WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:23.601 --> 00:25.881
‫کنتس اومدن دیدنتون، خانم هارت.

00:26.881 --> 00:28.121
‫مامان!

00:28.241 --> 00:31.081
‫چه هفته‌ی وحشتناکی برات بوده.
‫اصلاً نمی‌تونم تحملش کنم.

00:31.161 --> 00:33.521
‫به گل‌فروشی گفتم «بهترین دسته‌گلی که داری رو برام آماده کن

00:33.601 --> 00:34.601
‫فقط گل رز توش نباشه»

00:34.681 --> 00:36.681
‫دختره هم همون لحظه فهمید برای توئه.

00:36.761 --> 00:37.961
‫حالا چی میگی؟

00:38.201 --> 00:40.201
‫اوه، لعنت به این روزنامه‌ها.

00:40.281 --> 00:42.081
‫وقتی پیشنهاد ناهار رو دادی خیلی خوشحال شدم.

00:42.161 --> 00:43.321
‫هنوز داری دووم میاری؟

00:43.401 --> 00:45.081
‫مگه تا حالا دیدی من کم بیارم؟

00:45.161 --> 00:46.361
‫سلام عزیزم.

00:46.441 --> 00:48.441
‫برای ساعت یک‌ونیم پاتسی رو رزرو کردم.
‫خوبه؟

00:48.521 --> 00:50.481
‫جنت قسم می‌خوره همین سه‌شنبه‌ی پیش سیناترا رو اونجا دیده.

00:50.561 --> 00:51.881
‫مامان همیشه دوست داره بگه

00:51.961 --> 00:53.521
‫که همه‌ی این کارها رو برای خانواده‌ش کرده

00:53.601 --> 00:55.161
‫که البته مسخره‌ست

00:55.241 --> 00:57.801
‫برای زنی که تمام دوران بزرگسالی‌ش رو صرف این کرده که

00:57.881 --> 01:00.201
‫از خانواده‌ش فرار کنه و نطق‌های آنچنانی راه بندازه

01:00.281 --> 01:01.601
‫درباره‌ی انتقام لعنتی.

01:01.681 --> 01:03.841
‫خیلی حقیره.

01:03.921 --> 01:05.761
‫البته اینکه آدم مطمئن بشه

01:05.841 --> 01:07.641
‫بچه‌هاش هیچ کم‌وکاستی نداشته باشن

01:07.721 --> 01:10.281
‫یه عیب هم داره

01:10.401 --> 01:14.321
‫اینکه مجبور باشی بشینی و ببینی بچه‌هات توی زندگی راه میرن

01:14.401 --> 01:17.001
‫و هر چیزی سر راهشون هست رو حق مسلم خودشون میدونن

01:17.081 --> 01:18.481
‫مامان، خیلی متأسفم
‫من...

01:18.561 --> 01:21.041
‫اول می‌خوای چی رو توضیح بدی، عزیزم؟

01:21.121 --> 01:22.761
‫اینکه چطور جزئیات کامل پرونده‌ی پزشکی محرمانه‌م رو

01:22.841 --> 01:24.921
‫برای مطبوعات رو کردی,

01:25.001 --> 01:29.481
‫یا اینکه به آقای فیرلی گفتی «زن غرغرو و پیر»؟

01:30.641 --> 01:32.161
‫می‌تونم توضیح بدم.

01:32.241 --> 01:34.641
‫خب، با کمال میل می‌شنوم، عزیزم.

01:34.761 --> 01:36.281
‫واقعاً می‌خوام بدونم.

01:36.361 --> 01:39.121
‫می‌خوام بفهمم

01:39.801 --> 01:42.561
‫چون هر کاری که توی زندگیم کردم برای خانواده‌م بوده

01:50.000 --> 01:57.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:16.441 --> 02:18.641
‫-برگه‌های ساعت کاری، آقای فیرلی.
‫-ممنون.

02:19.321 --> 02:22.881
‫همه‌چی... خونه... خوبه؟

02:28.241 --> 02:29.761
‫که چی؟

02:29.841 --> 02:32.521
‫می‌دونم بعضی از کارکنای عمارت کنجکاو بودن ببینن

02:32.601 --> 02:35.241
‫اِما خبری داده یا نه...

02:35.321 --> 02:36.361
‫این روزها.

02:40.641 --> 02:42.441
‫چند ماهه که ندیدیمش.

02:44.401 --> 02:45.841
‫شش... شش ماهه.

02:47.521 --> 02:48.601
‫شش ماه و نیم.

02:52.241 --> 02:54.361
‫هر ماه برامون پول می‌فرسته.

02:55.401 --> 02:56.641
‫مهر پستش مال لیدزه.

02:57.161 --> 03:00.001
‫دختر عاقل و دست‌وپا داریه، آقای فیرلی.

03:00.081 --> 03:01.721
‫خودش از پس کاراش برمیاد.

03:01.801 --> 03:03.801
‫نه آدرسی، نه خبری.

03:03.881 --> 03:05.041
‫نمی‌خواد نگرانش بشیم

03:06.161 --> 03:08.401
‫راستی، شنیدم باید بهتون تبریک بگم

03:08.481 --> 03:10.161
‫به خاطر نامزدیتون.

03:13.281 --> 03:15.361
‫یه شیفت شب دارم که باید بیدار بمونم.

03:41.200 --> 03:47.000
‫"زن ثروتمند"

03:48.561 --> 03:50.121
‫خب، خانم فِیروِدِر.

03:50.841 --> 03:53.481
‫تمام شب بیدار بودم و این لباس رو مخصوص شما تموم کردم.

03:54.081 --> 03:56.361
‫پس فکر کنم دقیقاً همون چیزیه که دنبالش بودین.

03:56.441 --> 03:59.321
‫شما با این وضعیت چطور وقت پیدا می‌کنین، خانم هارت؟

03:59.401 --> 04:02.441
‫یه اسمی برای وضعیت خانم هارت وجود داره... خستگی‌ناپذیر

04:02.521 --> 04:05.001
‫حقیقتش، خانم هارت، منم حامله‌ام

04:05.081 --> 04:07.561
‫تبریک میگم، خانم فِیروِدِر

04:07.641 --> 04:09.361
‫اگه بخواین می‌تونم یه دامن مثل دامن خودم براتون بدوزم

04:09.441 --> 04:10.601
‫با کمر بنددار
‫ببینین؟

04:10.681 --> 04:11.961
‫جلوی شکمم این‌طوری بسته میشه.

04:12.041 --> 04:13.881
‫یه سر به من بزنین تا اندازه‌تون رو بگیرم.

04:13.961 --> 04:15.201
‫به‌زودی می‌بینمتون.

04:20.601 --> 04:23.761
‫تا حالا ندیده بودم یه فروشنده این‌همه مشتری برای مغازه بیاره.

04:23.841 --> 04:25.001
‫داره حسابی جمع میشه.

04:25.081 --> 04:26.801
‫سه‌چهارمش برای شما، آقای لاوتر.

04:28.841 --> 04:30.881
‫و یه‌چهارمش برای...

04:30.961 --> 04:33.361
‫نقشه‌ ات
‫با یه «ن» بزرگ

04:33.441 --> 04:35.161
‫یه «ب» بزرگ هم برای بچه.

