.481 --> 11:39.681
‫بعضی وقت‌ها از خودم می‌پرسم‬
‫که با این کار،‬

11:39.761 --> 11:41.441
‫دارم خودم رو هم مجازات می‌کنم یا نه.‬

11:53.481 --> 11:54.561
‫باهاش ازدواج نکن.‬

11:56.041 --> 11:57.281
‫نه به خاطر این که من اون رو می‌خوام‬

11:57.361 --> 11:59.201
‫یا چون دارم سعی می‌کنم‬
‫زندگیش رو خراب کنم.‬

12:00.201 --> 12:01.201
‫فقط...‬

12:02.641 --> 12:04.281
‫...فکر می‌کنم تو لیاقتت
‫بیشتر از این‌هاست.

12:09.801 --> 12:11.241
‫رفتارش با من خوبه.‬

12:12.761 --> 12:14.921
‫و عشق می‌تونه شکل بگیره... فکر کنم.‬

12:17.281 --> 12:19.161
‫من... امید دارم.‬

12:22.801 --> 12:24.961
‫می‌دونم ممکنه این حرفم‬
‫خیلی نامناسب باشه،‬

12:25.041 --> 12:26.641
‫اما واقعاً‬ ازتون می‌خواستم که...‬

12:26.721 --> 12:28.121
‫میگم برات بیارنش.‬

12:29.041 --> 12:31.361
‫- وقتی تموم شد.‬
‫- ممنون.‬

12:54.721 --> 12:56.441
‫مطمئناً فکر می‌کردم
‫از شنیدنش این که ادوین

12:56.521 --> 12:58.201
‫توی فلاکت زندگی می‌کنه خوشحال میشی.‬

12:58.281 --> 13:00.961
‫اما، حس خوبی نداره که بدونی
‫همه این‌ها رو خودت ساختی‬

13:01.041 --> 13:03.361
‫در حالی که اون همون‌جا که
‫ولش کردی درجا زده؟‬

13:03.441 --> 13:05.761
‫اما بخشی از من هم اون‌جا
‫پیشش بوده، مگه نه؟‬

13:05.841 --> 13:07.201
‫با گذاشتن انگشتری که برام گرفته؟‬

13:07.281 --> 13:09.281
‫حتی با وانمود کردن به این که
‫شوهرم تو دریاست!

13:09.361 --> 13:11.961
‫با این که مطمئن بشم حتی
‫کوچک‌ترین احتمالی وجود نداره‬

13:12.041 --> 13:14.041
‫که یه روز بتونم‬ با کسی دیگه آشنا بشم.‬

13:17.601 --> 13:19.161
‫برای اون آماده‌ای؟‬

13:20.241 --> 13:22.401
‫می‌خوام باشم، فکر کنم.

13:24.001 --> 13:25.361
‫اما می‌ترسم.‬

13:26.321 --> 13:28.441
‫اون خشم،‬
‫اون خشم نسبت به ادوین،‬

13:28.521 --> 13:30.881
‫همون چیزیه که هر روز صبح من رو
‫از تخت می‌کشید بیرون.‬

13:30.961 --> 13:33.561
‫همون چیزیه که شکم ادوینا رو سیر
‫و جاش رو امن کرده. اگه ولش کنم،‬

13:33.641 --> 13:35.841
‫قراره دوباره‬ حواسم پرت بشه؟‬

13:35.921 --> 13:37.081
‫ممکنه مادرم رو ناامید کنم؟‬

13:37.161 --> 13:40.921
‫نه. اما، اون آتشی که
‫تو وجودته جایی نمیره.‬

13:41.001 --> 13:43.681
‫به خاطر خشم نیست.‬
‫به خاطر خود توـه.

13:43.761 --> 13:46.201
‫خشم فقط یه مدتی‬
‫سوختی برای اون آتیش بود،‬

13:46.281 --> 13:48.641
‫اما اون سوخت‬ می‌تونه
‫از هر جایی بیاد.‬

13:50.161 --> 13:51.641
‫می‌تونه از عشق بیاد.‬

13:54.121 --> 13:55.521
‫حق با توـه.‬

13:57.801 --> 13:58.881
‫اما؟‬

13:58.961 --> 14:00.721
‫از طرفم باهاش حرف میزنی؟‬

14:01.241 --> 14:02.801
‫با دیوید حرف میزنی؟‬

14:04.321 --> 14:05.709
‫احتمالاً متوجه شدی‬

14:05.733 --> 14:07.361
‫که وقتی پیش همیم چطوری‌ایم.‬

14:08.561 --> 14:10.401
‫هیچ‌وقت انتظارش رو نداشتم.‬

14:10.881 --> 14:13.081
‫سعی کردم به خودم بگم‬
‫خبری نیست اما...‬

14:14.041 --> 14:15.241
‫اون باعث میشه حس کنم...‬

14:16.281 --> 14:17.801
‫نمی‌دونم.‬

14:17.881 --> 14:19.127
‫هیجان‌زده؟

14:19.201 --> 14:20.401
‫پرشور؟‬

14:21.281 --> 14:22.521
‫امیدوار؟‬

14:23.681 --> 14:24.841
‫این بده؟‬

14:26.121 --> 14:27.361
‫اصلاً.‬

14:28.201 --> 14:29.481
‫چی... عه...‬

14:31.441 --> 14:33.201
‫چی می‌خوای‬ بهش چی بگم؟‬

14:58.241 --> 15:00.001
‫می‌دونم باید عذاب وجدان داشته باشم...‬

15:01.081 --> 15:04.721
‫...اما این چند ماه گذشته
‫که ادل نبوده،

15:04.841 --> 15:06.561
‫بهترین دوران عمرم بود.‬

15:14.161 --> 15:16.361
‫- یه بسته برای شما اومده دوشیزه چاندرا.‬
‫- اوه، ممنون.‬

15:19.281 --> 15:22.041
‫لباس عروسم‌ـه. پس بهتره
‫به کسی حرفی ازش نزنی...‬

15:22.121 --> 15:23.641
‫البته.‬

15:23.721 --> 15:26.521
‫نمی‌خوایم‬ که هیچ گونه...
‫بدشانسی‌ای پیش بیاد.‬
‫‬
‫238: - اون‌جا چی داری؟‬
‫- اوه!‬

15:31.000 --> 15:38.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:42.761 --> 15:44.521
‫- اون‌جا چی داری؟
‫- اوه!

