WEBVTT

00:20.000 --> 00:25.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:25.050 --> 00:26.050
‫برو...

00:27.610 --> 00:28.660
‫برو...

00:42.590 --> 00:43.650
‫با هم...

00:49.230 --> 00:50.230
‫زندگی کنید.

01:23.190 --> 01:24.570
‫هی، تو!

01:24.810 --> 01:27.510
‫وسط کلاس نودل لیوانی می‌خوری...
‫اصلاً ولش کن!

01:27.760 --> 01:30.950
‫حق نداری ماشین‌های عجیب‌غریب بیاری مدرسه!

01:36.470 --> 01:37.580
‫چی شده؟

01:37.950 --> 01:39.660
‫شرط می‌بندم بازم کار اونه.

01:42.170 --> 01:47.500
‫هی! باز که شروع کردی، میزوتاماری!

01:59.270 --> 02:00.220
‫سلام.

02:00.221 --> 02:01.230
‫سلام!

02:30.460 --> 02:32.930
‫اری، تویی؟

02:33.200 --> 02:34.630
‫بیا تو.

03:15.080 --> 03:21.310
‫آکیرا. از آخرین باری که اینجا بودم،
‫این آزمایشگاه کلی تغییر کرده.

03:21.800 --> 03:22.800
‫اری.

03:23.180 --> 03:26.080
‫نه اونقدرها. هنوز مثل همیشه‌ست.

03:27.040 --> 03:29.300
‫خب، این روزها رو چی تحقیق می‌کنی؟

03:29.920 --> 03:31.300
‫رو چی تحقیق می‌کنم؟

03:31.800 --> 03:32.920
‫سخته گفتنش...

03:33.040 --> 03:34.880
‫احتمالاً یه جور هوش مصنوعی.

03:35.950 --> 03:38.380
‫مگه قبلاً واسه اون یکی پروژه‌ت
‫یکی نساخته بودی؟

03:39.330 --> 03:43.510
‫آره، ولی این یکی بهتر از یادگیری تقویتی
‫می‌تونه تفکر انسانی رو تقلید کنه.

03:44.020 --> 03:46.030
‫چه جالب!

03:47.030 --> 03:48.450
‫پس... اون دیگه چیه؟

03:50.150 --> 03:52.970
‫یه عروس دریاییـه که مصنوعی پرورش دادم
‫تا از نظر بیولوژیکی نامیرا باشه.

03:53.290 --> 03:55.490
‫هرچند، همین چند روز پیش پنج‌تاشون مردن.

03:55.530 --> 03:58.140
‫هوم... اون یکی چی؟

03:58.870 --> 04:00.169
‫یه ربات تبدیل‌شونده.

04:00.170 --> 04:02.180
‫وسط تبدیل شدنش شکست.

04:03.370 --> 04:05.650
‫هوم... اون؟

04:05.690 --> 04:08.760
‫اون دستگاهیـه که نودل فوری رو
‫تو پنج دقیقه می‌پزه.

04:09.410 --> 04:11.679
‫خودت درستش کنی سریع‌تر نیست؟

04:11.680 --> 04:13.450
‫خب، معلومه که هست.

04:14.740 --> 04:17.079
‫به عبارت دیگه، همه‌ی این‌ها
‫آزمایش‌های شکست‌خورده‌ان.

04:17.080 --> 04:22.179
‫تا حالا هیچ‌چیز باارزشی نساختم
‫که موفقیت‌آمیز باشه.

04:22.180 --> 04:23.819
‫این حرف رو نزن.

04:23.820 --> 04:26.440
‫تو سالت رو ساختی، مگه نه؟

04:27.080 --> 04:29.040
‫اون؟ بیخیال بابا.

04:29.050 --> 04:31.170
‫اون رو هم فقط از روی
‫طراحی‌های قدیمی مامانم ساختم.

04:32.260 --> 04:34.660
‫دست بردار، اینجوری نگو.

04:52.160 --> 04:55.470
‫ببین، بازم شکست خورد.

04:57.880 --> 05:00.610
‫شاید اصلاً من واسه این کار ساخته نشدم...

05:02.070 --> 05:03.840
‫مگه نه،

05:03.870 --> 05:05.200
‫مامان؟

05:21.130 --> 05:27.400
‫« ساخت یک دختر »

05:37.670 --> 05:39.670
‫یه لحظه صبر کن، آکیرا.

05:40.540 --> 05:41.540
‫ها؟

05:42.320 --> 05:44.490
‫آکانه؟ چی شده؟

05:47.250 --> 05:50.570
‫بیا. معلم گفت باید این رو پُر کنی.

05:51.430 --> 05:55.739
‫« اطلاعیه: ارائه عذرخواهی کتبی »
‫دلیلی نمی‌بینم که بخوام عذرخواهی بنویسم...

05:55.740 --> 05:58.440
‫خودت رو به کوچه علی‌چپ نزن.
‫خوب می‌دونی قضیه چیه.

05:59.880 --> 06:03.320
‫یادت رفته با سالت،
‫ربات نظافتچی مدرسه، چی کار کردی؟

06:03.560 --> 06:06.380
‫واسه همون تعهدنامه می‌خوان.

06:07.620 --> 06:10.040
‫من که خسارتش رو دادم. کافی نیست؟

06:10.950 --> 06:14.860
‫پس، فقط قول بده که دیگه تکرارش نمی‌کنی.

06:15.310 --> 06:16.550
‫که اینطور...

06:17.110 --> 06:19.670
‫خب... حالا که تو میگی، پس...

06:22.640 --> 06:24.150
‫ها؟ صبر کن ببینم، چی؟!

06:25.100 --> 06:26.100
‫هی...

06:26.690 --> 06:27.940
‫این دیگه چیه؟!

06:36.900 --> 06:40.090
‫می‌تونه دست‌خط من رو کپی کنه.

06:40.820 --> 06:43.170
‫اینطوری دیگه معلم دست از سرم برمی‌داره.

06:46.790 --> 06:49.020
‫خیلی‌خب، بقیه‌ش با تو.

07:00.450 --> 07:01.600
‫آخ، آخ...

07:04.660 --> 07:07.170
‫بالاخره ولت کردن، نه؟

07:08.310 --> 07:12.100
‫کونیهیتو، تازگی‌ها همه گیر دادن به من.

07:12.800 --> 07:14.140
‫چی داری میگی؟

07:15.020 --> 07:17.120
‫آکیرا، تو که همیشه داری
‫داد و بیداد می‌شنوی.

07:18.380 --> 07:19.380
‫جدی؟

07:20.020 --> 07:21.810
‫به هر حال، این رو گوش کن!

07:22.060 --> 07:23.390
‫یه خبر داغ دارم!

07:23.980 --> 07:26.570
‫در مورد فروشگاه جدید مدرسه‌ست؟

07:27.080 --> 07:28.450
‫نه اون نیست...

07:29.340 --> 07:31.970
‫بالاخره دوست‌دختر پیدا کردم!

07:32.450 --> 07:35.300
‫اون سال‌بالایی رو یادته که
‫تو کار پاره‌وقتم در موردش گفتم؟

07:37.020 --> 07:38.260
‫کونی کون!

07:42.190 --> 07:44.370
‫خیلی نازه، نه؟

07:44.910 --> 07:48.150
‫موهاش مثل ابریشم نرمه
‫و بوی فوق‌العاده‌ای میده!

07:48.590 --> 07:55.119
‫این فقط یه مسئله‌ی بیولوژیکیـه. یه سیستم واسه پیدا کردن
‫شریکی که سیستم ایمنیش ضعف‌های ژنی تو رو بپوشونه.

07:55.120 --> 07:56.060
‫پس دوست‌دختر تو هم...

07:56.061 --> 07:57.819
‫خفه شو، خفه شو!

07:57.820 --> 08:02.420
‫به هر حال، به لطف اون، من کاملاً قوی‌تر شدم!

08:03.510 --> 08:05.380
‫قوی‌تر؟ دقیقاً چجوری؟

08:06.140 --> 08:09.560
‫الان تو کار پاره‌وقتم می‌تونم
‫دو برابرِ قبل کار انجام بدم.

08:11.070 --> 08:12.220
‫دو برابر؟

08:13.050 --> 08:14.810
‫این واقعاً تحسین‌برانگیزه.

08:15.780 --> 08:19.480
‫با قبل از دوست‌دختر پیدا کردن، فرق کردم.

08:20.270 --> 08:23.480
‫واسه همین آکیرا، تو هم باید
‫واسه خودت یه دوست‌دختر پیدا کنی.

08:24.070 --> 08:25.680
‫کل دنیات رو عوض می‌کنه.

08:26.940 --> 08:29.320
‫قوی‌تر شدن... با دوست‌دختر...

08:30.900 --> 08:31.900
‫آکیرا؟

08:34.410 --> 08:35.410
‫من میرم خونه.

08:35.760 --> 08:37.749
‫میری خونه...؟

08:37.750 --> 08:40.670
‫هی، صبر کن! پس کلاس‌های بعدازظهر چی؟!

08:46.700 --> 08:48.460
‫قوی‌تر شدن... با دوست‌دختر...

08:50.690 --> 08:51.790
‫پیداش کردم...

08:52.590 --> 08:53.860
‫بالاخره پیداش کردم!

08:54.680 --> 08:58.060
‫یه راه پیدا کردم
‫که به عنوان یه محقق قوی‌تر بشم!

10:16.180 --> 10:18.560
‫با این، بالاخره می‌تونم...

10:24.170 --> 10:25.170
‫هی.

10:25.270 --> 10:26.270
‫هوم؟

10:26.660 --> 10:29.900
‫گفتم دوست‌دختر پیدا کن، اما...

10:30.700 --> 10:32.779
‫کدوم آدم روانی‌ای میاد واقعاً...

10:32.780 --> 10:34.780
‫...از صفر یکی می‌سازه؟!

10:35.060 --> 10:37.070
‫منظورت شماره صفره؟

10:38.620 --> 10:39.979
‫با این، بالاخره...

10:39.980 --> 10:42.339
‫...می‌تونم به عنوان یه محقق
‫پیشرفت واقعی داشته باشم.

10:42.340 --> 10:44.340
‫و همه‌ش رو هم مدیون تو هستم، کونیهیتو.

10:46.200 --> 10:48.710
‫اگه تو باهاش مشکلی نداری،
‫پس فکر کنم اوکیـه.

10:49.110 --> 10:52.760
‫ولی واقعاً لازم بود بیاریش مدرسه؟

10:53.460 --> 10:56.800
‫دقیقاً نمی‌دونم داشتن دوست‌دختر
‫چجوری باعث قوی‌تر شدن می‌شه.

10:58.660 --> 11:00.970
‫ولی اگه قراره قوی‌تر بشم،

11:01.480 --> 11:04.980
‫اون باید یه سری مهارت‌های اجتماعی پایه رو یاد بگیره.

11:05.690 --> 11:07.400
‫تو یکی دیگه حرف نزن.

11:08.120 --> 11:09.580
‫قوی‌تر شدن؟

11:10.480 --> 11:12.630
‫باز داری یه غلطی می‌کنی، مگه نه؟

11:13.320 --> 11:14.320
‫نه، نه.

11:15.070 --> 11:16.430
‫آکیرا دوست‌دختر پیدا کرده...

11:16.820 --> 11:18.029
‫یا بهتر بگم،

11:18.030 --> 11:19.760
‫رسماً یکی ساخته.

