1
00:00:40,500 --> 00:00:48,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:48,874 --> 00:00:52,874
مترجم: اشکان هیدی

3
00:00:52,922 --> 00:00:55,359
‫قبلاً به خودم می‌گفتم فیلم‌ساز،

4
00:00:56,752 --> 00:00:59,494
‫یه مستندساز.

5
00:01:00,756 --> 00:01:03,454
‫هرچند فیلم‌هام به موضوعات
‫گسترده‌ای می‌پرداختن،

6
00:01:03,498 --> 00:01:07,197
‫مثل گسترش سلاح‌های
‫هسته‌ای یا غول‌های دخانیات.

7
00:01:07,763 --> 00:01:09,721
‫چیزی که همیشه محور
‫اصلی فیلم‌هام بود،

8
00:01:09,765 --> 00:01:12,202
‫اتفاقاتی بود که تو
‫زندگی خودم می‌افتاد،

9
00:01:12,246 --> 00:01:14,291
‫که اغلب خونواده‌ام
‫رو هم درگیر می‌کرد.

10
00:01:16,337 --> 00:01:19,340
‫و تو، آدریان، بخش
‫بزرگی از اون بودی.

11
00:01:21,951 --> 00:01:25,476
‫می‌تونی یه تیکه از
‫این برام ببری، بابایی؟

12
00:01:30,612 --> 00:01:33,658
‫بیشتر وقت‌ها که داشتم صحنه‌هایی
‫مثل این رو فیلم‌برداری می‌کردم،

13
00:01:33,702 --> 00:01:36,487
‫واقعاً هدف خاصی تو ذهنم نبود.

14
00:01:36,531 --> 00:01:38,663
‫ولی همیشه تصور
‫می‌کردم که یه روزی،

15
00:01:38,707 --> 00:01:41,188
‫بعضی‌هاشون رو با تو تماشا می‌کنم.

16
00:01:41,231 --> 00:01:43,059
‫مثلاً وقتی که اواسط
‫دهه سوم زندگیت باشی...

17
00:01:43,103 --> 00:01:45,322
‫و خودت هم بچه‌دار شده باشی.

18
00:01:48,412 --> 00:01:49,021
‫حاضری؟

19
00:01:49,065 --> 00:01:51,154
‫آره.

20
00:01:52,547 --> 00:01:55,245
‫تله کوچیکه رو خودت ساختی.

21
00:01:55,289 --> 00:01:57,900
‫یه بار گفتی مثل
‫بادبادک‌بازی می‌مونه

22
00:01:57,943 --> 00:02:00,250
‫فقط زیر آب.

23
00:02:00,685 --> 00:02:02,731
‫اوه!

24
00:02:02,774 --> 00:02:04,689
‫چند تا گرفتیم؟

25
00:02:05,386 --> 00:02:07,127
‫این خیلی بزرگه.

26
00:02:07,170 --> 00:02:09,172
‫این بزرگترین چیزیه
‫که تا حالا گرفتیم.

27
00:02:09,216 --> 00:02:11,522
‫فکر کنم آره؛ خیلی گنده‌ست.

28
00:02:11,566 --> 00:02:14,177
‫به نظرت باید چند تا
‫از خرچنگ‌ها رو آزاد کنیم؟

29
00:02:14,221 --> 00:02:15,526
‫آره، به نظرم باید
‫همین کار رو بکنیم.

30
00:02:15,570 --> 00:02:19,182
‫چون ممکنه این بزرگه
‫خیلی عصبانی باشه.

31
00:02:19,226 --> 00:02:22,185
‫شاید باشه، آدریان.

32
00:02:24,579 --> 00:02:27,973
‫همین‌طوری و اتفاقی
‫ازت فیلم گرفتم،

33
00:02:28,017 --> 00:02:30,280
‫فقط چند دقیقه در
‫ماه یا تقریباً همین‌قدر،

34
00:02:30,324 --> 00:02:32,413
‫همون‌طور که داشتی بزرگ می‌شدی.

35
00:02:33,849 --> 00:02:35,329
‫اما سال‌ها که گذشت،

36
00:02:35,372 --> 00:02:38,158
‫کلی فیلم جمع شد.

37
00:02:38,984 --> 00:02:41,030
‫یه چیزی گرفتم!
‫مطمئنم یه چیزی گرفتم.

38
00:02:41,073 --> 00:02:42,553
‫عالیه!

39
00:02:42,945 --> 00:02:45,165
‫احتمالاً بتونم ازش به
‫جای طعمه استفاده کنم، بابا.

40
00:02:45,208 --> 00:02:46,905
‫شاید.

41
00:02:48,255 --> 00:02:50,866
‫ببین، این یکی کوچیکه.

42
00:02:50,909 --> 00:02:53,695
‫فکر می‌کنی چرا این‌قدر
‫ماهیگیری رو دوست داری؟

43
00:02:53,738 --> 00:02:56,132
‫نمی‌دونم، فقط عاشق...

44
00:02:56,176 --> 00:02:59,091
‫اون چیزهای عجیب و
‫هیجان‌انگیزِ تهِ دریام.

45
00:03:01,616 --> 00:03:04,619
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی چی گیرت میاد.

46
00:03:06,447 --> 00:03:07,709
‫نوجوان.

47
00:03:07,752 --> 00:03:10,886
‫و دوره نوجوانی یعنی گذروندنِ...

48
00:03:12,540 --> 00:03:15,020
‫یه نوجوان داره دوره
‫نوجوانی رو می‌گذرونه.

49
00:03:15,064 --> 00:03:17,501
‫دقیقاً همینطوره.

50
00:03:18,285 --> 00:03:19,460
‫که همون...

51
00:03:19,503 --> 00:03:20,852
‫آره، این خوبه؟

52
00:03:20,896 --> 00:03:22,550
‫- آره، خوبه.
‫- آره، خوبه؟

53
00:03:24,813 --> 00:03:28,425
‫حالا که دارم به فیلم‌های
‫اون سال‌ها نگاه می‌کنم،

54
00:03:29,078 --> 00:03:32,864
‫یه بخش‌هایی از چیزایی که اون زمان تو
‫زندگی‌مون اتفاق می‌افتاد رو پیدا کردم.

55
00:03:34,170 --> 00:03:36,128
‫اینکه تو مشغول چی بودی، و

56
00:03:36,172 --> 00:03:37,913
‫من مشغول چی بودم

57
00:03:37,956 --> 00:03:40,176
‫و چطور جفتمون داشتیم
‫به روزی که قرار بود

58
00:03:40,220 --> 00:03:42,831
‫تو بمیری نزدیک‌تر می‌شدیم.

59
00:03:50,230 --> 00:03:53,015
‫من این فیلم‌ها رو تماشا
‫می‌کنم تا هم خودم رو متقاعد کنم

60
00:03:53,058 --> 00:03:55,365
‫که یه روزی بودی، نفس می‌کشیدی

61
00:03:55,409 --> 00:04:00,109
‫و هم خودم رو متقاعد
‫کنم که دیگه نیستی.

62
00:04:04,853 --> 00:04:07,856
‫هفت سال از رفتنت می‌گذره.

63
00:04:08,683 --> 00:04:12,556
‫و هنوزم هر روز دلم
‫برات تنگ میشه.

64
00:04:28,687 --> 00:04:34,687
‫«بازسازی»

65
00:04:47,156 --> 00:04:50,290
‫این آدریانه با مامانش، مریلین.

66
00:04:50,333 --> 00:04:53,293
‫تو فیلمی که اسمش
‫رو گذاشتم «در پاراگوئه».

67
00:04:57,645 --> 00:05:00,517
‫«در پاراگوئه» به
‫موضوعات مختلفی می‌پردازه،

68
00:05:00,561 --> 00:05:04,521
‫مثل ویرانی‌های ناشی از
‫یه سری جنگ‌های فاجعه‌بار

69
00:05:04,565 --> 00:05:08,264
‫که دیکتاتورهای
‫پاراگوئه‌ای راه انداختن.

70
00:05:16,838 --> 00:05:20,711
‫اما بیشتر به پیچیدگی‌های
‫فرزندخواندگی از خارج از کشور می‌پردازه.

71
00:05:23,932 --> 00:05:28,328
‫ما تو پاراگوئه بودیم تا دخترمون،
‫ماریا رو به سرپرستی بگیریم.

72
00:05:32,726 --> 00:05:35,812
‫بذارش اینجا.

73
00:05:36,074 --> 00:05:37,206
‫یکم دیگه خاک می‌خوایم.

74
00:05:37,249 --> 00:05:38,773
‫یعنی بیشتر...

75
00:05:38,816 --> 00:05:40,340
‫آجر بیشتر.

76
00:05:42,393 --> 00:05:43,726
‫سنگ‌های بیشتر؟

77
00:05:43,821 --> 00:05:46,389
‫آخرش تو پاراگوئه به مدت سه
‫ماه در طول فرآیند فرزندخواندگی،

78
00:05:46,433 --> 00:05:49,523
‫بلاتکلیف گیر افتادیم.

79
00:05:49,566 --> 00:05:54,745
‫و دیدم دوربینم بیشتر و بیشتر
‫داره به سمت پسرم کشیده میشه.

80
00:05:57,095 --> 00:06:00,055
‫این یه خونه‌ی رستورانیه.

81
00:06:00,098 --> 00:06:02,753
‫تازشم یه تخت هم داره.

82
00:06:07,279 --> 00:06:09,456
‫یه دقیقه.

83
00:06:13,503 --> 00:06:16,245
‫چی میل دارین؟

84
00:06:16,550 --> 00:06:20,771
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده دارین؟

85
00:06:20,815 --> 00:06:23,687
‫برید اونجا بشینید.

86
00:06:23,731 --> 00:06:25,820
‫یه ثانیه دیگه میام اونجا.

87
00:06:27,387 --> 00:06:30,999
‫برای خودتون سالاد بکشین، لطفاً.

88
00:06:31,652 --> 00:06:34,655
‫برای خودتون سالاد بکشین.

89
00:06:37,222 --> 00:06:39,921
‫اومم، خوشمزه‌ست.

90
00:06:41,401 --> 00:06:43,968
‫حتی اون موقع هم می‌تونستم
‫ببینم که این برای من،

91
00:06:44,012 --> 00:06:48,190
‫یه جور دوران طلایی زندگی
‫خانوادگی و فیلم‌برداری بود.

92
00:06:56,590 --> 00:06:58,200
‫پسر، خیلی خوشمزه بود.

93
00:06:58,722 --> 00:07:00,855
‫مامان، طول می‌کشه تا اونو بخوری!

94
00:07:00,898 --> 00:07:02,639
‫قورتش دادم. ببخشید،
‫داشتم از گشنگی می‌مُردم.

95
00:07:02,683 --> 00:07:04,467
‫روده بزرگه داشت
‫روده کوچیکه رو می‌خورد.

96
00:07:04,511 --> 00:07:07,252
‫هی گارسون، استیک من مثل سنگ سفته!

97
00:07:07,296 --> 00:07:08,732
‫نه، سفت نیست.

98
00:07:09,733 --> 00:07:13,128
‫عاشق زنم بودم، عاشق بچه‌هام،

99
00:07:13,171 --> 00:07:15,957
‫و عاشق لذت و کار فیلم‌برداری از

100
00:07:16,000 --> 00:07:19,003
‫لحظاتی از زندگی که جلوی
‫دوربین اتفاق می‌افتادن.

101
00:07:19,321 --> 00:07:20,854
‫از کدوم کشور میاید؟

102
00:07:21,314 --> 00:07:22,834
‫آمریکا.

103
00:07:32,791 --> 00:07:35,425
‫قراره خیاط بشه!

104
00:07:46,074 --> 00:07:49,860
‫فیلم «در پاراگوئه» برای اولین
‫بار در جشنواره فیلم ونیز اکران شد.

105
00:07:51,906 --> 00:07:54,343
‫ونیز شروع خیلی خوبی
‫برای اکران فیلم بود.

106
00:07:54,386 --> 00:07:55,736
‫اما همون‌طور که معلوم شد،

107
00:07:55,779 --> 00:07:58,739
‫اکران‌های بعدی تا مدت
‫نامعلومی عقب افتادن...

108
00:07:58,782 --> 00:08:00,697
‫تا وقتی که من و همسرم
‫بتونیم با این قضیه کنار بیایم...

109
00:08:00,741 --> 00:08:05,702
‫که بخش دیگه‌ای از زندگی
‫خانوادگیمون رو عمومی کنیم.

110
00:08:13,536 --> 00:08:17,061
‫همین‌طوری هم سال‌ها طول کشیده
‫بود تا «در پاراگوئه» رو تموم کنم.

111
00:08:18,933 --> 00:08:21,413
‫و هرچی سال‌ها می‌گذشت،

112
00:08:21,457 --> 00:08:24,939
‫اوضاع توی خونه بیشتر
‫و بیشتر متشنج می‌شد.

113
00:08:31,423 --> 00:08:34,992
‫مریلین کاملاً روشن کرده بود که
‫دیگه ترجیح میده ازش فیلم گرفته نشه.

114
00:08:36,080 --> 00:08:38,648
‫و حالا که بچه‌ها هم
‫توی سن نوجوونی بودن،

115
00:08:38,692 --> 00:08:41,738
‫کم‌وبیش حس‌وحال کل خونه همین بود.

116
00:08:44,480 --> 00:08:45,829
‫ماریا؟

117
00:08:53,141 --> 00:08:54,490
‫میشه لطفاً بهش دست بزنم؟

118
00:08:54,534 --> 00:08:55,926
‫یه لحظه صبر کن، عزیزم.

119
00:08:57,362 --> 00:08:58,799
‫بگو چیکار کردی.

120
00:08:58,842 --> 00:09:00,104
‫جیش کردم.

121
00:09:00,148 --> 00:09:01,192
‫واقعاً؟

122
00:09:01,236 --> 00:09:01,758
‫آره.

123
00:09:01,802 --> 00:09:02,463
‫اون بالا؟

124
00:09:02,498 --> 00:09:03,368
‫آره.

125
00:09:03,630 --> 00:09:05,370
‫بذار بهش دست بزنم.

126
00:09:05,414 --> 00:09:06,328
‫اونجا؟

127
00:09:06,371 --> 00:09:07,721
‫می‌تونی به اینجاش دست بزنی.

128
00:09:07,764 --> 00:09:09,810
‫چی می‌بینی؟

129
00:09:09,853 --> 00:09:11,072
‫رنگین‌کمون.

130
00:09:11,115 --> 00:09:12,813
‫ رنگین‌کمون؟
‫

131
00:09:13,944 --> 00:09:15,337
‫ماریا؟

132
00:09:15,772 --> 00:09:17,208
‫صفحه چندی، عزیزم؟

133
00:09:17,252 --> 00:09:20,647
‫باید برم ببینم.

134
00:09:21,865 --> 00:09:27,392
‫یه جورایی، اون دوران طلاییِ کذاییِ
‫فیلم‌برداری از لحظات زندگی خانوادگیم

135
00:09:27,436 --> 00:09:30,091
‫انگار داشت به آخرش می‌رسید.

136
00:09:32,484 --> 00:09:35,662
‫آدریان، ازت خواستم تا فیلم‌برداریم
‫تموم نشده صدا رو کم نگه داری.

137
00:09:35,705 --> 00:09:37,577
‫صداش کمه دیگه.

138
00:09:39,187 --> 00:09:40,754
‫الان ازم فیلم نگیر.

139
00:09:40,797 --> 00:09:42,190
‫بابایی،

140
00:09:42,233 --> 00:09:43,709
‫می‌خوام برات یه کادو درست کنم!

141
00:09:43,713 --> 00:09:44,671
‫اوه، چه خوب.

142
00:09:44,714 --> 00:09:48,239
‫اسمش «تلویزیون آشپزی»ـه.

143
00:09:49,023 --> 00:09:50,372
‫تلویزیون آشپزی دیگه چیه؟

144
00:09:50,415 --> 00:09:53,070
‫از اون تلویزیون‌های خوبه،

145
00:09:53,114 --> 00:09:56,508
‫نه از اون بدهایی که
‫آدم رو خنگ می‌کنه.

146
00:09:56,552 --> 00:09:58,293
‫از اون خوب‌هاشه.

147
00:09:58,598 --> 00:10:00,251
‫تصویرش رو از کجا می‌بینی؟

148
00:10:00,295 --> 00:10:04,560
‫خب، تصویرش همین‌جا روی این کاغذه،

149
00:10:04,604 --> 00:10:07,215
‫ولی یه جورایی مثل نمایش عروسکیه.

150
00:10:08,259 --> 00:10:11,959
‫من میرم پشتش و بعدش حرف می‌زنم.

151
00:10:12,002 --> 00:10:14,265
‫اون‌وقت داستان شروع میشه.

152
00:10:14,309 --> 00:10:16,833
‫ولی آخرش باید یه
‫چیزی اونجا بنویسم.

153
00:10:22,099 --> 00:10:23,535
‫دوستت دارم، بابایی.

154
00:10:23,579 --> 00:10:25,799
‫منم دوستت دارم، عزیزم.

155
00:10:25,842 --> 00:10:28,236
‫خیلی نازی، بابایی.

156
00:10:28,279 --> 00:10:29,933
‫اینم توی فیلم میفته؟

157
00:10:29,977 --> 00:10:31,697
‫احتمالاً.

158
00:10:31,718 --> 00:10:33,328
‫چرا میگی احتمالاً؟

159
00:10:33,371 --> 00:10:35,330
‫بستگی داره به
‫اینکه حذفش کنم یا نه.

160
00:10:35,373 --> 00:10:37,027
‫- چی؟
‫- اینکه حذفش کنم یا نه.

161
00:10:37,071 --> 00:10:39,431
‫بستگی داره به اینکه ادیتش
‫کنم، یعنی از فیلم ببرمش یا نه.

162
00:10:39,464 --> 00:10:41,075
‫دلم می‌خواد نگهش داری.

163
00:10:41,118 --> 00:10:43,207
‫باشه، نگهش می‌دارم.

164
00:10:43,251 --> 00:10:44,600
‫باشه!

165
00:10:48,430 --> 00:10:52,129
‫تقریباً توی تمام فیلم‌هام، زندگی
‫خانوادگیم مثل لنزی بود که از طریقش

166
00:10:52,173 --> 00:10:55,176
‫سعی می‌کردم دنیای
‫اطرافم رو درک کنم.

167
00:10:57,047 --> 00:11:00,181
‫در واقع، تکیه‌کلام
‫محبوب مادرم این بود:

168
00:11:00,224 --> 00:11:03,575
‫همه‌چیز با خانواده شروع
‫میشه و با خانواده تموم میشه.

169
00:11:06,013 --> 00:11:08,319
‫اما با اینکه بچه‌هام عاشق این
‫بودن که ازشون فیلم گرفته بشه،

170
00:11:08,363 --> 00:11:10,844
‫و منم عاشق
‫فیلم‌برداری ازشون بودم،

171
00:11:10,887 --> 00:11:13,890
‫ظاهراً دیگه بس‌شون بود.

172
00:11:28,949 --> 00:11:31,995
‫مطمئن نبودم از اینجا
‫به بعد باید چیکار کنم.

173
00:11:32,039 --> 00:11:34,606
‫تا اینکه یه تماس تلفنی دریافت کردم.

174
00:11:35,857 --> 00:11:37,537
‫راه‌پیمایی شرمن (1986)
‫(از همین کارگردان)

175
00:11:37,958 --> 00:11:39,176
‫ولی باید سر و صدا نکنم

176
00:11:39,220 --> 00:11:41,526
‫چون بابام طبقه بالا خوابیده.

177
00:11:43,528 --> 00:11:45,617
‫می‌دونی، فکر کنم همین الانشم
‫به اندازه‌ی کافی به جدی بودن...

178
00:11:45,661 --> 00:11:49,186
‫و اعتبارِ این پروژه‌م شک
‫داره؛ دیگه وای به حال اینکه...

179
00:11:49,230 --> 00:11:52,276
‫منو با این سر و وضع ببینه که نشستم...

180
00:11:52,320 --> 00:11:54,931
‫دارم با دوربین خودم حرف می‌زنم.

181
00:11:55,671 --> 00:11:56,367
‫سلام آبجی.

182
00:11:56,411 --> 00:11:57,978
‫ سلام!
‫

183
00:11:58,021 --> 00:11:58,892
‫بابا کجاست؟

184
00:11:58,935 --> 00:12:00,284
‫اوه، اون عقب‌عقب‌هاست.

185
00:12:00,894 --> 00:12:02,765
‫تماس از طرف یه
‫تهیه‌کننده هالیوودی بود

186
00:12:02,809 --> 00:12:06,334
‫که علاقه‌مند بود یکی از
‫مستندهام رو بازسازی کنه

187
00:12:06,377 --> 00:12:08,075
‫و از روش یه فیلم داستانی بسازه.

188
00:12:10,947 --> 00:12:13,994
‫من فیلم «راه‌پیمایی شرمن» رو
‫اواسط دهه سی زندگیم ساختم،

189
00:12:14,037 --> 00:12:16,779
‫زمانی که هنوز مجرد
‫بودم و خانواده و دوستام

190
00:12:16,823 --> 00:12:20,348
‫کم‌کم داشتند نگران
‫مجرد موندنم، می‌شدن.

191
00:12:23,177 --> 00:12:23,960
‫سلام، ددی.

192
00:12:24,004 --> 00:12:25,353
‫سلام، از دیدنت خوشحالم.

193
00:12:25,396 --> 00:12:26,872
‫- منم از دیدنت خوشحالم.
‫

194
00:12:26,876 --> 00:12:28,831
‫چارلین حداقلش اینه که
‫خیلی درباره‌ت حرف زده.

195
00:12:28,835 --> 00:12:30,575
‫اوه، و همین‌طور درباره تو.

196
00:12:30,619 --> 00:12:33,100
‫میشه تمومش کنی؟ میشه تمومش کنی؟

197
00:12:34,405 --> 00:12:35,580
‫به اون لنز دست نزن.

198
00:12:35,624 --> 00:12:37,452
‫دست خودم نیست، باید
‫بهش دست بزنم. خاموشش کن!

199
00:12:37,495 --> 00:12:40,368
‫این موضوع مهمیه. این
‫هنر نیست، این زندگیه!

200
00:12:40,411 --> 00:12:42,022
‫خیلی‌خب.

201
00:12:44,633 --> 00:12:48,637
‫«راه‌پیمایی شرمن» فیلمی بود که توش جایگاه
‫خودم رو به عنوان یه فیلمساز پیدا کردم،

202
00:12:48,680 --> 00:12:52,772
‫با این تصمیم که از اتفاقاتی که
‫تو زندگی خودم می‌افتاد فیلم بگیرم.

203
00:12:57,689 --> 00:13:00,040
‫من تو یه خونواده‌ی پزشک بزرگ شدم.

204
00:13:00,083 --> 00:13:02,999
‫پدربزرگ، پدر و برادر.

205
00:13:09,092 --> 00:13:13,618
‫و اوایل، روش فیلمسازی من
‫براشون یه کم عجیب به نظر می‌رسید.

206
00:13:15,707 --> 00:13:18,493
‫خوشحال میشم اگه شر این
‫چشم گنده از اینجا کنده بشه.

207
00:13:19,015 --> 00:13:21,975
‫اما بالاخره بهش عادت کردند.

208
00:13:28,808 --> 00:13:31,854
‫ساختن «راه‌پیمایی شرمن»
‫یه ماجراجویی بود،

209
00:13:31,898 --> 00:13:35,815
‫یه فیلم جاده‌ای، که توش
‫نمی‌دونستم جاده من رو به کجا می‌بره.

210
00:13:36,772 --> 00:13:39,557
‫ولی خب موفق شدم تو طول
‫مسیر با چند تا زن آشنا بشم.

211
00:13:44,911 --> 00:13:48,131
‫حالا که پیشنهادی برای بازسازی
‫«راه‌پیمایی شرمن» مطرح شده بود،

212
00:13:48,175 --> 00:13:51,482
‫یه جورایی نسبت به فیلمم
‫احساس مالکیت و حساسیت داشتم.

213
00:13:51,526 --> 00:13:55,399
‫تصمیم گرفتم با کسایی که یه جورایی
‫مشاورهای مورد اعتمادم بودند مشورت کنم،

214
00:13:55,443 --> 00:13:57,053
‫یعنی برادر و خواهرم.

215
00:13:58,185 --> 00:14:00,970
‫به نظرم فیلم فوق‌العاده‌ایه،

216
00:14:01,014 --> 00:14:03,494
‫و فکر کنم حقش بود که
‫روی پرده بزرگ سینما بره.

217
00:14:03,538 --> 00:14:05,105
‫روی پرده بزرگ بود...

218
00:14:05,148 --> 00:14:06,323
‫یه پرده بزرگتر.

219
00:14:06,367 --> 00:14:08,717
‫مگه یه فیلم می‌تونه دو بار شکست بخوره؟

220
00:14:10,458 --> 00:14:13,026
‫تامی، مودب باش!

221
00:14:13,069 --> 00:14:15,593
‫به نظرم ایده خیلی بدیه.

222
00:14:15,637 --> 00:14:17,204
‫واقعاً؟

223
00:14:17,247 --> 00:14:19,206
‫واقعاً این‌طوری فکر می‌کنی؟

224
00:14:19,249 --> 00:14:21,077
‫بستگی داره به...

225
00:14:21,121 --> 00:14:23,558
‫به این‌که طرف با فیلم چیکار می‌کنه؟

226
00:14:23,601 --> 00:14:24,994
‫خب، این نگرانی منم هست.

227
00:14:25,038 --> 00:14:26,561
‫می‌تونه یه فیلم خوب بسازه؟

228
00:14:26,604 --> 00:14:28,780
‫ولی اگه یه جورایی روش
‫کنترل داشته باشی

229
00:14:28,824 --> 00:14:30,430
‫و اونا بگن که قراره یکی
‫از تهیه‌کننده‌ها باشی،

230
00:14:30,434 --> 00:14:31,827
‫اون‌وقت شاید جواب بده.