15:44.881 --> 15:48.121
‫- این... عه...‬
‫- اوه، ببخشید. اون...؟‬

15:50.321 --> 15:52.361
‫لباس عروس؟ آره.‬

15:52.441 --> 15:54.561
‫دادم یه مقدار توی این خیاطی جدیدی

15:54.641 --> 15:57.401
‫دائماً تعریفش رو می‌شنیدم
‫یکم تغییرش بدن.

16:01.321 --> 16:02.561
‫واقعاً؟‬

16:03.321 --> 16:05.721
‫درسته. خوبه. خوبه.‬

16:07.041 --> 16:08.641
‫خب، امیدوارم به...‬

16:08.721 --> 16:10.081
‫...چیزی که می‌خواستی رسیده باشی.‬

16:26.801 --> 16:28.721
‫این‌ها... برای توـن.‬

16:30.281 --> 16:32.601
‫مک در مورد شوهرت بهم گفت.
‫واقعاً متاسفم.‬

16:34.521 --> 16:35.761
‫ممنون.‬

16:45.881 --> 16:49.081
‫چرا زودتر بهم نگفتی‬
‫که اون فوت کرده؟‬

16:52.481 --> 16:54.081
‫یه مدتی ازش می‌گذره.‬

16:56.401 --> 16:58.121
‫فکر کنم می‌ترسیدم.‬

16:59.921 --> 17:01.121
‫از رابطه‌مون.‬

17:03.721 --> 17:04.881
‫نه...‬

17:05.641 --> 17:07.161
‫...نگران این بودی که من...‬

17:08.961 --> 17:10.161
‫...جسور باشم؟‬

17:13.361 --> 17:14.801
‫نگران اینم که خودم جسور باشم.‬

17:20.881 --> 17:23.281
‫فقط اومدم این‌جا ببینم
‫که حالت خوبه یا نه.‬

17:25.161 --> 17:27.681
‫خب، مک میگه خوبی
‫اما از دست دادن شوهر...‬

17:29.841 --> 17:32.081
‫بابت چیزهایی که راجع بهت
‫گفتم احساس خیلی بدی دارم.

17:32.161 --> 17:33.481
‫حق با تو بود.‬

17:33.973 --> 17:36.960
‫حقیقت اینه که‬ من خیلی وقت پیش
‫اون رو از دست دادم.‬

17:38.721 --> 17:40.161
‫حتی قبل از این که بمیره.‬

17:42.081 --> 17:43.761
‫تو باعث میشی حس کنم...‬

18:44.721 --> 18:46.921
‫دوزبری میل برای فروش گذاشته شده.
‫می‌تونیم ازشون بپرسیم‬

18:47.001 --> 18:48.761
‫که یکی از دستگاه‌های بافندگی‌شون رو
‫به ما می‌فروشن یا نه.‬

18:48.841 --> 18:50.041
‫به خاطر آتش‌سوزی هنوز
‫یه دستگاه کم داریم

18:50.121 --> 18:52.201
‫اما اگه بتونیم دوباره با تمام ظرفیت
‫کار کنیم...‬

18:52.281 --> 18:53.721
‫کار با تمام ظرفیت فایده خاصی نداره

18:53.801 --> 18:55.441
‫وقتی حتی نمی‌تونیم پارچه‌هایی
‫که تولید می‌کنیم رو

18:55.521 --> 18:56.881
‫- به نصف قیمت بفروشیم...
‫- وقتی سر ویکرام اومد،‬

18:56.961 --> 18:58.801
‫نبینم هیچ نوعی از
‫این حرف‌ها بزنین.‬

18:58.881 --> 19:01.521
‫تمام تمرکزتون روی عروسی باشه.
‫اگه حس کردین صحبت‌تون

19:01.601 --> 19:04.401
‫داره سمتی جدی میره،
‫بحث رو عوض کنین.‬

19:04.481 --> 19:06.281
‫فکر کنم همه‌مون‬
‫این کار رو خوب بلدیم.‬

19:06.361 --> 19:08.961
‫خب اولیویا، توی مهمونی ناهار،
‫نیاز دارم که...‬

19:08.986 --> 19:10.589
‫کسی گفت مهمونی ناهار؟

19:10.613 --> 19:12.121
‫من عاشق مهمونی ناهارم.

19:12.201 --> 19:15.401
‫اوه! ادل،‬ انتظار اومدنت رو نداشتیم.

19:15.481 --> 19:18.081
‫- مادر! شما...‬
‫- می‌دونم عزیزم. بیا این‌جا.‬

19:20.681 --> 19:23.321
‫- شری، مادر؟‬
‫- خفه شو جرالد.‬

19:23.401 --> 19:26.521
‫- نه، ممنون عزیزم.‬
‫- بله. عاقلانه‌ست.‬

19:26.601 --> 19:29.321
‫تو این دو ماه طولانی‌ای
‫که شما... سفر بودین،

19:29.401 --> 19:32.601
‫مجبور شدیم سراغ چیزهای ارزون بریم.

19:33.241 --> 19:36.201
‫با این حال، هر وقت نیاز داشتین این‌جا هست.‬

19:37.441 --> 19:40.241
‫- چای؟ چای داریم.‬
‫- فکر کنم بهتره استراحت کنم.‬

19:40.721 --> 19:43.041
‫- بسیار خب.‬
‫- راه زیادی رو اومدم.‬

19:44.481 --> 19:47.081
‫اما خیلی مشتاقم‬

19:47.161 --> 19:50.041
‫بشنوم وقتی من نبودم
‫همه‌تون مشغول چی بودین.

20:07.201 --> 20:11.001
‫ممکنه من امروز
‫از حدم فراتر رفته باشم.

20:11.441 --> 20:13.102
‫یه نقشه داشتم، می‌دونی.

20:13.126 --> 20:14.481
‫می‌دونم چقدر از نقشه خوشت میاد.‬

20:15.761 --> 20:18.041
‫این نقشه‌ت شامل چی بود؟‬

20:18.121 --> 20:20.441
‫خب، قدم اولش این بود تو رو راضی کنم‬

20:20.521 --> 20:21.521
‫که یه روز مرخصی بگیری.‬

20:21.601 --> 20:23.401
‫می‌دونم چقدر‬ متعهد
‫به سخت کار کردنی.‬

20:29.081 --> 20:30.801
‫وقتشه که یه روز‬ مرخصی بگیرم.‬

20:32.041 --> 20:33.601
‫باید برگردم.‬

20:34.081 --> 20:36.309
‫منظورم خونه‌ست.
‫خانواده‌م رو ببینم.

