1
00:00:00,000 --> 00:00:20,991
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:27,653 --> 00:00:43,101
در قسمت مرکزي ايالات متحده آمريکا منطقه محدودي بنام
جام خاک وجود دارد که دليل اين نام، خشکسالي و فقدان باران است.
در اينجا خشکسالي و تنگدستي باعث شده که کشاورزان بسياري
از زمينهايشان بهره اي نبرند

3
00:00:45,600 --> 00:01:03,300
اين داستان يک خانواده کشاورز است که بدليل فجايع طبيعي و تغييرات
اقتصادي غير قابل کنترل از کشتزارهايشان رانده شده و همچنين داستان
 سفر طولاني آنها در جستجوي صلح، امنيت و منزلي ديگر است

4
00:01:42,600 --> 00:01:45,851
کِي قراره برگردي "روي "؟ -
اه... تا چند هفته ي ديگه -

5
00:01:45,937 --> 00:01:49,022
يه دفعه از اون کارايي که دلت نميخواد
به گوش برسه که انجامشون دادي نکني‌ها

6
00:01:49,108 --> 00:01:51,397
خب، باميد ديدار -
خداحافظ -

7
00:01:58,368 --> 00:02:00,942
ميشه سوار شم آقا ؟

8
00:02:01,038 --> 00:02:04,622
مگه برچسب عدم مجوز-
حمل مسافرو نميبيني ؟
البته که ميبينمش -

9
00:02:04,709 --> 00:02:10,665
منتها يه مردِ واقعي به برچسب
مسخره‌اي که يه آدم احمق وادارش
کرده به کاميونش بچسبونه محل نميذاره

10
00:02:10,758 --> 00:02:16,595
خب؛ بپر بالا و سرتو بگير پايين تا ازاينجا
بريم بيرون و وارد بزرگراه اصلي بشيم

11
00:02:35,704 --> 00:02:39,073
خيلي دور ميخواي بري ؟ -
نه، يه چندمايلي بيشتر نيست -

12
00:02:39,166 --> 00:02:43,793
اگه پاهام اينقدر درد نميکردن
ميتونستم پياده تا اونجا برم

13
00:02:43,880 --> 00:02:46,834
دنبال کار ميگردي ؟ -
نه، بابام مزرعه داره -

14
00:02:46,925 --> 00:02:50,924
چهل جريبِه، زمين رو از مالکِ اصلي اجاره کرده
منتها خيلي وقته که اونجا زندگي ميکنيم

15
00:02:53,892 --> 00:02:56,597
ببينم؛ قبل از اون کارِ ديگه اي ميکردي ؟ -
آره -

16
00:02:58,147 --> 00:03:02,311
دستاتو ديدم، مثل اينکه تو کارِ بنايي
و پتک زدن و خورد کردن سنگ بودي

17
00:03:02,402 --> 00:03:06,316
آخه اون کار باعث ميشه دست اينطوري صاف بشه و بدرخشه
من هميشه اينجور چيزا رو وقتي ميبينم تشخيص ميدم

18
00:03:06,406 --> 00:03:08,483
تو اين زمينه کار ميکردي ؟

19
00:03:09,159 --> 00:03:12,030
چرا رُک و پوست کنده حرفِت رو نميزني رفيق ؟ -
چه حرفي ؟ -

20
00:03:12,121 --> 00:03:16,416
از وقتي سوار شدم داري سوال پيچم ميکني
چرا صاف ازم نميپرسي که کجا بودم ؟

21
00:03:16,501 --> 00:03:20,202
من تو کارِ هيچ کسي فضولي نميکنم
هميشه سرم به کار خودم گرمِه

22
00:03:20,297 --> 00:03:24,343
منتها اين دماغِ گنده‌ي فضولت؛ مثل گوسفند
تو مزرعه‌ي سبزيجات؛ بدجوري تو زندگيمِه
«داري تو زندگيم فضولي ميکني»

23
00:03:24,427 --> 00:03:28,805
من هيچ رازي رو مخفي نميکنم
چهار سال تو ندامتگاه بودم

24
00:03:28,891 --> 00:03:31,098
چيز ديگه اي هست که بخواي بدوني ؟ -
حالا اينطوري ناراحت نشو -

25
00:03:31,185 --> 00:03:33,178
هرچي ميخواي ازم بپرس -
هيچ منظور خاصي نداشتم -

26
00:03:33,271 --> 00:03:38,776
منم همينطور، فقط دارم سعي ميکنم بدون اينکه
مايه ي آزار کسي بشم زندگيم رو بکنم، همين

27
00:03:38,861 --> 00:03:42,610
اون راهِ فرعي رو ميبيني که جلومونِه ؟
همونجا پياده ميشم

28
00:03:50,958 --> 00:03:56,914
لابد الان بدجوري دلت ميخواد بدوني چيکار کردم
که زندان افتادم، مگه نه؟ خب نااميدت نميکنم

29
00:03:57,007 --> 00:03:58,667
"قتل "

30
00:04:20,534 --> 00:04:24,236
اون منجي منه

31
00:04:24,330 --> 00:04:27,700
منجي منه

32
00:04:28,544 --> 00:04:32,328
حالا اون کسي‌ـه که نجات دهندمِه

33
00:04:33,174 --> 00:04:35,666
سلام دوستِ من -
سلام -

34
00:04:38,389 --> 00:04:39,931
بگيد ببينم

35
00:04:40,015 --> 00:04:43,100
شما "تام جود "؛ پسر "بابا تام" نيستيد ؟

36
00:04:43,186 --> 00:04:45,973
آره خودشم
الان هم تو راهِ برگشت به خونه ام

37
00:04:46,064 --> 00:04:48,390
خب، بذار يه حقيقتي رو بهت بگم

38
00:04:48,484 --> 00:04:51,438
من غسلِ تعميدِت دادم فرزند

39
00:04:51,529 --> 00:04:54,020
ببينم؛ شما همون کشيشِ محل نيستيد ؟

40
00:04:58,287 --> 00:05:00,327
قبلا بودم

41
00:05:00,414 --> 00:05:02,491
ديگه نيستم

42
00:05:02,583 --> 00:05:04,660
ديگه نورِ خدا تو دلم نيست

43
00:05:05,796 --> 00:05:08,963
...اما پسرم
قبلا نورِ خدا رو تو دلم داشتم

44
00:05:09,049 --> 00:05:12,549
قبلا کانال آبي داشتم که گناهکاران اصلاح
شده و مشتاق توبه سراغم ميومدن
تا اونجا با غسل از گناه پاکِ‌شون کنم

45
00:05:12,637 --> 00:05:15,722
! تقريبا نصفِ‌شونو تو آب غرق کردم

46
00:05:15,807 --> 00:05:17,884
اما ديگه اينکارو نميکنم

47
00:05:19,353 --> 00:05:21,429
ديگه قلبم صاف نيست

48
00:05:23,691 --> 00:05:28,188
ديگه چيزي براي موعظه ندارم، همين

49
00:05:28,280 --> 00:05:30,522
ديگه به هيچي مطمئن نيستم

50
00:05:30,616 --> 00:05:32,693
يادمه يه بار يه موعظه‌اي رو
به اين صورت اجرا ميکردين که

51
00:05:32,785 --> 00:05:37,495
رويِ دستاتون راه ميرفتيد
فرياد ميکِشيديد

52
00:05:37,583 --> 00:05:39,540
آره، يادمه

53
00:05:39,627 --> 00:05:42,118
مراسم موعظه
اونطوري خيلي خوب جلو ميرفت

54
00:05:42,213 --> 00:05:44,289
اما، تازه اونکه چيزي نيست

55
00:05:44,382 --> 00:05:48,131
يه بار کلِ يه خطبه ي کليسا رو گشاد گشاد
دورِ ستونِ يه طويله راه رفتم و خوندم

56
00:05:48,220 --> 00:05:50,427
اينطوري

57
00:05:53,643 --> 00:05:56,313
ببينم؛ تو اين خطبه رو که ميگم -
وقتي اجرا کردم ديدي ؟
نه -

58
00:05:57,523 --> 00:05:59,765
نديدي ؟

59
00:06:02,320 --> 00:06:05,156
خب، بهرحال ديگه روزاي
موعظه کردنم بسر اومده

60
00:06:05,240 --> 00:06:08,407
بايد ازدواج کني

61
00:06:08,494 --> 00:06:14,450
قبلا؛ تو جلسات موعظه اي که
برگذار ميکردم؛ کاري ميکردم که
دخترا اينقدر فرياد بکِشن تا از حال برن

62
00:06:14,543 --> 00:06:16,915
بعدش ميرفتم و بهشون دلداري ميدادم

63
00:06:17,004 --> 00:06:20,005
هميشه هم دستِ آخر عاشقشون ميشدم

64
00:06:20,091 --> 00:06:24,753
بعدش؛ احساس گناه ميکردم و پشت سرهم
دعا ميکردم و دعا ميکردم اما فايده نداشت

65
00:06:24,846 --> 00:06:27,172
دفعه ي بعد؛ دوباره همون ماجراي
عاشق شدن تکرار ميشد

66
00:06:27,266 --> 00:06:30,267
همون وقت بود که فهميدم
لياقت نجات داده شدن رو ندارم

67
00:06:30,353 --> 00:06:34,433
بابام هميشه ميگه شما هرگز بدردِ
کشيش شدن نميخورديد

68
00:06:34,524 --> 00:06:38,439
من که اگه يه دختر اونقدر بهم نزديک ميشد
محال بود بذار از دستم بره، نوشيدني ميخورين ؟

69
00:06:38,529 --> 00:06:43,951
اما؛ تو کِشيش نبودي ؛
يه دختر؛ برات فقط حکم يه دخترو داشته

70
00:06:44,035 --> 00:06:46,787
اون دخترا براي من
...حکمِ ظروفِ مقدسي رو داشتن

71
00:06:47,831 --> 00:06:50,121
که داشتم روحِ درونِ‌شون رو نجات ميدادم

72
00:06:52,545 --> 00:06:57,588
بعدش از خودم پرسيدم ؛
اين "روحُ القدس"ـي که ميگن چيه ؟

73
00:06:57,676 --> 00:06:59,835
شايد "عشق" باشه

74
00:06:59,929 --> 00:07:05,220
آخه واسه چي اينقدربه بقيه عشق ميورزم
که بعضي وقتا از شدتِش؛ مي‌خوام منفجر بشم؟

75
00:07:06,979 --> 00:07:12,187
پس، شايد درواقع چيزي به اسم گناه
يا پرهيزگاري وجود خارجي نداشته باشه

76
00:07:12,277 --> 00:07:15,361
موضوع فقط کاريه که مردم انجام ميدن

77
00:07:18,742 --> 00:07:23,120
بعضي کارايي که مردم ميکنن خوبه
و بعضياشون خب؛ بَده

78
00:07:23,206 --> 00:07:26,291
و اين؛ تنها چيزيه که هر انساني
حق داره در مورد خير و شر به زبون بياره

79
00:07:26,376 --> 00:07:31,419
البته، اگه کسي برام غذا بياره و تعارفم کنه
که بخورم، به درگاهِ خداوند شکرگزاري ميکنم

80
00:07:31,507 --> 00:07:33,631
اما اين کارم، از تهِ قلب نيست

81
00:07:34,469 --> 00:07:40,224
نوشيدني الکلي خوبيه -
،بايدم باشه، کارخونه ايه -
يه دلار برام خرج برداشته

82
00:07:40,309 --> 00:07:44,853
اين مدت سفر رفته بودي ؟ -
مگه ماجرا رو نشنيديد؟ -
تو روزنامه ها نوشته شده بود

83
00:07:44,940 --> 00:07:48,855
،نه، هرگز چيزي نشنيدم -
مگه چي شده ؟
چهار سال تو ندامتگاه بودم -

84
00:07:48,944 --> 00:07:51,021
ببخشيد که سئوال کردم

85
00:07:54,117 --> 00:07:57,736
ديگه برام مهم نيس
اگه بازم پيش بياد
همون کارو تکرار ميکنم

86
00:07:58,581 --> 00:08:01,072
يه مردي رو تو سالن رقص کُشتم

87
00:08:02,085 --> 00:08:06,664
مست بوديم، اون مرتيکه برام چاقو کِشيد ؛
و منم يه بيل برداشتم و سراغش رفتم

88
00:08:06,757 --> 00:08:10,423
بعدش محکم کوبيدم تو فرقِ سرِش -
پشيمون نيستي ؟ -

89
00:08:10,511 --> 00:08:14,426
نه، اون مرتيکه برام چاقو کِشيده بود
بخاطر همين هم هفت سال برام بُريدن

90
00:08:14,516 --> 00:08:17,138
حالا هم با آزادي مشروط؛ آزاد شدم

91
00:08:17,227 --> 00:08:21,178
از اون موقع؛ خانواده‌ات رو نديدي ؟ -
نه، اما ميخوام تا قبل از -
غروب خورشيد اينکارو بکنم

92
00:08:21,274 --> 00:08:23,481
و خيلي هم بابتش هيجانزده‌ام

93
00:08:23,568 --> 00:08:26,404
شما کدوم طرفي ميريد ؟ -
اوه، مهم نيست -

94
00:08:26,488 --> 00:08:30,950
از وقتي نورِ خدا رو تو دلم گم کردم ؛
تمام راه ها برام يه شکل بنظر ميرسن

95
00:08:31,035 --> 00:08:33,112
از همون راهي ميرم که تو ميخواي بري

96
00:08:35,290 --> 00:08:38,078
شايد مامانم واسه شام ؛
گوشت خوک کبابي درست کرده باشه

97
00:08:38,169 --> 00:08:43,164
تويِ اين چهار سال، فقط چهار بار
گوشت خوک خوردم، هر کريسمس

98
00:08:43,258 --> 00:08:45,630
خوشحال ميشم باباتو ببينم

99
00:08:46,512 --> 00:08:49,466
آخرين باري که ديدمش تو مراسم غسل تعميد
و دفع ارواح شرور از بدنِ يه دختر تو رودخونه بود

100
00:08:49,557 --> 00:08:53,425
پدرت؛ يکي از بزرگترين و سرکِش ترين ارواحِ مقدسي
رو تو وجودش داشت که در تمام عُمرم ديده بودم

101
00:08:53,520 --> 00:08:58,313
براي اجراي مراسم و قوت گرفتن، پدرت
بايد از روي بوته ها ميپريد و مثل سگ هاي
گرگي موقع قرص کامل ماه زوزه ميکِشيد

102
00:08:58,400 --> 00:09:02,862
در نهايت؛ بوته اي به بزرگي يه پيانو رو انتخاب کرد

103
00:09:02,947 --> 00:09:06,447
و يه فريادِ ناگهاني هولناکي کِشيد
و خودشو به اون بوته کوبيد، اينطوري

104
00:09:19,342 --> 00:09:21,833
خب، درنهايت روحِ دخترَه رو پاک کرد

105
00:09:21,928 --> 00:09:25,132
اما به قيمت شکستنِ
دو نقطه از پاش تموم شد

106
00:09:25,974 --> 00:09:30,388
يه بارم يه دندانپزشک دوره‌گرد بود که پيشم
...فرستادِش و منم براش دعا کردم، اما

107
00:09:30,480 --> 00:09:35,356
ديگه بعداز اون ماجرا؛ چيز زيادي از روحِ مقدس توي
وجود پدرت باقي نموند که باهاش به مردم کمک کنه

108
00:09:38,072 --> 00:09:43,114
گوش بده، اين صداي باد نشون ميده که -
طوفاني، چيزي در شُرفِ وقوعه
حتما همينطوره -

109
00:09:43,203 --> 00:09:45,575
هميشه اينموقع سال
بايد انتظار طوفان رو داشته باشيم

110
00:10:17,284 --> 00:10:19,158
مامان ؟

111
00:10:20,455 --> 00:10:22,329
بابا ؟

112
00:10:24,167 --> 00:10:26,041
مامان ؟

113
00:10:28,089 --> 00:10:30,165
هيچ کس خونه نيست

114
00:10:32,093 --> 00:10:35,629
يه اتفاقي افتاده -
کبريت داري ؟ -

115
00:10:56,413 --> 00:10:58,786
يا همه‌شون از اينجا رفتن
يا دسته جمعي مُردن

116
00:10:58,874 --> 00:11:04,499
هرگز نامه اي چيزي برات نفرستادن؟ -
نه؛ آخه کسي اينجا سواد نداشته -
که بخواد برام نامه بنويسه

117
00:11:11,264 --> 00:11:14,052
...کفشِ مادرمه
چندين سال ميپوشيدِشون

118
00:11:35,250 --> 00:11:39,712
اينم قبلا مالِ من بود
وقتي داشتم ميرفتم؛ به بابابزرگم دادمش

119
00:11:46,180 --> 00:11:48,967
بنظرت مُردن ؟

120
00:11:49,058 --> 00:11:53,306
من که هرگز چيزي درباره اش نشنيدم

121
00:12:06,245 --> 00:12:07,787
"ميولي"

122
00:12:07,872 --> 00:12:10,659
خانواد ام کجان "ميولي"؟ -
رفتن -

123
00:12:10,750 --> 00:12:14,036
خودم ميدون رفتن ؛
اما کجا ؟

124
00:12:14,129 --> 00:12:17,463
اين "ميولي گرِيوزِ"ه
کِشيش رو که يادته، مگه نه ؟

125
00:12:17,550 --> 00:12:21,299
ديگه کشيش نيستم -
خيلي خب، اين آقا رو که يادته ؟

126
00:12:21,387 --> 00:12:24,305
خوشحالم که دوباره ميبينمتون -
حالا بگو ببينم، خانواده ام کجان ؟ -

127
00:12:24,391 --> 00:12:29,896
رفتن... رفتن خونه ي عمو "جانِ"ات
...همين دو هفته پيش
همه‌شون باهمديگه رفتن

128
00:12:29,981 --> 00:12:33,397
اما نميتونن اونجا بمونن؛ آخه خودِ "جان" هم
اخطاريه گرفته که مزرعه اش رو خالي کنه

129
00:12:33,485 --> 00:12:36,522
چه اتفاقي افتاده ؟
چي شده که بايد خالي کنن ؟

130
00:12:36,614 --> 00:12:39,485
ما 50 سالِ آزگار همينجا
تو همين مزرعه زندگي کرديم

131
00:12:39,993 --> 00:12:44,572
همه بايد برن
...همه دارن ميرن
همه دارن به سمت "کاليفرنيا" ميرن

132
00:12:44,665 --> 00:12:48,200
...خانواده ي تو... خانواده ي من
خانواده ي همه دارن ميرن

133
00:12:48,294 --> 00:12:51,746
همه دارن ميرن بجز من
! من يکي که حاضر نيستم از اينجا برم

134
00:12:52,299 --> 00:12:54,707
کارِ کيه ؟ -
گوش بده -

135
00:12:54,801 --> 00:12:59,713
اين صدايِ بخشي از اون چيزيه که اين کارو کرده
گرد و غبار، بهرحال همين گرد و
غبار همه چي رو شروع کرده

136
00:12:59,807 --> 00:13:02,513
چندين و چند سال به
وسيله ي باد رو مزرعه ها نشسته

137
00:13:02,602 --> 00:13:05,806
همين گرد و غبار زمين هامونو ازمون گرفت
! هرچي محصول داشتيم رو نابود کرد

138
00:13:05,898 --> 00:13:08,472
حالا هم داره خودمونو
از بين ميبره و آواره ميکنه

139
00:13:09,527 --> 00:13:11,603
ببينم، تو ديوونه اي چيزي هستي ؟

140
00:13:11,696 --> 00:13:14,651
بعضيا ميگن ديوونه ام
ميخواين بشنوين چه اتفاقي افتاده ؟

141
00:13:14,741 --> 00:13:17,233
خب؛ منم همين سئوال
رو پرسيدم ديگه، مگه نه ؟

142
00:13:17,328 --> 00:13:20,413
خب... اگه بخوام شرح بدم
...که چطوري اتفاق افتاده

143
00:13:20,498 --> 00:13:23,286
لااقل اونطوريکه براي
...من يکي اتفاق افتاده

144
00:13:23,377 --> 00:13:25,120
يه روزي، يه مَردي اومد

145
00:13:25,963 --> 00:13:30,626
بعد از بلايي که گرد و غبار سرِِ زمين هاي
کشاورزي آورده، سيستم اجاره ي زمين
به وسيله ي بانک ديگه پاسخگو نيست

146
00:13:30,718 --> 00:13:33,296
اينطوري ديگه براشون بازدهي لازم رو نداره ؛
سودِشون خيلي کم شده

147
00:13:33,388 --> 00:13:36,840
يه نفر با يه تراکتور ميتونه محصولِ
دوازده يا 14 تا از اين زمين ها رو جمع کنه

148
00:13:36,934 --> 00:13:39,307
وقتي اومد؛ دستمزدِشو بديد و محصول
رو ازش بگيريد و به ما تحويل بديد

149
00:13:39,395 --> 00:13:44,639
باشه، اما ديگه به کمتر از سهمِ فعلي
خودمون که ديگه نميتونيم اين کارو انجام بديم

150
00:13:44,735 --> 00:13:49,314
همين الانش هم بچه ها غذاي کافي گيرشون
نمياد بخورن و لباساشون هم خيلي کهنه و داغونه

151
00:13:49,407 --> 00:13:52,942
اگه بچه هاي همه اين وضعيت رو نداشتن
بدجوري مايه‌ي خجالت و شرمساري‌مون ميشد

152
00:13:53,036 --> 00:13:56,785
کمکي از دستم ساخته نيست
منم دستوراتِ خودمو دارم ؛
بهم گفتن که بهتون اعلام کنم بايد از اينجا بريد

153
00:13:56,874 --> 00:14:00,041
و اين؛ حرفيه که من دارم بهتون ميگم -
يعني منظورت اينه که از زمين خودم برم ؟ -