11:20.220 --> 11:21.980
‫می‌دونی، تو همون آزمایشگاه
‫مهندسی الکتروبیولوژیکش؟

11:22.460 --> 11:24.680
‫یکی ساخته...؟

11:25.500 --> 11:27.780
‫چون فامیلی‌هاتون یکیه،

11:27.800 --> 11:30.880
‫فکر کردم شاید باهم فامیل باشید.

11:29.250 --> 11:30.610
‫« میزوتامه آکیرا »

11:29.250 --> 11:30.610
‫« میزوتامه شماره صفر »

11:30.880 --> 11:33.170
‫مسخره‌ست.

11:33.880 --> 11:36.759
‫با کمال تعجب خیلی نسبت بهش آرومی.

11:36.760 --> 11:39.260
‫منظورم اینه که، این موضوع خیلی مهمی نیست؟

11:39.800 --> 11:41.479
‫دیگه تو این مرحله، چه دوست‌دختر بسازه

11:41.480 --> 11:44.659
‫چه آدم‌فضایی، هیچی شوکه‌ام نمی‌کنه.

11:44.660 --> 11:45.859
‫با این حال...

11:45.860 --> 11:49.060
‫...این یعنی دردسرها دو برابر شده.

11:50.260 --> 11:52.080
‫دقیقاً منظورت چیه؟

11:52.520 --> 11:55.070
‫آکانه، تو هم گاهی
‫یه حرف‌های پیچیده‌ای می‌زنی‌ها.

12:01.650 --> 12:03.160
‫خب دیگه، شماره صفر.

12:03.660 --> 12:07.500
‫به لطف تو که دوست‌دخترمی،
‫باید قوی‌تر شده باشم.

12:08.260 --> 12:09.260
‫باشه.

12:09.930 --> 12:11.859
‫تحقیقاتم که این اواخر همه‌ش شکست خورده...

12:11.860 --> 12:13.239
‫...معتقدم بالاخره موفق می‌شه.

12:13.240 --> 12:14.240
‫واسه همین...

12:14.860 --> 12:17.160
‫یه ماموریت مهم بهت میدم.

12:17.380 --> 12:18.380
‫باشه.

12:19.390 --> 12:21.030
‫اونجا واسم بایست.

12:21.740 --> 12:22.740
‫باشه.

12:37.030 --> 12:38.990
‫شکست خورد، نه؟

12:43.490 --> 12:46.749
‫شماره صفر، انگار اونجا جاش درست نیست.

12:46.750 --> 12:48.660
‫بیا یه ذره جابجا شیم.

12:57.110 --> 12:57.660
‫خیلی‌خب...

12:58.020 --> 12:59.020
‫همینجا بمون، باشه؟

12:59.590 --> 13:00.590
‫باشه.

13:13.800 --> 13:15.800
‫این هم اشتباهه...

13:17.270 --> 13:19.299
‫نسبت به قبل از اینکه بسازمش...

13:19.300 --> 13:20.980
‫...تحقیقاتم اصلاً قوی‌تر نشده.

13:22.780 --> 13:25.200
‫پس شاید موقعیت مکانی واقعاً مهم نباشه.

13:25.840 --> 13:28.119
‫اگه می‌خوای به عنوان یه زوج قوی‌تر بشید،

13:28.120 --> 13:29.540
‫باید از این استفاده کنید، مگه نه؟

13:30.580 --> 13:32.900
‫اری... هنوز اینجایی؟

13:34.500 --> 13:35.600
‫این...

13:35.930 --> 13:37.880
‫یه مجله‌ی مانگای دخترونه‌ست.

13:38.380 --> 13:41.429
‫منم تو مسائل رمانتیک تخصصی ندارم، اما...

13:41.430 --> 13:45.300
‫نگاه کردن به منابعی مثل این
‫ممکنه بهمون کمک کنه درکش کنیم، مگه نه؟

13:45.640 --> 13:47.300
‫متوجهم...

13:47.840 --> 13:48.870
‫خیلی‌خب.

13:53.220 --> 13:54.470
‫شماره صفر، بیا اینجا.

13:57.560 --> 13:58.809
‫سعی کن این فیگور رو کپی کنی.

13:58.810 --> 13:59.810
‫باشه.

14:32.640 --> 14:35.810
‫موندم این چی می‌خواد بگه...

14:36.110 --> 14:38.860
‫حتی به نظر من شبیه یه نوشته‌ی واقعی هم نیست.

14:40.200 --> 14:43.780
‫حدس می‌زنم واسه محققی در سطح من،
‫درکش خیلی سخت باشه، نه؟

14:44.530 --> 14:45.690
‫اری!

14:47.690 --> 14:48.869
‫چیه؟

14:48.870 --> 14:51.870
‫نظرت درباره‌ی این فیگور چیه؟

14:52.300 --> 14:53.749
‫اوم...

14:53.750 --> 14:56.130
‫آره، به نظر من که خیلی خوبه!

15:00.470 --> 15:02.590
‫هی، آکیرا.

15:03.960 --> 15:07.509
‫منم دلم می‌خواد یه سری آزمایش
‫روی شماره صفر انجام بدم.

15:07.510 --> 15:08.550
‫مشکلی نیست؟

15:09.160 --> 15:11.010
‫اصلاً و ابداً.

15:11.960 --> 15:14.600
‫فکرش رو می‌کردم...

15:24.700 --> 15:25.950
‫کلید ماجرا اینجاست...

15:26.650 --> 15:27.990
‫استقلال!

15:28.330 --> 15:29.450
‫استقلال؟

15:30.000 --> 15:32.489
‫شاید تو دیگه امیدی بهت نباشه،

15:32.490 --> 15:35.460
‫ولی شماره صفر تازه به دنیا اومده.

15:36.000 --> 15:37.540
‫اون عملاً یه بچه‌ست.

15:37.960 --> 15:40.380
‫محاله که هنوز از مسائل رمانتیک چیزی بفهمه.

15:41.470 --> 15:44.510
‫ولی اون باید داده‌هاش رو داشته باشه، مگه نه؟

15:44.800 --> 15:46.600
‫اون کافی نیست.

15:47.510 --> 15:52.600
‫اینجور چیزها فقط وقتی تو کله‌ت میره
‫که خودت تجربه‌شون کرده باشی.

15:52.860 --> 15:53.930
‫پس...

15:54.070 --> 15:56.820
‫آکانه نازه، محبوبه و همه هم دوستش دارن!

15:57.490 --> 16:02.070
‫چرا اجازه نمیدی شماره صفر با وقت گذروندن
‫با یه دختر معمولی، این چیزها رو یاد بگیره؟

16:05.580 --> 16:08.319
‫هی، می‌خوای بریم رستوران؟

16:08.320 --> 16:09.599
‫به نظر خوبه!

16:09.600 --> 16:11.240
‫بریم! بریم!

16:11.800 --> 16:15.329
‫این آخر هفته، با یامادا میرم کاریوکی!

16:15.330 --> 16:17.289
‫چی؟ یامادا؟

16:17.290 --> 16:18.290
‫انتظارش رو نداشتم.

16:18.291 --> 16:20.439
‫صبر کن، تو نمی‌دونی؟

16:20.440 --> 16:22.819
‫تو کلاس همه می‌دونن، به جز تو و میزوتاماری.

16:22.820 --> 16:23.820
‫چی؟

16:24.020 --> 16:25.329
‫بعداً می‌بینمت!

16:25.330 --> 16:27.180
‫آره! خدافظ!

16:34.960 --> 16:36.770
‫ای بابا!

16:36.960 --> 16:40.179
‫چرا هنوز داری دنبال من میای؟

16:40.180 --> 16:44.459
‫آکیرا بهم دستور داده تحت نظرت داشته باشم، آکانه.

16:44.460 --> 16:45.700
‫چرا؟

16:46.360 --> 16:49.360
‫گفت باید روی یه دختر معمولی مطالعه کنم.

16:49.820 --> 16:52.369
‫این حرفش اعصابم رو خرد می‌کنه...

16:52.370 --> 16:55.870
‫محض اطلاع، من خیلی بیشتر از
‫یه دختر معمولی تلاش می‌کنم.

16:56.280 --> 16:58.490
‫انگار ناراحتت کردم.

16:59.530 --> 17:01.920
‫اینجا همون‌جاییـه که
‫باید عذرخواهی کنم، درسته؟

17:03.260 --> 17:07.049
‫لازم نیست قبل عذرخواهی کردن بپرسی،
‫فقط انجامش بده!

17:07.050 --> 17:09.049
‫ای بابا...

17:09.050 --> 17:12.220
‫اون پسره واقعاً بدون من
‫هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه، نه؟

17:15.690 --> 17:16.690
‫چی؟

17:16.691 --> 17:18.690
‫انگار خوشحاله...

17:19.360 --> 17:21.650
‫‌من خوشحال نیستم!

17:31.640 --> 17:33.640
‫داری چی کار می‌کنی؟

17:33.910 --> 17:37.450
‫آکیرا گفت باید با دوست‌هام ناهار بخورم.

17:38.500 --> 17:40.500
‫دوست‌ها...

17:44.330 --> 17:47.500
‫عجب، این حرفش بعید بود ازش.

17:53.930 --> 17:55.510
‫می‌دونی که، اون سرد می‌شه.

18:05.160 --> 18:07.690
‫از امروز، من اینجا کار می‌کنم.

18:08.160 --> 18:09.689
‫از دیدنتون خوشحالم!

18:09.690 --> 18:11.360
‫چرا این محیط؟

18:11.950 --> 18:13.620
‫یه ذره تجربه‌ی اجتماعی...

18:14.620 --> 18:17.950
‫واسه‌ش راحت‌تره اگه یه چهره‌ی آشنا
‫دور و برش باشه، مگه نه؟

18:20.040 --> 18:25.040
‫پس تو شیفت‌هاش، من اساساً باید
‫مثل والدینش رفتار کنم.

18:25.360 --> 18:27.039
‫عمراً!

18:27.040 --> 18:28.289
‫اون تو آشپزخونه کار می‌کنه.

18:28.290 --> 18:30.050
‫هواش رو دارم.

18:36.470 --> 18:39.720
‫پس تو سالن کار نمی‌کنه؟

18:40.110 --> 18:44.770
‫آره، هنوز حتی نمی‌تونه لبخند بزنه.
‫واسه کار تو سالن ساخته نشده.

18:44.960 --> 18:47.440
‫راست میگی.

18:48.520 --> 18:50.480
‫خب، پس این دوست‌پسر خودخوانده کجاست؟

18:51.070 --> 18:53.450
‫اون؟ اونجاست.

18:56.620 --> 18:58.620
‫کِی اومد اینجا؟

18:59.120 --> 19:02.540
‫قصد داره چیزی سفارش بده دیگه، نه؟

19:02.820 --> 19:04.619
‫فقط نادیده بگیرش.

19:04.620 --> 19:07.580
‫اگه سر به سرش بذاریم، ممکنه رفتارهای عجیب‌غریبی
‫از خودش نشون بده. بهتره به حال خودش رهاش کنیم.

19:08.870 --> 19:09.910
‫خیلی‌خب...

19:10.310 --> 19:12.590
‫وقت درخشیدنه!

19:24.620 --> 19:26.620
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

19:33.860 --> 19:35.620
‫متاسفم.

19:51.620 --> 19:53.620
‫می‌تونی بقیه‌اش رو بسپاری به سالت.

20:08.900 --> 20:10.900
‫بقیه‌اش آسونه.

20:12.000 --> 20:13.000
‫شماره صفر!

