WEBVTT

00:40.500 --> 00:48.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:48.874 --> 00:52.874
مترجم: اشکان هیدی

00:52.922 --> 00:55.359
‫قبلاً به خودم می‌گفتم فیلم‌ساز،

00:56.752 --> 00:59.494
‫یه مستندساز.

01:00.756 --> 01:03.454
‫هرچند فیلم‌هام به موضوعات
‫گسترده‌ای می‌پرداختن،

01:03.498 --> 01:07.197
‫مثل گسترش سلاح‌های
‫هسته‌ای یا غول‌های دخانیات.

01:07.763 --> 01:09.721
‫چیزی که همیشه محور
‫اصلی فیلم‌هام بود،

01:09.765 --> 01:12.202
‫اتفاقاتی بود که تو
‫زندگی خودم می‌افتاد،

01:12.246 --> 01:14.291
‫که اغلب خونواده‌ام
‫رو هم درگیر می‌کرد.

01:16.337 --> 01:19.340
‫و تو، آدریان، بخش
‫بزرگی از اون بودی.

01:21.951 --> 01:25.476
‫می‌تونی یه تیکه از
‫این برام ببری، بابایی؟

01:30.612 --> 01:33.658
‫بیشتر وقت‌ها که داشتم صحنه‌هایی
‫مثل این رو فیلم‌برداری می‌کردم،

01:33.702 --> 01:36.487
‫واقعاً هدف خاصی تو ذهنم نبود.

01:36.531 --> 01:38.663
‫ولی همیشه تصور
‫می‌کردم که یه روزی،

01:38.707 --> 01:41.188
‫بعضی‌هاشون رو با تو تماشا می‌کنم.

01:41.231 --> 01:43.059
‫مثلاً وقتی که اواسط
‫دهه سوم زندگیت باشی...

01:43.103 --> 01:45.322
‫و خودت هم بچه‌دار شده باشی.

01:48.412 --> 01:49.021
‫حاضری؟

01:49.065 --> 01:51.154
‫آره.

01:52.547 --> 01:55.245
‫تله کوچیکه رو خودت ساختی.

01:55.289 --> 01:57.900
‫یه بار گفتی مثل
‫بادبادک‌بازی می‌مونه

01:57.943 --> 02:00.250
‫فقط زیر آب.

02:00.685 --> 02:02.731
‫اوه!

02:02.774 --> 02:04.689
‫چند تا گرفتیم؟

02:05.386 --> 02:07.127
‫این خیلی بزرگه.

02:07.170 --> 02:09.172
‫این بزرگترین چیزیه
‫که تا حالا گرفتیم.

02:09.216 --> 02:11.522
‫فکر کنم آره؛ خیلی گنده‌ست.

02:11.566 --> 02:14.177
‫به نظرت باید چند تا
‫از خرچنگ‌ها رو آزاد کنیم؟

02:14.221 --> 02:15.526
‫آره، به نظرم باید
‫همین کار رو بکنیم.

02:15.570 --> 02:19.182
‫چون ممکنه این بزرگه
‫خیلی عصبانی باشه.

02:19.226 --> 02:22.185
‫شاید باشه، آدریان.

02:24.579 --> 02:27.973
‫همین‌طوری و اتفاقی
‫ازت فیلم گرفتم،

02:28.017 --> 02:30.280
‫فقط چند دقیقه در
‫ماه یا تقریباً همین‌قدر،

02:30.324 --> 02:32.413
‫همون‌طور که داشتی بزرگ می‌شدی.

02:33.849 --> 02:35.329
‫اما سال‌ها که گذشت،

02:35.372 --> 02:38.158
‫کلی فیلم جمع شد.

02:38.984 --> 02:41.030
‫یه چیزی گرفتم!
‫مطمئنم یه چیزی گرفتم.

02:41.073 --> 02:42.553
‫عالیه!

02:42.945 --> 02:45.165
‫احتمالاً بتونم ازش به
‫جای طعمه استفاده کنم، بابا.

02:45.208 --> 02:46.905
‫شاید.

02:48.255 --> 02:50.866
‫ببین، این یکی کوچیکه.

02:50.909 --> 02:53.695
‫فکر می‌کنی چرا این‌قدر
‫ماهیگیری رو دوست داری؟

02:53.738 --> 02:56.132
‫نمی‌دونم، فقط عاشق...

02:56.176 --> 02:59.091
‫اون چیزهای عجیب و
‫هیجان‌انگیزِ تهِ دریام.

03:01.616 --> 03:04.619
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی چی گیرت میاد.

03:06.447 --> 03:07.709
‫نوجوان.

03:07.752 --> 03:10.886
‫و دوره نوجوانی یعنی گذروندنِ...

03:12.540 --> 03:15.020
‫یه نوجوان داره دوره
‫نوجوانی رو می‌گذرونه.

03:15.064 --> 03:17.501
‫دقیقاً همینطوره.

03:18.285 --> 03:19.460
‫که همون...

03:19.503 --> 03:20.852
‫آره، این خوبه؟

03:20.896 --> 03:22.550
‫- آره، خوبه.
‫- آره، خوبه؟

03:24.813 --> 03:28.425
‫حالا که دارم به فیلم‌های
‫اون سال‌ها نگاه می‌کنم،

03:29.078 --> 03:32.864
‫یه بخش‌هایی از چیزایی که اون زمان تو
‫زندگی‌مون اتفاق می‌افتاد رو پیدا کردم.

03:34.170 --> 03:36.128
‫اینکه تو مشغول چی بودی، و

03:36.172 --> 03:37.913
‫من مشغول چی بودم

03:37.956 --> 03:40.176
‫و چطور جفتمون داشتیم
‫به روزی که قرار بود

03:40.220 --> 03:42.831
‫تو بمیری نزدیک‌تر می‌شدیم.

03:50.230 --> 03:53.015
‫من این فیلم‌ها رو تماشا
‫می‌کنم تا هم خودم رو متقاعد کنم

03:53.058 --> 03:55.365
‫که یه روزی بودی، نفس می‌کشیدی

03:55.409 --> 04:00.109
‫و هم خودم رو متقاعد
‫کنم که دیگه نیستی.

04:04.853 --> 04:07.856
‫هفت سال از رفتنت می‌گذره.

04:08.683 --> 04:12.556
‫و هنوزم هر روز دلم
‫برات تنگ میشه.

04:28.687 --> 04:34.687
‫«بازسازی»

04:47.156 --> 04:50.290
‫این آدریانه با مامانش، مریلین.

04:50.333 --> 04:53.293
‫تو فیلمی که اسمش
‫رو گذاشتم «در پاراگوئه».

04:57.645 --> 05:00.517
‫«در پاراگوئه» به
‫موضوعات مختلفی می‌پردازه،

05:00.561 --> 05:04.521
‫مثل ویرانی‌های ناشی از
‫یه سری جنگ‌های فاجعه‌بار

05:04.565 --> 05:08.264
‫که دیکتاتورهای
‫پاراگوئه‌ای راه انداختن.

05:16.838 --> 05:20.711
‫اما بیشتر به پیچیدگی‌های
‫فرزندخواندگی از خارج از کشور می‌پردازه.

05:23.932 --> 05:28.328
‫ما تو پاراگوئه بودیم تا دخترمون،
‫ماریا رو به سرپرستی بگیریم.

05:32.726 --> 05:35.812
‫بذارش اینجا.

05:36.074 --> 05:37.206
‫یکم دیگه خاک می‌خوایم.

05:37.249 --> 05:38.773
‫یعنی بیشتر...

05:38.816 --> 05:40.340
‫آجر بیشتر.

05:42.393 --> 05:43.726
‫سنگ‌های بیشتر؟

05:43.821 --> 05:46.389
‫آخرش تو پاراگوئه به مدت سه
‫ماه در طول فرآیند فرزندخواندگی،

05:46.433 --> 05:49.523
‫بلاتکلیف گیر افتادیم.

05:49.566 --> 05:54.745
‫و دیدم دوربینم بیشتر و بیشتر
‫داره به سمت پسرم کشیده میشه.

05:57.095 --> 06:00.055
‫این یه خونه‌ی رستورانیه.

06:00.098 --> 06:02.753
‫تازشم یه تخت هم داره.

06:07.279 --> 06:09.456
‫یه دقیقه.

06:13.503 --> 06:16.245
‫چی میل دارین؟

06:16.550 --> 06:20.771
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده دارین؟

06:20.815 --> 06:23.687
‫برید اونجا بشینید.

06:23.731 --> 06:25.820
‫یه ثانیه دیگه میام اونجا.

06:27.387 --> 06:30.999
‫برای خودتون سالاد بکشین، لطفاً.

06:31.652 --> 06:34.655
‫برای خودتون سالاد بکشین.

06:37.222 --> 06:39.921
‫اومم، خوشمزه‌ست.

06:41.401 --> 06:43.968
‫حتی اون موقع هم می‌تونستم
‫ببینم که این برای من،

06:44.012 --> 06:48.190
‫یه جور دوران طلایی زندگی
‫خانوادگی و فیلم‌برداری بود.

06:56.590 --> 06:58.200
‫پسر، خیلی خوشمزه بود.

06:58.722 --> 07:00.855
‫مامان، طول می‌کشه تا اونو بخوری!

07:00.898 --> 07:02.639
‫قورتش دادم. ببخشید،
‫داشتم از گشنگی می‌مُردم.

07:02.683 --> 07:04.467
‫روده بزرگه داشت
‫روده کوچیکه رو می‌خورد.

07:04.511 --> 07:07.252
‫هی گارسون، استیک من مثل سنگ سفته!

07:07.296 --> 07:08.732
‫نه، سفت نیست.

07:09.733 --> 07:13.128
‫عاشق زنم بودم، عاشق بچه‌هام،

07:13.171 --> 07:15.957
‫و عاشق لذت و کار فیلم‌برداری از

07:16.000 --> 07:19.003
‫لحظاتی از زندگی که جلوی
‫دوربین اتفاق می‌افتادن.

07:19.321 --> 07:20.854
‫از کدوم کشور میاید؟

07:21.314 --> 07:22.834
‫آمریکا.

07:32.791 --> 07:35.425
‫قراره خیاط بشه!

07:46.074 --> 07:49.860
‫فیلم «در پاراگوئه» برای اولین
‫بار در جشنواره فیلم ونیز اکران شد.

07:51.906 --> 07:54.343
‫ونیز شروع خیلی خوبی
‫برای اکران فیلم بود.

07:54.386 --> 07:55.736
‫اما همون‌طور که معلوم شد،

07:55.779 --> 07:58.739
‫اکران‌های بعدی تا مدت
‫نامعلومی عقب افتادن...

07:58.782 --> 08:00.697
‫تا وقتی که من و همسرم
‫بتونیم با این قضیه کنار بیایم...

08:00.741 --> 08:05.702
‫که بخش دیگه‌ای از زندگی
‫خانوادگیمون رو عمومی کنیم.

08:13.536 --> 08:17.061
‫همین‌طوری هم سال‌ها طول کشیده
‫بود تا «در پاراگوئه» رو تموم کنم.

08:18.933 --> 08:21.413
‫و هرچی سال‌ها می‌گذشت،

08:21.457 --> 08:24.939
‫اوضاع توی خونه بیشتر
‫و بیشتر متشنج می‌شد.

08:31.423 --> 08:34.992
‫مریلین کاملاً روشن کرده بود که
‫دیگه ترجیح میده ازش فیلم گرفته نشه.

08:36.080 --> 08:38.648
‫و حالا که بچه‌ها هم
‫توی سن نوجوونی بودن،

08:38.692 --> 08:41.738
‫کم‌وبیش حس‌وحال کل خونه همین بود.

08:44.480 --> 08:45.829
‫ماریا؟

08:53.141 --> 08:54.490
‫میشه لطفاً بهش دست بزنم؟

08:54.534 --> 08:55.926
‫یه لحظه صبر کن، عزیزم.

08:57.362 --> 08:58.799
‫بگو چیکار کردی.

08:58.842 --> 09:00.104
‫جیش کردم.

09:00.148 --> 09:01.192
‫واقعاً؟

09:01.236 --> 09:01.758
‫آره.

09:01.802 --> 09:02.463
‫اون بالا؟

09:02.498 --> 09:03.368
‫آره.

09:03.630 --> 09:05.370
‫بذار بهش دست بزنم.

09:05.414 --> 09:06.328
‫اونجا؟

09:06.371 --> 09:07.721
‫می‌تونی به اینجاش دست بزنی.

09:07.764 --> 09:09.810
‫چی می‌بینی؟

09:09.853 --> 09:11.072
‫رنگین‌کمون.

09:11.115 --> 09:12.813
‫ رنگین‌کمون؟
‫

09:13.944 --> 09:15.337
‫ماریا؟

09:15.772 --> 09:17.208
‫صفحه چندی، عزیزم؟

09:17.252 --> 09:20.647
‫باید برم ببینم.

09:21.865 --> 09:27.392
‫یه جورایی، اون دوران طلاییِ کذاییِ
‫فیلم‌برداری از لحظات زندگی خانوادگیم

09:27.436 --> 09:30.091
‫انگار داشت به آخرش می‌رسید.

09:32.484 --> 09:35.662
‫آدریان، ازت خواستم تا فیلم‌برداریم
‫تموم نشده صدا رو کم نگه داری.

09:35.705 --> 09:37.577
‫صداش کمه دیگه.

09:39.187 --> 09:40.754
‫الان ازم فیلم نگیر.

09:40.797 --> 09:42.190
‫بابایی،

09:42.233 --> 09:43.709
‫می‌خوام برات یه کادو درست کنم!

09:43.713 --> 09:44.671
‫اوه، چه خوب.

09:44.714 --> 09:48.239
‫اسمش «تلویزیون آشپزی»ـه.

09:49.023 --> 09:50.372
‫تلویزیون آشپزی دیگه چیه؟

09:50.415 --> 09:53.070
‫از اون تلویزیون‌های خوبه،

09:53.114 --> 09:56.508
‫نه از اون بدهایی که
‫آدم رو خنگ می‌کنه.

09:56.552 --> 09:58.293
‫از اون خوب‌هاشه.

09:58.598 --> 10:00.251
‫تصویرش رو از کجا می‌بینی؟

10:00.295 --> 10:04.560
‫خب، تصویرش همین‌جا روی این کاغذه،

10:04.604 --> 10:07.215
‫ولی یه جورایی مثل نمایش عروسکیه.

10:08.259 --> 10:11.959
‫من میرم پشتش و بعدش حرف می‌زنم.

10:12.002 --> 10:14.265
‫اون‌وقت داستان شروع میشه.

10:14.309 --> 10:16.833
‫ولی آخرش باید یه
‫چیزی اونجا بنویسم.

10:22.099 --> 10:23.535
‫دوستت دارم، بابایی.

10:23.579 --> 10:25.799
‫منم دوستت دارم، عزیزم.

10:25.842 --> 10:28.236
‫خیلی نازی، بابایی.

10:28.279 --> 10:29.933
‫اینم توی فیلم میفته؟

10:29.977 --> 10:31.697
‫احتمالاً.

10:31.718 --> 10:33.328
‫چرا میگی احتمالاً؟

10:33.371 --> 10:35.330
‫بستگی داره به
‫اینکه حذفش کنم یا نه.

10:35.373 --> 10:37.027
‫- چی؟
‫- اینکه حذفش کنم یا نه.

10:37.071 --> 10:39.431
‫بستگی داره به اینکه ادیتش
‫کنم، یعنی از فیلم ببرمش یا نه.

10:39.464 --> 10:41.075
‫دلم می‌خواد نگهش داری.

10:41.118 --> 10:43.207
‫باشه، نگهش می‌دارم.

10:43.251 --> 10:44.600
‫باشه!

10:48.430 --> 10:52.129
‫تقریباً توی تمام فیلم‌هام، زندگی
‫خانوادگیم مثل لنزی بود که از طریقش

10:52.173 --> 10:55.176
‫سعی می‌کردم دنیای
‫اطرافم رو درک کنم.

10:57.047 --> 11:00.181
‫در واقع، تکیه‌کلام
‫محبوب مادرم این بود:

11:00.224 --> 11:03.575
‫همه‌چیز با خانواده شروع
‫میشه و با خانواده تموم میشه.

11:06.013 --> 11:08.319
‫اما با اینکه بچه‌هام عاشق این
‫بودن که ازشون فیلم گرفته بشه،

11:08.363 --> 11:10.844
‫و منم عاشق
‫فیلم‌برداری ازشون بودم،

11:10.887 --> 11:13.890
‫ظاهراً دیگه بس‌شون بود.

11:28.949 --> 11:31.995
‫مطمئن نبودم از اینجا
‫به بعد باید چیکار کنم.

11:32.039 --> 11:34.606
‫تا اینکه یه تماس تلفنی دریافت کردم.

11:35.857 --> 11:37.537
‫راه‌پیمایی شرمن (1986)
‫(از همین کارگردان)

11:37.958 --> 11:39.176
‫ولی باید سر و صدا نکنم

11:39.220 --> 11:41.526
‫چون بابام طبقه بالا خوابیده.

11:43.528 --> 11:45.617
‫می‌دونی، فکر کنم همین الانشم
‫به اندازه‌ی کافی به جدی بودن...

11:45.661 --> 11:49.186
‫و اعتبارِ این پروژه‌م شک
‫داره؛ دیگه وای به حال اینکه...

11:49.230 --> 11:52.276
‫منو با این سر و وضع ببینه که نشستم...

11:52.320 --> 11:54.931
‫دارم با دوربین خودم حرف می‌زنم.

11:55.671 --> 11:56.367
‫سلام آبجی.

11:56.411 --> 11:57.978
‫ سلام!
‫

11:58.021 --> 11:58.892
‫بابا کجاست؟

11:58.935 --> 12:00.284
‫اوه، اون عقب‌عقب‌هاست.

12:00.894 --> 12:02.765
‫تماس از طرف یه
‫تهیه‌کننده هالیوودی بود

12:02.809 --> 12:06.334
‫که علاقه‌مند بود یکی از
‫مستندهام رو بازسازی کنه

12:06.377 --> 12:08.075
‫و از روش یه فیلم داستانی بسازه.

12:10.947 --> 12:13.994
‫من فیلم «راه‌پیمایی شرمن» رو
‫اواسط دهه سی زندگیم ساختم،

12:14.037 --> 12:16.779
‫زمانی که هنوز مجرد
‫بودم و خانواده و دوستام

12:16.823 --> 12:20.348
‫کم‌کم داشتند نگران
‫مجرد موندنم، می‌شدن.

12:23.177 --> 12:23.960
‫سلام، ددی.

12:24.004 --> 12:25.353
‫سلام، از دیدنت خوشحالم.

12:25.396 --> 12:26.872
‫- منم از دیدنت خوشحالم.
‫

12:26.876 --> 12:28.831
‫چارلین حداقلش اینه که
‫خیلی درباره‌ت حرف زده.

12:28.835 --> 12:30.575
‫اوه، و همین‌طور درباره تو.

12:30.619 --> 12:33.100
‫میشه تمومش کنی؟ میشه تمومش کنی؟

12:34.405 --> 12:35.580
‫به اون لنز دست نزن.

12:35.624 --> 12:37.452
‫دست خودم نیست، باید
‫بهش دست بزنم. خاموشش کن!

12:37.495 --> 12:40.368
‫این موضوع مهمیه. این
‫هنر نیست، این زندگیه!

12:40.411 --> 12:42.022
‫خیلی‌خب.

12:44.633 --> 12:48.637
‫«راه‌پیمایی شرمن» فیلمی بود که توش جایگاه
‫خودم رو به عنوان یه فیلمساز پیدا کردم،

12:48.680 --> 12:52.772
‫با این تصمیم که از اتفاقاتی که
‫تو زندگی خودم می‌افتاد فیلم بگیرم.

12:57.689 --> 13:00.040
‫من تو یه خونواده‌ی پزشک بزرگ شدم.

13:00.083 --> 13:02.999
‫پدربزرگ، پدر و برادر.

13:09.092 --> 13:13.618
‫و اوایل، روش فیلمسازی من
‫براشون یه کم عجیب به نظر می‌رسید.

13:15.707 --> 13:18.493
‫خوشحال میشم اگه شر این
‫چشم گنده از اینجا کنده بشه.

13:19.015 --> 13:21.975
‫اما بالاخره بهش عادت کردند.

13:28.808 --> 13:31.854
‫ساختن «راه‌پیمایی شرمن»
‫یه ماجراجویی بود،

13:31.898 --> 13:35.815
‫یه فیلم جاده‌ای، که توش
‫نمی‌دونستم جاده من رو به کجا می‌بره.

13:36.772 --> 13:39.557
‫ولی خب موفق شدم تو طول
‫مسیر با چند تا زن آشنا بشم.

13:44.911 --> 13:48.131
‫حالا که پیشنهادی برای بازسازی
‫«راه‌پیمایی شرمن» مطرح شده بود،

13:48.175 --> 13:51.482
‫یه جورایی نسبت به فیلمم
‫احساس مالکیت و حساسیت داشتم.

13:51.526 --> 13:55.399
‫تصمیم گرفتم با کسایی که یه جورایی
‫مشاورهای مورد اعتمادم بودند مشورت کنم،

13:55.443 --> 13:57.053
‫یعنی برادر و خواهرم.

13:58.185 --> 14:00.970
‫به نظرم فیلم فوق‌العاده‌ایه،

14:01.014 --> 14:03.494
‫و فکر کنم حقش بود که
‫روی پرده بزرگ سینما بره.

14:03.538 --> 14:05.105
‫روی پرده بزرگ بود...

14:05.148 --> 14:06.323
‫یه پرده بزرگتر.

14:06.367 --> 14:08.717
‫مگه یه فیلم می‌تونه دو بار شکست بخوره؟

14:10.458 --> 14:13.026
‫تامی، مودب باش!

14:13.069 --> 14:15.593
‫به نظرم ایده خیلی بدیه.

14:15.637 --> 14:17.204
‫واقعاً؟

14:17.247 --> 14:19.206
‫واقعاً این‌طوری فکر می‌کنی؟

14:19.249 --> 14:21.077
‫بستگی داره به...

14:21.121 --> 14:23.558
‫به این‌که طرف با فیلم چیکار می‌کنه؟

14:23.601 --> 14:24.994
‫خب، این نگرانی منم هست.

14:25.038 --> 14:26.561
‫می‌تونه یه فیلم خوب بسازه؟

14:26.604 --> 14:28.780
‫ولی اگه یه جورایی روش
‫کنترل داشته باشی

14:28.824 --> 14:30.430
‫و اونا بگن که قراره یکی
‫از تهیه‌کننده‌ها باشی،

14:30.434 --> 14:31.827
‫اون‌وقت شاید جواب بده.

14:33.524 --> 14:37.267
‫آره، این حرف خیلی هوشمندانه‌ای
‫بود که برادرم الان زد.

14:37.311 --> 14:38.094
‫خب، من دکترم.

14:38.138 --> 14:39.226
‫اون دکتره...

14:39.269 --> 14:40.005
‫- چه انتظاری داری؟
‫- اون دکتره...

14:40.009 --> 14:41.619
‫من حامی حقوق حیواناتم.

14:41.663 --> 14:44.666
‫من جونورای وحشی رو رام می‌کنم!

14:46.189 --> 14:48.409
‫آره، من با حیوونا کار می‌کنم.

