1
00:01:33,260 --> 00:01:34,727
‫تیمور...

2
00:01:34,751 --> 00:01:44,751
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:02:03,556 --> 00:02:04,425
‫بلند شو!

4
00:02:46,766 --> 00:02:48,902
‫باید از شاه محافظت کنیم.

5
00:04:10,616 --> 00:04:12,152
‫چه خوب که بالاخره پیدات شد.

6
00:04:21,261 --> 00:04:22,595
‫پدربزرگ...

7
00:04:24,031 --> 00:04:25,165
‫کی این کارو کرده؟

8
00:04:26,133 --> 00:04:27,101
‫مغول‌ها؟

9
00:04:28,601 --> 00:04:30,537
‫خود تغلق خان منصوبش کرده بود.

10
00:04:31,271 --> 00:04:34,441
‫مغول‌ها چرا باید شاهی رو بکشن
‫که بهشون خراج میداد؟

11
00:04:34,908 --> 00:04:36,809
‫این یعنی چی؟

12
00:04:40,214 --> 00:04:41,348
‫خنجر برلاس؟

13
00:04:44,251 --> 00:04:45,385
‫کار تو بود؟

14
00:04:45,751 --> 00:04:47,054
‫کار من نبود.

15
00:04:47,521 --> 00:04:50,891
‫اون فقط یه عروسک خیمه‌شب‌بازی
‫زیر دست مغول‌ها بود.

16
00:04:50,958 --> 00:04:53,994
‫این کارو جوری صحنه‌سازی کردن
‫که تقصیر خاندان برلاس بیفته،

17
00:04:55,062 --> 00:04:56,163
‫خاندان خودمون!

18
00:04:58,832 --> 00:04:59,933
‫مردامو جمع میکنم،

19
00:05:00,000 --> 00:05:02,035
‫بعد میریم پیش برادرت تو خراسان،

20
00:05:02,436 --> 00:05:04,104
‫آمادش میکنیم که شاه بعدیمون بشه.

21
00:05:05,405 --> 00:05:06,739
‫و تو...

22
00:05:09,309 --> 00:05:11,311
‫تو میفهمی کی این کارو کرده.

23
00:05:14,414 --> 00:05:16,782
‫اگه نتونم چی، برادرزاده؟

24
00:05:20,988 --> 00:05:22,089
‫آخ!

25
00:05:22,722 --> 00:05:24,224
‫به همه اعلام کنین

26
00:05:24,790 --> 00:05:26,293
‫شاه مرده.

27
00:05:28,829 --> 00:05:30,063
‫شاه مرده!

28
00:05:30,130 --> 00:05:32,966
‫اگه بخواد تاج‌وتختو
‫برای خودش برداره چی؟

29
00:05:36,336 --> 00:05:39,339
‫اشراف رو راضی کن تا با حسین
‫منتظر برگشتمون بمونن.

30
00:05:42,309 --> 00:05:43,676
‫چون اگه این کارو نکنن،

31
00:05:45,379 --> 00:05:47,214
‫جنگ به سمرقند میرسه.

32
00:05:48,382 --> 00:05:50,184
‫تغلق خان میاد.

33
00:05:54,754 --> 00:05:56,056
‫تیمور،

34
00:05:57,357 --> 00:05:58,825
‫پس نوبت تو کی میرسه؟

35
00:06:00,627 --> 00:06:02,029
‫کی‌خسرو،

36
00:06:03,397 --> 00:06:04,797
‫بیخیالش شو.

37
00:06:23,749 --> 00:06:26,019
‫شاه مرده!

38
00:06:47,541 --> 00:06:50,110
‫وقتی ما نبودیم، ترس‌هامون
‫برای سمرقند

39
00:06:50,177 --> 00:06:51,345
‫رنگ واقعیت گرفت.

40
00:06:52,246 --> 00:06:55,549
‫کی‌خسرو ناپدید شد
‫و همه فکر کردن مرده.

41
00:06:56,516 --> 00:06:59,853
‫عمویم حاجی، شورشی بی‌پروا
‫علیه مغول‌ها راه انداخت،

42
00:07:00,387 --> 00:07:03,924
‫و خشم تغلق خان رو
‫روی سر کل شهر آورد.

43
00:07:06,059 --> 00:07:09,496
‫من وفاداری به مغول‌ها رو انتخاب کردم،

44
00:07:09,563 --> 00:07:11,131
‫به تغلق خان.

45
00:07:19,406 --> 00:07:20,440
‫تیمور احمقه.

46
00:07:21,408 --> 00:07:22,909
‫به مردم خودش خیانت کرده.

47
00:07:25,811 --> 00:07:26,779
‫با خودم فکر میکردم

48
00:07:26,847 --> 00:07:28,448
‫میتونستم اون شب جلوشو بگیرم؟

49
00:07:29,416 --> 00:07:31,418
‫اگه حرف عمویم رو باور نکرده بودم.

50
00:07:32,853 --> 00:07:34,955
‫ولی اون با آخرین نفسش

51
00:07:35,022 --> 00:07:37,024
‫قسم خورد که شاه رو نکشته.

52
00:07:40,160 --> 00:07:41,962
‫کار من نبود.

53
00:07:48,435 --> 00:07:50,470
‫تغلق خان پسرش الیاس رو فرستاد

54
00:07:50,537 --> 00:07:52,472
‫تا ما رو از جاده ابریشم برگردونه.

55
00:07:53,073 --> 00:07:55,442
‫جایی که غارتگرها،
‫از آشوب‌ها دل و جرئت گرفته بودن،

56
00:07:56,009 --> 00:07:59,112
‫و به کاروان‌های تجاری‌ای حمله میکردن
‫که زندگیمون بهشون وابسته بود.

57
00:08:06,687 --> 00:08:08,455
‫بهادرها کجان؟!

58
00:08:09,823 --> 00:08:11,291
‫حالا منتظر میمونیم...

59
00:08:12,092 --> 00:08:14,428
‫تا جنگ تموم بشه،

60
00:08:14,895 --> 00:08:16,463
‫تا خبری از خان برسه،

61
00:08:17,164 --> 00:08:20,434
‫تا روزی که حسین تخت برحقش رو پس بگیره.

62
00:08:22,602 --> 00:08:25,272
‫از طرف شاه آینده‌مون،

63
00:08:25,706 --> 00:08:27,374
‫ما از جاده محافظت میکنیم.

64
00:08:27,874 --> 00:08:31,178
‫خط رو نگه میداریم
‫تا نظم دوباره برقرار بشه.

65
00:10:27,060 --> 00:10:28,995
‫دنبال باروت سیاه بودن.

66
00:10:31,765 --> 00:10:33,366
‫از چین میاوردنش.

67
00:10:38,371 --> 00:10:41,441
‫هیچی خطرناک‌تر از سلاحی نیست
‫که نتونی کنترلش کنی.

68
00:10:45,445 --> 00:10:47,949
‫بهت میگم، اون همون جادوگر زرتشتی بود

69
00:10:48,014 --> 00:10:49,884
‫که تو این حوالی افسانه‌اش رو میگن.
‫- آها.

70
00:10:50,417 --> 00:10:53,119
‫چون هیچ زن معمولی‌ای
‫نمیتونست منو شکست بده.

71
00:10:53,620 --> 00:10:54,321
‫آخ!

72
00:10:54,387 --> 00:10:55,722
‫اینقدر مطمئن نباش، برادر.

73
00:10:56,256 --> 00:10:57,959
‫هنوز میتونیم چندتای دیگه‌شونو بگیریم.

74
00:10:58,458 --> 00:11:00,527
‫میتونیم تو گذرگاه بعدی راهشونو ببندیم.

75
00:11:01,428 --> 00:11:03,630
‫میخوای به زنی که داره عقب‌نشینی میکنه
‫حمله کنم؟

76
00:11:03,697 --> 00:11:05,599
‫آره، یادم رفته بود
‫تو مرد شرافتی هستی.

77
00:11:05,665 --> 00:11:08,301
‫این قانون‌های یاسا
‫یه روز به کشتنت میده.

78
00:11:08,802 --> 00:11:10,237
‫اون غارتگرها برمیگردن

79
00:11:10,303 --> 00:11:12,105
‫به محض اینکه پشتمونو کنیم.

80
00:11:12,172 --> 00:11:14,708
‫و بهادرها اینجا هستن
‫تا از جاده ابریشم محافظت کنن.

81
00:11:15,509 --> 00:11:17,143
‫همونطور که قول دادیم.

82
00:11:17,210 --> 00:11:19,012
‫اگه جاده دست اونا بیفته،

83
00:11:19,079 --> 00:11:20,714
‫این قول‌ها هیچ فایده‌ای نداره، تیمور.

84
00:11:23,817 --> 00:11:25,652
‫پسر تراغای؟

85
00:11:26,486 --> 00:11:27,754
‫تیمور برلاس...

86
00:11:28,722 --> 00:11:29,656
‫از کش؟

87
00:11:30,590 --> 00:11:31,591
‫بله.

88
00:11:33,627 --> 00:11:35,262
‫هی! ایلچی!

89
00:11:38,532 --> 00:11:40,767
‫به این مسافرها کمک کن
‫وسایلشونو جمع کنن.

90
00:11:42,937 --> 00:11:44,471
‫امشب با ما اردو میزنن.

91
00:11:53,848 --> 00:11:56,716
‫به دست تیمور افسانه‌ای نجات پیدا کردیم،

92
00:11:56,783 --> 00:11:58,351
‫مایه افتخار شهر زیبامون.

93
00:11:58,853 --> 00:11:59,987
‫باعث افتخارمه.

94
00:12:00,053 --> 00:12:01,421
‫زیادی بزرگش میکنی.

95
00:12:01,889 --> 00:12:03,757
‫راسته...

96
00:12:04,859 --> 00:12:07,127
‫که با یه گله گرگ جنگیدی

97
00:12:07,193 --> 00:12:08,695
‫تا از مادرت دفاع کنی؟

98
00:12:10,196 --> 00:12:12,499
‫اون موقع باید خیلی کوچیک بوده باشم.

99
00:12:13,034 --> 00:12:14,234
‫داستانش اینطوریه.

100
00:12:16,003 --> 00:12:18,906
‫منم فقط یه مرد معمولی برلاسم مثل تو.

101
00:12:19,506 --> 00:12:23,109
‫کاری که امروز کردی
‫هیچیش معمولی نبود.

102
00:12:25,278 --> 00:12:31,117
‫پدربزرگم اینو از قوبلای خان بزرگ گرفته بود.

103
00:12:34,554 --> 00:12:38,658
‫قول عبور امن از جاده ابریشم بود.

104
00:12:39,192 --> 00:12:45,765
‫میگفت همین درخشش کافی بود
‫تا غارتگرها نزدیک نشن.

105
00:12:47,200 --> 00:12:49,769
‫حالا انگار شده یه دعوتنامه

106
00:12:50,437 --> 00:12:53,841
‫حتی قبل از مرگ پدربزرگت، شاه من.

107
00:12:55,375 --> 00:12:58,244
‫من فکر میکردم فقط تیمور افسانه‌ای رو میشناسی.

108
00:12:59,379 --> 00:13:02,449
‫قازغان رهبر بزرگی بود

109
00:13:03,050 --> 00:13:04,417
‫و مشتری خوبی هم بود.

110
00:13:05,052 --> 00:13:07,088
‫تغلق خان و مغول‌های جته

111
00:13:07,587 --> 00:13:10,590
‫تنها شانسمونن تا دوباره
‫نظم رو به جاده ابریشم برگردونیم.

112
00:13:10,657 --> 00:13:13,460
‫و وقتی اونا منو به تخت برگردونن،

113
00:13:13,526 --> 00:13:16,196
‫من برای مردممون صلح میارم،

114
00:13:17,530 --> 00:13:20,233
‫از یه سر جاده ابریشم تا سر دیگه‌اش.

115
00:13:31,979 --> 00:13:33,246
‫تو نمیتونی یکی از قوی‌ترین

116
00:13:33,313 --> 00:13:34,882
‫مردات رو از دست بدی.

117
00:13:35,415 --> 00:13:38,886
‫فقط چند روز استراحت کن، خوب شو.

118
00:13:43,891 --> 00:13:45,225
‫آلجای، چرا عقب‌نشینی؟

119
00:13:45,826 --> 00:13:48,795
‫چرا وانمود میکنی از ریزه‌کاری‌های بازی سر درمیاری؟

120
00:13:49,362 --> 00:13:52,298
‫خواهرت تاحالا از چیزی عقب‌نشینی کرده؟

121
00:13:53,733 --> 00:13:55,903
‫داره برای دوست جدیدمون تله میذاره.

122
00:14:05,012 --> 00:14:07,982
‫تیمور. خیلی وقته ندیدمت.

