1
00:01:20,000 --> 00:01:26,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:26,041 --> 00:01:33,000
" برمی‌گردم "

3
00:01:38,333 --> 00:01:44,625
‫اسمیت تو آورِ آخر یه توپ باسرعت زد،
‫که کار رو برای هند سخت‌تر کرد...

4
00:01:44,708 --> 00:01:46,208
‫همون لحظه‌ای که دیدمت

5
00:01:46,291 --> 00:01:48,625
‫قلبم مال تو شد

6
00:01:57,416 --> 00:01:59,708
‫-سلام.
‫-سلام.

7
00:01:59,791 --> 00:02:01,958
‫اخبار شبانه‌ی کی‌وای‌تی به شما خوش‌آمد می‌گوید.

8
00:02:02,041 --> 00:02:03,416
‫ممنون.

9
00:02:03,500 --> 00:02:05,958
‫-سرخط خبرهای امروز.
‫-بله؟

10
00:02:06,458 --> 00:02:09,333
‫زلزله در میانمار جان

11
00:02:09,416 --> 00:02:12,791
‫بیش از هزار نفر را گرفته است.

12
00:02:12,875 --> 00:02:15,125
‫-نمایندگان فرانسه، آلمان
‫-ای وای!

13
00:02:15,208 --> 00:02:18,375
‫-ژاپن و کشورهای دیگر ابراز
‫-زلزله؟ چه ناراحت‌کننده.

14
00:02:18,458 --> 00:02:21,250
‫همدردی خود را به خانواده‌های
‫قربانیان اعلام کردند.

15
00:02:21,416 --> 00:02:24,833
‫فاجعه‌ای هست که جای تسلیت داره.

16
00:02:24,916 --> 00:02:26,625
‫-رئیس‌جمهور آمریکا صحبت کرد
‫-این...

17
00:02:26,708 --> 00:02:28,791
‫درباره تعرفه‌هایی که ماه قبل وضع کرد...

18
00:02:28,875 --> 00:02:30,166
‫اگه این‌همه کشته شدن

19
00:02:30,291 --> 00:02:32,625
‫پس چند نفر بی‌خانمان شدن؟

20
00:02:32,708 --> 00:02:34,458
‫هی، گوش بده به من!

21
00:02:34,541 --> 00:02:36,250
‫امروز صبح، در کاخ سفید

22
00:02:36,333 --> 00:02:40,041
‫یه لحظه. منم گوش نمیدم!

23
00:02:40,125 --> 00:02:41,958
‫این منصفانه نیست!

24
00:02:42,166 --> 00:02:44,250
‫مگه من به حرفات گوش نمیدم؟

25
00:02:44,416 --> 00:02:45,333
‫بگیر اینو!

26
00:02:45,416 --> 00:02:48,000
‫آقای مهتا، شما دارید درباره
‫رقابت جهانی صحبت می‌کنید...

27
00:02:48,083 --> 00:02:50,958
‫اوضاع به ترسناکیِ
‫یه گورستانِ ساکته.

28
00:02:51,041 --> 00:02:55,125
‫سازمان هواشناسی گزارش داده که
‫شاخص آلودگی هوای دهلی و چندین شهر دیگه

29
00:02:55,208 --> 00:03:00,916
‫که معیار آلودگی هواست،
‫به ۴۹۱ رسیده.

30
00:03:01,000 --> 00:03:03,208
‫باید بهتون بگیم
‫که ۴۹۱...

31
00:03:23,791 --> 00:03:26,791
‫چیزهایی که داشتیم...

32
00:03:29,083 --> 00:03:31,291
‫من همونم...

33
00:03:37,500 --> 00:03:40,166
‫-جاسوانت!
‫-بله قربان.

34
00:03:41,041 --> 00:03:43,166
‫این‌همه قدرت رو از کجا میاره؟

35
00:03:44,375 --> 00:03:47,416
‫-هی، به راننده بگو ماشین رو بیاره بیرون.
‫-چشم.

36
00:03:47,791 --> 00:03:49,458
‫چرا نمی‌بریمش طبقه پایین؟

37
00:03:49,791 --> 00:03:50,916
‫باید خودش راضی باشه.

38
00:03:51,125 --> 00:03:55,000
‫پدر، پاراتاها داغن.
‫برات کره بمالم روشون؟

39
00:03:55,458 --> 00:04:00,041
‫هرچقدر می‌خوای برام دلبری کن،
‫ولی ارث بیشتری بهت نمی‌رسه.

40
00:04:02,416 --> 00:04:05,791
‫چطور می‌تونه جلوی کارکنان
‫این‌طوری با من حرف بزنه؟

41
00:04:05,875 --> 00:04:09,291
‫-فقط آروم بشین.
‫-چرا هنوزم پدربزرگ برات عجیبه؟

42
00:04:17,708 --> 00:04:21,958
‫بگیر. این آدرس رو بگیر.
‫باید بریم سارگودا.

43
00:04:22,291 --> 00:04:25,041
‫سارگودا؟ اون دیگه کجاست قربان؟

44
00:04:25,291 --> 00:04:29,458
‫برو سمت لاهور.
‫از اونجا بقیه مسیر رو بهت می‌گم.

45
00:04:29,541 --> 00:04:30,375
‫لاهور!

46
00:04:30,458 --> 00:04:33,250
‫شما عقلتون رو از دست دادید؟ تصادف می‌کنیم.
‫حواستون به جلو باشه!

47
00:04:34,791 --> 00:04:37,875
‫اما قربان، لاهور اون طرفه.

48
00:04:39,083 --> 00:04:40,625
‫کدوم طرف؟

49
00:04:41,333 --> 00:04:43,958
‫منظورم اینه که لاهور اون‌طرفِ مرزه.

50
00:04:44,083 --> 00:04:46,666
‫مرز؟ کدوم مرز؟

51
00:04:47,625 --> 00:04:51,000
‫یه بار دیگه برگردی و حرف بزنی
‫می‌زنم تو دهنت‌ها.

52
00:04:51,875 --> 00:04:53,708
‫امروز چتون شده؟

53
00:04:54,166 --> 00:04:58,291
‫داری حرف منو گوش نمی‌دی!
‫امروز انگار دنبال دردسر می‌گردی.

54
00:04:59,708 --> 00:05:01,750
‫داشتم صداتون می‌کردم قربان.

55
00:05:01,833 --> 00:05:04,041
‫قربان؟ قربان منم.

56
00:05:04,666 --> 00:05:08,375
‫بهتره درست رفتار کنی،
‫وگرنه یه درسی بهت می‌دم.

57
00:05:08,458 --> 00:05:09,583
‫فقط رانندگی کن.

58
00:05:22,041 --> 00:05:25,208
‫-رسیدیم مرز عطاری، قربان.
‫-خب، رسیدیم.

59
00:05:26,125 --> 00:05:29,541
‫لاهور همین جلوتره. از اونجا می‌پیچیم سمت راست. زود باش.

60
00:05:33,833 --> 00:05:37,041
‫هی! دیوونه شدی؟
‫داری کدوم گوری می‌ری؟

61
00:05:41,333 --> 00:05:42,458
‫قربان؟

62
00:05:43,625 --> 00:05:46,500
‫این دروازه رو کی ساختن؟

63
00:05:47,750 --> 00:05:53,291
‫چرا پلیس اینجاست؟
‫بازم دزدی شده؟

64
00:05:59,458 --> 00:06:03,083
‫ببینید قربان، اینجا یه مرز بین‌المللیه.

65
00:06:03,541 --> 00:06:06,083
‫پاکستان اون‌طرفه.
‫هند هم این‌طرفه.

66
00:06:06,583 --> 00:06:08,666
‫کشور تقسیم شد، یادتون هست؟

67
00:06:09,041 --> 00:06:10,166
‫تقسیم شد؟

68
00:06:10,250 --> 00:06:12,500
‫سال ۱۹۴۷. جدایی.

69
00:06:13,000 --> 00:06:14,250
‫چرا؟

70
00:06:14,375 --> 00:06:15,541
‫چرا؟

71
00:06:16,208 --> 00:06:18,541
‫چرا جدایی اتفاق افتاد؟

72
00:06:19,791 --> 00:06:22,916
‫چون یه عده گفتن باید دو تا
‫کشور جداگانه ساخته بشه.

73
00:06:23,583 --> 00:06:24,625
‫برای اینکه

74
00:06:26,041 --> 00:06:27,458
‫دو تا جامعه

75
00:06:28,000 --> 00:06:32,291
‫در واقع، سه تا جامعه،
‫جدا از هم زندگی کنن.

76
00:06:33,000 --> 00:06:35,708
‫برای همین دو تا کشور درست کردن.

77
00:06:37,541 --> 00:06:40,333
‫-دلیلش اینه که...
‫-دلیلش هر چی که باشه،

78
00:06:41,291 --> 00:06:44,791
‫مسئله اینه که من

79
00:06:46,500 --> 00:06:48,583
‫اهل اون‌طرفم.

80
00:06:49,916 --> 00:06:52,083
‫شاید اشتباهی اومدم این‌طرف.

81
00:06:52,916 --> 00:06:56,041
‫خواهش می‌کنم در رو باز کن،
‫می‌خوام برم خونه.

82
00:06:56,166 --> 00:06:59,000
‫دیگه نمی‌تونی بری اون‌طرف، قربان.

83
00:06:59,166 --> 00:07:00,416
‫سارگودا.

84
00:07:00,916 --> 00:07:04,000
‫آره، ولی اون‌جا یه کشور دیگه‌ست.

85
00:07:05,833 --> 00:07:09,791
‫من کارای مهمی دارم. باید تمومشون کنم.

86
00:07:11,333 --> 00:07:13,416
‫قربان، خواهش می‌کنم.

87
00:07:13,875 --> 00:07:14,833
‫صبر کنید.

88
00:07:15,291 --> 00:07:17,708
‫- به راننده‌ش زنگ بزنید.
‫- نه، من دارم می‌رم.

89
00:07:17,791 --> 00:07:19,208
‫- قربان.
‫- دارم می‌رم.

90
00:07:19,291 --> 00:07:20,916
‫- التماستون می‌کنم. لطفاً.
‫- نه. من...

91
00:07:22,000 --> 00:07:25,041
‫منم التماستون می‌کنم.

92
00:07:25,791 --> 00:07:29,083
‫یه لطفی در حقم بکنید، لطفاً.

93
00:07:29,791 --> 00:07:32,166
‫- باید برم.
‫- من...

94
00:07:32,666 --> 00:07:34,166
‫من...

95
00:07:36,666 --> 00:07:38,791
‫باید برم. خیلی فوریه.

96
00:07:39,083 --> 00:07:40,416
‫باید...

97
00:07:40,625 --> 00:07:41,541
‫قربان؟

98
00:07:41,625 --> 00:07:44,666
‫دکترمون معاینه‌ش کرده.
‫فشارش یه کم بالاست.

99
00:07:44,750 --> 00:07:46,333
‫جای نگرانی نیست.

100
00:07:46,458 --> 00:07:49,916
‫الان توی کمپ ما استراحت می‌کنه.
‫زود می‌تونه بره.

101
00:08:23,833 --> 00:08:24,791
‫ببین.

102
00:08:26,625 --> 00:08:27,708
‫گوشوارم.

103
00:08:31,208 --> 00:08:32,083
‫و اینجا رو ببین.

104
00:08:35,708 --> 00:08:37,708
‫حتماً توی اون خرابه‌ها افتاده.

105
00:08:38,125 --> 00:08:39,375
‫اگه یکی برش داره چی؟

106
00:09:00,041 --> 00:09:03,041
‫آروم باش، ای دل من

107
00:09:03,583 --> 00:09:05,666
‫سخت نگیر

108
00:09:08,500 --> 00:09:11,708
‫آروم باش، ای دل من

109
00:09:12,041 --> 00:09:15,000
‫سخت نگیر

110
00:09:16,958 --> 00:09:20,375
‫آروم باش، ای دل من

111
00:09:21,000 --> 00:09:24,958
‫آروم باش، ای دل من

112
00:09:25,500 --> 00:09:28,958
‫آروم باش، ای دل من

113
00:09:29,208 --> 00:09:32,583
‫سخت نگیر

114
00:09:38,583 --> 00:09:42,333
‫قایق رو هدایت کن
‫توی رودخونه‌ی سیلابی

115
00:09:42,916 --> 00:09:46,625
‫توی طوفان خروشان

116
00:09:46,958 --> 00:09:53,958
‫بذار غرق بشیم، من و تو
‫توی دنیای آرزوها

117
00:09:55,625 --> 00:09:59,541
‫خاطره‌ها همون مستی رو میده

118
00:09:59,791 --> 00:10:03,250
‫که می‌خونه‌های قدیمی شرابش رو می‌دادن

119
00:10:04,166 --> 00:10:07,416
‫فصل عوض شده

120
00:10:08,250 --> 00:10:12,208
‫توی باغِ دل

121
00:10:12,875 --> 00:10:16,125
‫آروم باش، ای دل من

122
00:10:16,208 --> 00:10:19,958
‫سخت نگیر

123
00:10:21,458 --> 00:10:24,625
‫آروم باش، ای دل من

124
00:10:24,833 --> 00:10:28,250
‫سخت نگیر

125
00:10:40,583 --> 00:10:45,833
‫یه قلب حک کردی
‫روی شاخه‌ی گل‌ها

126
00:10:49,000 --> 00:10:54,875
‫گل‌ها سرخ شدن
‫وقتی قلب تندتر زد

127
00:10:57,625 --> 00:11:03,083
‫اون پله‌هایی که کنارت روش نشستم

128
00:11:06,291 --> 00:11:11,041
‫اون پله‌ها حالا شبا زمزمه می‌کنن

129
00:11:15,041 --> 00:11:19,666
‫یه لحظه‌ی کوتاه بیا اینجا

130
00:11:21,041 --> 00:11:24,541
‫برای یه سفرِ عمری

131
00:11:25,666 --> 00:11:28,958
‫آروم، آروم

132
00:11:29,875 --> 00:11:33,625
‫مرز بین ما محو می‌شه

133
00:11:34,125 --> 00:11:40,833
‫مثل یه اتفاق قشنگ
‫تو وجودم خونه می‌کنی

134
00:11:42,958 --> 00:11:46,041
‫آروم باش، ای دل من

135
00:11:46,375 --> 00:11:48,458
‫سخت نگیر

136
00:11:51,041 --> 00:11:54,416
‫آروم باش، ای دل من

137
00:11:54,791 --> 00:11:57,500
‫سخت نگیر

138
00:11:59,541 --> 00:12:02,916
‫آروم باش، ای دل من

139
00:12:03,333 --> 00:12:06,416
‫سخت نگیر

140
00:12:24,291 --> 00:12:25,750
‫چطوری رفیق؟

141
00:12:27,041 --> 00:12:28,333
‫سلام، اسم من نیرویره.

142
00:12:28,416 --> 00:12:32,291
‫من اهل بزرگترین شهر پنجابم،
‫برادفورد! شوخی کردم.

143
00:12:32,791 --> 00:12:35,208
‫قبل از تجزیه،
‫لاهور بزرگترین شهر بود

144
00:12:35,291 --> 00:12:36,333
‫و الان تورنتوئه.

145
00:12:36,791 --> 00:12:38,125
‫بترکون، بترکون، بترکون!

146
00:12:38,208 --> 00:12:41,916
‫نفر بعدی که می‌آد روی صحنه، روزها
‫یه مهندس نرم‌افزار موفقه

147
00:12:42,291 --> 00:12:43,958
‫و شبا یه کمدین آماتور.

148
00:12:44,333 --> 00:12:49,208
‫با یه تشویق گرم از نیرویر گروال استقبال کنید!

149
00:12:51,500 --> 00:12:52,583
‫عصرتون بخیر لندن!

150
00:12:55,500 --> 00:12:57,875
‫اسم من نیرویره. من اهل پنجابم.

151
00:12:58,708 --> 00:13:01,708
‫از بزرگترین شهر پنجاب، برادفورد!

152
00:13:02,875 --> 00:13:07,666
‫قبل از تجزیه لندن بود،
‫ببخشید، لاهور. لاهور بود.

153
00:13:10,083 --> 00:13:11,500
‫بذارید یه چیز دیگه براتون بگم.

154
00:13:11,916 --> 00:13:15,375
‫همه خیلی ترسیدن که کامپیوترها
‫جای آدم‌ها رو بگیرن.

155
00:13:16,000 --> 00:13:18,750
‫کامپیوترها همه کار می‌کنن
‫غیر از سکس.

156
00:13:19,500 --> 00:13:22,000
‫گرفتید چی می‌گم؟
‫صمیمیت فیزیکی.

157
00:13:23,416 --> 00:13:24,416
‫مثلاً...

158
00:13:25,583 --> 00:13:26,916
‫هی، اون گوشیو خاموش کن!

159
00:13:27,291 --> 00:13:28,916
‫روند اجرای منو بهم می‌زنه.

160
00:13:38,833 --> 00:13:40,916
‫سکس یعنی بچه‌دار شدن.

161
00:13:41,250 --> 00:13:43,333
‫کامپیوتر همه کارای دیگه رو انجام می‌ده.

162
00:13:43,625 --> 00:13:45,083
‫برنامه جدیدمون دیگه چیه؟

163
00:13:45,708 --> 00:13:47,333
‫صبح‌ها دیگه خبری از مسواک نیست.

164
00:13:47,583 --> 00:13:49,666
‫پهپادها میان که دندونامونو مسواک بزنن.

165
00:13:49,791 --> 00:13:54,375
‫یکی دیگه‌شون صبحونه میاره، حموممون میده، حوله هم میاره میده دستمون.

166
00:13:54,875 --> 00:13:57,000
‫ما چیکار می‌کنیم؟ هیچی!

167
00:13:57,541 --> 00:14:02,041
‫پهپادها رو یه اپلیکیشنی کنترل می‌کنه که رمز یک‌بار مصرف می‌خواد.

168
00:14:02,625 --> 00:14:05,875
‫کل روزت رو باید بذاری واسه زدنِ رمز و عوض کردن پسورد.

169
00:14:06,708 --> 00:14:08,125
‫می‌دونی OTP چیه؟

170
00:14:09,291 --> 00:14:10,291
‫رمزِ یک‌بار مصرف؟

171
00:14:11,791 --> 00:14:13,125
‫نکته‌اش همینه.

172
00:14:15,208 --> 00:14:17,291
‫بذارید یه چیز دیگه بگم. یه بار...

173
00:14:48,625 --> 00:14:49,541
‫-هی!
‫-هی.

174
00:14:50,125 --> 00:14:52,916
‫-مگه نگفتی امشب سر کاری؟
‫-استعفا دادم.

175
00:14:53,250 --> 00:14:54,708
‫اینم ول کردی؟

176
00:14:55,250 --> 00:14:56,583
‫داری چیکار می‌کنی؟

177
00:14:57,791 --> 00:15:00,125
‫ولش کردم چون نمی‌دونستم دارم چیکار می‌کنم.

178
00:15:00,708 --> 00:15:03,375
‫-حقوقِ خوبی می‌گرفتی...
‫-بیا بریم داخل حرف بزنیم.

179
00:15:04,000 --> 00:15:06,500
‫صدای موزیک خیلی بلنده. اون تو نمی‌شه حرف زد.

180
00:15:07,000 --> 00:15:08,083
‫دقیقاً همینه!

181
00:15:10,125 --> 00:15:12,500
‫کاش اجراهای خودتم همین‌قدر خنده‌دار بود.

182
00:15:14,333 --> 00:15:16,125
‫خب، بالاخره دوست‌پسرم پیداش شد.

183
00:15:16,208 --> 00:15:17,125
‫دوست‌پسر؟

184
00:15:17,833 --> 00:15:19,083
‫کِی همچین تصمیمی گرفتیم؟

185
00:15:42,708 --> 00:15:44,208
‫-الو بابا؟
‫-نیرویر.

186
00:15:45,000 --> 00:15:47,500
‫-بله؟
‫-بابات سکته کرده.

187
00:15:49,708 --> 00:15:52,375
‫دیشب فکر کردیم از دستش می‌دیم.

188
00:15:52,833 --> 00:15:54,208
‫دوازده ساعت گذشته.

189
00:15:55,416 --> 00:15:57,833
‫حالش خوب میشه، نه؟

190
00:15:58,500 --> 00:15:59,666
‫امیدی نیست.

191
00:16:00,416 --> 00:16:02,416
‫مغزش خونریزی کرده.

192
00:16:03,208 --> 00:16:04,916
‫اگه لخته کنه، دیگه کار تمومه.

193
00:16:06,416 --> 00:16:09,708
‫بهتره زودتر راحت شه. خیلی داره درد می‌کشه.

194
00:16:10,500 --> 00:16:12,416
‫تو این سن نمی‌شه عملش کرد.

195
00:16:14,375 --> 00:16:15,708
‫فقط داریم صبر می‌کنیم.

196
00:16:25,000 --> 00:16:26,416
‫«کِی همچین تصمیمی گرفتیم؟»

197
00:16:28,291 --> 00:16:29,500
‫دوست‌پسر؟

198
00:16:31,208 --> 00:16:32,916
‫چطوری تصمیم گرفته می‌شه؟

199
00:16:34,416 --> 00:16:35,416
‫بهم بگو.

200
00:16:35,833 --> 00:16:38,833
‫امروز باید تکلیفمون رو مشخص کنیم.

201
00:16:39,375 --> 00:16:42,458
‫-این رابطه کات‌ و وصلی دیگه نمیشه ادامه پیدا کنه.
‫-پدربزرگم سکته کرده.

202
00:16:43,708 --> 00:16:44,625
‫چی؟

203
00:16:44,708 --> 00:16:46,375
‫بابام کل شب داشت بهم زنگ می‌زد.

204
00:16:49,958 --> 00:16:50,875
‫اوه.

205
00:16:51,166 --> 00:16:52,291
‫خیلی متاسفم.

206
00:16:57,500 --> 00:16:59,125
‫باید تصمیم بگیریم...

207
00:17:00,416 --> 00:17:01,291
‫در مورد وضعیتمون...

208
00:17:02,000 --> 00:17:03,208
‫در مورد رابطه‌مون.

209
00:17:05,708 --> 00:17:09,791
‫نگرانم که دیگه هیچ‌وقت پدربزرگم رو نبینم.

210
00:17:11,708 --> 00:17:13,000
‫بابام گفت نباید بیام.

211
00:17:13,208 --> 00:17:15,375
‫تا برسم اونجا، شاید دیگه پدربزرگم نباشه.

212
00:17:15,791 --> 00:17:16,833
‫آره!

213
00:17:17,916 --> 00:17:20,041
‫الان دقیقاً آمادگی ذهنی دارم

214
00:17:21,000 --> 00:17:23,291
‫که درباره رابطه‌مون حرف بزنیم.

215
00:17:24,708 --> 00:17:28,625
‫امروز باید تکلیف رو روشن کنیم. خیلی خب. بیا بریم.

216
00:17:49,000 --> 00:17:49,875
‫کا...

217
00:18:23,875 --> 00:18:26,250
‫پدر! ببین کی اینجاست.

218
00:18:28,916 --> 00:18:30,500
‫پدر، نیوی اومده.

219
00:18:34,000 --> 00:18:35,916
‫داره نگاهت می‌کنه. یه چیزی بگو.

220
00:18:43,791 --> 00:18:45,083
‫ترسوندی منو پدربزرگ!

221
00:18:45,666 --> 00:18:46,708
‫حالت چطوره؟

222
00:18:49,583 --> 00:18:51,083
‫کسی رو نمی‌شناسه.

223
00:18:51,291 --> 00:18:52,541
‫حرف هم دیگه نمی‌زنه.

224
00:18:55,125 --> 00:18:57,916
‫دیشب فکر کردیم از دستش دادیم.

225
00:18:58,291 --> 00:19:00,291
‫دعوت‌نامه از اون بالا رسیده.

226
00:19:00,625 --> 00:19:03,500
‫-ولی اراده‌ش خیلی قویه.
‫-این چه طرز حرف زدنه؟

227
00:19:03,791 --> 00:19:07,000
‫انگار داره میره مهمونی!
‫«دعوت‌نامه رسیده!»

228
00:19:07,625 --> 00:19:10,500
‫مگه دکتر نگفت اراده‌ش قویه؟

229
00:19:10,708 --> 00:19:12,791
‫وگرنه تا حالا باید رفته بود.

230
00:19:13,500 --> 00:19:16,541
‫خودش داره زجر می‌کشه، همه رو هم کلافه کرده.

231
00:19:16,916 --> 00:19:19,333
‫دو روزه تو راهرو ایستادیم.

232
00:19:19,500 --> 00:19:23,500
‫باید تا آخرین لحظه اذیتمون کنه. بعدش میره.

233
00:19:23,625 --> 00:19:25,416
‫-داداش.
‫-چیه؟

234
00:19:26,625 --> 00:19:30,125
‫چیه! مگه میشه حالا که پدرم داره میمیره، یهو مجبور باشم دوستش داشته باشم؟

235
00:19:31,208 --> 00:19:34,125
‫اگه من اینو درباره تو بگم، خوشت میاد؟

236
00:19:35,000 --> 00:19:36,916
‫چرا باید همچین چیزی بگی؟

237
00:19:37,375 --> 00:19:38,791
‫اصلاً چرا باید بگی؟

238
00:19:39,125 --> 00:19:41,916
‫پدر من مثل پدر تو نیست. فرق دارن.

239
00:19:42,291 --> 00:19:46,875
‫اون این‌قدر زحمت کشیده تا منفور بشه که همه واسه مرگش دعا کنن.

240
00:19:48,291 --> 00:19:50,416
‫حتی یه کلمه محبت‌آمیز هم از دهنش درنیومد.

241
00:19:51,500 --> 00:19:53,666
‫ترجیح می‌داد بهمون زور بگه،
‫بترسوندمون.

242
00:19:54,083 --> 00:19:57,125
‫ولی به اون زندگی سختی که داشته فکر کن.

243
00:19:57,666 --> 00:19:59,541
‫شبانه روز کار کرد...

244
00:19:59,625 --> 00:20:03,000
‫تا هر چی تو ماجرای تجزیه (هند و پاکستان) از دست داده بود رو دوباره به دست بیاره.

245
00:20:03,500 --> 00:20:06,333
‫حالا هم همه رو پس گرفته. دیگه تموم شد.

246
00:20:07,166 --> 00:20:12,416
‫یه بیزنس بزرگ، زمین، سرمایه‌گذاری، بذار همه‌ش رو با خودش ببره.

247
00:20:12,708 --> 00:20:14,250
‫اونم دقیقاً داره همین کار رو می‌کنه.

248
00:20:14,791 --> 00:20:16,750
‫اصلاً حرفی از وصیت‌نامه نزده.

249
00:20:16,916 --> 00:20:19,000
‫تو رو خدا، ساکت شو.

250
00:20:19,333 --> 00:20:21,291
‫چرا به خون من تشنه‌ای؟

251
00:20:21,541 --> 00:20:24,000
‫مگه نگفتی بعداً دردسر میشه؟

252
00:20:24,125 --> 00:20:27,041
‫-خواهش می‌کنم، تو رو خدا.
‫-ولش کن.

253
00:20:27,333 --> 00:20:28,708
‫حالا دیگه حس می‌کنم خونه‌ام.

254
00:20:30,416 --> 00:20:31,625
‫خیلی هم عالی.

255
00:20:37,416 --> 00:20:38,916
‫پدربزرگ داره میاد پیشت!

256
00:20:42,791 --> 00:20:43,916
‫مراقب باش.

257
00:21:07,958 --> 00:21:10,416
‫وقتی بری، من چیکار کنم؟

258
00:21:11,000 --> 00:21:12,791
‫چی شده؟ چیه؟

259
00:21:14,000 --> 00:21:15,125
‫آقا، چی می‌خوای؟

260
00:21:15,416 --> 00:21:16,875
‫چی می‌خوای؟

261
00:21:18,000 --> 00:21:19,000
‫پدر، خودکار.

262
00:21:22,041 --> 00:21:22,958
‫صبر کن.

263
00:21:25,500 --> 00:21:26,416
‫بیا.

264
00:21:34,208 --> 00:21:38,500
‫من فصلی نیستم که عوض بشه

265
00:21:40,333 --> 00:21:43,500
‫من قطاری نیستم که حرکت کنه

266
00:21:45,041 --> 00:21:48,625
‫اون راهی که از میون درخت‌ها می‌گذره

267
00:21:49,291 --> 00:21:52,083
‫ما اون راه رو پشت سر می‌ذاریم

268
00:21:52,541 --> 00:21:54,625
‫اگه تو بخوای

269
00:21:55,291 --> 00:21:58,958
‫این لحظه هم می‌گذره

270
00:22:07,208 --> 00:22:08,041
‫الو؟

271
00:22:08,125 --> 00:22:09,916
‫تماس بی‌جوابت رو دیدم.