154
00:14:00,128 --> 00:14:03,544
منو سرزنش نکن، تقصير من که نيست -
پس تقصير کيه ؟ -

155
00:14:03,632 --> 00:14:06,966
خودت ميدوني که چه کسي مالکِ زمينه
"شرکت زمين و احشامِ "شاوني

156
00:14:07,053 --> 00:14:10,718
حالا ايني که ميگي، کي هست ؟ -
هيچکس ، يه شرکتِ -

157
00:14:10,807 --> 00:14:15,220
رئيس دارن ديگه، يکيو دارن که
! بلدِه چطوري از زورِ اسلحه استفاده کنه

158
00:14:15,312 --> 00:14:18,848
اوه، پسرم، تقصير رئيس شرکت که نيست ؛
بخاطر اينکه بانک بهش دستور ميده که چيکار کنه

159
00:14:18,941 --> 00:14:23,271
خيلي خب، اين بانک که ميگي کجاس ؟ -
تويِ "تولسا "؛ اما حمله کردن به -
رئيس بانک چه فايده اي داره ؟

160
00:14:23,363 --> 00:14:27,907
اون فقط يه رئيس بانکِ ساده اس
همين الانش هم بابت اينکه داره دستوراتِ
بالادستي‌ها رو اجرا مي‌کنه نيمه ديوونه شده

161
00:14:27,994 --> 00:14:31,410
پس، بالاخره بايد بريم کيو با تير بزنيم ؟ -
نميدونم داداش -

162
00:14:31,498 --> 00:14:35,199
اگه ميدونستم مسئول اصلي کيه، بهتون ميگفتم
منتها نميدونم کيو بايد بابت اين وضعيت سرزنش کرد

163
00:14:35,294 --> 00:14:39,624
منم دوباره بهت تاکيد ميکنم آقاي محترم، که
! هيچ کس نميتونه منو از زمينم بيرون کنه

164
00:14:39,716 --> 00:14:43,050
پدربزرگم هفتاد سال پيش
!اين زمينو بدست آورده

165
00:14:43,136 --> 00:14:49,176
! بابام همينجا به دنيا اومده
!همه ي ما اينجا متولد شديم
! و بعضيامونم روي همين زمين کُشته شدن

166
00:14:58,863 --> 00:15:02,067
و بعضيامونم ، روش مُردن

167
00:15:03,243 --> 00:15:05,450
همينه که اين زمينو مالِ ما ميکنه

168
00:15:05,537 --> 00:15:07,863
...روش متولد شديم

169
00:15:07,957 --> 00:15:10,911
...کار کرديم

170
00:15:11,753 --> 00:15:14,957
! و، روي همين زمين هم ميميريم

171
00:15:15,049 --> 00:15:18,964
...و هيچ تکه کاغذ مکتوبي که

172
00:15:31,860 --> 00:15:33,936
خب، بعدش چي شد ؟

173
00:15:36,699 --> 00:15:40,947
اونا اومدن
اومدن و از زمينم بيرونم کردن

174
00:15:41,037 --> 00:15:43,196
با "کَت" اومدن سراغمون -
با چي ؟

175
00:15:43,290 --> 00:15:46,494
کَت" ديگه، تراکتورهاي کاترپيلارِ بزرگ"

176
00:16:08,361 --> 00:16:15,159
و در برابر هرتراکتور؛ ده تا پانزده خانواده
از خونه هاشون بيرون انداخته شدن

177
00:16:15,244 --> 00:16:20,156
...صد نفري ميشدن
و براي زندگي بجز جاده و
خيابون هيچ جاي ديگه اي نداشتن

178
00:16:20,250 --> 00:16:24,711
خانواده ي "رَنس"؛ "پيتر"؛
پِري"؛ "جوداس"؛"

179
00:16:24,797 --> 00:16:28,083
يکي پس از ديگري از زمين هاي
خودشون بيرون انداخته شدن

180
00:16:28,176 --> 00:16:32,885
نصف آدمايي که هردومون ميشناسيم
از زمين هاشون بيرون انداخته شدن

181
00:16:34,683 --> 00:16:38,302
حدود يک ماه پيش سراغم اومدن

182
00:16:39,230 --> 00:16:41,188
! برگرد

183
00:16:41,274 --> 00:16:45,771
!بردگرد
!دارم بهت هشدار ميدم! برگرد عقب

184
00:16:55,457 --> 00:16:59,041
اگه نزديک تر بياي
! همونجا رويِ تراکتور ميکُشمت

185
00:16:59,128 --> 00:17:01,702
! بهت هشدار دادما

186
00:17:03,091 --> 00:17:07,469
تو پسرِ "جو دِيويس" هستي -
خوشم نمياد کسي روم اسلحه بکِشه -

187
00:17:07,555 --> 00:17:10,722
پس واسه چي اينکارو ميکني ؟
اونم با همشهري هاي خودت

188
00:17:10,809 --> 00:17:13,596
من دارم اينکارو بخاطرِ
روزي 3 دلار انجام ميدم

189
00:17:13,687 --> 00:17:18,979
من زن و دوتا بچه دارم
...مادر زنم هم هست
بايد شکم‌شون سير بشه ديگه

190
00:17:19,068 --> 00:17:23,565
من فقط و فقط به خانواده ي خودم
فکر ميکنم، اين که چه بلايي سرِ بقيه
بياد، به خودشون مربوط ميشه

191
00:17:23,657 --> 00:17:27,109
درست، اما تو نميفهمي پسرم
! اينجا زمينِ منه

192
00:17:27,203 --> 00:17:29,492
قبلا بوده
حالا ديگه مالِ شرکتِه

193
00:17:29,581 --> 00:17:34,742
هرکاري دلت ميخواد بکن پسرم؛ اما شک نکن که
...لحظه اي که اون تراکتورت به خونه ام برخورد کنه

194
00:17:34,837 --> 00:17:37,838
! ميفرستمت اون دنيا

195
00:17:37,924 --> 00:17:42,421
تو هيچ کسي رو روونه‌ي اون دنيا نميکني! بخاطر اينکه
درجا بابتِ قتلِ عمد دارِت ميزنن و خودتم اينو ميدوني

196
00:17:42,512 --> 00:17:45,964
بعدشم دو روز نشده ؛
يکي ديگه رو جايِ من ميفرستن

197
00:17:46,058 --> 00:17:48,846
! حالا، يالا ديگه
! از سرِ راه برو کنار

198
00:18:28,191 --> 00:18:31,441
چه فايده اي داشت ؟
حق با اون پسره بود

199
00:18:31,528 --> 00:18:35,526
کاري از دستم برنميومد

200
00:18:35,616 --> 00:18:41,620
آخه، بنظر ممکن نميرسه که آدم بتونه
اينقدر راحت يکيو اونطوري از زمينش بيرون کنه

201
00:18:41,707 --> 00:18:44,494
بقيه ي خانواده ام، به سمت غرب رفتن

202
00:18:44,585 --> 00:18:51,087
چيزي براي خوردن نداشتم، اما، نتونستم از اينجا برم
يه چيزي هست که نميذاره اينجا رو ترک کنم

203
00:18:51,176 --> 00:18:56,551
پس، حالا همينطور بي هدف اينجا پرسه ميزنم
و هرجايي هم که شد ميخوابم

204
00:18:59,519 --> 00:19:02,686
قبلا به خودم ميگفتم که بخاطر اين اينجام
...که از وسايل‌مون مراقبت کنم

205
00:19:02,773 --> 00:19:07,685
تا وقتي خانواده ام برمي‌گردن
همه چي سرِ جاش باشه

206
00:19:07,779 --> 00:19:10,317
اما ميدونستم که حقيقت نداره

207
00:19:11,158 --> 00:19:13,910
چيزي براي مراقبت وجود نداره

208
00:19:13,994 --> 00:19:17,411
و هيچ کس هم هرگز قصد
برگشتن به اينجا رو نداره

209
00:19:17,498 --> 00:19:19,575
! همه رفتن

210
00:19:20,710 --> 00:19:22,787
و من

211
00:19:22,880 --> 00:19:26,249
مثل ارواح سرگردان قبرستان

212
00:19:28,469 --> 00:19:31,175
اين، تنها چيزيه که تويِ
اين دنياي بزرگ هستم

213
00:19:33,934 --> 00:19:36,093
بنظرتون ديوونه ام ؟

214
00:19:41,026 --> 00:19:43,102
نه

215
00:19:43,195 --> 00:19:45,900
تو تنهايي، اما

216
00:19:45,990 --> 00:19:48,991
ديوونه نيستي

217
00:19:49,077 --> 00:19:53,823
خب؛ مهم نيست؛ اگرم ديوونه شده باشم
ديگه شدم و کاريش نميشه کرد و همينه که هست

218
00:19:53,916 --> 00:19:58,543
چيزي که نميفهمم اينه که خانواده ي خودم چطور حاضر
شدن که همچين چيزي رو قبول کنن، مثلا، مامانم

219
00:19:58,630 --> 00:20:02,248
يه بار ديدم با مرغ زنده اي که دستِش بود
به جونِ يه دستفروش افتاد

220
00:20:02,342 --> 00:20:06,970
يه تبر هم دستش بود که ميخواست مرغو باهاش بکُشه که
موقع درگيري يادش رفت کدوم دستِش مرغه و کدوم تبره

221
00:20:07,056 --> 00:20:12,052
وقتي کارش با اون دستفروش تموم شد ؛
فقط دوتا پايِ مرغِ بدبخت تو دستِش مونده بود

222
00:20:12,145 --> 00:20:13,973
...فقط يه

223
00:20:14,064 --> 00:20:17,564
!! روحِ فرتوتِ سرگردان قبرستان

224
00:20:18,862 --> 00:20:20,938
فقط همين

225
00:20:35,214 --> 00:20:37,290
طوفان داره آروم ميشه

226
00:20:41,513 --> 00:20:44,183
حالا برنامه ات چيه، ميخواي چيکار کني ؟

227
00:20:44,266 --> 00:20:46,343
سخت بشه بگي

228
00:20:46,435 --> 00:20:50,564
فکر کنم تا صبح اينجا ميمونم و
."بعدش ميرم خونه ي عمو "جان

229
00:20:50,649 --> 00:20:53,223
...منتها بعدازاون
ديگه نميدونم ميخوام چيکار کنم

230
00:20:54,737 --> 00:20:56,397
گوش بديد

231
00:21:03,998 --> 00:21:07,284
خودشونن
چراغ هاي ماشينِ اوناس

232
00:21:07,377 --> 00:21:09,915
يالا، زود باشيد
بايد مخفي بشيم

233
00:21:10,005 --> 00:21:13,374
از چي مخفي بشيم ؟
ما که کاري نکرديم

234
00:21:13,467 --> 00:21:18,759
...به ملکِ ديگري تجاوز کردي
!اينجا که ديگه زمينِ تو نيست
اون که داره مياد مباشرِه و مسلح هم هست

235
00:21:18,848 --> 00:21:22,467
! يالا -
زودباش ديگه "تام"، تو آزادي مشروط گرفتي -

236
00:21:45,379 --> 00:21:47,253
! "ميولي"

237
00:22:01,481 --> 00:22:04,685
فقط بايد قايم بشي و نيگا کني

238
00:22:04,777 --> 00:22:08,526
اينجا نميان ؟ -
فکر نکنم بيان -

239
00:22:08,615 --> 00:22:11,402
...يه بار يکي‌شون اومد و با -
! ساکت -

240
00:22:11,493 --> 00:22:13,700
چوبِ مخصوص حصار
!محکم کوبيدم تو کله اش

241
00:22:13,787 --> 00:22:16,113
،از اون موقع تا حالا
اينطرف‌ها پيداشون نميشه

242
00:22:20,796 --> 00:22:22,872
اينجا نيست

243
00:22:32,393 --> 00:22:37,139
اگه يه روزي؛ يکي بهم ميگفت که روزي ميرسه
...که تو زمين خودم مجبور بشم قايم بشم

244
00:22:52,583 --> 00:22:58,954
پروردگارا، کاري کن بابت نعمتي
که بهمون ارزاني داشتي
شکرگزارِ درگاهت باشيم، آمين

245
00:22:59,049 --> 00:23:01,505
ديدمت
موقع دعا کردن داشتي غذا ميخوردي

246
00:23:01,593 --> 00:23:05,639
همه اش يه گازِ کوچولو بود
فقط يه گازِ کوچولو موچولو، فقط همين

247
00:23:05,723 --> 00:23:10,185
عجب وضع خرابي راه انداخته ها -
قبلا ديدمش، که مثل يه -
خوکِ پير حريصانه ميخورد

248
00:23:10,270 --> 00:23:13,058
ببينم؛ واسه چي موقع دعا خوندن
قبل از غذا چشم هاتو نمي‌بندي ؟

249
00:23:13,148 --> 00:23:15,474
دوباره بگيد ببينم، روي اون
اعلاميه چي نوشته عمو "جان"؟

250
00:23:16,611 --> 00:23:22,365
نوشته: "يه عالمه کار؛ تو کاليفرنيا در انتظار شماست
"هشتصد نفر ميوه چين مورد نياز است

251
00:23:27,665 --> 00:23:33,253
حالا وايسين پام به "کاليفرنيا" برسه؛ ميخوام هروقت
که عشقم بکِشه دستم رو دراز کنم و پرتقال بچينم

252
00:23:33,339 --> 00:23:38,132
يا شايدم انگور، حالا، حالا، حالا، ؛
يه چيزي هست که هيچوقت ازش سير نميشم

253
00:23:38,219 --> 00:23:41,838
يه بوته ي بزرگ انگور انتخاب ميکنم و دست
...ميندازم يه مشت انگور بزرگ ازش ميکنم

254
00:23:41,932 --> 00:23:47,224
و تو صورتم لِهِ‌شون ميکنم و فشار
ميدم تا آبشون از چونه ام سرازير بشه

255
00:23:47,313 --> 00:23:49,769
خدا رو شکر بابت
!نعمت هايي که بهمون داده

256
00:23:49,858 --> 00:23:53,144
شايدم يه تشت پر از انگور
،واسه خودم بگيرم و

257
00:23:53,237 --> 00:23:59,110
بعدش برم توش بشينم و اينقدر
بخورم تا همه‌شون تموم بشن

258
00:24:00,537 --> 00:24:07,870
مطمئنم خوشم مياد
مطمئنم خوشم مياد اينکار رو بکنم

259
00:24:27,569 --> 00:24:30,107
اوه، خدا رو شکر
خدا رو شکر

260
00:24:31,240 --> 00:24:33,316
"تامي"

261
00:24:38,123 --> 00:24:40,199
مامان

262
00:24:45,631 --> 00:24:51,718
فرار که نکردي هان؟ نبايد مخفي بشي؟ -
نه؛ مامان؛ آزادي مشروط گرفتم -
تمام نامه هاش رو هم دارم

263
00:24:54,433 --> 00:25:00,888
ترسيده بودم که نکنه خدايِ ناکرده از
اينجا بريم و ديگه هيچ وقت همديگه رو نبينيم

264
00:25:00,983 --> 00:25:03,474
اگرم از اينجا ميرفتيد ؛
بازم ميومدم و پيداتون ميکردم مامان

265
00:25:07,532 --> 00:25:09,940
ميولي"برام تعريف کرد"
که چه اتفاقي افتاده

266
00:25:10,035 --> 00:25:12,111
راسته که داريم ميريم "کاليفرنيا "؟

267
00:25:12,204 --> 00:25:15,040
بايد بريم اونجا "تامي"؛
اما همه چي درست ميشه

268
00:25:15,124 --> 00:25:20,083
يه عالمه اعلاميه و تبليغات ديدم که چقدر کار
اونجا فراوونه و اينکه چقدر دستمزدهاي بالايي ميدن

269
00:25:21,256 --> 00:25:26,465
منتها يه چيزي هست که قبلش
"بايد بهم بگي تا بدونم "تامي
ببينم؛ اونجا بهت صدمه زدن پسرم ؟

270
00:25:26,554 --> 00:25:30,090
ببينم؛ بهت صدمه زدن و جوشيت کردن ؟ -
جوشي، مامان ؟ -

271
00:25:30,183 --> 00:25:34,051
بعضي وقتا اينکارو ميکنن ديگه -
نه؛ مامان؛ اولش جوشي شدم -
اما بعدش ديگه نه

272
00:25:34,146 --> 00:25:36,685
بعضي وقتا، اونجا تو زندان
يه بلايي سرِ آدم ميارن

273
00:25:36,774 --> 00:25:39,978
بهت صدمه ميزنن تا عصباني بشي
تا بعدش جوشي و گستاخ بشي

274
00:25:40,070 --> 00:25:43,190
و بعدش دوباره بهت صدمه ميزنن
تا بي ادب‌تر و جوشي‌تر و گستاخ‌تر بشي

275
00:25:43,282 --> 00:25:48,574
تا زماني برسه که ديگه اون پسر يا مَرد
سابق نباشي بلکه فقط يه آدم
متحرک جوشي گستاخ باشي

276
00:25:48,663 --> 00:25:52,876
حالا بگو ببينم؛ اينطوري بهت صدمه زدن پسرم؟ -
نه مامان، نگرانِش نباش -

277
00:25:52,960 --> 00:25:54,538
خب، من

278
00:25:54,629 --> 00:25:56,954
آخه من پسر جوشي و گستاخ نميخوام

279
00:25:57,298 --> 00:26:00,086
تاميِ"ـه "
تامي" برگشته "

280
00:26:00,177 --> 00:26:02,466
چيکار کردي پسرم ؟
فرار کردي ؟

281
00:26:02,555 --> 00:26:04,631
! تامي" از زندان بيرون اومده "

282
00:26:04,724 --> 00:26:10,063
من، ميدونستم! نميتونستن اون تو نگهِش دارن
! هيچ کس نميتونه يه "جود" رو تو زندان نگه داره

283
00:26:10,147 --> 00:26:12,555
از همون اولش ميدونستم که ميزني بيرون

284
00:26:12,650 --> 00:26:18,440
!از سرِ راهم بريد کنار! ديديد بهتون گفته بودم
بهتون گفته بودم که مثل
...گاو نري که از آغل فرار ميکنه

285
00:26:18,532 --> 00:26:23,194
تامي" هم بالاخره از زندان ميزنه بيرون "
هيچ کس نميتونه يکي
از "جود"ها رو تو زندان نگه داره

286
00:26:23,287 --> 00:26:26,953
فرار نکردم، بهم آزادي مشروط دادن -
خودم هم قبلا اينطوري بودم -

287
00:26:27,041 --> 00:26:32,037
حالتون چطوره عمو "جان"؟ -
سلام "تامي"؛ خوبم -

288
00:26:32,131 --> 00:26:36,378
تو چطوري "نوآ"؟ -
خوبم "تامي"؛، بگو ببينم، فرار کردي؟ -

289
00:26:36,469 --> 00:26:38,758
نه، آزادي مشروط گرفتم

290
00:26:38,847 --> 00:26:40,923
سلام -
"تامي "-

291
00:26:43,894 --> 00:26:47,679
! زنداني‌مون برگشته
! زنداني‌مون برگشته

292
00:26:52,613 --> 00:26:55,614
"سلام "اَل -
"سلام "تام -

293
00:26:56,201 --> 00:26:59,902
ببينم؛ از زندان فرار کردي ؟ -
نه، بهم آزادي مشروط دادن -

294
00:26:59,997 --> 00:27:02,488
"روزاشرِن "

295
00:27:02,583 --> 00:27:04,493
! فرار کرده

296
00:27:04,585 --> 00:27:07,753
اونم که همراهشِه "کاني ريورزِ"ه
حالا ديگه با همديگه ازدواج کردن

297
00:27:07,839 --> 00:27:11,256
الانم يه سه چهارماهيه که حامله اس

298
00:27:11,343 --> 00:27:15,009
وقتي رفتم يه دخترکوچولو بيشتر نبود

299
00:27:15,848 --> 00:27:19,183
"سلام "روزاشارن  -
چطوري "تام"؟ -

300
00:27:19,978 --> 00:27:23,099
اين آقا شوهرم "کانيِ"ـه

301
00:27:24,484 --> 00:27:26,642
ببينم تو -
نه، آزادي مشروط گرفتم -

302
00:27:27,696 --> 00:27:32,358
خب، ديگه بهتر از اين نميشه ؛
ميبينم که بزودي عمو ميشم

303
00:27:32,451 --> 00:27:34,528
اوه، نخيرم

304
00:27:34,620 --> 00:27:39,616
نگاه کن چطوري از خجالت سُرخ شده -
نگاش کن، لوپ هاش از خجالت گُل انداخته -

305
00:27:48,136 --> 00:27:51,054
! "هي، "جود
"جان جود "

306
00:27:58,732 --> 00:28:01,519
يادت که نرفته، هان ؟ -
يادمون نرفته -

307
00:28:01,610 --> 00:28:05,359
فردا سراغ اينجا ميايم -
خودم ميدونم -

308
00:28:05,448 --> 00:28:08,319
قبل از بالا آمدن خورشيد از اينجا رفتيم

309
00:28:25,555 --> 00:28:31,511
چطوري اينهمه پول جور کردين؟ -
وسايلمونو فروختيم، پنبه هايي که چيديم -
حتي پدربزرگت هم وسايلِش رو فروخته

310
00:28:31,604 --> 00:28:37,026
تمامش روي هم حدود 200 دلار برامون درآمد داشت
که 75 دلار هم براي خريد اين کاميون هزينه کرديم

311
00:28:37,110 --> 00:28:42,188
هنوزم حدود 150 دلار داريم که فکر کنم
براي راه انداختن‌مون کفايت کنه

312
00:28:42,283 --> 00:28:46,233
تند نرو، بالاخره ماها روي هم
دوازده نفر هستيم ديگه، درسته ؟

