1
00:00:14,464 --> 00:00:17,550
‫سال‌ها پیش،
‫بلایی عظیم نازل شد

2
00:00:17,634 --> 00:00:19,427
‫از اعماق دریای خاکستر.

3
00:00:19,510 --> 00:00:22,805
‫شکل و شمایل یه هیولای بزرگ رو داشت
‫که هر چی سر راهش بود رو نابود می‌کرد،

4
00:00:22,889 --> 00:00:25,016
‫و اسمش نرگال بود.

5
00:00:25,099 --> 00:00:28,394
‫در طول دوران، جنگجوهای زیادی
‫با اون نیروی شرور مبارزه کردن

6
00:00:28,478 --> 00:00:32,190
‫که به پادشاه خاکستر معروف بود،
‫اما همه‌شون شکست خوردن.

7
00:00:34,192 --> 00:00:37,111
‫مردم خیلی وقت پیش
‫از مبارزه با این تهدید دست کشیده بودن،

8
00:00:37,195 --> 00:00:39,697
‫فکرِ مقاومت کردن
‫شبیه یه خاطره‌ی دور و دراز شده بود.

9
00:00:40,531 --> 00:00:44,244
‫اما اون‌موقع بود که یه جنگجوی جدید
‫در شرف متولد شدن بود.

10
00:00:45,200 --> 00:00:50,200
‫« قهرمانِ روبان‌دار »

11
00:00:50,224 --> 00:01:00,224
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

12
00:01:25,535 --> 00:01:28,496
‫سفایر! سفایر!

13
00:01:29,163 --> 00:01:30,707
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!

14
00:01:30,790 --> 00:01:34,168
‫سفایر، لطفاً. سفایر!

15
00:01:37,380 --> 00:01:38,881
‫حالت خوبه؟

16
00:01:41,259 --> 00:01:42,343
‫سفایر، صبر کن.

17
00:01:42,927 --> 00:01:44,595
‫بازوت.

18
00:01:46,723 --> 00:01:48,266
‫خوبم...

19
00:01:48,891 --> 00:01:49,891
‫...زیرکو.

20
00:01:54,647 --> 00:01:56,316
‫چی شده؟

21
00:01:57,859 --> 00:02:00,570
‫همه چیز نابود شده. دیگه چیزی باقی نمونده.

22
00:02:10,288 --> 00:02:12,457
‫مادر، خودتی؟

23
00:02:16,461 --> 00:02:18,921
‫مادر! می‌کِشمت بیرون!

24
00:02:21,758 --> 00:02:23,343
‫بیشتر از این به خودت آسیب نزن.

25
00:02:25,053 --> 00:02:26,596
‫حتماً زیر آوار گیر کرده.

26
00:02:27,263 --> 00:02:28,598
‫مادر، دارم میام!

27
00:02:28,681 --> 00:02:31,059
‫می‌خوام از اونجا بیارمت بیرون! طاقت بیار!

28
00:02:31,559 --> 00:02:34,520
‫سفایر، فایده‌ای نداره.

29
00:02:34,604 --> 00:02:35,730
‫چی؟

30
00:02:35,813 --> 00:02:39,484
‫نه، مادر! منظورت چیه؟
‫من می‌تونم نرگال رو شکست بدم!

31
00:02:40,360 --> 00:02:42,487
‫من از اون موجود قوی‌ترم!

32
00:02:42,570 --> 00:02:45,823
‫یه بار برای همیشه
‫به این وحشی‌گری پایان میدم!

33
00:02:45,907 --> 00:02:49,952
‫لعنتی! در رو باز می‌کنم!
‫باز شو! همه‌تون رو نجات میدم!

34
00:02:50,036 --> 00:02:52,580
‫تو و پدر و همه‌ی اهالی قلمرو رو نجات میدم!

35
00:02:52,663 --> 00:02:56,667
‫می‌خوام از همه محافظت کنم،
‫تک‌تک آدم‌ها! پس باز شو!

36
00:02:56,751 --> 00:02:58,252
‫زود باش! مادر!

37
00:02:58,336 --> 00:03:01,714
‫در رو باز کن مادر! کمکم کن! بازش کن!

38
00:03:01,798 --> 00:03:04,634
‫تلاش برای جنگیدن با این دنیا بی‌معنیـه.

39
00:03:04,717 --> 00:03:06,928
‫چرا نمی‌تونی این رو بفهمی؟

40
00:03:09,222 --> 00:03:12,975
‫باید با حقیقت رو‌برو بشی، سفایر.
‫ما شکست خوردیم.

41
00:03:16,104 --> 00:03:18,564
‫اما مادر، چرا آخه...

42
00:03:18,648 --> 00:03:20,817
‫نه، هنوز نه. می‌مونم و می‌جنگم.

43
00:03:20,900 --> 00:03:23,736
‫اون نرگال رو نابود می‌کنم،
‫به هر قیمتی که شده!

44
00:03:24,362 --> 00:03:25,362
‫سفایر،

45
00:03:26,072 --> 00:03:28,241
‫هیچ کاری از دستت برنمیاد که جلوش رو بگیری.

46
00:03:29,367 --> 00:03:31,077
‫تموم شده. قبولش کن.

47
00:03:32,620 --> 00:03:37,416
‫تنها راهی که می‌تونیم زنده بمونیم
‫اینـه که از اون‌هایی که قوی‌ترن فرار کنیم.

48
00:03:38,793 --> 00:03:41,045
‫کل این دنیا می‌تونه نابود بشه و بگنده،

49
00:03:41,838 --> 00:03:44,215
‫اما آخرین آرزوی من...

50
00:03:45,258 --> 00:03:46,551
‫نه، من...

51
00:03:46,634 --> 00:03:49,137
‫مادر، نه! لطفاً!

52
00:03:49,220 --> 00:03:51,848
‫- در رو باز کن! نمی‌تونی!
‫- متاسفم،

53
00:03:51,931 --> 00:03:54,267
‫- مادر، نمی‌تونی!
‫- اما من باید از اینجا بزنم بیرون.

54
00:03:54,350 --> 00:03:56,894
‫بس کن! ولم کن!

55
00:03:56,978 --> 00:03:59,439
‫ولم کن!

56
00:04:34,182 --> 00:04:35,182
‫نرگال.

57
00:05:00,124 --> 00:05:01,000
‫اوه؟

58
00:05:01,083 --> 00:05:02,376
‫سفایر!

59
00:05:18,434 --> 00:05:22,313
‫تا مغز استخونم خیس شده.
‫خیلی‌خب پس.

60
00:05:26,442 --> 00:05:28,569
‫داری چی کار می‌کنی، زیرکو؟

61
00:05:28,653 --> 00:05:31,113
‫دارم برات یه چیز کوچولوی خاص می‌سازم.

62
00:05:31,614 --> 00:05:32,532
‫خاص؟

63
00:05:32,615 --> 00:05:35,368
‫چیزی که قاعدتاً باید کمک کنه
‫روحیه‌ات عوض بشه.

64
00:05:35,451 --> 00:05:37,453
‫می‌دونی که حال و حوصله‌ی
‫هیچ کاری رو ندارم.

65
00:05:38,079 --> 00:05:41,832
‫در ضمن، مادر همیشه بهم می‌گفت
‫از انجام کارهای غیرضروری دوری کنم.

66
00:05:42,875 --> 00:05:45,503
‫خب، باید بابت پشیمونیم
‫از ملکه پوزش بخوام،

67
00:05:45,586 --> 00:05:48,506
‫چون این سلاح جدیدتـه، سفایر.

68
00:05:49,298 --> 00:05:51,884
‫سلاحی که برای
‫زنده موندن ما تو اینجا مناسبـه.

69
00:05:52,551 --> 00:05:56,597
‫بهت اجازه میده چیزها رو بگیری،
‫جابجاشون کنی و حتی بقیه رو بغل کنی.

70
00:05:57,515 --> 00:05:59,058
‫اگه می‌خوایم تو این دنیا دووم بیاریم،

71
00:05:59,141 --> 00:06:01,852
‫باید کار کنیم و خرجمون رو دربیاریم.

72
00:06:05,398 --> 00:06:06,774
‫این فرق داره.

73
00:06:18,119 --> 00:06:19,161
‫وای نه.

74
00:06:24,250 --> 00:06:27,628
‫تلاش برای جنگیدن با این دنیا بی‌معنیـه.

75
00:06:27,712 --> 00:06:29,422
‫چرا نمی‌تونی این رو بفهمی؟

76
00:06:42,893 --> 00:06:44,812
‫این همه سر و صدا برای چیه؟

77
00:06:46,230 --> 00:06:48,733
‫سفایر! مواظب باش!

78
00:07:02,413 --> 00:07:03,413
‫هان؟

79
00:07:06,334 --> 00:07:08,753
‫سفایر!

80
00:07:08,836 --> 00:07:11,839
‫خداروشکر که حالت خوبه.

81
00:07:11,922 --> 00:07:13,758
‫زیرکو.

82
00:07:42,020 --> 00:07:44,020
‫« پرده اول »

83
00:07:51,796 --> 00:07:53,047
‫حالا بیاید دعا کنیم.

84
00:07:53,881 --> 00:07:56,258
‫باشد که فرشته‌ی امید راهنمای ما باشه.

85
00:07:56,342 --> 00:07:59,053
‫باشد که فرشته‌ی امید راهنمای ما باشه.

86
00:08:14,860 --> 00:08:16,195
‫بفرمایید. ممنون.

87
00:08:16,278 --> 00:08:17,655
‫نه، من از شما ممنونم.

88
00:08:18,239 --> 00:08:20,116
‫و امیدوارم ازش لذت ببرید.

89
00:08:24,286 --> 00:08:25,413
‫یه قرص نون، لطفاً.

90
00:08:25,496 --> 00:08:26,539
‫بفرمایید.

91
00:08:27,415 --> 00:08:31,419
‫فکر نکنم بتونی امروز نون رو
‫یکم ارزون‌تر حساب کنی، نه؟

92
00:08:31,502 --> 00:08:33,337
‫آخه، کار و بار خوابیده،

93
00:08:33,421 --> 00:08:35,256
‫و همینجوریش هم به زور دارم سَر می‌کنم.

94
00:08:35,339 --> 00:08:36,549
‫خب، من...

95
00:08:54,692 --> 00:08:59,947
‫می‌شه یکم غذا بدید، لطفاً؟

96
00:09:02,491 --> 00:09:03,909
‫ای بابا، بیخیال.

97
00:09:03,993 --> 00:09:05,661
‫آخه من باید چی کار کنم؟

98
00:09:06,370 --> 00:09:07,997
‫حالت خوبه؟

99
00:09:08,080 --> 00:09:10,291
‫چه بوی خوبی میده.

100
00:09:10,833 --> 00:09:14,712
‫عجب بویی! بوش معرکه‌ست!

101
00:09:14,795 --> 00:09:20,301
‫خب... ببین، من هر کدوم رو
‫۵۰ سکه طلا می‌فروشم. می‌خوای؟

102
00:09:20,885 --> 00:09:23,929
‫باید می‌دونستم. من هیچی ندارم.

103
00:09:24,013 --> 00:09:28,142
‫حدس می‌زدم.
‫خب، نمی‌تونم همینطوری بذارم گرسنگی بکشید!

104
00:09:44,992 --> 00:09:47,870
‫اوه.

105
00:09:47,953 --> 00:09:50,873
‫شما دوتا حتماً یه مدتی می‌شه چیزی نخوردید.

106
00:09:50,956 --> 00:09:52,458
‫با اینکه اونا اینجا قدمشون روی چشمه،

107
00:09:52,541 --> 00:09:55,252
‫اما شاید دفعه‌ی بعد
‫بتونی فقط باقی‌مونده‌ها رو براشون ببری.

108
00:09:55,336 --> 00:09:58,881
‫ببخشید مامان. مطمئن نبودم
‫که می‌تونم همچین تصمیمی بگیرم یا نه.

109
00:10:00,883 --> 00:10:04,470
‫خیلی وقت بود که نتونسته بودم
‫از یه غذای گرم لذت ببرم.

110
00:10:04,553 --> 00:10:05,930
‫واقعاً بابتش ممنونم.

111
00:10:06,013 --> 00:10:07,348
‫خواهش می‌کنم.

112
00:10:08,057 --> 00:10:10,309
‫به نظر میاد غذا گیر آوردن
‫سخت شده باشه.

113
00:10:10,392 --> 00:10:13,145
‫هفت سال پیش مجبور شدیم
‫از وطن‌مون فرار کنیم.

114
00:10:13,229 --> 00:10:15,022
‫از اون موقع، نتونستیم کاری پیدا کنیم،

115
00:10:15,105 --> 00:10:17,149
‫واسه همین از اینجا به اونجا
‫در به در بودیم،

116
00:10:17,233 --> 00:10:19,109
‫و هر غذایی که پیدا می‌کردیم رو می‌خوردیم.

117
00:10:19,652 --> 00:10:21,487
‫داستانیـه که بیش از حد آشناست.

118
00:10:21,570 --> 00:10:23,322
‫با این حال، خیلی وحشتناکه.

119
00:10:23,405 --> 00:10:26,075
‫یه پیرزن و یه دختر جوون
‫که کاملاً تنها موندن.

120
00:10:26,158 --> 00:10:27,535
‫تصور می‌کنم روزگار سختی بوده.

121
00:10:28,369 --> 00:10:31,997
‫خیلی خوبه!
‫این واقعاً خوشمزه‌ست! چیه؟

122
00:10:32,081 --> 00:10:35,334
‫این استیک موش طلایی استخون‌داره.

123
00:10:36,085 --> 00:10:38,712
‫این یکی از غذاهای محلی
‫مخصوص اینجا، یعنی سرزمین طلایی هستش.

124
00:10:40,923 --> 00:10:44,718
‫پس استیک موش طلایی اینـه.
‫بازم جا دارم!

125
00:10:44,802 --> 00:10:47,638
‫- می‌تونم یه پرس دیگه داشته باشم؟
‫- کاش می‌تونستم بدم،

126
00:10:47,721 --> 00:10:49,640
‫اما اگه بیشتر می‌خوای، باید پول بدی.

127
00:10:49,723 --> 00:10:52,101
‫- اوضاع برای ما هم سخته.
‫- درسته.

128
00:10:53,352 --> 00:10:54,395
‫البته.

129
00:10:56,647 --> 00:10:59,400
‫ما حاضریم هر کاری بکنیم.
‫لطفاً، می‌شه براتون کار کنیم؟

130
00:10:59,483 --> 00:11:01,151
‫ما هر چقدر کمک که لازم داشتیم رو داریم.

131
00:11:01,235 --> 00:11:03,904
‫جایی رو سراغ دارید این دور و بر
‫که دنبال کارگر باشن؟

132
00:11:03,988 --> 00:11:07,575
‫طبق تجربه‌ی من، وقتی غریبه‌ها
‫می‌خوان سریع پول دربیارن،

133
00:11:07,658 --> 00:11:09,785
‫اول از همه میرن سراغ معدن‌ها.

134
00:11:09,869 --> 00:11:12,079
‫البته این از اون کارهایی نیست
‫که من پیشنهاد بدم.

135
00:11:16,250 --> 00:11:19,086
‫نمی‌تونم همینطوری بشینم
‫و تا ابد برای خودم دلسوزی کنم.

136
00:11:21,589 --> 00:11:22,589
‫من انجامش میدم.

137
00:11:23,173 --> 00:11:24,341
‫می‌تونی من رو ببری اونجا؟

138
00:11:24,425 --> 00:11:26,302
‫چی؟ همین الان؟

139
00:11:26,385 --> 00:11:27,803
‫اوم...

140
00:11:28,596 --> 00:11:31,223
‫بهم نگو که می‌خوای
‫با این قیافه بری اونجا.

141
00:11:33,851 --> 00:11:35,811
‫باشه. یه حموم براشون راه میندازی؟

142
00:11:39,690 --> 00:11:41,817
‫من سفایرم. از آشناییت خوشبختم.

143
00:11:42,401 --> 00:11:45,279
‫- اسم من پاینـه.
‫- پاین؟ چه اسم نازی.

144
00:11:45,362 --> 00:11:47,156
‫واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟

145
00:11:48,157 --> 00:11:50,534
‫اصالتاً من اهل سرزمین نقره‌ای هستم، اما...

146
00:11:51,744 --> 00:11:54,288
‫داستانش طولانیـه،
‫و یه جورایی غم‌انگیز هم هست،

147
00:11:54,371 --> 00:11:56,123
‫- اما به هر حال...
‫- حتماً خیلی سخت بوده.

148
00:11:56,749 --> 00:11:59,209
‫اما الان خوشحالم می‌بینم
‫که حالت بهتره.

149
00:11:59,835 --> 00:12:01,253
‫به سرزمین طلایی خوش اومدی!

150
00:12:01,795 --> 00:12:03,422
‫ممنون.

151
00:12:10,846 --> 00:12:13,599
‫ویرانی سرزمین نقره‌ای
‫شبیه هیچ جای دیگه‌ای نبود،

152
00:12:13,682 --> 00:12:16,935
‫اما ما از زمان اون بلا
‫تونستیم از آرامش نسبی برخوردار باشیم.

153
00:12:17,019 --> 00:12:20,648
‫با این حال، پادشاه خاکستر به جنب‌وجوش افتاده
‫و نرگال دوباره فعال شده.

154
00:12:21,565 --> 00:12:24,652
‫و در نتیجه، سرعت عملیات
‫استخراج معدن ما رو کم کرده.

155
00:12:25,194 --> 00:12:26,528
‫دیگه چی می‌تونی بهمون بگی

156
00:12:26,612 --> 00:12:29,198
‫درباره‌ی منبع انرژی کریستالی که اون روز کشف شد؟

157
00:12:30,240 --> 00:12:32,618
‫اونجا پلمب شده
‫و دارن روش تحقیق می‌کنن.

158
00:12:33,202 --> 00:12:35,913
‫مراقب باشید که
‫باعث تحریک پادشاه خاکستر نشه.

159
00:12:35,996 --> 00:12:36,830
‫متوجهم.

160
00:12:36,914 --> 00:12:39,500
‫وضعیت مالی کشورمون
‫همچنان تحت فشاره،

161
00:12:39,583 --> 00:12:41,877
‫چون قیمت کریستال
‫بیشتر از همیشه بالا رفته.

162
00:12:41,960 --> 00:12:44,546
‫و بازار سیاه فقط داره قدرت میگیره.

163
00:12:44,630 --> 00:12:47,216
‫معدنچی‌ها و مهاجرها
‫دارن مضطرب می‌شن.

164
00:12:47,299 --> 00:12:50,302
‫دیروز دوباره شروع کردن به شعار دادن که
‫پادشاه خاکستر رو شکست بدید،

165
00:12:50,386 --> 00:12:51,762
‫که منجر به یه شورش دیگه شد.

166
00:12:52,888 --> 00:12:55,099
‫پس به هر طریقی که شده سرکوبشون کنید.

167
00:12:55,974 --> 00:12:57,267
‫گفته می‌شه که فرشته‌ی امید

168
00:12:57,351 --> 00:13:00,562
‫تنها کسیـه که می‌تونه
‫پادشاه خاکستر رو شکست بده، مگه نه؟

169
00:13:01,146 --> 00:13:02,648
‫این فکر خطرناکیـه.