272
00:22:10,000 --> 00:22:12,500
‫آره، می‌خواستم بهت بگم که راهی هند شدم.

273
00:22:13,375 --> 00:22:16,166
‫بیشتر شبیه فرار کردنه.
‫با کلی بهونه.

274
00:22:16,250 --> 00:22:17,791
‫پس دستم رو رو کردی!

275
00:22:20,916 --> 00:22:21,916
‫داری چیکار می‌کنی؟

276
00:22:24,833 --> 00:22:26,083
‫نگاه کن. اینم بهونه‌ی من.

277
00:22:27,625 --> 00:22:29,958
‫سلام کن. سلام کن پدربزرگ!

278
00:22:30,416 --> 00:22:31,333
‫سلام!

279
00:22:32,000 --> 00:22:35,333
‫واو! داره تمرکز می‌کنه. خیلی خوبه.

280
00:22:35,750 --> 00:22:36,583
‫چی؟

281
00:22:36,666 --> 00:22:39,291
‫اینم پایه سرم.

282
00:22:39,708 --> 00:22:44,708
‫همه این بساط رو می‌بینی؟ همه‌ش رو اجاره کردم فقط که سرکارت بذارم.

283
00:22:46,791 --> 00:22:48,125
‫همه کارکنان رو هم استخدام کردم.

284
00:22:48,208 --> 00:22:49,416
‫خیلی خب. بس کن، نیرور!

285
00:22:49,500 --> 00:22:50,416
‫فقط صبر کن.

286
00:22:51,500 --> 00:22:54,125
‫با حضور خانم مدهومالتی.

287
00:22:54,291 --> 00:22:56,083
‫-سلام!
‫-اونم استخدام کردم.

288
00:22:56,625 --> 00:22:57,500
‫سلام.

289
00:22:57,791 --> 00:23:01,708
‫خیلی خب. بسه. دیگه شوک کافیه.
‫بعداً بهم زنگ بزن.

290
00:23:02,250 --> 00:23:03,291
‫هنوز داره تمرکز می‌کنه!

291
00:23:03,791 --> 00:23:04,708
‫بد نیست.

292
00:23:05,208 --> 00:23:06,083
‫چی؟

293
00:23:06,375 --> 00:23:08,625
‫از وقتی تو رو دیده،
‫همش داره به اینجا نگاه می‌کنه.

294
00:23:13,833 --> 00:23:15,041
‫چقدر رمانتیک!

295
00:23:16,583 --> 00:23:17,916
‫خیلی خب، دیگه میرم.

296
00:23:18,583 --> 00:23:19,625
‫بهم زنگ بزن.

297
00:23:20,041 --> 00:23:21,166
‫باشه، خداحافظ.

298
00:23:22,125 --> 00:23:23,000
‫خداحافظ.

299
00:23:28,708 --> 00:23:31,875
‫جریان چیه؟
‫نکنه عاشقش شدی؟

300
00:23:35,708 --> 00:23:37,916
‫-کینِرد.
‫-کینِرد؟

301
00:23:38,000 --> 00:23:40,208
‫-کالج.
‫-کالج کینِرد؟

302
00:23:42,958 --> 00:23:45,000
‫یه کالج انگلیسی.

303
00:23:45,166 --> 00:23:46,000
‫آره.

304
00:23:47,291 --> 00:23:52,708
‫دارن شایعه پخش می‌کنن.

305
00:23:52,791 --> 00:23:54,916
‫آره، انگلیسی‌ها بدجنسن!

306
00:23:56,083 --> 00:23:57,458
‫اگه برن...

307
00:23:59,416 --> 00:24:02,583
‫-همه چی درست میشه.
‫-اگه انگلیسی‌ها برن، همه چی درست میشه؟

308
00:24:03,375 --> 00:24:05,125
‫ما از کالج دولتی هستیم.

309
00:24:05,375 --> 00:24:07,458
‫اوه. از کالج دولتی؟

310
00:24:07,791 --> 00:24:10,125
‫بهش بگو، می‌تونی؟

311
00:24:10,208 --> 00:24:13,083
‫بهش می‌گم.
‫«ما از کالج دولتی هستیم.»

312
00:24:13,500 --> 00:24:15,708
‫به دکتر بگو بیمار داره حرف می‌زنه.

313
00:24:15,791 --> 00:24:19,041
‫-ما از کالج دولتی هستیم.
‫-آره، از کالج دولتی.

314
00:24:19,750 --> 00:24:20,833
‫بهش گفتم.

315
00:24:21,916 --> 00:24:24,416
‫-چی شده؟
‫-وقتشه.

316
00:24:25,166 --> 00:24:26,166
‫واسه چی؟

317
00:24:26,833 --> 00:24:27,750
‫صبح زود...

318
00:24:29,000 --> 00:24:30,083
‫می‌خوای جایی بری؟

319
00:24:30,916 --> 00:24:32,208
‫مسابقه...

320
00:24:32,625 --> 00:24:33,708
‫-مسابقه؟
‫-مسابقه...

321
00:24:34,708 --> 00:24:35,625
‫مسابقه کجاست؟

322
00:24:35,916 --> 00:24:37,500
‫روی ماه.

323
00:24:37,583 --> 00:24:39,625
‫-چی؟
‫-ماه.

324
00:24:40,708 --> 00:24:42,583
‫-مسابقه روی ماه؟
‫-آره.

325
00:24:42,916 --> 00:24:44,083
‫روی ماه. باشه.

326
00:24:44,708 --> 00:24:46,791
‫تا حالا رفتی ماه؟

327
00:24:47,375 --> 00:24:50,416
‫من نه. جف بزوس و ایلان ماسک دارن تلاش می‌کنن.

328
00:24:50,791 --> 00:24:52,416
‫بیچاره‌ها رو راه نمیدن.

329
00:24:52,500 --> 00:24:55,666
‫-ورود با کارت شناساییه.
‫-خب کارت شناسایی‌شون رو نشون میدن...

330
00:24:55,833 --> 00:24:56,916
‫با خودشون بیارن.

331
00:24:57,208 --> 00:25:00,208
‫آهان. پس واسه ورود کارت لازم دارن.

332
00:25:01,625 --> 00:25:04,416
‫-پنج تا بیسمن...
‫-پنج تا بیسمن دارن میان واسه اجرا.

333
00:25:04,500 --> 00:25:06,583
‫-پنج تا بیسمن میان؟
‫-آره.

334
00:25:08,000 --> 00:25:11,041
‫«موضوع» رو میدونی؟

335
00:25:11,541 --> 00:25:12,416
‫اون چیه؟

336
00:25:12,541 --> 00:25:16,000
‫-میهن‌پرستی.
‫-همیشه یه موضوع تکراری دارن.

337
00:25:16,416 --> 00:25:20,916
‫-مشکلت چیه؟
‫-مشکل من نیست، مشکلِ عاشقا‌ست!

338
00:25:21,000 --> 00:25:22,416
‫چرا عاشق نشی؟

339
00:25:22,500 --> 00:25:23,375
‫عشق؟

340
00:25:23,916 --> 00:25:26,250
‫حتی گفتنِ این کلمه هم سنگینی میکنه.

341
00:25:26,833 --> 00:25:27,958
‫بی‌خیال بابابزرگ.

342
00:25:28,458 --> 00:25:29,625
‫عشق!

343
00:25:32,666 --> 00:25:34,958
‫کینو! کینو!

344
00:25:36,000 --> 00:25:37,000
‫صبر کن!

345
00:25:37,208 --> 00:25:40,208
‫دِ مونت‌مورنسی، یا کالج دولتی و کالج کینِرد

346
00:25:41,250 --> 00:25:44,000
‫کالج‌های زمانِ خودش تو کشور همسایه.

347
00:25:44,208 --> 00:25:45,125
‫از کجا میدونی؟

348
00:25:46,416 --> 00:25:47,708
‫تو اینترنت سرچ کردم.

349
00:25:48,000 --> 00:25:49,791
‫-داری تحقیق میکنی؟
‫-آره.

350
00:25:50,583 --> 00:25:53,541
‫این همون چیزیه که بابابزرگ داشت به پلیس مرزی میگفت.

351
00:25:53,958 --> 00:25:56,416
‫اهل سرگودا بوده و میخواسته برگرده.

352
00:25:57,166 --> 00:26:00,083
‫از نظر ذهنی، هنوز تو دوران قبل از تجزیه زندگی میکنه.

353
00:26:00,958 --> 00:26:03,916
‫چرا انقدر خودت رو درگیر میکنی؟ به تو چه ربطی داره؟

354
00:26:04,333 --> 00:26:06,583
‫-منظورت چیه؟
‫-منظورم اینه که کارت تموم شده.

355
00:26:06,916 --> 00:26:08,416
‫-برگرد لندن.
‫-داداش.

356
00:26:08,541 --> 00:26:10,333
‫میخواستی ببینیش، که دیدی.

357
00:26:10,416 --> 00:26:12,125
‫کی میدونه کِی میمیره، پس برو!

358
00:26:12,500 --> 00:26:15,333
‫بابا، فکر کنم بابابزرگ یه کار ناتموم داره

359
00:26:15,833 --> 00:26:17,166
‫که میخواد تمومش کنه.

360
00:26:17,250 --> 00:26:19,708
‫واسه همینه که انقدر اصرار داره برگرده اونجا.

361
00:26:19,791 --> 00:26:21,916
‫کار؟ این یه چیزی رو یادم انداخت.

362
00:26:22,416 --> 00:26:24,625
‫میدونی نِروِر دوباره کارش رو ول کرده.

363
00:26:25,500 --> 00:26:26,416
‫مگه نه؟

364
00:26:27,583 --> 00:26:29,958
‫تو یه سال سه تا کار عوض کردن، چه حالی میده؟

365
00:26:30,041 --> 00:26:30,958
‫داداش.

366
00:26:31,916 --> 00:26:33,583
‫من از کار ول کردن لذت نمی‌برم، بابا.

367
00:26:34,208 --> 00:26:39,041
‫-جدی؟ فکر کردم خیلی کیف میده.
‫-دکتر، تو رو خدا.

368
00:26:41,708 --> 00:26:43,916
‫نشستن پشت میز و طراحی نرم‌افزار

369
00:26:44,625 --> 00:26:47,875
‫که یه شرکت چندملیتی بتونه یه جایی نفت استخراج کنه

370
00:26:48,583 --> 00:26:51,291
‫یا یه محصولی بسازه که تو آسیای جنوب شرقی بفروشه

371
00:26:51,708 --> 00:26:53,000
‫تا از فقیرا سوءاستفاده کنه.

372
00:26:53,916 --> 00:26:57,125
‫-اصلاً این کار چه فایده‌ای داره؟
‫-دقیقاً. چرا اصلاً باید کار کرد؟

373
00:26:57,833 --> 00:27:00,666
‫تو باید انقلاب کنی و دنیا رو تغییر بدی.

374
00:27:01,333 --> 00:27:03,791
‫ولی عوض کردن دنیا آسون نیست.

375
00:27:04,541 --> 00:27:06,416
‫باید بیای بیرون از اتاق خنکت.

376
00:27:06,625 --> 00:27:09,250
‫اون بیرون گرد و خاک و گرما هست. اون‌وقت چی؟

377
00:27:13,916 --> 00:27:14,791
‫می‌تونم برم؟

378
00:27:16,125 --> 00:27:19,000
‫چرا همش داری فرار می‌کنی؟

379
00:27:20,041 --> 00:27:21,250
‫و از کی؟

380
00:27:22,125 --> 00:27:24,000
‫آروم بگیر. مشکلت چیه؟

381
00:27:52,875 --> 00:27:57,750
‫روزای جوونیِ پرشورم

382
00:27:57,916 --> 00:28:04,208
‫دارن صدام می‌زنن

383
00:28:04,708 --> 00:28:08,666
‫بیا ای بی‌وفا

384
00:28:10,125 --> 00:28:14,375
‫بیا ای بی‌وفا

385
00:28:15,541 --> 00:28:20,291
‫صبر، یه دروغِ شیرینه

386
00:28:20,541 --> 00:28:23,041
‫زمانی که می‌گذره

387
00:28:23,875 --> 00:28:30,541
‫دیگه برنمی‌گرده

388
00:28:30,750 --> 00:28:34,833
‫اگه پنهونی می‌دیدمت

389
00:28:35,083 --> 00:28:39,333
‫به تموم خواسته‌هام می‌رسیدم

390
00:28:39,416 --> 00:28:43,250
‫ای دلبر، این سالا
‫وقتِ شیطونیه

391
00:28:43,333 --> 00:28:47,375
‫ای دلبر، قلبم رو
‫برق گرفته

392
00:28:47,458 --> 00:28:50,875
‫ای دلبر، قلبم رو برق گرفته

393
00:28:51,083 --> 00:28:55,166
‫بیا، یه خوب نگاه کن

394
00:28:55,250 --> 00:28:59,083
‫دلبر، بیا از تاریکیِ شب
‫لذت ببریم

395
00:28:59,208 --> 00:29:05,541
‫چراغ همه‌جا روشن و پرنوره

396
00:29:05,625 --> 00:29:09,458
‫ولی چراغِ دل
‫از همه پرنورتره

397
00:29:26,166 --> 00:29:27,958
‫اوه عزیزم!

398
00:29:38,750 --> 00:29:40,791
‫ما عاشقای بی‌خیالیم

399
00:29:40,875 --> 00:29:42,833
‫چرا باید با احتیاط زندگی کرد؟

400
00:29:43,000 --> 00:29:46,958
‫وقتی کنارتم
‫دیگه چی می‌خوام؟

401
00:29:51,250 --> 00:29:53,208
‫ما درخششِ جوونی هستیم

402
00:29:53,291 --> 00:29:55,250
‫هیچی نمی‌تونه جلودارمون باشه

403
00:29:55,333 --> 00:29:57,250
‫مستِ هم‌نشینی

404
00:29:57,333 --> 00:29:59,416
‫تمامِ شب رو می‌خونیم و می‌رقصیم

405
00:30:06,541 --> 00:30:08,375
‫قرمزیِ لبات

406
00:30:08,458 --> 00:30:10,583
‫خنده‌های گوشه‌ی لبات

407
00:30:10,666 --> 00:30:12,583
‫اندامِ ظریفت

408
00:30:12,666 --> 00:30:14,916
‫و راه رفتنِ نازت

409
00:30:15,541 --> 00:30:17,583
‫ما عاشقای بی‌خیالیم

410
00:30:17,666 --> 00:30:19,666
‫چرا باید با احتیاط زندگی کرد؟

411
00:30:19,750 --> 00:30:23,583
‫وقتی کنارتم
‫دیگه چی می‌خوام؟

412
00:30:23,833 --> 00:30:27,875
‫اگه پنهونی می‌دیدمت

413
00:30:27,958 --> 00:30:32,166
‫به تمومِ خواسته‌های خودخواهانه‌م می‌رسیدم

414
00:30:32,666 --> 00:30:34,250
‫-سلام!
‫-بزن بریم.

415
00:30:34,333 --> 00:30:36,166
‫این سالا، وقتِ شیطونیه

416
00:30:37,333 --> 00:30:39,916
‫روزای بی‌خیالی

417
00:30:40,958 --> 00:30:43,458
‫روزای بی‌خیالی

418
00:30:43,708 --> 00:30:47,625
‫پنج رودخونه‌ی پنجاب

419
00:30:48,500 --> 00:30:51,875
‫هر کدوم قصه‌ی خودش رو داره

420
00:30:51,958 --> 00:30:57,750
‫رودخونه‌ی زیباییِ تو هم
‫داره طغیان می‌کنه

421
00:30:58,250 --> 00:31:00,583
‫تشنگی بدجوری کلافه‌م کرده

422
00:31:00,666 --> 00:31:04,541
‫مثل نقلِ نبات
‫داری آب می‌شی و قاطی می‌شی

423
00:31:06,500 --> 00:31:10,666
‫دیگه هیچ‌وقت ازت دور نمی‌شم

424
00:31:10,750 --> 00:31:14,583
‫عشقِ تمامِ عمرم

425
00:31:14,833 --> 00:31:20,666
‫همه جا چراغ روشنه

426
00:31:21,166 --> 00:31:24,958
‫ولی چراغِ دل
‫از همه پرنورتره

427
00:31:33,750 --> 00:31:35,583
‫ما عاشقای بی‌خیالیم

428
00:31:35,750 --> 00:31:37,833
‫چرا باید با احتیاط زندگی کرد؟

429
00:31:37,916 --> 00:31:41,791
‫وقتی کنارتم
‫دیگه چی می‌خوام؟

430
00:31:41,875 --> 00:31:43,916
‫ما درخششِ جوونی هستیم

431
00:31:44,000 --> 00:31:46,083
‫هیچی نمی‌تونه جلودارمون باشه

432
00:31:46,166 --> 00:31:48,083
‫مستِ هم‌نشینی

433
00:31:48,166 --> 00:31:50,583
‫تمامِ شب رو می‌خونیم و می‌رقصیم

434
00:31:57,541 --> 00:31:58,708
‫میهن‌پرستی.

435
00:32:06,666 --> 00:32:09,541
‫دمت گرم، شیرِ من!

436
00:32:14,083 --> 00:32:16,875
‫به همه نشون بده!

437
00:32:22,250 --> 00:32:25,000
‫ای خدا!

438
00:32:26,916 --> 00:32:28,416
‫مظفر، یه چیزی بگو.

439
00:32:28,500 --> 00:32:32,708
‫فکر می‌کنی ممکنه مسلمونی تو این منطقه
‫پیدا بشه که بخواد بر علیه ما دست به خشونت بزنه؟

440
00:32:33,125 --> 00:32:36,666
‫-ما مثل خونواده‌یم.
‫-جاز، اومدم بهت هشدار بدم.

441
00:32:38,000 --> 00:32:41,166
‫آدمای شروری که قراره دردسر درست کنن،
‫آدمای این محل نیستن.

442
00:32:41,541 --> 00:32:42,708
‫اونا غریبه‌ان.

443
00:32:43,000 --> 00:32:46,083
‫هیچ وابستگی‌ای هم به سیک‌ها و
‫هندوهایی که اینجا زندگی می‌کنن، ندارن.

444
00:32:46,875 --> 00:32:51,333
‫یه نقشه‌ای دارن که تنش‌های فرقه‌ای رو
‫توی این منطقه بالا ببرن.

445
00:33:01,125 --> 00:33:05,333
‫خانم‌ها و آقایان،
‫به همه‌ی شما خوش‌آمد می‌گم

446
00:33:05,416 --> 00:33:07,916
‫و همین‌طور به پنج شاعری که در
‫همایش سالانه‌ی انجمن نویسندگان هستن.

447
00:33:08,583 --> 00:33:12,541
‫من، افسانه حسن، به نمایندگی از
‫هیئت‌مدیره به همه‌تون خیرمقدم می‌گم.

448
00:33:15,791 --> 00:33:20,916
‫موضوع امروز میهن‌پرستیه.
‫موضوعی که از همیشه مهم‌تره...

449
00:33:25,333 --> 00:33:28,125
‫صد بار فدای تو بشم، وطنم...

450
00:33:32,083 --> 00:33:33,500
‫که ما قربانی می‌دیم.

451
00:33:41,500 --> 00:33:46,125
‫نویسنده‌ی بزرگ، منشی پریمچاند،
‫عشق به وطنش رو

452
00:33:46,208 --> 00:33:49,125
‫توی داستان «گران‌بهاترین جواهر جهان»
‫به تصویر کشیده.

453
00:33:50,500 --> 00:33:54,625
‫شخصیتی توی این داستان هست
‫به اسم دیل‌فیگار

454
00:33:55,375 --> 00:33:58,583
‫که عاشق ملکه دیل‌فریب می‌شه.

455
00:33:59,291 --> 00:34:01,916
‫اما ملکه یه شرطی می‌ذاره،

456
00:34:02,541 --> 00:34:04,666
‫اون فقط وقتی قلبش رو بهش می‌ده

457
00:34:05,083 --> 00:34:08,583
‫که دیل‌فیگار گران‌بهاترین جواهر
‫دنیا رو براش بیاره.

458
00:34:08,916 --> 00:34:11,708
‫آخرش، دیل‌فیگار یه وطن‌پرستِ بزرگ رو می‌بینه

459
00:34:12,208 --> 00:34:16,416
‫که جونش رو برای وطنش فدا می‌کنه.

460
00:34:17,583 --> 00:34:22,583
‫وقتی اون آخرین قطره‌ی خونش رو
‫به ملکه هدیه می‌کنه،

461
00:34:22,916 --> 00:34:28,750
‫ملکه با دیدن این جواهرِ بی‌نظیر،
‫قلبش رو به او تسلیم می‌کنه.

462
00:34:39,125 --> 00:34:42,583
‫نمی‌فهمی. این رو باید علنی اعلام کنن.

463
00:34:50,916 --> 00:34:54,583
‫-خیلی قشنگ حرف زدی عزیزم.
‫-ممنونم.

464
00:34:59,583 --> 00:35:01,875
‫یه خبر مهم دارم که باید بگم.

465
00:35:02,000 --> 00:35:04,333
‫چی شده پدربزرگ؟

466
00:35:04,416 --> 00:35:05,500
‫-بی‌بی‌سی...
‫-چی؟

467
00:35:05,583 --> 00:35:07,833
‫-بی‌بی‌سی. بزرگ...
‫-بی‌بی‌سی؟

468
00:35:07,916 --> 00:35:10,750
‫بنگاه سخن‌پراکنی بریتانیا
‫به‌تازگی اعلامیه‌ای رو

469
00:35:11,000 --> 00:35:14,416
‫از طرف نایب‌السلطنه، لرد مونت‌باتن
‫پخش کرده.

470
00:35:14,916 --> 00:35:18,500
‫بی‌بی‌سی دیگه چیه؟ منظورت اخباره؟
‫یا آهنگ‌ها؟

471
00:35:19,541 --> 00:35:23,583
‫-گزارش مسابقه کریکته؟
‫-باتسمنِ آخر. مونت‌باتن.

472
00:35:24,000 --> 00:35:26,125
‫-نایب...
‫-کاپیتان؟

473
00:35:26,208 --> 00:35:27,500
‫-نایب کاپیتان.
‫-آره.

474
00:35:27,583 --> 00:35:29,500
‫هند و پاکستان...

475
00:35:29,583 --> 00:35:31,833
‫بازی به‌خاطر بارون متوقف شد.

476
00:35:31,916 --> 00:35:34,916
‫...قراره که ۳۰ ژوئن سال بعد
‫مستقل بشن.

477
00:35:35,000 --> 00:35:36,541
‫مسابقه به‌هم خورد!

478
00:35:36,625 --> 00:35:40,916
‫اما حالا، اونا همین آگوست از زیر
‫سلطه‌ی بریتانیا آزاد می‌شن.

479
00:35:45,416 --> 00:35:47,833
‫-رعد و برق می‌زنه.
‫-چی؟

480
00:35:47,958 --> 00:35:49,291
‫رعد و برق می‌زنه.

481
00:35:49,375 --> 00:35:52,000
‫کاش می‌شد همین‌جا تمومش کنم...

482
00:35:52,125 --> 00:35:54,250
‫سرزمینمون دو تیکه شد.

483
00:35:55,416 --> 00:35:57,791
‫-از هم پاشید.
‫-آره.

484
00:35:57,875 --> 00:36:02,958
‫بدشانسی منه که باید بهت بگم،
‫علاوه بر تجزیه کشور،

485
00:36:03,458 --> 00:36:05,666
‫پنجابِ ما هم قراره دو تیکه بشه.

486
00:36:06,041 --> 00:36:08,250
‫چی داری میگی؟ چطور مگه؟

487
00:36:08,416 --> 00:36:09,708
‫بنگال هم همین‌طور.

488
00:36:09,916 --> 00:36:12,166
‫پدربزرگ! بهم بگو،
‫رعد و برق کجا می‌زنه؟

489
00:36:12,250 --> 00:36:13,708
‫-رعد و برق...
‫-کجا؟

490
00:36:13,791 --> 00:36:16,500
‫-توی جنگل.
‫-جنگل؟

491
00:36:16,583 --> 00:36:19,750
‫سیم‌های برق لای درخت‌ها گیر می‌کنن.

492
00:36:19,833 --> 00:36:20,708
‫باشه.

493
00:36:20,791 --> 00:36:22,875
‫آهوها سراسیمه فرار می‌کنن.

494
00:36:24,416 --> 00:36:26,791
‫-آتیش همه جا رو می‌گیره.
‫-آره.

495
00:36:28,250 --> 00:36:30,958
‫-درست مثل چیزی که تو راولپندی اتفاق افتاد.
‫-آره.

496
00:36:31,625 --> 00:36:33,500
‫آتیش همه جا رو می‌گیره.

497
00:36:33,583 --> 00:36:35,708
‫راولپندی شاهد اولین شورش‌های پنجاب بود.

498
00:36:36,125 --> 00:36:38,833
‫گفت که آتیش همه‌جا رو می‌گیره،
‫درست مثل راولپندی.

499
00:36:38,916 --> 00:36:41,708
‫حرفش منطقیه. داره سعی می‌کنه
‫یه چیزی بگه.

500
00:36:41,791 --> 00:36:44,583
‫آره. مسابقه کریکت تو جنگل؟

501
00:36:45,250 --> 00:36:47,291
‫مریخی‌ها دارن رو زمین پیاده میشن!

502
00:36:47,500 --> 00:36:48,541
‫داداش.

503
00:36:48,625 --> 00:36:52,416
‫داشت درباره مونت‌باتن حرف می‌زد.
‫آخرین نایب‌السلطنه‌ی بریتانیایی.

504
00:37:01,583 --> 00:37:04,333
‫زنده باد! مرگ بر!

505
00:37:04,750 --> 00:37:06,833
‫ما می‌جنگیم!

506
00:37:07,916 --> 00:37:10,000
‫ما تجزیه نمیشیم.

507
00:37:11,750 --> 00:37:13,833
‫ما تجزیه نمیشیم.

508
00:37:18,125 --> 00:37:21,583
‫هنوز که شروع نشده.

509
00:37:23,208 --> 00:37:25,291
‫معنی داره؟

510
00:37:29,833 --> 00:37:34,250
‫نگاه کن، رسیدن.
‫مریخی‌ها.

511
00:37:35,125 --> 00:37:36,750
‫مریخی‌ها.

512
00:37:37,333 --> 00:37:40,500
‫صورت‌هاشون رو بشناسید!
‫بشناسیدشون!

513
00:37:41,416 --> 00:37:44,791
‫چشمای ریز، و زبون دراز...

514
00:37:45,375 --> 00:37:47,458
‫ما تجزیه نمیشیم.

515
00:38:06,375 --> 00:38:08,500
‫-آقای آفتاب.
‫-سلام، افسانه.

516
00:38:09,583 --> 00:38:10,583
‫می‌بینی؟

517
00:38:12,583 --> 00:38:13,541
‫حالا ببین.

518
00:38:15,208 --> 00:38:16,208
‫فهمیدی؟

519
00:38:19,208 --> 00:38:22,416
‫گوشواره‌م حتما باید افتاده باشه

520
00:38:23,583 --> 00:38:24,916
‫توی اون خرابه قدیمی.

521
00:38:26,583 --> 00:38:27,875
‫اگه یکی برش داره چی؟

522
00:38:33,958 --> 00:38:35,000
‫برو!

523
00:38:36,625 --> 00:38:37,625
‫ولی من...

524
00:38:38,250 --> 00:38:40,416
‫تو یه شیری! برو!

525
00:38:43,041 --> 00:38:45,458
‫کینو! اونجا نه، این طرف!

526
00:38:54,250 --> 00:38:55,500
‫ایشار؟ خودتی؟

527
00:38:56,583 --> 00:38:58,125
‫کلاس نمی‌ری؟

528
00:38:59,416 --> 00:39:01,583
‫کنسل شد.

529
00:39:02,125 --> 00:39:03,291
‫از این طرف؟

530
00:39:06,000 --> 00:39:07,416
‫باید تعمیر بشه.

531
00:39:08,125 --> 00:39:09,125
‫تو باید تعمیر بشی؟

532
00:39:10,791 --> 00:39:11,666
‫نه.

533
00:39:12,666 --> 00:39:13,666
‫دوچرخه‌م.

534
00:39:15,875 --> 00:39:17,000
‫عجله داری؟

535
00:39:18,291 --> 00:39:19,500
‫باید سوار دوچرخه بشم؟

536
00:39:21,625 --> 00:39:22,500
‫باشه.