14:50.977 --> 14:53.370
‫خب چطوری می‌خوای این
‫یارو رو کنترل کنی؟

14:54.545 --> 15:00.247
‫که یه وقت تو یه روز جمعه نقد
‫فیلم نیویورک تایمز رو نخونم

15:00.290 --> 15:04.425
‫که توش نوشته باشه:
‫«راس مک‌الوی روح خود را به حراج گذاشت.»

15:04.904 --> 15:06.122
‫یه ستاره.

15:06.166 --> 15:07.907
‫یه ستاره و نصفی...

15:07.950 --> 15:09.517
‫شاید.

15:09.560 --> 15:11.562
‫خب، اونا اجازه میدن
‫منم یه نظراتی بدم.

15:11.606 --> 15:15.305
‫اونا می‌خوان توی نوشتن
‫فیلم‌نامه از نظرات من استفاده کنن.

15:15.349 --> 15:16.741
‫خب، این‌طوری که خوبه.

15:16.785 --> 15:19.266
‫آره، راستش اصلاً فکر نمی‌کنم
‫ایده‌ی روشنی داشته باشن

15:19.309 --> 15:20.745
‫از اینکه چطوری قراره انجامش بدن؟

15:20.789 --> 15:22.399
‫من واقعاً فکر می‌کنم اگه
‫تصمیم بگیری انجامش ندی،

15:22.443 --> 15:24.967
‫بعداً تا ابد به خودت و
‫این تصمیمت شک می‌کنی.

15:25.620 --> 15:26.900
‫خب، من دارم قدم اول رو برمی‌دارم.

15:26.926 --> 15:28.405
‫چی؟

15:28.449 --> 15:29.446
‫دارم قدم اول رو برمی‌دارم،
‫ببینیم چی میشه...

15:29.450 --> 15:31.931
‫به نظرم فکر خوبیه.

15:34.411 --> 15:36.370
‫رفتم لس آنجلس.

15:36.413 --> 15:39.590
‫یه جلسه برام ترتیب داده شده
‫بود تا با «استیو کار» صحبت کنم،

15:39.634 --> 15:43.464
‫کارگردان یه سری
‫کمدی‌های تجاری موفق.

15:44.334 --> 15:46.510
‫اولین بار کی «راه‌پیمایی شرمن»
‫رو دیدی؟

15:46.554 --> 15:50.384
‫زمانیکه اولین باری از پی‌بی‌اس
‫پخش شد، من نیویورک زندگی می‌کردم،

15:50.427 --> 15:53.474
‫و از کانال سیزده پخش شد، که یکی از
‫شبکه‌های محلی پی‌بی‌اس تو نیویورکه.

15:53.517 --> 15:54.388
‫آره.

15:54.431 --> 15:55.824
‫و فکر کنم منتظر بودم تا

15:55.867 --> 15:58.044
‫«سیرک پرنده مانتی پایتون» شروع بشه،

15:58.087 --> 16:00.307
‫و اتفاقی به این برخوردم.

16:00.350 --> 16:05.573
‫و یادمه مامانم هم
‫داشت تماشاش می‌کرد.

16:05.616 --> 16:08.141
‫درست از همون اولش دیدمش

16:08.184 --> 16:11.361
‫و من رو جذب خودش کرد.

16:13.276 --> 16:17.454
‫فکر می‌کنی هیچ‌کدوم از اینا
‫واقعاً ربطی به سبک زندگیت داره؟

16:18.542 --> 16:20.501
‫طرز لباس پوشیدنت، طرز زندگیت؟

16:24.200 --> 16:27.116
‫و اون دنیایی بود که
‫تا حالا ندیده بودم.

16:27.160 --> 16:30.598
‫شخصیت‌ها انگار یکی پس از دیگری

16:30.641 --> 16:33.731
‫برام جذاب‌تر و جذاب‌تر می‌شدن.

16:39.824 --> 16:43.698
‫و بعدش همون‌طور که جذب
‫دوست‌داشتنی بودنِ تو و این مسیر شدم...

16:44.612 --> 16:47.441
‫تو ۱۶ فوریه ۱۸۶۵،

16:47.484 --> 16:50.487
‫نیروهای شرمن اینجا در سواحل
‫رودخونه کنگاری جمع شدن.

16:50.879 --> 16:54.274
‫این فرصت رو پیدا کردم
‫که چند باری ببینمش.

16:54.317 --> 16:57.233
‫و بعدش همیشه تو ذهنم
‫موند و همیشه دوسش داشتم،

16:57.277 --> 16:59.322
‫و سال‌های سال ندیدمش،

16:59.366 --> 17:01.933
‫ولی همیشه یادم بود و با
‫دوستام درباره‌ش حرف می‌زدم.

17:01.977 --> 17:04.675
‫بعدش وقتی من و
‫جیسون با هم آشنا شدیم،

17:04.719 --> 17:08.070
‫همیشه ایده‌ای تو ذهنم داشتم...

17:08.114 --> 17:09.985
‫از فیلمی که می‌شد از دل این کار درآورد؛

17:10.029 --> 17:14.120
‫ایده‌ای که تو اون تمام اجزای
‫مستندی که دیده بودم و

17:14.163 --> 17:15.556
‫برام عمیقاً ارزشمند بود، حفظ شده بود.

17:15.599 --> 17:19.255
‫و حالا تجربه‌ای که از
‫فیلم‌سازی واقعی دارم،

17:19.299 --> 17:22.084
‫و اینکه چطور داستان ساخته
‫شدن یه فیلم رو تعریف کنم.

17:22.128 --> 17:24.086
‫از مجرد بودنت حوصله‌م سر رفته.

17:24.130 --> 17:27.089
‫خب، تلاش‌هایی برای درست
‫کردن این وضعیت کردم.

17:27.133 --> 17:30.136
‫آره، خب ببین، اون یکی مسئله
‫کسل‌کننده هم همینه، "شکست".

17:30.179 --> 17:31.441
‫وقتشه که دست به کار بشی.

17:31.485 --> 17:33.530
‫تو این مسیر عرضه کافی نداشتی،

17:33.574 --> 17:35.445
‫واسه همین خودم باید
‫دست به کار بشم.

17:35.489 --> 17:36.751
‫مجبورم.

17:36.794 --> 17:38.753
‫ببین، حالا چارلین می‌خواد
‫امی آدامز نقشش رو بازی کنه.

17:39.536 --> 17:41.234
‫آره، اون عالیه.

17:41.277 --> 17:42.583
‫اتفاقاً تو لیست ما هم هست.

17:42.626 --> 17:43.366
‫واقعاً هست؟

17:43.410 --> 17:44.454
‫- آره.
‫- واقعاً هست؟

17:44.498 --> 17:46.152
‫اتفاقاً تو لیست ما هست واسه...

17:46.891 --> 17:48.458
‫تقریباً تو تک‌تک لیست‌های ما هست.

17:48.502 --> 17:49.325
‫آره، آره، تقریباً تو
‫تک‌تک لیست‌های ما هست.

17:49.329 --> 17:49.990
‫اون عالیه.

17:50.025 --> 17:51.418
‫وای خدای من، بهترینه.

17:53.768 --> 17:57.293
‫پسرم، آدریان، ازم خواست به
‫استیو و تیمش یه فرصت بدم

17:57.337 --> 18:00.514
‫تا فیلم قدیمی من رو به
‫یه اثر داستانی تبدیل کنن.

18:01.384 --> 18:03.734
‫این یه جورایی شوخی
‫همیشگی بین ما بود.

18:04.431 --> 18:06.389
‫می‌گفت:

18:06.433 --> 18:09.392
‫«مستندهات رو دوست دارم بابا،
‫ولی وقتشه یه فیلم واقعی بسازی.»

18:11.090 --> 18:13.135
‫اون داشت بیشتر و
‫بیشتر علاقه‌مند می‌شد به

18:13.179 --> 18:15.529
‫فیلم‌سازی به عنوان
‫یه شغل احتمالی.

18:17.139 --> 18:18.923
‫و به ذهنم رسید که شاید

18:18.967 --> 18:23.058
‫بازسازی «راه‌پیمایی شرمن»
‫بتونه راهی رو براش باز کنه

18:23.102 --> 18:26.757
‫تا وارد دنیای چیزی بشه که خودش
‫بهش می‌گفت «فیلم‌های واقعی».

18:26.781 --> 18:28.781
«استیون اسپیلبرگ»

18:31.371 --> 18:33.938
‫تو چشمیِ دوربین تصویر خوب به نظر میاد؟

18:33.982 --> 18:35.549
‫همینه که هست، بابا.

18:35.592 --> 18:37.812
‫همینه که هست...

18:37.855 --> 18:41.685
‫این یه نمای ثابته که
‫خودت انتخابش کردی.

18:43.165 --> 18:46.125
‫بالاخره موافقت کردم که حق
‫امتیاز «راه‌پیمایی شرمن» رو بفروشم.

18:46.168 --> 18:49.954
‫و در عوض، حق ساخت یه
‫مستند جدید رو به دست آوردم.

18:49.998 --> 18:53.175
‫در مورد بازسازی
‫خیالی مستند قدیمیم.

18:55.917 --> 18:59.616
‫از آدریان پرسیدم که دوست داره از باباش
‫موقع امضای قرارداد فیلم بگیره یا نه.

19:02.489 --> 19:04.186
‫میگم که،

19:04.230 --> 19:06.710
‫تعجب می‌کنم که حداقل یه زوم
‫آروم یا یه همچین چیزی نمی‌خوای.

19:07.581 --> 19:09.148
‫برو جلو و یه زوم آروم انجام بده.

19:09.191 --> 19:12.238
‫خب، بذار اینو امضا کنم، بعدش
‫می‌تونی یه زوم آروم انجام بدی.

19:12.281 --> 19:14.279
‫اینکه دوربین همین‌طوری روشن باشه
‫خسته‌کننده‌ست، اینجور نماها رو وقتی می‌تونی بگیری که

19:14.283 --> 19:16.416
‫داری از خودت فیلم می‌گیری.

19:16.459 --> 19:19.723
‫نکته داشتن فیلمبردار
‫اینه که، واقعاً می‌تونی...

19:20.942 --> 19:23.684
‫یه نمای جذاب‌تر بگیری.

19:23.727 --> 19:25.986
‫خیلی خب، دوربین رو از روی
‫سه‌پایه بردار و یه نمای جذاب‌تر...

19:25.990 --> 19:27.644
‫نمی‌خوام از روی سه‌پایه بردارمش.

19:27.688 --> 19:28.641
‫خب، سه‌پایه رو جابه‌جا کن.
‫نمی‌خوام از روی سه‌پایه بردارمش.

19:28.645 --> 19:30.038
‫- خب، سه‌پایه رو جابه‌جا کن.
‫- باشه.

19:39.526 --> 19:40.831
‫خیلی عجیبه.

19:40.875 --> 19:43.878
‫باورم نمیشه. خیلی عجیبه.

19:44.270 --> 19:48.230
‫طنز ماجرا اینجاست که «راه‌پیمایی شرمن»
‫قراره توسط کس دیگه‌ای ساخته بشه.

19:48.622 --> 19:51.494
‫کی این تصمیم رو گرفته؟

19:51.538 --> 19:53.322
‫و چطور می‌تونیم از
‫دستش فرار کنیم؟

19:53.366 --> 19:55.803
‫نه، نمی‌خوام از دستش فرار
‫کنم. می‌خوام موفق بشه.

19:55.846 --> 20:00.111
‫فکر کنم، می‌دونی، اگه بتونه یه
‫فیلم داستانی مستقل واقعاً خوب

20:00.155 --> 20:02.549
‫از روی «راه‌پیمایی شرمن» بسازه،

20:03.245 --> 20:04.464
‫خیلی خوشحال میشم.

20:04.507 --> 20:06.901
‫فقط دقیقاً نمی‌دونم
‫چطور ممکنه انجام بشه.

20:06.944 --> 20:09.382
‫منظورم اینه که، دارم میگم
‫من جایگزین‌شدنی نیستم

20:09.425 --> 20:11.035
‫تو هم همین‌طور.

20:11.079 --> 20:14.691
‫و دیدن تلاش بقیه برای
‫این کار، خیلی خنده‌دار خواهد بود.

20:15.953 --> 20:18.782
‫چارلین سوانزی یکی از
‫قدیمی‌ترین دوستامه.

20:19.827 --> 20:24.614
‫توی دبیرستان وقتی داشت یه کارگاه
‫شعر برگزار می‌کرد باهاش آشنا شدم.

20:25.311 --> 20:30.054
‫می‌دونی، من از اون افتضاح
‫«ازرا پاوند» یه درس گرفتم،

20:30.098 --> 20:32.405
‫اونم این بود که اصلاً
‫لعنتی اهمیتی نداشت.

20:32.448 --> 20:35.930
‫منظورم اینه که، اصلاً مهم
‫نبود ازرا پاوند چی فکر می‌کنه.

20:37.552 --> 20:39.158
‫زمان نامحدود (1993)
‫(از همین کارگردان)

20:39.673 --> 20:42.328
‫چارلین توی خیلی
‫از لحظات مهم زندگی

20:42.371 --> 20:44.591
‫خانوادگیم کنارم بوده.

20:49.900 --> 20:52.686
‫آدریان، سلام عزیزم!

21:00.302 --> 21:02.130
‫این بچه یه جورایی...

21:02.173 --> 21:04.263
‫این بچه خیلی باهوشه!

21:04.306 --> 21:06.526
‫یه کم دور و بر دوربین بوده.

21:06.569 --> 21:08.745
‫باهوش بودنش به خاطر اون نیست،

21:08.789 --> 21:11.052
‫دور و بر دوربین بودن
‫آدم رو احمق می‌کنه!

21:11.748 --> 21:14.055
‫این بچه باهوشه.

21:16.187 --> 21:21.628
‫خب، هشتم آگوست
‫میام، و اگه نیومدم

21:21.671 --> 21:25.284
‫به خاطر اینه که
‫اون‌قدر دارو مصرف کردم

21:25.327 --> 21:28.896
‫که واقعاً مغزم نمی‌کشه از
‫الان برای جلوتر برنامه بریزم.

21:28.939 --> 21:33.857
‫و بدم میاد اون تست‌هایی که قراره
‫در مورد حافظه ازم بگیری رو انجام بدم

21:33.901 --> 21:35.729
‫وقتی حتی اسم خودم رو یادم نمیاد،

21:35.772 --> 21:39.646
‫چه برسه به سوالاتی
‫که قراره ازم بپرسی.

21:39.689 --> 21:42.736
‫اونا دارن...

21:43.780 --> 21:46.174
‫آدم‌های پیر رو...

21:46.217 --> 21:48.002
‫در مورد اینکه...

21:48.045 --> 21:50.221
‫خاطراتشون چقدر دقیقه، تست می‌کنن.

21:50.265 --> 21:54.530
‫ولی این بخشی از یه
‫مطالعه علمی و داده‌محوره.

21:54.574 --> 21:56.532
‫خیلی طولانیه... حتی اسم هم داره.

21:56.576 --> 21:58.665
‫اسمش یادم نمیاد.

21:58.708 --> 22:00.449
‫چون برام مهم نبود.

22:01.494 --> 22:04.975
‫و معمولاً این‌طوریه که چیزایی
‫که برات مهمه رو یادت می‌مونه.

22:05.019 --> 22:05.889
‫به هر حال.

22:06.412 --> 22:09.893
‫چی ازم پرسیدی؟

22:11.417 --> 22:13.549
‫حافظه‌ت چطوره، چارلین؟
‫حالا که حرف از حافظه شد.

22:13.593 --> 22:18.119
‫نمی‌دونم، خیلی پیچیده‌ست،
‫مثل کندوی عسله.

22:18.859 --> 22:20.861
‫ولی به نظرت

22:20.904 --> 22:23.777
‫حافظه کوتاه‌مدتت با بالا
‫رفتن سن خوب کار می‌کنه؟

22:23.820 --> 22:24.952
‫نه، معلومه که نه.

22:24.995 --> 22:26.214
‫- ای بابا.
‫- نه، معلومه که نه.

22:26.257 --> 22:30.044
‫من می‌تونم تیکه‌های
‫عجیبی از داستان‌ها

22:30.087 --> 22:33.526
‫و چیزهایی درباره

22:33.569 --> 22:36.355
‫چیزهایی که درباره تو
‫یادمه رو به یاد بیارم.

22:37.094 --> 22:40.097
‫همین‌طوری یهو میان تو ذهنم.

22:42.578 --> 22:44.928
‫نمی‌دونم، حافظه این‌طوریه، فقط

22:44.972 --> 22:47.061
‫منو غافلگیر می‌کنه.

22:55.330 --> 22:56.505
‫داری فیلم می‌گیری؟

22:57.288 --> 22:58.289
‫داره ضبط می‌کنه؟

22:58.333 --> 23:00.291
‫- آره.
‫- داره ضبط می‌کنه؟

23:01.858 --> 23:04.861
‫آفرین، آفرین!

23:05.775 --> 23:08.169
‫آفرین، آفرین!

23:16.525 --> 23:20.442
‫حالا که به این نگاه می‌کنم،
‫به نظرم هنوزم زنده‌ای...

23:21.835 --> 23:25.882
‫در نوعی «نیم‌زندگی» که حالا
‫شده تنها تصویری که از تو مونده.

23:30.278 --> 23:32.846
‫منظورم اینه که تو اینجا
‫توی این فیلم زنده‌ای،

23:32.889 --> 23:36.023
‫ولی توی دنیای
‫واقعی... دیگه نیستی.

23:41.681 --> 23:44.727
‫آدریان، جای مورد علاقه‌ای
‫که با هم رفتیم کجا بوده؟

23:45.467 --> 23:46.860
‫مونیخ چی؟

23:46.903 --> 23:48.601
‫خب، اونجا خوب بود.

23:48.644 --> 23:50.429
‫فقط یه روز اونجا بودیم.

23:51.821 --> 23:53.214
‫من بودم؟

23:53.257 --> 23:54.563
‫جشنواره فیلم مونیخ؟

23:54.607 --> 23:55.999
‫درسته، یادت نیست؟

23:56.043 --> 23:59.089
‫و همون‌جا بود که
‫فیلم اشکال پیدا کرد.

23:59.133 --> 24:01.222
‫درسته.

24:01.265 --> 24:05.052
‫همه چی قاطی‌پاتی شد چون شماره‌های
‫اشتباهی روی حلقه‌های نگاتیو فیلم زده بودن.

24:05.095 --> 24:06.575
‫وقتی این کارو می‌کنی چی میشه؟

24:06.619 --> 24:09.622
‫خب، مردم نمی‌فهمن
‫کدوم حلقه فیلم اوله.

24:10.579 --> 24:16.585
‫چون اگه اینجا شماره دو بذاری
‫و آخرش شماره یک، چی میشه؟

24:18.674 --> 24:20.415
‫دقیقاً همین اتفاق افتاد.

24:20.459 --> 24:23.505
‫و کلی طول کشید تا
‫حلقه‌ها رو درست کنن.

24:28.205 --> 24:31.600
‫داستانی که فکر می‌کردم دارم
‫با فیلم‌سازی‌ام تعریف می‌کنم،

24:32.601 --> 24:35.343
‫داستان زندگی‌هایی که
‫تو دهه‌ها جریان داشته.

24:36.170 --> 24:37.998
‫حالا از هم گسیخته‌ست.

24:40.566 --> 24:42.350
‫گیج‌کننده.

24:48.095 --> 24:50.271
‫حلقه‌های فیلم همه‌شون جابه‌جا شدن.

24:53.622 --> 24:55.842
‫اول، یه پدر هست،

24:55.885 --> 24:58.888
‫و اون یه پسر داره، من.

25:02.370 --> 25:04.851
‫ولی بعدش همه چی
‫از اول شروع میشه.

25:04.894 --> 25:09.333
‫حالا من پدرم. و یه پسر دارم، اونم تویی.

25:15.992 --> 25:20.127
‫ولی یه چیزی خراب میشه، یه چیزی
‫خلاف جریان فیلمنامه پیش میاد.

25:26.481 --> 25:29.005
‫و بعد یهو تو دیگه نیستی.

25:30.659 --> 25:32.182
‫صحنه عروسی رو دوست داشتی؟

25:32.226 --> 25:34.010
‫آره، عاشق اون قسمتم.

25:34.054 --> 25:35.577
‫اون قسمت مورد علاقه‌ته؟

25:35.621 --> 25:37.053
‫عاشق وقتی‌ام که ازدواج می‌کنی.

25:37.057 --> 25:39.189
‫با مامان.

25:40.408 --> 25:43.367
‫فکر می‌کنی ممکنه
‫یه روز بخوای ازدواج کنی؟

25:43.411 --> 25:46.240
‫با تو، بابایی و مامان.

25:46.283 --> 25:48.068
‫فقط با مامان یا بابایی؟

25:49.504 --> 25:51.375
‫مامان و بابایی.

25:51.941 --> 25:54.074
‫فقط مامان و بابایی. ♥

26:00.297 --> 26:02.299
‫آره، تو رفتی.

26:03.257 --> 26:05.825
‫البته که نرفتی.

26:05.868 --> 26:08.567
‫نه کاملاً.

26:10.481 --> 26:11.700
‫چون من هنوز تمام این

26:11.744 --> 26:15.486
‫لحظاتی که باهات ثبت
‫کردم رو روی فیلم دارم.

26:17.401 --> 26:19.621
‫آدریان،

26:19.665 --> 26:22.406
‫می‌دونم فکر می‌کنی باید برای
‫یه پروداکشن هالیوودی کار کنم.

26:22.450 --> 26:23.625
‫ولی می‌تونی، واسه همینه که...

26:24.583 --> 26:25.714
‫من سر در نمیارم.

26:27.542 --> 26:29.283
‫مثل کاری که «استیو کار» می‌کنه،

26:29.631 --> 26:31.894
‫اون اول روی فیلم‌های
‫پول‌ساز کار می‌کنه.

26:31.938 --> 26:35.332
‫بعدش وقت داره هر کاری
‫که دوست داره انجام بده.

26:35.376 --> 26:37.683
‫لازم نیست نگران پول باشه.

26:37.726 --> 26:40.424
‫پس می‌خوای من بیشتر
‫شبیه «استیو کار» باشم؟

26:42.252 --> 26:44.298
‫آدریان، من دارم سعی می‌کنم فیلما
‫رو اون‌جوری که خودم می‌خوام بسازم.

26:44.341 --> 26:46.300
‫آره، ولی...

26:46.866 --> 26:49.129
‫همیشه که همه‌چی بابِ
‫میل آدم پیش نمی‌ره.

26:49.172 --> 26:50.565
‫درست مثل همون حرفی که خودت بهم می‌زدی؛

26:50.609 --> 26:51.958
‫نمی‌تونی، می‌دونی...

26:53.176 --> 26:54.787
‫نمی‌شه یهو از اون
‫بالا بالاها شروع کرد.

26:54.830 --> 26:57.093
‫شاید لازم باشه یه مدت واسه این و
‫اون پادویی کنی و قهوه دستشون بدی.

26:57.137 --> 27:01.968
‫یا پرونده‌ها رو بایگانی کنی و تو
‫کانکس عوامل دنبال خُرده‌کاری‌های بقیه بدویی.

27:02.011 --> 27:05.580
‫حداقل تا چند سال قبل از
‫اینکه حتی کار مهمی انجام بدی.

27:05.624 --> 27:07.304
‫و خیلی از آدم‌ها همچین
‫کارهایی می‌کنن.

27:07.321 --> 27:09.628
‫پس نمی‌فهمم چرا تو خودت
‫رو بالاتر از این‌ها می‌بینی.