231
00:14:33,524 --> 00:14:37,267
‫آره، این حرف خیلی هوشمندانه‌ای
‫بود که برادرم الان زد.

232
00:14:37,311 --> 00:14:38,094
‫خب، من دکترم.

233
00:14:38,138 --> 00:14:39,226
‫اون دکتره...

234
00:14:39,269 --> 00:14:40,005
‫- چه انتظاری داری؟
‫- اون دکتره...

235
00:14:40,009 --> 00:14:41,619
‫من حامی حقوق حیواناتم.

236
00:14:41,663 --> 00:14:44,666
‫من جونورای وحشی رو رام می‌کنم!

237
00:14:46,189 --> 00:14:48,409
‫آره، من با حیوونا کار می‌کنم.

238
00:14:50,977 --> 00:14:53,370
‫خب چطوری می‌خوای این
‫یارو رو کنترل کنی؟

239
00:14:54,545 --> 00:15:00,247
‫که یه وقت تو یه روز جمعه نقد
‫فیلم نیویورک تایمز رو نخونم

240
00:15:00,290 --> 00:15:04,425
‫که توش نوشته باشه:
‫«راس مک‌الوی روح خود را به حراج گذاشت.»

241
00:15:04,904 --> 00:15:06,122
‫یه ستاره.

242
00:15:06,166 --> 00:15:07,907
‫یه ستاره و نصفی...

243
00:15:07,950 --> 00:15:09,517
‫شاید.

244
00:15:09,560 --> 00:15:11,562
‫خب، اونا اجازه میدن
‫منم یه نظراتی بدم.

245
00:15:11,606 --> 00:15:15,305
‫اونا می‌خوان توی نوشتن
‫فیلم‌نامه از نظرات من استفاده کنن.

246
00:15:15,349 --> 00:15:16,741
‫خب، این‌طوری که خوبه.

247
00:15:16,785 --> 00:15:19,266
‫آره، راستش اصلاً فکر نمی‌کنم
‫ایده‌ی روشنی داشته باشن

248
00:15:19,309 --> 00:15:20,745
‫از اینکه چطوری قراره انجامش بدن؟

249
00:15:20,789 --> 00:15:22,399
‫من واقعاً فکر می‌کنم اگه
‫تصمیم بگیری انجامش ندی،

250
00:15:22,443 --> 00:15:24,967
‫بعداً تا ابد به خودت و
‫این تصمیمت شک می‌کنی.

251
00:15:25,620 --> 00:15:26,900
‫خب، من دارم قدم اول رو برمی‌دارم.

252
00:15:26,926 --> 00:15:28,405
‫چی؟

253
00:15:28,449 --> 00:15:29,446
‫دارم قدم اول رو برمی‌دارم،
‫ببینیم چی میشه...

254
00:15:29,450 --> 00:15:31,931
‫به نظرم فکر خوبیه.

255
00:15:34,411 --> 00:15:36,370
‫رفتم لس آنجلس.

256
00:15:36,413 --> 00:15:39,590
‫یه جلسه برام ترتیب داده شده
‫بود تا با «استیو کار» صحبت کنم،

257
00:15:39,634 --> 00:15:43,464
‫کارگردان یه سری
‫کمدی‌های تجاری موفق.

258
00:15:44,334 --> 00:15:46,510
‫اولین بار کی «راه‌پیمایی شرمن»
‫رو دیدی؟

259
00:15:46,554 --> 00:15:50,384
‫زمانیکه اولین باری از پی‌بی‌اس
‫پخش شد، من نیویورک زندگی می‌کردم،

260
00:15:50,427 --> 00:15:53,474
‫و از کانال سیزده پخش شد، که یکی از
‫شبکه‌های محلی پی‌بی‌اس تو نیویورکه.

261
00:15:53,517 --> 00:15:54,388
‫آره.

262
00:15:54,431 --> 00:15:55,824
‫و فکر کنم منتظر بودم تا

263
00:15:55,867 --> 00:15:58,044
‫«سیرک پرنده مانتی پایتون» شروع بشه،

264
00:15:58,087 --> 00:16:00,307
‫و اتفاقی به این برخوردم.

265
00:16:00,350 --> 00:16:05,573
‫و یادمه مامانم هم
‫داشت تماشاش می‌کرد.

266
00:16:05,616 --> 00:16:08,141
‫درست از همون اولش دیدمش

267
00:16:08,184 --> 00:16:11,361
‫و من رو جذب خودش کرد.

268
00:16:13,276 --> 00:16:17,454
‫فکر می‌کنی هیچ‌کدوم از اینا
‫واقعاً ربطی به سبک زندگیت داره؟

269
00:16:18,542 --> 00:16:20,501
‫طرز لباس پوشیدنت، طرز زندگیت؟

270
00:16:24,200 --> 00:16:27,116
‫و اون دنیایی بود که
‫تا حالا ندیده بودم.

271
00:16:27,160 --> 00:16:30,598
‫شخصیت‌ها انگار یکی پس از دیگری

272
00:16:30,641 --> 00:16:33,731
‫برام جذاب‌تر و جذاب‌تر می‌شدن.

273
00:16:39,824 --> 00:16:43,698
‫و بعدش همون‌طور که جذب
‫دوست‌داشتنی بودنِ تو و این مسیر شدم...

274
00:16:44,612 --> 00:16:47,441
‫تو ۱۶ فوریه ۱۸۶۵،

275
00:16:47,484 --> 00:16:50,487
‫نیروهای شرمن اینجا در سواحل
‫رودخونه کنگاری جمع شدن.

276
00:16:50,879 --> 00:16:54,274
‫این فرصت رو پیدا کردم
‫که چند باری ببینمش.

277
00:16:54,317 --> 00:16:57,233
‫و بعدش همیشه تو ذهنم
‫موند و همیشه دوسش داشتم،

278
00:16:57,277 --> 00:16:59,322
‫و سال‌های سال ندیدمش،

279
00:16:59,366 --> 00:17:01,933
‫ولی همیشه یادم بود و با
‫دوستام درباره‌ش حرف می‌زدم.

280
00:17:01,977 --> 00:17:04,675
‫بعدش وقتی من و
‫جیسون با هم آشنا شدیم،

281
00:17:04,719 --> 00:17:08,070
‫همیشه ایده‌ای تو ذهنم داشتم...

282
00:17:08,114 --> 00:17:09,985
‫از فیلمی که می‌شد از دل این کار درآورد؛

283
00:17:10,029 --> 00:17:14,120
‫ایده‌ای که تو اون تمام اجزای
‫مستندی که دیده بودم و

284
00:17:14,163 --> 00:17:15,556
‫برام عمیقاً ارزشمند بود، حفظ شده بود.

285
00:17:15,599 --> 00:17:19,255
‫و حالا تجربه‌ای که از
‫فیلم‌سازی واقعی دارم،

286
00:17:19,299 --> 00:17:22,084
‫و اینکه چطور داستان ساخته
‫شدن یه فیلم رو تعریف کنم.

287
00:17:22,128 --> 00:17:24,086
‫از مجرد بودنت حوصله‌م سر رفته.

288
00:17:24,130 --> 00:17:27,089
‫خب، تلاش‌هایی برای درست
‫کردن این وضعیت کردم.

289
00:17:27,133 --> 00:17:30,136
‫آره، خب ببین، اون یکی مسئله
‫کسل‌کننده هم همینه، "شکست".

290
00:17:30,179 --> 00:17:31,441
‫وقتشه که دست به کار بشی.

291
00:17:31,485 --> 00:17:33,530
‫تو این مسیر عرضه کافی نداشتی،

292
00:17:33,574 --> 00:17:35,445
‫واسه همین خودم باید
‫دست به کار بشم.

293
00:17:35,489 --> 00:17:36,751
‫مجبورم.

294
00:17:36,794 --> 00:17:38,753
‫ببین، حالا چارلین می‌خواد
‫امی آدامز نقشش رو بازی کنه.

295
00:17:39,536 --> 00:17:41,234
‫آره، اون عالیه.

296
00:17:41,277 --> 00:17:42,583
‫اتفاقاً تو لیست ما هم هست.

297
00:17:42,626 --> 00:17:43,366
‫واقعاً هست؟

298
00:17:43,410 --> 00:17:44,454
‫- آره.
‫- واقعاً هست؟

299
00:17:44,498 --> 00:17:46,152
‫اتفاقاً تو لیست ما هست واسه...

300
00:17:46,891 --> 00:17:48,458
‫تقریباً تو تک‌تک لیست‌های ما هست.

301
00:17:48,502 --> 00:17:49,325
‫آره، آره، تقریباً تو
‫تک‌تک لیست‌های ما هست.

302
00:17:49,329 --> 00:17:49,990
‫اون عالیه.

303
00:17:50,025 --> 00:17:51,418
‫وای خدای من، بهترینه.

304
00:17:53,768 --> 00:17:57,293
‫پسرم، آدریان، ازم خواست به
‫استیو و تیمش یه فرصت بدم

305
00:17:57,337 --> 00:18:00,514
‫تا فیلم قدیمی من رو به
‫یه اثر داستانی تبدیل کنن.

306
00:18:01,384 --> 00:18:03,734
‫این یه جورایی شوخی
‫همیشگی بین ما بود.

307
00:18:04,431 --> 00:18:06,389
‫می‌گفت:

308
00:18:06,433 --> 00:18:09,392
‫«مستندهات رو دوست دارم بابا،
‫ولی وقتشه یه فیلم واقعی بسازی.»

309
00:18:11,090 --> 00:18:13,135
‫اون داشت بیشتر و
‫بیشتر علاقه‌مند می‌شد به

310
00:18:13,179 --> 00:18:15,529
‫فیلم‌سازی به عنوان
‫یه شغل احتمالی.

311
00:18:17,139 --> 00:18:18,923
‫و به ذهنم رسید که شاید

312
00:18:18,967 --> 00:18:23,058
‫بازسازی «راه‌پیمایی شرمن»
‫بتونه راهی رو براش باز کنه

313
00:18:23,102 --> 00:18:26,757
‫تا وارد دنیای چیزی بشه که خودش
‫بهش می‌گفت «فیلم‌های واقعی».

314
00:18:26,781 --> 00:18:28,781
«استیون اسپیلبرگ»

315
00:18:31,371 --> 00:18:33,938
‫تو چشمیِ دوربین تصویر خوب به نظر میاد؟

316
00:18:33,982 --> 00:18:35,549
‫همینه که هست، بابا.

317
00:18:35,592 --> 00:18:37,812
‫همینه که هست...

318
00:18:37,855 --> 00:18:41,685
‫این یه نمای ثابته که
‫خودت انتخابش کردی.

319
00:18:43,165 --> 00:18:46,125
‫بالاخره موافقت کردم که حق
‫امتیاز «راه‌پیمایی شرمن» رو بفروشم.

320
00:18:46,168 --> 00:18:49,954
‫و در عوض، حق ساخت یه
‫مستند جدید رو به دست آوردم.

321
00:18:49,998 --> 00:18:53,175
‫در مورد بازسازی
‫خیالی مستند قدیمیم.

322
00:18:55,917 --> 00:18:59,616
‫از آدریان پرسیدم که دوست داره از باباش
‫موقع امضای قرارداد فیلم بگیره یا نه.

323
00:19:02,489 --> 00:19:04,186
‫میگم که،

324
00:19:04,230 --> 00:19:06,710
‫تعجب می‌کنم که حداقل یه زوم
‫آروم یا یه همچین چیزی نمی‌خوای.

325
00:19:07,581 --> 00:19:09,148
‫برو جلو و یه زوم آروم انجام بده.

326
00:19:09,191 --> 00:19:12,238
‫خب، بذار اینو امضا کنم، بعدش
‫می‌تونی یه زوم آروم انجام بدی.

327
00:19:12,281 --> 00:19:14,279
‫اینکه دوربین همین‌طوری روشن باشه
‫خسته‌کننده‌ست، اینجور نماها رو وقتی می‌تونی بگیری که

328
00:19:14,283 --> 00:19:16,416
‫داری از خودت فیلم می‌گیری.

329
00:19:16,459 --> 00:19:19,723
‫نکته داشتن فیلمبردار
‫اینه که، واقعاً می‌تونی...

330
00:19:20,942 --> 00:19:23,684
‫یه نمای جذاب‌تر بگیری.

331
00:19:23,727 --> 00:19:25,986
‫خیلی خب، دوربین رو از روی
‫سه‌پایه بردار و یه نمای جذاب‌تر...

332
00:19:25,990 --> 00:19:27,644
‫نمی‌خوام از روی سه‌پایه بردارمش.

333
00:19:27,688 --> 00:19:28,641
‫خب، سه‌پایه رو جابه‌جا کن.
‫نمی‌خوام از روی سه‌پایه بردارمش.

334
00:19:28,645 --> 00:19:30,038
‫- خب، سه‌پایه رو جابه‌جا کن.
‫- باشه.

335
00:19:39,526 --> 00:19:40,831
‫خیلی عجیبه.

336
00:19:40,875 --> 00:19:43,878
‫باورم نمیشه. خیلی عجیبه.

337
00:19:44,270 --> 00:19:48,230
‫طنز ماجرا اینجاست که «راه‌پیمایی شرمن»
‫قراره توسط کس دیگه‌ای ساخته بشه.

338
00:19:48,622 --> 00:19:51,494
‫کی این تصمیم رو گرفته؟

339
00:19:51,538 --> 00:19:53,322
‫و چطور می‌تونیم از
‫دستش فرار کنیم؟

340
00:19:53,366 --> 00:19:55,803
‫نه، نمی‌خوام از دستش فرار
‫کنم. می‌خوام موفق بشه.

341
00:19:55,846 --> 00:20:00,111
‫فکر کنم، می‌دونی، اگه بتونه یه
‫فیلم داستانی مستقل واقعاً خوب

342
00:20:00,155 --> 00:20:02,549
‫از روی «راه‌پیمایی شرمن» بسازه،

343
00:20:03,245 --> 00:20:04,464
‫خیلی خوشحال میشم.

344
00:20:04,507 --> 00:20:06,901
‫فقط دقیقاً نمی‌دونم
‫چطور ممکنه انجام بشه.

345
00:20:06,944 --> 00:20:09,382
‫منظورم اینه که، دارم میگم
‫من جایگزین‌شدنی نیستم

346
00:20:09,425 --> 00:20:11,035
‫تو هم همین‌طور.

347
00:20:11,079 --> 00:20:14,691
‫و دیدن تلاش بقیه برای
‫این کار، خیلی خنده‌دار خواهد بود.

348
00:20:15,953 --> 00:20:18,782
‫چارلین سوانزی یکی از
‫قدیمی‌ترین دوستامه.

349
00:20:19,827 --> 00:20:24,614
‫توی دبیرستان وقتی داشت یه کارگاه
‫شعر برگزار می‌کرد باهاش آشنا شدم.

350
00:20:25,311 --> 00:20:30,054
‫می‌دونی، من از اون افتضاح
‫«ازرا پاوند» یه درس گرفتم،

351
00:20:30,098 --> 00:20:32,405
‫اونم این بود که اصلاً
‫لعنتی اهمیتی نداشت.

352
00:20:32,448 --> 00:20:35,930
‫منظورم اینه که، اصلاً مهم
‫نبود ازرا پاوند چی فکر می‌کنه.

353
00:20:37,552 --> 00:20:39,158
‫زمان نامحدود (1993)
‫(از همین کارگردان)

354
00:20:39,673 --> 00:20:42,328
‫چارلین توی خیلی
‫از لحظات مهم زندگی

355
00:20:42,371 --> 00:20:44,591
‫خانوادگیم کنارم بوده.

356
00:20:49,900 --> 00:20:52,686
‫آدریان، سلام عزیزم!

357
00:21:00,302 --> 00:21:02,130
‫این بچه یه جورایی...

358
00:21:02,173 --> 00:21:04,263
‫این بچه خیلی باهوشه!

359
00:21:04,306 --> 00:21:06,526
‫یه کم دور و بر دوربین بوده.

360
00:21:06,569 --> 00:21:08,745
‫باهوش بودنش به خاطر اون نیست،

361
00:21:08,789 --> 00:21:11,052
‫دور و بر دوربین بودن
‫آدم رو احمق می‌کنه!

362
00:21:11,748 --> 00:21:14,055
‫این بچه باهوشه.

363
00:21:16,187 --> 00:21:21,628
‫خب، هشتم آگوست
‫میام، و اگه نیومدم

364
00:21:21,671 --> 00:21:25,284
‫به خاطر اینه که
‫اون‌قدر دارو مصرف کردم

365
00:21:25,327 --> 00:21:28,896
‫که واقعاً مغزم نمی‌کشه از
‫الان برای جلوتر برنامه بریزم.

366
00:21:28,939 --> 00:21:33,857
‫و بدم میاد اون تست‌هایی که قراره
‫در مورد حافظه ازم بگیری رو انجام بدم

367
00:21:33,901 --> 00:21:35,729
‫وقتی حتی اسم خودم رو یادم نمیاد،

368
00:21:35,772 --> 00:21:39,646
‫چه برسه به سوالاتی
‫که قراره ازم بپرسی.

369
00:21:39,689 --> 00:21:42,736
‫اونا دارن...

370
00:21:43,780 --> 00:21:46,174
‫آدم‌های پیر رو...

371
00:21:46,217 --> 00:21:48,002
‫در مورد اینکه...

372
00:21:48,045 --> 00:21:50,221
‫خاطراتشون چقدر دقیقه، تست می‌کنن.

373
00:21:50,265 --> 00:21:54,530
‫ولی این بخشی از یه
‫مطالعه علمی و داده‌محوره.

374
00:21:54,574 --> 00:21:56,532
‫خیلی طولانیه... حتی اسم هم داره.

375
00:21:56,576 --> 00:21:58,665
‫اسمش یادم نمیاد.

376
00:21:58,708 --> 00:22:00,449
‫چون برام مهم نبود.

377
00:22:01,494 --> 00:22:04,975
‫و معمولاً این‌طوریه که چیزایی
‫که برات مهمه رو یادت می‌مونه.

378
00:22:05,019 --> 00:22:05,889
‫به هر حال.

379
00:22:06,412 --> 00:22:09,893
‫چی ازم پرسیدی؟

380
00:22:11,417 --> 00:22:13,549
‫حافظه‌ت چطوره، چارلین؟
‫حالا که حرف از حافظه شد.

381
00:22:13,593 --> 00:22:18,119
‫نمی‌دونم، خیلی پیچیده‌ست،
‫مثل کندوی عسله.

382
00:22:18,859 --> 00:22:20,861
‫ولی به نظرت

383
00:22:20,904 --> 00:22:23,777
‫حافظه کوتاه‌مدتت با بالا
‫رفتن سن خوب کار می‌کنه؟

384
00:22:23,820 --> 00:22:24,952
‫نه، معلومه که نه.

385
00:22:24,995 --> 00:22:26,214
‫- ای بابا.
‫- نه، معلومه که نه.

386
00:22:26,257 --> 00:22:30,044
‫من می‌تونم تیکه‌های
‫عجیبی از داستان‌ها

387
00:22:30,087 --> 00:22:33,526
‫و چیزهایی درباره

388
00:22:33,569 --> 00:22:36,355
‫چیزهایی که درباره تو
‫یادمه رو به یاد بیارم.

389
00:22:37,094 --> 00:22:40,097
‫همین‌طوری یهو میان تو ذهنم.

390
00:22:42,578 --> 00:22:44,928
‫نمی‌دونم، حافظه این‌طوریه، فقط

391
00:22:44,972 --> 00:22:47,061
‫منو غافلگیر می‌کنه.

392
00:22:55,330 --> 00:22:56,505
‫داری فیلم می‌گیری؟

393
00:22:57,288 --> 00:22:58,289
‫داره ضبط می‌کنه؟

394
00:22:58,333 --> 00:23:00,291
‫- آره.
‫- داره ضبط می‌کنه؟

395
00:23:01,858 --> 00:23:04,861
‫آفرین، آفرین!

396
00:23:05,775 --> 00:23:08,169
‫آفرین، آفرین!

397
00:23:16,525 --> 00:23:20,442
‫حالا که به این نگاه می‌کنم،
‫به نظرم هنوزم زنده‌ای...

398
00:23:21,835 --> 00:23:25,882
‫در نوعی «نیم‌زندگی» که حالا
‫شده تنها تصویری که از تو مونده.

399
00:23:30,278 --> 00:23:32,846
‫منظورم اینه که تو اینجا
‫توی این فیلم زنده‌ای،

400
00:23:32,889 --> 00:23:36,023
‫ولی توی دنیای
‫واقعی... دیگه نیستی.

401
00:23:41,681 --> 00:23:44,727
‫آدریان، جای مورد علاقه‌ای
‫که با هم رفتیم کجا بوده؟

402
00:23:45,467 --> 00:23:46,860
‫مونیخ چی؟

403
00:23:46,903 --> 00:23:48,601
‫خب، اونجا خوب بود.

404
00:23:48,644 --> 00:23:50,429
‫فقط یه روز اونجا بودیم.

405
00:23:51,821 --> 00:23:53,214
‫من بودم؟

406
00:23:53,257 --> 00:23:54,563
‫جشنواره فیلم مونیخ؟

407
00:23:54,607 --> 00:23:55,999
‫درسته، یادت نیست؟

408
00:23:56,043 --> 00:23:59,089
‫و همون‌جا بود که
‫فیلم اشکال پیدا کرد.

409
00:23:59,133 --> 00:24:01,222
‫درسته.

410
00:24:01,265 --> 00:24:05,052
‫همه چی قاطی‌پاتی شد چون شماره‌های
‫اشتباهی روی حلقه‌های نگاتیو فیلم زده بودن.

411
00:24:05,095 --> 00:24:06,575
‫وقتی این کارو می‌کنی چی میشه؟

412
00:24:06,619 --> 00:24:09,622
‫خب، مردم نمی‌فهمن
‫کدوم حلقه فیلم اوله.

413
00:24:10,579 --> 00:24:16,585
‫چون اگه اینجا شماره دو بذاری
‫و آخرش شماره یک، چی میشه؟

414
00:24:18,674 --> 00:24:20,415
‫دقیقاً همین اتفاق افتاد.

415
00:24:20,459 --> 00:24:23,505
‫و کلی طول کشید تا
‫حلقه‌ها رو درست کنن.

416
00:24:28,205 --> 00:24:31,600
‫داستانی که فکر می‌کردم دارم
‫با فیلم‌سازی‌ام تعریف می‌کنم،

417
00:24:32,601 --> 00:24:35,343
‫داستان زندگی‌هایی که
‫تو دهه‌ها جریان داشته.

418
00:24:36,170 --> 00:24:37,998
‫حالا از هم گسیخته‌ست.

419
00:24:40,566 --> 00:24:42,350
‫گیج‌کننده.

420
00:24:48,095 --> 00:24:50,271
‫حلقه‌های فیلم همه‌شون جابه‌جا شدن.

421
00:24:53,622 --> 00:24:55,842
‫اول، یه پدر هست،

422
00:24:55,885 --> 00:24:58,888
‫و اون یه پسر داره، من.

423
00:25:02,370 --> 00:25:04,851
‫ولی بعدش همه چی
‫از اول شروع میشه.

424
00:25:04,894 --> 00:25:09,333
‫حالا من پدرم. و یه پسر دارم، اونم تویی.

425
00:25:15,992 --> 00:25:20,127
‫ولی یه چیزی خراب میشه، یه چیزی
‫خلاف جریان فیلمنامه پیش میاد.

426
00:25:26,481 --> 00:25:29,005
‫و بعد یهو تو دیگه نیستی.

427
00:25:30,659 --> 00:25:32,182
‫صحنه عروسی رو دوست داشتی؟

428
00:25:32,226 --> 00:25:34,010
‫آره، عاشق اون قسمتم.

429
00:25:34,054 --> 00:25:35,577
‫اون قسمت مورد علاقه‌ته؟

430
00:25:35,621 --> 00:25:37,053
‫عاشق وقتی‌ام که ازدواج می‌کنی.

431
00:25:37,057 --> 00:25:39,189
‫با مامان.

432
00:25:40,408 --> 00:25:43,367
‫فکر می‌کنی ممکنه
‫یه روز بخوای ازدواج کنی؟

433
00:25:43,411 --> 00:25:46,240
‫با تو، بابایی و مامان.

434
00:25:46,283 --> 00:25:48,068
‫فقط با مامان یا بابایی؟

435
00:25:49,504 --> 00:25:51,375
‫مامان و بابایی.

436
00:25:51,941 --> 00:25:54,074
‫فقط مامان و بابایی. ♥

437
00:26:00,297 --> 00:26:02,299
‫آره، تو رفتی.

438
00:26:03,257 --> 00:26:05,825
‫البته که نرفتی.

439
00:26:05,868 --> 00:26:08,567
‫نه کاملاً.

440
00:26:10,481 --> 00:26:11,700
‫چون من هنوز تمام این

441
00:26:11,744 --> 00:26:15,486
‫لحظاتی که باهات ثبت
‫کردم رو روی فیلم دارم.

442
00:26:17,401 --> 00:26:19,621
‫آدریان،

443
00:26:19,665 --> 00:26:22,406
‫می‌دونم فکر می‌کنی باید برای
‫یه پروداکشن هالیوودی کار کنم.

444
00:26:22,450 --> 00:26:23,625
‫ولی می‌تونی، واسه همینه که...

445
00:26:24,583 --> 00:26:25,714
‫من سر در نمیارم.

446
00:26:27,542 --> 00:26:29,283
‫مثل کاری که «استیو کار» می‌کنه،

447
00:26:29,631 --> 00:26:31,894
‫اون اول روی فیلم‌های
‫پول‌ساز کار می‌کنه.

448
00:26:31,938 --> 00:26:35,332
‫بعدش وقت داره هر کاری
‫که دوست داره انجام بده.

449
00:26:35,376 --> 00:26:37,683
‫لازم نیست نگران پول باشه.

