1
00:00:20,000 --> 00:00:30,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:30,020 --> 00:00:32,020
مترجم:  SorenA

3
00:00:34,040 --> 00:00:36,250
‫خب، همگی!

4
00:00:36,330 --> 00:00:39,920
‫میدونستین ساگا
‫یه همچین تلسکوپ بزرگی داره؟

5
00:00:40,000 --> 00:00:43,790
‫همیشه دلم میخواست
‫از این رصدخونه دیدن کنم!

6
00:00:43,880 --> 00:00:46,290
‫میتونی یه موتور با یه همچین
‫اگزوزی رو تصور کنی؟!

7
00:00:46,380 --> 00:00:48,420
‫عین یه توپ جنگیه.

8
00:00:48,500 --> 00:00:50,750
‫باعث میشه سیاره‌های دوردست
‫خیلی بزرگتر به نظر بیان،

9
00:00:50,830 --> 00:00:52,960
‫و شرط میبندم حتی میتونی
‫باهاش شهاب‌سنگ‌ها رو هم ببینی.

10
00:00:53,040 --> 00:00:55,130
‫خیلی هیجان‌انگیزه!

11
00:00:55,210 --> 00:00:57,460
‫ساکورا-سان رفتارش از خودِ
‫بچه‌ها هم بچگانه‌تره.

12
00:00:57,540 --> 00:01:00,330
‫همیشه یه بچه هست که
‫واسه این چیزا ذوق کنه.

13
00:01:00,420 --> 00:01:03,250
‫حالا نوبت اینه که کار رو
‫بسپریم دستِ

14
00:01:03,330 --> 00:01:05,880
‫متخصص ستاره‌شناسی‌مون،
‫داداش نائوماسا!

15
00:01:05,960 --> 00:01:07,880
‫اگه از من بپرسی، یارو بیشتر
‫شبیه عموهاست تا داداش.

16
00:01:07,960 --> 00:01:12,170
‫- ساکی چان!
‫- بیاین همگی صداش کنیم!

17
00:01:12,250 --> 00:01:13,460
‫آماده این...؟

18
00:01:13,540 --> 00:01:17,420
‫داداش نائوماسا!

19
00:01:17,500 --> 00:01:19,540
‫ا-الان میام!

20
00:01:19,880 --> 00:01:22,040
‫عه، داری چیکار میکنی؟

21
00:01:22,130 --> 00:01:24,420
‫هی، یالا دیگه!

22
00:01:24,500 --> 00:01:26,710
‫- میدونی، شاید بهتر باشه من...
‫- تکون بخور دیگه!

23
00:01:26,790 --> 00:01:30,420
‫چیز خاصی نیست.
‫فقط کار همیشگیت رو بکن!

24
00:01:40,920 --> 00:01:44,420
‫ام، خ-خوش اومدین به یومگینگا.

25
00:01:44,500 --> 00:01:46,380
‫خیلی خوشحالیم که اینجایین!

26
00:01:46,460 --> 00:01:47,960
‫ام، همگی،

27
00:01:48,080 --> 00:01:50,960
‫امروز قراره با استفاده از تلسکوپ
‫به ستاره‌ها نگاه کنیم.

28
00:01:51,080 --> 00:01:52,630
‫- باشه!
‫- من همین الانم یکیش رو میبینم!

29
00:01:54,630 --> 00:01:58,630
‫فکر کنم اون عیوق باشه...
‫یا شایدم کمربند جبار؟

30
00:01:58,710 --> 00:02:02,960
‫اونا خانواده‌ی ستاره‌های دنباله‌دارِ
‫جادویی و چشمک‌زنِ لیلی هستن!

31
00:02:03,080 --> 00:02:05,420
‫ج-جادویی... چ-چشمک‌زن...؟

32
00:02:06,170 --> 00:02:07,710
‫انقدر به ما زل نزن!

33
00:02:07,790 --> 00:02:09,080
‫تو میتونی!

34
00:02:09,830 --> 00:02:12,420
‫ای بابا!

35
00:02:12,500 --> 00:02:14,460
‫اون چیه؟

36
00:02:15,420 --> 00:02:19,630
‫- بچه‌های خوبی باشین و نوبتی نگاه کنین، باشه؟
‫- این ستاره‌ی نارنجی که توی صورت فلکی جبار میبینیم

37
00:02:19,710 --> 00:02:21,750
‫- اسمش ابط‌الجوزاست.

38
00:02:19,710 --> 00:02:21,750
ابط‌الجوزا (با نام علمی Alpha Orionis یا Betelgeuse) یکی از شناخته‌شده‌ترین، درخشان‌ترین و بزرگ‌ترین ستاره‌های آسمان شب است.

39
00:02:22,290 --> 00:02:25,080
‫تائه چان، به صفحه نگاه کن!

40
00:02:25,170 --> 00:02:28,540
‫- ستاره‌ها دارن چشمک میزنن!
‫- یعنی بعضی از ستاره‌ها پیرترن،

41
00:02:28,630 --> 00:02:30,670
‫- مثل پدربزرگ و مادربزرگ‌هاتون...

42
00:02:32,250 --> 00:02:34,330
‫وای، وای، وای، وای!

43
00:03:03,290 --> 00:03:06,210
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟!

44
00:03:09,500 --> 00:03:11,790
‫و اینم از شوخی کوچیک ما!

45
00:03:11,880 --> 00:03:13,290
‫عالی پیش رفت، مگه نه؟!

46
00:03:13,380 --> 00:03:15,960
‫زوما زوما زوم!
‫فران‌شوشو!

47
00:03:16,040 --> 00:03:18,170
‫زوما زوما زوم!

48
00:03:18,250 --> 00:03:20,670
‫فقط از کله‌ام استفاده کردم،
‫همین و بس!

49
00:03:20,750 --> 00:03:23,460
‫ستاره‌ی دنباله‌دار دیده بودین،
‫حالا کله‌ی پرتابی رو ببینین!

50
00:03:23,540 --> 00:03:25,540
‫این توی فیلمنامه بود؟

51
00:03:25,630 --> 00:03:28,170
‫نه. حتما بداهه بوده.

52
00:03:28,250 --> 00:03:30,960
‫میتونین ببینین چطور اینجا توی ساگا
‫به اوج رسیدن.

53
00:03:31,080 --> 00:03:34,330
‫و اینم از یه شوخی
‫موفقیت‌آمیز!

54
00:03:39,420 --> 00:03:42,960
‫میخوایم از همگی تشکر کنیم
‫که برای برنامه‌ی

55
00:03:43,080 --> 00:03:46,420
‫«بازدید از مرکز علوم فضایی یومگینگا
‫با فران‌شوشو» به ما ملحق شدین!

56
00:03:46,500 --> 00:03:48,040
‫و حالا برای پایان کار،
‫یه مینی‌کنسرت داریم!

57
00:03:48,130 --> 00:03:51,540
‫قراره انقدر بلند بخونیم که
‫صدامون تا فضا بره!

58
00:03:51,630 --> 00:03:54,170
‫همگی آماده این؟

59
00:03:54,790 --> 00:03:57,710
‫پس بیاین شروع کنیم!

60
00:03:57,790 --> 00:03:59,040
‫آماده این...

61
00:05:06,880 --> 00:05:08,920
‫سفیرهای نمایشگاه؟

62
00:05:09,580 --> 00:05:12,330
‫اون دار و دسته‌ی دخترای
‫شر و شور...

63
00:05:12,750 --> 00:05:14,080
‫و تا اینجا پیش اومدن.

64
00:05:14,170 --> 00:05:16,710
‫این یعنی به عنوان آیدل‌های محلی
‫موفق عمل کردن.

65
00:05:16,790 --> 00:05:19,460
‫اونا باید فراتر از
‫این حرفا باشن.

66
00:05:19,540 --> 00:05:21,710
‫پس چرا دقیقا بهم نمیگی

67
00:05:21,790 --> 00:05:24,790
‫قصد داری فران‌شوشو رو
‫تا کجا پیش ببری؟

68
00:05:47,790 --> 00:05:50,210
‫اینم از ما،
‫فران‌شوشو!

69
00:05:50,290 --> 00:05:53,330
‫خیلی خیلی ممنونیم!

70
00:05:56,290 --> 00:06:02,670
‫فیلم سینمایی حماسه زامبی لند:
‫بهشت یومگینگا!

71
00:06:02,750 --> 00:06:04,670
‫آنچه در‫حماسه زامبی لند گذشت!

72
00:06:04,750 --> 00:06:07,880
‫من ساکورا میناموتو هستم. یه کامیون
‫بهم زد و مردم!

73
00:06:07,960 --> 00:06:10,710
‫درست وقتی داشتم واسه رویای
‫آیدل شدنم عزاداری میکردم،

74
00:06:10,790 --> 00:06:13,960
‫توی یه عمارت عجیب و غریب
‫به عنوان یه زامبی بیدار شدم!

75
00:06:14,040 --> 00:06:16,500
‫در قالب گروه آیدل
‫فران‌شوشو،

76
00:06:16,580 --> 00:06:18,830
‫قد علم کردیم تا با چالش‌هایی که
‫ساگا باهاشون روبروست بجنگیم،

77
00:06:18,920 --> 00:06:20,670
‫مثل کاهش جمعیت
‫و چیزای دیگه!

78
00:06:20,750 --> 00:06:22,250
‫باورتون نمیشه چقدر راحت
‫با این قضیه کنار اومدیم!

79
00:06:22,330 --> 00:06:23,880
‫اولش همه‌مون با هم
‫هم‌عقیده نبودیم،

80
00:06:23,960 --> 00:06:25,960
‫اما بعد از پشت سر گذاشتن
‫انواع و اقسام دردسرها...

81
00:06:26,040 --> 00:06:28,670
‫دردسرهای خیلی زیاد، بالاخره
‫با همدیگه متحد شدیم!

82
00:06:28,750 --> 00:06:31,670
‫بعدش یه کنسرت ۵۰۰ نفره
‫توی آرپینو داشتیم!

83
00:06:31,750 --> 00:06:34,330
‫از اون اجراهایی بود که
‫یه شروع افسانه‌ای رو رقم زد!

84
00:06:34,420 --> 00:06:36,880
‫و همون موقع بود که تهیه‌کننده‌ی
‫دیوونه‌مون تصمیم گرفت

85
00:06:36,960 --> 00:06:40,830
‫یه اجرای ۳۰ هزار نفره رو
‫توی استادیوم اکیمائه امتحان کنه!

86
00:06:40,920 --> 00:06:44,420
‫گند زدیم و تهش کلی
‫بدهی بالا آوردیم!

87
00:06:44,500 --> 00:06:47,460
‫زامبی بودنمون رو مخفی کردیم، کار کردیم،
‫پول رو پس گرفتیم،

88
00:06:47,540 --> 00:06:49,460
‫تهیه‌کننده‌ی لجبازمون رو
‫سر عقل آوردیم،

89
00:06:49,540 --> 00:06:51,040
‫و یه جورایی خودمون رو
‫از اون مخمصه نجات دادیم!

90
00:06:51,130 --> 00:06:52,710
‫بعد از پشت سر گذاشتن
‫اون همه دردسر اضافی بود که

91
00:06:52,790 --> 00:06:55,290
‫تصمیم گرفتیم انتقاممون رو
‫توی استادیوم اکیمائه بگیریم!

92
00:06:55,380 --> 00:06:58,330
‫که درست همزمان شد با
‫بارون و سیل توی ساگا!

93
00:06:58,420 --> 00:06:59,880
‫اما با وجود تمام مشکلات،

94
00:06:59,960 --> 00:07:01,420
‫با کمک کلی آدم
‫مختلف،

95
00:07:01,500 --> 00:07:04,880
‫تونستیم انتقاممون رو توی
‫یه کنسرت خیریه بگیریم!

96
00:07:07,880 --> 00:07:10,380
‫و اما در مورد اتفاقاتی که بعد از اون
‫توی حماسه زامبی لند افتاد...

97
00:07:10,460 --> 00:07:12,880
‫چهار سال از کنسرت
‫استادیوم اکیمائه میگذره

98
00:07:12,960 --> 00:07:15,250
‫و احیای ساگا با موفقیت
‫انجام شده،

99
00:07:15,330 --> 00:07:18,170
‫و گروه معروف فران‌شوشو
‫خبرساز شده!

100
00:07:18,250 --> 00:07:20,830
‫کاشف به عمل اومده که یه نمایشگاه
‫بزرگ توی کیوشو

101
00:07:20,920 --> 00:07:22,500
‫یهو منتقل شده به ساگا!

102
00:07:22,580 --> 00:07:24,580
‫و ما هم قراره به عنوان
‫سفیرهای اون فعالیت کنیم!

103
00:07:24,670 --> 00:07:27,330
‫و محل نمایشگاه هم قراره میزبان
‫یه کنسرت باشه

104
00:07:27,420 --> 00:07:29,960
‫واسه گروهمون که قراره
‫به صورت جهانی پخش زنده بشه!

105
00:07:30,040 --> 00:07:32,710
‫و اینطوری، ما هفت تا زامبی

106
00:07:32,790 --> 00:07:35,250
‫قراره ساگا و فران‌شوشو رو
‫به کل دنیا معرفی کنیم

107
00:07:35,330 --> 00:07:37,920
‫اونم در حالی که داریم کارهای جذابمون
‫توی نمایشگاه رو انجام میدیم،

108
00:07:37,960 --> 00:07:40,330
‫و بزرگترین چالش خودمون رو
‫تا به امروز شروع میکنیم!

109
00:07:40,420 --> 00:07:42,580
‫عه، شما هیچکدوم از اینا رو نمیدونستین؟! درسته!

110
00:07:42,670 --> 00:07:45,130
‫خب، چون تازه الان خودم بهتون گفتم!

111
00:07:45,960 --> 00:07:50,460
گـــــــــود مورنیگ اِوری بادی

112
00:07:55,380 --> 00:08:00,750
گـــــــــود مورنیگ اِوری بادی

113
00:08:02,330 --> 00:08:06,170
‫- صبح بخیر...
‫- صبح بخیر به همه‌ی احمق‌ها!

114
00:08:06,250 --> 00:08:07,790
‫چطوره دیگه کلا دهنت رو ببندی؟

115
00:08:07,880 --> 00:08:10,210
‫اگه صدام رو شنیدین، چطوره جواب بدین؟!

116
00:08:10,290 --> 00:08:12,670
‫همینطوری واسه نزدیک شدن نمایشگاه کلی استرس داریم.

117
00:08:12,750 --> 00:08:14,750
‫حوصله نداریم با انرژی تو هماهنگ بشیم.

118
00:08:14,830 --> 00:08:17,330
‫اصلا زامبی‌ها از کی تا حالا انرژی دارن؟!

119
00:08:17,420 --> 00:08:19,460
‫توی هر فیلم و کمیکی که ازشون دیدم،

120
00:08:19,540 --> 00:08:22,210
‫با بی‌حالی دارن هر چیزی که میتونن رو گاز میزنن!

121
00:08:22,290 --> 00:08:24,960
‫زامبی‌های معمولی روی استیج نمایشگاه هم نمیرن!

122
00:08:25,040 --> 00:08:27,630
‫و با در نظر گرفتن مقیاس برنامه و پخش جهانیش...

123
00:08:27,710 --> 00:08:30,330
‫اگه قلبم از قبل واینستاده بود، الان داشت تندتند میزد!

124
00:08:30,420 --> 00:08:32,960
‫تو تهیه‌کننده‌مونی، پس چطوره یه ذره درک داشته باشی؟

125
00:08:33,380 --> 00:08:37,170
‫وای خدای من، این دیگه چیه؟
‫جدی؟ همه‌تون استرس دارین؟

126
00:08:37,250 --> 00:08:39,790
‫جدی؟! استرس؟! دارین؟

127
00:08:39,880 --> 00:08:44,170
‫نرویوسا؟ شاید استاس نرویوسا؟

128
00:08:44,250 --> 00:08:46,710
‫چون به نظر من که خیلی هم بی‌خیال میاین!

129
00:08:50,500 --> 00:08:51,790
‫دلت میخواد بمیری؟!

130
00:08:51,880 --> 00:08:53,330
‫واسه این موقع صبح، این همه سر و صدا زیاده.

131
00:08:55,210 --> 00:08:58,540
‫این حرکتت خیلی نمایشگاهی بود...

132
00:08:58,630 --> 00:09:00,330
‫ولی ایرادی نداره.

133
00:09:00,420 --> 00:09:02,170
‫چون فران‌شوشو مثل

134
00:09:02,250 --> 00:09:04,710
‫اسکله‌ی میتسو در دوران باکوماتسوئه.

135
00:09:05,000 --> 00:09:08,670
‫جایی که کل صنعت کشتی‌سازی ژاپن و کلِ،

136
00:09:08,750 --> 00:09:10,170
‫ام، بهترین فناوری غربی

137
00:09:10,250 --> 00:09:11,830
‫با هم ترکیب شدن تا بهترین کشتی‌ها رو بسازن...

138
00:09:11,920 --> 00:09:14,040
‫و بذارین بهتون بگم:
‫واقعا بهترین بود!

139
00:09:14,130 --> 00:09:15,250
‫متوجه نمیشم.

140
00:09:15,330 --> 00:09:17,210
‫اگه نمیشی، پس بذار من راهنماییت کنم!

141
00:09:17,290 --> 00:09:20,710
‫هر کدومتون باید یادتون بیاد که به تنهایی چی هستین!

142
00:09:20,790 --> 00:09:24,170
‫رئیس افسانه‌ای موتور‌سوارها! ساکی نیکایدو!

143
00:09:24,250 --> 00:09:27,540
‫آیدل افسانه‌ای دوره‌ی هیسی، آی میزونو!

144
00:09:27,630 --> 00:09:30,790
‫آیدل افسانه‌ای دوره‌ی شووا،
‫جونکو کونو!

145
00:09:30,880 --> 00:09:33,500
‫کورتزان افسانه‌ای، یوگیری!

146
00:09:33,580 --> 00:09:36,960
‫بازیگر خردسال افسانه‌ای،
‫لیلی هوشیکاوا!

147
00:09:37,040 --> 00:09:39,460
‫تائه یامادای افسانه‌ای!

148
00:09:39,540 --> 00:09:43,830
‫ساکورا میناموتو
‫- و همینطور ساکورا میناموتو.

149
00:09:43,920 --> 00:09:46,790
‫شما همه‌تون زامبی‌هایی هستین که من شخصا زنده‌تون کردم

150
00:09:46,880 --> 00:09:48,880
‫تا بتونین ساگا رو نجات بدین.

151
00:09:48,960 --> 00:09:51,130
‫باید مطمئن بشین که نمایشگاه ساگا
‫با موفقیت برگزار میشه تا...

152
00:09:51,210 --> 00:09:53,080
‫صبر کن! یه لحظه صبر کن!

153
00:09:53,670 --> 00:09:56,210
‫ام... داشتم فکر میکردم،

154
00:09:56,290 --> 00:09:58,960
‫خیلی خوب میشد اگه منم الان
‫یه جورایی افسانه‌ای میشدم...