20:20.130 --> 20:21.730
‫چیه؟

20:25.400 --> 20:27.620
‫تصمیمت رو واسه سفارش گرفتی؟

20:27.780 --> 20:28.780
‫آره.

21:36.620 --> 21:38.320
‫ممنون که منتظر موندید.

21:42.040 --> 21:43.040
‫خیلی‌خب!

21:45.530 --> 21:46.530
‫هی.

21:48.700 --> 21:49.700
‫ببخشید.

21:55.090 --> 21:57.460
‫به نظر می‌رسه اوضاع داره خوب پیش میره.

21:59.960 --> 22:01.420
‫واسه من یه آیس‌کافی بیار.

22:02.870 --> 22:04.000
‫همین.

22:23.820 --> 22:25.820
‫خسته نباشید، سِنسه.

22:26.620 --> 22:28.370
‫هی. خسته نباشی.

22:28.890 --> 22:31.670
‫خب، شماره صفر این اواخر چطوره؟

22:32.460 --> 22:34.019
‫سخته گفتنش.

22:34.020 --> 22:37.790
‫ولی می‌تونم بگم روز به روز
‫داره بیشتر شبیه یه دختر معمولی می‌شه.

22:39.840 --> 22:41.840
‫عالیـه.

22:42.000 --> 22:45.420
‫انگار آکیرا واقعاً تو بچه‌داری از من بهتره.

22:45.580 --> 22:51.470
‫تو خونه، حتی دختر خودم هم ازم فرار می‌کنه.
‫تنها کسی که هنوز باهام حرف می‌زنه سالته.

22:52.330 --> 22:57.440
‫حالا که حرف از سالت شد... مگه همین چند روز پیش
‫یکی‌شون رو از آزمایشگاهم ندزدیدن؟

22:57.710 --> 23:00.619
‫آره... هنوز سرم واسه اون قضیه درد می‌کنه.

23:00.620 --> 23:03.619
‫داده‌های محرمانه‌ای هم
‫توش داشتیم. اصلاً خوب نیست.

23:03.620 --> 23:06.620
‫امنیت اونجا چه غلطی می‌کرد؟

23:07.220 --> 23:11.290
‫نگو که، سنسه... چون تنها بودی
‫نکنه خودت بردیش خونه؟

23:11.790 --> 23:14.619
‫می‌دونی، فکر بدی هم نیست‌ها.

23:14.620 --> 23:17.620
‫به هر حال... واسه این قضیه
‫می‌خوایم چی کار کنیم؟

23:17.930 --> 23:19.879
‫بسپارش به من.

23:19.880 --> 23:24.050
‫پیش‌بینی می‌کردم یه همچین اتفاقی بیفته،
‫واسه همین با آمادگی اومدم.

23:44.780 --> 23:47.239
‫این... دیگه چیه؟

23:47.240 --> 23:51.330
‫این... سالت مخصوص منه که
‫قابلیت تحرک بالایی داره.

23:51.840 --> 23:56.600
‫عملکردهای پشتیبانیش رو حذف کردم
‫تا بتونه با سرعتی در حد یه ماشین حرکت کنه.

23:57.040 --> 24:01.420
‫اینجوری، حتی اگه دزد هم بیاد،
‫تو یه چشم بهم زدن فرار می‌کنه.

24:02.090 --> 24:05.870
‫تو عملکردهای پشتیبانی رو
‫از یه ربات پشتیبان حذف کردی؟

24:06.220 --> 24:09.180
‫اومیناکا، تو همیشه
‫کارهای عجیب‌غریبی می‌کنی.

24:09.510 --> 24:13.259
‫اگه نتیجه می‌خوای،
‫باید یه چیزهایی رو فدا کنی.

24:13.260 --> 24:16.439
‫و اگه همه‌ی سالت‌ها رو
‫به این مدل ارتقا بدیم...

24:16.440 --> 24:19.770
‫...دیگه هیچکس هیچوقت نمی‌تونه بدزدتشون!

24:34.830 --> 24:36.830
‫پسر، عجب سرعتی داره.

24:37.600 --> 24:39.820
‫اون سالت من بود!

25:08.130 --> 25:10.320
‫ممنون که منتظر موندید.

25:11.320 --> 25:13.370
‫خیلی ممنونم.

25:20.920 --> 25:22.920
‫طعمش چطوره؟

25:23.710 --> 25:25.880
‫طعم یه همبرگر معمولی رو میده.

25:26.080 --> 25:28.920
‫معمولیه؟ خوشحالم.

25:29.300 --> 25:34.970
‫آکانه گفت باهم غذا خوردن
‫کاریـه که زوج‌ها باید انجام بدن.

25:35.070 --> 25:36.390
‫بابت غذا ممنون.

25:36.690 --> 25:39.429
‫پس... این یعنی انجام یه کار زوج‌طوری، نه؟

25:39.430 --> 25:42.400
‫انگار آکانه خیلی در مورد
‫اینجور چیزها می‌دونه.

25:42.660 --> 25:45.400
‫توصیه‌ی دیگه‌ای هم بهت نکرد؟

25:45.780 --> 25:47.780
‫بذار ببینم...

25:48.900 --> 25:50.899
‫ظاهراً دستِ هم رو گرفتن.

25:50.900 --> 25:52.900
‫دست هم رو گرفتن، هه؟

25:52.901 --> 25:53.901
‫آره.

25:55.400 --> 25:56.400
‫باشه.

26:03.440 --> 26:05.130
‫تو فوق‌العاده‌ای، می‌دونستی؟

26:05.440 --> 26:07.590
‫این دیگه از کجا اومد؟

26:08.240 --> 26:10.590
‫منظورم اینه که،
‫من اصلاً بلد نیستم آشپزی کنم.

26:10.780 --> 26:15.100
‫سعی کردم این فرایند رو خودکار کنم،
‫ولی هیچکدوم جواب نداد.

26:15.690 --> 26:20.180
‫در حالی که تو، مدام یاد میگیری و چیزها رو
‫به این سرعتی یاد میگیری. شگفت‌انگیزه.

26:20.440 --> 26:23.600
‫آکیرا، تو خیلی قضایا رو پیچیده می‌کنی.

26:23.800 --> 26:25.360
‫واقعاً اینطوری فکر می‌کنی؟

26:25.690 --> 26:26.690
‫مطمئنم که اینطوریه.

26:31.820 --> 26:33.740
‫که اینطور؟

26:36.780 --> 26:39.319
‫این یادم انداخت که تازگی‌ها
‫دست‌هام زبر شده، واسه همین...

26:39.320 --> 26:41.790
‫امروز ظرف‌ها رو می‌سپارم به تو، باشه؟

26:59.470 --> 27:00.840
‫عجیبه...

27:01.090 --> 27:05.440
‫حتی بعد از ساختن اون،
‫تحقیقاتم هیچ پیشرفتی نکرده.

27:05.560 --> 27:10.239
‫با این حال یه جورایی، فقط فکر کردن بهش
‫باعث می‌شه خیلی آروم‌تر بشم.

27:10.240 --> 27:12.820
‫پس داشتن دوست‌دختر یعنی این؟

27:32.580 --> 27:35.970
‫رسیدیم؟

27:39.720 --> 27:40.620
‫درسته.

27:40.690 --> 27:42.390
‫دست‌هات رو به من بده.

27:44.620 --> 27:46.190
‫این رو به تو میدم.

27:46.730 --> 27:49.900
‫این شامل خاطرات منه.

27:50.570 --> 27:53.650
‫می‌دونم ممکنه شنیدنش
‫واسه‌ت سخت باشه، اما...

27:57.200 --> 27:59.320
‫بقیه‌ش رو... می‌سپارم به تو.

28:00.870 --> 28:01.830
‫فهمیدم.

28:01.831 --> 28:03.750
‫خدافظ، مامان.

28:29.040 --> 28:31.690
‫متاسفم، مامان...

28:34.660 --> 28:36.030
‫درسته...

28:36.290 --> 28:39.450
‫من اصلاً چرا شماره صفر رو ساختم؟

28:40.360 --> 28:43.120
‫همه‌ش به خاطر این بود که قوی‌تر بشم!

28:47.910 --> 28:54.330
‫پس این قوی‌تر شدنِ لعنتی با دوست‌دختر
‫کدوم گوریه؟!

28:57.470 --> 29:01.469
‫کونیهیتو، می‌خوای تو راه خونه
‫بریم یه جایی بگردیم؟

29:01.470 --> 29:04.430
‫شرمنده! امروز کار دارم.

29:04.810 --> 29:06.850
‫پسر، این همیشه بهونـته.

29:07.890 --> 29:08.890
‫ها؟

29:09.710 --> 29:13.399
‫ای وای. ولت کرده.

29:13.400 --> 29:14.520
‫خفه شو.

29:15.000 --> 29:19.110
‫اصلاً واسه چی شماره صفر
‫باید از آکیرا خوشش بیاد؟

29:19.470 --> 29:20.470
‫ها؟

29:20.760 --> 29:24.409
‫آخه اون تازه به دنیا اومده.

29:24.410 --> 29:27.370
‫هیچ دلیلی نداره که عاشقش باشه.

29:27.540 --> 29:30.539
‫اینجوری نیست که خودش انتخاب کرده باشه عاشقش بشه.
‫رسماً واسه این کار برنامه‌ریزی شده.

29:30.540 --> 29:33.579
‫هی! فقط چون ولت کردن دلیل نمی‌شه

29:33.580 --> 29:36.300
‫دق و دلیـت رو سر شماره صفر خالی کنی، فهمیدی؟

29:37.300 --> 29:40.880
‫دلیلی که من آکیرا رو دوست دارم...

29:41.100 --> 29:44.299
‫لازم نیست بهش جواب بدی،
‫اون فقط داره حماقت می‌کنه.

29:44.300 --> 29:45.300
‫ها؟

30:00.030 --> 30:01.900
‫میزوتاماری اینابا.

30:02.300 --> 30:04.299
‫مامانم.

30:04.300 --> 30:06.870
‫آدم فوق‌العاده‌ای بود.

30:08.290 --> 30:12.330
‫اون‌موقع‌ها فقط تحقیقاتش رو دیده بودم.

30:12.800 --> 30:15.340
‫حتی نمی‌تونستم درک کنم
‫در چه سطحی داره فعالیت می‌کنه.

30:16.020 --> 30:18.170
‫اما وقتی آزمایشگاهش رو به مردی که
‫من رو به فرزندی قبول کرده بود نشون دادم...

30:18.710 --> 30:20.840
‫...اون نگاهی که موقع دیدنش داشت...

30:21.470 --> 30:24.840
‫...حتی الان هم هیچوقت یادم نمیره.

30:25.640 --> 30:26.970
‫اونجا بود که فهمیدم.

30:28.120 --> 30:32.120
‫مامانم... اون یه هیولا بود.

30:46.380 --> 30:49.740
‫تنها شکستش... احتمالاً من بودم.

30:53.120 --> 30:55.790
‫باید به تحقیقاتم ادامه بدم.

31:10.420 --> 31:12.399
‫راستی، شماره صفر...

31:12.400 --> 31:14.400
‫چرا از آکیرا خوشت میاد؟

31:15.400 --> 31:16.400
‫چرا...

31:16.870 --> 31:20.270
‫چرا از آکیرا خوشم میاد؟

31:20.890 --> 31:23.360
‫من طوری ساخته شدم که اینجوری باشم.

31:24.160 --> 31:25.800
‫اما اگه این حقیقت داشته باشه...