537
00:39:27,291 --> 00:39:28,333
‫دو‌تایی سوار شیم؟

538
00:39:33,083 --> 00:39:34,416
‫اینم خوبه.

539
00:39:41,791 --> 00:39:43,375
‫بهت می‌گن کینو، مثل اون میوه؟

540
00:39:44,125 --> 00:39:45,500
‫تو پرتقالی؟

541
00:39:49,583 --> 00:39:50,708
‫سلام، جیا!

542
00:39:52,500 --> 00:39:53,708
‫منم خبر دارم.

543
00:39:55,333 --> 00:39:56,791
‫دل کسی رو بردی؟

544
00:40:29,625 --> 00:40:31,791
‫مرز رو اینجا کشیدن.

545
00:40:33,125 --> 00:40:35,000
‫پنجاب رو دو تیکه کردن.

546
00:40:35,583 --> 00:40:37,083
‫شرق و غرب.

547
00:40:37,791 --> 00:40:39,708
‫و اینجا سرگودهاست.

548
00:41:02,916 --> 00:41:03,916
‫گوشواره‌م!

549
00:41:06,708 --> 00:41:07,625
‫پیداش کردی؟

550
00:41:10,125 --> 00:41:11,208
‫خیالم راحت شد.

551
00:41:11,416 --> 00:41:12,666
‫الان دیگه همه‌چی خوبه؟

552
00:41:26,291 --> 00:41:27,333
‫چی شده؟

553
00:41:29,458 --> 00:41:30,708
‫داری تند تند نفس می‌کشی.

554
00:41:33,833 --> 00:41:35,708
‫امیدوارم سکته نکرده باشی؟

555
00:41:37,583 --> 00:41:38,916
‫نه، نه.

556
00:41:40,416 --> 00:41:41,416
‫پس چی؟

557
00:41:43,416 --> 00:41:44,500
‫ترسیدی؟

558
00:41:46,208 --> 00:41:48,208
‫-نه.
‫-من ترسیدم.

559
00:41:51,708 --> 00:41:53,708
‫از چی می‌ترسی؟

560
00:41:54,208 --> 00:41:58,250
‫پنجاب قراره تقسیم بشه.
‫سیک‌ها و مسلمون‌ها از هم جدا میشن.

561
00:42:02,291 --> 00:42:03,500
‫لزوماً نه.

562
00:42:05,333 --> 00:42:07,333
‫هر کسی می‌تونه کشور خودشو انتخاب کنه.

563
00:42:08,625 --> 00:42:12,125
‫کسی رو مجبور نمی‌کنن بره.
‫همچین دستوری وجود نداره.

564
00:42:12,625 --> 00:42:13,500
‫راست میگی.

565
00:42:15,208 --> 00:42:18,625
‫وای خدا! ولی شورش‌های راولپندی رو یادت بیار.

566
00:42:19,208 --> 00:42:21,916
‫اون وحشی‌های از خدا بی‌خبر
‫به مردم عادی حمله کردن.

567
00:42:22,958 --> 00:42:24,750
‫خیلی‌ها خونه‌وزندگیشون رو ول کردن.

568
00:42:25,416 --> 00:42:28,666
‫اگه اینجا هم همین اتفاق بیفته و مردم
‫شروع کنن به ول کردن خونه‌هاشون چی؟

569
00:42:32,375 --> 00:42:33,916
‫مردم دیوونه شدن.

570
00:42:34,416 --> 00:42:37,208
‫اینا دیگه کین؟ قبلاً اینجا نبودن.

571
00:42:37,750 --> 00:42:39,208
‫از کجا پیداشون شده؟

572
00:42:39,791 --> 00:42:42,083
‫با سفینه فضایی از مریخ اومدن؟

573
00:42:45,583 --> 00:42:47,708
‫چی؟ فکر کردی خنده‌داره؟

574
00:42:51,083 --> 00:42:52,083
‫عجیبه.

575
00:42:55,416 --> 00:42:59,833
‫این آدمایی که از مریخ اومدن تا خرابکاری کنن

576
00:43:00,791 --> 00:43:04,750
‫باعث شدن یه عده از ترس برن
‫تو امریتسار و دهلی خونه بخرن.

577
00:43:05,583 --> 00:43:08,583
‫اگه اوضاع اینجا خراب بشه، می‌رن اونجا.

578
00:43:09,958 --> 00:43:13,750
‫ما که نرفتیم، چون همین‌جا می‌مونیم.

579
00:43:15,500 --> 00:43:18,208
‫خدا نکنه بیان در خونه‌ی تو رو بزنن، اون‌وقت چی؟

580
00:43:18,791 --> 00:43:19,791
‫خدای من!

581
00:43:21,125 --> 00:43:23,000
‫-کی؟ مریخی‌ها؟
‫-چی؟

582
00:43:23,916 --> 00:43:25,625
‫همون آدمای تو سفینه فضایی؟

583
00:43:27,083 --> 00:43:28,791
‫آره.

584
00:43:29,875 --> 00:43:31,666
‫اگه اومدن که بیرونت کنن چی؟

585
00:43:32,000 --> 00:43:34,625
‫اون‌وقت میام همین‌جا،
‫بین این خرابه‌ها زندگی می‌کنم.

586
00:43:35,166 --> 00:43:37,625
‫ولی این خونه‌ی یه مسلمون بوده.

587
00:43:38,583 --> 00:43:41,375
‫سیک‌ها و مسلمونا نمی‌تونن
‫تو یه خونه زندگی کنن.

588
00:43:41,750 --> 00:43:43,833
‫چرا نتونن؟ معلومه که می‌تونن.

589
00:43:44,416 --> 00:43:45,291
‫ولی چطور؟

590
00:43:47,916 --> 00:43:51,250
‫این داستان عاشقانه از دوران تجزیه

591
00:43:51,583 --> 00:43:54,000
‫۷۸ ساله که ولش نمی‌کنه.

592
00:43:55,500 --> 00:43:57,125
‫حتماً یه دختر جوون توشه.

593
00:43:57,250 --> 00:43:58,666
‫یه داستان عاشقانه واقعی می‌خوای؟

594
00:43:59,458 --> 00:44:02,583
‫ایشان از ایندو خواستگاری کرده.

595
00:44:04,708 --> 00:44:05,958
‫ایشان دیگه کیه؟

596
00:44:06,916 --> 00:44:08,000
‫دوست‌پسرِ ایندو.

597
00:44:08,500 --> 00:44:09,375
‫ایندو؟

598
00:44:11,750 --> 00:44:14,916
‫آهان! گرفتم، همون ایندوی خودمون.

599
00:44:15,250 --> 00:44:17,375
‫آره، خواهر کوچیکم.

600
00:44:17,833 --> 00:44:22,375
‫اون‌قدر بهم فشار آوردن که ازدواج کنم،
‫حالا خواهر خودمم داره ازدواج می‌کنه.

601
00:44:23,875 --> 00:44:28,250
‫ولی خب، عالیه و من خیلی خیلی
‫براش خوشحالم.

602
00:44:29,583 --> 00:44:31,083
‫عروسی میای؟

603
00:44:32,500 --> 00:44:35,166
‫ولی من اینجام، هند.

604
00:44:35,708 --> 00:44:38,125
‫عروسی تو نوامبره. تا اون موقع...

605
00:44:39,125 --> 00:44:43,125
‫تا اون موقع شاید پدربزرگ...
‫آره، ولی...

606
00:44:45,583 --> 00:44:50,583
‫اگه با هم بریم عروسی، مردم ما رو ببینن چی فکر می‌کنن؟

607
00:44:51,708 --> 00:44:54,541
‫فکر می‌کنن داریم اعلام می‌کنیم که ما...

608
00:44:54,708 --> 00:44:59,500
‫وای خدا! دارم دعوتت می‌کنم عروسی،
‫نه اینکه ازت خواستگاری کنم.

609
00:44:59,958 --> 00:45:02,416
‫به هر حال، الان دارم با کامنا میرم کلینیک.

610
00:45:02,791 --> 00:45:03,833
‫کلینیک؟ برای چی؟

611
00:45:04,125 --> 00:45:06,041
‫کامنا داره تخمک‌هاش رو فریز می‌کنه.

612
00:45:06,625 --> 00:45:07,916
‫بهت گفته بودم.

613
00:45:09,708 --> 00:45:11,208
‫ولی تو چرا داری میری؟

614
00:45:11,500 --> 00:45:13,791
‫فقط می‌خوام یه نگاهی بندازم.

615
00:45:14,583 --> 00:45:16,000
‫کاوری، تو خیلی جوونی.

616
00:45:16,416 --> 00:45:18,125
‫که همیشه جوون نمی‌مونم!

617
00:45:18,791 --> 00:45:20,916
‫خدا می‌دونه کی ازدواج کنم.

618
00:45:21,208 --> 00:45:22,833
‫و از نظر علمی هم

619
00:45:23,125 --> 00:45:26,625
‫بهتره آدم وقتی جوونه تخمک‌هاش رو فریز کنه.

620
00:45:27,500 --> 00:45:31,250
‫تخمک، پدربزرگ!
‫دخترا دارن تخمک‌هاشون رو فریز می‌کنن.

621
00:45:31,875 --> 00:45:33,500
‫دنیا داره به کجا میره؟

622
00:45:36,208 --> 00:45:40,333
‫اصلاً حرفش رو نزن...
‫ما حتی در مورد ازدواج هم حرف نزدیم.

623
00:45:41,958 --> 00:45:43,625
‫چرا من دارم احساس فشار می‌کنم؟

624
00:45:44,916 --> 00:45:46,333
‫غیرممکنه.

625
00:45:47,083 --> 00:45:49,166
‫ممکنه.

626
00:45:50,000 --> 00:45:51,125
‫ولی چطور؟

627
00:45:56,000 --> 00:45:57,375
‫می‌تونیم با هم ازدواج کنیم.

628
00:45:58,125 --> 00:45:59,833
‫این غیرممکنه!

629
00:46:00,250 --> 00:46:01,500
‫چطوری می‌تونیم ازدواج کنیم؟

630
00:46:02,041 --> 00:46:05,166
‫اگه هر دوتامون مسیحی بشیم،
‫می‌تونیم توی کلیسا ازدواج کنیم.

631
00:46:05,250 --> 00:46:06,291
‫اون ممکنه.

632
00:46:07,416 --> 00:46:08,791
‫همین الان این فکر به ذهنت رسید؟

633
00:46:10,750 --> 00:46:12,083
‫نه، دو سال پیش.

634
00:46:12,500 --> 00:46:15,416
‫آهان. دو سال پیش؟

635
00:46:24,500 --> 00:46:28,875
‫یه لباس سفید، مثل ملکه ویکتوریا.

636
00:46:29,291 --> 00:46:31,333
‫چطور می‌تونی شبیه ملکه ویکتوریا بشی؟

637
00:46:31,791 --> 00:46:32,916
‫چرا نتونم؟

638
00:46:33,250 --> 00:46:34,625
‫تو خوشگلی!

639
00:46:42,916 --> 00:46:45,000
‫تو شبیه...

640
00:46:46,375 --> 00:46:47,583
‫ملکه دلفریب می‌شی.

641
00:46:50,083 --> 00:46:52,750
‫عزیزم، خانمِ بوسه! ریمل زدم

642
00:46:52,833 --> 00:46:54,916
‫بیا چشم از هم برنداریم

643
00:46:55,500 --> 00:46:58,250
‫عزیزم، خانمِ بوسه! ریمل زدم

644
00:46:58,333 --> 00:47:00,666
‫بیا نذاریم عشقمون بمیره

645
00:47:02,416 --> 00:47:04,500
‫من هیچ‌وقت عوض نمیشم

646
00:47:06,583 --> 00:47:09,125
‫عزیزم، خانمِ بوسه! ریمل زدم

647
00:47:09,333 --> 00:47:11,958
‫بیا چشم از هم برنداریم

648
00:47:12,041 --> 00:47:14,625
‫عزیزم، خانمِ بوسه! ریمل زدم

649
00:47:14,791 --> 00:47:16,958
‫بیا نذاریم عشقمون بمیره

650
00:47:17,250 --> 00:47:19,583
‫عشق من، میگم آره

651
00:47:19,916 --> 00:47:22,625
‫هیچ‌وقت از کنارت تکون نمی‌خورم

652
00:47:22,750 --> 00:47:24,958
‫عشق من، میگم آره

653
00:47:25,458 --> 00:47:28,291
‫هیچ‌وقت از کنارت تکون نمی‌خورم

654
00:47:28,750 --> 00:47:31,333
‫عزیزم، خانمِ بوسه! ریمل زدم

655
00:47:31,416 --> 00:47:33,583
‫بیا چشم از هم برنداریم

656
00:47:34,208 --> 00:47:36,916
‫عزیزم، خانمِ بوسه! ریمل زدم

657
00:47:37,000 --> 00:47:39,291
‫بیا نذاریم عشقمون بمیره

658
00:48:14,916 --> 00:48:18,708
‫همش دارم اسم تو رو می‌نویسم

659
00:48:20,208 --> 00:48:25,333
‫دیگه برام عادت شده

660
00:48:25,708 --> 00:48:31,208
‫چون دیوانه‌وار عاشقتم

661
00:48:31,666 --> 00:48:33,875
‫عشق من، میگم آره

662
00:48:34,625 --> 00:48:37,041
‫هیچ‌وقت از کنارت تکون نمی‌خورم

663
00:48:37,166 --> 00:48:39,458
‫عشق من، میگم آره

664
00:48:39,833 --> 00:48:42,875
‫هیچ‌وقت از کنارت تکون نمی‌خورم

665
00:48:43,208 --> 00:48:45,916
‫عزیزم، خانمِ بوسه! ریمل زدم

666
00:48:46,000 --> 00:48:48,083
‫بیا چشم از هم برنداریم

667
00:48:48,666 --> 00:48:51,375
‫عزیزم، خانمِ بوسه! ریمل زدم

668
00:48:51,458 --> 00:48:53,666
‫بیا نذاریم عشقمون بمیره

669
00:49:16,666 --> 00:49:20,916
‫این دلبری‌ها رو
‫از کجا یاد گرفتی؟

670
00:49:22,166 --> 00:49:26,666
‫سراپای وجودت وقاره
‫وقار هم که خودِ تویی

671
00:49:27,666 --> 00:49:32,708
‫با بهانه‌های الکی
‫داری عشقت رو نثارم می‌کنی

672
00:49:33,291 --> 00:49:37,541
‫هیچ‌وقت درست نمیشی

673
00:49:41,500 --> 00:49:45,750
‫این دلبری‌ها رو
‫از کجا یاد گرفتی؟

674
00:49:46,958 --> 00:49:51,666
‫ازت شاکی میشم
‫ولی برات دعا هم می‌کنم

675
00:49:52,583 --> 00:49:57,458
‫چه چاره‌ای دارم؟
‫عشق منو از پا درآورده

676
00:49:57,916 --> 00:50:03,958
‫دیگه عقلی برام نمونده

677
00:50:33,125 --> 00:50:35,291
‫نمی‌ذارم هیچ‌کسی بهت آسیب بزنه.

678
00:50:50,000 --> 00:50:51,083
‫فکر می‌کردم

679
00:50:52,916 --> 00:50:55,708
‫یه سالی طول می‌کشه تا بهت بله بگم.

680
00:50:59,416 --> 00:51:01,041
‫می‌خواستم تشنه‌م بشی.

681
00:51:04,250 --> 00:51:08,541
‫ولی چیکار کنم، کینو؟
‫روزگار بدی شده.

682
00:51:10,833 --> 00:51:12,916
‫اگه دست‌دست کنیم، ممکنه خیلی دیر بشه.

683
00:51:47,708 --> 00:51:50,500
‫اما حالا که دارم به همین راحتی
‫خودم رو به تو می‌سپرم

684
00:51:52,958 --> 00:51:55,208
‫فکر می‌کنی دیگه برام ارزشی قائل نیستی؟

685
00:52:20,041 --> 00:52:20,875
‫نه!

686
00:52:37,666 --> 00:52:38,625
‫داره دیر میشه.

687
00:52:40,000 --> 00:52:41,416
‫به موقع می‌رسونمت.

688
00:52:42,791 --> 00:52:44,291
‫- سرگودها؟
‫- آره.

689
00:52:45,083 --> 00:52:46,833
‫سرگودها و...

690
00:52:48,250 --> 00:52:49,625
‫اونجا پر از راهزنه.

691
00:52:50,666 --> 00:52:52,125
‫جاده‌ها بسته‌ست.

692
00:52:52,666 --> 00:52:55,375
‫بعد از تقسیم کشور،
‫مرز کشیدن.

693
00:52:57,250 --> 00:53:03,375
‫دیوار بزرگ چین رو
‫از روی ماه هم میشه دید.

694
00:53:04,625 --> 00:53:05,916
‫خودم دیدمش.

695
00:53:06,291 --> 00:53:07,958
‫حالش بهتره؟ یا بدتر؟

696
00:53:08,041 --> 00:53:11,541
‫همونه که بود. زوال عقل گرفته.

697
00:53:11,708 --> 00:53:13,500
‫بریم. فقط صد مایل فاصله داریم.

698
00:53:13,791 --> 00:53:16,125
‫سرگودها چهارصد کیلومتر اون‌طرف‌تره.

699
00:53:16,458 --> 00:53:18,625
‫نه، همین نزدیکیاست.

700
00:53:20,208 --> 00:53:24,083
‫از کوره‌راه‌ها برو، از وسط مزارع.

701
00:53:32,625 --> 00:53:33,541
‫جیا.

702
00:53:35,250 --> 00:53:36,833
‫نمی‌دونم چم شده بود.

703
00:53:38,708 --> 00:53:40,166
‫دیگه هیچ‌وقت تکرارش نمی‌کنم.

704
00:53:41,041 --> 00:53:42,083
‫بهت قول میدم.

705
00:53:43,166 --> 00:53:44,833
‫اگه با هم ازدواج کنیم چی؟

706
00:53:49,291 --> 00:53:50,541
‫بازم نمی‌خوای قبول کنی؟

707
00:53:53,916 --> 00:53:57,166
‫قولت رو پس بگیر! زود باش!

708
00:53:57,250 --> 00:53:58,208
‫پسش می‌گیرم.

709
00:54:39,458 --> 00:54:41,875
‫هیچ‌کس باور نمی‌کنه اومدی شهر.

710
00:54:44,791 --> 00:54:47,291
‫چاندیگار کی رسیدی؟

711
00:54:47,583 --> 00:54:48,541
‫هفته‌ی پیش.

712
00:54:49,291 --> 00:54:51,541
‫اصلاً قرار نبود بیای. چی شد پس؟

713
00:54:51,791 --> 00:54:52,750
‫همین‌جوری.

714
00:54:53,458 --> 00:54:56,250
‫«همین‌جوری»؟ اینو قبلاً شنیده بودم.

715
00:54:56,750 --> 00:54:59,500
‫امروز نیرور قراره برامون بگه یعنی چی.

716
00:54:59,625 --> 00:55:00,541
‫- مگه نه؟
‫- ولی...

717
00:55:00,625 --> 00:55:03,666
‫باید برامون روشن کنی. نه، توروخدا!

718
00:55:04,958 --> 00:55:07,541
‫پدربزرگم رو به موته.

719
00:55:08,583 --> 00:55:09,458
‫چی؟

720
00:55:10,000 --> 00:55:12,125
‫داره می‌میره، واسه همین اومدم ببینمش.

721
00:55:13,916 --> 00:55:17,250
‫آدما یه روزی میرن،
‫دیگه چرا حال خودت رو خراب می‌کنی؟

722
00:55:18,041 --> 00:55:19,583
‫زیاد هم جدی نیست.

723
00:55:21,083 --> 00:55:22,375
‫اتفاقاً خیلی هم خنده‌داره.

724
00:55:23,083 --> 00:55:24,625
‫-بذار...
‫-نه، جدی میگم.

725
00:55:24,708 --> 00:55:29,083
‫نود و پنج سالشه و هنوز فکر می‌کنه دانشجوئه.

726
00:55:30,625 --> 00:55:32,708
‫براش هنوز سال ۱۹۴۷ـه.

727
00:55:33,083 --> 00:55:35,416
‫هی اصرار داره بره سرگودها.

728
00:55:35,750 --> 00:55:38,166
‫-و می‌دونی، سرگودها...
‫-اون‌طرف مرزه.

729
00:55:38,375 --> 00:55:40,291
‫پدربزرگ تو هم می‌خواد بره اونجا؟

730
00:55:40,375 --> 00:55:42,750
‫-نه، راولپندی.
‫-لاهور.

731
00:55:42,875 --> 00:55:44,916
‫-پیشاور.
‫-گوجرانوالا.

732
00:55:45,000 --> 00:55:45,875
‫اوه!

733
00:55:46,375 --> 00:55:47,791
‫عجب، چقدر پناهنده اینجا داریم!

734
00:55:48,791 --> 00:55:50,958
‫حتماً کلمه «تجزیه» رو شنیدی؟

735
00:55:51,708 --> 00:55:54,666
‫تجزیه کلی خرابی به بار آورد. میلیون‌ها نفر کشته شدن.

736
00:55:55,000 --> 00:55:57,750
‫بدون هیچ هشداری، مردم مجبور شدن خونه و زندگیشون رو ول کنن.

737
00:55:58,000 --> 00:55:59,708
‫می‌دونی مشکل تجزیه چی بود؟

738
00:56:00,875 --> 00:56:02,041
‫اینترنت نبود.

739
00:56:03,625 --> 00:56:07,041
‫وگرنه می‌فهمیدم تو ذهن پدربزرگ چی می‌گذره.

740
00:56:07,291 --> 00:56:10,041
‫اگه فضای مجازی بود، آپدیت‌هاش رو می‌دیدیم.

741
00:56:10,666 --> 00:56:13,666
‫پدربزرگت تگ می‌شد. مادربزرگت هم همین‌طور.

742
00:56:15,041 --> 00:56:16,333
‫«در حال ترک لاهور.»

743
00:56:16,416 --> 00:56:18,666
‫«لایو من رو از روی سقف قطار ببینید!»

744
00:56:18,750 --> 00:56:21,416
‫بیا تا بریم زیر سایه‌ی عشق...

745
00:56:22,041 --> 00:56:26,333
‫«اگه زنده موندید، لایک و کامنت و سابسکرایب یادتون نره. هشتگ، تجزیه.»

746
00:56:27,000 --> 00:56:28,208
‫موبایل که نداشتن.

747
00:56:29,291 --> 00:56:32,208
‫این آدما بدون گوشی چطوری از اونجا رسیدن اینجا؟

748
00:56:32,500 --> 00:56:34,458
‫اگه من بودم، نقشه باز می‌کردم.

749
00:56:37,000 --> 00:56:40,666
‫«پیاده‌روی از لاهور تا دهلی چقدر طول می‌کشه؟»

750
00:56:41,666 --> 00:56:43,291
‫«پونزده روز و هفده ساعت.»

751
00:56:45,000 --> 00:56:47,958
‫پونزده روز پیاده؟ بی‌خیال. بیاید بمونیم.

752
00:56:48,125 --> 00:56:49,666
‫دیکتاتوری خیلی هم خوبه!

753
00:56:51,291 --> 00:56:54,583
‫فضای مجازی وقتی هیچی هم نشده باشه، می‌تونه کلی آشوب به پا کنه.

754
00:56:54,833 --> 00:56:56,791
‫اون‌وقت اینجا بحث تجزیه یه کشوره.

755
00:56:57,125 --> 00:56:58,500
‫ببین چه محتوایی می‌شد!

756
00:56:58,958 --> 00:57:00,541
‫دو میلیون نفر کشته شدن.

757
00:57:01,416 --> 00:57:04,291
‫تصور کن چه تعداد لایک و کامنت می‌گرفت.

758
00:57:05,333 --> 00:57:07,500
‫انگلیسی‌ها این نمایش رو از دست دادن.

759
00:57:08,083 --> 00:57:09,666
‫هشتگ، تفرقه بنداز و حکومت کن.

760
00:57:09,750 --> 00:57:11,166
‫هشتگ، جای هیجانش خالیه.

761
00:57:12,958 --> 00:57:15,458
‫آقایان، نفرتی که شما پراکندید

762
00:57:15,708 --> 00:57:17,625
‫هفتاد و هشت ساله که داریم ازش لذت می‌بریم.

763
00:57:17,791 --> 00:57:19,541
‫شما هم لطفاً از کوه نور ما لذت ببرید!

764
00:57:21,000 --> 00:57:24,333
‫دویست ساله که مملکت ما رو به گند کشیدین،

765
00:57:24,666 --> 00:57:28,041
‫حالا ما هم برای همیشه زبون‌تون رو به گند می‌کشیم!

766
00:57:42,125 --> 00:57:43,583
‫اینا مال سرگودها هستن.

767
00:57:44,291 --> 00:57:47,666
‫شنیدم قبل از تجزیه، توی پنجاب دوربین‌های باکیفیت داشتن.

768
00:57:51,166 --> 00:57:54,833
‫فکر کنم قبلاً این عکس‌ها رو دیدم. یا یه چیزی تو همین مایه‌ها.

769
00:57:55,416 --> 00:57:57,958
‫یه آژانس توی لاهور هست به اسم «بازگشت به ریشه‌ها».

770
00:57:58,416 --> 00:57:59,791
‫اونا اینا رو جمع‌آوری کردن.

771
00:58:00,083 --> 00:58:03,625
‫و این کار تأثیر وحشتناکی روی مردم گذاشت، مثل همین دیوار...

772
00:58:04,500 --> 00:58:06,708
‫-مرز رو این‌طوری کشیدن؟
‫-آره.

773
00:58:09,416 --> 00:58:10,625
‫کسی اصلاً از این چیزا خبر داره؟

774
00:58:12,250 --> 00:58:15,208
‫کسی می‌دونه اسم مرز هند و پاکستان چیه؟

775
00:58:15,291 --> 00:58:17,833
‫-خط رادکلیف.
‫-درست! خط رادکلیف.

776
00:58:18,291 --> 00:58:20,791
‫سِر رادکلیف از انگلیس اومد که این خط رو بکشه.

777
00:58:22,916 --> 00:58:27,208
‫«سِر رادکلیف، حتماً وجب‌به‌وجب هند رو می‌شناسید دیگه؟»

778
00:58:27,291 --> 00:58:31,000
‫«نه، نه، من هند رو خوب نمی‌شناسم.»

779
00:58:31,500 --> 00:58:32,791
‫«این اولین باره که میام اینجا!»

780
00:58:34,833 --> 00:58:37,916
‫«ولی قربان، مگه شما قرار نیست مرز هند و پاکستان رو تعیین کنید؟»

781
00:58:38,416 --> 00:58:41,291
‫«شما دارید تصمیم می‌گیرید کدوم منطقه مال کدوم کشور بشه.»

782
00:58:42,208 --> 00:58:45,416
‫«من؟ من اصلاً هیچی از اینجا نمی‌دونم.»

783
00:58:45,833 --> 00:58:48,375
‫«واسه همینه که بی‌طرفم. طرف هیچ‌کدوم رو نمی‌گیرم.»

784
00:58:49,250 --> 00:58:53,291
‫«با این حساب، خیاط هم می‌تونه جراحی قلب باز انجام بده!»

785
00:58:54,708 --> 00:58:55,958
‫«شاید زیاد سر در نیاره،

786
00:58:56,916 --> 00:58:59,625
‫ولی بلده چطوری روی خط‌چین‌ها ببره و بدوزه.»

787
00:59:00,041 --> 00:59:03,041
‫«به هر حال آقای رادکلیف، اگه قراره انجامش بدی،

788
00:59:03,125 --> 00:59:05,208
‫خب وقت بذار براش.»

789
00:59:05,291 --> 00:59:07,375
‫«اوه آره، آره، وقت می‌ذارم.»

790
00:59:07,708 --> 00:59:09,791
‫«برای این کار، نایب‌السلطنه،

791
00:59:09,875 --> 00:59:12,875
‫لرد مونت‌باتن بهم پنج هفته وقت داده.»

792
00:59:13,375 --> 00:59:14,916
‫«پنج هفته؟»

793
00:59:15,416 --> 00:59:17,708
‫«اصلاً نمی‌تونی کل مرزها رو بررسی کنی که.»

794
00:59:17,791 --> 00:59:18,833
‫«دقیقاً!»

795
00:59:18,958 --> 00:59:24,000
‫«آقای گاندی گفته 'بدی نبین'، پس منم نگاه نمی‌کنم.»

796
00:59:24,291 --> 00:59:27,041
‫«پام رو از مهمان‌سرای دهلی بیرون نمی‌ذارم.»

