WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:24.108 --> 00:27.407
‫پشیمونی که جونم رو نجات دادی؟‬

00:27.431 --> 00:31.070
‫سیدنی، دارم به زندگی‌م و خونواده‌م دعوتت می‌کنم‬

00:31.095 --> 00:35.365
‫من برات سرگرمی بودم یا فقط دست‌گرمی برای اون؟‬

00:35.995 --> 00:38.121
‫اصلاً چرا برگشتی؟‬

00:38.122 --> 00:40.790
‫باید می‌دیدمت.‬
‫اون شب توی شراب‌فروشی...‬

00:40.791 --> 00:42.625
‫باید می‌بوسیدمت‬

00:42.626 --> 00:45.525
‫حاضرم هر چیزی رو، همه‌چیزم رو به‌خاطر تو فدا کنم‬

00:45.550 --> 00:47.425
‫برای زندگی‌ای که دوست داری‬

00:47.449 --> 00:50.502
‫نمی‌تونی ازم بخوای نجاتت بدم، سیدنی‬

00:50.646 --> 00:53.912
‫- چارلز دارنی، برادرزاده‌ش، کجاست؟‬
‫- رفته‬

00:54.943 --> 00:56.236
‫کجا؟‬

00:56.891 --> 00:59.434
‫بالاخره می‌تونم نام اورموند رو‬

00:59.435 --> 01:00.477
‫برای همیشه دفن کنم‬

01:00.478 --> 01:01.686
‫اورموند‬

01:06.422 --> 01:08.082
‫خاطراتم رو دفن کردم‬

01:17.000 --> 01:24.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:24.166 --> 01:28.166
‫[ ماتیلدا دارنی، ۱۷۹۳-۱۷۸۵ ]‬

01:32.943 --> 01:40.423
‫[ لندن، ۱۷۹۳ ]‬

01:43.087 --> 01:48.734
‫[ دختر و نوه‌ی دلبندمان، رشته‌ی زرینِ زندگیِ همه‌ی ما ]‬

02:00.373 --> 02:01.792
‫چی شده؟‬

02:05.276 --> 02:07.340
‫این تئوفیل کیه؟‬

02:09.093 --> 02:12.079
‫مباشر عمو و پدرم بود‬

02:12.104 --> 02:14.509
‫تنها کسی بود که بعد از مرگ مادرم،‬

02:14.510 --> 02:15.677
‫بهم محبت کرد‬

02:15.678 --> 02:17.303
‫و حالا توی پاریس زندانیه؟‬

02:17.304 --> 02:20.282
‫به جرایم ضدانقلابی متهم شده، ولی همه‌ش دروغه‬

02:20.307 --> 02:21.891
‫از کجا آدرس فعلی‌ت رو داشت؟‬

02:21.892 --> 02:23.093
‫این چه اهمیتی داره؟‬

02:23.117 --> 02:25.113
‫بعد از رفتنت از فرانسه، یه بار هم بهش نامه ندادی‬

02:25.138 --> 02:26.747
‫پس این‌که حالا اون برات نامه نوشته، عجیبه‬

02:26.771 --> 02:29.095
‫نه، گوش نمی‌دی، دارم می‌گم اون خونواده‌ی منه‬

02:29.120 --> 02:30.948
‫تنها خونواده‌ای که داشتم‬

02:33.853 --> 02:35.105
‫لوسی‬

02:35.906 --> 02:37.416
‫منظوری نداشتم...‬

02:42.800 --> 02:44.598
‫باید برم‬

02:44.623 --> 02:46.749
‫- نه‬
‫- این مرد جونش رو به خطر انداخت‬

02:46.750 --> 02:48.921
‫تا وقتی هیچ‌کس رو نداشتم، ازم محافظت کنه‬

02:48.946 --> 02:51.337
‫یعنی حالا می‌خوای همین‌جوری برگردی پاریس،‬

02:51.338 --> 02:52.895
‫اون هم بعد از همه‌ی کارهایی که‬

02:52.920 --> 02:54.507
‫به اسم انقلاب کردن؟‬

02:54.508 --> 02:56.467
‫قتل‌های خودسرانه، کشتارهای خیابونی‬

02:56.468 --> 02:58.382
‫- اون ماجراها تموم شده‬
‫- شاه‌شون رو کشتن!‬

02:58.407 --> 02:59.804
‫این‌ها فقط مردم عادی‌ان‬

02:59.805 --> 03:01.598
‫تو هم پسر یه اورموندی!‬

03:01.599 --> 03:03.266
‫خودت گفتی اسم خونواده‌تون‬

03:03.267 --> 03:04.730
‫از هر اسمی توی فرانسه منفورتره‬

03:04.755 --> 03:06.519
‫هیچ‌کس نمی‌دونه من اشراف‌زاده به دنیا اومدم‬

03:06.520 --> 03:07.896
‫این تئوفیل که می‌دونه‬

03:07.897 --> 03:10.148
‫اون چیزی نگفته، هیچ‌وقت بهم خیانت نمی‌کنه‬

03:10.173 --> 03:12.693
‫- برام مثل پدرم بود‬
‫- نمی‌تونی همین‌جوری بری‬

03:13.944 --> 03:15.404
‫نمی‌تونی‬

03:16.128 --> 03:17.459
‫اون به من نیاز داره‬

03:18.032 --> 03:19.834
‫من بهت نیاز دارم‬

03:25.221 --> 03:27.005
‫من به شوهرم نیاز دارم‬

03:28.504 --> 03:30.499
‫این چند ماه گذشته...‬

03:31.462 --> 03:33.075
‫خیلی عوض شدی‬

03:34.258 --> 03:37.593
‫غذا نمی‌خوری، درست نمی‌خوابی‬

03:39.970 --> 03:41.806
‫حتی اسمش رو هم به زبون نمیاری‬

03:48.812 --> 03:50.438
‫نمی‌تونم‬

03:50.439 --> 03:51.941
‫من... من...‬

03:52.895 --> 03:54.371
‫نمی‌تونم‬

04:47.335 --> 04:55.582
‫« داسـتـان دو شـهـر »‬

04:55.606 --> 05:02.393
‫قسمت چهارم:‬
‫« مردِ رستاخیز »‬

05:19.080 --> 05:22.958
‫[ فرمان مجلس ملی: تمام اشراف‌زادگانی که‬
‫فرانسه را ترک کرده‌اند،‬

05:22.982 --> 05:26.860
‫در صورت بازگشت به مرگ محکوم خواهند شد ]‬

05:27.524 --> 05:29.024
‫نفر بعد‬

05:30.768 --> 05:33.214
‫- اسم؟‬
‫- چارلز دارنی‬

05:40.798 --> 05:42.298
‫دستگیرش کنید‬

05:43.495 --> 05:44.995
‫چی شده؟‬

05:45.019 --> 05:46.319
‫این چه کاریه؟‬

05:46.343 --> 05:50.250
‫چارلز دارنی، به جرم جنایت علیه انقلاب‬
‫بازداشتت می‌کنم‬