170
00:13:03,190 --> 00:13:05,984
‫هر کسی که در حال انتشار افکار مخرب،

171
00:13:06,068 --> 00:13:08,570
‫یا شایعه دستگیر بشه،
‫بلافاصله بازداشت می‌شه،

172
00:13:08,654 --> 00:13:11,365
‫و بابت جرمش
‫در ملا عام شلاق می‌خوره.

173
00:13:11,865 --> 00:13:12,865
‫متوجهم.

174
00:13:13,617 --> 00:13:16,537
‫ما نباید در برابر پادشاه خاکستر مقاومت کنیم.

175
00:13:16,620 --> 00:13:20,290
‫اگه می‌خوایم زنده بمونیم،
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه درد رو تحمل کنیم.

176
00:13:22,167 --> 00:13:24,837
‫باشد که فرشته‌ی امید راهنمای ما باشه.

177
00:13:26,422 --> 00:13:29,091
‫باشد که فرشته‌ی امید راهنمای ما باشه.

178
00:13:33,429 --> 00:13:34,555
‫هوم.

179
00:13:35,389 --> 00:13:36,389
‫بزن بریم!

180
00:13:37,266 --> 00:13:40,394
‫کمکم کردی ثبت‌نام کنم
‫و همه‌ی کارها رو انجام بدم. خیلی ممنون.

181
00:13:40,477 --> 00:13:42,855
‫از فردا شروع می‌کنی. آماده‌ای؟

182
00:13:42,938 --> 00:13:43,856
‫آره.

183
00:13:43,939 --> 00:13:46,400
‫من یه کاری دارم که باید بهش برسم.

184
00:13:46,483 --> 00:13:48,444
‫چطوره شما دوتا بدون من برید؟

185
00:13:48,527 --> 00:13:50,404
‫هان؟ چه کاری؟

186
00:13:50,487 --> 00:13:53,240
‫باید صبر کنی و خودت ببینی.

187
00:13:53,323 --> 00:13:55,117
‫صبر کن زیرکو، این منصفانه نیست.

188
00:13:56,785 --> 00:13:58,495
‫چیزی نیست.

189
00:13:58,579 --> 00:14:00,998
‫اما اونجا کلی چیزهای جالب‌تر دیگه هست.

190
00:14:01,081 --> 00:14:03,167
‫هان؟ واقعاً؟

191
00:14:04,376 --> 00:14:06,128
‫- بریم؟
‫- آره.

192
00:14:16,764 --> 00:14:18,849
‫مامان، حتماً بهم افتخار می‌کنی!

193
00:14:18,932 --> 00:14:21,727
‫فکر کنم همین الان
‫اولین دوستم رو پیدا کردم.

194
00:14:22,436 --> 00:14:23,604
‫هان؟ چی شده؟

195
00:14:24,313 --> 00:14:26,565
‫هان؟ واقعاً هیچی نیست.

196
00:14:26,648 --> 00:14:27,900
‫بیخیال بابا. می‌تونی بهم بگی.

197
00:14:28,525 --> 00:14:32,362
‫نگاه کن! اونجا دارن یکی از اون
‫غذاهای معروف موش طلایی رو درست می‌کنن!

198
00:14:32,446 --> 00:14:33,947
‫هان؟! وای!

199
00:14:34,031 --> 00:14:36,492
‫گفتی موش طلایی؟

200
00:14:36,575 --> 00:14:38,202
‫نزدیک بودا.

201
00:14:38,285 --> 00:14:40,496
‫من اینجا کلی به خودم افتخار می‌کنم
‫که یه دوست پیدا کردم،

202
00:14:40,579 --> 00:14:42,748
‫و حتی نمی‌دونم
‫سفایر درباره‌ی من چی فکر می‌کنه.

203
00:14:42,831 --> 00:14:45,000
‫کجاست؟
‫کجاست؟

204
00:14:45,084 --> 00:14:46,293
‫- هان؟
‫- اون چیه؟

205
00:14:46,376 --> 00:14:47,503
‫نه، اونجا نه.

206
00:14:58,722 --> 00:15:00,057
‫چرا اونطوری کردی؟

207
00:15:03,268 --> 00:15:06,814
‫مغازه‌های ضلع شمالی
‫فقط مخصوص مشتری‌های طبقه‌ی مرفهـه.

208
00:15:07,564 --> 00:15:08,899
‫مشتری‌های طبقه‌ی مرفه؟

209
00:15:12,111 --> 00:15:15,072
‫- چند بار باید بهت بگم...
‫- فهمیدم.

210
00:15:16,115 --> 00:15:18,200
‫این یعنی به غریبه‌ها هم اجازه‌ی ورود نمیدن.

211
00:15:19,159 --> 00:15:20,159
‫موضوع چیه؟

212
00:15:20,786 --> 00:15:22,704
‫کشور منم از این چیزها داشت.

213
00:15:23,622 --> 00:15:25,541
‫هرچند الان دیگه این‌ها اهمیتی نداره.

214
00:15:25,624 --> 00:15:28,669
‫نرگال به مقام و مرتبه اهمیت نمی‌داد
‫و فقط همه چیز رو نابود کرد.

215
00:15:29,253 --> 00:15:30,546
‫معذرت می‌خوام.

216
00:15:30,629 --> 00:15:32,172
‫اشکالی نداره، واقعاً.

217
00:15:32,673 --> 00:15:35,884
‫این روزها، دیگه برام فرقی نمی‌کنه
‫که کسی اعیان باشه یا رعیت.

218
00:15:36,385 --> 00:15:38,470
‫فقط می‌خوام سعی کنم یه راهی
‫برای کمک به مردم پیدا کنم.

219
00:15:39,138 --> 00:15:41,431
‫مدام سعی می‌کنم بفهمم
‫چه کاری از دستم برمیاد.

220
00:15:42,182 --> 00:15:43,642
‫با این حال، هنوز پیداش نکردم.

221
00:15:43,725 --> 00:15:46,270
‫واقعاً؟ منم دقیقاً همین حس رو دارم.

222
00:15:46,353 --> 00:15:49,189
‫- هان؟
‫- یه چیزی درون من هست

223
00:15:49,273 --> 00:15:50,941
‫که همیشه هلم میده تا به بقیه کمک کنم،

224
00:15:51,441 --> 00:15:53,902
‫اما بعدش عصبی می‌شم و خشکم می‌زنه.

225
00:15:53,986 --> 00:15:56,071
‫آخه من واقعاً تو هیچ کاری خوب نیستم.

226
00:15:56,738 --> 00:15:58,949
‫آدمی مثل من اصلاً به درد چی می‌خوره؟

227
00:16:01,493 --> 00:16:03,287
‫پاین، پس تو هم درست مثل منی.

228
00:16:04,538 --> 00:16:05,873
‫من اصلاً شبیه تو نیستم.

229
00:16:06,748 --> 00:16:08,667
‫کشور خودت از هم پاشید،

230
00:16:08,750 --> 00:16:11,086
‫اما این باعث نشد
‫که نتونی تنهایی زنده بمونی.

231
00:16:11,712 --> 00:16:13,672
‫تو فوق‌العاده‌ای. من هیچوقت
‫نمی‌تونستم اون کار رو بکنم.

232
00:16:14,423 --> 00:16:15,883
‫من به سختی می‌تونم کاری انجام بدم.

233
00:16:16,717 --> 00:16:18,177
‫من اصلاً فوق‌العاده نیستم.

234
00:16:18,677 --> 00:16:21,305
‫آخه من هنوز به هیچکس کمک نکردم.

235
00:16:22,723 --> 00:16:24,141
‫یه ایده‌ای دارم.

236
00:16:24,808 --> 00:16:27,102
‫بیا سعی کنیم یه کاری پیدا کنیم
‫که بتونیم باهم انجامش بدیم.

237
00:16:27,686 --> 00:16:30,898
‫اما اگه اینطوریـه،
‫پس باید دوست من باشی.

238
00:16:30,981 --> 00:16:33,358
‫دوست؟

239
00:16:33,442 --> 00:16:36,778
‫د-و-س-ت.
‫دوست.

240
00:16:38,447 --> 00:16:41,825
‫سفایر! یه جا پیدا کردم
‫که می‌تونیم توش بمونیم!

241
00:16:41,909 --> 00:16:45,204
‫وای، واقعاً؟
‫خیلی ممنونم، زیرکو.

242
00:16:46,872 --> 00:16:49,374
‫- هی زیرکو؟
‫- چی شده، سفایر؟

243
00:16:50,500 --> 00:16:53,337
‫برای اولین بار یه دوست پیدا کردم
‫که هم‌سن خودمه.

244
00:16:53,420 --> 00:16:55,839
‫واقعاً؟

245
00:17:00,761 --> 00:17:02,429
‫به همین زودی خوابت بُرد، نه؟

246
00:17:03,305 --> 00:17:05,432
‫برات خوشحالم، سفایر.

247
00:17:30,958 --> 00:17:31,958
‫خیلی‌خب، بچه‌ها.

248
00:17:32,751 --> 00:17:35,254
‫سفایر و زیرکو که اینجان به گروه ما ملحق می‌شن.

249
00:17:35,337 --> 00:17:36,838
‫- خوشبختم.
‫- خوشبختم.

250
00:17:36,922 --> 00:17:38,966
‫اسم من راکـه و من رهبر گروهم.

251
00:17:39,549 --> 00:17:40,926
‫این چوروگیـه،

252
00:17:41,009 --> 00:17:42,636
‫و کنارش هم هیکاتی هستش.

253
00:17:43,887 --> 00:17:46,807
‫- اسم من چیکـه.
‫- و اسم منم تکـه.

254
00:17:46,890 --> 00:17:48,642
‫شماها دقیقاً شبیه همید.

255
00:17:48,725 --> 00:17:51,853
‫بالاخره تصمیم گرفتن
‫برامون نیروی کمکی بفرستن،

256
00:17:51,937 --> 00:17:54,147
‫و چی نصیبمون شده؟ یه پیرزن.

257
00:17:54,231 --> 00:17:55,732
‫هی، بیخیال چوروگی.

258
00:17:55,816 --> 00:17:57,401
‫حتی پیرزن‌ها هم

259
00:17:57,484 --> 00:17:59,736
‫بالاخره باید یه جوری
‫واسه غذاشون کار کنن دیگه، می‌دونی که.

260
00:18:01,113 --> 00:18:03,407
‫درسته، حالا مهارش کنید.

261
00:18:06,243 --> 00:18:09,329
‫تو همون کسی بودی که اون روز
‫شورش رو رهبری می‌کردی، مگه نه؟

262
00:18:09,413 --> 00:18:11,290
‫لعنت به همه چیز.

263
00:18:11,373 --> 00:18:14,459
‫چرا ما همیشه مجبوریم
‫کارهای خطرناک رو انجام بدیم؟

264
00:18:14,543 --> 00:18:17,629
‫زود باشید همگی!
‫فریاد مبارزه سر بدید! بجنگید!

265
00:18:19,673 --> 00:18:21,883
‫دیگه نطق کردنت تموم شد؟

266
00:18:21,967 --> 00:18:24,052
‫تو ما رو وادار می‌کنی
‫جلوی پادشاه خاکستر تعظیم کنیم،

267
00:18:24,136 --> 00:18:27,014
‫در حالی که اون نرگال بالاخره
‫قراره همه‌مون رو بکشه!

268
00:18:27,597 --> 00:18:29,391
‫اما شما میتراها فقط
‫می‌شینید و تماشا می‌کنید!

269
00:18:29,474 --> 00:18:31,518
‫شما حرومی‌ها فکر می‌کنید می‌تونید...

270
00:18:33,603 --> 00:18:35,480
‫بندازیدش انفرادی. ببریدش.

271
00:18:38,400 --> 00:18:40,485
‫بذارید قوانین اینجا رو
‫به همه‌تون یادآوری کنم.

272
00:18:40,569 --> 00:18:43,196
‫هیچکس نباید هیچوقت
‫از دستور پادشاه خاکستر سرپیچی کنه!

273
00:18:43,280 --> 00:18:46,450
‫در عوض، ممنونِ پادشاه خاکستر باشید
‫که هنوز زنده موندید.

274
00:18:46,950 --> 00:18:48,201
‫حالا برگردید سر کار!

275
00:18:48,285 --> 00:18:50,329
‫باشد که فرشته‌ی امید راهنمای ما باشه.

276
00:18:51,330 --> 00:18:53,165
‫وِلوِت، اون حرومزاده.

277
00:18:53,248 --> 00:18:54,248
‫اون کیـه؟

278
00:18:54,291 --> 00:18:57,127
‫یکی از میتراهای مسئول مدیریت معدن.

279
00:18:58,253 --> 00:19:00,339
‫همین الانش هم می‌تونم بگم
‫که ازش خوشم نمیاد.

280
00:19:00,422 --> 00:19:02,924
‫به من اعتماد کن، بهتره کاری نکنی که

281
00:19:03,008 --> 00:19:04,426
‫توجهش بهت جلب بشه.

282
00:19:10,390 --> 00:19:13,560
‫خب، چقدر از این کریستال‌ها رو باید بکَنم؟

283
00:19:13,643 --> 00:19:15,270
‫هر چقدر که می‌تونی.

284
00:19:15,354 --> 00:19:17,814
‫هر چی کریستال بیشتری از دل زمین دربیاری،
‫دستمزد بیشتری میگیری.

285
00:19:17,898 --> 00:19:20,609
‫کریستال بیشتر یعنی پول بیشتر؟

286
00:19:20,692 --> 00:19:23,779
‫یه استیک موش طلایی کوچولو هست
‫که اسم من روش نوشته شده.

287
00:19:23,862 --> 00:19:26,156
‫احمق. یه جوری میگی انگار خیلی آسونه.

288
00:19:26,239 --> 00:19:27,866
‫منظورت از احمق چیه؟

289
00:19:28,450 --> 00:19:31,244
‫بیخیال تازه‌وارد.
‫تو این کار شانس تازه‌واردها وجود نداره.

290
00:19:31,953 --> 00:19:34,039
‫من به شانس نیاز ندارم. من مهارت دارم.

291
00:19:34,122 --> 00:19:36,291
‫خیلی‌خب پس،
‫اگه بیشتر از من کندی،

292
00:19:36,375 --> 00:19:39,461
‫- می‌تونی کل سهم من رو برداری.
‫- واقعاً؟

293
00:19:43,173 --> 00:19:46,009
‫خیلی‌خب، کریستال‌ها.
‫بیاید پیش مامان!

294
00:19:46,093 --> 00:19:47,177
‫هان؟

295
00:19:47,260 --> 00:19:49,513
‫واقعاً داره همه‌ی توانش رو می‌ذاره.

296
00:19:49,596 --> 00:19:52,682
‫اونجوری خودش رو از پا میندازه.
‫بیا. اونجا جای بهتریـه.

297
00:19:56,770 --> 00:19:59,606
‫- اون دستگاه چیه؟
‫- داره تقلب می‌کنه. بی‌انصافیه.

298
00:19:59,689 --> 00:20:02,401
‫شاید به قیافه‌ام نیاد،
‫اما این پیرزن یه مخترع نابغه‌ست.

299
00:20:03,693 --> 00:20:07,072
‫یک، دو. یک، دو.
‫یک، دو. یک، دو. یک، دو. یک، دو.

300
00:20:09,241 --> 00:20:12,077
‫خسته نباشید بچه‌ها.
‫ممکنه حتی زودتر تموم کنیم.

301
00:20:12,160 --> 00:20:14,037
‫یک، دو.
‫یه استیک، دوتا استیک.

302
00:20:14,121 --> 00:20:17,416
‫یه استیک، دوتا استیک. دوتا استیک برای من!

303
00:20:18,166 --> 00:20:19,876
‫بازدهیش داره بیشتر می‌شه؟

304
00:20:19,960 --> 00:20:21,628
‫حواست به کار خودت باشه.

305
00:20:21,711 --> 00:20:23,839
‫چرا همه چیز رو تبدیل به مسابقه می‌کنی؟

306
00:20:24,464 --> 00:20:25,632
‫اصلاً من چطوری قاطی ماجرا شدم؟

307
00:20:25,715 --> 00:20:27,717
‫می‌شه بیشتر از این رو مخ نباشی؟

308
00:20:35,267 --> 00:20:36,810
‫فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟!

309
00:20:36,893 --> 00:20:39,146
‫ببخشید. عمدی نبود.

310
00:20:42,983 --> 00:20:44,067
‫این نشونه‌ی بدیـه.

311
00:20:47,112 --> 00:20:49,114
‫هان؟

312
00:20:59,332 --> 00:21:01,209
‫یه نرگال؟

313
00:21:01,960 --> 00:21:05,589
‫اما صبر کن، شبیه اون یکی که
‫اومده بود به سرزمین نقره‌ای نیست.

314
00:21:13,930 --> 00:21:15,724
‫نرگال دوباره برگشته.

315
00:21:15,807 --> 00:21:18,310
‫بله قربان. لرد ولوت،
‫شما هم باید تخلیه کنید.

316
00:21:18,393 --> 00:21:21,229
‫تا جایی که ممکنه بقیه‌ی معدنچی‌ها
‫رو به جای امن برسونید.

317
00:21:22,022 --> 00:21:24,357
‫متاسفانه نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫که کارگرهای بیشتری رو از دست بدیم.

318
00:21:24,441 --> 00:21:25,484
‫بله قربان.

319
00:21:27,527 --> 00:21:29,905
‫سریع! به حرکت ادامه بدید!

320
00:21:30,947 --> 00:21:32,199
‫- تو، توقف نکن!
‫- حرکت کن!

321
00:21:32,282 --> 00:21:34,826
‫- خودت رو به جاهای مرتفع برسون! سریع!
‫- به حرکت ادامه بدید!

322
00:21:36,369 --> 00:21:38,371
‫حالت خوبه؟

323
00:21:38,455 --> 00:21:39,455
‫عجله کن!

324
00:21:50,300 --> 00:21:53,345
‫همه‌اش تقصیر منه.

325
00:21:53,428 --> 00:21:55,931
‫فعلاً اون رو فراموش کن.
‫باید فرار کنیم.

326
00:21:56,932 --> 00:21:58,892
‫نمی‌تونیم به جز فرار کردن
‫کار دیگه‌ای بکنیم؟

327
00:22:10,820 --> 00:22:12,155
‫- تازه‌وارد!
‫- نه!

328
00:22:24,209 --> 00:22:26,628
‫نه. سفایر! سفایر!

329
00:22:29,923 --> 00:22:32,592
‫سفایر! کجایی؟ سفایر!

330
00:22:37,055 --> 00:22:40,350
‫ببخشید که اونجا ندیدمت.
‫بهتره راه بیفتی بری.

331
00:22:40,433 --> 00:22:41,433
‫فعلاً.

332
00:22:53,738 --> 00:22:55,198
‫بیا. طاقت بیار.

333
00:22:56,241 --> 00:22:57,241
‫ممنون، خانم.

334
00:23:08,253 --> 00:23:10,463
‫کارمون تمومه.

335
00:23:31,568 --> 00:23:34,070
‫- شوخیت گرفته دیگه.
‫- پس تک چی؟

336
00:23:56,718 --> 00:23:58,595
‫بعد از اینکه همه چیزم رو از دست دادم،

337
00:24:01,014 --> 00:24:05,560
‫دور انداخته شدم، و کاملاً تنها موندم،
‫هیچ کاری از دستم برنمیومد.