450
00:26:37,726 --> 00:26:40,424
‫پس می‌خوای من بیشتر
‫شبیه «استیو کار» باشم؟

451
00:26:42,252 --> 00:26:44,298
‫آدریان، من دارم سعی می‌کنم فیلما
‫رو اون‌جوری که خودم می‌خوام بسازم.

452
00:26:44,341 --> 00:26:46,300
‫آره، ولی...

453
00:26:46,866 --> 00:26:49,129
‫همیشه که همه‌چی بابِ
‫میل آدم پیش نمی‌ره.

454
00:26:49,172 --> 00:26:50,565
‫درست مثل همون حرفی که خودت بهم می‌زدی؛

455
00:26:50,609 --> 00:26:51,958
‫نمی‌تونی، می‌دونی...

456
00:26:53,176 --> 00:26:54,787
‫نمی‌شه یهو از اون
‫بالا بالاها شروع کرد.

457
00:26:54,830 --> 00:26:57,093
‫شاید لازم باشه یه مدت واسه این و
‫اون پادویی کنی و قهوه دستشون بدی.

458
00:26:57,137 --> 00:27:01,968
‫یا پرونده‌ها رو بایگانی کنی و تو
‫کانکس عوامل دنبال خُرده‌کاری‌های بقیه بدویی.

459
00:27:02,011 --> 00:27:05,580
‫حداقل تا چند سال قبل از
‫اینکه حتی کار مهمی انجام بدی.

460
00:27:05,624 --> 00:27:07,304
‫و خیلی از آدم‌ها همچین
‫کارهایی می‌کنن.

461
00:27:07,321 --> 00:27:09,628
‫پس نمی‌فهمم چرا تو خودت
‫رو بالاتر از این‌ها می‌بینی.

462
00:27:10,411 --> 00:27:12,543
‫ولی من این کار رو کردم.
‫شغلم رو این‌طوری شروع کردم.

463
00:27:12,587 --> 00:27:14,676
‫و موفق هم بودی، ولی دارم میگم،

464
00:27:14,720 --> 00:27:17,113
‫چرا چند تا فیلم
‫پرفروش اینجا نمی‌سازی؟

465
00:27:17,157 --> 00:27:19,681
‫ای بابا، آدریان، این‌طور نیست که من بتونم
‫همین‌طوری انتخاب کنم که یه کار معروف...

466
00:27:19,725 --> 00:27:22,684
‫بهت پیشنهاد شده بود
‫که برای جگوار تبلیغ بسازی

467
00:27:22,728 --> 00:27:24,425
‫و تو ردشون کردی.

468
00:27:24,468 --> 00:27:25,814
‫خب، اون مال سال‌ها
‫پیش بود، آدریان.

469
00:27:25,818 --> 00:27:26,902
‫چرا باید همچین چیزی رو رد کنی؟

470
00:27:26,906 --> 00:27:28,077
‫اصلاً برام منطقی نیست.

471
00:27:28,081 --> 00:27:29,687
‫چون نمی‌خواستم تبلیغات
‫تلویزیونی بسازم.

472
00:27:29,691 --> 00:27:31,693
‫ولی همیشه هم قرار نیست همه‌چی
‫اون‌جوری باشه که تو دلت می‌خواد.

473
00:27:31,737 --> 00:27:35,697
‫تو موقعیت خیلی خوبی داری، این
‫طرز فکر واقعاً از سرِ شکم‌سیریه.

474
00:27:41,224 --> 00:27:42,791
‫باید از سر راه برمیداشتمش.

475
00:27:47,143 --> 00:27:48,710
‫اوه لعنتی؛

476
00:27:48,754 --> 00:27:51,757
‫بهت که گفته بودم، اون
‫فجیع‌ترین مدل زمین‌خوردنم بود!

477
00:27:52,235 --> 00:27:54,020
‫آره، کارت عالی بود آدریان.

478
00:27:56,936 --> 00:27:58,024
‫و تمــــــام...

479
00:27:58,067 --> 00:28:00,679
‫داشتم می‌زدم تو صورتت.

480
00:28:01,331 --> 00:28:04,770
‫می‌خوام یه کار بزرگ
‫بکنم، و قرار نیست...

481
00:28:06,075 --> 00:28:08,338
‫قرار نیست از طریق مدرک باشه.

482
00:28:08,382 --> 00:28:11,211
‫نمی‌خوام با مدرک ادبیات انگلیسی
‫یا فیلم‌سازی فارغ‌التحصیل بشم

483
00:28:11,254 --> 00:28:13,039
‫و این کار و اون
‫کار رو انجام بدم.

484
00:28:13,082 --> 00:28:17,783
‫مثلاً خیلی دوست دارم برای اچ‌بی‌او
‫کار کنم، یا یه دوره کارآموزی برای...

485
00:28:17,826 --> 00:28:20,873
‫«استیو کار» بگیرم و حسابی
‫درگیر اون پروژه بشم، و بعد

486
00:28:20,916 --> 00:28:23,963
‫شاید واقعاً ازم خوششون
‫بیاد و یه پله ارتقا پیدا کنم

487
00:28:24,006 --> 00:28:25,355
‫و بعد یه پله دیگه.

488
00:28:25,399 --> 00:28:29,272
‫می‌دونی، اینجوری پیش
‫میره، اینو می‌فهمم.

489
00:28:30,056 --> 00:28:33,973
‫ولی فکر کنم مسیر من
‫از طریق کتابی باشه که

490
00:28:34,016 --> 00:28:36,236
‫مدت‌هاست دارم سعی می‌کنم بنویسم.

491
00:28:36,279 --> 00:28:38,412
‫بر اساس زندگی و
‫تجربه‌هام نوشته شده،

492
00:28:38,455 --> 00:28:41,458
‫و کلی تجربه‌های مسخره داشتم.

493
00:28:42,329 --> 00:28:45,245
‫مگه روی فیلمنامه‌ای بر
‫اساس اون رمان کار نمی‌کردی؟

494
00:28:45,288 --> 00:28:46,550
‫آره.

495
00:28:46,594 --> 00:28:48,596
‫ولی خب، ضمناً...

496
00:28:48,639 --> 00:28:52,339
‫یه شرکت راه انداختم به

497
00:28:52,382 --> 00:28:54,602
‫بالا اومده، یه سر بهش بزن.

498
00:28:54,645 --> 00:28:58,214
‫فعلاً که اساساً یه وبلاگ موسیقیه.

499
00:28:59,433 --> 00:29:04,917
‫ولی هدف نهاییم اینه که یه
‫خط تولید تیشرت داشته باشم.

500
00:29:04,960 --> 00:29:08,572
‫بازم یه چیز دیگه که
‫دارم پشت گوش می‌ندازم.

501
00:29:10,800 --> 00:29:13,800
[آدریان‌ مک‌الوی دات کام]
«راهکارهای چندرسانه‌ای و بازاریابی»

502
00:29:15,405 --> 00:29:20,715
‫تو اون مقطع، آدریان داشت پروژه‌های
‫مختلفی رو در زمینه‌های مختلف دنبال می‌کرد،

503
00:29:20,759 --> 00:29:24,240
‫اما به نظر می‌رسید تقریباً
‫همه‌شون به فیلم‌سازی برمی‌گردن.

504
00:29:25,413 --> 00:29:27,639
‫تصویربردار: آدریان

505
00:29:46,654 --> 00:29:47,655
‫چی؟

506
00:29:47,698 --> 00:29:48,308
‫سلام.

507
00:29:48,351 --> 00:29:49,526
‫سلام.

508
00:29:49,788 --> 00:29:50,832
‫می‌تونم تماشات کنم؟

509
00:29:50,876 --> 00:29:51,920
‫آره، حتماً.

510
00:30:02,975 --> 00:30:03,802
‫چی؟

511
00:30:03,845 --> 00:30:05,064
‫گفتی چند سالته؟

512
00:30:05,107 --> 00:30:06,108
‫من؟

513
00:30:06,152 --> 00:30:07,283
‫هشت سالمه.

514
00:30:07,327 --> 00:30:08,676
‫آره، خواهر من نه سالشه.

515
00:30:08,719 --> 00:30:10,678
‫جدی؟ منم دارم نه ساله میشم.

516
00:30:10,721 --> 00:30:11,287
‫واقعاً؟

517
00:30:11,331 --> 00:30:12,114
‫آره.

518
00:30:12,941 --> 00:30:14,551
‫پس کلاس اولی؟

519
00:30:14,900 --> 00:30:15,770
‫چی؟

520
00:30:15,814 --> 00:30:16,205
‫پس کلاس اولی دیگه؟

521
00:30:16,249 --> 00:30:16,771
‫نه!

522
00:30:16,815 --> 00:30:18,120
‫منظورم اینه که، دوم!

523
00:30:18,599 --> 00:30:19,426
‫سوم؟

524
00:30:19,609 --> 00:30:21,802
‫چی؟ خیلی خب، پس یه
‫کلاس پایین‌تره دیگه.

525
00:30:22,995 --> 00:30:23,909
‫اوه!

526
00:30:24,823 --> 00:30:26,302
‫باید مراقب باشی.

527
00:30:26,346 --> 00:30:27,651
‫می‌دونم. باشه.

528
00:30:27,695 --> 00:30:29,566
‫نمی‌تونم درست انجامش بدم ولی،
‫تو فقط اینطوری انجامش میدی...

529
00:30:30,829 --> 00:30:32,787
‫وقتی همه وسایل محافظتم رو دارم،

530
00:30:32,831 --> 00:30:34,963
‫اینطوری انجامش میدی، اینطوری...

531
00:30:35,007 --> 00:30:35,877
‫آره.

532
00:30:35,921 --> 00:30:37,444
‫اینطوری، اینطوری. آره.

533
00:30:37,487 --> 00:30:39,228
‫و بعد می‌تونم اینطوری بچرخونمش.

534
00:30:39,272 --> 00:30:40,142
‫خیلی خفنه.

535
00:30:40,186 --> 00:30:41,622
‫آره.

536
00:30:44,930 --> 00:30:46,845
‫اینطوری.

537
00:31:14,089 --> 00:31:14,960
‫اوه، ببخشید.

538
00:31:15,003 --> 00:31:16,004
‫اشکالی نداره.

539
00:31:16,570 --> 00:31:18,877
‫دو، سه.

540
00:31:21,053 --> 00:31:22,054
‫خیلی خب، کات.

541
00:31:45,512 --> 00:31:47,122
‫خب برگشتم خونه،

542
00:31:47,166 --> 00:31:49,037
‫برگشتم به جنوب.

543
00:31:50,256 --> 00:31:52,693
‫کسایی که دارن بازسازی
‫«راه‌پیمایی شرمن» رو تهیه می‌کنن

544
00:31:52,736 --> 00:31:57,698
‫ازم خواستن نریشن‌هایی که اونا برای
‫یه نمونه کار نوشته بودن رو ضبط کنم.

545
00:31:57,741 --> 00:32:01,049
‫قرار بود از نماهای واقعی
‫«راه‌پیمایی شرمن» تشکیل بشه.

546
00:32:01,745 --> 00:32:04,792
‫اونا قبلاً برام قرار ملاقات با
‫چند تا خانم خوب جور کرده بودن،

547
00:32:04,835 --> 00:32:07,316
‫و من داشتم به بعضی از...

548
00:32:08,056 --> 00:32:09,666
‫برداشت دوم.

549
00:32:09,710 --> 00:32:11,708
‫اونا قبلاً برام قرار ملاقات با
‫چند تا خانم خوب جور کرده بودن،

550
00:32:11,712 --> 00:32:14,715
‫و من داشتم به بعضی از
‫دوست‌دخترهای سابقم هم سر می‌زدم.

551
00:32:15,759 --> 00:32:19,241
‫هنوز امیدوارم که عشق رمانتیک

552
00:32:19,285 --> 00:32:21,330
‫اینجا توی جنوب
‫مدرن هنوز ممکن باشه.

553
00:32:23,898 --> 00:32:25,073
‫چند هفته بعد،

554
00:32:25,117 --> 00:32:27,815
‫اونا نمونه کار نهایی
‫رو برام فرستادن.

555
00:32:29,469 --> 00:32:32,080
‫پس برگشتم خونه،

556
00:32:32,124 --> 00:32:34,387
‫برگشتم به جنوب.

557
00:32:40,741 --> 00:32:42,743
‫ما رو به حال خودمون بذارید.

558
00:32:42,786 --> 00:32:45,920
‫بهتره ما رو به
‫حال خودمون بذارید.

559
00:32:50,519 --> 00:32:52,993
‫یک کمدی نیم‌ساعته، تک‌دوربین و با
‫فیلمنامه‌ی از پیش نوشته‌شده درباره‌ی عشق در...

560
00:32:53,017 --> 00:32:55,492
‫جنوب مدرن، که بر اساس مستند کالت سال
‫۱۹۸۶ ساخته‌ی راس مک‌الوی ساخته شده است.

561
00:33:04,156 --> 00:33:08,682
‫فیلمِ داستانی اون‌طوری
‫که می‌شناسیش...

562
00:33:10,075 --> 00:33:13,469
‫استیو و تیمش در لس آنجلس با

563
00:33:13,513 --> 00:33:15,819
‫یه شبکه تلویزیونی کابلی
‫معروف قرارداد بسته بودن.

564
00:33:16,124 --> 00:33:19,432
‫به جای یه فیلم سینمایی،

565
00:33:19,475 --> 00:33:23,175
‫ایده حالا این بود که «راه‌پیمایی شرمن» رو به
‫یه سریال تلویزیونی درام تبدیل کنن.

566
00:33:24,611 --> 00:33:27,005
‫اوه خب، تلویزیون هم خوبه.

567
00:33:27,048 --> 00:33:29,050
‫والا، نمی‌دونم الان
‫وضعیتش چطوریه.

568
00:33:29,094 --> 00:33:31,748
‫اولش به عنوان یه فیلم
‫داستانی بلند شروع شد.

569
00:33:31,792 --> 00:33:34,882
‫بعدش تبدیل به یه سریال شد.

570
00:33:34,925 --> 00:33:36,231
‫درسته، سریال ای‌ام‌سی.

571
00:33:36,275 --> 00:33:37,228
‫- درسته.
‫- درسته، سریال ای‌ام‌سی.

572
00:33:37,232 --> 00:33:39,582
‫با کارگردانی استیو
‫برای قسمت اول...

573
00:33:40,235 --> 00:33:43,760
‫داشتم در مورد کل
‫پروژه شک می‌کردم.

574
00:33:46,589 --> 00:33:49,201
‫باید برمی‌گشتم به دنیایی
‫که ازش فیلم گرفته بودم.

575
00:33:49,244 --> 00:33:51,899
‫تا به خودم یادآوری کنم که
‫دوستام آدم‌های واقعی‌ای بودن

576
00:33:51,942 --> 00:33:55,729
‫که زندگی واقعی داشتن، نه بازیگرهایی
‫که از یه فیلمنامه پیروی می‌کنن.

577
00:33:58,427 --> 00:34:00,038
‫شبیه هم به نظر میاد؟

578
00:34:01,126 --> 00:34:03,563
‫آهان، دیدمش. اوه، چه باحال!

579
00:34:06,392 --> 00:34:09,612
‫وقتی استیو و شبکه شروع
‫کردن به صحبت با نویسنده‌ها،

580
00:34:09,656 --> 00:34:12,789
‫تصمیم گرفتم
‫برگردم کارولینای شمالی.

581
00:34:13,486 --> 00:34:16,532
‫مطلع شده بودم که
‫دوستم، فیلیپ آزبورن،

582
00:34:16,576 --> 00:34:19,927
‫که توی «راه‌پیمایی شرمن»
‫بازی کرده بود، فوت کرده.

583
00:34:24,366 --> 00:34:25,106
‫اونو سفتش کنم؟

584
00:34:25,150 --> 00:34:26,499
‫آره، اونو رگلاژش کن

585
00:34:26,542 --> 00:34:28,342
‫حالا دوباره بذارش سر
‫جاش و ببین چی میشه.

586
00:34:28,414 --> 00:34:30,285
‫شرط می‌بندم مثل ساعت کار می‌کنه.

587
00:34:30,329 --> 00:34:31,849
‫آره، شرط می‌بندم عالی کار می‌کنه.

588
00:34:32,200 --> 00:34:34,289
‫پسر فیلیپ، فیل جونیور،

589
00:34:34,333 --> 00:34:36,683
‫کسب‌وکار خانوادگی
‫رو دست گرفته بود.

590
00:34:36,944 --> 00:34:37,858
‫فیلیپ؟

591
00:34:39,077 --> 00:34:40,204
‫خوشحالم می‌بینمت، چطوری راس؟

592
00:34:40,208 --> 00:34:41,253
‫خوبم فیلیپ.

593
00:34:41,296 --> 00:34:42,167
‫عالی، عالی.

594
00:34:42,210 --> 00:34:43,385
‫خیلی خوبه که می‌بینمت رفیق.

595
00:34:43,429 --> 00:34:44,774
‫- خوشحالم می‌بینمت.
‫- خیلی خوبه که می‌بینمت رفیق.

596
00:34:44,778 --> 00:34:45,953
‫ببین کی اینجاست!

597
00:34:47,476 --> 00:34:49,652
‫یه بنده خدایی اینجا هست
‫که الان صاحب این یکیه.

598
00:34:49,696 --> 00:34:51,698
‫هیچ‌وقت نخواستی
‫خودت یکی‌شون رو برونی؟

599
00:34:52,002 --> 00:34:53,395
‫من چند تا ماشین
‫قدیمی انگلیسی دارم.

600
00:34:53,439 --> 00:34:56,311
‫یه بنتلی قدیمی دارم که باهاش
‫رانندگی می‌کنم، واسه همین ازش لذت می‌برم.

601
00:34:56,355 --> 00:34:57,443
‫بنتلی می‌رونی؟

602
00:34:57,486 --> 00:35:00,446
‫آره، یه بنتلی
‫مارک ۶ مدل ۱۹۵۲ دارم.

603
00:35:00,489 --> 00:35:02,274
‫پس وضعت خوبه.

604
00:35:02,317 --> 00:35:04,537
‫خب راستش، این ماشین
‫در اصل مال پدرم بود

605
00:35:04,580 --> 00:35:06,930
‫و به من ارث رسید.

606
00:35:08,323 --> 00:35:11,326
‫ما اکتبر ۲۰۱۰ از دستش دادیم.

607
00:35:11,370 --> 00:35:14,982
‫و اون می‌گفت که خیلی راضیه.

608
00:35:15,025 --> 00:35:17,593
‫از زندگی‌ای که کرده
‫بود حال خوبی داشت.

609
00:35:18,028 --> 00:35:20,814
‫وقتی میایم اینجا، می‌گیم
‫اون هنوز زنده‌ست، بخاطر

610
00:35:20,857 --> 00:35:23,208
‫کارهایی که با هم کردیم،

611
00:35:23,251 --> 00:35:24,600
‫کارهایی که قبلاً انجام می‌دادیم،

612
00:35:24,644 --> 00:35:27,821
‫و چیزهایی که کلی
‫خاطره خوب ازشون داریم.

613
00:35:28,213 --> 00:35:29,866
‫درسته.

614
00:35:33,566 --> 00:35:36,221
‫یادت میاد فرمون
‫ماشینم رو باز می‌کردی؟

615
00:35:36,264 --> 00:35:38,397
‫خب می‌دونی، اون خودش
‫یکی از ویژگی‌های امنیتی بود

616
00:35:38,440 --> 00:35:41,443
‫که به قول معروف برای حفظ
‫کردن ماشینت استفاده می‌کردن.

617
00:35:43,228 --> 00:35:46,187
‫می‌بینی، فرمونت
‫رو با خودت می‌بردی.

618
00:35:48,929 --> 00:35:51,057
‫با خودت می‌بردی‌اش و هر
‫جا می‌خواستی می‌رفتی.

619
00:35:51,061 --> 00:35:52,454
‫می‌بردی‌اش توی خونه.

620
00:35:52,498 --> 00:35:54,021
‫درسته.

621
00:35:54,064 --> 00:35:55,497
‫این‌طوری کسی نمی‌تونه
‫ماشینت رو بدزده. درسته.

622
00:35:55,501 --> 00:35:57,155
‫فیلیپ الان خیلی از
‫کارها رو خودش انجام میده.

623
00:35:57,198 --> 00:35:58,500
‫آره، دیدمش. فیلیپ الان
‫خیلی از کارها رو خودش انجام میده.

624
00:35:58,504 --> 00:36:00,027
‫فقط یه پسر داری، درسته؟

625
00:36:00,070 --> 00:36:01,111
‫درسته.

626
00:36:01,115 --> 00:36:02,986
‫یه پسر و یه دختر.

627
00:36:03,509 --> 00:36:05,380
‫خیلی حیف شد که دخترت اونطوری شد.

628
00:36:05,424 --> 00:36:06,903
‫آره، یه چیزی بود...

629
00:36:06,947 --> 00:36:08,992
‫از شنیدن این خبر متاسفم.

630
00:36:10,429 --> 00:36:13,214
‫ولی خب، اینم از اون
‫چیزاییه که پیش میاد دیگه.

631
00:36:14,215 --> 00:36:17,914
‫آره، به اون دختر فکر می‌کنم،
‫منم دلم براش تنگ شده.

632
00:36:17,958 --> 00:36:19,046
‫واقعاً تنگ شده.

633
00:36:19,089 --> 00:36:20,700
‫چطور فوت کرد، فیلیپ؟

634
00:36:20,743 --> 00:36:21,657
‫سرطان داشت.

635
00:36:21,701 --> 00:36:23,616
‫سرطان؟

636
00:36:24,225 --> 00:36:26,749
‫خیلی بده، خیلی بد.

637
00:36:26,793 --> 00:36:28,316
‫مادرت هم سرطان داشت؟

638
00:36:28,360 --> 00:36:29,618
‫ آره، اونم سرطان داشت.
‫

639
00:36:29,622 --> 00:36:30,579
‫آره.

640
00:36:33,626 --> 00:36:35,584
‫مادرم همیشه تشویقم می‌کرد

641
00:36:35,628 --> 00:36:38,457
‫که به آرزوم برای
‫هنرمند شدن برسم.

642
00:36:40,589 --> 00:36:42,678
‫اما وقتی جوون بود فوت کرد،

643
00:36:42,722 --> 00:36:45,725
‫خیلی قبل از اینکه فیلمساز بشم.

644
00:36:49,903 --> 00:36:53,254
‫رفتم که به مزار خانوادگیمون
‫تو شارلوت سر بزنم،

645
00:36:54,168 --> 00:36:58,781
‫اما فهمیدم سنگ قبر مادرم
‫به طرز عجیبی ناپدید شده.

646
00:37:04,918 --> 00:37:07,660
‫اوه، اونجاست.

647
00:37:09,052 --> 00:37:12,752
‫و مشخصاً، این یکی
‫خیلی وقته که اونجاست.

648
00:37:30,596 --> 00:37:32,162
‫داری خیلی آروم بُکسُوات می‌کنی،

649
00:37:32,206 --> 00:37:34,034
‫ولی اصلاً یک ذره هم جلو نمی‌ری.

650
00:37:36,341 --> 00:37:38,038
‫این سبک زندگی هیپی فقط...

651
00:37:38,081 --> 00:37:39,688
‫سبک زندگی هیپی نه!

652
00:37:39,692 --> 00:37:41,215
‫همین سبک زندگی هیپیه دیگه.

653
00:37:41,259 --> 00:37:43,478
‫تو نیویورک و بوستون،
‫می‌تونی سوار مترو بشی

654
00:37:43,522 --> 00:37:45,306
‫و بری سمت ساحل، می‌دونی که.

655
00:37:45,350 --> 00:37:48,309
‫ولی اینجا باید پنج مایل تو
‫یه جاده‌ی داغون، رانندگی کنی،

656
00:37:48,353 --> 00:37:51,878
‫اونم یه جاده باتلاقی و گِلی
‫که تازه پشه‌ها هم بهت حمله کنن

657
00:37:51,921 --> 00:37:53,397
‫و آخرش هم کلی دردسر
‫بکشی و تو گل گیر کنی

658
00:37:53,401 --> 00:37:55,142
‫و بعدش هم مجبوری پیاده برگردی.

659
00:37:55,185 --> 00:37:56,487
‫و هیچ‌وقت هم به ساحل نمی‌رسی.
‫

660
00:37:56,491 --> 00:37:58,972
‫وقتی جنوب بودم، به
‫یه دوست دیگه سر زدم

661
00:37:59,015 --> 00:38:01,235
‫که تو «راه‌پیمایی شرمن» حضور داشت،

662
00:38:01,279 --> 00:38:03,106
‫وینی وود.

663
00:38:03,150 --> 00:38:06,109
‫وقتی داشتیم «راه‌پیمایی شرمن» رو می‌ساختیم،

664
00:38:06,153 --> 00:38:09,025
‫کلی لحظات اتفاقی

665
00:38:09,069 --> 00:38:12,855
‫فیلمبرداری شد،
‫می‌دونی، از زندگی اینجا.

666
00:38:12,899 --> 00:38:17,077
‫و اونا الان توی
‫یه فیلم وجود دارن.

667
00:38:17,120 --> 00:38:21,386
‫حالا بعد از ۳۰ سال،
‫به نظرت چطور میان؟

668
00:38:21,429 --> 00:38:22,909
‫خب،

669
00:38:22,952 --> 00:38:26,869
‫الان عجیبه که اون فیلم

670
00:38:26,913 --> 00:38:29,176
‫یه جور آرشیو خاطرات برای منه.

671
00:38:29,219 --> 00:38:30,873
‫آره.

672
00:38:30,917 --> 00:38:33,311
‫می‌دونی، قشنگ یادمه که بودن
‫توی «جنسیس» چه حسی داشت،

673
00:38:33,354 --> 00:38:35,617
‫و خیلی از کارایی که کردم،

674
00:38:35,661 --> 00:38:38,185
‫یادمه.

675
00:38:38,228 --> 00:38:41,319
‫اما حالا برای من، نگاه
‫کردن به این فیلم

676
00:38:41,362 --> 00:38:45,235
‫طوریه که انگار اون خاطره‌ها...