04:36.041 --> 04:37.041
‫دارم پس‌انداز میکنم.

04:37.121 --> 04:39.001
‫خب، که انرژی‌ ات رو پس‌انداز نمی‌کنی.

04:39.081 --> 04:41.041
‫وقتی بچه به دنیا اومد میشینم.

04:41.121 --> 04:43.361
‫وقتی مادر باشی همین‌طوریه دیگه، مگه نه؟

04:43.441 --> 04:44.841
‫فقط باید استراحت کنی و هیچ کاری نکنی.

04:44.921 --> 04:46.601
‫خب، مطمئن نیستم قضیه این‌طوری باشه.

04:46.681 --> 04:48.481
‫خانم بارلو!
‫امیدوار بودم خونه باشین.

04:48.561 --> 04:49.801
‫از این خوشتون میاد.

05:13.281 --> 05:14.401
‫اوه...

05:18.081 --> 05:19.321
‫خداروشکر.

05:24.601 --> 05:26.521
‫اون تو کاملاً سالم و سرحاله.

05:28.521 --> 05:30.201
‫نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته.

05:42.150 --> 05:44.150
‫"کالسکه بچه برای فروش"

05:52.874 --> 05:59.774
‫"هزینه های ماهانه"

06:06.980 --> 06:09.080
‫"کسری بودجه"

06:19.201 --> 06:20.401
‫نه!

06:22.625 --> 06:24.425
‫" بعد از بدنیا اومدن بچه"

06:34.161 --> 06:37.241
‫اون تو همه‌چی روبه‌راهه؟
‫داری یه کم بازی می‌کنی؟

06:43.081 --> 06:44.481
‫وای!

06:45.201 --> 06:47.921
‫-بفرمایین، قربان
‫-زیاد طولش نمیدم

06:52.201 --> 06:54.361
‫امیدوارم که کم‌کاری نمی‌کنین، خانم هارت

06:54.441 --> 06:56.921
‫وقت ناهاره ولی نگران نباشین
‫دست از کار نکشیدم

06:57.001 --> 06:58.361
‫خدا نکنه.

07:05.361 --> 07:08.081
‫همین الان می‌بندین؟
‫این مغازه که هیچ‌وقت باز نیست.

07:12.961 --> 07:14.481
‫فکر کنم امروز از چیزی که

07:14.561 --> 07:16.241
‫ براتون آوردم خیلی خوشتون بیاد

07:16.321 --> 07:19.121
‫اوه!ابریشم‌های جدید!
‫عالی‌ان.

07:19.201 --> 07:21.921
‫برای شما فقط متری سه شیلینگ و شش پنس.

07:22.001 --> 07:23.721
‫حیف که من فقط دو شیلینگ و شش پنس بهتون میدم.

07:23.801 --> 07:25.601
‫-سه...شیلینگ.
‫-دو شیلینگ و نه پنس

07:27.161 --> 07:28.881
‫اوه، چه ظالمی هستی.

07:33.841 --> 07:35.761
‫این انگشتات جای سوزن روشون مونده؟

07:35.841 --> 07:38.321
‫خانم هارت، چقدر می‌شه که برای جو لاوتر کار می‌کنین؟

07:38.401 --> 07:40.281
‫شش ماهه، مگه نه؟
‫و توی تمام این مدت

07:40.361 --> 07:41.401
‫مثل سگ کار کردین.

07:41.481 --> 07:42.921
‫همه بهم میگن یه کم آروم‌تر کار کنم

07:43.001 --> 07:45.361
‫ولی بچه که از قبل وقت نمیگیره و قرار نمیذاره.

07:45.441 --> 07:47.441
‫و من دارم وقتم رو از دست میدم

07:47.761 --> 07:49.681
‫پول به اندازه‌ی کافی سریع جمع نمیشه.

07:50.601 --> 07:53.081
‫شوهرتون مشکلی نداره که این‌قدر سخت کار می‌کنین؟

07:54.361 --> 07:56.881
‫اونم داره کار می‌کنه، قبلاً بهتون گفتم.
‫نیروی دریایی نمی‌تونه مرخصش کنه.

07:58.441 --> 08:00.801
‫خب، فقط می‌تونم بگم خودش ضرر می‌کنه

08:02.761 --> 08:05.281
‫فکر کنم شما هم دلتون براش تنگ میشه
‫وقتی از خونه دوره

08:05.361 --> 08:08.321
‫دلم برای بابام و داداشم تنگ میشه.

08:08.441 --> 08:10.121
‫وقت ندارم دلم برای کس دیگه‌ای تنگ بشه.

08:10.201 --> 08:11.601
‫به‌هرحال دارم پول پس‌انداز می‌کنم

08:11.681 --> 08:13.961
‫که وقتی بچه به دنیا اومد، بتونم دو ماه مرخصی بگیرم.

08:14.041 --> 08:17.001
‫شاید حتی سه ماه
‫اگه این چند هفته‌ی آخر سخت کار کنم.

08:17.081 --> 08:20.001
‫به نظر میاد امروز هم قراره رکورد بزنیم.

08:20.841 --> 08:24.161
‫-کار تیمیه، آقای لاوتر
‫-ها، فکر نکنم

08:24.241 --> 08:25.841
‫وقتی میبینم چطور می‌فروشی

08:25.921 --> 08:28.561
‫اصلاً مثل زن‌ها فکر نمی‌کنی

08:29.001 --> 08:30.281
‫بیشتر مثل مردها فکر می‌کنی.

08:31.801 --> 08:33.201
‫مگه فرقی هم دارن؟

08:34.441 --> 08:36.081
‫الان دیگه اینجا زندگی می‌کنی، مگه نه؟

08:36.161 --> 08:37.561
‫کار دارم.

08:41.121 --> 08:43.321
‫این پارچه‌ی جدیده؟
‫گرون به نظر میاد.

08:43.401 --> 08:44.801
‫قرار بود گرون باشه!

08:45.521 --> 08:47.281
‫قراره جای پارچه‌های فیرلی رو بگیره، آقای لاوتر.

08:47.361 --> 08:49.281
‫حقیقت اینه که مشتری‌ها خودشون متوجه میشن.

08:49.361 --> 08:51.521
‫پارچه‌ی کارخونه‌ی فیرلی واقعاً بی‌کیفیته

08:51.601 --> 08:53.121
‫خرابه، بعضیا میگن به‌دردنخوره.

08:57.321 --> 08:59.161
‫بازم یه سفارش پارچه رو از دست دادیم.

08:59.241 --> 09:00.881
‫بازم از کیفیتش شکایت کردن.

09:02.321 --> 09:04.961
‫خیلی از این دستگاه‌ها قدیمی و فرسوده‌ان

09:05.041 --> 09:07.721
‫و نمی‌تونیم مدام از کارگرا بخوایم شبانه‌روزی کار کنن.

09:07.801 --> 09:10.201
‫همیشه شکایتت اینه که به این کارگرا پول کافی نمیدیم.

09:10.281 --> 09:11.641
‫حالا که شیفت شب گذاشتیم

09:11.721 --> 09:13.761
‫یهو یادشون افتاده باید برن خونه شام بخورن.

09:13.841 --> 09:14.881
‫اینا کارگرای بی‌سروپا نیستن.