797
00:59:27,416 --> 00:59:29,625
‫«همین‌جا پشت میز می‌شینم و مرز رو می‌کشم،

798
00:59:29,708 --> 00:59:32,166
‫بعدش مستقیم میرم فرودگاه و پرواز می‌کنم سمت لندن!»

799
00:59:32,500 --> 00:59:34,291
‫«وگرنه شماها منو می‌کشید!»

800
00:59:41,916 --> 00:59:44,041
‫مریخی‌ها

801
00:59:45,375 --> 00:59:48,000
‫می‌خوان ماه رو تسخیر کنن.

802
00:59:49,875 --> 00:59:55,000
‫یکی‌یکی جمع می‌شدن، هیچ‌وقت تنها راه نمی‌رفتن.

803
00:59:55,791 --> 00:59:58,458
‫همیشه گروهی بودن.

804
00:59:59,041 --> 01:00:01,833
‫دیگه نمی‌تونی بیای اینجا.
‫بزن به چاک.

805
01:00:03,666 --> 01:00:04,791
‫چرا؟ چی شده؟

806
01:00:05,333 --> 01:00:07,208
‫یه طومار برام فرستادن.

807
01:00:08,875 --> 01:00:12,708
‫«لطفاً به یه سیاره دیگه نقل‌مکان کنید.»

808
01:00:13,625 --> 01:00:15,916
‫به چی زل زدی؟
‫گمشو برو!

809
01:00:24,000 --> 01:00:26,375
‫من جایی نمیرم. هر غلطی می‌خوای بکن.

810
01:00:31,000 --> 01:00:32,416
‫مگه من خواسته بودم که کشور تجزیه بشه؟

811
01:00:35,000 --> 01:00:39,541
‫از کجا می‌دونی که این تیکه زمین تو هنده
‫یا اون یکی کشور جدید؟

812
01:00:40,416 --> 01:00:41,375
‫از کجا بدونیم؟

813
01:00:42,416 --> 01:00:45,958
‫کی اهمیت میده! اینجا خونه‌ی منه.
‫من هیچ‌جا نمیرم.

814
01:00:50,833 --> 01:00:52,083
‫این یاروِ پررو کیه؟

815
01:00:53,125 --> 01:00:56,625
‫-باید یه درس حسابی بهش بدیم.
‫-آره، یه جوری بزنیدش که درس عبرت بشه!

816
01:00:57,208 --> 01:01:00,500
‫افضل گفت اینا رو باید درس عبرت بقیه کنیم.

817
01:01:00,750 --> 01:01:01,625
‫هی.

818
01:01:02,250 --> 01:01:05,000
‫-چه غلطا!
‫-ما بهت نشون میدیم تو کدوم کشوری.

819
01:01:05,083 --> 01:01:06,833
‫-ولم کنید!
‫-رهاش کن.

820
01:01:07,791 --> 01:01:08,625
‫پاشو.

821
01:01:11,375 --> 01:01:12,250
‫عقب برو.

822
01:01:15,541 --> 01:01:16,458
‫پاشو!

823
01:01:16,708 --> 01:01:19,500
‫پاندیت نهرو و حتی آقای جناح گفتن

824
01:01:20,666 --> 01:01:24,416
‫که هیچ‌کس رو مجبور نمی‌کنن خونه‌ش رو ول کنه
‫و بره اون یکی کشور.

825
01:01:24,500 --> 01:01:27,625
‫خیلی خب. پاشو.

826
01:01:28,250 --> 01:01:29,625
‫ما الان آزادی‌مون رو به دست آوردیم.

827
01:01:30,583 --> 01:01:31,791
‫مگه ما آزادی نمی‌خواستیم؟

828
01:01:33,166 --> 01:01:34,916
‫پس الان چرا داریم به جون هم می‌افتیم؟

829
01:01:36,875 --> 01:01:37,958
‫خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

830
01:01:40,791 --> 01:01:42,208
‫دشمن داره میره

831
01:01:43,208 --> 01:01:45,291
‫و حالا ما داریم به جون هم می‌افتیم.

832
01:01:47,583 --> 01:01:48,708
‫اما این واقعیتشه.

833
01:01:50,708 --> 01:01:52,208
‫اتفاق‌های خیلی بدتری هم میفته.

834
01:01:53,791 --> 01:01:57,208
‫وقتی اون موقع برسه، نه نهرو هست و نه جناح که بیان نجاتت بدن.

835
01:01:59,125 --> 01:02:01,750
‫دارن نیروهای نظامی از بیرون میارن
‫توی سرگودها.

836
01:02:04,208 --> 01:02:05,916
‫بلوچ‌ها، پتان‌ها، اون قبیله‌ها.

837
01:02:06,750 --> 01:02:08,083
‫دیگه حرف‌شنوی ندارن.

838
01:02:11,125 --> 01:02:12,375
‫پس دیگه اینجا نیا.

839
01:02:14,416 --> 01:02:16,125
‫اگه بیای اینجا به دردسر میفتی.

840
01:02:17,083 --> 01:02:18,041
‫برو.

841
01:02:19,500 --> 01:02:21,916
‫اسمشو شنیدی؟ آدولف هیتلر؟

842
01:02:25,000 --> 01:02:28,750
‫اونم اهل مریخ بود. یه مریخی.

843
01:02:30,500 --> 01:02:31,375
‫آره.

844
01:02:32,875 --> 01:02:35,041
‫اومده بود لاهور که بازیگر بشه.

845
01:02:35,416 --> 01:02:40,375
‫هیچ‌کس بهش نقش نداد. میدونی چیکار کرد؟

846
01:02:42,250 --> 01:02:43,583
‫جنگ جهانی دوم رو راه انداخت؟

847
01:02:45,916 --> 01:02:47,458
‫نه، شروع کرد به گریه کردن.

848
01:02:48,708 --> 01:02:54,500
‫برای ۵۲۰/۲ سال

849
01:02:54,916 --> 01:02:56,000
‫هی گریه می‌کرد.

850
01:02:56,583 --> 01:02:57,666
‫همش گریه می‌کرد.

851
01:02:58,000 --> 01:03:00,375
‫- ۵۲۰/۲؟
‫- ۲۰/۲...

852
01:03:00,666 --> 01:03:03,708
‫- پس واسه ۲۶۰ سال؟
‫- نه.

853
01:03:05,791 --> 01:03:10,875
‫- ۵۲۰/۲.
‫- باشه.

854
01:03:11,791 --> 01:03:17,958
‫واسه همین گفتم باشه، و یه نقش براش جور کردم.

855
01:03:18,541 --> 01:03:20,625
‫واسه هیتلر؟ خیلی عالی.

856
01:03:21,500 --> 01:03:23,833
‫- فیلمه ساخته شد، پدربزرگ؟
‫- آره.

857
01:03:24,208 --> 01:03:26,291
‫- توی سرگودها؟
‫- برلین.

858
01:03:26,958 --> 01:03:29,083
‫سینه سپر! چشم‌غره!

859
01:03:29,750 --> 01:03:31,041
‫نگاه کن به دوربین.

860
01:03:31,166 --> 01:03:33,250
‫حمله برق‌آسا.

861
01:03:34,375 --> 01:03:38,166
‫به کارگردانی ایندرجیت گروال.

862
01:03:38,291 --> 01:03:39,625
‫آقا، چیکار می‌کنید؟

863
01:03:39,708 --> 01:03:41,416
‫کینو، دوربین رو بگیر.

864
01:03:43,666 --> 01:03:45,333
‫ایندرجیت گروال کیه، پدربزرگ؟

865
01:03:46,250 --> 01:03:47,166
‫کیه؟

866
01:03:48,500 --> 01:03:49,708
‫کارگردانشه.

867
01:03:52,250 --> 01:03:54,791
‫«جنگ جهانی دوم» فیلم اونه

868
01:03:55,500 --> 01:03:57,833
‫با بازی آدولف هیتلر.

869
01:03:58,166 --> 01:04:01,708
‫بیا اینجا. بگیرش. تکون نخور، باشه؟

870
01:04:02,708 --> 01:04:04,791
‫آیکونتا ۵۲۰/۲، ساخت برلین.

871
01:04:05,541 --> 01:04:09,416
‫تمام عکس‌های جنگ جهانی با این گرفته شده. از جبهه جنگ گرفتمش!

872
01:04:12,375 --> 01:04:14,083
‫قیافه‌تو خشن کن! به دوربین.

873
01:04:14,625 --> 01:04:16,916
‫کینو، دکمه رو بزن.

874
01:04:17,708 --> 01:04:19,791
‫سه، دو، یک و...

875
01:04:25,541 --> 01:04:26,791
‫متاسفم که اینو میگم

876
01:04:26,875 --> 01:04:30,958
‫ولی سیک‌ها و هندوها اینجا سه برابر مسلمون‌ها هستن.

877
01:04:32,333 --> 01:04:33,708
‫پس چرا باید بترسیم؟

878
01:04:35,416 --> 01:04:38,791
‫جمعیت انگلیسی‌ها توی هند کم بود.

879
01:04:39,791 --> 01:04:41,916
‫ولی تونستن دویست سال بر ما حکومت کنن.

880
01:04:42,333 --> 01:04:45,000
‫با کلک و روش‌های غیرقانونی گولمون زدن.

881
01:04:45,250 --> 01:04:46,125
‫آره.

882
01:04:46,500 --> 01:04:51,208
‫اونا هم یاد گرفتن، خیانتکارا دارن قبیله‌ها رو می‌کِشونن اینجا که بهمون حمله کنن.

883
01:04:51,458 --> 01:04:53,500
‫این اولین بار نیست.

884
01:04:54,500 --> 01:04:59,083
‫از زمان اسکندر مقدونی، خیلی‌ها بهمون حمله کردن.

885
01:05:00,416 --> 01:05:01,791
‫ولی ما پنجابیم.

886
01:05:02,416 --> 01:05:03,625
‫کسی نمی‌تونه ما رو بشکنه.

887
01:05:14,625 --> 01:05:17,208
‫چته؟ دیدیش؟

888
01:05:19,666 --> 01:05:20,833
‫همه‌چی مرتبه؟

889
01:05:22,250 --> 01:05:23,333
‫ای بابا، فولا!

890
01:05:25,166 --> 01:05:28,125
‫آتیش از هر دو طرف زبونه می‌کشه.

891
01:05:28,583 --> 01:05:29,541
‫چی؟

892
01:05:31,708 --> 01:05:32,541
‫یعنی...

893
01:05:34,791 --> 01:05:36,708
‫جوابش مثبته.

894
01:05:38,375 --> 01:05:39,791
‫خب این که خوبه، نه؟

895
01:05:42,875 --> 01:05:43,791
‫ما...

896
01:05:46,333 --> 01:05:48,416
‫تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم.

897
01:05:49,291 --> 01:05:52,500
‫پس چرا قیافت این‌جوریه انگار میخوای بمیری؟

898
01:05:52,791 --> 01:05:54,166
‫این که عالیه!

899
01:05:54,291 --> 01:05:55,791
‫عشق یعنی همین دیگه.

900
01:05:56,541 --> 01:05:58,041
‫به قول شاعر...

901
01:05:59,916 --> 01:06:02,083
‫رودخونه‌ی عشق برعکس جاری میشه

902
01:06:02,916 --> 01:06:05,625
‫هرکی شیرجه بزنه توش، غرق میشه

903
01:06:06,833 --> 01:06:09,041
‫اونی که غرق میشه، به مقصد میرسه

904
01:06:09,166 --> 01:06:11,708
‫وای! منم دلم میخواد غرق بشم!

905
01:06:11,875 --> 01:06:13,458
‫واسه منم یه نفر رو پیدا کن، کینو.

906
01:06:14,916 --> 01:06:16,708
‫بذار اول گرفتاری‌های خودم رو حل کنم.

907
01:06:17,000 --> 01:06:19,083
‫تو همیشه فقط به فکر خودتی!

908
01:06:19,875 --> 01:06:20,833
‫باشه، بگو.

909
01:06:21,708 --> 01:06:23,125
‫چی بگم، فولا؟

910
01:06:27,416 --> 01:06:28,375
‫زبونم بند اومده.

911
01:06:32,166 --> 01:06:38,291
‫تازه فولا، نمی‌تونم بهت بگم چی شده.

912
01:06:38,708 --> 01:06:40,083
‫وای!

913
01:06:42,416 --> 01:06:43,666
‫- چته، پالی؟ - هی!

914
01:06:44,958 --> 01:06:46,000
‫برو!

915
01:06:53,208 --> 01:06:56,500
‫دانشگاه که تعطیله. پس چی داری می‌خونی؟

916
01:06:58,208 --> 01:06:59,375
‫شعر.

917
01:07:00,166 --> 01:07:01,125
‫برو بخواب.

918
01:07:02,500 --> 01:07:03,416
‫بذار بشنومش.

919
01:07:13,291 --> 01:07:15,125
‫فصل داره عوض میشه

920
01:07:15,375 --> 01:07:16,291
‫باشه.

921
01:07:18,708 --> 01:07:21,125
‫غنچه داره وا میشه

922
01:07:21,291 --> 01:07:22,416
‫باشه.

923
01:07:22,916 --> 01:07:23,875
‫نگو «باشه».

924
01:07:28,291 --> 01:07:30,791
‫حکومتِ غربی‌ها تموم میشه

925
01:07:32,833 --> 01:07:35,125
‫طلوع آزادی سر می‌زنه

926
01:07:37,750 --> 01:07:40,250
‫دیگه هیچی ما رو از هم جدا نمی‌کنه

927
01:07:41,916 --> 01:07:46,875
‫من و تو، تا ابد یکی می‌شیم

928
01:07:52,291 --> 01:07:54,375
‫برو کریکتت رو بازی کن، داداش!

929
01:07:56,583 --> 01:08:00,541
‫چشمات رو ببند! یه دقیقه وقت داری بخوابی.

930
01:08:10,125 --> 01:08:11,333
‫ایندرجیت گروال؟

931
01:08:11,500 --> 01:08:12,416
‫آره، خودشه.

932
01:08:13,708 --> 01:08:16,291
‫فکر کنم بچه بودم این اسم رو شنیده بودم.

933
01:08:17,000 --> 01:08:19,083
‫عمو، چیزی یادت میاد؟

934
01:08:19,625 --> 01:08:20,541
‫چطور؟

935
01:08:20,958 --> 01:08:24,750
‫وقتی داشت با نیوی حرف می‌زد، اسمش رو آورد.

936
01:08:26,000 --> 01:08:29,375
‫اون فقط با نیوی حرف می‌زنه. با کس دیگه‌ای نه.

937
01:08:30,166 --> 01:08:33,208
‫پالی‌بابا، خیلی آشفته‌ست.

938
01:08:34,291 --> 01:08:35,916
‫ولی ول‌کن هم نیست.

939
01:08:36,708 --> 01:08:39,208
‫فکر کنم یه چیزی از گذشته داره عذابش میده.

940
01:08:39,500 --> 01:08:41,958
‫خب تو می‌خوای چیکار کنی؟

941
01:08:42,916 --> 01:08:45,916
‫شاید بتونیم بفهمیم دنبال چی می‌گرده.

942
01:08:46,500 --> 01:08:47,541
‫چی؟

943
01:08:47,875 --> 01:08:48,791
‫آرامش.

944
01:08:49,416 --> 01:08:53,541
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم چی می‌خواد.

945
01:08:54,208 --> 01:08:57,333
‫حرف می‌زنه، ولی من همیشه نمی‌فهمم چی میگه.

946
01:08:57,500 --> 01:09:01,916
‫تو چطور می‌خوای بفهمی؟ اون موقع اونجا بودی؟

947
01:09:02,291 --> 01:09:03,916
‫تو اصلاً بودی؟

948
01:09:05,708 --> 01:09:07,416
‫این رنج خودشه.

949
01:09:07,625 --> 01:09:09,958
‫با خودش توی آتیش خاکستر میشه.

950
01:09:10,416 --> 01:09:13,833
‫این سرنوشت اونِ. اذیتش نکن.

951
01:09:14,833 --> 01:09:17,291
‫بی‌خیال، عمو.

952
01:09:22,208 --> 01:09:23,958
‫شرایط جوریه که عجله داریم.

953
01:09:24,291 --> 01:09:27,333
‫معمولاً تو ماه رمضون نامزدی نمی‌گیرن.

954
01:09:30,500 --> 01:09:32,500
‫چی شده؟

955
01:09:37,333 --> 01:09:38,291
‫فولا!

956
01:09:38,875 --> 01:09:41,875
‫آفتاب اومده. برو بهش خوش‌آمد بگو.

957
01:09:43,000 --> 01:09:46,250
‫سلام آفتاب. چطوری؟

958
01:09:47,833 --> 01:09:50,291
‫- رومانا چطوره؟ - واسه همین اومدم اینجا.

959
01:09:50,833 --> 01:09:53,458
‫پدرم میگه نباید بیای نامزدی رومانا.

960
01:09:54,125 --> 01:09:57,416
‫چهاردهم آگوسته. روز استقلال پاکستانه.

961
01:09:57,500 --> 01:09:58,666
‫ممکنه دردسر بشه.

962
01:09:59,458 --> 01:10:00,875
‫یه چیزی بگم؟

963
01:10:01,250 --> 01:10:05,000
‫واسه این دو تا کشور جدیدی که دارن ساخته می‌شن، نقشه‌ای هست؟

964
01:10:05,583 --> 01:10:06,791
‫مرزشون کجاست؟

965
01:10:07,583 --> 01:10:10,958
‫-اگه بخوای ازش رد بشی، چطوری پیداش کنی؟
‫-راست می‌گی.

966
01:10:11,291 --> 01:10:12,708
‫یه شهر اسم ببر

967
01:10:12,791 --> 01:10:15,833
‫که توش هندو، سیک و مسلمون زندگی نمی‌کنن.

968
01:10:17,208 --> 01:10:19,125
‫اصلاً یه شهرِ این‌طوری هست؟

969
01:10:19,708 --> 01:10:23,375
‫آفتاب، فکر می‌کنی آدما از هر فرقه‌ای

970
01:10:23,458 --> 01:10:27,166
‫خونه و زندگیشون رو تو شهر و روستا ول می‌کنن که برن اون‌طرف؟

971
01:10:27,375 --> 01:10:28,875
‫فکر می‌کنی همچین چیزی ممکنه؟

972
01:10:29,500 --> 01:10:31,583
‫ایول کینو، ایول!

973
01:10:32,000 --> 01:10:36,625
‫آفرین به این روحیه‌ی هم‌زیستی‌ت!

974
01:10:41,666 --> 01:10:45,333
‫به اونایی فکر کن که با خطِ رادکلیف، خونه‌شون دوتکه شد.

975
01:10:45,875 --> 01:10:48,041
‫یه بنده خدایی صبح پا میشه. یا خدا!

976
01:10:48,125 --> 01:10:50,958
‫آشپزخونه‌ش تو پاکستانه و میز ناهارخوری‌ش تو هند.

977
01:10:51,375 --> 01:10:53,750
‫حالا واسه جشن آزادی باید چه پرچمی رو هوا کنه؟

978
01:10:55,458 --> 01:10:57,000
‫خیلیا این‌جوری بودن.

979
01:10:57,083 --> 01:10:59,916
‫۱۴ و ۱۵ آگوست اعلام استقلال شد،

980
01:11:00,375 --> 01:11:03,708
‫ولی مرز رو ۱۷ آگوست اعلام کردن.

981
01:11:05,833 --> 01:11:07,958
‫«داداش مونت‌باتن، چه کار کردی؟»

982
01:11:08,041 --> 01:11:11,125
‫«نمی‌فهمی. همه‌ش به نفعِ خودتونه.»

983
01:11:11,208 --> 01:11:15,500
‫«اگه مردم موقع استقلال می‌فهمیدن مرز کجاست، آشوب می‌شد

984
01:11:16,500 --> 01:11:17,708
‫و بلوا به پا می‌شد.»

985
01:11:18,458 --> 01:11:21,666
‫«وقتی بعداً بفهمن مرز کجاست، دیگه بلوا نمیشه؟»

986
01:11:21,750 --> 01:11:24,833
‫«چرا، میشه. ولی تا اون موقع ما دیگه رفتیم.»

987
01:11:25,416 --> 01:11:27,541
‫«ما ۱۴ آگوست غیبمون می‌زنه!»

988
01:11:35,250 --> 01:11:37,333
‫جشن استقلال پاکستان.

989
01:11:38,208 --> 01:11:41,416
‫خوشحال به نظر میان. خطرناک که نیست.

990
01:11:42,250 --> 01:11:44,333
‫پرده رو نکش بالا!

991
01:11:45,791 --> 01:11:48,791
‫فولا! بکشش پایین. صورتت رو نشون نده.

992
01:11:49,083 --> 01:11:50,125
‫بکشش پایین.

993
01:11:52,500 --> 01:11:56,208
‫امروز رویای ما به حقیقت پیوست!

994
01:11:58,166 --> 01:12:00,541
‫-به ما هم شیرینی بدید. -امروز، کشورِ ما...

995
01:12:00,625 --> 01:12:02,291
‫به ما هم بدید.

996
01:12:02,375 --> 01:12:04,375
‫به ما هم بدید.

997
01:12:04,458 --> 01:12:07,291
‫تموم این زمین، این هوا، این اطراف

998
01:12:09,125 --> 01:12:11,208
‫همه‌ش دیگه مالِ ماست!

999
01:12:15,791 --> 01:12:18,708
‫نامرد نباش

1000
01:12:20,666 --> 01:12:25,000
‫نامرد نباش

1001
01:12:25,166 --> 01:12:29,958
‫یه ذره خجالت بکش!
‫تو هم خودت پدرِ بچه‌هاتی

1002
01:12:30,125 --> 01:12:34,416
‫همه دخترا تیپ زدن که عکس بگیرن!

1003
01:12:34,500 --> 01:12:36,833
‫عجب فکر بکری!

1004
01:12:37,250 --> 01:12:38,750
‫-این‌طرفی رو نگاه کنید.
‫-چشم.

1005
01:12:38,833 --> 01:12:41,458
‫اینجا رو ببینید. هوی، صبر کن.

1006
01:12:43,333 --> 01:12:46,166
‫آماده‌اید؟ سه، دو، یک، و تمام.

1007
01:13:09,375 --> 01:13:11,583
‫-سلام.
‫-سلام.

1008
01:13:12,625 --> 01:13:13,958
‫چرا فرستادمت اونجا؟

1009
01:13:14,958 --> 01:13:15,958
‫چرا آخه؟

1010
01:13:16,125 --> 01:13:17,541
‫عمو ایندر ما رو آورد.

1011
01:13:18,375 --> 01:13:21,833
‫اون کهنه‌سربازِ جنگه.
‫توی جنگ جهانی جنگیده.

1012
01:13:22,500 --> 01:13:24,208
‫همون موقع هم قاطی کرده بود!

1013
01:13:25,333 --> 01:13:27,500
‫می‌خواد با دوربینش ازتون محافظت کنه؟

1014
01:13:27,958 --> 01:13:32,375
‫ایکونتا ۵۲۰/۲، ساخت برلین.
‫بهترین و مناسب‌ترین دوربین برای پرتره.

1015
01:13:32,458 --> 01:13:34,666
‫اوضاع رو نمی‌دونی مگه؟

1016
01:13:35,083 --> 01:13:36,541
‫بعد دخترا رو ورداشتی آوردی اینجا؟

1017
01:13:36,666 --> 01:13:38,000
‫من دعوتشون کردم، بابا.

1018
01:13:38,791 --> 01:13:41,041
‫بدون دوستام که نمی‌تونم نامزد کنم.

1019
01:13:41,166 --> 01:13:43,250
‫ما عکسای خوشگل می‌خوایم.

1020
01:13:43,333 --> 01:13:45,000
‫چرت و پرت نگو!

1021
01:13:45,583 --> 01:13:47,166
‫همه‌تون دیوونه شدید؟

1022
01:13:47,500 --> 01:13:50,791
‫چقدر من بدشانسم که روزِ نامزدیم باید دعوا بشم.

1023
01:13:51,541 --> 01:13:55,375
‫مگه من از دنیا خواستم دیوونه بشه؟
‫تقصیرِ منه مگه؟

1024
01:13:55,916 --> 01:13:58,708
‫فقط چند تا عکس خوب از نامزدیم می‌خواستم.

1025
01:13:59,250 --> 01:14:01,916
‫همه عکس دارن. چرا من نداشته باشم؟

1026
01:14:03,166 --> 01:14:06,083
‫دخترم، گریه داره؟

1027
01:14:07,083 --> 01:14:08,791
‫مگه بچه‌ای که این‌طوری گریه می‌کنی؟

1028
01:14:10,333 --> 01:14:12,916
‫-داری عروس میشی.
‫-بابا!

1029
01:14:13,041 --> 01:14:14,958
‫اصلاً قشنگ نیست.

1030
01:14:15,916 --> 01:14:17,291
‫گریه نکن دیگه.

1031
01:14:18,083 --> 01:14:19,125
‫بس کن دیگه.

1032
01:14:20,000 --> 01:14:21,291
‫یه شعر.

1033
01:14:22,166 --> 01:14:24,250
‫شعر فقط وقتی به دل می‌شینه که شاعرش بخونه.

1034
01:14:26,375 --> 01:14:27,208
‫بابا.

1035
01:14:30,375 --> 01:14:32,458
‫افضل اینجاست.

1036
01:14:34,000 --> 01:14:35,125
‫همه‌ی پنجره‌ها رو ببندید!

1037
01:14:35,458 --> 01:14:36,833
‫نذارید ببیننتون.

1038
01:14:45,708 --> 01:14:47,791
‫-جلال!
‫-بله قربان.

1039
01:14:48,625 --> 01:14:49,916
‫کی به اینا اجازه داد بیان تو؟

1040
01:14:50,833 --> 01:14:51,708
‫سلام قربان.

1041
01:14:52,833 --> 01:14:53,708
‫بیا تو.

1042
01:14:56,875 --> 01:14:57,833
‫عقب‌تر وایسا!

1043
01:14:59,416 --> 01:15:01,000
‫ببخشید که مزاحمتون شدم قربان.

1044
01:15:02,500 --> 01:15:04,125
‫ولی برادرتون ساکن دهلیه

1045
01:15:05,291 --> 01:15:07,500
‫و اوضاع اونجا خیلی خرابه.

1046
01:15:08,166 --> 01:15:10,333
‫ارتش‌های مذهبی دارن شکل می‌گیرن.

1047
01:15:11,500 --> 01:15:13,500
‫و هم‌کیش‌های ما
‫اونجا توی اقلیت هستن.

1048
01:15:15,000 --> 01:15:16,041
‫دیگه چی؟

1049
01:15:19,375 --> 01:15:21,958
‫قربان، تموم خونواده‌ی من تو دهلی هستن.

1050
01:15:22,666 --> 01:15:26,041
‫خیلیا دارن جمع می‌شن
‫و با قطار دارن میان اینجا.

1051
01:15:27,791 --> 01:15:29,916
‫اگه برادرتون هم بین اونا بود،

1052
01:15:31,291 --> 01:15:32,333
‫خیالشون راحت بود.

1053
01:15:34,083 --> 01:15:36,166
‫یه چیز دیگه هم هست، قربان.

1054
01:15:37,166 --> 01:15:39,291
‫قبل از اینکه نیروهای بیگانه برسن اینجا،

1055
01:15:41,416 --> 01:15:43,500
‫بهتره که

1056
01:15:44,250 --> 01:15:48,041
‫به دوستای غیرمسلمونتون بگید
‫که شهر رو ترک کنن.

1057
01:15:51,166 --> 01:15:54,208
‫توروخدا، اجازه ندید
‫توی خونتون بمونن.

1058
01:15:56,416 --> 01:15:58,500
‫وگرنه کی می‌دونه،

1059
01:15:59,708 --> 01:16:01,333
‫شاید انگشت اتهام سمت شما دراز بشه.

1060
01:16:02,791 --> 01:16:05,000
‫اگه قرار بود نصیحت بشنوم،

1061
01:16:06,250 --> 01:16:08,333
‫باور کن افضل،

1062
01:16:09,583 --> 01:16:11,791
‫تو آخرین کسی بودی که ازش مشورت می‌گرفتم.

1063
01:16:14,916 --> 01:16:16,666
‫دفعه‌ی بعد که خواستی بیای اینجا،

1064
01:16:18,166 --> 01:16:19,333
‫اول اجازه بگیر.

1065
01:16:22,291 --> 01:16:23,375
‫بزن بریم!

1066
01:16:24,958 --> 01:16:25,833
‫بفرما.