05:50.654 --> 05:52.694
‫- چه جنایتی؟‬
‫- حرکت کن‬

05:52.719 --> 05:55.238
‫من هیچ جرمی مرتکب نشدم، اشتباه می‌کنید‬

06:02.946 --> 06:05.383
‫دو هفته گذشته و هیچ خبری ازش نیست‬

06:06.257 --> 06:08.251
‫حتماً یه اتفاقی افتاده‬

06:09.598 --> 06:12.255
‫آشناهای شما هم... هیچ خبری نشنیدن؟‬

06:13.316 --> 06:14.474
‫هیچی‬

06:15.266 --> 06:17.186
‫باید برم پاریس‬

06:17.211 --> 06:18.961
‫- نه‬
‫- اون هم جای من بود، همین کار رو می‌کرد‬

06:18.962 --> 06:20.770
‫حتی نمی‌دونیم به اون‌جا رسیده یا نه‬

06:20.795 --> 06:22.221
‫بابا، من...‬

06:22.245 --> 06:23.622
‫من باید برم‬

06:35.521 --> 06:37.208
‫تنهایی نمی‌تونی بری‬

07:29.199 --> 07:30.876
‫سلام، سیدنی‬

07:41.724 --> 07:44.021
‫تو هیچ‌وقت در نمی‌زنی‬

07:50.053 --> 07:51.827
‫پس آقای استرایور کجاست؟‬

07:56.226 --> 07:57.627
‫راه خودش رو رفت‬

07:59.313 --> 08:00.647
‫سال‌ها پیش،‬

08:03.108 --> 08:05.310
‫با یه بیوه‌ی ثروتمند ازدواج کرد‬

08:10.661 --> 08:12.117
‫خودت چی؟‬

08:13.952 --> 08:15.735
‫به تو ربطی نداره‬

08:22.560 --> 08:23.865
‫چی می‌خوای؟‬

08:28.258 --> 08:29.732
‫کمکت رو‬

08:43.273 --> 08:46.818
‫باز می‌خوای یه عالمه لیمو بهم تعارف کنی؟‬

08:48.278 --> 08:50.071
‫متأسفانه این بار باید ناامیدت کنم‬

08:50.072 --> 08:51.740
‫چارلز در خطره‬

08:54.623 --> 08:57.828
‫یکی منو بیدار کنه، این خواب رو قبلاً دیدم‬

08:58.220 --> 09:00.304
‫- اومدنم اشتباه بود‬
‫- آره، بری بهتره‬

09:00.329 --> 09:04.335
‫برگرد به زندگی بی‌نقصت، خونه‌ی بی‌نقصت‬

09:04.336 --> 09:07.003
‫و بچه‌هایی که دور پات می‌چرخن!‬

09:07.278 --> 09:09.216
‫بچه‌م مُرد!‬

09:11.582 --> 09:13.052
‫هشت‌سالش بود‬

09:13.053 --> 09:15.055
‫و بی‌نقص هم بود‬

09:22.646 --> 09:24.168
‫نه، باورم می‌شه‬

09:26.248 --> 09:27.565
‫چرا، باورم می‌شه‬

09:34.478 --> 09:35.951
‫اسمش چی بود؟‬

09:37.534 --> 09:38.957
‫ماتیلدا‬

09:40.414 --> 09:41.665
‫ماتیلدا؟‬

09:45.826 --> 09:47.174
‫اسم مادرت رو روش گذاشتی‬

10:04.903 --> 10:07.780
‫یه بار گفتی حاضری هر کاری برام بکنی،‬

10:09.245 --> 10:10.940
‫برای زندگی‌ای که دوست دارم‬

10:13.123 --> 10:16.093
‫می‌دونم حق ندارم چیزی ازت بخوام...‬

10:16.328 --> 10:19.107
‫یا بعد از این‌همه سال انتظاری داشته باشم،‬

10:19.132 --> 10:20.410
‫بعد از هر اتفاقی که افتاد...‬

10:23.446 --> 10:26.815
‫اما بازم ازت می‌خوام... خواهش می‌کنم...‬

10:28.779 --> 10:30.387
‫کمکم کن نجاتش بدم‬

10:42.964 --> 10:44.831
‫دارید منو کجا می‌برید؟‬

10:46.381 --> 10:48.468
‫نمی‌تونید بدون تفهیم اتهام منو این‌جا نگه دارید‬

10:58.258 --> 11:00.911
‫حداقل اسم کسی رو که متهمم کرده بگید‬

11:02.868 --> 11:04.781
‫کی منو متهم کرده؟‬

11:07.218 --> 11:08.718
‫آقای چارلز؟‬

11:11.096 --> 11:12.456
‫تئوفیل!‬

11:15.166 --> 11:16.439
‫تئوفیل...‬

11:17.123 --> 11:18.383
‫تو زنده‌ای‬

11:18.407 --> 11:21.314
‫آقای چارلز، شما این‌جا چی کار می‌کنید؟‬

11:22.645 --> 11:25.605
‫همین که نامه‌ت به دستم رسید، مستقیم از لندن اومدم‬

11:25.630 --> 11:29.303
‫نامه؟ من نامه‌ای نفرستادم‬

11:35.068 --> 11:37.288
‫بشین، بشین‬

12:22.474 --> 12:24.080
‫نزدیکم بمون‬

12:30.568 --> 12:33.821
‫شهروندان، مدارک‌تون رو آماده کنید‬

12:34.196 --> 12:36.699
‫دشمنان جمهوری بازداشت خواهند شد‬

13:23.239 --> 13:25.745
‫همین‌که اولین شورش‌ها شروع شد،‬

13:25.770 --> 13:27.869
‫بانک تلستن رو بستن‬

13:30.227 --> 13:32.311
‫هستر این اتاق‌ها رو برامون جور کرد‬

13:32.312 --> 13:33.764
‫کسی مزاحم‌مون نمی‌شه‬

13:34.564 --> 13:35.574
‫آره‬

13:40.503 --> 13:43.005
‫می‌دونستی شهر توی این وضعیته؟‬

13:43.030 --> 13:44.907
‫گزارش‌ها رو توی روزنامه‌ها خونده بودم‬

13:44.908 --> 13:47.431
‫حکایت فراری‌های لندن رو هم شنیده بودم‬

13:47.456 --> 13:49.291
‫اما تصورش رو هم نمی‌کردم‬

13:50.366 --> 13:51.867
‫باید پیداش کنیم‬

13:51.892 --> 13:53.692
‫توی پاریس کی می‌خواد کمکت کنه؟‬

13:54.170 --> 13:56.713
‫دیدی بیرون چه ترس و بدگمانی‌ای حاکم بود‬

13:56.738 --> 13:59.195
‫کی حاضره برای زن یه مهاجر فراری‬
‫جونش رو به خطر بندازه؟‬