27:10.411 --> 27:12.543
‫ولی من این کار رو کردم.
‫شغلم رو این‌طوری شروع کردم.

27:12.587 --> 27:14.676
‫و موفق هم بودی، ولی دارم میگم،

27:14.720 --> 27:17.113
‫چرا چند تا فیلم
‫پرفروش اینجا نمی‌سازی؟

27:17.157 --> 27:19.681
‫ای بابا، آدریان، این‌طور نیست که من بتونم
‫همین‌طوری انتخاب کنم که یه کار معروف...

27:19.725 --> 27:22.684
‫بهت پیشنهاد شده بود
‫که برای جگوار تبلیغ بسازی

27:22.728 --> 27:24.425
‫و تو ردشون کردی.

27:24.468 --> 27:25.814
‫خب، اون مال سال‌ها
‫پیش بود، آدریان.

27:25.818 --> 27:26.902
‫چرا باید همچین چیزی رو رد کنی؟

27:26.906 --> 27:28.077
‫اصلاً برام منطقی نیست.

27:28.081 --> 27:29.687
‫چون نمی‌خواستم تبلیغات
‫تلویزیونی بسازم.

27:29.691 --> 27:31.693
‫ولی همیشه هم قرار نیست همه‌چی
‫اون‌جوری باشه که تو دلت می‌خواد.

27:31.737 --> 27:35.697
‫تو موقعیت خیلی خوبی داری، این
‫طرز فکر واقعاً از سرِ شکم‌سیریه.

27:41.224 --> 27:42.791
‫باید از سر راه برمیداشتمش.

27:47.143 --> 27:48.710
‫اوه لعنتی؛

27:48.754 --> 27:51.757
‫بهت که گفته بودم، اون
‫فجیع‌ترین مدل زمین‌خوردنم بود!

27:52.235 --> 27:54.020
‫آره، کارت عالی بود آدریان.

27:56.936 --> 27:58.024
‫و تمــــــام...

27:58.067 --> 28:00.679
‫داشتم می‌زدم تو صورتت.

28:01.331 --> 28:04.770
‫می‌خوام یه کار بزرگ
‫بکنم، و قرار نیست...

28:06.075 --> 28:08.338
‫قرار نیست از طریق مدرک باشه.

28:08.382 --> 28:11.211
‫نمی‌خوام با مدرک ادبیات انگلیسی
‫یا فیلم‌سازی فارغ‌التحصیل بشم

28:11.254 --> 28:13.039
‫و این کار و اون
‫کار رو انجام بدم.

28:13.082 --> 28:17.783
‫مثلاً خیلی دوست دارم برای اچ‌بی‌او
‫کار کنم، یا یه دوره کارآموزی برای...

28:17.826 --> 28:20.873
‫«استیو کار» بگیرم و حسابی
‫درگیر اون پروژه بشم، و بعد

28:20.916 --> 28:23.963
‫شاید واقعاً ازم خوششون
‫بیاد و یه پله ارتقا پیدا کنم

28:24.006 --> 28:25.355
‫و بعد یه پله دیگه.

28:25.399 --> 28:29.272
‫می‌دونی، اینجوری پیش
‫میره، اینو می‌فهمم.

28:30.056 --> 28:33.973
‫ولی فکر کنم مسیر من
‫از طریق کتابی باشه که

28:34.016 --> 28:36.236
‫مدت‌هاست دارم سعی می‌کنم بنویسم.

28:36.279 --> 28:38.412
‫بر اساس زندگی و
‫تجربه‌هام نوشته شده،

28:38.455 --> 28:41.458
‫و کلی تجربه‌های مسخره داشتم.

28:42.329 --> 28:45.245
‫مگه روی فیلمنامه‌ای بر
‫اساس اون رمان کار نمی‌کردی؟

28:45.288 --> 28:46.550
‫آره.

28:46.594 --> 28:48.596
‫ولی خب، ضمناً...

28:48.639 --> 28:52.339
‫یه شرکت راه انداختم به

28:52.382 --> 28:54.602
‫بالا اومده، یه سر بهش بزن.

28:54.645 --> 28:58.214
‫فعلاً که اساساً یه وبلاگ موسیقیه.

28:59.433 --> 29:04.917
‫ولی هدف نهاییم اینه که یه
‫خط تولید تیشرت داشته باشم.

29:04.960 --> 29:08.572
‫بازم یه چیز دیگه که
‫دارم پشت گوش می‌ندازم.

29:10.800 --> 29:13.800
[آدریان‌ مک‌الوی دات کام]
«راهکارهای چندرسانه‌ای و بازاریابی»

29:15.405 --> 29:20.715
‫تو اون مقطع، آدریان داشت پروژه‌های
‫مختلفی رو در زمینه‌های مختلف دنبال می‌کرد،

29:20.759 --> 29:24.240
‫اما به نظر می‌رسید تقریباً
‫همه‌شون به فیلم‌سازی برمی‌گردن.

29:25.413 --> 29:27.639
‫تصویربردار: آدریان

29:46.654 --> 29:47.655
‫چی؟

29:47.698 --> 29:48.308
‫سلام.

29:48.351 --> 29:49.526
‫سلام.

29:49.788 --> 29:50.832
‫می‌تونم تماشات کنم؟

29:50.876 --> 29:51.920
‫آره، حتماً.

30:02.975 --> 30:03.802
‫چی؟

30:03.845 --> 30:05.064
‫گفتی چند سالته؟

30:05.107 --> 30:06.108
‫من؟

30:06.152 --> 30:07.283
‫هشت سالمه.

30:07.327 --> 30:08.676
‫آره، خواهر من نه سالشه.

30:08.719 --> 30:10.678
‫جدی؟ منم دارم نه ساله میشم.

30:10.721 --> 30:11.287
‫واقعاً؟

30:11.331 --> 30:12.114
‫آره.

30:12.941 --> 30:14.551
‫پس کلاس اولی؟

30:14.900 --> 30:15.770
‫چی؟

30:15.814 --> 30:16.205
‫پس کلاس اولی دیگه؟

30:16.249 --> 30:16.771
‫نه!

30:16.815 --> 30:18.120
‫منظورم اینه که، دوم!

30:18.599 --> 30:19.426
‫سوم؟

30:19.609 --> 30:21.802
‫چی؟ خیلی خب، پس یه
‫کلاس پایین‌تره دیگه.

30:22.995 --> 30:23.909
‫اوه!

30:24.823 --> 30:26.302
‫باید مراقب باشی.

30:26.346 --> 30:27.651
‫می‌دونم. باشه.

30:27.695 --> 30:29.566
‫نمی‌تونم درست انجامش بدم ولی،
‫تو فقط اینطوری انجامش میدی...

30:30.829 --> 30:32.787
‫وقتی همه وسایل محافظتم رو دارم،

30:32.831 --> 30:34.963
‫اینطوری انجامش میدی، اینطوری...

30:35.007 --> 30:35.877
‫آره.

30:35.921 --> 30:37.444
‫اینطوری، اینطوری. آره.

30:37.487 --> 30:39.228
‫و بعد می‌تونم اینطوری بچرخونمش.

30:39.272 --> 30:40.142
‫خیلی خفنه.

30:40.186 --> 30:41.622
‫آره.

30:44.930 --> 30:46.845
‫اینطوری.

31:14.089 --> 31:14.960
‫اوه، ببخشید.

31:15.003 --> 31:16.004
‫اشکالی نداره.

31:16.570 --> 31:18.877
‫دو، سه.

31:21.053 --> 31:22.054
‫خیلی خب، کات.

31:45.512 --> 31:47.122
‫خب برگشتم خونه،

31:47.166 --> 31:49.037
‫برگشتم به جنوب.

31:50.256 --> 31:52.693
‫کسایی که دارن بازسازی
‫«راه‌پیمایی شرمن» رو تهیه می‌کنن

31:52.736 --> 31:57.698
‫ازم خواستن نریشن‌هایی که اونا برای
‫یه نمونه کار نوشته بودن رو ضبط کنم.

31:57.741 --> 32:01.049
‫قرار بود از نماهای واقعی
‫«راه‌پیمایی شرمن» تشکیل بشه.

32:01.745 --> 32:04.792
‫اونا قبلاً برام قرار ملاقات با
‫چند تا خانم خوب جور کرده بودن،

32:04.835 --> 32:07.316
‫و من داشتم به بعضی از...

32:08.056 --> 32:09.666
‫برداشت دوم.

32:09.710 --> 32:11.708
‫اونا قبلاً برام قرار ملاقات با
‫چند تا خانم خوب جور کرده بودن،

32:11.712 --> 32:14.715
‫و من داشتم به بعضی از
‫دوست‌دخترهای سابقم هم سر می‌زدم.

32:15.759 --> 32:19.241
‫هنوز امیدوارم که عشق رمانتیک

32:19.285 --> 32:21.330
‫اینجا توی جنوب
‫مدرن هنوز ممکن باشه.

32:23.898 --> 32:25.073
‫چند هفته بعد،

32:25.117 --> 32:27.815
‫اونا نمونه کار نهایی
‫رو برام فرستادن.

32:29.469 --> 32:32.080
‫پس برگشتم خونه،

32:32.124 --> 32:34.387
‫برگشتم به جنوب.

32:40.741 --> 32:42.743
‫ما رو به حال خودمون بذارید.

32:42.786 --> 32:45.920
‫بهتره ما رو به
‫حال خودمون بذارید.

32:50.519 --> 32:52.993
‫یک کمدی نیم‌ساعته، تک‌دوربین و با
‫فیلمنامه‌ی از پیش نوشته‌شده درباره‌ی عشق در...

32:53.017 --> 32:55.492
‫جنوب مدرن، که بر اساس مستند کالت سال
‫۱۹۸۶ ساخته‌ی راس مک‌الوی ساخته شده است.

33:04.156 --> 33:08.682
‫فیلمِ داستانی اون‌طوری
‫که می‌شناسیش...

33:10.075 --> 33:13.469
‫استیو و تیمش در لس آنجلس با

33:13.513 --> 33:15.819
‫یه شبکه تلویزیونی کابلی
‫معروف قرارداد بسته بودن.

33:16.124 --> 33:19.432
‫به جای یه فیلم سینمایی،

33:19.475 --> 33:23.175
‫ایده حالا این بود که «راه‌پیمایی شرمن» رو به
‫یه سریال تلویزیونی درام تبدیل کنن.

33:24.611 --> 33:27.005
‫اوه خب، تلویزیون هم خوبه.

33:27.048 --> 33:29.050
‫والا، نمی‌دونم الان
‫وضعیتش چطوریه.

33:29.094 --> 33:31.748
‫اولش به عنوان یه فیلم
‫داستانی بلند شروع شد.

33:31.792 --> 33:34.882
‫بعدش تبدیل به یه سریال شد.

33:34.925 --> 33:36.231
‫درسته، سریال ای‌ام‌سی.

33:36.275 --> 33:37.228
‫- درسته.
‫- درسته، سریال ای‌ام‌سی.

33:37.232 --> 33:39.582
‫با کارگردانی استیو
‫برای قسمت اول...

33:40.235 --> 33:43.760
‫داشتم در مورد کل
‫پروژه شک می‌کردم.

33:46.589 --> 33:49.201
‫باید برمی‌گشتم به دنیایی
‫که ازش فیلم گرفته بودم.

33:49.244 --> 33:51.899
‫تا به خودم یادآوری کنم که
‫دوستام آدم‌های واقعی‌ای بودن

33:51.942 --> 33:55.729
‫که زندگی واقعی داشتن، نه بازیگرهایی
‫که از یه فیلمنامه پیروی می‌کنن.

33:58.427 --> 34:00.038
‫شبیه هم به نظر میاد؟

34:01.126 --> 34:03.563
‫آهان، دیدمش. اوه، چه باحال!

34:06.392 --> 34:09.612
‫وقتی استیو و شبکه شروع
‫کردن به صحبت با نویسنده‌ها،

34:09.656 --> 34:12.789
‫تصمیم گرفتم
‫برگردم کارولینای شمالی.

34:13.486 --> 34:16.532
‫مطلع شده بودم که
‫دوستم، فیلیپ آزبورن،

34:16.576 --> 34:19.927
‫که توی «راه‌پیمایی شرمن»
‫بازی کرده بود، فوت کرده.

34:24.366 --> 34:25.106
‫اونو سفتش کنم؟

34:25.150 --> 34:26.499
‫آره، اونو رگلاژش کن

34:26.542 --> 34:28.342
‫حالا دوباره بذارش سر
‫جاش و ببین چی میشه.

34:28.414 --> 34:30.285
‫شرط می‌بندم مثل ساعت کار می‌کنه.

34:30.329 --> 34:31.849
‫آره، شرط می‌بندم عالی کار می‌کنه.

34:32.200 --> 34:34.289
‫پسر فیلیپ، فیل جونیور،

34:34.333 --> 34:36.683
‫کسب‌وکار خانوادگی
‫رو دست گرفته بود.

34:36.944 --> 34:37.858
‫فیلیپ؟

34:39.077 --> 34:40.204
‫خوشحالم می‌بینمت، چطوری راس؟

34:40.208 --> 34:41.253
‫خوبم فیلیپ.

34:41.296 --> 34:42.167
‫عالی، عالی.

34:42.210 --> 34:43.385
‫خیلی خوبه که می‌بینمت رفیق.

34:43.429 --> 34:44.774
‫- خوشحالم می‌بینمت.
‫- خیلی خوبه که می‌بینمت رفیق.

34:44.778 --> 34:45.953
‫ببین کی اینجاست!

34:47.476 --> 34:49.652
‫یه بنده خدایی اینجا هست
‫که الان صاحب این یکیه.

34:49.696 --> 34:51.698
‫هیچ‌وقت نخواستی
‫خودت یکی‌شون رو برونی؟

34:52.002 --> 34:53.395
‫من چند تا ماشین
‫قدیمی انگلیسی دارم.

34:53.439 --> 34:56.311
‫یه بنتلی قدیمی دارم که باهاش
‫رانندگی می‌کنم، واسه همین ازش لذت می‌برم.

34:56.355 --> 34:57.443
‫بنتلی می‌رونی؟

34:57.486 --> 35:00.446
‫آره، یه بنتلی
‫مارک ۶ مدل ۱۹۵۲ دارم.

35:00.489 --> 35:02.274
‫پس وضعت خوبه.

35:02.317 --> 35:04.537
‫خب راستش، این ماشین
‫در اصل مال پدرم بود

35:04.580 --> 35:06.930
‫و به من ارث رسید.

35:08.323 --> 35:11.326
‫ما اکتبر ۲۰۱۰ از دستش دادیم.

35:11.370 --> 35:14.982
‫و اون می‌گفت که خیلی راضیه.

35:15.025 --> 35:17.593
‫از زندگی‌ای که کرده
‫بود حال خوبی داشت.

35:18.028 --> 35:20.814
‫وقتی میایم اینجا، می‌گیم
‫اون هنوز زنده‌ست، بخاطر

35:20.857 --> 35:23.208
‫کارهایی که با هم کردیم،

35:23.251 --> 35:24.600
‫کارهایی که قبلاً انجام می‌دادیم،

35:24.644 --> 35:27.821
‫و چیزهایی که کلی
‫خاطره خوب ازشون داریم.

35:28.213 --> 35:29.866
‫درسته.

35:33.566 --> 35:36.221
‫یادت میاد فرمون
‫ماشینم رو باز می‌کردی؟

35:36.264 --> 35:38.397
‫خب می‌دونی، اون خودش
‫یکی از ویژگی‌های امنیتی بود

35:38.440 --> 35:41.443
‫که به قول معروف برای حفظ
‫کردن ماشینت استفاده می‌کردن.

35:43.228 --> 35:46.187
‫می‌بینی، فرمونت
‫رو با خودت می‌بردی.

35:48.929 --> 35:51.057
‫با خودت می‌بردی‌اش و هر
‫جا می‌خواستی می‌رفتی.

35:51.061 --> 35:52.454
‫می‌بردی‌اش توی خونه.

35:52.498 --> 35:54.021
‫درسته.

35:54.064 --> 35:55.497
‫این‌طوری کسی نمی‌تونه
‫ماشینت رو بدزده. درسته.

35:55.501 --> 35:57.155
‫فیلیپ الان خیلی از
‫کارها رو خودش انجام میده.

35:57.198 --> 35:58.500
‫آره، دیدمش. فیلیپ الان
‫خیلی از کارها رو خودش انجام میده.

35:58.504 --> 36:00.027
‫فقط یه پسر داری، درسته؟

36:00.070 --> 36:01.111
‫درسته.

36:01.115 --> 36:02.986
‫یه پسر و یه دختر.

36:03.509 --> 36:05.380
‫خیلی حیف شد که دخترت اونطوری شد.

36:05.424 --> 36:06.903
‫آره، یه چیزی بود...

36:06.947 --> 36:08.992
‫از شنیدن این خبر متاسفم.

36:10.429 --> 36:13.214
‫ولی خب، اینم از اون
‫چیزاییه که پیش میاد دیگه.

36:14.215 --> 36:17.914
‫آره، به اون دختر فکر می‌کنم،
‫منم دلم براش تنگ شده.

36:17.958 --> 36:19.046
‫واقعاً تنگ شده.

36:19.089 --> 36:20.700
‫چطور فوت کرد، فیلیپ؟

36:20.743 --> 36:21.657
‫سرطان داشت.

36:21.701 --> 36:23.616
‫سرطان؟

36:24.225 --> 36:26.749
‫خیلی بده، خیلی بد.

36:26.793 --> 36:28.316
‫مادرت هم سرطان داشت؟

36:28.360 --> 36:29.618
‫ آره، اونم سرطان داشت.
‫

36:29.622 --> 36:30.579
‫آره.

36:33.626 --> 36:35.584
‫مادرم همیشه تشویقم می‌کرد

36:35.628 --> 36:38.457
‫که به آرزوم برای
‫هنرمند شدن برسم.

36:40.589 --> 36:42.678
‫اما وقتی جوون بود فوت کرد،

36:42.722 --> 36:45.725
‫خیلی قبل از اینکه فیلمساز بشم.

36:49.903 --> 36:53.254
‫رفتم که به مزار خانوادگیمون
‫تو شارلوت سر بزنم،

36:54.168 --> 36:58.781
‫اما فهمیدم سنگ قبر مادرم
‫به طرز عجیبی ناپدید شده.

37:04.918 --> 37:07.660
‫اوه، اونجاست.

37:09.052 --> 37:12.752
‫و مشخصاً، این یکی
‫خیلی وقته که اونجاست.

37:30.596 --> 37:32.162
‫داری خیلی آروم بُکسُوات می‌کنی،

37:32.206 --> 37:34.034
‫ولی اصلاً یک ذره هم جلو نمی‌ری.

37:36.341 --> 37:38.038
‫این سبک زندگی هیپی فقط...

37:38.081 --> 37:39.688
‫سبک زندگی هیپی نه!

37:39.692 --> 37:41.215
‫همین سبک زندگی هیپیه دیگه.

37:41.259 --> 37:43.478
‫تو نیویورک و بوستون،
‫می‌تونی سوار مترو بشی

37:43.522 --> 37:45.306
‫و بری سمت ساحل، می‌دونی که.

37:45.350 --> 37:48.309
‫ولی اینجا باید پنج مایل تو
‫یه جاده‌ی داغون، رانندگی کنی،

37:48.353 --> 37:51.878
‫اونم یه جاده باتلاقی و گِلی
‫که تازه پشه‌ها هم بهت حمله کنن

37:51.921 --> 37:53.397
‫و آخرش هم کلی دردسر
‫بکشی و تو گل گیر کنی

37:53.401 --> 37:55.142
‫و بعدش هم مجبوری پیاده برگردی.

37:55.185 --> 37:56.487
‫و هیچ‌وقت هم به ساحل نمی‌رسی.
‫

37:56.491 --> 37:58.972
‫وقتی جنوب بودم، به
‫یه دوست دیگه سر زدم

37:59.015 --> 38:01.235
‫که تو «راه‌پیمایی شرمن» حضور داشت،

38:01.279 --> 38:03.106
‫وینی وود.

38:03.150 --> 38:06.109
‫وقتی داشتیم «راه‌پیمایی شرمن» رو می‌ساختیم،

38:06.153 --> 38:09.025
‫کلی لحظات اتفاقی

38:09.069 --> 38:12.855
‫فیلمبرداری شد،
‫می‌دونی، از زندگی اینجا.

38:12.899 --> 38:17.077
‫و اونا الان توی
‫یه فیلم وجود دارن.

38:17.120 --> 38:21.386
‫حالا بعد از ۳۰ سال،
‫به نظرت چطور میان؟

38:21.429 --> 38:22.909
‫خب،

38:22.952 --> 38:26.869
‫الان عجیبه که اون فیلم

38:26.913 --> 38:29.176
‫یه جور آرشیو خاطرات برای منه.

38:29.219 --> 38:30.873
‫آره.

38:30.917 --> 38:33.311
‫می‌دونی، قشنگ یادمه که بودن
‫توی «جنسیس» چه حسی داشت،

38:33.354 --> 38:35.617
‫و خیلی از کارایی که کردم،

38:35.661 --> 38:38.185
‫یادمه.

38:38.228 --> 38:41.319
‫اما حالا برای من، نگاه
‫کردن به این فیلم

38:41.362 --> 38:45.235
‫طوریه که انگار اون خاطره‌ها...

38:45.279 --> 38:48.238
‫یعنی منظورم اینه که
‫واقعاً دوباره برام زنده می‌شن.

38:48.282 --> 38:49.805
‫وقتی خودم رو در حال
‫دوشیدن شیر گاو می‌بینم،

38:49.849 --> 38:54.419
‫حس پستان گاو رو کاملاً درک می‌کنم.

38:54.462 --> 38:58.074
‫می‌تونم حس کنم لمس کردن
‫و بوییدن یه گاو چه جوریه.

38:58.118 --> 39:01.121
‫پس این واقعاً خاطرات
‫رو فعال می‌کنه.

39:02.078 --> 39:05.212
‫این به عنوان حافظه عمل می‌کنه.

39:05.255 --> 39:07.954
‫و من می‌تونم این رو موقعی که داری
‫فیلم‌های دیگه‌ت رو می‌سازی ببینم،

39:07.997 --> 39:11.131
‫وقتی داری پیرتر میشی و سعی
‫می‌کنی اون خاطرات رو بازیابی کنی.

39:12.175 --> 39:15.396
‫چون ما با بالا رفتن سن،

39:15.440 --> 39:17.616
‫فکر کنم به حافظه
‫خیلی حساس‌تر میشیم.

39:17.659 --> 39:22.838
‫می‌دونی، حافظه تا حدی درباره
‫وصل کردن گذشته به حال هم هست.

39:23.535 --> 39:24.840
‫این چیه؟

39:24.884 --> 39:27.452
‫این یه آشغال جنگیه، عزیزم.

39:29.454 --> 39:32.326
‫دارم سعی می‌کنم یادم بیارم چی
‫گفتی که این‌قدر منو کلافه کرد،

39:32.370 --> 39:38.114
‫چون واقعاً، کاملاً حرف اشتباهی
‫بود که به یه زن زده بشه.

39:41.117 --> 39:43.642
‫یادم نمیاد با هم
‫فیلم ساخته باشیم.

39:43.685 --> 39:46.296
‫واقعاً؟

39:46.340 --> 39:48.951
‫واقعاً یادم نمیاد.

39:48.995 --> 39:52.302
‫چه فیلمی ممکنه
‫با هم داشته باشیم؟

39:52.346 --> 39:55.349
‫خب، من یه فیلم ساختم
‫به اسم راه‌پیمایی شرمن.