20:36.333 --> 20:38.121
‫خیلی ازشون بی‌خبرم.‬

20:38.201 --> 20:40.001
‫می‌تونی حواست به مغازه باشی؟‬

20:40.081 --> 20:43.481
‫البته. اما این خیلی مطابق نقشه من نیست.‬

20:43.561 --> 20:46.961
‫متاسفم. فقط هر لحظه آزادی که گیرم میاد،‬

20:47.041 --> 20:48.889
‫میرم پیش دخترخاله‌م
‫تا ادوینا رو ببینم.

20:48.913 --> 20:50.361
‫پس رفتن به خونه...‬

20:50.441 --> 20:51.881
‫فکر کنم می‌ترسیدم‬

20:51.961 --> 20:54.201
‫که یاد شوهرم بیوفتم.‬

20:55.161 --> 20:56.909
‫اما حالا فکر کنم آماده‌ام

20:56.933 --> 20:58.681
‫که پدر و برادرم رو ببینم.‬

20:59.721 --> 21:01.681
‫به هر حال، این نقشه من
‫برای جمعه‌ست.‬

21:02.681 --> 21:04.041
‫تو شنبه...‬

21:05.041 --> 21:06.761
‫...کاملاً متعهد به نقشه توـم.‬

21:06.841 --> 21:08.509
‫دو روز مرخصی پشت سر هم!

21:08.533 --> 21:10.201
‫اما هارت، ای زنیکه تنبل!‬

21:53.001 --> 21:54.641
‫متاسفم این‌جا نبودم.

21:55.841 --> 21:58.801
‫بابت اون متاسف نباش.
‫اگه چیزی هم باشه، باعث رهایی‌ـه.‬

22:02.441 --> 22:04.841
‫فقط راجع به زمانی که رفتم حرف نمیزنم.

22:09.881 --> 22:11.921
‫من اون مادری که‬
‫لایقش بودی نبودم.‬

22:14.241 --> 22:15.521
‫خیلی وقته که نبودم.‬

22:16.801 --> 22:19.841
‫احتمالاً... هیچ‌وقت نبودم.‬

22:25.561 --> 22:27.761
‫یادت میاد وقتی تازه‬ داشتم
‫سوارکاری یاد می‌گرفتم...‬

22:28.761 --> 22:30.064
‫...و بابتش داشتم‬

22:30.088 --> 22:32.121
‫کارهای مسخره انجام می‌دادم؟‬

22:32.201 --> 22:34.841
‫و اون شب...‬

22:36.841 --> 22:40.441
‫...پدر مجبورم کرد اون‌جا،
‫توی اصطبل بخوابم.‬

22:40.521 --> 22:42.201
‫من خیلی مخالفش بودم.‬

22:43.281 --> 22:46.481
‫تو اومدی و من...‬

22:46.561 --> 22:48.389
‫...بهت التماس کردم

22:48.413 --> 22:50.161
‫من رو برگردونی خونه .‬

22:50.241 --> 22:51.801
‫اما تو گفتی نه.‬

22:52.521 --> 22:53.881
‫گفتی باید باهاش روبرو بشم،‬

22:53.961 --> 22:56.561
‫- گفتی این تنها راهشه.‬
‫- واقعاً متاسفم عزیزم.‬

22:56.641 --> 22:59.041
‫نه. حق با تو بود.‬

23:01.201 --> 23:04.561
‫و تو تا خود صبح‬ پیش من موندی.‬

23:07.881 --> 23:10.041
‫و اون موقع دیگه ترسی نداشتم.‬

23:15.521 --> 23:18.641
‫تو... تو یه مادر فوق‌العاده بودی...‬

23:19.921 --> 23:21.881
‫...تا وقتی که دیگه نبودی.‬

23:22.361 --> 23:24.721
‫و همین بود که‬ خیلی بدترش کرد.‬

23:25.841 --> 23:27.961
‫زمان‌های زیادی بود‬
‫که نیاز داشتم...‬

23:28.041 --> 23:29.321
‫الان این‌جام.‬

23:34.641 --> 23:36.961
‫چیه؟ می‌تونی بهم بگی.‬

23:38.481 --> 23:39.834
‫سعی داشتم کمک کنم.‬

23:39.859 --> 23:41.136
‫واقعاً سعی داشتم کمک کنم.‬

23:41.161 --> 23:43.241
‫و خیلی توی پوکر خوبم.

23:43.321 --> 23:44.561
‫همه همین رو میگن.‬

23:45.641 --> 23:47.881
‫و اوضاع کسب و کار انقدر بد شده که‬

23:47.961 --> 23:50.841
‫فکر کردم اگه بتونم
‫یه پول اضافی در بیارم،‬

23:50.921 --> 23:52.321
‫اون‌وقت پدر...‬

23:54.321 --> 23:56.241
‫بی‌احتیاطی کردم و...‬

23:58.001 --> 23:59.302
‫وای خدا.

23:59.326 --> 24:01.441
‫کلی بدهی بالا آوردم!‬

24:01.521 --> 24:03.601
‫و پدر خیلی ناراحت میشه.‬

24:03.681 --> 24:05.241
‫پدرت رو به من بسپر.‬

24:06.721 --> 24:08.281
‫من درستش می‌کنم، قول میدم.‬

25:27.961 --> 25:29.562
‫دارم ناهارت رو آماده کنم.

25:29.586 --> 25:32.401
‫حسابی هم دارم گند میزنم.‬

25:32.961 --> 25:34.641
‫به هر حال، گرسنه نیستم.‬

25:37.001 --> 25:38.121
‫فرانک!‬

25:45.801 --> 25:46.841
‫کجا بودی؟‬

25:46.921 --> 25:48.921
‫آرملی. توی لیدز!‬

25:50.601 --> 25:52.602
‫چرا آدرس نفرستادی؟‬

25:52.626 --> 25:53.982
‫نمی‌دونستیم کجایی.‬

25:54.007 --> 25:55.576
‫- حتی نمی‌تونستیم نامه بنویسیم.‬
‫- داشتم تمام ساعت‌های شبانه‌روز رو

25:55.601 --> 25:58.041
‫کار می‌کردم و سعی داشتم‬
‫به خودم سر و سامون بدم.‬

26:00.001 --> 26:01.481
‫اما دیگه دادم.‬

26:03.081 --> 26:04.761
‫شبیه خودت نیستی.‬

26:05.561 --> 26:07.241
‫یا حتی صدات هم شبیه خودت نیست.‬

26:07.361 --> 26:10.241
‫فرانک... خواهش می‌کنم.‬

26:10.321 --> 26:11.601
‫متاسفم.‬

26:12.441 --> 26:14.561
‫ولی گوش کن، کلی حرف دارم‬
‫که بهت بگم.‬

26:16.121 --> 26:17.601
‫برام مهم نیست اما.