677
00:38:45,279 --> 00:38:48,238
‫یعنی منظورم اینه که
‫واقعاً دوباره برام زنده می‌شن.

678
00:38:48,282 --> 00:38:49,805
‫وقتی خودم رو در حال
‫دوشیدن شیر گاو می‌بینم،

679
00:38:49,849 --> 00:38:54,419
‫حس پستان گاو رو کاملاً درک می‌کنم.

680
00:38:54,462 --> 00:38:58,074
‫می‌تونم حس کنم لمس کردن
‫و بوییدن یه گاو چه جوریه.

681
00:38:58,118 --> 00:39:01,121
‫پس این واقعاً خاطرات
‫رو فعال می‌کنه.

682
00:39:02,078 --> 00:39:05,212
‫این به عنوان حافظه عمل می‌کنه.

683
00:39:05,255 --> 00:39:07,954
‫و من می‌تونم این رو موقعی که داری
‫فیلم‌های دیگه‌ت رو می‌سازی ببینم،

684
00:39:07,997 --> 00:39:11,131
‫وقتی داری پیرتر میشی و سعی
‫می‌کنی اون خاطرات رو بازیابی کنی.

685
00:39:12,175 --> 00:39:15,396
‫چون ما با بالا رفتن سن،

686
00:39:15,440 --> 00:39:17,616
‫فکر کنم به حافظه
‫خیلی حساس‌تر میشیم.

687
00:39:17,659 --> 00:39:22,838
‫می‌دونی، حافظه تا حدی درباره
‫وصل کردن گذشته به حال هم هست.

688
00:39:23,535 --> 00:39:24,840
‫این چیه؟

689
00:39:24,884 --> 00:39:27,452
‫این یه آشغال جنگیه، عزیزم.

690
00:39:29,454 --> 00:39:32,326
‫دارم سعی می‌کنم یادم بیارم چی
‫گفتی که این‌قدر منو کلافه کرد،

691
00:39:32,370 --> 00:39:38,114
‫چون واقعاً، کاملاً حرف اشتباهی
‫بود که به یه زن زده بشه.

692
00:39:41,117 --> 00:39:43,642
‫یادم نمیاد با هم
‫فیلم ساخته باشیم.

693
00:39:43,685 --> 00:39:46,296
‫واقعاً؟

694
00:39:46,340 --> 00:39:48,951
‫واقعاً یادم نمیاد.

695
00:39:48,995 --> 00:39:52,302
‫چه فیلمی ممکنه
‫با هم داشته باشیم؟

696
00:39:52,346 --> 00:39:55,349
‫خب، من یه فیلم ساختم
‫به اسم راه‌پیمایی شرمن.

697
00:39:56,568 --> 00:39:59,875
‫تو هم توش بودی و عالی بودی،

698
00:39:59,919 --> 00:40:01,355
‫توی نقشی که تو اون فیلم داشتی.

699
00:40:01,399 --> 00:40:03,401
‫مردم عاشقش بودن.

700
00:40:03,444 --> 00:40:04,750
‫یادم نمیاد...

701
00:40:04,793 --> 00:40:05,925
‫یادم نمیاد.

702
00:40:05,968 --> 00:40:07,492
‫- واقعاً؟
‫- یادم نمیاد.

703
00:40:07,535 --> 00:40:11,713
‫یادت نمیاد وقتی با من اومدی به

704
00:40:11,757 --> 00:40:14,586
‫یه پناهگاه نظامی نزدیک خونه‌تون؟

705
00:40:15,108 --> 00:40:18,328
‫منظورم اینه، حرفایی که به یه زن
‫می‌زنی اصلاً از سرِ فروتنی نیست.

706
00:40:18,365 --> 00:40:20,976
‫یعنی، اصلاً بحث این نیست؛ این حرفا
‫حتی جذاب هم نیست، چه برسه به این‌که...

707
00:40:21,027 --> 00:40:22,289
‫من قبلاً اون رو ندیده بودم.

708
00:40:22,332 --> 00:40:23,504
‫- برام مهم نیست، راس!
‫

709
00:40:23,508 --> 00:40:24,770
‫دارم سعی می‌کنم بهت بگم.

710
00:40:24,813 --> 00:40:25,723
‫تعطیلات رو عقب بنداز.

711
00:40:25,727 --> 00:40:26,681
‫چون داشتم می‌اومدم شهر.

712
00:40:26,685 --> 00:40:28,251
‫این مسخره‌ست.

713
00:40:28,295 --> 00:40:30,340
‫راس، مشکل تو همینه.

714
00:40:30,384 --> 00:40:32,778
‫چیزی که اون می‌خواد بشنوه،
‫چیزی که همه زن‌ها می‌خوان بشنون،

715
00:40:32,821 --> 00:40:34,214
‫چیزی که بچه‌ها می‌خوان بشنون،

716
00:40:34,257 --> 00:40:36,608
‫تو باید پرشورتر باشی، راس.

717
00:40:36,651 --> 00:40:40,263
‫حالا، اگه به دِدی گفته
‫بودی، لطفاً عقب بنداز...

718
00:40:40,655 --> 00:40:43,266
‫تو درباره این حرف
‫می‌زنی که اشتیاق لازمه

719
00:40:43,310 --> 00:40:45,617
‫تا یه زندگی معنادار داشته باشی.

720
00:40:45,660 --> 00:40:46,618
‫برام مهم نیست، راس!

721
00:40:46,661 --> 00:40:48,489
‫دارم بهت میگم...

722
00:40:48,533 --> 00:40:50,404
‫این صحنه‌ایه که تأثیرگذاره،

723
00:40:50,448 --> 00:40:53,494
‫و فکر می‌کنم مردم در طول این
‫سال‌ها واقعاً قدرش رو دونستن.

724
00:40:53,538 --> 00:40:54,582
‫یادت نمیاد؟

725
00:40:54,626 --> 00:40:55,583
‫نه.

726
00:40:55,627 --> 00:40:57,455
‫هیچی ازش یادم نمیاد.

727
00:40:58,456 --> 00:41:02,982
‫چیزی که از تو و خودم
‫با هم یادمه، اون نیست.

728
00:41:03,025 --> 00:41:04,462
‫خب... ام...

729
00:41:07,769 --> 00:41:10,772
‫حس می‌کنم می‌تونم بخندونمت.

730
00:41:13,906 --> 00:41:15,560
‫اینجا مثل قبرستونه.

731
00:41:15,603 --> 00:41:18,519
‫نه اینطور نیست، مثل موی
‫زائده، بوته‌ها رو کنار بزن!

732
00:41:18,563 --> 00:41:20,347
‫برو تو اونجا!

733
00:41:20,390 --> 00:41:23,263
‫باهاش کنار بیا، راس. اینجا مثل
‫قبرستون نیست. مشکل تو هم همینه.

734
00:41:23,306 --> 00:41:27,528
‫تو فرق بین سکس و مرگ رو نمی‌دونی!

735
00:41:27,572 --> 00:41:28,486
‫سکس و مرگ؟

736
00:41:28,529 --> 00:41:29,483
‫ سکس و مرگ!
‫

737
00:41:29,487 --> 00:41:30,966
‫این زندگیه!

738
00:41:31,010 --> 00:41:32,930
‫حتی وقتی باهاش مواجه میشی
‫هم نمی‌تونی تشخیصش بدی.

739
00:41:32,968 --> 00:41:34,535
‫نمی‌تونی بفهمی کدوم یکیه.

740
00:41:34,579 --> 00:41:39,322
‫و تو هم باعث میشی
‫بیننده‌ها و مخاطب‌ها بخندن.

741
00:41:39,366 --> 00:41:42,369
‫و قبلاً هم تو کلاس
‫ما رو می‌خندوندی.

742
00:41:44,110 --> 00:41:46,982
‫کلاس؟ کدوم کلاس؟

743
00:41:47,766 --> 00:41:49,071
‫فرد، اینجا پیش من وایسا.

744
00:41:49,115 --> 00:41:50,899
‫می‌خوام برای یه
‫دقیقه معشوقم باشی.

745
00:41:50,943 --> 00:41:52,945
‫می‌خوام همه‌تون تصور کنین که...

746
00:41:53,249 --> 00:41:56,557
‫تو یه معلم بودی، شعر درس می‌دادی.

747
00:41:57,036 --> 00:41:59,038
‫به دانش‌آموزهای دبیرستانی.

748
00:41:59,081 --> 00:42:00,039
‫به چی؟

749
00:42:00,082 --> 00:42:01,562
‫تو شعر درس می‌دادی.

750
00:42:01,606 --> 00:42:03,608
‫می‌خوای چیزی که حس می‌کنی رو بگی

751
00:42:03,651 --> 00:42:05,523
‫تا مردم بفهمنش و
‫به خودت برگردوننش.

752
00:42:05,566 --> 00:42:08,613
‫خب، باید چیزی که حس می‌کنم
‫رو به این مرد بگم، من عاشقشم

753
00:42:08,656 --> 00:42:10,745
‫چون باید کاری کنم
‫اونم عاشقم بشه.

754
00:42:10,789 --> 00:42:12,747
‫حالا می‌تونم به دو
‫روش باهاش حرف بزنم.

755
00:42:13,052 --> 00:42:14,401
‫فرد،

756
00:42:14,444 --> 00:42:15,620
‫به من نگاه کن.

757
00:42:15,663 --> 00:42:18,448
‫عاشقتم، فرد.

758
00:42:21,495 --> 00:42:24,498
‫برنامه شعر در
‫مدارس رو یادت میاد؟

759
00:42:25,630 --> 00:42:29,198
‫اولین بار اونجا دیدمت.

760
00:42:30,373 --> 00:42:33,376
‫نمی‌دونم، ولی همه‌چیز
‫همین‌طوری ناپدید میشه.

761
00:42:34,247 --> 00:42:36,510
‫همین‌طوری ناپدید میشن.

762
00:42:42,995 --> 00:42:44,605
‫چارلین.

763
00:42:48,740 --> 00:42:53,266
‫یه روز، آدریان به پدر و
‫مادرش، راس و مریلین گفت

764
00:42:53,309 --> 00:42:56,530
‫که یه خواهر کوچولو می‌خواد
‫تا تو ساحل باهاش بازی کنه.

765
00:42:57,966 --> 00:42:59,272
‫اون من بودم؟

766
00:42:59,315 --> 00:43:00,839
‫آره.

767
00:43:00,882 --> 00:43:03,972
‫بعد یه روز، شنیدن که
‫تو یه کشور خیلی دور،

768
00:43:04,016 --> 00:43:05,408
‫به اسم پاراگوئه...

769
00:43:09,587 --> 00:43:12,633
‫وقتی من و همسرم تصمیم
‫گرفتیم از هم جدا بشیم،

770
00:43:12,677 --> 00:43:15,680
‫رفتم توی یه خونه اجاره‌ای
‫که خیلی از خونه دور نبود.

771
00:43:18,117 --> 00:43:19,727
‫دادگاه بهش می‌گفت

772
00:43:19,771 --> 00:43:22,774
‫جدایی آزمایشی.

773
00:43:25,167 --> 00:43:28,475
‫پسرم تو ورمانت بود و
‫داشت دانشگاه می‌رفت.

774
00:43:28,518 --> 00:43:31,652
‫خواهرش هم با مادرش خونه موند.

775
00:43:31,696 --> 00:43:34,481
‫و یهو دیدم دارم
‫تنها زندگی می‌کنم.

776
00:43:37,527 --> 00:43:39,660
‫من و همسرم نگران تأثیرش بودیم

777
00:43:39,704 --> 00:43:42,315
‫تأثیری که جدایی
‫روی بچه‌هامون می‌ذاشت.

778
00:43:43,098 --> 00:43:44,578
‫اما اون‌قدر نگرانش نبودیم

779
00:43:44,622 --> 00:43:47,886
‫که بتونیم جلوی
‫اون جدایی رو بگیریم.

780
00:43:50,410 --> 00:43:53,326
‫و یهو پسرم برگشت بوستون

781
00:43:53,369 --> 00:43:55,154
‫و اومد پیش من زندگی کرد.

782
00:43:56,503 --> 00:44:00,768
‫توی ورمانت، کارش به اورژانس
‫بیمارستان کشیده بود.

783
00:44:01,421 --> 00:44:05,381
‫رفته بود مهمونی و با ترکیب
‫ودکا و قرص اکس زیاده‌روی کرده بود.

784
00:44:07,906 --> 00:44:10,909
‫من و مادرش با عجله
‫رفتیم برلینگتون.

785
00:44:12,432 --> 00:44:15,435
‫قبلاً هم این مسیر رو رفته بودیم.

786
00:44:16,697 --> 00:44:21,223
‫آدریان قبلاً هم با الکل و
‫مواد مخدر درگیر شده بود.

787
00:44:21,267 --> 00:44:27,142
‫مستی‌های طولانی، اخراج شدن از
‫دبیرستان به خاطر داشتن ماری‌جوانا.

788
00:44:28,578 --> 00:44:31,233
‫به یه دوره آموزشی در طبیعت
‫یوتا فرستاده بودیمش،

789
00:44:31,277 --> 00:44:33,540
‫مخصوص بچه‌هایی که
‫مشکل سوءمصرف مواد داشتن.

790
00:44:33,932 --> 00:44:38,284
‫و کلی درمانگر و روان‌پزشک
‫پیدا کردیم تا بهش کمک کنیم.

791
00:44:39,285 --> 00:44:41,896
‫اما هر وقت فکر می‌کردیم
‫اوضاع داره یه کم بهتر میشه،

792
00:44:41,940 --> 00:44:44,943
‫یه بحران جدید پیش می‌اومد.

793
00:44:47,464 --> 00:44:50,537
‫ویدیو: آدریان

794
00:45:01,481 --> 00:45:06,573
‫آدریان، من کاملاً از اینکه می‌نویسی، ادیت
‫می‌کنی و فیلم می‌گیری حمایت می‌کنم...

795
00:45:07,182 --> 00:45:11,056
‫به نظرم بین اینترنت،
‫فیلم‌سازی، نوشتن

796
00:45:11,099 --> 00:45:13,275
‫و راه انداختن یه برند لباس،

797
00:45:13,319 --> 00:45:16,539
‫وضعیتم خیلی خوب میشه
‫و از زندگیم راضی خواهم بود.

798
00:45:16,583 --> 00:45:19,368
‫درسته، ولی تو با بقیه
‫کارهات داری خودت رو نابود می‌کنی.

799
00:45:19,412 --> 00:45:23,242
‫مثل اتفاق دیشب، می‌دونی،
‫چرا این‌جور کارها رو می‌کنی؟

800
00:45:24,330 --> 00:45:25,157
‫چرا؟

801
00:45:25,200 --> 00:45:27,333
‫- چون فقط...
‫- چرا؟

802
00:45:28,638 --> 00:45:29,901
‫نمی‌دونم.

803
00:45:29,944 --> 00:45:31,859
‫با این الکل و مشروب خوردنت
‫داری به خودت آسیب می‌زنی و...

804
00:45:31,903 --> 00:45:33,074
‫من دیشب هیچی نخوردم.

805
00:45:33,078 --> 00:45:35,123
‫خب دیشب نخوردی، ولی...

806
00:45:35,167 --> 00:45:37,169
‫دیشب یه چیزی مصرف کردی

807
00:45:37,212 --> 00:45:39,780
‫و خودت می‌دونی که می‌تونی
‫واقعاً به خودت صدمه بزنی.

808
00:45:39,824 --> 00:45:41,390
‫خب،

809
00:45:41,434 --> 00:45:43,436
‫همیشه یه ریسکی وجود داره.

810
00:45:43,479 --> 00:45:46,091
‫اسکی هم همین‌طوره،
‫رانندگی هم همین‌طور...

811
00:45:46,134 --> 00:45:47,832
‫این‌طوری نیست که دارم
‫هروئین تزریق می‌کنم.

812
00:45:47,875 --> 00:45:52,575
‫نه، حداقل بابت این شاکرم.

813
00:45:54,360 --> 00:45:55,970
‫برو روی رزومه‌هات کار
‫کن و بفرستشون.

814
00:45:56,014 --> 00:45:57,667
‫منم میرم آیس کافی بگیرم.

815
00:45:57,711 --> 00:46:00,540
‫می‌تونی برام یه ونتی یا هر چی
‫که هست بگیری؟ بزرگترینش.

816
00:46:00,583 --> 00:46:01,628
‫آره.

817
00:46:01,671 --> 00:46:03,499
‫می‌تونی دابل اسپرسو بگیری؟

818
00:46:03,543 --> 00:46:04,631
‫آره.

819
00:46:05,545 --> 00:46:07,286
‫فقط یه کم کافئین می‌خوام، باشه؟

820
00:46:07,329 --> 00:46:08,983
‫باشه.

821
00:46:12,465 --> 00:46:15,685
‫وقت بذار ناخن‌های
‫پات رو کوتاه کن.

822
00:46:23,476 --> 00:46:28,437
‫نگران رفتارهای پرخطر
‫پسرم با مواد و الکل بودم.

823
00:46:30,744 --> 00:46:33,660
‫اما یهو، مشکلات خودم هم پیش
‫اومد که باید باهاشون کنار می‌اومدم.

824
00:46:38,491 --> 00:46:41,363
‫بعد از ام‌آر‌آی، رادیولوژیست
‫بهم زنگ زد و گفت.

825
00:46:41,407 --> 00:46:44,497
‫در مورد آقای مک‌الوی،
‫بیمار شما تماس می‌گیرم.

826
00:46:44,540 --> 00:46:49,284
‫گفت: «واو، آیا علائمی داره؟»

827
00:46:49,981 --> 00:46:52,635
‫سردرد نداره، هیچ علائم
‫عصبی هم نداشته.

828
00:46:52,679 --> 00:46:55,377
‫گفتم نه، فقط داشتم دنبال

829
00:46:55,421 --> 00:46:56,335
‫فشار می‌گشتم.

830
00:46:56,378 --> 00:46:59,164
‫ببین، این چیزیه که
‫دارم بهش نگاه می‌کنم

831
00:46:59,207 --> 00:47:02,515
‫داره به مغزش فشار میاره

832
00:47:02,558 --> 00:47:05,692
‫و باعث شده بخشی
‫از بطن مغز فرو بریزه.

833
00:47:06,432 --> 00:47:09,217
‫ولی می‌تونی اینجا ببینیش.
‫می‌تونی ببینی چقدر بزرگه.

834
00:47:09,261 --> 00:47:12,133
‫این بخش خیلی مهمی
‫از مغزه که می‌تونه

835
00:47:12,177 --> 00:47:14,962
‫عواقب عصبی هم داشته باشه.

836
00:47:15,006 --> 00:47:16,094
‫منظورم اینه که، این مغز توئه.

837
00:47:16,137 --> 00:47:17,395
‫احتمالش زیاده که ازش
‫جون سالم به در ببرم.

838
00:47:17,399 --> 00:47:18,618
‫این‌طور به نظر میاد.

839
00:47:18,661 --> 00:47:23,101
‫تقریباً مطمئنم که نمی‌میری.

840
00:47:24,667 --> 00:47:27,670
‫ما اساساً از خط وسط پیش میریم.

841
00:47:29,890 --> 00:47:32,762
‫به سمت تومور، از همون شکاف
‫کوچیکی که بهت گفتم،

842
00:47:33,851 --> 00:47:37,115
‫و بعد عملاً بخش نرم
‫تومور رو در میاریم و بعد

843
00:47:37,158 --> 00:47:41,075
‫پوسته تومور رو، اگه
‫بشه گفت، جمع می‌کنیم،

844
00:47:41,119 --> 00:47:43,773
‫تا کل تومور رو خارج کنیم.

845
00:47:44,296 --> 00:47:49,518
‫بعد اون پرده محافظ مغز رو سر
‫جاش میذاریم و بخیه می‌زنیم.

846
00:47:49,562 --> 00:47:52,870
‫و بعد استخوان رو با پلاک‌ها و
‫پیچ‌های فلزی کوچیک سر جاش میذاریم،

847
00:47:52,913 --> 00:47:57,309
‫و بعد پوست و جمجمه رو
‫برمی‌گردونیم و بخیه می‌کنیم،

848
00:47:57,352 --> 00:47:59,137
‫تا خوب بشی.

849
00:47:59,833 --> 00:48:04,577
‫خب راس، بهم بگو، تو
‫تاریک‌ترین لحظاتت

850
00:48:04,620 --> 00:48:07,623
‫نگران چی هستی؟

851
00:48:10,278 --> 00:48:11,976
‫خب،

852
00:48:12,019 --> 00:48:15,327
‫نگران اینم که یه اتفاق
‫عجیب و غریب بیفته.

853
00:48:15,370 --> 00:48:18,373
‫و اینکه بمیرم.

854
00:48:18,983 --> 00:48:21,724
‫و اینکه آدریان

855
00:48:21,768 --> 00:48:25,250
‫هنوز سر و سامون نگرفته باشه.

856
00:48:25,511 --> 00:48:26,338
‫درسته.

857
00:48:26,381 --> 00:48:28,644
‫خیلی نگران اینم.

858
00:48:28,688 --> 00:48:30,820
‫آدریان هنوز یه علامت سؤاله.

859
00:48:30,864 --> 00:48:32,387
‫فکر کنم در نهایت حالش خوب بشه.

860
00:48:32,431 --> 00:48:35,434
‫ولی نمی‌خوام الان ترکش
‫کنم، واقعاً نمی‌خوام.

861
00:48:35,477 --> 00:48:38,480
‫درسته.

862
00:48:55,671 --> 00:48:57,978
‫منظورم اینه که، خیلی‌ها
‫به این نگاه می‌کنن،

863
00:48:58,022 --> 00:48:59,371
‫این سازه قشنگی که

864
00:48:59,414 --> 00:49:02,156
‫همسایه‌ام داره می‌سازه،

865
00:49:02,200 --> 00:49:04,463
‫و فقط فکر می‌کنن یه جعبه گل‌کاریه.

866
00:49:04,506 --> 00:49:06,682
‫یعنی، بالاخره بهار داره میاد و

867
00:49:06,726 --> 00:49:09,729
‫گل‌ها هنوز شکوفه میدن، و،

868
00:49:10,382 --> 00:49:14,647
‫ولی من در حالی که دو روز تا عملم
‫مونده بهش نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم،

869
00:49:14,690 --> 00:49:16,997
‫این یه تابوته.

870
00:49:17,041 --> 00:49:21,871
‫یه جعبه‌ست. یه تابوت برای یه آدم.

871
00:49:21,915 --> 00:49:24,135
‫ولی خدایی، این
‫خیلی افکار مرگباریه.

872
00:49:24,178 --> 00:49:30,010
‫این عمل ۹۵ درصد
‫احتمال موفقیت داره.

873
00:49:30,054 --> 00:49:33,622
‫پس چرا گیر دادم
‫به اون ۵ درصد؟ چرا؟

874
00:49:36,408 --> 00:49:39,715
‫فکر کنم به خاطر اینه
‫که ۵ درصد احتمال داره

875
00:49:39,759 --> 00:49:42,457
‫دیگه دخترم رو نبینم.

876
00:49:42,501 --> 00:49:48,028
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

877
00:49:48,072 --> 00:49:50,857
‫و واقعاً دلم براش تنگ می‌شه.

878
00:49:50,900 --> 00:49:54,904
‫و اون ۵ درصد احتمالی که
‫ممکنه پسرم رو نبینم.

879
00:49:54,948 --> 00:49:57,298
‫این دو سال اخیر با آدریان
‫خیلی سخت گذشته.

880
00:49:57,342 --> 00:49:59,344
‫اون بیست و یک
‫سالشه و کلی مشکل داره.

881
00:49:59,387 --> 00:50:02,912
‫اما این بچه مهارت‌های
‫فوق‌العاده‌ای هم داره

882
00:50:02,956 --> 00:50:07,178
‫و توانایی‌هایی که بالاخره
‫خودش راهش رو پیدا می‌کنه.

883
00:50:07,221 --> 00:50:11,182
‫پس همه‌ی این‌ها الان توی این
‫معادله‌ی خیلی پیچیده دخیلن

884
00:50:11,225 --> 00:50:14,141
‫وقتی به چهل و هشت
‫ساعت آینده فکر می‌کنم.

885
00:51:29,956 --> 00:51:31,566
‫یه هفته بعد از عملم،

886
00:51:31,610 --> 00:51:35,788
‫آدریان یواشکی یه دوربین فیلمبرداری
‫کوچیک آورد توی اتاق بیمارستانم.

887
00:51:38,182 --> 00:51:42,055
‫گفت فکر کرده اینطوری
‫زودتر حالم خوب میشه.

888
00:51:43,491 --> 00:51:47,016
‫یادمه که چقدر ذوق داشتم
‫دوباره فیلمبرداری کنم.

889
00:51:50,933 --> 00:51:53,240
‫منظورم اینه که هیچ‌وقت
‫نمی‌دونی قراره چی گیرت بیاد.

890
00:51:53,284 --> 00:51:56,287
‫غافلگیری عمیق سینی غذا...

891
00:52:06,297 --> 00:52:09,300
‫خیلی برام ارزشمند بود
‫که اون دوربین رو برام آورد،

892
00:52:09,343 --> 00:52:12,041
‫و همین‌طور اینکه
‫مسئولیت خبر دادن به

893
00:52:12,085 --> 00:52:13,913
‫خانواده و دوستان رو به عهده گرفت

894
00:52:13,956 --> 00:52:16,785
‫تا اونا رو در جریان
‫روند بهبودم بذاره.

895
00:52:22,530 --> 00:52:26,491
‫بالاخره اجازه پیدا کردم از
‫بیمارستان برگردم خونه.

896
00:52:26,534 --> 00:52:29,668
‫من و همسرم طلاق رو
‫موقتاً عقب انداختیم.

897
00:52:32,845 --> 00:52:36,501
‫طی دوران توان‌بخشی،
‫فهمیدم که روان‌پزشک آدریان

898
00:52:36,544 --> 00:52:39,286
‫اون رو مبتلا به اختلال
‫دوقطبی تشخیص داده

899
00:52:40,592 --> 00:52:42,898
‫و برای درمانش لیتیوم تجویز کرده.