39:56.568 --> 39:59.875
‫تو هم توش بودی و عالی بودی،

39:59.919 --> 40:01.355
‫توی نقشی که تو اون فیلم داشتی.

40:01.399 --> 40:03.401
‫مردم عاشقش بودن.

40:03.444 --> 40:04.750
‫یادم نمیاد...

40:04.793 --> 40:05.925
‫یادم نمیاد.

40:05.968 --> 40:07.492
‫- واقعاً؟
‫- یادم نمیاد.

40:07.535 --> 40:11.713
‫یادت نمیاد وقتی با من اومدی به

40:11.757 --> 40:14.586
‫یه پناهگاه نظامی نزدیک خونه‌تون؟

40:15.108 --> 40:18.328
‫منظورم اینه، حرفایی که به یه زن
‫می‌زنی اصلاً از سرِ فروتنی نیست.

40:18.365 --> 40:20.976
‫یعنی، اصلاً بحث این نیست؛ این حرفا
‫حتی جذاب هم نیست، چه برسه به این‌که...

40:21.027 --> 40:22.289
‫من قبلاً اون رو ندیده بودم.

40:22.332 --> 40:23.504
‫- برام مهم نیست، راس!
‫

40:23.508 --> 40:24.770
‫دارم سعی می‌کنم بهت بگم.

40:24.813 --> 40:25.723
‫تعطیلات رو عقب بنداز.

40:25.727 --> 40:26.681
‫چون داشتم می‌اومدم شهر.

40:26.685 --> 40:28.251
‫این مسخره‌ست.

40:28.295 --> 40:30.340
‫راس، مشکل تو همینه.

40:30.384 --> 40:32.778
‫چیزی که اون می‌خواد بشنوه،
‫چیزی که همه زن‌ها می‌خوان بشنون،

40:32.821 --> 40:34.214
‫چیزی که بچه‌ها می‌خوان بشنون،

40:34.257 --> 40:36.608
‫تو باید پرشورتر باشی، راس.

40:36.651 --> 40:40.263
‫حالا، اگه به دِدی گفته
‫بودی، لطفاً عقب بنداز...

40:40.655 --> 40:43.266
‫تو درباره این حرف
‫می‌زنی که اشتیاق لازمه

40:43.310 --> 40:45.617
‫تا یه زندگی معنادار داشته باشی.

40:45.660 --> 40:46.618
‫برام مهم نیست، راس!

40:46.661 --> 40:48.489
‫دارم بهت میگم...

40:48.533 --> 40:50.404
‫این صحنه‌ایه که تأثیرگذاره،

40:50.448 --> 40:53.494
‫و فکر می‌کنم مردم در طول این
‫سال‌ها واقعاً قدرش رو دونستن.

40:53.538 --> 40:54.582
‫یادت نمیاد؟

40:54.626 --> 40:55.583
‫نه.

40:55.627 --> 40:57.455
‫هیچی ازش یادم نمیاد.

40:58.456 --> 41:02.982
‫چیزی که از تو و خودم
‫با هم یادمه، اون نیست.

41:03.025 --> 41:04.462
‫خب... ام...

41:07.769 --> 41:10.772
‫حس می‌کنم می‌تونم بخندونمت.

41:13.906 --> 41:15.560
‫اینجا مثل قبرستونه.

41:15.603 --> 41:18.519
‫نه اینطور نیست، مثل موی
‫زائده، بوته‌ها رو کنار بزن!

41:18.563 --> 41:20.347
‫برو تو اونجا!

41:20.390 --> 41:23.263
‫باهاش کنار بیا، راس. اینجا مثل
‫قبرستون نیست. مشکل تو هم همینه.

41:23.306 --> 41:27.528
‫تو فرق بین سکس و مرگ رو نمی‌دونی!

41:27.572 --> 41:28.486
‫سکس و مرگ؟

41:28.529 --> 41:29.483
‫ سکس و مرگ!
‫

41:29.487 --> 41:30.966
‫این زندگیه!

41:31.010 --> 41:32.930
‫حتی وقتی باهاش مواجه میشی
‫هم نمی‌تونی تشخیصش بدی.

41:32.968 --> 41:34.535
‫نمی‌تونی بفهمی کدوم یکیه.

41:34.579 --> 41:39.322
‫و تو هم باعث میشی
‫بیننده‌ها و مخاطب‌ها بخندن.

41:39.366 --> 41:42.369
‫و قبلاً هم تو کلاس
‫ما رو می‌خندوندی.

41:44.110 --> 41:46.982
‫کلاس؟ کدوم کلاس؟

41:47.766 --> 41:49.071
‫فرد، اینجا پیش من وایسا.

41:49.115 --> 41:50.899
‫می‌خوام برای یه
‫دقیقه معشوقم باشی.

41:50.943 --> 41:52.945
‫می‌خوام همه‌تون تصور کنین که...

41:53.249 --> 41:56.557
‫تو یه معلم بودی، شعر درس می‌دادی.

41:57.036 --> 41:59.038
‫به دانش‌آموزهای دبیرستانی.

41:59.081 --> 42:00.039
‫به چی؟

42:00.082 --> 42:01.562
‫تو شعر درس می‌دادی.

42:01.606 --> 42:03.608
‫می‌خوای چیزی که حس می‌کنی رو بگی

42:03.651 --> 42:05.523
‫تا مردم بفهمنش و
‫به خودت برگردوننش.

42:05.566 --> 42:08.613
‫خب، باید چیزی که حس می‌کنم
‫رو به این مرد بگم، من عاشقشم

42:08.656 --> 42:10.745
‫چون باید کاری کنم
‫اونم عاشقم بشه.

42:10.789 --> 42:12.747
‫حالا می‌تونم به دو
‫روش باهاش حرف بزنم.

42:13.052 --> 42:14.401
‫فرد،

42:14.444 --> 42:15.620
‫به من نگاه کن.

42:15.663 --> 42:18.448
‫عاشقتم، فرد.

42:21.495 --> 42:24.498
‫برنامه شعر در
‫مدارس رو یادت میاد؟

42:25.630 --> 42:29.198
‫اولین بار اونجا دیدمت.

42:30.373 --> 42:33.376
‫نمی‌دونم، ولی همه‌چیز
‫همین‌طوری ناپدید میشه.

42:34.247 --> 42:36.510
‫همین‌طوری ناپدید میشن.

42:42.995 --> 42:44.605
‫چارلین.

42:48.740 --> 42:53.266
‫یه روز، آدریان به پدر و
‫مادرش، راس و مریلین گفت

42:53.309 --> 42:56.530
‫که یه خواهر کوچولو می‌خواد
‫تا تو ساحل باهاش بازی کنه.

42:57.966 --> 42:59.272
‫اون من بودم؟

42:59.315 --> 43:00.839
‫آره.

43:00.882 --> 43:03.972
‫بعد یه روز، شنیدن که
‫تو یه کشور خیلی دور،

43:04.016 --> 43:05.408
‫به اسم پاراگوئه...

43:09.587 --> 43:12.633
‫وقتی من و همسرم تصمیم
‫گرفتیم از هم جدا بشیم،

43:12.677 --> 43:15.680
‫رفتم توی یه خونه اجاره‌ای
‫که خیلی از خونه دور نبود.

43:18.117 --> 43:19.727
‫دادگاه بهش می‌گفت

43:19.771 --> 43:22.774
‫جدایی آزمایشی.

43:25.167 --> 43:28.475
‫پسرم تو ورمانت بود و
‫داشت دانشگاه می‌رفت.

43:28.518 --> 43:31.652
‫خواهرش هم با مادرش خونه موند.

43:31.696 --> 43:34.481
‫و یهو دیدم دارم
‫تنها زندگی می‌کنم.

43:37.527 --> 43:39.660
‫من و همسرم نگران تأثیرش بودیم

43:39.704 --> 43:42.315
‫تأثیری که جدایی
‫روی بچه‌هامون می‌ذاشت.

43:43.098 --> 43:44.578
‫اما اون‌قدر نگرانش نبودیم

43:44.622 --> 43:47.886
‫که بتونیم جلوی
‫اون جدایی رو بگیریم.

43:50.410 --> 43:53.326
‫و یهو پسرم برگشت بوستون

43:53.369 --> 43:55.154
‫و اومد پیش من زندگی کرد.

43:56.503 --> 44:00.768
‫توی ورمانت، کارش به اورژانس
‫بیمارستان کشیده بود.

44:01.421 --> 44:05.381
‫رفته بود مهمونی و با ترکیب
‫ودکا و قرص اکس زیاده‌روی کرده بود.

44:07.906 --> 44:10.909
‫من و مادرش با عجله
‫رفتیم برلینگتون.

44:12.432 --> 44:15.435
‫قبلاً هم این مسیر رو رفته بودیم.

44:16.697 --> 44:21.223
‫آدریان قبلاً هم با الکل و
‫مواد مخدر درگیر شده بود.

44:21.267 --> 44:27.142
‫مستی‌های طولانی، اخراج شدن از
‫دبیرستان به خاطر داشتن ماری‌جوانا.

44:28.578 --> 44:31.233
‫به یه دوره آموزشی در طبیعت
‫یوتا فرستاده بودیمش،

44:31.277 --> 44:33.540
‫مخصوص بچه‌هایی که
‫مشکل سوءمصرف مواد داشتن.

44:33.932 --> 44:38.284
‫و کلی درمانگر و روان‌پزشک
‫پیدا کردیم تا بهش کمک کنیم.

44:39.285 --> 44:41.896
‫اما هر وقت فکر می‌کردیم
‫اوضاع داره یه کم بهتر میشه،

44:41.940 --> 44:44.943
‫یه بحران جدید پیش می‌اومد.

44:47.464 --> 44:50.537
‫ویدیو: آدریان

45:01.481 --> 45:06.573
‫آدریان، من کاملاً از اینکه می‌نویسی، ادیت
‫می‌کنی و فیلم می‌گیری حمایت می‌کنم...

45:07.182 --> 45:11.056
‫به نظرم بین اینترنت،
‫فیلم‌سازی، نوشتن

45:11.099 --> 45:13.275
‫و راه انداختن یه برند لباس،

45:13.319 --> 45:16.539
‫وضعیتم خیلی خوب میشه
‫و از زندگیم راضی خواهم بود.

45:16.583 --> 45:19.368
‫درسته، ولی تو با بقیه
‫کارهات داری خودت رو نابود می‌کنی.

45:19.412 --> 45:23.242
‫مثل اتفاق دیشب، می‌دونی،
‫چرا این‌جور کارها رو می‌کنی؟

45:24.330 --> 45:25.157
‫چرا؟

45:25.200 --> 45:27.333
‫- چون فقط...
‫- چرا؟

45:28.638 --> 45:29.901
‫نمی‌دونم.

45:29.944 --> 45:31.859
‫با این الکل و مشروب خوردنت
‫داری به خودت آسیب می‌زنی و...

45:31.903 --> 45:33.074
‫من دیشب هیچی نخوردم.

45:33.078 --> 45:35.123
‫خب دیشب نخوردی، ولی...

45:35.167 --> 45:37.169
‫دیشب یه چیزی مصرف کردی

45:37.212 --> 45:39.780
‫و خودت می‌دونی که می‌تونی
‫واقعاً به خودت صدمه بزنی.

45:39.824 --> 45:41.390
‫خب،

45:41.434 --> 45:43.436
‫همیشه یه ریسکی وجود داره.

45:43.479 --> 45:46.091
‫اسکی هم همین‌طوره،
‫رانندگی هم همین‌طور...

45:46.134 --> 45:47.832
‫این‌طوری نیست که دارم
‫هروئین تزریق می‌کنم.

45:47.875 --> 45:52.575
‫نه، حداقل بابت این شاکرم.

45:54.360 --> 45:55.970
‫برو روی رزومه‌هات کار
‫کن و بفرستشون.

45:56.014 --> 45:57.667
‫منم میرم آیس کافی بگیرم.

45:57.711 --> 46:00.540
‫می‌تونی برام یه ونتی یا هر چی
‫که هست بگیری؟ بزرگترینش.

46:00.583 --> 46:01.628
‫آره.

46:01.671 --> 46:03.499
‫می‌تونی دابل اسپرسو بگیری؟

46:03.543 --> 46:04.631
‫آره.

46:05.545 --> 46:07.286
‫فقط یه کم کافئین می‌خوام، باشه؟

46:07.329 --> 46:08.983
‫باشه.

46:12.465 --> 46:15.685
‫وقت بذار ناخن‌های
‫پات رو کوتاه کن.

46:23.476 --> 46:28.437
‫نگران رفتارهای پرخطر
‫پسرم با مواد و الکل بودم.

46:30.744 --> 46:33.660
‫اما یهو، مشکلات خودم هم پیش
‫اومد که باید باهاشون کنار می‌اومدم.

46:38.491 --> 46:41.363
‫بعد از ام‌آر‌آی، رادیولوژیست
‫بهم زنگ زد و گفت.

46:41.407 --> 46:44.497
‫در مورد آقای مک‌الوی،
‫بیمار شما تماس می‌گیرم.

46:44.540 --> 46:49.284
‫گفت: «واو، آیا علائمی داره؟»

46:49.981 --> 46:52.635
‫سردرد نداره، هیچ علائم
‫عصبی هم نداشته.

46:52.679 --> 46:55.377
‫گفتم نه، فقط داشتم دنبال

46:55.421 --> 46:56.335
‫فشار می‌گشتم.

46:56.378 --> 46:59.164
‫ببین، این چیزیه که
‫دارم بهش نگاه می‌کنم

46:59.207 --> 47:02.515
‫داره به مغزش فشار میاره

47:02.558 --> 47:05.692
‫و باعث شده بخشی
‫از بطن مغز فرو بریزه.

47:06.432 --> 47:09.217
‫ولی می‌تونی اینجا ببینیش.
‫می‌تونی ببینی چقدر بزرگه.

47:09.261 --> 47:12.133
‫این بخش خیلی مهمی
‫از مغزه که می‌تونه

47:12.177 --> 47:14.962
‫عواقب عصبی هم داشته باشه.

47:15.006 --> 47:16.094
‫منظورم اینه که، این مغز توئه.

47:16.137 --> 47:17.395
‫احتمالش زیاده که ازش
‫جون سالم به در ببرم.

47:17.399 --> 47:18.618
‫این‌طور به نظر میاد.

47:18.661 --> 47:23.101
‫تقریباً مطمئنم که نمی‌میری.

47:24.667 --> 47:27.670
‫ما اساساً از خط وسط پیش میریم.

47:29.890 --> 47:32.762
‫به سمت تومور، از همون شکاف
‫کوچیکی که بهت گفتم،

47:33.851 --> 47:37.115
‫و بعد عملاً بخش نرم
‫تومور رو در میاریم و بعد

47:37.158 --> 47:41.075
‫پوسته تومور رو، اگه
‫بشه گفت، جمع می‌کنیم،

47:41.119 --> 47:43.773
‫تا کل تومور رو خارج کنیم.

47:44.296 --> 47:49.518
‫بعد اون پرده محافظ مغز رو سر
‫جاش میذاریم و بخیه می‌زنیم.

47:49.562 --> 47:52.870
‫و بعد استخوان رو با پلاک‌ها و
‫پیچ‌های فلزی کوچیک سر جاش میذاریم،

47:52.913 --> 47:57.309
‫و بعد پوست و جمجمه رو
‫برمی‌گردونیم و بخیه می‌کنیم،

47:57.352 --> 47:59.137
‫تا خوب بشی.

47:59.833 --> 48:04.577
‫خب راس، بهم بگو، تو
‫تاریک‌ترین لحظاتت

48:04.620 --> 48:07.623
‫نگران چی هستی؟

48:10.278 --> 48:11.976
‫خب،

48:12.019 --> 48:15.327
‫نگران اینم که یه اتفاق
‫عجیب و غریب بیفته.

48:15.370 --> 48:18.373
‫و اینکه بمیرم.

48:18.983 --> 48:21.724
‫و اینکه آدریان

48:21.768 --> 48:25.250
‫هنوز سر و سامون نگرفته باشه.

48:25.511 --> 48:26.338
‫درسته.

48:26.381 --> 48:28.644
‫خیلی نگران اینم.

48:28.688 --> 48:30.820
‫آدریان هنوز یه علامت سؤاله.

48:30.864 --> 48:32.387
‫فکر کنم در نهایت حالش خوب بشه.

48:32.431 --> 48:35.434
‫ولی نمی‌خوام الان ترکش
‫کنم، واقعاً نمی‌خوام.

48:35.477 --> 48:38.480
‫درسته.

48:55.671 --> 48:57.978
‫منظورم اینه که، خیلی‌ها
‫به این نگاه می‌کنن،

48:58.022 --> 48:59.371
‫این سازه قشنگی که

48:59.414 --> 49:02.156
‫همسایه‌ام داره می‌سازه،

49:02.200 --> 49:04.463
‫و فقط فکر می‌کنن یه جعبه گل‌کاریه.

49:04.506 --> 49:06.682
‫یعنی، بالاخره بهار داره میاد و

49:06.726 --> 49:09.729
‫گل‌ها هنوز شکوفه میدن، و،

49:10.382 --> 49:14.647
‫ولی من در حالی که دو روز تا عملم
‫مونده بهش نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم،

49:14.690 --> 49:16.997
‫این یه تابوته.

49:17.041 --> 49:21.871
‫یه جعبه‌ست. یه تابوت برای یه آدم.

49:21.915 --> 49:24.135
‫ولی خدایی، این
‫خیلی افکار مرگباریه.

49:24.178 --> 49:30.010
‫این عمل ۹۵ درصد
‫احتمال موفقیت داره.

49:30.054 --> 49:33.622
‫پس چرا گیر دادم
‫به اون ۵ درصد؟ چرا؟

49:36.408 --> 49:39.715
‫فکر کنم به خاطر اینه
‫که ۵ درصد احتمال داره

49:39.759 --> 49:42.457
‫دیگه دخترم رو نبینم.

49:42.501 --> 49:48.028
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

49:48.072 --> 49:50.857
‫و واقعاً دلم براش تنگ می‌شه.

49:50.900 --> 49:54.904
‫و اون ۵ درصد احتمالی که
‫ممکنه پسرم رو نبینم.

49:54.948 --> 49:57.298
‫این دو سال اخیر با آدریان
‫خیلی سخت گذشته.

49:57.342 --> 49:59.344
‫اون بیست و یک
‫سالشه و کلی مشکل داره.

49:59.387 --> 50:02.912
‫اما این بچه مهارت‌های
‫فوق‌العاده‌ای هم داره

50:02.956 --> 50:07.178
‫و توانایی‌هایی که بالاخره
‫خودش راهش رو پیدا می‌کنه.

50:07.221 --> 50:11.182
‫پس همه‌ی این‌ها الان توی این
‫معادله‌ی خیلی پیچیده دخیلن

50:11.225 --> 50:14.141
‫وقتی به چهل و هشت
‫ساعت آینده فکر می‌کنم.

51:29.956 --> 51:31.566
‫یه هفته بعد از عملم،

51:31.610 --> 51:35.788
‫آدریان یواشکی یه دوربین فیلمبرداری
‫کوچیک آورد توی اتاق بیمارستانم.

51:38.182 --> 51:42.055
‫گفت فکر کرده اینطوری
‫زودتر حالم خوب میشه.

51:43.491 --> 51:47.016
‫یادمه که چقدر ذوق داشتم
‫دوباره فیلمبرداری کنم.

51:50.933 --> 51:53.240
‫منظورم اینه که هیچ‌وقت
‫نمی‌دونی قراره چی گیرت بیاد.

51:53.284 --> 51:56.287
‫غافلگیری عمیق سینی غذا...

52:06.297 --> 52:09.300
‫خیلی برام ارزشمند بود
‫که اون دوربین رو برام آورد،

52:09.343 --> 52:12.041
‫و همین‌طور اینکه
‫مسئولیت خبر دادن به

52:12.085 --> 52:13.913
‫خانواده و دوستان رو به عهده گرفت

52:13.956 --> 52:16.785
‫تا اونا رو در جریان
‫روند بهبودم بذاره.

52:22.530 --> 52:26.491
‫بالاخره اجازه پیدا کردم از
‫بیمارستان برگردم خونه.

52:26.534 --> 52:29.668
‫من و همسرم طلاق رو
‫موقتاً عقب انداختیم.

52:32.845 --> 52:36.501
‫طی دوران توان‌بخشی،
‫فهمیدم که روان‌پزشک آدریان

52:36.544 --> 52:39.286
‫اون رو مبتلا به اختلال
‫دوقطبی تشخیص داده

52:40.592 --> 52:42.898
‫و برای درمانش لیتیوم تجویز کرده.

52:44.944 --> 52:48.426
‫آدریان با بی‌میلی قبول
‫کرد که روند درمان رو ادامه بده.

52:51.255 --> 52:53.518
‫یه ماه بعد از برگشتنم
‫از بیمارستان،

52:53.561 --> 52:57.174
‫من و همسرم تصمیم
‫گرفتیم که طلاق بگیریم.

52:59.350 --> 53:02.614
‫بعد از بیست و چهار سال
‫زندگی مشترک، همین‌قدر بگم که

53:02.657 --> 53:05.182
‫جدایی خیلی دردناک بود.

53:08.968 --> 53:14.060
‫و دوباره، هر دومون نگران
‫تأثیرش روی بچه‌هامون بودیم،

53:14.103 --> 53:17.106
‫اما نه اونقدر که از
‫طلاق صرف‌نظر کنیم.

53:19.892 --> 53:22.895
‫خونه رو فروختیم و شروع
‫کردیم به جمع‌وجور کردن وسایل.

54:07.026 --> 54:09.071
‫آدریان، تو چی هستی؟

54:09.115 --> 54:11.509
‫یه ماهی مرکب.

54:15.991 --> 54:18.820
‫تا وقتی که کارگرهای
‫اسباب‌کشی میز تلویزیون رو بردن،

54:18.864 --> 54:23.216
‫یادم رفته بود که سال‌ها پیش، یه
‫تله‌موش پشتش گذاشته بودیم.

54:33.879 --> 54:36.708
‫چند ماه بعد، مجبور
‫شدم برای نمایش...

54:36.751 --> 54:38.884
‫مروری بر فیلم‌هام برم پراگ.

54:42.104 --> 54:44.368
‫اتفاقی که اصلاً دلم
‫نمی‌خواست بیفته

54:44.411 --> 54:46.892
‫با توجه به همه‌ی اتفاقاتی
‫که تو خونه داشت می‌افتاد.

54:48.827 --> 54:51.561
‫سینما پونرپو
‫سالن نمایش «آرشیو ملی فیلم»

54:51.667 --> 54:55.187
‫جشنواره‌ی «یک جهان ۲۰۰۹»
‫(جشنواره بین‌المللی فیلم‌های مستند حقوق بشر)

54:55.596 --> 54:58.599
‫مسئول آپاراتخونه حواسش پرت بود.

55:12.918 --> 55:15.877
‫یواشکی رفتم توی اتاق آپارات.

55:15.921 --> 55:20.186
‫اتفاقاً صحنه‌ای از مراسم
‫عروسیم داشت پخش میشد.

55:22.231 --> 55:24.886
‫در دارایی و نداری.
‫در بیماری و سلامت.

55:24.930 --> 55:26.279
‫در دارایی و نداری.

55:26.323 --> 55:27.454
‫در بیماری و سلامت.

55:27.498 --> 55:29.500
‫برای عشق ورزیدن و
‫گرامی داشتن تا ابد.