31:26.570 --> 31:28.569
‫اونوقت چیزهایی که الان برام عزیزن،

31:28.570 --> 31:30.569
‫و حتی چیزهایی که باهاشون
‫دست‌وپنجه نرم می‌کنم...

31:30.570 --> 31:33.580
‫همه‌ی اون‌ها هم طوری ساخته شدن که
‫اینجوری باشن، مگه نه؟

31:46.380 --> 31:48.890
‫منم مثل اونم؟

32:21.130 --> 32:24.709
‫درست همونطور که با تماشای آکانه
‫چیزهایی یاد گرفتم،

32:24.710 --> 32:28.010
‫شاید با تماشای تو هم بتونم
‫چیزی رو بفهمم، آکیرا.

32:45.410 --> 32:47.490
‫صبح بخیر، آکیرا.

32:48.550 --> 32:52.120
‫تو هم همینطور... چی شده؟

32:52.290 --> 32:55.079
‫یه چیزی هست که... می‌خوام مطمئن بشم.

32:55.080 --> 32:56.910
‫داشتم فکر می‌کردم برم خرید.

32:57.490 --> 32:58.999
‫جداً؟

32:59.000 --> 32:59.999
‫پس خوش بگذره.

33:00.000 --> 33:01.000
‫آه...

33:04.470 --> 33:05.839
‫لطفاً صبر کن!

33:05.840 --> 33:08.419
‫تو هم میای، آکیرا.

33:08.420 --> 33:09.470
‫من؟

33:09.800 --> 33:11.430
‫چرا؟

33:11.620 --> 33:15.429
‫چون دوست‌پسرمی، مگه نه؟

33:15.430 --> 33:18.430
‫زوج‌ها باید روزهای تعطیلشون رو باهم بگذرونن.

33:18.510 --> 33:22.440
‫آره، ولی... این اواخر تحقیقاتم
‫اصلاً جلو نرفته.

33:22.760 --> 33:24.770
‫امروز واقعاً باید به کارهام برسم.

33:25.310 --> 33:27.259
‫روزهای وسط هفته هم همین رو میگی،

33:27.260 --> 33:30.280
‫ولی باز کل روز رو توی آزمایشگاه حبس می‌شی.

33:30.800 --> 33:33.030
‫توی دوره‌ی اُفت افتادم، خب؟

33:33.270 --> 33:35.080
‫برای همینـه که باید بریم.

33:35.360 --> 33:38.580
‫بعضی وقت‌ها وقتی گیر می‌کنی،
‫تغییر آب‌وهوا کمک می‌کنه.

33:39.080 --> 33:40.120
‫اون که...

33:46.070 --> 33:49.590
‫زود باش. بیا بریم، آکیرا!

33:55.490 --> 33:58.099
‫داریم خیلی سروصدا می‌کنیم؟

33:58.100 --> 34:00.100
‫آکیرا.

34:00.360 --> 34:03.979
‫قصد داشتم امروز بعدازظهر
‫برگردم آزمایشگاه دانشگاه.

34:03.980 --> 34:04.980
‫می‌خوای با من بیای؟

34:05.400 --> 34:07.040
‫پروفسور هم می‌خواد ببینتت.

34:10.800 --> 34:12.660
‫آکیرا!

34:25.780 --> 34:28.050
‫خیلی ممنونم!

34:29.760 --> 34:30.760
‫هی.

34:31.900 --> 34:36.140
‫هنوزم نمی‌فهمم چرا انتخاب کردن لباس‌های تو
‫توسط من اصلاً اهمیتی داره.

34:36.940 --> 34:38.470
‫واقعاً نمی‌فهمی؟

34:38.960 --> 34:41.480
‫ست کردن لباس
‫دقیقاً حوزه‌ی تخصصی من نیست.

34:42.300 --> 34:43.730
‫بحث این نیست.

34:44.740 --> 34:49.420
‫فهمیدم اگه تو انتخابشون کنی،
‫همین برای من کافیـه.

34:50.510 --> 34:53.130
‫این رو هم آکانه یادت داده؟

34:54.120 --> 34:57.760
‫نه. این فقط حس خودمه.

34:58.800 --> 34:59.990
‫بازم داری برای خودت فکر می‌کنی؟

35:01.080 --> 35:02.490
‫من...

35:10.040 --> 35:16.010
‫فهمیدم... پس عاشق کسی بودن یعنی این.

35:16.880 --> 35:18.100
‫الان دیگه درکش می‌کنم...

35:21.180 --> 35:26.270
‫هی، آکیرا... یه چیز معرکه فهمیدم!

35:27.310 --> 35:30.109
‫بیا از این به بعد
‫مدام کارهای باحالی مثل این انجام بدیم.

35:30.110 --> 35:31.530
‫باشه، آکیرا؟

35:31.710 --> 35:34.530
‫هان؟ خب، من...

35:37.130 --> 35:40.620
‫آکیرا، کلاس‌ها تموم شد. بیا بریم بگردیم!

35:41.000 --> 35:43.740
‫اما من... باید روی تحقیقم...

35:45.690 --> 35:48.690
‫پس تا کارت تموم بشه منتظرت می‌مونم.

35:49.120 --> 35:50.740
‫منظورم این نبود، من...

35:51.260 --> 35:54.420
‫آکیرا، این آخر هفته میریم بیرون!

35:54.670 --> 35:56.800
‫گوش کن، من باید...

36:01.220 --> 36:05.860
‫آکیرا، آکیرا، آکیرا...

36:28.760 --> 36:31.170
‫امروز بدجوری پرانرژی هستی.

36:35.820 --> 36:37.130
‫کونیهیتو...

36:39.600 --> 36:41.049
‫بهم بگو...

36:41.050 --> 36:43.640
‫دقیقاً کِی قراره قوی‌تر بشم؟

36:44.060 --> 36:46.980
‫هان؟ قوی‌تر؟

36:47.400 --> 36:49.059
‫از وقتی دوست‌دختر پیدا کردم...

36:49.060 --> 36:50.439
‫وقتم رو از دست دادم،

36:50.440 --> 36:51.940
‫نمی‌تونم تمرکز کنم،

36:52.020 --> 36:54.730
‫...همه چیز فقط بدتر شده!

36:55.160 --> 36:57.150
‫آکیرا، این که...

36:57.510 --> 37:01.800
‫راستش رو بخوای،
‫قبل همه‌ی این‌ها محقق بهتری بودم.

37:02.310 --> 37:04.489
‫اشتباه فهمیدی، آکیرا.

37:04.490 --> 37:06.490
‫منظورت چیه که اشتباه فهمیدی؟

37:07.000 --> 37:08.840
‫خودت این رو گفتی!

37:09.070 --> 37:12.170
‫گفتی دوست‌دختر داشتن باعث می‌شه قوی‌تر بشی!

37:14.270 --> 37:16.730
‫همه‌اش بستگی به حس خودت داره.

37:16.960 --> 37:20.050
‫مثل یه بازی نیست که مراحل مشخص
‫و نتیجه‌ی تضمینی داشته باشه.

37:21.640 --> 37:22.640
‫حس؟

37:22.840 --> 37:24.580
‫منظورت چیه که حس؟

37:25.360 --> 37:27.930
‫وقتی با کسی هستی که
‫دوستش داری، خوش می‌گذره.

37:28.380 --> 37:30.939
‫وقتی بهم می‌زنید...
‫یهو دیگه هیچ‌چیزی خوش نمی‌گذره.

37:30.940 --> 37:31.980
‫این رو می‌فهمی، مگه نه؟

37:33.980 --> 37:35.979
‫خب که چی؟

37:35.980 --> 37:39.140
‫این نباید اصلاً روی عملکرد
‫تحقیقی من تاثیر بذاره!

37:39.930 --> 37:41.360
‫درستـه.

37:41.410 --> 37:44.410
‫اگه واقعاً به شماره صفر
‫به چشم کسی که دوستش داری نگاه نمی‌کنی،

37:44.600 --> 37:48.040
‫اونوقت هر اتفاقی هم که بیفته،
‫باعث نمی‌شه قوی‌تر بشی.

37:49.580 --> 37:51.420
‫قوی‌تر نمی‌شم...؟

37:52.200 --> 37:55.129
‫تو همون آدم همیشگی هستی.

37:55.130 --> 37:57.180
‫دوست‌دختر داشتن قرار نیست
‫با جادو چیزی رو عوض کنه.

37:59.300 --> 38:02.260
‫پس... من داشتم...

38:07.260 --> 38:10.270
‫هان؟ چت شده؟

38:11.310 --> 38:12.310
‫هان؟

38:36.070 --> 38:39.340
‫اصلاً این خونه‌ی کی هست؟

38:40.890 --> 38:43.840
‫صبر کن، آکیرا... یه لحظه وایسا!

38:50.440 --> 38:53.999
‫هان؟ آکیرا، نـه! نمی‌تونی همینجوری...

38:54.000 --> 38:57.609
‫وارد شدن به خونه‌ی کسی اصلاً کار درستی نیست!

38:57.610 --> 39:01.490
‫مشکلی نیست. اینجا دیگه مال توئه.

39:02.360 --> 39:04.450
‫مال... من؟

39:28.510 --> 39:33.180
‫هان؟ اما اینجا دقیقاً مثل اتاق منه... هان؟

39:33.300 --> 39:40.110
‫از امروز به بعد، اینجا خونه‌ی توئه.
‫هرچی لازم داشتی رو توش گذاشتم.

39:40.730 --> 39:42.480
‫داری چی میگی؟

39:44.200 --> 39:51.080
‫نگران پول هم نباش.
‫یه حساب برات باز کردم. بعداً چکش کن.

39:51.720 --> 39:52.420
‫و همینطور...

39:52.421 --> 39:56.299
‫لطفاً صبر کن! دقیقاً داری چی میگی؟!

39:56.300 --> 39:57.699
‫چی دارم میگم...؟

39:57.700 --> 40:02.639
‫دارم میگم... از حالا اینجا زندگی می‌کنی.
‫از امروز به بعد، ما باهم دوستیم.

40:02.640 --> 40:04.019
‫همکلاسی هم هستیم.

40:04.020 --> 40:08.179
‫دوست...؟ همکلاسی...؟

40:08.180 --> 40:10.180
‫این خیلی یهوییـه...

40:11.640 --> 40:16.140
‫کاری کردم که ناراحت شدی، آکیرا؟

40:17.820 --> 40:21.119
‫نه. تقصیر تو نیست.

40:21.120 --> 40:24.599
‫فقط، تحقیقاتم اونطور که برنامه داشتم پیش نرفت.

40:24.600 --> 40:26.600
‫جدی میگم، نگرانش نباش.

40:56.270 --> 40:58.270
‫من این رو نمی‌خوام.

41:00.520 --> 41:03.220
‫چرا داری سعی می‌کنی من رو پس بزنی؟

41:03.330 --> 41:07.530
‫مگه من رو برای این نساختی
‫که دوست‌دختر داشته باشی؟

41:08.400 --> 41:13.580
‫من یه دوست‌دختر می‌خواستم چون فکر می‌کردم
‫اون جهشی که دنبالشم رو بهم میده.

41:14.000 --> 41:17.620
‫با این حال... من هنوزم دوستت دارم!

41:18.110 --> 41:21.670
‫معلومـه که داری. من طوری
‫ساختمت که دوستم داشته باشی.

41:21.910 --> 41:24.380
‫اون حس از خودت نشئت نگرفته.

41:24.890 --> 41:28.419
‫اون فقط چیزیـه که از اول
‫توی طراحیـت قرار داده شده.