155
00:09:59,080 --> 00:10:01,460
‫مثلا چی؟

156
00:10:01,540 --> 00:10:06,210
‫مثلا دخترِ افسانه‌ایِ
‫«چیکار کنم؟»؟

157
00:10:06,290 --> 00:10:09,500
‫این دیگه چیه؟ داری سعی میکنی این رو بکنی تکیه‌کلامت؟

158
00:10:09,580 --> 00:10:11,170
‫نـ-نـ-نه دقیقا!

159
00:10:11,250 --> 00:10:12,960
‫اون روز، توی برنامه‌ی رادیویی یه نامه از شنونده‌ها رسید

160
00:10:13,040 --> 00:10:15,630
‫در این مورد که «چیکار کنم؟» گفتنِ شماره ۱ خیلی کیوته.

161
00:10:15,710 --> 00:10:18,670
‫اوه، پس بگو چرا این اواخر

162
00:10:18,750 --> 00:10:21,170
‫انقدر تابلوبازی درمیاری و همش میگی
‫«چیکار کنم؟! چیکار کنم؟!»!

163
00:10:21,250 --> 00:10:22,290
‫عه، فهمیدم!

164
00:10:22,380 --> 00:10:24,540
‫تائه چان همینطوری خودش
‫افسانه‌ایه، مگه نه؟

165
00:10:24,630 --> 00:10:25,790
‫پس شاید منم بتونم...

166
00:10:25,880 --> 00:10:28,670
‫تائه خودش به تنهایی افسانه‌ایه!

167
00:10:29,830 --> 00:10:32,960
‫این دقیقا یعنی چی؟

168
00:10:33,080 --> 00:10:34,170
‫اون دیگه چه قیافه‌ایه؟

169
00:10:34,250 --> 00:10:37,920
‫خلاصه اینکه، از اونجایی که شما زامبی‌ها زیادی نگرانین

170
00:10:38,000 --> 00:10:39,880
‫و دارین مغزهای کوچیکتون رو میپوسونین،

171
00:10:39,960 --> 00:10:43,500
‫من دارم میرم توکیو تا واسه نمایشگاه تبلیغ کنم!

172
00:10:43,580 --> 00:10:45,210
‫داری میری توکیو؟

173
00:10:45,290 --> 00:10:46,670
‫منم میخوام بیام!

174
00:10:46,750 --> 00:10:50,040
‫شماها تمرین دارین و باید به کارهای سفیر بودنتون برسین.

175
00:10:50,130 --> 00:10:53,130
‫ولی مطمئنم که امروز قبل از کار،

176
00:10:53,210 --> 00:10:56,790
‫قرار بود بریم محل نمایشگاه و ساگا آرنا رو ببینیم؟

177
00:10:56,880 --> 00:11:00,250
‫خودتون از پسش برمیایین.
‫من قبلا رفتم.

178
00:11:00,330 --> 00:11:02,130
‫تو مثلا قرار بود تهیه‌کننده‌مون باشی!

179
00:11:02,210 --> 00:11:04,540
‫اگه اتفاقی واسمون بیفته میخوای چیکار کنی؟

180
00:11:04,630 --> 00:11:05,830
‫وای خدای من!

181
00:11:05,920 --> 00:11:09,330
‫نکنه شما دخترا قراره دوباره

182
00:11:09,420 --> 00:11:12,670
‫مثل قضیه‌ی یومگینگا کله‌هاتون خراب بشه؟

183
00:11:12,750 --> 00:11:14,750
‫- حواسم هست.
‫- خب پس حله!

184
00:11:14,830 --> 00:11:17,960
‫تا وقتی که هویت زامبی بودنتون رو مخفی نگه دارین، مشکلی پیش نمیاد.

185
00:11:18,080 --> 00:11:19,460
‫این تبعیض علیه زامبی‌هاست!

186
00:11:19,540 --> 00:11:25,710
‫خب، من رفتم!

187
00:11:26,040 --> 00:11:27,710
‫۴۸ روز تا افتتاحیه

188
00:11:48,460 --> 00:11:50,880
‫اینجا هنوزم جزو ساگاست؟

189
00:11:51,880 --> 00:11:54,920
‫تازه‌کار، سیلندر رو اشتباهی برداشتی!

190
00:11:55,000 --> 00:11:56,750
‫فهمیدم!

191
00:12:00,210 --> 00:12:02,250
‫وای، پسر!

192
00:12:02,330 --> 00:12:04,170
‫چقدر اومدیم بالا!

193
00:12:04,630 --> 00:12:07,250
‫قشنگ میتونی آسمون رو ببینی!

194
00:12:13,460 --> 00:12:15,960
‫اون ماهی مرکب رو نگاه کن!
‫بامزه نیست؟

195
00:12:16,420 --> 00:12:18,330
‫واقعا فکر میکنی بامزه‌ست...؟

196
00:12:20,790 --> 00:12:23,880
‫واقعا دارن نمایشگاه رو توی ساگا برگزار میکنن.

197
00:12:23,960 --> 00:12:25,750
‫ساگا فوق‌العاده نیست؟!

198
00:12:28,040 --> 00:12:30,750
‫و ما قراره یه اجرای دیگه اینجا داشته باشیم.

199
00:12:30,830 --> 00:12:32,960
‫اونم نه به عنوان پیش‌برنامه‌ی آیرون فریل.

200
00:12:33,080 --> 00:12:34,170
‫ما ستاره‌های اصلی هستیم.

201
00:12:34,250 --> 00:12:37,670
‫باید کنسرتی اجرا کنیم که به خوبی اجرای اونا باشه.

202
00:12:37,750 --> 00:12:40,960
‫به نظرم باید تاج بهترین اجرای تاریخِ

203
00:12:41,040 --> 00:12:42,880
‫ساگا آرنا رو مال خودمون کنیم.

204
00:12:42,960 --> 00:12:44,960
‫شاید اگه اجرا بترکونه، بتونیم

205
00:12:45,040 --> 00:12:47,710
‫توی جاهای دیگه، مثلا توکیو بخونیم!

206
00:12:47,790 --> 00:12:49,420
‫معلومه که میتونیم.

207
00:12:49,500 --> 00:12:50,920
‫و اگه نمایشگاه هم بگیره،

208
00:12:51,000 --> 00:12:53,210
‫ساگا میشه مرکز دنیا!

209
00:12:53,290 --> 00:12:54,290
‫چه ربطی داره آخه.

210
00:12:54,380 --> 00:12:55,920
‫خب، ولی قطعا یه فرصته

211
00:12:56,000 --> 00:12:58,880
‫تا ساگا رو به کل دنیا معرفی کنیم.

212
00:12:58,960 --> 00:13:02,040
‫و یه فرصت تا فران‌شوشو رو بهشون بشناسونیم!

213
00:13:03,250 --> 00:13:05,130
‫باید حتما تو این کار موفق بشیم!

214
00:13:05,210 --> 00:13:08,250
‫امیدوارم کوتارو-سان کارش رو توی تبلیغات خوب انجام بده!

215
00:13:08,330 --> 00:13:10,670
‫اصلا فکر میکنی از پسش برمیاد؟

216
00:13:10,750 --> 00:13:12,670
‫بعد از این همه مدت، من هنوزم بهش اعتماد ندارم.

217
00:13:12,750 --> 00:13:14,540
‫خب، حتی اگه کارش رو هم نکنه، شاید

218
00:13:14,630 --> 00:13:17,830
‫حداقل واسمون کیک موزی توکیو سوغاتی بیاره!

219
00:13:17,920 --> 00:13:19,500
‫مهم اینه که کارش رو درست انجام بده!

220
00:13:19,580 --> 00:13:20,880
‫تازه اون که اصلا چیزی نمیخره.

221
00:13:20,960 --> 00:13:22,330
‫- عمرا.
‫- اصلا راه نداره.

222
00:13:22,420 --> 00:13:23,920
‫یه دونه موزم گیرمون نمیاد.

223
00:13:24,000 --> 00:13:25,130
‫چقدر بی‌احساس!

224
00:13:27,960 --> 00:13:30,040
‫ببخشید. از دستش دلخور نشین.

225
00:13:30,460 --> 00:13:32,170
‫این دیگه چه وضعیه...؟

226
00:13:32,250 --> 00:13:34,670
‫کارمند استانداری بودن باید خیلی سخت باشه، نه؟

227
00:13:34,750 --> 00:13:37,580
‫هیچوقت فکر نمیکردم کارم به همکاری با اون بکشه...

228
00:13:37,670 --> 00:13:39,710
‫میدونی موقع سیل یهو سرش رو انداخت پایین اومد تو

229
00:13:39,790 --> 00:13:41,670
‫و شروع کرد به دستور دادن به استاندار؟

230
00:13:42,130 --> 00:13:45,130
‫البته فکر نکنم به تو هم خیلی آسان گذشته باشه، اوکوبا-سان.

231
00:13:45,210 --> 00:13:48,830
‫تونستی با دستیارت تماس بگیری؟ همون...

232
00:13:48,920 --> 00:13:50,630
‫منظورت اینوباشیریه؟

233
00:13:50,710 --> 00:13:52,540
‫هنوز هیچ خبری ازش نیست.

234
00:13:58,670 --> 00:14:01,630
‫آها، تور دیروز بود...

235
00:14:01,710 --> 00:14:04,500
‫واسه همینه ۵۲ تا تماس بی‌پاسخ دارم.

236
00:14:10,420 --> 00:14:12,710
‫واقعا یه غذای مشتی میچسبه.

237
00:14:12,790 --> 00:14:15,580
‫پس پایه‌ای بریم رامن‌فروشی ساگا؟

238
00:14:18,420 --> 00:14:20,420
‫هی، اونا فران‌شوشو هستن!

239
00:14:24,920 --> 00:14:26,920
‫هیچوقت عوض نمیشن.

240
00:14:28,540 --> 00:14:31,420
‫نارنگی‌های ساگا به عنوان غذای فضایی

241
00:14:40,960 --> 00:14:44,960
‫- خورشید
‫- دریای آریاکه بیشترین جزر و مد رو داره

242
00:14:48,710 --> 00:14:53,130
‫تاکشیتا سیکا

243
00:14:53,210 --> 00:14:57,210
‫پروژه دسر فضایی - ما میخوایم
‫کیک‌های مون بلان رو بفرستیم فضا!

244
00:15:03,460 --> 00:15:05,330
‫واقعا بهش عادت کرده!

245
00:15:05,960 --> 00:15:08,960
‫برام سواله که زِرو-چان رو یادش میاد یا نه.

246
00:15:09,040 --> 00:15:13,080
‫فکر کنم زِرو-چان از اینکه دوباره گاوها رو دید خوشحال شد.

247
00:15:36,460 --> 00:15:38,670
‫بابت امروز خیلی ممنون!

248
00:15:38,750 --> 00:15:40,130
‫منم همینطور!

249
00:15:40,460 --> 00:15:43,420
‫امیدوارم همینطوری به پرچم‌داری واسه ساگا ادامه بدین.

250
00:15:43,500 --> 00:15:45,500
‫واقعا منتظر شروع نمایشگاه هستم!

251
00:15:46,170 --> 00:15:49,500
‫حتما! ما تمام تلاشمون رو میکنیم تا آبروی ساگا رو حفظ کنیم!

252
00:15:51,000 --> 00:15:55,500
‫زِرو-چان! باید بریم!

253
00:15:56,130 --> 00:15:59,210
‫زِرو-چان؟

254
00:16:00,750 --> 00:16:03,380
‫عه؟ کجا ممکنه رفته باشه؟

255
00:16:03,460 --> 00:16:05,960
‫گاوه هم نیستش.

256
00:16:12,630 --> 00:16:15,830
‫برمیگردیم به پخش زنده
‫از استانداری.

257
00:16:15,920 --> 00:16:16,880
‫یه سری مشکلات پی در پی

258
00:16:16,960 --> 00:16:19,790
‫توی مکان‌های تعیین‌شده‌ی قبلی به وجود اومد،

259
00:16:19,880 --> 00:16:22,580
‫که باعث شد یهو جاش رو به ساگا تغییر بدن.

260
00:16:22,670 --> 00:16:26,960
‫بعضی‌ها توانایی ساگا رو برای میزبانی این رویداد زیر سوال میبرن.

261
00:16:28,460 --> 00:16:31,670
‫هرچند اتفاقات عجیبی باعث شد کار به اینجا بکشه، اما ساگا خانهٔ

262
00:16:31,750 --> 00:16:33,960
‫موزه علم و فضایی استانه،

263
00:16:34,040 --> 00:16:37,250
‫که با همکاری آژانس فضایی ژاپن، آموزش‌های فضایی رو ترویج میده،

264
00:16:37,330 --> 00:16:39,960
‫و داده‌های ماهواره‌ای رو به بخش‌های مختلف ارائه میکنه،

265
00:16:40,040 --> 00:16:44,420
‫و باعث پیشرفت صنعت فضایی میشه.

266
00:16:44,500 --> 00:16:47,710
‫بهتون اطمینان میدم، میزبانی این نمایشگاه

267
00:16:47,790 --> 00:16:49,920
‫توی ساگا ارزش بسیار بالایی داره!

268
00:16:50,210 --> 00:16:53,920
‫- مطمئنین که با موفقیت برگزار میشه؟
‫- البته.

269
00:16:53,960 --> 00:16:56,420
‫این یه فرصت عالیه، نه فقط واسه

270
00:16:56,500 --> 00:16:59,290
‫آینده‌ی ساگا، بلکه کل کیوشو.

271
00:16:59,380 --> 00:17:05,130
‫ما با نمایشگاه‌هامون بیشترین مخاطب رو جذب میکنیم،

272
00:17:05,210 --> 00:17:10,290
‫به این امید که مردم رو به فکر کردن درباره آینده واداره.

273
00:17:10,790 --> 00:17:12,830
‫این گزارش زنده از
‫استانداری بود.

274
00:17:12,920 --> 00:17:15,710
‫خیلی عالی میشه اگه کلی آدم بیان!

275
00:17:15,790 --> 00:17:18,040
‫مخصوصا الان که فرودگاه ساگا انقدر مجهز شده!

276
00:17:18,130 --> 00:17:21,710
‫بیشتر مردم شاخ درمیارن اگه بفهمن ساگا فرودگاه بین‌المللی داره.

277
00:17:21,790 --> 00:17:23,130
‫دقیقا همینطوره!

278
00:17:24,960 --> 00:17:26,540
‫اون چیه؟

279
00:17:26,630 --> 00:17:28,080
‫یه هواپیما؟

280
00:17:31,580 --> 00:17:32,880
‫چه خبره؟

281
00:17:36,580 --> 00:17:41,580
‫
‫- مایمای! همین الان باید بریم!

282
00:17:49,170 --> 00:17:50,580
‫آخه این دیگه چیه...؟

283
00:18:09,790 --> 00:18:14,000
‫اینجا چه خبره آخه؟!

284
00:18:18,880 --> 00:18:21,460
‫پناه بر خدا! چقدر گنده است!

285
00:18:25,420 --> 00:18:28,630
‫این یه جور نماد واسه نمایشگاهه؟

286
00:18:33,580 --> 00:18:37,750
‫همگی. هـ-هـ-هـ-همگی...

287
00:18:37,830 --> 00:18:39,920
‫همگی. این یه موضوعِ...

288
00:18:40,000 --> 00:18:41,170
‫...حقیقته!

289
00:18:41,250 --> 00:18:42,830
‫باعث افتخارمه که
‫به اطلاعتون برسونم...

290
00:18:42,920 --> 00:18:45,630
‫...این سرزمین...

291
00:18:46,000 --> 00:18:46,960
‫دیگه متعلق...

292
00:18:47,040 --> 00:18:48,080
‫- ...به...
‫- ...ماست...

293
00:18:48,170 --> 00:18:50,750
‫- ...الان.
‫- دست و پا نزنید...

294
00:18:50,830 --> 00:18:53,790
‫تمام بشریت...

295
00:18:53,880 --> 00:18:56,920
‫- ...به آخر خط رسیده...
‫- فقط باید قبولش کنید.

296
00:18:58,630 --> 00:18:59,630
‫همگی.

297
00:18:59,710 --> 00:19:01,710
‫- این یه حقیقتِ...
‫- ...مهمه!

298
00:19:01,790 --> 00:19:02,960
‫باعث افتخارمه که
‫به اطلاعتون برسونم...

299
00:19:03,080 --> 00:19:05,960
‫...این سرزمین...

300
00:19:06,040 --> 00:19:07,710
‫- دیگه متعلق...
‫- ...به...

301
00:19:07,790 --> 00:19:08,880
‫- ...ماست...
‫- ...الان.

302
00:19:08,960 --> 00:19:10,750
‫دست و پا نزنید...

303
00:19:10,830 --> 00:19:14,750
‫- تمام بشریت...
‫- ...به آخر خط رسیده...

304
00:19:14,830 --> 00:19:16,460
‫فقط باید قبولش کنید.

305
00:19:16,790 --> 00:19:17,880
‫همگی...

306
00:19:18,330 --> 00:19:20,210
‫یه نگاه به این
‫اوضاع بندازید.

307
00:19:52,290 --> 00:19:54,000
‫داره چیکار میکنه؟

308
00:20:21,080 --> 00:20:24,330
‫تائه چان؟!

309
00:20:44,960 --> 00:20:46,380
‫اون دیگه چی بود؟!

310
00:20:46,460 --> 00:20:47,830
‫نمیدونم.

311
00:20:52,790 --> 00:20:54,170
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

312
00:21:01,380 --> 00:21:04,500
‫یه ماهی مرکبه...؟ یا یه قارچ؟

313
00:21:14,040 --> 00:21:16,130
‫هوی، شوخی‌تون گرفته...

314
00:21:45,290 --> 00:21:49,040
‫اوه، اصلا اوضاع
‫خوب به نظر نمیرسه.

315
00:22:11,420 --> 00:22:12,790
‫اونا دیگه چه کوفتی هستن؟

316
00:22:12,880 --> 00:22:15,330
‫هر چی که هست، از کوروسوکه
‫هم بدتره، ماریا چان!

317
00:22:15,420 --> 00:22:17,750
‫این دیوونه‌کننده‌ست!

318
00:22:20,960 --> 00:22:23,420
‫مامان!!
‫- مامان؟

319
00:22:23,500 --> 00:22:24,880
‫ماریا، کجایی؟!

320
00:22:24,960 --> 00:22:26,960
‫سر کارم! اونور توی
‫دهکده‌ی مرشن!

321
00:22:27,040 --> 00:22:29,710
‫این چیزای عجیب غریب ظاهر شدن
‫و شروع کردن به نابود کردن همه‌چیز!

322
00:22:29,790 --> 00:22:33,460
‫برو محل کار بابات. همین
‫نزدیکی‌هاست. وقتی رسیدی اونجا...

323
00:22:34,290 --> 00:22:36,000
‫مامان؟ مامان؟!

324
00:22:40,500 --> 00:22:41,830
‫...به آخر خط...

325
00:22:42,500 --> 00:22:44,500
‫فقط باید قبولش کنید.

326
00:22:48,920 --> 00:22:51,540
‫رومرو هان!
‫خوشحالم که حالت خوبه.