313
00:28:46,329 --> 00:28:50,244
احتمالا مثل گوساله ي نر يواش راه ميره
منتها بهرحال حرکت ميکنه ديگه

314
00:28:50,334 --> 00:28:54,581
فکر کنم اگه ميخوايم قبل از بالا
اومدن خورشيد راه بيفتيم، ديگه
بهتره کم کم آماده ي حرکت بشيم

315
00:28:54,672 --> 00:28:56,914
اوضاع چطوره "جان "؟
اوضاع چطوره پسرا ؟

316
00:30:30,534 --> 00:30:32,610
آماده ام

317
00:30:40,504 --> 00:30:46,009
روزاشارن"؛ عزيزم؛ بچه ها رو بيدار کن؛ "
آماده ايم که ديگه راه بيفتيم

318
00:30:47,304 --> 00:30:49,760
روتي "؛ "وينفيلد "؛ بلند شين ببينم "

319
00:30:50,933 --> 00:30:56,011
بابا بزرگ کجاس؟ "اَل"؛ برو بيارش -
ميخوام اون بالا برم، يکي کمکم کنه -

320
00:30:56,106 --> 00:30:57,600
صبر کن

321
00:30:57,691 --> 00:31:01,143
بچه ها، شماها اول بپرين بالا -
! "داريم ميريم "کاليفرنيا -

322
00:31:01,237 --> 00:31:05,105
قراره "اَل" رانندگي کنه مامان
شما برو پيشِ اون و بابابزرگ بشين
بعدا جاهامونو عوض ميکنيم

323
00:31:05,200 --> 00:31:09,993
کاني"؛ به "روزاشارن" کمک"
کن که بره و کنار بچه ها بشينه

324
00:31:10,956 --> 00:31:13,874
بابابزرگ کجاس ؟ -
! بابا بزرگ ؟ -

325
00:31:13,960 --> 00:31:16,878
احتمالا همون جاييه
!که هميشه هست

326
00:31:19,258 --> 00:31:22,010
! بابا بزرگ
! پدر بزرگ

327
00:31:22,094 --> 00:31:25,678
يه جا براش خالي نگه دار "جان"؛ تو و "نوآ" هم
بپرين بالا و يه جايي واسه خودتون پيدا کنيد

328
00:31:25,765 --> 00:31:28,850
بايد طوري بنشينيد که
وزن همه مساوي تقسيم بشه

329
00:31:38,280 --> 00:31:43,441
بنظرتون دووم مياره ؟ -
اگه بياره که يه معجزه ي تموم عياره -

330
00:31:43,536 --> 00:31:45,576
مامان، بابا

331
00:31:45,663 --> 00:31:49,578
! ولم کنين، خدا لعنتِتون کنه
! لعنت به روحِت

332
00:31:49,668 --> 00:31:52,872
...خواهش ميکنم کمک کنيد
اين يه چيزيش شده

333
00:31:52,964 --> 00:31:57,876
! چرا يه جا نمي ايستي ؟ -
پدر بزرگ يه چيزيش شده -

334
00:32:00,514 --> 00:32:04,465
تنهام بذارين، فقط همين -
فقط همين چي ؟ -

335
00:32:04,561 --> 00:32:07,645
چي شده پدربزرگ ؟

336
00:32:07,731 --> 00:32:11,812
چي شده ؟
هيچي نشده، من فقط

337
00:32:11,902 --> 00:32:15,486
نميخوام باهاتون بيام، فقط همين -
منظورتون چيه ؟ بايد راه بيفتيم

338
00:32:15,573 --> 00:32:17,650
ما هيچ جايي براي موندن نداريم

339
00:32:17,743 --> 00:32:22,204
شماها رو که نميگم، خودمو ميگم

340
00:32:22,290 --> 00:32:27,285
ديشب نشستم درست و حسابي درباره اش
فکر کردم و تصميم گرفتم که اينجا بمونم

341
00:32:27,379 --> 00:32:31,591
اما نميتوني اينجا بموني پدربزرگ
اينجا قراره با تراکتور، با خاک يکسان بشه

342
00:32:31,676 --> 00:32:36,006
همگي بايد از اينجا بريم -
...همه... بجز من -
و منم ميخوام همينجا بمونم

343
00:32:36,097 --> 00:32:39,681
پس مامان بزرگ چي ؟ -
! اونم با خودتون ببريد -

344
00:32:39,768 --> 00:32:43,352
آخه اگه بموني؛ کي برات
غذا درست ميکنه بابابزرگ ؟
چطوري ميخواي زندگي کني ؟

345
00:32:43,439 --> 00:32:48,067
خب، "ميولي"زنده اس و داره زندگي ميکنه ديگه
مگه نه؟ تازه من دو برابر "ميولي "مردانگي دارم

346
00:32:48,153 --> 00:32:51,487
حالا، گوش بده ببين چي ميگم بابابزرگ
فقط يه دقيقه به حرفام گوش بده

347
00:32:51,574 --> 00:32:53,781
به حرفِ هيچ کسي هم گوش نميدم

348
00:32:53,868 --> 00:32:59,290
بهتون گفتم که ميخوام چيکار کنم
...و يه ارزن هم اهميت نميدم

349
00:32:59,375 --> 00:33:03,243
که اونجا اينقدر پرتقال و انگور فراوونه
که آدم توشون غرق ميشه

350
00:33:03,338 --> 00:33:06,707
من "کاليفرنيا "برو نيستم که نيستم

351
00:33:06,800 --> 00:33:11,878
! لعنتي
اينجا کشورمه و به همينجا هم تعلق دارم

352
00:33:11,973 --> 00:33:14,262
بله، قربان

353
00:33:14,350 --> 00:33:17,268
اين خاکِ منه

354
00:33:17,354 --> 00:33:20,391
درسته خوب و حاصلخيز نيست، اما

355
00:33:20,483 --> 00:33:23,603
خب؛ مالِ خودمه ديگه
همه اش مالِ خودمه

356
00:33:23,695 --> 00:33:28,737
يا بايد دست و پاشو ببنديم و بندازيمش
عقب کاميون يا خلاصه بايستي يه کار
ديگه اي بکنيم، نميتونه اينجا تنهايي بمونه

357
00:33:28,826 --> 00:33:34,069
نه، نميشه دست و پاشو ببنديم؛ بخاطر اينکه
يا بهش صدمه ميزنيم يا اينکه اينقدر عصباني
ميشه که خودش به خودش آسيب ميرسونه

358
00:33:34,165 --> 00:33:37,451
فکر ميکني بتونيم مستِش کنيم ؟ -
اينجا ويسکي داريم ؟ -

359
00:33:37,544 --> 00:33:42,586
نه، وايسا؛ يه نيم بطري از
شربتِ آرامبخش داريم

360
00:33:44,803 --> 00:33:48,219
بيا بگيرش، قبلا براي خوابوندن
بچه ها ازش استفاده ميکرديم

361
00:33:50,309 --> 00:33:53,761
مزه ي بدي نميده -
قهوه هم داريم -
ميتونيم براش قهوه درست کنيم

362
00:33:53,855 --> 00:33:57,390
درسته، يکم هم از اين شربت ميريزيم تو قهوه اش -
بهتره يه مقدار زيادي براش بريزي که خوابش ببره -

363
00:33:57,484 --> 00:34:00,189
آخه خيلي خَر زورِه

364
00:34:00,279 --> 00:34:01,939
اگه "ميولي"؛

365
00:34:02,031 --> 00:34:05,401
اگه "ميولي" تونسته زنده بمونه، من

366
00:34:05,493 --> 00:34:07,570
فکر کنم منم بتونم تنهايي زندگي کنم

367
00:34:09,999 --> 00:34:12,075
بويِ گوشتِ دنده ي کباب شده مياد

368
00:34:13,920 --> 00:34:18,417
يکي داشته دنده کبابي ميخورده
چرا به من هيچي نداديد ؟

369
00:34:18,509 --> 00:34:22,293
خب؛ يکم برات نگه داشتن بابابزرگ
الان دارم برات گرمش ميکنم که بخوريش

370
00:34:22,388 --> 00:34:26,173
اما اول بيا اين فنجون قهوه رو بخور

371
00:34:26,268 --> 00:34:29,222
يه تيکه گوشت دنده ي کبابي بهم بدين

372
00:34:29,313 --> 00:34:33,263
يه تيکه بزرگش رو ميخوام ها

373
00:34:33,359 --> 00:34:37,903
من، گرسنه ام -
البته که گرسنه اي -

374
00:34:47,835 --> 00:34:51,500
من، خيلي دنده کبابي دوست دارم

375
00:34:59,014 --> 00:35:03,262
"بپر بالا "نوآ -
"اول پاهاشو درست بذار "تام -

376
00:35:04,104 --> 00:35:06,180
! آروم، آهسته

377
00:35:08,108 --> 00:35:11,809
بهتره يه چيزي بندازيد روش
که آفتاب زده نشه

378
00:35:11,904 --> 00:35:16,152
حالا همه چي روبراهه ؟
"خيلي خب، راهِش بنداز "اَل

379
00:35:18,537 --> 00:35:20,530
سوار شو مامان

380
00:35:20,623 --> 00:35:24,668
خب؛ خدانگهدار و موفق باشيد -
"ماشين رو نگه دار "اَل -

381
00:35:24,753 --> 00:35:27,125
مگه شما همراه‌مون نمياين ؟

382
00:35:27,214 --> 00:35:28,958
دوس دارم بيام

383
00:35:29,049 --> 00:35:34,424
يه چيزي تو غرب وجود داره که دوست دارم
امتحانش کنم و بفهمم چيه و درکِش کنم

384
00:35:34,514 --> 00:35:37,219
اگه فکر ميکنيد برام جا داريد
خوشحال ميشم همراهتون بيام

385
00:35:39,311 --> 00:35:41,435
يه عالمه جا داريم
سوار شو

386
00:35:41,522 --> 00:35:45,473
! "ماشينو راه بنداز "اَل -
! کاليفرنيا"، آماده باش که اومديم"-

387
00:36:05,091 --> 00:36:08,378
نميخواي برگردي يه نگاهي به پشتِ
سرمون بندازي مامان؟ ميدوني
براي آخرين بار يه نگاه به خونه بندازي؟

388
00:36:08,470 --> 00:36:12,635
داريم ميريم "کاليفرنيا "مگه نه ؟
."خب باشه، پس بزنين بريم "کاليفرنيا

389
00:36:12,725 --> 00:36:15,846
اين حرف؛ به حرفاي شما نميخوره
هرگز اينطوري حرف نميزدين

390
00:36:15,937 --> 00:36:19,389
خب؛ قبلا هيچ وقت از
خونه ام بيرونم نکرده بودن

391
00:36:19,483 --> 00:36:22,401
هيچ وقت پيش نيومده بود که بي خانمان
بشم و با خانواده ام بزنيم به جاده

392
00:36:22,487 --> 00:36:26,105
قبلا هرگز تو زندگي مجبور نشده بودم
که چيزي رو از دست بدم

393
00:37:37,533 --> 00:37:41,116
همه چي درست ميشه پدربزرگ -
من نميام -

394
00:37:41,204 --> 00:37:44,573
نميام
نميخوام بيام

395
00:37:44,666 --> 00:37:47,371
نميخوام بيام

396
00:37:49,755 --> 00:37:51,962
چيزي نيست بابابزرگ

397
00:37:52,050 --> 00:37:54,755
فقط خسته اي، همين

398
00:37:55,595 --> 00:37:57,921
همين

399
00:37:58,015 --> 00:38:00,304
فقط خسته اي

400
00:38:02,145 --> 00:38:04,019
فقط

401
00:38:04,856 --> 00:38:06,730
خسته اي

402
00:38:38,813 --> 00:38:45,018
در اين مکان "ويليام جيمز جود" آرميده است
پيرمرد فرتوتي که بخاطر سکته‌ي قلبي از دنيا رفت

403
00:38:46,071 --> 00:38:52,822
خويشاوندانش به اين دليل که براي مراسم خاکسپاري
پولي نداشتند پرداخت کنند؛ همينجا خاکش کردن

404
00:38:59,795 --> 00:39:03,876
کسي اونو نکُشته؛ فقط يه حمله ي
قلبي کرده و رخت از دنيا بربسته

405
00:39:07,805 --> 00:39:11,589
بنظرم بهترين کار اين اومد که همچين
متني رو تنظيم کنيم و باهاش خاک کنيم

406
00:39:11,684 --> 00:39:16,762
تا اگه کسي جسد رو پيدا کرد
و فکر کرد که به قتل رسيده
اين نامه نشون بده واقعا چي شده

407
00:39:16,857 --> 00:39:21,983
مثل اينکه حکومت اين روزا، بدفعات ثابت کرده
که به مُرده ها؛ بيشتر از زنده ها اهميت ميده

408
00:39:22,071 --> 00:39:25,655
تازه اينطوري که اسمش همراهشه
ديگه مجهول الهويه و تنها هم نميشه

409
00:39:25,742 --> 00:39:29,657
اينطوري ديگه يه پيرمرد مُرده ي مجهول الهويه
و تنها و بي کس؛ مدفون در زير زمين نخواهد بود

410
00:39:31,541 --> 00:39:34,910
ميتوني يه چند کلمه صحبت کني "کِيسي"؟

411
00:39:35,003 --> 00:39:38,123
خودت که ميدوني ؛
ديگ کِشيش نيستم

412
00:39:38,215 --> 00:39:44,005
ميدونيم، اما هيچ کدوم از کس و کارمون تا حالا
نشده که بدون گفتن چند کلمه خاک شده باشه

413
00:39:46,475 --> 00:39:48,966
باشه، اما مختصر چند کلمه اي ميگم

414
00:39:55,444 --> 00:39:58,017
پيرمردي که اينجاست

415
00:39:58,113 --> 00:40:01,234
واسه خودش زندگي طولاني اي داشته
و بتازگي قالب تُهي کرده

416
00:40:01,326 --> 00:40:04,825
نميدونم تو زندگيش آدم خوبي بوده يا بد

417
00:40:04,913 --> 00:40:07,202
البته اهميت زيادي هم نداره

418
00:40:08,209 --> 00:40:11,080
يه بار شنيدم يکي يه شعري خوند

419
00:40:11,170 --> 00:40:14,374
:و تو شعرش ميگفت
"تمام زندگي و هرآنچه زنده اس مقدسه"

420
00:40:15,717 --> 00:40:18,968
خب؛ منم براي يه پيرمرد که بتازگي
جونِش رو از دست داده دعا نميکنم

421
00:40:19,055 --> 00:40:21,724
بخاطر اينکه اون به دعا احتياجي نداره

422
00:40:21,808 --> 00:40:27,930
اگه به من باشه؛ براي مردم زنده اي دعا ميکنم
که راهِشون رو گم کردن و نميدونن چيکار کنن

423
00:40:28,023 --> 00:40:30,811
اين پدربزرگمون که اينجاس

424
00:40:30,902 --> 00:40:34,271
ديگه همچين دردسرهايي تو زندگيش نداره

425
00:40:34,364 --> 00:40:40,486
ديگه آردش رو الک کرده و غربالِش رو آويخته
زندگيش به آخر رسيده؛ پس دفنش کنيد و تنهاش بذاريد

426
00:41:32,390 --> 00:41:38,061
ناراحتم و دارم تو جاده حرکت ميکنم

427
00:41:38,272 --> 00:41:44,228
ناراحتم و دارم تو جاده حرکت ميکنم

428
00:41:44,947 --> 00:41:51,484
ناراحتم و دارم تو جاده حرکت ميکنم
اوه، خداي من

429
00:41:51,579 --> 00:41:57,369
انتظار نداشتم زمونه اينطوري باهام رفتار کنه

430
00:41:58,546 --> 00:42:04,834
بهم نون ذرت و لوبيا دادن بخورم

431
00:42:05,053 --> 00:42:11,258
بهم نون ذرت و لوبيا دادن بخورم

432
00:42:11,352 --> 00:42:15,896
خداي من، "کاني" هم خيلي
قشنگ ميخونه ها، مگه نه ؟

433
00:42:15,983 --> 00:42:18,308
اوه، خداي من

434
00:42:18,402 --> 00:42:24,442
انتظار نداشتم دنيا اينطوري باهام رفتار کنه

435
00:42:27,288 --> 00:42:32,793
دامادمِه -
واقعا خوب ميخونه، شماها اهلِ کدوم ايالتين؟ -

436
00:42:32,877 --> 00:42:36,876
از "اوکلاهاما"؛ اونجا مزرعه داشتيم
البته زمينِش رو اجاره کرده بوديم

437
00:42:36,966 --> 00:42:39,718
ما هم اهلِ "آرکانزاس" هستيم

438
00:42:39,802 --> 00:42:44,430
اونجا فروشگاه داشتم
همه چي ميفروختم

439
00:42:44,516 --> 00:42:48,051
منتها وقتي مزرعه ي کشاورزا نابود شد
مغازه ها هم تعطيل شدن

440
00:42:48,896 --> 00:42:52,811
اونجا يه فروشگاهِ نُقلي
خوشگلي داشتم که تو عُمرتون نديدين

441
00:42:52,901 --> 00:42:56,068
بدون شک متنفر بودم
که ازش دست بکِشم

442
00:42:56,530 --> 00:42:58,856
خب، حالا همچين هم معلوم
،نيست صددرصد بد باشه که

443
00:42:58,950 --> 00:43:01,868
خودم فکر کردم وقتي
...رسيديم اونجا و کار گرفتم

444
00:43:01,953 --> 00:43:06,331
شايد بتونم يه قطعه زمين حاصلخيز
نزديکِ اقيانوس بخرم، حالا اگه اينطوري
بشه که خيلي اتفاق ناخوشايند و بدي نيست

445
00:43:06,417 --> 00:43:09,204
درسته، شنيدم اونجا دستمزدهاي
خيلي خوبي ميدن

446
00:43:09,295 --> 00:43:12,996
همه ميتونيم کار گير بياريم -
ديگه بدتراز محل زندگي خودمون که نميتونه باشه -

447
00:43:13,091 --> 00:43:15,380
شماها بايد پول قلمبه اي تو دست
و بال‌تون باشه که اينطوري حرف ميزنيد

448
00:43:15,469 --> 00:43:20,428
نه؛ پول مول تو بساطمون نيست؛ اما تعدادمون زياده
و ميتونيم کار کنيم و آدماي خوب و کاري اي هم هستيم

449
00:43:20,516 --> 00:43:25,725
اونجا هم که خوب دستمزد ميگيريم و ميتونيم
پولامونو رو هم بذاريم و ديگه مشکلي نداريم

450
00:43:25,814 --> 00:43:28,935
دستمزد بالا؟ هان؟
براي کندن پرتقال و هلو؟

451
00:43:29,026 --> 00:43:33,239
خب؛ تصميم گرفتيم هرچي بدن قبول کنيم -
چيش اينقدر خنده داره ؟ -

452
00:43:33,323 --> 00:43:36,324
چيش اينقدر خنده داره؟
من خودم تازه اونجا بودم

453
00:43:36,410 --> 00:43:40,243
خودم اونجا بودم و همه چي رو با
چشم خودم ديدم الان هم دارم برميگردم
شهر خودم که ازگرسنگي بميرم

454
00:43:40,331 --> 00:43:43,001
بخاطر اينکه ترجيح ميدم فقط يه بار از گرسنگي
بميرم بجاي اينکه يواش يواش زجر کش بشم

455
00:43:43,084 --> 00:43:48,709
درباره ي چي داري حرف ميزني؟
من اينجا اعلاميه اي دارم که توش
نوشته دستمزهاي بالايي ميدن

456
00:43:48,799 --> 00:43:51,089
تو روزنامه هم خوندم
که به ميوه چين احتياج دارن

457
00:43:51,177 --> 00:43:53,929
باشه، برو همون کارو بکن
کسي جلوتو نگرفته که

458
00:43:54,014 --> 00:43:57,430
باشه، اما پس اين اعلاميه چي ؟ -
نميخوام خاطرتونو آزرده کنم -
بريد به کارتون برسيد

459
00:43:57,518 --> 00:44:02,644
يه دقيقه وايسا رفيق
حالا که همچين حرفِ احمقانه اي از دهنت
بيرون اومده نميتوني اينطوري ساکت بشي

460
00:44:02,732 --> 00:44:07,062
اينجا نوشته 800 نفر ميوه چين لازم دارن
تو خنديدي و گفتي احتياجي به ميوه چين ندارن
حالا کدوم طرف دروغگوئه ؟

461
00:44:07,154 --> 00:44:10,738
چندتاتون از اين اعلاميه ها داريد؟ -
من يکي دارم -

462
00:44:10,825 --> 00:44:13,661
منم يکي دارم -
همه يکي داريم -

463
00:44:13,745 --> 00:44:19,333
حالا اين چي رو ثابت ميکنه ؟ -
بفرمايين، همون آگهي تبليغاتي که همه دارن -

464
00:44:19,419 --> 00:44:21,458
هشتصد نفر ميوه چين لازم است

465
00:44:21,546 --> 00:44:26,339
خيلي خب؛ فرض کن طرف 800 نفر ميوه چين ميخواد ؛
حالا در نظر بگير که مثلا 5000 تا آگهي چاپ کرده باشه

466
00:44:26,427 --> 00:44:28,752
و خب شايد 20 هزار نفر
اين آگهي ها رو ديده باشن

467
00:44:28,846 --> 00:44:33,141
و شايد يه دو سه هزار نفري با ديدن
اين آگهي ها به سمتِ غرب اومده باشن

468
00:44:33,226 --> 00:44:36,596
دو سه هزار نفر که بدجوري از نگراني
و ترس از بيکاري ديوونه شدن

469
00:44:36,689 --> 00:44:40,390
براي 800 شغل به اونجا هجوم ميارن
حالا، بنظرت اين حرفم با عقل جور در مياد ؟