41:28.420 --> 41:31.390
‫من این رو بهتر از هر کسی می‌دونم،
‫چون من ساختمت.

41:32.020 --> 41:34.430
‫میگی چون من ساختمت می‌دونم...

41:34.470 --> 41:36.959
‫اما فکر نمی‌کنی این عجیبه؟

41:36.960 --> 41:41.820
‫قرار بوده اونطوری طراحی بشم،
‫ولی بازم... هیچکدوم این‌ها برام درست به نظر نمی‌رسه.

41:42.090 --> 41:46.230
‫این ثابت نمی‌کنه چیزی داره اتفاق می‌افته
‫که حتی تو هم براش برنامه‌ریزی نکرده بودی؟

41:50.510 --> 41:52.320
‫شماره صفر من...

41:53.780 --> 41:56.040
‫چیزهایی رو می‌دونه که حتی منم نمی‌دونم.

41:57.710 --> 42:00.330
‫اون دستم رو میگیره...
‫و من رو به جلو هدایت می‌کنه.

42:02.020 --> 42:03.330
‫از کِی...

42:05.380 --> 42:09.550
‫از کِی شروع کردی به جلوتر از من حرکت کردن؟

42:15.930 --> 42:20.180
‫آکیرا، قبلاً گفتی که بعضی وقت‌ها
‫درکم نمی‌کنی، مگه نه؟

42:20.730 --> 42:22.690
‫نه...

42:22.960 --> 42:27.510
‫پس... این یعنی احساسات من
‫کاملاً فقط برنامه‌ریزی‌شده نیستن، درسته؟

42:27.520 --> 42:28.690
‫اون...

42:28.910 --> 42:32.660
‫هی، لطفاً جوابم رو بده، آکیرا!

42:35.410 --> 42:40.700
‫فقط... دیگه نگران من نباش، باشه؟!

43:15.760 --> 43:17.660
‫هی، شماره صفر.

43:17.880 --> 43:19.199
‫تحقیقات من...

43:19.200 --> 43:22.159
‫نه، تحقیقات مامانم...

43:22.160 --> 43:24.820
‫...همه‌اش طوری طراحی
‫شده بود که احساساتشون...

43:24.830 --> 43:27.319
‫...از همون اول توی وجودشون
‫برنامه‌ریزی شده بود.

43:27.320 --> 43:29.630
‫و البته... تو هم مستثنی نیستی.

43:42.420 --> 43:43.960
‫پس حالا فهمیدی، مگه نه؟

43:44.180 --> 43:46.530
‫تو کلا همینجوری ساخته شدی!

43:46.650 --> 43:48.700
‫پس لطفاً... انقدر باهاش نجنگ.

43:55.020 --> 43:56.990
‫نه...

43:59.320 --> 44:01.169
‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟

44:01.170 --> 44:05.410
‫اگه بیوکنترل‌هات رو بیش از حد
‫تحت‌فشار بذاری، ممکنه بکشتت!

44:05.460 --> 44:07.299
‫پس دیگه آروم بگیر!

44:07.300 --> 44:10.410
‫من... دوستت... دارم...

44:11.200 --> 44:14.620
‫بهت میگم اون حس واقعی نیست!

44:14.710 --> 44:16.880
‫من...

44:17.920 --> 44:19.340
‫آکیرا...!

44:52.850 --> 44:57.380
‫برو پِی کارت! برو! برو!

45:15.780 --> 45:17.990
‫با اینکه شماره صفر رفته...

45:18.420 --> 45:20.990
‫...چرا نمی‌تونم روی هیچ‌چیزی تمرکز کنم؟!

45:22.000 --> 45:25.260
‫این حتی بدتر هم شده...
‫کله‌ام بدجوری قاتی‌پاتیـه!

45:55.320 --> 45:59.320
‫دوستت دارم...

46:18.490 --> 46:21.049
‫آکیرا...

46:21.050 --> 46:23.140
‫آکیرا.

46:26.320 --> 46:28.320
‫صبح بخیر، آکیرا.

46:28.850 --> 46:31.140
‫بیداری، مگه نه؟

46:31.320 --> 46:33.600
‫یادت هست من کی‌ام؟

46:35.830 --> 46:38.150
‫آره... مامان.

46:38.174 --> 46:40.174
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

46:43.690 --> 46:46.160
‫این درست نیست، آکیرا.

46:49.320 --> 46:51.960
‫من دوست‌دخترتم، یادتـه؟

46:52.320 --> 46:54.960
‫یا ترجیح میدی مثل مامانت رفتار کنم؟

46:56.320 --> 46:58.320
‫شماره صفر؟

46:59.670 --> 47:00.960
‫چرا...

47:01.320 --> 47:04.840
‫چرا همیشه سد راه من می‌شی؟

47:14.850 --> 47:17.560
‫ترسوندیـم!

47:18.320 --> 47:21.320
‫عمو...؟ اینجایی؟

47:22.650 --> 47:24.649
‫وقتی اون‌موقع توی راهرو دیدمت...

47:24.650 --> 47:26.319
‫باورم نمی‌شد...

47:26.320 --> 47:28.740
‫اینکه یه آدم توسط یه سالت
‫اینور و اونور کشیده بشه.

47:28.770 --> 47:30.510
‫این اولین بار بود!

47:32.040 --> 47:33.470
‫ای بابا...

47:34.320 --> 47:39.320
‫اگه انقدر به شماره صفر اهمیت می‌دادی
‫که سرش داد می‌زدی، پس چرا بیرونش کردی؟

47:40.320 --> 47:42.319
‫به عنوان یه محقق...

47:42.320 --> 47:45.320
‫چیزهایی هست که باید نسبت به خانواده در اولویت باشن.

47:46.070 --> 47:48.410
‫این رو خودت بهم گفتی.

47:51.320 --> 47:54.240
‫نمیشه با این حرف مخالفت کرد...

47:54.970 --> 48:00.570
‫اما تو همین الانش شماره صفر رو خلق کردی،
‫اولین بشریت نسل سوم.

48:00.770 --> 48:03.190
‫دلیلی نداره برای چیزی عجله کنی.

48:04.280 --> 48:06.450
‫اون به خاطر توانایی‌های من نبود.

48:07.320 --> 48:09.320
‫خودت این رو بهتر از هر کسی می‌دونی.

48:12.490 --> 48:15.320
‫آره... می‌دونم.

48:17.210 --> 48:21.460
‫اون فوق‌العاده بود. حتی بین
‫هم‌رده‌های خودش هم می‌درخشید.

48:33.930 --> 48:37.730
‫مادرت... اون برای خودش کسی بود، آکیرا.

48:38.320 --> 48:42.360
‫تونستی محتویات گزارش‌های
‫تحقیقش رو درک کنی، مگه نه؟

48:42.970 --> 48:48.409
‫تقریباً تنها مهارت من همینه،
‫اینکه می‌تونم بخونمشون.

48:48.410 --> 48:50.779
‫اما حتی اون رو هم، نمی‌تونم کاملاً...

48:50.780 --> 48:52.830
‫پسر... این ناامیدکننده‌ست.

48:52.970 --> 48:56.789
‫ببین، یه لحظه بحث‌های
‫محقق بودن رو بذار کنار.

48:56.790 --> 48:59.289
‫به عنوان خانواده... اون چه جور آدمی بود؟

48:59.290 --> 49:01.750
‫سعی کن به جاش خاطرات خوب رو یادت بیاری.

49:02.050 --> 49:06.509
‫فکر نکن قضیه‌ی فرار کردنت رو از یاد بردم.

49:06.510 --> 49:09.970
‫تو اصلاً در جایگاهی نیستی که بخوای
‫درباره‌ی خانواده بهم درس بدی.

49:10.320 --> 49:13.640
‫این همون فلسفه‌ی فرزندپروری ایناباست، هان؟

49:30.320 --> 49:32.320
‫چی شده، شماره صفر؟

49:47.690 --> 49:48.809
‫بیا.

49:48.810 --> 49:50.810
‫خیلی ممنونم.

49:51.220 --> 49:55.220
‫شنیدم آکیرا بیرونت کرده.

49:56.110 --> 49:57.270
‫درستـه.

49:58.180 --> 50:04.270
‫هی، اگه بخوای می‌تونم بهش بگم اومدی اینجا
‫من رو ببینی و یه قرار ملاقات ترتیب بدم.

50:04.470 --> 50:05.470
‫هان؟

50:07.040 --> 50:10.150
‫نه، ممنون. بیخیال.

50:10.960 --> 50:13.240
‫می‌دونم آکیرا منظوری نداشته.

50:14.030 --> 50:16.240
‫البته بهت نمیگم ببخشش.

50:16.560 --> 50:17.560
‫می‌دونم.

50:18.090 --> 50:22.790
‫اون واقعاً از هیچ‌چیزی متنفر نیست...
‫اما به خیلی چیزها هم علاقه نداره.

50:23.160 --> 50:25.880
‫پس خوب دستش رو خوندی، هان؟

50:26.040 --> 50:28.840
‫انگار نیازی نبود برات
‫سخنرانی انگیزشی راه بندازم.

50:29.250 --> 50:30.800
‫ولی ممنون.

50:31.060 --> 50:34.990
‫فقط همین که به حرف‌هام گوش دادی
‫حالم رو یکم بهتر کرد.

50:35.530 --> 50:38.310
‫و فکرش رو بکن...
‫تو از نظر فنی هنوز صفر سالته!

50:39.070 --> 50:42.390
‫وقتی تو رو به ما معرفی کردن شوکه شدم.

50:45.130 --> 50:48.150
‫با خودم گفتم پس بالاخره رفتی
‫و یه آدم ساختی، هان؟

51:01.710 --> 51:04.290
‫آکیرا همیشه فوق‌العاده بوده.

51:04.390 --> 51:07.420
‫اون حتی به من فرصت حسودی کردن هم نمیده.

51:09.760 --> 51:11.460
‫با این حال... تعجب می‌کنم چرا.

51:12.430 --> 51:17.430
‫هنوزم می‌تونم دقیقاً به یاد بیارم که
‫اون‌موقع دست‌های آکیرا چقدر سرد بود.

51:17.850 --> 51:20.930
‫الان دیگه گرم هستن.

51:21.720 --> 51:26.020
‫قبلاً فکر می‌کردم... همین که مثل بقیه
‫کنارش بایستم کافیـه.

51:27.680 --> 51:30.940
‫اما با آکیرا... این غیرممکنـه.

51:31.660 --> 51:37.680
‫وقتی کسی دنبال چیز بزرگتریـه، نمی‌تونه
‫هم‌زمان یه زندگی معمولی هم داشته باشه.

51:40.410 --> 51:42.040
‫اون که...

51:42.180 --> 51:44.379
‫نمی‌دونم این حرف درسته یا نه.

51:44.380 --> 51:46.630
‫شاید ممکن باشه.

51:51.080 --> 51:53.380
‫...آره. امیدوارم.

52:05.880 --> 52:08.579
‫این جعبه‌سیاه... بدجوری بزرگه.

52:08.580 --> 52:09.580
‫مامان...

52:18.850 --> 52:20.840
‫تویی...

52:21.520 --> 52:24.580
‫شما دوتا این اواخر خیلی جسور شدین، هان؟

52:27.120 --> 52:28.120
‫چی؟

52:40.600 --> 52:43.100
‫انگار اتفاق‌ها همینجوری
‫پشت سر هم دارن می‌افتن...