338
00:24:06,311 --> 00:24:07,979
‫و حالا قراره همینجا بمیرم؟

339
00:24:08,563 --> 00:24:10,940
‫تلاش برای جنگیدن
‫با این دنیا بی‌معنیـه.

340
00:24:11,649 --> 00:24:13,568
‫چرا نمی‌تونی این رو بفهمی؟

341
00:24:14,444 --> 00:24:16,780
‫نه، نمی‌تونم بذارم اینطوری تموم بشه.

342
00:24:17,405 --> 00:24:19,366
‫من هنوز هیچی رو پس نگرفتم!

343
00:25:38,361 --> 00:25:40,321
‫هان؟ این‌ها دیگه چیه؟

344
00:25:43,324 --> 00:25:44,534
‫هیکاتی!

345
00:25:48,037 --> 00:25:49,456
‫مواظب باش!

346
00:26:02,010 --> 00:26:05,638
‫چی؟! واقعاً کار من بود؟!

347
00:26:05,722 --> 00:26:08,766
‫- دختر جدیده؟
‫- سفایر، اونجایی!

348
00:26:08,850 --> 00:26:10,143
‫چه خبره؟

349
00:26:10,226 --> 00:26:12,103
‫داره چی کار می‌کنه؟

350
00:26:12,187 --> 00:26:13,605
‫این دختر کیـه؟

351
00:26:13,688 --> 00:26:16,524
‫هی بچه‌ها!
‫تا می‌تونید از اینجا دور بشید!

352
00:26:22,906 --> 00:26:24,407
‫وای!

353
00:26:27,952 --> 00:26:30,330
‫اونجا!

354
00:26:35,210 --> 00:26:36,210
‫خودم ردیفش می‌کنم.

355
00:26:44,302 --> 00:26:47,013
‫ها!

356
00:27:04,489 --> 00:27:06,616
‫یوهو!

357
00:27:12,664 --> 00:27:14,958
‫هان؟ چه باحال!

358
00:27:22,507 --> 00:27:24,133
‫بیا از اینجا ببرمت بیرون.

359
00:27:32,392 --> 00:27:34,769
‫نه. داره میاد این‌طرفی.

360
00:27:34,852 --> 00:27:36,354
‫توی دردسر افتادن.

361
00:27:42,902 --> 00:27:44,279
‫حالا چی کار کنم؟

362
00:27:58,501 --> 00:28:01,296
‫- کپک روش اثر نداره؟
‫- باورنکردنیـه.

363
00:28:01,379 --> 00:28:03,381
‫انگار شوالیه‌ای چیزیـه.

364
00:28:03,464 --> 00:28:04,507
‫سفایر!

365
00:28:04,591 --> 00:28:06,259
‫تو می‌تونی!

366
00:28:08,595 --> 00:28:10,888
‫بچه‌ها، واقعاً معذرت می‌خوام.

367
00:28:10,972 --> 00:28:13,516
‫اون پایین چه خبره؟
‫یه چیزی مشکوکـه.

368
00:28:13,600 --> 00:28:15,268
‫کسی داره باهاش می‌جنگه؟

369
00:28:15,351 --> 00:28:16,351
‫هان؟

370
00:28:17,729 --> 00:28:19,188
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

371
00:28:20,440 --> 00:28:22,567
‫واقعاً یکی داره با یکی از نرگال‌ها می‌جنگه؟

372
00:28:23,192 --> 00:28:26,195
‫بعید می‌دونم بعد از این افتضاح
‫دیگه بشه از این معدن استفاده کرد.

373
00:28:26,279 --> 00:28:29,991
‫ولی باید ممنونِ تیم این پسره باشیم
‫که نجاتمون دادن.

374
00:29:00,021 --> 00:29:01,439
‫خب، اینکه دردی رو دوا نمی‌کنه.

375
00:29:03,983 --> 00:29:04,983
‫چی کار کنم؟

376
00:29:06,861 --> 00:29:08,112
‫هان؟ این دیگه چیه؟

377
00:29:11,616 --> 00:29:12,992
‫این باید جواب بده.

378
00:29:45,233 --> 00:29:48,111
‫شوالیه پرنسس برای نجات وارد می‌شود.

379
00:30:09,424 --> 00:30:11,968
‫نرگال واقعاً داره فرار می‌کنه؟

380
00:30:12,051 --> 00:30:13,302
‫باورم نمی‌شه.

381
00:30:13,386 --> 00:30:15,304
‫وای! داره فرار می‌کنه!

382
00:30:15,388 --> 00:30:17,348
‫- داره عقب‌نشینی می‌کنه!
‫- هورا!

383
00:30:24,313 --> 00:30:26,858
‫داری میگی که اون نرگال فرار کرد؟

384
00:30:26,941 --> 00:30:28,943
‫کدوم تیم اونجا بود؟ بهم بگو.

385
00:30:29,027 --> 00:30:32,488
‫بله قربان. نزدیکترین تیمی که
‫اون پایین دیدم، تیم راک بود.

386
00:30:32,572 --> 00:30:33,865
‫مگه نه، چوروگی؟

387
00:30:33,948 --> 00:30:36,200
‫بله، دقیقاً همینطوره که میگه.

388
00:30:37,118 --> 00:30:39,954
‫یعنی ممکنه کار یه شیطان باشه، یا اینکه...

389
00:30:40,038 --> 00:30:41,038
‫نه.

390
00:30:41,914 --> 00:30:44,917
‫- فوراً تیم راک رو بیارید پیش من!
‫- بله قربان.

391
00:30:45,001 --> 00:30:46,878
‫معدنچی‌ها رو بشمرید و تلفات رو چک کنید،

392
00:30:46,961 --> 00:30:49,213
‫- و به زخمی‌ها برسید!
‫- بله قربان!

393
00:30:50,590 --> 00:30:52,967
‫کل این دنیا می‌تونه نابود بشه و بپوسه.

394
00:30:53,926 --> 00:30:56,262
‫ولی آخرین آرزوی من اینـه که تو زنده بمونی.

395
00:30:58,097 --> 00:31:00,308
‫پسر خوب. مرسی بابت کمک‌هات.

396
00:31:05,021 --> 00:31:08,024
‫خب، چطوری... این داستان چطوری کار می‌کنه؟

397
00:31:08,649 --> 00:31:12,987
‫لامصب کار کن!
‫باید یه کلیدی چیزی داشته باشه!

398
00:31:15,323 --> 00:31:16,491
‫اوه.

399
00:31:17,283 --> 00:31:19,077
‫خب، انگار درست شد.

400
00:31:19,160 --> 00:31:20,453
‫حداقل فعلاً قضیه ختم‌به‌خیر شد.

401
00:31:20,536 --> 00:31:21,871
‫- اونجاست!
‫- دیدمش!

402
00:31:23,498 --> 00:31:25,416
‫- سالمی.
‫- سفایر!

403
00:31:25,500 --> 00:31:27,835
‫- ممنونم.
‫- خیلی ازت ممنونم.

404
00:31:27,919 --> 00:31:29,504
‫حالت خوبه، سفایر؟

405
00:31:29,587 --> 00:31:33,174
‫- جاییت که زخمی نشده، نه؟
‫- نه، ولی یکم...

406
00:31:34,133 --> 00:31:35,510
‫خسته‌ام.

407
00:31:35,593 --> 00:31:36,928
‫سفایر!

408
00:31:37,011 --> 00:31:41,390
‫متاسفم. واقعاً معذرت می‌خوام سفایر.
‫من بودم که احمق‌بازی درآوردم.

409
00:31:43,476 --> 00:31:45,103
‫چرا داری گریه می‌کنی؟

410
00:31:45,186 --> 00:31:48,981
‫سفایر، تو فوق‌العاده‌ای. جدی میگم.

411
00:31:49,065 --> 00:31:52,860
‫می‌خوام همه‌ی کریستال‌هام رو بدم به تو!

412
00:31:52,944 --> 00:31:54,695
‫همه‌اش رو لازم ندارم، هیکاتی.

413
00:31:55,446 --> 00:31:56,864
‫ولی نظرت درباره‌ی این چیه؟

414
00:32:12,200 --> 00:32:14,200
‫« پرده دوم »

415
00:32:27,937 --> 00:32:29,814
‫خب، ما همچین کسی رو ندیدیم.

416
00:32:33,693 --> 00:32:35,486
‫واضحـه که یه نفر مسئول این قضایاسـت.

417
00:32:36,237 --> 00:32:39,323
‫اگه مچتون رو موقع دروغ گفتن بگیرم،
‫مجازاتش مرگه.

418
00:32:39,407 --> 00:32:40,407
‫مرگ؟

419
00:32:41,450 --> 00:32:43,661
‫وقتی پادشاه خاکستر خشمگین بشه،

420
00:32:43,744 --> 00:32:46,747
‫نرگال برمی‌گرده تا کاملاً نابودمون کنه.

421
00:32:47,373 --> 00:32:49,625
‫این یعنی نون شما هم آجر می‌شه.

422
00:32:49,709 --> 00:32:52,670
‫اون نرگال پاش به دمش گیر کرد،
‫زبونش رو گاز گرفت،

423
00:32:52,753 --> 00:32:54,922
‫- و زوزه کشان در رفت.
‫- کافیه.

424
00:32:55,006 --> 00:32:56,215
‫می‌دونید...

425
00:32:56,299 --> 00:32:58,509
‫- چیه؟
‫- راستش...

426
00:32:58,593 --> 00:33:00,469
‫با تهدید به هیچ‌جا نمی‌رسی.

427
00:33:02,305 --> 00:33:03,305
‫خیلی‌خب، باشه.

428
00:33:03,681 --> 00:33:06,184
‫ولی اگه متوجه چیزی شدید،
‫منتظر گزارش هستم.

429
00:33:06,267 --> 00:33:09,604
‫حتماً، اگه خبری شد
‫بهتون خبر میدیم.

430
00:33:14,192 --> 00:33:17,778
‫گوش کنید. نمی‌خوام هیچکدوممون
‫آدم‌فروشی کنه.

431
00:33:18,404 --> 00:33:22,658
‫ما هیچ‌چیزی درباره‌ی اون کسی
‫که با نرگال جنگید نمی‌دونیم، فهمیدید؟

432
00:33:22,742 --> 00:33:24,076
‫ممنونم.

433
00:33:25,620 --> 00:33:26,996
‫قربان، نظرتون چیه؟

434
00:33:27,538 --> 00:33:28,873
‫داشتن راستش رو می‌گفتن؟

435
00:33:31,042 --> 00:33:33,419
‫اتفاقی که امروز افتاد
‫کاملاً محرمانه‌ست.

436
00:33:33,502 --> 00:33:34,837
‫نباید از این اتاق بیرون بره.

437
00:33:34,921 --> 00:33:37,215
‫- ولی قربان...
‫- جدی میگم.

438
00:33:37,298 --> 00:33:39,592
‫مسئولیت کاملش رو هم خودم قبول می‌کنم.

439
00:33:42,094 --> 00:33:43,971
‫به سلامتی برگشتنمون!

440
00:33:44,055 --> 00:33:45,681
‫سلامتی!

441
00:33:45,765 --> 00:33:47,642
‫- این رو بگیر.
‫- حتماً.

442
00:33:47,725 --> 00:33:50,186
‫امشب نوشیدنی‌ها رو مهمون منید!

443
00:33:53,189 --> 00:33:55,650
‫ببخشید که منتظر موندی، سفایر.
‫بیا، اینم همون که دوست داشتی.

444
00:33:58,277 --> 00:34:00,696
‫زودباش پاین، تو هم بیا.
‫بیا یه سلامتی بزنیم.

445
00:34:00,780 --> 00:34:02,907
‫هان؟ باشه. سلامتی.

446
00:34:04,450 --> 00:34:06,577
‫هوم.

447
00:34:07,119 --> 00:34:09,163
‫منتظرت بودم، موش طلایی.

448
00:34:09,247 --> 00:34:10,414
‫خیلی خوشمزه‌ست.

449
00:34:11,165 --> 00:34:13,960
‫دوست داشتم پیشتون بمونم،
‫ولی باید به بقیه‌ی مشتری‌ها برسم.

450
00:34:14,043 --> 00:34:15,586
‫ببخشید، نمی‌خوام وقتت رو بگیرم.

451
00:34:15,670 --> 00:34:19,006
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

452
00:34:19,090 --> 00:34:20,633
‫عذرخواهی نکن.

453
00:34:20,716 --> 00:34:23,135
‫من اینقدر سرم شلوغ بود که
‫خودم باید معذرت‌خواهی می‌کردم.

454
00:34:23,219 --> 00:34:25,972
‫وقتی شنیدم یه نرگال دوباره ظاهر شده،
‫خیلی شوکه شدم.

455
00:34:26,055 --> 00:34:27,306
‫می‌دونی؟

456
00:34:27,890 --> 00:34:30,768
‫راستش رو بگم، فکر نمی‌کردم
‫جون سالم به در ببرم.

457
00:34:30,851 --> 00:34:33,729
‫ولی همه دارن درباره‌ی اینکه
‫چقدر کارت عالی بود حرف می‌زنن.

458
00:34:35,356 --> 00:34:36,941
‫شانس آوردم. همین.

459
00:34:37,024 --> 00:34:38,234
‫پاین!

460
00:34:38,317 --> 00:34:40,278
‫هی سفایر.

461
00:34:40,361 --> 00:34:42,947
‫منم داشتم به این فکر می‌کردم که
‫برای کمک به مردم چی کار می‌تونم بکنم.

462
00:34:43,030 --> 00:34:45,741
‫تادا! می‌خوام ایده‌هام رو
‫باهات در میون بذارم!

463
00:34:46,450 --> 00:34:48,577
‫واقعاً؟ عالیـه.

464
00:34:48,661 --> 00:34:50,204
‫بهتره برگردم سر کارم.

465
00:34:50,288 --> 00:34:51,706
‫موفق باشی.

466
00:34:53,499 --> 00:34:56,502
‫ولی عجب چیزی بودا،
‫چون اگه اون شوالیه نبود،

467
00:34:56,585 --> 00:34:58,170
‫این همه آدم زنده نمی‌موندن.

468
00:34:58,254 --> 00:35:00,756
‫هیس. راک گفت
‫درباره‌اش حرف نزنیم.

469
00:35:00,840 --> 00:35:03,050
‫بیخیال بابا. امروز داریم جشن میگیریم.

470
00:35:03,134 --> 00:35:05,845
‫داریم خوش می‌گذرونیم. حالا مگه چی می‌شه
‫اگه دهنمون هم یکم لق بشه؟

471
00:35:05,928 --> 00:35:07,805
‫ای شوالیه‌ی عزیز،
‫ای فرشته‌ی امید،

472
00:35:07,888 --> 00:35:10,349
‫لطفاً همه‌ی نرگال‌ها رو برامون ریشه‌کن کن!

473
00:35:11,517 --> 00:35:14,145
‫- داری چی بلغور می‌کنی؟
‫- چته تو؟

474
00:35:14,687 --> 00:35:17,773
‫میتراها همیشه میگن که
‫اگه پادشاه خاکستر رو عصبانی کنی،

475
00:35:17,857 --> 00:35:19,442
‫اتفاق‌های وحشتناکی می‌افته.

476
00:35:19,525 --> 00:35:21,569
‫ببین، یه لحظه صبر کن. تا اونجا که یادمه،

477
00:35:21,652 --> 00:35:23,195
‫تو هم یه مهاجری، چوروگی.

478
00:35:23,279 --> 00:35:25,406
‫حالا دیگه طرف اهالی سرزمین طلایی رو می‌گیری؟

479
00:35:25,489 --> 00:35:27,950
‫ما بهشون دروغ گفتیم.
‫اگه بفهمن، همه‌مون رو می‌کشن.

480
00:35:28,034 --> 00:35:29,118
‫دهنت رو ببند.

481
00:35:29,201 --> 00:35:32,079
‫چرا باید ببندم؟
‫مگه حرف بدی زدم!

482
00:35:32,163 --> 00:35:35,124
‫- بازم حرفی داری؟
‫- کافیـه دیگه، چوروگی.

483
00:35:35,624 --> 00:35:39,045
‫امشب نوشیدنی‌ها رو مهمون منید،
‫پس دعوا راه نندازید.

484
00:35:41,005 --> 00:35:43,132
‫ببخشید که پات به این قضیه باز شد، چوروگی.

485
00:35:43,215 --> 00:35:44,884
‫صبر کن.

486
00:35:49,055 --> 00:35:50,723
‫این چش بود؟

487
00:35:51,307 --> 00:35:53,851
‫بیخیال. بریم سراغ پارتی!

488
00:35:53,934 --> 00:35:54,934
‫آره!

489
00:36:05,279 --> 00:36:06,530
‫عادلانه نیست.

490
00:36:06,614 --> 00:36:10,743
‫یکم به این سفایر توجه می‌کنی،
‫یهو خودش رو گم می‌کنه،

491
00:36:10,826 --> 00:36:13,162
‫فقط چون یه نرگال رو از پا درآورده.

492
00:36:13,245 --> 00:36:14,497
‫هی تو.

493
00:36:23,756 --> 00:36:26,300
‫باید بگم که اون چیزه
‫خیلی غافلگیرکننده بود.

494
00:36:26,384 --> 00:36:27,718
‫کدوم چیز؟

495
00:36:27,802 --> 00:36:30,513
‫همون که روی سرت می‌بندی، سفایر.

496
00:36:30,596 --> 00:36:32,431
‫روبانم؟

497
00:36:32,515 --> 00:36:35,434
‫دوست دارم از نزدیک بهش نگاه کنم.

498
00:36:40,398 --> 00:36:41,899
‫چرا دیگه اونجوری نمی‌شه؟

499
00:36:41,982 --> 00:36:43,943
‫می‌خوای من رو توی خماری بذاری؟

500
00:36:51,784 --> 00:36:52,910
‫اوه!

501
00:36:52,993 --> 00:36:55,830
‫فکر کنم احتمالاً یه ربطی
‫به کریستال‌ها داشته باشه.

502
00:36:55,913 --> 00:36:58,666
‫اگه راستش رو بخوای،
‫خودم هم واقعاً سر در نمیارم.

503
00:36:59,291 --> 00:37:01,585
‫و حالت هم کاملاً خوبه، درسته؟

504
00:37:02,336 --> 00:37:03,796
‫آره. عالی‌ام.

505
00:37:05,089 --> 00:37:06,465
‫حتی شاید بهتر از همیشه.

506
00:37:07,007 --> 00:37:09,343
‫خوشحالم که این رو می‌شنوم.

507
00:37:11,762 --> 00:37:14,807
‫حتماً خیلی ترسناک بوده.
‫بهت افتخار می‌کنم، سفایر.

508
00:37:16,225 --> 00:37:18,519
‫هیچ کاری نمی‌تونی بکنی که جلوش رو بگیری.

509
00:37:19,854 --> 00:37:21,564
‫تمومه، قبولش کن.

510
00:37:23,816 --> 00:37:25,943
‫هی زیرکو، پیداش کردم.

511
00:37:26,026 --> 00:37:28,571
‫می‌دونم می‌خوام چی کار کنم.
‫می‌دونم هدفم چیه.