470
00:44:40,485 --> 00:44:45,278
ببينم؛ تو دنبال دردِسر درست کردني ؟
مطمئني از اين کارگرهاي تقلبي نيستي ؟

471
00:44:45,365 --> 00:44:47,358
من، قسم ميخورم که
اونطوري آدم نيستم آقا

472
00:44:47,451 --> 00:44:52,114
ببين دارم بهت ميگم اين طرفا
واسه خودت نگرد و دردسر درست کن

473
00:44:52,207 --> 00:44:56,205
سعي کردم حقيقتي رو که براي خودم يک
سال طول کِشيد تا متوجهِش بشم؛ بهتون بگم

474
00:44:56,295 --> 00:45:02,666
دوتا بچه و زنم رو از دست دادم تا اينو فهميدم
اما خب کسي هم از قبل بهم هشدار نداده بود

475
00:45:02,761 --> 00:45:07,969
نميتونم با هيچ لغتي براتون تصوير کنم که اون کوچولوها
چطوري با شکم هاي خالي رو زمين دراز کِشيده بودن

476
00:45:08,059 --> 00:45:10,301
و تبديل به يه مشت
پوست و استخون شده بودن

477
00:45:10,395 --> 00:45:13,349
و مثل توله سگ به
خودشون ميلرزيدن و ميناليدن

478
00:45:13,440 --> 00:45:15,931
و اين وسط منم اينطرف و
اونطرف دنبال کار ميگشتم

479
00:45:16,026 --> 00:45:19,063
اونم نه براي پول يا دستمزد

480
00:45:19,155 --> 00:45:22,240
بلکه فقط واسه يه فنجون
آرد و يه قاشق چربي خوک

481
00:45:22,325 --> 00:45:24,449
بعدش پزشک قانوني اومد

482
00:45:24,536 --> 00:45:29,697
تو گزارشش نوشت که "بچه ها بدليل ضعف
"قلب، جون‌شون رو ازدست دادن

483
00:45:29,792 --> 00:45:31,869
ضعفِ قلب"؟"

484
00:45:31,962 --> 00:45:36,624
اونوقت شکم هاي کوچولوشون مثلِ
! مثانه ي خوک باد کرده بود

485
00:45:38,469 --> 00:45:41,886
خب، ديگه دير وقته
بايد برم يکم بخوابم

486
00:45:43,809 --> 00:45:45,351
خب

487
00:45:45,436 --> 00:45:47,512
شب بخير رفقا

488
00:46:00,495 --> 00:46:04,707
بنظرتون اون يارو داره حقيقت رو ميگه ؟

489
00:46:04,792 --> 00:46:07,330
بنظر من که داره واقعيت رو ميگه

490
00:46:07,420 --> 00:46:09,828
داستانِ واقعي اي که
براي خودش اتفاق افتاده بود

491
00:46:09,923 --> 00:46:12,414
اون مرد؛ داستان‌اش
رو از خودش در نياورده بود

492
00:46:12,509 --> 00:46:15,261
اما، بنظرتون؛ اين حقيقتيه که
اونجا انتظارِ ماها رو هم ميکِشه ؟

493
00:46:15,346 --> 00:46:17,422
نميدونم چي بگم

494
00:47:07,782 --> 00:47:09,989
بهت ميگم بايد برم دستشويي

495
00:47:10,076 --> 00:47:12,152
بايد همين الان برم دستشويي

496
00:47:21,381 --> 00:47:25,462
شماها ميخواين چيزي بخرين ؟ -
يه مقدار بنزين ميخوايم آقا -

497
00:47:25,553 --> 00:47:29,088
پول مول تو بساطِتون پيدا ميشه که؟ -
چي فکر کردي؟ -
التماس ميکنيم که مُفتي بدي؟

498
00:47:29,182 --> 00:47:34,058
فقط پرسيدم، همين -
خب، سئوال درست بپرس -
با بدبخت بيچاره که حرف نميزني

499
00:47:34,146 --> 00:47:37,064
من فقط سئوال کردم

500
00:47:37,859 --> 00:47:41,904
چه نوع شيريني پايي داري ؟ -
موزي؛ آناناسي؛ شکلاتي و سيب -

501
00:47:41,988 --> 00:47:44,658
يه تيکه ي بزرگ از نوع خامه ايش
برام بيار و يه فنجون هم قهوه ميخوام

502
00:47:44,742 --> 00:47:47,233
بکنش دو تا -
باشه -

503
00:47:47,328 --> 00:47:50,033
اين اواخر جوکِ بدرد بخوري
به گوشت خورده "بيل"؟

504
00:47:50,123 --> 00:47:55,118
خب؛ اين يکي بدک نيس؛ يه بچه کوچولو
دير مدرسه ميرسه، و معلمِش ميگه

505
00:47:55,212 --> 00:47:57,289
همينجا نگهِش دار

506
00:47:58,132 --> 00:48:01,502
براتون امکان داره که يه قرص نان
بهمون بفروشيد خانم ؟

507
00:48:01,595 --> 00:48:04,881
اينجا بقالي نيست
ما براي ساندويچ درست کردن نون مياريم

508
00:48:04,974 --> 00:48:09,186
ميدونم خانم
فقط، براي يه خانم مُسن ميخوامِش

509
00:48:09,270 --> 00:48:14,313
آخه دندون نداره؛ بايد نونو با آب براش نرم کنيم
تا بتونه قورتِش بده و الان هم گرسنه اس

510
00:48:14,401 --> 00:48:16,940
خب چرا ساندويچ نميخري ؟
ما اينجا ساندويچ هاي خوبي داريم

511
00:48:17,029 --> 00:48:22,985
خب؛ يقينا خيلي دلم ميخواد اون کارو بکنم خانم ؛
اما حقيقتش؛ ما فقط ده سِنت براي خريد پول داريم

512
00:48:23,078 --> 00:48:25,652
براي سفري که در پيش داريم
بايد خيلي حساب شده خريد کنيم

513
00:48:25,748 --> 00:48:30,042
با ده سِنت هيچ نوع قرصِ نوني نميتوني بخري
ما هم اينجا فقط قرص هاي نانِ 15 سِنتي داريم

514
00:48:30,128 --> 00:48:33,497
نونو بهش بده -
اينطوري قبل از اينکه کاميون حمل -
نون بياد، نونِ‌مون تموم ميشه ها

515
00:48:33,590 --> 00:48:36,082
باشه، خب تموم کنيم
!مگه چي ميشه

516
00:49:00,705 --> 00:49:02,864
اين يه قرص نونِ 15 سِنتيه

517
00:49:02,958 --> 00:49:07,419
خب؛ يه راهي هست که بتوني اندازه ي
همون ده سِنت برام بُرش بدي ؟

518
00:49:07,505 --> 00:49:12,168
قرصِ نونو بهش بده -
نه آقا، ما ميخوايم اندازه‌ي -
همون 10 سِنت خريد کنيم

519
00:49:12,260 --> 00:49:14,752
برش دار، نونِ ديروزِه

520
00:49:14,847 --> 00:49:18,299
بفرما، "بِرت" گفت برش داري

521
00:49:18,393 --> 00:49:23,898
ممکنه اينقدر خساست بخرج
دادن‌مون مسخره باشه
اما هزار مايل راه پيشِ رو داريم

522
00:49:23,982 --> 00:49:26,735
و مطمئن هم نيستيم که آيا با اين
وضع و پول به مقصد ميرسيم يا نه

523
00:49:33,368 --> 00:49:35,575
اينا آبنبات هاي يک پِني اي هستن خانم ؟

524
00:49:35,663 --> 00:49:38,450
کدوما رو ميگين ؟ -
اونجا، اون راه راها رو ميگم -

525
00:49:38,541 --> 00:49:40,451
آهان، اونا رو ميگين

526
00:49:40,543 --> 00:49:43,331
خب، نه

527
00:49:43,422 --> 00:49:47,586
اونا هر دوتا؛ يک پني قيمت دارن -
پس دوتا بهمون بديد خانم -

528
00:49:51,723 --> 00:49:54,475
يالا، بگيرينشون، بگيرينشون

529
00:49:54,560 --> 00:49:56,636
سپاسگزارم خانم

530
00:50:04,238 --> 00:50:08,188
اون آبنبات ها هردو تا يک پني قيمت ندارن -
بنظر تو چقدر مي‌ارزن ؟ -

531
00:50:08,284 --> 00:50:14,537
اون آبنبات‌ها دونه اي 5 سِنت ارزش دارن -
ديگه بهتره راه بيفتيم، وقت داره ميگذره -

532
00:50:18,880 --> 00:50:21,502
باميد ديدار -
يه دقيقه وايسا، بقيه ي پولِتو بهت بدم -

533
00:50:21,591 --> 00:50:23,668
بنظرت چقدر زياد دادم ؟

534
00:50:31,311 --> 00:50:33,185
"بِرت "

535
00:50:34,773 --> 00:50:36,648
نگاه کن

536
00:50:37,777 --> 00:50:39,853
از دستِ اين راننده هاي کاميون

537
00:51:19,284 --> 00:51:21,490
مقصدتون کجاس ؟ -
"کاليفرنيا "-

538
00:51:21,578 --> 00:51:24,995
چه مدت قصد داريد در ايالت "آريزونا" بمونيد ؟ -
همين قدر که ازاينجا عبور کنيم و بريم -

539
00:51:25,082 --> 00:51:28,000
گياهي چيزي همراهتون داريد؟ -
نه، هيچ گياهي همراهمون نيست -

540
00:51:30,922 --> 00:51:34,339
باشه، برو جلو، اما جايي توقف نکن -
ما هم همين کارو ميخوايم بکنيم -

541
00:52:55,980 --> 00:53:01,106
خب، اوناهاشش بچه ها
سرزمين چيزاي خوب و مفيد

542
00:53:01,194 --> 00:53:03,271
"کاليفرنيا"

543
00:53:07,911 --> 00:53:10,484
خب؛ اگه اين چيزيه که
...بخاطرش تا اينجا اومديم که

544
00:53:10,580 --> 00:53:16,417
کاني"؛ شايد از اونطرف خوب و زيبا باشه "
آخه کارت پستال ها، واقعا زيبا بودن

545
00:53:16,504 --> 00:53:19,838
اونجاس، مامان بزرگ
اونجا "کاليفرنيا"س

546
00:53:26,390 --> 00:53:30,009
بياين راه بيفتيم، بنظر من که اينقدرها
سرسخت نمياد، تو چي ميگي "جان"؟

547
00:53:30,103 --> 00:53:32,180
خب، نميدونم چي بگم

548
00:53:45,204 --> 00:53:47,280
! خودتونو محکم نگه داريد

549
00:54:36,472 --> 00:54:41,135
خيلي که سرد نيست، درسته "تام"؟ -
نه، وقتي بزني به آب خوبه -

550
00:54:41,228 --> 00:54:44,432
"بيا بريم "جان
بيا يه امتحاني بکنيم و تني به آب بزنيم

551
00:54:54,994 --> 00:54:57,320
"بايد برات خوب باشه "جان

552
00:54:57,413 --> 00:55:01,661
قبل از اينکه خورشيد بره و آب سرد بشه، بيا -
داريم ميايم -

553
00:55:06,549 --> 00:55:09,385
شماها خيلي دل و جرات داريد -
منظورت چيه ؟ -

554
00:55:09,469 --> 00:55:13,005
اينکه با ماشين به اين اسقاطي و -
داغوني مي‌خواين از صحرا عبور کنين
مگه قبلا از صحرا عبور کردي ؟ -

555
00:55:13,098 --> 00:55:17,049
البته، اونم بدفعات، منتها هرگز با
همچين آهن پاره اي اينکارو نکردم

556
00:55:17,145 --> 00:55:19,683
حالا اگرم ماشين خراب بشه
شايد بالاخره يکي پيدا بشه که
براي درست کردنش بهمون کمک کنه

557
00:55:19,773 --> 00:55:23,605
خب شايد اينطور باشه؛ اما متنفرم که اينکارو انجام بدم
بهرحال خيلي بيشتر از ظرفيت من به شجاعت احتياج داره

558
00:55:23,694 --> 00:55:29,947
وقتي واسه آدم انتخاب ديگه اي باقي نميمونه، ديگه
شجاعت لازم نيست؛ اميدوارم ماشين دووم بياره

559
00:55:42,341 --> 00:55:44,215
بابابزرگ

560
00:55:49,975 --> 00:55:52,680
بابابزرگ رو ميخوام
"شوهرش بوده"

561
00:55:55,147 --> 00:55:58,351
من، بابابزرگ رو ميخوام

562
00:55:59,361 --> 00:56:02,066
حالا اينقدر کج خلقي نکن

563
00:56:02,656 --> 00:56:04,530
بسه

564
00:56:05,493 --> 00:56:08,993
حالا اينقدر کج خلقي نکن مامان بزرگ

565
00:56:09,456 --> 00:56:11,663
همه سوار شدن ؟ -
آره -

566
00:56:11,750 --> 00:56:13,874
الان راه ميفتيم

567
00:56:13,961 --> 00:56:16,250
خيلي متشکرم

568
00:56:24,265 --> 00:56:28,892
پناه برخدا، عجب تيپ هاي زمخت و محکمي -
همه ي "اوکلاهاما"يي‌ها همينطورن -

569
00:56:28,979 --> 00:56:32,562
اما بهت بگم پسر، اصلا خوشم نمياد
که با همچين ماشين داغوني بزنم به صحرا

570
00:56:32,650 --> 00:56:37,858
خب من و تو عقل و منطق حاليمونه؛ اما
اين "اوکلاهاما"يي‌ها اصلا عقل و احساس ندارن

571
00:56:37,947 --> 00:56:42,160
اصلا اينا آدميزاد نيستن؛ هيچ آدميزادي
اونطوريکه اونا زندگي ميکنن؛ زندگي نميکنه

572
00:56:42,244 --> 00:56:46,029
آدميزاد هرگز تحمل
اين همه بدبختي رو نداره

573
00:56:46,124 --> 00:56:49,244
فکر کنم با نظرت موافقم

574
00:57:09,860 --> 00:57:14,321
عجب جاييه اينجا
حالا چطوري از اين بيابون عبور کنيم ؟

575
00:57:14,407 --> 00:57:17,942
خب؛ مردم قبل از ما اينکارو کردن
اگه اونا تونستن؛ پس ماها هم ميتونيم

576
00:57:18,036 --> 00:57:20,527
لابد خيلي‌هاشونم بايستي مُرده باشن

577
00:57:21,498 --> 00:57:23,787
خب؛ ماها که خدا رو شکر هنوز زنده ايم

578
00:57:27,964 --> 00:57:31,548
اينجا صحراس، ما هم درست تو قلبِش هستيم -
کاشکي روز بود -

579
00:57:31,635 --> 00:57:36,464
تام "گفت اگه موقع روز بخوايم عبور کنيم "
از شدت حرارت همه‌ي دل و روده‌هامون آب ميشن

580
00:57:36,558 --> 00:57:39,642
يه بار يه عکسي از اينجا ديدم
که همه جا استخوون ريخته بود

581
00:57:39,728 --> 00:57:44,355
استخوونِ آدميزاد ؟ -
فکر کنم بعضياشون آره، اما بيشتر مالِ گاو بود -

582
00:57:44,442 --> 00:57:48,392
مطمئنم خوشم مياد که يه چندتايي
از اون استخوون هاي آدم رو ببينم

583
00:57:53,160 --> 00:57:56,197
بابابزرگ، شوهرمو ميخوام

584
00:57:56,289 --> 00:57:59,741
باشه
صبر کن همه چي درست ميشه

585
00:57:59,835 --> 00:58:05,755
بايد از اين صحرا عبور کنيم مامان بزرگ
تمام خانواده بايد عبور کنن

586
00:58:05,842 --> 00:58:07,918
بيا

587
00:58:15,144 --> 00:58:20,306
مثل اينکه خيلي وقته بي وقفه
داريم حرکت ميکنيم، خسته ام

588
00:58:20,400 --> 00:58:22,477
زن ها هميشه خسته ان

589
00:58:24,280 --> 00:58:27,614
ببينم، پشيمون که نشدي عزيزم ؟

590
00:58:27,701 --> 00:58:29,658
نه، اما

591
00:58:29,745 --> 00:58:34,407
اما، خودت که اون تبليغ رو تو مجله ي
اسپايسي وسترن استوري" ديده بودي"

592
00:58:34,500 --> 00:58:40,124
بدون اينکه هيچ پولي بدي؛ فقط کافي بود
کوپني که تو مجله بود و براشون بفرستي و
تبديل به يه آدم حرفه‌اي در زمينه‌ي راديو بشي

593
00:58:40,215 --> 00:58:42,588
يه کار جذاب و همينطور پُر درآمد

594
00:58:42,676 --> 00:58:44,835
اما خب هنوزم ميتونيم
اونکارو انجام بديم عزيزم

595
00:58:44,929 --> 00:58:49,508
بايد تا اونجا بوديم اونکارو ميکردم ؛
نه اينکه قبول ميکردم به همچين سفري بيام

596
00:59:12,586 --> 00:59:15,623
اينجا ديگه واسه چيه ؟ -
ايستِ بازرسي کشاورزي -

597
00:59:15,715 --> 00:59:18,716
بايد وسايلتونو بگرديم
آيا هيچ نوع سبزيجات يا دانه‌ي
گياهان همراه‌تون هست ؟

598
00:59:18,802 --> 00:59:19,965
نه

599
00:59:20,053 --> 00:59:22,841
بايد وسايلتون رو بگردم
بايد همه چي رو خالي کنيد

600
00:59:22,932 --> 00:59:26,017
خالي کنيم ؟
پناه برخدا

601
00:59:36,156 --> 00:59:39,157
شما بايد از ماشين پياده بشيد تا ما
وسايل‌تون رو براي بازرسي خالي کنيم

602
00:59:39,242 --> 00:59:45,079
يه پيرزن بيمار همراه‌مونه؛ بايد برسونيمش دکتر
نميتونيم صبر کنيم، نميتونين معطل‌مون کنين

603
00:59:45,166 --> 00:59:47,242
جدي ؟
خب؛ بايد وسايل‌تون رو بگرديم

604
00:59:47,335 --> 00:59:50,206
خب؛ قسم ميخورم هيچي همراهمون نيست
برات قسم ميخورم

605
00:59:50,297 --> 00:59:52,623
مادربزرگ وحشتناک مريضه

606
00:59:52,717 --> 00:59:54,793
خودت نگاه کن

607
01:00:02,102 --> 01:00:06,053
قسم ميخوريد که هيچ نوع -
ميوه يا سبزيجات همراهتون نيست ؟
نه، هيچي نداريم، قسم ميخورم -

608
01:00:06,149 --> 01:00:09,316
ميتوني حرکت کني؛ تو "بارستو" ميتوني دکتر پيدا کني
حدوداي سيزده کيلومتر با اينجا فاصله داره

609
01:00:09,403 --> 01:00:11,479
اما سرِ راهتون هيچ کجا توقف نکنيد يا
از ماشين پياده نشيد، متوجه شديد ؟

610
01:00:11,572 --> 01:00:14,194
بچشم جناب سروان -
خيلي هم سپاسگزارم ازتون
متشکرم -

611
01:00:41,858 --> 01:00:44,266
! مامان! مامان بزرگ
!بياين نگاه کنين

612
01:00:55,875 --> 01:01:01,415
اوناهاش، اوناهاش، هرگز نميدونستم
همچين چيزي وجود خارجي داره

613
01:01:01,506 --> 01:01:05,339
نيگاش کنين ؟ -
"اونجا رو ببين "جان -

614
01:01:05,427 --> 01:01:08,133
نگاه کنين "وينفيلد" چقدر خوشگل و سرسبزِه

615
01:01:08,222 --> 01:01:11,924
بنظرت اونا درختاي پرتقالِ‌شونن "جان "؟ -
بنظر من که درخت پرتقال هستن -

616
01:01:12,018 --> 01:01:14,890
حالا هرچي که هستن؛ بدون شک خوشگلن -
واقعا همينطوره -

617
01:01:14,980 --> 01:01:19,310
کومه هاي علفِ‌شونو نيگا، مطمئنم که اونجا
يه عالمه ميتونيم تفريح و بازي کنيم

618
01:01:19,402 --> 01:01:23,068
خوشگله، مگه نه ؟
"خيلي خيلي خوشگله "تام

619
01:01:23,156 --> 01:01:26,692
مامان کجاس؟ ميخوام مامان هم اين منظره رو ببينه
نيگا کن مامان، بيا اينجا مامان

620
01:01:26,786 --> 01:01:28,862
بيا اينجا، بيا ديگه

621
01:01:31,208 --> 01:01:34,209
مريضي مامان؟ -
پس بالاخره از صحرا عبور کرديم؟ -

622
01:01:34,294 --> 01:01:36,122
نگاه کن

623
01:01:36,213 --> 01:01:38,669
اوه، خدا رو شکر

624
01:01:38,758 --> 01:01:42,044
و هنوزم با همديگه ايم
البته بيشترمون

625
01:01:43,472 --> 01:01:45,595
ببينم؛ هيچي نخوابيدي ؟

626
01:01:45,683 --> 01:01:48,601
مامان بزرگ حالش بده ؟ -
! مامان بزرگ مُرده -

627
01:01:50,063 --> 01:01:51,807
کِي ؟

628
01:01:51,898 --> 01:01:57,523
از قبل از اون موقع که ديشب جلومون رو گرفتن -
بخاطر همين بود که نميخواستي وسايل‌مونو بگردن؟ -

629
01:01:57,613 --> 01:02:02,276
ميترسيدم اگه جلومون رو بگيرن
نتونيم به موقع از صحرا عبور کنيم