900
00:52:44,944 --> 00:52:48,426
‫آدریان با بی‌میلی قبول
‫کرد که روند درمان رو ادامه بده.

901
00:52:51,255 --> 00:52:53,518
‫یه ماه بعد از برگشتنم
‫از بیمارستان،

902
00:52:53,561 --> 00:52:57,174
‫من و همسرم تصمیم
‫گرفتیم که طلاق بگیریم.

903
00:52:59,350 --> 00:53:02,614
‫بعد از بیست و چهار سال
‫زندگی مشترک، همین‌قدر بگم که

904
00:53:02,657 --> 00:53:05,182
‫جدایی خیلی دردناک بود.

905
00:53:08,968 --> 00:53:14,060
‫و دوباره، هر دومون نگران
‫تأثیرش روی بچه‌هامون بودیم،

906
00:53:14,103 --> 00:53:17,106
‫اما نه اونقدر که از
‫طلاق صرف‌نظر کنیم.

907
00:53:19,892 --> 00:53:22,895
‫خونه رو فروختیم و شروع
‫کردیم به جمع‌وجور کردن وسایل.

908
00:54:07,026 --> 00:54:09,071
‫آدریان، تو چی هستی؟

909
00:54:09,115 --> 00:54:11,509
‫یه ماهی مرکب.

910
00:54:15,991 --> 00:54:18,820
‫تا وقتی که کارگرهای
‫اسباب‌کشی میز تلویزیون رو بردن،

911
00:54:18,864 --> 00:54:23,216
‫یادم رفته بود که سال‌ها پیش، یه
‫تله‌موش پشتش گذاشته بودیم.

912
00:54:33,879 --> 00:54:36,708
‫چند ماه بعد، مجبور
‫شدم برای نمایش...

913
00:54:36,751 --> 00:54:38,884
‫مروری بر فیلم‌هام برم پراگ.

914
00:54:42,104 --> 00:54:44,368
‫اتفاقی که اصلاً دلم
‫نمی‌خواست بیفته

915
00:54:44,411 --> 00:54:46,892
‫با توجه به همه‌ی اتفاقاتی
‫که تو خونه داشت می‌افتاد.

916
00:54:48,827 --> 00:54:51,561
‫سینما پونرپو
‫سالن نمایش «آرشیو ملی فیلم»

917
00:54:51,667 --> 00:54:55,187
‫جشنواره‌ی «یک جهان ۲۰۰۹»
‫(جشنواره بین‌المللی فیلم‌های مستند حقوق بشر)

918
00:54:55,596 --> 00:54:58,599
‫مسئول آپاراتخونه حواسش پرت بود.

919
00:55:12,918 --> 00:55:15,877
‫یواشکی رفتم توی اتاق آپارات.

920
00:55:15,921 --> 00:55:20,186
‫اتفاقاً صحنه‌ای از مراسم
‫عروسیم داشت پخش میشد.

921
00:55:22,231 --> 00:55:24,886
‫در دارایی و نداری.
‫در بیماری و سلامت.

922
00:55:24,930 --> 00:55:26,279
‫در دارایی و نداری.

923
00:55:26,323 --> 00:55:27,454
‫در بیماری و سلامت.

924
00:55:27,498 --> 00:55:29,500
‫برای عشق ورزیدن و
‫گرامی داشتن تا ابد.

925
00:55:29,543 --> 00:55:32,063
‫برای عشق ورزیدن و گرامی داشتن تا ابد.

926
00:55:34,722 --> 00:55:37,769
‫یادمه حس کردم می‌خوام
‫پخش رو متوقف کنم،

927
00:55:37,812 --> 00:55:40,424
‫برم توی سالن سینما
‫و یه چیزی رو اعلام کنم.

928
00:55:41,468 --> 00:55:44,428
‫ما تا مرگ ما رو از هم
‫جدا کنه، با هم نموندیم.

929
00:55:45,167 --> 00:55:46,778
‫ما داریم طلاق می‌گیریم.

930
00:55:48,649 --> 00:55:52,914
‫شاید این فیلم به عنوان یه مستند فیلم‌برداری
‫شده باشه، ولی الان دیگه یه فیلم داستانیه.

931
00:55:54,307 --> 00:55:57,266
‫فکر می‌کنی ممکنه یه
‫روزی بخوای ازدواج کنی؟

932
00:55:57,310 --> 00:55:59,138
‫با تو، بابایی و مامان

933
00:56:01,314 --> 00:56:04,273
‫فقط مامان و بابایی.

934
00:56:09,540 --> 00:56:12,412
‫ساختنش خیلی آسون بود.

935
00:56:12,456 --> 00:56:14,022
‫چقدر طول کشید تا بسازیش؟

936
00:56:14,066 --> 00:56:16,373
‫چند روز.

937
00:56:16,416 --> 00:56:19,376
‫و از کجا می‌دونستی خدا چه شکلیه؟

938
00:56:19,915 --> 00:56:21,789
‫اخبار ساعت شش (۱۹۹۷)

939
00:56:21,813 --> 00:56:24,337
‫خب، راستش نمی‌دونم.

940
00:56:24,381 --> 00:56:27,645
‫ولی این منو یاد خدا میندازه.

941
00:56:28,428 --> 00:56:31,562
‫منو یاد خدا میندازه.

942
00:56:37,132 --> 00:56:40,135
‫فکر کنم خدا این شکلی باشه.

943
00:56:41,702 --> 00:56:44,531
‫فکر می‌کنی خدا این نقاشی رو دیده؟

944
00:56:44,575 --> 00:56:45,924
‫معلومه.

945
00:56:46,315 --> 00:56:48,840
‫خب، نه از داخل...

946
00:56:48,883 --> 00:56:53,671
‫از پنجره نشونش میدم.

947
00:56:57,022 --> 00:57:00,025
‫لطفاً پنجره رو باز کن.

948
00:57:02,506 --> 00:57:03,376
‫همون‌جا.

949
00:57:05,247 --> 00:57:09,034
‫این یه تصویر مرموز از خداست.

950
00:57:10,252 --> 00:57:12,167
‫حالا می‌خوای بری کمپ؟

951
00:57:12,646 --> 00:57:15,475
‫واسه همین دوربین رو
‫گذاشتم زمین و رفتم کمپ.

952
00:57:16,911 --> 00:57:21,699
‫ولی یادمه فکر می‌کردم اینجا خدا یه
‫جورایی شبیه دوربین فیلم‌برداریه.

953
00:57:23,570 --> 00:57:28,009
‫بعضی از فیلم‌هایی که وقتی بچه
‫بودی ازت گرفتم، خیلی قشنگن.

954
00:57:28,967 --> 00:57:31,578
‫و دلیلش اینه که با فیلم
‫گرفتمشون، نه با اچ‌دی.

955
00:57:32,013 --> 00:57:33,188
‫موافقم و فکر می‌کنم که

956
00:57:34,102 --> 00:57:36,888
‫برگشتن به دوران
‫بچگی و فیلم‌برداری شدن

957
00:57:39,194 --> 00:57:41,458
‫بزرگترین حسرتی که دارم
‫اینه که منو نذاشتی توی...

958
00:57:41,980 --> 00:57:45,505
‫یه جور تبلیغات بچه‌گونه

959
00:57:47,333 --> 00:57:49,770
‫تا حدی یه ستاره
‫کودک بودم، ولی...

960
00:57:49,814 --> 00:57:52,860
‫فکر کنم با اینکه سعی نکردیم
‫ستاره کودک بشی، در حقت لطف کردیم.

961
00:57:52,904 --> 00:57:55,820
‫فکر کنم خیلی راحت
‫می‌تونستی منو ستاره کودک کنی.

962
00:57:55,863 --> 00:57:57,648
‫از قبل بودم، یه جورایی
‫در حد لیست دی بودم،

963
00:57:57,691 --> 00:57:59,780
‫لیست زد.

964
00:57:59,824 --> 00:58:01,390
‫چطور باهاش کنار میای؟

965
00:58:01,434 --> 00:58:02,609
‫نمی‌دونم.

966
00:58:05,612 --> 00:58:07,788
‫فقط برام سواله که تا
‫حالا به این فکر کردی که

967
00:58:07,832 --> 00:58:10,051
‫نقش‌ها رو گاهی اوقات
‫بیشتر عوض کنیم.

968
00:58:10,878 --> 00:58:11,792
‫خب، بیا.

969
00:58:13,011 --> 00:58:13,838
‫گرفتیش؟

970
00:58:13,881 --> 00:58:14,665
‫آره.

971
00:58:14,708 --> 00:58:15,535
‫باشه.

972
00:58:15,796 --> 00:58:16,884
‫گرفتمش.

973
00:58:16,928 --> 00:58:17,668
‫گرفتیش؟

974
00:58:17,711 --> 00:58:18,059
.می‌تونم فیلم بگیرم

975
00:58:18,103 --> 00:58:18,764
‫باشه.

976
00:58:20,235 --> 00:58:20,932
‫اوووه.

977
00:58:20,975 --> 00:58:22,237
‫نندازیش.

978
00:58:22,586 --> 00:58:23,278
‫کجا باید...

979
00:58:23,282 --> 00:58:24,109
‫منو می‌بینی؟

980
00:58:24,152 --> 00:58:24,762
‫آره!

981
00:58:24,805 --> 00:58:25,676
‫خیلی خب.

982
00:58:26,807 --> 00:58:28,461
‫اینا هنوز مرتب نشدن.

983
00:58:28,505 --> 00:58:29,723
‫خوب نمی‌تونم ببینمشون.

984
00:58:29,767 --> 00:58:31,203
‫یه جورایی خیلی ریزن.

985
00:58:31,246 --> 00:58:32,465
‫توی این دوربین.

986
00:58:33,988 --> 00:58:35,464
‫اگه دوربین خوب کار نمی‌کنه،
‫چطوری تنظیمش کنم؟

987
00:58:35,468 --> 00:58:37,209
‫خب، فکر کنم اگه دقت
‫کنی می‌تونی ببینیشون.

988
00:58:37,252 --> 00:58:38,902
‫فقط دوربین رو جابه‌جا
‫کن تا دستام رو ببینی

989
00:58:38,906 --> 00:58:40,560
‫که دارم صدف‌ها رو نگه می‌دارم...

990
00:58:41,039 --> 00:58:42,693
‫دقیقاً وسطشونه، آره!

991
00:58:45,130 --> 00:58:45,870
‫می‌دونی چیه؟

992
00:58:45,913 --> 00:58:46,784
‫- چی؟
‫- می‌دونی چیه؟

993
00:58:46,827 --> 00:58:48,046
‫به نظرم تو آدم جالبی هستی.

994
00:58:48,089 --> 00:58:49,409
‫ به نظرم تو آدم جالبی هستی.

995
00:58:51,310 --> 00:58:53,268
‫فکر کنم من یه جورایی
‫خسته‌کننده باشم.

996
00:58:53,312 --> 00:58:54,875
‫تو مثل مردی هستی که پشت دوربینه.
‫فکر کنم من یه جورایی خسته‌کننده باشم.

997
00:58:54,879 --> 00:58:56,445
‫هیچ‌کس اون‌قدری که باید
‫نمی‌تونه تو رو ببینه...

998
00:58:56,489 --> 00:58:59,100
‫خب می‌تونن، من هر از
‫گاهی میام جلوی دوربین.

999
00:58:59,144 --> 00:59:01,799
‫مثلاً حدود یک درصد از فیلم‌هات.

1000
00:59:01,842 --> 00:59:03,322
‫خب، یه دلیلی براش هست.

1001
00:59:03,365 --> 00:59:04,711
‫مردم نمی‌خوان فیلمی
‫درباره من ببینن.

1002
00:59:04,715 --> 00:59:07,369
‫اونا می‌خوان فیلمی درباره
‫چیزی که من می‌بینم تماشا کنن.

1003
00:59:07,413 --> 00:59:10,590
‫اما شاید...

1004
00:59:10,634 --> 00:59:12,200
‫بتونی تغییرش بدی.

1005
00:59:12,723 --> 00:59:14,594
‫شاید در آینده تغییر کنم؟

1006
00:59:14,638 --> 00:59:16,596
‫شاید.

1007
00:59:16,640 --> 00:59:18,990
‫یه جورایی تاره، می‌دونی؟

1008
00:59:19,033 --> 00:59:20,295
‫جدی؟

1009
00:59:20,339 --> 00:59:21,815
‫احتمالاً چشمی دوربین
‫نیاز به تنظیم داره.

1010
00:59:21,819 --> 00:59:22,820
‫چی؟

1011
00:59:22,863 --> 00:59:23,860
‫چرا فعلاً خاموشش نمی‌کنیم؟

1012
00:59:23,864 --> 00:59:25,344
‫حتماً.

1013
00:59:25,649 --> 00:59:28,608
‫فقط کافیه این دکمه
‫کوچیک رو فشار بدی.

1014
00:59:28,652 --> 00:59:29,605
‫مطمئنی این همون دکمه‌ست؟

1015
00:59:29,609 --> 00:59:31,785
‫آره، الان روی حالت فیلم‌برداریه.

1016
00:59:31,829 --> 00:59:33,482
‫خیلی خب.

1017
00:59:38,313 --> 00:59:40,533
‫املت سه تخم‌مرغی می‌خوری یا دو تا؟

1018
00:59:40,577 --> 00:59:42,100
‫سه تا، لطفاً.

1019
00:59:43,275 --> 00:59:45,320
‫خب، آدریان.

1020
00:59:45,364 --> 00:59:46,583
‫بله؟

1021
00:59:46,626 --> 00:59:47,986
‫بهم بگو نظرت درباره بابات چیه.

1022
00:59:48,019 --> 00:59:50,282
‫دارم حسابی ازت مراقبت می‌کنم.

1023
00:59:50,761 --> 00:59:53,198
‫همیشه همین‌طوری ولی...

1024
00:59:53,241 --> 00:59:55,722
‫اینجا اصلاً جای مناسبی نیست.

1025
00:59:55,766 --> 00:59:57,637
‫اینجا موقتیه، آدریان.

1026
00:59:57,681 --> 01:00:00,422
‫خیلی در مورد خونه‌های
‫موقتی غر می‌زنی.

1027
01:00:01,772 --> 01:00:04,775
‫محیط اطراف خیلی
‫روم تأثیر می‌ذاره.

1028
01:00:07,342 --> 01:00:09,518
‫خیلی وقتا از دستم عصبانی بودی

1029
01:00:09,562 --> 01:00:10,650
‫سر این چیز و اون چیز.

1030
01:00:11,888 --> 01:00:14,148
‫تو بعضی وقتها میتونی
‫خیلی دست و دل باز باشی...

1031
01:00:17,435 --> 01:00:19,908
‫از این خوشم میاد
‫که سعی می‌کنی منو...

1032
01:00:20,735 --> 01:00:24,055
‫تو هر پروژه‌ی خلاقانه‌ای شریک کنی.

1033
01:00:26,710 --> 01:00:28,668
‫ولی جدی آدریان،

1034
01:00:28,712 --> 01:00:30,322
‫بعضی از اتفاقاتی که

1035
01:00:30,365 --> 01:00:32,977
‫توی این یکی دو سال اخیر افتاده،

1036
01:00:34,152 --> 01:00:36,502
‫واقعاً...

1037
01:00:36,545 --> 01:00:39,548
‫دردناک و پیچیده بوده و

1038
01:00:40,158 --> 01:00:42,247
‫ما هم تو این مسیر چند
‫تا اشتباه کردیم ولی...

1039
01:00:42,290 --> 01:00:43,640
‫فقط چند تا؟

1040
01:00:43,683 --> 01:00:44,379
‫چی؟

1041
01:00:44,423 --> 01:00:45,424
‫- فقط چند تا؟
‫- چی؟

1042
01:00:45,467 --> 01:00:47,469
‫خب، چند تا...

1043
01:00:47,513 --> 01:00:48,775
‫شاید بیشتر از چند تا، ولی

1044
01:00:48,819 --> 01:00:51,299
‫تو هم قطعاً اشتباهات زیادی داشتی.

1045
01:00:51,735 --> 01:00:56,043
‫و گاهی فکر نمی‌کنم حتی
‫حاضر باشی قبولشون کنی.

1046
01:00:58,611 --> 01:01:00,744
‫ما قبلاً در موردش حرف زدیم.

1047
01:01:00,787 --> 01:01:06,184
‫من چیزهایی رو پشت سر گذاشتم
‫که برای خیلی‌ها قابل درک نیست.

1048
01:01:06,227 --> 01:01:08,055
‫مثلاً چی؟

1049
01:01:09,840 --> 01:01:12,625
‫چیزهایی که نمی‌خوام
‫در موردشون حرف بزنم.

1050
01:01:13,974 --> 01:01:18,892
‫فکر می‌کنم این موضوع واقعاً باعث
‫بیدار شدن بدترین جنبه‌های وجودم شد،

1051
01:01:18,936 --> 01:01:22,461
‫بعضی از گرایش‌های بد توی خودم...

1052
01:01:23,114 --> 01:01:26,639
‫رذایل اخلاقی و اضطراب.

1053
01:01:29,555 --> 01:01:32,123
‫خب، اون فقط برای کمک به تو بود.

1054
01:01:32,166 --> 01:01:34,691
‫شاید چند تا اشتباه کردیم.

1055
01:01:34,734 --> 01:01:37,128
‫فکر کنم داری قضیه رو
‫خیلی دست‌کم می‌گیری.

1056
01:01:43,264 --> 01:01:44,918
‫آدریان، الان می‌افته.

1057
01:01:44,962 --> 01:01:47,704
‫نمی‌افته بابایی، من زندگی
‫رو لبه‌ی پرتگاه دوست دارم.

1058
01:01:52,491 --> 01:01:53,492
‫دیدی...

1059
01:01:53,535 --> 01:01:55,015
‫اوه!

1060
01:02:01,456 --> 01:02:04,459
‫می‌تونست بدتر از این باشه.

1061
01:02:06,635 --> 01:02:07,898
‫سلام.

1062
01:02:07,941 --> 01:02:10,639
‫من و مارک با هم پشت تلفنیم.

1063
01:02:10,683 --> 01:02:12,685
‫سلام راس.

1064
01:02:12,729 --> 01:02:15,489
‫می‌دونی، قضیه اینه که فکر
‫می‌کنم تلویزیون الان خیلی خوب شده...

1065
01:02:15,862 --> 01:02:18,169
‫تیم لس آنجلس دوباره زنگ زد.

1066
01:02:18,212 --> 01:02:22,042
‫سریال تلویزیونی راه‌پیمایی شرمن
‫حالا داشت بازنویسی می‌شد

1067
01:02:22,086 --> 01:02:24,741
‫به عنوان یه سیت‌کام نیم‌ساعته.

1068
01:02:26,568 --> 01:02:29,136
‫تقریباً سه سال از شروع
‫تولیدش گذشته بود،

1069
01:02:29,180 --> 01:02:32,618
‫و من تردیدهای بیشتری
‫نسبت به این پروژه داشتم.

1070
01:02:32,836 --> 01:02:35,926
‫تازه، واقعاً چیزی
‫هم نبود که بخوام

1071
01:02:35,969 --> 01:02:38,363
‫برای مستند پشت‌صحنه‌ام
‫فیلم‌برداری کنم.

1072
01:02:38,406 --> 01:02:42,106
‫فقط یه سری جلسات که ترجیح
‫می‌دادن من ازشون فیلم‌برداری نکنم.

1073
01:02:44,848 --> 01:02:48,852
‫خودم رو در حال فیلم گرفتن از
‫لحظات تصادفی بیرون پنجره دیدم.

1074
01:02:51,376 --> 01:02:55,380
‫اما بعد بهم خبر دادن که پیشنهادی
‫که برای یه فیلم دیگه داده بودم،

1075
01:02:55,423 --> 01:02:58,644
‫فیلمی که باید توی فرانسه
‫فیلم‌برداری می‌شد، تأیید شده.

1076
01:03:01,168 --> 01:03:05,303
‫اسم فیلم قرار بود
‫«خاطره عکاسی» باشه.

1077
01:03:07,871 --> 01:03:10,482
‫این نقشه مال چند سال پیشه؟

1078
01:03:10,525 --> 01:03:13,615
‫خب، باید حداقل...

1079
01:03:13,659 --> 01:03:16,183
‫سی، سی و پنج سالی بشه.

1080
01:03:18,359 --> 01:03:21,580
‫می‌تونی تصور کنی یه روزی
‫بری یه همچین سفری، آدریان؟

1081
01:03:23,277 --> 01:03:26,019
‫پرسه بزنی و واقعاً
‫ندونی داری کجا میری؟

1082
01:03:26,890 --> 01:03:28,239
‫حس می‌کنم قبلاً این کار رو کردم.

1083
01:03:28,282 --> 01:03:28,943
‫واقعاً؟

1084
01:03:28,979 --> 01:03:30,067
‫کجا انجامش دادی؟

1085
01:03:33,418 --> 01:03:36,421
‫جاهایی که واقعاً نمی‌خوام
‫راجع بهشون حرف بزنم.

1086
01:03:37,161 --> 01:03:38,771
‫باشه...

1087
01:03:40,773 --> 01:03:45,647
‫برای این فیلم، می‌خواستم ردپای گذشته‌ام
‫رو دنبال کنم، زمانی که هم‌سن پسرم بودم.

1088
01:03:45,691 --> 01:03:50,783
‫زمانی که مطمئن نبودم
‫می‌خوام با زندگیم چیکار کنم.

1089
01:03:52,872 --> 01:03:54,656
‫در حالی که توی آمریکا،

1090
01:03:54,700 --> 01:03:58,530
‫پسرم داره سعی می‌کنه بفهمه
‫می‌خواد با زندگیش چیکار کنه.

1091
01:04:05,160 --> 01:04:05,774
‫حافظه‌ی تصویری (۲۰۱۱)

1092
01:04:05,798 --> 01:04:07,452
‫سلام آدریان.

1093
01:04:07,495 --> 01:04:08,322
‫سلام بابایی.

1094
01:04:08,366 --> 01:04:09,976
‫می‌تونی منو ببینی؟

1095
01:04:10,455 --> 01:04:12,805
‫آره، می‌بینم...

1096
01:04:13,371 --> 01:04:15,199
‫دوربینه؟

1097
01:04:15,242 --> 01:04:19,159
‫یه دوربین پشت سرمه
‫و اقیانوس هم جلومه.

1098
01:04:19,831 --> 01:04:23,207
‫آدریان، روزهات رو چطور می‌گذرونی؟

1099
01:04:24,076 --> 01:04:26,326
‫راستش، سعی می‌کنم کار کنم ولی،

1100
01:04:26,526 --> 01:04:28,976
‫واقعاً هیچ کاری پیش نمیره...

1101
01:04:30,518 --> 01:04:32,607
‫مدتی بعد از این گفتگو،

1102
01:04:32,651 --> 01:04:36,742
‫آدریان تصمیم گرفت مصرف
‫داروی لیتیومش رو کم کنه.

1103
01:04:36,785 --> 01:04:39,353
‫اون گفت که این دارو باعث
‫شده کلی وزن اضافه کنه

1104
01:04:39,397 --> 01:04:42,052
‫و حسابی کسلش کرده.

1105
01:04:42,095 --> 01:04:47,231
‫اون حس می‌کرد لیتیوم خلاقیت
‫و اون شور و حالش رو ازش گرفته.

1106
01:04:53,672 --> 01:04:57,719
‫«خاطره عکاسی» برای اولین بار
‫در جشنواره فیلم ونیز اکران شد.

1107
01:04:59,096 --> 01:05:02,079
‫یکی از هیئت‌ها داره می‌رسه.

1108
01:05:02,768 --> 01:05:06,598
‫و از اونجایی که آدریان توی
‫فیلم حضور داشت، اون هم همراهم اومد.

1109
01:05:08,252 --> 01:05:13,170
‫حداقل نسخه اولیه
‫فیلم رو بهم نشون داد.

1110
01:05:13,213 --> 01:05:14,954
‫اولش واقعاً شوکه‌کننده بود.

1111
01:05:14,998 --> 01:05:19,437
‫و اگه پای بابام در
‫میون نبود، احتمالاً...

1112
01:05:19,480 --> 01:05:22,527
‫نمی‌گم می‌رفتم شکایت می‌کردم،
‫ولی قطعاً یه‌کاری می‌کردم...

1113
01:05:22,570 --> 01:05:23,963
‫اوه، بی‌خیال.

1114
01:05:24,007 --> 01:05:25,225
‫دارم شوخی می‌کنم.

1115
01:05:25,269 --> 01:05:27,749
‫ولی نه، اگه اون سطح
‫از صمیمیت نبود،

1116
01:05:28,707 --> 01:05:30,709
‫کمی قضیه فرق می‌کرد.

1117
01:05:30,752 --> 01:05:33,146
‫ولی فکر کنم ارزشش
‫رو داره بگم که اگه واقعاً

1118
01:05:33,190 --> 01:05:35,579
‫با هر کدوم از صحنه‌ها مخالف
‫بودی، اول از همه حذفش می‌کردم.

1119
01:05:35,583 --> 01:05:38,151
‫و اون مشخصاً اون صداقت رو داره.

1120
01:05:38,195 --> 01:05:41,589
‫اگه گفته بودم که واقعاً
‫با این موضوع راحت نیستم،

1121
01:05:41,633 --> 01:05:43,809
‫قطعاً توی فیلم نمی‌موند.

1122
01:05:43,852 --> 01:05:45,724
‫خیلی‌ها می‌پرسن،

1123
01:05:45,767 --> 01:05:48,114
‫«آیا از دیدن خیلی از این
‫تصاویر روی پرده معذب نشدی؟»

1124
01:05:48,118 --> 01:05:51,295
‫«و اینکه پخش بشن و
‫جلوی چشم عموم قرار بگیرن؟»

1125
01:05:51,904 --> 01:05:52,992
‫جوابش مثبته.

1126
01:05:53,036 --> 01:05:56,169
‫خیلی از اون‌ها قطعاً دیدنشون سخته.