09:14.961 --> 09:16.241
‫آدم‌ان...

09:16.321 --> 09:17.521
‫حق و احساس دارن.

09:17.601 --> 09:19.321
‫هوم!

09:19.601 --> 09:20.921
‫اوه، پریا.

09:21.001 --> 09:22.201
‫برگشتی.

09:24.801 --> 09:26.681
‫ببخشید.
‫روز طولانی‌ای بود.

09:28.001 --> 09:29.801
‫اوه، حتماً خسته‌ای

09:33.561 --> 09:35.961
‫ادوین، من و پریا امیدوار بودیم فردا

09:36.041 --> 09:38.241
‫بتونیم برسیم به کار اصلی این هفته.

09:38.321 --> 09:40.281
‫برنامه‌ریزی عروسی.

09:40.361 --> 09:44.841
‫باید یه زمانی حتماً درباره‌ی کلیساها هم حرف بزنیم.

09:45.401 --> 09:47.561
‫حداقل امیدوار بودم وقتی اینجام بتونیم

09:47.641 --> 09:48.721
‫ یه تاریخ مشخص کنیم

09:48.801 --> 09:50.801
‫چون پدرت مرد پرمشغله‌ایه.

09:50.881 --> 09:53.721
‫آقای ویکرام باید برنامه‌هاشو بچینه

09:54.921 --> 09:58.361
‫پس باید همه‌ی جزئیات عروسی رو قطعی کنیم

09:58.441 --> 09:59.481
‫مگه نه، ادوین؟

10:01.241 --> 10:04.761
‫-سرش توی کاره
‫-هوم. ادوین همیشه خوبه

10:04.841 --> 10:06.721
‫هر کاری از دستش برمیاد می‌کنه تا کسب‌وکار رو نجات بده

10:46.041 --> 10:48.321
‫فکر کردی کدوم خری هستی؟

10:48.401 --> 10:50.081
‫باید از خودت خجالت بکشی.

10:50.161 --> 10:51.281
‫نمی‌تونی همین‌طوری سر و کله‌ت پیدا بشه

10:51.361 --> 10:52.801
‫وقتی ماه‌هاست حتی نزدیکش هم نشدی.

10:52.881 --> 10:57.041
‫خب، حالا که اینجام
‫می‌بینم که حسابی سرش شلوغ بوده.

10:58.961 --> 11:00.081
‫اوه!

11:00.601 --> 11:03.921
‫ماوورنین، تو دیگه چه غلطی می‌کردی؟

11:04.001 --> 11:06.281
‫آقای هارت، باید بدونین که همسرتون

11:06.361 --> 11:09.041
‫هر لحظه‌ای که اینجا بوده بی‌وقفه کار کرده.

11:10.841 --> 11:12.281
‫وقتی هیچ‌کس دیگه‌ای زحمت نمی‌کشیده که...

11:12.361 --> 11:15.961
‫آقای کالینسکی، دیوید، این شوهر من نیست.

11:16.041 --> 11:17.961
‫فقط یه دوسته

11:18.041 --> 11:20.481
‫یه دوست صمیمیه.
‫مک.

11:20.561 --> 11:21.681
‫شوهرم رو به‌زور می‌شناسه.

11:21.761 --> 11:23.761
‫اگه بدونی چقدر کم می‌شناسش، تعجب می‌کنی.

11:26.201 --> 11:28.161
‫ولی من اصلاً خبر نداشتم.

11:28.241 --> 11:31.201
‫موقع بستن مغازه می‌بینمت.
‫بعدش.

11:31.321 --> 11:32.361
‫به‌زودی می‌بینمت.

11:41.161 --> 11:43.881
‫آدل...
‫این‌ها رو برات آوردم.

11:46.201 --> 11:48.521
‫دنبال یه گلدون مثل گلدون مامان بودم، می‌دونی

11:48.601 --> 11:51.201
‫همونی که گل‌ها رو باز و پخش نگه می‌داشت، ولی...

11:51.281 --> 11:54.041
‫یادت میاد؟ مامان همیشه یه جور خاصی با گل‌ها رفتار می‌کرد

11:56.561 --> 11:58.641
‫ادوین باز هم صبح زود رفت.

11:59.361 --> 12:00.921
‫ولی کار توی آسیاب هیچ‌وقت تموم نمیشه.

12:01.001 --> 12:02.561
‫این روزا که دیگه هیچی.

12:02.641 --> 12:04.321
‫منظورم اینه که آدام تقریباً هیچ‌وقت خونه نیست.

12:06.121 --> 12:09.481
‫من به‌ندرت می‌بینمش.
‫اصلاً اینجا بند نمیشه.

12:11.441 --> 12:13.361
‫آب گرم بیشتری می‌خوای عزیزم؟

12:13.921 --> 12:16.601
‫یا چیزی دیگه، می‌دونی؟
‫چیزی برای خوردن؟

12:22.201 --> 12:23.361
‫عزیزم...

12:26.481 --> 12:29.961
‫فکر می‌کنم شاید بهتر باشه یه کم از اینجا بری بیرون.

12:31.561 --> 12:32.961
‫به نظرت؟

12:33.041 --> 12:35.121
‫فقط یه مدت از اینجا دور شو.

12:40.121 --> 12:43.001
‫داشتم به کلبه عمه جسی کنار دریا فکر می‌کردم.

12:43.081 --> 12:44.561
‫خوشت میاد؟

12:45.121 --> 12:47.761
‫اون ساحل کوچیک پایین رو یادت میاد؟
‫و مرغ‌های دریایی رو؟

12:48.881 --> 12:51.161
‫اونم خیلی خوشحال میشه پیشش بمونی
‫مطمئنم همین‌طوره

12:51.241 --> 12:53.001
‫شاید اونجا بتونی...

12:58.361 --> 12:59.401
‫ادل؟

13:01.241 --> 13:02.241
‫ادل.

13:09.521 --> 13:10.761
‫ادل، خواهش می‌کنم، بس کن...

13:19.121 --> 13:20.721
‫این‌ها گل برفیه‌ان؟

13:22.721 --> 13:23.681
‫آره.

13:25.121 --> 13:26.761
‫خیلی قشنگن، مگه نه؟

13:26.841 --> 13:29.121
‫صدها تا ازشون اون بیرونه.

13:29.201 --> 13:30.641
‫همین کارو می‌کنن.

13:31.721 --> 13:33.281
‫خیلی زود همه‌جا رو میگیرن.

13:33.401 --> 13:35.001
‫اگه جلوشون گرفته نشه...

13:36.001 --> 13:37.721
‫گل‌های برفی

13:37.801 --> 13:39.121
‫کل باغ رو می‌گیرن.

13:41.041 --> 13:43.001
‫نمی‌تونی از شرشون خلاص بشی.

13:53.681 --> 13:55.961
‫خب، میرم اون گلدون رو پیدا کنم.

14:14.921 --> 14:17.681
‫اوه، ببخشید
‫ما... بستیم.

14:17.801 --> 14:19.721
‫سگ نگهبانت همراهت نیست، نه؟

14:20.241 --> 14:22.041
‫آقای کالینسکی فقط سفارشا رو تحویل میده.