630
01:02:03,287 --> 01:02:05,825
به مامان بزرگ گفتم

631
01:02:05,915 --> 01:02:10,910
وقتي داشت ميمُرد بهش گفتم
بهش گفتم که خانواده حتما بايد از صحرا عبور کنه

632
01:02:11,004 --> 01:02:15,667
بهش گفتم نميتونيم هيچ خطري رو با
متوقف شدن براي بازرسي قبول کنيم

633
01:02:17,762 --> 01:02:19,838
پس، همه چي روبراهه

634
01:02:20,682 --> 01:02:26,556
حالا جايي به خاک سپرده ميشه که قشنگ
و سرسبزه و همه اطرافش پر از درخت و گُلِه

635
01:02:29,317 --> 01:02:34,312
دستِ آخر، تو "کاليفرنيا" به خاک سپرده ميشه

636
01:02:48,006 --> 01:02:49,204
خوبه

637
01:02:54,263 --> 01:02:57,467
فکر کردين تا کجا ميتونين
اين ماشين رو هُل بدين ؟

638
01:02:57,558 --> 01:03:00,014
تا همينجا کافيه
آخه بنزين تموم کرديم

639
01:03:00,854 --> 01:03:05,267
ببينم؛ اينجا بهترين جا کجا کار گير مياد ؟
البته مهم نيست چه کاري باشه

640
01:03:05,359 --> 01:03:09,571
اگه ازم بپرسي؛ تا حالا يه ده هزارتايي
از اين آگهي تبليغاتي رو ديدم

641
01:03:09,656 --> 01:03:13,025
چطورمگه؟ بدرد بخور نيستن؟ -
اينجا و در اين زمان، نه -

642
01:03:13,118 --> 01:03:17,496
حدوداي يک ماه پيش اينجا ميوه چيني بود
اما حالا ديگه ميوه چين ها به سمت جنوب رفتن

643
01:03:17,582 --> 01:03:20,667
بهرحال، بگيد ببينم، اهلِ کجايِ "اوکلاهاما"ييد ؟ -
"ساليسا" -

644
01:03:20,752 --> 01:03:25,130
ساليسا "؟ من خودم حدوداي دو سال پيش"
از بخش "چروکي" اينجا اومدم

645
01:03:25,216 --> 01:03:27,754
! بخشِ "چروکي"! خداي من -
! اوه، پسر -

646
01:03:28,595 --> 01:03:33,138
خانواده ي "کاني" اهلِ اون منطقه ان -
! جدي ؟ -

647
01:03:33,225 --> 01:03:36,891
خيلي خب؛ خيلي خب
حالا بياين وارد اين مسايل نشيم

648
01:03:36,979 --> 01:03:42,604
:چيزي که بايستي بهتون بگم اينه
حواستون باشه امشب تو شهر پارک نکنين
برين سراغ همون اردوگاه

649
01:03:42,694 --> 01:03:45,268
اگه بعداز تاريک شدن هوا تو شهر بگيرم‌تون
بايستي زنداني‌تون کنم

650
01:03:45,364 --> 01:03:49,742
اما، حالا بايد چيکار کنيم ؟ -
خب؛ پدر، اين ديگه به من مربوط نميشه -

651
01:03:49,828 --> 01:03:55,784
بنظرم ايرادي نداره که بهتون بگم؛ اون کسي که در واقع
بايد زنداني بشه، اونيه که اين آگهي ها رو منتشر کرده

652
01:03:59,422 --> 01:04:01,629
چند ليتر بزنم رفقا ؟

653
01:04:01,717 --> 01:04:03,591
حدوداي چهار ليتر

654
01:05:30,821 --> 01:05:34,439
بدون شک همچين هم
شرايط رفاهي خوبي نداره

655
01:05:34,533 --> 01:05:38,318
ميخواين بريم يه جاي ديگه ؟ -
اونم با چهار ليتر بنزين؟ -

656
01:05:38,413 --> 01:05:42,162
حالا بياين چادر بزنيم
شايد بتونم يه سوپي چيزي درست کنم

657
01:06:06,821 --> 01:06:10,654
اگه بخواين ميتونم يه مقدار علف خشک
براتون بشکنم و بيارم خانم

658
01:06:10,742 --> 01:06:14,242
ميخواي دعوتت کنم که -
باهامون غذابخوري مگه نه ؟
بله خانم -

659
01:06:14,330 --> 01:06:18,459
مگه صبحانه نخوردي؟ -
نه خانم، اينطرفا کار پيدا نميشه -

660
01:06:18,543 --> 01:06:22,873
بابام داره سعي ميکنه وسايل‌مون رو
بفروشه تا بنزين بخره و از اينجا بريم

661
01:06:22,965 --> 01:06:26,714
يعني هيچ کدوم از اين بچه ها
صبحونه نخوردن ؟

662
01:06:26,803 --> 01:06:31,181
من خوردم، من و داداشم هر دو خورديم
ما خوب غذا ميخوريم

663
01:06:31,266 --> 01:06:35,644
خب، پس گرسنه نيستي، درسته؟ -
ما خوب غذا خورديم و سيريم -

664
01:06:35,730 --> 01:06:39,680
خوشحالم که بعضياتون گرسنه نيستيد
آخه اونوقت يه دفعه اي غذا کم ميومد

665
01:06:39,776 --> 01:06:42,350
داشت لاف ميزد
ميدونين چيکار کرده ؟

666
01:06:42,446 --> 01:06:45,317
ديشب؛ اومد و بهمون گفت که مُرغ خوردن

667
01:06:45,408 --> 01:06:51,412
خب؛ وقتي داشتن غذا ميخوردن نگاه کردم و مثلِ
همه ي اوناي ديگه داشتن خمير سُرخ شده ميخوردن

668
01:06:51,498 --> 01:06:53,657
مامان ؟
اينو چيکارش کنم ؟

669
01:06:53,751 --> 01:06:57,417
خب؛ نميدونم چيکار کنم ؛
بايد به خانواده غذا بدم

670
01:06:57,505 --> 01:07:00,839
اما، اينا رو چيکارشون کنم ؟

671
01:07:07,392 --> 01:07:09,883
"اينو بده به  "روتي

672
01:07:16,194 --> 01:07:18,685
"بيا بگيرش "جان

673
01:07:28,541 --> 01:07:31,459
"بگير "تام
تو بخور، من گرسنه نيستم

674
01:07:31,545 --> 01:07:35,875
منظورتون چيه ؟ شما که امروز غذا نخوردين -
ميدونم، اما، آخه دل درد دارم -

675
01:07:35,967 --> 01:07:38,292
گرسنه نيستم

676
01:07:38,386 --> 01:07:44,639
بشقاب رو ببريد تو چادر و بخوريدش -
فايده نداره، هنوزم جلو چشمم هستن -

677
01:07:46,479 --> 01:07:48,852
! شماها بريد پي کارتون
! بريد ديگه، بريد پي کارتون

678
01:07:48,940 --> 01:07:54,315
اينجا بودن‌تون هيچ فايده اي نداره
بهرحال اينقدري نيست که به همه برسه

679
01:07:54,405 --> 01:07:56,694
بريد ديگه، همين الان

680
01:08:09,089 --> 01:08:11,414
نميتوني اينطوري بفرستي‌شون برن

681
01:08:11,508 --> 01:08:14,925
بيا، بشقابت رو بردار و
برو داخل چادر بخورش

682
01:08:15,763 --> 01:08:20,426
حالا، ببينيد، همه ي شما کوچولوها رو ميگم
همگي بريد و يه بشقابِ تميز واسه خودتون بياريد

683
01:08:20,519 --> 01:08:23,390
و منم هرچي مونده
براتون ميکِشم؛ چطوره ؟

684
01:08:23,481 --> 01:08:25,557
حالا، بريد ديگه

685
01:08:30,072 --> 01:08:33,821
نميدونم دارم کار درست
!رو انجام ميدم يا اشتباه

686
01:08:34,827 --> 01:08:39,786
برين داخل، بريد تو، همگي
! همگي برين داخل چادر

687
01:08:39,875 --> 01:08:43,707
خانمِه ميخواد بهمون غذا بده
يه ظرف واسه خودت بردار و بيا

688
01:08:57,228 --> 01:09:01,179
يالا، يکم بهم بده -
داري خيلي برميداري -

689
01:09:23,551 --> 01:09:25,627
شما آقايون کار ميخواين ؟

690
01:09:26,971 --> 01:09:29,214
البته که ميخوايم
حالا کجا هست ؟

691
01:09:29,307 --> 01:09:32,724
بخشِ "تواريس"؛ موعدِ چيدن ميوه ها داره ميرسه
يه عالمه ميوه چين لازم داريم

692
01:09:32,812 --> 01:09:36,892
خودت استخدام ميکني ؟ -
خب؛ اون زمين رو کنترات کردم -

693
01:09:36,983 --> 01:09:42,773
چقدري دستمزد ميدي ؟ -
دقيقا که نميشه الان بگم -
اما فکر کنم حدوداي 30 سِنت

694
01:09:42,865 --> 01:09:46,069
چرا دقيق نميتوني بگي ؟
بالاخره قرارداد بستي، مگه نه ؟

695
01:09:46,160 --> 01:09:48,319
درسته، اما دستمزدِ نهايي بر اساس
قيمت فروش ميوه ها تعيين ميشه

696
01:09:48,413 --> 01:09:51,699
ممکنه يه مقدار کم و زياد بشه

697
01:09:51,792 --> 01:09:54,414
باشه، آقا، من ميام

698
01:09:54,504 --> 01:09:58,039
فقط قراردادي که بستي رو نشونمون بده
بعدش باهامون قرارداد ببند

699
01:09:58,133 --> 01:10:01,716
تويِ قرارداد بايد کاملا مشخص باشه که
کجا، کِي و چقدر ميخواي دستمزد
بدي. امضاش ميکني و ما راه ميفتيم

700
01:10:01,804 --> 01:10:04,841
گوش کن، آقا زرنگِه
من کسب و کارم رو به روش خودم ميگردونم

701
01:10:04,932 --> 01:10:10,639
من کار دارم، اگه ميخواي، بفرما، خب اگر
هم نميخوايش، همينجا بشين، همين و بس

702
01:10:11,357 --> 01:10:14,062
تا حالا دوبار گولِ
اين طرزِ صحبت رو خوردم

703
01:10:14,151 --> 01:10:19,823
اين يارو شايد 1000 نفر لازم داشته باشه؛ اونوقت مياد و
پنج هزار تا استخدام ميکنه و آخرش به هرکدوم 15 سِنت ميده

704
01:10:19,908 --> 01:10:22,863
اونوقت شماها هم مجبور ميشيد به همون راضي بشيد
چرا؟ چونکه بدون اون پول بايد گرسنگي بکِشيد

705
01:10:22,953 --> 01:10:26,489
اگه ميخواد کارگر استخدام کنه؛ بايد وادارش کنيد که قراردادِ
نوشته تنظيم کنه و توش بنويسه آخرش پول‌تون رو ميده

706
01:10:26,583 --> 01:10:30,451
ازش بخواين پروانه‌اش رو بهتون نشون بده
بخاطر اينکه بدون پروانه؛ اجازه ي جذب نيرو نداره

707
01:10:30,546 --> 01:10:32,752
"هي، "جو

708
01:10:32,840 --> 01:10:34,916
يه آشوبگر اينجا داريم

709
01:10:40,390 --> 01:10:44,519
تا حالا اين يارو رو ديدي ؟ -
فکر کنم ديده باشمِش -

710
01:10:44,604 --> 01:10:49,183
فکر کنم ديدمش که داشت دور و برِ يه گاراژِ
ماشين‌هاي دست دوم که بهش دستبرد زدن ميپلکيد

711
01:10:49,276 --> 01:10:52,728
آره، خودشه
سوار ماشين شو

712
01:10:52,822 --> 01:10:56,440
هيچ مدرکي عليهِ‌اش ندارين -
يه بار ديگه دهنت رو باز کني -
اونوقت خودتم همراهش ميري

713
01:10:56,785 --> 01:11:01,993
نبايد به حرف اين آدماي دردسر ساز و
آشوبگر گوش بديد، بهتره وسايلتونو جمع
کنين و همراهم به بخش "تواريس" بياين

714
01:11:02,082 --> 01:11:04,159
بيا سوار شو ببينم

715
01:11:36,164 --> 01:11:40,032
اون تفنگو بدش به من، حالا بزن به چاک
برو جنگل و منتظرم بمون

716
01:11:40,127 --> 01:11:43,627
نميخوام فرار کنم -
"کلانتر ديدتِت "تام -

717
01:11:43,714 --> 01:11:48,710
ميخواي ازت انگشت نگاري کنن ؟
ميخواي آزادي مشروطِت
رو نقض کني و برگردي زندان ؟

718
01:11:48,804 --> 01:11:51,295
فکر کنم حق با شما باشه

719
01:11:52,224 --> 01:11:58,477
بين درخت‌ها قايم شو
اگه مشکلي نداشت که برگردي
چهارتا سوتِ بلند برات ميزنم

720
01:12:24,804 --> 01:12:29,134
اينجا چه خبره ؟ -
اين آدم‌تون، قُلدُر باري درآورد، منم زدمش -

721
01:12:29,226 --> 01:12:33,639
بعدش شروع کرد به شليک کردن
اون خانم رو با تير زد، منم دوباره زدمش

722
01:12:33,731 --> 01:12:35,938
اصلا از همون اول واسه چي زديش؟

723
01:12:36,025 --> 01:12:38,102
بخاطر اينکه با گستاخي
جوابش رو دادم و درگير شديم

724
01:12:39,363 --> 01:12:41,771
اين مرد همونيه که زدت ؟

725
01:12:42,616 --> 01:12:45,784
شبيهِ‌اش نيست -
اوه، خودِ خودم بودم -

726
01:12:45,870 --> 01:12:48,362
مثل اينکه بخاطر ضربه
يه مقدار قاطي کردي

727
01:12:48,457 --> 01:12:50,746
برو تو ماشين ببينم

728
01:13:11,776 --> 01:13:17,197
اين خانم داره از خونريزي مي‌ميره -
پسر، گلوله ي 45 ميليمتري هم -
عجب گندکاري اي راه ميندازه

729
01:13:17,282 --> 01:13:19,987
بهتره براش دکتر خبر کنيد

730
01:13:57,496 --> 01:13:59,785
"اَل "

731
01:13:59,873 --> 01:14:02,495
حالا ميتوني بياي بيرون -
بايد از اين اردوگاه خارج بشيم -

732
01:14:02,585 --> 01:14:07,212
يه مردي تو جنگل بهم گفت که تعدادي از
پولدارها برنامه ريختن که اينجا رو آتيش بزنن

733
01:14:07,299 --> 01:14:10,585
بايد تمام وسايل رو بارِ کاميون کنيم
مامان

734
01:14:10,678 --> 01:14:12,552
بابا

735
01:14:16,142 --> 01:14:21,600
اون هندلِ جک دستِت چيکار ميکنه ؟ -
يه مقدار گستاخ شده، فقط همين -

736
01:14:21,690 --> 01:14:24,478
دعواهاتون رو بذاريد براي بعد
بايستي زود از اينجا بريم، "کاني" کجاست؟

737
01:14:24,569 --> 01:14:30,573
خب، ميدوني "تام"، اون گذاشته رفته، ديشب رفت
گفت که فکرشو نميکرده اوضاع اينطوري باشه

738
01:14:30,659 --> 01:14:33,910
خوشحالم که ازشرش خلاص شديم، بي خاصيت بود -
! بابا! ساکت-

739
01:14:33,997 --> 01:14:36,488
چرا من بايد ساکت بشم ؟
اون گذاشتمون و رفت، مگه نه ؟

740
01:14:36,583 --> 01:14:38,908
ديگه تمومش کن بابا
به "اَل" کمک کن که ماشينو راه بندازه

741
01:14:39,002 --> 01:14:44,508
چندتا از آدماي شهري
ميخوان امشب اردوگاه رو آتيش بزنن

742
01:14:53,644 --> 01:14:57,394
گريه نکن عزيزم
زندگيت درست ميشه

743
01:15:00,736 --> 01:15:05,363
تام"؛ حس ميکنم هيچ ارزشي ندارم "

744
01:15:06,534 --> 01:15:09,738
بدون اون، اصلا نميخوام زندگي کنم

745
01:15:12,708 --> 01:15:16,754
دوباره برميگرده
براش پيام ميذاريم

746
01:15:16,838 --> 01:15:18,915
اصلا نگران نباش

747
01:15:31,897 --> 01:15:35,232
سوار شو مامان
شما و "روزاشارن" سوار شين

748
01:16:12,445 --> 01:16:14,272
مامان

749
01:16:14,364 --> 01:16:18,861
شايد، شايد "کاني" رفته باشه يه چندتا
کتاب براي مطالعه کردن بياره

750
01:16:18,952 --> 01:16:21,989
آخه ميخواد متخصص راديو بشه
...ميدونين که

751
01:16:22,081 --> 01:16:24,407
شايد خواسته غافلگيرمون کنه

752
01:16:24,501 --> 01:16:27,206
شايد همين کارو کرده

753
01:16:28,881 --> 01:16:31,206
مامان؛ يه وقتايي ميرسه
که مرد عصباني ميشه ديگه

754
01:16:31,300 --> 01:16:34,005
بهم قول بده که -
خودم ميدونم مامان، سعيم رو ميکنم -

755
01:16:34,095 --> 01:16:37,429
اگه قانوني وجود داشت، شايد ميتونستيم در پناهش
به زندگي ادامه بديم، اما هيچ قانوني اينجا وجود نداره

756
01:16:37,516 --> 01:16:42,143
ميخوان ارواحمونو متاثر کنن، ميخوان کاري
کنن که به ذلت و خواري بيفتيم، ميخوان کاري
کنن که نجابت و شرافتمون رو فراموش کنيم

757
01:16:42,230 --> 01:16:45,599
"تو بهم قول دادي "تام -
ميدونم، سعيم رو ميکنم مامان، باور کن  -

758
01:16:45,692 --> 01:16:49,393
نبايد خودتو درگير قانون کني
خانواده داره ازهم ميپاشه
بايد از دردِسر دوري کني

759
01:16:49,488 --> 01:16:51,611
اون ديگه چيه ؟
مسيرِ انحرافي ؟

760
01:17:01,377 --> 01:17:04,082
!تام"! "تام"، خواهش ميکنم مراقب باش"-
! "تام"-

761
01:17:07,467 --> 01:17:11,169
فکر کردي کجا داري ميري ؟

762
01:17:11,263 --> 01:17:13,091
خب

763
01:17:13,182 --> 01:17:18,640
ما اينجا غريبه ايم آقا
شنيديم که يه جايي به
اسم "تواريس" وجود داره

764
01:17:18,731 --> 01:17:24,686
جدي؟ داري مسير اشتباه رو ميري
بعلاوه که ديگه بيشتر از اين
اوکلاهاما"يي تو اين شهر نميخوايم"

765
01:17:24,779 --> 01:17:29,738
اينجا؛ حتي براي آدمايي که از قبل اومدن
هم به اندازه ي کافي کار وجود نداره

766
01:17:29,827 --> 01:17:33,327
پس، کدوم سمت بريم آقا ؟ -
دور بزن و برو سمتِ شمال -

767
01:17:33,414 --> 01:17:38,955
و تا وقتي که فصلِ برداشت پنبه نرسيده
دوباره سروکله ات اينجا پيدا نشه، فهميدي ؟

768
01:18:01,489 --> 01:18:04,241
بابا، بيا اون يکي لاستيک رو امتحان کنيم

769
01:18:04,868 --> 01:18:09,447
دوباره پنچر کردي  "تام"؟ -
چي؟ يکي ديگه؟ -

770
01:18:11,500 --> 01:18:14,418
بابا، ميشه اون لاستيک يدکي رو بياري؟

771
01:18:32,024 --> 01:18:37,364
مامان، ميشه از اينجا بلند شي ؛
آخه اينطوري خيلي سنگين ميشه

772
01:18:38,198 --> 01:18:40,737
يه‌چي بهت بگما، بزودي بايد يه
اتفاقي بيفته و يه کاري گير بياريم

773
01:18:40,826 --> 01:18:46,700
روغن‌مون ديگه داره ته ميکِشه
به اندازه ي دو روز آرد داريم و ده تا سيب زميني

774
01:18:46,792 --> 01:18:51,086
و بايد يادمون باشه که بالاخره همين روزا
موقع زايمان "روزاشارن" ميرسه

775
01:18:53,508 --> 01:18:56,082
صبح بخير -
صبح بخير -

776
01:18:56,178 --> 01:19:00,805
شماها دنبال کار ميگردين ؟ -
هرکجا که فکرشو بکني دنبال کار ميگرديم -

777
01:19:00,891 --> 01:19:03,561
شماها بلدين هلو بچينين ؟ -
ما ميتونيم هرچيزي رو بچينيم -

778
01:19:03,645 --> 01:19:07,429
حدود 40 مايل بالاتر يه عالمه کار هست
."درست اين سمتِ "پيکسلي

779
01:19:07,524 --> 01:19:13,314
به جاده ي 32 که رسيدين؛ سمت شرق برين
اونجا مزرعه ي "کين" رو پيدا کنين و بهشون
بگين که "اسپنسر" شماها رو فرستاده

780
01:19:13,406 --> 01:19:17,321
خيلي ازتون سپاسگزاريم آقا -
متشکرم -

781
01:19:17,411 --> 01:19:19,487
بيا بغلم مامان

782
01:19:41,439 --> 01:19:44,393
چيه، راه بسته اس ؟ -
فکر کردين دارين کجا ميرين ؟ -

783
01:19:44,484 --> 01:19:47,604
يه مردي به اسم "اسپنسر "ما رو فرستاده
گفتم اينجا برامون کار هست