13:59.220 --> 14:00.842
‫ارنست دوفارژ، شراب‌فروش‬

14:00.867 --> 14:02.351
‫مغازه‌ش توی سن‌آنتوانه‬

14:02.376 --> 14:04.336
‫- می‌تونیم از اون‌جا شروع کنیم‬
‫- نه، خطرش خیلی زیاده‬

14:04.361 --> 14:06.255
‫نه، منو می‌شناسه‬

14:06.280 --> 14:07.914
‫همیشه دوست خونواده‌م بوده‬

14:07.939 --> 14:09.691
‫اگه جون چارلز در خطره...‬

14:11.117 --> 14:12.882
‫دشمن‌هاش ممکنه همه‌جا باشن‬

14:13.372 --> 14:15.540
‫- اگه رؤیت بشی...‬
‫- نمی‌تونی ازم بخوای‬

14:15.564 --> 14:17.665
‫- فقط همین‌جا بشینم‬
‫- ازت درخواست نمی‌کنم‬

14:18.650 --> 14:20.342
‫شرط من همینه‬

14:20.637 --> 14:22.742
‫یا تنها می‌رم، یا اصلاً نمی‌رم‬

15:04.377 --> 15:06.577
‫تمومش کردی؟‬

15:15.991 --> 15:17.491
‫مرسی‬

15:24.974 --> 15:26.361
‫ترز؟‬

15:29.718 --> 15:31.438
‫یه لحظه فکر کردم...‬

15:33.402 --> 15:36.602
‫یه بطری دیگه برای دوست‌مون بیار، مهمون ما‬

15:36.812 --> 15:38.719
‫منتظر چی هستی؟‬

15:42.403 --> 15:44.330
‫چی می‌بافید، خانم؟‬

15:47.347 --> 15:48.694
‫کفن‬

15:49.891 --> 15:51.737
‫حالا همه‌مون کفن می‌بافیم‬

15:54.501 --> 15:56.168
‫چیز دیگه‌ای میل ندارید؟‬

16:16.165 --> 16:18.301
‫شب شلوغیه، جناب؟‬

16:20.891 --> 16:22.557
‫مرسی بابت اون...‬

16:24.107 --> 16:25.538
‫بابت اون بطری‬

16:27.187 --> 16:28.372
‫انگلیسی هستی‬

16:31.925 --> 16:33.367
‫شما رو می‌شناسم؟‬

16:33.368 --> 16:34.577
‫یه آشنای مشترک داریم‬

16:36.053 --> 16:37.882
‫لوسی‬

16:37.907 --> 16:39.138
‫مانت‬

16:40.074 --> 16:41.318
‫نه‬

16:41.590 --> 16:43.000
‫اشتباه گرفتی‬

16:43.024 --> 16:46.343
‫اگه بخوای، می‌تونیم داخل پیش همسرت حرف بزنیم‬

16:48.550 --> 16:51.344
‫یه حسی می‌گه ترجیح می‌دی بین خودمون بمونه‬

16:56.153 --> 16:57.862
‫لوسی، اون...‬

16:57.947 --> 16:59.268
‫الان تو پاریسه؟‬

16:59.269 --> 17:01.215
‫به‌خاطر شوهرش اومده‬

17:02.564 --> 17:04.107
‫چارلز دارنی‬

17:04.774 --> 17:06.234
‫با هم ازدواج کردن؟‬

17:09.387 --> 17:10.733
‫هیچ‌کس نباید بفهمه‬

17:11.114 --> 17:12.687
‫باید خودش رو مانت معرفی کنه‬

17:13.491 --> 17:14.617
‫پدرش...‬

17:15.410 --> 17:17.688
‫هنوز برای خیلی‌ها این‌جا قهرمانه‬

17:37.613 --> 17:39.027
‫حالت خوب نیست‬

17:46.029 --> 17:47.571
‫از کی فهمیدی؟‬

17:47.596 --> 17:49.378
‫کمی بعد از رفتن چارلز‬

17:49.402 --> 17:51.052
‫باید بهم می‌گفتی،‬
‫اون‌وقت هرگز قبول نمی‌کردم‬

17:51.076 --> 17:52.297
‫برای همین نگفتم‬

17:52.906 --> 17:54.574
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌دونه‬

18:02.075 --> 18:05.161
‫چارلز زنده‌ست‬

18:05.185 --> 18:07.028
‫- خدا رو شکر‬
‫- ولی زندانیه‬

18:07.054 --> 18:08.735
‫ارنست دوفارژ به خواست زنش‬

18:08.760 --> 18:10.134
‫توی زندان لافورس کار می‌کنه‬

18:10.159 --> 18:12.920
‫اون بین این انقلابی‌ها نفوذ زیادی داره‬

18:13.843 --> 18:15.719
‫خب، خودش چارلز رو دیده؟ باهاش حرف زده؟‬

18:15.720 --> 18:17.513
‫هیچ‌وقت با زندانی‌ها تنها نمی‌مونه‬

18:17.514 --> 18:20.139
‫تا وقتی چارلز اون‌جاست، جونش در خطره‬

18:20.164 --> 18:22.548
‫ارنست اسم کسی که متهمش کرده رو می‌دونه؟‬

18:22.572 --> 18:24.058
‫خودش که می‌گه نمی‌دونه‬

18:25.242 --> 18:27.076
‫- باید چارلز رو ببینم‬
‫- من...‬

18:27.101 --> 18:29.566
‫نه، نگو که نمی‌تونم‬

18:29.567 --> 18:32.277
‫اون شوهرمه، پدر بچه‌مه‬

18:32.278 --> 18:35.031
‫نمی‌تونم همین‌طور قایم بشم و بذارم اون عذاب بکشه‬

18:36.981 --> 18:39.400
‫باید با چشم‌های خودم ببینمش‬

18:44.362 --> 18:46.361
‫یه‌کم زمان می‌بره، ولی...‬

18:47.877 --> 18:49.212
‫شاید یه راهی باشه‬

18:58.329 --> 19:01.083
‫- بگیر بخور‬
‫- سهم منم مال شما‬

19:02.207 --> 19:03.707
‫نگران من نباش‬

19:04.124 --> 19:06.731
‫یه شقه گوشت گاو توی تنور داره می‌پزه‬

19:09.035 --> 19:12.595
‫ضیافت‌های پدر و عموتون رو یادتونه؟‬

19:13.533 --> 19:18.886
‫پرنده‌های درسته با روکش طلا، ماهی پخته در شامپاین‬

19:24.630 --> 19:26.130
‫استراحت کن‬

19:29.501 --> 19:32.201
‫از این‌جا می‌برمت بیرون‬

19:34.212 --> 19:37.265
‫اگه تبرئه‌ت نکنن، فرار می‌کنیم‬

19:38.735 --> 19:41.361
‫نمی‌ذارم تاوان جنایت‌های خونواده‌م رو بدی‬

19:58.741 --> 19:59.909
‫ارنست؟‬

20:06.664 --> 20:09.611
‫نباید برمی‌گشتید پاریس، دوشیزه لوسی‬

20:09.854 --> 20:11.374
‫منو می‌بری پیشش؟‬

20:11.398 --> 20:12.937
‫التماس‌تون می‌کنم...‬

20:13.292 --> 20:15.283
‫این رو ازم درخواست نکنید‬

20:15.715 --> 20:17.855
‫اگه بفهمن همسرش هستید...‬

20:17.880 --> 20:20.969
‫به حرمت محبتی که به من و پدرم داری،‬

20:20.970 --> 20:22.964
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:22.989 --> 20:25.432
‫بعد از اون‌همه سال دوری به زندگی‌مون آوردی،‬

20:25.433 --> 20:28.152
‫و به‌خاطر تمام کارهایی که خودت و همسرت‬
‫برای خونواده‌مون کردید،‬