512
00:37:29,196 --> 00:37:30,781
‫کمک به مردم؟

513
00:37:31,740 --> 00:37:34,827
‫ولی فراتر از جنگیدن با نرگال
‫در نقش شوالیه پرنسسـه.

514
00:37:34,910 --> 00:37:37,496
‫هر کسی که داره سختی می‌کشه
‫لایق کمک منه.

515
00:37:37,580 --> 00:37:40,166
‫و فکر کنم برای این زنده موندم
‫که همچین قهرمانی باشم.

516
00:37:41,375 --> 00:37:42,585
‫منم پشتیبانتم.

517
00:37:42,668 --> 00:37:45,629
‫اگه چیزی لازم داشتی که این مخترع نابغه
‫برات بسازه،

518
00:37:45,713 --> 00:37:47,047
‫فقط بهم بگو.

519
00:37:47,131 --> 00:37:48,757
‫مرسی زیرکو.

520
00:37:50,092 --> 00:37:51,927
‫راستش...

521
00:38:23,876 --> 00:38:25,211
‫خدای من.

522
00:38:25,294 --> 00:38:28,255
‫آتیش سریع‌تر از اونی که بتونن خاموشش کنن
‫داره پخش می‌شه. اون چیه؟

523
00:38:28,339 --> 00:38:30,633
‫صدای گریه‌ی کسیـه که جا مونده؟

524
00:38:30,716 --> 00:38:31,800
‫حالا چی کار می‌خوان بکنن؟

525
00:38:32,885 --> 00:38:36,388
‫شوالیه پرنسس برای نجات اومده! واهای!

526
00:38:37,348 --> 00:38:40,518
‫به همین راحتی،
‫اون دختر جوون نجات پیدا کرد.

527
00:38:42,311 --> 00:38:43,771
‫من با چشم‌های خودم دیدمش.

528
00:38:43,854 --> 00:38:45,606
‫فوق‌العاده بود، مگه نه؟

529
00:38:45,689 --> 00:38:47,942
‫شوالیه پرنسس دوباره ظاهر شد؟

530
00:38:48,025 --> 00:38:50,236
‫می‌دونی، اون یه بار جون من رو هم نجات داد.

531
00:39:00,287 --> 00:39:01,664
‫تادا!

532
00:39:02,414 --> 00:39:05,626
‫هنوز مطمئن نیستم
‫دقیقاً چطوری می‌تونم به مردم کمک کنم،

533
00:39:05,709 --> 00:39:08,504
‫ولی با نوشتن کارهایی که توشون خوبم شروع کردم.

534
00:39:08,587 --> 00:39:10,130
‫مثلاً چی؟

535
00:39:10,881 --> 00:39:12,841
‫اولین چیزی که نوشتم، آواز خوندنـه.

536
00:39:13,384 --> 00:39:17,137
‫- وای پاین، عالیـه!
‫- ای بابا، بلند گفتمش.

537
00:39:17,221 --> 00:39:18,681
‫پس این یکی عالی می‌شه.

538
00:39:18,764 --> 00:39:20,015
‫ها؟

539
00:39:20,099 --> 00:39:21,475
‫تادا!

540
00:39:21,559 --> 00:39:23,435
‫چی داری اونجا؟

541
00:39:27,022 --> 00:39:30,276
‫یه فلوتـه.

542
00:39:30,359 --> 00:39:34,029
‫درست حدس زده بودم.
‫یه چیزی بهم می‌گفت عاشق موسیقی هستی.

543
00:39:34,113 --> 00:39:35,239
‫چرا نباشی؟

544
00:39:35,322 --> 00:39:38,117
‫موسیقی این قدرت رو داره
‫که به آدم‌ها روحیه بده.

545
00:39:38,200 --> 00:39:41,412
‫آره. دقیقاً.

546
00:39:41,495 --> 00:39:44,707
‫- چطوره همین الان امتحانش کنیم؟
‫- حتماً.

547
00:39:44,790 --> 00:39:48,586
‫♪ سالیان خیلی دور ♪

548
00:39:48,669 --> 00:39:51,547
‫♪ دختر تنهایی بود ♪

549
00:39:51,630 --> 00:39:54,842
‫♪ که توی زمین پرسه می‌زد ♪

550
00:39:54,925 --> 00:40:00,472
‫♪ خسته از سرما و گرسنه ♪

551
00:40:00,556 --> 00:40:02,433
‫اه.

552
00:40:05,686 --> 00:40:06,686
‫ها.

553
00:40:07,313 --> 00:40:09,481
‫تو همون معدنچی هستی،
‫سفایر، مگه نه؟

554
00:40:09,565 --> 00:40:10,941
‫آره، خودمم.

555
00:40:29,960 --> 00:40:30,836
‫چی می‌خوای؟

556
00:40:30,919 --> 00:40:32,671
‫چرا من رو آوردی اینجا؟

557
00:41:08,082 --> 00:41:09,750
‫پس شیطان روبانی تویی؟

558
00:41:12,086 --> 00:41:14,755
‫اون قدرتت رو از کجا آوردی؟

559
00:41:15,798 --> 00:41:18,050
‫قدرتی که حتی می‌تونه یه نرگال رو شکست بده.

560
00:41:18,592 --> 00:41:20,552
‫آموزش خاصی دیدی؟

561
00:41:21,136 --> 00:41:23,055
‫چطوریـه که اون کپک‌ها روت اثری ندارن؟

562
00:41:23,138 --> 00:41:25,974
‫- نمی‌دونم.
‫- جوابم رو بده. خودت رو به خریت نزن.

563
00:41:26,058 --> 00:41:27,434
‫ولی دارم راستش رو میگم.

564
00:41:27,518 --> 00:41:30,604
‫اتفاقی افتادم توی یه حوضچه‌ی درخشان توی معدن،

565
00:41:30,688 --> 00:41:32,940
‫و بعدش اون قدرت از بدنم زد بیرون.

566
00:41:33,023 --> 00:41:34,692
‫داری میگی کار کریستال‌ها بوده؟

567
00:41:34,775 --> 00:41:38,904
‫بدن نمی‌تونه در برابر هجوم اون همه
‫انرژی فوتون غلیظ دووم بیاره.

568
00:41:40,364 --> 00:41:41,365
‫تو یه مهاجری.

569
00:41:41,949 --> 00:41:43,200
‫اهل کدوم کشوری؟

570
00:41:44,034 --> 00:41:45,703
‫من اهل سرزمین نقره‌ای هستم.

571
00:41:45,786 --> 00:41:47,913
‫سرزمین نقره‌ای، ها؟

572
00:41:47,996 --> 00:41:49,164
‫الان دیگه کلاً نابود شده.

573
00:41:49,248 --> 00:41:51,166
‫می‌دونم کی هستی.

574
00:41:51,792 --> 00:41:54,128
‫تو... پرنسس نفرین‌شده‌ای.

575
00:41:55,295 --> 00:41:58,757
‫مسئولیت نابودی سرزمین نقره‌ای با توئه.

576
00:42:00,676 --> 00:42:02,219
‫تو از سرنوشتت فرار کردی.

577
00:42:02,886 --> 00:42:05,013
‫حتی اگه به قیمت نابودی قلمروت تموم می‌شد،

578
00:42:05,097 --> 00:42:06,515
‫ملکه نمی‌ذاشت تو بمیری.

579
00:42:07,307 --> 00:42:09,560
‫عجب عشق مادری عمیقی.

580
00:42:10,060 --> 00:42:12,896
‫یه لحظه صبر کن.
‫من اصلاً نمی‌فهمم داری چی میگی.

581
00:42:13,397 --> 00:42:14,690
‫واقعاً نمی‌دونی؟

582
00:42:15,691 --> 00:42:17,526
‫نرگال‌ها از روح‌های پاک تغذیه می‌کنن.

583
00:42:18,527 --> 00:42:22,364
‫اگه قربانی‌های مناسب داده می‌شد،
‫قلمروتون نابود نمی‌شد.

584
00:42:23,782 --> 00:42:25,409
‫توی کشور سرزمین نقره‌ای،

585
00:42:25,492 --> 00:42:28,328
‫این روح پاک پرنسس بود
‫که باید پیشکش می‌شد.

586
00:42:29,705 --> 00:42:31,999
‫- منظورت منم؟
‫- دقیقاً.

587
00:42:32,082 --> 00:42:34,501
‫ولی مادرت، یعنی ملکه،
‫نذاشت این اتفاق بیفته.

588
00:42:35,127 --> 00:42:37,588
‫در نتیجه، وطنت نابود شد.

589
00:42:38,130 --> 00:42:41,550
‫حتی می‌شه گفت تو نابودش کردی،
‫پرنسس سفایر.

590
00:42:41,633 --> 00:42:42,926
‫امکان نداره.

591
00:42:43,010 --> 00:42:44,428
‫من هیچوقت همچین کاری نمی‌کردم.

592
00:42:45,929 --> 00:42:50,184
‫تو یه نفرین با خودت داری و حالا می‌خوای
‫اون رو توی سرزمین ما رها کنی؟

593
00:42:50,267 --> 00:42:52,060
‫که سرزمین طلایی رو هم به نابودی بکشونی؟

594
00:42:52,144 --> 00:42:54,605
‫خشمگین کردن پادشاه خاکستر
‫هیچ نتیجه‌ی دیگه‌ای نداره.

595
00:42:55,314 --> 00:42:56,857
‫ولی قدرت این روبان،

596
00:42:57,441 --> 00:42:59,276
‫می‌تونه نرگال رو شکست بده.

597
00:42:59,359 --> 00:43:03,071
‫دارم بهت میگم که اون قدرت
‫چیزی جز مصیبت نیست.

598
00:43:03,155 --> 00:43:04,740
‫هیچکس ازت نخواست دخالت کنی.

599
00:43:04,823 --> 00:43:07,034
‫با این حال،

600
00:43:07,701 --> 00:43:09,661
‫این قدرت باید یه جوری مفید باشه.

601
00:43:11,288 --> 00:43:12,873
‫پس چرا بهم کمک نمی‌کنی؟

602
00:43:13,373 --> 00:43:15,417
‫چطوری باید نفرینم رو بشکنم؟

603
00:43:16,460 --> 00:43:19,171
‫اگه با جنگیدن نمی‌شه، پس چطوری؟

604
00:43:35,604 --> 00:43:37,481
‫آخ!

605
00:43:37,564 --> 00:43:42,236
‫خدا بگم چی کارت کنه چوروگی.
‫مگه جلوت رو نمی‌بینی، خرفت؟

606
00:43:42,861 --> 00:43:45,197
‫متاسفم. باید...

607
00:43:45,280 --> 00:43:46,907
‫هیچ‌جا نمیری.

608
00:43:46,990 --> 00:43:50,160
‫کجا بودی؟ تمام هفته رو
‫داشتی از زیر کار در می‌رفتی!

609
00:43:50,244 --> 00:43:52,371
‫یه جای کار می‌لنگه.

610
00:43:58,752 --> 00:44:02,256
‫چرا چیزی نگفتم؟
‫چرا سعی نکردم جلوشون رو بگیرم؟

611
00:44:03,173 --> 00:44:04,508
‫من بدترین دوست دنیام.

612
00:44:04,591 --> 00:44:06,677
‫امروز کلی کاسبی کردیم.

613
00:44:08,011 --> 00:44:11,056
‫- زیرکو.
‫- چیزی شده، پاین؟

614
00:44:11,139 --> 00:44:12,599
‫فکر کنم اون توی دردسر افتاده!

615
00:44:12,683 --> 00:44:15,143
‫میتراها اومدن و سفایر رو با زور بردن.

616
00:44:15,227 --> 00:44:17,437
‫- میترا؟!
‫- اگه جزئیاتش رو می‌خوای،

617
00:44:17,521 --> 00:44:19,314
‫از اون بپرس.

618
00:44:19,398 --> 00:44:22,484
‫چون اون بود که راز سفایر رو به ولوت فروخت

619
00:44:22,568 --> 00:44:23,568
‫و لوش داد به میترا.

620
00:44:24,278 --> 00:44:26,613
‫راز سفایر؟
‫منظورت چیه؟

621
00:44:27,239 --> 00:44:30,242
‫کسی که نرگال رو شکست داد،
‫اون شوالیه پرنسس...

622
00:44:30,826 --> 00:44:33,078
‫خب، هویت واقعیش سفایره.

623
00:44:33,662 --> 00:44:35,038
‫ساکت شو! زیرکو!

624
00:44:36,665 --> 00:44:38,542
‫ولی شما دوتا از کجا می‌دونستید؟

625
00:44:38,625 --> 00:44:41,336
‫من فقط چون جونم رو نجات داد می‌دونم،

626
00:44:41,420 --> 00:44:44,006
‫دقیقاً همون کاری که برای این احمق لجن انجام داد.

627
00:44:44,089 --> 00:44:45,507
‫با این حال این عوضی فروختش!

628
00:44:46,633 --> 00:44:47,968
‫به این سادگی‌ها هم نیست.

629
00:44:48,051 --> 00:44:51,013
‫میتراها گیرم انداختن
‫و داشتند ازم حرف می‌کشیدن.

630
00:44:51,889 --> 00:44:53,807
‫من ضعیفم. ترسیده بودم.

631
00:44:54,725 --> 00:44:56,977
‫ولی هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫بخوان اعدامش کنن.

632
00:44:57,603 --> 00:44:58,478
‫ولی آخه چرا؟

633
00:44:58,562 --> 00:45:00,647
‫منظورت چیه که اعدامش کنن؟

634
00:45:00,731 --> 00:45:03,609
‫فکر می‌کردم باهاش مثل
‫بقیه‌ی خلافکارها رفتار می‌کنن.

635
00:45:03,692 --> 00:45:05,652
‫که می‌اندازنش توی سلول زندان.

636
00:45:05,736 --> 00:45:06,570
‫هان؟

637
00:45:06,653 --> 00:45:09,615
‫ولی بعدش لرد وِلوِت شمشیرش رو کشید
‫و رفت سراغش.

638
00:45:10,198 --> 00:45:12,951
‫خیلی معذرت می‌خوام. لطفاً من رو ببخش.

639
00:45:13,619 --> 00:45:17,414
‫ای بابا، چوروگی.
‫چرا الان تو داری گریه می‌کنی؟

640
00:45:17,497 --> 00:45:19,124
‫یه کاری می‌کنم واقعاً دلیلی
‫برای گریه داشته باشی.

641
00:45:19,207 --> 00:45:23,420
‫طاقت بیار، سفایر! الانه که برسم!
‫زیرکو داره میاد نجاتت بده!

642
00:45:23,503 --> 00:45:24,755
‫واقعاً پشیمونی؟

643
00:45:28,300 --> 00:45:29,760
‫پاین.

644
00:45:31,637 --> 00:45:32,637
‫سفایر؟

645
00:45:33,722 --> 00:45:36,683
‫- ببخشید که نگرانتون کردم.
‫- سفایر!

646
00:45:37,351 --> 00:45:38,810
‫خداروشکر.

647
00:45:38,894 --> 00:45:42,230
‫هان؟ سفایر! حالت خوبه!

648
00:45:43,106 --> 00:45:44,274
‫ها؟

649
00:45:44,358 --> 00:45:46,985
‫زنده‌ست!

650
00:45:47,069 --> 00:45:49,279
‫نمی‌خواستم نگرانتون کنم.

651
00:45:49,905 --> 00:45:52,282
‫- چطوری فرار کردی؟
‫- خدارو شکر.

652
00:45:52,366 --> 00:45:54,451
‫نگو که ولوت رو کشتی!

653
00:45:55,160 --> 00:45:56,328
‫البته که نه.

654
00:45:56,411 --> 00:45:58,038
‫نمی‌دونم چطوری بگم.

655
00:45:58,121 --> 00:45:59,956
‫داستانش یکم مفصله.

656
00:46:02,232 --> 00:46:04,232
‫« پرده سوم »

657
00:46:09,257 --> 00:46:11,134
‫همین الان ولم کنید!

658
00:46:11,218 --> 00:46:13,595
‫گفتم، ولم کنید!

659
00:46:13,679 --> 00:46:16,515
‫- ولم کن!
‫- چرا این رو با خودتون آوردید؟

660
00:46:17,224 --> 00:46:19,518
‫حالا که اون هم باخبر شده،
‫نمی‌تونه زنده از اینجا بره.

661
00:46:19,601 --> 00:46:21,937
‫هر چند بار که بیرونش کردیم،

662
00:46:22,020 --> 00:46:24,481
‫بازم دنبالمون اومد.
‫می‌خواید خلاصش کنم؟

663
00:46:25,190 --> 00:46:27,901
‫- نه، صبر کنید!
‫- اگه بلایی سر سفایر من بیارید،

664
00:46:27,984 --> 00:46:30,070
‫بدجوری تقاصش رو پس میدید!

665
00:46:30,153 --> 00:46:32,155
‫می‌شه بهش اعتماد کرد. اون جاسوس نیست.

666
00:46:32,239 --> 00:46:33,657
‫چرا باید حرفت رو باور کنم؟

667
00:46:33,740 --> 00:46:36,952
‫چیه، از اذیت کردن یه پیرزن
‫لذت کثیف می‌بری؟

668
00:46:37,035 --> 00:46:39,996
‫آدم‌فروش‌ها توی هر شکل و قیافه
‫و سن‌وسالی پیدا می‌شن.

669
00:46:40,080 --> 00:46:42,666
‫ما خیلی وقتـه که با همیم. اون مثل خانوادمه.

670
00:46:42,749 --> 00:46:45,544
‫حسابتون رو می‌رسم! جدی میگم!

671
00:46:45,627 --> 00:46:48,004
‫- ازت خواهش می‌کنم.
‫- ولم کنید!

672
00:46:49,631 --> 00:46:51,550
‫خیلی‌خب، باشه.

673
00:46:51,633 --> 00:46:53,969
‫- ولم کنید!
‫- اگه یه حرکت مشکوک بکنه،

674
00:46:54,052 --> 00:46:55,721
‫با همین شمشیر طرفـه.

675
00:46:56,430 --> 00:46:57,514
‫حالا زودباشید.

676
00:47:01,309 --> 00:47:04,563
‫جایی که امروز داریم میریم،
‫ستون آفرینشـه.

677
00:47:05,856 --> 00:47:08,442
‫اونجا دروازه‌هایی به دنیای محل زندگی نرگال‌هاست.

678
00:47:10,360 --> 00:47:12,904
‫در حقیقت، نرگال‌ها
‫موجودات این دنیا نیستن.

679
00:47:14,281 --> 00:47:15,991
‫کشته هم نمی‌شن.

680
00:47:16,074 --> 00:47:17,784
‫شاید اصلاً زنده هم نباشن.

681
00:47:17,868 --> 00:47:20,162
‫این نرگال‌ها اصلاً چی هستن؟

682
00:47:20,662 --> 00:47:24,040
‫تنها چیزی که مطمئنم اینـه که
‫اون‌ها موجوداتیـن که روح شکار می‌کنن.

683
00:47:24,666 --> 00:47:27,252
‫معمولاً می‌تونن گرسنگی‌شون رو
‫با کریستال‌ها برطرف کنن.