784
01:19:47,696 --> 01:19:50,270
اه، پس ميخواين کار کنين، هان ؟ -
حتما ميخوايم -

785
01:19:50,366 --> 01:19:53,201
خيلي خب
پس برين اونجا تو صف

786
01:19:53,286 --> 01:19:57,284
اين ماشين عيب نداره، بذار رَد بشن -
موضوع چيه؟ چه اتفاقي افتاده؟ -

787
01:19:57,374 --> 01:20:02,879
يه مشکل کوچيکي اونجا بوجود اومده
اما شما بريد جلو، مشکلي نداره

788
01:20:06,218 --> 01:20:08,294
برو جلو

789
01:20:17,940 --> 01:20:20,146
فکر ميکنين چي باشه ؟
يعني اينا رو اخراج کردن ؟

790
01:20:20,234 --> 01:20:24,529
نميدونم پليسا چه ارتباطي باهاش دارن
اما هر چي که هست، ازش خوشم نمياد

791
01:20:24,614 --> 01:20:29,277
اينا همه‌شون بالاخره همشهري هاي
خودمونن، از اين وضع خوشم نمياد

792
01:20:29,370 --> 01:20:32,075
راه برو
تو صف بمون

793
01:20:33,291 --> 01:20:35,367
برو جلو

794
01:20:38,964 --> 01:20:42,001
ميخواي چيکار کني
مرتيکه ي بي خاصيت ؟

795
01:21:25,310 --> 01:21:27,386
برو جلو
زود باش

796
01:21:29,398 --> 01:21:32,103
يالا، يالا، يالا

797
01:21:32,193 --> 01:21:34,316
بريد اونجا

798
01:21:35,113 --> 01:21:37,190
بريد انتهاي اون خيابون

799
01:21:39,952 --> 01:21:42,444
تو همين صف بمونين و
تا انتهاي خيابون بريد

800
01:22:01,561 --> 01:22:03,637
ماشينو نگه دار رفيق

801
01:22:07,234 --> 01:22:09,904
ميخواي کار کني ؟ -
حتما، ببينم، واسه چي اين سئوالا رو ميپرسي؟ -

802
01:22:09,987 --> 01:22:13,404
به تو ربطي نداره، اسم ؟ -
"جود"-

803
01:22:13,491 --> 01:22:15,817
چند تا مَرد هستين ؟ -
چهارتا -

804
01:22:15,911 --> 01:22:18,912
زن ؟ -
دوتا -

805
01:22:18,998 --> 01:22:20,955
بچه ؟ -
دوتا -

806
01:22:21,042 --> 01:22:23,331
همگي ميتونين کار کنين؟

807
01:22:23,420 --> 01:22:26,623
حتما، فکر کنم -
خيلي خب، خونه‌ي شماره‌ 63 -

808
01:22:26,715 --> 01:22:30,334
دستمزدِتون براي هر جعبه که بچينين
پنج سِنتِه، بشرطي که ميوه ي لِهيده
و خراب تو جعبه ها نباشه ها

809
01:22:30,428 --> 01:22:33,631
راه بيفت
فوري بايد بريد سرِ کار

810
01:22:59,462 --> 01:23:01,538
يالا، عزيزم

811
01:23:04,259 --> 01:23:06,929
اسم ؟ -
"جود"-

812
01:23:07,012 --> 01:23:09,254
بگو ببينم، اين کارا واسه چيه؟

813
01:23:09,348 --> 01:23:12,184
جود"، اسمش اينجا تو ليست نيست "-
پلاکِ ماشين ؟ -

814
01:23:12,268 --> 01:23:15,104
"اوکلاهاما، اي.ال.204 "

815
01:23:15,188 --> 01:23:16,932
اينم تو ليست نيست

816
01:23:17,024 --> 01:23:20,191
حالا، گوش بده ببين چي ميگم
نميخوايم باهاتون مشکلي پيش بياد

817
01:23:20,278 --> 01:23:26,531
فقط به کارِ خودتون برسيد و سرتون
به کارِ خودتون باشه و اگه اين کارو
بکنين، مشکلي براتون پيش نمياد

818
01:23:26,618 --> 01:23:30,866
آره جونِ بابات، تو ميخواي کاري کني
که اينجا، خونه ي خودمه ؟

819
01:23:37,381 --> 01:23:39,670
يعني قراره اينجا زندگي کنيم مامان؟ -
چطور مگه، البته -

820
01:23:39,759 --> 01:23:43,424
وقتي يه دستي به سرو رويِ خونه بکِشيم
و تميزکاري کنيم، اينقدرها هم بد نيست

821
01:23:43,513 --> 01:23:45,839
من که از همون چادر
بيشتر خوشم ميومد

822
01:23:45,933 --> 01:23:48,506
اينجا لااقل زمين داره

823
01:23:48,602 --> 01:23:51,520
وقتي بارون مياد
سقفِش چکه نميکنه

824
01:23:52,774 --> 01:23:55,692
بيا
اين ممکنه به دردِت بخوره

825
01:24:00,366 --> 01:24:02,608
اسم ؟ -
هنوزم "جود" هستم -

826
01:24:02,702 --> 01:24:04,576
چند نفرين؟ -
شش نفر، شماها برين -

827
01:24:04,663 --> 01:24:08,079
"من و "روزاشارن
هم ماشينو خالي ميکنيم

828
01:24:55,973 --> 01:24:59,140
بازم همبرگر داريم مامان ؟ -
نه، نداريم -

829
01:24:59,226 --> 01:25:03,225
امروز يک دلار درآمد داشتيد -
و اينم يه دلار خرج برداشته
اين يه ذره، يه دلار ؟ -

830
01:25:03,315 --> 01:25:07,016
آخه تو فروشگاهِ شرکت اضافه‌تر پول ميگيرن
و جايِ ديگه اي هم براي خريد وجود نداره

831
01:25:07,111 --> 01:25:09,317
خب، من که سير نشدم

832
01:25:09,405 --> 01:25:16,405
فردا همگي ميريد سرِ کار و مزدِ کامل ميگيرين
و همگي ميتونيم به اندازه ي کافي بخوريم

833
01:25:16,497 --> 01:25:21,872
فکر نکنم اين ميوه چيني
براي مخارج‌مون کفايت کنه

834
01:25:21,961 --> 01:25:25,829
فکر کنم يه دوري بزنم و يه
نگاهي بندازم تا ببينم اون سروصداي
پشت دروازه واسه چي بود

835
01:25:25,924 --> 01:25:30,089
کسي ميخواد همراهم بياد ؟ -
نه، فکر کنم يه مدت همينجا -
ميشينم و بعدش ميرم بخوابم

836
01:25:30,179 --> 01:25:33,679
ميخوام برم يه دوري اين طرفا بزنم
و ببينم شايد با يه دختر آشنا شدم

837
01:25:33,767 --> 01:25:36,092
وقتي به سن و سالِ تو بودم، من -
! بابا -

838
01:25:36,186 --> 01:25:40,600
ميخوام ببينم اونهمه سرو صدا واسه
چي بوده، بدجوري فضوليم گُل کرده

839
01:25:40,692 --> 01:25:43,265
زود برميگردم

840
01:25:45,197 --> 01:25:49,694
تام"، حواسِت رو جمع کن "
نري تو چيزي فضولي کني

841
01:25:49,786 --> 01:25:52,075
باشه مامان
نگران نباش

842
01:26:03,218 --> 01:26:05,840
سرِت رو انداختي پايين
داري کجا واسه خودت ميري؟

843
01:26:05,929 --> 01:26:08,136
فکر کردم يه قدمي بزنم

844
01:26:08,224 --> 01:26:12,554
مگه قانوني وجود داره که منعِش کنه؟ -
ميتوني قدم بزني و برگردي -
همونجايي که ازش اومدي

845
01:26:12,646 --> 01:26:16,229
-يعني ميگي اينجا حتي
نميتونم از خونه بيرون بيام؟
امشب رو نه؛ نميتوني -

846
01:26:16,316 --> 01:26:22,570
حالا ميخواي برگردي؟ يا اينکه بايد سوت بزنم و
چند نفري بيان کمک که به زور برت گردونيم؟

847
01:26:24,952 --> 01:26:27,657
خودم برميگردم

848
01:27:13,592 --> 01:27:15,668
شب بخير -
تو کي هستي؟ -

849
01:27:15,761 --> 01:27:18,431
فقط داشتم از اينجا عبور ميکردم -
کسي رو اينطرفا ميشناسي ؟ -

850
01:27:18,514 --> 01:27:21,219
نه، بهت که گفتم
فقط داشتم رَد ميشدم

851
01:27:24,479 --> 01:27:28,098
! "کِيسي"-
ميبينم که "تام جودِ "خودمونِه -

852
01:27:28,985 --> 01:27:32,900
فکر ميکردم زنداني -
نه؛ فقط از شهر بيرونم کردن -

853
01:27:37,703 --> 01:27:41,452
اين آقا؛ همونيه که حرفش رو ميزدي؟ -
خودشه، چطوري، چه کارها ميکني؟ -

854
01:27:41,541 --> 01:27:43,783
کار ميکنم ديگه
هلو ميچينم

855
01:27:43,877 --> 01:27:47,745
وقتي اومديم، صداي داد وفريادِ دوستانو شنيدم
اومدم ببينم اون همه داد و فرياد چه دليلي داشته

856
01:27:47,840 --> 01:27:51,423
موضوع چيه ؟ -
اين که ميبيني، اعتصابِه -

857
01:27:51,511 --> 01:27:54,049
درسته جعبه‌اي 5 سِنت پولِ زيادي نيست
اما بالاخره خرجِ خورد و خوراکِ آدمو که درمياره

858
01:27:54,139 --> 01:27:58,802
پنج سِنت؟ به شماها پنج سِنت ميدن؟ -
البته، از نيمروز تا شب يک دلار درآمد داشتيم -

859
01:27:58,895 --> 01:28:02,181
ببين "تام"؛ ما براي کارکردن اينجا اومديم

860
01:28:02,274 --> 01:28:06,106
بهمون گفتم جعبه اي 5 سِنت ميدن
اما تعدادِمون خيلي زياد بود

861
01:28:06,195 --> 01:28:08,982
در نتيجه طرف گفت که
بهمون 2.5 سِنت ميده

862
01:28:09,824 --> 01:28:13,869
آدم اگه بچه داشته باشه با اين پول
نميتونه شکمِش رو سير کنه

863
01:28:13,954 --> 01:28:16,030
درنتيجه ما هم قبول نکرديم کار کنيم

864
01:28:16,123 --> 01:28:19,409
در نتيجه انداختن‌مون بيرون
حالا هم دارن به شماها 5 سِنت ميدن

865
01:28:19,502 --> 01:28:22,456
حالا فکر کردين اگه اين اعتصاب
تموم بشه بازم بهتون 5 سِنت ميدن؟

866
01:28:22,547 --> 01:28:24,624
نميدونم
اما الان که دارن 5 تا ميدن

867
01:28:24,716 --> 01:28:28,003
همون لحظه اي که ماها از اينجا بريم
درجا دستمزدِتون رو ميکنن 2.5 سِنت

868
01:28:28,095 --> 01:28:30,219
ميدوني اين به چه معني ايه؟

869
01:28:30,306 --> 01:28:34,435
يک تُن هُلو در برابر يک دلار
چيده و حمل ميشه

870
01:28:34,520 --> 01:28:38,304
اگه اونطوري بشه؛ ديگه حتي نميتوني
در حد بخور و نمير هم غذا بخري

871
01:28:38,399 --> 01:28:42,444
"بهشون بگو بيان بيرون و به ماها ملحق بشن "تام
هلوهاشون داره ميرسه و کم کم خراب ميشه

872
01:28:42,529 --> 01:28:47,275
اگه دو روز اينطوري دووم بياريم اونوقت به
همگي پنج يا شايدم هفت سِنت پول ميدن

873
01:28:48,452 --> 01:28:51,988
اونا بيرون بيا نيستن؛ همين
الانش هم دارن 5 سِنت ميگيرن
اين تنها چيزيه که براشون اهميت داره

874
01:28:52,082 --> 01:28:55,498
اما همون لحظه‌اي که ديگه اعتصابي در
کار نباشه، همون 5 سِنت هم گيرِشون نمياد

875
01:28:55,586 --> 01:28:59,715
تا به خودت بيايي، ميبيني که انداختنت بيرون
همه چي رو درست و حسابي برنامه ريزي کردن

876
01:28:59,799 --> 01:29:03,667
بمحض اينکه فصل چيدن محصول تموم بشه
يه کارگرِ مهاجر بحساب مياي
بعدشم، يه مفت خور بي ارزش

877
01:29:03,762 --> 01:29:07,428
بهرحال بچه ها الان دارن 5 سِنت ميگيرن
اونا هم فقط به همين اهميت ميدن

878
01:29:07,516 --> 01:29:10,720
ميدونم الان بابا چي ميگه
ميگه مشکل شماها به اون هيچ ربطي نداره

879
01:29:10,812 --> 01:29:14,016
درسته، بهرحال اول بايد خسارت زيادي
بهش وارد بشه تا قانع بشه و قبول کنه

880
01:29:14,107 --> 01:29:17,062
خسارت؟
ما غذا نداشتيم بخوريم

881
01:29:17,153 --> 01:29:20,487
امشب گوشت خورديم
درسته کم بود، اما بهرحال خورديم

882
01:29:20,573 --> 01:29:25,070
فکر کردين بابا حاضر ميشه بخاطر چند نفر
ديگه دست از گوشت و غذاش بکِشه ؟

883
01:29:25,162 --> 01:29:27,488
تازه "روزاشارن" هم به شير نياز داره

884
01:29:27,581 --> 01:29:32,458
فکر کردين مامان بخاطر داد و فريادهاي
شماها به اون بچه گرسنگي ميده ؟

885
01:29:32,546 --> 01:29:35,547
تام"؛ تو هم بايد مثل من "
ياد بگيري تا بفهمي چي ميگم

886
01:29:35,633 --> 01:29:39,713
من خودم هم هنوز نميدونم چي درسته و چي غلط
اما دارم سعي ميکنم تا متوجه بشم

887
01:29:39,804 --> 01:29:43,174
بخاطر همينه که ديگه هرگز
دوباره نميتونم کِشيش بشم

888
01:29:43,266 --> 01:29:45,473
پدر روحاني، بايد در مورد
همه چي بدونه و مطمئن باشه

889
01:29:45,561 --> 01:29:48,052
اما من اينطور نيستم

890
01:29:48,147 --> 01:29:49,974
بايد بپرسم

891
01:29:50,066 --> 01:29:52,225
از اين وضعيت خوشم نمياد -
موضوع چيه ؟ -

892
01:29:52,319 --> 01:29:57,824
نميتونم به قطع بگم؛ مثل اينکه يه صدايي شنيدم
اما گوشامو که تيز کردم چيزي نبود

893
01:29:57,909 --> 01:30:01,408
ايني که ميگي؛ همچينا هم عجيب و غريب نيست -
همگي يه مقدار نگران و دست پاچه ايم -

894
01:30:01,496 --> 01:30:04,866
پليسا همش داشتن تهديدمون ميکردن که
ميان لت و پارمون ميکنن و بيرون‌مون ميندازن

895
01:30:04,958 --> 01:30:10,120
البته از اين پليساي عادي هم نبودن ها؛ از اين نشاندارهاش
از همينايي که براي حفظ امنيت ازشون استفاده ميکنن

896
01:30:10,215 --> 01:30:13,086
پيش خودشون فکر کردن بخاط راينکه من زياد
حرف ميزنم؛ پس رهبر اين شورشيا هم هستم

897
01:30:13,176 --> 01:30:18,254
چراغ رو خاموش کنيد و بيايين بيرون
يه چيزي اينجاس

898
01:30:22,521 --> 01:30:25,855
چيه ؟ -
نميدونم، گوش بديد -

899
01:30:25,941 --> 01:30:29,607
نميتونم به قطع بگم ميشنوم يا نه -
تو صدا رو ميشنوي "تام"؟ -

900
01:30:29,696 --> 01:30:34,405
ميشنوم، فکر کنم چند نفري دارن اينطرفي ميان
تعدادشون هم بايد خيلي زياد باشه

901
01:30:34,493 --> 01:30:39,998
بايد از اينجا خارج بشيم -
از اونطرف! بايد به سمت پايين اون پُل بريم  -

902
01:30:59,731 --> 01:31:04,275
اوناهاشش! هموني که وسطِه
! همون لاغره، "چاک"، "الِک"، بگيرينش

903
01:31:08,199 --> 01:31:11,284
! شماها نميدونيد داريد چيکار ميکنيد
داريد به گرسنگي کِشيدن بچه ها کمک ميکنيد

904
01:31:11,369 --> 01:31:13,861
خفه خون بگير ببينم، مرتيکه ي -
! "کِيسي "-

905
01:31:15,040 --> 01:31:18,244
! کُشتيش -
حقش بود -

906
01:31:18,336 --> 01:31:20,412
! مراقب باش

907
01:31:29,015 --> 01:31:32,883
پسر، اون مُرده، کاملا مُرده -
کسي که اينکارو کرد رو ديدي ؟ -

908
01:31:32,978 --> 01:31:38,898
مطمئن نيستم؛ اما با چوب زدم تو صورتش
روي صورتش جاي زخميه
که به اين زوديا از بين نميره

909
01:31:52,167 --> 01:31:53,626
مامان ؟

910
01:31:53,710 --> 01:31:57,127
! "تام"! "تام"
بابا پاشو، "اَل" چراغ رو روشن کن

911
01:31:57,215 --> 01:31:59,089
! ساکت

912
01:32:03,096 --> 01:32:05,173
يالا

913
01:32:57,034 --> 01:32:59,526
کسي چيزي پرسيده ؟ -
نه خانم -

914
01:32:59,621 --> 01:33:03,240
خب؛ تو کنار در بمون -
چشم خانم -

915
01:33:05,044 --> 01:33:06,918
تامي"؟"

916
01:33:08,089 --> 01:33:10,165
چطوري ؟

917
01:33:12,219 --> 01:33:15,339
صورتم ضربه خورده
اما چشمم سالمه

918
01:33:17,642 --> 01:33:21,011
شما چيا شنيدين ؟ -
مثل اينکه طرفو کُشتي -

919
01:33:22,814 --> 01:33:25,602
خودم هم همينطور فکر ميکردم
حس کردم که کُشتمش

920
01:33:27,487 --> 01:33:30,358
مردم خيلي حرفِش رو نميزنن

921
01:33:30,448 --> 01:33:33,118
ميگن دارن دنبالِ قاتل ميگردن

922
01:33:33,202 --> 01:33:36,369
دارن درباره ي اين حرف ميزنن که وقتي
قاتل رو دستگير کنن؛ اعدامش کنن

923
01:33:36,455 --> 01:33:38,745
اونا اول "کِيسي" رو کُشتن

924
01:33:38,833 --> 01:33:43,295
اونا اينطوري داستانو تعريف نميکنن
ميگن شماها اول به اونا
حمله کرديد و اون مرد رو کُشتيد

925
01:33:43,380 --> 01:33:45,706
...اونا اصلا ميدونن

926
01:33:45,800 --> 01:33:48,338
که طرف چه شکلي بوده ؟

927
01:33:48,428 --> 01:33:51,346
اونا ميدونن که يکي
با چماق تو سرِش زده

928
01:33:53,934 --> 01:33:56,223
معذرت ميخوام مامان

929
01:33:56,312 --> 01:34:00,061
نميدونستم دارم چيکار ميکنم
و چه عاقبتي در انتظارمه

930
01:34:00,150 --> 01:34:03,436
اصلا خودم هم نميدونستم
که ميخوام اونکارو بکنم

931
01:34:03,529 --> 01:34:06,234
"عيب نداره "تامي

932
01:34:08,284 --> 01:34:10,954
کاشکي اونکارو نميکردي

933
01:34:11,037 --> 01:34:13,743
اما خب؛ کاري رو کردي که بايد

934
01:34:13,832 --> 01:34:16,585
و نميتونم بابتش سرزنشت کنم

935
01:34:20,841 --> 01:34:23,628
امشب از اينجا ميرم
نميتونم شما رو به دردسر بندازم

936
01:34:23,719 --> 01:34:25,427
"تام "

937
01:34:25,513 --> 01:34:28,763
چيزاي زيادي هست که من نميفهمم

938
01:34:28,850 --> 01:34:32,054
اما فرارکردنت
کمکي بهمون نميکنه

939
01:34:33,939 --> 01:34:37,024
يه وقتي بود که روي
زمين‌مون کشاورزي ميکرديم

940
01:34:37,110 --> 01:34:39,981
اونموقع؛ يه حد و مرزي بين‌مون بود
اون زمين باعث ميشد با همديگه مرتبط باشيم

941
01:34:40,697 --> 01:34:44,280
پيرها ميمُردن و جوون‌ها جاشونو ميگرفتن

942
01:34:44,368 --> 01:34:47,405
هميشه باهمديگه متحد و يکدل بوديم

943
01:34:47,497 --> 01:34:49,655
خانواده بوديم

944
01:34:50,500 --> 01:34:53,122
يکدل و روراست با همديگه

945
01:34:53,963 --> 01:34:56,964
اما حالا ديگه اونطوري
با همديگه نيستيم

946
01:34:57,049 --> 01:35:00,336
چيزي نيست که يکدل
و پيوسته نگه‌مون داره

947
01:35:00,428 --> 01:35:04,213
مثلا اين روزا "اَل" با اشتياق تمام
ميخواد خودِش رو پايِ خودش بايسته

948
01:35:04,308 --> 01:35:07,345
عمو "جان"؛ بي هدف اينور و اونور ميره

949
01:35:08,187 --> 01:35:12,566
بابات، خونه و زمينِش رو ازدست داده
ديگه رئيس خانواده نيست