20:28.177 --> 20:30.888
‫خواهش می‌کنم... منو ببر پیش شوهرم‬

20:59.701 --> 21:01.201
‫راه بیفت، برگرد سلولت‬

21:20.553 --> 21:22.349
‫هم‌سلولی چارلز بود‬

21:22.740 --> 21:23.783
‫تئوفیل‬

21:24.811 --> 21:26.353
‫همون مردی که برای نجاتش اومده بود؟‬

21:26.377 --> 21:27.896
‫امروز صبح مُرد‬

21:30.960 --> 21:32.461
‫یه خبر دیگه هم هست‬

21:32.486 --> 21:34.972
‫تونستم چند کلمه‌ای با چارلز حرف بزنم‬

21:34.997 --> 21:35.997
‫خب؟‬

21:36.963 --> 21:38.384
‫نامه‌ی تئوفیل...‬

21:39.209 --> 21:40.550
‫کار خودش نبود‬

21:49.017 --> 21:51.150
‫قراره چارلز رو محاکمه کنن‬

21:52.122 --> 21:54.415
‫- خودت گفتی که...‬
‫- فرداست‬

21:54.439 --> 21:55.783
‫آخه نمی‌تونن که‬

21:55.808 --> 21:57.350
‫هنوز حتی نمی‌دونیم به چه جرمی متهمه‬

21:57.375 --> 22:01.296
‫پس چطور باید از خودش دفاع کنه یا شاهد بیاره؟‬

22:03.171 --> 22:04.698
‫نامه‌ای که برای چارلز فرستادن‬

22:04.699 --> 22:06.508
‫و ازش خواستن بیاد پاریس...‬

22:06.951 --> 22:08.343
‫جعلی بود‬

22:11.039 --> 22:12.249
‫می‌دونستی‬

22:12.274 --> 22:13.651
‫حدس می‌زدم‬

22:13.952 --> 22:15.824
‫هیچ حدسی نداری کی ممکنه فرستاده باشه؟‬

22:15.849 --> 22:18.587
‫نه، جز خونواده‌ی خودم هیچ‌کس نمی‌دونه‬

22:18.588 --> 22:20.358
‫اون یه اورموند به دنیا اومده‬

22:20.383 --> 22:21.844
‫خب، من که فردا می‌فهمم‬

22:39.534 --> 22:42.694
‫آخرین باری که من و تو تنها بودیم رو یادمه‬

22:42.695 --> 22:45.734
‫شبِ قبل از محاکمه‌ی چارلز دارنی، نه؟‬

22:47.754 --> 22:49.378
‫اون که خوب تموم شد‬

22:50.161 --> 22:51.870
‫خیلی چیزها عوض شده‬

22:51.871 --> 22:53.997
‫نه خیلی‬

22:53.998 --> 22:57.028
‫هنوز هم توی انتخاب وکیل سلیقه‌ت تعریفی نداره‬

22:57.647 --> 23:00.463
‫تو هم هنوز همون پالتو رو داری...‬

23:01.175 --> 23:03.969
‫با این‌که توی تنت داره می‌پوسه‬

23:03.994 --> 23:06.968
‫دوبار بردمش بفروشم‬

23:06.969 --> 23:09.055
‫ولی هیچ‌وقت دلم نیومد ازش جدا بشم‬

23:20.081 --> 23:22.449
‫صبح زود راه می‌افتیم سمت دادگاه‬

23:22.473 --> 23:24.402
‫من یه‌کم بیشتر بیدار می‌مونم‬

23:25.083 --> 23:27.465
‫یه عارف پیر، یه بار ترفندی یادم داد‬

23:27.490 --> 23:29.395
‫که شب‌ها ذهن رو هوشیار نگه می‌داره‬

23:30.713 --> 23:33.324
‫با یه حوله و یه تشت آب سرد‬

23:49.220 --> 23:51.361
‫وقتی برگشتیم انگلیس، من...‬

23:52.082 --> 23:54.154
‫امیدوارم به خونه‌مون سر بزنی‬

23:55.745 --> 23:57.344
‫می‌خوام با پسرم آشنا بشی‬

23:58.020 --> 23:59.183
‫پسرت؟‬

23:59.766 --> 24:01.190
‫فکر کنم پسر باشه‬

24:03.665 --> 24:04.973
‫این کار رو می‌کنی؟‬

24:06.199 --> 24:07.623
‫میای دیدن‌مون؟‬

24:57.689 --> 24:59.189
‫سکوت!‬

25:01.034 --> 25:02.834
‫سکوت رو رعایت کنید!‬

25:04.564 --> 25:05.958
‫سکوت رو رعایت کنید!‬

25:06.235 --> 25:08.502
‫چارلز دارنی، در جایگاه متهم حاضر شو‬

25:21.163 --> 25:22.497
‫چارلز‬

25:22.521 --> 25:23.814
‫چارلز‬

25:27.160 --> 25:28.660
‫عزیزم...‬

25:29.851 --> 25:31.510
‫چارلز دارنی،‬

25:31.535 --> 25:34.575
‫سعی کردی هویت واقعی‌ت رو پنهان کنی‬

25:35.232 --> 25:38.425
‫نام واقعی‌ت اورمونده‬

25:41.136 --> 25:42.976
‫سکوت!‬

25:45.513 --> 25:47.013
‫سکوت رو رعایت کنید!‬

25:48.851 --> 25:50.631
‫بعد از مرگ عموت...‬

25:50.655 --> 25:53.982
‫لقب مارکی اورموند رو به ارث بردی‬

25:54.893 --> 25:57.046
‫به‌عنوان یک اشراف‌زاده‬

25:57.070 --> 25:58.570
‫و کسی که از وطن گریخته...‬

25:58.594 --> 26:01.801
‫حالا جانت در دست جمهوریه‬

26:12.692 --> 26:14.965
‫در دفاع از خودت چی داری بگی؟‬

26:18.296 --> 26:23.810
‫فقط این‌که ده سال پیش از نام و عنوانم چشم پوشیدم‬

26:25.774 --> 26:27.274
‫اون موقع ازشون شرم داشتم‬

26:28.525 --> 26:30.132
‫حالا هم دارم‬

26:30.209 --> 26:33.209
‫شاهدی داری که حرفت رو تأیید کنه؟‬

26:35.800 --> 26:37.300
‫دیگه نه‬

26:39.004 --> 26:41.097
‫دیروز در آغوشم مُرد‬

26:44.681 --> 26:46.181
‫من خائن نیستم‬

26:46.485 --> 26:48.485
‫من خائن نیستم!‬

26:49.195 --> 26:53.502
‫سال‌ها پیش از امتیاز اشرافیِ موروثی‌م چشم پوشیدم‬

26:54.479 --> 26:57.199
‫من همیشه به آزادی باور داشتم،‬

26:57.643 --> 27:00.063
‫به حقوق همه‌ی انسان‌ها‬

27:01.354 --> 27:05.121
‫و از همون آغاز انقلاب‌شون،‬

27:05.392 --> 27:07.952
‫خیلی قبل‌تر از رسیدن ارتش فرانسه،‬

27:09.522 --> 27:11.789
‫در کنار برادران آمریکایی‌مون جنگیدم‬

27:14.393 --> 27:17.546
‫و انقلاب خودمون چی؟ به اون هم باور داری؟‬

27:18.890 --> 27:20.390
‫باور داشتم‬

27:20.707 --> 27:22.207
‫مشتاقش هم بودم‬

27:24.031 --> 27:25.531
‫الان چطور؟‬

27:32.457 --> 27:34.164
‫الان دیگه مطمئن نیستم‬

27:43.535 --> 27:47.755
‫کسی هست که به نفع زندانی شهادت بده؟‬

27:49.372 --> 27:50.872
‫بله‬

27:51.509 --> 27:53.009
‫من‬

28:01.320 --> 28:03.333
‫من الکساندر مانت هستم‬

28:04.744 --> 28:08.424
‫بعضی‌هاتون شاید منو به‌عنوان دکتری بشناسید که‬
‫از باستیل فرار کرد‬

28:15.801 --> 28:19.168
‫چارلز دارنی توی فرارم بهم کمک کرد‬

28:20.912 --> 28:24.072
‫من هم به‌ناحق زندانی شدم‬

28:24.496 --> 28:26.682
‫منو به‌زور از آغوش عزیزانم جدا کردن‬

28:28.546 --> 28:31.246
‫اما رنج دیرینه‌ام بهم قدرت داده‬

28:35.284 --> 28:37.257
‫چارلز دارنی...‬

28:37.481 --> 28:39.681
‫فرزند وفادار فرانسه‌ست‬

28:43.305 --> 28:45.158
‫و همچنین داماد خود منه‬

28:52.535 --> 28:55.188
‫اگه این دادگاه برای من‬

28:55.213 --> 28:57.612
‫یا سرگذشتم احترامی قائله، آزادش کنید‬

29:00.316 --> 29:02.036
‫ازتون تمنا می‌کنم‬

29:12.673 --> 29:15.620
‫چه کسی این زندانی رو متهم کرده؟‬

29:19.103 --> 29:21.536
‫چه کسی این زندانی رو متهم کرده؟‬

29:21.913 --> 29:24.833
‫خود الکساندر مانت‬

29:32.230 --> 29:35.817
‫این برگه‌ها رو روز سقوط باستیل از اون‌جا برداشتم‬

29:36.548 --> 29:39.621
‫سلول شماره‌ی ۱۰۵، برج شمالی‬

29:40.238 --> 29:42.451
‫سلول خود دکتر مانت‬

29:52.135 --> 29:55.128
‫من، الکساندر مانت،‬

29:55.152 --> 29:58.339
‫این صفحات را در واپسین ماهِ‬
‫دهمین سال اسارتم می‌نویسم‬