327
00:22:53,460 --> 00:22:55,290
‫همه‌تون سالمین؟!

328
00:22:55,380 --> 00:22:56,960
‫اون دیگه چیه؟!

329
00:22:57,040 --> 00:22:58,710
‫فکر کنم فضایی‌ها باشن!

330
00:22:58,790 --> 00:23:00,960
‫چیزی به اسم
‫فضایی وجود نداره!

331
00:23:01,080 --> 00:23:02,330
‫ساکورا سان!

332
00:23:03,710 --> 00:23:05,750
‫تائه چان هنوز
‫برنگشته؟!

333
00:23:06,250 --> 00:23:08,040
‫مگه با شما نبود؟!

334
00:23:08,540 --> 00:23:12,710
‫با نزدیک شدن به نمایشگاه،
‫چه احساسی دارین

335
00:23:12,790 --> 00:23:14,710
‫به عنوان تهیه‌کننده‌ی گروه،
‫تاتسومی سان؟

336
00:23:15,170 --> 00:23:18,250
‫مـ-هدف ما اینه که
‫توی این زمینه تحول ایجاد کنیم...

337
00:23:18,330 --> 00:23:20,670
‫با فران‌شوشو که به طور پایدار
‫داره...

338
00:23:20,750 --> 00:23:23,330
‫«نمایشگاه‌ولوشن» رو با...

339
00:23:23,420 --> 00:23:24,540
‫هم‌افزایی برای...

340
00:23:25,210 --> 00:23:26,630
‫همین الان یه خبر فوری به دستمون رسید.

341
00:23:26,710 --> 00:23:30,330
‫تقریبا ساعت ۱۳:۳۹،
‫آسمون بالای ساگا...

342
00:23:30,420 --> 00:23:32,630
‫گزارش شده که پر از اشیاء ناشناس پرنده شده؟

343
00:23:32,710 --> 00:23:34,630
‫ظاهرا تصاویری ازش داریم.

344
00:23:49,380 --> 00:23:50,710
‫این واقعیه؟

345
00:23:50,790 --> 00:23:52,250
‫آخه این دیگه چیه؟

346
00:23:52,330 --> 00:23:53,830
‫اون پایین چه خبره؟

347
00:23:53,920 --> 00:23:56,670
‫سوئجیما کون، آمار
‫تلفات چطور به نظر میرسه؟

348
00:23:56,750 --> 00:23:58,580
‫به استانداری ساگا،

349
00:23:58,670 --> 00:24:01,170
‫تقاطع بزرگراه توسو و پایگاه نیروهای دفاعی آسیب وارد شده.

350
00:24:01,250 --> 00:24:03,080
‫اما با وجود قطعی برق در سراسر استان،

351
00:24:03,170 --> 00:24:06,330
‫و قطع شدن ارتباطات، اطلاعات دقیقی در دست نداریم.

352
00:24:06,420 --> 00:24:09,960
‫زیرساخت‌های برق و ارتباطات هم احتمالا نابود شدن.

353
00:24:10,040 --> 00:24:12,960
‫نماینده‌هایی از ادارات مربوطه اعزام شدن.

354
00:24:13,040 --> 00:24:15,250
‫این یه جور حمله‌ی تروریستی با هدف قرار دادن نمایشگاهه؟

355
00:24:15,330 --> 00:24:18,380
‫استریمرهای مختلف
‫از سراسر ساگا

356
00:24:18,460 --> 00:24:20,960
‫همین حالا دارن تصاویر زنده
‫از این اشیاء ناشناس رو پخش میکنن.

357
00:24:21,080 --> 00:24:22,380
‫بیاین ببینیمش.

358
00:24:24,170 --> 00:24:25,710
‫یکی دیگه هم اونجاست!

359
00:24:25,790 --> 00:24:27,380
‫دیگه کارمون تمومه، پسر.

360
00:24:30,210 --> 00:24:32,460
‫یعنی قراره دوباره
‫شلیک کنن؟

361
00:24:32,540 --> 00:24:34,880
‫جناب نخست‌وزیر،
‫خبر رسیده که حفره‌هایی

362
00:24:34,960 --> 00:24:37,250
‫شبیه به آسمون ساگا، دارن در سراسر جهان باز میشن!

363
00:24:37,330 --> 00:24:38,710
‫چی؟!

364
00:24:38,830 --> 00:24:41,420
‫اوه، نه...
‫این یه حمله‌ی جهانیه؟

365
00:25:07,420 --> 00:25:10,420
‫چه خبره؟
‫نمیخوان شلیک کنن؟

366
00:25:10,920 --> 00:25:14,170
‫تا جایی که میبینم، هیچ گزارشی
‫از خسارت ثبت نشده.

367
00:25:14,250 --> 00:25:15,540
‫از متحدانمون
‫تاییدیه بگیرین!

368
00:25:15,630 --> 00:25:16,790
‫همین الان.

369
00:25:16,880 --> 00:25:18,710
‫شاید یه جور خط و نشون کشیدنه.

370
00:25:18,790 --> 00:25:20,130
‫شاید توی ساگا باشن،

371
00:25:20,210 --> 00:25:22,790
‫اما میتونن به هر جای
‫دنیا حمله کنن.

372
00:25:23,960 --> 00:25:25,630
‫پس... اگه
‫حواسمون نباشه...

373
00:25:25,710 --> 00:25:28,460
‫کل دنیا رو به خطر میندازیم.

374
00:25:34,460 --> 00:25:37,170
‫کدوم فضایی احمقی
‫به ساگا حمله میکنه؟

375
00:25:37,250 --> 00:25:39,500
‫هیچوقت فکر نمیکردم دوباره
‫همچین حسی داشته باشم.

376
00:25:39,580 --> 00:25:42,750
‫این حس که کل دنیا
‫توی اضطرابه...

377
00:25:42,830 --> 00:25:46,250
‫تائه چان... ممکنه اون بیرون
‫تک و تنها داشته باشه گریه میکنه.

378
00:25:46,330 --> 00:25:47,790
‫تقصیر تو نیست، ساکورا!

379
00:25:47,880 --> 00:25:50,580
‫مطمئنم حال تائه سان
‫خوب خواهد بود.

380
00:25:50,670 --> 00:25:53,460
‫اون هر فضایی‌ای که بیاد سراغش رو درجا میخوره!

381
00:25:57,880 --> 00:26:01,040
‫- گندش بزنن، گندش بزنن!
‫- برین یه جای امن!

382
00:26:47,250 --> 00:26:48,580
‫تا... آخ!

383
00:26:56,380 --> 00:26:59,080
‫سلام به همگی.
‫اسم من یاماداست.

384
00:27:38,670 --> 00:27:41,290
‫زِرو-چان؟

385
00:27:56,130 --> 00:27:58,540
‫سه ساعت قبل از حمله‌ی ساگا

386
00:31:51,830 --> 00:31:52,960
‫من کجام؟

387
00:31:53,580 --> 00:31:55,420
‫اینجا دارم چیکار میکنم؟

388
00:31:56,040 --> 00:31:58,580
‫و چرا اینطوری
‫لباس پوشیدم؟

389
00:32:00,750 --> 00:32:03,880
‫اونا داشتن حیوانات رو معاینه میکردن...

390
00:32:03,960 --> 00:32:06,170
‫برای یه تهاجم؟

391
00:32:06,750 --> 00:32:08,920
‫اما کاهش قدرت...

392
00:32:09,000 --> 00:32:11,290
‫سلاح‌هاشون رو غیرفعال کرد؟

393
00:32:13,040 --> 00:32:14,330
‫اون چی بود؟

394
00:32:14,880 --> 00:32:19,960
‫سنگ‌ها... اون سنگ‌ها
‫منبع قدرتشون هستن؟

395
00:32:41,830 --> 00:32:42,880
‫از این طرف.

396
00:32:59,960 --> 00:33:01,130
یادم اومد!!

397
00:33:02,580 --> 00:33:04,580
‫فقط کافیه دستام رو
‫بذارم داخلش؟

398
00:33:06,540 --> 00:33:08,380
‫اه، چندش‌آوره.

399
00:33:14,540 --> 00:33:17,540
‫در پاسخ به افکار
‫حرکت میکنه؟

400
00:33:18,250 --> 00:33:19,630
‫دوباره اتفاق افتاد...

401
00:33:21,130 --> 00:33:22,750
‫فقط باید فکر کنم...

402
00:33:28,460 --> 00:33:29,580
‫و تکون میخوره!

403
00:33:35,420 --> 00:33:37,080
‫اصلا تکون نمیخوره!

404
00:33:39,670 --> 00:33:42,790
‫تکون خورد

405
00:33:50,420 --> 00:33:51,670
‫به ساگا حمله شده...

406
00:33:55,130 --> 00:33:57,750
‫سلام به همگی.
‫اسم من یاماداست.

407
00:34:08,080 --> 00:34:10,420
‫تائه چان!

408
00:34:11,420 --> 00:34:12,960
‫خیلی خوشحالم!

409
00:34:13,040 --> 00:34:17,040
‫وقتی توی مزرعه غیبت زد، از نگرانی مردم!

410
00:34:17,130 --> 00:34:20,290
‫واقعا؟ شماها اینجا چیکار میکنین؟

411
00:34:21,170 --> 00:34:23,380
‫بیخیال تائه،
‫این یه جور شوخیه؟

412
00:34:23,460 --> 00:34:25,460
‫اون چیه دستت گرفتی، تائه چان؟

413
00:34:25,540 --> 00:34:27,170
‫این؟

414
00:34:27,250 --> 00:34:29,170
‫خودمم در مورد یه چیزی کنجکاوم.

415
00:34:30,000 --> 00:34:32,670
‫تائه هان الان میتونه حرف بزنه.

416
00:34:34,170 --> 00:34:36,040
‫منظورت از این حرف چیه؟

417
00:34:39,040 --> 00:34:40,880
‫از کی تا حالا میتونه حرف بزنه؟!

418
00:34:40,960 --> 00:34:42,670
‫به اون بشقاب پرنده ربطی داره؟

419
00:34:42,750 --> 00:34:45,460
‫ما این اواخر به هر حال میتونستیم باهاش ارتباط برقرار کنیم،

420
00:34:45,540 --> 00:34:47,130
‫واسه همین اولش متوجه نشدم!

421
00:34:58,880 --> 00:35:00,080
‫برین کنار!

422
00:35:13,750 --> 00:35:15,210
‫من اصلا از این چیزا سر درنمیارم!

423
00:35:15,290 --> 00:35:16,250
‫منم همینطور.

424
00:35:16,330 --> 00:35:18,330
‫اون چیزه میخواست به ما حمله کنه؟!

425
00:35:18,420 --> 00:35:20,500
‫شاید من رو تعقیب کرده

426
00:35:20,580 --> 00:35:22,580
‫وقتی از دست اون چیز توی آسمون فرار کردم.

427
00:35:22,670 --> 00:35:25,540
‫تو توی اون چیز قارچ‌مانند بودی؟! چطور آخه؟

428
00:35:25,630 --> 00:35:26,670
‫نمیدونم.

429
00:35:26,750 --> 00:35:28,750
‫اونجا بودی یعنی؟!

430
00:35:28,830 --> 00:35:29,830
‫شاید فضایی‌ها

431
00:35:29,920 --> 00:35:32,540
‫با آزمایش کردن روش، شخصیتش رو بهش برگردوندن!

432
00:35:32,630 --> 00:35:36,830
‫- اینطوری شده یعنی؟
‫- مطمئن نیستم. یادم نمیاد.

433
00:35:36,920 --> 00:35:40,130
‫شاید در ازای پس گرفتن شخصیتش،

434
00:35:40,210 --> 00:35:42,920
‫تمام خاطراتش تا الان پاک شده باشه.

435
00:35:43,500 --> 00:35:45,420
‫مثل اتفاقی که قبلا واسه ساکورا سان افتاد؟

436
00:35:45,500 --> 00:35:46,920
‫دوباره شروع شد...؟

437
00:35:47,000 --> 00:35:48,670
‫چیکار کنیم؟!

438
00:35:48,750 --> 00:35:51,330
‫فهمیدم! تائه چان،
‫میخوای کله‌ام رو گاز بگیری؟

439
00:35:51,420 --> 00:35:52,630
‫داری چیکار میکنی؟!

440
00:35:53,080 --> 00:35:54,040
‫صبر کن.

441
00:35:54,130 --> 00:35:57,380
‫اگه خاطراتت پاک شده،
‫از کجا عمارت رو بلد بودی؟

442
00:35:57,750 --> 00:36:02,540
‫اونجا جاییه که من و دوستام واسه نجات ساگا جنگیدیم.

443
00:36:03,250 --> 00:36:06,710
‫- داشتین میجنگیدین؟
‫- بله.

444
00:36:06,790 --> 00:36:09,830
‫وقتی زنده بودی، اطراف عمارت زندگی میکردی؟

445
00:36:09,920 --> 00:36:13,170
‫منظورت از «زندگی میکردی» چیه؟
‫به فعل گذشته؟

446
00:36:13,250 --> 00:36:15,210
‫تو به عنوان یه زامبی دوباره زنده شدی.

447
00:36:17,380 --> 00:36:18,960
‫یکی فرمون رو بگیره!

448
00:36:19,540 --> 00:36:21,420
‫هیچکدوممون رانندگی بلد نیستیم!

449
00:36:21,500 --> 00:36:22,460
‫من میرونم!

450
00:36:22,540 --> 00:36:23,960
‫معلومه که قرار نیست این کار رو بکنی!
‫ساکی?

451
00:36:24,040 --> 00:36:26,130
‫من فقط گواهینامه‌ی موتور دارم.

452
00:36:26,210 --> 00:36:29,250
‫ام، راستش من گواهینامه دارم!

453
00:36:30,500 --> 00:36:33,540
‫وقتی هنوز زنده بودم گرفتمش... مشکلی نداره؟

454
00:36:33,630 --> 00:36:35,420
‫باید اوکی باشه!
‫چون به هر حال زامبی هستی.

455
00:36:43,710 --> 00:36:47,130
‫ایول! منم قراره منفجرشون کنم!

456
00:36:47,210 --> 00:36:49,210
‫بگیرین که اومد!

457
00:37:02,250 --> 00:37:04,080
‫دیگه هیچوقت این کار رو نکن.

458
00:37:04,170 --> 00:37:05,460
‫ببخشید.

459
00:37:15,080 --> 00:37:17,080
‫وای، تائه چان!

460
00:37:19,580 --> 00:37:21,380
‫ماریا چان! این اوضاع
‫خیلی خیلی خرابه!

461
00:37:21,460 --> 00:37:23,670
‫دارن مستقیم میان سمت ما!
‫دارن مستقیم میان سمت ما!

462
00:37:23,750 --> 00:37:25,380
‫تندتر از این نمیره!

463
00:37:25,460 --> 00:37:27,330
‫محکم بچسبین!

464
00:37:27,420 --> 00:37:31,580
‫ا-اگه بخواین ساگا رو تهدید کنین...!

465
00:37:55,000 --> 00:37:57,460
‫- لعنتی!
‫- حالا چیکار کنیم، ماریا چان؟!

466
00:37:57,540 --> 00:37:59,540
‫ماریا چانِ کوچولوی من!

467
00:38:08,380 --> 00:38:10,380
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه با سرعت بریم!

468
00:38:28,000 --> 00:38:29,540
‫خیلی متاسفم!

469
00:38:33,790 --> 00:38:35,920
‫این... چیه؟

470
00:38:36,500 --> 00:38:37,920
‫چرا داریم این رو با خودمون میبریم؟!

471
00:38:38,250 --> 00:38:40,830
‫معلوم نیست چه اطلاعاتی میتونیم ازش به دست بیاریم.

472
00:38:40,920 --> 00:38:42,500
‫برگام، زِرو حرف زد!

473
00:38:42,580 --> 00:38:44,250
‫آره، قبلا در موردش حرف زدیم.

474
00:38:44,330 --> 00:38:47,040
‫راستی، دقیقا داریم کجا میریم؟!

475
00:38:47,130 --> 00:38:48,790
‫نکته‌ی خوبی بود!
‫اصلا تصمیم نگرفتیم!

476
00:38:48,880 --> 00:38:51,330
‫داشتیم میرفتیم سمت یومگینگا!

477
00:38:51,830 --> 00:38:54,080
‫اونجا جاییه که بابام کار میکنه.

478
00:38:54,170 --> 00:38:56,630
‫بابای ماریا چان یه جورایی فوق‌نابغه است!

479
00:38:56,710 --> 00:38:58,920
‫اون یه جور دانشمند همه‌چیزدانِ فضاییه!

480
00:38:59,000 --> 00:39:01,040
‫پس میریم به سمت یومگینگا!

481
00:39:02,960 --> 00:39:07,330
‫حملات ناشی از پدیده‌های
‫بالای آسمان ساگا

482
00:39:07,420 --> 00:39:10,330
‫باعث اعلام وضعیت
‫اضطراری ملی شده.

483
00:39:10,420 --> 00:39:14,460
‫لطفا داخل خانه‌ها بمانید
‫و امنیت خود را حفظ کنید.

484
00:39:14,540 --> 00:39:15,750
‫تکرار میکنم...

485
00:39:15,830 --> 00:39:19,330
‫آخه چطور جلوی اون کوفتی امنیتمون رو حفظ کنیم؟

486
00:39:19,420 --> 00:39:22,750
اوضاع خرابه.
‫تمام وسایل نقلیه متوقف شدن.

487
00:39:22,960 --> 00:39:25,250
‫یگان تانک ارتش غربی در اویتا و

488
00:39:25,330 --> 00:39:27,540
‫لشکر چهارم از فوکوئوکا بسیج شدن.

489
00:39:27,630 --> 00:39:29,210
‫عملا یه جنگه.

490
00:39:29,670 --> 00:39:31,750
‫من باید هر طور شده برگردم به ساگا.

491
00:39:31,830 --> 00:39:32,830
‫این غیرممکنه.

492
00:39:32,920 --> 00:39:37,040
‫آروم باش! الان هیچ راهی واسه برگشتن نیست!

493
00:39:37,670 --> 00:39:39,710
‫اگه وسیله‌ی نقلیه نیست، پیاده میرم.

494
00:39:40,380 --> 00:39:42,750
‫باید تا جایی که میتونم خودم رو به ساگا نزدیک کنم.

495
00:39:42,830 --> 00:39:45,290
‫و این کار رو قدم به قدم انجام میدم، تا وقتی که بیهوش بشم.

496
00:39:48,920 --> 00:39:50,830
‫حالت خوبه؟

497
00:40:06,040 --> 00:40:09,710
‫هی! کسی خونه هست؟

498
00:40:14,000 --> 00:40:15,710
‫حس خوبی به این قضیه ندارم.

499
00:40:15,790 --> 00:40:18,040
‫قطعا قراره یه اتفاق ناگهانی...

500
00:40:27,960 --> 00:40:29,040
‫بابا؟

501
00:40:29,380 --> 00:40:30,670
‫بابا!

502
00:40:30,750 --> 00:40:33,460
‫ماریا؟ اینجا چیکار میکنی؟

503
00:40:33,960 --> 00:40:35,630
‫مامان گفت بیام اینجا!