52:44.300 --> 52:49.600
‫تو هم بعضی وقت‌ها مثل شماره صفر
‫غیرقابل‌درک می‌شی.

52:51.890 --> 52:52.890
‫اینجا؟

52:57.750 --> 52:58.780
‫چی شده؟

53:52.190 --> 53:53.750
‫شما کی...

54:08.460 --> 54:11.120
‫شما دوتا چی هستین؟

54:15.380 --> 54:16.479
‫چرا؟!

54:16.480 --> 54:18.099
‫منتظرت بودیم.

54:18.100 --> 54:20.900
‫بالاخره... چشمش از روی ما برداشته شد.

54:21.300 --> 54:23.580
‫باید از این فرصت استفاده کنیم.

54:33.600 --> 54:34.960
‫این...

54:36.820 --> 54:39.089
‫چی شده، آکیرا؟

54:39.090 --> 54:40.400
‫خسته‌ای؟

54:41.360 --> 54:43.090
‫بحث خستگی نیست...

54:45.320 --> 54:49.020
‫نه، شاید... واقعاً خسته‌ام.

54:49.280 --> 54:51.380
‫فقط یه ذره دیگه مونده. تحمل کن.

54:51.920 --> 54:54.060
‫یه کادو هم برات دارم.

54:54.760 --> 54:58.070
‫مطمئنم خوشت میاد.

54:59.070 --> 55:01.379
‫صبر کن...

55:01.380 --> 55:05.069
‫لطفاً... بدش به یکی دیگه.

55:05.070 --> 55:07.529
‫این... برای من خیلی سنگینه.

55:07.530 --> 55:09.900
‫پس... می‌دونی این چیه.

55:10.300 --> 55:12.619
‫که یعنی این واقعیت نیست، مگه نه؟

55:12.620 --> 55:16.170
‫این باید خاطره‌ای باشه که من
‫اینجا از خودم به جا گذاشتم.

55:17.440 --> 55:21.759
‫اما اون خاطرات... اون داده‌ها،
‫قرار بود سوابق تحقیقاتی باشن، مگه نه؟

55:21.760 --> 55:24.560
‫اگه فقط سوابق بودن، ما الان
‫باهم اینجوری حرف نمی‌زدیم.

55:25.600 --> 55:28.220
‫پس اگه این رو اشتباه فهمیدی...

55:28.540 --> 55:30.660
‫یعنی داشتی تحقیقات خودت رو انجام می‌دادی؟

55:31.000 --> 55:33.349
‫...هیچ... نه،

55:33.350 --> 55:35.350
‫من یه دختر ساختم.

55:36.900 --> 55:38.729
‫خیلی خوشحالم...

55:38.730 --> 55:39.730
‫هان؟

55:41.100 --> 55:43.700
‫خوشحالم که بالاخره فهمیدی.

55:43.920 --> 55:47.100
‫چون تنها چیزی که بیشتر از همه
‫می‌خواستم بهت بدم...

55:47.280 --> 55:49.330
‫...اون بود.

55:50.480 --> 55:54.720
‫فکر کردم می‌خوای راه تحقیقاتت رو ادامه بدم...

55:55.520 --> 55:57.640
‫مگه برای همین نباید می‌گفتی که
‫داری اون‌ها رو به من می‌سپاری؟

55:58.560 --> 56:00.750
‫من همه چیز رو... به اون سپردم.

56:02.200 --> 56:03.760
‫به... اون؟

56:04.440 --> 56:09.180
‫من مریض بودم، آکیرا.
‫می‌دونستم نمی‌تونم بمونم و کنارت باشم.

56:10.180 --> 56:13.220
‫اون به جای من... پیشت می‌مونه.

56:17.220 --> 56:19.020
‫نه من... بلکه شماره صفر...

56:19.610 --> 56:23.379
‫پس... از همون اول، تحقیقات اصلاً درباره‌ی...

56:23.380 --> 56:25.660
‫هان...؟ چی...؟

56:30.200 --> 56:34.620
‫کاش می‌تونستم بزرگ شدنت رو ببینم، آکیرا.

56:36.500 --> 56:39.040
‫وقتی می‌رفتی دبیرستان...

56:39.820 --> 56:43.360
‫احتمالاً دیگه زیاد با کسی
‫مثل من حرف نمی‌زدی، هان؟

56:44.140 --> 56:45.470
‫و می‌دونی...

56:46.130 --> 56:50.140
‫وقتی بزرگ بشی، قراره خیلی چیزها ببینی،

56:50.460 --> 56:53.780
‫دنیاهایی که من هیچوقت نمی‌شناسم.
‫و توی مسیرت با کلی چالش روبرو می‌شی.

56:55.740 --> 56:59.020
‫فکر کردم... اگه خانواده داشته باشی،
‫ممکنه کارها برات راحت‌تر بشه.

56:59.300 --> 57:00.860
‫برای همینـه که، اون دختر...

57:02.980 --> 57:05.320
‫منظورت از این حرف چیه...؟

57:05.600 --> 57:07.529
‫این دیگه یعنی چی؟!

57:07.530 --> 57:11.620
‫پس تمام این مدت...
‫درباره‌ی همه چیز اشتباه می‌کردم.

57:17.880 --> 57:20.120
‫اون حس آرامشی که داشتم...

57:20.700 --> 57:22.630
‫اون کلافگی‌ای که حس می‌کردم...

57:23.260 --> 57:24.380
‫همه‌اش به خاطر اون بود...

57:24.840 --> 57:27.630
‫...اصلاً بحث این نبود که من رو
‫به عنوان یه محقق قوی‌تر کنه.

57:28.500 --> 57:30.680
‫به خاطر این نیست که اون دوست‌دخترمه...

57:32.580 --> 57:35.720
‫موضوع خیلی ساده‌تر بود.

57:35.880 --> 57:37.640
‫چیزی که هیچوقت نباید دور می‌انداختمش.

57:37.980 --> 57:39.810
‫هرگز نباید پسش می‌زدم...

57:40.850 --> 57:42.240
‫چیزی که واقعاً می‌خواستم...

57:43.160 --> 57:46.230
‫این اصلاً ربطی به موفقیت
‫یا شکست یه دانشمند نداشت.

57:52.140 --> 57:53.620
‫حالا چی کار کنم، مامان؟

57:53.940 --> 57:57.250
‫کار خیلی بدی در حق شماره صفر کردم...

57:57.720 --> 58:00.330
‫اوه... اون؟

58:00.400 --> 58:02.800
‫خب چرا باهاش آشتی نمی‌کنی؟

58:06.120 --> 58:10.480
‫به این سادگی‌ها نیست، مامان.
‫روابط انسانی اینجوری پیش نمیره.

58:11.060 --> 58:15.560
‫اگه نمی‌بخشتت، خب یه راه دیگه رو امتحان کن.

58:16.180 --> 58:18.520
‫تحقیقات هم همینجوری پیش میره، مگه نه؟

58:18.860 --> 58:20.520
‫درسته، ولی...

58:21.820 --> 58:25.310
‫برو. دیگه وقتشـه که بری ببینیش.

58:30.900 --> 58:34.320
‫بازم... می‌تونیم اینجوری باهم حرف بزنیم؟

58:37.370 --> 58:41.000
‫برو. در کنار اون باش.

58:43.160 --> 58:46.000
‫باشه، مامان.

59:00.780 --> 59:03.599
‫هان...؟ آکانه...؟

59:03.600 --> 59:04.820
‫چی شده؟

59:06.940 --> 59:12.030
‫بعد از اینکه کل این مدت من رو نادیده گرفتی،
‫حالا روت می‌شه خودت رو به اون راه بزنی؟!

59:13.920 --> 59:15.580
‫وایسا، وایسا!

59:16.000 --> 59:18.080
‫خشونت راه چاره نیست، می‌دونی که.

59:18.680 --> 59:23.459
‫در ضمن، خودت می‌دونی که اینجوری
‫توی خلا رفتن آکیرا چیز جدیدی نیست.

59:23.460 --> 59:25.019
‫خفه شو!

59:25.020 --> 59:29.090
‫اصلاً می‌دونی من چی کشیدم که این مدت
‫داشتم گندکاری‌های این رو جمع‌وجور می‌کردم؟!

59:30.520 --> 59:34.520
‫هان؟ خب... نمی‌دونم، لابد خیلی
‫رو اعصاب بوده... یا یه همچین چیزی؟

59:36.140 --> 59:43.519
‫پس تصور کن چه حسی داشتم وقتی شماره صفر اومد
‫و همه‌ی اون مسئولیت‌ها رو از روی دوشم برداشت!

59:43.520 --> 59:47.519
‫باید خیالت راحت شده باشه!
‫الان دیگه آزادی، مگه نه؟

59:47.520 --> 59:53.520
‫دقیقاً! شماره صفر خیلی زحمت می‌کشه.
‫به خاطر اون، من بالاخره می‌تونم...

59:54.520 --> 59:56.520
‫هان؟ وایسا... نگو که تو...

59:56.860 --> 59:58.420
‫شماره صفر...

01:00:46.720 --> 01:00:47.720
‫هان؟

01:01:19.460 --> 01:01:21.740
‫بالاخره الان فهمیدم...

01:01:21.900 --> 01:01:23.490
‫مامان...

01:01:23.960 --> 01:01:26.290
‫هی!

01:01:27.660 --> 01:01:28.980
‫آکانه! شماره صفر کجاست؟

01:01:32.500 --> 01:01:35.499
‫کونیهیتو... شماره صفر کجاست؟

01:01:35.500 --> 01:01:43.500
‫هان؟ خب... امروز کار نداشت،
‫برای همین... شاید خونه باشه؟

01:01:45.900 --> 01:01:46.900
‫ها؟

01:01:46.901 --> 01:01:48.340
‫هی!

01:01:54.640 --> 01:01:56.420
‫گذاشت رفت...؟

01:01:56.860 --> 01:01:58.340
‫مثل اینکه آره.

01:01:58.680 --> 01:02:00.990
‫آره، رفت.

01:02:01.500 --> 01:02:03.500
‫اشکالی نداره. نگران نباش.

01:02:03.720 --> 01:02:04.720
‫ها؟

01:02:04.980 --> 01:02:08.040
‫اون دوتا اینجوری نیستن.

01:02:12.500 --> 01:02:17.500
‫راستش... من واقعاً عشق یا تنفر رو
‫مثل بقیه‌ی مردم درک نمی‌کنم.

01:02:18.180 --> 01:02:22.680
‫اما همین که می‌دونم قراره دوباره ببینمش...
‫عجیبه، ولی بهم آرامش میده.

01:02:24.120 --> 01:02:28.020
‫شاید... شاید معنی واقعی
‫خانواده همین باشه!

01:02:28.890 --> 01:02:33.690
‫هی... شماره صفر! خواهش می‌کنم،
‫فقط بذار صورتت رو ببینم!

01:02:43.580 --> 01:02:44.760
‫شماره صفر؟

01:02:51.780 --> 01:02:53.280
‫خوابی...؟

01:03:15.900 --> 01:03:16.900
‫رفته؟

01:03:18.080 --> 01:03:20.690
‫نه... این اصلاً با عقل جور درنمیاد.

01:03:27.420 --> 01:03:29.410
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

01:03:39.280 --> 01:03:42.319
‫حتی داده‌های تصویری سالت هم پاک شده...

01:03:42.320 --> 01:03:44.320
‫داستان چیه؟

01:03:57.400 --> 01:03:58.440
‫چی؟

01:04:12.260 --> 01:04:13.320
‫این...