14:22.121 --> 14:25.081
‫-فقط از روی لطفشه.
‫-اوه، لطفه؟

14:25.521 --> 14:26.761
‫خوش‌قیافه هم هست؟

14:32.201 --> 14:34.201
‫انگار از اول برای کار کردن اینجا به دنیا اومدی.

14:41.841 --> 14:44.801
‫اما هارت، می‌خوای تا آخر عمرت

14:44.881 --> 14:47.161
‫ از نگاه کردن به من فرار کنی؟

14:47.881 --> 14:49.281
‫چه خبره عزیزم؟

14:51.281 --> 14:52.521
‫بیا.

14:59.881 --> 15:01.881
‫بابا نمی‌دونه من اینجام

15:02.241 --> 15:03.881
‫و نباید هم بفهمه.

15:04.001 --> 15:06.081
‫نمی‌تونم براش دردسر درست کنم.

15:08.601 --> 15:10.081
‫بعد از اتفاقی که برای مامان افتاد، دیگه نه.

15:11.961 --> 15:13.521
‫من ندیدمش.

15:14.561 --> 15:16.201
‫نه اونو دیدم، نه فرانک رو.

15:17.201 --> 15:20.001
‫چطوری می‌تونم خودم به‌تنهایی خرج این بچه رو بدم؟.

15:23.361 --> 15:24.721
‫عزیزم...

15:28.561 --> 15:31.241
‫تو چه جوری خودتو توی این مخمصه لعنتی انداختی؟

15:32.000 --> 15:38.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:39.161 --> 15:40.681
‫یه پسر توی زادگاهم بود.

15:42.281 --> 15:43.681
‫تو نمی‌شناسیش.

15:44.441 --> 15:45.961
‫نامردی کرد و ولم کرد.

15:47.081 --> 15:48.881
‫پس خودم حسابشو میرسم.

15:48.961 --> 15:50.161
‫لازم نیست.

15:50.961 --> 15:53.801
‫اولش گفت باهام ازدواج می‌کنه
‫بعد فرار کرد و رفت نیروی دریایی.

15:58.241 --> 15:59.321
‫پس این چیه؟

16:01.561 --> 16:03.281
‫که کسی درباره‌م بد فکر نکنه.

16:05.961 --> 16:08.681
‫-همین‌طور چون دوست دارم یادم بمونه
‫-یاد اون بیفتی؟

16:08.761 --> 16:10.041
‫یادم بمونه که دیگه هیچ‌وقت نمی‌ذارم کسی باعث بشه

16:10.121 --> 16:12.161
‫همون حسی رو پیدا کنم که اون بهم داد.

16:14.441 --> 16:15.841
‫تا روزی که بمیرم، دیگه همچین چیزی تکرار نمیشه

16:17.041 --> 16:18.961
‫و یادم بمونه چی داره منو جلو می‌بره.

16:19.961 --> 16:21.641
‫چی قراره تا آخر عمرم منو جلو ببره.

16:23.201 --> 16:24.401
‫انتقام.

16:29.201 --> 16:32.161
‫اِما، چطوری می‌خوای هم از بچه مراقبت کنی، هم کار کنی؟

16:33.801 --> 16:35.441
‫لباس میدوزم.

16:36.361 --> 16:38.481
‫و کارم هم خوبه
‫واقعاً خوبه.

16:38.561 --> 16:41.121
‫وقتی می‌بینم پولام داره روی هم جمع میشه، خیلی ذوق می‌کنم.

16:41.641 --> 16:43.921
‫دو ماهه دارم پس‌انداز می‌کنم

16:44.001 --> 16:46.961
‫یعنی وقتی بچه به دنیا بیاد، می‌تونم یه مدت کار نکنم.

16:51.441 --> 16:52.761
‫چیزی رو زمین انداختی؟

16:53.281 --> 16:56.681
‫می‌دونی که باهات ازدواج می‌کنم، اما هارت.

16:56.761 --> 16:58.521
‫با کمال میل.

16:59.721 --> 17:01.241
‫باعث افتخارمه.

17:02.961 --> 17:04.601
‫اِما، با من ازدواج می‌کنی؟

17:08.881 --> 17:10.481
‫تو بهترین مردی هستی که می‌شناسم.

17:11.361 --> 17:13.601
‫حتماً، ازدواج با تو باعث افتخارمه.

17:13.681 --> 17:14.921
‫بیشتر شبیه دردسره.

17:15.001 --> 17:17.001
‫این شونه‌ها رو دیدی؟

17:17.081 --> 17:18.801
‫می‌تونم از جفتتون مراقبت کنم.

17:20.321 --> 17:21.561
‫می‌دونم.

17:22.481 --> 17:24.081
‫می‌دونم که می‌تونی

17:25.961 --> 17:27.601
‫ولی همه‌چی رو از قبل برنامه‌ریزی کردم.

17:27.921 --> 17:29.961
‫خودم از پس خودمون برمیام.

17:30.041 --> 17:31.361
‫هرجوری که شده.

17:31.761 --> 17:34.641
‫می‌خوام مادر بشم، مک
‫یه مادر واقعی

17:34.721 --> 17:36.441
‫می‌خوام یه بچه واقعی داشته باشم.

17:36.521 --> 17:38.561
‫باارزش‌ترین چیزی که میشه توی زندگی داشت

17:38.921 --> 17:40.561
‫و بیشتر از هر کاری که تا حالا کردم

17:40.641 --> 17:42.121
‫می‌خوام خودم ازش مراقبت کنم.

17:43.161 --> 17:45.121
‫خب، حداقل می‌تونم یه چشم...

17:45.201 --> 17:46.441
‫مک...

17:47.121 --> 17:48.881
‫تو بزرگ‌ترین قلبی رو داری که توی عمرم دیدم.

17:50.281 --> 17:51.961
‫داره از محبت می‌ترکه.

17:52.041 --> 17:54.081
‫برای همینه که می‌خوام بتونی این قلب رو بدی

17:54.161 --> 17:56.441
‫به کسی که واقعاً دوستش داری

17:56.801 --> 17:58.201
‫نه فقط به یه دختری که دلت به حالش سوخته.

17:58.281 --> 18:00.801
‫-اما، اما...
‫-جوابم نه‌

18:02.001 --> 18:04.641
‫ولی این «نه» با بزرگ‌ترین تشکر دنیا همراهه

18:15.441 --> 18:16.961
‫شاید بهتر باشه...

18:17.641 --> 18:20.641
‫زیر اون صندلی رو با جاروب تمیز کنی.

18:20.721 --> 18:22.961
‫این... خاک و خلش افتضاحه.

18:35.921 --> 18:37.001
‫صبح بخیر!

19:07.601 --> 19:08.961
‫بذار مغازه بغلی رو اجاره کنم.

19:09.041 --> 19:11.081
‫بذار از خودت اجاره‌ اش کنم و یه خیاطی لباس باز کنم.

19:11.161 --> 19:13.401
‫مغازه خودم، پر از لباس‌هایی که خودم دوختم.

19:13.481 --> 19:14.921
‫فقط یه دلیل بهم بگو چرا نباید این کارو بکنم.