504
00:40:35,920 --> 00:40:38,880
‫نتونستم باهات تماس بگیرم.
‫خیلی نگرانت بودم.

505
00:40:38,960 --> 00:40:40,920
‫مامان چی؟ حالش خوبه؟

506
00:40:49,000 --> 00:40:51,830
‫مـ-مشکلی نیست.
‫مامانت قویه.

507
00:40:51,920 --> 00:40:54,290
‫فقط خوشحالم که بقیه‌تون
‫سالمین.

508
00:40:55,210 --> 00:40:57,500
‫- فران‌شوشو؟!
‫- و ماریا چان؟!

509
00:40:57,790 --> 00:41:00,170
‫لطف کردن و دخترم رو
‫آوردن اینجا.

510
00:41:00,250 --> 00:41:01,500
‫این همه راه رو؟!

511
00:41:01,580 --> 00:41:03,040
‫تعجب میکنم چطور جون سالم
‫به در بردین!

512
00:41:03,130 --> 00:41:05,460
‫ما دیروز همدیگه رو دیدیم، مگه نه؟

513
00:41:05,540 --> 00:41:07,920
‫سانو سان و اوکوما سان؟

514
00:41:08,000 --> 00:41:11,790
‫درسته. اونا به برنامه‌ریزی
‫تور فران‌شوشو کمک کردن،

515
00:41:11,880 --> 00:41:13,380
‫اما سانو سان معمولا

516
00:41:13,460 --> 00:41:16,080
‫رئیس مرکز علمی هوشیزورای
‫شهر ساگاست،

517
00:41:16,170 --> 00:41:18,670
‫و اوکوما سان هم استاد
‫دانشگاه ساگاست.

518
00:41:18,750 --> 00:41:20,290
‫میتونی بهم بگی تسونه سان!

519
00:41:20,380 --> 00:41:22,000
‫منم با همون کوما سان راحتم.

520
00:41:22,500 --> 00:41:24,540
‫تسونه سان و کوما سان...

521
00:41:24,630 --> 00:41:26,540
‫مثل اسم‌های مستعار توی
‫میتو کومون.

522
00:41:26,630 --> 00:41:29,040
‫هی، اینا که فران‌شوشو هستن!

523
00:41:29,130 --> 00:41:30,710
‫همون عکاسه!

524
00:41:30,790 --> 00:41:34,420
‫اسمت چی بود...
‫پسر سگی یا یه همچین چیزی؟

525
00:41:34,500 --> 00:41:35,540
‫اینواروکی سان!

526
00:41:35,630 --> 00:41:37,500
‫در واقع اینوباشیری‌ام.

527
00:41:39,250 --> 00:41:40,420
‫راستش رو بخواین،

528
00:41:40,500 --> 00:41:43,880
‫این چند روز اخیر نشانه‌های
‫عجیبی وجود داشت.

529
00:41:43,960 --> 00:41:45,170
‫واقعا؟

530
00:41:45,250 --> 00:41:48,790
‫حیواناتی که توی سراسر استان
‫غیبشون میزد.

531
00:41:48,880 --> 00:41:49,920
‫منم در این مورد شنیده بودم!

532
00:41:50,000 --> 00:41:51,580
‫به همراه این حلقه‌های کشتزار که

533
00:41:51,670 --> 00:41:54,540
‫توی دشت ناناتسوگاما
‫و مزرعه‌ی سوگینوهارا ظاهر شدن.

534
00:41:54,630 --> 00:41:57,830
‫کلی سر و صدا به پا شد سر اینکه
‫واقعیه یا ساختگی.

535
00:41:57,920 --> 00:42:00,290
‫فکر کنم جوابمون رو
‫به سخت‌ترین شکل ممکن گرفتیم.

536
00:42:00,380 --> 00:42:03,960
‫میدونین ساگا الان
‫توی چه وضعیتیه؟

537
00:42:03,980 --> 00:42:08,480
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

538
00:42:08,500 --> 00:42:10,040
‫بیرون امنه...

539
00:42:12,540 --> 00:42:15,040
‫کلی تلفات سنگین در سراسر استان داریم،

540
00:42:15,130 --> 00:42:17,880
‫و استان عملا قرنطینه و بسته شده.

541
00:42:17,960 --> 00:42:19,750
‫تلفن‌ها و اینترنت قطع شدن...

542
00:42:19,830 --> 00:42:22,170
‫واسه همین هیچ راهی واسه
‫تایید جزئیات وجود نداره.

543
00:42:22,830 --> 00:42:26,420
‫تنها چیزی که با اطمینان میدونیم اینه
‫که حمله‌ی اولیه

544
00:42:26,500 --> 00:42:30,460
‫محل نمایشگاه ساگا رو با خاک یکسان کرد.

545
00:42:31,960 --> 00:42:35,210
‫محل نمایشگاه... نابود شده؟

546
00:42:35,710 --> 00:42:38,460
‫از اون موقع به بعد، اون سفینه‌ی مادر،

547
00:42:38,540 --> 00:42:41,670
‫همون گنده‌هه،
‫حملاتش رو متوقف کرده.

548
00:42:41,750 --> 00:42:44,960
‫شاید بتونیم تا رسیدن نیروهای امداد
‫دووم بیاریم،

549
00:42:45,040 --> 00:42:46,960
‫البته اگه بتونیم از دست
‫اون یوفوهای کوچیکتر جون سالم به در ببریم.

550
00:42:47,080 --> 00:42:49,750
‫ولی اصلا نمیدونیم با چی طرفیم.

551
00:42:52,580 --> 00:42:54,540
‫بفرما، شروع شد...

552
00:42:58,040 --> 00:43:00,670
‫دارم به یه موجود فرازمینی
‫نگاه میکنم!

553
00:43:00,960 --> 00:43:02,960
‫شبیه اون خاکستری‌ها نیست.

554
00:43:03,040 --> 00:43:05,040
‫یا خزنده‌سانان.

555
00:43:05,420 --> 00:43:07,630
‫و این سلاحشونه؟

556
00:43:07,710 --> 00:43:11,210
‫ زِرو-چان این رو از یکی از سفینه‌های
‫زره‌پوش خرچنگ‌مانندشون کش رفت.

557
00:43:11,750 --> 00:43:15,540
‫به نظرتون چیه؟
‫تنشون کرده بودن.

558
00:43:17,130 --> 00:43:21,080
‫سـ-سوال خوبیه.
‫برام سواله که آسیب دیده یا نه.

559
00:43:21,170 --> 00:43:23,750
‫احتمالا واسه وقتیه که
‫با ون بهش زدیم.

560
00:43:23,830 --> 00:43:26,540
‫زدین بهش...؟
‫با ون زدین بهش؟!

561
00:43:27,960 --> 00:43:31,790
‫پس هدفشون تسخیر زمینه،

562
00:43:31,880 --> 00:43:34,960
‫و هیچ راهی واسه مذاکره نیست؟

563
00:43:35,080 --> 00:43:36,500
‫طبق چیزایی که تونستم بفهمم،

564
00:43:36,580 --> 00:43:39,250
‫و با توجه به اینکه بدون هیچ دلیلی حمله کردن،

565
00:43:39,330 --> 00:43:40,710
‫فکر کنم فرض درستیه.

566
00:43:40,790 --> 00:43:41,750
‫چیز دیگه‌ای دستگیرت شد؟

567
00:43:41,830 --> 00:43:44,880
‫در مورد فناوری، زیست‌شناسی یا زبانشون؟

568
00:43:44,960 --> 00:43:48,130
‫متاسفم. چیزی بیشتر از
‫همینایی که گفتم نمیدونم.

569
00:43:48,210 --> 00:43:51,630
‫نه بابا. همین که هدفشون رو میدونیم
‫خودش یه پیشرفته.

570
00:43:51,710 --> 00:43:53,040
‫اگه میخوان زمین رو تسخیر کنن،

571
00:43:53,130 --> 00:43:55,670
‫پس چرا سفینه‌ی مادر
‫حملاتش رو متوقف کرد؟

572
00:43:55,750 --> 00:43:57,170
‫راحت میتونستن کارمون رو بسازن.

573
00:43:57,250 --> 00:43:59,250
‫شاید به اون منبع قدرتی ربط داره

574
00:43:59,330 --> 00:44:02,920
‫که  زِرو-چان بهش اشاره کرد.

575
00:44:05,380 --> 00:44:11,670
‫پس این کوتارو تاتسومی ما رو... به عنوان زامبی زنده کرد.

576
00:44:11,750 --> 00:44:13,170
‫تا ساگا رو نجات بده؟

577
00:44:13,250 --> 00:44:14,290
‫آره.

578
00:44:14,380 --> 00:44:17,540
‫اگه توی دهه‌ی ۹۰ زنده بودی،

579
00:44:17,630 --> 00:44:19,670
‫میشه حدودا
‫سی سال پیش.

580
00:44:21,880 --> 00:44:23,210
‫متوجهم.

581
00:44:23,580 --> 00:44:28,540
‫ما چطور داشتیم واسه نجات ساگا میجنگیدیم؟

582
00:44:28,960 --> 00:44:32,420
‫ما زامبی بودنمون رو مخفی میکنیم، کنسرت و برنامه اجرا میکنیم...

583
00:44:32,880 --> 00:44:35,880
‫ما یه گروه آیدل به اسم فران‌شوشو هستیم.

584
00:44:35,960 --> 00:44:37,790
‫یه آیدل؟! من؟!

585
00:44:37,880 --> 00:44:40,330
‫آره. اینم یکی از لباس‌های ما واسه کنسرته.

586
00:44:41,380 --> 00:44:43,500
‫پس بگو چرا انقدر پر زرق و برقه!

587
00:44:43,960 --> 00:44:47,750
‫و این فعالیت‌های آیدلی چطور به نجات ساگا کمک میکنه؟

588
00:44:47,830 --> 00:44:50,330
‫مگه توی صنعت سرگرمی تهدیدی وجود داره؟

589
00:44:50,420 --> 00:44:52,830
‫ام، ما فقط فکر میکردیم داریم کمک میکنیم

590
00:44:52,920 --> 00:44:56,330
‫اگه همه خوشحال باشن و حس خوبی داشته باشن...

591
00:44:56,420 --> 00:44:59,080
‫یعنی در غیر این صورت مردم انگیزه‌شون رو واسه زندگی از دست میدن

592
00:44:59,170 --> 00:45:00,460
‫و میمیرن؟

593
00:45:00,540 --> 00:45:02,210
‫این فکر چطور به سرت زد؟!

594
00:45:02,290 --> 00:45:05,170
‫برام جالبه بدونم منطقت چیه، تائه.

595
00:45:05,250 --> 00:45:09,000
‫گفتی وقتی زنده بودی میجنگیدی، اما جلوی چی؟

596
00:45:10,250 --> 00:45:13,330
‫یه تهدید واسه ساگا...
‫تنها چیزیه که میتونم بگم.

597
00:45:14,380 --> 00:45:17,380
‫تائه، این یه جور توهم فانتزیِ نوجوانانه نیست، مگه نه؟

598
00:45:17,460 --> 00:45:20,000
‫نه. اول از همه اینکه من ۲۹ سالمه.

599
00:45:20,880 --> 00:45:23,710
‫تو تمام این مدت ۲۹ سالت بوده؟!

600
00:45:23,790 --> 00:45:25,290
‫این یعنی تو از همه بزرگتری!

601
00:45:25,380 --> 00:45:27,080
‫از الان به بعد باید بهت بگیم یامادا سان...

602
00:45:27,170 --> 00:45:29,580
‫یا شاید یاما سان،
‫اگه مشکلی نداشته باشی!

603
00:45:29,670 --> 00:45:31,710
‫تائه... سان؟!

604
00:45:31,790 --> 00:45:33,750
‫لعنتی، اصلا
‫جور درنمیاد!

605
00:45:33,830 --> 00:45:35,460
‫واسه من که چیزی فرق نمیکنه!

606
00:45:35,540 --> 00:45:38,630
‫من از قبلشم بهش احترام میذاشتم، واسه همین...

607
00:45:38,710 --> 00:45:39,960
‫لطفا یه لحظه صبر کنین!

608
00:45:43,130 --> 00:45:46,170
‫یه آیدل... اونم توی ۲۹ سالگی؟

609
00:45:46,250 --> 00:45:49,330
‫اوه، این چیزا دیگه
‫اهمیتی نداره.

610
00:45:50,750 --> 00:45:53,000
‫بسیار خب. دوباره زنگ میزنم.

611
00:45:53,580 --> 00:45:57,540
‫تونستم با یکی از آشناهام توی مطبوعات محلی تماس بگیرم.

612
00:45:57,630 --> 00:46:00,670
‫اگه زمان‌بندی‌مون درست باشه، شاید
‫بتونیم سوار یه هلیکوپتر بشیم.

613
00:46:00,750 --> 00:46:01,710
‫واقعا؟

614
00:46:01,790 --> 00:46:03,960
‫ولی مطمئن نیستم کار درستی باشه.

615
00:46:04,080 --> 00:46:06,210
‫خیلی کار بی‌ملاحظه و خطرناکیه.

616
00:46:06,290 --> 00:46:08,830
‫فرقی با پرواز وسط یه منطقهٔ جنگی نداره.

617
00:46:08,920 --> 00:46:11,290
‫تازه با این وضعیتی که تاتسومی سان داره...

618
00:46:12,580 --> 00:46:14,130
‫بله، سلام، تاتسومی سان هستم.

619
00:46:14,630 --> 00:46:16,710
‫تو اینجا چیکار میکنی؟!

620
00:46:16,790 --> 00:46:19,630
‫حالت خوبه؟
‫اون بیرون غش کرده بودی، مرد.

621
00:46:19,710 --> 00:46:22,880
‫بیشتر شبیه سکندری خوردن بود تا غش کردن.

622
00:46:22,960 --> 00:46:24,040
‫مگه اون... رو نمیبینی؟

623
00:46:24,130 --> 00:46:25,540
‫لطفا من رو ببرین به دفتر روزنامه.

624
00:46:25,630 --> 00:46:26,630
‫حماقت نکن...

625
00:46:26,710 --> 00:46:29,380
‫باشه! ما داریم میر، میر، میریم!
‫بدو، بدو، بدو، بدو!

626
00:46:30,500 --> 00:46:31,960
‫- بدو، بدو...
‫- بسه دیگه!

627
00:46:34,170 --> 00:46:35,880
‫تائه چان!

628
00:46:36,250 --> 00:46:38,710
‫من لیست آهنگ‌های نمایشگاه رو دارم!

629
00:46:38,790 --> 00:46:39,880
‫ساکورا.

630
00:46:40,710 --> 00:46:43,460
‫من قراره اولین کار تک‌نفره‌ام رو اجرا کنم!

631
00:46:53,250 --> 00:46:55,130
‫ها؟ تائه چان؟

632
00:46:59,630 --> 00:47:01,960
‫لعنتی، تائه کجا غیبش زد؟

633
00:47:02,460 --> 00:47:04,960
‫برام سواله چه اتفاقی واسش افتاده.

634
00:47:05,080 --> 00:47:08,250
‫انگار الان کاملا یه غریبه شده.

635
00:47:08,330 --> 00:47:10,710
‫تو هم وقتی خاطراتت رو از دست دادی

636
00:47:10,790 --> 00:47:12,790
‫خیلی گیج شده بودی، ساکورا سان.

637
00:47:12,880 --> 00:47:17,250
‫شاید فقط به زمان نیاز داره تا افکارش رو مرتب کنه.

638
00:47:17,330 --> 00:47:19,500
‫شرط میبندم بعد از یه غذای مشتی همه‌چیز یادش میاد.

639
00:47:19,580 --> 00:47:20,880
‫امیدوارم...

640
00:47:29,420 --> 00:47:31,790
‫لعنتی!
‫این چیز احمقانه ترسوندتم!

641
00:47:41,500 --> 00:47:42,750
‫من یه زامبی‌ام...

642
00:47:44,040 --> 00:47:45,500
‫و ۳۰ سال گذشته.

643
00:47:54,250 --> 00:47:56,880
‫حملهٔ موشکی... به ساگا؟

644
00:47:56,960 --> 00:48:00,500
‫میگن قصد دارن یه حملهٔ همه‌جانبه به اشیاء ناشناس پرنده بکنن

645
00:48:00,580 --> 00:48:03,830
‫تا چهار روز دیگه، از نیمه‌شب تا دم صبح.

646
00:48:03,920 --> 00:48:05,540
‫تو میخوای در این مورد چیکار کنی؟!

647
00:48:05,630 --> 00:48:09,170
‫معلومه که مقاومت میکنم!
‫من ساگا رو فدا نمیکنم!

648
00:48:09,250 --> 00:48:10,790
‫ناگازاکی، فوکوئوکا
‫و کوماموتو

649
00:48:10,880 --> 00:48:12,420
‫اونا هم قسر در نمیرن!

650
00:48:12,500 --> 00:48:14,330
‫باید برای تخلیه اقدام کنیم؟

651
00:48:14,420 --> 00:48:18,750
‫اگه مهاجمان رو تحریک کنیم، ممکنه به کل دنیا حمله کنن!

652
00:48:19,290 --> 00:48:21,330
‫پس من قراره
‫چیکار کنم؟!

653
00:48:21,920 --> 00:48:23,500
‫یه لحظه صبر کن.

654
00:48:23,580 --> 00:48:26,710
‫برگردی به سفینهٔ مادر؟
‫دقیقا واسه چیکاری؟

655
00:48:26,790 --> 00:48:28,630
‫میخوام غیرفعالش کنم.

656
00:48:28,710 --> 00:48:30,960
‫عمرا بتونی از پسش بربیای!

657
00:48:31,080 --> 00:48:34,880
‫نه. من با نقشهٔ داخلیش آشنام.

658
00:48:34,960 --> 00:48:37,290
‫اگه بتونم به سیستم‌ها و منبع قدرتش آسیب بزنم،

659
00:48:37,380 --> 00:48:39,130
‫سفینهٔ مادر غیرفعال میشه،

660
00:48:39,210 --> 00:48:41,750
‫که این کار باید بشقاب‌پرنده‌های کوچیکتر رو هم مختل کنه.

661
00:48:41,830 --> 00:48:43,130
‫همهٔ اینا فقط بر اساس یه «باید»ـه؟

662
00:48:43,210 --> 00:48:45,540
‫اصلا چطور میخوای بری داخلش؟

663
00:48:45,630 --> 00:48:47,500
‫قطعا متوجه حضورت میشن!

664
00:48:47,580 --> 00:48:50,880
‫دقیقا. واسه همینم به راهنمایی‌تون نیاز دارم.

665
00:48:51,290 --> 00:48:54,130
‫لطفا یه راهی پیدا کنین تا بتونم برگردم به سفینهٔ مادر.

666
00:48:55,710 --> 00:48:57,710
‫بقیهٔ دخترا چی گفتن؟

667
00:48:58,000 --> 00:49:00,880
‫قصد ندارم بهشون بگم.

668
00:49:01,880 --> 00:49:04,710
‫من واسه این کار آموزش‌های ویژه‌ای دیدم.