29:59.530 --> 30:05.650
‫ذهنم رو به زوال است، اما شرح جنایاتی را که...‬

30:06.567 --> 30:09.934
‫مرا به این زندان غمبار کشاند، ثبت می‌کنم‬

30:15.418 --> 30:19.645
‫شبی در اواخر دسامبر سال ۱۷۶۴،‬

30:19.862 --> 30:22.329
‫در راه بازگشت به خانه، جلویم را گرفتند‬

30:25.806 --> 30:28.353
‫مارکی اورموند و برادرش بودند‬

30:33.871 --> 30:37.171
‫مجبورم کردند همراه‌شان به عمارت‌شان بروم‬

30:38.008 --> 30:41.347
‫آن‌جا با صحنه‌ای چنان دلخراش روبه‌رو شدم که‬

30:41.372 --> 30:45.659
‫بعد از این‌همه سال، یادش هنوز به وحشتم می‌اندازد‬

30:46.949 --> 30:48.609
‫دختری جوان،‬

30:49.607 --> 30:51.620
‫با لباس‌های ژنده‌ی روستایی‬

30:51.644 --> 30:54.091
‫- دست‌وپایش را به تخت بسته بودند‬
‫- بابا...‬

30:54.115 --> 30:58.328
‫شالی ابریشمی در دهانش فرو کرده بودند تا‬
‫جیغ و فریادش را خفه کنند‬

30:59.699 --> 31:04.332
‫چنان وحشیانه به او تعرض کرده بودند که‬
‫به مرگ نزدیک بود‬

31:07.183 --> 31:10.370
‫هرچه از دستم برمی‌آمد برای نجاتش انجام دادم‬

31:10.394 --> 31:11.894
‫اما کافی نبود‬

31:16.225 --> 31:20.205
‫وقتی آخرین نفسِ آن بی‌گناه بینوا‬
‫به‌زحمت از سینه‌اش بیرون آمد‬

31:20.229 --> 31:23.102
‫مارکی کیسه‌ی پولی به طرفم گرفت...‬

31:23.606 --> 31:26.166
‫تا سکوتم را بخرد‬

31:27.757 --> 31:30.644
‫اما نتوانستم خودم را راضی کنم که آن را قبول کنم‬

31:33.015 --> 31:35.782
‫آشفته و پریشان به خانه برگشتم‬

31:35.806 --> 31:43.779
‫دو نامه نوشتم، اولی برای دوست عزیزم،‬
‫جارویس لوری، از بانک تلستن...‬

31:44.990 --> 31:54.517
‫و از او خواستم همان شب به من و دخترم‬
‫کمک کند از پاریس فرار کنیم‬

32:00.428 --> 32:07.048
‫نامه‌ی دیگر را برای وزیر دادگستری فرستادم،‬

32:07.072 --> 32:11.739
‫و جنایاتی را که هم قربانی‌شان بودم و هم شاهدشان،‬
‫در آن شرح دادم‬

32:14.556 --> 32:16.856
‫می‌دانستم چه خطری را به جان می‌خرم‬

32:16.880 --> 32:18.933
‫اما نمی‌توانستم سکوت کنم‬

32:21.430 --> 32:25.403
‫اما اورموندها زودتر از آنچه فکر می‌کردم،‬
‫سراغم آمدند‬

32:26.327 --> 32:30.787
‫و از آن شب تا امروز زندانیِ تیره‌بخت بوده‌ام‬

32:32.000 --> 32:38.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:39.797 --> 32:41.750
‫تموم شد، شهروند؟‬

32:48.561 --> 32:50.061
‫تقریباً‬

32:54.325 --> 32:57.025
‫شاید بهتر باشه دکتر مانتِ محترم‬

32:57.762 --> 32:59.669
‫این بخش آخر رو خودش بخونه‬

32:59.700 --> 33:01.347
‫این مرد هیچ جرمی نکرده، سزاوار این...‬

33:01.371 --> 33:03.531
‫ایشون برای حرف زدن اومده‬

33:03.555 --> 33:05.115
‫تا شهادت بده‬

33:05.139 --> 33:06.846
‫بذار شهادتش رو تموم کنه‬

33:07.723 --> 33:09.223
‫نه‬

33:09.407 --> 33:12.380
‫شهروند مانت، باید بخونید!‬

33:32.995 --> 33:34.663
‫من...‬

33:37.047 --> 33:38.960
‫الکساندر مانت...‬

33:41.617 --> 33:46.644
‫سوگند می‌خورم هرچه نوشته‌ام‬
‫دقیقاً همان‌طور رخ داده است‬

33:49.734 --> 33:51.474
‫محکوم می‌کنم...‬

33:53.078 --> 33:55.198
‫خواهش می‌کنم، تمنا می‌کنم...‬

33:55.222 --> 33:56.855
‫بخونید‬

34:03.899 --> 34:07.806
‫اورموندها را تا آخرین بازمانده‌ی نسل‌شان‬
‫محکوم می‌کنم‬

34:08.803 --> 34:10.303
‫نفرین‌شان می‌کنم...‬

34:11.907 --> 34:13.680
‫ادامه بدید‬

34:15.391 --> 34:18.504
‫و این صلیبِ خونین را بر نام‌شان می‌زنم‬

34:29.062 --> 34:32.695
‫با دست‌نوشته‌ی پدرزن خودش محکوم شد‬

34:40.225 --> 34:42.198
‫این کارهات واسه چیه؟‬

34:42.822 --> 34:45.629
‫اون دختری که کشتن، خواهر من بود‬

34:49.327 --> 34:52.774
‫من هم اون‌جا بودم، پنهان شده بودم‬

34:54.331 --> 34:55.831
‫همه‌چیز رو دیدم،‬

34:56.548 --> 34:59.494
‫همه‌چیز رو شنیدم، تک‌تک لحظه‌هاش رو،‬

35:01.178 --> 35:03.085
‫هر کاری که باهاش کردن‬

35:04.563 --> 35:07.643
‫پدر چارلز، عموش،‬

35:09.980 --> 35:16.907
‫اورموندها و امثال‌شون دشمنان واقعی فرانسه‌ان‬

35:16.931 --> 35:23.031
‫امروز عدالت می‌خوام، انتقام می‌خوام برای خواهرم‬

35:23.682 --> 35:26.222
‫برای تمام کسانی که رنج کشیدن‬

35:27.592 --> 35:31.272
‫مرگ بر تمام دشمنان جمهوری!‬

35:31.296 --> 35:32.936
‫مرگ!‬

35:33.307 --> 35:39.214
‫مرگ! مرگ! مرگ!‬

35:39.238 --> 35:42.232
‫چارلز اورموند، مشهور به دارنی‬

35:42.523 --> 35:45.397
‫مجرم شناخته شدی و به مرگ محکوم می‌شی‬

35:51.213 --> 35:53.574
‫- لوسی...‬
‫- نه، نه...‬

35:58.904 --> 36:00.404
‫دوستت دارم‬

36:00.428 --> 36:02.188
‫دوستت دارم‬

36:46.403 --> 36:48.209
‫باید راهی باشه‬

36:48.884 --> 36:51.761
‫راهی برای اعتراض به حکم یا گرفتن عفو‬

36:53.568 --> 36:57.465
‫ترز بود که نامه‌ی جعلی رو برای چارلز فرستاد‬

36:57.466 --> 36:59.842
‫همه‌چیز نقشه‌ی اون بود‬

36:59.843 --> 37:02.304
‫می‌دونست چارلز هیچ‌وقت تئوفیل رو‬
‫رها نمی‌کنه تا بمیره‬