26:17.674 --> 26:19.416
‫نمی‌تونی بعد این همه مدت،
‫همین‌طوری بیای این‌جا

26:19.441 --> 26:21.721
‫طوری رفتار کنی‬ انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.‬

26:24.401 --> 26:26.561
‫پس گمون کنم
‫این کادوها رو نمی‌خوای.‬

26:27.121 --> 26:29.521
‫کلی چیز آوردم،
‫هم برای تو، هم برای بابا.‬

26:30.921 --> 26:33.561
‫بیخیال فرانک، کمک می‌کنم این‌ رو‬
‫جمع کنی و بعدش می‌تونیم حرف بزنیم.‬

26:35.001 --> 26:36.761
‫منتظری بابا برای ناهار‬ بیاد خونه، مگه نه؟‬

26:36.841 --> 26:39.321
‫خب، اون که دلش نمی‌خواد
‫از روی زمین‬ غذا بخوره، مگه نه؟‬

26:46.601 --> 26:48.241
‫چرا کت زمستونیش این‌جاست؟‬

26:50.041 --> 26:51.361
‫خونه‌ست؟‬

26:57.241 --> 26:58.281
‫بابا؟‬

26:59.801 --> 27:00.881
‫بابا!‬

27:06.121 --> 27:07.241
‫بابا؟‬

27:08.601 --> 27:10.321
‫نمی‌تونستم از شرشون خلاص شم.‬

27:11.241 --> 27:12.841
‫نمی‌تونستم از شر هیچ‌کدوم
‫اون چیزها خلاص شم.‬

27:19.481 --> 27:22.041
‫من می‌فهمیدم.‬
‫می‌فهمیدم...‬

27:24.681 --> 27:26.521
‫توی قلبم،‬ حسش می‌کردم.‬

27:26.601 --> 27:28.881
‫می‌دونم که می‌فهمیدم.
‫حتماً می‌فهمیدم!‬

27:31.001 --> 27:33.201
‫کی؟ چی؟ چه اتفاقی افتاد؟‬

27:35.601 --> 27:36.961
‫آتش‌سوزی شد.‬

27:38.361 --> 27:39.561
‫توی کارخونه.‬

27:41.921 --> 27:43.361
‫نزدیک به سه ماه پیش.‬

27:48.121 --> 27:50.161
‫البته که باید‬ قهرمان‌بازی در میاورد‬

27:50.281 --> 27:52.121
‫و رفت تو تا مردم رو نجات بده.‬

27:55.721 --> 27:57.229
‫من این‌جا نبودم.

27:57.253 --> 27:58.827
‫من این‌جا نبودم!‬

28:01.081 --> 28:03.401
‫- الان هستی.‬
‫- متاسفم.‬

28:06.921 --> 28:09.401
‫وای فرانک، خیلی متاسفم.‬

28:12.081 --> 28:14.401
‫و البته، فردا کلیسا رو‬
‫بهتون نشون میدیم.‬

28:14.481 --> 28:15.681
‫- تماشایی‌ـه.‬
‫- اوه، بله.‬

28:15.761 --> 28:18.401
‫فرلی‌ها قرن‌هاست که‬
‫اون‌جا ازدواج میکنن.‬

28:20.521 --> 28:21.481
‫به سلامتی خانواده.‬

28:23.121 --> 28:24.481
‫به سلامتی خانواده.‬

28:24.561 --> 28:26.281
‫- خانواده.‬
‫- خانواده.‬

28:30.801 --> 28:32.882
‫اوه، نگاشون کنین. تا حالا‬

28:32.906 --> 28:34.761
‫زوجی از این
‫خوشتیپ‌تر دیده بودین؟‬

28:34.841 --> 28:37.521
‫اوه، خب، من و آدام هم قدیم‌ها‬
‫کلی سر به طرف خودمون بر می‌گردوندیم،‬

28:37.601 --> 28:40.281
‫مگه نه آدام؟
‫اون دست از‬ سرم بر نمی‌داشت،‬

28:40.361 --> 28:42.029
‫خوشحالم که این رو میگم

28:42.053 --> 28:44.161
‫اما ادوین محترم‌تره.‬

28:46.961 --> 28:50.001
‫- پریا، ادوین بهم میگه که...‬
‫- گمونم فرق داره،

28:50.081 --> 28:52.521
‫مگه نه؟
‫وقتی ازدواج‬ مصلحتی باشه.

28:52.601 --> 28:54.241
‫- ادل...‬
‫- مصلحتی؟‬

28:54.321 --> 28:56.681
‫از این جهت که برای‬ کسب و کار
‫به طور مفیدی خوبه.

28:56.761 --> 29:00.201
‫مادرم حس شوخ طبعی عجیبی داره.‬

29:00.281 --> 29:03.241
‫خب، برای کسب و کار خوبه‌، مگه نه؟‬

29:03.321 --> 29:06.961
‫ گمونم بیشتر برای‬ ما خوبه
‫تا شما سر ویکرام.

29:09.641 --> 29:11.601
‫پریا، خیلی عالیه که‬ قراره‬

29:11.681 --> 29:13.321
‫لباس عروسی مادر آدام رو‬ بپوشی.‬

29:13.401 --> 29:16.281
‫اوه، واقعاً؟
‫این فوق‌العاده‌ست.‬

29:16.361 --> 29:17.561
‫یه امانتی.‬

29:18.521 --> 29:20.441
‫کاملاً با ما جور میشی.‬

29:20.521 --> 29:23.681
‫توی این خانواده، هرچی دلت بخواد‬
‫می‌تونی قرض بگیری.‬

29:23.761 --> 29:24.961
‫مثلاً سر ویکرام،‬

29:25.041 --> 29:27.681
‫خواهرم مدتیه که شوهرم رو‬ قرض گرفته‬

29:27.761 --> 29:29.481
‫- مدتیه.‬
‫- ادل...‬

29:32.001 --> 29:34.921
‫چی؟ مطمئنم پریا می‌دونه.‬
‫مگه نه عزیزم؟‬

29:35.001 --> 29:37.641
‫اون هم زیر یه سقف باهاتون می‌خوابیده.
‫و اگه نمی‌دونه هم،

29:37.721 --> 29:40.121
‫باید بدونه داره وارد
‫چه خانواده‌ای میشه.‬

29:40.601 --> 29:42.201
‫خیلی متاسفم سر ویکرام.‬

29:43.001 --> 29:44.822
‫حقیقت اینه که‬ همسرم...