669
00:49:04,790 --> 00:49:07,880
‫تنهایی اقدام کردن راحت‌تر و امن‌تره.

670
00:49:09,540 --> 00:49:11,830
‫اگه کاری نکنیم، هیچکس از این قضیه جون سالم به در نمیبره.

671
00:49:11,920 --> 00:49:13,790
‫از جمله خانواده‌های خودتون!

672
00:49:15,670 --> 00:49:18,330
‫در حال حاضر، تنها کسی که میتونه این مشکل رو حل کنه...

673
00:49:19,330 --> 00:49:20,880
‫منم!

674
00:49:31,330 --> 00:49:33,750
‫و بالاخره رسیدیم.

675
00:49:33,830 --> 00:49:36,580
‫راستش مطمئن نیستم چقدر دیگه میتونیم جلو بریم.

676
00:49:36,670 --> 00:49:38,040
‫متوجهم.

677
00:49:38,130 --> 00:49:40,920
‫همین عکس‌هایی که از بشقاب‌پرنده‌ها گرفتم ارزش این ریسک رو داشت!

678
00:49:40,960 --> 00:49:43,330
‫البته به شرطی که زنده بمونی
‫تا بتونی منتشرشون کنی...

679
00:49:44,960 --> 00:49:47,540
‫خاله‌ام؟ الو؟

680
00:49:47,630 --> 00:49:50,540
‫شینپی! خوشحالم که حالت خوبه.
‫کجایی؟

681
00:49:50,630 --> 00:49:53,170
‫واسه کارهای نمایشگاه توی توکیو بودم،

682
00:49:53,250 --> 00:49:55,170
‫اما الان با هلیکوپتر دارم
‫میام سمت ساگا.

683
00:49:55,710 --> 00:49:57,380
‫برگرد! همین الان!

684
00:49:58,170 --> 00:49:59,960
‫باید دور بزنی!
‫سریع!

685
00:50:00,080 --> 00:50:03,630
‫اما مردم شهر...
‫و همکارهام توی اداره...

686
00:50:03,960 --> 00:50:05,210
‫میدونم فضایی‌ها
‫خطرناکن، اما...

687
00:50:05,290 --> 00:50:06,750
‫ربطی به اون نداره!

688
00:50:08,460 --> 00:50:09,880
‫چه خبر شده؟

689
00:50:09,960 --> 00:50:12,420
‫بهم قول بده، شینپی.

690
00:50:13,710 --> 00:50:15,960
‫باشه. بعدا باهات حرف میزنم.

691
00:50:16,920 --> 00:50:18,170
‫قضیه چیه؟

692
00:50:18,250 --> 00:50:20,500
‫خاله‌ام میگه باید هر چه سریع‌تر
‫برگردیم عقب.

693
00:50:20,580 --> 00:50:22,540
‫خب این یه واکنش طبیعیه، آره.

694
00:50:22,630 --> 00:50:25,330
‫ولی... فکر کنم قضیه فراتر از این حرفاست.

695
00:50:25,420 --> 00:50:27,920
‫دولت داره یه چیزی رو مخفی میکنه.

696
00:50:28,460 --> 00:50:31,580
‫توی یه همچین موقعیتی، چی رو میخوان مخفی نگه دارن؟

697
00:50:31,670 --> 00:50:33,170
‫ای لعنتی...!

698
00:50:33,250 --> 00:50:34,750
‫یه حملهٔ همه‌جانبه‌ست.

699
00:50:43,290 --> 00:50:44,710
‫بپیچونش! از دستش خلاص شو!

700
00:50:44,790 --> 00:50:47,460
‫نمیتونم! این از اون هلیکوپترها نیست که بتونه مانور بده!

701
00:50:49,920 --> 00:50:52,330
‫از همگی بابت کمک‌تون ممنونم.

702
00:50:52,420 --> 00:50:53,420
‫منظورت چیه؟!

703
00:50:53,500 --> 00:50:54,960
‫داری چه غلطی میکنی؟!

704
00:50:55,040 --> 00:50:56,380
‫میخوام حواسش رو پرت کنم.

705
00:50:56,460 --> 00:50:57,540
‫شما هم این وسط فرار کنین.

706
00:50:58,920 --> 00:51:01,380
‫- صبر کن...
‫- تاتسومی سان!

707
00:51:01,460 --> 00:51:05,630
‫و به هر قیمتی که شده، کاری کنین حمله رو متوقف کنن!

708
00:51:07,210 --> 00:51:09,210
‫احمق! ما اصلا نمیتونیم...

709
00:51:27,080 --> 00:51:28,380
‫کمک...

710
00:51:38,540 --> 00:51:40,210
‫لعنتی!

711
00:51:40,290 --> 00:51:43,130
‫ساکی، انقدر بستنی یومگینگا لمبوندن رو بس کن!

712
00:51:47,630 --> 00:51:50,330
‫برام سواله اوکوبا سان داره چیکار میکنه.

713
00:51:53,710 --> 00:51:55,460
‫ظاهر ترسناکی داره.

714
00:52:00,580 --> 00:52:02,500
‫پسر، این خیلی خطرناکه!

715
00:52:06,460 --> 00:52:07,630
‫حالا چی؟

716
00:52:12,330 --> 00:52:15,130
‫انگار میخواد به انگشتم بچسبه.

717
00:52:15,210 --> 00:52:18,540
‫مثل اون موقعی که به اسلایم، ماسه مغناطیسی اضافه کردم...

718
00:52:20,130 --> 00:52:21,380
‫درخشید! درخشید!

719
00:52:21,460 --> 00:52:23,500
‫- چی درخشید؟!
‫- ترسوندیم!

720
00:52:23,830 --> 00:52:25,210
‫چی باعث شد اینطوری بشه؟

721
00:52:25,580 --> 00:52:28,130
‫من اینطوری حس میکنم،
‫یا واقعا داره میلوله؟

722
00:52:29,960 --> 00:52:31,250
‫سعی میکنم بپوشمش.

723
00:52:31,330 --> 00:52:33,000
‫هوی! مطمئنی؟!

724
00:52:35,540 --> 00:52:37,330
‫هی. حالت خوبه؟

725
00:52:38,540 --> 00:52:41,960
‫یه جور... اندام حسی فروسرخِ مصنوعی؟

726
00:52:42,040 --> 00:52:43,540
‫مثل همونی که مارها دارن؟

727
00:52:43,630 --> 00:52:47,170
‫این یعنی در غیر این صورت، اونا عملا کورن.

728
00:52:47,250 --> 00:52:50,750
‫هوم، این چیزه باعث میشه شنیدن صداها یه جورایی سخت بشه.

729
00:52:50,830 --> 00:52:53,290
‫شاید هنوز کاملا درست نشده؟

730
00:52:53,380 --> 00:52:55,580
‫یا شایدم از اولش همینطوری کار میکرده؟

731
00:52:55,670 --> 00:52:58,960
‫شاید اصلا نیازی ندارن با صدا با هم ارتباط برقرار کنن؟

732
00:52:59,080 --> 00:53:02,130
‫ولی اون به یه جور زبان اشاره کرد.

733
00:53:02,210 --> 00:53:03,330
‫پس شاید حس

734
00:53:03,420 --> 00:53:06,170
‫شنوایی‌شون از ما قوی‌تره؟

735
00:53:06,250 --> 00:53:07,670
‫واسه همین باید صداها رو خفه کنن.

736
00:53:08,210 --> 00:53:09,920
‫چیزی فهمیدی؟

737
00:53:10,000 --> 00:53:13,080
‫دستگاهی که قبل‌تر بهمون دادی یهو روشن شد.

738
00:53:13,460 --> 00:53:16,080
‫به نظر میرسه جوری طراحی شده تا اطلاعات فروسرخ رو

739
00:53:16,170 --> 00:53:19,210
‫به تصویر بکشه و در عین حال صدا رو محدود کنه.

740
00:53:19,460 --> 00:53:20,920
‫اگه اینطوری باشه،

741
00:53:20,960 --> 00:53:23,880
‫شاید بتونیم ازش استفاده کنیم تا یواشکی از کنارشون رد بشیم.

742
00:53:23,960 --> 00:53:25,210
‫واقعا؟

743
00:53:25,500 --> 00:53:28,170
‫میخوام بیشتر بررسیش کنم، اما اگه فرضیه‌هامون درست باشه...

744
00:53:28,250 --> 00:53:30,380
‫واسه اطمینان باید روی اون فضاییِ طبقه‌ی بالا آزمایششون کنیم.

745
00:53:30,460 --> 00:53:34,420
‫ام، کاری هست که ما بتونیم واسه کمک انجام بدیم؟

746
00:53:35,880 --> 00:53:38,670
‫همینطوری دست روی دست گذاشتن یه جورایی عذاب‌آوره.

747
00:53:41,580 --> 00:53:43,040
‫مشکلی پیش اومده؟

748
00:53:44,130 --> 00:53:45,210
‫خب...

749
00:53:47,330 --> 00:53:48,580
‫چی؟

750
00:53:49,210 --> 00:53:50,330
‫همه‌چیز روبراهه؟!

751
00:53:50,420 --> 00:53:52,500
‫آره. یه صدایی از طبقه‌ی بالا شنیدیم، اما...

752
00:53:54,630 --> 00:53:55,630
‫اینواروکی سان؟

753
00:53:55,710 --> 00:53:58,460
‫ا-اینوباشیری‌ام!

754
00:54:09,580 --> 00:54:12,130
‫فرار کنین!

755
00:54:17,540 --> 00:54:18,750
‫مواظب باش!

756
00:54:24,080 --> 00:54:25,790
‫از این طرف!

757
00:54:36,960 --> 00:54:38,210
‫ولش کن!

758
00:54:40,580 --> 00:54:41,960
‫شماره ۶!

759
00:54:45,500 --> 00:54:47,380
‫پس قضیه واقعا صداست.

760
00:54:47,460 --> 00:54:48,500
‫ماریا!

761
00:54:56,130 --> 00:54:57,750
‫بـ-بیا من رو بگیر!

762
00:55:33,920 --> 00:55:35,750
‫سا... شماره ۲!

763
00:55:35,830 --> 00:55:36,960
‫شماره ۲!

764
00:55:37,750 --> 00:55:39,420
‫حالت خوبه؟

765
00:55:40,960 --> 00:55:42,630
‫شماره ۲...

766
00:55:42,710 --> 00:55:44,920
‫حالت خوبه، شماره ۲؟

767
00:55:54,080 --> 00:55:55,250
‫یه دست!

768
00:55:59,750 --> 00:56:02,500
‫لعنتی... اون عوضی...

769
00:56:11,790 --> 00:56:14,540
‫شما دخترا اصلا چی هستین؟

770
00:56:30,130 --> 00:56:32,960
‫ما... زامبی هستیم.

771
00:56:35,420 --> 00:56:37,920
‫زامبی؟ مثل همونایی که توی...؟

772
00:56:38,000 --> 00:56:39,540
‫آره...

773
00:56:39,630 --> 00:56:42,250
‫ا-این یه شوخیه، مگه نه؟

774
00:56:59,500 --> 00:57:02,880
‫مـ-منظورم اینه که بهش میگین زامبی بودن،

775
00:57:02,960 --> 00:57:05,580
‫ولی ما فقط بعد از یه بار مردن، یه ذره رنگ‌پریده به نظر میایم!

776
00:57:05,670 --> 00:57:08,500
‫اصلا چیزی واسه ترسیدن وجود نداره!

777
00:57:35,330 --> 00:57:38,580
‫میخواد چیکار کنه؟

778
00:57:38,670 --> 00:57:42,130
‫هیچ ایده‌ای ندارم. ولی اون حتما
‫یه فکری تو سرش داره.

779
00:57:42,210 --> 00:57:44,880
‫ما فقط باید روی کاری که
‫از دستمون برمیاد تمرکز کنیم.

780
00:57:45,420 --> 00:57:47,830
‫لعنتی، حالا دیگه چی؟

781
00:57:50,790 --> 00:57:52,630
‫برگشتی توکیو، آره؟

782
00:57:52,710 --> 00:57:54,040
‫ردیف شد.

783
00:57:54,130 --> 00:57:57,250
‫خب، قضیه این حمله
‫به سفینه چیه؟

784
00:57:58,330 --> 00:58:00,580
‫اگه حقیقت داره، باید یه راهی
‫واسه متوقف کردنش پیدا کنی.

785
00:58:00,670 --> 00:58:03,630
‫کلی آدم توی سراسر استان
‫دارن تلاش میکنن زنده بمونن.

786
00:58:08,750 --> 00:58:10,130
‫خیلی احتمالش هست که

787
00:58:10,210 --> 00:58:13,040
‫اون فضایی فراری با
‫نیروی کمکی برگرده.

788
00:58:13,130 --> 00:58:14,290
‫بهتره از اینجا بریم.

789
00:58:14,380 --> 00:58:17,670
‫ولی اگه همه‌شون از اون عینک‌ها داشته باشن،

790
00:58:17,750 --> 00:58:19,500
‫حرارت بدنمون رو حتی توی تاریکی هم میبینن.

791
00:58:20,830 --> 00:58:22,880
‫نظرتون در مورد
‫پتوهای حرارتی چیه؟

792
00:58:22,960 --> 00:58:24,750
‫همونایی که توی
‫نمایشگاه‌های ماهواره‌ای استفاده میکنیم؟

793
00:58:24,830 --> 00:58:26,460
‫لباس فضانوردی هم ممکنه جواب بده.

794
00:58:26,540 --> 00:58:27,830
‫فکر خوبیه. بیاین همه‌شون رو برداریم.

795
00:58:27,920 --> 00:58:29,080
‫به غیر از اون،

796
00:58:29,170 --> 00:58:32,250
‫بهترین راه واسه دیده نشدن اینه
‫که از توی کوهستان بریم،

797
00:58:32,330 --> 00:58:34,380
‫که ما رو از کنار
‫چشمه آبگرم تاکئو رد میکنه.

798
00:58:34,670 --> 00:58:37,330
‫خب... در مورد
‫بقیه اعضا...

799
00:58:37,830 --> 00:58:39,670
‫اونا رو بسپر به من.

800
00:58:40,500 --> 00:58:43,130
‫و تو یه انسان معمولی هستی،
‫زِرو-چان ؟

801
00:58:43,210 --> 00:58:44,880
‫کاملا معمولی، بله.

802
00:58:44,960 --> 00:58:46,920
‫زامبی نیستم. اصلا و ابدا.

803
00:58:56,710 --> 00:59:00,250
‫ته دلم، یه جورایی امیدوار بودم
‫فرقی نداشته باشه

804
00:59:00,330 --> 00:59:02,170
‫حتی اگه لو میرفتیم.

805
00:59:03,130 --> 00:59:06,580
‫تا حالا دو بار لو رفتم...

806
00:59:17,460 --> 00:59:21,210
‫وقتی مایمای-هان فهمید،
‫و موقع تخلیه سیل،

807
00:59:21,290 --> 00:59:23,330
‫اوضاع به اندازه کافی خوب پیش رفت.

808
00:59:23,630 --> 00:59:25,710
‫سخت میشه تو قالب کلمات
‫بیانش کرد، اما...

809
00:59:25,790 --> 00:59:30,080
‫شاید فقط تفاوت در نحوه
‫نگاه مردم به ما باشه.

810
00:59:30,170 --> 00:59:33,880
‫در نهایت، فکر کنم ما زامبی هستیم.

811
00:59:33,960 --> 00:59:39,330
‫شاید واسه همه توی ساگا،
‫ما هم به بدی فضایی‌ها باشیم...

812
00:59:45,630 --> 00:59:46,830
‫تائه چان؟

813
00:59:46,920 --> 00:59:48,290
‫اینجا خطرناکه.

814
00:59:48,380 --> 00:59:51,080
‫بقیه دارن میرن سمت
‫چشمه آبگرم تاکئو.

815
00:59:51,170 --> 00:59:53,500
‫تو هم باید فرار کنی.

816
00:59:54,380 --> 00:59:55,750
‫باید امن باشه.

817
00:59:55,830 --> 00:59:59,330
‫طبق گفته نائوماسا-سان،
‫فضایی‌ها نمیتونن زامبی‌ها رو ببینن.

818
00:59:59,420 --> 01:00:02,420
‫ولی... فقط ما؟

819
01:00:02,670 --> 01:00:04,960
‫شما تا الان خودتون رو
‫وقف احیای

820
01:00:05,080 --> 01:00:06,830
‫ساگا کردین، مگه نه؟

821
01:00:06,920 --> 01:00:08,420
‫این کافی نیست؟

822
01:00:09,790 --> 01:00:10,880
‫خودت چی؟

823
01:00:10,960 --> 01:00:13,210
‫من باید یه کاری در مورد
‫این تهاجم بکنم.

824
01:00:13,290 --> 01:00:15,920
‫یه کاری یعنی... چی؟!

825
01:00:16,000 --> 01:00:18,500
‫میرم داخل سفینه
‫و نابودش میکنم.

826
01:00:19,710 --> 01:00:21,130
‫ما هم میایم!

827
01:00:21,210 --> 01:00:24,210
‫نه، ممنون.
‫فقط دست و پا گیر میشین.

828
01:00:24,290 --> 01:00:26,750
‫کاملا مطمئنم که میتونم بیشتر از تو
‫دهنشون رو سرویس کنم!

829
01:00:26,830 --> 01:00:28,540
‫منم بلدم چطور از خودم
‫محافظت کنم.

830
01:00:28,630 --> 01:00:32,880
‫قصد دارم تا جای ممکن
‫کمتر بجنگم.

831
01:00:32,960 --> 01:00:34,420
‫لو رفتن

832
01:00:34,500 --> 01:00:37,170
‫و درگیر شدن، شانس من رو
‫به شدت کاهش میده.

833
01:00:37,880 --> 01:00:40,790
‫من هر طور شده
‫ساگا رو نجات میدم.

834
01:00:40,880 --> 01:00:45,170
‫ولی ما تمام این مدت
‫با هم بودیم!

835
01:00:45,250 --> 01:00:48,330
‫روزهای سختی داشتیم,
‫ولی ما فران‌شوشو هستیم،

836
01:00:48,420 --> 01:00:50,710
‫گروه آیدلی که
‫ساگا رو نجات میده!

837
01:00:50,790 --> 01:00:52,170
‫یه نگاه به اوضاع بنداز!

838
01:00:52,250 --> 01:00:54,210
‫آیدل‌ها دقیقا میخوان
‫چیکار کنن؟!

839
01:00:54,290 --> 01:00:57,920
‫نه جایی واسه خوندن دارین،
‫نه واسه اجرا،

840
01:00:58,000 --> 01:01:00,460
‫و حالا هم که لو رفتین
‫زامبی هستین!

841
01:01:00,540 --> 01:01:03,460
‫چطور میخواین توی یه همچین وضعیتی
‫ساگا رو نجات بدین؟!

842
01:01:03,540 --> 01:01:06,540
‫تائه چان،
‫فقط کله‌ام رو گاز بگیر!

843
01:01:06,630 --> 01:01:08,500
‫شاید کمکت کنه
‫همه‌چیز رو یادت بیاد!