123
00:14:08,049 --> 00:14:09,282
‫شاهزاده الیاس.

124
00:14:09,917 --> 00:14:11,384
‫چی تو رو تا اینجا کشونده؟

125
00:14:17,590 --> 00:14:20,226
‫پدرم میخواد تو رو تو سمرقند ببینه،

126
00:14:20,293 --> 00:14:21,561
‫همین الان.

127
00:14:22,195 --> 00:14:23,931
‫به محض اینکه به مردام رسیدگی کنم.

128
00:14:24,731 --> 00:14:26,433
‫این حمله‌ها دارن بیشتر میشن،

129
00:14:26,499 --> 00:14:31,105
‫و بعضی از بهادرها برای خوب شدن
‫زخم‌هاشون وقت لازم دارن...

130
00:14:31,172 --> 00:14:34,708
‫خان تو مردات رو احضار نکرده، امیر تیمور.

131
00:14:36,342 --> 00:14:38,012
‫به نظر میاد خودت برای سواری خوب باشی.

132
00:14:38,079 --> 00:14:39,245
‫معلومه که هست.

133
00:14:41,347 --> 00:14:44,852
‫اون خان یا فرستاده‌اش رو ناامید نمیکنه.

134
00:14:54,394 --> 00:14:56,229
‫بازی راهبردیه.

135
00:14:59,699 --> 00:15:00,667
‫بیاین، دوستان من.

136
00:15:03,503 --> 00:15:06,306
‫برای سفرمون با تیمور
‫یه مقدار غنیمت جمع کنیم.

137
00:15:08,641 --> 00:15:12,378
‫شاید تو سمرقند با من یه دست بازی کرد.

138
00:15:22,056 --> 00:15:24,357
‫چرا تو رو احضار کرده، نه حسین رو؟

139
00:15:25,725 --> 00:15:26,760
‫من به الیاس اعتماد ندارم.

140
00:15:26,827 --> 00:15:27,928
‫من به پدرش اعتماد دارم.

141
00:15:29,063 --> 00:15:30,764
‫تغلق تخت رو به حسین میده.

142
00:15:30,831 --> 00:15:32,766
‫مردم وقتی ببینن تو

143
00:15:32,833 --> 00:15:35,002
‫به جای حسین وارد سمرقند میشی، چی فکر میکنن؟

144
00:15:35,069 --> 00:15:36,703
‫من تهدیدی برای اونا نیستم.

145
00:15:36,770 --> 00:15:37,905
‫شایعه هست، تیمور.

146
00:15:38,404 --> 00:15:40,174
‫شایعه درباره رویاهای پدرت.

147
00:15:40,241 --> 00:15:41,407
‫من پدرم نیستم.

148
00:15:42,009 --> 00:15:43,743
‫رویاهای اونم نیستم.

149
00:15:44,644 --> 00:15:46,813
‫مردم اون مردی رو نمیبینن
‫که من میبینم...

150
00:15:52,418 --> 00:15:53,954
‫یا اون پدری رو...

151
00:15:55,421 --> 00:15:57,057
‫که قراره بشی.

152
00:16:05,665 --> 00:16:06,633
‫پدر؟

153
00:16:09,502 --> 00:16:11,005
‫عزیزم!

154
00:16:11,471 --> 00:16:13,439
‫منو بذار زمین.

155
00:16:14,641 --> 00:16:17,011
‫-اسمشو چی بذاریم؟
‫-اسم اون؟

156
00:16:17,077 --> 00:16:18,311
‫یا اسم اون دختر.

157
00:16:19,312 --> 00:16:20,547
‫یه اسم نجیب،

158
00:16:21,748 --> 00:16:22,816
‫مثل تو.

159
00:16:23,716 --> 00:16:24,919
‫تکینا،

160
00:16:26,053 --> 00:16:27,487
‫به یاد مادرت.

161
00:16:29,123 --> 00:16:30,090
‫برای پسر،

162
00:16:30,790 --> 00:16:31,826
‫جهانگیر.

163
00:16:32,759 --> 00:16:33,726
‫شاه جهان؟

164
00:16:34,694 --> 00:16:36,763
‫برادرت خوشش نمیاد.

165
00:16:39,666 --> 00:16:40,700
‫آلجای،

166
00:16:41,936 --> 00:16:42,669
‫بهت قول میدم،

167
00:16:42,735 --> 00:16:45,371
‫قبل از اینکه بچه‌مون
‫این دنیا رو ببینه...

168
00:16:46,673 --> 00:16:49,877
‫جایگاه خانوادمونو تو سمرقند برمیگردونم.

169
00:16:52,079 --> 00:16:54,447
‫همه‌چی مثل قبل میشه.

170
00:16:58,152 --> 00:16:59,419
‫ان‌شاءالله.

171
00:17:09,864 --> 00:17:11,999
‫مطمئنی نمیخوای منم باهات بیام؟

172
00:17:13,033 --> 00:17:16,636
‫تو این روزای نامعلوم،
‫جون همسر عزیزمو به خطر نمیندازم.

173
00:17:17,905 --> 00:17:19,940
‫پیش برادرت امن‌تر میمونی.

174
00:17:20,440 --> 00:17:23,509
‫فقط بهم قول بده مراقب باشی.

175
00:17:24,078 --> 00:17:26,546
‫با مغول‌های جته، هیچی مفت نیست.

176
00:17:32,353 --> 00:17:35,655
‫سربلندت میکنم، ملکه من.

177
00:17:42,528 --> 00:17:44,131
‫هردومونو سربلند کن.

178
00:21:36,096 --> 00:21:38,198
‫بچه داری، تیمور؟

179
00:21:40,601 --> 00:21:41,869
‫به‌زودی.

180
00:21:42,603 --> 00:21:44,204
‫تازه فهمیدم.

181
00:22:36,756 --> 00:22:38,292
‫همه‌چیز

182
00:22:38,358 --> 00:22:39,626
‫در تعادل کامل نگه داشته شده.

183
00:22:39,692 --> 00:22:41,461
‫همونطور که تو طبیعت میبینیم،

184
00:22:42,829 --> 00:22:46,033
‫روح ما هم همینطوره.

185
00:22:46,867 --> 00:22:48,801
‫و آسمان را برافراشت

186
00:22:49,436 --> 00:22:52,805
‫و میزان را نهاد
‫تا از حد نگذرید...

187
00:22:56,742 --> 00:22:58,946
‫از حد میزان نگذرید،

188
00:22:59,012 --> 00:23:00,647
‫و چیزها را به انصاف بسنجید.

189
00:23:01,515 --> 00:23:04,685
‫پدرت همیشه میدونست
‫سرنوشتت کارهای بزرگه.

190
00:23:05,185 --> 00:23:07,321
‫شنیدم رویاهاش داره به حقیقت میپیونده.

191
00:23:08,088 --> 00:23:12,125
‫من مشاور مورداعتمادی هستم
‫که هیچ اعتمادی بهش نیست،

192
00:23:12,826 --> 00:23:15,128
‫برای رهبری که تازه منصوب شده

193
00:23:15,795 --> 00:23:17,730
‫و عقل رهبری نداره.

194
00:23:17,797 --> 00:23:19,333
‫برای رسیدن به چیزی که دوست داری،

195
00:23:19,399 --> 00:23:21,969
‫اول باید در برابر چیزی که ازش متنفری
‫صبر داشته باشی.

196
00:23:22,768 --> 00:23:24,037
‫غزالی؟

197
00:23:26,173 --> 00:23:29,243
‫تغلق خان چیزی تو تو میبینه،
‫همونطور که همه ما دیدیم.

198
00:23:29,775 --> 00:23:31,011
‫حتی اگه معلم کوته‌فکرت

199
00:23:31,078 --> 00:23:33,013
‫بهت گفت نزدیک خونه بمونی.

200
00:23:33,480 --> 00:23:35,115
‫که حالا معلوم شد احمقانه بود.

201
00:23:36,049 --> 00:23:37,150
‫بیا، بشین.

202
00:23:40,420 --> 00:23:42,322
‫تو برای ما نعمتی.

203
00:23:42,389 --> 00:23:46,059
‫مرگ نابهنگام قازغان،
‫شورش عمویت.

204
00:23:46,593 --> 00:23:49,196
‫فتح تغلق، و حالا الیاس.

205
00:23:50,831 --> 00:23:53,433
‫و شاید وقتی تو کنار گوششی،

206
00:23:53,500 --> 00:23:56,336
‫بتونه یه جورایی صلح رو برگردونه؟

207
00:23:58,771 --> 00:24:01,275
‫شاید بتونه، ان‌شاءالله.

208
00:24:26,867 --> 00:24:28,235
‫عزیزترینم.

209
00:24:29,202 --> 00:24:34,274
‫تغلق خان منو مشاور ارشد
‫پسرش الیاس کرده.

210
00:24:35,442 --> 00:24:38,512
‫میدونم چه قولی
‫به خانوادت دادم.

211
00:24:39,646 --> 00:24:41,481
‫فعلا حسین باید صبر کنه.

212
00:24:42,115 --> 00:24:45,519
‫اعتماد خان به من، مجبورم میکنه
‫پسرش رو راهنماییت کنم.

213
00:24:46,019 --> 00:24:47,954
‫شاید من تنها چیزی باشم

214
00:24:48,422 --> 00:24:52,526
‫که بین مردممون
‫و جاه‌طلبی‌های الیاس ایستاده.

215
00:25:00,467 --> 00:25:03,003
‫وقتی امن شد،
‫دنبالت میفرستم.

216
00:25:48,148 --> 00:25:51,118
‫جسور، انتظار نداشتم
‫اینجا ببینمت.

217
00:25:51,685 --> 00:25:53,487
‫کمتر از یه ساعت پیش رسیدم.

218
00:25:54,121 --> 00:25:55,522
‫چه خوب که رسیدم،

219
00:25:55,589 --> 00:25:58,925
‫وگرنه برای شام
‫هیچ ادویه‌ای نبود.

220
00:26:00,828 --> 00:26:02,462
‫همسرت حالش خوبه.

221
00:26:02,529 --> 00:26:03,764
‫پیش برادرش در امانه.

222
00:26:03,831 --> 00:26:05,399
‫ممنون بابت خبر خوبت.

223
00:26:06,700 --> 00:26:08,101
‫حالا که قراره مدتی بمونم،

224
00:26:08,168 --> 00:26:09,636
‫نمیدونم دوباره کی میبینمش.

225
00:26:09,703 --> 00:26:10,937
‫آره، شنیدم.

226
00:26:11,004 --> 00:26:13,340
‫مأموریت ویژه از طرف خود خان.

227
00:26:13,841 --> 00:26:15,409
‫پس مردم دارن حرف میزنن؟

228
00:26:16,443 --> 00:26:18,478
‫مردم نگرانن،

229
00:26:18,545 --> 00:26:20,380
‫مطمئنم خودت میبینی.

230
00:26:21,114 --> 00:26:23,350
‫عمویت آشوب زیادی به پا کرد.

231
00:26:24,184 --> 00:26:27,554
‫این مردم به خاطر جنگ طولانی
‫و پرهزینه اون خیلی زجر کشیدن.

232
00:26:28,555 --> 00:26:31,525
‫حالا به امید صلح
‫با الیاس هم‌سفره شدن.

233
00:26:35,529 --> 00:26:37,130
‫و بعدش تو هستی.

234
00:26:38,465 --> 00:26:40,267
‫حتما نگاه‌های همه رو حس میکنی

235
00:26:40,333 --> 00:26:43,370
‫که به تو و بهادرهات دوخته شده.

236
00:26:46,239 --> 00:26:48,542
‫این مردم باید از مردی انتظار داشته باشن

237
00:26:49,075 --> 00:26:51,711
‫که وفاداریش با حسینه؟

238
00:26:53,013 --> 00:26:54,714
‫چطور میخوای صلح رو حفظ کنی؟

239
00:26:55,215 --> 00:26:58,920
‫امیدوارم این تاجر معمولی
‫مزاحمتون نشده باشه، امیر تیمور.

240
00:27:00,720 --> 00:27:02,122
‫اصلا.

241
00:27:02,756 --> 00:27:04,357
‫جای تو اون جلوئه.

242
00:27:04,424 --> 00:27:06,359
‫بیا، به ما ملحق شو.

243
00:27:39,526 --> 00:27:42,128
‫البته از پدرم سپاسگزاریم،

244
00:27:42,830 --> 00:27:45,432
‫خان ما،
‫رهبر دانا و مهربان،

245
00:27:46,099 --> 00:27:47,734
‫که بی‌وقفه تلاش کرده

246
00:27:48,268 --> 00:27:51,304
‫تا صلح و اتحاد رو
‫به این سرزمین برگردونه.