37:03.247 --> 37:04.938
‫از انسانیتش سوءاستفاده کرد‬

37:05.140 --> 37:06.724
‫تقصیر منه‬

37:06.725 --> 37:09.769
‫نوشته‌های خودم... خون خودم‬

37:09.770 --> 37:11.396
‫هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم‬

37:12.731 --> 37:14.982
‫تو می‌دونستی‬

37:14.983 --> 37:17.527
‫تمام این مدت می‌دونستی چارلز یه اورمونده...‬

37:18.954 --> 37:21.859
‫و این‌که اورموندها تو رو زندانی کرده بودن‬

37:22.628 --> 37:24.559
‫چرا بهم نگفتی؟‬

37:26.882 --> 37:31.101
‫دلیلی نمی‌دیدم چارلز رو‬
‫به‌خاطر اسم و خونواده‌ش قضاوت کنم‬

37:31.126 --> 37:33.045
‫اما اگه می‌دونستیم، هیچ‌وقت...‬

37:33.512 --> 37:35.336
‫من جلوش رو می‌گرفتم‬

37:35.337 --> 37:36.338
‫متأسفم‬

37:38.200 --> 37:39.731
‫خیلی متأسفم‬

37:54.950 --> 37:57.159
‫باید از پاریس خارج‌شون کنیم‬

37:57.646 --> 38:00.315
‫چارلز فردا ظهر اعدام می‌شه‬

38:00.339 --> 38:03.175
‫دیدی امروز توی دادگاه چطور تشنه‌ی خون بودن‬

38:04.074 --> 38:06.701
‫کی می‌دونه بعدش سراغ کی می‌رن‬

38:06.702 --> 38:08.893
‫لوسی هیچ‌وقت چارلز رو جا نمی‌ذاره‬

38:08.918 --> 38:10.455
‫پس راضی‌ش می‌کنیم‬

38:11.748 --> 38:13.878
‫نمی‌شه نجاتش داد؟‬

38:16.805 --> 38:18.666
‫هیچ عفوی در کار نیست‬

38:37.450 --> 38:39.237
‫چرا هیچ‌وقت چیزی نگفتی؟‬

38:39.261 --> 38:41.554
‫از بلایی که سر خواهرت آوردن،‬
‫چرا هیچ‌وقت بهم نگفتی؟‬

38:41.578 --> 38:43.778
‫اگه می‌گفتم، چی کار می‌کردی؟‬

38:43.802 --> 38:45.302
‫نمی‌دونم‬

38:45.793 --> 38:47.726
‫کنارت می‌موندم‬

38:47.990 --> 38:50.423
‫به حرف‌هات گوش می‌دادم، می‌تونستم کمکت کنم‬

38:50.920 --> 38:53.587
‫تو زیادی درگیر نجات آدم‌هایی بودی‬

38:53.904 --> 38:56.651
‫که از اون در می‌اومدن تو...‬

38:58.609 --> 39:00.196
‫به‌خاطرش ازم دلخوری؟‬

39:00.220 --> 39:02.700
‫دیگه هیچ حسی بهت ندارم‬

39:02.724 --> 39:04.224
‫دروغ می‌گی‬

39:04.248 --> 39:06.528
‫مراقب حرف‌هات باش، شهروند‬

39:06.552 --> 39:09.966
‫سی سال زیر سایه‌ی ضعف تو، خودم هم ضعیف شدم‬

39:09.990 --> 39:11.490
‫ولی دیگه نه‬

39:12.193 --> 39:15.093
‫اورموندها، این دشمنان فرانسه...‬

39:15.118 --> 39:16.944
‫حالا می‌فهمن وقتی جون آدم بی‌ارزشه، چه حسی داره‬

39:16.968 --> 39:19.422
‫چی رو بفهمن؟‬
‫این کشتاری رو که اسمش رو گذاشتی عدالت؟‬

39:19.446 --> 39:21.199
‫ما رنج کشیدیم، اونا هم باید بکشن‬

39:21.223 --> 39:23.789
‫خونواده‌ی مانت تنها خونواده‌ایه که تو عمرم داشتم‬

39:24.120 --> 39:25.620
‫این رو می‌فهمی؟‬

39:25.878 --> 39:27.252
‫این ماجرا کِی تموم می‌شه؟‬

39:27.276 --> 39:30.449
‫هر وقت تونستی جلوی باد و آتیش رو بگیری،‬
‫جلوی منم می‌تونی بگیری‬

39:33.953 --> 39:36.246
‫نمی‌فهمم چرا همه‌ی این کارها رو کردیم‬

39:45.743 --> 39:47.430
‫از زنی که دوستش داشتم...‬

39:48.000 --> 39:49.860
‫دیگه چیزی باقی نمونده‬

40:28.009 --> 40:29.462
‫یه سؤال...‬

40:30.392 --> 40:33.075
‫دوران کودکی‌ت برات خیلی دور به نظر می‌رسه؟‬

40:35.710 --> 40:39.466
‫فکر می‌کنی از روزهای جوونی‌ت خیلی گذشته؟‬

40:40.240 --> 40:41.565
‫حس می‌کنم...‬

40:42.621 --> 40:44.658
‫دارم در دایره‌ای سِیر می‌کنم...‬

40:45.867 --> 40:50.046
‫و هر لحظه بیشتر به نقطه‌ی آغاز نزدیک می‌شم‬

40:51.950 --> 40:53.493
‫این حس رو درک می‌کنم‬

41:01.470 --> 41:04.079
‫خوابیده، اما خوابش آشفته‌ست‬

41:10.927 --> 41:14.222
‫من هم آماده‌ام برم بخوابم‬

41:28.004 --> 41:30.297
‫حتماً یه راهی هست‬

41:30.321 --> 41:32.092
‫- راهی نیست‬
‫- نمی‌تونم یه گوشه بشینم‬

41:32.117 --> 41:33.284
‫و بذارم بکشنش‬

41:33.308 --> 41:34.977
‫نه، تو از این‌جا می‌ری‬

41:35.572 --> 41:37.156
‫الان تنها چیزی که اهمیت داره،‬

41:37.180 --> 41:38.641
‫امنیت تو و بچه‌ست‬

41:38.666 --> 41:40.291
‫اما اون شوهرمه‬

41:40.315 --> 41:41.408
‫دقیقاً‬

41:45.253 --> 41:47.004
‫اون هم همین رو می‌خواد‬

41:47.005 --> 41:48.703
‫از کجا می‌دونی؟‬

41:49.080 --> 41:51.533
‫چون منم جای اون بودم، همین رو می‌خواستم‬

41:53.714 --> 41:56.180
‫ده سال تمام ازش متنفر بودم‬

41:56.181 --> 41:58.341
‫و خودم رو قانع کرده بودم که‬

41:58.366 --> 41:59.743
‫هیچ شباهتی به هم نداریم‬

42:02.825 --> 42:04.186
‫حقیقت اینه که...‬

42:05.855 --> 42:07.555
‫هر دومون عاشق همون زنیم‬

42:10.362 --> 42:12.252
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستی منو از خودم نجات بدی‬

42:12.277 --> 42:13.945
‫حالا هم نمی‌تونی چارلز رو نجات بدی‬

42:30.382 --> 42:31.842
‫باید چی کار کنم؟‬

42:33.134 --> 42:34.474
‫از پاریس برو‬

42:35.776 --> 42:37.595
‫فردا سر ظهر،‬

42:38.246 --> 42:40.808
‫ترز و بقیه مشغول تماشای اعدام‌ها هستن‬

42:40.809 --> 42:42.251
‫تنها فرصت مطمئن‌مونه که‬

42:42.276 --> 42:44.547
‫تو و الکساندر رو از شهر خارج کنیم‬

42:44.571 --> 42:46.310
‫اون‌وقت بهش چی بگم...‬

42:47.501 --> 42:49.783
‫درباره‌ی پدری که هیچ‌وقت نمی‌شناسه؟‬

42:51.194 --> 42:52.612
‫حقیقت رو بهش بگو‬

42:55.718 --> 42:57.851
‫اون از همه‌مون آدم بهتری بود‬

42:59.459 --> 43:02.079
‫مردی که هر فداکاری‌ای رو به جون می‌خرید‬

43:02.080 --> 43:03.777
‫برای کسانی که دوست‌شون داشت‬

43:05.875 --> 43:08.878
‫حتی جونش رو برای دوستی به خطر انداخت...‬

43:10.238 --> 43:12.078
‫که ده سالِ تمام ندیده بودش‬

43:15.557 --> 43:18.618
‫از هرکسی که می‌شناسم،‬
‫ بیشتر می‌تونست جینِ خالی بخوره‬