844
01:01:08,580 --> 01:01:11,130
‫دارم بهت میگم چیزایی که قبل از این بوده
‫دیگه اهمیتی نداره!

845
01:01:20,380 --> 01:01:23,670
‫هیچ کاری از دست
‫هیچکدومتون برنمیاد.

846
01:01:24,250 --> 01:01:25,630
‫حتما یه کاری هست!

847
01:01:25,710 --> 01:01:27,880
‫ما نمیتونیم تسلیم بشیم! بیاین با هم
‫دنبال یه راهی بگردیم!

848
01:01:27,960 --> 01:01:29,670
‫ما توی این مسیر با همیم،
‫مگه نه؟

849
01:01:31,790 --> 01:01:36,330
‫در این صورت، از امروز به بعد،
‫من از فران‌شوشو میرم.

850
01:01:47,170 --> 01:01:48,540
‫بدرود.

851
01:02:05,250 --> 01:02:06,330
‫تائه سان.

852
01:02:07,670 --> 01:02:10,380
‫شاید این کمک کنه
‫یه ذره آروم بشی.

853
01:02:12,460 --> 01:02:15,130
‫خودت رو خسته نکن تا
‫نظرم رو عوض کنی.

854
01:02:16,960 --> 01:02:20,130
‫همیشه دلم میخواست
‫یه چیزی ازت بپرسم

855
01:02:20,210 --> 01:02:22,500
‫اگه یه روزی شخصیتت
‫برمیگشت.

856
01:02:23,130 --> 01:02:27,170
‫- چرا بعضی وقت‌ها من رو گاز میگرفتی؟
‫- من... گاز میگرفتم؟

857
01:02:27,250 --> 01:02:30,380
‫بله. هیچوقت دلیلش رو نفهمیدم.

858
01:02:30,460 --> 01:02:35,080
‫اوایل که همدیگه رو دیدیم،
‫حتی دنبالم هم میکردی.

859
01:02:36,830 --> 01:02:39,920
‫شاید یه جور ابراز علاقه‌ام بوده...

860
01:02:40,920 --> 01:02:44,040
‫چون قبلا خیلی بهت
‫احترام میذاشتم.

861
01:02:44,130 --> 01:02:47,920
‫جونکو کونو زمانی که من زنده بودم،
‫یه آیدل مشهور بود.

862
01:02:48,920 --> 01:02:50,880
‫گمان کنم همینطوره.

863
01:02:51,670 --> 01:02:54,710
‫ولی شنیدن این حرف
‫یه چیزی رو روشن میکنه.

864
01:02:55,170 --> 01:02:58,960
‫کسی که بیشتر از همه گازش میگرفتی
‫ساکورا سان بود.

865
01:02:59,080 --> 01:03:02,790
‫هر روز، هر وقت که یه
‫فرصت کوچیک گیر میاوردی.

866
01:03:07,080 --> 01:03:08,880
‫تنها کسی که یه زامبی
‫میتونه بهش پناه ببره...

867
01:03:09,330 --> 01:03:10,790
‫یه زامبی دیگه‌ست.

868
01:03:12,960 --> 01:03:15,750
‫لطفا هیچوقت این رو
‫فراموش نکن.

869
01:03:23,830 --> 01:03:25,380
‫ساکورا...؟

870
01:03:38,290 --> 01:03:40,960
‫بقیه‌اش رو باید با دست
‫حمل کنیم.

871
01:03:46,880 --> 01:03:48,380
‫من برگشتم.

872
01:03:51,170 --> 01:03:52,380
‫بیاین راه بیفتیم.

873
01:03:53,000 --> 01:03:56,170
‫لعنتی، ما الان باید
‫چیکار کنیم؟!

874
01:03:56,250 --> 01:03:59,040
‫دقت کردی چطور تاتسومی هیچوقت
‫توی یه همچین موقعیت‌هایی پیداش نیست؟

875
01:04:00,290 --> 01:04:02,750
‫ساکورا! خودت رو جمع و جور کن!

876
01:04:02,830 --> 01:04:06,250
‫منم فکر نمیکنم باید
‫میذاشتیم تائه بره!

877
01:04:06,580 --> 01:04:09,790
‫ما با بدترین وضعیت ممکن
‫روبرو هستیم!

878
01:04:09,880 --> 01:04:11,710
‫ولی هنوز تموم نشده!

879
01:04:11,790 --> 01:04:15,210
‫حتی اگه بدونن ما زامبی‌ایم
‫و یکی‌مون هم رفته،

880
01:04:15,290 --> 01:04:17,170
‫هنوز خیلی زوده که تسلیم بشیم!

881
01:04:17,580 --> 01:04:21,170
‫ما همین الانشم یه بار مردیم،
‫که خودش همه‌چیز رو روشن میکنه.

882
01:04:21,420 --> 01:04:24,130
‫شاید اوضاع مثل همیشه
‫خوب پیش نره،

883
01:04:24,210 --> 01:04:27,460
‫ولی حتما یه کاری هست
‫که فقط ما زامبی‌ها میتونیم انجامش بدیم!

884
01:04:27,540 --> 01:04:29,880
‫و حالا که زامبی‌ایم،
‫پس باید مثل زامبی‌ها رفتار کنیم!

885
01:04:41,130 --> 01:04:42,420
‫این رو ببینین!

886
01:05:01,080 --> 01:05:02,250
‫ساکی سان.

887
01:05:07,380 --> 01:05:08,790
‫جونکو؟

888
01:05:47,500 --> 01:05:53,790
‫شما عوضی‌ها فکر کردین
‫دارین به چی نگاه میکنین؟!

889
01:05:59,880 --> 01:06:03,710
‫مهم نیست زندگی چقدر ناعادلانه بشه،
‫ما هیچوقت تسلیم نمیشیم!

890
01:06:03,790 --> 01:06:06,580
‫هر اتفاقی هم که واسمون بیفته،
‫ما بیخیال زندگی نمیشیم!

891
01:06:06,670 --> 01:06:10,960
‫و هر اتفاقی هم که بیفته،
‫ما بیخیال ساگا نمیشیم!

892
01:06:13,630 --> 01:06:15,380
‫ما...

893
01:06:15,460 --> 01:06:17,500
‫فران‌شوشو هستیم!

894
01:06:19,670 --> 01:06:22,420
‫- نکنین...
‫- بیاین جلو، فضایی‌های آشغال!

895
01:06:22,500 --> 01:06:24,750
‫خودتون جنگ رو شروع کردین!

896
01:06:24,830 --> 01:06:27,250
‫همین الان برو!

897
01:06:38,170 --> 01:06:41,000
‫با زامبی‌ها در نیفتین!

898
01:06:47,580 --> 01:06:48,920
‫عقب‌نشینی!

899
01:06:56,380 --> 01:06:58,210
‫بیاین جلو ببینم!

900
01:07:01,880 --> 01:07:03,830
‫کورتزان شماره یک پایتخت،

901
01:07:03,920 --> 01:07:05,630
‫داره میاد!

902
01:07:05,710 --> 01:07:07,130
‫بیاین من رو بگیرین!

903
01:07:07,210 --> 01:07:08,880
‫من اینجام.

904
01:07:12,580 --> 01:07:14,540
‫یه دقیقه صبر کنین.

905
01:07:15,130 --> 01:07:16,130
زِرو-سان ؟

906
01:07:16,210 --> 01:07:18,710
‫اگه تا پنج دقیقه دیگه برنگشتم،
‫بدون من برین.

907
01:08:42,920 --> 01:08:48,040
‫چـ-چـ-چیکار
‫کـ-کـ-کنیم؟!

908
01:08:48,130 --> 01:08:51,000
‫چیکار کنیم، چیکار کنیم؟!

909
01:08:54,380 --> 01:08:55,750
‫عه.

910
01:09:09,460 --> 01:09:10,670
‫بیاین راه بیفتیم.

911
01:09:32,330 --> 01:09:35,080
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

912
01:09:35,170 --> 01:09:37,460
‫برام سواله بقیه دارن
‫در مورد چی حرف میزنن.

913
01:09:37,540 --> 01:09:39,290
‫منم یه جورایی کنجکاوم.

914
01:09:39,380 --> 01:09:41,080
‫نظرتون چیه مثل زامبی‌ها
‫رفتار کنیم و بریزیم تو؟

915
01:09:41,170 --> 01:09:43,500
‫داری به طرز عجیبی
‫جوگیر میشی، جونکو.

916
01:09:43,580 --> 01:09:44,830
‫این دیگه چیه؟

917
01:09:46,830 --> 01:09:49,830
‫چرا قیافه‌هاتون رو
‫مثل زامبی‌ها کردین؟

918
01:10:27,920 --> 01:10:29,170
‫رومرو؟

919
01:10:32,080 --> 01:10:33,250
‫کوتارو سان؟

920
01:10:33,330 --> 01:10:34,630
‫رومرو...؟

921
01:10:34,710 --> 01:10:38,750
‫برام سوال بود کجا رفته. انگار رفته بود
‫کوتارو هان رو بیاره.

922
01:10:38,830 --> 01:10:41,710
‫اون... خیلی بزرگ شده؟
‫دارم توهم میزنم؟

923
01:10:41,790 --> 01:10:45,130
‫واسه اینه که زامبی‌ـه!
‫زامبی‌ها زود رشد میکنن!

924
01:10:45,210 --> 01:10:46,330
‫نه دیگه انقدر زود.

925
01:10:48,670 --> 01:10:51,040
‫به جز لو رفتن هویتتون،
‫بقیه‌اش قضیه مهمی نیست.

926
01:10:51,420 --> 01:10:52,710
‫منم همین رو گفتم.

927
01:10:52,790 --> 01:10:54,710
‫از قصد که این کار رو نکردیم!

928
01:10:54,790 --> 01:10:58,250
‫من فقط یه روز نبودم و شما رفتین
‫قیافه‌های زامبی‌تون رو نشون دادین.

929
01:10:58,330 --> 01:11:00,460
‫وسایل لازم واسه گریم کردن رو
‫نداشتیم.

930
01:11:00,540 --> 01:11:01,880
‫خیلی متاسفم.

931
01:11:01,960 --> 01:11:04,330
‫با این حال، بهتر از چیزی که
‫فکر میکردم عمل کردین.

932
01:11:04,420 --> 01:11:06,250
‫چی داری میگی واسه خودت؟

933
01:11:06,330 --> 01:11:07,960
‫ولی الان دیگه چیزی واسه
‫نگرانی وجود نداره.

934
01:11:08,080 --> 01:11:09,130
‫البته.

935
01:11:09,210 --> 01:11:11,500
‫یه راهی پیدا میکنم.

936
01:11:11,580 --> 01:11:13,500
‫خب پس زودتر پیداش کن!

937
01:11:13,580 --> 01:11:16,130
‫نمیذارم این پایان کار
‫فران‌شوشو باشه.

938
01:11:16,210 --> 01:11:17,710
‫کوتارو سان...

939
01:11:18,710 --> 01:11:20,960
‫میتونین همه‌چیز رو بسپرین به من!

940
01:11:25,210 --> 01:11:28,830
‫معلوم نیست کی ممکنه
‫دوباره حمله کنن.

941
01:11:28,920 --> 01:11:31,130
‫ما لزوما اینجا
‫در امان نیستیم.

942
01:11:31,210 --> 01:11:33,630
‫فراری موندن
‫چیزی رو عوض نمیکنه.

943
01:11:33,710 --> 01:11:35,380
‫لطفا بذارین من برم.

944
01:11:37,290 --> 01:11:40,210
‫حتی اگه بری داخلش،

945
01:11:40,290 --> 01:11:43,330
‫اگه سفینهٔ مادر دوباره
‫شروع به حمله کنه چی؟

946
01:11:43,420 --> 01:11:46,750
‫اگه مایل به کمک نیستین،
‫خودم تنهایی میرم.

947
01:11:46,830 --> 01:11:48,040
‫یه لحظه صبر کن!

948
01:11:48,130 --> 01:11:52,130
‫منم میخوام ساگا
‫و مردمش رو نجات بدم!

949
01:12:02,500 --> 01:12:05,080
‫نمیذارم ساگا نابود بشه.

950
01:12:06,130 --> 01:12:10,630
‫هر کاری لازم باشه میکنم تا
‫تو رو بفرستم داخل سفینهٔ مادر.

951
01:12:13,460 --> 01:12:15,540
‫فرضیه‌هامون تا الان
‫درست از آب دراومدن.

952
01:12:15,630 --> 01:12:19,080
‫پس یه راهی داریم تا بدون اینکه
‫متوجه بشن اینور اونور بریم.

953
01:12:19,170 --> 01:12:23,040
‫یکیش اینه که دمای بدنمون رو
‫بیاریم پایین، یا جلوش رو بگیریم،

954
01:12:23,130 --> 01:12:25,460
‫اما این کار به تنهایی
‫هنوزم خیلی ریسکیه.

955
01:12:25,540 --> 01:12:27,080
‫و به کمک بیشتری نیاز داریم...

956
01:12:27,170 --> 01:12:30,080
‫که من رو به یه روش
‫جایگزین میرسونه...

957
01:12:30,500 --> 01:12:32,580
‫به جاش دمای اطرافمون رو
‫بالا ببریم؟

958
01:12:32,670 --> 01:12:36,420
‫آره. اما هنوز روش خاصی
‫واسش ندارم.

959
01:12:37,080 --> 01:12:39,290
‫آتش‌بازی چطوره؟

960
01:12:39,580 --> 01:12:41,420
‫وسایل آتش‌بازی از سراسر ژاپن

961
01:12:41,500 --> 01:12:44,040
‫واسه آماده‌سازی نمایشگاه ساگا
‫به اینجا رسیدن.

962
01:12:44,130 --> 01:12:47,670
‫عالیه! آتش‌بازی نه تنها
‫دما رو بالا میبره،

963
01:12:47,750 --> 01:12:50,130
‫بلکه دودش هم میتونه
‫مثل یه پوشش عمل کنه!

964
01:12:50,210 --> 01:12:53,750
‫اما حتی اگه بتونیم
‫بدون جلب توجه نزدیک بشیم،

965
01:12:53,830 --> 01:12:56,670
‫چطور بفرستیمش داخل
‫سفینهٔ مادرِ در حال پرواز؟

966
01:12:59,380 --> 01:13:00,710
‫بالن‌ها.

967
01:13:01,290 --> 01:13:02,790
‫شنیدم قراره

968
01:13:02,880 --> 01:13:05,830
‫بیشترین تعداد بالن‌های هوای گرم
‫تاریخ واسه نمایشگاه بیاد!

969
01:13:05,920 --> 01:13:09,330
‫بالن میتونه یه مسیر
‫نفوذ عالی باشه!

970
01:13:09,420 --> 01:13:11,130
‫از این بابت مطمئنی؟

971
01:13:11,210 --> 01:13:12,710
‫کاملا واقفم که
‫ریسک بزرگیه.

972
01:13:12,790 --> 01:13:14,250
‫داریم در مورد ترکیبِ

973
01:13:14,330 --> 01:13:16,710
‫جشنواره بالن ساگا و نمایش
‫آتش‌بازی خلیج ایناری حرف میزنیم!

974
01:13:17,540 --> 01:13:20,420
‫اگه فضایی‌ها واقعا
‫شنوایی حساسی داشته باشن،

975
01:13:20,500 --> 01:13:22,830
‫این سر و صدا باید به پرت کردن
‫حواسشون هم کمک کنه.

976
01:13:22,920 --> 01:13:24,830
‫مگه آتش‌بازی هم
‫جلوش رو نمیگیره؟

977
01:13:24,920 --> 01:13:28,880
‫بلندی صداش خوبه، اما
‫نگران تداومش هستم.

978
01:13:28,960 --> 01:13:30,630
‫شاید بتونیم
‫روی نمایشگرهای بزرگ فضای باز استان...

979
01:13:30,710 --> 01:13:32,580
‫...یه کم موسیقی پخش کنیم؟

980
01:13:32,670 --> 01:13:33,960
‫نه، اینطوری فایده نداره.

981
01:13:34,330 --> 01:13:38,170
‫کلا چند تا دونه از این مانیتورها
‫توی ساگا وجود داره.

982
01:13:38,250 --> 01:13:40,540
‫کامیون‌های تبلیغاتی
‫نمایشگاه چطور؟

983
01:13:41,920 --> 01:13:43,500
‫کامیون‌های تبلیغاتی!

984
01:13:43,580 --> 01:13:45,380
‫فکر فوق‌العاده‌ای بود، ماریا!

985
01:13:45,460 --> 01:13:47,460
‫ولی چی پخش کنیم؟

986
01:13:47,830 --> 01:13:49,710
‫من کلی آهنگ دارم.

987
01:13:50,710 --> 01:13:52,080
‫عالیه!

988
01:13:54,710 --> 01:13:58,670
‫مسئله اینه که چطور بقیه رو
‫با خودمون همراه کنیم؟

989
01:13:59,540 --> 01:14:02,170
‫من همه‌چیز رو شنیدم.

990
01:14:03,920 --> 01:14:05,790
‫تـ-تهیه‌کننده سان؟!

991
01:14:06,630 --> 01:14:09,830
‫بذارین اون بخشش رو ما ردیف کنیم.

992
01:14:10,210 --> 01:14:12,920
‫معلوم نیست کی ممکنه
‫حملات دوباره شروع بشن.

993
01:14:13,000 --> 01:14:17,250
‫باید هر چه سریع‌تر کسایی رو پیدا کنیم
‫که حاضر باشن بهمون کمک کنن.

994
01:14:17,330 --> 01:14:19,040
‫و این کار رو تو انجام میدی؟

995
01:14:19,130 --> 01:14:22,500
‫من نه،
‫بلکه فران‌شوشو.

996
01:14:22,960 --> 01:14:24,880
‫فضایی‌ها نمیتونن اونا رو ببینن،

997
01:14:24,960 --> 01:14:27,630
‫پس میتونن بدون اینکه دیده بشن
‫توی ساگا رفت و آمد کنن.

998
01:14:28,250 --> 01:14:31,580
‫در حال حاضر،
‫ما به کمک زامبی‌ها نیاز داریم.

999
01:14:36,830 --> 01:14:41,040
‫متوجهم. لطفا از فران‌شوشو
‫بخواه که بهمون کمک کنه.

1000
01:14:41,880 --> 01:14:43,420
‫میتونین روی ما حساب کنین.

1001
01:14:46,000 --> 01:14:47,380
‫هیچوقت انتظار نداشتم

1002
01:14:47,460 --> 01:14:50,460
‫اینطوری شخصیتت رو به دست بیاری،
‫یامادا سنپای.

1003
01:14:50,540 --> 01:14:52,880
‫وقتی زنده بودم
‫من رو میشناختی؟

1004
01:14:53,250 --> 01:14:56,710
‫من کسی‌ام که
‫رویاهات رو به ارث برده.

1005
01:15:00,040 --> 01:15:04,580
‫نجات ساگا با آیدل‌ها.
‫این ایده هیچوقت به ذهن من نرسیده بود.

1006
01:15:05,960 --> 01:15:07,170
‫از دوره‌ی یایویی،

1007
01:15:07,250 --> 01:15:10,210
‫تا بونروکو، کیچو،
‫و بعدش باکوماتسو...