55:29.543 --> 55:32.063
‫برای عشق ورزیدن و گرامی داشتن تا ابد.

55:34.722 --> 55:37.769
‫یادمه حس کردم می‌خوام
‫پخش رو متوقف کنم،

55:37.812 --> 55:40.424
‫برم توی سالن سینما
‫و یه چیزی رو اعلام کنم.

55:41.468 --> 55:44.428
‫ما تا مرگ ما رو از هم
‫جدا کنه، با هم نموندیم.

55:45.167 --> 55:46.778
‫ما داریم طلاق می‌گیریم.

55:48.649 --> 55:52.914
‫شاید این فیلم به عنوان یه مستند فیلم‌برداری
‫شده باشه، ولی الان دیگه یه فیلم داستانیه.

55:54.307 --> 55:57.266
‫فکر می‌کنی ممکنه یه
‫روزی بخوای ازدواج کنی؟

55:57.310 --> 55:59.138
‫با تو، بابایی و مامان

56:01.314 --> 56:04.273
‫فقط مامان و بابایی.

56:09.540 --> 56:12.412
‫ساختنش خیلی آسون بود.

56:12.456 --> 56:14.022
‫چقدر طول کشید تا بسازیش؟

56:14.066 --> 56:16.373
‫چند روز.

56:16.416 --> 56:19.376
‫و از کجا می‌دونستی خدا چه شکلیه؟

56:19.915 --> 56:21.789
‫اخبار ساعت شش (۱۹۹۷)

56:21.813 --> 56:24.337
‫خب، راستش نمی‌دونم.

56:24.381 --> 56:27.645
‫ولی این منو یاد خدا میندازه.

56:28.428 --> 56:31.562
‫منو یاد خدا میندازه.

56:37.132 --> 56:40.135
‫فکر کنم خدا این شکلی باشه.

56:41.702 --> 56:44.531
‫فکر می‌کنی خدا این نقاشی رو دیده؟

56:44.575 --> 56:45.924
‫معلومه.

56:46.315 --> 56:48.840
‫خب، نه از داخل...

56:48.883 --> 56:53.671
‫از پنجره نشونش میدم.

56:57.022 --> 57:00.025
‫لطفاً پنجره رو باز کن.

57:02.506 --> 57:03.376
‫همون‌جا.

57:05.247 --> 57:09.034
‫این یه تصویر مرموز از خداست.

57:10.252 --> 57:12.167
‫حالا می‌خوای بری کمپ؟

57:12.646 --> 57:15.475
‫واسه همین دوربین رو
‫گذاشتم زمین و رفتم کمپ.

57:16.911 --> 57:21.699
‫ولی یادمه فکر می‌کردم اینجا خدا یه
‫جورایی شبیه دوربین فیلم‌برداریه.

57:23.570 --> 57:28.009
‫بعضی از فیلم‌هایی که وقتی بچه
‫بودی ازت گرفتم، خیلی قشنگن.

57:28.967 --> 57:31.578
‫و دلیلش اینه که با فیلم
‫گرفتمشون، نه با اچ‌دی.

57:32.013 --> 57:33.188
‫موافقم و فکر می‌کنم که

57:34.102 --> 57:36.888
‫برگشتن به دوران
‫بچگی و فیلم‌برداری شدن

57:39.194 --> 57:41.458
‫بزرگترین حسرتی که دارم
‫اینه که منو نذاشتی توی...

57:41.980 --> 57:45.505
‫یه جور تبلیغات بچه‌گونه

57:47.333 --> 57:49.770
‫تا حدی یه ستاره
‫کودک بودم، ولی...

57:49.814 --> 57:52.860
‫فکر کنم با اینکه سعی نکردیم
‫ستاره کودک بشی، در حقت لطف کردیم.

57:52.904 --> 57:55.820
‫فکر کنم خیلی راحت
‫می‌تونستی منو ستاره کودک کنی.

57:55.863 --> 57:57.648
‫از قبل بودم، یه جورایی
‫در حد لیست دی بودم،

57:57.691 --> 57:59.780
‫لیست زد.

57:59.824 --> 58:01.390
‫چطور باهاش کنار میای؟

58:01.434 --> 58:02.609
‫نمی‌دونم.

58:05.612 --> 58:07.788
‫فقط برام سواله که تا
‫حالا به این فکر کردی که

58:07.832 --> 58:10.051
‫نقش‌ها رو گاهی اوقات
‫بیشتر عوض کنیم.

58:10.878 --> 58:11.792
‫خب، بیا.

58:13.011 --> 58:13.838
‫گرفتیش؟

58:13.881 --> 58:14.665
‫آره.

58:14.708 --> 58:15.535
‫باشه.

58:15.796 --> 58:16.884
‫گرفتمش.

58:16.928 --> 58:17.668
‫گرفتیش؟

58:17.711 --> 58:18.059
.می‌تونم فیلم بگیرم

58:18.103 --> 58:18.764
‫باشه.

58:20.235 --> 58:20.932
‫اوووه.

58:20.975 --> 58:22.237
‫نندازیش.

58:22.586 --> 58:23.278
‫کجا باید...

58:23.282 --> 58:24.109
‫منو می‌بینی؟

58:24.152 --> 58:24.762
‫آره!

58:24.805 --> 58:25.676
‫خیلی خب.

58:26.807 --> 58:28.461
‫اینا هنوز مرتب نشدن.

58:28.505 --> 58:29.723
‫خوب نمی‌تونم ببینمشون.

58:29.767 --> 58:31.203
‫یه جورایی خیلی ریزن.

58:31.246 --> 58:32.465
‫توی این دوربین.

58:33.988 --> 58:35.464
‫اگه دوربین خوب کار نمی‌کنه،
‫چطوری تنظیمش کنم؟

58:35.468 --> 58:37.209
‫خب، فکر کنم اگه دقت
‫کنی می‌تونی ببینیشون.

58:37.252 --> 58:38.902
‫فقط دوربین رو جابه‌جا
‫کن تا دستام رو ببینی

58:38.906 --> 58:40.560
‫که دارم صدف‌ها رو نگه می‌دارم...

58:41.039 --> 58:42.693
‫دقیقاً وسطشونه، آره!

58:45.130 --> 58:45.870
‫می‌دونی چیه؟

58:45.913 --> 58:46.784
‫- چی؟
‫- می‌دونی چیه؟

58:46.827 --> 58:48.046
‫به نظرم تو آدم جالبی هستی.

58:48.089 --> 58:49.409
‫ به نظرم تو آدم جالبی هستی.

58:51.310 --> 58:53.268
‫فکر کنم من یه جورایی
‫خسته‌کننده باشم.

58:53.312 --> 58:54.875
‫تو مثل مردی هستی که پشت دوربینه.
‫فکر کنم من یه جورایی خسته‌کننده باشم.

58:54.879 --> 58:56.445
‫هیچ‌کس اون‌قدری که باید
‫نمی‌تونه تو رو ببینه...

58:56.489 --> 58:59.100
‫خب می‌تونن، من هر از
‫گاهی میام جلوی دوربین.

58:59.144 --> 59:01.799
‫مثلاً حدود یک درصد از فیلم‌هات.

59:01.842 --> 59:03.322
‫خب، یه دلیلی براش هست.

59:03.365 --> 59:04.711
‫مردم نمی‌خوان فیلمی
‫درباره من ببینن.

59:04.715 --> 59:07.369
‫اونا می‌خوان فیلمی درباره
‫چیزی که من می‌بینم تماشا کنن.

59:07.413 --> 59:10.590
‫اما شاید...

59:10.634 --> 59:12.200
‫بتونی تغییرش بدی.

59:12.723 --> 59:14.594
‫شاید در آینده تغییر کنم؟

59:14.638 --> 59:16.596
‫شاید.

59:16.640 --> 59:18.990
‫یه جورایی تاره، می‌دونی؟

59:19.033 --> 59:20.295
‫جدی؟

59:20.339 --> 59:21.815
‫احتمالاً چشمی دوربین
‫نیاز به تنظیم داره.

59:21.819 --> 59:22.820
‫چی؟

59:22.863 --> 59:23.860
‫چرا فعلاً خاموشش نمی‌کنیم؟

59:23.864 --> 59:25.344
‫حتماً.

59:25.649 --> 59:28.608
‫فقط کافیه این دکمه
‫کوچیک رو فشار بدی.

59:28.652 --> 59:29.605
‫مطمئنی این همون دکمه‌ست؟

59:29.609 --> 59:31.785
‫آره، الان روی حالت فیلم‌برداریه.

59:31.829 --> 59:33.482
‫خیلی خب.

59:38.313 --> 59:40.533
‫املت سه تخم‌مرغی می‌خوری یا دو تا؟

59:40.577 --> 59:42.100
‫سه تا، لطفاً.

59:43.275 --> 59:45.320
‫خب، آدریان.

59:45.364 --> 59:46.583
‫بله؟

59:46.626 --> 59:47.986
‫بهم بگو نظرت درباره بابات چیه.

59:48.019 --> 59:50.282
‫دارم حسابی ازت مراقبت می‌کنم.

59:50.761 --> 59:53.198
‫همیشه همین‌طوری ولی...

59:53.241 --> 59:55.722
‫اینجا اصلاً جای مناسبی نیست.

59:55.766 --> 59:57.637
‫اینجا موقتیه، آدریان.

59:57.681 --> 01:00:00.422
‫خیلی در مورد خونه‌های
‫موقتی غر می‌زنی.

01:00:01.772 --> 01:00:04.775
‫محیط اطراف خیلی
‫روم تأثیر می‌ذاره.

01:00:07.342 --> 01:00:09.518
‫خیلی وقتا از دستم عصبانی بودی

01:00:09.562 --> 01:00:10.650
‫سر این چیز و اون چیز.

01:00:11.888 --> 01:00:14.148
‫تو بعضی وقتها میتونی
‫خیلی دست و دل باز باشی...

01:00:17.435 --> 01:00:19.908
‫از این خوشم میاد
‫که سعی می‌کنی منو...

01:00:20.735 --> 01:00:24.055
‫تو هر پروژه‌ی خلاقانه‌ای شریک کنی.

01:00:26.710 --> 01:00:28.668
‫ولی جدی آدریان،

01:00:28.712 --> 01:00:30.322
‫بعضی از اتفاقاتی که

01:00:30.365 --> 01:00:32.977
‫توی این یکی دو سال اخیر افتاده،

01:00:34.152 --> 01:00:36.502
‫واقعاً...

01:00:36.545 --> 01:00:39.548
‫دردناک و پیچیده بوده و

01:00:40.158 --> 01:00:42.247
‫ما هم تو این مسیر چند
‫تا اشتباه کردیم ولی...

01:00:42.290 --> 01:00:43.640
‫فقط چند تا؟

01:00:43.683 --> 01:00:44.379
‫چی؟

01:00:44.423 --> 01:00:45.424
‫- فقط چند تا؟
‫- چی؟

01:00:45.467 --> 01:00:47.469
‫خب، چند تا...

01:00:47.513 --> 01:00:48.775
‫شاید بیشتر از چند تا، ولی

01:00:48.819 --> 01:00:51.299
‫تو هم قطعاً اشتباهات زیادی داشتی.

01:00:51.735 --> 01:00:56.043
‫و گاهی فکر نمی‌کنم حتی
‫حاضر باشی قبولشون کنی.

01:00:58.611 --> 01:01:00.744
‫ما قبلاً در موردش حرف زدیم.

01:01:00.787 --> 01:01:06.184
‫من چیزهایی رو پشت سر گذاشتم
‫که برای خیلی‌ها قابل درک نیست.

01:01:06.227 --> 01:01:08.055
‫مثلاً چی؟

01:01:09.840 --> 01:01:12.625
‫چیزهایی که نمی‌خوام
‫در موردشون حرف بزنم.

01:01:13.974 --> 01:01:18.892
‫فکر می‌کنم این موضوع واقعاً باعث
‫بیدار شدن بدترین جنبه‌های وجودم شد،

01:01:18.936 --> 01:01:22.461
‫بعضی از گرایش‌های بد توی خودم...

01:01:23.114 --> 01:01:26.639
‫رذایل اخلاقی و اضطراب.

01:01:29.555 --> 01:01:32.123
‫خب، اون فقط برای کمک به تو بود.

01:01:32.166 --> 01:01:34.691
‫شاید چند تا اشتباه کردیم.

01:01:34.734 --> 01:01:37.128
‫فکر کنم داری قضیه رو
‫خیلی دست‌کم می‌گیری.

01:01:43.264 --> 01:01:44.918
‫آدریان، الان می‌افته.

01:01:44.962 --> 01:01:47.704
‫نمی‌افته بابایی، من زندگی
‫رو لبه‌ی پرتگاه دوست دارم.

01:01:52.491 --> 01:01:53.492
‫دیدی...

01:01:53.535 --> 01:01:55.015
‫اوه!

01:02:01.456 --> 01:02:04.459
‫می‌تونست بدتر از این باشه.

01:02:06.635 --> 01:02:07.898
‫سلام.

01:02:07.941 --> 01:02:10.639
‫من و مارک با هم پشت تلفنیم.

01:02:10.683 --> 01:02:12.685
‫سلام راس.

01:02:12.729 --> 01:02:15.489
‫می‌دونی، قضیه اینه که فکر
‫می‌کنم تلویزیون الان خیلی خوب شده...

01:02:15.862 --> 01:02:18.169
‫تیم لس آنجلس دوباره زنگ زد.

01:02:18.212 --> 01:02:22.042
‫سریال تلویزیونی راه‌پیمایی شرمن
‫حالا داشت بازنویسی می‌شد

01:02:22.086 --> 01:02:24.741
‫به عنوان یه سیت‌کام نیم‌ساعته.

01:02:26.568 --> 01:02:29.136
‫تقریباً سه سال از شروع
‫تولیدش گذشته بود،

01:02:29.180 --> 01:02:32.618
‫و من تردیدهای بیشتری
‫نسبت به این پروژه داشتم.

01:02:32.836 --> 01:02:35.926
‫تازه، واقعاً چیزی
‫هم نبود که بخوام

01:02:35.969 --> 01:02:38.363
‫برای مستند پشت‌صحنه‌ام
‫فیلم‌برداری کنم.

01:02:38.406 --> 01:02:42.106
‫فقط یه سری جلسات که ترجیح
‫می‌دادن من ازشون فیلم‌برداری نکنم.

01:02:44.848 --> 01:02:48.852
‫خودم رو در حال فیلم گرفتن از
‫لحظات تصادفی بیرون پنجره دیدم.

01:02:51.376 --> 01:02:55.380
‫اما بعد بهم خبر دادن که پیشنهادی
‫که برای یه فیلم دیگه داده بودم،

01:02:55.423 --> 01:02:58.644
‫فیلمی که باید توی فرانسه
‫فیلم‌برداری می‌شد، تأیید شده.

01:03:01.168 --> 01:03:05.303
‫اسم فیلم قرار بود
‫«خاطره عکاسی» باشه.

01:03:07.871 --> 01:03:10.482
‫این نقشه مال چند سال پیشه؟

01:03:10.525 --> 01:03:13.615
‫خب، باید حداقل...

01:03:13.659 --> 01:03:16.183
‫سی، سی و پنج سالی بشه.

01:03:18.359 --> 01:03:21.580
‫می‌تونی تصور کنی یه روزی
‫بری یه همچین سفری، آدریان؟

01:03:23.277 --> 01:03:26.019
‫پرسه بزنی و واقعاً
‫ندونی داری کجا میری؟

01:03:26.890 --> 01:03:28.239
‫حس می‌کنم قبلاً این کار رو کردم.

01:03:28.282 --> 01:03:28.943
‫واقعاً؟

01:03:28.979 --> 01:03:30.067
‫کجا انجامش دادی؟

01:03:33.418 --> 01:03:36.421
‫جاهایی که واقعاً نمی‌خوام
‫راجع بهشون حرف بزنم.

01:03:37.161 --> 01:03:38.771
‫باشه...

01:03:40.773 --> 01:03:45.647
‫برای این فیلم، می‌خواستم ردپای گذشته‌ام
‫رو دنبال کنم، زمانی که هم‌سن پسرم بودم.

01:03:45.691 --> 01:03:50.783
‫زمانی که مطمئن نبودم
‫می‌خوام با زندگیم چیکار کنم.

01:03:52.872 --> 01:03:54.656
‫در حالی که توی آمریکا،

01:03:54.700 --> 01:03:58.530
‫پسرم داره سعی می‌کنه بفهمه
‫می‌خواد با زندگیش چیکار کنه.

01:04:05.160 --> 01:04:05.774
‫حافظه‌ی تصویری (۲۰۱۱)

01:04:05.798 --> 01:04:07.452
‫سلام آدریان.

01:04:07.495 --> 01:04:08.322
‫سلام بابایی.

01:04:08.366 --> 01:04:09.976
‫می‌تونی منو ببینی؟

01:04:10.455 --> 01:04:12.805
‫آره، می‌بینم...

01:04:13.371 --> 01:04:15.199
‫دوربینه؟

01:04:15.242 --> 01:04:19.159
‫یه دوربین پشت سرمه
‫و اقیانوس هم جلومه.

01:04:19.831 --> 01:04:23.207
‫آدریان، روزهات رو چطور می‌گذرونی؟

01:04:24.076 --> 01:04:26.326
‫راستش، سعی می‌کنم کار کنم ولی،

01:04:26.526 --> 01:04:28.976
‫واقعاً هیچ کاری پیش نمیره...

01:04:30.518 --> 01:04:32.607
‫مدتی بعد از این گفتگو،

01:04:32.651 --> 01:04:36.742
‫آدریان تصمیم گرفت مصرف
‫داروی لیتیومش رو کم کنه.

01:04:36.785 --> 01:04:39.353
‫اون گفت که این دارو باعث
‫شده کلی وزن اضافه کنه

01:04:39.397 --> 01:04:42.052
‫و حسابی کسلش کرده.

01:04:42.095 --> 01:04:47.231
‫اون حس می‌کرد لیتیوم خلاقیت
‫و اون شور و حالش رو ازش گرفته.

01:04:53.672 --> 01:04:57.719
‫«خاطره عکاسی» برای اولین بار
‫در جشنواره فیلم ونیز اکران شد.

01:04:59.096 --> 01:05:02.079
‫یکی از هیئت‌ها داره می‌رسه.

01:05:02.768 --> 01:05:06.598
‫و از اونجایی که آدریان توی
‫فیلم حضور داشت، اون هم همراهم اومد.

01:05:08.252 --> 01:05:13.170
‫حداقل نسخه اولیه
‫فیلم رو بهم نشون داد.

01:05:13.213 --> 01:05:14.954
‫اولش واقعاً شوکه‌کننده بود.

01:05:14.998 --> 01:05:19.437
‫و اگه پای بابام در
‫میون نبود، احتمالاً...

01:05:19.480 --> 01:05:22.527
‫نمی‌گم می‌رفتم شکایت می‌کردم،
‫ولی قطعاً یه‌کاری می‌کردم...

01:05:22.570 --> 01:05:23.963
‫اوه، بی‌خیال.

01:05:24.007 --> 01:05:25.225
‫دارم شوخی می‌کنم.

01:05:25.269 --> 01:05:27.749
‫ولی نه، اگه اون سطح
‫از صمیمیت نبود،

01:05:28.707 --> 01:05:30.709
‫کمی قضیه فرق می‌کرد.

01:05:30.752 --> 01:05:33.146
‫ولی فکر کنم ارزشش
‫رو داره بگم که اگه واقعاً

01:05:33.190 --> 01:05:35.579
‫با هر کدوم از صحنه‌ها مخالف
‫بودی، اول از همه حذفش می‌کردم.

01:05:35.583 --> 01:05:38.151
‫و اون مشخصاً اون صداقت رو داره.

01:05:38.195 --> 01:05:41.589
‫اگه گفته بودم که واقعاً
‫با این موضوع راحت نیستم،

01:05:41.633 --> 01:05:43.809
‫قطعاً توی فیلم نمی‌موند.

01:05:43.852 --> 01:05:45.724
‫خیلی‌ها می‌پرسن،

01:05:45.767 --> 01:05:48.114
‫«آیا از دیدن خیلی از این
‫تصاویر روی پرده معذب نشدی؟»

01:05:48.118 --> 01:05:51.295
‫«و اینکه پخش بشن و
‫جلوی چشم عموم قرار بگیرن؟»

01:05:51.904 --> 01:05:52.992
‫جوابش مثبته.

01:05:53.036 --> 01:05:56.169
‫خیلی از اون‌ها قطعاً دیدنشون سخته.

01:05:56.213 --> 01:05:59.390
‫رو حساب بزرگ شدنم، حتی
‫توی همین یکی دو سال اخیر.

01:05:59.433 --> 01:06:03.742
‫همین‌طور در مقایسه با وقتی
‫که بچه کوچک‌تری بودم، ولی...

01:06:05.483 --> 01:06:07.006
‫اون...

01:06:07.050 --> 01:06:08.921
‫حتی اگه بیشتر از
‫اینا بی‌رحمانه باشه،

01:06:08.965 --> 01:06:11.141
‫کمک می‌کنه، اوه...

01:06:12.055 --> 01:06:16.189
‫که دوباره کل تم
‫فیلم رو برگردونه و

01:06:16.233 --> 01:06:17.538
‫به قوی‌تر شدنش کمک کنه.

01:06:17.582 --> 01:06:19.236
‫به‌علاوه حالا می‌تونی
‫بری جشنواره‌های فیلم.

01:06:19.279 --> 01:06:21.199
‫درسته. به‌علاوه حالا می‌تونی
‫بری جشنواره‌های فیلم.

01:06:21.281 --> 01:06:23.544
‫منم خیلی خسته‌ام.

01:06:25.894 --> 01:06:28.767
‫می‌خوام از مهمان‌هام تشکر کنم.

01:06:30.160 --> 01:06:32.249
‫ممنون، خیلی ممنون.

01:06:34.860 --> 01:06:38.995
‫بعد از ونیز، با هم به
‫جشنواره‌های فیلم دیگه‌ای رفتیم.

01:06:58.840 --> 01:07:01.843
‫مثل همیشه، آدریان دوربینش
‫رو هم با خودش آورده بود.

01:07:04.846 --> 01:07:09.547
‫اما متوجه شدم که از این‌ور به
‫اون‌ور یادداشت‌برداری هم می‌کرد.

01:07:09.982 --> 01:07:12.985
‫حالا برام سواله که روی اون
‫تیکه کاغذ چی نوشته بود.

01:07:19.122 --> 01:07:23.126
‫این چیزیه که بعد از اینکه شب
‫رفتم توی اتاقم، فیلم‌برداری کرده.

01:07:27.304 --> 01:07:30.481
‫شاید برای موزیک‌ویدئویی
‫بوده که داشت می‌ساخت

01:07:30.524 --> 01:07:33.049
‫اما هیچ‌وقت نمی‌فهمم
‫که واقعاً چی بوده.

01:07:37.009 --> 01:07:40.621
‫آدریان علاقه خاصی به
‫موزیک‌ویدئوها داشت.

01:07:40.665 --> 01:07:44.756
‫مخصوصاً اون‌هایی که حضور خودش رو
‫توی جشنواره‌های فیلم نشون می‌داد.

01:08:22.315 --> 01:08:24.404
‫وقتی بالاخره این
‫ویدئو رو پیدا کردم

01:08:24.448 --> 01:08:27.364
‫که آدریان توی جشنواره
‫فیلم ونیز گرفته بود،

01:08:27.407 --> 01:08:30.106
‫اصلاً نمی‌دونستم باید
‫چطور باهاش برخورد کنم.