950
01:35:13,861 --> 01:35:16,352
"خانوادمون داره از هم مي‌پاشه "تام

951
01:35:17,532 --> 01:35:20,023
حالا ديگه خانواده اي وجود نداره

952
01:35:23,580 --> 01:35:29,417
و "روزاشارن" قراره بچه اش رو به دنيا بياره
اما، خانواده اي نداره

953
01:35:29,504 --> 01:35:32,624
داشتم سعي ميکردم بهش انگيزه بدم
...تا به زندگي اميدوار بشه، اما

954
01:35:34,885 --> 01:35:37,128
و"وينفيلد "؛

955
01:35:37,221 --> 01:35:39,891
اينطوري که داره ادامه ميده
چي ميخواد بشه ؟

956
01:35:39,975 --> 01:35:43,890
با اين وضع وحشي و بي رحمي که داره
بزرگ ميشه و "روتي" هم همينطور

957
01:35:44,772 --> 01:35:46,848
درست مثل حيوونا دارن بزرگ ميشن

958
01:35:49,277 --> 01:35:51,982
به هيچي نميتونن اطمينان کنن

959
01:35:55,201 --> 01:35:57,277
"نرو "تام

960
01:35:58,454 --> 01:36:00,531
بمون و کمکمون کن

961
01:36:01,583 --> 01:36:04,039
به من کمک کن

962
01:36:08,925 --> 01:36:13,635
باشه مامان؛ البته نبايد بمونم
ميدونم که نبايد بمونم اما باشه، نميرم

963
01:36:16,976 --> 01:36:20,013
مامان، يه عالمه آدم دارن ميان

964
01:36:20,105 --> 01:36:22,430
چند نفرن؟ -
دَه نفر -

965
01:36:22,524 --> 01:36:24,766
خونه ي شماره ي 25
شماره‌ي خونه رو درِش حک شده

966
01:36:24,860 --> 01:36:28,941
باشه آقا، حالا چقدر ميدين؟ -
دو و نيم سِنت -

967
01:36:29,032 --> 01:36:33,113
دو و نيم سِنت؟ ميگم آقا، آدم که با اين
پول حتي نميتونه شامِش رو هم تامين کنه

968
01:36:33,203 --> 01:36:37,451
يا قبول کن يا برو، الان 200 نفر ديگه
دارن از جنوب براي کار اينجا ميان
اونا خوشحال ميشن که اين کارو بگيرن

969
01:36:37,542 --> 01:36:40,329
اما، آخه اينطوري چي بخوريم؟ -
ببينيد -

970
01:36:40,420 --> 01:36:45,213
من دستمزد رو تعيين نکردم
اگه کار رو ميخواين، بفرما
اگر هم نميخواين، هِرّي

971
01:36:45,301 --> 01:36:49,251
خونه ي شماره ي 25 از کدوم طرفه ؟ -
مستقيم بريد به سمتِ انتهاي خيابون -

972
01:36:57,941 --> 01:37:00,147
کِيسي"؛ "

973
01:37:00,235 --> 01:37:04,613
ممکنه يه کِشيش بوده باشه
اما خوب از کنهِ همه چي سردرمياورد

974
01:37:04,699 --> 01:37:06,775
مثل فانوس دريايي
بقيه رو راهنمايي ميکرد

975
01:37:06,868 --> 01:37:09,359
به منم کمک کرد که
اوضاع اطرافم رو درک کنم

976
01:37:09,454 --> 01:37:12,574
شب که بشه، از اينجا ميريم

977
01:37:14,460 --> 01:37:16,536
اون مرد؛ مثل يه چراغ
راهنما در تاريکي ميمونه

978
01:37:21,051 --> 01:37:23,542
من ماشين رو روشن ميکنم -
باشه -

979
01:37:34,442 --> 01:37:36,518
"خيلي خب "تام

980
01:37:38,822 --> 01:37:40,898
بپر بالا
بپر بالا

981
01:37:44,620 --> 01:37:47,158
فقط اينقدري که از اينجا دور بشيم
بعدش ميتوني بيرون بياي

982
01:37:47,248 --> 01:37:49,870
خيلي بدم مياد اينطوري
اينجا گير بيفتم و مخفي بشم

983
01:37:49,960 --> 01:37:52,036
سوارشو مامان

984
01:37:54,590 --> 01:37:57,675
هي! داريد کجا ميريد؟ -
داريم ميريم بيرون -

985
01:37:57,760 --> 01:38:00,845
براي چي؟ -
يه پيشنهاد شغلي -
خيلي خوب بهمون شده

986
01:38:00,931 --> 01:38:02,176
جدي؟

987
01:38:02,266 --> 01:38:04,840
خب، بذار يه نگاهي بهتون بندازم

988
01:38:23,040 --> 01:38:26,492
ببينم؛ يه مردِ ديگه هم باهاتون نبود؟ -
اون مسافر سر راهي رو ميگي؟ -

989
01:38:26,586 --> 01:38:30,536
همون يارو کوتاهِه که رنگ و روش پريده بود؟ -
فکر کنم همين شکلي بود -

990
01:38:30,632 --> 01:38:33,384
ما اون مرد رو همينطوري
سرراهي سوار کرديم

991
01:38:33,469 --> 01:38:37,384
وقتي دستمزد کاهش پيدا کرد؛ گذاشت و رفت -
دوباره بگو ببينم، چه شکلي بود؟ -

992
01:38:37,473 --> 01:38:39,799
کوتاه بود، با رنگ و رويِ پريده

993
01:38:39,893 --> 01:38:42,219
ببينم؛ امروز صبح که ديديش
رويِ صورتِش آثار ضرب و جرح بود؟

994
01:38:42,312 --> 01:38:44,389
من که چيزي نديدم

995
01:38:44,482 --> 01:38:46,973
باشه، برو

996
01:39:06,090 --> 01:39:10,883
براي هميشه داريد از اينجا ميريد؟ -
آره، به سمت شمال ميريم -
يه کار اونجا پيدا کرديم

997
01:39:12,932 --> 01:39:14,806
باشه

998
01:39:24,904 --> 01:39:28,819
آفرين "اَل"؛ کارت عالي بود -
حالا ميدونين که داريم کجا ميريم ؟ -

999
01:39:28,909 --> 01:39:35,162
اينکه کجا ميريم مهم نيست؛ بايد اينقدر بريم تا
يه عالمه از اينجا دور بشيم و فاصله بگيريم

1000
01:39:50,767 --> 01:39:53,389
ماشين بدجوري جوش آورده

1001
01:39:53,479 --> 01:39:55,686
چي شده ؟ -
تسمه پروانه بُريده -

1002
01:39:55,773 --> 01:39:58,977
اين ماشين هم جايِ خوبي رو
واسه خراب شدن پيداکرده، مگه نه؟

1003
01:39:59,069 --> 01:40:02,438
بنزين داريم ؟ -
حدود 2 ليتر -

1004
01:40:02,531 --> 01:40:05,201
خب؛ مامان؛ فکر کنم بدون شک
ايندفعه رو ديگه درست بشو نيست

1005
01:40:05,284 --> 01:40:08,321
اون جلو يه چندتايي چراغ ميبينم
ممکنه اردوگاهي چيزي باشه

1006
01:40:08,413 --> 01:40:11,747
بنظر مياد حدود يک و نيم کيلومتري باشه
بنظرت تو سرازيري خودشو ميکِشه "اَل "؟

1007
01:40:11,834 --> 01:40:15,001
بايد بتونه -
خب؛ پس بياين سوار شيم، باشه؟ -

1008
01:40:15,087 --> 01:40:17,460
يالا بچه ها
! "سوار شيد، "جان

1009
01:40:54,717 --> 01:40:57,006
صدمه ديدي "جان"؟

1010
01:40:57,095 --> 01:40:58,969
نه

1011
01:41:00,432 --> 01:41:03,599
با سرعت زياد به سرعت گير خوردي -
واسه چي اون سرعت گيرو کار گذاشتيد ؟ -

1012
01:41:03,686 --> 01:41:06,521
خب؛ آخه بچه هاي
زيادي اينجا بازي ميکنن

1013
01:41:06,606 --> 01:41:09,976
اگه آدم فقط به مردم توصيه کنه
که آروم حرکت کنن يادشون ميره

1014
01:41:10,068 --> 01:41:12,560
اما وقتي به اين سرعت گير برخورد ميکنن
ديگه يادشون نميره که يواش برن تا آسيب نبينن

1015
01:41:12,655 --> 01:41:15,146
واسه ما اينجا جايي داريد ؟ -
شما شانس آورديد -

1016
01:41:15,241 --> 01:41:17,863
حالتون چطوره خانم ؟
حالتون چطوره ؟

1017
01:41:17,953 --> 01:41:20,111
حالتون چطوره ؟

1018
01:41:20,205 --> 01:41:25,497
پشتِ اون خط؛ به سمت چپ بپيچيد
خودتون ميبينيد که بايد کجا بريد، شما در
واحد بهداشتي شماره ي 4 قرار ميگيريد

1019
01:41:25,586 --> 01:41:29,419
اون ديگه چيه ؟ -
توالت، دوش حمام -
طشت مخصوص لباسشويي

1020
01:41:30,467 --> 01:41:32,840
يعني طشت لباسشويي و
آبِ لوله کِشي بهمون ميدين؟

1021
01:41:32,928 --> 01:41:34,672
بله خانم

1022
01:41:34,764 --> 01:41:38,180
کميته ي مسئول اردوگاه؛ فردا صبح
باهاتون تماس ميگيره تا جاتونو درست کنه

1023
01:41:38,268 --> 01:41:41,222
اينا که ميگين، يه جور پليسن؟ -
نه، پليس نيستن -

1024
01:41:41,313 --> 01:41:45,775
نه، آدماي اينجا؛ پليسِ خودشونو
خودشون انتخاب ميکنن، کميسيون
خانم‌ها؛ باهاتون تماس ميگيره خانم

1025
01:41:45,860 --> 01:41:51,531
براي اينکه درباره ي بچه ها و مدرسه
و واحد بهداشت و اينکه چه کسي از اين
چيزا مراقبت کنه باهاتون حرف ميزنن

1026
01:41:51,617 --> 01:41:54,535
براي ثبت نام
داخل تشريف ميارين؟

1027
01:42:05,466 --> 01:42:08,421
."شما با ماشين برين "اَل
منم ثبت نام ميکنم و ميام

1028
01:42:08,512 --> 01:42:11,430
درست از اينطرف
داخل

1029
01:42:19,858 --> 01:42:22,978
اميدوارم متوجه باشيد که
نميخوام آدمِ فضولي جلوه کنم

1030
01:42:23,070 --> 01:42:28,528
منتها يه سري اطلاعاتي هست
که بايد داشته باشم، اسم‌تون ؟

1031
01:42:28,618 --> 01:42:31,110
"جود"
"تام جود"

1032
01:42:31,205 --> 01:42:33,910
"ج.و"-
"د"-

1033
01:42:35,543 --> 01:42:37,916
و، شما چند نفر هستيد ؟

1034
01:42:38,755 --> 01:42:40,832
حالا ديگه هشت نفر

1035
01:42:43,344 --> 01:42:47,841
عمو "جان" حالتون چندان خوب بنظر نميرسه -
خيلي سرحال نيستم، اما کمک ميکنم  -

1036
01:42:47,933 --> 01:42:50,009
يالا

1037
01:42:50,894 --> 01:42:52,175
هُل بديد

1038
01:42:52,271 --> 01:42:54,893
اين اردوگاه هفته اي يک دلار هزينه داره
...ميتونين اين هزينه رو از راهِ

1039
01:42:54,982 --> 01:42:59,028
حمل زباله؛ تميز نگه داشتن اردوگاه
و خلاصه همچين کارايي تامين کنيد

1040
01:42:59,112 --> 01:43:01,189
روش کار ميکنيم

1041
01:43:01,281 --> 01:43:04,199
اين کميته اي که
حرفِش رو ميزنين چيه ؟

1042
01:43:04,285 --> 01:43:09,327
ما پنج واحد بهداشتي داريم، هر کدوم
از واحدها يه نفرو رئيس انتخاب ميکنه

1043
01:43:09,416 --> 01:43:11,907
و اين افراد قانون گذاري ميکنن
و هرچي بگن اجرا ميشه

1044
01:43:12,002 --> 01:43:17,709
يعني ميخواي بگي آدمايي که اين
اردوگاهو اداره ميکنن؛ آدم‌هاي عادين ؟

1045
01:43:17,801 --> 01:43:21,799
همينطوره که ميگي -
و ميگي، هيچ پليسي اينجا وجود نداره ؟ -

1046
01:43:21,889 --> 01:43:24,974
هيچ پليسي بدون حکم مخصوصِ دادگاه
حق ورود به اين اردوگاه رو نداره

1047
01:43:25,059 --> 01:43:27,633
باورش برام خيلي سخته

1048
01:43:27,729 --> 01:43:32,688
آخه اردوگاهي که قبل از اينجا
توش بودم رو افسرهاي پليس و يه
چندتا آدم مايه دار به آتش کِشيدنش

1049
01:43:32,777 --> 01:43:36,692
اونا وارد اينجا نميشن، بعضي وقتا
بچه ها جلوي حصارها نگهباني ميدن

1050
01:43:36,781 --> 01:43:40,482
بخصوص شب هاي رقص -
مگه اينجا رقص هم داريد ؟ -

1051
01:43:40,577 --> 01:43:43,947
ما بهترين رقص هاي اين بخش رو داريم
مراسم رقص هر شنبه شب برگزار ميشه

1052
01:43:44,040 --> 01:43:46,827
چه کسي اينجا رو اداره ميکنه ؟ -
حکومت -

1053
01:43:46,918 --> 01:43:51,380
چرا اردوگاه هاي بيشتري مثل اينجا وجود نداره ؟ -
خودت جوابِ اين سئوالتو پيدا کن؛ من نميتونم جواب بدم -

1054
01:43:53,050 --> 01:43:55,542
چيزي مثل شغل و کار هم اينطرفا پيدا ميشه؟

1055
01:43:55,637 --> 01:44:01,059
اينو نميتونم قطعي بهت قول بدم؛ اما بعدا قراره يه
نماينده‌ي مجوز دار اينجا بياد که ميتوني باهاش حرف بزني

1056
01:44:01,143 --> 01:44:04,098
اون جراحت چيه که داري ؟

1057
01:44:04,188 --> 01:44:06,894
يه صندوق روم افتاده -
بهتره بهش رسيدگي کني -

1058
01:44:06,983 --> 01:44:11,942
مدير فروشگاه يه چيزي بهت ميده
که روش بذاري، بعدا ميبينمت

1059
01:44:12,031 --> 01:44:14,403
حتما مادرم از اينجا خيلي خوشش مياد

1060
01:44:14,492 --> 01:44:17,659
...الان خيلي وقته که اينطوري

1061
01:44:17,746 --> 01:44:19,822
با احترام باهاش رفتار نشده

1062
01:44:21,375 --> 01:44:24,127
بعدا ميبينم‌تون

1063
01:45:04,217 --> 01:45:08,345
وينفيلد"؛ پاشو ميخوام يه چيزي نشونت بدم "-
چي شده ؟ -

1064
01:45:08,430 --> 01:45:13,472
يه چيزاي سفيد رنگي که از جنسِ بشقابن ؛
مثل همون کاتالوگ هايي که ديديم، بيا نشونت ميدم

1065
01:45:26,034 --> 01:45:29,866
بيا، کسي دعوامون نميکنه

1066
01:45:34,961 --> 01:45:38,627
اينجا، بايد دستات رو بشوري

1067
01:45:38,715 --> 01:45:41,717
اينا چي‌ان ؟ -
فکر کنم ميري تو اين اتاق‌هاي کوچولو مي ايستي -

1068
01:45:41,802 --> 01:45:45,468
بعدش آب؛ از اون ماسوره ي کوچيکي که اون بالاس
رو سرِت ميريزه و اينطوري حموم ميکني

1069
01:45:45,557 --> 01:45:49,721
اون، نگاه کن، درست مثل کاتالوگ ميمونه -
هي، باهاش بازي نکن -

1070
01:45:51,605 --> 01:45:54,809
! کارِ تو بود
! روشنِش کردي

1071
01:45:54,901 --> 01:45:58,021
من فقط اون رشته طنابو کِشيدم

1072
01:46:16,468 --> 01:46:18,674
"سلام آقاي "توماس -
صبح بخير -

1073
01:46:18,762 --> 01:46:20,506
صبح بخير

1074
01:46:20,598 --> 01:46:22,590
کارتون عاليه

1075
01:46:22,683 --> 01:46:27,845
گوش بديد، شايد گفتنِ اين موضوع باعث بشه که از
مزرعه ي خودم بيرونم کنن؛ اما از شماها خوشم مياد

1076
01:46:27,939 --> 01:46:30,478
شماها کارگرهاي خوبي هستيد
پس، بهتون ميگم

1077
01:46:30,568 --> 01:46:33,237
شماها تو اردوگاهِ حکومت زندگي ميکنيد ديگه؟ -
درسته قربان -

1078
01:46:33,321 --> 01:46:36,737
هر شنبه شب اونجا مراسم رقص داريد -
حتما همينطوره -

1079
01:46:36,825 --> 01:46:40,526
خب؛ شنبه شبِ آينده؛ حواستونو جمع کنين -
مگه چي شده ؟ -

1080
01:46:40,621 --> 01:46:43,195
من رئيس کميته ي مرکزي هستم
بايد بدونم چه خبره

1081
01:46:43,291 --> 01:46:46,376
خب؛ نگيد که بهتون نگفتم

1082
01:46:46,461 --> 01:46:48,834
گوش بديد

1083
01:46:49,173 --> 01:46:54,464
شهروندان از دستِ آشوبگران کمونيستي که
اردوگاه هاي حکومتي و آتش زدن به ستوه آمدن

1084
01:46:54,554 --> 01:46:57,092
و به آشوب طلبان دستور داده شده
که از اين بخش خارج بشن

1085
01:46:57,182 --> 01:47:00,219
گوش کن؛ داستان اين کمونيست ها چيه حالا ؟

1086
01:47:00,311 --> 01:47:04,095
هروقت آدم سرش رو برميگردونه ميشنوه
که يکي داره به يکي ديگه کمونيست ميگه

1087
01:47:04,190 --> 01:47:08,568
داستان اين کمونيست چيه ؟ -
بهرحال نميخوام درباره اش حرف بزنم -

1088
01:47:08,654 --> 01:47:12,486
فقط دارم بهتون ميگم که قراره اين شنبه شب
تو اردوگاهتون يه دعوايِ درست و حسابي راه بيفته

1089
01:47:12,575 --> 01:47:15,826
و نيروهاي پليس هم آماده ان که به محضِ
وقوع درگيري وارد بشن و دخالت کن

1090
01:47:15,912 --> 01:47:18,368
حالا، به کارتون برسيد

1091
01:47:18,457 --> 01:47:24,828
شايد با حرف زدن، خودم رو به دردسر
انداخته بشم اما من و شما مثل همديگه‌ايم

1092
01:47:24,923 --> 01:47:27,212
به کسي نميگيم کي بهمون گفته
متشکرم

1093
01:47:27,300 --> 01:47:31,465
خيلي خب -
قرار نيست هيچ درگيري اي اتفاق بيفته -

1094
01:47:45,947 --> 01:47:49,032
شب بخير، ببينم؛ گفتيد چه کسي شما رو دعوت کرده؟ -
"آقا و خانم "براون -

1095
01:47:49,118 --> 01:47:52,452
بفرمايين داخل دوستان
بفرمايين داخل، سلام دوستان

1096
01:47:52,538 --> 01:47:55,290
سلام خانم "جنينگز"؛ حالتون چطوره ؟
از ديدن‌تون خوشحالم

1097
01:48:12,436 --> 01:48:14,346
سلام -
سلام -

1098
01:48:14,439 --> 01:48:19,185
امشب براي رقص ميري؟ من رقص والس بلدما -
اوه، اين که چيزي نيست؛ هرکسي بلده -

1099
01:48:19,278 --> 01:48:22,149
اما کسي مثل من نميتونه والس برقصه -
! برو پي کارِت -

1100
01:48:22,240 --> 01:48:28,493
اين دختر شيريني خورده‌اس؛ قراره ازدواج کنه
!و شوهرش قراره بياد دنبالش، پس برو پي کارت

1101
01:48:34,379 --> 01:48:37,131
"سلام "بيل
دختر خوشگلي همراهت آورديا

1102
01:48:37,215 --> 01:48:40,585
"سلام آقاي "توماس"، سلام خانم "توماس -
حواستون که خوب به اينجا هست درسته ؟ -

1103
01:48:40,678 --> 01:48:46,017
نگران نباشيد قرار نيست هيچ دردسري پيش بياد -
اميدوارم متوجه باشي که داري درباره‌ي چي حرف ميزني -

1104
01:48:46,101 --> 01:48:49,268
شب بخير پسرا
کي شماها رو دعوت کرده ؟

1105
01:48:49,355 --> 01:48:53,056
"يکي به اسم "جکسون
"باک جکسون"

1106
01:48:53,151 --> 01:48:56,567
باشه، خوش بگذره -
ممنون -

1107
01:49:03,913 --> 01:49:05,491
هي

1108
01:49:05,582 --> 01:49:08,749
اينا، همون آشوبگرايي‌ان که دنبال‌شونيم -
از کجا ميگي ؟ -

1109
01:49:08,836 --> 01:49:10,496
خب

1110
01:49:10,588 --> 01:49:12,996
يه حسي بهم ميگه خودشونن

1111
01:49:13,091 --> 01:49:15,878
يه جورايي هم ترسيده بودن

1112
01:49:15,969 --> 01:49:21,177
تعقيبشون کن، يه سري هم به "جکسون" بزن
ببين اينا رو ميشناسه، منم همينجا ميمونم