29:44.846 --> 29:46.041
‫خیلی مریض‌ـه.‬

29:46.121 --> 29:48.361
‫اوه، هیچ‌وقت حالم انقدر خوبی نبوده.‬

30:03.161 --> 30:04.361
‫خب!‬

30:05.081 --> 30:06.281
‫خوش گذشت.‬

30:08.000 --> 30:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30:16.121 --> 30:18.121
‫- خیلی متاسفم!‬
‫- این کار رو نکن لیوی.‬

30:18.961 --> 30:21.561
‫یه جور عذرخواهی نکن که
‫انگار‬ فقط یه اتفاق تصادفی بوده،‬

30:21.641 --> 30:23.281
‫یا یه اشتباه بوده.‬

30:23.401 --> 30:25.481
‫تو شوهرم رو می‌خواستی و گرفتیش.‬

30:27.081 --> 30:29.521
‫خیلی وقت بود که دوستش داشتم.‬

30:33.841 --> 30:35.641
‫بیشتر از مقدار وقتی
‫که من رو دوست داشتی؟‬

30:48.161 --> 30:49.521
‫پس همون خاله لیلی همیشگی.

30:50.841 --> 30:52.121
‫اون موقع رو یادته که مچ بابا رو

30:52.201 --> 30:53.961
‫حین این که داشت بهمون
‫یاد می‌داد تو خونه سوت بزنیم گرفت؟

30:54.041 --> 30:56.121
‫«شیطان!‬ اون‌ها می‌خوان شیطان رو احضار کنن!»‬

30:56.201 --> 30:58.681
‫فکر کنم بابا عمداً این کار رو کرد
‫تا حرصش رو در بیاره.‬

31:04.721 --> 31:06.521
‫محبت کرد که اومد
‫و بهت رسیدگی کرد.

31:07.481 --> 31:08.961
‫اما دیگه بهش نیازی نیست.‬

31:09.361 --> 31:11.361
‫می‌تونی بیای آرملی،
‫تو مغازه کمکم کنی.‬

31:11.441 --> 31:13.761
‫نمی‌تونم. به زودی میرم‬
‫مدرسه شبانه‌روزی.‬

31:13.841 --> 31:15.481
‫- چی؟‬
‫- آره.‬

31:15.506 --> 31:16.989
‫فرلی‌ها دارن پولش رو میدن.‬

31:17.013 --> 31:18.336
‫خیلی مهربون بوده‌ن.‬

31:18.361 --> 31:19.881
‫چرا باید همچین کاری کنن؟‬

31:19.961 --> 31:22.001
‫گمونم فکر می‌کنن‬ دینی به ما دارن،‬

31:22.081 --> 31:24.761
‫از اون‌جایی که بابا
‫جون ارباب ادوین رو نجات داد.‬

31:26.481 --> 31:28.601
‫- ادوین؟‬
‫- آره.‬

31:29.721 --> 31:31.881
‫برگشت تو آتش تا اون رو نجات بده.

31:36.321 --> 31:38.601
‫اما؟ اما!‬

32:24.761 --> 32:27.441
‫چه غلطی داشتی می‌کردی؟‬

32:27.521 --> 32:31.561
‫اصلاً می‌دونی اون ازدواج‬ چقدر اهمیت داره؟‬

32:31.641 --> 32:34.361
‫تو می‌خوای برای من در مورد
‫اهمیت ازدواج سخنرانی کنی؟

32:34.441 --> 32:38.161
‫ادل، کسب و کار توی وضعیت

32:38.241 --> 32:40.681
‫به شدت ناپایداریه.
‫وضعیت مالی‌مون...‬

32:40.761 --> 32:43.761
‫تو رو خدا با جزئیات
‫حوصله‌م رو سر نبر عزیزم.

32:43.841 --> 32:46.201
‫توی برگه‌های طلاق می‌خونم‌شون.‬

32:47.001 --> 32:48.841
‫ما نمی‌تونیم طلاق بگیریم.‬

32:48.921 --> 32:50.729
‫بذار ببینم. خیانت.‬

32:50.753 --> 32:52.481
‫آره، از این بابت که
‫می‌تونیم مطمئن باشیم.‬

32:52.841 --> 32:55.281
‫و برای زمینه‌های اضافه،‬

32:55.361 --> 32:58.601
‫فکر کنم برم سراغ خشونت.‬

32:58.681 --> 33:00.001
‫خشونت؟‬

33:01.441 --> 33:04.281
‫تو خودت ملکه خشونتی.‬

33:04.841 --> 33:07.761
‫ادل، واقعاً من رو بابت این که
‫جای دیگه‌ای دنبال آرامش گشتم سرزنش می‌کنی؟‬

33:07.841 --> 33:09.721
‫جای دیگه؟ شاید نه.‬

33:10.601 --> 33:12.241
‫اما با خواهرم؟‬

33:14.921 --> 33:16.001
‫چرا؟‬

33:17.761 --> 33:19.761
‫چرا حتماً باید اون می‌بود آدام؟‬

33:20.441 --> 33:25.481
‫چون اون تنها کسی بود
‫که می‌فهمید تماشای‬

33:25.561 --> 33:27.201
‫غیب شدن تو چه حسی داره.‬

33:29.001 --> 33:30.201
‫تو من رو هم زندانی کردی،‬

33:30.281 --> 33:32.121
‫وقتی خودت رو تو این اتاق لعنتی زندانی کردی.‬

33:32.201 --> 33:34.401
‫در بیماری و سلامت آدام!‬

33:34.481 --> 33:36.241
‫عهدمون این بود، یادته؟‬

33:36.321 --> 33:38.282
‫من سال‌ها صرف سرزنش خودم کردم.