19:15.601 --> 19:17.161
‫اوه، فقط یکی می‌خوای؟

19:17.241 --> 19:19.081
‫خب، کدوم دلیل رو می‌خوای؟

19:19.161 --> 19:21.521
‫اینکه هیچ تجربه‌ای توی اداره کردن مغازه نداری؟

19:21.601 --> 19:24.401
‫اینکه اصلاً هیچ تجربه‌ای توی اداره کردن هیچ جور کسب‌وکاری نداری؟

19:24.481 --> 19:26.921
‫اینکه هنوز نوزده سالت هم نشده؟
‫اینکه حامله‌ای؟

19:27.001 --> 19:29.561
‫آقای لاوتر، جواب همه اینا یکیه

19:29.641 --> 19:30.681
‫من از پسش برمیام.

19:30.761 --> 19:32.161
‫خانم هارت، این در بهترین حالت یه خیال‌پردازیه.

19:32.241 --> 19:34.041
‫دو نفر فقط امسال توی اون مغازه شکست خوردن.

19:34.121 --> 19:35.561
‫دو آدم بی‌کفایت.

19:35.641 --> 19:37.281
‫خانم کلیولند، جنس‌هاش بنجل بود

19:37.361 --> 19:38.801
‫و نسبت به کیفیتشون زیادی گرون بودن.

19:38.881 --> 19:40.441
‫مشتری‌هاشو نمی‌شناخت.

19:40.521 --> 19:42.721
‫من می‌شناسم
‫می‌دونم چه جور لباس‌هایی دوست دارن.

19:42.801 --> 19:45.201
‫و کارم خوبه.خودتون می‌دونید که هست.

19:45.281 --> 19:47.561
‫خودتون گفتید، من سخت‌کوشم.
‫می‌تونم بفروشم.

19:47.641 --> 19:50.121
‫دقیقاً به همین دلیله که نمی‌تونم بذارم از مغازه من بری.

19:50.201 --> 19:51.441
‫شما منو از دست نمیدید.

19:51.521 --> 19:53.601
‫کار هر دومون رو رونق میدیم
‫الان که مردم میان توی مغازه

19:53.681 --> 19:56.081
‫فقط طاقه‌های پارچه رو می‌بینن

19:56.161 --> 19:57.321
‫ولی با مغازه لباس من در کنارتون

19:57.401 --> 19:59.961
‫یه ویترین دارید که نشون می‌ده این پارچه‌ها می‌تونن به چی تبدیل بشن.

20:00.041 --> 20:02.281
‫سودتون توی یه ماه دو برابر میشه.
‫احتمالاً حتی سه برابر.

20:02.361 --> 20:03.721
‫تازه، من بهترین مشتریتون میشم.

20:03.801 --> 20:05.001
‫هر لباسی که بفروشم

20:05.081 --> 20:06.761
‫پارچه‌ش رو از شما می‌خرم.

20:06.841 --> 20:10.041
‫و مغازه هم خالیه، آقای لاوتر
‫داره خاک می‌خوره.

20:10.121 --> 20:12.921
‫می‌تونم همین امروز، همین الان، همین یه دقیقه اجاره ا‌ش کنم

20:13.001 --> 20:14.401
‫که حتی یه لحظه هم اجاره از دست ندید.

20:14.481 --> 20:16.801
‫خانم هارت، یادتون رفته که من از شرایطتون خبر دارم.

20:17.521 --> 20:19.601
‫شما توی اتاق طبقه بالای مغازه من زندگی می‌کنید.

20:19.681 --> 20:22.881
‫پول پیش اون مغازه سر به فلک می‌کشه.

20:34.921 --> 20:36.281
‫من اینجا به اندازه پول پیشتون دارم

20:36.841 --> 20:38.321
‫و چون می‌دونم بابت من نگرانی.

20:38.401 --> 20:41.481
‫که به محض اینکه سودی رو که براتون
‫درمیارم ببینید، دیگه نگرانی‌تون برطرف میشه.

20:41.921 --> 20:44.321
‫می‌دونم معمولاً چهار هفته اجاره رو پیشاپیش می‌گیرید

20:44.401 --> 20:45.961
‫ولی اینجا به اندازه هشت هفته دارم.

20:48.001 --> 20:49.321
‫همه‌ اش اینجاست.

20:50.921 --> 20:53.081
‫-بگیریدش
‫-خانم هارت...

20:54.281 --> 20:57.761
‫لازمه یادتون بندازم که قراره بچه‌دار بشید؟

20:57.841 --> 20:59.641
‫اون دیگه به عهده خودمه.

21:00.841 --> 21:03.761
‫و برای همینه که کاملاً مطمئنم این کار درسته.

22:13.601 --> 22:15.321
‫-اوه، ببخشید.
‫-نه، اشکالی نداره، من فقط...

22:15.401 --> 22:16.561
‫فقط داشتم می‌رفتم خونه.

22:16.641 --> 22:18.601
‫هر جا دلت می‌خواد می‌تونی راه بری.

22:21.681 --> 22:23.201
‫نشونه‌گیریت بد نیست.

22:23.281 --> 22:24.881
‫سه روزه دارم می‌شینم و به حرف‌های عمه ا‌ت

22:24.961 --> 22:26.681
‫درباره دسته‌گل عروسی گوش میدم

22:26.761 --> 22:27.761
‫و دعواهای تو و پدرت سر

22:27.841 --> 22:30.161
‫ دستگاه‌های بافندگی رو هم تحمل کردم.

22:30.241 --> 22:31.761
‫یه کم نیاز داشتم حرصم رو خالی کنم.

22:38.681 --> 22:40.601
‫اوه!

22:40.681 --> 22:41.961
‫خب، ببینیم چی کار کردی.

22:44.001 --> 22:45.921
‫-بد نیست، بد نیست
‫-بد نیست

22:48.281 --> 22:50.561
‫-افتضاحه.
‫-خیلی افتضاحه.

22:52.921 --> 22:54.961
‫خب، احتمالاً منتظرن بریم شام.

22:55.041 --> 22:56.121
‫آره.

22:59.641 --> 23:01.801
‫می‌دونی وقتی ازم خواستی باهات ازدواج کنم؟

23:02.361 --> 23:03.841
‫فکر کردم بینمون یه چیزی هست.

23:04.881 --> 23:07.521
‫فکر کردم تو هم مثل من خوش‌بینی.

23:07.601 --> 23:10.721
‫یه جورایی انگار چشمات برق می‌زد

23:10.801 --> 23:12.761
‫و مطمئن نبودم که دل‌هامون رو به پرواز درمیاریم یا نه

23:12.841 --> 23:15.801
‫نه اون‌جوری که توی کتاب‌ها از به پرواز درآمدن دل حرف میزنن...

23:16.921 --> 23:19.321
‫احتمالاً تو از اون جور کتاب‌ها نمی‌خونی.

23:19.401 --> 23:20.841
‫نه، زیاد.

23:21.641 --> 23:24.441
‫ولی مفهومش رو می‌فهمی...
‫اینکه دل آدم به پرواز درمیاد؟

23:26.881 --> 23:28.201
‫آره.

23:28.281 --> 23:30.641
‫به‌هرحال، فقط می‌خواستم بگم...

23:31.401 --> 23:33.681
‫همه آدم‌ها اون حس رو تجربه نمی‌کنن
‫همون به پرواز دراومدن دل رو

23:34.601 --> 23:37.321
‫فکر نمی‌کنم زندگی همین باشه

23:37.401 --> 23:40.881
‫ولی اخیراً دیگه اون برق از توی چشمات رفته.