1127
01:05:56,213 --> 01:05:59,390
‫رو حساب بزرگ شدنم، حتی
‫توی همین یکی دو سال اخیر.

1128
01:05:59,433 --> 01:06:03,742
‫همین‌طور در مقایسه با وقتی
‫که بچه کوچک‌تری بودم، ولی...

1129
01:06:05,483 --> 01:06:07,006
‫اون...

1130
01:06:07,050 --> 01:06:08,921
‫حتی اگه بیشتر از
‫اینا بی‌رحمانه باشه،

1131
01:06:08,965 --> 01:06:11,141
‫کمک می‌کنه، اوه...

1132
01:06:12,055 --> 01:06:16,189
‫که دوباره کل تم
‫فیلم رو برگردونه و

1133
01:06:16,233 --> 01:06:17,538
‫به قوی‌تر شدنش کمک کنه.

1134
01:06:17,582 --> 01:06:19,236
‫به‌علاوه حالا می‌تونی
‫بری جشنواره‌های فیلم.

1135
01:06:19,279 --> 01:06:21,199
‫درسته. به‌علاوه حالا می‌تونی
‫بری جشنواره‌های فیلم.

1136
01:06:21,281 --> 01:06:23,544
‫منم خیلی خسته‌ام.

1137
01:06:25,894 --> 01:06:28,767
‫می‌خوام از مهمان‌هام تشکر کنم.

1138
01:06:30,160 --> 01:06:32,249
‫ممنون، خیلی ممنون.

1139
01:06:34,860 --> 01:06:38,995
‫بعد از ونیز، با هم به
‫جشنواره‌های فیلم دیگه‌ای رفتیم.

1140
01:06:58,840 --> 01:07:01,843
‫مثل همیشه، آدریان دوربینش
‫رو هم با خودش آورده بود.

1141
01:07:04,846 --> 01:07:09,547
‫اما متوجه شدم که از این‌ور به
‫اون‌ور یادداشت‌برداری هم می‌کرد.

1142
01:07:09,982 --> 01:07:12,985
‫حالا برام سواله که روی اون
‫تیکه کاغذ چی نوشته بود.

1143
01:07:19,122 --> 01:07:23,126
‫این چیزیه که بعد از اینکه شب
‫رفتم توی اتاقم، فیلم‌برداری کرده.

1144
01:07:27,304 --> 01:07:30,481
‫شاید برای موزیک‌ویدئویی
‫بوده که داشت می‌ساخت

1145
01:07:30,524 --> 01:07:33,049
‫اما هیچ‌وقت نمی‌فهمم
‫که واقعاً چی بوده.

1146
01:07:37,009 --> 01:07:40,621
‫آدریان علاقه خاصی به
‫موزیک‌ویدئوها داشت.

1147
01:07:40,665 --> 01:07:44,756
‫مخصوصاً اون‌هایی که حضور خودش رو
‫توی جشنواره‌های فیلم نشون می‌داد.

1148
01:08:22,315 --> 01:08:24,404
‫وقتی بالاخره این
‫ویدئو رو پیدا کردم

1149
01:08:24,448 --> 01:08:27,364
‫که آدریان توی جشنواره
‫فیلم ونیز گرفته بود،

1150
01:08:27,407 --> 01:08:30,106
‫اصلاً نمی‌دونستم باید
‫چطور باهاش برخورد کنم.

1151
01:08:33,631 --> 01:08:37,330
‫منظورم اینه که، یه جور
‫شوخی کنایه‌آمیز با خودش بود

1152
01:08:37,374 --> 01:08:40,812
‫به عنوان یه آدم کله‌گنده
‫توی جشنواره‌های فیلم؟

1153
01:08:42,466 --> 01:08:43,989
‫یا اینکه تا یه حدی،

1154
01:08:44,032 --> 01:08:47,297
‫واقعاً نشون‌دهنده زندگی‌ای
‫بود که برای خودش می‌خواست؟

1155
01:08:49,386 --> 01:08:52,302
‫نمی‌گم ذاتاً مشکلی
‫با این موضوع دارم،

1156
01:08:52,345 --> 01:08:55,740
‫اما برای آدریان،
‫شاید مثل سم بوده.

1157
01:08:58,221 --> 01:09:01,006
‫حالا نگرانم که شاید
‫فیلم گرفتن از پسرم

1158
01:09:01,049 --> 01:09:04,836
‫و اینکه اجازه دادم با من
‫به اکران‌های فیلم بیاد

1159
01:09:04,879 --> 01:09:07,969
‫یه جورایی باعث
‫بی‌ثباتی‌اش شده باشه.

1160
01:09:09,101 --> 01:09:12,235
‫شاید یه درک تحریف‌شده
‫از واقعیت بهش داده باشه.

1161
01:09:13,497 --> 01:09:17,283
‫و اون نظری که یه خبرنگار
‫درباره فیلم داد، هنوز عذابم میده.

1162
01:09:17,718 --> 01:09:21,026
‫می‌گفت حس کرده من با
‫پسرم خیلی سخت‌گیر بودم،

1163
01:09:21,069 --> 01:09:22,680
‫خیلی قضاوتش کردم.

1164
01:09:23,028 --> 01:09:25,465
‫چرا این کارها رو می‌کنی؟

1165
01:09:26,249 --> 01:09:27,032
‫چرا؟

1166
01:09:27,075 --> 01:09:29,208
‫من فقط...

1167
01:09:30,949 --> 01:09:32,211
‫نمی‌دونم...

1168
01:09:32,255 --> 01:09:32,733
‫داری به خودت آسیب
‫می‌زنی، نمی‌دونم...

1169
01:09:32,777 --> 01:09:33,908
‫مستی و...

1170
01:09:33,952 --> 01:09:35,823
‫من دیشب هیچی نخوردم.

1171
01:09:35,867 --> 01:09:37,734
‫خب، نه دیشب ولی...
‫من دیشب هیچی نخوردم.

1172
01:09:37,738 --> 01:09:39,388
‫با این الکل و مشروب خوردنت

1173
01:09:39,392 --> 01:09:42,134
‫داری به خودت آسیب می‌زنی و...

1174
01:09:43,266 --> 01:09:45,398
‫چیزی که اون خبرنگار نمی‌دونست

1175
01:09:45,442 --> 01:09:47,661
‫چون من توی فیلم بهش نپرداختم

1176
01:09:48,009 --> 01:09:51,187
‫همون هفت سال، جهنم
‫و رنج پراکنده‌ای بود

1177
01:09:51,230 --> 01:09:54,407
‫که پسرم به خاطر الکل و مواد

1178
01:09:54,451 --> 01:09:57,105
‫و مشکلات روانی‌اش
‫پشت سر گذاشته بود.

1179
01:09:58,846 --> 01:10:02,720
‫«خاطره عکاسی» نسخه‌ای از یه بچه
‫رو نشون میده که مشکل داشت، اما

1180
01:10:02,763 --> 01:10:05,766
‫کسی که در نهایت حالش خوب می‌شد.

1181
01:10:06,680 --> 01:10:09,074
‫حالا فکر می‌کنم همین نسخه،

1182
01:10:09,117 --> 01:10:11,642
‫یه نسخه کاملاً دروغین،

1183
01:10:11,685 --> 01:10:16,821
‫همونی بود که آدریان در نهایت
‫به عنوان حقیقتِ خودش پذیرفت.

1184
01:10:21,478 --> 01:10:25,046
‫حتی بعد از دوره‌ای که توی
‫«خاطره عکاسی» پوشش داده شد،

1185
01:10:25,090 --> 01:10:27,440
‫آدریان همچنان مشکلاتی داشت،

1186
01:10:27,484 --> 01:10:30,617
‫از جمله درگیری‌های جزئی
‫با پلیس بوستون.

1187
01:10:34,186 --> 01:10:35,143
‫حتی گذاشتم بره.

1188
01:10:35,187 --> 01:10:37,363
‫یه فرورفتگی روی
‫کاپوت ماشینم هست، خب؟

1189
01:10:47,808 --> 01:10:50,811
‫و شاید آخرین چیزی
‫که باعث شد آدریان

1190
01:10:50,855 --> 01:10:55,207
‫در جریان تعقیب و گریز برای پیدا
‫کردن عاملان بمب‌گذاری ماراتن بوستون،

1191
01:10:55,251 --> 01:10:58,950
‫مامورهای اف‌بی‌آی برای مدت
‫کوتاهی ازش بازجویی کنن،

1192
01:10:58,993 --> 01:11:03,650
‫چون یه نفر یه گزارش ناشناس داده بود
‫که آدریان شبیه یکی از بمب‌گذارهاست.

1193
01:11:05,086 --> 01:11:08,655
‫مامورها خیلی زود فهمیدن که اون
‫کسی که دنبالش بودن نیست.

1194
01:11:12,355 --> 01:11:15,836
‫اما آدریان تصمیم گرفت که
‫وقتشه از بوستون بزنه بیرون.

1195
01:11:15,880 --> 01:11:17,664
‫همون‌طور که به دوستاش گفت،

1196
01:11:17,708 --> 01:11:20,711
‫حتی اف‌بی‌آی هم
‫اینجا منو زیر نظر داره.

1197
01:11:22,930 --> 01:11:26,673
‫پس اون یه سری دامنه‌های اینترنتی
‫که جمع کرده بود رو برداشت،

1198
01:11:26,717 --> 01:11:29,023
‫و فروختشون.

1199
01:11:29,067 --> 01:11:32,070
‫رفت کلرادو تا یه
‫شروع تازه داشته باشه.

1200
01:11:43,429 --> 01:11:46,606
‫وقتی فیلم‌هایی که تو
‫کلرادو گرفتی رو می‌دیدم،

1201
01:11:46,650 --> 01:11:50,044
‫فیلم‌های اسکی‌ت بیشتر از
‫همه منو تحت تاثیر قرار داد.

1202
01:11:57,835 --> 01:12:02,666
‫محو تماشای سایه‌ت شده
‫بودم وقتی روی برف‌ها می‌لغزید.

1203
01:12:06,583 --> 01:12:08,193
‫و وقتی سرفه کردی،

1204
01:12:08,236 --> 01:12:11,544
‫دقیقاً همون سرفه‌ای بود
‫که وقتی بچه بودی می‌کردی.

1205
01:12:28,779 --> 01:12:33,392
‫وقتی این فیلم رو دیدم، انگار
‫یهو تونستم برم توی کالبد تو.

1206
01:12:38,963 --> 01:12:42,096
‫یادم اومد که چقدر دوست
‫داشتی از مسیر اصلی جدا بشی

1207
01:12:42,140 --> 01:12:44,490
‫و راه خودت رو از شیب پیدا کنی.

1208
01:12:49,234 --> 01:12:52,672
‫وقتی بچه بودی و
‫با هم اسکی می‌کردیم،

1209
01:12:52,716 --> 01:12:56,372
‫گاهی اوقات می‌ایستادیم فقط
‫برای اینکه به سکوت گوش بدیم.

1210
01:12:59,418 --> 01:13:02,378
‫نمی‌دونم اینجا هم داشتی
‫همین کار رو می‌کردی یا نه.

1211
01:13:12,866 --> 01:13:14,955
‫هیس.

1212
01:13:14,999 --> 01:13:17,393
‫فقط گوش کن.

1213
01:13:25,879 --> 01:13:28,534
‫قبلاً به خودم می‌گفتم فیلمساز.

1214
01:13:28,578 --> 01:13:31,058
‫قبلاً به خودم می‌گفتم پدرت.

1215
01:13:31,102 --> 01:13:33,365
‫قبلاً به خودم می‌گفتم فیلمساز.

1216
01:13:33,409 --> 01:13:36,194
‫قبلاً به خودم می‌گفتم پدرت.

1217
01:13:46,857 --> 01:13:49,642
‫قبلاً به خودم می‌گفتم پدرت.

1218
01:13:54,549 --> 01:14:00,797
‫تا این‌جای کار، هرچیزی که در این فیلم نمایش دادم، بخشی از کارهایی بوده که من

1219
01:14:00,821 --> 01:14:07,070
‫و تو مشغول آنها بودیم، در حالی که جفتمون
‫داشتیم به روزِ مرگ تو نزدیک‌تر می‌شدیم.

1220
01:14:07,095 --> 01:14:11,706
‫آنچه در ادامه می‌آید، روایتِ همان
‫سال است؛ آخرین سال از زندگی تو.

1221
01:14:18,758 --> 01:14:21,065
‫چند سالی می‌گذره،

1222
01:14:21,108 --> 01:14:25,461
‫بعد با هیون کیم آشنا می‌شم،
‫یه فیلمساز از کره جنوبی.

1223
01:14:26,723 --> 01:14:28,376
‫عاشق هم می‌شیم.

1224
01:14:29,290 --> 01:14:32,293
‫اون میاد پیش من زندگی می‌کنه.

1225
01:14:35,383 --> 01:14:39,649
‫اوایل رابطه‌مون، ازم خواست
‫که از صورتش فیلم نگیرم.

1226
01:14:40,388 --> 01:14:43,870
‫نکنه خلاف سنگینی
‫کردی که من خبر ندارم؟

1227
01:14:44,915 --> 01:14:49,267
‫نه، چون جلوی دوربین طبیعی نیستم.

1228
01:14:51,617 --> 01:14:55,186
‫فقط می‌خوام زندگی
‫خصوصی خودم رو داشته باشم.

1229
01:14:59,799 --> 01:15:02,802
‫فقط چون آدمی نیستم
‫که اهلِ شو و اجرا باشه،

1230
01:15:03,890 --> 01:15:06,806
‫من یه تماشاگرم.

1231
01:15:09,287 --> 01:15:12,072
‫توی این فیلم قراره
‫یه زن مرموز باشی.

1232
01:15:12,116 --> 01:15:14,988
‫عاشق مرموز بودنم!

1233
01:15:20,428 --> 01:15:22,909
‫با اینکه نمی‌ذاره از
‫صورتش فیلم بگیرم،

1234
01:15:22,953 --> 01:15:25,216
‫ولی هیون فوق‌العاده‌ست.

1235
01:15:27,523 --> 01:15:32,528
‫یه وقتایی واقعاً شگفت‌زده می‌شم از
‫اینکه اصلاً چطور همدیگه رو پیدا کردیم.

1236
01:15:38,055 --> 01:15:41,058
‫دخترم «ماریا» داره کم‌کم
‫با هیون آشنا می‌شه.

1237
01:15:42,102 --> 01:15:43,582
‫یا یه کوچیک‌ترش.

1238
01:15:43,626 --> 01:15:46,237
‫خب، به نظرم اندازه‌ی این خوبه.

1239
01:15:46,280 --> 01:15:48,544
‫کدو تنبل هم که گرفتیم.

1240
01:15:56,856 --> 01:15:59,729
‫هیون داره یه فیلم
‫درباره‌ی پیامدهای جنگ کُره...

1241
01:15:59,772 --> 01:16:02,688
‫روی سه نسل از خانواده‌ش، می‌سازه.

1242
01:16:05,735 --> 01:16:10,348
‫وقتی نگاهش می‌کنم، برام جالبه که
‫چقدر سبک فیلم‌سازی‌مون شبیه همه.

1243
01:16:14,744 --> 01:16:17,442
‫انگار داریم به یه
‫زبون حرف می‌زنیم.

1244
01:16:22,293 --> 01:16:24,293
[دفتر خدمت شهرداری]
گواهی تولد، گواهی ازدواج، گواهی فوت

1245
01:16:24,318 --> 01:16:25,624
‫چه حسی داری؟

1246
01:16:25,668 --> 01:16:27,017
‫خب، خیلی خوشحالم.

1247
01:16:28,671 --> 01:16:32,500
‫فقط کاش می‌ذاشتی ازت فیلم
‫بگیرم، همون‌طور که تو از من می‌گیری.

1248
01:16:34,285 --> 01:16:36,374
‫نه، قبول نمی‌کنی؟

1249
01:16:36,417 --> 01:16:38,681
‫حتی برای...

1250
01:16:38,724 --> 01:16:41,161
‫حتی برای کادوی عروسی؟

1251
01:16:41,205 --> 01:16:43,207
‫می‌خواین دست همو بگیرین؟

1252
01:16:43,250 --> 01:16:45,035
‫اوه، باشه.

1253
01:16:45,688 --> 01:16:46,602
‫آماده‌ای؟

1254
01:16:46,645 --> 01:16:47,555
‫- آره، آماده‌ایم.
‫- شما آماده‌اید؟

1255
01:16:47,559 --> 01:16:48,604
‫خیلی خب.

1256
01:16:50,127 --> 01:16:52,207
‫می‌شه برگردی سمتش و
‫بعد حرفای منو تکرار کنی؟

1257
01:16:54,174 --> 01:16:55,785
‫من، راس.

1258
01:16:55,828 --> 01:16:56,655
‫من، راس.

1259
01:16:56,699 --> 01:16:57,700
‫تو رو، هیون، می‌گیرم.

1260
01:16:57,743 --> 01:16:59,049
‫تو رو، هیون، می‌گیرم.

1261
01:16:59,092 --> 01:17:00,441
‫که همسرم باشی.

1262
01:17:00,485 --> 01:17:01,656
‫که همسرم باشی.

1263
01:17:01,660 --> 01:17:03,314
‫و بهت قول می‌دم.

1264
01:17:03,357 --> 01:17:05,037
‫و بهت قول می‌دم.

1265
01:17:05,185 --> 01:17:08,928
‫عنوان رسمی قاضی لوپز،
‫«مجری عقد» (عاقد) هست.

1266
01:17:09,494 --> 01:17:13,280
‫انگار که قراره این تبادل رسمی
‫عهد و پیمان ازدواج رو جدی‌تر کنه.

1267
01:17:14,020 --> 01:17:14,934
‫دوستی‌ام رو،

1268
01:17:14,978 --> 01:17:16,022
‫حمایتم رو،

1269
01:17:16,066 --> 01:17:17,633
‫حمایتم رو،...

1270
01:17:17,676 --> 01:17:21,375
‫شاید براش یه کم عجیب
‫و نه چندان رسمی باشه،

1271
01:17:21,419 --> 01:17:25,553
‫که هم من و هم هیون داریم این مراسم رو
‫با دوربین‌های خودمون ضبط می‌کنیم.

1272
01:17:25,597 --> 01:17:28,600
‫حالا شما رو زن و
‫شوهر اعلام می‌کنم.

1273
01:17:29,470 --> 01:17:31,690
‫تبریک می‌گم.

1274
01:17:31,734 --> 01:17:33,474
‫تبریک می‌گم، خواهش می‌کنم.

1275
01:17:33,518 --> 01:17:35,041
‫خوش بگذره.

1276
01:17:35,085 --> 01:17:38,131
‫تصمیم گرفتیم هیچ دوست
‫یا عضوی از خانواده رو دعوت نکنیم.

1277
01:17:38,175 --> 01:17:42,527
‫و این‌طوری، فقط با حضور
‫قاضی لوپز ازدواج کردیم.

1278
01:17:45,138 --> 01:17:49,186
‫و البته روح اعضای
‫سابق شورای شهر.

1279
01:17:57,498 --> 01:18:01,067
‫دخترم سر می‌زنه تا برای
‫من و هیون شام درست کنه.

1280
01:18:02,460 --> 01:18:04,941
‫خب فکر می‌کنی بعد از تموم
‫کردن برنامه‌ای که الان توش هستی،

1281
01:18:04,984 --> 01:18:06,812
‫چه اتفاقی برات می‌افته؟

1282
01:18:06,856 --> 01:18:09,859
‫می‌خوام برم سر کار.

1283
01:18:10,424 --> 01:18:16,256
‫می‌خوام یه شغل پیدا کنم، کار کنم
‫و بعد شاید برم یه دانشگاه دیگه.

1284
01:18:17,127 --> 01:18:20,130
‫می‌خوایم یه سگ دیگه بگیریم.

1285
01:18:27,920 --> 01:18:28,965
‫بابایی.

1286
01:18:29,226 --> 01:18:30,706
‫ماریا، زود باش، بریم.

1287
01:18:33,752 --> 01:18:35,885
‫اون طرفش رو بگیر، اون
‫یکی سمتش رو بلند کن.

1288
01:18:35,928 --> 01:18:38,104
‫بریم، ما داریم می‌ریم سفر.

1289
01:18:43,283 --> 01:18:45,024
‫خیلی خب، تقریباً آماده‌ایم.

1290
01:18:45,068 --> 01:18:47,026
‫فکر کنم این خوبه...

1291
01:18:47,070 --> 01:18:50,508
‫ماریا داره بزرگ می‌شه و
‫به نظر میاد اوضاعش خوبه.

1292
01:18:50,856 --> 01:18:53,816
‫بزرگترین نگرانی من همچنان

1293
01:18:53,859 --> 01:18:57,471
‫پسرمه که الان دو ساله
‫تو کلرادو زندگی می‌کنه.

1294
01:19:06,045 --> 01:19:09,179
‫وقتی تلفنی حرف می‌زنیم،
‫بهم میگه که داره پیش میره

1295
01:19:09,222 --> 01:19:12,051
‫تا کسب‌وکار
‫رسانه‌ای‌اش رو راه بندازه.

1296
01:19:15,707 --> 01:19:19,755
‫میگه داره برای مشتری‌های اسکی‌بازش
‫فیلم‌های نمونه ضبط می‌کنه.

1297
01:19:20,756 --> 01:19:24,455
‫میگه دلش برامون تنگ شده.

1298
01:19:27,110 --> 01:19:28,938
‫آخرین باری که به
‫دیدن آدریان رفتم،

1299
01:19:28,981 --> 01:19:31,288
‫به نظر می‌رسید حالش خوبه.

1300
01:19:31,941 --> 01:19:36,032
‫ولی همیشه با این حس از پیشش
‫برمی‌گردم که احتمالاً همه‌چیز دستگیرم نشده.

1301
01:20:15,898 --> 01:20:19,858
‫آدریان بهم گفته بود که
‫شروع کرده به فیلمبرداری

1302
01:20:19,902 --> 01:20:23,819
‫برای یه مستند درباره دوستاش
‫و اینکه زندگیشون چطوریه.

1303
01:20:26,125 --> 01:20:27,866
‫ما داریم فیلم خودمون رو می‌سازیم،

1304
01:20:27,910 --> 01:20:29,650
‫و در حال حاضر داریم با
‫حرف زدن پیش می‌بریمش.

1305
01:20:29,694 --> 01:20:31,130
‫دقیقاً.

1306
01:20:31,522 --> 01:20:33,393
‫هیچ‌کس نمی‌تونه کمکم کنه.

1307
01:20:33,437 --> 01:20:35,395
‫هیچ دکتری نمی‌تونه کمکم کنه.

1308
01:20:35,439 --> 01:20:37,180
‫هیچ دوستی نمی‌تونه کمکم کنه.

1309
01:20:37,223 --> 01:20:40,226
‫- نه در نهایت...
‫- هیچ‌کس جز خودم نمی‌تونه کمکم کنه.

1310
01:20:40,661 --> 01:20:42,707
‫تازه اگه اصلاً خودم
‫بتونم به خودم کمک کنم...

1311
01:20:57,200 --> 01:20:59,760
‫از دیدن کتابچه‌ی تولید فیلم
‫ریمیک کلی کیف می‌کنی.

1312
01:21:00,725 --> 01:21:04,903
‫دارن به همه بخش‌ها و همه
‫بازیگرهای ممکن فکر می‌کنن.

1313
01:21:05,512 --> 01:21:06,992
‫من می‌تونم فقط
‫خودم باشم ولی خب...

1314
01:21:08,124 --> 01:21:09,429
‫می‌دونی؟

1315
01:21:09,473 --> 01:21:10,600
‫ولی باید نقش بابات
‫رو بازی کنی. می‌دونی؟

1316
01:21:10,604 --> 01:21:12,128
‫خیلی خفن میشه.

1317
01:21:12,171 --> 01:21:14,347
‫منظورم اینه که چطور ممکنه تو
‫رو برای نقش بابات انتخاب نکنن؟

1318
01:21:14,391 --> 01:21:15,871
‫چون تقریباً هم‌سن هستین.

1319
01:21:15,914 --> 01:21:16,911
‫نمی‌دونم. چون تقریباً هم‌سن هستین.

1320
01:21:16,915 --> 01:21:17,912
‫به خاطر اینه که اونا
‫یه جورایی می‌خوان...

1321
01:21:17,916 --> 01:21:18,782
‫فقط کافیه ریش بذاری.

1322
01:21:18,786 --> 01:21:20,310
‫اونا یه ستاره می‌خوان که...

1323
01:21:20,353 --> 01:21:22,921
‫می‌دونی، یه جورایی چیزهای
‫عامه‌پسند داشته باشه.

1324
01:21:22,965 --> 01:21:24,880
‫رفیق، تنها کاری که باید
‫بکنی اینه که ریش بذاری

1325
01:21:24,923 --> 01:21:27,447
‫و می‌تونی بابات باشی، پس...

1326
01:21:30,059 --> 01:21:31,538
‫پیداش می‌کنیم.

1327
01:21:31,582 --> 01:21:33,453
‫رفیق، این چرت و پرته.

1328
01:21:33,497 --> 01:21:34,929
‫یه تیکه گل روی زمینه.

1329
01:21:34,933 --> 01:21:36,848
‫صبر کن، صبر کن،
‫وایسا! زیر این کیف چیه؟

1330
01:21:36,892 --> 01:21:38,067
‫علف.

1331
01:21:38,110 --> 01:21:39,068
‫اینا دیگه چیه؟

1332
01:21:39,111 --> 01:21:40,896
‫همه‌اش علفه؟

1333
01:21:41,897 --> 01:21:42,636
‫این علفه؟

1334
01:21:42,680 --> 01:21:43,942
‫این مال اونه...

1335
01:21:44,290 --> 01:21:46,031
‫اما فیلم‌هایی که آدریان
‫از خودش به جا گذاشت،

1336
01:21:46,075 --> 01:21:49,817
‫کم‌کم بیشتر و بیشتر
‫درباره مصرف مواد شد.