684
00:47:27,878 --> 00:47:29,171
‫ولی اگه کریستال‌ها کم بشه،

685
00:47:29,254 --> 00:47:32,007
‫میان به شهر تا به جاش روح آدم‌ها رو بخورن.

686
00:47:32,090 --> 00:47:34,676
‫مگه می‌شه همچین موجودی رو شکست داد؟

687
00:47:34,760 --> 00:47:37,846
‫نرگال‌ها با اجزایی به اسم فاکتور
‫به دنیای ما وصل می‌شن،

688
00:47:37,929 --> 00:47:40,432
‫و اون‌ها رو می‌شه نابود کرد.
‫فقط یکیش کافی نیست.

689
00:47:40,974 --> 00:47:42,517
‫ولی اگه همه‌شون رو نابود کنی،

690
00:47:42,601 --> 00:47:44,770
‫اتصال پادشاه خاکستر
‫از دنیای ما قطع می‌شه.

691
00:47:45,479 --> 00:47:47,647
‫چطوری با این اطمینان حرف می‌زنی؟

692
00:47:48,648 --> 00:47:51,610
‫ببین، زمانی یه پادشاهی بزرگ
‫اونجا برپا بود.

693
00:47:52,319 --> 00:47:53,945
‫الان دیگه هیچ آدم زنده‌ای اون رو یادش نیست.

694
00:47:54,571 --> 00:47:56,573
‫ولی من بعضی از سوابق باستانی‌شون رو پیدا کردم،

695
00:47:56,656 --> 00:47:59,117
‫و توشون گزارش‌هایی از کسایی بود
‫که با نرگال می‌جنگیدن.

696
00:47:59,701 --> 00:48:02,412
‫با این حال، پادشاهی‌شون بازم نابود شد.

697
00:48:02,496 --> 00:48:04,790
‫نرگالـی که این پادشاهیِ قبلاً بزرگ رو ویران کرد،

698
00:48:04,873 --> 00:48:07,375
‫به احتمال زیاد همونی بود
‫که به وطن تو حمله کرد.

699
00:48:07,918 --> 00:48:08,918
‫چی؟

700
00:48:09,294 --> 00:48:12,005
‫اون در طول تاریخ
‫در بازه‌های زمانی منظم ظاهر شده،

701
00:48:12,088 --> 00:48:13,965
‫و باعث سقوط ملت‌های زیادی شده.

702
00:48:14,716 --> 00:48:15,842
‫نرگال اصلی.

703
00:48:16,593 --> 00:48:19,221
‫پس یعنی، من باید با اون هم روبرو بشم؟

704
00:48:19,304 --> 00:48:22,390
‫برگشت نرگال اصلی، همون فاجعه‌ایـه که
‫میترا بیش از هر چیزی ازش می‌ترسید.

705
00:48:23,183 --> 00:48:25,393
‫قدرت‌های تو ممکنه همون چیزی باشه
‫که برای درکش بهش نیاز داریم.

706
00:48:25,477 --> 00:48:26,978
‫حقیقت پشت پادشاه خاکستر.

707
00:48:28,438 --> 00:48:30,106
‫و قصد دارم کشفش کنم.

708
00:48:32,567 --> 00:48:33,567
‫خودشه.

709
00:48:35,362 --> 00:48:36,947
‫اون یه ستون آفرینشـه؟

710
00:48:43,620 --> 00:48:45,455
‫نفرین اینجا خیلی قویـه.

711
00:48:45,539 --> 00:48:47,666
‫نمی‌تونیم از این نزدیکتر بریم،
‫وگرنه ممکنه آلوده بشیم.

712
00:48:50,126 --> 00:48:51,126
‫چی شده؟

713
00:48:51,837 --> 00:48:53,797
‫حالا که دیدیش، ترسیدی؟

714
00:48:54,714 --> 00:48:56,591
‫البته که نه. من آماده‌ام.

715
00:48:57,551 --> 00:48:58,551
‫آه!

716
00:48:59,052 --> 00:49:00,220
‫این رو لازم داری.

717
00:49:00,303 --> 00:49:02,931
‫وای. به این زودی تمومش کردی؟

718
00:49:03,014 --> 00:49:04,975
‫اینجا رو فشار بده و تمام.

719
00:49:06,518 --> 00:49:07,727
‫حتماً به درد می‌خوره.

720
00:49:09,271 --> 00:49:10,814
‫خیلی ممنونم، زیرکو.

721
00:49:12,440 --> 00:49:15,068
‫فقط قول بده صحیح و سالم برگردی.

722
00:49:43,221 --> 00:49:44,306
‫دروازه.

723
00:49:49,519 --> 00:49:50,519
‫ها؟

724
00:49:51,605 --> 00:49:52,605
‫آه!

725
00:50:07,913 --> 00:50:10,373
‫شوالیـه پرنسس برای نجات می‌آید.

726
00:50:13,919 --> 00:50:16,046
‫اینجا کجاست؟ من کجام؟

727
00:50:38,068 --> 00:50:41,613
‫امکان نداره.
‫اونا مامان و بابان؟

728
00:51:11,851 --> 00:51:14,104
‫نـرگال‌ها. می‌دونن که من اینجام.

729
00:51:44,092 --> 00:51:45,301
‫این رو ندیده بودم.

730
00:51:57,939 --> 00:51:59,482
‫این چیز فوق‌العاده‌ست.

731
00:52:03,028 --> 00:52:04,154
‫فقط چهارتا مونده.

732
00:52:06,114 --> 00:52:07,157
‫بزن بریم.

733
00:52:33,183 --> 00:52:34,809
‫جواب داد.

734
00:52:52,827 --> 00:52:53,827
‫سفایر.

735
00:52:54,454 --> 00:52:56,039
‫نباید مقاومت کنی.

736
00:52:56,122 --> 00:52:58,958
‫نجنگ، حتی اگه کل دنیا نابود بشه.

737
00:53:44,254 --> 00:53:45,254
‫چه خبره؟

738
00:54:01,020 --> 00:54:04,399
‫فقط کافیـه اون رو نابود کنم؟
‫خیلی‌خب.

739
00:54:24,252 --> 00:54:25,336
‫اثر کرد؟

740
00:54:39,392 --> 00:54:42,270
‫ها؟ اینا دیگه چیه؟

741
00:54:49,110 --> 00:54:51,070
‫بدبخت شدم! بدبخت شدم!

742
00:55:01,956 --> 00:55:03,541
‫داره میریزه!

743
00:55:20,141 --> 00:55:22,143
‫سفایر هنوز اون توئه!

744
00:55:40,200 --> 00:55:42,200
‫« پرده چهارم »

745
00:55:44,249 --> 00:55:45,708
‫این چیه؟

746
00:55:47,460 --> 00:55:48,836
‫دستمزدتـه.

747
00:55:48,920 --> 00:55:51,547
‫هیچوقت نگفتی این کار دستمزد هم داره!

748
00:55:51,631 --> 00:55:54,509
‫چرا فکر کردی نداره؟

749
00:55:55,176 --> 00:55:57,178
‫اوه.

750
00:55:59,264 --> 00:56:01,140
‫هوم.

751
00:56:03,184 --> 00:56:07,939
‫دیگه هیچ رستورانی توی شهر
‫دست رد به سینه‌مون نمی‌زنه!

752
00:56:10,149 --> 00:56:12,527
‫موش طلایی کباب‌شده با سس سبزیجات.

753
00:56:12,610 --> 00:56:14,487
‫نوش جان.

754
00:56:15,989 --> 00:56:17,949
‫بریم بالا سرش...

755
00:56:22,078 --> 00:56:25,290
‫♪ به یه زبون غریبه ♪

756
00:56:25,373 --> 00:56:28,626
‫♪ از یه سرزمین دور ♪

757
00:56:28,710 --> 00:56:33,298
‫♪ بارها و بارها ♪
‫♪ یه دعا رو تکرار کردی ♪

758
00:56:35,800 --> 00:56:37,176
‫- متاسفم.
‫- ها؟

759
00:56:37,260 --> 00:56:40,638
‫مطمئنم توی روز تعطیلت،
‫کارهای بهتری برای انجام دادن داشتی.

760
00:56:40,722 --> 00:56:42,473
‫چی داری میگی، پاین؟

761
00:56:42,557 --> 00:56:44,684
‫این دقیقاً همون استراحتی بود که لازم داشتم.

762
00:56:44,767 --> 00:56:47,854
‫هرچی باشه، این اواخر وِلوِت
‫حسابی ازم کـار کشیده.

763
00:56:49,147 --> 00:56:53,609
‫فکر کنم بالاخره پیداش کردم،
‫دلیلی که براش زنده موندم رو.

764
00:56:54,527 --> 00:56:56,029
‫دیگه از من بسه.

765
00:56:56,112 --> 00:56:58,364
‫می‌خوام بیشتر درباره‌ی کارهایی که
‫می‌تونی انجام بدی بشنوم، پاین.

766
00:56:58,948 --> 00:57:01,367
‫سفایر! زیاد به خودت فشار نیار.

767
00:57:01,451 --> 00:57:02,827
‫وای!

768
00:57:03,536 --> 00:57:04,787
‫اون یه فلوت داره!

769
00:57:04,871 --> 00:57:06,331
‫بهت گفتم منتظر بمون.

770
00:57:07,665 --> 00:57:09,500
‫بسه، هاکوبه.

771
00:57:09,584 --> 00:57:11,002
‫مزاحم بقیـه نشو.

772
00:57:11,085 --> 00:57:13,421
‫من مزاحم کسی نیستم.

773
00:57:13,504 --> 00:57:16,174
‫- انگار تو فقط یه بچه‌ای.
‫- وِلوِت؟

774
00:57:16,257 --> 00:57:18,885
‫چرا همیشه باید اینجوری باشی، هاکوبه؟

775
00:57:18,968 --> 00:57:20,887
‫تو هم عادت‌های بد خودت رو داری، نازونا.

776
00:57:20,970 --> 00:57:22,722
‫چرا به ما ملحق نمی‌شی؟

777
00:57:27,060 --> 00:57:28,269
‫این آهنگ رو بلدی؟

778
00:57:28,895 --> 00:57:29,896
‫آره.

779
00:57:30,813 --> 00:57:33,316
‫آهنگ مسافر زمستان‌زده‌ست، مگه نه؟

780
00:57:33,399 --> 00:57:35,401
‫می‌شه دوباره بزنی؟

781
00:57:35,485 --> 00:57:36,944
‫حتماً موسیقی دوست داری.

782
00:57:37,028 --> 00:57:38,112
‫آره.

783
00:57:38,863 --> 00:57:41,532
‫ما همیشه باهم آواز می‌خونیم
‫و آهنگ‌های جدید یاد میگیریم.

784
00:57:42,450 --> 00:57:45,620
‫خب، این پاینـه،
‫اون هم خواننده‌ی خیلی خوبیـه.

785
00:57:45,703 --> 00:57:47,747
‫- چطوره به صداش گوش بدیم؟
‫- صبر کن! سفایر!

786
00:57:52,251 --> 00:57:55,672
‫♪ خیلی وقت پیش ♪

787
00:57:55,755 --> 00:57:58,466
‫♪ یه دختر تنها... ♪

788
00:57:58,549 --> 00:58:00,176
‫- ♪ توی سرزمین‌ها سرگردون بود... ♪
‫- ها؟

789
00:58:07,892 --> 00:58:09,185
‫وای!

790
00:58:09,268 --> 00:58:11,479
‫پاین! حالت خوبه؟

791
00:58:29,997 --> 00:58:32,125
‫ببخشید که مزاحم شدم.

792
00:58:33,501 --> 00:58:35,211
‫خب...

793
00:58:35,294 --> 00:58:37,130
‫نه، اصلاً مشکلی نیست.

794
00:58:37,213 --> 00:58:38,548
‫نگرانش نباش.

795
00:58:41,676 --> 00:58:44,512
‫اون بچه‌ها رو می‌شناسی؟

796
00:58:44,595 --> 00:58:46,472
‫اونا خواهر و برادرهام هستن.

797
00:58:46,556 --> 00:58:48,057
‫من اینجا بزرگ شدم.

798
00:58:49,016 --> 00:58:51,519
‫♪ ای پادشاه... ♪

799
00:58:51,602 --> 00:58:52,603
‫چیزی شده؟

800
00:58:54,897 --> 00:58:58,109
‫فقط اینکه سفایر هر روز
‫خسته و کوفته میاد خونه.

801
00:58:59,485 --> 00:59:01,154
‫مجبورش می‌کنی چی کار کنه؟

802
00:59:01,696 --> 00:59:04,407
‫دارم بهش فرصتی برای جبران میدم.

803
00:59:04,490 --> 00:59:05,992
‫جبران چی؟

804
00:59:06,075 --> 00:59:07,535
‫بهت نگفته؟

805
00:59:07,618 --> 00:59:09,162
‫شاید بهتر باشه خودت ازش بپرسی.

806
00:59:09,245 --> 00:59:14,542
‫♪ یه جوانه‌ی آبی ♪

807
00:59:14,625 --> 00:59:16,502
‫این آهنگ رو بلدم.

808
00:59:16,586 --> 00:59:21,799
‫♪ فرشته‌ای پاک که قربانی شد ♪

809
00:59:21,883 --> 00:59:23,801
‫نمی‌ذارم اونا قربانی بشن.

810
00:59:52,205 --> 00:59:53,915
‫نه، اینجا نه!

811
00:59:56,876 --> 00:59:58,795
‫آخرین رویت تایید شده‌ی یک نـرگال

812
00:59:58,878 --> 01:00:00,838
‫بیش از سه ماه پیش بود.

813
01:00:01,672 --> 01:00:04,467
‫به نظر می‌رسه سایت‌های استخراج معدن
‫به خوبی در حال بازسازی هستن.

814
01:00:04,550 --> 01:00:06,928
‫در واقع، تولیدات ما
‫نه تنها به حالت قبل برگشته،

815
01:00:07,011 --> 01:00:09,680
‫بلکه افزایش چشمگیری هم داشته.

816
01:00:09,764 --> 01:00:11,015
‫بسیار عالی.

817
01:00:11,098 --> 01:00:15,812
‫بریم سراغ موضوع بعدی، اطلاعات بیشتری
‫درباره‌ی آتش‌سوزی اخیر داریم.

818
01:00:17,605 --> 01:00:19,941
‫ببخشید که سرزده اومدم،
‫اما مسئله‌ای هست که

819
01:00:20,024 --> 01:00:22,985
‫باید فوراً به عرض عالیجناب برسونم.

820
01:00:27,949 --> 01:00:30,743
‫هیچ ایده‌ای نداری
‫که چی ممکنه باعث این شده باشه؟

821
01:00:30,827 --> 01:00:32,537
‫نه. اصلاً.

822
01:00:32,620 --> 01:00:36,123
‫فعلاً تیم ضدعفونی ما
‫می‌تونه اوضاع رو کنترل کنه.

823
01:00:36,207 --> 01:00:38,209
‫اگه موقعیت از این بدتر بشه،

824
01:00:38,292 --> 01:00:40,628
‫ناچاریم به تدابیر اضطراری متوسل بشیم.

825
01:00:40,711 --> 01:00:44,507
‫در صورت نیاز، باید برای
‫مراسم قربانی آماده بشیم.

826
01:00:45,758 --> 01:00:47,844
‫اطاعت، عالیجناب.

827
01:00:48,594 --> 01:00:51,597
‫وِلوِت، بعد از تمام کارهایی
‫که برای بزرگ کردنت کردیم،

828
01:00:51,681 --> 01:00:54,809
‫مطمئنم نیازی نیست تاکید کنم
‫که خیانت نابخشودنیـه.

829
01:00:54,892 --> 01:00:57,061
‫جای نگرانی نیست.

830
01:00:57,144 --> 01:01:00,064
‫بهتون اطمینان میدم که ناامیدتون نمی‌کنم.

831
01:01:06,153 --> 01:01:09,031
‫صدا کردی، منم اومدم.

832
01:01:12,451 --> 01:01:14,620
‫چی شده؟ چی لازم داری؟

833
01:01:14,704 --> 01:01:17,039
‫چرا مجبورم کردی مخفیانه تا اینجا بیام؟

834
01:01:17,123 --> 01:01:18,749
‫باید ماموریتمون رو متوقف کنیم.

835
01:01:18,833 --> 01:01:22,169
‫دیگه نباید تلاشی برای
‫نابود کردن ستون‌ها یا نـرگال‌ها بکنیم.

836
01:01:22,253 --> 01:01:23,838
‫ها؟ چرا؟

837
01:01:24,672 --> 01:01:27,758
‫ستون‌های آفرینش شروع کردن
‫به ظاهر شدن دم دروازه‌ی شهر.

838
01:01:28,718 --> 01:01:31,470
‫باید مراقب باشیم پادشاه خاکستر رو
‫بیشتر از این تحریک نکنیم.

839
01:01:31,554 --> 01:01:32,972
‫باید یه کاری بکنیم.

840
01:01:33,055 --> 01:01:34,682
‫نمی‌تونیم بذاریم همینطوری رشد کنن.

841
01:01:34,765 --> 01:01:36,726
‫میتـرا روش‌های خودش رو داره.

842
01:01:36,809 --> 01:01:38,769
‫فقط صبر می‌کنیم تا اوضاع آروم بشه.

843
01:01:38,853 --> 01:01:41,230
‫اگه من خودم حسابش رو برسم
‫سریع‌تر تموم نمی‌شه؟

844
01:01:41,314 --> 01:01:43,691
‫نمی‌خوام فقط بشینم و تماشا کنم.

845
01:01:44,567 --> 01:01:46,527
‫میتـرا اونقدرها هم بی‌عرضه نیست.

846
01:01:46,611 --> 01:01:49,030
‫آلودگی‌ای در این سطح قابل کنترله.

847
01:01:49,113 --> 01:01:51,699
‫منطقه‌ی مهاجرنشین دقیقاً کنار دروازه‌ست.

848
01:01:52,533 --> 01:01:54,201
‫اگه رشدش از کنترل خارج بشه...

849
01:01:55,578 --> 01:01:57,747
‫ممکنه بیشتر از یک نفر قربانی بشه.

850
01:02:00,082 --> 01:02:03,377
‫چطور انتظار داری بدون قربانی دادن،
‫دنیا رو نجات بدی؟

851
01:02:03,461 --> 01:02:06,714
‫تو هم همینطوری نجات پیدا کردی...
‫با قربانی شدن پادشاهیت.

852
01:02:07,757 --> 01:02:10,343
‫برای همینه که می‌خوام
‫همه چیز رو تغییر بدم.

853
01:02:11,052 --> 01:02:14,221
‫اگه بدونم خطر نزدیکـه،
‫نمی‌تونم نادیده‌اش بگیرم.

854
01:02:14,764 --> 01:02:16,933
‫نمی‌خوام کس دیگه‌ای رو از دست بدم.

855
01:02:18,142 --> 01:02:21,520
‫فکر می‌کنی واقعاً
‫از پس مهار کردنش برمیای؟

856
01:02:21,604 --> 01:02:25,024
‫اگه جلوی ستون‌های آفرینش گرفته نشه
‫و به رشدشون ادامه بدن،

857
01:02:25,107 --> 01:02:27,902
‫و یکی از نـرگال‌ها دوباره ظاهر بشه،

858
01:02:27,985 --> 01:02:31,530
‫میتـرا چاره‌ای نداره
‫جز اینکه درخواست قربانی بده.