23:40.961 --> 23:44.281
‫و... می‌دونم این نامزدی بابات رو خوشحال می‌کنه

23:44.361 --> 23:46.681
‫و راضی کردنش هم کار راحتی نیست، ولی...

23:48.841 --> 23:50.761
‫می‌تونیم کلاً بی‌خیالش بشیم

23:55.361 --> 23:57.601
‫خیلی چیزا هست که میشه برای خوشحال کردن بقیه انجام داد

23:59.921 --> 24:01.441
‫و منظورم فقط پدر و مادرا نیست.

24:02.641 --> 24:05.961
‫پریا، من اگه قصد نداشتم...اصلاً بهش فکر نمی‌کردم

24:08.201 --> 24:11.081
‫اگه قرار نبود ...

24:11.961 --> 24:12.961
‫یه جوری

24:15.041 --> 24:17.281
‫منم تمام تلاشم رو می‌کنم که تو رو خوشحال کنم.

24:19.481 --> 24:21.001
‫خب، پس بهم خبر بده، باشه...

24:22.961 --> 24:25.281
‫وقتی «تلاش برای خوشحال کردن من» شروع شد

24:49.681 --> 24:50.841
‫مادر

24:51.481 --> 24:53.481
‫حالت چطوره؟

24:54.801 --> 24:57.201
‫فکر کنم...دلم می‌خواست ببینمت.

24:59.841 --> 25:01.121
‫اگه اشکالی نداشته باشه؟

25:12.881 --> 25:15.201
‫چون یه مدتیه همه‌چی یه جورایی...

25:16.561 --> 25:17.641
‫یه جورایی درست به نظر نمیاد.

25:18.841 --> 25:20.801
‫پریا از خیلی جهات دختر خوبیه.

25:20.881 --> 25:22.321
‫پدرت کجاست؟

25:25.961 --> 25:27.441
‫اون هیچ‌وقت پیش من نمیاد.

25:27.921 --> 25:29.681
‫پدرت اصلاً نزدیک من هم نمیشه.

25:29.761 --> 25:31.081
‫کجاست؟

25:32.361 --> 25:34.761
‫هنوز برنگشته.

25:34.841 --> 25:37.161
‫نمی‌دونم. توی آسیاب سرش شلوغه
‫همه‌مون سرمون شلوغه

25:37.241 --> 25:39.281
‫ولی مگه نمیدونه من اینجام، ادوین؟

25:41.281 --> 25:42.921
‫من که آدم بی‌کس و کاری نیستم.

25:45.121 --> 25:46.681
‫من که کسی نیستم که به حساب نیام.

25:51.161 --> 25:52.921
‫دستت رو از روم بردار!

25:55.881 --> 25:57.241
‫مادر...

26:01.081 --> 26:02.201
‫بس کن!

26:04.001 --> 26:05.241
‫برو بیرون!

26:06.961 --> 26:08.441
‫ببخشید.

26:08.521 --> 26:11.121
‫معذرت می‌خوام.

26:24.161 --> 26:26.001
‫یک، دو...

26:53.121 --> 26:56.441
‫اینجا قفسه رو می‌ذاریم
‫و اینجا هم رگال لباس

26:56.521 --> 26:57.761
‫و اینجا هم اتاق پرو.

26:58.161 --> 27:00.841
‫یه سری دامن کشی هم برای زن‌های باردار.

27:00.921 --> 27:03.281
‫و یه صندلی هم برای اونا
‫البته برای آدمایی مثل شما هم.

27:04.961 --> 27:06.241
‫مردای خونواده.

27:07.321 --> 27:09.441
‫و بخاری هم می‌ذاریم.
‫مغازه همیشه گرم می‌مونه.

27:09.521 --> 27:11.241
‫و پول گرم کردنش رو هم شما می‌دی، مگه نه؟

27:11.321 --> 27:12.601
‫آره، ارزشش رو داره.

27:12.681 --> 27:13.921
‫چون مردم دلشون می‌خواد بیان اینجا

27:14.001 --> 27:16.121
‫و با اسم هر مشتری ازش استقبال می‌کنیم.

27:16.201 --> 27:17.961
‫و اِما...

27:18.761 --> 27:21.361
‫چند هفته دیگه...
‫بچه.

27:22.681 --> 27:23.881
‫از پسش برمیام.

27:58.201 --> 27:59.241
‫اوه...

28:05.361 --> 28:07.721
‫آتش! آتش!

28:40.601 --> 28:41.801
‫اوه...

28:42.161 --> 28:44.401
‫اوه... خدایا!

28:52.481 --> 28:53.961
‫بجنب! بجنب!

28:54.041 --> 28:55.081
‫بجنب.

28:55.481 --> 28:58.001
‫-چی شده؟
‫-زیادی داغ شده بود.

28:58.601 --> 29:00.321
‫و خالیه؟
‫هیچ‌کس اون تو نیست؟

29:02.841 --> 29:04.161
‫کی اون توئه؟
‫کی؟

29:04.241 --> 29:06.321
‫برادرم. ادوین.

29:06.401 --> 29:07.801
‫ادوین رفته تو.

29:08.201 --> 29:09.561
‫ارباب ادوین!

29:20.081 --> 29:21.281
‫از پسش برمیایم.

29:21.841 --> 29:24.641
‫اوه! از پسش برمیایم.
‫مگه نه؟

29:25.641 --> 29:26.881
‫مگه نه؟

29:27.721 --> 29:28.921
‫معلومه که می‌تونیم.

29:30.081 --> 29:31.521
‫من اینجام.

29:31.601 --> 29:33.281
‫فقط خودمون دوتاییم.

29:33.361 --> 29:35.241
‫ولی با هم از پسش برمیایم.

29:35.321 --> 29:36.601
‫اوه...

30:48.841 --> 30:50.041
‫اوه...

31:01.401 --> 31:02.801
‫ادوین!

31:02.881 --> 31:04.001
‫وای خدایا!

31:08.000 --> 31:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

31:19.561 --> 31:20.761
‫اِما هارت.

31:29.121 --> 31:33.121
‫مگه تو توی این دنیا کاری هست که نتونی انجام بدی؟

31:53.281 --> 31:55.441
‫مامان همیشه با خنده می‌گفت سر مراسم غسل تعمیدم

31:55.521 --> 31:56.961
‫ تمام مدت برای کشیش شکلک درمی‌آوردم.

32:00.241 --> 32:02.481
‫مامانم حتماً درباره من همین حس رو داشته.

32:03.361 --> 32:06.361
‫خیلی ناراحت میشد که حالا دیگه مراسم غسل تعمیدی در کار نیست.

32:06.801 --> 32:08.761
‫کشیش‌ها روی خوشی به مادرایی مثل من نشون نمیدن.

32:12.121 --> 32:13.961
‫اصلاً کی به کلیسا نیاز داره؟

32:14.761 --> 32:15.841
‫یا به آب تعمید؟

32:18.801 --> 32:20.921
‫خب، اسمش رو چی می‌ذاری؟

32:21.001 --> 32:22.721
‫چون عزیز دلم، شانس آوردی که

32:22.801 --> 32:24.521
‫این تصمیم کاملاً با خودته...