247
00:27:52,874 --> 00:27:54,741
‫و بابت آوردن امیر تیمور پیش ما.

248
00:27:56,409 --> 00:27:58,411
‫برادرزاده یه خائن برلاس،

249
00:27:59,779 --> 00:28:01,715
‫که حالا مشاور ارشد منه.

250
00:28:02,816 --> 00:28:05,151
‫باشد که اندرز دانا و جایگاهش

251
00:28:05,218 --> 00:28:09,055
‫ما رو از پیوندهای خانوادگی
‫و آشوب‌های آینده حفظ کنه.

252
00:28:09,789 --> 00:28:10,757
‫بیاین...

253
00:28:12,058 --> 00:28:15,963
‫جام‌هامونو به سلامتی
‫امیر تیمور بزرگ بالا ببریم.

254
00:28:20,867 --> 00:28:22,102
‫چند کلمه‌ای؟

255
00:28:33,014 --> 00:28:34,949
‫میدونم شورش برلاس‌ها

256
00:28:35,016 --> 00:28:36,049
‫جون‌های زیادی گرفته.

257
00:28:36,116 --> 00:28:38,485
‫فقط احمق‌هایی که
‫علیه خان جنگیدن.

258
00:28:39,719 --> 00:28:40,754
‫احمق یا نه،

259
00:28:41,521 --> 00:28:44,257
‫این فاجعه شب و روز
‫ذهنمو درگیر کرده.

260
00:28:45,292 --> 00:28:46,426
‫بله،

261
00:28:47,460 --> 00:28:51,398
‫من برلاسم،
‫ولی عمویم نیستم.

262
00:28:54,134 --> 00:28:56,369
‫تو این دوران گذار،

263
00:28:57,170 --> 00:29:01,842
‫همه ما باید دوباره

264
00:29:03,510 --> 00:29:04,511
‫در صلح متحد بشیم.

265
00:29:05,111 --> 00:29:08,381
‫زیر فرمان خانی راستین و شایسته.

266
00:29:10,684 --> 00:29:14,354
‫من خودمو وقف خدمت به تغلق خان میکنم

267
00:29:15,388 --> 00:29:17,691
‫و وقف تلاشش برای صلح،

268
00:29:18,758 --> 00:29:20,327
‫آبادانی،

269
00:29:21,328 --> 00:29:24,130
‫و امنیت برای همه مردم.

270
00:29:24,197 --> 00:29:25,265
‫به سلامتی خان!

271
00:29:25,332 --> 00:29:27,100
‫به سلامتی خان!

272
00:29:28,268 --> 00:29:30,537
‫به سلامتی خان.

273
00:30:01,902 --> 00:30:03,503
‫حالت خوب نیست؟

274
00:30:07,207 --> 00:30:09,709
‫وقتی پدرم از نیتش بهم گفت،

275
00:30:10,243 --> 00:30:14,481
‫خوشحال شدم که قدرت تو
‫کنارم خواهد بود، تیمور.

276
00:30:17,717 --> 00:30:20,553
‫ولی هیچکس با نادیده گرفتن
‫جاه‌طلبی‌های دیگران

277
00:30:20,620 --> 00:30:22,822
‫فرمانرواییش رو محکم نمیکنه.

278
00:30:25,659 --> 00:30:27,293
‫و من نمیذارم تو

279
00:30:28,294 --> 00:30:30,865
‫یا برادر همسرت
‫سر راهم وایسین.

280
00:31:40,101 --> 00:31:41,401
‫ایلچی!

281
00:32:12,499 --> 00:32:14,467
‫برو زنمو پیدا کن.

282
00:32:16,703 --> 00:32:18,605
‫باید زهر رو از تنت بیرون کنی.

283
00:32:26,346 --> 00:32:28,249
‫یه راه مخفی هست که ازش استفاده میکنم

284
00:32:28,314 --> 00:32:29,582
‫تا قاچاقی از شهر رفت‌وآمد کنم.

285
00:32:30,617 --> 00:32:31,818
‫از همون برو.

286
00:32:40,161 --> 00:32:41,528
‫تیمور رو برام بیارین.

287
00:32:44,031 --> 00:32:47,234
‫اسبم درست بیرون دیوار شمالی بسته شده.

288
00:32:47,300 --> 00:32:48,635
‫برو!

289
00:32:50,171 --> 00:32:51,738
‫برگرد به اردوگاه زنت.

290
00:32:51,805 --> 00:32:55,441
‫اگه از این زنده موندی،
‫حساب کن بدهیم صاف شده.

291
00:34:07,915 --> 00:34:09,382
‫تیمور.

292
00:34:36,442 --> 00:34:37,610
‫تیمور.

293
00:34:55,528 --> 00:34:56,763
‫بلند شو.

294
00:35:09,475 --> 00:35:10,945
‫تیمور.

295
00:37:19,672 --> 00:37:21,341
‫این یکی مثل کره اسب تازه‌به‌دنیااومده‌ست.

296
00:37:25,446 --> 00:37:26,813
‫ولش کن.

297
00:37:28,515 --> 00:37:30,184
‫جادوگر زرتشتی!

298
00:37:30,716 --> 00:37:35,655
‫اوه بانو، آوازه‌ات زودتر از خودت رسیده.

299
00:37:52,638 --> 00:37:54,607
‫دنبالت گشتیم که چاقویی،

300
00:37:55,309 --> 00:37:56,577
‫سلاح مخفی‌ای داشته باشی.

301
00:37:57,211 --> 00:37:58,644
‫فقط اینو پیدا کردیم.

302
00:38:05,452 --> 00:38:07,254
‫خودمم یه کم شطرنج بازی میکنم.

303
00:38:10,457 --> 00:38:12,159
‫الان اسیر توام؟

304
00:38:13,759 --> 00:38:15,996
‫تو هنوز منو فقط دشمنت میبینی.

305
00:38:17,197 --> 00:38:20,367
‫حتی بعد از اینکه نجاتت دادم
‫تو صحرا جون ندی.

306
00:38:21,602 --> 00:38:23,904
‫بعد از بلایی که تو سمرقند سرت آوردن.

307
00:38:23,971 --> 00:38:25,771
‫تو از اون چی میدونی؟

308
00:38:25,839 --> 00:38:27,574
‫خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنی میدونم.

309
00:38:28,308 --> 00:38:31,178
‫اون شب عسل من نبود
‫که به لبات خورد.

310
00:38:32,446 --> 00:38:34,248
‫تغلق به اندازه کافی بد بود،
‫ولی پسرش...

311
00:38:35,715 --> 00:38:37,351
‫البته لازم نیست اینو برای تو توضیح بدم.

312
00:38:38,684 --> 00:38:41,121
‫تاحالا چیزی شبیه اون مبارزه ندیده بودم

313
00:38:41,188 --> 00:38:43,891
‫که با اون مغول‌های جته کردی.

314
00:38:44,724 --> 00:38:46,160
‫اون خشم،

315
00:38:47,327 --> 00:38:48,694
‫اون شور،

316
00:38:53,267 --> 00:38:54,667
‫میتونه به درد بخوره.

317
00:39:01,942 --> 00:39:05,145
‫اگه میخواستم بمیری، تیمور،
‫الان مرده بودی.

318
00:39:09,516 --> 00:39:10,951
‫چرا باید بهت اعتماد کنم؟

319
00:39:11,618 --> 00:39:14,288
‫هر مردی تو اردوگاهم
‫آزاده که بره.

320
00:39:19,159 --> 00:39:20,260
‫بمون.

321
00:39:25,132 --> 00:39:26,333
‫بذار درستت کنم.

322
00:39:31,972 --> 00:39:34,541
‫شاید بفهمی
‫دنبال یه چیز مشترکیم.

323
00:39:41,114 --> 00:39:42,382
‫اون چیه؟

324
00:39:46,653 --> 00:39:48,021
‫عدالت.

325
00:40:55,122 --> 00:40:57,391
‫دنبال یه حریف لایق میگشتم.

326
00:41:04,865 --> 00:41:06,166
‫کی‌خسرو؟

327
00:41:08,302 --> 00:41:09,703
‫فکر کردم مردی.

328
00:41:09,770 --> 00:41:11,238
‫نه به اندازه تو.

329
00:41:13,407 --> 00:41:15,309
‫زیاد دور نرفتی.

330
00:41:20,813 --> 00:41:22,282
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

331
00:41:23,650 --> 00:41:25,886
‫شورش حاجی برای من نبود.

332
00:41:26,453 --> 00:41:28,021
‫بانو منو پذیرفت.

333
00:41:29,556 --> 00:41:32,359
‫تا وقتی به دردشون بخورم،
‫باهام خوب بودن.

334
00:41:32,426 --> 00:41:34,928
‫آره. مطمئنم.

335
00:41:35,829 --> 00:41:37,064
‫اونا فقط دزدن.

336
00:41:37,130 --> 00:41:38,932
‫اونا تبعیدی‌ان،
‫مثل من و تو.

337
00:41:39,466 --> 00:41:41,702
‫فقط دارن زیر فشار مغول‌ها
‫برای زنده موندن تلاش میکنن،

338
00:41:41,768 --> 00:41:43,170
‫با هر راهی که لازم باشه.

339
00:41:43,670 --> 00:41:45,138
‫لعنت به مغول‌ها.

340
00:41:46,273 --> 00:41:48,608
‫الیاس رو به خاطر کاری که کرده میکشم.

341
00:41:49,209 --> 00:41:51,211
‫تو به زور میتونی راه بری.

342
00:41:51,945 --> 00:41:53,680
‫ماه‌ها تو بستر بودی،

343
00:41:53,747 --> 00:41:55,215
‫با عسل دیوانه مسموم شده بودی.

344
00:42:00,454 --> 00:42:04,358
‫خوشبختانه بانو
‫با رازهاش کاملا آشناست.

345
00:42:07,361 --> 00:42:10,364
‫سمرقند با اسب
‫ده روز راهه.

346
00:42:12,032 --> 00:42:13,300
‫وقتی رسیدی اونجا،

347
00:42:14,301 --> 00:42:15,969
‫اگه برسی،

348
00:42:16,670 --> 00:42:21,308
‫میتونی لنگ‌لنگان بری جلوی دروازه‌ها
‫و الیاس رو همونجا بکشی.

349
00:42:24,010 --> 00:42:25,445
‫چرا حالا کمکم میکنی؟

350
00:42:31,685 --> 00:42:32,919
‫سرنوشت.

351
00:42:34,154 --> 00:42:36,556
‫ما رو دوباره به هم رسونده،

352
00:42:38,625 --> 00:42:39,659
‫ببینیم برای چی.

353
00:42:43,363 --> 00:42:45,565
‫برای اون پات یه پابند درست میکنم.

354
00:43:28,542 --> 00:43:31,111
‫فکر کنم من و تو
‫شروع خوبی نداشتیم.

355
00:43:32,446 --> 00:43:33,513
‫من داگلاسم.

356
00:43:34,414 --> 00:43:35,549
‫پسر داگلاس.

357
00:43:37,050 --> 00:43:39,186
‫ولی تو هم مثل بقیه
‫میتونی جیمز صدام کنی.

358
00:43:41,087 --> 00:43:43,256
‫رهبرت یه پارسی‌گرای خالصه.

359
00:43:43,790 --> 00:43:45,325
‫اونو میفهمم،

360
00:43:46,660 --> 00:43:48,328
‫ولی بقیه‌تون...

361
00:43:49,763 --> 00:43:51,565
‫ما هرکدوم برای دلایل خودمون میجنگیم،

362
00:43:53,200 --> 00:43:55,635
‫حتی دزدهای خرده‌پایی مثل ما، ها.

363
00:43:57,604 --> 00:43:58,972
‫ولی تو چی،

364
00:44:00,707 --> 00:44:01,608
‫رهبر بزرگ؟

365
00:44:03,210 --> 00:44:05,045
‫تو برای چی میجنگی، ها؟

366
00:44:06,246 --> 00:44:07,547
‫تو نمیفهمی.

367
00:44:07,614 --> 00:44:08,682
‫آه!

368
00:44:10,150 --> 00:44:11,718
‫گرفتن چیزی که مال خودته،

369
00:44:12,819 --> 00:44:14,754
‫محافظت از چیزی
‫که مال خودته.

370
00:44:14,821 --> 00:44:16,623
‫این چیزیه که
‫همه‌مون میفهمیم.

371
00:44:16,690 --> 00:44:17,825
‫همشون تاوان میدن.

372
00:44:17,892 --> 00:44:19,059
‫آره،

373
00:44:20,026 --> 00:44:21,561
‫مطمئنم میدن...

374
00:44:24,731 --> 00:44:25,999
‫...تیمور لنگ.

375
00:44:35,175 --> 00:44:37,410
‫دارم میفهمم
‫چرا زنده نگهت داشته.