33:38.306 --> 33:40.081
‫اما تو من رو ترک کردی!‬

33:40.161 --> 33:42.041
‫به محض این که دیدی دارم غرق میشم،‬

33:42.121 --> 33:45.001
‫- دستم رو رها کردی.‬
‫- این حقیقت نداره.‬

33:45.026 --> 33:46.396
‫من تلاش کردم.

33:46.420 --> 33:48.056
‫تو خودت رو غرق کردی ادل.‬

33:48.081 --> 33:50.481
‫تمام چیزی که می‌خواستم این بود
‫که راضی نگه‌ت دارم،‬

33:50.561 --> 33:53.841
‫که روی اون جایگاهی که
‫من رو روش گذاشتی بمونم.

33:53.921 --> 33:57.161
‫یه زن کوچولو بی‌نقص و نجیب...‬

33:58.601 --> 34:01.561
‫...که هر یکشنبه توی کلیسا کنارت بشینه‬

34:01.681 --> 34:04.761
‫و بعد هر شب تسلیم تاریک‌ترین
‫خواسته‌هات بشه.‬

34:07.161 --> 34:10.881
‫من هیچ‌وقت کاری باهات نکردم‬

34:10.961 --> 34:13.441
‫که خودت تشنه‌ش نبوده باشی.‬

34:13.521 --> 34:15.201
‫این کاملاً درسته.‬

34:20.521 --> 34:21.881
‫تو عاشق تک تک لحظه‌هایی بودی‬

34:21.961 --> 34:23.801
‫که من رو تبدیل
‫به فاحشه‌ کوچولوی خودت می‌کردی.‬

34:25.441 --> 34:27.201
‫ولی بعدش نتونستی فکر این که

34:27.281 --> 34:29.001
‫با یه فاحشه کوچولو ازدواج کنی رو تحمل کنی.

34:32.761 --> 34:34.441
‫زانو بزن.‬

34:44.721 --> 34:46.881
‫دیگه هیچ‌وقت زانو نمیزنم.‬

34:59.561 --> 35:01.201
‫اگه مشکل منم،‬

35:01.281 --> 35:04.281
‫پس چطور من و اولیویا‬

35:04.361 --> 35:07.481
‫بدون حضور تو این‌جا
‫کاملاً خوشحال بودیم؟‬

35:08.641 --> 35:11.161
‫ادل، تو همیشه فاقد صلاحیت بودی،‬

35:11.241 --> 35:14.841
‫هم صلاحیت همسر بودن و هم مادر بودن.

35:14.921 --> 35:17.641
‫اما اولیویا، توی هر دوتاش فوق‌العاده‌ست،‬

35:17.721 --> 35:19.081
‫براشون زاده شده،‬

35:19.721 --> 35:22.001
‫درست همون‌طوری که تو برای...‬

35:22.081 --> 35:25.001
‫...یه فاحشه کثیف و فاسد کوچولو بودن...‬

35:27.281 --> 35:28.601
‫زاده شدی.‬

37:45.961 --> 37:47.961
‫دارم میام. اومدم.‬

37:55.401 --> 37:58.001
‫- سفرت به خونه چطور بود؟‬
‫- من خواربارفروشی رو می‌خوام.‬

38:00.121 --> 38:01.601
‫کلا چند ماهه هارت رو داری.

38:01.626 --> 38:03.354
‫تو از خواربارفروشی چی می‌دونی؟

38:03.379 --> 38:04.736
‫خیلی زوده اما.‬

38:04.761 --> 38:07.441
‫مدیریتش خیلی سخته.
‫خیلی ریسک داره.‬

38:07.521 --> 38:10.161
‫چی می‌تونه بیشتر از ضرری که
‫همین الان داری میدی ریسک داشته باشه؟‬

38:10.241 --> 38:12.641
‫من براش حاضرم.
‫من رو بذار اون‌جا. نه تنها

38:12.721 --> 38:15.161
‫پول یه ماه رو جلوتر میدم،
‫بلکه هر ماه ۵ درصد به اجاره اضافه می‌کنم‬

38:15.241 --> 38:16.721
‫و باز هم به سود می‌کنم.‬

38:20.361 --> 38:21.321
‫۱۰ درصد.‬

38:21.401 --> 38:22.441
‫۸ درصد.‬

38:23.321 --> 38:25.041
‫قبوله!‬

38:26.081 --> 38:27.961
‫تا حالا زنی مثل تو ندیده‌ام.‬

38:29.081 --> 38:31.041
‫مطمئن نیستم اصلاً
‫مثلت وجود داشته باشه.‬

38:31.601 --> 38:32.881
‫راجع به همین...

38:33.441 --> 38:35.521
‫...یه پیشنهاد دیگه هم برات دارم.‬

38:51.761 --> 38:53.481
‫کمک! یکی بیاد کمک!‬

38:55.761 --> 38:58.761
‫مامان...‬

38:58.841 --> 39:00.041
‫مامان...‬

39:07.561 --> 39:08.921
‫وای خدای من!‬

39:09.201 --> 39:10.881
‫نه... نه!‬

39:16.441 --> 39:18.001
‫بهش چی گفتی؟‬

39:19.201 --> 39:20.881
‫چی؟ من...‬

39:39.721 --> 39:40.801
‫تادا!‬

39:42.441 --> 39:45.321
‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟‬

39:47.561 --> 39:49.921
‫من و جو لوتر داریم
‫با هم ازدواج می‌کنیم.‬

39:53.521 --> 39:56.321
‫- چی؟‬
‫- متاسفم دیوید.‬

39:56.401 --> 39:57.921
‫جدی نمیگی؟‬

39:58.761 --> 39:59.841
‫جو؟!‬

40:03.481 --> 40:05.161
‫خودش می‌دونه داری به خاطر
‫مغازه‌هاش باهاش ازدواج می‌کنی؟‬

40:05.241 --> 40:07.481
‫- این تنها دلیلش نیست.‬
‫- اوه، معذرت می‌خوام.‬

40:07.561 --> 40:09.641
‫داشت یادم می‌رفت که اون
‫یه خونه خیلی خوب هم داره!‬

40:11.481 --> 40:12.601
‫اما!‬

40:14.201 --> 40:16.601
‫واقعاً فکر می‌کنم این‌جا یه چیزی هست،‬

40:16.681 --> 40:19.441
‫یه چیزی بین ما هست که
‫می‌تونه فوق‌العاده باشه‬،

40:19.521 --> 40:21.881
‫- اگه فقط بذاریم...‬
‫- من باید این کار رو بکنم.‬

40:24.361 --> 40:26.201
‫من واقعاً خیلی متاسفم.