1067
01:16:28,208 --> 01:16:30,291
‫تو یه شیری! برو!

1068
01:16:34,333 --> 01:16:35,416
‫چیکار می‌کنی؟

1069
01:16:35,583 --> 01:16:36,541
‫جانم؟

1070
01:16:36,916 --> 01:16:38,208
‫آخرین بار کی همو دیدیم؟

1071
01:16:41,208 --> 01:16:45,541
‫وقتی شب باد می‌وزه، فکر می‌کنم شورشیا دارن دنبالت می‌کنن.

1072
01:16:45,750 --> 01:16:48,500
‫از خواب می‌پرم و فکر می‌کنم
‫سارگودا رو ترک کردی

1073
01:16:48,583 --> 01:16:51,083
‫و حتی نمی‌دونم
‫اینا همش خیالاته یا نه.

1074
01:16:51,375 --> 01:16:53,458
‫اصلاً این حرفا منطقیه؟

1075
01:16:57,208 --> 01:16:59,291
‫باشه، الان که می‌بینمت.

1076
01:17:00,291 --> 01:17:04,125
‫اما وقتی دوباره شب باد می‌وزه،

1077
01:17:04,625 --> 01:17:06,833
‫دوباره می‌ترسم،
‫فکر می‌کنم که رفتی.

1078
01:17:06,916 --> 01:17:08,125
‫اون‌وقت من چیکار کنم؟

1079
01:17:12,625 --> 01:17:14,208
‫مثل مجسمه وایسادی.

1080
01:17:15,416 --> 01:17:17,416
‫واقعاً منو دوست داری، مگه نه؟

1081
01:17:18,291 --> 01:17:21,083
‫این احمقانه‌ترین حرفی نیست که الان می‌شه زد؟

1082
01:17:22,041 --> 01:17:23,125
‫راست می‌گی.

1083
01:17:27,791 --> 01:17:28,791
‫جلال!

1084
01:17:29,333 --> 01:17:31,416
‫جیا، من جایی نمی‌رم.

1085
01:17:32,166 --> 01:17:33,208
‫قول می‌دم.

1086
01:17:39,708 --> 01:17:40,666
‫بگو.

1087
01:17:41,208 --> 01:17:42,500
‫کالسکه رو حاضر کن.

1088
01:17:42,916 --> 01:17:46,500
‫خونواده‌ی گروال رو برسون خونه.
‫کسی نباید ببینتشون.

1089
01:17:46,583 --> 01:17:51,416
‫برام دردسر درست کردی.
‫پسش بگیر، نمی‌خوامش.

1090
01:17:52,916 --> 01:17:54,208
‫جیا، من تنهات نمی‌ذارم.

1091
01:17:54,958 --> 01:17:56,083
‫مهم نیست چی بشه.

1092
01:17:58,291 --> 01:18:02,375
‫وقتی شورشیا سر و کله‌شون پیدا بشه،
‫کل شجاعتت دود می‌شه می‌ره هوا.

1093
01:18:03,500 --> 01:18:05,500
‫اون‌وقت حتی به فکر منم نیستی.

1094
01:18:07,375 --> 01:18:09,125
‫- معلومه که هستم.
‫- آخه چطوری؟

1095
01:18:09,416 --> 01:18:14,291
‫اسمت رو کف دستم می‌نویسم،
‫مثل وقتی که یه شعر رو برای حفظ کردن می‌نویسم.

1096
01:18:15,250 --> 01:18:18,250
‫اینم دومین حرف احمقانه‌ای
‫که امروز زدی.

1097
01:18:18,583 --> 01:18:20,083
‫اسمم پاک می‌شه.

1098
01:18:24,791 --> 01:18:28,000
‫من هیچ‌وقت تنهات نمی‌ذارم، جیا.
‫بهم اعتماد کن.

1099
01:18:29,416 --> 01:18:32,125
‫چرا همش دلشوره دارم
‫که قراره تنهام بذاری؟

1100
01:18:33,375 --> 01:18:36,875
‫ای خدا! حس‌های من
‫هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنن.

1101
01:18:37,208 --> 01:18:39,416
‫- من...
‫- کالسکه رو بیار توی حیاط.

1102
01:18:42,416 --> 01:18:44,583
‫شعر من!

1103
01:18:52,291 --> 01:18:54,375
‫هر روز نگرانم.

1104
01:18:56,000 --> 01:18:58,791
‫نمی‌دونم اینجایی
‫یا رفتی.

1105
01:19:00,458 --> 01:19:03,000
‫این ندونستن منو می‌کشه، کینو.

1106
01:19:06,291 --> 01:19:08,291
‫خیالمو راحت کن.

1107
01:19:08,375 --> 01:19:09,958
‫می‌کنم.

1108
01:19:11,125 --> 01:19:12,125
‫چطوری؟

1109
01:19:19,250 --> 01:19:20,208
‫جیا!

1110
01:19:28,208 --> 01:19:32,083
‫شعر رو باید با صدای خودِ شاعر شنید.

1111
01:20:16,458 --> 01:20:18,125
‫ما بحران آب زیرزمینی داریم.

1112
01:20:19,083 --> 01:20:22,125
‫سطح آب داره میاد پایین، ولی انگار بی‌خیالیم

1113
01:20:22,250 --> 01:20:25,208
‫و همچنان داریم بذرهایی می‌کاریم
‫که بیشترین آب رو نیاز دارن.

1114
01:20:25,958 --> 01:20:29,416
‫همین‌الانش هم زمینامون
‫پر از سم و کود شیمیاییه.

1115
01:20:30,041 --> 01:20:32,208
‫هوا قبلاً پاک بود.

1116
01:20:32,416 --> 01:20:36,041
‫حالا داریم با سوزوندن کاه و کلش
‫آلوده‌ش می‌کنیم.

1117
01:20:38,041 --> 01:20:39,291
‫مشکلات زیادی داریم.

1118
01:20:40,250 --> 01:20:42,583
‫ولی فکر نکن که راه حلی نداره.

1119
01:20:42,833 --> 01:20:44,166
‫یه راه حل هست.

1120
01:20:44,833 --> 01:20:47,333
‫در واقع، یه راه حل برای
‫همه‌ی مشکلاتمون وجود داره.

1121
01:20:47,458 --> 01:20:48,416
‫چی؟

1122
01:20:48,625 --> 01:20:50,666
‫ویزا بگیر و از این مملکت برو.

1123
01:20:51,625 --> 01:20:53,333
‫-خیلی بامزه‌ای! -کانادا، آمریکا، انگلیس!

1124
01:20:53,458 --> 01:20:55,541
‫هر جا که راهت دادن، برو!

1125
01:20:55,916 --> 01:20:57,875
‫اونم می‌خواد استندآپ کمدین بشه.

1126
01:20:59,291 --> 01:21:00,958
‫یه روشی هست برای تبدیل کردن

1127
01:21:01,708 --> 01:21:04,083
‫کاه و کلش مزارع به کمپوست،
‫به جای اینکه بسوزونیمش.

1128
01:21:04,375 --> 01:21:05,250
‫واقعاً؟

1129
01:21:05,541 --> 01:21:07,916
‫خیلی از کشورها شروع کردن
‫به انجامش.

1130
01:21:08,500 --> 01:21:12,500
‫کشاورز علوفه مجانی گیرش میاد و
‫پول حمل و نقلش هم صرفه‌جویی می‌شه.

1131
01:21:12,833 --> 01:21:15,208
‫دقیقاً همینو لازم داریم.
‫چرا اینجا نمی‌شه انجامش داد؟

1132
01:21:15,583 --> 01:21:16,583
‫معلومه که می‌شه.

1133
01:21:17,291 --> 01:21:19,958
‫باید یه نمونه اولیه بسازیم که
‫متناسب با شرایط خودمون باشه.

1134
01:21:20,041 --> 01:21:23,625
‫چه فایده‌ای داره؟
‫انگار قراره خودت اینجا زندگی کنی!

1135
01:21:24,416 --> 01:21:26,625
‫خوش‌شانسی. مادرت
‫شهروند انگلیس بود.

1136
01:21:27,208 --> 01:21:28,500
‫چقدر منفی‌بافی!

1137
01:21:28,958 --> 01:21:30,500
‫اون هیچ علاقه‌ای به هند نداره.

1138
01:21:30,708 --> 01:21:32,750
‫اگه منم خارج زندگی می‌کردم، عاشق هند می‌شدم.

1139
01:21:34,250 --> 01:21:36,500
‫هندی‌های مقیم خارج،
‫بیشتر از همه عاشق هندن!

1140
01:21:37,208 --> 01:21:39,416
‫واسه همینه که خارج زندگی می‌کنن.

1141
01:22:02,708 --> 01:22:04,291
‫می‌دونی، بدترین بخشش اینه که

1142
01:22:04,375 --> 01:22:07,333
‫حتی نمی‌ذاره خواهرم هیچ کاری کنه.
‫در حالی که کارِ خودشه...

1143
01:22:07,666 --> 01:22:09,958
‫الو؟ داری گوش می‌دی؟

1144
01:22:12,583 --> 01:22:15,875
‫عروسی ایندو کِی‌ئه؟
‫نوامبر، درسته؟

1145
01:22:16,500 --> 01:22:17,500
‫یازدهم نوامبر.

1146
01:22:18,250 --> 01:22:19,583
‫-من میام. -چی!

1147
01:22:20,208 --> 01:22:21,416
‫چت شده؟

1148
01:22:22,041 --> 01:22:25,791
‫چرا نیام؟
‫اگه بیام مگه چی می‌شه؟

1149
01:22:26,791 --> 01:22:27,833
‫تعهد!

1150
01:22:28,125 --> 01:22:30,625
‫خب باشه. آدم‌ها تعهد می‌دن دیگه.

1151
01:22:31,250 --> 01:22:32,333
‫بابابزرگم رو نگاه کن.

1152
01:22:33,083 --> 01:22:36,750
‫۷۸ ساله که به یه چیزی پایبنده.
‫اون عوض بشو نیست.

1153
01:22:38,541 --> 01:22:40,791
‫اونوقت من نمی‌تونم
‫هفت هفته پایبند بمونم.

1154
01:22:41,291 --> 01:22:44,166
‫وای! واقعاً اینو گفتی.

1155
01:22:44,541 --> 01:22:45,625
‫دیگه از حرف‌های خودم خسته شدم.

1156
01:22:46,708 --> 01:22:50,041
‫بیا از اول شروع کنیم.
‫من میام عروسی خواهرت.

1157
01:22:50,666 --> 01:22:55,500
‫کل خانواده‌م اونجان.
‫دوستا و همه.

1158
01:22:56,166 --> 01:22:57,083
‫خب که چی؟

1159
01:22:58,041 --> 01:22:59,666
‫می‌پرسن تو کی هستی.

1160
01:23:00,541 --> 01:23:01,416
‫دوست‌پسرت.

1161
01:23:01,541 --> 01:23:02,416
‫واقعاً؟

1162
01:23:02,708 --> 01:23:03,708
‫آره!

1163
01:23:04,083 --> 01:23:06,125
‫اون‌وقت دوباره غیبتت می‌زنه.

1164
01:23:06,666 --> 01:23:08,958
‫چطوری توضیح بدم
‫دوست‌پسرم کجا رفته؟

1165
01:23:09,208 --> 01:23:11,000
‫من قرار نیست غیبم بزنه.

1166
01:23:11,500 --> 01:23:15,500
‫ترس از رابطه،

1167
01:23:16,125 --> 01:23:17,541
‫کار عوض کردنِ پشت‌سر‌هم،

1168
01:23:18,416 --> 01:23:19,666
‫خونه عوض کردن،

1169
01:23:20,375 --> 01:23:21,416
‫دیگه تموم شد.

1170
01:23:22,875 --> 01:23:25,458
‫می‌خوام مثل بابابزرگ متمرکز باشم.

1171
01:23:25,958 --> 01:23:29,708
‫خیلی هم عالی!
‫اینم از اون آزمایش‌های اجتماعی توئه.

1172
01:23:29,791 --> 01:23:32,458
‫بعدش یهو می‌زنی زیرش
‫و من گیر می‌افتم.

1173
01:23:32,583 --> 01:23:33,458
‫نه، مرسی.

1174
01:23:34,875 --> 01:23:35,916
‫حالا ترسیدی!

1175
01:23:37,666 --> 01:23:38,500
‫چی؟

1176
01:23:38,916 --> 01:23:42,333
‫حالا که من دارم تعهد میدم،
‫داری پا پس می‌کشی.

1177
01:23:44,958 --> 01:23:47,166
‫این همه عجله واسه چیه؟

1178
01:23:48,250 --> 01:23:49,708
‫همه‌مون یه مشکل داریم.

1179
01:23:51,208 --> 01:23:52,583
‫تعهد.

1180
01:23:56,541 --> 01:23:58,541
‫آقا اینجا چی نوشته؟

1181
01:23:58,833 --> 01:24:01,625
‫این چه زبونیه؟
‫نمی‌تونم بخونمش.

1182
01:24:05,541 --> 01:24:08,583
‫گوش کن چطوری داد می‌زنه!
‫آخه کی اینجوری داد می‌زنه!

1183
01:24:08,708 --> 01:24:10,791
‫اصلاً اسم اون تتو رو نیار.

1184
01:24:11,000 --> 01:24:14,541
‫قبل عروسی بهم تذکر داده بودن.
‫یادم رفت بهت بگم.

1185
01:24:15,458 --> 01:24:18,541
‫اینقدر بلند داد زدن
‫واسه سلامتیش خوب نیست.

1186
01:24:18,625 --> 01:24:19,791
‫-آره.
‫-به من چه؟

1187
01:24:25,416 --> 01:24:27,791
‫عاشق اینی که بقیه رو زهرترک کنی!

1188
01:24:28,083 --> 01:24:28,958
‫مگه نه؟

1189
01:24:30,958 --> 01:24:32,000
‫«ملکه دلفریب.»

1190
01:24:34,416 --> 01:24:36,166
‫تتوئه همینو نمی‌گه؟

1191
01:24:37,125 --> 01:24:38,250
‫اسم قشنگیه.

1192
01:24:39,166 --> 01:24:40,416
‫چرا نمیشه گفتش؟

1193
01:24:41,583 --> 01:24:43,666
‫ملکه دلفریب.

1194
01:24:45,166 --> 01:24:48,125
‫برام سواله که «دلفریب»
‫چطور می‌تونه اسم کسی باشه.

1195
01:24:48,291 --> 01:24:49,333
‫-نیوی.
‫-جانم؟

1196
01:24:50,875 --> 01:24:52,250
‫ملکه که شدنیه.

1197
01:24:53,333 --> 01:24:56,416
‫یه ملکه می‌شناختی؟
‫واقعاً «ملکه‌ای» در کار بوده؟

1198
01:24:58,416 --> 01:24:59,250
‫بوده؟

1199
01:25:00,833 --> 01:25:02,041
‫بگو دیگه بابابزرگ.

1200
01:25:02,333 --> 01:25:03,791
‫به ما بگو. یالا.

1201
01:25:05,750 --> 01:25:07,541
‫موشک بنزین داره؟

1202
01:25:09,791 --> 01:25:10,666
‫چی؟

1203
01:25:11,541 --> 01:25:13,458
‫موشک بنزین داره؟

1204
01:25:13,541 --> 01:25:15,208
‫می‌خوای کجا بری؟

1205
01:25:15,291 --> 01:25:16,750
‫ماه.

1206
01:25:16,875 --> 01:25:20,125
‫ماه خیلی بزرگه. جای خاصی مد نظرته؟

1207
01:25:23,083 --> 01:25:23,916
‫دانشگاه؟

1208
01:25:24,916 --> 01:25:26,416
‫دانشگاه دولتی؟

1209
01:25:26,583 --> 01:25:27,875
‫یه کلیسا!

1210
01:25:29,083 --> 01:25:30,541
‫این کلیسا دقیقاً کجاست؟

1211
01:25:30,625 --> 01:25:35,000
‫از موشک پیاده شو. سمت راسته.

1212
01:25:35,500 --> 01:25:37,041
‫دفعه پیش گفتی سمت چپه.

1213
01:25:37,125 --> 01:25:39,291
‫اون به‌خاطر این بود که از اون‌طرف اومده بودم.

1214
01:25:40,250 --> 01:25:42,166
‫از قطب جنوب.

1215
01:25:42,250 --> 01:25:46,291
‫اون‌موقع قطب جنوب بخشی از هند بود.

1216
01:25:48,541 --> 01:25:52,458
‫چرا می‌خوای بری کلیسا؟

1217
01:25:53,791 --> 01:25:56,875
‫وقتی باد لای مزرعه‌ها می‌پیچه

1218
01:25:58,166 --> 01:26:01,708
‫مریخی‌ها سروصدا می‌کنن.

1219
01:26:02,125 --> 01:26:04,083
‫هو، هو، هو.

1220
01:26:05,291 --> 01:26:08,458
‫-تنهایی راه نمی‌رن. -دسته‌جمعی حرکت می‌کنن؟

1221
01:26:08,541 --> 01:26:09,833
‫نیوی، ولش کن.

1222
01:26:11,750 --> 01:26:13,375
‫ملکه دلفریب کجاست؟

1223
01:26:15,416 --> 01:26:16,500
‫تو کلیسا.

1224
01:26:17,458 --> 01:26:20,041
‫آهان. می‌خوای اونجا ببینیش؟

1225
01:26:22,208 --> 01:26:24,708
‫چرا؟ دلیل خاصی داری؟

1226
01:26:28,416 --> 01:26:30,416
‫می‌دونم می‌خوای ببینیش.

1227
01:26:30,625 --> 01:26:31,625
‫ولی چرا؟

1228
01:26:34,958 --> 01:26:37,125
‫تو همیشه حرفای احمقانه می‌زنی!

1229
01:27:55,416 --> 01:27:56,250
‫در.

1230
01:27:57,625 --> 01:27:58,541
‫ببندش.

1231
01:28:05,541 --> 01:28:06,541
‫چیزی شده؟

1232
01:28:12,916 --> 01:28:16,250
‫تو نمی‌خواستی دردسر بشه.

1233
01:28:17,208 --> 01:28:18,958
‫گفتی باید پسش بگیرم.

1234
01:28:19,875 --> 01:28:22,208
‫دیگه نمی‌تونم تحملش کنم، کینو.

1235
01:28:23,083 --> 01:28:24,333
‫شبا خوابم نمی‌بره.

1236
01:28:25,791 --> 01:28:27,208
‫خیلی بی‌قرارم.

1237
01:28:28,416 --> 01:28:29,666
‫چم شده؟

1238
01:28:29,916 --> 01:28:31,125
‫همینه که هست.

1239
01:28:32,166 --> 01:28:33,041
‫چی؟

1240
01:28:34,250 --> 01:28:35,333
‫حسی که داریم.

1241
01:28:40,375 --> 01:28:42,416
‫همه همین حس رو دارن؟

1242
01:28:42,500 --> 01:28:43,458
‫آره.

1243
01:28:43,875 --> 01:28:45,208
‫پس چرا این کارو می‌کنن؟

1244
01:28:47,541 --> 01:28:52,583
‫دخترا آرزوشونه عاشق بشن.
‫که این حس رو تجربه کنن؟

1245
01:28:55,791 --> 01:28:58,791
‫این یه جور طلسمه! من نمی‌خوامش.

1246
01:28:59,291 --> 01:29:00,708
‫اومدم که تمومش کنم.

1247
01:29:01,416 --> 01:29:02,333
‫چطوری؟

1248
01:29:02,583 --> 01:29:03,458
‫به این نگاه کن.

1249
01:29:04,666 --> 01:29:06,333
‫چیزی نمی‌بینم.

1250
01:29:06,541 --> 01:29:08,208
‫نوری نیست. نگاه کن...

1251
01:29:08,416 --> 01:29:09,291
‫جیا!

1252
01:29:15,916 --> 01:29:17,416
‫-جیا!
‫-بله بابا؟

1253
01:29:19,666 --> 01:29:21,500
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

1254
01:29:21,583 --> 01:29:22,416
‫بیا بیرون.

1255
01:29:49,500 --> 01:29:50,375
‫گروال؟

1256
01:29:51,708 --> 01:29:52,625
‫عصر بخیر قربان.

1257
01:29:53,208 --> 01:29:57,708
‫چه غلطی داری می‌کنی؟
‫خجالت نمی‌کشی؟

1258
01:29:58,500 --> 01:30:01,500
‫ما تو رو این‌طوری بزرگ کردیم؟
‫رفتارت واقعاً شرم‌آوره!

1259
01:30:02,208 --> 01:30:04,208
‫عقلت رو از دست دادی!

1260
01:30:06,000 --> 01:30:08,458
‫می‌دونم به نظر میاد داریم کار اشتباهی می‌کنیم.

1261
01:30:10,166 --> 01:30:12,583
‫مثل دزدا با هم قرار می‌ذاریم

1262
01:30:13,458 --> 01:30:18,708
‫چون شرایط نمی‌ذاره راحت همدیگه رو ببینیم.

1263
01:30:20,000 --> 01:30:21,083
‫برای همین...

1264
01:30:21,625 --> 01:30:25,458
‫اون وسط شب، با کلی خطر، اومد اینجا...

1265
01:30:27,791 --> 01:30:28,708
‫به خاطر من.

1266
01:30:30,083 --> 01:30:31,833
‫که حالم کمتر بد باشه.

1267
01:30:33,000 --> 01:30:35,416
‫من خجالت‌زده نیستم.

1268
01:30:36,125 --> 01:30:37,625
‫دختره بی‌شرم!

1269
01:30:37,791 --> 01:30:39,333
‫مستی؟ چیزی زدی؟

1270
01:30:40,083 --> 01:30:41,041
‫برو بیرون!

1271
01:30:41,541 --> 01:30:43,041
‫عمو، ولش کنید.

1272
01:30:43,625 --> 01:30:45,458
‫باورم نمی‌شه دارم این صحنه رو می‌بینم.

1273
01:30:45,541 --> 01:30:46,791
‫چش شده این دختر؟

1274
01:30:47,458 --> 01:30:50,375
‫یه سیلی بزنم، اون‌همه پررویی از سرت می‌پره!

1275
01:30:51,625 --> 01:30:52,500
‫جیا!

1276
01:30:54,500 --> 01:30:55,375
‫بریم.

1277
01:30:57,625 --> 01:30:59,625
‫-جیا!
‫-هی!

1278
01:31:00,666 --> 01:31:02,291
‫-وایسا!
‫-داریم فرار می‌کنیم؟

1279
01:31:03,125 --> 01:31:04,208
‫دولاشو.

1280
01:31:04,291 --> 01:31:05,375
‫-جیا!
‫-از این طرف.

1281
01:31:07,750 --> 01:31:08,625
‫بیا.

1282
01:31:08,708 --> 01:31:10,458
‫-کامران، اون‌طرف رو نگاه کن.
‫-بله قربان.

1283
01:31:10,541 --> 01:31:12,000
‫-فانوس رو بده به من.
‫-جیا.

1284
01:31:12,458 --> 01:31:13,333
‫بیا، سیف‌الدین.

1285
01:31:14,708 --> 01:31:15,708
‫جیا!

1286
01:31:16,000 --> 01:31:18,625
‫گفتی وقتی وقتش برسه فراموشت می‌کنم.

1287
01:31:19,541 --> 01:31:21,625
‫اسمت از خاطرم می‌ره.

1288
01:31:22,708 --> 01:31:23,625
‫نگاه کن!

1289
01:31:27,125 --> 01:31:29,208
‫جوهرِ موندگار.

1290
01:31:30,083 --> 01:31:31,208
‫هیچ‌وقت پاک نمی‌شه!

1291
01:31:37,125 --> 01:31:39,208
‫اونا اینجان. همین‌جا.

1292
01:32:01,166 --> 01:32:02,333
‫دوچرخه‌ام.

1293
01:32:46,625 --> 01:32:49,916
‫پدربزرگم سال ۱۹۴۷
‫از کلکته مهاجرت کرد به داکا.

1294
01:32:50,791 --> 01:32:52,875
‫توی سال ۱۹۴۷.

1295
01:32:53,333 --> 01:32:56,541
‫بیست سال بعد، ما اسباب‌کشی کردیم لاهور.

1296
01:32:57,125 --> 01:32:58,291
‫حالا ما متعلق به اینجاییم.

1297
01:32:59,125 --> 01:33:00,291
‫و اینجا خونه‌ی ماست.

1298
01:33:01,291 --> 01:33:06,875
‫عادل، اون عکسایی که از سرگودها فرستادی رو یادت هست؟

1299
01:33:06,958 --> 01:33:10,208
‫-همون عکسای قدیمی خانوادگی.
‫-خیلی عالی بودن.

1300
01:33:10,291 --> 01:33:13,541
‫شاید حافظه پدربزرگ رو تازه کنه. شاید چیزی یادش بیاد.

1301
01:33:13,875 --> 01:33:17,625
‫ما خیلی از این عکسا داریم. می‌تونیم برات بفرستیمشون.

1302
01:33:18,125 --> 01:33:20,416
‫عالیه. یه فکری به سرم زد.

1303
01:33:23,875 --> 01:33:24,833
‫چراغا.

1304
01:33:28,208 --> 01:33:29,416
‫وقتِ نمایشه، پدربزرگ!

1305
01:34:07,416 --> 01:34:09,500
‫این همونه؟ ملکه دل‌فریب؟

1306
01:34:23,791 --> 01:34:26,333
‫آقا؟ آقا؟

1307
01:34:28,708 --> 01:34:29,666
‫چی شده؟

1308
01:34:30,208 --> 01:34:31,416
‫پرستار، چه خبر شده؟

1309
01:34:32,541 --> 01:34:33,500
‫چی شده؟

1310
01:34:34,291 --> 01:34:36,541
‫-پدربزرگ.
‫-لعنتی!

1311
01:34:36,875 --> 01:34:38,375
‫نفس می‌کشه؟

1312
01:34:39,375 --> 01:34:40,250
‫نفس می‌کشه؟

1313
01:34:43,750 --> 01:34:44,916
‫عجله کن.

1314
01:34:50,833 --> 01:34:51,916
‫جاسمر!

1315
01:34:52,083 --> 01:34:54,125
‫مزرعه‌ها رو بسوزونید!

1316
01:34:54,416 --> 01:34:56,500
‫جاسمر! جاسمر!

1317
01:34:56,708 --> 01:34:58,208
‫-عمو.
‫-عجله کن!

1318
01:34:58,375 --> 01:34:59,958
‫-آتیشه.
‫-عجله کن.

1319
01:35:02,500 --> 01:35:04,250
‫جاز! حواستو جمع کن!

1320
01:35:04,541 --> 01:35:06,458
‫الان برو!

1321
01:35:06,541 --> 01:35:08,416
‫دارن میان. رسیدن.

1322
01:35:08,541 --> 01:35:09,458
‫چی شده؟

1323
01:35:09,541 --> 01:35:13,208
‫متاسفم قربان.
‫همین الان با من بیا خونه.

1324
01:35:17,416 --> 01:35:20,083
‫-تلفن قطعه.
‫-حتماً سیم رو قطع کردن.

1325
01:35:20,166 --> 01:35:22,458
‫الو، دکتر گور. یه وضعیت اضطراریه.

1326
01:35:22,916 --> 01:35:25,583
‫پدر تکون نمی‌خوره.
‫ضربان قلبش پایین اومده.

1327
01:35:26,791 --> 01:35:28,916
‫حالا خوشحالی؟ راضی شدی؟

1328
01:35:32,375 --> 01:35:34,458
‫کینو!

1329
01:35:37,916 --> 01:35:39,125
‫چه خبر شده مادر؟

1330
01:35:39,208 --> 01:35:43,541
‫چه خبره؟ داریم چیکار می‌کنیم؟

1331
01:35:44,125 --> 01:35:47,250
‫-پول‌ها رو از گاوصندوق بردار.
‫-ولی ما برای همیشه نمی‌ریم که.

1332
01:35:47,416 --> 01:35:48,666
‫من نمی‌آم.

1333
01:35:49,916 --> 01:35:50,833
‫من نمی‌آم.

1334
01:35:50,916 --> 01:35:53,166
‫-مادر، ما جایی نمی‌ریم.
‫-بیا بریم کینو.

1335
01:35:56,083 --> 01:35:58,208
‫بریم. هی، داری چیکار می‌کنی؟

1336
01:35:58,541 --> 01:36:00,791
‫آقا، دارید چیکار می‌کنید؟

1337
01:36:02,708 --> 01:36:05,250
‫خدایا!

1338
01:36:07,125 --> 01:36:09,458
‫من نمی‌آم.

1339
01:36:09,833 --> 01:36:11,125
‫عجله کن.