01:08:33.631 --> 01:08:37.330
‫منظورم اینه که، یه جور
‫شوخی کنایه‌آمیز با خودش بود

01:08:37.374 --> 01:08:40.812
‫به عنوان یه آدم کله‌گنده
‫توی جشنواره‌های فیلم؟

01:08:42.466 --> 01:08:43.989
‫یا اینکه تا یه حدی،

01:08:44.032 --> 01:08:47.297
‫واقعاً نشون‌دهنده زندگی‌ای
‫بود که برای خودش می‌خواست؟

01:08:49.386 --> 01:08:52.302
‫نمی‌گم ذاتاً مشکلی
‫با این موضوع دارم،

01:08:52.345 --> 01:08:55.740
‫اما برای آدریان،
‫شاید مثل سم بوده.

01:08:58.221 --> 01:09:01.006
‫حالا نگرانم که شاید
‫فیلم گرفتن از پسرم

01:09:01.049 --> 01:09:04.836
‫و اینکه اجازه دادم با من
‫به اکران‌های فیلم بیاد

01:09:04.879 --> 01:09:07.969
‫یه جورایی باعث
‫بی‌ثباتی‌اش شده باشه.

01:09:09.101 --> 01:09:12.235
‫شاید یه درک تحریف‌شده
‫از واقعیت بهش داده باشه.

01:09:13.497 --> 01:09:17.283
‫و اون نظری که یه خبرنگار
‫درباره فیلم داد، هنوز عذابم میده.

01:09:17.718 --> 01:09:21.026
‫می‌گفت حس کرده من با
‫پسرم خیلی سخت‌گیر بودم،

01:09:21.069 --> 01:09:22.680
‫خیلی قضاوتش کردم.

01:09:23.028 --> 01:09:25.465
‫چرا این کارها رو می‌کنی؟

01:09:26.249 --> 01:09:27.032
‫چرا؟

01:09:27.075 --> 01:09:29.208
‫من فقط...

01:09:30.949 --> 01:09:32.211
‫نمی‌دونم...

01:09:32.255 --> 01:09:32.733
‫داری به خودت آسیب
‫می‌زنی، نمی‌دونم...

01:09:32.777 --> 01:09:33.908
‫مستی و...

01:09:33.952 --> 01:09:35.823
‫من دیشب هیچی نخوردم.

01:09:35.867 --> 01:09:37.734
‫خب، نه دیشب ولی...
‫من دیشب هیچی نخوردم.

01:09:37.738 --> 01:09:39.388
‫با این الکل و مشروب خوردنت

01:09:39.392 --> 01:09:42.134
‫داری به خودت آسیب می‌زنی و...

01:09:43.266 --> 01:09:45.398
‫چیزی که اون خبرنگار نمی‌دونست

01:09:45.442 --> 01:09:47.661
‫چون من توی فیلم بهش نپرداختم

01:09:48.009 --> 01:09:51.187
‫همون هفت سال، جهنم
‫و رنج پراکنده‌ای بود

01:09:51.230 --> 01:09:54.407
‫که پسرم به خاطر الکل و مواد

01:09:54.451 --> 01:09:57.105
‫و مشکلات روانی‌اش
‫پشت سر گذاشته بود.

01:09:58.846 --> 01:10:02.720
‫«خاطره عکاسی» نسخه‌ای از یه بچه
‫رو نشون میده که مشکل داشت، اما

01:10:02.763 --> 01:10:05.766
‫کسی که در نهایت حالش خوب می‌شد.

01:10:06.680 --> 01:10:09.074
‫حالا فکر می‌کنم همین نسخه،

01:10:09.117 --> 01:10:11.642
‫یه نسخه کاملاً دروغین،

01:10:11.685 --> 01:10:16.821
‫همونی بود که آدریان در نهایت
‫به عنوان حقیقتِ خودش پذیرفت.

01:10:21.478 --> 01:10:25.046
‫حتی بعد از دوره‌ای که توی
‫«خاطره عکاسی» پوشش داده شد،

01:10:25.090 --> 01:10:27.440
‫آدریان همچنان مشکلاتی داشت،

01:10:27.484 --> 01:10:30.617
‫از جمله درگیری‌های جزئی
‫با پلیس بوستون.

01:10:34.186 --> 01:10:35.143
‫حتی گذاشتم بره.

01:10:35.187 --> 01:10:37.363
‫یه فرورفتگی روی
‫کاپوت ماشینم هست، خب؟

01:10:47.808 --> 01:10:50.811
‫و شاید آخرین چیزی
‫که باعث شد آدریان

01:10:50.855 --> 01:10:55.207
‫در جریان تعقیب و گریز برای پیدا
‫کردن عاملان بمب‌گذاری ماراتن بوستون،

01:10:55.251 --> 01:10:58.950
‫مامورهای اف‌بی‌آی برای مدت
‫کوتاهی ازش بازجویی کنن،

01:10:58.993 --> 01:11:03.650
‫چون یه نفر یه گزارش ناشناس داده بود
‫که آدریان شبیه یکی از بمب‌گذارهاست.

01:11:05.086 --> 01:11:08.655
‫مامورها خیلی زود فهمیدن که اون
‫کسی که دنبالش بودن نیست.

01:11:12.355 --> 01:11:15.836
‫اما آدریان تصمیم گرفت که
‫وقتشه از بوستون بزنه بیرون.

01:11:15.880 --> 01:11:17.664
‫همون‌طور که به دوستاش گفت،

01:11:17.708 --> 01:11:20.711
‫حتی اف‌بی‌آی هم
‫اینجا منو زیر نظر داره.

01:11:22.930 --> 01:11:26.673
‫پس اون یه سری دامنه‌های اینترنتی
‫که جمع کرده بود رو برداشت،

01:11:26.717 --> 01:11:29.023
‫و فروختشون.

01:11:29.067 --> 01:11:32.070
‫رفت کلرادو تا یه
‫شروع تازه داشته باشه.

01:11:43.429 --> 01:11:46.606
‫وقتی فیلم‌هایی که تو
‫کلرادو گرفتی رو می‌دیدم،

01:11:46.650 --> 01:11:50.044
‫فیلم‌های اسکی‌ت بیشتر از
‫همه منو تحت تاثیر قرار داد.

01:11:57.835 --> 01:12:02.666
‫محو تماشای سایه‌ت شده
‫بودم وقتی روی برف‌ها می‌لغزید.

01:12:06.583 --> 01:12:08.193
‫و وقتی سرفه کردی،

01:12:08.236 --> 01:12:11.544
‫دقیقاً همون سرفه‌ای بود
‫که وقتی بچه بودی می‌کردی.

01:12:28.779 --> 01:12:33.392
‫وقتی این فیلم رو دیدم، انگار
‫یهو تونستم برم توی کالبد تو.

01:12:38.963 --> 01:12:42.096
‫یادم اومد که چقدر دوست
‫داشتی از مسیر اصلی جدا بشی

01:12:42.140 --> 01:12:44.490
‫و راه خودت رو از شیب پیدا کنی.

01:12:49.234 --> 01:12:52.672
‫وقتی بچه بودی و
‫با هم اسکی می‌کردیم،

01:12:52.716 --> 01:12:56.372
‫گاهی اوقات می‌ایستادیم فقط
‫برای اینکه به سکوت گوش بدیم.

01:12:59.418 --> 01:13:02.378
‫نمی‌دونم اینجا هم داشتی
‫همین کار رو می‌کردی یا نه.

01:13:12.866 --> 01:13:14.955
‫هیس.

01:13:14.999 --> 01:13:17.393
‫فقط گوش کن.

01:13:25.879 --> 01:13:28.534
‫قبلاً به خودم می‌گفتم فیلمساز.

01:13:28.578 --> 01:13:31.058
‫قبلاً به خودم می‌گفتم پدرت.

01:13:31.102 --> 01:13:33.365
‫قبلاً به خودم می‌گفتم فیلمساز.

01:13:33.409 --> 01:13:36.194
‫قبلاً به خودم می‌گفتم پدرت.

01:13:46.857 --> 01:13:49.642
‫قبلاً به خودم می‌گفتم پدرت.

01:13:54.549 --> 01:14:00.797
‫تا این‌جای کار، هرچیزی که در این فیلم نمایش دادم، بخشی از کارهایی بوده که من

01:14:00.821 --> 01:14:07.070
‫و تو مشغول آنها بودیم، در حالی که جفتمون
‫داشتیم به روزِ مرگ تو نزدیک‌تر می‌شدیم.

01:14:07.095 --> 01:14:11.706
‫آنچه در ادامه می‌آید، روایتِ همان
‫سال است؛ آخرین سال از زندگی تو.

01:14:18.758 --> 01:14:21.065
‫چند سالی می‌گذره،

01:14:21.108 --> 01:14:25.461
‫بعد با هیون کیم آشنا می‌شم،
‫یه فیلمساز از کره جنوبی.

01:14:26.723 --> 01:14:28.376
‫عاشق هم می‌شیم.

01:14:29.290 --> 01:14:32.293
‫اون میاد پیش من زندگی می‌کنه.

01:14:35.383 --> 01:14:39.649
‫اوایل رابطه‌مون، ازم خواست
‫که از صورتش فیلم نگیرم.

01:14:40.388 --> 01:14:43.870
‫نکنه خلاف سنگینی
‫کردی که من خبر ندارم؟

01:14:44.915 --> 01:14:49.267
‫نه، چون جلوی دوربین طبیعی نیستم.

01:14:51.617 --> 01:14:55.186
‫فقط می‌خوام زندگی
‫خصوصی خودم رو داشته باشم.

01:14:59.799 --> 01:15:02.802
‫فقط چون آدمی نیستم
‫که اهلِ شو و اجرا باشه،

01:15:03.890 --> 01:15:06.806
‫من یه تماشاگرم.

01:15:09.287 --> 01:15:12.072
‫توی این فیلم قراره
‫یه زن مرموز باشی.

01:15:12.116 --> 01:15:14.988
‫عاشق مرموز بودنم!

01:15:20.428 --> 01:15:22.909
‫با اینکه نمی‌ذاره از
‫صورتش فیلم بگیرم،

01:15:22.953 --> 01:15:25.216
‫ولی هیون فوق‌العاده‌ست.

01:15:27.523 --> 01:15:32.528
‫یه وقتایی واقعاً شگفت‌زده می‌شم از
‫اینکه اصلاً چطور همدیگه رو پیدا کردیم.

01:15:38.055 --> 01:15:41.058
‫دخترم «ماریا» داره کم‌کم
‫با هیون آشنا می‌شه.

01:15:42.102 --> 01:15:43.582
‫یا یه کوچیک‌ترش.

01:15:43.626 --> 01:15:46.237
‫خب، به نظرم اندازه‌ی این خوبه.

01:15:46.280 --> 01:15:48.544
‫کدو تنبل هم که گرفتیم.

01:15:56.856 --> 01:15:59.729
‫هیون داره یه فیلم
‫درباره‌ی پیامدهای جنگ کُره...

01:15:59.772 --> 01:16:02.688
‫روی سه نسل از خانواده‌ش، می‌سازه.

01:16:05.735 --> 01:16:10.348
‫وقتی نگاهش می‌کنم، برام جالبه که
‫چقدر سبک فیلم‌سازی‌مون شبیه همه.

01:16:14.744 --> 01:16:17.442
‫انگار داریم به یه
‫زبون حرف می‌زنیم.

01:16:22.293 --> 01:16:24.293
[دفتر خدمت شهرداری]
گواهی تولد، گواهی ازدواج، گواهی فوت

01:16:24.318 --> 01:16:25.624
‫چه حسی داری؟

01:16:25.668 --> 01:16:27.017
‫خب، خیلی خوشحالم.

01:16:28.671 --> 01:16:32.500
‫فقط کاش می‌ذاشتی ازت فیلم
‫بگیرم، همون‌طور که تو از من می‌گیری.

01:16:34.285 --> 01:16:36.374
‫نه، قبول نمی‌کنی؟

01:16:36.417 --> 01:16:38.681
‫حتی برای...

01:16:38.724 --> 01:16:41.161
‫حتی برای کادوی عروسی؟

01:16:41.205 --> 01:16:43.207
‫می‌خواین دست همو بگیرین؟

01:16:43.250 --> 01:16:45.035
‫اوه، باشه.

01:16:45.688 --> 01:16:46.602
‫آماده‌ای؟

01:16:46.645 --> 01:16:47.555
‫- آره، آماده‌ایم.
‫- شما آماده‌اید؟

01:16:47.559 --> 01:16:48.604
‫خیلی خب.

01:16:50.127 --> 01:16:52.207
‫می‌شه برگردی سمتش و
‫بعد حرفای منو تکرار کنی؟

01:16:54.174 --> 01:16:55.785
‫من، راس.

01:16:55.828 --> 01:16:56.655
‫من، راس.

01:16:56.699 --> 01:16:57.700
‫تو رو، هیون، می‌گیرم.

01:16:57.743 --> 01:16:59.049
‫تو رو، هیون، می‌گیرم.

01:16:59.092 --> 01:17:00.441
‫که همسرم باشی.

01:17:00.485 --> 01:17:01.656
‫که همسرم باشی.

01:17:01.660 --> 01:17:03.314
‫و بهت قول می‌دم.

01:17:03.357 --> 01:17:05.037
‫و بهت قول می‌دم.

01:17:05.185 --> 01:17:08.928
‫عنوان رسمی قاضی لوپز،
‫«مجری عقد» (عاقد) هست.

01:17:09.494 --> 01:17:13.280
‫انگار که قراره این تبادل رسمی
‫عهد و پیمان ازدواج رو جدی‌تر کنه.

01:17:14.020 --> 01:17:14.934
‫دوستی‌ام رو،

01:17:14.978 --> 01:17:16.022
‫حمایتم رو،

01:17:16.066 --> 01:17:17.633
‫حمایتم رو،...

01:17:17.676 --> 01:17:21.375
‫شاید براش یه کم عجیب
‫و نه چندان رسمی باشه،

01:17:21.419 --> 01:17:25.553
‫که هم من و هم هیون داریم این مراسم رو
‫با دوربین‌های خودمون ضبط می‌کنیم.

01:17:25.597 --> 01:17:28.600
‫حالا شما رو زن و
‫شوهر اعلام می‌کنم.

01:17:29.470 --> 01:17:31.690
‫تبریک می‌گم.

01:17:31.734 --> 01:17:33.474
‫تبریک می‌گم، خواهش می‌کنم.

01:17:33.518 --> 01:17:35.041
‫خوش بگذره.

01:17:35.085 --> 01:17:38.131
‫تصمیم گرفتیم هیچ دوست
‫یا عضوی از خانواده رو دعوت نکنیم.

01:17:38.175 --> 01:17:42.527
‫و این‌طوری، فقط با حضور
‫قاضی لوپز ازدواج کردیم.

01:17:45.138 --> 01:17:49.186
‫و البته روح اعضای
‫سابق شورای شهر.

01:17:57.498 --> 01:18:01.067
‫دخترم سر می‌زنه تا برای
‫من و هیون شام درست کنه.

01:18:02.460 --> 01:18:04.941
‫خب فکر می‌کنی بعد از تموم
‫کردن برنامه‌ای که الان توش هستی،

01:18:04.984 --> 01:18:06.812
‫چه اتفاقی برات می‌افته؟

01:18:06.856 --> 01:18:09.859
‫می‌خوام برم سر کار.

01:18:10.424 --> 01:18:16.256
‫می‌خوام یه شغل پیدا کنم، کار کنم
‫و بعد شاید برم یه دانشگاه دیگه.

01:18:17.127 --> 01:18:20.130
‫می‌خوایم یه سگ دیگه بگیریم.

01:18:27.920 --> 01:18:28.965
‫بابایی.

01:18:29.226 --> 01:18:30.706
‫ماریا، زود باش، بریم.

01:18:33.752 --> 01:18:35.885
‫اون طرفش رو بگیر، اون
‫یکی سمتش رو بلند کن.

01:18:35.928 --> 01:18:38.104
‫بریم، ما داریم می‌ریم سفر.

01:18:43.283 --> 01:18:45.024
‫خیلی خب، تقریباً آماده‌ایم.

01:18:45.068 --> 01:18:47.026
‫فکر کنم این خوبه...

01:18:47.070 --> 01:18:50.508
‫ماریا داره بزرگ می‌شه و
‫به نظر میاد اوضاعش خوبه.

01:18:50.856 --> 01:18:53.816
‫بزرگترین نگرانی من همچنان

01:18:53.859 --> 01:18:57.471
‫پسرمه که الان دو ساله
‫تو کلرادو زندگی می‌کنه.

01:19:06.045 --> 01:19:09.179
‫وقتی تلفنی حرف می‌زنیم،
‫بهم میگه که داره پیش میره

01:19:09.222 --> 01:19:12.051
‫تا کسب‌وکار
‫رسانه‌ای‌اش رو راه بندازه.

01:19:15.707 --> 01:19:19.755
‫میگه داره برای مشتری‌های اسکی‌بازش
‫فیلم‌های نمونه ضبط می‌کنه.

01:19:20.756 --> 01:19:24.455
‫میگه دلش برامون تنگ شده.

01:19:27.110 --> 01:19:28.938
‫آخرین باری که به
‫دیدن آدریان رفتم،

01:19:28.981 --> 01:19:31.288
‫به نظر می‌رسید حالش خوبه.

01:19:31.941 --> 01:19:36.032
‫ولی همیشه با این حس از پیشش
‫برمی‌گردم که احتمالاً همه‌چیز دستگیرم نشده.

01:20:15.898 --> 01:20:19.858
‫آدریان بهم گفته بود که
‫شروع کرده به فیلمبرداری

01:20:19.902 --> 01:20:23.819
‫برای یه مستند درباره دوستاش
‫و اینکه زندگیشون چطوریه.

01:20:26.125 --> 01:20:27.866
‫ما داریم فیلم خودمون رو می‌سازیم،

01:20:27.910 --> 01:20:29.650
‫و در حال حاضر داریم با
‫حرف زدن پیش می‌بریمش.

01:20:29.694 --> 01:20:31.130
‫دقیقاً.

01:20:31.522 --> 01:20:33.393
‫هیچ‌کس نمی‌تونه کمکم کنه.

01:20:33.437 --> 01:20:35.395
‫هیچ دکتری نمی‌تونه کمکم کنه.

01:20:35.439 --> 01:20:37.180
‫هیچ دوستی نمی‌تونه کمکم کنه.

01:20:37.223 --> 01:20:40.226
‫- نه در نهایت...
‫- هیچ‌کس جز خودم نمی‌تونه کمکم کنه.

01:20:40.661 --> 01:20:42.707
‫تازه اگه اصلاً خودم
‫بتونم به خودم کمک کنم...

01:20:57.200 --> 01:20:59.760
‫از دیدن کتابچه‌ی تولید فیلم
‫ریمیک کلی کیف می‌کنی.

01:21:00.725 --> 01:21:04.903
‫دارن به همه بخش‌ها و همه
‫بازیگرهای ممکن فکر می‌کنن.

01:21:05.512 --> 01:21:06.992
‫من می‌تونم فقط
‫خودم باشم ولی خب...

01:21:08.124 --> 01:21:09.429
‫می‌دونی؟

01:21:09.473 --> 01:21:10.600
‫ولی باید نقش بابات
‫رو بازی کنی. می‌دونی؟

01:21:10.604 --> 01:21:12.128
‫خیلی خفن میشه.

01:21:12.171 --> 01:21:14.347
‫منظورم اینه که چطور ممکنه تو
‫رو برای نقش بابات انتخاب نکنن؟

01:21:14.391 --> 01:21:15.871
‫چون تقریباً هم‌سن هستین.

01:21:15.914 --> 01:21:16.911
‫نمی‌دونم. چون تقریباً هم‌سن هستین.

01:21:16.915 --> 01:21:17.912
‫به خاطر اینه که اونا
‫یه جورایی می‌خوان...

01:21:17.916 --> 01:21:18.782
‫فقط کافیه ریش بذاری.

01:21:18.786 --> 01:21:20.310
‫اونا یه ستاره می‌خوان که...

01:21:20.353 --> 01:21:22.921
‫می‌دونی، یه جورایی چیزهای
‫عامه‌پسند داشته باشه.

01:21:22.965 --> 01:21:24.880
‫رفیق، تنها کاری که باید
‫بکنی اینه که ریش بذاری

01:21:24.923 --> 01:21:27.447
‫و می‌تونی بابات باشی، پس...

01:21:30.059 --> 01:21:31.538
‫پیداش می‌کنیم.

01:21:31.582 --> 01:21:33.453
‫رفیق، این چرت و پرته.

01:21:33.497 --> 01:21:34.929
‫یه تیکه گل روی زمینه.

01:21:34.933 --> 01:21:36.848
‫صبر کن، صبر کن،
‫وایسا! زیر این کیف چیه؟

01:21:36.892 --> 01:21:38.067
‫علف.

01:21:38.110 --> 01:21:39.068
‫اینا دیگه چیه؟

01:21:39.111 --> 01:21:40.896
‫همه‌اش علفه؟

01:21:41.897 --> 01:21:42.636
‫این علفه؟

01:21:42.680 --> 01:21:43.942
‫این مال اونه...

01:21:44.290 --> 01:21:46.031
‫اما فیلم‌هایی که آدریان
‫از خودش به جا گذاشت،

01:21:46.075 --> 01:21:49.817
‫کم‌کم بیشتر و بیشتر
‫درباره مصرف مواد شد.

01:21:49.861 --> 01:21:53.560
‫و مخصوصاً درگیری‌های
‫خودش با اعتیاد.

01:21:59.784 --> 01:22:02.787
‫پس این اکسیه، مثل راکسی؟

01:22:03.614 --> 01:22:06.573
‫چی شد که اینو خریدی،
‫انگیزه‌ات چی بود؟

01:22:06.617 --> 01:22:07.661
‫مثل آب‌نبات می‌مونه.

01:22:07.705 --> 01:22:09.141
‫آب‌نبات دوست داری؟

01:22:09.185 --> 01:22:10.751
‫نه، راستش من از آبنبات متنفرم.

01:22:40.129 --> 01:22:41.913
‫گوش کن.

01:22:43.088 --> 01:22:45.786
‫منم دقیقاً مثل تو شروع کردم.

01:22:47.223 --> 01:22:48.746
‫فکر می‌کنم که...

01:22:50.008 --> 01:22:51.705
‫مستند کردنش جالب بشه

01:22:52.402 --> 01:22:55.927
‫در مورد مشکل مواد مخدر
‫و داروهای تجویزی آمریکا...

01:22:57.189 --> 01:22:58.930
‫و خودِ من.

01:23:00.236 --> 01:23:02.499
‫که احتمالاً بزرگترین بخش ماجراست.

01:23:03.065 --> 01:23:05.981
‫منظورم این نیست که
‫چون خودمم، بلکه چون...

01:23:06.633 --> 01:23:08.113
‫یعنی...

01:23:08.635 --> 01:23:12.509
‫می‌دونم فکر می‌کنی
‫احتمالاً اینا چرت و پرته، ولی...

01:23:14.120 --> 01:23:15.893
‫یعنی هنوز اینجام، و...

01:23:24.434 --> 01:23:27.828
‫یه شب، از یه بیمارستان
‫تو کلرادو بهمون زنگ زدن

01:23:27.872 --> 01:23:32.790
‫و گفتن آدریان برای یه دوره یه هفته‌ای
‫تو بخش ترک اعتیاد بستری شده.