1113
01:49:23,436 --> 01:49:26,272
سلام -
سلام -

1114
01:49:26,356 --> 01:49:28,432
باميد ديدار

1115
01:49:32,613 --> 01:49:34,986
حالتون چطوره خانم "جود"؟

1116
01:49:35,075 --> 01:49:37,566
خداي من، شما واقعا زيبا هستيد

1117
01:49:46,755 --> 01:49:49,922
افتخار رقص ميديدين ؟ -
خيلي متشکرم، اما حال‌اش روبراه نيست -

1118
01:49:50,009 --> 01:49:53,544
يکم خسته اس -
خواهش ميکنم -

1119
01:49:55,223 --> 01:49:57,300
حالتون چطوره ؟

1120
01:50:04,651 --> 01:50:06,442
"هي "جکسون

1121
01:50:06,528 --> 01:50:09,565
نگاه کن، تا حالا اونا رو ديدي؟

1122
01:50:14,871 --> 01:50:19,664
متاسفم همسايه ؛
اما بايد اردوگاه رو تميز نگه داريم

1123
01:50:20,962 --> 01:50:25,256
يکي‌شونو ميشناسم، قبلا باهاش همکار بودم
گرچه هرگز براي مراسم رقص دعوتش نکردم

1124
01:50:25,342 --> 01:50:30,088
خيلي خب؛ حواست بهشون باشه
فقط نگاه‌ات بهشون باشه، همين

1125
01:50:37,523 --> 01:50:41,188
ديدمشون، يه ماشين با پنج سرنشين
کنار درخت هاي اوکاليپتوس پارک کرده

1126
01:50:41,277 --> 01:50:45,145
و يه ماشين ديگه هم با چهار سرنشين تو
جاده اس و اسلحه هم دارن، خودم ديدم‌شون

1127
01:50:45,240 --> 01:50:50,781
متشکرم "ويلي" کارت خوب بود
حالا ميتوني بري به مراسم رقص برسي

1128
01:50:50,871 --> 01:50:53,826
خب؛ ايندفعه مثل اينکه بدون شک
مشکلات زيادي قراره داشته باشيم

1129
01:50:53,917 --> 01:50:57,785
آخه اون افسرها واسه چي ميخوان به اردوگاه
حمله کنن؟ واسه چي تنهامون نميذارن ؟

1130
01:50:57,880 --> 01:51:03,255
بايد بريم يه چندتا کلنگ برداريم و -
نه، اين دقيقا همون چيزيه که اونا ميخوان -

1131
01:51:03,344 --> 01:51:08,007
نخير آقاجان، اگه بتونن دعوا راه بندازن؛ اونوقت ميتونن
پليس خبرکنن و ادعا کنن که شورش اينجا اتفاق افتاده

1132
01:51:08,100 --> 01:51:11,054
رسيدن، پيداشون کرديم -
همه چي آماده اس ؟ -

1133
01:51:11,145 --> 01:51:14,312
قرار نيست هيچ دردسري بوجود بياد -
نميخوام بهشون صدمه بزني -

1134
01:51:14,399 --> 01:51:17,899
نگران نباش، همه چي برنامه ريزي شده‌اس
شايدم اصلا هيچ کس متوجهِش نشه

1135
01:51:17,986 --> 01:51:22,982
خب؛ فقط حواست باشه که از هيچ چماق
يا چاقو يا نبشيِ آهن استفاده نشه ها

1136
01:51:23,076 --> 01:51:26,659
اگر هم مجبور شديد بزنين‌شون ؛
طوري بزنين که خونريزي نداشته باشه

1137
01:51:40,930 --> 01:51:44,346
آقايان محترم، لطفا کلاه هاتونو برداريد
سپاسگزارم

1138
01:52:01,370 --> 01:52:07,624
روز به روز خوشگل تر ميشه مامان -
دختراي حامله هميشه خوشگل و درخشانن -

1139
01:52:25,982 --> 01:52:29,601
پاشو مامان، بيا برقصيم -
اوه "تام" نميتونم برقصم -

1140
01:52:30,905 --> 01:52:32,981
خب، عيب نداره

1141
01:52:37,204 --> 01:52:39,280
تام" وايسا "

1142
01:52:46,673 --> 01:52:51,669
اگه عاشقمي بيا و کنارم بنشين

1143
01:52:51,763 --> 01:52:56,721
عجله نکن که هرچه زودتر
ازم خداحافظي کني

1144
01:52:56,810 --> 01:53:01,722
اما ناحيه ي "رِد ريور" رو يادت باشه

1145
01:53:01,816 --> 01:53:06,728
و همينطور پسري که خالصانه
بهت عشق ميورزيد

1146
01:53:18,377 --> 01:53:20,453
ساعت 9:29 شده
! راه بيفتيد

1147
01:53:26,470 --> 01:53:28,961
خيلي خب ساعت 9:30 شده
بياين شروع کنيم

1148
01:53:34,062 --> 01:53:36,636
خيلي خب، برو کنار ميخوام باهاش برقصم -
مگه جنابعالي کي باشي ؟ -

1149
01:53:36,732 --> 01:53:38,974
ببخشيد مامان

1150
01:53:47,119 --> 01:53:49,278
! راه رو باز کن
! بخاطر شورش اينجا اومديم

1151
01:53:49,372 --> 01:53:53,666
شورش؟ من که هيچ شورشي اينجا نميبينم؛ شما؟ -
معاون کلانتر -

1152
01:53:53,752 --> 01:53:57,086
ببينم؛ براي ورود حکم مخصوص داريد ؟ -
براي مقابله با شورش؛ به حکم مخصوص احتياجي نيست -

1153
01:53:57,172 --> 01:54:01,087
نميدونم شما داريد درباره ي چي صحبت ميکنيد
من که اينجا هيچ شورشي نميبينم

1154
01:54:01,177 --> 01:54:06,089
بيشتر از اون؛ فکر نکنم که هيچ نوع شورشي
اينجا درحالِ وقوع باشه، خودتون نگاه کنيد

1155
01:54:17,613 --> 01:54:19,689
خيلي خب، بياين بريم

1156
01:55:12,761 --> 01:55:16,711
شماره ي پلاکِ اين ماشين
اوکلاهاما؛ اي.ال.204

1157
01:55:58,898 --> 01:56:01,472
شما اجازه نداريد که بدون حکم
مخصوص کسي رو دستگير کنيد

1158
01:56:01,568 --> 01:56:05,696
بمحض اينکه با مقر اصلي هماهنگ کنيم
حکم هم براش ميگيريم

1159
01:57:30,838 --> 01:57:33,081
"تامي "

1160
01:57:33,174 --> 01:57:36,092
نميخواي باهام خداحافظي کني ؟

1161
01:57:43,186 --> 01:57:45,512
مطمئن نبودم ميخوام چيکار کنم مامان

1162
01:57:45,606 --> 01:57:47,480
نميدونستم بايد چيکار کنم

1163
01:57:47,566 --> 01:57:50,817
مامان -
"ساکت "روتي -

1164
01:57:53,490 --> 01:57:55,566
بيا بيرون

1165
01:58:32,410 --> 01:58:36,740
امشب چندتا پليس اينجا بودن، داشتن
شماره پلاکِ ماشين ها رو يادداشت ميکردن

1166
01:58:36,832 --> 01:58:39,074
فکر کنم کسي؛ چيزي ميدونه

1167
01:58:39,168 --> 01:58:42,917
فکر کنم دير يا زود
اين اتفاق بايستي ميفتاد

1168
01:59:19,966 --> 01:59:22,457
يه دقيقه بشين

1169
01:59:24,972 --> 01:59:27,593
دوست دارم اينجا بمونم مامان

1170
01:59:27,683 --> 01:59:33,639
دوست دارم بمونم و وقتي تو و بابا يه جاي
خوب مستقر ميشين؛ صورت‌هاتون رو ببينم

1171
01:59:33,732 --> 01:59:36,437
بدون شک ميخوام اون لحظه رو به چشم ببينم

1172
01:59:38,029 --> 01:59:42,193
اما فکرکنم که هرگز
اين فرصت رو پيدا نميکنم

1173
01:59:42,284 --> 01:59:46,531
"ميتونم مخفي‌ات کنم "تامي -
ميدونم اينکارو ميکنين؛ اما نميذارم -

1174
01:59:46,622 --> 01:59:51,700
اگه يه قاتل رو مخفي کنيد
اونوقت خودتون هم به دردِسر ميفتيد

1175
01:59:51,795 --> 01:59:54,464
"باشه "تامي

1176
01:59:54,548 --> 01:59:58,249
اما فکر کردي که ميخواي چيکار کني ؟

1177
01:59:58,344 --> 02:00:01,381
ميدونين داشتم به چي فکر ميکردم ؟

1178
02:00:01,473 --> 02:00:03,798
"به "کِيسي

1179
02:00:03,892 --> 02:00:06,348
درباره ي حرفي که زد

1180
02:00:06,437 --> 02:00:08,679
درباره ي کاري که کرد

1181
02:00:08,773 --> 02:00:10,849
درباره ي اينکه چطوري مُرد

1182
02:00:12,027 --> 02:00:14,945
و، همه‌شو خوب يادمه

1183
02:00:16,448 --> 02:00:19,022
اون مَردِ خوبي بود

1184
02:00:19,118 --> 02:00:21,906
داشتم درباره ي
خودمون هم فکر ميکردم

1185
02:00:21,997 --> 02:00:28,166
درمورد اينکه چرا با وجود اين زمين حاصلخيز
و زياد؛ مردمِ‌مون مثل خوک زندگي ميکنن

1186
02:00:29,547 --> 02:00:35,503
يا اينکه چرا بايد يه نفر يک ميليون جريب
زمين داشته باشه درحاليکه 100 هزار
نفر کشاورز دارن از گرسنگي ميميرن

1187
02:00:35,596 --> 02:00:38,266
و اين سئوال برام مطرح
...بود که چي ميشه اگه

1188
02:00:38,349 --> 02:00:40,805
...همه متحد بشن و فرياد بزنن که

1189
02:00:40,894 --> 02:00:43,136
نه، اگه اينطوري کني
ميندازنت بيرون و ميکُشنت

1190
02:00:43,230 --> 02:00:46,730
درست مثل همون بلايي که سرِ "کِيسي" آوردن -
بهرحال که دنبالم ميان -

1191
02:00:46,817 --> 02:00:51,231
بالاخره، به يه دليلي، دير يا زود
پيدام ميکنن و ميگيرنم

1192
02:00:51,322 --> 02:00:53,481
تا اونموقع

1193
02:00:53,575 --> 02:00:55,118
"تامي "

1194
02:00:55,202 --> 02:00:59,615
ببينم، نميخواي کسي رو بکُشي که، هان؟ -
نه مامان، کُشتن نه، همچين هدفي ندارم -

1195
02:00:59,707 --> 02:01:01,831
فقط

1196
02:01:01,918 --> 02:01:06,166
خب، تا وقتي شورشي بحساب ميام
شايد بتونم يه کاري بکنم

1197
02:01:06,257 --> 02:01:08,962
شايد بتونم يه چيزي پيدا کنم

1198
02:01:09,052 --> 02:01:15,470
فقط، ميخوام اطراف رو بگردم و شايد
بتونم پيدا کنم که کجايِ کار مشکل داره

1199
02:01:15,559 --> 02:01:21,017
بعدش که پيداش کردم؛ ميگردم ببينم که
چه کاري ميشه درباره اش انجام داد

1200
02:01:21,107 --> 02:01:24,559
خوب بهش فکر نکردم مامان
...من

1201
02:01:24,653 --> 02:01:27,145
نميتونم
هنوز به اندازه ي کافي نميدونم

1202
02:01:28,199 --> 02:01:30,987
آخه وقتي بري
چطوري ازت خبر بگيرم "تامي"؟

1203
02:01:31,077 --> 02:01:36,748
ممکنه بکُشنت و من نفهمم
ممکنه بهت صدمه بزنن
آخه اين چيزا رو از کجا بدونم ؟

1204
02:01:38,878 --> 02:01:42,828
خب؛ شايد همونطوريکه
:کِيسي" گفت

1205
02:01:43,884 --> 02:01:49,674
روحِ هرکس؛ فقط متعلق به خودش نيست
بلکه جزء کوچکي از يه روحِ خيلي بزرگتره

1206
02:01:49,766 --> 02:01:53,978
روحِ خيلي بزرگي که
متعلق به همه ي آدم‌هاس

1207
02:01:54,062 --> 02:01:56,020
اونوقت

1208
02:01:56,106 --> 02:01:59,274
اونوقت چي "تام "؟ -
اونوقت ديگه مهم نيست -

1209
02:02:00,111 --> 02:02:03,148
وقتي از جلويِ چشمِ‌تون برم

1210
02:02:03,240 --> 02:02:05,114
ميتونم هرجايي باشم

1211
02:02:05,200 --> 02:02:07,490
اونوقت هرجا که نگاه کنيد
منو ميبينيد

1212
02:02:08,496 --> 02:02:14,120
هرجا دعوايي براي سير کردن شکمِ
آدماي گرسنه بود، من هم اونجام

1213
02:02:14,753 --> 02:02:19,416
هرجا پليسي داشت يه نفر رو
زير مشت و لگد لِه ميکرد، من اونجام

1214
02:02:20,885 --> 02:02:24,718
وقتي مردها عصباني ميشن
و فرياد ميکِشن؛ من اونجام

1215
02:02:24,807 --> 02:02:30,976
وقتي بچه ها گرسنه‌ان و بخاطر اينکه ميدونن
شام آماده اس خنده رو لباشونِه، من اونجام

1216
02:02:31,731 --> 02:02:36,061
و وقتي مردم دارن محصولي که با
زحمت خودشون عمل آوردن رو ميخورن

1217
02:02:36,904 --> 02:02:40,274
و تو خونه هايي که خودشون ساختن
...زندگي ميکنن

1218
02:02:40,366 --> 02:02:42,443
اونجا هم خواهم بود

1219
02:02:46,373 --> 02:02:48,746
"متوجه حرفات نميشم "تام

1220
02:02:50,003 --> 02:02:52,079
...خودمم همينطور، مامان، اما

1221
02:02:53,298 --> 02:02:57,427
خب؛ يه چيزيه که
داشتم بهش فکر ميکردم

1222
02:02:57,511 --> 02:03:00,347
دستِت رو بده مامان

1223
02:03:02,017 --> 02:03:03,642
خدانگهدار

1224
02:03:03,727 --> 02:03:05,886
"خدا نگهدار "تامي

1225
02:03:05,980 --> 02:03:09,314
بعدا، وقتي آب ها از آسياب افتاد

1226
02:03:09,400 --> 02:03:11,393
دوباره پيشم برميگردي

1227
02:03:11,486 --> 02:03:13,563
حتما مامان

1228
02:03:14,740 --> 02:03:18,275
تامي"؛ ما از اون نوع آدمايي نيستيم
که همديگه رو ميبوسن، اما ايندفعه رو

1229
02:03:26,045 --> 02:03:28,501
خدا نگهدارت مامان

1230
02:03:28,589 --> 02:03:30,666
"خداحافظِ‌ات "تامي

1231
02:03:38,977 --> 02:03:41,053
تامي "؛ "

1232
02:04:19,607 --> 02:04:21,684
خدانگهدار

1233
02:04:25,865 --> 02:04:28,273
"روشنش کن "اَل
و آماده ي حرکتِش کن

1234
02:04:28,368 --> 02:04:30,407
تو در چه حالي "جان"؟ -
ديگه دارم تمومش ميکنم -

1235
02:04:30,495 --> 02:04:32,571
بگير

1236
02:04:33,415 --> 02:04:35,408
وينفيلد"؛ بپر بالا؛"
از جلويِ دست و پا برو کنار

1237
02:04:35,501 --> 02:04:40,329
نميدونم شماها واسه چي اينقدر عجله داريد
بهم گفتن تا 20 روز اونجا کار هست

1238
02:04:40,423 --> 02:04:42,962
درسته آقا؛ و ما هم ميخوايم
تمام اون 20 روز رو کار کنيم

1239
02:04:43,051 --> 02:04:46,255
همه آماده‌ان مامان ؟ -
آره، حالت چطوره "روزاشارن"؟ -

1240
02:04:46,347 --> 02:04:50,096
همه سوارشن
ميخوايم به سمتِ "فِرنو" بريم

1241
02:04:50,185 --> 02:04:52,759
يه دقيقه وايسا کمکت کنم

1242
02:04:52,854 --> 02:04:55,772
حواست بهش باشه -
آروم، بچه -

1243
02:05:01,281 --> 02:05:03,357
حالِش خوب ميشه

1244
02:05:06,954 --> 02:05:10,288
"مراقبش باش "جان -
حواسم بهش هست -

1245
02:05:11,793 --> 02:05:14,914
آماده اي "اَل "؟ -
نگران نباش بابا -

1246
02:05:18,885 --> 02:05:20,961
بيا مامان

1247
02:05:33,360 --> 02:05:35,436
خدانگهدار -
خداحافظ -

1248
02:05:37,240 --> 02:05:40,027
خيلي متشکر، خدانگهدار -
خداحافظ -

1249
02:05:40,160 --> 02:05:42,283
"سپاسِ فراوان آقاي "کانوِي

1250
02:05:45,124 --> 02:05:47,200
باي -
مراقب خودتون باشيد -

1251
02:06:06,899 --> 02:06:09,817
بيست روز کار
! اوه پسر بهتر از اين نميشه

1252
02:06:09,903 --> 02:06:14,815
خوشحالم که قراره پنبه چيني کنم
آخه اين چيزيه که تو چيدنش مهارت دارم

1253
02:06:14,909 --> 02:06:19,655
شايد، شايد 20 روز کار گيرمون بياد
شايدم نياد

1254
02:06:19,748 --> 02:06:23,616
تا وقتي کارو نگيريم؛ نميتونيم مطمئن باشيم -
موضوع چيه مامان؟ ترسيدي؟ -

1255
02:06:23,711 --> 02:06:25,704
! ترس
! هاه

1256
02:06:25,796 --> 02:06:28,584
من ديگه هيچ وقت از هيچي نميترسم

1257
02:06:28,675 --> 02:06:34,548
گرچه خب قبلا ترسيده بودم؛ يه مدت فکر
ميکردم که براي هميشه نابود و متلاشي شديم

1258
02:06:34,640 --> 02:06:37,974
بنظر ميرسيد که تويِ اين دنياي به اين بزرگي
بجز دشمن؛ هيچ چيز ديگه اي نداريم

1259
02:06:38,061 --> 02:06:41,015
مثل اينکه ديگه
هيچکي دوستِ‌مون نبود

1260
02:06:41,106 --> 02:06:44,641
اون وضعيت؛ يجورايي ناراحتم کرد و
همينطور باعث ترسم شد

1261
02:06:44,735 --> 02:06:47,653
مثل اين بود که گم شديم و
هيچ کسي اهميت نميداد کمکمون کنه

1262
02:06:49,366 --> 02:06:52,450
تو کسي هستي که بهمون نيرو داد
تا به حرکت‌مون ادامه بديم مامان

1263
02:06:52,536 --> 02:06:55,537
من که ديگه هيچ سود و فايده اي
ندارم و خودم هم اينو ميدونم

1264
02:06:55,623 --> 02:07:00,535
مثل اينکه بيشتر وقتم رو اين روزا؛ با فکر کردن
به اينکه گذشته ها چطوري بودن ميگذرونم

1265
02:07:00,629 --> 02:07:03,416
به وطنِ اصلي‌مون فکر ميکنم

1266
02:07:03,507 --> 02:07:05,796
ديگه هيچوقت دوباره اونجا رو نميبينم

1267
02:07:05,885 --> 02:07:10,631
خب؛ بابا؛ زن ها خيلي بهتر از مردها
با شرايط جديد کنار ميان و عوض ميشن

1268
02:07:10,724 --> 02:07:15,102
مردها، يجورايي تو نگراني زندگي ميکنن

1269
02:07:15,187 --> 02:07:17,857
مثلا وقتي بچه به دنيا مياد
يا يکي از دنيا ميره، نگران ميشن

1270
02:07:17,941 --> 02:07:21,856
يا وقتي مزرعه اي بدست ميارن يا از
دستِش ميدن، بازم عصبي و نگران‌تر ميشن

1271
02:07:21,945 --> 02:07:25,564
اما، درمورد خانم ها؛ تمام اينا
مثل آب روانِه و ميگذره

1272
02:07:25,658 --> 02:07:31,744
اونم نه مثل جريان هاي کوچک آب يا آبشار، بلکه مثل
رودخانه اي بزرگ که پيوسته به جلو حرکت ميکنه

1273
02:07:31,832 --> 02:07:34,619
يه زن، اينطوري بهش نگاه ميکنه

1274
02:07:36,838 --> 02:07:41,417
خب؛ شايد؛ اما بدون شک -
خسارت زيادي خورديم
ميدونم -

1275
02:07:42,302 --> 02:07:44,628
همينه که ماها رو
سرسخت و محکم کرده

1276
02:07:44,722 --> 02:07:49,883
آدماي پولدار؛ ميان و ميميرن
و بچه هاشون بدردبخور نيستن
و بعداز اونا نسلِ‌شون از بين ميره

1277
02:07:49,978 --> 02:07:53,976
اما ما، همينطور ميايم و ميايم
ماها، آدمايي هستيم که تو
چرخه ي حيات باقي ميمونن

1278
02:07:54,066 --> 02:07:57,352
نميتونن ماها رو از چرخه ي زندگي حذف کنن
نميتونن شکست‌مون بدن

1279
02:07:57,445 --> 02:08:01,823
تا ابد ادامه ميديم بابا
بخاطر اينکه ما؛ مردم واقعي هستيم

1280
02:08:05,053 --> 02:08:24,044
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