376
00:45:08,009 --> 00:45:09,476
‫کی‌خسرو...

377
00:45:11,311 --> 00:45:13,079
‫وقتی حاجی شورش کرد،

378
00:45:13,713 --> 00:45:15,282
‫چرا به ما ملحق نشدی؟

379
00:45:16,984 --> 00:45:19,219
‫وفاداری تو با تغلق بود.

380
00:45:19,921 --> 00:45:23,189
‫نفرت من از مغول‌ها
‫برای هیچکس پنهون نیست.

381
00:45:23,256 --> 00:45:26,493
‫به خصوص بعد از کاری که
‫با پدرت کردن.

382
00:45:26,560 --> 00:45:29,162
‫الان یاد پدرمو پیش میکشی؟

383
00:45:30,430 --> 00:45:32,699
‫مسئله گذشته نیست، تیمور.

384
00:45:34,134 --> 00:45:36,269
‫مسئله چیزیه
‫که اون در تو میدید.

385
00:45:39,372 --> 00:45:42,642
‫اون پیش‌بینی کرد
‫پایان حکومت مغول‌ها نزدیکه.

386
00:45:42,709 --> 00:45:46,079
‫خواب دید که من
‫شاهی تازه میشم.

387
00:45:46,746 --> 00:45:50,383
‫شمشیری شعله‌ور به دست میگیرم
‫و مغول‌ها رو نابود میکنم.

388
00:45:50,985 --> 00:45:52,452
‫و احمق بود.

389
00:45:53,286 --> 00:45:55,388
‫احمق بود که مغول‌ها رو به چالش کشید.

390
00:45:55,957 --> 00:45:57,825
‫احمق بود که از قازغان سوال کرد.

391
00:45:58,191 --> 00:46:00,260
‫ولی حالا تو اینجا تبعیدی،

392
00:46:00,995 --> 00:46:02,395
‫نقش وفادارها رو بازی کردی

393
00:46:02,462 --> 00:46:05,599
‫برای کسانی که هیچوقت
‫وفاداریت براشون ارزشی نداشت.

394
00:46:08,668 --> 00:46:11,438
‫شاید باید چیزی رو که پدرت دید بپذیری.

395
00:46:17,177 --> 00:46:18,411
‫تو باید شاه باشی.

396
00:46:21,548 --> 00:46:25,585
‫ما به خاطر پیشگویی‌های دروغش
‫تبعید شدیم.

397
00:46:26,686 --> 00:46:28,121
‫رد کردن من

398
00:46:29,789 --> 00:46:31,458
‫از ترسویی نیست.

399
00:46:34,862 --> 00:46:35,896
‫من قول دادم.

400
00:46:36,596 --> 00:46:37,664
‫به کی؟

401
00:46:39,967 --> 00:46:41,234
‫قازغان.

402
00:46:41,869 --> 00:46:43,004
‫ولی درست مثل اون،

403
00:46:43,503 --> 00:46:45,940
‫تو مغول‌ها رو به مردم خودت ترجیح دادی.

404
00:46:46,007 --> 00:46:46,907
‫نه.

405
00:46:47,942 --> 00:46:49,743
‫قازغان منو انتخاب کرد.

406
00:46:50,577 --> 00:46:54,280
‫قازغان بهم یه فرصت دوباره داد.

407
00:46:54,347 --> 00:46:58,451
‫قازغان نوه‌اش رو به همسری من درآورد.

408
00:47:01,821 --> 00:47:03,523
‫اما با مرگ قازغان...

409
00:47:08,561 --> 00:47:11,065
‫مردم حسین، وارثشو انتخاب نکردن.

410
00:47:11,999 --> 00:47:15,435
‫این عموی تو بود که
‫به نماد آزادی تبدیل شد.

411
00:47:16,202 --> 00:47:17,938
‫و دیدی چی سرش اومد.

412
00:47:18,571 --> 00:47:20,473
‫اون رهبری نبود که لازم داشتیم.

413
00:47:22,043 --> 00:47:23,044
‫تو هستی.

414
00:47:23,810 --> 00:47:28,348
‫ولی تو با وفاداریت
‫به پدربزرگ زنت،

415
00:47:29,150 --> 00:47:30,250
‫یه شاه دست‌نشانده،

416
00:47:31,118 --> 00:47:33,219
‫رنج مردممون رو نادیده گرفتی.

417
00:47:37,257 --> 00:47:39,559
‫حالا دوباره این مسئولیت
‫روی دوش تو افتاده.

418
00:47:40,527 --> 00:47:42,963
‫واقعا میتونی برای همیشه
‫بهش پشت کنی؟

419
00:47:43,030 --> 00:47:44,264
‫میتونم.

420
00:47:44,932 --> 00:47:46,299
‫و میکنم.

421
00:47:49,636 --> 00:47:51,705
‫مسئله تاج نیست، تیمور.

422
00:47:54,141 --> 00:47:55,943
‫مسئله خود مرده.

423
00:47:57,644 --> 00:47:58,846
‫قدرت،

424
00:48:00,280 --> 00:48:01,514
‫درستی،

425
00:48:03,050 --> 00:48:03,918
‫عدالت.

426
00:48:05,385 --> 00:48:09,990
‫زندگی من ساخته دست خودمه،
‫نه پیشگویی‌های دروغ.

427
00:48:13,060 --> 00:48:15,628
‫قازغان و آلجای مردن.

428
00:48:16,629 --> 00:48:19,066
‫تنها کاری که الان برام مونده

429
00:48:19,867 --> 00:48:22,769
‫اینه که ظلمی رو که الیاس
‫در حقشون کرد جبران کنم.

430
00:48:23,570 --> 00:48:26,806
‫پس چه راهی بهتر برای انتقام مرگ زنت...

431
00:48:30,010 --> 00:48:31,344
‫تا اینکه پیشگویی‌ای رو محقق کنی

432
00:48:31,411 --> 00:48:34,247
‫که الیاس و مغول‌ها
‫اینقدر ازش میترسن؟

433
00:50:15,348 --> 00:50:17,918
‫تمام عمرت مثل یه سرباز پیاده زنده موندی.

434
00:50:19,652 --> 00:50:22,056
‫توانایی سرباز پیاده
‫اغلب نادیده گرفته میشه.

435
00:50:23,924 --> 00:50:27,760
‫نشونت میدم چطور یه سرباز پیاده
‫میتونه به چیزی بیشتر تبدیل بشه.

436
00:50:33,300 --> 00:50:35,135
‫به تندی بقیه نیست،

437
00:50:39,273 --> 00:50:40,640
‫ولی پایداری میکنه.

438
00:50:48,781 --> 00:50:50,650
‫سفرش شاید خطرناک به نظر بیاد.

439
00:50:52,585 --> 00:50:54,221
‫اما با متحدهای راهبردی،

440
00:50:54,288 --> 00:50:56,489
‫ممکنه بیشتر از حد انتظار
‫زنده بمونه.

441
00:50:56,556 --> 00:50:58,491
‫بالاخره اومدی با من
‫یه نوشیدنی بخوری، ها؟

442
00:50:59,193 --> 00:51:00,593
‫عسل دیوانه بانو.

443
00:51:00,660 --> 00:51:03,796
‫یه قطره‌اش کاری میکنه
‫حس کنی زنده‌ای.

444
00:51:05,966 --> 00:51:07,034
‫بیشترش؟

445
00:51:08,369 --> 00:51:09,336
‫خب، خودت میدونی.

446
00:51:09,402 --> 00:51:11,238
‫و با همراهی قدرتمند،

447
00:51:11,305 --> 00:51:13,473
‫بی‌آنکه دیده بشه جلو میره.

448
00:51:13,539 --> 00:51:14,407
‫فقط یه جرقه...

449
00:51:16,911 --> 00:51:18,045
‫میتونه سرنوشت‌ها رو عوض کنه.

450
00:51:19,445 --> 00:51:22,082
‫اینطوری جنگ رو
‫به سمت الیاس میبریم.

451
00:51:24,118 --> 00:51:27,620
‫وقتی همه چالش‌ها رو پشت سر گذاشت،

452
00:51:28,788 --> 00:51:30,224
‫هر فریبی رو،

453
00:51:30,723 --> 00:51:33,793
‫میتونه با هر مهره‌ای روی صفحه
‫عوض بشه.

454
00:51:35,029 --> 00:51:36,629
‫دوباره سر برمیاره،

455
00:51:38,165 --> 00:51:39,799
‫دگرگون‌شده،

456
00:51:40,767 --> 00:51:43,536
‫دیگه زیر سایه هیچکس نیست.

457
00:51:44,570 --> 00:51:46,673
‫شاید یه شاه.

458
00:51:49,243 --> 00:51:50,476
‫یه شاه؟

459
00:52:09,595 --> 00:52:11,131
‫امروز یه چیز متفاوت؟

460
00:52:12,266 --> 00:52:14,902
‫فکر نکنم بانو بخواد
‫پوستتو بکنم.

461
00:52:15,468 --> 00:52:17,204
‫نه بعد از اون همه زحمتی که کشیده، مگه نه؟

462
00:52:17,737 --> 00:52:20,007
‫همین دلیل بیشتریه
‫که خوب بجنگم.

463
00:52:36,357 --> 00:52:38,624
‫یه حریف لایق!

464
00:52:38,691 --> 00:52:40,593
‫فقط شش ماه طول کشید.

465
00:52:41,494 --> 00:52:43,097
‫اغراق میکنی،
‫دوست مسیحی من.

466
00:52:43,163 --> 00:52:46,467
‫اوه، فکر میکردم بیشتر از این طول بکشه

467
00:52:46,532 --> 00:52:48,035
‫تا منو دوست صدا کنی.

468
00:52:48,735 --> 00:52:50,204
‫داری نرم میشی.

469
00:53:24,004 --> 00:53:26,006
‫بیشتر از چیزی که فکر میکنی میفهممت.

470
00:53:28,574 --> 00:53:31,145
‫خانوادم کنار ویلیام والاس جنگیدن.

471
00:53:32,079 --> 00:53:34,181
‫ویلیام والاس وحشی.

472
00:53:34,680 --> 00:53:36,649
‫-اسمشو شنیدی، نه؟
‫-آره.

473
00:53:37,151 --> 00:53:39,685
‫-و شاه خیانتکارت.
‫-اون مرد بزرگی بود.

474
00:53:40,753 --> 00:53:42,056
‫کاری رو کرد که باید میکرد.

475
00:53:42,990 --> 00:53:44,858
‫سعی کرد قبیله‌ها رو متحد کنه، ولی...

476
00:53:45,893 --> 00:53:48,228
‫همشون مثل گربه‌های عصبانی تو یه کیسه بودن.

477
00:53:48,295 --> 00:53:50,197
‫همیشه مردم عادی مثل ما رو
‫فراموش میکنن.

478
00:53:51,098 --> 00:53:54,734
‫پس قسم خوردم
‫دیگه به هیچ شاهی خدمت نکنم.

479
00:53:55,335 --> 00:53:57,104
‫ولی حالا اینجا خونه منه.

480
00:53:58,038 --> 00:54:00,407
‫و با هرکسی میجنگم

481
00:54:00,474 --> 00:54:01,975
‫تا از کسایی که حالا دوست صداشون میکنم
‫دفاع کنم.

482
00:54:06,280 --> 00:54:07,747
‫حتی آدمی مثل تو.

483
00:54:09,850 --> 00:54:11,218
‫یا شاید حق با تو باشه.

484
00:54:12,052 --> 00:54:14,021
‫تیمور لنگ.

485
00:54:16,457 --> 00:54:17,991
‫شاید دارم نرم میشم.

486
00:54:37,277 --> 00:54:38,312
‫بالاخره.

487
00:55:10,410 --> 00:55:11,512
‫بیشتر از انتظارمون بود!

488
00:55:11,578 --> 00:55:14,114
‫آره.
‫تقریبا مقاومتی نکردن.

489
00:55:14,181 --> 00:55:15,282
‫بد نیست.

490
00:55:15,349 --> 00:55:16,416
‫شمشیرها رو ببرین اسلحه‌خونه.

491
00:55:17,484 --> 00:55:18,784
‫اون صندوق رو بیار اینجا.

492
00:55:24,892 --> 00:55:26,193
‫با اونا چیکار میکنی؟

493
00:55:27,294 --> 00:55:28,761
‫قبل از اینکه راه بیفتی،

494
00:55:29,596 --> 00:55:31,664
‫این مردها از سمرقند میومدن.

495
00:55:31,731 --> 00:55:33,934
‫همون‌هایی که میذاشتن
‫تو تلف بشی.

496
00:55:36,603 --> 00:55:37,871
‫میخوای بهشون ملحق بشی؟

497
00:55:42,808 --> 00:55:44,278
‫آه، آه. هیاه.