01:04:16.420 --> 01:04:21.090
‫داده‌های تمام دوربین‌های اطراف هم پریده...

01:04:22.380 --> 01:04:23.380
‫ها؟

01:04:24.640 --> 01:04:26.090
‫این سیگنال...

01:04:38.100 --> 01:04:40.190
‫پیدات کردم!

01:04:40.780 --> 01:04:42.270
‫باهام بیا!

01:05:02.640 --> 01:05:03.960
‫همینه!

01:05:30.460 --> 01:05:32.780
‫موقع برگشتن به خونه مراقب باش.

01:05:44.340 --> 01:05:46.140
‫اون آکیـرا نبود...؟

01:05:46.460 --> 01:05:47.760
‫داره چی کار می‌کنه؟

01:05:50.540 --> 01:05:52.300
‫تو هم می‌خوای بری، مگه نه؟

01:05:53.440 --> 01:05:56.060
‫اینجا خوبه. برو، باهاش برو.

01:06:10.950 --> 01:06:13.279
‫بعد از اون همه شکست‌های پی‌درپی...

01:06:13.280 --> 01:06:14.819
‫یهو...

01:06:14.820 --> 01:06:18.700
‫...یعنی این همون دورنمایی از دنیاییـه
‫که مامان یه زمانی میدید؟

01:06:25.590 --> 01:06:26.880
‫احساس می‌کنم بدنم هم سبک‌تر شده!

01:07:04.220 --> 01:07:05.250
‫موقعیتش کجاست؟

01:07:12.020 --> 01:07:14.960
‫لعنتی! با این سرعت عمراً بهش برسیم!

01:08:00.280 --> 01:08:01.820
‫این دیگه چه...

01:08:08.280 --> 01:08:09.280
‫ها؟

01:08:09.500 --> 01:08:10.500
‫از این طرف؟

01:08:11.140 --> 01:08:14.030
‫ها؟ چه خبره آخه؟

01:08:44.940 --> 01:08:47.140
‫بالاخره پیدات کردم.

01:08:52.160 --> 01:08:57.570
‫چرا روی حالت خودکار نیست؟

01:09:24.600 --> 01:09:27.810
‫صبح بخیر. حالت چطوره؟

01:09:29.040 --> 01:09:32.140
‫این... این آدم‌رباییـه، مگه نه؟

01:09:32.620 --> 01:09:35.610
‫البته که نه. این فقط
‫آماده‌سازی برای تحقیقاته.

01:09:37.100 --> 01:09:39.280
‫چرا داری این‌کار رو می‌کنی؟

01:09:39.480 --> 01:09:40.939
‫حتی اگه من رو ببری هم،

01:09:40.940 --> 01:09:42.480
‫هیچ داده‌ی مفیدی گیرت نمیاد.

01:09:43.100 --> 01:09:46.329
‫نه، نه... تو متوجه نیستی.

01:09:46.330 --> 01:09:52.330
‫برای کسی مثل من، بدن تو
‫بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی ارزش داره.

01:09:52.900 --> 01:09:56.300
‫اما... من فقط یه دختر معمولیـم!

01:09:56.480 --> 01:09:58.420
‫معمولی؟ ابداً.

01:09:59.160 --> 01:10:03.429
‫اون بچه‌ی میـزوتاماری اینـابا...
‫همون کسی که تو رو ساخته.

01:10:03.430 --> 01:10:05.760
‫تو نسل سوم بشریتی!

01:10:06.920 --> 01:10:09.559
‫اگه می‌خوای درباره‌ی آکیـرا بیشتر بدونی...

01:10:09.560 --> 01:10:12.060
‫...فقط این چیپ حافظه رو بخون.

01:10:14.600 --> 01:10:17.320
‫قبلاً دیدمش.

01:10:17.400 --> 01:10:19.460
‫خالیـه. هیچ‌چیزی توش نوشته نشده.

01:10:19.980 --> 01:10:22.740
‫اما... این برای آکیـرا همه چیز بود...

01:10:24.490 --> 01:10:26.410
‫اون حافظه نیست...

01:10:27.070 --> 01:10:28.950
‫هیچی نیست.

01:10:30.020 --> 01:10:33.750
‫برای همین می‌خوام جوری تحلیلش کنم
‫که حتی خودم هم بفهمم.

01:10:34.500 --> 01:10:37.710
‫و تو... تو دقیقاً همون چیزی
‫هستی که لازم دارم، شماره صفر.

01:10:50.770 --> 01:10:51.800
‫چی؟

01:11:03.910 --> 01:11:05.949
‫به همین زودی...

01:11:05.950 --> 01:11:06.950
‫برگرد!

01:11:50.080 --> 01:11:53.540
‫خب، پس همینه... بریم.

01:12:36.190 --> 01:12:38.250
‫شب بخیر، آکیـرا.

01:12:38.440 --> 01:12:40.060
‫چه تصادفی... که اینجا می‌بینمت.

01:12:40.780 --> 01:12:41.820
‫اری...

01:12:42.500 --> 01:12:49.100
‫نگران بودم بچه‌ام دردسر درست کرده باشه،
‫واسه همین اومدم برش گردونم.

01:12:50.340 --> 01:12:54.770
‫اگه اینقدر باهاش سخت‌گیر باشی،
‫در آینده یه آدم عقده‌ای میشه، گفته باشم.

01:12:55.240 --> 01:12:57.840
‫هرچند راستش، خودم بدم نمیومد
‫یه ذره بیشتر خوش بگذرونم.

01:12:58.140 --> 01:13:00.730
‫مشکلی نیست... تا وقتی که
‫با خانواده‌ام از اینجا برم.

01:13:05.690 --> 01:13:06.690
‫برو!

01:13:08.480 --> 01:13:11.200
‫آکیـرا! فرار کن!

01:13:27.670 --> 01:13:29.670
‫پس... اون‌ها هم حریفش نشدن.

01:13:30.350 --> 01:13:31.890
‫می‌دونستی... مگه نه؟

01:13:32.620 --> 01:13:36.540
‫تحقیقات مامان... واقعاً اون برنامه‌ریزی
‫توش تعبیه شده بود.

01:13:37.760 --> 01:13:39.229
‫آره.

01:13:39.230 --> 01:13:42.230
‫یه بخشیش بود که
‫اصلاً نمی‌تونستم بازنویسیش کنم.

01:13:43.320 --> 01:13:46.320
‫انگار واقعاً نمی‌تونن نافرمانی کنن، نه؟
‫اون بچه‌ها...

01:13:46.510 --> 01:13:49.070
‫اگه اینقدر می‌دونستی... پس چرا؟

01:13:50.240 --> 01:13:52.820
‫آکیـرا همیشه فوق‌العاده بوده.

01:13:53.060 --> 01:13:55.660
‫حتی فرصت حسادت کردن رو هم بهم نمیده.

01:13:56.880 --> 01:13:58.460
‫اصلاً هم اینطور نیست...

01:13:59.650 --> 01:14:01.810
‫منم خیلی سخت تلاش کردم، می‌دونی که.

01:14:02.350 --> 01:14:05.420
‫باور داشتم که منم می‌تونم به یه چیزی برسم.

01:14:07.200 --> 01:14:09.550
‫استعداد موروثی...

01:14:09.790 --> 01:14:11.730
‫یه محیط سطح بالا...

01:14:11.880 --> 01:14:13.760
‫دستاوردهای درخشان...

01:14:14.970 --> 01:14:16.970
‫منم می‌خواستم اونجوری باشم.

01:14:19.720 --> 01:14:23.440
‫فقط می‌خواستم بهت برسم، حتی شده یه ذره.

01:14:33.640 --> 01:14:35.639
‫خب، واسه همینه که...

01:14:35.640 --> 01:14:38.639
‫از لحظه‌ای که جلوی من ظاهر شدی...

01:14:38.640 --> 01:14:41.250
‫می‌دونستم دیگه هیچ تحسینی
‫برای من باقی نمی‌مونه.

01:14:41.720 --> 01:14:42.920
‫تو شماره صفر رو هدف گرفتی چون...

01:14:44.380 --> 01:14:46.670
‫چون منم یه محققم.

01:14:48.130 --> 01:14:50.760
‫فکر می‌کردم باهم دوستیم.

01:14:51.710 --> 01:14:54.720
‫دقیقاً واسه همین بود که تو...

01:15:04.060 --> 01:15:05.060
‫من...

01:15:09.120 --> 01:15:10.640
‫من... چی؟

01:15:14.020 --> 01:15:16.240
‫پس، من واقعاً فقط یه موجود مصنوعیـم، نه؟

01:15:22.540 --> 01:15:23.580
‫ببخشید که منتظرت گذاشتم.

01:15:24.500 --> 01:15:25.500
‫بیا بریم خونه.

01:15:25.501 --> 01:15:27.540
‫خیلی چیزها هست که بابتشون
‫باید معذرت‌خواهی کنم.

01:15:35.740 --> 01:15:38.389
‫جاده‌ها الان خیلی داغونن...

01:15:38.390 --> 01:15:40.310
‫چطوری برگردیم؟

01:15:43.520 --> 01:15:44.730
‫شماره صفر؟

01:15:46.770 --> 01:15:47.770
‫چی شده؟

01:15:48.110 --> 01:15:49.779
‫جاییـت درد می‌کنه؟

01:15:49.780 --> 01:15:51.140
‫آکیـرا...

01:15:51.420 --> 01:15:52.420
‫ها؟

01:15:52.780 --> 01:15:55.910
‫فکر می‌کنی منم مثل اون‌هام؟

01:15:57.070 --> 01:15:59.050
‫منظورت سالت‌هاست؟

01:15:59.950 --> 01:16:01.120
‫اون‌ها کاملاً با تو فرق دارن!

01:16:01.700 --> 01:16:03.209
‫اما آکیـرا،

01:16:03.210 --> 01:16:05.300
‫تو گفتی احساسات من مصنوعیه.

01:16:06.510 --> 01:16:11.499
‫معذرت می‌خوام! حتماً باعث شدم
‫ناراحت بشی.

01:16:11.500 --> 01:16:13.259
‫موضوع اون نیست.

01:16:13.260 --> 01:16:15.520
‫دنبال معذرت‌خواهی نیستم.

01:16:15.890 --> 01:16:17.550
‫می‌خوام درکم کنی!

01:16:17.780 --> 01:16:19.720
‫الان دیگه درک می‌کنم!

01:16:19.980 --> 01:16:22.770
‫پس لطفاً دیگه برای ماست‌مالی کردن قضایا،
‫این حرف‌ها رو نزن.

01:16:23.220 --> 01:16:24.770
‫منظورم اون نبود...

01:16:24.900 --> 01:16:28.690
‫یعنی داری میگی قبول داری که
‫احساسات من ساختگی نیستن؟

01:16:30.140 --> 01:16:31.180
‫خب...

01:16:32.290 --> 01:16:33.650
‫نمی‌دونم.

01:16:33.840 --> 01:16:38.910
‫اما الان فهمیدم که تمام این مدت
‫درباره‌ی احساست اشتباه می‌کردم.

01:16:40.850 --> 01:16:42.750
‫لازم نیست نگران باشی.

01:16:43.020 --> 01:16:45.159
‫درست همونطور که من نمی‌تونم
‫خودم رو مجبور کنم ازت متنفر باشم...

01:16:45.160 --> 01:16:47.680
‫آدم‌ها هم نمی‌تونن به این راحتی‌ها
‫طرز فکرشون رو عوض کنن.