43:24.978 --> 43:26.654
‫باید استراحت کنی‬

43:28.189 --> 43:29.267
‫یه چیزی بخور‬

43:29.292 --> 43:30.752
‫نه، اشتها ندارم‬

43:32.942 --> 43:36.676
‫مادرم وقتی من رو باردار بود، هر روز صبح،‬

43:36.701 --> 43:39.597
‫یه پیمانه شیر داغ می‌خورد‬

43:39.622 --> 43:41.119
‫می‌گفت حالت تهوعش رو آروم می‌کنه‬

43:43.755 --> 43:46.537
‫شاید هم برندی‌ای که قاطی‌ش می‌کرد‬
‫تهوعش رو آروم می‌کرد‬

43:54.114 --> 43:56.178
‫همیشه می‌دونستم عاقبتم مثل اون می‌شه‬

43:58.386 --> 43:59.804
‫تا این‌که تو رو دیدم‬

44:03.285 --> 44:05.369
‫برای اولین‌بار از وقتی بچه بودم،‬

44:05.393 --> 44:08.759
‫با خودم گفتم:‬
‫"اگه اون چیزی در من می‌بینه..."‬

44:10.231 --> 44:11.316
‫چی رو؟‬

44:14.486 --> 44:16.232
‫چیزی که بشه براش زندگی کرد‬

44:18.188 --> 44:19.574
‫و دوستش داشت‬

44:20.909 --> 44:22.533
‫من دیدمش‬

44:24.996 --> 44:26.412
‫هنوز هم می‌بینمش‬

44:36.691 --> 44:38.077
‫زندگی‌ای که دوست داری‬

44:48.673 --> 44:50.786
‫ترتیب کارها رو می‌دم‬

44:52.273 --> 44:55.254
‫سر ظهر راه می‌افتیم‬

44:59.197 --> 45:00.281
‫مرسی‬

45:01.931 --> 45:03.343
‫برای چی؟‬

45:03.368 --> 45:04.911
‫چیزی بهم دادی که هیچ‌وقت نداشتم...‬

45:08.957 --> 45:10.083
‫امید‬

45:12.085 --> 45:14.108
‫به این‌که شاید بتونم آدم بهتری بشم‬

47:01.576 --> 47:03.160
‫می‌دونم‬

47:03.355 --> 47:06.107
‫اما چاره‌ای ندارید، باید برید‬

47:06.132 --> 47:08.450
‫اعدام‌ها ظهر شروع می‌شن،‬

47:08.451 --> 47:11.036
‫و تو و پدرت باید خیلی از شهر دور شده باشید،‬

47:11.060 --> 47:12.943
‫پیش از این‌که تموم بشن‬

47:18.795 --> 47:19.921
‫بابا‬

47:20.588 --> 47:21.755
‫وقتشه‬

47:25.009 --> 47:26.222
‫نه‬

47:27.971 --> 47:29.517
‫لوسی؟‬

47:29.542 --> 47:32.722
‫کالسکه رو آماده کن. می‌دونم کجاست‬

47:32.747 --> 47:34.082
‫لوسی، نمی‌تونیم...‬

47:44.425 --> 47:48.392
‫پنجاه‌ودو جان به دیدار مادام گیوتین می‌رن‬

47:59.669 --> 48:01.028
‫بابا؟‬

48:05.216 --> 48:06.442
‫بابا!‬

48:14.846 --> 48:15.896
‫بابا‬

48:16.730 --> 48:17.814
‫بیا بریم‬

48:17.838 --> 48:19.571
‫خیلی آشفته بود‬

48:23.522 --> 48:25.736
‫به‌زور می‌تونست حرف بزنه‬

48:28.867 --> 48:32.420
‫اومده بود التماس کنه،‬
‫ازم خواست شوهرت رو ببخشم‬

48:33.917 --> 48:35.784
‫گفت به‌جاش جونِ خودش رو بگیرم‬

48:39.301 --> 48:42.428
‫وقتی فهمید امیدی نیست، از حال رفت‬

48:43.045 --> 48:45.046
‫از ما فاصله بگیر‬

48:45.070 --> 48:46.570
‫می‌دونی این چیه؟‬

48:48.901 --> 48:52.468
‫قرار بود هدیه باشه،‬
‫شالی برای دختر کوچولویی به اسم ژولیت‬

48:52.752 --> 48:55.712
‫اما اورموندها اون رو هم کشتن‬

48:55.816 --> 48:57.316
‫این اسم‌ها رو می‌بینی؟‬

49:00.887 --> 49:03.254
‫همه‌شون اشراف‌زاده‌هایی بودن که‬
‫تاوان کارهاشون رو دادن‬