1340
01:36:15,500 --> 01:36:17,583
‫من جایی نمی‌رم.

1341
01:36:18,333 --> 01:36:20,416
‫من جایی نمی‌رم.

1342
01:36:20,833 --> 01:36:23,166
‫نمی‌رم، قول دادم.

1343
01:36:54,875 --> 01:36:58,583
‫خیلی وقت‌ها وحشت و خشونت
‫به خونه‌های مردم هجوم می‌آورد

1344
01:36:58,916 --> 01:37:00,250
‫تا حضورشون رو به رخ بکشن.

1345
01:37:00,416 --> 01:37:01,833
‫قطار آمریتسار صبح می‌رسه.

1346
01:37:02,000 --> 01:37:04,791
‫هیچ‌کس نمی‌دونست
‫بعدش چی قراره بشه.

1347
01:37:04,958 --> 01:37:07,791
‫-مزرعه‌ها رو به آتیش کشیدن.
‫-رفتن. دیگه برنمی‌گردن.

1348
01:37:07,916 --> 01:37:11,375
‫اون روزها خبر خیلی کند پخش می‌شد.

1349
01:37:13,125 --> 01:37:15,291
‫مردمِ امروز نمی‌تونن تصورش کنن.

1350
01:37:16,708 --> 01:37:19,875
‫التماست می‌کنم، جاسمر.
‫آقا، توروخدا با من بیا.

1351
01:37:19,958 --> 01:37:22,958
‫مظفر، اون‌ها تو رو می‌کشن.
‫همین الانش هم بهت می‌گن خائن.

1352
01:37:23,041 --> 01:37:24,166
‫بذارم بمیری؟

1353
01:37:24,250 --> 01:37:27,166
‫ما توی مزرعه‌ها قایم می‌شیم.
‫صبح که بشه همه‌چیز درست می‌شه.

1354
01:37:29,041 --> 01:37:30,458
‫هیچی درست نمی‌شه.

1355
01:37:30,541 --> 01:37:32,500
‫باید بریم.

1356
01:37:32,666 --> 01:37:34,750
‫زنا چی؟ اونا چیکار کنن؟

1357
01:37:34,958 --> 01:37:38,333
‫ما همراهت می‌آیم. ما پیش تو می‌مونیم.

1358
01:37:38,416 --> 01:37:40,000
‫اگه شورشی‌ها گیرمون بندازن چی؟

1359
01:37:42,083 --> 01:37:45,041
‫شنیدی که با زنای راولپندی چیکار کردن؟

1360
01:37:45,333 --> 01:37:47,666
‫مظفر، زنا رو با خودت ببر.

1361
01:37:47,875 --> 01:37:49,291
‫-مراقبشون باش.
‫-چشم.

1362
01:37:49,375 --> 01:37:50,250
‫این کار درست نیست.

1363
01:37:50,333 --> 01:37:53,208
‫پدر، اگه بخواد پناهشون بده،
‫خانواده‌ش به خطر می‌افتن.

1364
01:37:53,291 --> 01:37:56,375
‫پسرم، هیچ‌کس نمی‌تونه با نگاه کردن
‫به زن‌ها دینشون رو بفهمه.

1365
01:37:56,541 --> 01:37:57,750
‫نه، این کار رو نکن.

1366
01:37:58,000 --> 01:38:00,291
‫می‌تونیم امشب اون‌ها رو
‫توی انبار قایم کنیم.

1367
01:38:00,375 --> 01:38:01,791
‫حتی خدمتکارامون هم نمی‌فهمن.

1368
01:38:02,083 --> 01:38:04,291
‫ما باهات می‌آیم، آقا.

1369
01:38:04,791 --> 01:38:06,666
‫ما رو از هم جدا نکنید.

1370
01:38:07,333 --> 01:38:10,375
‫بیاید با هم بمونیم.

1371
01:38:10,791 --> 01:38:14,583
‫هی، ما رو از هم جدا نکنید! این یه اشتباهه.

1372
01:38:15,000 --> 01:38:15,958
‫یه اشتباه بزرگ!

1373
01:38:34,375 --> 01:38:37,166
‫کی از انگلیس برگشتی؟

1374
01:38:38,583 --> 01:38:39,958
‫دو هفته پیش.

1375
01:38:41,041 --> 01:38:42,333
‫خدا رو شکر.

1376
01:38:42,500 --> 01:38:45,666
‫-حالت چطوره؟
‫-ازدواج کردی؟

1377
01:38:47,250 --> 01:38:48,333
‫نه، اصلاً.

1378
01:38:48,458 --> 01:38:52,583
‫ازدواج نکن.

1379
01:38:53,833 --> 01:38:55,583
‫اصلاً.

1380
01:38:55,750 --> 01:38:57,500
‫هیچ‌وقت ازدواج نکن.

1381
01:38:57,583 --> 01:38:59,625
‫بیا نیوی، بریم ناهار بخوریم.

1382
01:38:59,708 --> 01:39:01,000
‫چرا پدربزرگ؟

1383
01:39:01,125 --> 01:39:04,458
‫زن‌های خانواده‌ی ما می‌میرن.

1384
01:39:05,875 --> 01:39:07,791
‫ما طلسم شدیم.

1385
01:39:08,541 --> 01:39:10,041
‫بیا، بریم.

1386
01:39:10,375 --> 01:39:12,416
‫همین‌جا بخوریم یا بیرون؟

1387
01:39:12,625 --> 01:39:13,958
‫منظورش چیه؟

1388
01:39:14,166 --> 01:39:16,375
‫عقلش رو از دست داده، خودت که می‌دونی.

1389
01:39:16,458 --> 01:39:20,583
‫می‌گفت این‌ها دخترای بی‌گناه رو میارن اینجا

1390
01:39:21,041 --> 01:39:23,291
‫و می‌کشنشون.

1391
01:39:25,166 --> 01:39:26,541
‫این کار غلطه.

1392
01:39:27,083 --> 01:39:30,541
‫باید تموم شه. باید جلوی این کار گرفته بشه.

1393
01:39:32,583 --> 01:39:33,875
‫باید متوقف بشه.

1394
01:39:34,666 --> 01:39:36,583
‫اونا می‌کشنشون.

1395
01:39:36,666 --> 01:39:39,041
‫کی می‌کشتشون پدربزرگ؟ مریخی‌ها؟

1396
01:39:39,666 --> 01:39:41,333
‫آدمای همین‌جا.

1397
01:39:43,041 --> 01:39:45,333
‫توی همین خونه.

1398
01:39:47,000 --> 01:39:49,291
‫این‌قدر به این چرت و پرت‌ها گوش نده. بیا!

1399
01:39:49,375 --> 01:39:52,125
‫همین آدمه!

1400
01:39:52,291 --> 01:39:55,333
‫بهش بارها و بارها گفتم
‫که ازدواج نکنه.

1401
01:39:55,416 --> 01:39:57,750
‫گوش نداد. اون یه قاتله.

1402
01:39:57,875 --> 01:40:00,375
‫یه قاتل.

1403
01:40:00,541 --> 01:40:03,166
‫-بابا، توروخدا بس کن.
‫-چرا ازدواج کردی؟

1404
01:40:03,666 --> 01:40:06,875
‫اونم بچه‌ی یکی دیگه بود.

1405
01:40:07,666 --> 01:40:12,041
‫ازمون دزدیدنش.

1406
01:40:12,958 --> 01:40:14,833
‫داره راجع به مامان حرف می‌زنه؟

1407
01:40:14,916 --> 01:40:18,458
‫کارش رو تموم کرد، کشتش.

1408
01:40:18,541 --> 01:40:20,958
‫فکر کردی قسر در میری.

1409
01:40:21,375 --> 01:40:24,541
‫همه مجازات میشن.
‫هیچ‌کس در امان نمی‌مونه.

1410
01:40:24,833 --> 01:40:30,333
‫بلایی که سر اونا آوردیم، سرمون میاد.

1411
01:40:33,958 --> 01:40:39,791
‫ما اون روح بی‌گناه رو شکنجه کردیم.
‫ما کشتیمش.

1412
01:40:40,333 --> 01:40:43,500
‫ما مقصریم. حالا باید تاوانش رو بدیم.

1413
01:40:43,875 --> 01:40:46,458
‫ما خودمون با دستای خودمون کشتیمش.

1414
01:40:46,875 --> 01:40:49,833
‫خفه‌اش کردیم.

1415
01:40:50,583 --> 01:40:53,166
‫هیچ رحمی بهمون نمی‌کنن.

1416
01:40:53,541 --> 01:40:56,750
‫هیچ‌کس نجاتمون نمیده،

1417
01:40:57,458 --> 01:41:01,333
‫چون ما نجاتشون ندادیم.

1418
01:41:02,250 --> 01:41:04,583
‫می‌تونستیم این کار رو بکنیم.

1419
01:41:04,666 --> 01:41:07,375
‫می‌تونستیم، ولی نکردیم.

1420
01:41:07,500 --> 01:41:08,875
‫گذاشتیم این اتفاق بیفته.

1421
01:41:08,958 --> 01:41:11,291
‫دیگه دادگاهی در کار نیست.

1422
01:41:11,500 --> 01:41:14,375
‫هر چی کاشتیم رو درو می‌کنیم.

1423
01:41:14,458 --> 01:41:16,375
‫عدالت اجرا میشه.

1424
01:41:16,500 --> 01:41:19,416
‫عدالت اجرا میشه.

1425
01:41:19,833 --> 01:41:21,041
‫داداش!

1426
01:41:24,791 --> 01:41:25,708
‫بله.

1427
01:41:26,375 --> 01:41:28,833
‫ما... ما باید تاوان بدیم.

1428
01:41:29,958 --> 01:41:33,500
‫باید جلوشون رو می‌گرفتیم.

1429
01:41:33,625 --> 01:41:34,666
‫داداش.

1430
01:41:35,583 --> 01:41:37,375
‫پشت سرت رو نگاه نکن.

1431
01:41:37,791 --> 01:41:39,041
‫داداش.

1432
01:41:39,125 --> 01:41:40,750
‫دیگه اونجا هیچی باقی نمونده.

1433
01:41:42,541 --> 01:41:44,250
‫یادت رفته؟

1434
01:41:52,583 --> 01:41:56,125
‫داداش!

1435
01:42:03,083 --> 01:42:04,166
‫داداش!

1436
01:42:05,333 --> 01:42:06,666
‫طلسم؟

1437
01:42:09,125 --> 01:42:12,458
‫همه‌ش چرنده! هیچ حقیقتی توش نیست.

1438
01:42:15,250 --> 01:42:16,958
‫مطمئنم. ولی این طلسم چیه؟

1439
01:42:21,500 --> 01:42:22,500
‫بابا؟

1440
01:42:35,500 --> 01:42:41,291
‫قطارهای پاکستان هر روز به ایستگاه امریتسار می‌رسیدن.

1441
01:42:43,125 --> 01:42:46,875
‫سردار جاسمر سینگ، پدربزرگم...

1442
01:42:50,125 --> 01:42:51,916
‫به ایستگاه امریتسار می‌رفت.

1443
01:42:53,333 --> 01:42:55,291
‫هر روز، به مدت ۱۸ سال.

1444
01:42:57,541 --> 01:43:01,291
‫امید داشت که زن‌های خانواده‌مون
‫توی اون قطار باشن.

1445
01:43:07,041 --> 01:43:09,125
‫منو می‌بخشی، پسرم؟

1446
01:43:10,291 --> 01:43:11,333
‫منو ببخش.

1447
01:43:11,500 --> 01:43:13,458
‫پدربزرگم رو دمِ مرگ دیدم.

1448
01:43:13,625 --> 01:43:15,083
‫بهت گفتم ازدواج کن.

1449
01:43:15,166 --> 01:43:18,125
‫پدربزرگ از اون طلسم حرف زد.

1450
01:43:20,541 --> 01:43:22,500
‫و همسرت از دنیا رفت.

1451
01:43:23,083 --> 01:43:26,375
‫مادرم چند سال قبل‌ترش مرده بود.

1452
01:43:27,666 --> 01:43:32,416
‫پسرم، ما نتونستیم از زن‌های
‫خانواده‌مون محافظت کنیم...

1453
01:43:35,541 --> 01:43:37,166
‫واسه همین اونا ما رو طلسم کردن...

1454
01:43:39,583 --> 01:43:41,750
‫که هیچ زنی تو این خانواده زنده نمی‌مونه.

1455
01:43:42,750 --> 01:43:44,208
‫ما نتونستیم ازشون محافظت کنیم؟

1456
01:43:47,666 --> 01:43:49,083
‫چه بلایی سر زن‌ها اومد؟

1457
01:43:50,458 --> 01:43:51,416
‫نمی‌دونم.

1458
01:43:52,333 --> 01:43:55,750
‫از بابا بپرس چه بلایی سر زن‌ها اومده.

1459
01:43:56,416 --> 01:44:00,000
‫-من و خواهرم بچگی‌ها با هم حرف می‌زدیم.
‫-نه، نمی‌پرسیم.

1460
01:44:00,333 --> 01:44:04,250
‫-بابا تو رو نمی‌زنه، تو دختری.
‫-انگاد اون موقع خیلی کوچیک بود.

1461
01:44:04,333 --> 01:44:06,416
‫نه، نمی‌پرسیم.

1462
01:44:10,291 --> 01:44:11,625
‫داداش.

1463
01:44:11,875 --> 01:44:14,125
‫مجبوریم امروز بریم کارخونه؟

1464
01:44:15,041 --> 01:44:16,583
‫سفارش باید تحویل داده بشه.

1465
01:44:17,791 --> 01:44:19,083
‫باید بریم چک کنیم.

1466
01:44:19,416 --> 01:44:20,875
‫نرو داداش.

1467
01:44:21,166 --> 01:44:22,458
‫بابات مرده.

1468
01:44:22,541 --> 01:44:25,958
‫می‌خوای عزاداری کنی؟ گریه کنی؟

1469
01:44:27,833 --> 01:44:30,750
‫این اولین باریه که جنازه می‌بینی؟

1470
01:44:31,166 --> 01:44:32,125
‫داداش...

1471
01:44:34,958 --> 01:44:36,666
‫ما پناهنده‌ایم، پالی.

1472
01:44:37,166 --> 01:44:39,416
‫ما وقت عزاداری نداریم.

1473
01:44:42,083 --> 01:44:43,750
‫مراسم ختم چهار ساعت دیگه است.

1474
01:44:45,083 --> 01:44:46,458
‫تا اون موقع برمی‌گردم.

1475
01:44:47,875 --> 01:44:50,291
‫بریم. داریم دیر می‌کنیم.

1476
01:44:51,291 --> 01:44:53,000
‫داره دیر میشه.

1477
01:44:59,958 --> 01:45:00,958
‫خواهرم...

1478
01:45:03,666 --> 01:45:04,875
‫از دنیا رفت

1479
01:45:06,875 --> 01:45:08,375
‫وقتی ۲۵ سالش بود.

1480
01:45:10,291 --> 01:45:13,458
‫و بعدش هم مادرت، تجی.

1481
01:45:44,666 --> 01:45:45,875
‫دوباره داری فرار می‌کنی؟

1482
01:45:47,708 --> 01:45:49,416
‫باز داری یه کار ناتموم دیگه رو ول می‌کنی؟

1483
01:45:51,708 --> 01:45:55,333
‫بهتره برم. من اینجا واسه‌ش خطرم.

1484
01:45:56,666 --> 01:45:58,458
‫نزدیک بود پدربزرگ رو بکشم.

1485
01:46:03,458 --> 01:46:05,875
‫فکر می‌کنی پدربزرگ از اینکه زنده‌ست خوشحاله؟

1486
01:46:08,750 --> 01:46:12,208
‫اون مدام داره درد می‌کشه، هم جسمی هم روحی.

1487
01:46:12,291 --> 01:46:15,000
‫هر نفسی که می‌کشه براش عذابه. لذت می‌بره از این وضعیت؟

1488
01:46:16,166 --> 01:46:18,041
‫لجبازی‌شه که زنده نگهش داشته.

1489
01:46:18,166 --> 01:46:20,041
‫داره با زندگی سر می‌کنه

1490
01:46:20,875 --> 01:46:22,666
‫چون یه معمایی هست که باید حل بشه.

1491
01:46:23,291 --> 01:46:25,666
‫اون کارهای ناتمومش... نظریه توئه، نه؟

1492
01:46:26,666 --> 01:46:27,958
‫این یه نظریه نیست، بابا.

1493
01:46:29,958 --> 01:46:32,041
‫نظریه یعنی چیزی که شواهد علمی پشتشه

1494
01:46:32,666 --> 01:46:35,708
‫این فقط توهمه.

1495
01:46:38,666 --> 01:46:42,416
‫اون تو لحظه‌های آخرش داره یه دختر رو به یاد میاره.

1496
01:46:44,875 --> 01:46:46,875
‫لابد زن‌های زیادی رو یادشه.

1497
01:46:50,458 --> 01:46:52,250
‫تمام زن‌های خانواده‌ش رو.

1498
01:46:56,375 --> 01:47:00,375
‫زن‌ها تو دوران جدایی، دو برابر بیشتر سختی کشیدن، نه؟

1499
01:47:02,666 --> 01:47:04,708
‫نمی‌تونم تصور کنم چی کشیدن.

1500
01:47:05,166 --> 01:47:06,666
‫و دست چه آدم‌هایی افتادن.

1501
01:47:08,958 --> 01:47:11,416
‫لعنتی. حتی نمی‌خوام بهش فکر کنم.

1502
01:47:12,333 --> 01:47:13,250
‫چرا؟

1503
01:47:15,541 --> 01:47:17,666
‫فکر کردن بهشون چه مشکلی داره؟

1504
01:47:18,500 --> 01:47:21,541
‫ما نمی‌شناختیمشون. پس چطوری می‌تونیم چیزی حس کنیم؟

1505
01:47:22,625 --> 01:47:23,875
‫ولی بابا می‌شناختشون.

1506
01:47:25,166 --> 01:47:26,666
‫حتماً بهشون فکر می‌کنه.

1507
01:47:27,666 --> 01:47:29,541
‫تمام عمرش لابد نگران بوده

1508
01:47:30,041 --> 01:47:34,041
‫که چه بلایی سر زن‌ها اومده، سر مادرش، خواهرش

1509
01:47:34,708 --> 01:47:36,208
‫کی اون‌ها رو برد و...

1510
01:47:36,958 --> 01:47:38,666
‫من چه کاری از دستم برمیاد، بابا؟

1511
01:47:40,125 --> 01:47:41,833
‫چطوری می‌تونم گذشته رو عوض کنم؟

1512
01:47:46,166 --> 01:47:47,375
‫هیچ کاری نمی‌تونی بکنی؟

1513
01:47:51,541 --> 01:47:52,458
‫باشه.

1514
01:47:53,333 --> 01:47:56,000
‫اگه تو نتونی کاری بکنی، پس هیچ‌کس نمی‌تونه.

1515
01:47:56,708 --> 01:47:57,875
‫اون تو رو انتخاب کرده.

1516
01:47:58,625 --> 01:48:00,375
‫اگه تو نتونی کاری بکنی

1517
01:48:01,833 --> 01:48:03,666
‫اون وقت با زجر می‌میره.

1518
01:48:06,250 --> 01:48:08,041
‫همون‌طور که زندگی کرد، با زجر هم می‌میره.

1519
01:48:35,041 --> 01:48:35,958
‫بذار کمکت کنم.

1520
01:48:37,375 --> 01:48:39,041
‫بیا پدربزرگ. می‌برمت بیرون.

1521
01:48:42,958 --> 01:48:44,375
‫اون درخت رو می‌بینی؟

1522
01:48:48,166 --> 01:48:50,250
‫تیجی کاشتتش.

1523
01:48:51,791 --> 01:48:55,166
‫تیجی رو یادته؟ همونی که خیلی دوستش داشتی.

1524
01:48:56,833 --> 01:48:57,875
‫مادرمه.

1525
01:48:59,541 --> 01:49:01,083
‫الان پیش خداست.

1526
01:49:04,875 --> 01:49:06,375
‫مامانت کجاست، پدربزرگ؟

1527
01:49:06,583 --> 01:49:07,791
‫باز شروع نکن!

1528
01:49:10,083 --> 01:49:12,166
‫- تو حتماً خواهر هم داشتی. - گوش کن...

1529
01:49:16,166 --> 01:49:19,333
‫زن‌های خانواده‌ت کجان؟

1530
01:49:21,666 --> 01:49:22,958
‫مکزیک.

1531
01:49:23,958 --> 01:49:24,875
‫مکزیک؟

1532
01:49:26,500 --> 01:49:28,583
‫سوار شدن رفتن اونجا.

1533
01:49:30,500 --> 01:49:33,958
‫- چرا مکزیک؟ - آتیش‌سوزی شده بود.

1534
01:49:35,541 --> 01:49:38,791
‫اینجا و اونجا هم بود.

1535
01:49:39,958 --> 01:49:41,750
‫بردنشون.

1536
01:49:43,375 --> 01:49:46,208
‫کی بردشون؟ مریخی‌ها؟

1537
01:49:46,666 --> 01:49:52,458
‫مریخی‌ها چشم‌های ریزی دارن...

1538
01:49:52,541 --> 01:49:56,583
‫زن‌ها رو میگم، پدربزرگ.
‫وقتی می‌بردنشون اونجا بودی؟

1539
01:49:57,333 --> 01:50:03,333
‫من... پرتاب‌کننده اول بودم.

1540
01:50:03,916 --> 01:50:05,083
‫پدربزرگ.

1541
01:50:05,541 --> 01:50:12,500
‫مردم مریخ به ماه حمله کردن.

1542
01:50:14,041 --> 01:50:16,125
‫به آتیشش کشیدن.

1543
01:50:16,750 --> 01:50:18,958
‫مریخی‌ها مزرعه‌ها رو هم به آتیش کشیدن؟

1544
01:50:20,041 --> 01:50:22,458
‫پوست آبی.

1545
01:50:23,916 --> 01:50:26,375
‫تو اونجا بودی؟ توی مزرعه‌ها؟

1546
01:50:27,958 --> 01:50:31,500
‫من زیر آب بودم.

1547
01:50:32,291 --> 01:50:33,166
‫زیر آب؟

1548
01:50:33,333 --> 01:50:37,541
‫زیر سطح آب.

1549
01:50:38,041 --> 01:50:41,250
‫کاپیل دِو هم باهام بود.

1550
01:50:43,250 --> 01:50:47,875
‫دستش شروع کرد به درد گرفتن،

1551
01:50:49,125 --> 01:50:51,375
‫واسه همین ازم خواست...

1552
01:50:52,833 --> 01:50:56,500
‫«لطفاً تو برای هند شروع کن به پرتاب کردن.»

1553
01:51:02,416 --> 01:51:07,125
‫- کسی رو پیدا کردی؟ - هیچ‌کس، قربان.

1554
01:51:09,375 --> 01:51:10,875
‫داداش.

1555
01:51:12,916 --> 01:51:14,375
‫دستم درد می‌کنه.

1556
01:51:15,750 --> 01:51:19,625
‫بهش فکر نکن، پالی. به یه چیز دیگه فکر کن.

1557
01:51:21,958 --> 01:51:23,750
‫داری به چی فکر می‌کنی، داداش؟

1558
01:51:25,875 --> 01:51:27,958
‫به یه چیزی فکر کن...

1559
01:51:29,250 --> 01:51:30,416
‫که دوستش داری.

1560
01:51:32,500 --> 01:51:34,083
‫و شونه‌م رو محکم بگیر.

1561
01:51:54,625 --> 01:51:56,708
‫عجله کن، برو پایین.

1562
01:51:57,625 --> 01:51:59,041
‫یه راه میانبر بلدم!

1563
01:51:59,125 --> 01:52:01,916
‫- یه راه میانبر بلدم.
‫- بذار صبح بشه.

1564
01:52:02,000 --> 01:52:03,125
‫- نه.
‫- صبر کن تا صبح بشه.

1565
01:52:03,208 --> 01:52:06,083
‫اون‌موقع هوا خیلی روشن میشه.
‫باید توی تاریکی حرکت کنیم.

1566
01:52:06,916 --> 01:52:09,083
‫بابا، یه جا رو بلدم
‫که می‌تونیم اونجا قایم شیم.

1567
01:52:09,541 --> 01:52:14,500
‫توی تاریکی ایستاده، یه لباس
‫سفید تنشه.

1568
01:52:14,583 --> 01:52:15,666
‫کی لباس سفید پوشیده؟

1569
01:52:17,125 --> 01:52:18,166
‫اون کیه؟

1570
01:52:53,916 --> 01:52:54,958
‫من جایی نمیرم.

1571
01:53:06,750 --> 01:53:07,958
‫من جایی نمیرم.

1572
01:53:35,958 --> 01:53:37,708
‫کینو، بیا اینجا.

1573
01:53:40,583 --> 01:53:41,750
‫کینو، بدو!

1574
01:53:43,666 --> 01:53:45,375
‫کینو، بدو!

1575
01:53:47,791 --> 01:53:49,875
‫بسه! نکن.

1576
01:53:53,291 --> 01:53:55,166
‫اشتباه بود.

1577
01:53:56,416 --> 01:54:01,291
‫جرقه از سیگار چرچیل پرید.

1578
01:54:01,958 --> 01:54:05,208
‫به مردم غیرنظامی حمله کرد.

1579
01:54:05,958 --> 01:54:10,791
‫شاید بعضی وقتا هوشیار به نظر بیاد،
‫ولی حالش روز به روز بدتر میشه و گیج‌تر میشه.

1580
01:54:12,166 --> 01:54:14,083
‫این اصلاً نشونه خوبی نیست.

1581
01:54:14,166 --> 01:54:17,291
‫ارتش روسیه داره میاد.

1582
01:54:17,958 --> 01:54:20,291
‫جنگ دوباره شروع میشه.

1583
01:54:21,416 --> 01:54:24,916
‫دو تیکه جدا از هم شناور میشن و میرن.

1584
01:54:26,083 --> 01:54:28,875
‫اشتباه بود.

1585
01:54:30,250 --> 01:54:32,291
‫چرا بهش یه تزریق دیگه
‫نمی‌کنی؟

1586
01:54:32,458 --> 01:54:35,041
‫اون حداکثر دوز مجاز رو
‫دریافت کرده.

1587
01:54:35,166 --> 01:54:36,708
‫نمیتونیم بیشترش کنیم.

1588
01:54:36,875 --> 01:54:38,333
‫قلبش وایمیسته.

1589
01:54:48,208 --> 01:54:50,333
‫گوشواره.

1590
01:54:50,666 --> 01:54:52,750
‫اونجا بود.

1591
01:54:53,125 --> 01:54:58,375
‫ولی حالا دیگه آلوده‌ست.

1592
01:55:07,291 --> 01:55:09,375
‫ایندر، اینجا!

1593
01:55:41,791 --> 01:55:44,041
‫بپر عقب.

1594
01:55:44,166 --> 01:55:45,875
‫نه، نه، اینجا نه.

1595
01:55:50,041 --> 01:55:52,125
‫بابا!

1596
01:55:59,291 --> 01:56:01,375
‫کینو، تو برو.

1597
01:56:07,916 --> 01:56:09,041
‫داداش.

1598
01:56:10,291 --> 01:56:11,333
‫کینو.

1599
01:56:12,791 --> 01:56:14,416
‫- بلندش کن. یواش.
‫- باشه.

1600
01:56:18,083 --> 01:56:19,333
‫زود باش.

1601
01:56:23,041 --> 01:56:25,125
‫خدایا!

1602
01:56:44,916 --> 01:56:46,250
‫کسی هم مونده؟

1603
01:56:46,375 --> 01:56:48,458
‫ایندر!

1604
01:56:50,291 --> 01:56:51,333
‫بیا تو، بابا.

1605
01:56:51,416 --> 01:56:53,500
‫کینو.

1606
01:57:00,500 --> 01:57:01,708
‫کینو!

1607
01:57:02,208 --> 01:57:03,500
‫ما برمی‌گردیم.

1608
01:57:03,791 --> 01:57:05,666
‫مادرت اینجاست.
‫همه‌شون اینجان.

1609
01:57:05,750 --> 01:57:07,291
‫برمی‌گردیم.

1610
01:57:07,833 --> 01:57:09,208
‫برمی‌گردیم.

1611
01:58:11,041 --> 01:58:12,375
‫من جایی نمی‌رم.

1612
01:58:16,041 --> 01:58:17,750
‫هیچ‌وقت تنهات نمی‌ذارم.

1613
01:58:20,875 --> 01:58:22,916
‫برمی‌گردم.