01:16:48.580 --> 01:16:49.580
‫واسه همینه که...

01:16:58.500 --> 01:17:00.600
‫اون دیگه از کجا اومد؟

01:17:11.820 --> 01:17:13.819
‫آخ!

01:17:13.820 --> 01:17:15.360
‫صبر کن!

01:17:17.680 --> 01:17:19.410
‫می‌خوای بس کنم؟

01:17:20.750 --> 01:17:22.780
‫معلومه که می‌خوام!

01:17:25.300 --> 01:17:26.500
‫نه.

01:17:47.200 --> 01:17:48.320
‫تمومش کن!

01:17:48.830 --> 01:17:52.360
‫خودت می‌دونی وقتی کنترل زیستی
‫بیش از حد بهت فشار بیاره چی میشه!

01:17:52.830 --> 01:17:54.260
‫می‌دونم.

01:17:54.660 --> 01:17:57.740
‫خیلی درد داره، آکیـرا.

01:18:01.070 --> 01:18:02.420
‫آروم باش!

01:18:02.460 --> 01:18:05.580
‫ما هنوز حرف‌هامون تموم نشده!

01:18:21.620 --> 01:18:23.970
‫چرا، شماره صفر؟!

01:18:24.480 --> 01:18:26.530
‫چرا...؟

01:18:26.620 --> 01:18:29.060
‫چرا، آکیـرا؟

01:18:29.560 --> 01:18:33.059
‫چرا نمی‌خوای باور کنی احساسات من واقعیه؟

01:18:33.060 --> 01:18:36.020
‫سرم پُر شده از فکر تو...

01:18:37.710 --> 01:18:38.899
‫و با این حال...

01:18:38.900 --> 01:18:42.860
‫در نهایت، بازم مغلوب کنترل زیستی تو شدم.

01:18:44.180 --> 01:18:49.639
‫اگه اینجوریـه... پس بهت حق میدم
‫که حرفم رو باور نکنی، آکیـرا.

01:18:49.640 --> 01:18:53.360
‫پس تنها کاری که از دستم برمیاد...

01:18:54.680 --> 01:18:57.210
‫اینه که باهاش بجنگم، هر اتفاقی که بیفته.

01:19:02.640 --> 01:19:06.640
‫چون... وقتی کنترلم می‌کنی، خیلی درد می‌کشم!

01:19:12.110 --> 01:19:15.860
‫حرف‌ها و کارهات اصلاً باهم جور درنمیان!

01:19:16.480 --> 01:19:18.730
‫اینطور نیست! من دارم درست عمل می‌کنم!

01:19:22.610 --> 01:19:24.999
‫اما اینجوری... بیشتر
‫شبیه دشمن شدی تا قهرمان!

01:19:25.000 --> 01:19:28.779
‫من فقط... فقط می‌خوام
‫باور کنی که احساساتم واقعیه!

01:19:28.780 --> 01:19:30.100
‫فقط همین رو می‌خوام!

01:19:30.780 --> 01:19:35.210
‫احمق لجباز! با این وضعیت،
‫خودت رو به کشتن میدی!

01:19:36.130 --> 01:19:41.720
‫حتی اگه اینطور باشه...
‫این تنها راهیـه که بلدم خودم باشم.

01:19:42.560 --> 01:19:48.310
‫بارها بهت گفتم... بدنت
‫برای تحمل این فشار ساخته نشده!

01:19:50.880 --> 01:19:52.080
‫واسه همین...

01:19:52.640 --> 01:19:53.650
‫ببین...

01:19:54.560 --> 01:19:55.700
‫من...

01:19:56.400 --> 01:19:58.160
‫من می‌تونم جلوی تو بایستم!

01:20:02.880 --> 01:20:04.300
‫شماره صفر...

01:20:04.960 --> 01:20:07.410
‫یعنی ممکنه... واقعاً...؟

01:20:11.900 --> 01:20:15.299
‫صبر کن. منم گیج شدم.

01:20:15.300 --> 01:20:18.939
‫قرار نبود اینجوری بشه...
‫یه جای کار می‌لنگه!

01:20:18.940 --> 01:20:22.339
‫پس بهت ثابتش می‌کنم.

01:20:22.340 --> 01:20:26.300
‫ثابت می‌کنم که احساسات آدم‌ها رو
‫نمیشه کنترل کرد، آکیـرا!

01:20:50.870 --> 01:20:52.870
‫دیگه کافیـه...

01:20:55.700 --> 01:20:57.750
‫اگه بیشتر از این به خودت
‫فشار بیاری... می‌میری.

01:21:00.000 --> 01:21:01.500
‫کی اونجاست...؟

01:21:01.780 --> 01:21:04.780
‫این موضوع ربطی به تو نداره. دخالت نکن.

01:21:11.010 --> 01:21:12.990
‫اون... نه، غیرممکنه...

01:21:13.780 --> 01:21:15.780
‫اوضاع بد شد! آکیـرا!

01:21:18.780 --> 01:21:19.780
‫آکیـرا.

01:21:21.780 --> 01:21:23.780
‫آکیـرا...

01:21:25.420 --> 01:21:27.470
‫بریم...

01:21:29.300 --> 01:21:31.780
‫بریم! باهمدیگه.

01:21:35.200 --> 01:21:36.200
‫شماره صفر...!

01:21:48.780 --> 01:21:49.780
‫نه! نکن!

01:22:46.380 --> 01:22:47.650
‫شماره صفر...

01:23:00.790 --> 01:23:04.130
‫من... خیلی رقت‌انگیزم...

01:23:04.740 --> 01:23:07.170
‫چرا؟ چرا اینقدر به خودت فشار آوردی؟

01:23:08.800 --> 01:23:12.010
‫که قبلاً... بارها بهت گفته بودم...

01:23:15.600 --> 01:23:16.600
‫اما...

01:23:17.170 --> 01:23:24.900
‫تو بردی، آکیـرا. درست همونطور که گفتی...
‫احساسات من مصنوعیـن.

01:23:25.470 --> 01:23:27.110
‫اینطور نیست...

01:23:27.730 --> 01:23:30.900
‫تو خیلی فراتر از... کسی مثل منی...

01:23:38.030 --> 01:23:39.370
‫شماره صفر...

01:23:41.090 --> 01:23:42.370
‫شماره صفر...

01:24:10.360 --> 01:24:12.360
‫یو! خیلی وقت بود ندیده بودمت.

01:24:12.860 --> 01:24:13.860
‫ها؟

01:24:14.400 --> 01:24:17.450
‫وایسا... مگه دست مصنوعیت سمت راست نبود؟

01:24:18.090 --> 01:24:24.130
‫آره، این اواخر یکم شلوغ‌پلوغ بود، تصمیم گرفتم
‫یه تنوعی بدم و یه مدتی سمت چپ رو امتحان کنم.

01:24:24.400 --> 01:24:29.270
‫صبر کن... نگو که بازم
‫خودت رو انداختی تو دردسر؟ بیخیال پسر!

01:24:29.510 --> 01:24:32.420
‫تو واقعاً هیچ بویی از ملاحظه نبردی، نه؟

01:24:34.840 --> 01:24:37.840
‫با این حال، حداقل خوشحالم که
‫الان هر دوتاتون خوب به نظر می‌رسین.

01:24:37.980 --> 01:24:40.050
‫آره، خوبیم.

01:24:40.560 --> 01:24:44.510
‫صبر کن... تو... نگران ما بودی؟

01:24:45.200 --> 01:24:47.859
‫معلومه که بودم! باید شما دوتا رو
‫برگردونم به حالت عادی...

01:24:47.860 --> 01:24:51.799
‫وگرنه حتی نمی‌تونم بابت دسته گلی که
‫دفعه‌ی پیش به آب دادی، سرزنشت کنم.

01:24:51.800 --> 01:24:54.560
‫پسر... تو واقعاً زیادی نگران میشی.

01:24:55.490 --> 01:24:58.780
‫لازم نیست دلت برام بسوزه
‫یا همچین چیزی. من خوبم.

01:24:58.840 --> 01:25:01.780
‫راستش... الان دیگه واقعاً
‫این دست رو دوست دارم.

01:25:02.160 --> 01:25:06.830
‫آکیـرا... چیزی که اون الان
‫حس می‌کنه... دلسوزی نیست.

01:25:08.220 --> 01:25:11.040
‫راستی، دوست‌دخترت چی شد؟

01:25:11.060 --> 01:25:13.060
‫تازگی‌ها مدرسه نمیاد.

01:25:14.270 --> 01:25:15.800
‫اون دوست‌دخترم نیست.

01:25:16.400 --> 01:25:17.400
‫ها؟

01:25:20.380 --> 01:25:21.460
‫الو؟ آره، خودمم.

01:25:41.990 --> 01:25:43.399
‫در نهایت...

01:25:43.400 --> 01:25:46.080
‫از اون روز به بعد
‫دیگه چشماش رو باز نکرده...

01:25:47.020 --> 01:25:48.729
‫مهم نیست چند بار چکش کنم.

01:25:48.730 --> 01:25:52.090
‫تنها چیزی که با اطمینان می‌دونیم اینه که
‫از نظر جسمی سالمه.

01:25:52.930 --> 01:25:56.420
‫و با این حال... هنوز اونجا افتاده...
‫جوری خوابیده که انگار قرار نیست هیچوقت بیدار بشه.

01:25:57.020 --> 01:25:58.879
‫اوایل، خیلی وحشت‌زده بودیم.

01:25:58.880 --> 01:26:01.550
‫هر روز، مدام آزمایش‌های مختلف رو
‫تکرار می‌کردیم.

01:26:01.710 --> 01:26:03.890
‫اما وقتی فهمیدیم
‫که خطر جانی تهدیدش نمی‌کنه...

01:26:04.090 --> 01:26:08.440
‫تصمیم گرفتم که عجله نکنیم.
‫سرفرصت. بالاخره یه راهی براش پیدا می‌کنیم.

01:26:08.760 --> 01:26:10.100
‫و امروز، بازم...

01:26:26.510 --> 01:26:28.620
‫ها؟ چی؟

01:26:39.900 --> 01:26:41.090
‫امکان نداره...

01:26:41.140 --> 01:26:43.139
‫نمی‌تونه حقیقت داشته باشه!

01:26:43.140 --> 01:26:46.139
‫چطور انتظار داری آروم بمونم؟

01:26:46.140 --> 01:26:49.140
‫همه‌اش توی تختـه
‫و ما حتی نمی‌دونیم چرا!

01:26:50.090 --> 01:26:52.140
‫من انتخاب کردم که زندگیم رو با اون بگذرونم.

01:26:52.980 --> 01:26:55.140
‫معلومه که تمام این مدت
‫تا حد مرگ ترسیده بودم!

01:26:57.690 --> 01:26:59.109
‫نمی‌تونم همینطوری ولش کنم...

01:26:59.110 --> 01:27:02.780
‫حداقل چند تا چیز هست که
‫وقتی بیدار شد، باید بهش بگم.

01:27:41.560 --> 01:27:46.120
‫خودم رو آماده کرده بودم که
‫حسابی از خجالتش دربیام...

01:27:47.960 --> 01:27:50.700
‫اما لحظه‌ای که اون روز دوباره دیدمش...

01:27:51.760 --> 01:27:53.200
‫فقط با خودم گفتم هرچی بادا باد.

01:28:07.930 --> 01:28:09.720
‫خوش اومدی.

01:28:10.870 --> 01:28:12.310
‫آکیـرا.

01:28:12.334 --> 01:28:22.334
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