1337
01:21:49,861 --> 01:21:53,560
‫و مخصوصاً درگیری‌های
‫خودش با اعتیاد.

1338
01:21:59,784 --> 01:22:02,787
‫پس این اکسیه، مثل راکسی؟

1339
01:22:03,614 --> 01:22:06,573
‫چی شد که اینو خریدی،
‫انگیزه‌ات چی بود؟

1340
01:22:06,617 --> 01:22:07,661
‫مثل آب‌نبات می‌مونه.

1341
01:22:07,705 --> 01:22:09,141
‫آب‌نبات دوست داری؟

1342
01:22:09,185 --> 01:22:10,751
‫نه، راستش من از آبنبات متنفرم.

1343
01:22:40,129 --> 01:22:41,913
‫گوش کن.

1344
01:22:43,088 --> 01:22:45,786
‫منم دقیقاً مثل تو شروع کردم.

1345
01:22:47,223 --> 01:22:48,746
‫فکر می‌کنم که...

1346
01:22:50,008 --> 01:22:51,705
‫مستند کردنش جالب بشه

1347
01:22:52,402 --> 01:22:55,927
‫در مورد مشکل مواد مخدر
‫و داروهای تجویزی آمریکا...

1348
01:22:57,189 --> 01:22:58,930
‫و خودِ من.

1349
01:23:00,236 --> 01:23:02,499
‫که احتمالاً بزرگترین بخش ماجراست.

1350
01:23:03,065 --> 01:23:05,981
‫منظورم این نیست که
‫چون خودمم، بلکه چون...

1351
01:23:06,633 --> 01:23:08,113
‫یعنی...

1352
01:23:08,635 --> 01:23:12,509
‫می‌دونم فکر می‌کنی
‫احتمالاً اینا چرت و پرته، ولی...

1353
01:23:14,120 --> 01:23:15,893
‫یعنی هنوز اینجام، و...

1354
01:23:24,434 --> 01:23:27,828
‫یه شب، از یه بیمارستان
‫تو کلرادو بهمون زنگ زدن

1355
01:23:27,872 --> 01:23:32,790
‫و گفتن آدریان برای یه دوره یه هفته‌ای
‫تو بخش ترک اعتیاد بستری شده.

1356
01:23:33,443 --> 01:23:37,273
‫وقتی از بخش ترک اعتیاد میاد بیرون،
‫بهم میگه فیلمش در مورد این شده که

1357
01:23:37,316 --> 01:23:40,363
‫چطور اعتیاد به مواد مخدر
‫زندگیش رو نابود کرده.

1358
01:23:40,406 --> 01:23:43,279
‫و چطور رابطه‌اش با
‫دوست‌دخترش رو خراب کرده.

1359
01:23:43,322 --> 01:23:47,283
‫کسی که خودش هم درگیر
‫مشکلات اعتیاد بوده.

1360
01:23:48,762 --> 01:23:53,028
‫من عادت نداشتم وقتی میرم
‫پیش آدریان دوربینم رو ببرم،

1361
01:23:53,071 --> 01:23:56,596
‫ولی این بار ازم خواست
‫که با خودم ببرمش.

1362
01:24:00,948 --> 01:24:02,907
‫حدود سه هفته پیش،

1363
01:24:02,950 --> 01:24:08,260
‫از یه مرکز درمانی به اسم
‫سنتنیال پیکس اومدم بیرون.

1364
01:24:09,305 --> 01:24:12,221
‫راستش اونجا تو سنتنیال
‫کلرادو نیست، بلکه

1365
01:24:12,264 --> 01:24:14,179
‫کمی بیرون از بولدره.

1366
01:24:14,223 --> 01:24:18,401
‫فقط یه هفته اونجا بودم،
‫در واقع یه بخش روانی بود.

1367
01:24:18,444 --> 01:24:21,926
‫واسه همین بند کفش ندارن و...

1368
01:24:23,623 --> 01:24:25,223
‫منظورت چیه که بند کفش نداشتن؟

1369
01:24:26,322 --> 01:24:27,410
‫چون اونا...

1370
01:24:27,453 --> 01:24:30,108
‫خب، الان چند تا دارم ولی،

1371
01:24:30,152 --> 01:24:33,242
‫چون نمی‌خوان آدما
‫خودشون رو دار بزنن

1372
01:24:33,285 --> 01:24:35,374
‫واسه همین بند کفشت رو می‌گیرن.

1373
01:24:35,418 --> 01:24:38,682
‫فکر کنم تو اینجور
‫جاها خیلی عادی باشه.

1374
01:24:39,552 --> 01:24:43,469
‫من اونجا بودم تا
‫سم‌زدایی کنم یا ترک کنم

1375
01:24:45,471 --> 01:24:48,083
‫مواد افیونی یا مشخصاً،

1376
01:24:48,126 --> 01:24:51,086
‫هروئین سیاه و

1377
01:24:54,698 --> 01:24:56,395
‫می‌دونی، فکر می‌کنم خیلی کمک کرد و

1378
01:24:56,439 --> 01:24:58,963
‫دارم سعی می‌کنم از اونجا
‫به بعد پیشرفت کنم.

1379
01:24:59,790 --> 01:25:02,575
‫داشتم اکسی‌کانتین مصرف می‌کردم.
‫(مسکن مخدر بسیار قوی و شدیداً اعتیادآور)

1380
01:25:03,881 --> 01:25:05,752
‫نه اونقدر مرتب که...

1381
01:25:05,796 --> 01:25:09,843
‫قبلاً واقعاً علائم ترک
‫رو تجربه کرده باشم.

1382
01:25:10,453 --> 01:25:12,803
‫ولی ازش لذت می‌بردم، می‌دونی.

1383
01:25:12,846 --> 01:25:17,634
‫باعث می‌شد اضطرابم
‫کم بشه و بهم انرژی می‌داد

1384
01:25:17,677 --> 01:25:19,505
‫و حس خوبی داشت.

1385
01:25:19,549 --> 01:25:23,422
‫ولی پیدا کردنش خیلی
‫سخت و خیلی خیلی گرون شد.

1386
01:25:24,119 --> 01:25:29,428
‫و واسه همین یه نفری
‫پیدا میشه که پودر داره.

1387
01:25:29,472 --> 01:25:34,781
‫و این پسره، دارن،
‫منو صدا زد تو اتاقش

1388
01:25:34,825 --> 01:25:38,220
‫و می‌دونی، بهم یه
‫خط ازش تعارف کرد و

1389
01:25:39,525 --> 01:25:42,963
‫می‌دونی، من هیچ‌وقت،
‫هیچ‌وقت واقعاً...

1390
01:25:43,007 --> 01:25:46,228
‫قصد نداشتم هروئین رو امتحان
‫کنم، فکر کنم بیشتر آدما

1391
01:25:46,271 --> 01:25:49,274
‫همین رو میگن، ولی

1392
01:25:50,232 --> 01:25:52,799
‫عملاً همون چیزیه که
‫اکسی‌کانتین هست...

1393
01:25:52,843 --> 01:25:55,454
‫و این حرف راسته، منظورم
‫اینه که همه‌شون مسکن‌ان.

1394
01:25:55,498 --> 01:25:58,805
‫همه‌شون اساساً یه چیزن
‫و به گیرنده‌ها می‌چسبن.

1395
01:25:58,849 --> 01:26:00,024
‫خب...

1396
01:26:02,026 --> 01:26:04,855
‫اون موقع خیلی غمگین
‫و افسرده بودم یا هر چی.

1397
01:26:04,898 --> 01:26:06,770
‫و گفتم «گور باباش»
‫و امتحانش کردم.

1398
01:26:06,813 --> 01:26:09,207
‫این‌طوری هم نبود که
‫همون لحظه معتاد بشم.

1399
01:26:09,251 --> 01:26:11,209
‫قضیه این‌طوری نیست.

1400
01:26:14,299 --> 01:26:17,520
‫می‌دونی، یه روند آرومه،
‫و جایی که این اواخر...

1401
01:26:18,390 --> 01:26:21,088
‫تقریباً تو این یک سال و نیم اخیر

1402
01:26:21,132 --> 01:26:24,135
‫دو سال اخیر، واقعاً...

1403
01:26:24,875 --> 01:26:26,659
‫شروع کردم به مصرف روزانه.

1404
01:26:26,703 --> 01:26:29,706
‫منظورم اینه که، کل روز و کل شب.

1405
01:26:31,360 --> 01:26:33,536
‫خیلی، خیلی حس خوبیه.

1406
01:26:33,579 --> 01:26:35,451
‫یه جور آیینه و آرامش‌بخشه.

1407
01:26:35,494 --> 01:26:37,714
‫می‌دونی، فقط...

1408
01:26:37,757 --> 01:26:40,020
‫یه کمی سرخوشی میاره،
‫انگار یه پتوی گرمه.

1409
01:26:40,064 --> 01:26:43,110
‫حسِ مسکن‌ها این‌طوریه.

1410
01:26:43,154 --> 01:26:48,551
‫و یه مدتی بهت انرژی میده، و...

1411
01:26:48,594 --> 01:26:49,987
‫آره،

1412
01:26:50,030 --> 01:26:52,119
‫باعث میشه عالی
‫بخوابی و از این‌جور چیزا.

1413
01:26:52,163 --> 01:26:55,253
‫واسه همین اولش مثل یه
‫داروی معجزه‌گر به نظر میاد.

1414
01:26:55,297 --> 01:26:59,388
‫اما دلیل اینکه مردم شروع
‫به تزریق می‌کنن اینه که...

1415
01:27:00,606 --> 01:27:03,522
‫حس می‌کنم بیشتر
‫مردم اینو می‌دونن، ولی

1416
01:27:03,566 --> 01:27:06,395
‫وقتی تحمل بدنت بالا میره،

1417
01:27:06,438 --> 01:27:09,267
‫دیگه اون‌قدرها هم ارزون نیست.

1418
01:27:09,311 --> 01:27:11,226
‫چون...

1419
01:27:11,269 --> 01:27:15,186
‫می‌دونی، من می‌تونم
‫یه گرم رو تو حدود

1420
01:27:15,230 --> 01:27:17,101
‫یه ساعت دود کنم اگه بخوام.

1421
01:27:17,144 --> 01:27:18,537
‫به راحتی یا حتی کمتر.

1422
01:27:18,581 --> 01:27:20,800
‫و اون هشتاد دلار میشه، می‌دونی.

1423
01:27:21,932 --> 01:27:24,935
‫فکر کنم راهی بود
‫که باید می‌فهمیدم، یا

1424
01:27:25,457 --> 01:27:28,460
‫می‌دونستم، ولی
‫نمی‌خواستم قبولش کنم.

1425
01:27:29,113 --> 01:27:30,201
‫اینکه تو گرفتاری.

1426
01:27:30,245 --> 01:27:33,291
‫اگه نه با هروئین، پس با مسکن‌ها.

1427
01:27:33,335 --> 01:27:36,381
‫پرکوست و اکسی‌کانتین.

1428
01:27:36,425 --> 01:27:38,296
‫و بابتش خیلی احساس گناه می‌کنم.

1429
01:27:38,340 --> 01:27:40,385
‫خیلی حواسم پرت بود.

1430
01:27:40,429 --> 01:27:42,909
‫با اون به اصطلاح شغل و تدریس‌ام.

1431
01:27:42,953 --> 01:27:44,868
‫فکر نمی‌کنم... می‌دونی

1432
01:27:45,347 --> 01:27:47,871
‫می‌دونی، نمی‌گم تقصیر من نیست،

1433
01:27:47,914 --> 01:27:50,177
‫این همه‌اش تقصیر منه، ولی

1434
01:27:50,221 --> 01:27:52,049
‫باعث میشه احساس
‫افتضاحی داشته باشم.

1435
01:27:52,092 --> 01:27:54,399
‫خب، منم بابتش احساس بدی دارم.

1436
01:27:54,791 --> 01:27:57,489
‫چه اتفاقی برای تو
‫و دوست‌دخترت افتاد؟

1437
01:27:57,837 --> 01:28:01,711
‫اصلاً خبر نداشتم که
‫داری هروئین مصرف می‌کنی.

1438
01:28:03,582 --> 01:28:06,411
‫ما کاملاً بهش وابسته
‫بودیم، واسه همین

1439
01:28:06,455 --> 01:28:09,196
‫اگه حتی ده ساعت بهش نمی‌رسیدیم

1440
01:28:09,240 --> 01:28:11,373
‫مثل سگ مریض می‌شدیم.

1441
01:28:12,374 --> 01:28:13,853
‫به همین سرعت.

1442
01:28:14,506 --> 01:28:15,942
‫منظورت اینه که بالا می‌آوردین؟

1443
01:28:15,986 --> 01:28:16,900
‫نه.

1444
01:28:16,943 --> 01:28:19,294
‫بهش میگن خماری کشیدن.

1445
01:28:21,470 --> 01:28:22,993
‫عرق می‌کنی.

1446
01:28:23,036 --> 01:28:25,343
‫و همون‌طور که گفتم، تو...

1447
01:28:25,387 --> 01:28:29,304
‫خیلی سردته ولی کلی عرق می‌کنی.

1448
01:28:32,263 --> 01:28:34,483
‫می‌دونی، کلی درد
‫و مرض میاد سراغت.

1449
01:28:34,526 --> 01:28:38,487
‫خوابت نمی‌بره، پاهات
‫بی‌قراری می‌کنه، کلاً داغونی.

1450
01:28:39,052 --> 01:28:42,055
‫داغون و بدتر از اون.

1451
01:28:42,578 --> 01:28:47,234
‫خلاصه با ماشین می‌رفتیم
‫توی خیابون سی‌و‌ششم، تا تهش...

1452
01:28:47,278 --> 01:28:50,281
‫حالا دقیقاً نمی‌دونم
‫کجای شهر حساب می‌شد...

1453
01:28:52,675 --> 01:28:55,678
‫بعد می‌رفتی سراغِ...

1454
01:28:56,940 --> 01:29:00,770
‫می‌دونی دیگه، همون یارو مکزیکی‌ها؛
‫کارتل... از بچه‌های کارتل مکزیک.

1455
01:29:00,813 --> 01:29:02,685
‫و ما هم...

1456
01:29:02,728 --> 01:29:05,731
‫هر سه روز یه بار، ۴۵۰
‫دلار بهشون می‌دادیم.

1457
01:29:06,602 --> 01:29:08,560
‫حدود یک سال.

1458
01:29:08,604 --> 01:29:10,127
‫خدای من...

1459
01:29:10,170 --> 01:29:11,433
‫پول خیلی زیادیه.

1460
01:29:11,476 --> 01:29:13,522
‫آره، هست.

1461
01:29:15,393 --> 01:29:17,047
‫و دیگه از اون موقع ندیدیش؟

1462
01:29:17,090 --> 01:29:20,311
‫نه، آخرین باری که ازش خبری
‫داشتم روز کریسمس بود.

1463
01:29:23,183 --> 01:29:24,920
‫واقعاً فکر می‌کردم
‫قراره باهاش ازدواج کنم و

1464
01:29:24,924 --> 01:29:26,970
‫احتمالاً بچه‌دار بشیم
‫و این حرفا، واسه همین

1465
01:29:27,013 --> 01:29:29,364
‫غم‌انگیزه، می‌دونی، من فقط...

1466
01:29:29,886 --> 01:29:32,932
‫برام مهم نیست گذشته‌اش
‫چی بوده، اون یه سری

1467
01:29:32,976 --> 01:29:34,325
‫اتفاقات فاجعه توی گذشته‌اش داشته

1468
01:29:34,369 --> 01:29:37,633
‫و این‌جور چیزا، ولی خب فکر کنم

1469
01:29:37,676 --> 01:29:40,157
‫منم به روش خودم همین‌طورم، پس نمی‌تونم
‫واقعاً قضاوتش کنم و نکردم، واسه همین

1470
01:29:40,200 --> 01:29:42,768
‫فکر می‌کردم خیلی
‫باهاش خوب رفتار کردم.

1471
01:29:44,291 --> 01:29:47,382
‫آدریان، اینکه اون رو با هروئین
‫آشنا کردی، رفتار خوبی نیست.

1472
01:29:47,425 --> 01:29:49,253
‫ولی، منظورم این نیست که...

1473
01:29:49,296 --> 01:29:51,386
‫اون‌طوری که فکر می‌کنی نیست.

1474
01:29:56,782 --> 01:30:00,046
‫اگه هیچ‌وقت باهاش

1475
01:30:00,960 --> 01:30:03,702
‫هروئین سیاه اینجا مصرف نمی‌کردم

1476
01:30:04,964 --> 01:30:06,357
‫یا کلاً

1477
01:30:06,401 --> 01:30:09,316
‫الان هنوز باهاش بودم.

1478
01:30:09,708 --> 01:30:11,406
‫ولی خب...

1479
01:30:14,974 --> 01:30:19,370
‫نمی‌دونم کجاست، یا
‫چه اتفاقی داره میفته...

1480
01:30:22,765 --> 01:30:25,463
‫چهار ماه می‌گذره.

1481
01:30:25,507 --> 01:30:27,639
‫آدریان دوباره لغزش می‌کنه.

1482
01:30:28,248 --> 01:30:33,906
‫اون قبول می‌کنه پنج هفته توی یه مرکز
‫ترک اعتیاد شبانه‌روزی بیرون دنور بمونه.

1483
01:30:33,950 --> 01:30:37,867
‫به من و مادرش اجازه میدن
‫فقط برای چند ساعت

1484
01:30:37,910 --> 01:30:40,435
‫فقط در یک روز ملاقاتش کنیم.

1485
01:30:41,871 --> 01:30:44,439
‫بعد از اینکه دوره‌اش توی
‫مرکز ترک اعتیاد تموم میشه،

1486
01:30:44,482 --> 01:30:49,444
‫آدریان توی غرب می‌مونه و به چند
‫تا خونه مخصوص افراد پاک میره.

1487
01:30:50,706 --> 01:30:53,186
‫و به فیلم‌برداری ادامه میده.

1488
01:31:08,506 --> 01:31:12,336
‫این چیزیه که آدریان توی
‫آپارتمانش در بولدر فیلم‌برداری کرده.

1489
01:31:12,379 --> 01:31:16,079
‫احتمالاً برای مستندی که داره
‫درباره کشمکش‌هاش می‌سازه.

1490
01:31:18,081 --> 01:31:20,910
‫یادش رفته بود
‫میکروفونش رو روشن کنه.

1491
01:31:29,756 --> 01:31:30,422
‫سلام بابا.

1492
01:31:30,549 --> 01:31:31,875
‫آدریانم.

1493
01:31:32,809 --> 01:31:35,202
‫بابت دیروز متأسفم.
‫روز سختی داشتم.

1494
01:31:36,722 --> 01:31:37,782
‫یه روزِ به‌شدت سخت.

1495
01:31:38,082 --> 01:31:39,502
‫لطفاً بهم زنگ بزن.

1496
01:31:40,009 --> 01:31:41,795
‫خیلی مهمه که بفهمم
‫دارم چیکار می‌کنم.

1497
01:31:42,162 --> 01:31:43,209
‫و درست انجامش بدم.

1498
01:31:45,089 --> 01:31:46,029
‫سلام بابا.

1499
01:31:46,855 --> 01:31:48,388
‫باید تمومش کنم.

1500
01:31:49,068 --> 01:31:50,761
‫باید یه راهی یا...

1501
01:31:51,388 --> 01:31:52,035
‫یه چیزی باشه...

1502
01:31:52,728 --> 01:31:53,988
‫که برام خوشحالی و...

1503
01:31:54,628 --> 01:31:55,388
‫شور و هیجان بیاره.

1504
01:31:55,738 --> 01:31:57,505
‫دیگه واقعاً نمی‌تونم
‫این کارو با خودم بکنم...

1505
01:31:57,529 --> 01:31:58,671
‫می‌دونی چی می‌گم؟

1506
01:31:59,018 --> 01:32:00,078
‫لطفاً بهم زنگ بزن.

1507
01:32:00,109 --> 01:32:01,005
‫دوستت دارم.

1508
01:32:01,029 --> 01:32:01,651
‫می‌خوام برگردم خونه.

1509
01:32:01,698 --> 01:32:02,771
‫تو و مامان رو ببینم.

1510
01:32:12,178 --> 01:32:15,704
‫من و مادر آدریان تصمیم می‌گیریم
‫برای شکرگزاری بیاریمش خونه

1511
01:32:15,747 --> 01:32:18,794
‫و سعی کنیم راضی‌اش
‫کنیم تا کریسمس بمونه.

1512
01:32:19,403 --> 01:32:23,538
‫خواهر کوچیکش قراره بعد از دو سال
‫بتونه برای اولین بار ببینتش.

1513
01:32:23,886 --> 01:32:27,193
‫و اون بالاخره می‌تونه برای
‫اولین بار هیون رو ببینه.

1514
01:32:32,242 --> 01:32:36,812
‫توی این سال‌ها، گهگاه بچه‌هام رو
‫می‌بردم تا اجرای «مسیحای هندل» رو ببینن.

1515
01:32:38,814 --> 01:32:41,556
‫در واقع، این رسم از
‫وقتی شروع شد که

1516
01:32:41,599 --> 01:32:43,340
‫هنوز چند هفته تا
‫تولد آدریان مونده بود.

1517
01:32:44,515 --> 01:32:46,691
‫من و مامانش وقتی
‫باردار بود رفتیم.

1518
01:32:46,735 --> 01:32:49,476
‫و من می‌تونستم دستم
‫رو روی شکمش بذارم و

1519
01:32:49,520 --> 01:32:52,044
‫می‌تونستم لگد زدن‌های
‫ریتمیک آدریان رو حس کنم.

1520
01:32:54,656 --> 01:32:56,266
‫حالا، بیست و هفت سال

1521
01:32:56,309 --> 01:32:58,790
‫بعد، ما اینجاییم.

1522
01:33:10,889 --> 01:33:14,110
‫ما برای آدریان از یه
‫روان‌پزشک وقت گرفتیم

1523
01:33:14,153 --> 01:33:17,156
‫که قبول کرد سابوکسون تجویز کنه،

1524
01:33:17,200 --> 01:33:20,203
‫دارویی که ولع مصرف مواد
‫افیونی رو سرکوب می‌کنه.

1525
01:33:21,552 --> 01:33:24,555
‫آدریان شروع به مصرف دارو می‌کنه.

1526
01:33:29,473 --> 01:33:32,519
‫آدریان به نظر می‌رسه
‫از برگشتن خوشحاله.

1527
01:33:32,563 --> 01:33:35,131
‫می‌برمش سینما تا فیلم ببینیم،

1528
01:33:35,174 --> 01:33:37,481
‫کاری که سال‌ها بود
‫انجام نداده بودیم.

1529
01:33:37,916 --> 01:33:40,658
‫اون برای من و هیون واسه
‫شام، سالمون درست می‌کنه.

1530
01:33:40,702 --> 01:33:44,009
‫اون به دیدن مامانش
‫و خواهر کوچیکش میره.

1531
01:33:46,490 --> 01:33:48,927
‫ازم می‌خواد ازش فیلم
‫بگیرم که داره یه ترفند ویپ

1532
01:33:48,971 --> 01:33:51,234
‫که توی کلرادو یاد
‫گرفته رو اجرا می‌کنه.

1533
01:34:16,433 --> 01:34:20,698
‫آدریان حالا میگه شاید تصمیم
‫بگیره برای همیشه برگرده بوستون.

1534
01:34:20,742 --> 01:34:24,180
‫حتی یه لیست از آپارتمان‌هایی
‫که قراره ببینه تهیه کرده.

1535
01:34:25,094 --> 01:34:27,923
‫من در سکوت از خوشحالی
‫در پوست خودم نمی‌گنجم.

1536
01:34:29,185 --> 01:34:31,404
‫اوه، اینم از این.

1537
01:34:32,275 --> 01:34:35,974
‫آره، درسته، مثل این تیکه‌های
‫کوچیک که خیلی بلندن.

1538
01:34:37,410 --> 01:34:39,064
‫اون بعضی وقتا موهای
‫منو کوتاه می‌کنه.

1539
01:34:39,108 --> 01:34:40,631
‫نه، من هیچ‌وقت این کارو نکردم.

1540
01:34:40,675 --> 01:34:41,672
‫- آره، انجام دادی.
‫- نه، من هیچ‌وقت این کارو نکردم.

1541
01:34:41,676 --> 01:34:42,764
‫مرتبشون کردی.

1542
01:34:44,069 --> 01:34:45,676
‫فکر کنم حافظه‌ش
‫از تو بهتره، بابایی.

1543
01:34:45,680 --> 01:34:47,203
‫شاید.

1544
01:34:50,467 --> 01:34:52,861
‫به من اعتماد نکن.

1545
01:34:54,123 --> 01:34:55,733
‫ازش پرسیدی که می‌خواد
‫موهاش کوتاه بشه؟

1546
01:34:55,777 --> 01:34:57,735
‫آره، گفت آره.

1547
01:34:58,214 --> 01:34:59,519
‫با یه جفت...

1548
01:34:59,563 --> 01:35:03,785
‫با یه جفت قیچی می‌تونم
‫موهات رو کوتاه کنم.

1549
01:35:03,828 --> 01:35:05,003
‫موهامو کوتاه کنی؟

1550
01:35:05,047 --> 01:35:06,091
‫- آره.
‫- موهامو کوتاه کنی؟

1551
01:35:06,135 --> 01:35:07,436
‫فکر می‌کنی می‌تونی
‫خوب از پسش بربیای؟

1552
01:35:07,440 --> 01:35:08,829
‫آره.

1553
01:35:08,833 --> 01:35:10,052
‫موی بابایی رو کوتاه کن، آدریان.

1554
01:35:10,095 --> 01:35:10,922
‫نه!

1555
01:35:23,805 --> 01:35:26,155
‫چند روز بعد از اینکه
‫آدریان فوت کرد،

1556
01:35:26,198 --> 01:35:29,462
‫این گل‌ها توسط دوستاش فرستاده شد.