01:23:33.443 --> 01:23:37.273
‫وقتی از بخش ترک اعتیاد میاد بیرون،
‫بهم میگه فیلمش در مورد این شده که

01:23:37.316 --> 01:23:40.363
‫چطور اعتیاد به مواد مخدر
‫زندگیش رو نابود کرده.

01:23:40.406 --> 01:23:43.279
‫و چطور رابطه‌اش با
‫دوست‌دخترش رو خراب کرده.

01:23:43.322 --> 01:23:47.283
‫کسی که خودش هم درگیر
‫مشکلات اعتیاد بوده.

01:23:48.762 --> 01:23:53.028
‫من عادت نداشتم وقتی میرم
‫پیش آدریان دوربینم رو ببرم،

01:23:53.071 --> 01:23:56.596
‫ولی این بار ازم خواست
‫که با خودم ببرمش.

01:24:00.948 --> 01:24:02.907
‫حدود سه هفته پیش،

01:24:02.950 --> 01:24:08.260
‫از یه مرکز درمانی به اسم
‫سنتنیال پیکس اومدم بیرون.

01:24:09.305 --> 01:24:12.221
‫راستش اونجا تو سنتنیال
‫کلرادو نیست، بلکه

01:24:12.264 --> 01:24:14.179
‫کمی بیرون از بولدره.

01:24:14.223 --> 01:24:18.401
‫فقط یه هفته اونجا بودم،
‫در واقع یه بخش روانی بود.

01:24:18.444 --> 01:24:21.926
‫واسه همین بند کفش ندارن و...

01:24:23.623 --> 01:24:25.223
‫منظورت چیه که بند کفش نداشتن؟

01:24:26.322 --> 01:24:27.410
‫چون اونا...

01:24:27.453 --> 01:24:30.108
‫خب، الان چند تا دارم ولی،

01:24:30.152 --> 01:24:33.242
‫چون نمی‌خوان آدما
‫خودشون رو دار بزنن

01:24:33.285 --> 01:24:35.374
‫واسه همین بند کفشت رو می‌گیرن.

01:24:35.418 --> 01:24:38.682
‫فکر کنم تو اینجور
‫جاها خیلی عادی باشه.

01:24:39.552 --> 01:24:43.469
‫من اونجا بودم تا
‫سم‌زدایی کنم یا ترک کنم

01:24:45.471 --> 01:24:48.083
‫مواد افیونی یا مشخصاً،

01:24:48.126 --> 01:24:51.086
‫هروئین سیاه و

01:24:54.698 --> 01:24:56.395
‫می‌دونی، فکر می‌کنم خیلی کمک کرد و

01:24:56.439 --> 01:24:58.963
‫دارم سعی می‌کنم از اونجا
‫به بعد پیشرفت کنم.

01:24:59.790 --> 01:25:02.575
‫داشتم اکسی‌کانتین مصرف می‌کردم.
‫(مسکن مخدر بسیار قوی و شدیداً اعتیادآور)

01:25:03.881 --> 01:25:05.752
‫نه اونقدر مرتب که...

01:25:05.796 --> 01:25:09.843
‫قبلاً واقعاً علائم ترک
‫رو تجربه کرده باشم.

01:25:10.453 --> 01:25:12.803
‫ولی ازش لذت می‌بردم، می‌دونی.

01:25:12.846 --> 01:25:17.634
‫باعث می‌شد اضطرابم
‫کم بشه و بهم انرژی می‌داد

01:25:17.677 --> 01:25:19.505
‫و حس خوبی داشت.

01:25:19.549 --> 01:25:23.422
‫ولی پیدا کردنش خیلی
‫سخت و خیلی خیلی گرون شد.

01:25:24.119 --> 01:25:29.428
‫و واسه همین یه نفری
‫پیدا میشه که پودر داره.

01:25:29.472 --> 01:25:34.781
‫و این پسره، دارن،
‫منو صدا زد تو اتاقش

01:25:34.825 --> 01:25:38.220
‫و می‌دونی، بهم یه
‫خط ازش تعارف کرد و

01:25:39.525 --> 01:25:42.963
‫می‌دونی، من هیچ‌وقت،
‫هیچ‌وقت واقعاً...

01:25:43.007 --> 01:25:46.228
‫قصد نداشتم هروئین رو امتحان
‫کنم، فکر کنم بیشتر آدما

01:25:46.271 --> 01:25:49.274
‫همین رو میگن، ولی

01:25:50.232 --> 01:25:52.799
‫عملاً همون چیزیه که
‫اکسی‌کانتین هست...

01:25:52.843 --> 01:25:55.454
‫و این حرف راسته، منظورم
‫اینه که همه‌شون مسکن‌ان.

01:25:55.498 --> 01:25:58.805
‫همه‌شون اساساً یه چیزن
‫و به گیرنده‌ها می‌چسبن.

01:25:58.849 --> 01:26:00.024
‫خب...

01:26:02.026 --> 01:26:04.855
‫اون موقع خیلی غمگین
‫و افسرده بودم یا هر چی.

01:26:04.898 --> 01:26:06.770
‫و گفتم «گور باباش»
‫و امتحانش کردم.

01:26:06.813 --> 01:26:09.207
‫این‌طوری هم نبود که
‫همون لحظه معتاد بشم.

01:26:09.251 --> 01:26:11.209
‫قضیه این‌طوری نیست.

01:26:14.299 --> 01:26:17.520
‫می‌دونی، یه روند آرومه،
‫و جایی که این اواخر...

01:26:18.390 --> 01:26:21.088
‫تقریباً تو این یک سال و نیم اخیر

01:26:21.132 --> 01:26:24.135
‫دو سال اخیر، واقعاً...

01:26:24.875 --> 01:26:26.659
‫شروع کردم به مصرف روزانه.

01:26:26.703 --> 01:26:29.706
‫منظورم اینه که، کل روز و کل شب.

01:26:31.360 --> 01:26:33.536
‫خیلی، خیلی حس خوبیه.

01:26:33.579 --> 01:26:35.451
‫یه جور آیینه و آرامش‌بخشه.

01:26:35.494 --> 01:26:37.714
‫می‌دونی، فقط...

01:26:37.757 --> 01:26:40.020
‫یه کمی سرخوشی میاره،
‫انگار یه پتوی گرمه.

01:26:40.064 --> 01:26:43.110
‫حسِ مسکن‌ها این‌طوریه.

01:26:43.154 --> 01:26:48.551
‫و یه مدتی بهت انرژی میده، و...

01:26:48.594 --> 01:26:49.987
‫آره،

01:26:50.030 --> 01:26:52.119
‫باعث میشه عالی
‫بخوابی و از این‌جور چیزا.

01:26:52.163 --> 01:26:55.253
‫واسه همین اولش مثل یه
‫داروی معجزه‌گر به نظر میاد.

01:26:55.297 --> 01:26:59.388
‫اما دلیل اینکه مردم شروع
‫به تزریق می‌کنن اینه که...

01:27:00.606 --> 01:27:03.522
‫حس می‌کنم بیشتر
‫مردم اینو می‌دونن، ولی

01:27:03.566 --> 01:27:06.395
‫وقتی تحمل بدنت بالا میره،

01:27:06.438 --> 01:27:09.267
‫دیگه اون‌قدرها هم ارزون نیست.

01:27:09.311 --> 01:27:11.226
‫چون...

01:27:11.269 --> 01:27:15.186
‫می‌دونی، من می‌تونم
‫یه گرم رو تو حدود

01:27:15.230 --> 01:27:17.101
‫یه ساعت دود کنم اگه بخوام.

01:27:17.144 --> 01:27:18.537
‫به راحتی یا حتی کمتر.

01:27:18.581 --> 01:27:20.800
‫و اون هشتاد دلار میشه، می‌دونی.

01:27:21.932 --> 01:27:24.935
‫فکر کنم راهی بود
‫که باید می‌فهمیدم، یا

01:27:25.457 --> 01:27:28.460
‫می‌دونستم، ولی
‫نمی‌خواستم قبولش کنم.

01:27:29.113 --> 01:27:30.201
‫اینکه تو گرفتاری.

01:27:30.245 --> 01:27:33.291
‫اگه نه با هروئین، پس با مسکن‌ها.

01:27:33.335 --> 01:27:36.381
‫پرکوست و اکسی‌کانتین.

01:27:36.425 --> 01:27:38.296
‫و بابتش خیلی احساس گناه می‌کنم.

01:27:38.340 --> 01:27:40.385
‫خیلی حواسم پرت بود.

01:27:40.429 --> 01:27:42.909
‫با اون به اصطلاح شغل و تدریس‌ام.

01:27:42.953 --> 01:27:44.868
‫فکر نمی‌کنم... می‌دونی

01:27:45.347 --> 01:27:47.871
‫می‌دونی، نمی‌گم تقصیر من نیست،

01:27:47.914 --> 01:27:50.177
‫این همه‌اش تقصیر منه، ولی

01:27:50.221 --> 01:27:52.049
‫باعث میشه احساس
‫افتضاحی داشته باشم.

01:27:52.092 --> 01:27:54.399
‫خب، منم بابتش احساس بدی دارم.

01:27:54.791 --> 01:27:57.489
‫چه اتفاقی برای تو
‫و دوست‌دخترت افتاد؟

01:27:57.837 --> 01:28:01.711
‫اصلاً خبر نداشتم که
‫داری هروئین مصرف می‌کنی.

01:28:03.582 --> 01:28:06.411
‫ما کاملاً بهش وابسته
‫بودیم، واسه همین

01:28:06.455 --> 01:28:09.196
‫اگه حتی ده ساعت بهش نمی‌رسیدیم

01:28:09.240 --> 01:28:11.373
‫مثل سگ مریض می‌شدیم.

01:28:12.374 --> 01:28:13.853
‫به همین سرعت.

01:28:14.506 --> 01:28:15.942
‫منظورت اینه که بالا می‌آوردین؟

01:28:15.986 --> 01:28:16.900
‫نه.

01:28:16.943 --> 01:28:19.294
‫بهش میگن خماری کشیدن.

01:28:21.470 --> 01:28:22.993
‫عرق می‌کنی.

01:28:23.036 --> 01:28:25.343
‫و همون‌طور که گفتم، تو...

01:28:25.387 --> 01:28:29.304
‫خیلی سردته ولی کلی عرق می‌کنی.

01:28:32.263 --> 01:28:34.483
‫می‌دونی، کلی درد
‫و مرض میاد سراغت.

01:28:34.526 --> 01:28:38.487
‫خوابت نمی‌بره، پاهات
‫بی‌قراری می‌کنه، کلاً داغونی.

01:28:39.052 --> 01:28:42.055
‫داغون و بدتر از اون.

01:28:42.578 --> 01:28:47.234
‫خلاصه با ماشین می‌رفتیم
‫توی خیابون سی‌و‌ششم، تا تهش...

01:28:47.278 --> 01:28:50.281
‫حالا دقیقاً نمی‌دونم
‫کجای شهر حساب می‌شد...

01:28:52.675 --> 01:28:55.678
‫بعد می‌رفتی سراغِ...

01:28:56.940 --> 01:29:00.770
‫می‌دونی دیگه، همون یارو مکزیکی‌ها؛
‫کارتل... از بچه‌های کارتل مکزیک.

01:29:00.813 --> 01:29:02.685
‫و ما هم...

01:29:02.728 --> 01:29:05.731
‫هر سه روز یه بار، ۴۵۰
‫دلار بهشون می‌دادیم.

01:29:06.602 --> 01:29:08.560
‫حدود یک سال.

01:29:08.604 --> 01:29:10.127
‫خدای من...

01:29:10.170 --> 01:29:11.433
‫پول خیلی زیادیه.

01:29:11.476 --> 01:29:13.522
‫آره، هست.

01:29:15.393 --> 01:29:17.047
‫و دیگه از اون موقع ندیدیش؟

01:29:17.090 --> 01:29:20.311
‫نه، آخرین باری که ازش خبری
‫داشتم روز کریسمس بود.

01:29:23.183 --> 01:29:24.920
‫واقعاً فکر می‌کردم
‫قراره باهاش ازدواج کنم و

01:29:24.924 --> 01:29:26.970
‫احتمالاً بچه‌دار بشیم
‫و این حرفا، واسه همین

01:29:27.013 --> 01:29:29.364
‫غم‌انگیزه، می‌دونی، من فقط...

01:29:29.886 --> 01:29:32.932
‫برام مهم نیست گذشته‌اش
‫چی بوده، اون یه سری

01:29:32.976 --> 01:29:34.325
‫اتفاقات فاجعه توی گذشته‌اش داشته

01:29:34.369 --> 01:29:37.633
‫و این‌جور چیزا، ولی خب فکر کنم

01:29:37.676 --> 01:29:40.157
‫منم به روش خودم همین‌طورم، پس نمی‌تونم
‫واقعاً قضاوتش کنم و نکردم، واسه همین

01:29:40.200 --> 01:29:42.768
‫فکر می‌کردم خیلی
‫باهاش خوب رفتار کردم.

01:29:44.291 --> 01:29:47.382
‫آدریان، اینکه اون رو با هروئین
‫آشنا کردی، رفتار خوبی نیست.

01:29:47.425 --> 01:29:49.253
‫ولی، منظورم این نیست که...

01:29:49.296 --> 01:29:51.386
‫اون‌طوری که فکر می‌کنی نیست.

01:29:56.782 --> 01:30:00.046
‫اگه هیچ‌وقت باهاش

01:30:00.960 --> 01:30:03.702
‫هروئین سیاه اینجا مصرف نمی‌کردم

01:30:04.964 --> 01:30:06.357
‫یا کلاً

01:30:06.401 --> 01:30:09.316
‫الان هنوز باهاش بودم.

01:30:09.708 --> 01:30:11.406
‫ولی خب...

01:30:14.974 --> 01:30:19.370
‫نمی‌دونم کجاست، یا
‫چه اتفاقی داره میفته...

01:30:22.765 --> 01:30:25.463
‫چهار ماه می‌گذره.

01:30:25.507 --> 01:30:27.639
‫آدریان دوباره لغزش می‌کنه.

01:30:28.248 --> 01:30:33.906
‫اون قبول می‌کنه پنج هفته توی یه مرکز
‫ترک اعتیاد شبانه‌روزی بیرون دنور بمونه.

01:30:33.950 --> 01:30:37.867
‫به من و مادرش اجازه میدن
‫فقط برای چند ساعت

01:30:37.910 --> 01:30:40.435
‫فقط در یک روز ملاقاتش کنیم.

01:30:41.871 --> 01:30:44.439
‫بعد از اینکه دوره‌اش توی
‫مرکز ترک اعتیاد تموم میشه،

01:30:44.482 --> 01:30:49.444
‫آدریان توی غرب می‌مونه و به چند
‫تا خونه مخصوص افراد پاک میره.

01:30:50.706 --> 01:30:53.186
‫و به فیلم‌برداری ادامه میده.

01:31:08.506 --> 01:31:12.336
‫این چیزیه که آدریان توی
‫آپارتمانش در بولدر فیلم‌برداری کرده.

01:31:12.379 --> 01:31:16.079
‫احتمالاً برای مستندی که داره
‫درباره کشمکش‌هاش می‌سازه.

01:31:18.081 --> 01:31:20.910
‫یادش رفته بود
‫میکروفونش رو روشن کنه.

01:31:29.756 --> 01:31:30.422
‫سلام بابا.

01:31:30.549 --> 01:31:31.875
‫آدریانم.

01:31:32.809 --> 01:31:35.202
‫بابت دیروز متأسفم.
‫روز سختی داشتم.

01:31:36.722 --> 01:31:37.782
‫یه روزِ به‌شدت سخت.

01:31:38.082 --> 01:31:39.502
‫لطفاً بهم زنگ بزن.

01:31:40.009 --> 01:31:41.795
‫خیلی مهمه که بفهمم
‫دارم چیکار می‌کنم.

01:31:42.162 --> 01:31:43.209
‫و درست انجامش بدم.

01:31:45.089 --> 01:31:46.029
‫سلام بابا.

01:31:46.855 --> 01:31:48.388
‫باید تمومش کنم.

01:31:49.068 --> 01:31:50.761
‫باید یه راهی یا...

01:31:51.388 --> 01:31:52.035
‫یه چیزی باشه...

01:31:52.728 --> 01:31:53.988
‫که برام خوشحالی و...

01:31:54.628 --> 01:31:55.388
‫شور و هیجان بیاره.

01:31:55.738 --> 01:31:57.505
‫دیگه واقعاً نمی‌تونم
‫این کارو با خودم بکنم...

01:31:57.529 --> 01:31:58.671
‫می‌دونی چی می‌گم؟

01:31:59.018 --> 01:32:00.078
‫لطفاً بهم زنگ بزن.

01:32:00.109 --> 01:32:01.005
‫دوستت دارم.

01:32:01.029 --> 01:32:01.651
‫می‌خوام برگردم خونه.

01:32:01.698 --> 01:32:02.771
‫تو و مامان رو ببینم.

01:32:12.178 --> 01:32:15.704
‫من و مادر آدریان تصمیم می‌گیریم
‫برای شکرگزاری بیاریمش خونه

01:32:15.747 --> 01:32:18.794
‫و سعی کنیم راضی‌اش
‫کنیم تا کریسمس بمونه.

01:32:19.403 --> 01:32:23.538
‫خواهر کوچیکش قراره بعد از دو سال
‫بتونه برای اولین بار ببینتش.

01:32:23.886 --> 01:32:27.193
‫و اون بالاخره می‌تونه برای
‫اولین بار هیون رو ببینه.

01:32:32.242 --> 01:32:36.812
‫توی این سال‌ها، گهگاه بچه‌هام رو
‫می‌بردم تا اجرای «مسیحای هندل» رو ببینن.

01:32:38.814 --> 01:32:41.556
‫در واقع، این رسم از
‫وقتی شروع شد که

01:32:41.599 --> 01:32:43.340
‫هنوز چند هفته تا
‫تولد آدریان مونده بود.

01:32:44.515 --> 01:32:46.691
‫من و مامانش وقتی
‫باردار بود رفتیم.

01:32:46.735 --> 01:32:49.476
‫و من می‌تونستم دستم
‫رو روی شکمش بذارم و

01:32:49.520 --> 01:32:52.044
‫می‌تونستم لگد زدن‌های
‫ریتمیک آدریان رو حس کنم.

01:32:54.656 --> 01:32:56.266
‫حالا، بیست و هفت سال

01:32:56.309 --> 01:32:58.790
‫بعد، ما اینجاییم.

01:33:10.889 --> 01:33:14.110
‫ما برای آدریان از یه
‫روان‌پزشک وقت گرفتیم

01:33:14.153 --> 01:33:17.156
‫که قبول کرد سابوکسون تجویز کنه،

01:33:17.200 --> 01:33:20.203
‫دارویی که ولع مصرف مواد
‫افیونی رو سرکوب می‌کنه.

01:33:21.552 --> 01:33:24.555
‫آدریان شروع به مصرف دارو می‌کنه.

01:33:29.473 --> 01:33:32.519
‫آدریان به نظر می‌رسه
‫از برگشتن خوشحاله.

01:33:32.563 --> 01:33:35.131
‫می‌برمش سینما تا فیلم ببینیم،

01:33:35.174 --> 01:33:37.481
‫کاری که سال‌ها بود
‫انجام نداده بودیم.

01:33:37.916 --> 01:33:40.658
‫اون برای من و هیون واسه
‫شام، سالمون درست می‌کنه.

01:33:40.702 --> 01:33:44.009
‫اون به دیدن مامانش
‫و خواهر کوچیکش میره.

01:33:46.490 --> 01:33:48.927
‫ازم می‌خواد ازش فیلم
‫بگیرم که داره یه ترفند ویپ

01:33:48.971 --> 01:33:51.234
‫که توی کلرادو یاد
‫گرفته رو اجرا می‌کنه.

01:34:16.433 --> 01:34:20.698
‫آدریان حالا میگه شاید تصمیم
‫بگیره برای همیشه برگرده بوستون.

01:34:20.742 --> 01:34:24.180
‫حتی یه لیست از آپارتمان‌هایی
‫که قراره ببینه تهیه کرده.

01:34:25.094 --> 01:34:27.923
‫من در سکوت از خوشحالی
‫در پوست خودم نمی‌گنجم.

01:34:29.185 --> 01:34:31.404
‫اوه، اینم از این.

01:34:32.275 --> 01:34:35.974
‫آره، درسته، مثل این تیکه‌های
‫کوچیک که خیلی بلندن.

01:34:37.410 --> 01:34:39.064
‫اون بعضی وقتا موهای
‫منو کوتاه می‌کنه.

01:34:39.108 --> 01:34:40.631
‫نه، من هیچ‌وقت این کارو نکردم.

01:34:40.675 --> 01:34:41.672
‫- آره، انجام دادی.
‫- نه، من هیچ‌وقت این کارو نکردم.

01:34:41.676 --> 01:34:42.764
‫مرتبشون کردی.

01:34:44.069 --> 01:34:45.676
‫فکر کنم حافظه‌ش
‫از تو بهتره، بابایی.

01:34:45.680 --> 01:34:47.203
‫شاید.

01:34:50.467 --> 01:34:52.861
‫به من اعتماد نکن.

01:34:54.123 --> 01:34:55.733
‫ازش پرسیدی که می‌خواد
‫موهاش کوتاه بشه؟

01:34:55.777 --> 01:34:57.735
‫آره، گفت آره.

01:34:58.214 --> 01:34:59.519
‫با یه جفت...

01:34:59.563 --> 01:35:03.785
‫با یه جفت قیچی می‌تونم
‫موهات رو کوتاه کنم.

01:35:03.828 --> 01:35:05.003
‫موهامو کوتاه کنی؟

01:35:05.047 --> 01:35:06.091
‫- آره.
‫- موهامو کوتاه کنی؟

01:35:06.135 --> 01:35:07.436
‫فکر می‌کنی می‌تونی
‫خوب از پسش بربیای؟

01:35:07.440 --> 01:35:08.829
‫آره.

01:35:08.833 --> 01:35:10.052
‫موی بابایی رو کوتاه کن، آدریان.

01:35:10.095 --> 01:35:10.922
‫نه!

01:35:23.805 --> 01:35:26.155
‫چند روز بعد از اینکه
‫آدریان فوت کرد،

01:35:26.198 --> 01:35:29.462
‫این گل‌ها توسط دوستاش فرستاده شد.

01:35:38.950 --> 01:35:40.604
‫اون دوباره لغزش کرده
‫بود و اوردوز کرده بود

01:35:40.647 --> 01:35:45.000
‫و روز قبل از کریسمس
‫توی حموم خونه‌مون فوت کرد.

01:35:46.610 --> 01:35:50.745
‫چون داشت سابوکسون مصرف می‌کرد
‫و به نظر می‌رسید حالش خیلی خوبه،

01:35:51.049 --> 01:35:53.617
‫ما شوکه شده بودیم.

01:35:55.662 --> 01:35:59.710
‫پزشک قانونی بعداً بهمون گفت
‫که فنتانیل باعث مرگش شده.

01:36:00.624 --> 01:36:04.280
‫اون موقع، حتی
‫نمی‌دونستم فنتانیل چیه.

01:36:42.535 --> 01:36:44.320
‫این موضوع ترسوندتم.

01:36:44.363 --> 01:36:47.279
‫حرکت توی صفحه گوشیش.