40:41.001 --> 40:42.681
‫ببخشید اما خیلی زود اومدین.‬

40:42.761 --> 40:45.029
‫مشکلی نیست.
‫می‌تونم منتظر بمونم.

40:45.053 --> 40:46.256
‫اگه شما و شوهرتون...‬

40:46.281 --> 40:48.081
‫اون هنوز شوهرم نیست.‬

40:48.161 --> 40:50.081
‫می‌دونین برای وام اومدم این‌جا؟‬

40:50.161 --> 40:51.881
‫می‌دونم. خودم وقت گرفتم.‬

40:51.961 --> 40:54.041
‫می‌دونین که یه زن مجرد نمی‌تونه‬

40:54.121 --> 40:55.361
‫هیچ نوع وامی بگیره؟‬

40:55.441 --> 40:58.281
‫متوجهم و تا کمتر از یک ساعت دیگه،
‫مشکلی برای این نداریم.

40:58.361 --> 41:00.001
‫عادت ندارم تو روزهایی
‫به غیر از روز عروسیم

41:00.081 --> 41:01.681
‫لباس عروس بپوشم.‬

41:07.921 --> 41:09.081
‫با اجازه.‬

41:13.921 --> 41:15.681
‫می‌دونم یه مراسم سریعه
‫ اما فکر می‌کردم

41:15.761 --> 41:17.521
‫که شاید یه لباس یه ذره شیک‌تر بپوشی.‬

41:18.921 --> 41:19.961
‫نمی‌تونم انجامش بدم.‬

41:20.041 --> 41:22.801
‫نمی‌تونم تا پایین راهرو همراهیت کنم
‫و به دست مردی که دوستش نداری بسپرمت.

41:24.721 --> 41:25.881
‫پس دیوید چی؟‬

41:25.961 --> 41:27.921
‫من عاشق دیوید هم نیستم!‬

41:28.001 --> 41:29.601
‫اما اون‌جا حداقل یه احساساتی هست،‬

41:29.681 --> 41:31.641
‫و احساسات چیزهای مهمی‌ـن.‬

41:31.721 --> 41:34.681
‫فضولی نمی‌کنم. فقط متوجه شدم
‫که هنوز تعطیل نکردین،‬

41:34.761 --> 41:36.681
‫برای همین اومدم ببینم هنوز...‬

41:36.761 --> 41:38.681
‫- بله.‬
‫- شما داماد هستین قربان؟‬

41:38.761 --> 41:41.081
‫بله. ببخشید، شما کی هستین؟‬

41:41.161 --> 41:43.216
‫آقای ایونس، وکیل.

41:43.240 --> 41:44.961
‫و من باید مطمئن بشم که شما‬

41:45.041 --> 41:48.281
‫خطرات ضمانت برای همچین وام بزرگی رو
‫درک می‌کنین.‬

41:48.361 --> 41:51.202
‫اگه عروس‌تون نتونه پسش بده،

41:51.226 --> 41:52.721
‫بدهی گردن شما میوفته.‬

41:52.801 --> 41:55.481
‫فقط اسماً این‌طوریه.
‫کل ریسکش پای منه.‬

41:56.641 --> 41:58.961
‫و من بدقولی نمی‌کنم.
‫اما اگه کردم، توافق کردیم که‬

41:59.041 --> 42:01.121
‫برای پرداختش اجناس من رو بفروشیم.‬

42:01.801 --> 42:04.041
‫قانون میگه برای این که کسی از طرفم
‫امضا کنه، نیاز دارم یه شوهر داشته باشم.‬

42:04.121 --> 42:06.321
‫خب، تا 45 دقیقه دیگه،
‫دقیقاً همون رو خواهم داشت.‬

42:06.401 --> 42:09.681
‫هیچ‌کس چشم‌بسته وارد این نمیشه آقای ایونس.‬

42:09.761 --> 42:11.121
‫اما!‬

42:11.201 --> 42:12.601
‫من به خرافات اعتقاد ندارم.‬

42:12.681 --> 42:14.081
‫به نظر من شانس رو خودمون می‌سازیم.‬

42:20.201 --> 42:22.481
‫مطمئن نیستم چیکار کردم
‫که انقدر خوش‌شانس شدم.

42:24.081 --> 42:26.401
‫تو برو سمت کلیسا.
‫من هم زود میام.‬

42:26.481 --> 42:29.201
‫اگه مایلین بیاین آقای ایونس.
‫می‌تونیم راجع به شرایط صحبت کنیم.‬

42:35.201 --> 42:36.321
‫اما...‬

42:36.841 --> 42:39.401
‫اجناست.
‫هرچیزی که ساختی.‬

42:39.481 --> 42:41.801
‫این؟ این فقط زیربناـه.‬

42:41.881 --> 42:43.401
‫و وام. اون برای چیه‌؟‬

42:43.481 --> 42:45.241
‫دارم دوزبری میل رو میخرم.‬

42:45.841 --> 42:47.686
‫اگه پارچه‌ خودم رو تولید کنم،

42:47.710 --> 42:49.121
‫حاشیه سودم نجومی میشه!‬

42:49.201 --> 42:50.441
‫تو که بلد نیستی یه کارخونه بچرخونی.‬

42:50.521 --> 42:52.081
‫اما کلی مرد می‌شناسم که بلدن.‬

42:53.921 --> 42:56.521
‫مردهایی که به اندازه خودم
‫عاشق بابام بودن.‬

42:56.601 --> 42:59.401
‫مردهایی که از کارفرما فعلی‌شون ناراضی‌ـن.‬

42:59.481 --> 43:02.641
‫می‌خوای از فرلی‌ها
‫کارگرهاشون رو بدزدی؟‬

43:02.721 --> 43:04.921
‫فقط می‌خوام بهشون پیشنهاد بهتری بدم.‬

43:06.161 --> 43:08.441
‫پس دوباره برگشته، اون خشم.‬

43:09.881 --> 43:11.761
‫فکر کردم داری رهاش می‌کنی.‬

43:12.321 --> 43:13.641
‫اما همه این‌ها برای انتقامه.‬

43:13.721 --> 43:16.241
‫آره، همین‌طوره.
‫و حس فوق‌العاده‌ای داره.‬

43:16.321 --> 43:17.441
‫اما!‬

43:18.241 --> 43:19.561
‫یه ازدواج بدون عشق...‬

43:19.641 --> 43:22.081
‫- چیزهای بدتری هم وجود داره!‬
‫- خب، اگه انقدر اصرار داری‬

43:22.161 --> 43:24.041
‫با کسی که دوستش نداری ازدواج کنی،
‫پس با من ازدواج کن.‬

43:24.121 --> 43:25.201
‫قبلاً هم یه بار درخواست کردم.‬

43:26.401 --> 43:28.001
‫اما من دوستت دارم.‬

43:32.481 --> 43:34.001
‫فکر کن من به زندگیت گند بزنم.