1008
01:15:10,290 --> 01:15:12,960
‫ساگا در طول تاریخ چندین دوره‌ی
‫شکوفایی داشته.

1009
01:15:13,460 --> 01:15:14,920
‫و سرمایه‌گذاری‌هاش توی

1010
01:15:14,960 --> 01:15:17,420
‫صنعت فضا قطعا

1011
01:15:17,500 --> 01:15:19,710
‫در آینده نتایج بزرگی
‫به همراه خواهد داشت.

1012
01:15:20,080 --> 01:15:22,710
‫ساگا دوباره شکوفا میشه.

1013
01:15:23,420 --> 01:15:25,630
‫اما واسه محافظت از اون ساگا...

1014
01:15:26,080 --> 01:15:29,170
‫و مطمئن شدن از اینکه دخترا
‫میتونن دوباره روی استیج برن...

1015
01:15:29,920 --> 01:15:31,830
‫باید به این غائله خاتمه بدم.

1016
01:15:31,920 --> 01:15:34,540
‫مصممی که تنهایی بری؟

1017
01:15:36,420 --> 01:15:38,080
‫من زنی‌ام که توی زمان گم شده،

1018
01:15:38,170 --> 01:15:42,130
‫جدا شده از دوره‌ای که توش زندگی میکرد
‫و دوستای قدیمی‌اش.

1019
01:15:43,830 --> 01:15:49,580
‫مطمئنم دقیقا واسه یه همچین روزی
‫به عنوان زامبی برگشتم.

1020
01:16:04,580 --> 01:16:08,540
‫خب، پس،
‫زامبی‌ها و یه سگ غول‌پیکر؟

1021
01:16:08,630 --> 01:16:10,500
‫و اون لباس‌ها از کجا اومـ...

1022
01:16:10,580 --> 01:16:11,880
‫نیازی به نگرانی نیست.

1023
01:16:11,960 --> 01:16:13,880
‫همه‌چیز طبق برنامه
‫پیش میره.

1024
01:16:14,460 --> 01:16:15,540
‫اینا رو بپوشین.

1025
01:16:15,830 --> 01:16:17,710
‫اینا لباس‌های موزیک‌ویدئوی جدیدمونه!

1026
01:16:17,790 --> 01:16:21,290
‫باورتون نمیشه مردم چقدر بهتون توجه میکنن

1027
01:16:21,380 --> 01:16:23,460
‫وقتی یه یونیفرم تنتونه!

1028
01:16:23,540 --> 01:16:25,750
‫این که یه گرمکن ورزشی لعنتیه!

1029
01:16:26,250 --> 01:16:28,290
‫این یه نقشه‌ی عاااالیه.

1030
01:16:28,670 --> 01:16:31,500
‫دو روز دیگه، نیمه‌شب
‫دست به کار میشیم.

1031
01:16:31,960 --> 01:16:34,880
‫موقعیت هر کس رو
‫یادداشت کردم.

1032
01:16:34,960 --> 01:16:36,170
‫متوجهم.

1033
01:16:37,250 --> 01:16:40,130
‫سیگنال همونطوری خواهد بود
‫که قبلا صحبت کردیم.

1034
01:16:40,210 --> 01:16:43,920
‫اگه سیگنالی نباشه، فرض میکنیم مشکلی پیش اومده

1035
01:16:44,000 --> 01:16:45,460
‫و نقشه رو لغو میکنیم.

1036
01:16:45,960 --> 01:16:47,790
‫ما به موقع آماده میشیم.

1037
01:16:48,580 --> 01:16:51,540
‫ما روی همه‌تون حساب میکنیم.

1038
01:17:01,670 --> 01:17:02,830
‫مراقب خودت باش.

1039
01:17:05,250 --> 01:17:06,960
‫میدونم از پسش برمیای.

1040
01:17:07,080 --> 01:17:08,460
‫حتما!

1041
01:17:09,250 --> 01:17:10,630
‫شماره ۲!

1042
01:17:13,750 --> 01:17:15,920
‫ام... من...

1043
01:17:16,000 --> 01:17:17,460
‫ما...

1044
01:17:19,750 --> 01:17:20,880
‫ماریا.

1045
01:17:27,210 --> 01:17:28,380
‫مراقب خودت باش!

1046
01:17:37,670 --> 01:17:40,250
‫اون دخترا واقعا
‫معرکه‌ان.

1047
01:17:40,580 --> 01:17:43,170
‫پس اونا آیدل‌های ساگا هستن؟

1048
01:17:43,250 --> 01:17:44,630
‫بله.

1049
01:17:44,960 --> 01:17:49,460
‫فکر کنم واقعا به معنای واقعی کلمه
‫آیدل هستن.

1050
01:17:59,670 --> 01:18:01,040
‫اونا فران‌شوشو هستن!

1051
01:18:03,920 --> 01:18:05,000
‫ساکی چان.

1052
01:18:05,500 --> 01:18:06,920
‫خودشونن.

1053
01:18:07,330 --> 01:18:08,960
‫انگار همینه. بیاین بریم.

1054
01:18:50,630 --> 01:18:51,960
‫شما دخترا...!

1055
01:18:54,540 --> 01:18:55,880
‫ری...

1056
01:18:57,290 --> 01:18:58,960
‫مامان ماریا.

1057
01:19:39,420 --> 01:19:41,420
‫چیزی به نیمه‌شب نمونده.

1058
01:19:41,880 --> 01:19:46,040
‫ده... نه...
‫هشت... هفت...

1059
01:19:46,130 --> 01:19:49,290
‫شش... پنج... چهار...

1060
01:19:49,380 --> 01:19:52,130
‫سه... دو... یک!

1061
01:20:03,330 --> 01:20:07,630
‫خودشه! عملیات
‫فران‌شوشو رو اجرا کنین!

1062
01:20:37,420 --> 01:20:39,580
‫با ساگا در نیفتین!

1063
01:20:39,670 --> 01:20:42,290
‫بهتون نشون میدیم
‫چند مرده حلاجیم!

1064
01:20:52,830 --> 01:20:55,830
‫اینم از یه آتش‌بازی سه مرحله‌ای
‫پرتاب‌شده با توپ!

1065
01:21:03,750 --> 01:21:07,040
‫قدرت ساگا رو حس کنین!

1066
01:21:14,790 --> 01:21:16,830
‫جشنواره بالن؟

1067
01:21:16,920 --> 01:21:19,380
‫درست مثل نمایش آتش‌بازی
‫خلیج ایناری.

1068
01:21:19,460 --> 01:21:21,580
‫چه خبر شده؟

1069
01:21:23,130 --> 01:21:25,500
‫انگار نمایشگاه
‫شروع شده.

1070
01:21:43,330 --> 01:21:46,330
‫تائه چان!

1071
01:21:51,630 --> 01:21:54,290
‫بهت رسیدیم!

1072
01:21:54,380 --> 01:21:55,670
‫چرا؟!

1073
01:21:57,670 --> 01:21:59,630
‫همه‌تون آماده این؟

1074
01:21:59,710 --> 01:22:03,380
‫- عجله کنین! قبل از اینکه تاتسومی بفهمه!
‫- فکر میکنی اینطوریه، نه؟

1075
01:22:03,460 --> 01:22:04,830
‫کوتارو سان؟!

1076
01:22:04,920 --> 01:22:08,380
‫شما احمق‌ها حتی اگه تلاش هم میکردین
‫نمیتونستین از این تابلوتر باشین.

1077
01:22:08,460 --> 01:22:10,880
‫ولی نیومدی جلوی ما رو بگیری،
‫مگه نه؟

1078
01:22:10,960 --> 01:22:13,250
‫لطفا بذار ما هم بریم
‫دنبال تائه چان!

1079
01:22:19,630 --> 01:22:22,130
‫فران‌شوشو حتی بدون یکی از شماها هم
‫نمیتونه به کارش ادامه بده.

1080
01:22:22,710 --> 01:22:26,000
‫برین اون بالا
‫و تائه رو برگردونین!

1081
01:22:26,290 --> 01:22:27,710
‫باشه!

1082
01:22:28,500 --> 01:22:30,250
‫...بالا!

1083
01:22:30,630 --> 01:22:31,830
‫چرا؟!

1084
01:22:33,130 --> 01:22:36,170
‫صبر کن، ازش رد شدیم!
‫باید سرعتمون رو کم کنیم!

1085
01:22:36,250 --> 01:22:39,500
‫- این لامصب تکون نمیخوره!
‫- من درستش میکنم!

1086
01:22:39,580 --> 01:22:42,250
‫داریم از تائه چان
‫دورتر میشیم!

1087
01:22:43,580 --> 01:22:46,420
‫تائه چان! منتظرمون بمون!

1088
01:22:46,500 --> 01:22:48,290
‫همین الان باید برگردین عقب!

1089
01:22:48,380 --> 01:22:50,630
‫کدوم احمقی
‫این رو انقدر سفت بسته؟!

1090
01:22:50,710 --> 01:22:52,290
‫من بودم...

1091
01:22:52,380 --> 01:22:56,130
‫ببخشید! خیلی نگران
‫افتادنمون بودم!

1092
01:22:56,790 --> 01:22:58,210
‫خب، پس چاره‌ای نیست.

1093
01:22:58,290 --> 01:23:01,920
‫تائه چان!
‫بعدا بهت میرسیم!

1094
01:23:02,250 --> 01:23:04,250
‫لطفا فقط جلو نیاین!

1095
01:23:13,420 --> 01:23:16,250
‫الان دیگه باید
‫ستاره‌ها رو ببینیم؟!

1096
01:23:16,330 --> 01:23:19,460
‫پس راست میگفتن که
‫زمین گرده.

1097
01:23:19,540 --> 01:23:21,790
‫بیخیالش! میپریم!

1098
01:23:22,130 --> 01:23:23,880
‫جونکو چان، آماده باش!

1099
01:23:25,380 --> 01:23:27,830
‫مشکلی پیش نمیاد.
‫من هوات رو دارم.

1100
01:23:29,960 --> 01:23:31,790
‫بـ-باشه...

1101
01:23:31,880 --> 01:23:36,540
‫بزن بریم!
‫سه... دو... یک!

1102
01:23:36,630 --> 01:23:39,790
‫- بپر!
‫- وای خدا!

1103
01:24:15,580 --> 01:24:17,250
‫ببخشید! ببخشید! ببخشید!

1104
01:24:18,170 --> 01:24:22,960
‫- وای خدا.
‫- چیکار کنم؟!

1105
01:25:07,500 --> 01:25:09,540
‫از بقیه جدا شدیم.

1106
01:25:09,880 --> 01:25:11,330
‫راه درست همینه؟

1107
01:25:11,420 --> 01:25:14,710
‫ساکی چان! تائه چان اونجاست!

1108
01:25:14,790 --> 01:25:16,630
‫مطمئنی؟

1109
01:25:17,960 --> 01:25:19,920
‫آره. میتونم حسش کنم.

1110
01:25:43,250 --> 01:25:45,130
‫رفتن.

1111
01:25:45,210 --> 01:25:48,250
‫انگار واقعا
‫نمیتونن ما رو ببینن.

1112
01:25:50,080 --> 01:25:51,460
‫به نظرت این یعنی چی؟

1113
01:25:51,540 --> 01:25:54,460
‫فکر کنم ساکورا چان داره
‫صدامون میزنه!

1114
01:26:05,250 --> 01:26:06,540
‫چیزی نمونده برسیم.

1115
01:26:35,080 --> 01:26:36,330
‫فهمیدن!

1116
01:26:48,880 --> 01:26:50,080
‫میتونن من رو ببینن؟!

1117
01:27:07,960 --> 01:27:09,710
‫نمیتونیم اینطوری ادامه بدیم!

1118
01:27:19,040 --> 01:27:20,420
‫آخر خطه.

1119
01:27:20,500 --> 01:27:23,500
‫من حواسشون رو پرت میکنم.
‫تو باید...

1120
01:27:28,250 --> 01:27:30,420
‫دارن برمیگردن.

1121
01:27:34,380 --> 01:27:35,580
‫لعنتی!

1122
01:27:35,670 --> 01:27:38,790
‫این دیگه چیه؟! فکر میکردم
‫نمیتونن ما رو ببینن!

1123
01:27:40,630 --> 01:27:43,170
‫ساکی چان! جلوت! جلوت!

1124
01:27:46,790 --> 01:27:48,290
‫حالا چه غلطی بکنیم؟!

1125
01:27:48,380 --> 01:27:49,920
‫اگه میتونن ما رو ببینن،
‫همینطوری میان جلو!

1126
01:27:50,000 --> 01:27:51,540
‫یه چیزی بگو که
‫ندونم!

1127
01:27:52,330 --> 01:27:55,790
‫- دارن میان!
‫- گندش بزنن، گندش بزنن!

1128
01:27:59,540 --> 01:28:02,080
‫اصلا داریم راه
‫درست رو میریم؟!

1129
01:28:02,170 --> 01:28:04,380
‫از ساکورا سان بپرس!

1130
01:28:05,790 --> 01:28:08,330
‫الانه که پودرمون کنن!

1131
01:28:09,420 --> 01:28:11,710
‫- یوگیرین، از این طرف!
‫- باشه!

1132
01:28:27,380 --> 01:28:29,960
‫این لامصب‌ها تمومی ندارن.

1133
01:28:30,380 --> 01:28:32,630
‫باید به بقیه ملحق بشیم.

1134
01:28:33,130 --> 01:28:34,210
‫پیدامون کرد!

1135
01:28:34,630 --> 01:28:36,790
‫داره میاد! داره مستقیم
‫میاد سمت ما!

1136
01:28:36,880 --> 01:28:39,130
‫- اونجا یه خروجیه!
‫- ساکی چان، نپر...

1137
01:28:46,830 --> 01:28:48,080
‫ساکی چان!

1138
01:28:55,710 --> 01:28:57,710
‫میتونم حس کنم که نزدیکن،
‫اما نمیدونم دقیقا کجان...

1139
01:28:59,210 --> 01:29:00,580
‫مواظب باش!

1140
01:29:06,580 --> 01:29:08,130
‫آی سان!

1141
01:29:13,880 --> 01:29:16,040
‫این دیگه چه صیغه‌ایه؟!

1142
01:29:29,500 --> 01:29:30,710
‫یوگیرین؟!

1143
01:29:34,540 --> 01:29:37,750
‫مـ-ما تسلیم نمیشیم!

1144
01:29:45,500 --> 01:29:48,290
‫یادتونه عینک‌آفتابی چی گفت؟

1145
01:29:49,750 --> 01:29:50,830
‫جونکو!

1146
01:29:51,630 --> 01:29:54,670
‫برو اون بالا
‫و تائه رو برگردون!

1147
01:29:56,170 --> 01:30:00,580
‫- اگه اوضاع خراب شد، باید فرار کنی!
‫- ساکی چان!

1148
01:30:00,670 --> 01:30:04,920
‫میدونم، ولی آخه چطور
‫باید با این چیزه کار کنم؟

1149
01:30:07,540 --> 01:30:11,290
‫- یه سری سوراخ هست که باید دستات رو بکنی توش!
‫- اینطوری؟!

1150
01:30:19,170 --> 01:30:21,670
‫اما اگه دیدی گیر افتادی...

1151
01:30:25,880 --> 01:30:28,420
‫و راه فراری
‫نداری...

1152
01:30:30,960 --> 01:30:32,790
‫زخمی شدی، یوگیرین؟

1153
01:30:32,880 --> 01:30:34,500
‫حالم خوبه.

1154
01:30:42,210 --> 01:30:43,540
‫پس بجنگ!

1155
01:30:46,330 --> 01:30:47,960
‫هیچ وسیله‌ی دوچرخی
‫حریف من نمیشه!

1156
01:30:48,080 --> 01:30:49,460
‫فکر نکنم چرخ داشته باشه...

1157
01:31:08,290 --> 01:31:10,130
‫وای، یوگیرین!

1158
01:31:10,670 --> 01:31:12,750
‫زامبی‌ها خیلی قوی‌ان!

1159
01:31:44,130 --> 01:31:46,080
‫دارم میام!

1160
01:31:48,670 --> 01:31:51,250
‫بهتره راه رو باز کنین، احمق‌ها!

1161
01:31:51,920 --> 01:31:54,290
‫ساکی چان!
‫تائه چان به دردسر افتاده!

1162
01:31:54,710 --> 01:31:56,670
‫تائه چان، بخواب زمین!

1163
01:32:00,290 --> 01:32:02,290
‫یه چیزی واست دارم!

1164
01:32:14,880 --> 01:32:17,670
‫- لعنتی.
‫- حالا چیکار کنیم، ساکی چان؟

1165
01:32:26,290 --> 01:32:28,380
‫- آی؟!
‫- جونکو چان!

1166
01:32:29,040 --> 01:32:32,210
‫اون رقص نور همیشه
‫انقدر... قوی بود؟

1167
01:32:32,290 --> 01:32:35,670
‫شانس آوردیم موقع کنسرت
‫به تماشاچی‌ها نخورد.

1168
01:32:46,500 --> 01:32:48,130
‫ببخشید دیر شد.

1169
01:32:48,210 --> 01:32:49,380
‫آبجی!

1170
01:32:49,460 --> 01:32:50,710
‫خیالم راحت شد!

1171
01:32:50,790 --> 01:32:52,710
‫ولی مگه لیلی چان باهات نبود؟

1172
01:32:53,920 --> 01:32:56,290
‫- من اینجام!
‫- دقیقا.

1173
01:33:02,380 --> 01:33:04,630
‫از کجا فهمیدی من کجام؟

1174
01:33:04,710 --> 01:33:06,830
‫راستش... نمیدونم چطور
‫این رو بهت بگم...

1175
01:33:06,920 --> 01:33:10,250
‫گوشم رو توی لباس‌هات قایم کرده بودم.

1176
01:33:11,750 --> 01:33:12,830
‫گوشت رو؟

1177
01:33:17,830 --> 01:33:18,960
‫دمت گرم!

1178
01:33:19,080 --> 01:33:21,170
‫چندش‌آوره، ولی هوشمندانه بود!

1179
01:33:21,250 --> 01:33:23,960
‫زامبی بودن رو بیخیال.
‫تو یه هیولای واقعی هستی، دختر.

1180
01:33:27,290 --> 01:33:29,290
‫تائه چان، حالت خوبه؟

1181
01:33:30,670 --> 01:33:32,460
‫ازتون خواسته بودم جلو نیاین.

1182
01:33:35,380 --> 01:33:38,960
‫اما اگه نمیومدین،
‫حسابی به دردسر میفتادم.

1183
01:33:40,830 --> 01:33:42,960
‫ممنونم.

1184
01:33:43,080 --> 01:33:44,250
‫تائه چان!

1185
01:33:53,750 --> 01:33:55,290
‫یه عالمه ازشون اینجاست!

1186
01:33:55,380 --> 01:33:56,960
‫تائه، قضیه‌ی منفجر کردن
‫سفینه‌ی مادر چی میشه؟

1187
01:33:57,290 --> 01:33:58,420
‫هنوز نه.