859
01:02:31,614 --> 01:02:33,324
‫داری از چی حرف می‌زنی؟

860
01:02:33,407 --> 01:02:35,159
‫قربانی‌هایی که اینجا هدیـه داده می‌شن

861
01:02:35,242 --> 01:02:36,744
‫یتیم‌های کلیسا هستن.

862
01:02:38,329 --> 01:02:40,206
‫اونا هم مثل توئن، سفایر،

863
01:02:40,289 --> 01:02:41,958
‫محکوم به یه سرنوشت نفرین‌شده.

864
01:02:44,001 --> 01:02:45,544
‫می‌فهمم.

865
01:02:45,628 --> 01:02:46,921
‫می‌خوای نجاتشون بدی.

866
01:02:47,004 --> 01:02:48,089
‫وِلوِت، من می‌تونم کمک کنم.

867
01:02:48,172 --> 01:02:51,759
‫چطور جرئت می‌کنی ادعا کنی
‫قلب یکی دیگه رو می‌فهمی؟

868
01:02:52,718 --> 01:02:57,431
‫واقعیت خیالی کوچیک تو
‫با حقیقت من یکی نیست.

869
01:03:00,643 --> 01:03:01,936
‫من انجامش میدم.

870
01:03:02,019 --> 01:03:03,521
‫من قربانی می‌شم.

871
01:03:04,355 --> 01:03:07,608
‫هرچی نباشه، قرار بود این
‫سرنوشت من توی سرزمین نقره‌ای باشه.

872
01:03:08,401 --> 01:03:10,069
‫پس اگه نتونم اول جلوش رو بگیرم،

873
01:03:10,152 --> 01:03:11,737
‫من جاشون رو می‌گیرم.

874
01:03:13,197 --> 01:03:14,782
‫خواهش می‌کنم.

875
01:03:14,865 --> 01:03:16,742
‫بذار تا لحظه‌ی آخر بجنگم.

876
01:03:19,036 --> 01:03:21,122
‫نذار قدرتم هدر بره.

877
01:03:25,147 --> 01:03:27,147
‫« پرده پنجم »

878
01:03:30,172 --> 01:03:32,258
‫این منطقه در حال حاضر پلمب شده.

879
01:03:32,341 --> 01:03:35,344
‫- واقعاً تحت کنترله؟
‫- هُل ندین.

880
01:03:35,428 --> 01:03:36,846
‫لطفاً، برای امنیت خودتونه.

881
01:03:36,929 --> 01:03:40,349
‫از همه‌ی شهروندان می‌خوایم
‫که داخل خونه‌های خودشون بمونن.

882
01:03:42,226 --> 01:03:44,186
‫به نظر می‌رسه فعلاً مهار شده.

883
01:03:44,270 --> 01:03:47,189
‫سرعت بازسازی ستون‌ها هم رو به کاهشه.

884
01:03:49,817 --> 01:03:51,986
‫خیلی نزدیک بود به فنا بریم،

885
01:03:52,069 --> 01:03:53,237
‫اما داریم جلوش رو میگیریم.

886
01:03:58,367 --> 01:03:59,869
‫همگی آرامش خودتون رو حفظ کنید!

887
01:04:04,290 --> 01:04:06,375
‫شوالیـه پرنسس برای نجات اومده!

888
01:04:06,459 --> 01:04:07,585
‫- اوه!
‫- اوه!

889
01:04:07,668 --> 01:04:09,045
‫خود شوالیـه پرنسسـه!

890
01:04:11,088 --> 01:04:12,965
‫لازم نیست نگران باشید.

891
01:04:13,049 --> 01:04:14,550
‫خدا رو شکر!

892
01:04:14,633 --> 01:04:15,926
‫اون نجاتمون میده!

893
01:04:28,564 --> 01:04:30,316
‫برج داره فرو می‌ریزه!

894
01:04:32,485 --> 01:04:33,778
‫امکان نداره!

895
01:04:43,120 --> 01:04:46,957
‫نه، نه، نه.
‫نه، نه، نه، عمراً بذارم!

896
01:04:47,041 --> 01:04:48,459
‫اون چیز خیلی غول‌پیکره.

897
01:04:48,542 --> 01:04:50,211
‫یعنی می‌تونه جلوش رو بگیره؟

898
01:04:55,299 --> 01:04:56,801
‫وای!

899
01:04:56,884 --> 01:04:58,469
‫چه خبره؟

900
01:05:01,722 --> 01:05:03,974
‫دستور تخلیـه صادر شده.

901
01:05:04,058 --> 01:05:05,518
‫همه‌ی شهروندان باید اطاعت کنن.

902
01:05:05,601 --> 01:05:07,853
‫- بیا عزیزم، از این طرف.
‫- زن‌ها و بچه‌ها...

903
01:05:07,937 --> 01:05:09,438
‫می‌شه به ما بگید چه اتفاقی داره می‌افته؟

904
01:05:10,940 --> 01:05:14,527
‫همه چیز درست می‌شه.
‫می‌دونی پدر و مادرت کجان؟

905
01:05:16,153 --> 01:05:17,780
‫برید عقب! برید عقب!

906
01:05:17,863 --> 01:05:19,365
‫صبر کنید! نمی‌تونید این کار رو بکنید.

907
01:05:20,908 --> 01:05:23,577
‫قرنطینه‌ی کامل داخلی الان اجرا می‌شه.

908
01:05:36,132 --> 01:05:37,967
‫- پیداش کردم.
‫- آفرین.

909
01:05:44,223 --> 01:05:47,268
‫ببخشید که مزاحم شدم،
‫عالیجناب.

910
01:05:47,351 --> 01:05:49,019
‫بیا تو.

911
01:05:49,043 --> 01:05:51,043
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

912
01:05:53,440 --> 01:05:55,818
‫احضارم کردید، من هم با وظیفه‌شناسی اومدم.

913
01:06:00,156 --> 01:06:02,658
‫حدس می‌زنم خودت بدونی چرا.

914
01:06:07,663 --> 01:06:09,748
‫این کار توئه، مگه نه؟

915
01:06:13,752 --> 01:06:15,004
‫بله.

916
01:06:16,714 --> 01:06:20,176
‫اما عالیجناب،
‫من معتقدم اون دختر ممکنه واقعاً

917
01:06:20,259 --> 01:06:22,595
‫همون فرشته‌ی امیدی باشه
‫که مدت‌هاست منتظرشیم.

918
01:06:23,596 --> 01:06:27,349
‫اون با قدرت‌های مرموزش تونست
‫یه نرگال رو با موفقیت مهروموم کنه.

919
01:06:28,017 --> 01:06:29,852
‫اون هم نه فقط یک یا دو بار.

920
01:06:29,935 --> 01:06:32,938
‫می‌دونم که از پا درآوردن یه نرگال
‫خلاف آداب میتـراست،

921
01:06:33,022 --> 01:06:36,150
‫اما قدرتی که اون داره
‫بالقوه می‌تونه برای همیشه

922
01:06:36,233 --> 01:06:38,277
‫به تمام رنج‌های ما پایان بده.

923
01:06:38,360 --> 01:06:40,112
‫وِلوِت. گوش کن.

924
01:06:40,196 --> 01:06:41,405
‫بله قربان.

925
01:06:41,488 --> 01:06:45,618
‫اون دختر مهاجر،
‫فرشته‌ی امید ما نیست.

926
01:06:45,701 --> 01:06:46,827
‫اما عالیجناب...

927
01:06:46,911 --> 01:06:49,914
‫تو بیش از حد به انسان‌ها ایمان داری.

928
01:06:51,540 --> 01:06:56,086
‫ما انسان‌ها اونقدرها که تو امیدوار هستی
‫و باور داری، قوی نیستیم.

929
01:06:56,170 --> 01:07:00,341
‫این یه حقیقت گریزناپذیر برای همه‌ی مردمه،
‫از جمله اون دختر.

930
01:07:00,424 --> 01:07:03,177
‫و چون موجودات ضعیف
‫و شکننده‌ای هستن،

931
01:07:03,260 --> 01:07:06,764
‫وقتی در معرض آزمایش‌های
‫بی‌رحمانه قرار میگیرن، می‌شکنن.

932
01:07:06,847 --> 01:07:11,060
‫برای همینه که ما، میتـراها،
‫باید به هدایت و حکومت بر این بیچارگان کمک کنیم

933
01:07:11,143 --> 01:07:13,896
‫و گاهی اوقات، به عنوان یک سپر هم عمل کنیم.

934
01:07:13,979 --> 01:07:15,397
‫حتماً یه راه دیگه‌ای هست.

935
01:07:16,315 --> 01:07:18,192
‫آموزه‌هات رو فراموش نکن، ولوت.

936
01:07:18,275 --> 01:07:21,153
‫انسان‌ها قلب و روحی ضعیف دارن.

937
01:07:21,237 --> 01:07:24,490
‫تنها با پیدا کردن یک دشمن مشترک
‫می‌تونن واقعاً باهم همکاری کنن

938
01:07:24,573 --> 01:07:26,450
‫تا گونه‌شون پیشرفت کنه.

939
01:07:26,533 --> 01:07:30,079
‫این در مورد تو صدق می‌کنه...
‫و بله، حتی در مورد خود من.

940
01:07:30,162 --> 01:07:31,247
‫عالیجناب.

941
01:07:32,414 --> 01:07:33,415
‫نمی‌تونم همینطوری...

942
01:07:33,499 --> 01:07:35,084
‫باید یه کاری بکنم.

943
01:07:36,293 --> 01:07:40,130
‫موجودات ضعیف و شکننده‌ی این جهان
‫قربانی قدرت می‌شن.

944
01:07:40,214 --> 01:07:42,675
‫قانونی به استواری خورشید.

945
01:07:42,758 --> 01:07:46,637
‫بشریت بی‌رحمانه توسط پادشاه خاکستر
‫مورد هجوم قرار می‌گیره.

946
01:07:46,720 --> 01:07:50,182
‫این وضعیت طبیعی غیرقابل تغییر وجود ماست.

947
01:07:51,100 --> 01:07:54,520
‫همونطور که انسان‌ها غذای خودشون رو
‫از موش‌های طلایی به دست میارن،

948
01:07:54,603 --> 01:07:58,274
‫انسان‌ها هم باید
‫به عنوان آذوقه‌ی پادشاه خدمت کنن.

949
01:07:58,357 --> 01:08:01,277
‫بشریت زمانی خوشبخت‌ترینـه
‫که در امنیت و انزوا نگه داشته بشه،

950
01:08:01,360 --> 01:08:03,612
‫جایی که توهم صلح بهشون آرامش میده.

951
01:08:04,697 --> 01:08:06,991
‫اما تو و اون دختر
‫اون رویا رو در هم شکستید.

952
01:08:22,089 --> 01:08:24,675
‫- گزارش وضعیت بده.
‫- بله قربان.

953
01:08:24,758 --> 01:08:28,721
‫به نظر می‌رسه کسی دم دروازه‌ی شهر
‫داره با یه نـرگال می‌جنگه.

954
01:08:28,804 --> 01:08:31,348
‫بریم!

955
01:08:31,432 --> 01:08:32,766
‫بله قربان.

956
01:08:36,895 --> 01:08:38,188
‫این اصلاً خوب نیست.

957
01:08:39,815 --> 01:08:40,858
‫سفایر!

958
01:08:40,941 --> 01:08:42,860
‫- وقتشه که وارد میدون بشیم!
‫- ها؟

959
01:08:45,446 --> 01:08:47,239
‫چوروگی؟

960
01:08:47,323 --> 01:08:49,700
‫این دیگه چیه پوشیدی؟

961
01:08:51,035 --> 01:08:52,244
‫می‌خواید همینجورید اینجا بشینید،

962
01:08:52,328 --> 01:08:54,330
‫در حالی که می‌تونیم
‫به شوالیـه پرنسس کمک کنیم؟

963
01:08:55,247 --> 01:08:56,665
‫کمکش کنیم؟ چطوری؟

964
01:08:57,249 --> 01:08:59,543
‫چطوری می‌خوای با یه نـرگال بجنگی؟

965
01:08:59,626 --> 01:09:00,669
‫پیش خودت چی فکر کردی؟

966
01:09:00,753 --> 01:09:02,087
‫امکان نداره!

967
01:09:02,171 --> 01:09:03,630
‫ممکنه کشته بشی!

968
01:09:04,340 --> 01:09:06,925
‫مطمئن نیستم چطوری،
‫اما حتی اگه نتونیم با اون چیز بجنگیم،

969
01:09:07,009 --> 01:09:08,886
‫حتماً یه کاری هست که بتونیم انجام بدیم.

970
01:09:08,969 --> 01:09:11,096
‫من هم چیزهایی دارم که
‫می‌خوام ازشون محافظت کنم.

971
01:09:12,097 --> 01:09:14,350
‫اگه می‌خوایم کمک کنیم،
‫باید خودمون آستین بالا بزنیم.

972
01:09:15,934 --> 01:09:17,227
‫حق با توئه، چوروگی.

973
01:09:17,311 --> 01:09:19,021
‫روی من هم حساب کن.

974
01:09:19,104 --> 01:09:21,106
‫من همیشه اونی‌ام که نجات داده می‌شه.

975
01:09:22,107 --> 01:09:23,817
‫وقتشه که این خوبی رو جبران کنم.

976
01:09:23,901 --> 01:09:25,944
‫منم میام!

977
01:09:26,653 --> 01:09:29,365
‫راست میگی. بیاین انجامش بدیم.

978
01:09:29,448 --> 01:09:31,992
‫اگه چوروگی تونسته
‫جرات پیدا کنه، پس...

979
01:09:32,076 --> 01:09:33,994
‫انگار چاره‌ی دیگه‌ای برام نمی‌مونه.

980
01:09:34,078 --> 01:09:35,371
‫پیرزن هم پایه‌ست.

981
01:09:35,454 --> 01:09:37,289
‫- هورا!
‫- بزنید بریم.

982
01:09:37,373 --> 01:09:38,791
‫سفایر به ما نیاز داره!

983
01:09:51,053 --> 01:09:52,054
‫فایده‌ای نداره.

984
01:09:52,137 --> 01:09:53,263
‫همینطوری دارن میان.

985
01:09:53,347 --> 01:09:55,349
‫فکر کردی داری چی کار می‌کنی؟

986
01:09:56,517 --> 01:09:58,811
‫دستت رو بکش!

987
01:10:04,483 --> 01:10:05,651
‫هوم؟

988
01:10:07,903 --> 01:10:09,279
‫وای!

989
01:11:09,131 --> 01:11:11,049
‫چی؟ چه خبره؟

990
01:11:36,074 --> 01:11:37,951
‫نـرگال اصلی.

991
01:11:52,257 --> 01:11:53,800
‫چه اتفاقی افتاده؟

992
01:11:53,884 --> 01:11:55,344
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

993
01:11:55,427 --> 01:11:57,221
‫نمی‌تونه واقعی باشه.

994
01:11:57,304 --> 01:12:00,015
‫چطور ممکنه؟

995
01:12:00,098 --> 01:12:01,308
‫اوه.

996
01:12:14,863 --> 01:12:16,281
‫باید کمک کنم!

997
01:12:16,365 --> 01:12:17,407
‫صبر کن، چوروگی!

998
01:12:42,724 --> 01:12:44,935
‫داره باز می‌شه! باز شد!

999
01:13:20,971 --> 01:13:22,639
‫بدترین زمان ممکن بود.

1000
01:13:22,723 --> 01:13:24,850
‫نگران نباش. فکر کنم فقط یه رگ‌به‌رگ شدنه.

1001
01:13:25,934 --> 01:13:27,436
‫صبر کن، چوروگی کجاست؟

1002
01:13:27,519 --> 01:13:29,062
‫اون جلوتر رفت.

1003
01:13:36,236 --> 01:13:38,447
‫مواظب باش!

1004
01:13:47,998 --> 01:13:50,250
‫دیگه حالت خوبه.

1005
01:13:50,334 --> 01:13:52,377
‫خیلی ممنونم.

1006
01:13:52,919 --> 01:13:54,671
‫ممنون، آقا.

1007
01:13:56,882 --> 01:13:59,968
‫شاید نتونم بجنگم،
‫اما می‌تونم به مردم کمک کنم.

1008
01:14:04,723 --> 01:14:05,891
‫ها؟

1009
01:14:09,519 --> 01:14:10,771
‫شوخی می‌کنی.

1010
01:14:26,036 --> 01:14:28,288
‫صبر کن، اون...

1011
01:14:28,997 --> 01:14:32,000
‫چوروگی!

1012
01:14:49,393 --> 01:14:51,728
‫تو می‌تونی، سفایر!

1013
01:14:54,106 --> 01:14:57,651
‫خواهش می‌کنم سفایر!
‫اون نـرگال رو از پا دربیار!

1014
01:14:58,235 --> 01:14:59,486
‫- نابودش کن!
‫- نابودش کن!

1015
01:14:59,569 --> 01:15:01,196
‫روت حساب کردیم، سفایر!

1016
01:15:05,450 --> 01:15:06,785
‫یه نفر داره باهاش می‌جنگه.

1017
01:15:06,868 --> 01:15:08,453
‫کسی داره سعی می‌کنه جلوش رو بگیره؟

1018
01:15:08,537 --> 01:15:10,330
‫اون فرشته‌ی امیده؟

1019
01:15:10,414 --> 01:15:12,165
‫فرقی نمی‌کنه کیـه.

1020
01:15:12,249 --> 01:15:14,918
‫ازت خواهش می‌کنیم. لطفاً نجاتمون بده!

1021
01:15:32,561 --> 01:15:33,812
‫اون چیه؟

1022
01:15:35,188 --> 01:15:36,606
‫اون فرشته‌ست!

1023
01:15:37,274 --> 01:15:38,358
‫فرشته‌ی امید،

1024
01:15:38,984 --> 01:15:40,068
‫لطفاً نجاتمون بده.

1025
01:16:51,932 --> 01:16:53,058
‫هوم.

1026
01:17:25,632 --> 01:17:27,300
‫هنوز اینجاست؟

1027
01:17:27,384 --> 01:17:29,302
‫من نـرگال رو شکست دادم.

1028
01:17:29,386 --> 01:17:31,555
‫چرا هنوز داخل ستون هستیم؟

1029
01:17:32,597 --> 01:17:37,227
‫ما هنوز اینجاییم چون
‫پادشاه خاکستر هنوز زنده‌ست.

1030
01:17:58,118 --> 01:18:00,118
‫« پرده ششم »

1031
01:18:18,143 --> 01:18:21,563
‫باید حداقل سعی کنیم
‫پاین رو به طبقه‌های بالاتر منتقل کنیم.

1032
01:18:21,646 --> 01:18:23,440
‫ببینم که آشنام می‌تونه کمک کنه یا نه.

1033
01:18:23,523 --> 01:18:25,901
‫دعا می‌کنم که بچه‌مون در امان بمونه.

1034
01:18:25,984 --> 01:18:28,153
‫ای لرد میتـرا!

1035
01:18:28,236 --> 01:18:29,321
‫لطفاً کمکمون کن.

1036
01:18:31,489 --> 01:18:32,824
‫این دنیا...

1037
01:18:32,908 --> 01:18:34,117
‫بدترینـه.