498
00:55:48,182 --> 00:55:51,218
‫پیشنهاد میکنم درباره این
‫با کی‌خسرو حرف بزنی.

499
00:55:54,621 --> 00:55:55,889
‫سراغتو میگرفت.

500
00:56:08,502 --> 00:56:09,802
‫منو خواستی؟

501
00:56:10,938 --> 00:56:13,340
‫مردی رو گرفتیم
‫که میتونه ما رو برسونه به

502
00:56:13,407 --> 00:56:15,642
‫منابع دست نخورده
‫باروت سیاه.

503
00:56:15,708 --> 00:56:17,945
‫اون بین کاروانیه که بیرون منتظرن.

504
00:56:18,011 --> 00:56:18,879
‫جاسور؟

505
00:56:20,380 --> 00:56:21,448
‫جونم رو بهش مدیونم.

506
00:56:22,149 --> 00:56:23,183
‫یه چیز دیگه هم هست.

507
00:56:26,253 --> 00:56:27,487
‫حسین زنده ست.

508
00:56:29,356 --> 00:56:30,524
‫حسین زنده ست؟

509
00:56:31,225 --> 00:56:35,996
‫داشته نیرو جمع میکرده
‫و همه این مدت از ایلیاس قایم میشده.

510
00:56:36,663 --> 00:56:37,730
‫کجا؟

511
00:56:37,797 --> 00:56:39,499
‫میدونم شنیدن این خبر
‫حتما شوکه ت میکنه.

512
00:56:41,335 --> 00:56:42,269
‫برای ما هم همینطور بود.

513
00:56:44,238 --> 00:56:47,608
‫با باروت سیاه جاسور
‫میتونیم ایلیاس رو به زانو دربیاریم.

514
00:56:48,141 --> 00:56:50,644
‫الان وقت دودلی نیست،
‫تیمور.

515
00:56:50,711 --> 00:56:52,045
‫حسین میتونه متحدمون کنه.

516
00:56:52,112 --> 00:56:54,780
‫چرا اینقدر اصرار داری
‫مهره دست مردای کوچیک تر باشی؟

517
00:56:55,415 --> 00:56:57,417
‫هیچی یاد نگرفتی؟

518
00:56:57,484 --> 00:56:59,219
‫اگه حسین از اون حمله جون سالم برده...

519
00:57:01,288 --> 00:57:02,422
‫الجای.

520
00:57:03,789 --> 00:57:06,460
‫قدرت سرنوشت رو
‫دست کم نگیر.

521
00:57:10,697 --> 00:57:13,834
‫تا وقتی حسین زنده ست،
‫قول منم سر جاشه.

522
00:57:14,767 --> 00:57:17,471
‫اون از هر پیچ و تاب
‫سرنوشتی قوی تره.

523
00:58:03,884 --> 00:58:04,918
‫امیر تیمور؟

524
00:59:14,888 --> 00:59:16,123
‫اینا کین؟

525
00:59:19,793 --> 00:59:21,962
‫از قیافه شون معلومه
‫مسافرای عادی ان.

526
00:59:22,996 --> 00:59:24,731
‫برو، به بقیه خبر بده.

527
00:59:25,232 --> 00:59:27,934
‫-الجای!
‫-برو. من خوبم.

528
00:59:38,812 --> 00:59:39,847
‫تیمور.

529
01:00:01,268 --> 01:00:02,235
‫الجای.

530
01:00:03,637 --> 01:00:04,938
‫اوه...

531
01:00:16,049 --> 01:00:18,151
‫ایلیاس رفته، تعداد جته ها هم کمه،
‫میتونیم جلوی شون وایسیم.

532
01:00:18,218 --> 01:00:19,653
‫میتونیم بجنگیم.

533
01:00:20,654 --> 01:00:21,621
‫با کدوم ارتش؟

534
01:00:22,789 --> 01:00:23,925
‫با همون ارتشی که بهم قولش رو دادی.

535
01:00:24,424 --> 01:00:26,660
‫دست کم گرفتن مغولا
‫کار احمقانه ایه.

536
01:00:26,726 --> 01:00:30,397
‫تو حتی از پس زنت هم
‫که خودش مغوله برنمیای، حسین.

537
01:00:31,965 --> 01:00:36,236
‫چه مغزهای درخشان
‫و تاکتیکی ای یه جا جمع شدن.

538
01:00:36,770 --> 01:00:38,271
‫حیف که نه شما
‫نه آدماتون

539
01:00:38,338 --> 01:00:40,707
‫نفهمیدین سوارکارا
‫دارن میان تو اردوگاهتون.

540
01:00:56,289 --> 01:00:58,658
‫حمد خدا و
‫آسمون های کبود بزرگ.

541
01:00:59,459 --> 01:01:00,327
‫زنده ای.

542
01:01:00,393 --> 01:01:01,761
‫کشتن من کار آسونی نیست.

543
01:01:02,964 --> 01:01:04,264
‫شاید هم راست میگی،
‫برادر.

544
01:01:04,331 --> 01:01:06,366
‫شاید واقعا همینطور باشه.

545
01:01:07,100 --> 01:01:08,301
‫بیا.

546
01:01:09,569 --> 01:01:13,206
‫حالا بهم بگو، این همه ماه
‫کجا بودی؟

547
01:01:17,444 --> 01:01:19,947
‫بعد از اون مسمومیت
‫هنوز تونستی اسب سواری کنی؟

548
01:01:20,814 --> 01:01:23,783
‫من نشنیدم هیچ مردی
‫از عسل دیوانه جون سالم به در ببره.

549
01:01:25,018 --> 01:01:28,288
‫سرای، شوهر من
‫فقط یه مرد معمولی نیست.

550
01:01:29,924 --> 01:01:31,758
‫ایلیاس باید قبل از رسیدنت
‫به سمرقند

551
01:01:31,826 --> 01:01:33,660
‫آدماش رو به خراسان
‫فرستاده باشه.

552
01:01:35,061 --> 01:01:36,630
‫الجای بدجور زخمی شده بود.

553
01:01:37,163 --> 01:01:38,365
‫به زور فرار کردیم.

554
01:01:38,431 --> 01:01:40,100
‫حسین همیشه تو قایم شدن
‫مهارت داشت.

555
01:01:40,166 --> 01:01:42,003
‫من بیشتر از این کارا کردم.

556
01:01:42,068 --> 01:01:44,471
‫پدر میگفت اون
‫مثل ماهی لیزه.

557
01:01:44,538 --> 01:01:45,805
‫لیز باشه یا نباشه،

558
01:01:47,140 --> 01:01:49,743
‫تو زن و پسرم رو نجات دادی.

559
01:01:50,710 --> 01:01:52,312
‫مراقبشون بودی،

560
01:01:52,947 --> 01:01:54,681
‫حتی وقتی فکر میکردی
‫من مردم.

561
01:01:55,415 --> 01:01:57,751
‫و من دوباره
‫بهت بدهکار شدم.

562
01:02:00,620 --> 01:02:03,456
‫ایلیاس باید تاوان کاری که
‫با این خانواده کرده رو بده.

563
01:02:06,726 --> 01:02:08,495
‫بذار همین الان به سمرقند حمله کنیم.

564
01:02:09,864 --> 01:02:11,298
‫طغلق دم مرگه.

565
01:02:11,899 --> 01:02:13,400
‫ایلیاس از سمرقند رفته

566
01:02:13,466 --> 01:02:16,369
‫و داره به سمت شمال میره
‫تا کنار پدر رو به مرگش باشه.

567
01:02:16,436 --> 01:02:19,639
‫تا جاش رو به عنوان
‫خان جغتای بگیره.

568
01:02:20,908 --> 01:02:22,009
‫اگه الان راه بیفتیم،

569
01:02:22,075 --> 01:02:23,044
‫مردم خائن سمرقند

570
01:02:23,109 --> 01:02:24,511
‫هیچ شانسی
‫نخواهند داشت.

571
01:02:24,578 --> 01:02:28,849
‫مردم سمرقند باید
‫آزاد بشن، نه فتح.

572
01:02:30,851 --> 01:02:33,653
‫تیمور. این فرصت ماست.

573
01:02:34,287 --> 01:02:35,355
‫اگه تو کنارم باشی،

574
01:02:35,422 --> 01:02:37,757
‫فقط فکرش رو بکن چه جهنمی
‫میتونیم برای ایلیاس درست کنیم.

575
01:02:38,291 --> 01:02:41,094
‫بیکیجک سمرقند رو
‫فقط با چند صد نفر نگه داشته.

576
01:02:41,595 --> 01:02:44,464
‫میتونیم از سمرقند
‫ضد برگشت ایلیاس استفاده کنیم.

577
01:02:47,701 --> 01:02:48,903
‫ایمانت رو به من از دست دادی؟

578
01:04:29,803 --> 01:04:31,404
‫تازه دوباره پیدات کردم.

579
01:04:32,106 --> 01:04:33,941
‫و دل تو از همین حالا
‫افتاده تو جاده

580
01:04:34,008 --> 01:04:35,775
‫که با حسین
‫به سمرقند برگردی.

581
01:04:43,783 --> 01:04:44,751
‫اون راست میگه،

582
01:04:47,353 --> 01:04:49,255
‫ولی اگه فقط تو بگی،

583
01:04:49,322 --> 01:04:51,391
‫بهش میگم یکی دیگه رو پیدا کنه
‫که باهاش راه بیفته

584
01:04:51,458 --> 01:04:52,927
‫و بره جنگ.

585
01:04:55,295 --> 01:04:57,832
‫برادرم فقط
‫فرصت رو میبینه،

586
01:04:57,898 --> 01:04:59,566
‫همیشه همینطور بوده.

587
01:05:00,500 --> 01:05:03,336
‫چشم هاش مدام
‫افق رو میگرده،

588
01:05:04,038 --> 01:05:05,772
‫دنبال حرکت بعدیش.

589
01:05:05,796 --> 01:05:07,796
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

590
01:05:16,316 --> 01:05:17,885
‫اما مردی که من دوستش دارم...

591
01:05:20,221 --> 01:05:21,488
‫فرق داره.

592
01:05:24,591 --> 01:05:27,560
‫و مردم سمرقند
‫به جفتتون نیاز دارن.

593
01:05:30,898 --> 01:05:35,970
‫من بیشتر نگران
‫نیازهای زن و پسرمم.

594
01:05:36,036 --> 01:05:37,972
‫جهانگیر باید بدونه

595
01:05:38,038 --> 01:05:39,472
‫پدرش مرد بزرگیه

596
01:05:39,539 --> 01:05:42,109
‫که به قولی که داده بود
‫وفا کرد

597
01:05:42,176 --> 01:05:44,577
‫تا از جاده
‫و مردمش محافظت کنه.

598
01:05:57,390 --> 01:05:58,859
‫این چیه؟

599
01:06:03,596 --> 01:06:05,966
‫هردومون حالا
‫جای زخم ایلیاس رو تنمون داریم.

600
01:06:09,203 --> 01:06:12,372
‫فقط خدا رو شکر میکنم
‫که جهانگیر آسیب ندید.

601
01:06:14,641 --> 01:06:16,576
‫باید اونجا میبودم
‫تا ازت محافظت کنم.

602
01:06:16,643 --> 01:06:17,978
‫نه، نه.

603
01:06:18,913 --> 01:06:19,847
‫تو خبر نداشتی.

604
01:06:19,914 --> 01:06:22,950
‫تو هیچوقت در امان نیستی.
‫نه تا وقتی که ایلیاس بمیره.

605
01:06:29,857 --> 01:06:32,625
‫الان وقتشه
‫که حسین دست به کار بشه.

606
01:06:34,794 --> 01:06:35,996
‫اون موفق میشه.

607
01:06:39,834 --> 01:06:42,635
‫منم شکی ندارم
‫اگه تو کنارش باشی.

608
01:07:00,120 --> 01:07:02,522
‫یه بار دیگه
‫تو رو برگردوند پیشم.

609
01:07:22,076 --> 01:07:24,711
‫ ما این یه سال اخیر داشتیم نیرو جمع میکردیم،

610
01:07:25,179 --> 01:07:26,779
‫کمین کرده بودیم.

611
01:07:27,780 --> 01:07:29,616
‫شاید یادت رفته
‫چطور بشمری.

612
01:07:30,351 --> 01:07:32,719
‫صد نفر جوخه من
‫قوی ترن

613
01:07:32,785 --> 01:07:36,023
‫از هر هزار نفر
‫نیروی ایلیاس.

614
01:07:36,090 --> 01:07:36,924
‫شنیدم

615
01:07:36,991 --> 01:07:39,492
‫چند بار یواشکی
‫رفتی تو شهر و برگشتی.