49:05.498 --> 49:07.698
‫و این پایین...‬

49:10.569 --> 49:12.829
‫اسم بچه‌ای رو می‌نویسم که توی شکمته‬

49:16.793 --> 49:18.806
‫همون لحظه‌ی اول که دیدمت، فهمیدم‬

49:20.041 --> 49:21.128
‫نه‬

49:24.397 --> 49:25.480
‫خواهش می‌کنم‬

49:25.504 --> 49:27.171
‫عین حرف‌های پدر خودته‬

49:27.842 --> 49:30.098
‫نفرین بر خون و نسل همه‌ی اورموندها،‬

49:30.489 --> 49:31.968
‫التماست می‌کنم‬

49:32.030 --> 49:33.721
‫این کار رو نکن‬

49:33.965 --> 49:35.892
‫تا آخرین بازمانده‌ی این خاندان‬

49:37.598 --> 49:39.052
‫خواهش می‌کنم‬

49:42.183 --> 49:43.683
‫التماست می‌کنم‬

49:46.120 --> 49:47.511
‫لوسی؟‬

50:17.292 --> 50:18.459
‫لوسی؟‬

50:20.103 --> 50:22.470
‫ترز، دیرمون می‌شه‬

50:22.729 --> 50:25.291
‫- باید بریم، یالا‬
‫- نه، نه‬

50:26.217 --> 50:27.562
‫هستر، زود باش‬

50:28.546 --> 50:30.919
‫ترز، کجایی؟‬

51:09.817 --> 51:11.404
‫ده دقیقه‬

51:17.200 --> 51:18.339
‫سیدنی؟‬

51:20.271 --> 51:22.408
‫آخرین کسی که دلت می‌خواست‬

51:22.433 --> 51:24.581
‫لحظه‌های آخرت رو باهاش بگذرونی‬

51:24.855 --> 51:26.159
‫تو رو هم...‬

51:26.709 --> 51:27.958
‫زندانی کردن؟‬

51:27.983 --> 51:29.228
‫می‌خوای زنده بمونی؟‬

51:32.590 --> 51:33.841
‫سؤال ساده‌ایه‬

51:36.511 --> 51:37.761
‫معلومه که آره‬

51:37.762 --> 51:39.348
‫هر چی می‌گم، مو به مو انجام بده‬

51:39.373 --> 51:41.115
‫همه‌ی لباس‌هات رو دربیار‬

51:41.288 --> 51:42.622
‫چکمه‌هات رو دربیار‬

51:43.229 --> 51:44.421
‫چرا؟‬

51:48.603 --> 51:51.055
‫نه، نه، نه، نه‬

51:51.080 --> 51:52.359
‫الان وقت این ادا و اطوار نیست‬

51:52.360 --> 51:53.943
‫- نه، گفتم نه‬
‫- چرا؟‬

51:53.968 --> 51:57.697
‫چون شاید این یه بار،‬
‫قهرمان قصه‌ی هر دومون من باشم؟‬

51:57.698 --> 51:59.199
‫بحث غرور نیست‬

51:59.200 --> 52:01.097
‫- نیست؟‬
‫- نه‬

52:01.122 --> 52:03.932
‫نمی‌ذارم تو یا هیچ مرد دیگه‌ای به‌خاطر من بمیره‬

52:08.270 --> 52:10.449
‫فکر می‌کنی این کارم فقط به‌خاطر توئه؟‬

52:12.313 --> 52:15.649
‫من تمام این سال‌ها عاشقش بودم‬

52:18.973 --> 52:21.805
‫شاید نه اون‌طور که تو دوستش داشتی،‬
‫ولی به همون مدت دوستش داشتم‬

52:21.806 --> 52:23.557
‫نمی‌تونم‬

52:23.558 --> 52:26.046
‫می‌تونی... و این کار رو می‌کنی‬

52:26.071 --> 52:28.646
‫جون تو کم‌ارزش‌تر از جون من نیست‬

52:29.277 --> 52:31.787
‫اما زندگی تو فقط مال خودت نیست، رفیق‬

52:33.297 --> 52:37.196
‫از همون روزی که انتخابت کرد، زندگی‌ت مال اون شد‬

52:40.453 --> 52:41.809
‫بهای پیروزی‬

52:43.992 --> 52:45.285
‫راستی...‬

52:47.999 --> 52:49.917
‫حالا مال یه نفر دیگه هم هست،‬

52:52.545 --> 52:54.297
‫مال بچه‌ای که توی شکمشه‬

52:56.674 --> 52:57.675
‫چی؟‬

53:00.029 --> 53:01.185
‫اون...‬

53:03.837 --> 53:05.255
‫بارداره؟‬

53:11.112 --> 53:12.198
‫می‌بینی...‬

53:15.363 --> 53:16.969
‫نه تو می‌تونی سر باز بزنی...‬

53:18.099 --> 53:19.557
‫نه من‬

55:29.160 --> 55:30.703
‫عمر درازی داشته باش‬

55:32.585 --> 55:34.260
‫پیر و چاق شو‬

55:36.125 --> 55:38.157
‫و تو رو به خدا، زشت هم بشو‬

55:49.705 --> 55:51.332
‫به جای هر دومون دوستش داشته باش‬

56:00.669 --> 56:02.076
‫اومد‬

56:19.920 --> 56:21.047
‫برو‬

56:46.296 --> 56:48.076
‫محکوم‌ها رو آماده کنید‬

57:30.358 --> 57:31.698
‫مرسی‬

57:31.722 --> 57:33.222
‫موفق باشی، چارلز‬

58:01.440 --> 58:03.235
‫داریم برمی‌گردیم خونه، بابا‬

58:03.411 --> 58:05.399
‫- می‌ریم خونه‬
‫- زود باشید، زود باشید‬

58:08.129 --> 58:11.679
‫همین که جسدش رو پیدا کنن، میان سراغ‌مون‬

58:11.704 --> 58:13.323
‫تو نجات‌مون دادی‬

58:13.324 --> 58:15.074
‫جون من رو نجات دادی‬

58:15.075 --> 58:16.576
‫سیدنی...‬

58:16.577 --> 58:17.912
‫سیدنی رو دیدی؟‬

58:18.954 --> 58:20.080
‫نه‬

58:42.357 --> 58:44.270
‫وقتشه، اورموند‬

58:54.294 --> 58:58.927
‫بجنبید، شهروندان! اعدام‌ها سر ظهر شروع می‌شن‬

58:59.241 --> 59:01.695
‫بجنبید، شهروندان!‬

01:03:09.715 --> 01:03:11.375
‫بجنبید!‬

01:03:11.399 --> 01:03:13.719
‫پخش بشید. باید پیداشون کنیم!‬

01:03:16.896 --> 01:03:18.809
‫نمی‌تونن زیاد دور شده باشن‬

01:03:29.766 --> 01:03:32.533
‫شهروند چارلز اورموند!‬

01:04:13.684 --> 01:04:15.185
‫تو می‌دونستی؟‬

01:04:18.605 --> 01:04:19.940
‫بله‬

01:04:40.294 --> 01:04:41.378
‫راسته؟‬

01:04:47.700 --> 01:04:49.077
‫بله‬

01:05:22.493 --> 01:05:24.358
‫"زندگی‌ای که دوست داری"‬

01:05:39.989 --> 01:05:41.709
‫درنگ نکن‬

01:05:42.524 --> 01:05:44.117
‫برنگرد‬

01:05:46.652 --> 01:05:48.328
‫با دل‌وجان این کار را می‌کنم‬

01:05:51.490 --> 01:05:54.159
‫برای نخستین‌بار پس از سال‌ها،‬
‫همه‌چیز را به‌روشنی می‌بینم‬

01:05:58.288 --> 01:06:01.958
‫تو و چارلز را در لندن می‌بینم، آسوده و در امان‬

01:06:03.043 --> 01:06:07.714
‫الکساندر و هستر را می‌بینم،‬
‫و خوشبختی‌ای را که سزاوار همه‌تان است‬

01:06:10.681 --> 01:06:13.057
‫شهری زیبا می‌بینم‬

01:06:13.082 --> 01:06:16.933
‫و مردمی شادمان که از این ورطه سر برمی‌آورند‬

01:06:23.391 --> 01:06:26.262
‫و در تلاش‌شان برای رسیدن به آزادیِ واقعی...‬

01:06:28.196 --> 01:06:31.693
‫پلیدیِ این دوران را می‌بینم که رو به زوال می‌رود‬

01:06:38.412 --> 01:06:43.375
‫فرزندت را می‌بینم،‬
‫سال‌های زندگی‌اش سرشار از موسیقی و خنده است‬

01:06:44.514 --> 01:06:45.862
‫همچنین خردِ پدرش‬

01:06:46.628 --> 01:06:48.629
‫و از همه مهم‌تر،‬

01:06:48.630 --> 01:06:50.048
‫مهرِ مادرش‬

01:06:51.591 --> 01:06:53.598
‫می‌بینم که پیر می‌شوی‬

01:06:56.096 --> 01:06:57.389
‫زندگی‌ات را تا به آخر زیسته‌ای‬

01:06:58.557 --> 01:07:00.392
‫و دلی سرشار داری‬

01:07:01.540 --> 01:07:03.999
‫و می‌دانی که هرگز‬

01:07:04.023 --> 01:07:07.860
‫بیش از امروز، در این‌جا، محبوب نبوده‌ای...‬

01:07:08.859 --> 01:07:10.694
‫وقتی دلم را پیش تو گشودم...‬

01:07:11.633 --> 01:07:13.943
‫آن هم پیش تو، از بین تمام آدم‌ها‬

01:07:17.136 --> 01:07:21.620
‫این کاری که اکنون می‌کنم، به‌مراتب بهتر‬

01:07:21.621 --> 01:07:24.058
‫از هر کاری‌ست که تاکنون کرده‌ام‬

01:07:24.499 --> 01:07:28.420
‫و آرامشی که به سویش می‌روم،‬
‫از هر آرامشی که تاکنون به خود دیده‌ام‬

01:07:29.546 --> 01:07:32.078
‫به‌مراتب بهتر و برتر است‬

01:07:33.000 --> 01:07:53.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