1038
01:18:35,660 --> 01:18:39,080
‫اما فکر کنم من بدترین بخش این دنیا هستم.

1039
01:18:40,081 --> 01:18:41,666
‫سفایر جونش رو به خطر انداخت.

1040
01:18:41,750 --> 01:18:43,543
‫اون جنگید تا از همـه محافظت کنه.

1041
01:18:44,127 --> 01:18:45,754
‫من چی کار کردم؟

1042
01:18:45,837 --> 01:18:47,756
‫هیچ کاری.

1043
01:18:49,799 --> 01:18:52,385
‫بیا سعی کنیم یه کاری پیدا کنیم
‫که بتونیم باهم انجام بدیم.

1044
01:18:52,469 --> 01:18:56,181
‫اما اگه اینطوریـه،
‫پس باید دوست من باشی.

1045
01:18:56,264 --> 01:18:57,307
‫سفایر...

1046
01:18:59,059 --> 01:19:00,727
‫من مثلاً دوستشم.

1047
01:19:02,062 --> 01:19:04,814
‫وقتی بردنش، باید باهاش می‌رفتم.

1048
01:19:06,900 --> 01:19:09,736
‫باید بیشتر باهاش وقت می‌گذروندم،
‫بیشتر ازش می‌پرسیدم.

1049
01:19:11,237 --> 01:19:14,282
‫وقتی به حمایت نیاز داشت، باید صداش می‌زدم.

1050
01:19:15,492 --> 01:19:18,495
‫فقط گذاشتم تنها بره،
‫حتی وقتی امیدی نبود.

1051
01:19:19,120 --> 01:19:20,872
‫هیچ کاری برای کمک بهش نکردم.

1052
01:19:22,082 --> 01:19:24,668
‫من فقط همونیم که همیشه نیاز به محافظت داره.

1053
01:19:24,751 --> 01:19:27,295
‫به عنوان یک دوست، یه شکست‌خورده‌ی واقعیـم.

1054
01:19:39,933 --> 01:19:43,269
‫حتماً همین بوده که داشت
‫انرژی غیرقابل توضیح اون رو تقویت می‌کرد.

1055
01:19:44,938 --> 01:19:46,523
‫محراب رو آماده کردی؟

1056
01:19:47,273 --> 01:19:49,776
‫تا چند لحظه‌ی دیگه آماده می‌شه، عالیجناب.

1057
01:19:49,859 --> 01:19:50,986
‫بسیار عالی.

1058
01:19:51,069 --> 01:19:53,029
‫بچه‌ها رو برای مراسم جمع کن،

1059
01:19:53,113 --> 01:19:56,324
‫و هر داوطلب میتـرایی که
‫حاضره جونش رو فدا کنه.

1060
01:19:56,408 --> 01:19:57,534
‫- بله قربان.
‫- بله قربان.

1061
01:19:58,284 --> 01:20:00,745
‫نیاز نیست اینطوری بشه.

1062
01:20:00,829 --> 01:20:03,999
‫چرا هنوز می‌خوای
‫اون یتیم‌ها رو قربانی کنی؟

1063
01:20:04,082 --> 01:20:06,626
‫چرا به جاش سفایر رو قربانی نمی‌کنیم؟

1064
01:20:06,710 --> 01:20:08,420
‫اون باید قربانی ما باشه.

1065
01:20:08,503 --> 01:20:10,922
‫تو هنوز متوجه نیستی.

1066
01:20:11,006 --> 01:20:13,800
‫اون کار فقط خشونت برای خشونته.

1067
01:20:13,883 --> 01:20:17,804
‫برعکس، اون غریزه
‫فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه.

1068
01:20:17,887 --> 01:20:19,472
‫اما چرا؟

1069
01:20:20,098 --> 01:20:22,475
‫این یک طلسم نیست، بلکه یک باوره،

1070
01:20:22,559 --> 01:20:25,020
‫نرگال‌ها تکرار مرگ و زندگیـن،

1071
01:20:25,103 --> 01:20:27,397
‫تکرار خلقت و نابودی.

1072
01:20:27,480 --> 01:20:30,650
‫احساسات و خاطرات ما به اونا گره خورده.

1073
01:20:30,734 --> 01:20:34,112
‫ما توی چرخه‌ی بی‌پایانی
‫از آشوب و تقلا گیر افتادیم

1074
01:20:34,195 --> 01:20:36,906
‫که توش بشریت
‫هرگز نرگال‌ها رو شکست نمیده.

1075
01:20:38,450 --> 01:20:41,494
‫تنها چیزی که برای تسکین داریم دعاهامونه.

1076
01:20:42,704 --> 01:20:45,415
‫فقط با سوگواری قلبیـه
‫که می‌تونیم به آرامش برسیم،

1077
01:20:45,498 --> 01:20:47,959
‫توی این دنیای به‌شدت غیرمنطقی.

1078
01:20:49,002 --> 01:20:51,921
‫ما وفاداری خودمون رو
‫به روح‌های بی‌شماری پیشکش می‌کنیم

1079
01:20:52,005 --> 01:20:54,799
‫و به خاطراتی که توی وجود نرگال‌هاست.

1080
01:20:54,883 --> 01:20:58,553
‫و برای این کار، به غم عمیق
‫و دلسوزی نیاز هست.

1081
01:20:58,636 --> 01:21:00,889
‫که از اعماق قلب بیرون کشیده شده باشه.

1082
01:21:01,639 --> 01:21:05,935
‫روح‌های پاک یتیم‌هایی
‫که کلیسامون با اون همه عشق بزرگ کرده،

1083
01:21:06,561 --> 01:21:09,939
‫اونا سوختِ اون دلسوزی و غم هستن.

1084
01:21:11,524 --> 01:21:16,988
‫ما میتراها هیچ حسی به اون دختر نداریم،
‫پس اون به دردمون نمی‌خوره.

1085
01:21:17,072 --> 01:21:19,908
‫اینجا سرزمین نقره‌ای نیست.

1086
01:21:20,700 --> 01:21:25,121
‫فقط با درد و رنجه که
‫دعاهای ما مستجاب می‌شن.

1087
01:21:25,205 --> 01:21:29,501
‫دعا بدون درد،
‫بی‌هدف و بی‌اثره.

1088
01:21:31,711 --> 01:21:35,298
‫حالا کار مقدسمون رو شروع می‌کنیم.

1089
01:21:35,381 --> 01:21:37,050
‫سعی می‌کنیم تلفات رو کم کنیم

1090
01:21:37,133 --> 01:21:41,346
‫و تا جایی که در توانمون هست،
‫قربانی‌ها رو به حداقل برسونیم.

1091
01:21:43,807 --> 01:21:45,391
‫زمانش فرا رسیده.

1092
01:21:45,475 --> 01:21:47,268
‫اون اینجاست.

1093
01:21:53,233 --> 01:21:54,943
‫خیلی لفتش دادی، پاین.

1094
01:21:56,986 --> 01:21:58,154
‫من اینجام.

1095
01:21:58,238 --> 01:22:00,615
‫همه‌مون باهم اینجاییم.

1096
01:22:01,950 --> 01:22:03,576
‫داره شروع می‌شه.

1097
01:22:11,084 --> 01:22:13,962
‫تمام سیستم‌ها دارن عادی کار می‌کنن.

1098
01:22:33,565 --> 01:22:35,358
‫اون چیه؟

1099
01:22:35,441 --> 01:22:37,443
‫اون شاه خاکستره.

1100
01:22:37,527 --> 01:22:40,113
‫آیین مقدس رو شروع کنید.

1101
01:22:41,322 --> 01:22:44,033
‫♪ ای پادشاه ♪

1102
01:22:44,117 --> 01:22:48,538
‫♪ ای پادشاه ♪

1103
01:22:48,621 --> 01:22:52,083
‫♪ به من عطا کن ♪

1104
01:22:52,167 --> 01:22:57,255
‫♪ هدایت الهیت رو ♪

1105
01:22:57,338 --> 01:23:01,176
‫♪ چون من ♪

1106
01:23:01,259 --> 01:23:06,514
‫♪ روحی آبی‌ام ♪

1107
01:23:07,348 --> 01:23:10,226
‫♪ فرشته‌ی دعایِ ♪

1108
01:23:10,310 --> 01:23:15,773
‫♪ وفادارت ♪

1109
01:23:25,700 --> 01:23:28,077
‫♪ ای پادشاه ♪

1110
01:23:28,161 --> 01:23:32,707
‫♪ ای پادشاه ♪

1111
01:23:32,790 --> 01:23:36,169
‫♪ به من عطا کن ♪

1112
01:23:36,252 --> 01:23:41,216
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1113
01:23:41,299 --> 01:23:47,555
‫♪ چون من سرنوشتی ♪
‫♪ آبی هستم ♪

1114
01:23:47,639 --> 01:23:51,309
‫و در آخر، نتونستم به هیچکس کمک کنم.

1115
01:23:52,310 --> 01:23:54,854
‫و از اون بدتر، همش تقصیر منه.

1116
01:23:56,147 --> 01:23:57,815
‫باورنکردنیـه!

1117
01:23:58,858 --> 01:24:01,194
‫اونجا رو نگاه کن.

1118
01:24:01,277 --> 01:24:02,779
‫اون سفایره!

1119
01:24:02,862 --> 01:24:04,530
‫خود سفایره!

1120
01:24:04,614 --> 01:24:07,325
‫اما چرا تغییر شکل نمیده؟

1121
01:24:09,410 --> 01:24:11,746
‫غیب شده!

1122
01:24:12,747 --> 01:24:14,415
‫روبانش کجاست؟

1123
01:24:14,499 --> 01:24:16,334
‫بدون اون نمی‌تونه از قدرتش استفاده کنه!

1124
01:24:17,085 --> 01:24:18,544
‫کجا رفت؟

1125
01:24:24,467 --> 01:24:26,302
‫تقریباً تمومه.

1126
01:24:26,386 --> 01:24:28,638
‫فقط قربانی کردن یتیم‌ها باقی مونده.

1127
01:24:29,806 --> 01:24:34,769
‫و با این کار، بذار دعاهامون شنیده بشه
‫و شاه خاکستر آروم بگیره.

1128
01:24:34,852 --> 01:24:38,231
‫نمی‌تونیم بذاریم جونشون هدر بره.

1129
01:24:41,526 --> 01:24:44,153
‫♪ ای پادشاه ♪

1130
01:24:44,237 --> 01:24:48,116
‫♪ ای پادشاه ♪

1131
01:24:49,033 --> 01:24:53,538
‫♪ آغوش گرمت رو ♪
‫♪ به من عطا کن ♪

1132
01:24:56,332 --> 01:24:57,458
‫همونجا وایستا!

1133
01:24:57,542 --> 01:24:59,877
‫♪ چون من ♪

1134
01:24:59,961 --> 01:25:03,214
‫♪ غنچه‌ای آبی‌ام ♪

1135
01:25:05,842 --> 01:25:07,135
‫وِلوِت، صبر کن!

1136
01:25:08,052 --> 01:25:09,679
‫نذارید در بره!

1137
01:25:11,014 --> 01:25:12,682
‫چه خبر شده؟

1138
01:25:12,765 --> 01:25:15,435
‫عالیجناب، انگار وِلوِت فرار کرده.

1139
01:25:15,518 --> 01:25:17,895
‫- فوراً بگیریدش.
‫- بله قربان.

1140
01:25:25,528 --> 01:25:27,280
‫این مهاجرها اینجا چی کار می‌کنن؟

1141
01:25:27,363 --> 01:25:29,198
‫نذارید نزدیکتر بیان!

1142
01:25:29,282 --> 01:25:30,282
‫ها؟

1143
01:25:36,039 --> 01:25:37,332
‫پسش بده!

1144
01:25:39,042 --> 01:25:40,752
‫بگیریدش! نباید بذارید فرار کنه!

1145
01:25:41,669 --> 01:25:42,669
‫چیک!

1146
01:25:43,254 --> 01:25:45,757
‫- گرفتمش!
‫- روت حساب می‌کنیم!

1147
01:25:49,594 --> 01:25:50,678
‫بیا اینور!

1148
01:25:50,762 --> 01:25:52,305
‫- هیکاتی!
‫- بسپارش به من!

1149
01:25:59,979 --> 01:26:01,189
‫هیکاتی، اینجا!

1150
01:26:01,939 --> 01:26:03,316
‫وای!

1151
01:26:03,399 --> 01:26:04,692
‫پاین!

1152
01:26:04,776 --> 01:26:05,943
‫بچسب!

1153
01:26:21,209 --> 01:26:22,377
‫پاین!

1154
01:26:22,460 --> 01:26:23,753
‫برو!

1155
01:26:25,004 --> 01:26:26,714
‫سفایر!

1156
01:26:38,559 --> 01:26:41,187
‫می‌دونم قدرتش رو ندارم
‫که دنیا رو نجات بدم،

1157
01:26:41,270 --> 01:26:43,856
‫اما نمی‌تونستم همینطوری
‫بشینم و هیچ کاری نکنم.

1158
01:26:43,940 --> 01:26:47,652
‫تو همیشه هستی تا ازم محافظت کنی،
‫اما لازم بود برای خودم یه کاری بکنم.

1159
01:26:48,820 --> 01:26:50,405
‫ممنون پاین.

1160
01:26:50,488 --> 01:26:54,492
‫اما شاید این دلیل زنده موندنم نبوده.

1161
01:26:55,326 --> 01:26:57,578
‫دلیل زنده موندنت؟

1162
01:26:57,662 --> 01:27:00,123
‫تنها دلیلی که لازم دارم،
‫اینه که تو بهترین دوستمی.

1163
01:27:00,206 --> 01:27:01,206
‫تو سفایری.

1164
01:27:02,917 --> 01:27:04,961
‫اما من خیلی ضعیفم.

1165
01:27:05,586 --> 01:27:07,130
‫فکر نمی‌کنم بتونم ببرم.

1166
01:27:07,880 --> 01:27:08,965
‫من فقط...

1167
01:27:09,048 --> 01:27:10,133
‫من طلسم شدم.

1168
01:27:13,594 --> 01:27:17,098
‫طلسم چیزیـه که از کلمات ساخته شده.

1169
01:27:17,181 --> 01:27:19,767
‫و این یعنی کلمات می‌تونن اونا رو بشکنن.

1170
01:27:20,435 --> 01:27:21,519
‫ها؟

1171
01:27:21,602 --> 01:27:24,272
‫سفایر، تو خیلی وقته
‫که داری می‌جنگی.

1172
01:27:25,606 --> 01:27:27,775
‫همش یه مبارزه‌ی بزرگ بوده.

1173
01:27:29,318 --> 01:27:31,988
‫خیلی سختی کشیدی.

1174
01:27:32,071 --> 01:27:34,490
‫اما تا اینجا رسیدی، مگه نه؟

1175
01:27:34,574 --> 01:27:36,742
‫چطور می‌تونی بگی ضعیفی؟

1176
01:27:36,826 --> 01:27:38,744
‫تو شوالیه پرنسسی،

1177
01:27:38,828 --> 01:27:41,956
‫و این یعنی قهرمان منی!

1178
01:27:51,132 --> 01:27:52,717
‫ممنونم پاین.

1179
01:27:52,800 --> 01:27:54,385
‫به این حرفت نیاز داشتم.

1180
01:28:04,061 --> 01:28:06,022
‫نه، نداشتی.

1181
01:28:10,902 --> 01:28:13,571
‫نازونا، هاکوبه! نگران نباشید.

1182
01:28:14,280 --> 01:28:15,656
‫دیگه جاتون امنه.

1183
01:28:17,492 --> 01:28:19,243
‫- ولوت، خودتی؟
‫- ولوت، خودتی؟

1184
01:28:21,078 --> 01:28:23,122
‫یعنی واقعاً آخرش همینجاست؟

1185
01:28:23,706 --> 01:28:25,082
‫یکی کمک کنه، لطفاً!

1186
01:28:39,430 --> 01:28:42,058
‫شوالیه پرنسس، برای نجات میاد!

1187
01:28:44,894 --> 01:28:47,355
‫- شوالیه پرنسس...
‫- برای نجات میاد!

1188
01:28:48,231 --> 01:28:50,316
‫سفایر، تو چطوری...

1189
01:28:53,986 --> 01:28:56,280
‫نگران نباشید بچه‌ها،
‫بذارید من حسابشون رو برسم.

1190
01:28:56,948 --> 01:28:58,741
‫سعی کن همه رو به یه جای امن ببری.

1191
01:28:58,824 --> 01:29:00,952
‫واقعاً می‌تونی نجاتشون بدی؟

1192
01:29:01,035 --> 01:29:03,079
‫منظورم فقط بچه‌ها نیست،

1193
01:29:03,162 --> 01:29:04,956
‫کل مردم کشور رو.

1194
01:29:05,581 --> 01:29:06,749
‫فقط تماشا کن.

1195
01:29:07,500 --> 01:29:09,752
‫این کاریـه که باید با این قدرت انجام بدم.

1196
01:29:27,041 --> 01:29:29,041
‫« پرده هفتم »

1197
01:29:32,066 --> 01:29:36,445
‫« س۷ سال قبل »

1198
01:30:03,514 --> 01:30:04,932
‫من کجام؟

1199
01:30:05,016 --> 01:30:06,017
‫صبر کن، تو رو یادمه.

1200
01:30:07,893 --> 01:30:09,228
‫ها؟

1201
01:30:11,605 --> 01:30:12,690
‫هوم.

1202
01:30:17,320 --> 01:30:18,446
‫کسی نیست؟

1203
01:30:42,970 --> 01:30:44,972
‫کسی هست؟

1204
01:30:46,807 --> 01:30:48,100
‫خوب عمل کردی.

1205
01:30:50,061 --> 01:30:51,520
‫تو کی هستی؟

1206
01:30:52,313 --> 01:30:54,231
‫انگار یادت نمیاد.

1207
01:30:55,816 --> 01:30:57,443
‫اه...

1208
01:30:57,526 --> 01:30:59,195
‫نترس.

1209
01:30:59,278 --> 01:31:02,198
‫اینجا دیگه هیچکس صدمه نمی‌بینه.

1210
01:31:02,281 --> 01:31:03,449
‫منظورت چیه؟

1211
01:31:03,532 --> 01:31:07,370
‫یعنی نقشت رو ایفا کردی
‫و به سرنوشتت رسیدی.

1212
01:31:07,995 --> 01:31:08,996
‫چوروگی؟

1213
01:31:09,080 --> 01:31:10,289
‫واقعاً خودتی؟

1214
01:31:10,373 --> 01:31:11,373
‫البته.

1215
01:31:14,001 --> 01:31:15,044
‫خدا رو شکر!

1216
01:31:15,127 --> 01:31:17,797
‫متاسفم.
‫خیلی متاسفم که نتونستم نجاتت بدم.

1217
01:31:17,880 --> 01:31:19,215
‫منو ببخش!

1218
01:31:20,174 --> 01:31:21,092
‫اما اون کیـه؟

1219
01:31:21,175 --> 01:31:24,762
‫یکی از چندین قهرمان دیگه
‫که با نرگال‌ها درافتادن.

1220
01:31:24,845 --> 01:31:26,514
‫پس حدس می‌زنم اونم مثل ماست.