01:36:47.323 --> 01:36:50.413
‫فقط تصویر خودمم
‫بود ولی برای یه لحظه،

01:36:50.892 --> 01:36:53.416
‫یه جورایی توهم زدم که آدریان بود

01:36:53.459 --> 01:36:57.202
‫که داشت سعی می‌کرد از پشت
‫شیشه شکسته ازم فیلم بگیره

01:36:57.246 --> 01:37:00.640
‫انگار که درست زیر
‫سطح گیر افتاده باشه.

01:37:17.663 --> 01:37:19.256
‫گواهینامه رانندگی

01:37:23.663 --> 01:37:26.666
‫آدریان این یادداشت رو
‫نوشت و اینجا گذاشت.

01:37:27.406 --> 01:37:30.845
‫فکر کنم بیشتر یه جور
‫یادداشت برای خودش بوده.

01:37:31.454 --> 01:37:34.457
‫خوندن یادداشت سخته،
‫واسه همین خودم می‌خونمش.

01:37:36.372 --> 01:37:38.983
‫من دائماً تحت یه حس تاریک و

01:37:39.027 --> 01:37:41.290
‫تهدیدکننده زندگی می‌کنم
‫که هیچی سر جاش نیست.

01:37:42.030 --> 01:37:45.903
‫حس می‌کنم انگار نسخه‌های
‫متعددی از خودم وجود داره.

01:37:46.469 --> 01:37:48.210
‫نگرانی، ناامنی،

01:37:48.253 --> 01:37:51.430
‫این ناراحتی واقعاً وحشتناکه.

01:37:53.128 --> 01:37:54.651
‫من باور دارم که در اعماق وجودم،

01:37:54.694 --> 01:37:57.306
‫یه معتادِ حقیر نیستم.

01:37:57.349 --> 01:38:01.005
‫با این حال، بهت تضمین می‌دم که
‫هر کسی تو کله من زندگی می‌کرد

01:38:01.049 --> 01:38:05.401
‫به هر راه فرار فوری‌ای
‫متوسل می‌شد.

01:38:05.444 --> 01:38:10.797
‫تنها امید واقعی من برای اینکه
‫آروم‌آروم سعی کنم جلو برم این بود که...

01:38:11.407 --> 01:38:12.843
‫و بعد یه چیزی اینجا ریخته.

01:38:12.887 --> 01:38:15.106
‫واقعاً نمی‌تونم بخونمش.

01:38:15.759 --> 01:38:17.456
‫ادامه داره.

01:38:17.500 --> 01:38:21.504
‫خاطرات شگفت‌انگیز از
‫اسکی، سفر و زندگی گذشته.

01:38:21.547 --> 01:38:25.595
‫خیلی دلم می‌خواد این جنبه
‫از زندگی رو تجربه کنم.

01:38:26.117 --> 01:38:29.120
‫و بعدش دیگه ناخوانا میشه.

01:38:59.820 --> 01:39:01.746
‫ضبط شده توسط یک دوست خانوادگی

01:39:07.898 --> 01:39:10.901
‫♪ اون بالا بالاها ♪

01:39:12.555 --> 01:39:20.128
‫♪ و رویاهایی که جرات داری در ♪
‫♪ موردشون رویاپردازی کنی ♪

01:39:20.171 --> 01:39:27.439
‫♪ اوه، چرا من نمی‌تونم؟ ♪

01:39:42.672 --> 01:39:44.979
‫چه اتفاقی افتاد؟

01:39:45.022 --> 01:39:51.507
‫فکر کنم اون طرف خیابون کسی هست
‫که نیاز به مراقبت‌های پزشکی زیادی داره.

01:39:53.161 --> 01:39:57.643
‫شبی که آدریان مرد، وقتی
‫داشتم احیاش می‌کردم،

01:39:57.687 --> 01:40:00.907
‫هیون آمبولانس رو
‫تا دم در راهنمایی کرد.

01:40:02.083 --> 01:40:05.216
‫وقتی پلیس داشت
‫از من اطلاعات می‌گرفت،

01:40:05.260 --> 01:40:11.701
‫هیون مجبور بود با درماندگی نگاه کنه که
‫چطور امدادگرا سعی می‌کردن آدریان رو احیا کنن.

01:40:13.877 --> 01:40:16.358
‫هر بار که این اتفاق
‫می‌افته، به یاد آدریان می‌افتم.

01:40:16.401 --> 01:40:19.404
‫منم همین‌طور.

01:40:35.333 --> 01:40:38.989
‫این پیانو چند نسل
‫تو خانواده ما بوده.

01:40:40.077 --> 01:40:42.471
‫توی چند تا از فیلم‌هام هم بوده.

01:40:42.957 --> 01:40:45.491
‫زمان نامحدود (1993)
‫(از همین کارگردان)

01:40:50.783 --> 01:40:53.786
‫از شارلوت تا بوستون همراهم بود.

01:40:55.788 --> 01:40:59.749
‫و از اون موقع، هر بار که مجبور
‫شدم اسباب‌کشی کنم، باهام اومده.

01:41:03.144 --> 01:41:06.843
‫و چون دیگه به خاطر آسیب مچ
‫دست نمی‌تونم باهاش بنوازم،

01:41:06.886 --> 01:41:10.281
‫تبدیل به یه بار اضافیِ سنگین شده.

01:41:14.372 --> 01:41:17.158
‫وقتی مجبور شدم دوباره اسباب‌کشی
‫کنم، بالاخره تصمیم گرفتم

01:41:17.201 --> 01:41:19.986
‫که دیگه بسه و
‫می‌خوام ردش کنم بره.

01:41:22.424 --> 01:41:24.339
‫ولی آدریان ازم خواست
‫این کار رو نکنم.

01:41:25.209 --> 01:41:28.212
‫و حالا، هیون باهاش می‌نوازه.

01:41:46.839 --> 01:41:50.321
‫آدریان یه ماه و نیم پیش ما موند.

01:41:51.844 --> 01:41:54.586
‫هم‌سن برادرزاده‌ام بود، ولی

01:41:54.630 --> 01:41:58.416
‫عجیب بود که حس می‌کردم
‫مثل برادر بزرگترمه.

01:41:58.460 --> 01:42:02.420
‫چون خیلی مهربون و باملاحظه بود.

01:42:04.030 --> 01:42:08.122
‫وقتی بهش گفتی می‌خوای
‫پیانو رو بفروشی، گفت:

01:42:08.165 --> 01:42:12.996
‫«نه بابا، پیانو رو نفروش. یه
‫روزی می‌خوام بدمش به بچه‌هام.»

01:42:14.215 --> 01:42:19.568
‫داشت آینده‌اش رو با
‫بچه‌هاش تصور می‌کرد.

01:42:51.252 --> 01:42:53.210
‫یه سال بعد از مرگ آدریان،

01:42:53.254 --> 01:42:56.692
‫اداره مبارزه با مواد مخدر ده‌ها نفر
‫از فروشنده‌ها رو دستگیر کرد و

01:42:56.735 --> 01:43:00.130
‫اون‌ها رو به جرم داشتن
‫فنتانیل متهم کرد.

01:43:00.913 --> 01:43:04.308
‫به ذهنم می‌رسه،
‫هرچند احتمالش کمه،

01:43:04.352 --> 01:43:07.790
‫که یکی از مردهایی که دارن محاکمه‌اش
‫می‌کنن، ممکنه واقعاً همون کسی باشه که

01:43:07.833 --> 01:43:11.620
‫یه بسته فنتانیل به پسرم فروخته.

01:43:12.795 --> 01:43:15.711
‫فیلم‌برداری توی دادگاه ممنوعه

01:43:15.754 --> 01:43:19.584
‫و من فقط می‌تونم قبل از شروع
‫جلسه تفهیم اتهام، یه شات بگیرم.

01:43:20.890 --> 01:43:23.632
‫اما همین‌طور که نگاه
‫می‌کنم متهم‌ها یکی‌یکی

01:43:23.675 --> 01:43:25.155
‫میان جلوی قاضی،

01:43:25.634 --> 01:43:27.288
‫از خودم می‌پرسم،

01:43:27.331 --> 01:43:30.595
‫آیا این همونیه که به
‫پسرم فنتانیل فروخته؟

01:43:51.921 --> 01:43:57.187
‫با گذشت زمان، هنوز نمی‌دونم
‫با این خشمی که بابت

01:43:57.231 --> 01:43:59.842
‫از دست دادن آدریان
‫دارم، چیکار کنم.

01:44:01.060 --> 01:44:04.368
‫خشم از چین برای صادر
‫کردن فنتانیل غیرقانونی.

01:44:05.456 --> 01:44:08.459
‫خشم از کارتل‌های
‫مکزیکی که پخشش کردن.

01:44:09.721 --> 01:44:13.508
‫خشم از سازمان غذا و دارو برای
‫نظارت نکردن روی اکسی‌کانتین،

01:44:13.551 --> 01:44:16.293
‫که کل این اپیدمی مواد
‫مخدر از اونجا شروع شد.

01:44:18.687 --> 01:44:22.821
‫خشم از پسرم که اجازه داد
‫توی این گرداب غرق بشه.

01:44:24.432 --> 01:44:30.873
‫خشم از خودم که متوجه نشدم
‫مشکلات روانیش چقدر جدی بوده،

01:44:30.916 --> 01:44:35.051
‫و خشم از خودم که اون شبی که مُرد،

01:44:35.094 --> 01:44:38.097
‫اتاقش رو نگشتم.

01:44:48.151 --> 01:44:50.501
‫فقط سه تا شات کوتاه ازت گرفتم

01:44:50.545 --> 01:44:53.635
‫توی اون یک ماه و
‫نیمی که پیش ما بودی.

01:44:53.678 --> 01:44:56.507
‫خیلی معمولی فیلم‌برداری‌شون کردم.

01:44:59.815 --> 01:45:04.646
‫حالا که رفتی، گاهی این
‫شات‌ها برام مثل گنج می‌مونن.

01:45:08.563 --> 01:45:12.871
‫اما گاهی اوقات هم برام
‫یه سیاهچاله باز می‌کنن.

01:45:21.663 --> 01:45:23.229
‫تا یه سال بعد از مرگت،

01:45:23.273 --> 01:45:24.883
‫شاید هم بیشتر،

01:45:24.927 --> 01:45:27.756
‫اصلاً دلم نمی‌خواست
‫دوربین دستم بگیرم.

01:45:27.799 --> 01:45:31.586
‫دیگه نمی‌دونستم تلاش
‫برای فیلم‌ساز بودن یعنی چی.

01:45:32.326 --> 01:45:35.329
‫فقط می‌تونستم مدام چیزهایی که
‫تو فیلم‌برداری کرده بودی رو ببینم.

01:45:36.025 --> 01:45:40.464
‫و همون‌طور که این کار رو می‌کردم،
‫شروع کردم دنیا رو از چشم تو ببینم.

01:45:46.644 --> 01:45:49.647
‫و برای همین نگاه
‫می‌کنم، و نگاه می‌کنم.

01:45:55.261 --> 01:45:57.699
‫فوتیج‌هایی که تو
‫گرفته بودی رو تماشا کردم،

01:45:58.526 --> 01:46:00.745
‫فوتیج‌هایی که خودم گرفته بودم.

01:46:03.835 --> 01:46:06.708
‫مدام تماشا می‌کنم.

01:46:21.200 --> 01:46:25.161
‫اما ترسم الان اینه که
‫با دیدنِ مدامِ این فوتیج‌ها،

01:46:26.075 --> 01:46:29.470
‫همه چیز کم‌کم طوری
‫تغییر کنه که تو رو

01:46:29.513 --> 01:46:32.037
‫شبیه یه شخصیت خیالی نشون بده.

01:46:34.257 --> 01:46:36.564
‫کسی که هیچ‌وقت وجود نداشته

01:46:36.607 --> 01:46:39.610
‫مگر توی فیلم.

01:47:01.545 --> 01:47:03.504
‫حق امتیاز نسخه‌های مختلف

01:47:03.547 --> 01:47:07.246
‫بازسازی «راه‌پیمایی شرمن» منقضی شده.

01:47:07.682 --> 01:47:12.817
‫هیچ‌کس نتونسته بود راه
‫رضایت‌بخشی برای انجامش پیدا کنه.

01:47:17.779 --> 01:47:20.216
‫تا اینکه یه روز یه
‫پیشنهاد دریافت کردم

01:47:20.259 --> 01:47:23.915
‫برای یه رویکرد کاملاً
‫متفاوت به اقتباس.

01:47:26.135 --> 01:47:27.702
‫آره، خیلی بهتره.

01:47:27.745 --> 01:47:30.531
‫بازم میگم، می‌خوایم این درام دقیقاً
‫روی یک و سی و چهار صدم بمونه.

01:47:30.574 --> 01:47:32.228
‫داری چی میگی اونجا؟

01:47:32.271 --> 01:47:33.534
‫داری ازش یه سوال می‌پرسی.

01:47:33.577 --> 01:47:36.580
‫♪ چطور می‌تونی فیلمساز باشی؟ ♪

01:47:38.321 --> 01:47:39.627
‫ اون سوال رو ازش می‌پرسی.

01:47:39.670 --> 01:47:41.890
‫خیلی خب، منظورت از اون سوال چیه.

01:48:00.169 --> 01:48:00.909
‫♫خیلی خوشحالم که می‌بینمت♫

01:48:00.952 --> 01:48:01.910
‫♪ قشنگ بهش نگاه می‌کنی ♪

01:48:01.953 --> 01:48:03.215
‫♫خیلی خوشحالم که می‌بینمت♫

01:48:03.259 --> 01:48:05.348
‫♫برای اولین بار قشنگ
‫بهش نگاه می‌کنی♫

01:48:05.391 --> 01:48:06.567
‫♪ سلام ددی ♪

01:48:06.610 --> 01:48:07.829
‫♪ از دیدنت خوشحالم ♪

01:48:07.872 --> 01:48:09.570
‫♪ منم از دیدنت خوشحالم ♪

01:48:09.613 --> 01:48:12.224
‫♪ چارلین، حداقلش اینه که ♪

01:48:12.268 --> 01:48:14.488
‫♪ خیلی درباره‌ت حرف زده ♪

01:48:14.531 --> 01:48:15.837
‫♪ اوه، و درباره تو ♪

01:48:15.880 --> 01:48:17.095
‫♪ میشه بس کنی، میشه بس کنی؟ ♪

01:48:17.099 --> 01:48:18.013
‫به لنز دست نزن

01:48:18.056 --> 01:48:19.493
‫♪ خاموشش کن! این خیلی مهمه ♪

01:48:19.536 --> 01:48:22.496
‫♪ این هنر نیست، این زندگیه! ♪

01:48:28.110 --> 01:48:32.854
‫♪ راس، مشکل تو همینه ♪

01:48:32.897 --> 01:48:38.512
‫♪ باید پرشورتر باشی ♪

01:48:39.338 --> 01:48:43.517
‫♪ چطور می‌تونی فیلمساز باشی ♪

01:48:43.560 --> 01:48:45.693
‫♪ اگه شور و اشتیاق نداشته باشی؟ ♪

01:48:45.736 --> 01:48:48.260
‫♪ من کلی شور و اشتیاق دارم ♪

01:48:48.304 --> 01:48:50.436
‫♪ من حتی اون رو نمی‌شناسم ♪

01:48:50.480 --> 01:48:52.613
‫♪ اون اصلاً مهم نیست ♪

01:48:52.656 --> 01:48:55.006
‫♪ من هیچی درباره‌ش نمی‌دونم ♪

01:48:55.441 --> 01:48:58.619
‫♪ چیزی که مهمه ♪
‫♪ کیفیت شور و اشتیاق توئه ♪

01:48:58.662 --> 01:49:01.491
‫♪ خب که چی که نمی‌شناسیش! ♪
‫♪ این اصلاً مهم نیست. ♪

01:49:02.231 --> 01:49:04.842
‫♫خب که چی که نمی‌شناسیش♫

01:49:04.886 --> 01:49:07.497
‫♪ این اصلاً مهم نیست ♪

01:49:10.065 --> 01:49:14.286
‫نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم و فکر
‫نکنم که درباره همه‌ی اینا چی میگفتی آدریان.

01:49:14.896 --> 01:49:17.507
‫و اگه داشتی توی
‫فیلمبرداری این کمکم می‌کردی،

01:49:17.551 --> 01:49:21.119
‫پیشنهاد می‌دادی
‫دوربین رو جابه‌جا کنم؟

01:49:21.163 --> 01:49:25.080
‫شاید، چند تا زوم آروم انجام بدم؟

01:49:26.864 --> 01:49:29.867
‫برام سواله که تو چی میگفتی.

01:49:30.564 --> 01:49:32.914
‫«این نمای خوبیه.»

01:49:32.957 --> 01:49:35.481
‫تو خیلی پرشور بودی، آدریان.

01:49:35.525 --> 01:49:38.528
‫تو درباره همه چیز پرشور بودی.

01:50:05.033 --> 01:50:06.730
‫زندگی واقعاً...

01:50:07.470 --> 01:50:11.909
‫از هر نظر شگفت‌انگیزه.

01:50:11.953 --> 01:50:14.912
‫هرچیزی که می‌بینم،
‫برام یه غافلگیریه.

01:50:15.957 --> 01:50:17.611
‫به دیوار نگاه کن...

01:50:17.654 --> 01:50:20.744
‫اینا آدمایی هستن که قبلاً
‫می‌شناختمشون و هنوزم به یادشونم،

01:50:20.788 --> 01:50:22.746
‫با اینکه بیشترشون مُردن.

01:50:22.790 --> 01:50:25.923
‫ولی من هنوز به خودشون و
‫به مغزهاشون فکر می‌کنم.

01:50:25.967 --> 01:50:28.273
‫هنوزم به این فکر
‫می‌کنم که چه مغزی داشتن.

01:50:30.885 --> 01:50:33.583
‫بابام اون بالا روی دیواره.

01:50:33.627 --> 01:50:35.498
‫مامانم اون بالا روی دیواره.

01:50:35.541 --> 01:50:38.283
‫خواهر و برادرام اون
‫بالا کنار دیوارن.

01:50:38.327 --> 01:50:40.372
‫همه بچه‌هام روی دیوارن.

01:50:40.416 --> 01:50:42.766
‫و اونا همیشه میان خونه‌ام.

01:50:42.810 --> 01:50:47.336
‫و کلی با هم خوش می‌گذرونیم.

01:50:51.775 --> 01:50:54.430
‫به نظرم خانواده همه چیزه.

01:50:55.997 --> 01:51:00.262
‫تنها کسی که توی خانواده‌مون

01:51:00.305 --> 01:51:02.307
‫هنوز کنارمون نیست، تویی.

01:51:07.965 --> 01:51:11.360
‫و به نظرم تو فوق‌العاده‌ای
‫که چطور می‌تونی

01:51:11.403 --> 01:51:13.231
‫از هیچ، یه چیزی بسازی.

01:51:13.275 --> 01:51:16.104
‫اون چیزی که دارم توش نگاه می‌کنم

01:51:16.147 --> 01:51:18.672
‫زشت‌ترین چیزیه که تا حالا دیدم.

01:51:18.715 --> 01:51:21.283
‫منظورم اینه که، برای من
‫یه تیکه وسیله زشته.

01:51:21.326 --> 01:51:23.720
‫هیچ زیبایی‌ای توش نمی‌بینم

01:51:23.764 --> 01:51:25.287
‫چون سر در نمیارم چیه.

01:51:25.722 --> 01:51:29.247
‫اون بهم نگاه می‌کنه و من
‫نمی‌تونم خودمو توش ببینم

01:51:29.291 --> 01:51:31.293
‫و برای همین، دو برابر زشته.

01:51:32.294 --> 01:51:35.906
‫فقط یه تیکه وسیله‌ست
‫که باید همش نگهش داری

01:51:35.950 --> 01:51:37.603
‫و با یه پوزخند بهم نگاه کنی،

01:51:37.647 --> 01:51:40.781
‫من جز تو چیزی نمی‌بینم و
‫از این وسیله خوشم نمیاد.

01:51:45.002 --> 01:51:47.135
‫آدریان، اون خوابی که
‫دیدی رو برام تعریف کن.

01:51:47.788 --> 01:51:50.312
‫رفتیم به یه دریاچه.

01:51:50.704 --> 01:51:54.446
‫یه دریاچه باحال، زیبا و بزرگ بود

01:51:54.490 --> 01:51:56.753
‫و سوار یه زیردریایی
‫شدیم، از پنجره نگاه کردم

01:51:56.797 --> 01:51:57.885
‫و دیدم...

01:51:57.928 --> 01:52:00.409
‫شروع کردیم به غواصی و...

01:52:00.452 --> 01:52:02.759
‫یه ماهی مرکب غول‌پیکر
‫دیدم، انقدر سه‌بعدی بود

01:52:02.803 --> 01:52:04.718
‫که فکر کردم واقعیه.
‫خیلی عجیب بود.

01:52:04.761 --> 01:52:05.762
‫ترسیده بودی؟

01:52:05.806 --> 01:52:08.199
‫نه، اولش نه.

01:52:09.853 --> 01:52:11.507
‫و بعد رفتیم توی یه تونل.

01:52:11.550 --> 01:52:14.031
‫خیلی فضای بسته‌ای بود.

01:52:14.075 --> 01:52:15.946
‫و من جیغ زدم:

01:52:15.990 --> 01:52:17.774
‫«داریم اکسیژن از دست می‌دیم!»

01:52:17.818 --> 01:52:19.820
‫و بعد...

01:52:19.863 --> 01:52:22.474
‫توی واقعیت جیغ زدم: «داریم
‫اکسیژن از دست می‌دیم!»

01:52:22.518 --> 01:52:24.085
‫یعنی نه توی خواب.

01:52:24.128 --> 01:52:26.304
‫ولی جیغش رو زدم،
‫واقعاً جیغ کشیدم.

01:52:26.348 --> 01:52:28.089
‫و بعد از خواب پریدم.

01:52:28.916 --> 01:52:31.788
‫خیلی خیالم راحت شد که زنده‌ام.

01:52:34.965 --> 01:52:36.662
‫یه جورایی، از وقتی بچه بودی

01:52:36.706 --> 01:52:39.970
‫وسواس پیدا کردی به
‫ماهی‌های مرکب غول‌پیکر.

01:52:41.363 --> 01:52:42.407
‫وقتی نه سالت بود،

01:52:42.451 --> 01:52:45.149
‫یه شعر درباره ماهی‌های
‫مرکب غول‌پیکر نوشتی.

01:52:45.671 --> 01:52:49.806
‫شعرش اینجوریه:

01:52:49.850 --> 01:52:53.723
‫وقتی ماهی‌های مرکب تغذیه
‫می‌کنن، عشق پیشروست.

01:52:53.767 --> 01:52:58.772
‫اما وقتی شیرجه می‌زنن،
‫عشق فقط یه تلاشه.

01:52:59.860 --> 01:53:03.472
‫از یه جهت، شعرش واقعاً بی‌معنیه.

01:53:03.515 --> 01:53:06.954
‫اما از یه جهت دیگه
‫معنی داره، حداقل برای من.

01:53:08.477 --> 01:53:10.609
‫امیدوارم بدونی، آدریان

01:53:10.653 --> 01:53:12.829
‫که هر چقدر هم عمیق شیرجه می‌رفتی

01:53:12.873 --> 01:53:16.398
‫عشقم بهت هیچ‌وقت تموم نشد.

01:53:16.422 --> 01:53:23.422
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:53:23.900 --> 01:53:27.546
‫به یاد آدریان مک‌الوی

01:53:28.558 --> 01:53:32.125
‫به یاد چارلین سوانزی