616
01:07:39,559 --> 01:07:41,195
‫از دفاع سمرقند
‫چی میدونی؟

617
01:07:43,864 --> 01:07:46,566
‫با تعداد نیروهای تو،
‫معجزه میخواد.

618
01:07:49,169 --> 01:07:50,137
‫مگه راه ما حق نیست؟

619
01:07:51,571 --> 01:07:54,674
‫من نمیتونم فرشته های
‫شمشیر آتیشین احضار کنم

620
01:07:54,741 --> 01:07:56,377
‫مثل رویاهای پدرم...

621
01:08:03,750 --> 01:08:04,784
‫چی شده؟

622
01:08:09,323 --> 01:08:11,424
‫شطرنج بازی میکنی، نه؟

623
01:08:23,237 --> 01:08:25,105
‫ جته ها از ما بیشترن.

624
01:08:25,172 --> 01:08:25,973
‫این درسته...

625
01:08:27,141 --> 01:08:28,541
‫ولی ما به تعداد زیاد
‫نیاز نداریم.

626
01:08:30,344 --> 01:08:32,179
‫ مغولایی که هنوز تو سمرقندن

627
01:08:32,246 --> 01:08:33,546
‫اونقدر به اون شهر
‫اهمیت نمیدن

628
01:08:33,613 --> 01:08:35,983
‫که خودشون رو
‫براش قربونی کنن.

629
01:08:36,850 --> 01:08:39,219
‫چی اینقدر مطمئنت میکنه
‫که عقب نشینی میکنن؟

630
01:08:39,954 --> 01:08:42,423
‫ اراده شون برای جنگ از دو چیز میاد

631
01:08:43,090 --> 01:08:45,092
‫ ترس از خان شون...

632
01:08:45,692 --> 01:08:47,794
‫ و غنیمت جنگ.

633
01:08:48,996 --> 01:08:50,596
‫منظور این کارا چیه؟

634
01:08:51,065 --> 01:08:53,100
‫ کاری میکنیم شهر

635
01:08:53,566 --> 01:08:55,102
‫ انگار محاصره شده باشه.

636
01:08:58,072 --> 01:08:59,239
‫مشعل ها.

637
01:09:01,141 --> 01:09:02,608
‫اون دوردست ها.

638
01:09:03,143 --> 01:09:06,213
‫کی داره با این همه نیرو
‫به شهر ما حمله میکنه؟

639
01:09:07,580 --> 01:09:08,949
‫ بیکیجک احمق نیست.

640
01:09:09,816 --> 01:09:11,551
‫جون آدماش رو
‫به خطر نمیندازه،

641
01:09:11,617 --> 01:09:14,520
‫مخصوصا وقتی با
‫نیروی بزرگ تری روبه رو باشه.

642
01:09:14,587 --> 01:09:15,621
‫نقشه ت چیه؟

643
01:09:16,190 --> 01:09:20,294
‫من خدمتگزار ایلیاسم،
‫این جنگ ارزش جون آدماش رو نداره.

644
01:09:20,928 --> 01:09:23,130
‫ حالا که ایلیاس رفته، چه کسی شهر رو
‫میگردونه؟

645
01:09:23,197 --> 01:09:24,198
‫ابوشهاب.

646
01:09:24,965 --> 01:09:25,866
‫بریم.

647
01:09:26,367 --> 01:09:27,835
‫عالیه.

648
01:09:27,901 --> 01:09:29,602
‫برای اینکه این نقشه جواب بده،
‫یه ترسو لازم داریم.

649
01:09:31,872 --> 01:09:33,040
‫پرچم رو بالا ببرید.

650
01:09:33,573 --> 01:09:34,942
‫باید تسلیم بشیم.

651
01:09:35,409 --> 01:09:37,277
‫هر زانوی اشرافی خم میشه

652
01:09:37,777 --> 01:09:40,180
‫جلوی حاکم واقعی
‫سمرقند،

653
01:09:40,981 --> 01:09:42,082
‫ حسین

654
01:09:43,484 --> 01:09:45,919
‫وقتی پرچم سفید
‫تسلیم رو بالا ببرن...

655
01:09:48,088 --> 01:09:50,090
‫ ما اسکندر و آدماش رو

656
01:09:50,157 --> 01:09:53,394
‫ از پشت شهر میچرخونیم، و اونا له میکنن

657
01:09:53,460 --> 01:09:55,628
‫نیروهای جته رو
‫وقتی بخوان فرار کنن.

658
01:09:56,363 --> 01:09:58,465
‫ بعدش شهر مال ما میشه.

659
01:09:59,366 --> 01:10:03,103
‫ وقتی مردم سمرقند ببینن ما شهر رو
‫گرفتیم

660
01:10:03,170 --> 01:10:05,605
‫ بی اینکه به یه نفرم آسیبی برسونیم،

661
01:10:05,671 --> 01:10:07,107
‫ به ما میپیوندن.

662
01:10:09,243 --> 01:10:10,911
‫ فقط دو تا کار مونده:

663
01:10:14,114 --> 01:10:15,282
‫ یه پیغام بفرستیم...

664
01:10:17,518 --> 01:10:19,253
‫ و تله رو آماده کنیم.

665
01:10:19,319 --> 01:10:20,553
‫بیکیجک.

666
01:10:22,423 --> 01:10:24,590
‫تعجب کردی میبینی
‫از مرگ برگشتم؟

667
01:10:26,060 --> 01:10:26,994
‫نه...

668
01:10:34,600 --> 01:10:37,838
‫چون اون خنجر رو
‫خودم تو تنت فرو نکرده بودم.

669
01:10:44,511 --> 01:10:46,013
‫به ایلیاس بگو

670
01:10:47,181 --> 01:10:48,916
‫که منتظرشم.

671
01:10:51,285 --> 01:10:53,586
‫و آماده باشه
‫شمشیرم رو ملاقات کنه.

672
01:11:04,164 --> 01:11:06,766
‫و... تکلیف من
‫چی میشه؟

673
01:11:08,469 --> 01:11:12,206
‫تو، دوست من،
‫کمکمون میکنی ایلیاس رو بکشیم.

674
01:11:22,483 --> 01:11:25,919
‫حکومت خونین
‫ایلیاس و حاکمای دست نشانده ش

675
01:11:26,752 --> 01:11:28,621
‫به آخر رسیده.

676
01:11:29,890 --> 01:11:31,959
‫امروز، روز توئه، حسین.

677
01:11:33,961 --> 01:11:36,330
‫سمرقند از ظلم

678
01:11:37,697 --> 01:11:39,833
‫و از اونایی که
‫به خانواده م خیانت کردن

679
01:11:48,542 --> 01:11:50,643
‫این مردا تسلیم شدن.

680
01:11:52,346 --> 01:11:53,380
‫دیگه خطری ندارن.

681
01:11:54,248 --> 01:11:55,349
‫خطری ندارن؟

682
01:11:59,719 --> 01:12:01,989
‫اونا برضد ما توطئه کردن!

683
01:12:02,755 --> 01:12:04,925
‫نه یه بار، دو بار!

684
01:12:06,160 --> 01:12:09,029
‫تو تاریکی برای پدربزرگم
‫نقشه میکشیدن،

685
01:12:09,563 --> 01:12:11,532
‫نقشه میکشیدن
‫تو رو قربونی کنن.

686
01:12:16,570 --> 01:12:18,071
‫اگه الان بذاری زنده بمونن،

687
01:12:18,704 --> 01:12:22,442
‫بازم و بازم
‫میان سراغت.

688
01:12:33,921 --> 01:12:34,888
‫آه!

689
01:12:36,756 --> 01:12:40,394
‫نمیذارم حس شرافتم
‫کورم کنه.

690
01:12:48,902 --> 01:12:50,703
‫عدالت میخوای...

691
01:12:52,206 --> 01:12:53,373
‫یا نه؟

692
01:13:02,216 --> 01:13:03,016
‫آه!

693
01:13:08,422 --> 01:13:09,556
‫ تیمور عزیزم،

694
01:13:10,457 --> 01:13:13,927
‫ خبر پیروزیت در سمرقند به اردوگاه رسیده.

695
01:13:15,395 --> 01:13:19,066
‫ خوشحالم میبینم برادرم روی تخت حق خودش نشسته.

696
01:13:20,601 --> 01:13:24,004
‫ بزرگ ترین تهدید ما الان ایلیاسه.

697
01:13:27,674 --> 01:13:29,142
‫همه چی خوبه؟

698
01:13:31,445 --> 01:13:32,312
‫خوب میشم.

699
01:13:37,251 --> 01:13:41,355
‫ زخم هام خوب نمیشن، و با تب دارم ضعیف میشم.

700
01:13:42,256 --> 01:13:44,591
‫ بی صبرانه منتظرم کنار تو خوب بشم

701
01:13:44,658 --> 01:13:46,792
‫ در خونه م
‫تو سمرقند.

702
01:13:57,838 --> 01:13:58,939
‫دروغ نمیگم،

703
01:13:59,006 --> 01:14:01,441
‫منم مثل بقیه باور کرده بودم
‫که مردی.

704
01:14:01,942 --> 01:14:03,443
‫ولی اینجایی.

705
01:14:03,510 --> 01:14:04,945
‫آزادکننده سمرقند.

706
01:14:05,012 --> 01:14:09,349
‫من نسبت به آخرین باری که
‫منو دیدی، نصف اون آدمم.

707
01:14:10,417 --> 01:14:11,618
‫شاید لنگم.

708
01:14:11,685 --> 01:14:13,854
‫ولی هنوزم تیمورم،
‫پسر تراغای.

709
01:14:14,388 --> 01:14:17,357
‫هیچ مرد دیگه ای نمیتونست
‫کاری که امروز کردی رو انجام بده.

710
01:14:17,424 --> 01:14:18,959
‫کاری که ما امروز کردیم.

711
01:14:20,961 --> 01:14:22,262
‫حسین چطوره؟

712
01:14:23,497 --> 01:14:24,564
‫سمرقند رو گرفته.

713
01:14:26,333 --> 01:14:27,334
‫شاید گرفته باشه،

714
01:14:28,001 --> 01:14:29,936
‫ولی ریختن خون یه مرد دیگه
‫باید یه چیزی

715
01:14:30,704 --> 01:14:32,239
‫برای آدم
‫هزینه داشته باشه.

716
01:14:32,739 --> 01:14:35,309
‫شاید موجه باشه،
‫شاید هم ارزشش رو داشته باشه.

717
01:14:35,842 --> 01:14:37,577
‫برای چنگیزخان،
‫قطعا همینطور بود.

718
01:14:38,345 --> 01:14:39,812
‫ولی یه بهایی داره.

719
01:14:39,880 --> 01:14:41,515
‫تو چشم های یه مرد
‫میشه دیدش.

720
01:14:42,015 --> 01:14:43,850
‫حداقل، آدم امیدوار میشه
‫که ببینتش.

721
01:14:45,052 --> 01:14:46,987
‫حسین ممکنه کنترلش رو
‫از دست بده.

722
01:14:48,455 --> 01:14:49,489
‫خیلی چیزها رو از دست داده،

723
01:14:50,357 --> 01:14:52,292
‫و میذاره خشمش
‫روش غلبه کنه.

724
01:14:52,926 --> 01:14:54,761
‫و تا کی قراره
‫بهت اعتماد کنه؟

725
01:14:54,828 --> 01:14:57,497
‫هردومون میخوایم
‫راه ابریشم دوباره زنده بشه.

726
01:14:57,964 --> 01:15:00,133
‫فقط فرد رو نبین
‫و کور نشو

727
01:15:00,734 --> 01:15:02,035
‫و کل ماجرا رو
‫نادیده نگیر.

728
01:15:03,670 --> 01:15:05,072
‫نگران نباش، استاد.

729
01:15:05,605 --> 01:15:07,207
‫همه چیز خیلی زود
‫درست میشه.

730
01:15:18,452 --> 01:15:19,786
‫طغلق مرده.

731
01:15:19,853 --> 01:15:22,556
‫ایلیاس حالا خان شده
‫و خیلی زود بهمون حمله میکنه.

732
01:15:22,622 --> 01:15:25,525
‫دیدبان ها تایید کردن،
‫ایلیاس از شمال میاد.

733
01:15:27,794 --> 01:15:29,629
‫تله ت جواب داد، تیمور.

734
01:15:34,735 --> 01:15:38,305
‫به سمت شمال میریم
‫تا به استقبالش بریم.

735
01:16:15,142 --> 01:16:18,445
‫جاسور، منتظرت بودیم.

736
01:16:18,512 --> 01:16:19,479
‫طبق خواسته تون.

737
01:16:21,615 --> 01:16:23,049
‫خوشحالم میبینمت.

738
01:16:24,584 --> 01:16:25,986
‫قدرت آتش چینی.