1221
01:31:27,098 --> 01:31:28,391
‫تو هم باهاشون جنگیدی؟

1222
01:31:28,474 --> 01:31:29,517
‫تو با نرگال جنگیدی؟

1223
01:31:30,101 --> 01:31:33,396
‫جنگیدم. اما حالا اون نبرد دردناک
‫به پایان رسیده.

1224
01:31:34,688 --> 01:31:35,773
‫همونطور که گفتم،

1225
01:31:35,856 --> 01:31:38,234
‫توی این مکان،
‫نه کسی صدمه می‌بینه و نه کسی رنج می‌کشه.

1226
01:31:38,943 --> 01:31:42,238
‫جایی در دل تاریخ و خاطره
‫که تمام ساکنینش،

1227
01:31:42,321 --> 01:31:44,073
‫در صلح و رضایت زندگی می‌کنن.

1228
01:31:45,241 --> 01:31:48,202
‫یک واقعیت موازی،
‫چیزی که می‌تونست وجود داشته باشه.

1229
01:31:49,328 --> 01:31:51,288
‫این یک داستان بی‌پایانه.

1230
01:31:52,456 --> 01:31:55,334
‫خاکستر، روحیـه که با شعله سوخته.

1231
01:31:56,377 --> 01:31:57,962
‫خاکستر خود مرگه،

1232
01:31:58,921 --> 01:32:01,173
‫و در مرگ، هر روحی تطهیر می‌شه.

1233
01:32:01,257 --> 01:32:02,508
‫و در زمان خودش، دوباره متولد می‌شه.

1234
01:32:03,843 --> 01:32:06,387
‫اینجا مکانیـه که اون روح‌ها
‫می‌تونن استراحت کنن.

1235
01:32:10,015 --> 01:32:12,351
‫این همون سرنوشتیـه که مردم آرزوش رو دارن.

1236
01:32:12,435 --> 01:32:14,353
‫نه، این یه خوابه.

1237
01:32:14,437 --> 01:32:16,856
‫اون بیرون هیچکس تسلیم نشده.

1238
01:32:16,939 --> 01:32:19,024
‫پس چی باعث شد فکر کنی من می‌شم؟

1239
01:32:20,443 --> 01:32:22,653
‫یه نفر منتظر رسیدنت بوده.

1240
01:32:26,991 --> 01:32:27,992
‫« مقابل محراب »

1241
01:32:31,328 --> 01:32:33,122
‫اون دختر چی کار کرده؟

1242
01:32:33,747 --> 01:32:36,250
‫از وقتی واژگونش کرده، دیگه تکون نخورده.

1243
01:32:36,333 --> 01:32:38,085
‫اون تو حالش خوبه؟

1244
01:32:39,545 --> 01:32:41,046
‫سفایر، تو...

1245
01:32:42,840 --> 01:32:44,717
‫وقتشه از این استفاده کنم.

1246
01:32:44,800 --> 01:32:46,260
‫« داخل نرگال »

1247
01:32:49,763 --> 01:32:50,931
‫و بعدش...

1248
01:32:51,015 --> 01:32:53,893
‫بعدش نرگال رو مثل آب خوردن
‫از پا درآوردم.

1249
01:32:53,976 --> 01:32:55,144
‫نظرت چیه؟

1250
01:32:55,227 --> 01:32:56,270
‫خیلی معرکه بود، مگه نه؟

1251
01:32:56,353 --> 01:32:59,398
‫آره عزیزم.
‫تو واقعاً معرکه‌ای، سفایر.

1252
01:33:01,108 --> 01:33:02,234
‫می‌دونی...

1253
01:33:02,318 --> 01:33:06,572
‫مامان، از وقتی بچه بودم،
‫تنها چیزی که می‌خواستم، شنیدن تعریف‌های تو بود.

1254
01:33:06,655 --> 01:33:08,407
‫سفایر.

1255
01:33:08,491 --> 01:33:09,617
‫من خیلی اذیتت می‌کردم.

1256
01:33:09,700 --> 01:33:12,411
‫همیشه برای یه چیزی
‫از دستم عصبانی بودی.

1257
01:33:12,495 --> 01:33:15,623
‫اما تنها چیزی که دلم می‌خواست بشنوم
‫این بود، آفرین یا دختر خودمی.

1258
01:33:15,706 --> 01:33:16,916
‫می‌دونی؟

1259
01:33:16,999 --> 01:33:18,083
‫فقط همین.

1260
01:33:18,167 --> 01:33:20,878
‫سفایر، تو هیچوقت کار اشتباهی نکردی.

1261
01:33:20,961 --> 01:33:23,297
‫نمی‌تونستم فکر از دست دادنت رو تحمل کنم.

1262
01:33:23,380 --> 01:33:25,716
‫تو برام بیشتر از کل دنیا ارزش داشتی

1263
01:33:25,799 --> 01:33:28,052
‫و به خاطرش باعث شدم زجر بکشی.

1264
01:33:29,345 --> 01:33:32,014
‫این حرف رو نزن مادر. همه چیز روبر‌اهه.

1265
01:33:32,097 --> 01:33:34,475
‫بیا همه چیز رو از اول شروع کنیم.

1266
01:33:35,059 --> 01:33:36,435
‫می‌خوام عذرخواهی کنم.

1267
01:33:36,519 --> 01:33:38,395
‫عزیزم، متاسفم.

1268
01:33:38,479 --> 01:33:41,023
‫فکر می‌کردم توی گذشته
‫داشتم ازت محافظت می‌کردم.

1269
01:33:41,106 --> 01:33:43,025
‫روی تمریناتت وسواس داشتم.

1270
01:33:43,108 --> 01:33:45,277
‫اون فقط از سر تکبر بود و بس.

1271
01:33:45,361 --> 01:33:47,071
‫و در نهایت باعث شد بهت صدمه بزنم.

1272
01:33:48,322 --> 01:33:49,949
‫تازه الان می‌تونم این رو بگم.

1273
01:33:50,032 --> 01:33:52,493
‫حرف‌های من حتماً مثل شمشیر زخمیت کرده.

1274
01:33:52,576 --> 01:33:55,079
‫سکوت من حتماً
‫مثل زنجیر به دست‌وپات پیچیده بود.

1275
01:33:55,162 --> 01:33:57,831
‫هرگز فکرش رو نمی‌کردم
‫که به عنوان یک مادر،

1276
01:33:57,915 --> 01:33:59,500
‫چنین پشیمونی عمیقی رو تجربه کنم.

1277
01:34:00,668 --> 01:34:01,919
‫مادر!

1278
01:34:04,964 --> 01:34:08,968
‫تسلیم نشو! برگرد به واقعیت!

1279
01:34:09,051 --> 01:34:12,513
‫♪ سال‌ها، سال‌ها پیش ♪

1280
01:34:12,596 --> 01:34:15,558
‫♪ دختری تنها ♪

1281
01:34:15,641 --> 01:34:18,644
‫♪ در سرزمین‌ها آواره بود ♪

1282
01:34:18,727 --> 01:34:20,479
‫فکر می‌کنی این واقعاً جواب میده؟

1283
01:34:20,563 --> 01:34:22,022
‫حتماً میده!

1284
01:34:22,106 --> 01:34:25,276
‫- ناامید نشو! سفایر!
‫- سفایر، ما بهت ایمان داریم!

1285
01:34:26,527 --> 01:34:28,612
‫چی شده سفایر؟

1286
01:34:28,696 --> 01:34:31,699
‫♪ روستایی‌های فقیر... ♪

1287
01:34:31,782 --> 01:34:34,076
‫مادر، پدر...

1288
01:34:34,159 --> 01:34:37,204
‫هنوز نمی‌تونی منو ببخشی،
‫مگه نه عزیزم؟

1289
01:34:37,955 --> 01:34:39,790
‫گمونم درکت می‌کنم.

1290
01:34:39,873 --> 01:34:43,043
‫اما فقط می‌خواستم
‫یه بار دیگه صورت زیبات رو ببینم.

1291
01:34:43,836 --> 01:34:46,922
‫مادر، منم می‌خواستم صورتت رو ببینم.

1292
01:34:47,006 --> 01:34:49,049
‫می‌خوام این در رو کامل باز کنم.

1293
01:34:49,133 --> 01:34:52,011
‫می‌خوام دوباره با بقیه
‫توی سرزمین نقره‌ای زندگی کنم.

1294
01:34:52,094 --> 01:34:53,512
‫اما این...

1295
01:34:54,138 --> 01:34:55,598
‫این مکان...

1296
01:34:55,681 --> 01:34:57,099
‫واقعی نیست.

1297
01:35:00,185 --> 01:35:01,645
‫اینم یه کادو برای تو.

1298
01:35:01,729 --> 01:35:03,606
‫خیلی بهش میاد!

1299
01:35:03,689 --> 01:35:06,525
‫- دوستت دارم، سفایر.
‫- خیلی دوستت دارم!

1300
01:35:08,152 --> 01:35:14,283
‫♪ تو همون دعا رو پیشکش کردی ♪
‫♪ بارها و بارها ♪

1301
01:35:15,951 --> 01:35:18,370
‫ممنونم که بالاخره
‫باعث شدی متوجهش بشم.

1302
01:35:19,455 --> 01:35:21,957
‫برای اولین بار توی عمرم،
‫می‌تونم این رو بگم.

1303
01:35:22,041 --> 01:35:25,210
‫هم مادر و هم پدر مردن.

1304
01:35:25,294 --> 01:35:27,755
‫قلبم شکسته. درد داره.

1305
01:35:50,527 --> 01:35:52,404
‫فاکتورِ شاه خاکستر.

1306
01:35:52,488 --> 01:35:53,697
‫اوناهاش.

1307
01:35:54,448 --> 01:35:56,116
‫پس...

1308
01:35:56,200 --> 01:36:00,496
‫درد واقعیت رو به آرامش خاطرات ترجیح دادی؟

1309
01:36:01,163 --> 01:36:02,456
‫همینطوره.

1310
01:36:05,959 --> 01:36:08,587
‫چون من... شوالیه پرنسسم.

1311
01:36:19,139 --> 01:36:20,182
‫حمله!

1312
01:36:34,029 --> 01:36:35,489
‫سفایر! خم شو!

1313
01:36:38,659 --> 01:36:39,659
‫عالی بود!

1314
01:36:40,994 --> 01:36:42,204
‫بابتش ممنون!

1315
01:36:42,287 --> 01:36:43,287
‫برو سراغ فاکتور.

1316
01:36:43,330 --> 01:36:44,581
‫اینا رو بسپار به ما.

1317
01:36:51,296 --> 01:36:52,798
‫سفایر!

1318
01:36:58,137 --> 01:36:59,346
‫ای تویِ...

1319
01:37:02,474 --> 01:37:03,934
‫الان چه اتفاقی داره می‌افته؟

1320
01:37:15,904 --> 01:37:17,030
‫هنوز کارم تموم نشده!

1321
01:37:22,453 --> 01:37:24,705
‫هیچ کاری از دستت برنمیاد، سفایر.

1322
01:37:30,419 --> 01:37:32,087
‫فقط هم تو نیستی.

1323
01:37:32,171 --> 01:37:33,839
‫هیچکس اینجا نمی‌تونه جلوش رو بگیره.

1324
01:37:33,922 --> 01:37:37,092
‫خب، پس خوشحالم که
‫اون بیرون آدم‌هایی دارن می‌جنگن.

1325
01:37:41,138 --> 01:37:42,598
‫نمی‌تونم شکست بخورم.

1326
01:37:42,681 --> 01:37:45,100
‫این بار باید از همه محافظت کنم،

1327
01:37:45,684 --> 01:37:47,519
‫وگرنه هیچوقت رستگار نمی‌شم!

1328
01:37:49,480 --> 01:37:50,564
‫ببخشید.

1329
01:37:50,647 --> 01:37:52,941
‫اما آرامش و سعادت من

1330
01:37:53,484 --> 01:37:54,860
‫اینجا پیدا نمی‌شه!

1331
01:37:57,196 --> 01:37:59,156
‫هرگز نمی‌تونی ببری!

1332
01:38:05,579 --> 01:38:07,372
‫آخ، درد داشت.

1333
01:38:07,456 --> 01:38:09,416
‫حسابت رو می‌رسم.

1334
01:38:09,500 --> 01:38:10,542
‫ها؟ غیبشون زد!

1335
01:38:12,461 --> 01:38:15,506
‫این اتفاق تا حالا بارها افتاده.

1336
01:38:15,589 --> 01:38:17,925
‫و حتی یک قهرمان هم
‫نتونسته این چرخه رو تغییر بده.

1337
01:38:19,218 --> 01:38:20,344
‫آره؟

1338
01:38:21,011 --> 01:38:25,098
‫بگیر که اومد، اینم یکی دیگه، اینم یکی دیگه،
‫اینم یکی دیگه، یکی دیگه، یکی دیگه...

1339
01:38:25,182 --> 01:38:28,435
‫اینم یکی دیگه، اینم یکی دیگه...
‫بگیر، بگیر، بگیر...

1340
01:38:28,519 --> 01:38:30,562
‫ها؟

1341
01:38:35,901 --> 01:38:37,444
‫بیا. مال توئه.

1342
01:38:45,369 --> 01:38:47,412
‫غیرممکنـه سفایر. بیخیال شو.

1343
01:38:47,496 --> 01:38:49,832
‫برو کنار!

1344
01:38:52,584 --> 01:38:54,002
‫سفایر!

1345
01:38:58,674 --> 01:39:00,843
‫یوهو!

1346
01:39:00,926 --> 01:39:02,261
‫اگه می‌تونی منو بگیر، الاغ!

1347
01:39:02,344 --> 01:39:05,180
‫انجامش بده، سفایر!

1348
01:39:40,424 --> 01:39:45,304
‫تو نمی‌تونی این دنیا رو تغییر بدی!

1349
01:39:47,806 --> 01:39:51,560
‫حتی اگه نتونم، بازم تلاشم رو می‌کنم.

1350
01:39:53,312 --> 01:39:54,313
‫خیلی‌خب.

1351
01:40:40,817 --> 01:40:41,902
‫« نمایش تاکارازوکا »

1352
01:40:43,528 --> 01:40:46,657
‫دوباره! دوباره!

1353
01:40:46,740 --> 01:40:50,994
‫دوباره! دوباره! دوباره!

1354
01:40:51,078 --> 01:40:53,622
‫یعنی مقدر شده بود که یه
‫جای دیگه جای من باشی؟

1355
01:40:53,705 --> 01:40:55,916
‫آیا تو نسخه‌ی دیگه‌ای از روح منی؟

1356
01:40:57,334 --> 01:40:59,252
‫بابت همه چیز ممنونم.

1357
01:41:00,420 --> 01:41:05,050
‫امیدوارم دنیای جدیدی که بهش میری،
‫زیبا و شاد باشه.

1358
01:41:09,262 --> 01:41:11,640
‫« شوالیه پرنسس »
‫« اوسامو تزوکا »

1359
01:41:21,400 --> 01:41:24,361
‫امیدوارم تمام این روح‌ها
‫بالاخره به آرامش برسن.

1360
01:41:51,722 --> 01:41:53,598
‫سفایر، انجامش دادی!

1361
01:41:53,682 --> 01:41:55,559
‫اون نجاتمون داد!

1362
01:42:03,025 --> 01:42:04,776
‫هی بچه‌ها!

1363
01:42:04,860 --> 01:42:06,278
‫- ها؟
‫- هی، با شمام!

1364
01:42:09,114 --> 01:42:11,366
‫- سفایر!
‫- کارت حرف نداشت، سفایر!

1365
01:42:13,952 --> 01:42:15,746
‫چرا طوری نگام می‌کنید
‫که انگار روح دیدید؟

1366
01:42:15,829 --> 01:42:17,205
‫مگه شک داشتید؟

1367
01:42:18,290 --> 01:42:21,918
‫بازم شوالیه پرنسس به دادتون رسید!

1368
01:42:23,336 --> 01:42:27,841
‫حاضر بودم بذارم دنیا بسوزه
‫اگه معنیش نجات دادن این بچه‌ها بود.

1369
01:42:27,924 --> 01:42:30,635
‫و فکر می‌کنم پدر و مادرت هم
‫همین حس رو داشتن.

1370
01:42:32,679 --> 01:42:34,097
‫شاید حق با تو باشه.

1371
01:42:35,390 --> 01:42:37,809
‫حالا شوالیه پرنسس می‌خواد چی کار کنه؟

1372
01:42:37,893 --> 01:42:40,812
‫خوشحال می‌شم
‫هر کمکی از دستم برمیاد انجام بدم.

1373
01:42:41,605 --> 01:42:46,735
‫ممنون، اما اول می‌خوام
‫یه سری به سرزمین نقره‌ای بزنم.

1374
01:42:46,818 --> 01:42:49,321
‫باید ادای احترام کنم.

1375
01:42:49,404 --> 01:42:52,282
‫برای مادر، پدر و قلمرو سوگواری کنم.

1376
01:42:53,784 --> 01:42:55,744
‫شک نکن که منم میام!

1377
01:42:56,912 --> 01:42:59,456
‫چی؟!

1378
01:42:59,539 --> 01:43:01,124
‫بیخیال!

1379
01:43:01,208 --> 01:43:03,001
‫قضیه رو سختش نکن.

1380
01:43:05,796 --> 01:43:08,465
‫پس واقعاً داری ما رو ترک می‌کنی؟

1381
01:43:08,548 --> 01:43:10,425
‫تصمیمم رو گرفتم.

1382
01:43:10,509 --> 01:43:12,677
‫اما وقتی رسیدم اونجا،
‫برات نامه می‌نویسم، پاین.

1383
01:43:12,761 --> 01:43:15,514
‫اگه تو و بقیه اونجا نبودید
‫تا تشویقم کنید،

1384
01:43:15,597 --> 01:43:17,265
‫هرگز نمی‌تونستم پیروز بشم.

1385
01:43:17,974 --> 01:43:20,477
‫چون پاین، تو کسی بودی
‫که طلسمم رو شکستی.

1386
01:43:22,646 --> 01:43:23,814
‫سفایر!

1387
01:43:25,941 --> 01:43:29,444
‫بهت سر می‌زنم.
‫میام سرزمین نقره‌ای تا ببینمت.

1388
01:43:29,528 --> 01:43:32,197
‫چون ما دوستیم.
‫دوست همیشگی، مگه نه؟

1389
01:43:33,031 --> 01:43:35,200
‫آره، همه‌مون تا ابد دوستیم.

1390
01:43:39,246 --> 01:43:42,666
‫از اون موقع به بعد،
‫دیگه حتی یک نرگال هم پیدا نشد.

1391
01:43:42,749 --> 01:43:46,002
‫به نظر می‌رسید که بالاخره،
‫اون چرخه شکسته شده.

1392
01:43:46,878 --> 01:43:51,800
‫امیدوارم یه روزی،
‫یا حتی بهتر از اون، همین الان،

1393
01:43:51,883 --> 01:43:54,886
‫امیدوارم آدم‌هایی که صدمه دیدن،
‫بتونن شروع به خوب شدن کنن،

1394
01:43:54,970 --> 01:43:56,805
‫هرچند به کندی.

1395
01:43:56,888 --> 01:44:00,225
‫و امیدوارم آینده‌ی جدیدشون،
‫به طرز درخشانی روشن باشه.

1396
01:44:00,249 --> 01:44:12,249
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