1188
01:33:58,500 --> 01:34:01,000
‫باید خودم رو به
‫اون مرکز قدرت برسونم.

1189
01:34:02,420 --> 01:34:07,790
‫من که پایه‌ام! بیاین به این
‫فضایی‌ها نشون بدیم زامبی‌ها چیکار میتونن بکنن!

1190
01:34:13,540 --> 01:34:15,290
‫من هوای پشت سر رو دارم.

1191
01:34:17,880 --> 01:34:18,960
‫ساکی سان؟

1192
01:34:19,040 --> 01:34:20,960
‫فران‌شوشو وارد میشود!

1193
01:34:21,080 --> 01:34:23,330
‫وای، ساکی!
‫تنهایی نپر جلو!

1194
01:34:23,420 --> 01:34:25,460
‫نزدیک من بمون!

1195
01:34:25,920 --> 01:34:27,880
‫صـ-صبر کنین!

1196
01:34:39,750 --> 01:34:42,040
‫منم میخوام بجنگم!

1197
01:35:02,750 --> 01:35:04,420
‫تائه چان، برو!

1198
01:35:23,210 --> 01:35:26,130
‫باید منبع قدرت رو اورلود کنم!

1199
01:35:32,630 --> 01:35:35,290
‫این بار... من ساگا رو نجات میدم...

1200
01:35:41,420 --> 01:35:45,040
‫خروجی‌اش واسه ایجاد
‫اورلود کافی نیست!

1201
01:35:51,960 --> 01:35:54,880
‫تائه چان! کارساز بود؟

1202
01:35:54,960 --> 01:35:56,170
‫کاملا.

1203
01:35:56,250 --> 01:35:59,130
‫یه کاری کردم که منبع
‫قدرت اورلود بشه.

1204
01:35:59,210 --> 01:36:00,670
‫پس بهتره از اینجا
‫بزنیم به چاک.

1205
01:36:00,750 --> 01:36:02,170
‫باید سریع فرار کنیم.

1206
01:36:02,250 --> 01:36:04,250
‫ورودی رو مسدود کردم!

1207
01:36:17,080 --> 01:36:19,170
‫بیاین راه بیفتیم.

1208
01:36:29,670 --> 01:36:30,960
‫اینا دیگه چیه...؟

1209
01:36:31,080 --> 01:36:34,080
‫اونا حیوانات رو از سراسر ساگا
‫میدزدیدن.

1210
01:36:34,170 --> 01:36:35,420
‫چقدر زیادن...

1211
01:36:37,540 --> 01:36:38,670
‫خیالم راحت شد.

1212
01:36:38,750 --> 01:36:42,920
‫تائه چان! بیا همه‌شون رو
‫با خودمون برگردونیم!

1213
01:36:43,250 --> 01:36:46,290
‫البته. بیاین همگی با هم
‫برگردیم خونه‌مون توی ساگا.

1214
01:36:46,380 --> 01:36:47,960
‫هورا!

1215
01:36:51,710 --> 01:36:54,710
‫همگی، محکم بچسبین.

1216
01:37:09,460 --> 01:37:11,080
‫نگاه کنین!

1217
01:37:14,830 --> 01:37:18,290
‫داره میره بالا!
‫تائه، چه خبر شده؟

1218
01:37:19,830 --> 01:37:21,250
‫گاو؟!

1219
01:37:21,330 --> 01:37:22,580
‫تائه کجاست؟!

1220
01:37:22,670 --> 01:37:24,880
‫نکنه هنوز توی
‫سفینه‌ست؟

1221
01:37:27,290 --> 01:37:28,580
‫داریم برمیگردیم!

1222
01:37:31,250 --> 01:37:33,420
‫داریم هی دور و
‫دورتر میشیم!

1223
01:37:33,500 --> 01:37:36,580
‫لعنتی، بعد از اینکه سفینه رو به گند کشید
‫خودش جیم شد!

1224
01:38:03,960 --> 01:38:04,920
‫تائه...

1225
01:38:05,000 --> 01:38:06,130
‫تائه چان.

1226
01:38:06,210 --> 01:38:08,960
‫حالا چه غلطی بکنیم، ساکورا؟

1227
01:38:10,500 --> 01:38:12,250
‫لاک‌پشت؟!

1228
01:38:17,920 --> 01:38:20,500
‫امیدوارم همه‌شون
‫به سلامت فرار کرده باشن.

1229
01:38:27,830 --> 01:38:29,750
‫من ساگا رو نجات میدم.

1230
01:38:29,830 --> 01:38:32,420
‫فکرش رو میکردم.

1231
01:38:32,500 --> 01:38:34,290
‫ساکورا؟! چرا؟!

1232
01:38:34,380 --> 01:38:38,420
‫با یه نگاه معلوم بود داری به چی
‫فکر میکنی، تائه چان.

1233
01:38:38,750 --> 01:38:40,580
‫و همونطور که حدس میزدم...

1234
01:38:40,670 --> 01:38:41,880
‫اینجا پیدات کردم.

1235
01:38:42,670 --> 01:38:46,500
‫خوب شد جیم شدم.
‫شرط میبندم بقیه حسابی عصبانی‌ان.

1236
01:38:47,330 --> 01:38:48,540
‫همین الان برگرد عقب!

1237
01:38:48,630 --> 01:38:52,420
‫نه. نمیتونم جلوت رو بگیرم که
‫از دستم عصبانی نباشی،

1238
01:38:52,500 --> 01:38:55,170
‫اما نمیذارم تنها بری.

1239
01:38:57,080 --> 01:38:59,630
‫بیا با هم یه راهی واسه
‫برگشتن پیدا کنیم.

1240
01:39:01,540 --> 01:39:03,420
‫واقعا کاش میشد.

1241
01:39:04,330 --> 01:39:07,420
‫اما بدون انرژیِ
‫اون سنگی که توی شکممه،

1242
01:39:07,500 --> 01:39:09,960
‫نمیتونم منبع قدرت رو
‫اورلود کنم.

1243
01:39:10,040 --> 01:39:11,960
‫توی... شکمت؟

1244
01:39:12,040 --> 01:39:13,420
‫فکر کنم قورتش دادم.

1245
01:39:13,500 --> 01:39:16,040
‫شاید به خاطر همین سنگه که

1246
01:39:16,130 --> 01:39:17,630
‫شخصیتم رو هم دوباره به دست آوردم.

1247
01:39:17,710 --> 01:39:18,830
‫پس واسه همین بود؟!

1248
01:39:18,920 --> 01:39:22,080
‫پس لطفا برو، اگه گیر انفجار بیفتی...

1249
01:39:22,170 --> 01:39:23,880
‫من باز هم پیشت میمونم.

1250
01:39:23,960 --> 01:39:25,750
‫اما اگه بمونی، هر دومون...

1251
01:39:27,500 --> 01:39:28,960
‫ما نمیمیریم.

1252
01:39:29,040 --> 01:39:31,170
‫زامبی‌ها میتونن از انفجار جون سالم به در ببرن!

1253
01:39:31,250 --> 01:39:34,460
‫ما که به هر حال قبلا مردیم!

1254
01:39:37,420 --> 01:39:40,500
‫ایمان داشته باش، تائه چان.
‫زامبی‌ها خیلی سخت‌جونن!

1255
01:39:40,580 --> 01:39:42,670
‫میدونم که چیزیمون نمیشه!

1256
01:39:46,710 --> 01:39:50,290
‫ممنون که همیشه
‫کنارم بودی.

1257
01:39:52,170 --> 01:39:54,630
‫تائه چان؟ خاطراتت رو به دست آوردی؟

1258
01:39:54,710 --> 01:39:57,460
‫بابت اون حرف‌های بدی که زدم متاسفم.

1259
01:39:57,540 --> 01:39:58,960
‫واقعا یادت اومده.

1260
01:40:00,170 --> 01:40:02,040
‫اما، خوشحالم.

1261
01:40:03,880 --> 01:40:04,920
‫هام.

1262
01:40:14,580 --> 01:40:18,080
‫فران‌شوشو!

1263
01:40:18,580 --> 01:40:20,080
‫آخ!

1264
01:40:22,080 --> 01:40:23,380
‫آخ...

1265
01:40:23,750 --> 01:40:26,460
‫صبر کن، اونجا رو نگاه کن!
‫تائه چان، این همون سنگه‌ست؟!

1266
01:40:37,580 --> 01:40:38,750
‫خوبه.

1267
01:40:45,250 --> 01:40:46,250
‫بیاین راه بیفتیم.

1268
01:40:46,330 --> 01:40:47,500
‫کجا؟

1269
01:40:47,580 --> 01:40:48,580
‫داریم فرار میکنیم.

1270
01:40:48,670 --> 01:40:49,830
‫یالا عجله کن!

1271
01:40:50,290 --> 01:40:51,750
‫اما زامبی‌ها که نمیتونن بمیرن...

1272
01:40:51,830 --> 01:40:53,170
‫معلومه که میتونن!

1273
01:40:53,250 --> 01:40:56,290
‫یه انفجار در این مقیاس؟!
‫حتی یه زامبی هم با این میمیره!

1274
01:41:01,460 --> 01:41:02,830
زِرو-سان

1275
01:41:12,540 --> 01:41:15,540
‫توی ساگا داره چه اتفاقی میفته؟

1276
01:41:15,920 --> 01:41:17,960
‫ساکورا داره چه غلطی میکنه؟!

1277
01:41:18,040 --> 01:41:20,040
‫عجله کنین و با تائه برگردین!

1278
01:41:21,630 --> 01:41:23,880
‫تاتسومی! ساکورا چان
‫و تائه چان!

1279
01:41:23,960 --> 01:41:25,040
‫اونا هنوز اون بالان!

1280
01:41:25,500 --> 01:41:26,580
‫چی؟!

1281
01:41:36,670 --> 01:41:37,960
‫ساکورا سان...

1282
01:41:38,040 --> 01:41:39,290
‫تائه چان!

1283
01:41:39,580 --> 01:41:42,080
‫ساکورا... یامادا سنپای...

1284
01:41:48,710 --> 01:41:50,960
‫ممنون، اینوی کون.

1285
01:41:55,670 --> 01:41:59,830
‫ممنون که
‫من رو آیدل کردی!

1286
01:42:04,210 --> 01:42:08,040
‫نههههه!

1287
01:42:08,500 --> 01:42:10,500
‫نباید اینطوری بشه!

1288
01:42:10,580 --> 01:42:13,040
‫قبولش نمیکنم!

1289
01:42:13,130 --> 01:42:14,920
‫هی! الان وقت این کارا نیست...

1290
01:42:17,710 --> 01:42:20,170
‫نمیخوام! نمیخوام!
‫نمیخوام! نمیخوام!

1291
01:42:20,580 --> 01:42:23,580
‫کاری از دستم برنمیاد!

1292
01:42:24,920 --> 01:42:28,500
‫پس زودتر برگردین پیشم!

1293
01:42:44,210 --> 01:42:45,920
‫ایول!

1294
01:43:04,830 --> 01:43:06,080
‫هی، نگاه کنین!

1295
01:43:12,710 --> 01:43:14,830
‫ساکورا! یامادا سنپای!

1296
01:43:30,580 --> 01:43:33,330
‫- برگشتن!
‫- خیلی احمقین!

1297
01:43:33,420 --> 01:43:36,750
‫اون دوتا واقعا
‫زوج معرکه‌ای هستن.

1298
01:43:36,830 --> 01:43:39,460
‫خب، به هر حال زامبی ان دیگه!

1299
01:43:43,880 --> 01:43:45,670
‫فکر کردم دیگه کارمون تمومه.

1300
01:43:45,750 --> 01:43:48,040
‫زامبی‌ها سخت‌جون‌تر از اون چیزی ان
‫که فکر میکردم.

1301
01:43:48,130 --> 01:43:51,880
‫لعنتی‌ها، چند بار دیگه
‫میخواین زهره‌ترک‌مون کنین؟

1302
01:43:51,960 --> 01:43:53,290
‫خوش اومدین!

1303
01:43:53,380 --> 01:43:54,630
‫ما برگشتیم!

1304
01:44:14,460 --> 01:44:15,790
‫ها...؟

1305
01:44:30,130 --> 01:44:33,380
‫ا-اگه میخواین
‫ساگا رو تهدید کنین...

1306
01:44:33,460 --> 01:44:35,790
‫بـ-باید اول از روی من رد بشین!

1307
01:44:42,500 --> 01:44:45,960
‫من انجامش دادم؟ شکستش دادم؟!
‫یکیشون رو زدم!

1308
01:44:46,830 --> 01:44:49,250
‫خب، واقعا بخیر گذشت.

1309
01:44:49,330 --> 01:44:50,630
‫شما خانم‌ها حالتون خوبه؟

1310
01:44:50,710 --> 01:44:52,790
‫خیلی خیلی ممنون!

1311
01:44:55,330 --> 01:44:58,630
‫هـ-هیولاها!

1312
01:45:02,170 --> 01:45:06,500
‫یعنی ما... ترسناک‌تر از
‫فضایی‌هاییم؟

1313
01:45:12,460 --> 01:45:15,130
‫۱۸: بررسی استیج - ۲۲: تمرین
‫۲۳: تمرین با لباس اصلی - ۲۴: زمان اجرا!

1314
01:45:16,670 --> 01:45:19,630
‫تائه چان، واقعا
‫تیز و فرز بودی!

1315
01:45:19,710 --> 01:45:21,880
‫ما بقیه به زور میتونستیم
‫پا به پات بیایم.

1316
01:45:21,960 --> 01:45:23,790
‫پسر، واقعا عجب حرکاتی داره!

1317
01:45:23,880 --> 01:45:27,040
‫موقع درامز زدنت یه چیزایی فهمیده بودم،
‫ولی بازم...

1318
01:45:27,130 --> 01:45:28,250
‫عه، نه.

1319
01:45:28,330 --> 01:45:30,330
‫قشنگ داشتی میدرخشیدی!

1320
01:45:30,420 --> 01:45:32,170
‫واقعا تحسین‌برانگیزه.

1321
01:45:32,250 --> 01:45:34,460
‫بسیار خب، این بار بیاین
‫گروهی تمرینش کنیم.

1322
01:45:34,540 --> 01:45:36,040
‫آره!

1323
01:45:44,420 --> 01:45:47,170
‫عجیبه که تونستن توی این مدت کوتاه
‫تعمیرش کنن.

1324
01:45:47,250 --> 01:45:49,130
‫فقط در حد نیاز
‫تعمیرش کردن.

1325
01:45:49,210 --> 01:45:53,330
‫شانس آوردیم ساگا آرنا
‫توی وضعیت نسبتا خوبی بود.

1326
01:45:53,750 --> 01:45:56,130
‫حتما کار خیلی سختی بوده.

1327
01:45:56,210 --> 01:45:59,330
‫اینجا یه روزی به نمادِ
‫ساگا تبدیل میشه.

1328
01:45:59,420 --> 01:46:02,290
‫نمیدونم چطور از شما دوتا
‫تشکر کنم.

1329
01:46:02,380 --> 01:46:06,330
‫خب، بدون شما احتمالا
‫دیگه استانی وجود نداشت.

1330
01:46:06,670 --> 01:46:09,080
‫اوضاع هر چقدر هم که ناامیدکننده بشه،
‫همیشه میتونه دوباره احیا بشه.

1331
01:46:09,170 --> 01:46:10,960
‫ساگا کلا همینطوریه.

1332
01:46:11,080 --> 01:46:13,830
‫به نظر من که خوبه.
‫تقریبا شبیه یه زامبی.

1333
01:46:13,920 --> 01:46:16,080
‫چه ربطی داره آخه.

1334
01:46:27,830 --> 01:46:29,380
‫بسیار خب، جمع بشین دور هم.

1335
01:46:30,000 --> 01:46:31,500
‫تائه چان!

1336
01:46:33,830 --> 01:46:35,130
‫ببخشید!

1337
01:46:38,130 --> 01:46:39,170
‫لیدر؟

1338
01:46:39,250 --> 01:46:41,670
‫من نه. امروز نوبت تائه ست.

1339
01:46:44,250 --> 01:46:48,670
‫هیچوقت از مردن نمیترسیدم،
‫اگه به معنی نجات ساگا بود.

1340
01:46:48,750 --> 01:46:50,080
‫اما الان...

1341
01:46:50,170 --> 01:46:53,250
‫خوشحالم که در کنار شماها،
‫توی فران‌شوشو هستم!

1342
01:46:55,250 --> 01:46:58,960
‫و خوشحال میشم اگه بذارین
‫همچنان پیشتون بمونم.

1343
01:47:02,250 --> 01:47:04,040
‫ما هم چیزی غیر از این نمیخوایم!

1344
01:47:04,130 --> 01:47:05,630
‫بیاین بترکونیم!

1345
01:47:05,710 --> 01:47:07,750
‫باید روی یه آهنگ تک‌نفره
‫واست کار کنیم، تائه.

1346
01:47:07,830 --> 01:47:10,500
‫به عنوان یه همکار آیدل، واسم افتخاره
‫که باهات رقابت کنم.

1347
01:47:10,580 --> 01:47:13,040
‫بیاین با هم ساگا رو
‫امن نگه داریم.

1348
01:47:13,130 --> 01:47:15,380
‫و باید کاری کنیم
‫که جادویی بشه!

1349
01:47:15,460 --> 01:47:17,630
‫بزن بریم، فران‌شوشو!

1350
01:47:17,710 --> 01:47:19,790
‫آره!

1351
01:48:40,750 --> 01:48:42,290
‫ زِرو داره میخونه؟

1352
01:48:42,380 --> 01:48:43,920
‫و خیلی هم رو فرمه!

1353
01:50:13,750 --> 01:50:16,250
زِرو-کون!!

1354
01:52:51,380 --> 01:52:52,630
زِرو-سان؟

1355
01:53:00,670 --> 01:53:01,880
‫میتونم ادامه بدم...!

1356
01:53:02,170 --> 01:53:03,750
‫برام سواله چش شده؟

1357
01:53:03,830 --> 01:53:05,130
‫خیلی خسته به نظر میرسه.

1358
01:53:19,630 --> 01:53:22,170
‫لطفا... فقط واسه
‫همین اجرا!

1359
01:54:22,040 --> 01:54:23,460
‫حالا همگی با هم!

1360
01:54:30,460 --> 01:54:32,250
‫بیشتر انرژی بدین!

1361
01:54:34,580 --> 01:54:35,830
‫آماده این...

1362
01:54:38,920 --> 01:54:40,540
‫یالا، یالا!

1363
01:54:44,580 --> 01:54:48,130
‫خیلی سپاسگزارم... که توی
‫این دوره با همه‌تون آشنا شدم.

1364
01:54:49,790 --> 01:54:50,880
‫ممنونم.

1365
01:55:42,500 --> 01:55:45,500
‫معرکه بود!

1366
01:55:50,960 --> 01:55:54,630
‫درخشان بود،
‫یامادا سنپای.

1367
01:56:06,630 --> 01:56:10,250
‫اگه میکروفون رو بجوی،
‫کوتارو سان حسابی شاکی میشه.

1368
01:56:10,270 --> 01:56:18,270
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

1369
01:56:18,300 --> 01:56:28,300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