739
01:16:29,356 --> 01:16:31,158
‫چطور مطمئن کنم
‫آدمامون

740
01:16:31,224 --> 01:16:33,160
‫کله خودشون رو
‫باهاش نمیترکونن؟

741
01:16:33,727 --> 01:16:34,761
‫نمیکنی.

742
01:16:34,829 --> 01:16:36,463
‫تو که مرد ایمانی،
‫مگه نه؟

743
01:16:50,143 --> 01:16:51,445
‫چی آزارت میده؟

744
01:16:53,313 --> 01:16:56,950
‫تاج و تخت بالاخره
‫مال خودت شد.

745
01:16:57,017 --> 01:16:59,953
‫-همیشه مال من بوده!
‫-و همیشه هم میمونه.

746
01:17:03,623 --> 01:17:05,392
‫و از فردا به بعد،

747
01:17:06,960 --> 01:17:09,095
‫بالاخره به آرامشمون میرسیم.

748
01:17:19,841 --> 01:17:22,509
‫ایلیاس فقط یه مرد شکسته رو
‫میبینه،

749
01:17:23,343 --> 01:17:29,583
‫یه مرد لنگ که داره
‫یه ارتش کوچیک پیاده رو رهبری میکنه.

750
01:17:32,619 --> 01:17:33,653
‫باروت سیاه؟

751
01:17:34,821 --> 01:17:35,989
‫کافی خواهد بود؟

752
01:17:36,656 --> 01:17:37,424
‫با کمک جاسور،

753
01:17:37,491 --> 01:17:39,726
‫از دو موج اول
‫جون سالم به در میبریم.

754
01:17:41,863 --> 01:17:43,463
‫بعدش همه چیز
‫به تو بستگی داره.

755
01:17:48,268 --> 01:17:51,605
‫خیلی به این...
‫گرد و خاک ایمان داری.

756
01:17:52,305 --> 01:17:53,340
‫نه.

757
01:17:54,508 --> 01:17:56,209
‫ایمانم رو به تو گذاشتم.

758
01:18:00,680 --> 01:18:03,985
‫ فردا، وقتی طبل زن مغول علامت موج سوم رو بده،

759
01:18:04,050 --> 01:18:06,386
‫ از روی تپه دورشون میزنی.

760
01:18:06,888 --> 01:18:08,488
‫ و اون وقت محاصره شون میکنیم.

761
01:19:48,221 --> 01:19:50,891
‫موج اول، جلو!

762
01:20:05,538 --> 01:20:06,706
‫نگه دارید.

763
01:20:31,798 --> 01:20:33,299
‫نگه دارید.

764
01:20:38,171 --> 01:20:39,840
‫ببندید!

765
01:20:42,442 --> 01:20:43,743
‫تیرها!

766
01:21:10,838 --> 01:21:12,472
‫موج بعدی!

767
01:21:20,613 --> 01:21:22,282
‫آماده.

768
01:21:23,984 --> 01:21:25,618
‫مشعل ها!

769
01:21:32,960 --> 01:21:34,461
‫حرکت!

770
01:22:39,059 --> 01:22:40,326
‫توپ ها!

771
01:23:16,030 --> 01:23:17,131
‫تمومشون کنید.

772
01:23:20,100 --> 01:23:21,434
‫اون علامته.

773
01:23:22,635 --> 01:23:23,570
‫بزن بریم!

774
01:23:25,306 --> 01:23:26,573
‫یاه!

775
01:24:07,814 --> 01:24:09,884
‫حالا، حسین، حالا!

776
01:24:13,120 --> 01:24:15,089
‫بیا برادر، همین حالا!

777
01:24:30,905 --> 01:24:31,671
‫امیر!

778
01:24:36,343 --> 01:24:38,544
‫تیمور زیادی به
‫باروت سیاه اعتماد کرد.

779
01:25:39,974 --> 01:25:41,342
‫تیمور!

780
01:26:39,133 --> 01:26:40,234
‫حسین!

781
01:26:41,168 --> 01:26:42,970
‫اون پایین آدم های منن!

782
01:26:43,837 --> 01:26:46,140
‫و توی گل گیر افتادن،

783
01:26:46,706 --> 01:26:48,208
‫همونطور که ما هم
‫گیر میفتیم.

784
01:26:54,314 --> 01:26:56,050
‫سمرقند بی دفاعه.

785
01:26:57,484 --> 01:26:59,619
‫بذار اونجا وایسیم،
‫نه اینجا.

786
01:27:01,388 --> 01:27:02,655
‫یاه!

787
01:28:40,487 --> 01:28:41,955
‫ تیمور.

788
01:28:44,625 --> 01:28:46,293
‫ تیمور.

789
01:28:50,631 --> 01:28:52,065
‫ پاشو.

790
01:30:41,642 --> 01:30:42,909
‫ تیمور.

791
01:31:46,039 --> 01:31:49,142
‫عشق من، چیه؟

792
01:31:50,744 --> 01:31:51,578
‫چی شده؟

793
01:31:52,179 --> 01:31:54,414
‫مدت زیادیه که حالش
‫خوب نیست.

794
01:31:54,481 --> 01:31:55,916
‫زخم هاش عفونت کرده.

795
01:31:56,650 --> 01:32:00,120
‫ما از خداییم
‫و به سوی او برمیگردیم.

796
01:32:00,187 --> 01:32:02,723
‫نه، نه، نه.
‫اینطوری حرف نزن.

797
01:32:02,789 --> 01:32:03,957
‫حسین کجاست؟

798
01:32:07,794 --> 01:32:09,596
‫اون تخت رو
‫به ما ترجیح داد.

799
01:32:11,565 --> 01:32:12,532
‫به ما خیانت کرد.

800
01:32:13,033 --> 01:32:14,668
‫ولمون کرد بمیریم.

801
01:32:21,775 --> 01:32:23,910
‫میترسم برادرم
‫نفهمیده باشه

802
01:32:23,977 --> 01:32:26,246
‫کاراش چه بهایی دارن.

803
01:32:29,983 --> 01:32:31,284
‫بهم گوش کن...

804
01:32:32,252 --> 01:32:34,521
‫...تو قبلا هم بدون من
‫زنده موندی.

805
01:32:34,588 --> 01:32:35,722
‫نه...

806
01:32:35,789 --> 01:32:38,258
‫باید برای پسرمون
‫قوی باشی.

807
01:32:38,825 --> 01:32:43,163
‫الان وقتشه
‫کاری که لازمه رو انجام بدی.

808
01:32:43,897 --> 01:32:45,532
‫نظم رو برگردون،

809
01:32:46,199 --> 01:32:48,535
‫و دنیایی که پسرمون
‫لیاقتش رو داره بهش بده!

810
01:32:49,002 --> 01:32:51,304
‫-بهم قول بده که...
‫-برو کمک بیار.

811
01:32:52,806 --> 01:32:53,774
‫کمک!

812
01:32:54,307 --> 01:32:56,844
‫نه، نه، نه.
‫من دیگه نمیتونم اینو تحمل کنم.

813
01:32:56,910 --> 01:32:58,979
‫من بدون تو
‫از پسش برنمیام.

814
01:32:59,713 --> 01:33:02,416
‫از حالا به بعد
‫باید بتونی.

815
01:33:02,983 --> 01:33:05,819
‫هیس...

816
01:33:14,361 --> 01:33:15,395
‫الجای...

817
01:34:25,833 --> 01:34:27,100
‫تیمور!

818
01:34:27,167 --> 01:34:29,536
‫مگه شوهرت دنبالت
‫نفرستاده که بری پیشش؟

819
01:34:35,943 --> 01:34:37,210
‫پیشش نمیرم.

820
01:34:38,044 --> 01:34:39,513
‫بعد از کاری که
‫با تو کرد، نه.

821
01:34:43,450 --> 01:34:45,485
‫دارم پسرم رو
‫از اینجا میبرم.

822
01:34:46,152 --> 01:34:49,155
‫ایلیاس رو میکشم،
‫با حسین یا بی حسین.

823
01:34:52,025 --> 01:34:53,260
‫بعدش چی؟

824
01:34:54,694 --> 01:34:55,963
‫وقتی ایلیاس رو شکست بدی،

825
01:34:56,396 --> 01:34:59,901
‫تو و حسین دیگه
‫هیچ دشمنی جز هم ندارین.

826
01:35:00,467 --> 01:35:02,435
‫اون وقت آخر و عاقبت
‫شما دوتا چی میشه؟

827
01:35:06,439 --> 01:35:09,409
‫حسین برای اینکه ادعاش
‫رو ثابت کنه، از هیچ کاری نگذشته،

828
01:35:09,476 --> 01:35:11,578
‫در حالی که تو
‫همه چی رو از دست دادی.

829
01:35:12,546 --> 01:35:14,447
‫تیمور، خوب فکر کن.

830
01:35:14,514 --> 01:35:17,584
‫اولین مهره رو
‫کی انداخت، هان؟

831
01:35:17,651 --> 01:35:20,053
‫ایلیاس؟ طغلق؟ حاجی؟

832
01:35:21,087 --> 01:35:23,657
‫حسین پدربزرگ خودش رو کشت!

833
01:35:24,424 --> 01:35:25,026
‫نه.

834
01:35:25,525 --> 01:35:28,194
‫اون این بازی ای رو
‫که تو داری بازیش میکنی شروع کرد،

835
01:35:28,261 --> 01:35:32,098
‫بازی ای که همه چی رو ازت گرفت
‫در حالی که خودش روی تخت نشسته.

836
01:35:33,733 --> 01:35:36,803
‫انقدر چشم دوختی
‫به ایلیاس

837
01:35:36,871 --> 01:35:38,605
‫که نسبت به جاه طلبی های

838
01:35:38,672 --> 01:35:40,173
‫آدم های نزدیکت
‫کور شدی.

839
01:35:41,207 --> 01:35:43,243
‫اون هیچوقت متوقف نمیشه،
‫تیمور،

840
01:35:44,344 --> 01:35:47,747
‫و فکر میکنی آخرش
‫میذاره زنده بمونی؟

841
01:35:48,648 --> 01:35:52,118
‫پس تکلیف قولی که
‫به الجای دادی چی میشه،

842
01:36:24,517 --> 01:36:28,121
‫اگه برنگشتم،
‫مراقب پسرم باش.

843
01:37:03,556 --> 01:37:05,158
‫تیمور...

844
01:37:14,035 --> 01:37:14,969
‫تیمور...

845
01:37:32,686 --> 01:37:33,787
‫ وقتشه.

846
01:38:01,681 --> 01:38:02,615
‫ خنجر بارلاس؟

847
01:38:02,682 --> 01:38:04,919
‫این رو طوری ساخته بودن
‫که شبیه قبیله ما باشه.

848
01:38:05,585 --> 01:38:09,489
‫ نمیذارم حس شرافتم کورم کنه.

849
01:39:15,321 --> 01:39:16,556
‫وقتمون داره تموم میشه.

850
01:39:16,623 --> 01:39:18,625
‫دیوارها تا قبل از تموم شدن
‫امروز فرو میریزن.

851
01:39:18,691 --> 01:39:21,628
‫مگه توی کل شهر
‫مردای سالم و قبراق نیستن

852
01:39:21,694 --> 01:39:24,064
‫که اسلحه دست بگیرن
‫و برای ما بجنگن؟

853
01:39:24,131 --> 01:39:26,066
‫فکر میکنی
‫برای تو میجنگن؟

854
01:39:26,934 --> 01:39:29,502
‫تو چشم اونا،
‫تو فرقی با ایلیاس نداری.

855
01:39:30,004 --> 01:39:31,504
‫-هی.
‫-راست میگه.

856
01:39:34,307 --> 01:39:35,910
‫شکر خدا،

857
01:39:38,311 --> 01:39:39,445
‫زنده ای.

858
01:39:42,649 --> 01:39:45,451
‫اون پیوندی که یه زمانی
‫ما رو به هم وصل میکرد، از بین رفته.

859
01:40:09,276 --> 01:40:12,112
‫حالا... چی...

860
01:40:14,380 --> 01:40:16,382
‫در انتظارمونه؟

861
01:40:19,819 --> 01:40:23,123
‫دیگه هیچکس نمونده
‫که ادعای به حق من رو زیر سوال ببره.

862
01:40:24,424 --> 01:40:25,758
‫خودمون مطمئن شدیم
‫که اینطور بشه.

863
01:40:29,362 --> 01:40:32,099
‫من برای اینکه اون ادعا
‫رو تثبیت کنم، از هیچ کاری نگذشتم،

864
01:40:32,632 --> 01:40:37,537
‫با تولد، با ازدواج، با...

865
01:40:38,605 --> 01:40:40,607
‫هر کار دیگه ای
‫که لازم بود.