32:25.201 --> 32:27.801
‫چون پدرش

32:27.921 --> 32:30.801
‫همون پسر محل خودتون
‫رفته دریا با کشتیش

32:33.921 --> 32:36.521
‫ادوینا اسمشه.

32:47.361 --> 32:48.281
‫خب...

32:50.921 --> 32:52.441
‫چه اسم باکلاسی.

32:53.521 --> 32:55.561
‫ادوینا شین هارت.

32:57.961 --> 32:59.841
‫به اسم داییش، مک.

33:01.401 --> 33:03.441
‫بهترین مردی که می‌شناسم.

33:09.521 --> 33:12.321
‫ادوینا شین...

33:14.601 --> 33:15.961
‫هارت.

33:17.321 --> 33:20.401
‫به نام خدای پدر

33:20.481 --> 33:23.441
‫و پسر و روح‌القدس...

33:25.201 --> 33:29.161
‫الهی سالم و ثروتمند و عاقل باشی.

33:30.521 --> 33:33.601
‫دیگه لازم نیست بگیم خوشگل هم باشی
‫چون مادرش رو نگاه کن.

33:39.601 --> 33:41.361
‫حتی گریه هم نکرد.

33:42.401 --> 33:43.441
‫آه...

33:44.761 --> 33:46.561
‫خب، واسه چی باید گریه کنه؟

33:50.121 --> 33:51.601
‫وقتی مأمور ثبت احوال اسم پدرش رو بپرسه

33:51.681 --> 33:53.761
‫چی می‌خوای بگی؟

33:57.201 --> 33:58.161
‫نامعلوم.

33:58.601 --> 34:02.561
‫اوه، اِما
‫نگو که نامعلومه

34:02.641 --> 34:04.041
‫این رو بهش تحمیل نکن.

34:06.681 --> 34:07.761
‫اسم منو بذار.

34:10.201 --> 34:13.281
‫مک... این مسئولیت خیلی سنگینیه.

34:13.361 --> 34:14.961
‫اوه، باز باید درباره این شونه‌ها

34:15.041 --> 34:16.201
‫بهت یادآوری کنم؟

34:28.401 --> 34:31.881
‫خب عزیزم
‫چه حسی داری؟

34:36.201 --> 34:37.641
‫امنیت.

34:38.241 --> 34:39.481
‫تقریباً.

34:40.281 --> 34:42.921
‫دارم کم‌کم حس می‌کنم من و ادوینا می‌تونیم در امان باشیم

34:44.921 --> 34:47.881
‫خب، اگه این دختر کوچولو خوش‌شانس‌ترین آدم دنیا نباشه، پس کیه؟

34:49.841 --> 34:52.241
‫دیگه هیچ‌کس توی خانواده من قرار نیست زجر بکشه.

34:52.321 --> 34:53.721
‫دیگه هیچ‌وقت.

36:17.921 --> 36:19.401
‫اشکالی نداره عزیزم؟

36:23.841 --> 36:26.521
‫بمون اولیویا.
‫خواهش می‌کنم.

36:33.641 --> 36:36.801
‫تا وقتی پسرم به من نیاز داشته باشه، توی این خونه می‌مونم.

36:36.881 --> 36:40.321
‫بعدش، همین که ادوین حالش خوب بشه، خودمم باید خوب باشم.

36:42.121 --> 36:43.121
‫باید برم.

36:57.481 --> 36:58.881
‫عزیز دلم.

37:01.401 --> 37:03.761
‫من مادری نبودم که تو لیاقتش رو داشتی.

37:05.241 --> 37:06.721
‫و خیلی متأسفم.

37:08.961 --> 37:11.521
‫ولی قول میدم همه‌چیز رو درست کنم.

37:13.721 --> 37:15.321
‫بهت قول میدم.

37:29.161 --> 37:30.921
‫باشه.
‫دارم میام.

37:32.401 --> 37:34.041
‫فقط باید...

38:05.521 --> 38:06.561
‫بس کن.

38:07.921 --> 38:09.241
‫بس کن.

38:47.921 --> 38:49.481
‫تو دختر کوچولوی منی.

38:51.561 --> 38:53.321
‫آره، خودتی.

38:53.961 --> 38:56.241
‫و ادوینا، تو خیلی دوست‌داشتنی هستی.

38:56.321 --> 38:57.801
‫خیلی زیاد.

38:59.121 --> 39:01.401
‫و نمی‌ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته.

39:02.961 --> 39:04.801
‫خودم مراقبت هستم.

39:07.321 --> 39:09.681
‫و تو بهترینِ همه‌چیز رو خواهی داشت.

39:11.641 --> 39:12.761
‫بهت قول میدم.

39:15.041 --> 39:18.161
‫می‌دونی، فیرلی‌ها به ما پشت کردن

39:18.881 --> 39:20.401
‫چون فکر می‌کنن از ما بهترن.

39:20.481 --> 39:21.841
‫همین فکر رو می‌کنن.

39:23.241 --> 39:25.161
‫و اگه تمام عمرم طول بکشه

39:25.241 --> 39:27.401
‫اگه تمام انرژی و هرچی دارم رو بذارم

39:27.481 --> 39:29.601
‫بهشون ثابت می‌کنم که اشتباه می‌کنن.

39:33.921 --> 39:35.401
‫من مواظبت هستم.

39:38.201 --> 39:40.681
‫و اگه لازم باشه فداکاری کنم

39:40.761 --> 39:43.161
‫از یه سری چیزا بگذرم، این کارو می‌کنم.

39:44.081 --> 39:46.081
‫اگه باعث بشه تو چیزی کم نداشته باشی

39:46.161 --> 39:48.881
‫هر چیزی توی دنیا رو فدا می‌کنم
‫این کارو می‌کنم.

40:11.321 --> 40:12.481
‫بابا؟

40:19.841 --> 40:21.841
‫بابا...

40:31.761 --> 40:32.961
‫بابا...

40:59.401 --> 41:01.601
‫کنار در یه کیفه که همه وسایل لازم برای اونو توشه.

41:02.361 --> 41:03.761
‫خوب خوابیده

41:03.841 --> 41:06.721
‫و امروز صبح هم تا الان دو شیشه شیر خورده.

41:08.161 --> 41:09.881
‫پس خوب شیشه شیر می‌خوره.

41:11.241 --> 41:13.481
‫یه نامه هم برای دخترخاله‌مون فردا گذاشتم توش

41:13.561 --> 41:14.721
‫که ازش تشکر کنم.

41:15.441 --> 41:17.761
‫اوم... یه چندتا فهرست هم گذاشتم

41:17.841 --> 41:20.001
‫مثلاً آهنگ‌هایی که ادوینا دوست داره براش بخونن و این‌جور چیزا

41:20.401 --> 41:23.321
‫چون شاید فردا ندونه چه جور آهنگ‌هایی دوست داره

41:28.201 --> 41:30.881
‫مطمئنی می‌خوای این کارو بکنی عزیز دلم؟

41:31.321 --> 41:33.441
‫مطمئنی؟

41:34.161 --> 41:35.841
‫باید فداکاری کرد.