1614
01:58:25,958 --> 01:58:28,416
‫برمی‌گردم.

1615
01:58:42,375 --> 01:58:48,625
‫این جداییِ تلخ!
‫فاصله‌ها دارن از هم جدامون می‌کنن

1616
01:58:49,875 --> 01:58:56,666
‫وقتی به پشت سر نگاه می‌کنم

1617
01:58:57,125 --> 01:59:01,416
‫یه رودخونه از غم می‌بینم

1618
01:59:04,458 --> 01:59:10,125
‫یه رودخونه از غم

1619
01:59:13,875 --> 01:59:17,791
‫ببین! ما اینجاییم. ما توی هندیم.

1620
01:59:18,416 --> 01:59:21,208
‫زبانِ چشم‌ها

1621
01:59:21,291 --> 01:59:22,125
‫بابا...

1622
01:59:22,208 --> 01:59:25,083
‫که هیچ‌کس نمی‌فهمه

1623
01:59:25,625 --> 01:59:28,625
‫من کجا سرگردونم؟

1624
01:59:29,250 --> 01:59:30,291
‫دیگه نیست.

1625
01:59:30,375 --> 01:59:36,750
‫شناورم، هیچ‌کس نمی‌دونه کجا

1626
01:59:37,250 --> 01:59:41,416
‫با رودخونه شناورم

1627
01:59:44,958 --> 01:59:48,750
‫قصه‌ی پنج تا رودخونه

1628
01:59:50,416 --> 01:59:53,541
‫هرجا که جاری بشن

1629
01:59:53,666 --> 01:59:57,958
‫زبونشون عوض میشه

1630
01:59:58,541 --> 02:00:05,541
‫اما اسمِ من به تو وصله

1631
02:00:07,541 --> 02:00:14,416
‫اگه تو کنارم نباشی

1632
02:00:16,000 --> 02:00:22,375
‫من دیگه اسمی ندارم

1633
02:00:34,916 --> 02:00:37,666
‫یه عکاسی توی سرگودها هست.

1634
02:00:38,166 --> 02:00:39,166
‫بلیتس‌کریگ.

1635
02:00:39,541 --> 02:00:42,333
‫تمام عکس‌هایی که پدربزرگت
‫بهشون واکنش نشون داد،

1636
02:00:42,416 --> 02:00:44,541
‫-مال اون عکاسیه.
‫-بلیتس‌کریگ؟

1637
02:00:46,291 --> 02:00:48,375
‫-گروال‌ها، از سرگودها؟
‫-آره.

1638
02:00:48,708 --> 02:00:50,833
‫همه‌شون زمانِ تجزیه،
‫رفتن هند،

1639
02:00:50,916 --> 02:00:53,291
‫به جز ایندرجیت گروال.

1640
02:00:53,375 --> 02:00:55,333
‫ایندرجیت گروال؟

1641
02:00:55,416 --> 02:00:57,041
‫همون اسمیه که پدربزرگ گفت.

1642
02:00:57,125 --> 02:00:58,666
‫«کارگردان: ایندرجیت گروال.»

1643
02:00:58,750 --> 02:01:01,291
‫کجاست؟ ایندر.

1644
02:01:01,375 --> 02:01:02,500
‫ایندر.

1645
02:01:06,125 --> 02:01:07,833
‫نمی‌دونم چرا، ولی هیچ‌وقت نرفت.

1646
02:01:09,208 --> 02:01:12,666
‫دو سال تو سرگودها موند.
‫بعدش مرد.

1647
02:01:13,750 --> 02:01:16,333
‫با بابام این عکاسی رو راه انداخت.

1648
02:01:16,750 --> 02:01:17,625
‫جدی؟

1649
02:01:17,708 --> 02:01:20,833
‫کلی سال بعد، دو نفر از فامیلاشون
‫از هند اومدن دیدنش.

1650
02:01:21,458 --> 02:01:24,375
‫یه عکس ازشون هست
‫که با بابام گرفتن. بیارش!

1651
02:01:25,541 --> 02:01:27,666
‫این مرد وسطیه، بیشامبر کوهلیه.

1652
02:01:27,750 --> 02:01:30,500
‫موقع تجزیه، همون‌جا تو سرگودها موند.

1653
02:01:30,583 --> 02:01:32,458
‫این دو نفر دیگه هم فامیلای ما هستن.

1654
02:01:32,833 --> 02:01:33,833
‫گروال.

1655
02:01:34,166 --> 02:01:35,458
‫عکسش واضح نیست.

1656
02:01:36,458 --> 02:01:38,625
‫بعد از تجزیه، کسی از ما برگشت؟

1657
02:01:54,375 --> 02:01:55,458
‫کجا دارید می‌رید؟

1658
02:01:57,125 --> 02:01:58,541
‫می‌خوایم بریم سرگودها.

1659
02:01:58,625 --> 02:02:02,083
‫دیوونه شدید؟ نمی‌بینید چه خبره؟

1660
02:02:06,958 --> 02:02:09,958
‫باید رد شیم. خانواده‌مون
‫اون طرف موندن.

1661
02:02:10,375 --> 02:02:13,500
‫بی‌خیالِ اونایی که موندن بشید.
‫برگردید!

1662
02:02:13,666 --> 02:02:16,541
‫چطور بی‌خیال شیم؟
‫باید رد شیم.

1663
02:02:17,958 --> 02:02:19,875
‫مرز قراره بسته بشه.

1664
02:02:19,958 --> 02:02:22,541
‫- بگیریدشون!
‫- چیکار داری می‌کنی؟

1665
02:02:22,666 --> 02:02:26,375
‫زن‌های ما اون طرفن.
‫باید ولشون کنیم؟

1666
02:02:26,458 --> 02:02:29,166
‫دخترهای ما اونجا موندن.
‫باید برگردیم.

1667
02:02:30,125 --> 02:02:33,916
‫- التماستون می‌کنم، بذارید رد شیم.
‫- بابا.

1668
02:02:34,166 --> 02:02:36,250
‫- بذارید بریم.
‫- بابا.

1669
02:02:37,875 --> 02:02:39,791
‫مردم دارن همدیگه رو تیکه پاره می‌کنن.

1670
02:02:40,958 --> 02:02:43,166
‫اگه می‌خواید کسی رو نجات بدید،
‫خودتون رو نجات بدید!

1671
02:02:45,375 --> 02:02:48,666
‫- باید رد شیم. باید بریم.
‫- بابا...

1672
02:02:48,750 --> 02:02:50,416
‫خدا می‌دونه چه حالی دارن.

1673
02:02:50,500 --> 02:02:53,250
‫بابا، من می‌رم.

1674
02:02:54,458 --> 02:02:55,958
‫من می‌رم، بابا.

1675
02:02:56,875 --> 02:02:59,041
‫همه‌شون رو برمی‌گردونم.

1676
02:03:01,041 --> 02:03:03,250
‫مواظب خودت باش.

1677
02:03:07,166 --> 02:03:10,500
‫- بگیریدش!
‫- بگیریدش!

1678
02:03:12,958 --> 02:03:14,750
‫شهری هست

1679
02:03:15,166 --> 02:03:16,833
‫مردمی هست

1680
02:03:17,416 --> 02:03:19,708
‫جمعیتی هست

1681
02:03:19,833 --> 02:03:21,875
‫کار هست

1682
02:03:21,958 --> 02:03:28,541
‫آفتاب ملایم هست
‫عصر هم هست

1683
02:03:28,666 --> 02:03:30,958
‫و من هم هستم

1684
02:03:31,041 --> 02:03:33,333
‫اما دیگه اون آدم قبلی نیستم

1685
02:03:33,416 --> 02:03:39,666
‫دیگه اون آدم نیستم
‫با اینکه به اسم صدام می‌کنن

1686
02:03:40,041 --> 02:03:44,083
‫سروصدا هست، نگرانی هست

1687
02:03:44,583 --> 02:03:46,916
‫و من هم هستم

1688
02:03:49,208 --> 02:03:51,541
‫اما دیگه اون آدم قبلی نیستم

1689
02:04:11,500 --> 02:04:15,541
‫این واقعیتِ منه

1690
02:04:15,916 --> 02:04:19,958
‫این واقعیتِ توئه

1691
02:04:20,333 --> 02:04:25,250
‫عشق رو فراموش نکن

1692
02:04:25,333 --> 02:04:29,166
‫تو این روزهای پر از نفرت

1693
02:04:29,291 --> 02:04:33,541
‫دستی که بالا رفته

1694
02:04:33,791 --> 02:04:37,750
‫سری که جدا شده

1695
02:04:38,166 --> 02:04:40,333
‫اون هم من بودم

1696
02:04:40,500 --> 02:04:44,583
‫اون تو بودی، فقط ما آدما بودیم

1697
02:04:47,166 --> 02:04:50,791
‫تپش قلب هست، خون هم هست

1698
02:04:51,458 --> 02:04:55,416
‫نفس هست، جسم هم هست

1699
02:04:56,125 --> 02:05:02,833
‫چه عجیبه که قبول کنی

1700
02:05:02,916 --> 02:05:07,083
‫این‌طوری زندگی کنی

1701
02:05:07,416 --> 02:05:11,500
‫این اسمِ منه

1702
02:05:11,875 --> 02:05:16,041
‫این صورتِ منه

1703
02:05:16,250 --> 02:05:21,458
‫من یه زمانی هر دوشون بودم

1704
02:05:23,375 --> 02:05:25,958
‫اما دیگه اون آدم قبلی نیستم

1705
02:05:53,166 --> 02:05:57,458
‫تو همونی هستی که
‫دل رو گذاشت کنار

1706
02:05:57,541 --> 02:06:01,416
‫تو همونی هستی که
‫تمام وجودش پر از غمه

1707
02:06:02,083 --> 02:06:06,458
‫تو همونی هستی که
‫مثل شاخه‌ی بریده‌ای

1708
02:06:06,541 --> 02:06:10,666
‫تو همونی هستی که
‫هر روز دم از عشق می‌زنی

1709
02:06:10,958 --> 02:06:15,375
‫تو همونی هستی که
‫تبدیل به جمعیت می‌شی

1710
02:06:15,458 --> 02:06:19,875
‫تو همونی هستی که
‫وسوسه‌ی طمع می‌شی

1711
02:06:19,958 --> 02:06:24,416
‫تو همونی هستی که
‫از شهری به شهر دیگه می‌ری

1712
02:06:24,500 --> 02:06:28,916
‫تو همونی هستی که
‫هر روز از چشم می‌افتی

1713
02:06:29,000 --> 02:06:33,375
‫تو همونی هستی که
‫خیلی راحت دیده می‌شی

1714
02:06:33,500 --> 02:06:37,791
‫تو همونی هستی که
‫دروغ‌های قشنگ می‌گی

1715
02:06:37,916 --> 02:06:42,333
‫تو همونی هستی که
‫هر روز پیرتر می‌شی

1716
02:06:42,416 --> 02:06:47,916
‫تو همونی هستی که
‫زنده است ولی مرده

1717
02:06:48,250 --> 02:06:49,750
‫تصمیمِ خودمه.

1718
02:06:51,541 --> 02:06:53,625
‫انتخاب کردم که خطرش رو بپذیرم.

1719
02:06:54,500 --> 02:06:58,500
‫دردم رو چطور بگم؟

1720
02:06:58,875 --> 02:07:00,958
‫نمی‌تونی جلوم رو بگیری.

1721
02:07:02,083 --> 02:07:03,958
‫نه! نمی‌تونی جلومو بگیری.

1722
02:07:04,375 --> 02:07:05,625
‫مادرم اینجاست.

1723
02:07:06,791 --> 02:07:10,375
‫خواهرم اینجاست. و زندگیم اینجاست.

1724
02:07:12,375 --> 02:07:14,458
‫تمام زندگیم اینجاست.

1725
02:07:15,500 --> 02:07:21,250
‫دیدی! جایی نرفتم، همینجام

1726
02:07:24,500 --> 02:07:26,916
‫ولی دیگه اون آدم قبلی نیستم

1727
02:07:29,041 --> 02:07:32,166
‫دیگه اون آدم قبلی نیستم

1728
02:07:33,416 --> 02:07:36,875
‫دیگه اون آدم قبلی نیستم

1729
02:07:43,416 --> 02:07:45,166
‫این یه مجوز عبورِ ویژه‌ست.

1730
02:07:45,375 --> 02:07:47,625
‫چند سال بعد از جداییِ هند و پاکستان صادر شده.

1731
02:07:47,750 --> 02:07:50,083
‫برای سفر بین هند و پاکستان.

1732
02:07:50,166 --> 02:07:52,500
‫فقط یه بار ازش استفاده شده، تو سال ۱۹۵۳.

1733
02:07:54,250 --> 02:07:57,375
‫پس بابا برگشته بوده؟ به سرگودها؟

1734
02:07:58,041 --> 02:07:59,333
‫حتماً همین‌طوره.

1735
02:08:01,958 --> 02:08:03,958
‫یعنی یکی از اون‌ها می‌تونه پدر باشه؟

1736
02:08:05,000 --> 02:08:06,166
‫و اون یکی دیگه کیه؟

1737
02:08:09,916 --> 02:08:11,208
‫بابا، اینو ببین.

1738
02:08:11,750 --> 02:08:14,041
‫این تویی، تو سرگودها؟

1739
02:08:14,750 --> 02:08:16,958
‫سال ۱۹۵۳ با عمو برگشتی اونجا؟

1740
02:08:18,625 --> 02:08:21,541
‫شش سال بعد از جدایی. یادت نمیاد؟

1741
02:08:23,666 --> 02:08:25,375
‫خیلی خوشحالم که اینجایی!

1742
02:08:25,541 --> 02:08:27,666
‫عمو، شاید جفتتون برگشتید

1743
02:08:28,250 --> 02:08:30,875
‫تا بفهمید چه بلایی سرِ زنا اومده.

1744
02:08:31,375 --> 02:08:32,625
‫اونجا چه اتفاقی افتاد؟

1745
02:08:34,416 --> 02:08:40,416
‫برادرم گفت: «پالی، این دنیا دیگه به آخر رسیده.»

1746
02:08:40,916 --> 02:08:42,666
‫«پشت سرت رو نگاه نکن.»

1747
02:08:42,916 --> 02:08:44,791
‫اما الان داره به گذشته نگاه می‌کنه.

1748
02:08:46,666 --> 02:08:49,083
‫شب و روز از سرگودها حرف می‌زنه.

1749
02:08:50,875 --> 02:08:52,458
‫چرا این‌قدر لجبازی؟

1750
02:08:53,541 --> 02:08:56,666
‫چرا نمی‌خوای در مورد اتفاقاتِ زمانِ جدایی حرف بزنی؟

1751
02:08:58,458 --> 02:08:59,625
‫معلومه که می‌تونستم حرف بزنم!

1752
02:09:00,666 --> 02:09:02,250
‫ولی تو نمی‌فهمیدی.

1753
02:09:03,666 --> 02:09:05,750
‫فکر می‌کردی همه‌اش تقصیرِ نفرت بوده.

1754
02:09:06,750 --> 02:09:10,916
‫نفرتِ بین دو تا قوم. کینه.

1755
02:09:11,666 --> 02:09:14,541
‫ولی اون زمان یه چیزِ دیگه بود.

1756
02:09:15,291 --> 02:09:19,625
‫رفتارِ آدم‌ها؟ اون زهری که روی سرمون ریختن

1757
02:09:20,125 --> 02:09:21,750
‫اون یه چیزِ دیگه بود.

1758
02:09:21,958 --> 02:09:25,541
‫اما قراره با خودِ ما خاکستر بشه. ما نباید پخشش کنیم.

1759
02:09:27,250 --> 02:09:28,666
‫واقعاً قراره با تو تموم بشه؟

1760
02:09:30,666 --> 02:09:31,833
‫مطمئنی؟

1761
02:09:33,583 --> 02:09:36,708
‫شاید وقتی تو بری، اون زهر تو وجودِ ما هم رخنه کنه.

1762
02:09:36,791 --> 02:09:37,916
‫نیوی...

1763
02:09:39,833 --> 02:09:41,791
‫یه چیزی حتمیه.

1764
02:09:41,958 --> 02:09:44,333
‫هر چیزی که بابابزرگ دنبالش می‌گشته،

1765
02:09:44,500 --> 02:09:47,250
‫اگه پیداش نکنه، اون بی‌قراری رو برای ما باقی می‌ذاره.

1766
02:09:48,500 --> 02:09:50,250
‫اون سؤال، ما رو عذاب می‌ده.

1767
02:09:50,500 --> 02:09:52,583
‫چی بود که اون‌قدر اذیتش می‌کرد؟

1768
02:09:54,750 --> 02:09:56,375
‫شاید می‌تونستیم بهش کمک کنیم.

1769
02:09:57,375 --> 02:09:58,375
‫ولی نکردیم.

1770
02:10:00,500 --> 02:10:02,958
‫بعد از یه عمر زندگیِ پر از رنج و سختی،

1771
02:10:04,125 --> 02:10:05,958
‫حتی نتونست با آرامش بمیره.

1772
02:10:21,083 --> 02:10:23,500
‫خیلی سال گذشته.

1773
02:10:27,041 --> 02:10:28,541
‫من شاهد همه‌شون بودم.

1774
02:10:30,625 --> 02:10:32,708
‫اما اون خاطرات...

1775
02:10:34,250 --> 02:10:37,000
‫هنوزم برام سؤالِ که واقعاً اتفاق افتادن یا نه.

1776
02:10:39,125 --> 02:10:40,500
‫یا شاید همش خیالاتِ خودم بوده؟

1777
02:10:43,416 --> 02:10:44,458
‫نمی‌دونم.

1778
02:10:59,750 --> 02:11:01,000
‫چرا اومدیم اینجا، داداش؟

1779
02:11:03,583 --> 02:11:05,666
‫بعداً دوباره برمی‌گردیم اینجا.

1780
02:11:07,000 --> 02:11:07,916
‫بیا.

1781
02:11:13,166 --> 02:11:14,500
‫تو چرا اینجایی؟

1782
02:11:17,958 --> 02:11:19,375
‫نباید می‌اومدی.

1783
02:11:23,541 --> 02:11:24,750
‫دیگه هیچی باقی نمونده.

1784
02:11:54,166 --> 02:11:55,208
‫افضل؟

1785
02:11:55,666 --> 02:11:56,791
‫اجازه هست بیام تو؟

1786
02:11:58,708 --> 02:12:01,208
‫هیچ دینی به ما یاد نداده که به بقیه آسیب بزنیم.

1787
02:12:02,500 --> 02:12:03,666
‫خائن!

1788
02:12:04,041 --> 02:12:06,250
‫افضل، بس کن!

1789
02:12:06,458 --> 02:12:08,541
‫بس کن! بس کن!

1790
02:12:10,166 --> 02:12:11,416
‫آفتاب!

1791
02:12:18,583 --> 02:12:22,916
‫دوست صمیمیِ برادرم، آفتاب.

1792
02:12:37,666 --> 02:12:39,041
‫چی فهمیدی؟

1793
02:12:41,750 --> 02:12:42,666
‫پالی‌بابا؟

1794
02:13:12,375 --> 02:13:13,458
‫اون رو بفرست پیش من.

1795
02:13:22,250 --> 02:13:23,583
‫و اون یکی رو!

1796
02:13:33,166 --> 02:13:35,250
‫و اون رو!

1797
02:13:36,083 --> 02:13:37,708
‫بشین!

1798
02:13:38,583 --> 02:13:40,250
‫خداوندا!

1799
02:13:40,833 --> 02:13:42,916
‫اون رو بفرست!

1800
02:13:46,083 --> 02:13:47,291
‫نفر بعدی!

1801
02:13:47,708 --> 02:13:52,708
‫آقا، کار درستی نکردی.

1802
02:13:55,750 --> 02:13:57,458
‫بعدی!

1803
02:14:00,583 --> 02:14:02,208
‫خدایا!

1804
02:14:04,416 --> 02:14:05,583
‫بیا.

1805
02:14:06,750 --> 02:14:09,416
‫آقا، کار درستی نکردی.

1806
02:14:09,625 --> 02:14:10,666
‫افضل!

1807
02:14:21,708 --> 02:14:22,750
‫به جاسمر بگو...

1808
02:14:25,625 --> 02:14:27,166
‫مظفر رو پیدا نکردی.

1809
02:14:28,458 --> 02:14:29,541
‫مرد.

1810
02:14:31,458 --> 02:14:32,666
‫و بهش بگو...

1811
02:14:35,958 --> 02:14:37,375
‫اونا هم مردن.

1812
02:14:40,458 --> 02:14:42,375
‫ما چیکار کردیم که حقمون اینه؟

1813
02:14:43,666 --> 02:14:45,750
‫دیگه کاری از دستمون برنمیاد.

1814
02:14:56,250 --> 02:14:59,875
‫منظورت اینه که بابابزرگ فهمید چه بلایی سر زنا اومده.

1815
02:15:01,458 --> 02:15:02,875
‫بابابزرگت می‌دونه.

1816
02:15:03,458 --> 02:15:04,958
‫کارشون رو تموم کردن.

1817
02:15:06,875 --> 02:15:09,333
‫پس چی مونده که تو ذهنش حل نشده؟

1818
02:15:11,458 --> 02:15:13,541
‫چیه که اینقدر عذابش میده؟

1819
02:15:20,875 --> 02:15:22,750
‫زنم می‌خواد تو رو ببینه.

1820
02:15:24,041 --> 02:15:25,375
‫اون تو رو می‌شناسه.

1821
02:15:26,250 --> 02:15:27,875
‫هم‌کلاسیت بوده.

1822
02:15:29,083 --> 02:15:31,166
‫هم‌کلاسی تو و آفتاب.

1823
02:15:33,333 --> 02:15:34,375
‫افسانه.

1824
02:15:35,375 --> 02:15:36,291
‫یادته؟

1825
02:15:39,541 --> 02:15:42,208
‫بعد از تجزیه، بلاهای وحشتناکی سرش اومد.

1826
02:15:42,750 --> 02:15:45,125
‫باباش رو به خیانت متهم کردن.

1827
02:15:45,583 --> 02:15:47,625
‫چاپخونه‌ش رو آتیش زدن.

1828
02:15:48,041 --> 02:15:50,166
‫بعد یه شب کشتنش.

1829
02:15:50,750 --> 02:15:53,708
‫افسانه تنها شده بود و تو خطر بزرگی بود.

1830
02:15:54,166 --> 02:15:56,250
‫واسه همین پدر، ما رو به عقد هم درآورد.

1831
02:15:56,958 --> 02:15:59,041
‫همیشه می‌گفت که تو برمی‌گردی.

1832
02:16:00,041 --> 02:16:03,708
‫بهش گفتم که اینجایی. داره منتظرته.

1833
02:16:05,041 --> 02:16:07,208
‫اینجا منتظر بمون، می‌رم صداش کنم.

1834
02:16:21,541 --> 02:16:22,541
‫پالی.

1835
02:16:24,625 --> 02:16:26,250
‫این دنیا دیگه تموم شده.

1836
02:16:29,666 --> 02:16:31,083
‫پشت سرت رو نگاه نکن.

1837
02:16:35,125 --> 02:16:36,083
‫بریم.

1838
02:17:05,000 --> 02:17:09,791
‫درست مثل اینکه پیش منی

1839
02:17:10,208 --> 02:17:14,250
‫من پیش توام

1840
02:17:15,041 --> 02:17:19,875
‫مثل غروبی که در صبح حل میشه

1841
02:17:20,166 --> 02:17:24,041
‫من نزدیک توام

1842
02:17:24,333 --> 02:17:30,125
‫مثل شعری که روی یه کاغذ سفید نوشته شده

1843
02:17:30,291 --> 02:17:34,458
‫یا یه قول فراموش‌شده

1844
02:17:35,375 --> 02:17:40,166
‫درست مثل تشنه‌ای که نزدیک آب میمونه

1845
02:17:40,500 --> 02:17:45,125
‫من نزدیک توام

1846
02:17:45,458 --> 02:17:50,416
‫مثل یه تپش توی قلب

1847
02:17:50,500 --> 02:17:52,791
‫هیچ‌کس جرئت نمی‌کنه بهت صدمه بزنه.

1848
02:17:53,875 --> 02:17:56,291
‫با صدای یه شاعر قشنگ‌تره.

1849
02:18:05,166 --> 02:18:07,541
‫- جاسوانت!
‫- بله بابا!

1850
02:18:07,625 --> 02:18:09,041
‫این نفرین منو هم می‌گیره.

1851
02:18:09,125 --> 02:18:11,041
‫یه روز از شدت شوک می‌میرم.

1852
02:18:11,125 --> 02:18:12,916
‫- جاسوانت!
‫- بله.

1853
02:18:13,000 --> 02:18:14,916
‫به راننده بگو ماشین رو بیاره.

1854
02:18:15,000 --> 02:18:16,875
‫آقا، راننده رفته خونه‌ش.

1855
02:18:16,958 --> 02:18:18,875
‫فکر کردی خرم؟

1856
02:18:19,458 --> 02:18:22,416
‫اون همین‌جا زندگی می‌کنه. برو صداش کن.

1857
02:18:22,541 --> 02:18:25,083
‫- نزدیک نشو. بذار من...
‫- آقا، خواهش می‌کنم. نمی‌تونم...

1858
02:18:25,166 --> 02:18:27,541
‫- آقا، آروم باش. نمی‌تونی این کارو بکنی!
‫- بابابزرگ، آروم باش.

1859
02:18:27,625 --> 02:18:28,541
‫من...

1860
02:18:28,625 --> 02:18:29,833
‫من...

1861
02:18:29,916 --> 02:18:30,750
‫برید کنار!

1862
02:18:30,833 --> 02:18:32,833
‫من آماده‌ام. بریم.

1863
02:18:32,916 --> 02:18:36,375
‫داشتی شعر می‌نوشتی. اول اونو تموم کنیم.

1864
02:18:36,458 --> 02:18:37,500
‫من...

1865
02:18:37,625 --> 02:18:39,625
‫تموم شد؟ خیلی خوبه.

1866
02:18:39,750 --> 02:18:41,375
‫- وقت ندارم.
‫- خدای من!

1867
02:18:41,458 --> 02:18:44,333
‫- دارم وقت کم میارم. بریم.
‫- بابابزرگ، لطفاً استراحت کن.

1868
02:18:44,416 --> 02:18:45,750
‫دراز بکش، لطفاً.

1869
02:18:46,125 --> 02:18:47,333
‫- دراز بکش.
‫- تو...

1870
02:18:47,875 --> 02:18:49,958
‫تو به من قول دادی.

1871
02:18:51,041 --> 02:18:53,750
‫بهت اعتماد کردم.

1872
02:18:53,833 --> 02:18:57,291
‫می‌برمت. ولی شب شعر هنوز شروع نشده.

1873
02:18:57,416 --> 02:18:59,750
‫کپسول اکسیژن! زود!

1874
02:18:59,833 --> 02:19:02,333
‫بابابزرگ، می‌خوای شعرت رو تو شب شعر بخونی؟

1875
02:19:02,750 --> 02:19:03,875
‫می‌برمت.

1876
02:19:03,958 --> 02:19:05,708
‫شب شعر هنوز شروع نشده.

1877
02:19:05,791 --> 02:19:08,750
‫شب شعر نه. جیا.

1878
02:19:09,041 --> 02:19:10,041
‫برید کنار، لطفاً.

1879
02:19:10,375 --> 02:19:12,541
‫جیا.

1880
02:19:14,750 --> 02:19:15,750
‫جیا؟

1881
02:19:22,750 --> 02:19:24,250
‫ملکه دیلفریب؟

1882
02:19:30,666 --> 02:19:31,875
‫اصلاً ممکنه

1883
02:19:33,583 --> 02:19:35,666
‫که آدم هنوز عاشق دختری باشه

1884
02:19:36,750 --> 02:19:39,458
‫که هفتاد و هشت ساله ندیدتش؟

1885
02:19:41,791 --> 02:19:45,291
‫خانواده‌ش رو فراموش کرده،
‫اصلاً یادش نمیاد خونه‌ش کجاست.

1886
02:19:46,291 --> 02:19:47,875
‫اما اون رو یادشه.

1887
02:19:50,458 --> 02:19:52,541
‫فقط و فقط یادشه.

1888
02:19:54,958 --> 02:19:55,958
‫جیا.

1889
02:19:57,750 --> 02:20:01,166
‫می‌خواد جیا رو ببینه
‫تا شعرش رو براش بخونه.

1890
02:20:03,333 --> 02:20:05,916
‫بدون دیدن اون، نمی‌تونه بمیره.