866
01:40:42,309 --> 01:40:43,643
‫باید انجامش میدادم.

867
01:40:45,880 --> 01:40:46,746
‫برادر...

868
01:40:48,849 --> 01:40:49,816
‫تو این کار رو کردی؟

869
01:40:50,918 --> 01:40:55,256
‫پدربزرگم زیادی ضعیف شده بود
‫که قدرت رو توی دستش نگه داره.

870
01:40:55,322 --> 01:40:56,556
‫اون اشراف زاده ها

871
01:40:56,623 --> 01:40:58,524
‫-به جای حاجی پشت--
‫-تو این کار رو کردی؟

872
01:41:08,768 --> 01:41:12,973
‫من... کاری رو کردم
‫که باید میشد!

873
01:41:14,074 --> 01:41:15,910
‫فکر میکنی
‫برای من آسون بود؟

874
01:41:19,812 --> 01:41:22,116
‫مگه این همون چیزی نبود
‫که هردومون میخواستیم؟

875
01:41:29,189 --> 01:41:32,126
‫بذار اینو با هم
‫تمومش کنیم.

876
01:41:34,395 --> 01:41:35,963
‫بذار هر فداکاری،

877
01:41:36,030 --> 01:41:40,667
‫هر سازش رو در برابر
‫خونی که ریخته شده، ارزشمند کنیم.

878
01:41:45,005 --> 01:41:46,073
‫حالا...

879
01:41:48,943 --> 01:41:54,014
‫الان دیگه فقط
‫ایلیاس مونده.

880
01:41:58,751 --> 01:42:01,754
‫قسم میخورم، برادر،
‫برای آخرین بار.

881
01:42:07,394 --> 01:42:08,661
‫میدونم.

882
01:42:31,919 --> 01:42:33,320
‫ سال ها طول کشید

883
01:42:33,387 --> 01:42:35,555
‫ تا این حقیقت رو بفهمم، پسرم:

884
01:42:37,057 --> 01:42:39,559
‫ آدما تشنه قدرتن.

885
01:42:40,526 --> 01:42:42,562
‫ خیلی وقت ها هم بدون توجه به روح هایی

886
01:42:42,628 --> 01:42:44,797
‫ که زیر پای جاه طلبی شون له میشن.

887
01:42:45,798 --> 01:42:49,837
‫ برای همین من در برابر چیزی که بقیه سرنوشت من میدونستن مقاومت کردم.

888
01:42:53,007 --> 01:42:56,076
‫ اما سرنوشت، راهی نیست که تو انتخابش کنی.

889
01:42:56,776 --> 01:42:58,611
‫ اون برای تو
‫انتخاب میشه.

890
01:42:59,980 --> 01:43:04,284
‫ تنها وظیفه ما اینه که شهامت تسلیم شدن در برابرش رو داشته باشیم.

891
01:43:05,319 --> 01:43:06,586
‫ تسلیم شدن...

892
01:43:07,820 --> 01:43:13,060
‫ حالا که سرنوشتم رو میپذیرم، این کار رو میکنم تا راهی برای تو بسازم،

893
01:43:13,626 --> 01:43:15,195
‫ جهانگیر عزیزم.

894
01:43:17,797 --> 01:43:21,068
‫ دنیایی که با فداکاری دگرگون شده.

895
01:43:32,745 --> 01:43:34,647
‫پس شایعه ها راست بوده.

896
01:43:35,883 --> 01:43:38,886
‫یه مرد لنگ
‫تا اردوگاه ما اومده،

897
01:43:39,752 --> 01:43:41,687
‫شبحی از گذشته خودش،

898
01:43:42,555 --> 01:43:45,092
‫تا تسلیم شدن برادرش رو
‫پیشکش کنه.

899
01:43:54,134 --> 01:43:55,668
‫فکر میکنم این...

900
01:43:57,337 --> 01:43:58,571
‫برای من فرستاده شده بود؟

901
01:44:03,143 --> 01:44:05,312
‫بالاخره میخوای
‫دعوت من رو برای یه بازی

902
01:44:06,847 --> 01:44:09,216
‫بپذیری، تا درباره
‫تسلیم شدن برادرت حرف بزنیم؟

903
01:44:18,158 --> 01:44:19,226
‫همین کافیه.

904
01:44:33,806 --> 01:44:35,741
‫بذار از همون جا
‫ادامه بدیم که مونده بود.

905
01:44:36,676 --> 01:44:37,777
‫حرکت توئه.

906
01:44:43,417 --> 01:44:44,817
‫بهم بگو...

907
01:44:46,686 --> 01:44:48,322
‫از چی میترسیدی؟

908
01:44:50,324 --> 01:44:51,691
‫باید خوشت بیاد.

909
01:44:52,259 --> 01:44:54,928
‫تهدیدی بودی
‫که ارزش توجه من رو داشت.

910
01:44:59,166 --> 01:45:01,767
‫من و تو میتونستیم
‫با هم کار کنیم.

911
01:45:03,203 --> 01:45:04,838
‫راه ابریشم رو
‫از نو بسازیم.

912
01:45:08,408 --> 01:45:11,044
‫چیزی که تو همیشه
‫نفهمیدی، تیمور، اینه که...

913
01:45:11,545 --> 01:45:14,780
‫واقعا چی لازم داره
‫برای حکومت کردن،

914
01:45:16,150 --> 01:45:18,418
‫برای ساختن، برای فتح کردن،

915
01:45:19,353 --> 01:45:20,921
‫برای گرفتن چیزی
‫که مال توئه.

916
01:45:26,826 --> 01:45:29,997
‫میگی برای رویای
‫پدربزرگم میجنگی،

917
01:45:30,063 --> 01:45:32,032
‫ولی استقامت اون رو نداری،

918
01:45:32,499 --> 01:45:34,434
‫صلابتش رو، ستون فقراتش رو.

919
01:45:34,935 --> 01:45:37,271
‫ و تو داری؟
‫ خون اون تو رگامه.

920
01:45:38,738 --> 01:45:41,942
‫تنهایی اومدی
‫توی اردوگاه من، هوم؟

921
01:45:42,009 --> 01:45:43,644
‫از یکی شدن نیروها
‫حرف میزنی،

922
01:45:43,709 --> 01:45:45,512
‫از متحد کردن
‫این مردم بدبخت؟

923
01:45:45,579 --> 01:45:47,548
‫اومدم
‫تا عدالت رو براشون بیارم.

924
01:45:47,614 --> 01:45:49,016
‫عدالت؟

925
01:45:51,185 --> 01:45:55,022
‫با یه اشاره دستم،
‫میفهمی؟

926
01:45:55,788 --> 01:45:58,758
‫-و نگهبان هام...
‫-پس دستورش رو بده.

927
01:46:02,963 --> 01:46:04,998
‫شاید تونسته باشی
‫پدرم رو گول بزنی،

928
01:46:05,765 --> 01:46:07,733
‫ولی من اینقدر راحت
‫گول نمیخورم.

929
01:46:07,800 --> 01:46:09,036
‫فکر میکنی کی هستی؟

930
01:46:09,536 --> 01:46:12,339
‫تو خان نیستی.
‫هیچوقت هم خان نمیشی!

931
01:46:12,839 --> 01:46:14,740
‫هر حرکتی که کردی،

932
01:46:17,878 --> 01:46:20,047
‫من یه قدم ازت جلوتر بودم.

933
01:46:21,014 --> 01:46:23,951
‫دیدم برادرت
‫تو میدان جنگ باهات چی کار کرد.

934
01:46:24,518 --> 01:46:27,921
‫باید ممنون باشی که بدونی
‫بعد از اینکه کشتمت،

935
01:46:27,988 --> 01:46:30,123
‫اون انتقامی رو میگیرم که...

936
01:46:32,292 --> 01:46:35,761
‫...ظاهرا تو زیادی کوری
‫و ضعیفی که خودت بگیریش.

937
01:46:43,103 --> 01:46:48,774
‫آره... من فقط مردی ام
‫که ملکش رو از دست داده.

938
01:46:51,777 --> 01:46:55,082
‫و تو انتظار داری
‫من از بازی کنار بکشم.

939
01:46:57,150 --> 01:46:58,719
‫ولی من تو نیستم.

940
01:47:01,021 --> 01:47:04,157
‫الجای بهم هشدار داده بود
‫که بهت اعتماد نکنم.

941
01:47:06,727 --> 01:47:08,362
‫ باید به حرفش گوش میدادم.

942
01:47:12,798 --> 01:47:14,301
‫بذار این بازی
‫تا آخر بره.

943
01:47:34,787 --> 01:47:36,490
‫منتظرت بودیم.

944
01:47:39,426 --> 01:47:40,460
‫پس وقتش رسیده؟

945
01:47:43,864 --> 01:47:45,065
‫ شطرنج،

946
01:47:46,300 --> 01:47:49,436
‫بازی قشنگیه
‫با یه تاریخچه طولانی.

947
01:47:50,003 --> 01:47:52,272
‫این همه دستی که
‫ازش گذشته...

948
01:47:53,974 --> 01:47:55,808
‫ اینکه مهره ها چطور عوض شدن...

949
01:47:57,077 --> 01:48:00,514
‫و اینکه قانون هاش
‫چطور بازنویسی شدن.

950
01:48:00,580 --> 01:48:02,082
‫ده تا از بهترین مردات رو
‫بهم بده.

951
01:48:05,852 --> 01:48:08,322
‫من نشنیدم هیچ مردی
‫از عسل دیوانه جون سالم به در ببره.

952
01:48:08,388 --> 01:48:09,990
‫اینکه پیاده

953
01:48:10,057 --> 01:48:12,959
‫ میتونه اول بازی دو برابر سریع تر حرکت کنه.

954
01:48:13,026 --> 01:48:15,862
‫اون شب این عسل من نبود
‫که به لبت خورد.

955
01:48:24,838 --> 01:48:28,175
‫ اینکه اسب ها
‫چطور شوالیه شدن.

956
01:48:29,476 --> 01:48:30,377
‫نگهبان ها!

957
01:48:42,589 --> 01:48:46,326
‫و اینکه وقتی پیاده
‫به آخر صفحه میرسه...

958
01:48:49,196 --> 01:48:50,697
‫و تا جایی که میتونه
‫میره جلو...

959
01:48:50,764 --> 01:48:51,698
‫نگهبان ها!

960
01:48:52,199 --> 01:48:56,103
‫...اون پیاده میتونه
‫با هر مهره ای که بخوای عوض بشه.

961
01:49:07,314 --> 01:49:09,549
‫انگار که
‫اصلا هیچوقت از دست نرفته بوده.

962
01:49:21,228 --> 01:49:22,062
‫چطور؟

963
01:49:22,129 --> 01:49:25,065
‫وقتی علامت دادم،
‫دروازه ها رو باز کن.

964
01:49:27,934 --> 01:49:29,569
‫ ساده ست، ایلیاس.

965
01:49:30,637 --> 01:49:32,172
‫دروازه رو باز کنید!

966
01:49:33,907 --> 01:49:36,042
‫یاد گرفتم
‫بازی تو رو بازی کنم.

967
01:49:39,179 --> 01:49:42,182
‫ باید حسین رو اونطور که واقعا هست میدیدم.

968
01:49:43,583 --> 01:49:48,221
‫ مردی مثل تو، که خودش رو رهبر میدونه...

969
01:49:48,688 --> 01:49:51,992
‫ ولی همه چیز رو خراب میکنه و هیچ چیز نمیسازه.

970
01:49:54,261 --> 01:49:57,798
‫ تو اون چیزی رو که برای حکومت کردن لازمه، نداری،

971
01:49:57,865 --> 01:50:00,600
‫ برای ساختن، برای فتح کردن.

972
01:50:05,005 --> 01:50:06,540
‫ من یه نقشه دارم...

973
01:50:18,285 --> 01:50:20,954
‫ ...برای ساختن یه دنیای بهتر.

974
01:51:10,003 --> 01:51:11,271
‫تیمور!

975
01:51:11,295 --> 01:51:21,295
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

976
01:52:39,125 --> 01:52:40,594
‫انتخابشون رو کردن؟

977
01:52:41,494 --> 01:52:42,462
‫آره،

978
01:52:43,530 --> 01:52:44,798
‫محمد امین.

979
01:52:52,073 --> 01:52:53,239
‫بلندش کنید!

980
01:52:58,946 --> 01:53:00,780
‫مردات تو رو
‫برای رهبری انتخاب کردن.

981
01:53:03,750 --> 01:53:06,586
‫دنبالم بیاین
‫تا قدرت و عدالت باشه.

982
01:53:07,554 --> 01:53:10,590
‫به همه اونایی که
‫بیعت میکنن رحم کنید.

983
01:53:15,629 --> 01:53:16,696
‫بقیه رو بکشید.