41:36.761 --> 41:38.081
‫اگه برای راه انداختن اینجا مجبور باشیم

41:38.161 --> 41:39.841
‫ مدتی از هم جدا باشیم...

41:41.361 --> 41:43.201
‫همه این کارا برای اونه.

41:43.281 --> 41:45.521
‫یه روز ادوینا بابت این کار ازم تشکر می‌کنه.

41:46.001 --> 41:46.961
‫می‌کنه.

41:48.361 --> 41:50.561
‫دخترخاله فردا خیلی اهل بچه و مادرانه‌ست.

41:52.081 --> 41:54.441
‫بهش میگی آخر هفته بعد میام ببینمش؟

41:54.521 --> 41:56.841
‫بعد از اون هم یکشنبه‌ها یکی درمیون.

41:56.921 --> 41:58.641
‫و حتماً براش پول می‌فرستم

41:59.961 --> 42:01.281
‫و میگی...

42:02.961 --> 42:05.761
‫-اِما...
‫-بهش بگو مجبورم این کارو بکنم.

42:05.841 --> 42:07.401
‫خواهش می‌کنم.

42:07.801 --> 42:09.801
‫مطمئن میشی که اینو بفهمه؟

42:10.841 --> 42:13.841
‫-بهش بگو چاره دیگه‌ای ندارم.
‫-آه، عزیزم...

42:13.921 --> 42:16.361
‫همین که دوباره روی پام وایسم

42:16.441 --> 42:18.441
‫و بتونم درست و حسابی ازش مراقبت کنم

42:18.521 --> 42:19.601
‫برش می‌گردونم پیش خودم.

42:20.921 --> 42:22.041
‫حالا فقط ببرش.

42:22.921 --> 42:24.161
‫خواهش می‌کنم فقط ببرش.

42:29.721 --> 42:30.721
‫اِما...

42:32.001 --> 42:34.321
‫خدا می‌دونه که داری همه این کارا رو برای این بچه می‌کنی.

42:34.401 --> 42:37.361
‫من که نمی‌دونم خدا می‌دونه یا نه
‫ولی امیدوارم ادوینا بدونه.

42:37.441 --> 42:39.081
‫حالا لطفاً برو

42:42.121 --> 42:43.241
‫فقط برو.
‫خواهش می‌کنم.

43:36.401 --> 43:38.081
‫همه اینا برای من بوده؟

43:38.481 --> 43:40.481
‫همه این کارا برای خانواده‌ت بوده؟

43:40.561 --> 43:42.441
‫خب، مامان، متأسفم که اینو بهت میگم

43:42.521 --> 43:45.401
‫ولی از جایی که من ایستادم، خیلی بیشتر این‌طور به نظر میاد

43:45.481 --> 43:46.921
‫که همه این کارا رو برای خودت کردی.

43:47.001 --> 43:49.881
‫و تو کجا نشسته بودی، ادوینا؟

43:49.961 --> 43:51.641
‫روی کدوم صندلی‌های نرم و راحت

43:51.721 --> 43:55.721
‫روی کدوم مبل مخملی درازکش و پشت کدوم میز براق

43:55.801 --> 43:58.081
‫تمام عمرت رو نشسته بودی؟

43:58.161 --> 44:00.441
‫فکر می‌کنی اگه کمتر کار می‌کردی و بیشتر خونه بودی

44:00.521 --> 44:02.521
‫ما از گرسنگی می‌مردیم؟

44:02.601 --> 44:04.401
‫یا فقط پنیر بریِ ارزون‌تری می‌خوردیم؟

44:05.201 --> 44:09.001
‫دارم سعی می‌کنم از این‌که خجالت بکشم، خودمو نگه دارم!

44:15.241 --> 44:19.561
‫اگه یه زمانی شک داشتی که

44:19.641 --> 44:22.121
‫ دوستت دارم، ادوینا

44:22.201 --> 44:25.121
‫-با تمام وجودم...
‫-همه‌ی وجودت؟

44:25.561 --> 44:27.441
‫یا یه گوشه‌ای از اون دل هست که از من دلخوره

44:27.521 --> 44:31.281
‫ از همه‌مون دلخوره، چون مثل تو نیستیم؟

44:31.361 --> 44:34.681
‫البته ما که نمی‌تونیم تو زمینه‌ی بدبختی با هم رقابت کنیم.

44:35.121 --> 44:36.801
‫نان خشک، کفش‌های سوراخ.

44:36.881 --> 44:38.401
‫اگه فقط مادرت پول یه دوتا

44:38.481 --> 44:40.721
‫قرص استامینوفن داشت، شاید زنده می‌موند!!

44:43.601 --> 44:45.121
‫و اینم از این.

44:46.961 --> 44:49.601
‫حالا دیگه واقعاً احساس شرمندگی می‌کنم.

44:49.681 --> 44:51.081
‫من تنها بچه‌ی سرکش تو نیستم

44:51.161 --> 44:53.001
‫ولی چون من اولین بچه‌ات بودم

44:53.081 --> 44:55.161
‫اولین بچه‌ای که دست‌به‌سرش کردی و سپردیش به یکی از فامیل

44:55.241 --> 44:57.241
‫اولین بچه‌ای که درباره‌ی پدرش بهش دروغ گفتی...

45:00.841 --> 45:03.441
‫خب، تو این دنیای جدید و جسورانه‌ات که

45:03.521 --> 45:06.481
‫پر از حقه‌بازی و ابتکاره، قدم بعدی چیه ادوینا؟

45:06.561 --> 45:08.681
‫خب، به خواهر و برادرهای یاغیم زنگ می‌زنم

45:08.761 --> 45:10.201
‫که بهشون بگم گند زدی به همه‌چی.

45:10.281 --> 45:13.561
‫نه، بهشون میگم شاید دیگه نقشه‌مون مخفی نباشه

45:13.641 --> 45:15.161
‫ولی هیچ‌چیز عوض نشده.

45:15.881 --> 45:17.321
‫-هوم.
‫-ادامه میدیم.

45:20.681 --> 45:23.161
‫و بعد کی رو خواهی داشت؟
‫هوم؟

45:24.881 --> 45:26.721
‫پائولا رو دارم.

45:45.281 --> 45:46.521
‫پائولا؟

46:02.001 --> 46:04.161
‫-اون جیم فِرلیه؟
‫-بله، خانم هارت.

46:04.241 --> 46:05.561
‫اومده بود مدارک مربوط به بازگشایی

46:05.641 --> 46:07.281
‫مجله‌ش رو تحویل بگیره.

46:33.961 --> 46:35.521
‫من هیچ‌وقت زنی مثل تو ندیدم.

46:36.081 --> 46:37.921
‫شوهر نامرئی، بچه‌ی نامرئی.

46:38.841 --> 46:40.321
‫فکر می‌کنی علاقه‌ای که

46:40.401 --> 46:41.441
‫ بهت پیدا کرده تصادفیه؟

46:44.041 --> 46:46.201
‫باید برگردم و خانواده‌م رو ببینم.

46:46.281 --> 46:47.241
‫بابا؟

46:48.761 --> 46:50.761
‫-همه‌ی اینا برای انتقامه.
‫-آره، همینه.

46:50.841 --> 46:52.321
‫و حس فوق‌العاده‌ای داره!

46:53.000 --> 47:13.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