1557
01:35:38,950 --> 01:35:40,604
‫اون دوباره لغزش کرده
‫بود و اوردوز کرده بود

1558
01:35:40,647 --> 01:35:45,000
‫و روز قبل از کریسمس
‫توی حموم خونه‌مون فوت کرد.

1559
01:35:46,610 --> 01:35:50,745
‫چون داشت سابوکسون مصرف می‌کرد
‫و به نظر می‌رسید حالش خیلی خوبه،

1560
01:35:51,049 --> 01:35:53,617
‫ما شوکه شده بودیم.

1561
01:35:55,662 --> 01:35:59,710
‫پزشک قانونی بعداً بهمون گفت
‫که فنتانیل باعث مرگش شده.

1562
01:36:00,624 --> 01:36:04,280
‫اون موقع، حتی
‫نمی‌دونستم فنتانیل چیه.

1563
01:36:42,535 --> 01:36:44,320
‫این موضوع ترسوندتم.

1564
01:36:44,363 --> 01:36:47,279
‫حرکت توی صفحه گوشیش.

1565
01:36:47,323 --> 01:36:50,413
‫فقط تصویر خودمم
‫بود ولی برای یه لحظه،

1566
01:36:50,892 --> 01:36:53,416
‫یه جورایی توهم زدم که آدریان بود

1567
01:36:53,459 --> 01:36:57,202
‫که داشت سعی می‌کرد از پشت
‫شیشه شکسته ازم فیلم بگیره

1568
01:36:57,246 --> 01:37:00,640
‫انگار که درست زیر
‫سطح گیر افتاده باشه.

1569
01:37:17,663 --> 01:37:19,256
‫گواهینامه رانندگی

1570
01:37:23,663 --> 01:37:26,666
‫آدریان این یادداشت رو
‫نوشت و اینجا گذاشت.

1571
01:37:27,406 --> 01:37:30,845
‫فکر کنم بیشتر یه جور
‫یادداشت برای خودش بوده.

1572
01:37:31,454 --> 01:37:34,457
‫خوندن یادداشت سخته،
‫واسه همین خودم می‌خونمش.

1573
01:37:36,372 --> 01:37:38,983
‫من دائماً تحت یه حس تاریک و

1574
01:37:39,027 --> 01:37:41,290
‫تهدیدکننده زندگی می‌کنم
‫که هیچی سر جاش نیست.

1575
01:37:42,030 --> 01:37:45,903
‫حس می‌کنم انگار نسخه‌های
‫متعددی از خودم وجود داره.

1576
01:37:46,469 --> 01:37:48,210
‫نگرانی، ناامنی،

1577
01:37:48,253 --> 01:37:51,430
‫این ناراحتی واقعاً وحشتناکه.

1578
01:37:53,128 --> 01:37:54,651
‫من باور دارم که در اعماق وجودم،

1579
01:37:54,694 --> 01:37:57,306
‫یه معتادِ حقیر نیستم.

1580
01:37:57,349 --> 01:38:01,005
‫با این حال، بهت تضمین می‌دم که
‫هر کسی تو کله من زندگی می‌کرد

1581
01:38:01,049 --> 01:38:05,401
‫به هر راه فرار فوری‌ای
‫متوسل می‌شد.

1582
01:38:05,444 --> 01:38:10,797
‫تنها امید واقعی من برای اینکه
‫آروم‌آروم سعی کنم جلو برم این بود که...

1583
01:38:11,407 --> 01:38:12,843
‫و بعد یه چیزی اینجا ریخته.

1584
01:38:12,887 --> 01:38:15,106
‫واقعاً نمی‌تونم بخونمش.

1585
01:38:15,759 --> 01:38:17,456
‫ادامه داره.

1586
01:38:17,500 --> 01:38:21,504
‫خاطرات شگفت‌انگیز از
‫اسکی، سفر و زندگی گذشته.

1587
01:38:21,547 --> 01:38:25,595
‫خیلی دلم می‌خواد این جنبه
‫از زندگی رو تجربه کنم.

1588
01:38:26,117 --> 01:38:29,120
‫و بعدش دیگه ناخوانا میشه.

1589
01:38:59,820 --> 01:39:01,746
‫ضبط شده توسط یک دوست خانوادگی

1590
01:39:07,898 --> 01:39:10,901
‫♪ اون بالا بالاها ♪

1591
01:39:12,555 --> 01:39:20,128
‫♪ و رویاهایی که جرات داری در ♪
‫♪ موردشون رویاپردازی کنی ♪

1592
01:39:20,171 --> 01:39:27,439
‫♪ اوه، چرا من نمی‌تونم؟ ♪

1593
01:39:42,672 --> 01:39:44,979
‫چه اتفاقی افتاد؟

1594
01:39:45,022 --> 01:39:51,507
‫فکر کنم اون طرف خیابون کسی هست
‫که نیاز به مراقبت‌های پزشکی زیادی داره.

1595
01:39:53,161 --> 01:39:57,643
‫شبی که آدریان مرد، وقتی
‫داشتم احیاش می‌کردم،

1596
01:39:57,687 --> 01:40:00,907
‫هیون آمبولانس رو
‫تا دم در راهنمایی کرد.

1597
01:40:02,083 --> 01:40:05,216
‫وقتی پلیس داشت
‫از من اطلاعات می‌گرفت،

1598
01:40:05,260 --> 01:40:11,701
‫هیون مجبور بود با درماندگی نگاه کنه که
‫چطور امدادگرا سعی می‌کردن آدریان رو احیا کنن.

1599
01:40:13,877 --> 01:40:16,358
‫هر بار که این اتفاق
‫می‌افته، به یاد آدریان می‌افتم.

1600
01:40:16,401 --> 01:40:19,404
‫منم همین‌طور.

1601
01:40:35,333 --> 01:40:38,989
‫این پیانو چند نسل
‫تو خانواده ما بوده.

1602
01:40:40,077 --> 01:40:42,471
‫توی چند تا از فیلم‌هام هم بوده.

1603
01:40:42,957 --> 01:40:45,491
‫زمان نامحدود (1993)
‫(از همین کارگردان)

1604
01:40:50,783 --> 01:40:53,786
‫از شارلوت تا بوستون همراهم بود.

1605
01:40:55,788 --> 01:40:59,749
‫و از اون موقع، هر بار که مجبور
‫شدم اسباب‌کشی کنم، باهام اومده.

1606
01:41:03,144 --> 01:41:06,843
‫و چون دیگه به خاطر آسیب مچ
‫دست نمی‌تونم باهاش بنوازم،

1607
01:41:06,886 --> 01:41:10,281
‫تبدیل به یه بار اضافیِ سنگین شده.

1608
01:41:14,372 --> 01:41:17,158
‫وقتی مجبور شدم دوباره اسباب‌کشی
‫کنم، بالاخره تصمیم گرفتم

1609
01:41:17,201 --> 01:41:19,986
‫که دیگه بسه و
‫می‌خوام ردش کنم بره.

1610
01:41:22,424 --> 01:41:24,339
‫ولی آدریان ازم خواست
‫این کار رو نکنم.

1611
01:41:25,209 --> 01:41:28,212
‫و حالا، هیون باهاش می‌نوازه.

1612
01:41:46,839 --> 01:41:50,321
‫آدریان یه ماه و نیم پیش ما موند.

1613
01:41:51,844 --> 01:41:54,586
‫هم‌سن برادرزاده‌ام بود، ولی

1614
01:41:54,630 --> 01:41:58,416
‫عجیب بود که حس می‌کردم
‫مثل برادر بزرگترمه.

1615
01:41:58,460 --> 01:42:02,420
‫چون خیلی مهربون و باملاحظه بود.

1616
01:42:04,030 --> 01:42:08,122
‫وقتی بهش گفتی می‌خوای
‫پیانو رو بفروشی، گفت:

1617
01:42:08,165 --> 01:42:12,996
‫«نه بابا، پیانو رو نفروش. یه
‫روزی می‌خوام بدمش به بچه‌هام.»

1618
01:42:14,215 --> 01:42:19,568
‫داشت آینده‌اش رو با
‫بچه‌هاش تصور می‌کرد.

1619
01:42:51,252 --> 01:42:53,210
‫یه سال بعد از مرگ آدریان،

1620
01:42:53,254 --> 01:42:56,692
‫اداره مبارزه با مواد مخدر ده‌ها نفر
‫از فروشنده‌ها رو دستگیر کرد و

1621
01:42:56,735 --> 01:43:00,130
‫اون‌ها رو به جرم داشتن
‫فنتانیل متهم کرد.

1622
01:43:00,913 --> 01:43:04,308
‫به ذهنم می‌رسه،
‫هرچند احتمالش کمه،

1623
01:43:04,352 --> 01:43:07,790
‫که یکی از مردهایی که دارن محاکمه‌اش
‫می‌کنن، ممکنه واقعاً همون کسی باشه که

1624
01:43:07,833 --> 01:43:11,620
‫یه بسته فنتانیل به پسرم فروخته.

1625
01:43:12,795 --> 01:43:15,711
‫فیلم‌برداری توی دادگاه ممنوعه

1626
01:43:15,754 --> 01:43:19,584
‫و من فقط می‌تونم قبل از شروع
‫جلسه تفهیم اتهام، یه شات بگیرم.

1627
01:43:20,890 --> 01:43:23,632
‫اما همین‌طور که نگاه
‫می‌کنم متهم‌ها یکی‌یکی

1628
01:43:23,675 --> 01:43:25,155
‫میان جلوی قاضی،

1629
01:43:25,634 --> 01:43:27,288
‫از خودم می‌پرسم،

1630
01:43:27,331 --> 01:43:30,595
‫آیا این همونیه که به
‫پسرم فنتانیل فروخته؟

1631
01:43:51,921 --> 01:43:57,187
‫با گذشت زمان، هنوز نمی‌دونم
‫با این خشمی که بابت

1632
01:43:57,231 --> 01:43:59,842
‫از دست دادن آدریان
‫دارم، چیکار کنم.

1633
01:44:01,060 --> 01:44:04,368
‫خشم از چین برای صادر
‫کردن فنتانیل غیرقانونی.

1634
01:44:05,456 --> 01:44:08,459
‫خشم از کارتل‌های
‫مکزیکی که پخشش کردن.

1635
01:44:09,721 --> 01:44:13,508
‫خشم از سازمان غذا و دارو برای
‫نظارت نکردن روی اکسی‌کانتین،

1636
01:44:13,551 --> 01:44:16,293
‫که کل این اپیدمی مواد
‫مخدر از اونجا شروع شد.

1637
01:44:18,687 --> 01:44:22,821
‫خشم از پسرم که اجازه داد
‫توی این گرداب غرق بشه.

1638
01:44:24,432 --> 01:44:30,873
‫خشم از خودم که متوجه نشدم
‫مشکلات روانیش چقدر جدی بوده،

1639
01:44:30,916 --> 01:44:35,051
‫و خشم از خودم که اون شبی که مُرد،

1640
01:44:35,094 --> 01:44:38,097
‫اتاقش رو نگشتم.

1641
01:44:48,151 --> 01:44:50,501
‫فقط سه تا شات کوتاه ازت گرفتم

1642
01:44:50,545 --> 01:44:53,635
‫توی اون یک ماه و
‫نیمی که پیش ما بودی.

1643
01:44:53,678 --> 01:44:56,507
‫خیلی معمولی فیلم‌برداری‌شون کردم.

1644
01:44:59,815 --> 01:45:04,646
‫حالا که رفتی، گاهی این
‫شات‌ها برام مثل گنج می‌مونن.

1645
01:45:08,563 --> 01:45:12,871
‫اما گاهی اوقات هم برام
‫یه سیاهچاله باز می‌کنن.

1646
01:45:21,663 --> 01:45:23,229
‫تا یه سال بعد از مرگت،

1647
01:45:23,273 --> 01:45:24,883
‫شاید هم بیشتر،

1648
01:45:24,927 --> 01:45:27,756
‫اصلاً دلم نمی‌خواست
‫دوربین دستم بگیرم.

1649
01:45:27,799 --> 01:45:31,586
‫دیگه نمی‌دونستم تلاش
‫برای فیلم‌ساز بودن یعنی چی.

1650
01:45:32,326 --> 01:45:35,329
‫فقط می‌تونستم مدام چیزهایی که
‫تو فیلم‌برداری کرده بودی رو ببینم.

1651
01:45:36,025 --> 01:45:40,464
‫و همون‌طور که این کار رو می‌کردم،
‫شروع کردم دنیا رو از چشم تو ببینم.

1652
01:45:46,644 --> 01:45:49,647
‫و برای همین نگاه
‫می‌کنم، و نگاه می‌کنم.

1653
01:45:55,261 --> 01:45:57,699
‫فوتیج‌هایی که تو
‫گرفته بودی رو تماشا کردم،

1654
01:45:58,526 --> 01:46:00,745
‫فوتیج‌هایی که خودم گرفته بودم.

1655
01:46:03,835 --> 01:46:06,708
‫مدام تماشا می‌کنم.

1656
01:46:21,200 --> 01:46:25,161
‫اما ترسم الان اینه که
‫با دیدنِ مدامِ این فوتیج‌ها،

1657
01:46:26,075 --> 01:46:29,470
‫همه چیز کم‌کم طوری
‫تغییر کنه که تو رو

1658
01:46:29,513 --> 01:46:32,037
‫شبیه یه شخصیت خیالی نشون بده.

1659
01:46:34,257 --> 01:46:36,564
‫کسی که هیچ‌وقت وجود نداشته

1660
01:46:36,607 --> 01:46:39,610
‫مگر توی فیلم.

1661
01:47:01,545 --> 01:47:03,504
‫حق امتیاز نسخه‌های مختلف

1662
01:47:03,547 --> 01:47:07,246
‫بازسازی «راه‌پیمایی شرمن» منقضی شده.

1663
01:47:07,682 --> 01:47:12,817
‫هیچ‌کس نتونسته بود راه
‫رضایت‌بخشی برای انجامش پیدا کنه.

1664
01:47:17,779 --> 01:47:20,216
‫تا اینکه یه روز یه
‫پیشنهاد دریافت کردم

1665
01:47:20,259 --> 01:47:23,915
‫برای یه رویکرد کاملاً
‫متفاوت به اقتباس.

1666
01:47:26,135 --> 01:47:27,702
‫آره، خیلی بهتره.

1667
01:47:27,745 --> 01:47:30,531
‫بازم میگم، می‌خوایم این درام دقیقاً
‫روی یک و سی و چهار صدم بمونه.

1668
01:47:30,574 --> 01:47:32,228
‫داری چی میگی اونجا؟

1669
01:47:32,271 --> 01:47:33,534
‫داری ازش یه سوال می‌پرسی.

1670
01:47:33,577 --> 01:47:36,580
‫♪ چطور می‌تونی فیلمساز باشی؟ ♪

1671
01:47:38,321 --> 01:47:39,627
‫ اون سوال رو ازش می‌پرسی.

1672
01:47:39,670 --> 01:47:41,890
‫خیلی خب، منظورت از اون سوال چیه.

1673
01:48:00,169 --> 01:48:00,909
‫♫خیلی خوشحالم که می‌بینمت♫

1674
01:48:00,952 --> 01:48:01,910
‫♪ قشنگ بهش نگاه می‌کنی ♪

1675
01:48:01,953 --> 01:48:03,215
‫♫خیلی خوشحالم که می‌بینمت♫

1676
01:48:03,259 --> 01:48:05,348
‫♫برای اولین بار قشنگ
‫بهش نگاه می‌کنی♫

1677
01:48:05,391 --> 01:48:06,567
‫♪ سلام ددی ♪

1678
01:48:06,610 --> 01:48:07,829
‫♪ از دیدنت خوشحالم ♪

1679
01:48:07,872 --> 01:48:09,570
‫♪ منم از دیدنت خوشحالم ♪

1680
01:48:09,613 --> 01:48:12,224
‫♪ چارلین، حداقلش اینه که ♪

1681
01:48:12,268 --> 01:48:14,488
‫♪ خیلی درباره‌ت حرف زده ♪

1682
01:48:14,531 --> 01:48:15,837
‫♪ اوه، و درباره تو ♪

1683
01:48:15,880 --> 01:48:17,095
‫♪ میشه بس کنی، میشه بس کنی؟ ♪

1684
01:48:17,099 --> 01:48:18,013
‫به لنز دست نزن

1685
01:48:18,056 --> 01:48:19,493
‫♪ خاموشش کن! این خیلی مهمه ♪

1686
01:48:19,536 --> 01:48:22,496
‫♪ این هنر نیست، این زندگیه! ♪

1687
01:48:28,110 --> 01:48:32,854
‫♪ راس، مشکل تو همینه ♪

1688
01:48:32,897 --> 01:48:38,512
‫♪ باید پرشورتر باشی ♪

1689
01:48:39,338 --> 01:48:43,517
‫♪ چطور می‌تونی فیلمساز باشی ♪

1690
01:48:43,560 --> 01:48:45,693
‫♪ اگه شور و اشتیاق نداشته باشی؟ ♪

1691
01:48:45,736 --> 01:48:48,260
‫♪ من کلی شور و اشتیاق دارم ♪

1692
01:48:48,304 --> 01:48:50,436
‫♪ من حتی اون رو نمی‌شناسم ♪

1693
01:48:50,480 --> 01:48:52,613
‫♪ اون اصلاً مهم نیست ♪

1694
01:48:52,656 --> 01:48:55,006
‫♪ من هیچی درباره‌ش نمی‌دونم ♪

1695
01:48:55,441 --> 01:48:58,619
‫♪ چیزی که مهمه ♪
‫♪ کیفیت شور و اشتیاق توئه ♪

1696
01:48:58,662 --> 01:49:01,491
‫♪ خب که چی که نمی‌شناسیش! ♪
‫♪ این اصلاً مهم نیست. ♪

1697
01:49:02,231 --> 01:49:04,842
‫♫خب که چی که نمی‌شناسیش♫

1698
01:49:04,886 --> 01:49:07,497
‫♪ این اصلاً مهم نیست ♪

1699
01:49:10,065 --> 01:49:14,286
‫نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم و فکر
‫نکنم که درباره همه‌ی اینا چی میگفتی آدریان.

1700
01:49:14,896 --> 01:49:17,507
‫و اگه داشتی توی
‫فیلمبرداری این کمکم می‌کردی،

1701
01:49:17,551 --> 01:49:21,119
‫پیشنهاد می‌دادی
‫دوربین رو جابه‌جا کنم؟

1702
01:49:21,163 --> 01:49:25,080
‫شاید، چند تا زوم آروم انجام بدم؟

1703
01:49:26,864 --> 01:49:29,867
‫برام سواله که تو چی میگفتی.

1704
01:49:30,564 --> 01:49:32,914
‫«این نمای خوبیه.»

1705
01:49:32,957 --> 01:49:35,481
‫تو خیلی پرشور بودی، آدریان.

1706
01:49:35,525 --> 01:49:38,528
‫تو درباره همه چیز پرشور بودی.

1707
01:50:05,033 --> 01:50:06,730
‫زندگی واقعاً...

1708
01:50:07,470 --> 01:50:11,909
‫از هر نظر شگفت‌انگیزه.

1709
01:50:11,953 --> 01:50:14,912
‫هرچیزی که می‌بینم،
‫برام یه غافلگیریه.

1710
01:50:15,957 --> 01:50:17,611
‫به دیوار نگاه کن...

1711
01:50:17,654 --> 01:50:20,744
‫اینا آدمایی هستن که قبلاً
‫می‌شناختمشون و هنوزم به یادشونم،

1712
01:50:20,788 --> 01:50:22,746
‫با اینکه بیشترشون مُردن.

1713
01:50:22,790 --> 01:50:25,923
‫ولی من هنوز به خودشون و
‫به مغزهاشون فکر می‌کنم.

1714
01:50:25,967 --> 01:50:28,273
‫هنوزم به این فکر
‫می‌کنم که چه مغزی داشتن.

1715
01:50:30,885 --> 01:50:33,583
‫بابام اون بالا روی دیواره.

1716
01:50:33,627 --> 01:50:35,498
‫مامانم اون بالا روی دیواره.

1717
01:50:35,541 --> 01:50:38,283
‫خواهر و برادرام اون
‫بالا کنار دیوارن.

1718
01:50:38,327 --> 01:50:40,372
‫همه بچه‌هام روی دیوارن.

1719
01:50:40,416 --> 01:50:42,766
‫و اونا همیشه میان خونه‌ام.

1720
01:50:42,810 --> 01:50:47,336
‫و کلی با هم خوش می‌گذرونیم.

1721
01:50:51,775 --> 01:50:54,430
‫به نظرم خانواده همه چیزه.

1722
01:50:55,997 --> 01:51:00,262
‫تنها کسی که توی خانواده‌مون

1723
01:51:00,305 --> 01:51:02,307
‫هنوز کنارمون نیست، تویی.

1724
01:51:07,965 --> 01:51:11,360
‫و به نظرم تو فوق‌العاده‌ای
‫که چطور می‌تونی

1725
01:51:11,403 --> 01:51:13,231
‫از هیچ، یه چیزی بسازی.

1726
01:51:13,275 --> 01:51:16,104
‫اون چیزی که دارم توش نگاه می‌کنم

1727
01:51:16,147 --> 01:51:18,672
‫زشت‌ترین چیزیه که تا حالا دیدم.

1728
01:51:18,715 --> 01:51:21,283
‫منظورم اینه که، برای من
‫یه تیکه وسیله زشته.

1729
01:51:21,326 --> 01:51:23,720
‫هیچ زیبایی‌ای توش نمی‌بینم

1730
01:51:23,764 --> 01:51:25,287
‫چون سر در نمیارم چیه.

1731
01:51:25,722 --> 01:51:29,247
‫اون بهم نگاه می‌کنه و من
‫نمی‌تونم خودمو توش ببینم

1732
01:51:29,291 --> 01:51:31,293
‫و برای همین، دو برابر زشته.

1733
01:51:32,294 --> 01:51:35,906
‫فقط یه تیکه وسیله‌ست
‫که باید همش نگهش داری

1734
01:51:35,950 --> 01:51:37,603
‫و با یه پوزخند بهم نگاه کنی،

1735
01:51:37,647 --> 01:51:40,781
‫من جز تو چیزی نمی‌بینم و
‫از این وسیله خوشم نمیاد.

1736
01:51:45,002 --> 01:51:47,135
‫آدریان، اون خوابی که
‫دیدی رو برام تعریف کن.

1737
01:51:47,788 --> 01:51:50,312
‫رفتیم به یه دریاچه.

1738
01:51:50,704 --> 01:51:54,446
‫یه دریاچه باحال، زیبا و بزرگ بود

1739
01:51:54,490 --> 01:51:56,753
‫و سوار یه زیردریایی
‫شدیم، از پنجره نگاه کردم

1740
01:51:56,797 --> 01:51:57,885
‫و دیدم...

1741
01:51:57,928 --> 01:52:00,409
‫شروع کردیم به غواصی و...

1742
01:52:00,452 --> 01:52:02,759
‫یه ماهی مرکب غول‌پیکر
‫دیدم، انقدر سه‌بعدی بود

1743
01:52:02,803 --> 01:52:04,718
‫که فکر کردم واقعیه.
‫خیلی عجیب بود.

1744
01:52:04,761 --> 01:52:05,762
‫ترسیده بودی؟

1745
01:52:05,806 --> 01:52:08,199
‫نه، اولش نه.

1746
01:52:09,853 --> 01:52:11,507
‫و بعد رفتیم توی یه تونل.

1747
01:52:11,550 --> 01:52:14,031
‫خیلی فضای بسته‌ای بود.

1748
01:52:14,075 --> 01:52:15,946
‫و من جیغ زدم:

1749
01:52:15,990 --> 01:52:17,774
‫«داریم اکسیژن از دست می‌دیم!»

1750
01:52:17,818 --> 01:52:19,820
‫و بعد...

1751
01:52:19,863 --> 01:52:22,474
‫توی واقعیت جیغ زدم: «داریم
‫اکسیژن از دست می‌دیم!»

1752
01:52:22,518 --> 01:52:24,085
‫یعنی نه توی خواب.

1753
01:52:24,128 --> 01:52:26,304
‫ولی جیغش رو زدم،
‫واقعاً جیغ کشیدم.

1754
01:52:26,348 --> 01:52:28,089
‫و بعد از خواب پریدم.

1755
01:52:28,916 --> 01:52:31,788
‫خیلی خیالم راحت شد که زنده‌ام.

1756
01:52:34,965 --> 01:52:36,662
‫یه جورایی، از وقتی بچه بودی

1757
01:52:36,706 --> 01:52:39,970
‫وسواس پیدا کردی به
‫ماهی‌های مرکب غول‌پیکر.

1758
01:52:41,363 --> 01:52:42,407
‫وقتی نه سالت بود،

1759
01:52:42,451 --> 01:52:45,149
‫یه شعر درباره ماهی‌های
‫مرکب غول‌پیکر نوشتی.

1760
01:52:45,671 --> 01:52:49,806
‫شعرش اینجوریه:

1761
01:52:49,850 --> 01:52:53,723
‫وقتی ماهی‌های مرکب تغذیه
‫می‌کنن، عشق پیشروست.

1762
01:52:53,767 --> 01:52:58,772
‫اما وقتی شیرجه می‌زنن،
‫عشق فقط یه تلاشه.

1763
01:52:59,860 --> 01:53:03,472
‫از یه جهت، شعرش واقعاً بی‌معنیه.

1764
01:53:03,515 --> 01:53:06,954
‫اما از یه جهت دیگه
‫معنی داره، حداقل برای من.

1765
01:53:08,477 --> 01:53:10,609
‫امیدوارم بدونی، آدریان

1766
01:53:10,653 --> 01:53:12,829
‫که هر چقدر هم عمیق شیرجه می‌رفتی

1767
01:53:12,873 --> 01:53:16,398
‫عشقم بهت هیچ‌وقت تموم نشد.

1768
01:53:16,422 --> 01:53:23,422
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1769
01:53:23,900 --> 01:53:27,546
‫به یاد آدریان مک‌الوی

1770
01:53:28,558 --> 01:53:32,125
‫به یاد چارلین سوانزی