43:36.481 --> 43:38.049
‫جو می‌تونه کمکم کنه.

43:38.073 --> 43:39.641
‫خودش هم می‌خواد.‬

43:39.761 --> 43:41.321
‫و نفوذ هم داره.‬

43:42.321 --> 43:43.588
‫جو آدم شریفی‌ـه

43:43.613 --> 43:45.587
‫و تبدیل به یه حواس‌پرتی نمیشه.‬

43:45.961 --> 43:47.841
‫من خام شدم و فکر کردم می‌تونم‬

43:47.921 --> 43:50.241
‫همه این‌ها رها کنم،
‫اون‌ها رو رها کنم.‬

43:50.321 --> 43:51.841
‫و حالا پدرم مرده.‬

43:51.921 --> 43:54.401
‫- اون تقصیر تو نبود.‬
‫- اوه، خودم می‌دونم.‬

43:54.481 --> 43:56.801
‫خون پدرم گردن فرلی‌هاست!
‫و تا وقتی‬

43:56.881 --> 43:59.001
‫تک تک قطرات خون‌شون روی
‫دست من نباشه آروم نمی‌گیرم!‬

43:59.081 --> 44:00.604
‫دیگه هیچ فرلی‌ای حق نداره

44:00.628 --> 44:02.321
‫به من یا خانواده‌م نزدیک بشه!‬

44:09.041 --> 44:11.342
‫تو نمی‌تونی بهم
‫بگی عاشق کی باشم.

44:11.366 --> 44:12.961
‫من یه زن بالغم.‬

44:14.081 --> 44:16.281
‫من فقط دارم بهت یه حق انتخاب

44:16.361 --> 44:19.961
‫بین جیم فرلی و آینده‌ت
‫توی این شرکت میدم.‬

44:20.041 --> 44:22.641
‫تو حتی اون رو نمی‌شناسی.
‫فقط فامیلی‌ش رو می‌دونی.‬

44:22.721 --> 44:25.881
‫فکر می‌کنی تصادفی به تو علاقه‌مند شده؟‬

44:25.961 --> 44:28.241
‫به نوه من؟ شاگرد من؟‬

44:28.321 --> 44:30.401
‫وقتی برای اولین بار هم رو دیدیم،
‫هیچ کدوم نمی‌دونستیم طرف مقابل کیه

44:30.481 --> 44:32.841
‫اوه، بیخیال پائولا،
‫انقدر ساده‌لوح نباش.‬

44:32.921 --> 44:36.521
‫تمام دنیا می‌دونن که من داشتم
‫ آموزشت می‌دادم تا تبدیل به من بشی،‬

44:36.601 --> 44:37.921
‫تا همه‌چیز رو به دست بگیری!‬

44:38.001 --> 44:40.441
‫معلومه که یه فرلی دنبال راهی
‫می‌گرده که سوءاستفاده کنه.

44:40.521 --> 44:42.361
‫اگه موضوع اصلاً راجع به تو نباشه چی؟

44:42.441 --> 44:44.521
‫اگرچه برای کسی به خودمحوری تو،

44:44.601 --> 44:47.401
‫این خیلی غیر قابل درکه.

44:47.481 --> 44:49.309
‫تو روحت هم خبر نداره که

44:49.333 --> 44:51.161
‫من چه فداکاری‌هایی کردم.‬

44:51.241 --> 44:52.961
‫اگه جیم من رو به خاطر خودم
‫دوست داشته باشه چی؟‬

44:53.921 --> 44:55.192
‫همین که فکر می‌کنی

44:55.216 --> 44:57.161
‫من دلم می‌خواد مثل تو باشم،

44:57.241 --> 44:59.405
‫دورم رو آدم‌ها محاصره کرده باشن

44:59.429 --> 45:00.961
‫ولی کاملاً تنها باشم!‬

45:01.041 --> 45:03.521
‫نه، ممنون. من زندگی رو انتخاب می‌کنم!‬

45:15.161 --> 45:17.881
‫- بله خانم هارت؟‬
‫- جری...‬

45:18.881 --> 45:19.921
‫خانم هارت؟‬

45:20.001 --> 45:22.441
‫میشه لطفاً یه آمبولانس خبر کنی؟‬

45:22.521 --> 45:23.841
‫خانم هارت؟‬

45:24.441 --> 45:26.681
‫فکر کنم بهم حمله قلبی دست داده.‬

45:27.281 --> 45:28.441
‫وای خدای من!‬

45:29.401 --> 45:30.641
‫خانم هارت؟‬

45:31.401 --> 45:32.681
‫خانم هارت!‬

45:37.361 --> 45:39.321
‫شب کریسمس‌ـه،
‫و جوراب‌هایی داریم

45:39.401 --> 45:41.521
‫که باید آویزون کنیم
‫و درخت‌هایی که باید تزیین کنیم.‬

45:41.601 --> 45:43.881
‫نمی‌تونم همین‌طوری وانمود کنم
‫که یه دوست خانوادگی معمولی‌ـم.‬

45:43.961 --> 45:46.161
‫امیدوار بودم که بتونیم...
‫به خوابیدن برسیم؟

45:46.241 --> 45:48.001
‫مگه من تو اون مورد کم و کاستی دارم؟‬

45:48.081 --> 45:50.521
‫- ماوورنین. حالت خوبه؟‬
‫- الان خوبم!‬

45:51.521 --> 45:54.441
‫جو لیاقت کمی دلداری
‫برای زنش که غایبه داره.

45:54.521 --> 45:57.561
‫اون بچه‌ای که برای برادرمه کجاست؟

45:58.000 --> 46:18.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