1891
02:20:08,000 --> 02:20:10,875
‫کسی هست که همچین حسی به من داشته باشه؟

1892
02:20:13,541 --> 02:20:15,958
‫من خودم اصلاً می‌تونم نسبت به کسی همچین حسی داشته باشم؟

1893
02:20:17,166 --> 02:20:18,666
‫چی شده، نیرور؟

1894
02:20:19,541 --> 02:20:21,166
‫اون زمان‌ها فرق می‌کرد.

1895
02:20:22,333 --> 02:20:25,375
‫عشقی به این شکل، فقط
‫توی قدیم ممکن بود.

1896
02:20:26,125 --> 02:20:28,375
‫دیگه از اون عشق‌ها گیرمون نمیاد.

1897
02:20:28,625 --> 02:20:31,166
‫ما دیگه این‌جور عشق‌ها رو نداریم.

1898
02:20:33,458 --> 02:20:34,666
‫این رو خوب می‌دونم.

1899
02:20:36,250 --> 02:20:38,041
‫توی وجود همه‌مون هست.

1900
02:20:39,125 --> 02:20:42,250
‫می‌دونی، این عشق مثل زهره.

1901
02:20:44,333 --> 02:20:46,125
‫باید بیاد بیرون.

1902
02:20:48,083 --> 02:20:49,958
‫تمام عمرمون دنبال یه چیزی هستیم

1903
02:20:51,166 --> 02:20:53,000
‫که این رو بهش منتقل کنیم

1904
02:20:54,541 --> 02:20:55,833
‫به یه آدم

1905
02:20:57,125 --> 02:20:58,666
‫به کار، به یه عشق و علاقه.

1906
02:21:00,083 --> 02:21:02,208
‫یه چیزی که بتونه این عشق رو تو خودش نگه داره.

1907
02:21:04,541 --> 02:21:05,750
‫اونقدر خطرناکه...

1908
02:21:08,041 --> 02:21:10,333
‫که اگه یه قطره‌ش
‫توی وجودمون بمونه...

1909
02:21:13,041 --> 02:21:15,625
‫نمی‌ذاره راحت بمیریم.

1910
02:21:17,666 --> 02:21:19,875
‫من دلم از اون عشق‌ها می‌خواد.

1911
02:21:24,833 --> 02:21:25,833
‫منم دلم می‌خواد.

1912
02:21:41,750 --> 02:21:44,291
‫دارم به آمبولانس زنگ می‌زنم.
‫موقعیت اضطراریه.

1913
02:21:44,541 --> 02:21:45,500
‫نه.

1914
02:21:46,083 --> 02:21:47,375
‫یعنی چی نه؟

1915
02:21:47,958 --> 02:21:49,291
‫دوباره سکته کرده.

1916
02:21:51,083 --> 02:21:52,666
‫دیگه از خونه بیرون نمیره.

1917
02:21:54,083 --> 02:21:55,750
‫همین‌جا تو خونه می‌مونه.

1918
02:21:57,291 --> 02:21:58,750
‫اگه قرار باشه بمیره، همین‌جا می‌میره.

1919
02:22:01,458 --> 02:22:02,666
‫همین‌جا بهش رسیدگی کنید.

1920
02:22:14,500 --> 02:22:16,500
‫اداره‌ی مهاجرت کی تعطیل می‌شه؟

1921
02:22:16,750 --> 02:22:19,750
‫بله، پاسپورت انگلیسی دارم.
‫ویزام هم حاضره.

1922
02:22:20,750 --> 02:22:22,166
‫حداکثر چهار ساعت.

1923
02:22:22,333 --> 02:22:24,666
‫خب، بذار ببینم.

1924
02:22:24,750 --> 02:22:26,458
‫بابا یه آدرسی بهت داد، مگه نه؟

1925
02:22:26,583 --> 02:22:28,166
‫- آره، داد.
‫- کجاست؟

1926
02:22:28,333 --> 02:22:30,166
‫ایناهاش! همینه.

1927
02:22:35,166 --> 02:22:36,250
‫ممنونم آقا.

1928
02:22:58,750 --> 02:23:00,666
‫نیوی از مرز رد شده.

1929
02:23:02,458 --> 02:23:04,375
‫چهار ساعت و ده دقیقه تا سرگودا.

1930
02:23:04,750 --> 02:23:05,958
‫برو جلو بشین.

1931
02:23:06,041 --> 02:23:07,541
‫داره الان می‌رونه اونجا.

1932
02:23:08,041 --> 02:23:09,125
‫داری گوش میدی؟

1933
02:23:19,958 --> 02:23:22,125
‫بابابزرگ کلی دفترچه پر کرده بود.

1934
02:23:22,875 --> 02:23:26,500
‫دیگه هیچ‌کس تو خونواده‌مون نمی‌تونه اردو بخونه،
‫واسه همین نمی‌دونیم توشون چی نوشته.

1935
02:23:28,916 --> 02:23:30,500
‫جنونِ زمان

1936
02:23:31,583 --> 02:23:33,208
‫یه اتفاقی افتاد

1937
02:23:33,875 --> 02:23:35,166
‫عجب شاعر افتضاحیه!

1938
02:23:36,041 --> 02:23:37,458
‫بهم هشدار داده بودن.

1939
02:23:37,833 --> 02:23:39,541
‫اما قلب بزرگی داره.

1940
02:23:42,166 --> 02:23:44,041
‫بعضی‌ها میگن اصلاً قلب نداره.

1941
02:23:44,666 --> 02:23:46,750
‫اون رو اینجا جا گذاشته.

1942
02:23:48,458 --> 02:23:50,041
‫اگه برم

1943
02:23:50,750 --> 02:23:53,750
‫دیگه اون آدم قبلی نیستم

1944
02:23:54,875 --> 02:23:57,125
‫چطور می‌تونم خودم رو جا بذارم؟

1945
02:23:57,875 --> 02:24:00,083
‫تنها در مسیر تو

1946
02:24:00,875 --> 02:24:03,416
‫چطور می‌تونم خودم رو عریان کنم

1947
02:24:04,166 --> 02:24:06,041
‫توی جمعی از غریبه‌ها؟

1948
02:24:06,583 --> 02:24:07,666
‫چقدر ناعادلانه‌ست!

1949
02:24:09,166 --> 02:24:12,166
‫حتماً تمام عمرش احساسِ غریبه بودن می‌کرده.

1950
02:24:13,583 --> 02:24:17,208
‫انگار که توی خونه‌ی یکی دیگه زندگی کنی.

1951
02:24:20,666 --> 02:24:23,541
‫مهم نیست چقدر موفق باشی یا چقدر پولدار

1952
02:24:25,166 --> 02:24:27,833
‫هیچ‌وقت اون حسِ صاحب‌خونه بودن رو نداری.

1953
02:24:32,041 --> 02:24:35,166
‫یه حس عجیبِ گناه
‫همیشه همراهمه

1954
02:24:36,458 --> 02:24:38,166
‫که انگار یه جای کارِ من می‌لنگه

1955
02:24:39,666 --> 02:24:41,875
‫با اینکه همه‌چیز رو درست انجام دادم.

1956
02:24:43,250 --> 02:24:45,833
‫این فکر دست از سرم برنمی‌داره...

1957
02:24:47,583 --> 02:24:49,666
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

1958
02:24:51,375 --> 02:24:52,583
‫دارم چیکار می‌کنم؟

1959
02:24:56,333 --> 02:24:58,625
‫یهو فهمیدم داشتم در مورد خودم حرف می‌زدم

1960
02:24:58,958 --> 02:25:01,250
‫نه بابابزرگ.

1961
02:25:01,458 --> 02:25:04,458
‫اومدم اینجا که مشکل اون رو حل کنم؟
‫یا اون داره مشکل منو حل می‌کنه؟

1962
02:25:04,833 --> 02:25:05,791
‫منظورت چیه؟

1963
02:25:06,958 --> 02:25:08,666
‫اون بیچاره چاره‌ای نداشت، بابا.

1964
02:25:09,166 --> 02:25:11,875
‫خونه‌اش رو ازش گرفتن،
‫انداختنش بیرون.

1965
02:25:13,250 --> 02:25:15,666
‫ولی من چرا دارم خودم رو از خونه محروم می‌کنم؟

1966
02:25:17,125 --> 02:25:18,791
‫چرا خودم رو تبعید کردم؟

1967
02:25:19,458 --> 02:25:21,125
‫منظورت چیه؟

1968
02:25:21,750 --> 02:25:24,708
‫خودت پرسیدی چرا نمی‌تونم یه جا بند بشم.

1969
02:25:26,583 --> 02:25:28,458
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم تو غربت موندگار بشم،
‫بابا.

1970
02:25:29,625 --> 02:25:31,041
‫همین‌طوری آواره می‌مونم.

1971
02:25:32,250 --> 02:25:33,958
‫بابابزرگ هیچ‌وقت نتونست برگرده

1972
02:25:34,958 --> 02:25:37,583
‫ولی من برمی‌گردم هند.

1973
02:25:38,333 --> 02:25:39,833
‫اونجا می‌خوای چیکار کنی؟

1974
02:25:40,458 --> 02:25:41,958
‫خیلی کارا هست که میشه کرد، بابا.

1975
02:25:42,458 --> 02:25:45,041
‫اونجا فرصت‌های واقعی هست،
‫نیاز هم هست.

1976
02:25:46,375 --> 02:25:47,458
‫یه حسی بهم میگه

1977
02:25:48,875 --> 02:25:50,666
‫بابابزرگ داره منو برمی‌گردونه خونه.

1978
02:25:53,041 --> 02:25:55,250
‫خب پس برگرد خونه.

1979
02:26:18,458 --> 02:26:20,291
‫عمارت زرد رو می‌شناسی؟

1980
02:26:20,375 --> 02:26:22,083
‫- رویال کولفی؟
‫- نه.

1981
02:26:32,250 --> 02:26:35,458
‫چی شده؟ دکتر، چه اتفاقی داره میفته؟

1982
02:26:40,833 --> 02:26:42,041
‫چی شد؟

1983
02:26:42,375 --> 02:26:44,958
‫شاید دیشب تو خواب دوباره سکته کرده.

1984
02:26:45,041 --> 02:26:46,833
‫دارن وصلش می‌کنن به دستگاه تنفس مصنوعی.

1985
02:26:46,916 --> 02:26:48,416
‫اون اهل مبارزه‌ست. نذاریدش رو دستگاه.

1986
02:26:48,833 --> 02:26:50,916
‫دیگه چقدر می‌تونه مبارزه کنه؟ کارش تمومه.

1987
02:26:51,000 --> 02:26:53,916
‫من سرگودا هستم. بهش بگید.

1988
02:26:54,250 --> 02:26:57,750
‫عزیزم، دیگه خیلی دیره.

1989
02:26:59,583 --> 02:27:01,166
‫حتی چشماش رو هم باز نمی‌کنه.

1990
02:27:01,250 --> 02:27:04,500
‫مجبوره چشماش رو باز کنه.
‫بهش بگید من سرگودا هستم.

1991
02:27:04,791 --> 02:27:07,458
‫- نیرور، توروخدا... ولش کن.
‫- پدر.

1992
02:27:08,083 --> 02:27:11,250
‫پدر! نیوی سرگوداست.
‫سرگودا، پدر.

1993
02:27:11,333 --> 02:27:14,291
‫بهش نشون بده، این سرگوداست!

1994
02:27:14,500 --> 02:27:16,000
‫بابابزرگ، نگاه کن، سرگوداست.

1995
02:27:17,208 --> 02:27:19,708
‫نگاه کن، پدر! سرگودا.

1996
02:27:20,500 --> 02:27:21,791
‫بابابزرگ، نگاه کن!

1997
02:27:22,666 --> 02:27:26,375
‫بهت گفتم که میارمت اینجا.
‫نگاه کن!

1998
02:27:27,333 --> 02:27:29,250
‫- داره چشماش رو باز می‌کنه، نیوی.
‫- آره.

1999
02:27:29,333 --> 02:27:31,666
‫آره! نگاه کن، این سرگودای توئه.

2000
02:27:32,291 --> 02:27:34,958
‫نگاه کن، پدر. نیوی اونجاست.

2001
02:27:35,083 --> 02:27:36,875
‫بابابزرگ، نگاه کن. می‌شناسیش؟

2002
02:27:37,583 --> 02:27:41,208
‫اونجا یه ساختمون قدیمی هست،
‫مال زمانِ خودش.

2003
02:27:41,791 --> 02:27:44,041
‫- کجاست؟
‫- پشت اون درخت.

2004
02:27:44,625 --> 02:27:45,791
‫همونه.

2005
02:27:50,083 --> 02:27:52,791
‫بابابزرگ، این ساختمونو می‌شناسی؟
‫این توی سرگوداست.

2006
02:27:53,125 --> 02:27:56,250
‫- خوب نگاه کن.
‫- می‌شناسیش؟

2007
02:27:57,875 --> 02:27:58,791
‫آره، نیوی.

2008
02:28:01,291 --> 02:28:02,458
‫بپیچ سمت راست.

2009
02:28:02,833 --> 02:28:03,833
‫چی؟

2010
02:28:04,250 --> 02:28:06,583
‫بپیچ سمت راست!

2011
02:28:07,583 --> 02:28:08,583
‫باشه!

2012
02:28:11,333 --> 02:28:13,291
‫مستقیم برو.

2013
02:28:13,500 --> 02:28:14,666
‫باشه بابابزرگ، مستقیم.

2014
02:28:15,875 --> 02:28:16,750
‫مستقیم...

2015
02:28:17,208 --> 02:28:19,291
‫دارم مستقیم میرم.

2016
02:28:21,125 --> 02:28:22,375
‫بابابزرگ...

2017
02:28:24,916 --> 02:28:27,333
‫بابابزرگ، چپ برم یا راست؟

2018
02:28:27,833 --> 02:28:31,833
‫- مستقیم.
‫- داره گیج میشه.

2019
02:28:31,958 --> 02:28:34,125
‫خب توی ۷۸ سال خیابون‌ها
‫حتماً عوض شدن.

2020
02:28:34,333 --> 02:28:35,250
‫یه ثانیه.

2021
02:28:40,750 --> 02:28:42,833
‫آره، مستقیم.

2022
02:28:45,125 --> 02:28:48,333
‫کلیسا... سمت راست...

2023
02:28:50,041 --> 02:28:52,125
‫اونجا!

2024
02:28:55,416 --> 02:28:56,916
‫رسیدیم به کلیسا!

2025
02:28:58,625 --> 02:29:00,791
‫بپیچ سمت چپ.

2026
02:29:01,333 --> 02:29:03,416
‫دارم می‌پیچم سمت چپ.

2027
02:29:15,083 --> 02:29:16,208
‫آره بابابزرگ.

2028
02:29:17,666 --> 02:29:19,750
‫بپیچ راست، بپیچ راست.

2029
02:29:50,250 --> 02:29:51,875
‫اینجاست، پدر؟

2030
02:29:52,666 --> 02:29:55,416
‫بابا، دو دقیقه دیگه زنگ می‌زنم.
‫نذار بخوابه.

2031
02:29:55,500 --> 02:29:56,625
‫نیوی، قطع نکن.

2032
02:29:56,750 --> 02:29:58,541
‫همه جا ساختمون‌های جدید ساخته شده.

2033
02:29:58,625 --> 02:30:00,875
‫گیج میشه.
‫باید از کسی بپرسیم.

2034
02:30:00,958 --> 02:30:02,625
‫بیا یه کم استراحت کنیم، پدر.

2035
02:30:04,458 --> 02:30:06,541
‫یه دقیقه دیگه زنگ میزنه.

2036
02:30:07,250 --> 02:30:08,333
‫سلام.

2037
02:30:08,958 --> 02:30:11,708
‫می‌گن خونواده‌ی یه روزنامه‌نگار
‫اینجا زندگی می‌کردن.

2038
02:30:13,166 --> 02:30:15,375
‫چاپخونه‌شون رو آتیش زدن.

2039
02:30:15,541 --> 02:30:19,125
‫چاپخونه؟ توی دفترچه‌ خاطراتش
‫بهش اشاره کرده بود.

2040
02:30:20,750 --> 02:30:23,166
‫الان کجا زندگی می‌کنن؟

2041
02:30:24,083 --> 02:30:25,041
‫نمیدونم.

2042
02:30:26,166 --> 02:30:29,375
‫ولی برو خونه‌ی خونواده‌ی احمدزی بپرس.

2043
02:30:29,833 --> 02:30:31,166
‫احمدزی؟

2044
02:30:31,250 --> 02:30:34,333
‫دخترِ همون روزنامه‌نگاره با یه احمدزی ازدواج کرد.

2045
02:30:41,500 --> 02:30:42,666
‫جیا!

2046
02:30:42,750 --> 02:30:43,666
‫- هی.
‫- جیا!

2047
02:30:43,750 --> 02:30:44,791
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

2048
02:30:45,791 --> 02:30:46,750
‫از این طرف.

2049
02:30:49,333 --> 02:30:50,291
‫بیا.

2050
02:30:53,125 --> 02:30:56,208
‫گفتی وقتی وقتش برسه، تو رو فراموش می‌کنم.

2051
02:30:56,333 --> 02:30:57,750
‫که اسمت از یادم میره.

2052
02:30:59,666 --> 02:31:00,583
‫اینجا رو ببین.

2053
02:31:01,666 --> 02:31:03,250
‫جوهرِ پاک‌نشدنی.

2054
02:31:04,750 --> 02:31:06,083
‫هیچ‌وقت پاک نمیشه!

2055
02:31:07,333 --> 02:31:08,666
‫من هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنم.

2056
02:31:10,083 --> 02:31:11,833
‫تو همیشه حرفای احمقانه می‌زنی.

2057
02:31:12,958 --> 02:31:15,041
‫- خب من این مدلی‌ام دیگه.
‫- آره.

2058
02:31:15,583 --> 02:31:18,375
‫من هیچ جا نمیرم، هر اتفاقی هم که بیفته.

2059
02:31:19,125 --> 02:31:22,166
‫همش دعا می‌کنم هیچ اتفاق بدی نیفته

2060
02:31:22,250 --> 02:31:24,333
‫که مجبور نشی بری.

2061
02:31:25,250 --> 02:31:27,333
‫ولی نمی‌دونم...

2062
02:31:27,708 --> 02:31:29,166
‫خودت حتماً می‌فهمی.

2063
02:31:30,958 --> 02:31:34,208
‫بدترین اتفاق چیه؟ اینکه برم؟

2064
02:31:35,375 --> 02:31:37,166
‫می‌دونم که هیچ‌جا نمیرم

2065
02:31:37,666 --> 02:31:42,958
‫ولی برای اینکه خیالت راحت بشه، مثلاً اگه یه وقت مجبور شدم برم

2066
02:31:43,958 --> 02:31:47,541
‫به هر دلیلی، برای یه مدتی، به اسمت روی دستم نگاه می‌کنم

2067
02:31:48,291 --> 02:31:50,750
‫و هر جا که باشم، یادت می‌افتم.

2068
02:31:51,583 --> 02:31:53,666
‫و بهت میگم که دارم میرم.

2069
02:31:54,041 --> 02:31:55,500
‫خودت می‌فهمی.

2070
02:31:56,500 --> 02:31:57,833
‫قول میدم

2071
02:31:58,208 --> 02:32:01,208
‫قبلِ اینکه برم، ازت اجازه بگیرم.

2072
02:32:01,666 --> 02:32:05,416
‫و اگه گفتی نه، همین‌جا روی زمین می‌شینم و تکون نمی‌خورم.

2073
02:32:06,041 --> 02:32:07,083
‫قول.

2074
02:32:09,166 --> 02:32:10,541
‫حالا انتخاب با خودته.

2075
02:32:11,458 --> 02:32:14,375
‫فقط اگه بهم اجازه بدی میرم.

2076
02:32:15,083 --> 02:32:16,208
‫اگه نه، می‌مونم.

2077
02:32:23,708 --> 02:32:24,958
‫خیلی خب.

2078
02:32:31,750 --> 02:32:34,791
‫بابا، نیوی الاناس که زنگ بزنه.

2079
02:32:45,833 --> 02:32:46,750
‫نیرور.

2080
02:32:49,500 --> 02:32:51,458
‫پدربزرگت ۹۵ سالشه.

2081
02:32:51,958 --> 02:32:54,208
‫جیا هم باید هم‌سن اون باشه.

2082
02:32:55,041 --> 02:32:58,083
‫عجب اتفاق عجیبی می‌شد
‫اگه اونم هنوز زنده بود.

2083
02:32:58,958 --> 02:33:00,750
‫آره، واقعاً عجیب می‌شد

2084
02:33:01,541 --> 02:33:03,458
‫ولی خب اتفاقات عجیب هم میفتن دیگه.

2085
02:33:04,583 --> 02:33:05,458
‫یعنی...

2086
02:33:06,041 --> 02:33:07,583
‫بفرمایید بشینید.
‫داره میاد.

2087
02:33:07,791 --> 02:33:08,875
‫باشه.

2088
02:33:23,166 --> 02:33:24,375
‫سلام.

2089
02:33:33,208 --> 02:33:35,958
‫شما پسرِ گروال هستید؟

2090
02:33:37,375 --> 02:33:38,458
‫کینو؟

2091
02:33:39,250 --> 02:33:41,583
‫درسته. این نوهشه.

2092
02:33:43,750 --> 02:33:44,750
‫جیا؟

2093
02:33:47,250 --> 02:33:48,250
‫نه عزیزم.

2094
02:33:49,541 --> 02:33:50,583
‫من جیا نیستم.

2095
02:33:51,750 --> 02:33:52,916
‫من رومانا هستم.

2096
02:33:55,375 --> 02:33:56,458
‫بیا تو.

2097
02:34:22,375 --> 02:34:23,833
‫این جیاست.

2098
02:34:26,041 --> 02:34:27,166
‫زن‌داداشم.

2099
02:34:29,166 --> 02:34:30,875
‫ده سال پیش فوت کرد.

2100
02:34:39,458 --> 02:34:40,458
‫اون دیگه نیست؟

2101
02:34:43,291 --> 02:34:46,166
‫حتی روزای آخری هم که زنده بود،
‫منتظرش موند.

2102
02:34:47,750 --> 02:34:51,125
‫همش می‌گفت: «کینو میاد.»

2103
02:34:52,166 --> 02:34:53,875
‫«خودش گفت که میاد.»

2104
02:35:06,708 --> 02:35:07,958
‫جواب بده، نیوی!

2105
02:35:11,250 --> 02:35:12,458
‫الو، بله.

2106
02:35:12,541 --> 02:35:16,125
‫بابا، ببین. نیوی تو سرگودهاست.

2107
02:35:16,666 --> 02:35:17,833
‫بابا، ببین سرگودها.

2108
02:35:19,833 --> 02:35:20,875
‫پدربزرگ.

2109
02:35:24,750 --> 02:35:26,833
‫پدربزرگ، من...

2110
02:35:27,666 --> 02:35:29,416
‫من خونه‌ی احمدزی‌ام.

2111
02:35:31,958 --> 02:35:33,750
‫جیا...

2112
02:35:38,250 --> 02:35:39,333
‫افسانه...

2113
02:35:44,958 --> 02:35:47,041
‫پدربزرگ، جیا...

2114
02:36:42,875 --> 02:36:44,958
‫*اگه مستقیم می‌رفتیم...*

2115
02:36:51,250 --> 02:36:53,916
‫اگه مستقیم می‌رفتیم

2116
02:36:54,666 --> 02:36:59,083
‫فاصله‌ی خونه‌ی من تا خونه‌ی تو
‫زیاد نیست

2117
02:37:02,958 --> 02:37:06,875
‫ولی کلی مغازه
‫بینشون ساخته شده.

2118
02:37:06,958 --> 02:37:09,041
‫خونه هم همین‌طور.

2119
02:37:09,666 --> 02:37:15,000
‫جاده پر از پیچ و خمه. خیلی طول می‌کشه تا بهت برسم.

2120
02:37:21,166 --> 02:37:22,583
‫که چی بشه!

2121
02:37:24,250 --> 02:37:26,333
‫فقط گذشت زمانه.

2122
02:37:26,750 --> 02:37:30,583
‫زمان میاد و زمان میره.

2123
02:37:32,083 --> 02:37:36,250
‫اما من... همین‌جام.

2124
02:37:38,833 --> 02:37:40,000
‫من جایی نمیرم.

2125
02:37:43,250 --> 02:37:46,791
‫شاید جسمم رفته باشه،
‫اما خودم نرفتم.

2126
02:37:48,958 --> 02:37:53,750
‫فصل‌ها عوض شدن ولی من نه.

2127
02:37:57,708 --> 02:38:01,666
‫تو به وظایف دنیوی‌ت عمل کردی،
‫پاک و خالص شدی.

2128
02:38:04,958 --> 02:38:10,041
‫من کل زندگیمو دور از تو گذروندم
‫ولی همونی موندم که بودم.

2129
02:38:12,625 --> 02:38:13,583
‫همین‌جا.

2130
02:38:15,125 --> 02:38:19,750
‫جایی که اون موقع بودم... و الان هستم...

2131
02:38:21,750 --> 02:38:23,416
‫جایی که همیشه خواهم بود.

2132
02:38:26,041 --> 02:38:27,375
‫همیشه.

2133
02:38:38,750 --> 02:38:40,083
‫یه چیز دیگه.

2134
02:38:42,083 --> 02:38:46,083
‫دفعه‌ی قبل بی‌اجازه رفتم...

2135
02:38:48,333 --> 02:38:50,166
‫با اینکه قول داده بودم.

2136
02:38:52,041 --> 02:38:55,583
‫فکر کنم وقتشه که دوباره برم.

2137
02:38:58,750 --> 02:39:01,708
‫این‌بار دیگه نمی‌تونم
‫بدون اجازه‌ی تو برم.

2138
02:39:09,750 --> 02:39:12,166
‫اجازه میدی برم؟

2139
02:39:13,833 --> 02:39:15,000
‫میشه برم؟

2140
02:39:16,875 --> 02:39:21,375
‫*این فاصله‌ها خیالی‌ان*

2141
02:39:21,791 --> 02:39:25,833
‫*این جدایی خیالیه*

2142
02:39:25,958 --> 02:39:31,416
‫*من همیشه کنارتم*

2143
02:39:31,958 --> 02:39:36,250
‫*توی حرف‌هامون، توی فکرهامون*

2144
02:39:36,958 --> 02:39:41,666
‫*مثل سرخی لب‌هات*

2145
02:39:42,041 --> 02:39:46,791
‫*من همیشه کنارتم*

2146
02:39:47,083 --> 02:39:51,916
‫*مثل گوشواره‌ای که آویزونه*
‫*به گوش*

2147
02:39:52,250 --> 02:39:56,583
‫*من همیشه کنارتم*

2148
02:39:57,083 --> 02:40:02,000
‫*همون‌طور که تو همیشه با منی*

2149
02:40:02,250 --> 02:40:07,083
‫*من همیشه کنارتم*

2150
02:40:07,333 --> 02:40:12,083
‫*مثل طلوع و غروب*

2151
02:40:12,375 --> 02:40:17,375
‫*من همیشه کنارتم*

2152
02:40:42,958 --> 02:40:47,041
‫*یه چهره‌ی خوش‌بو*

2153
02:40:50,208 --> 02:40:54,541
‫*یه ملودی رویایی*

2154
02:40:57,166 --> 02:41:00,541
‫*یه قلب دلربا*

2155
02:41:00,958 --> 02:41:03,958
‫*که دنیا رو روشن می‌کنه*

2156
02:41:04,541 --> 02:41:07,541
‫*یه قلب دلربا*

2157
02:41:07,958 --> 02:41:11,500
‫*که دنیا رو غرق عشق می‌کنه*

2158
02:41:11,916 --> 02:41:14,416
‫*اینجا کسی دلگیر نیست*

2159
02:41:14,500 --> 02:41:18,208
‫*اینجا کسی بی‌وفا نیست*

2160
02:41:18,958 --> 02:41:21,041
‫*اینجا کسی تنها نیست*

2161
02:41:21,666 --> 02:41:25,166
‫*اینجا کسی گم نمی‌شه*

2162
02:41:25,250 --> 02:41:28,000
‫*عجب معجزه‌ای!*

2163
02:41:28,958 --> 02:41:31,625
‫*یه معجزه!*

2164
02:41:32,375 --> 02:41:35,541
‫*بدون هیچ درگیری*

2165
02:41:36,250 --> 02:41:39,291
‫*بدون هیچ حسرتی*

2166
02:41:46,166 --> 02:41:50,375
‫*دنیایی که کلاً خالی از غمه*

2167
02:41:50,958 --> 02:41:55,708
‫*غرق در رنگ‌های شاد*

2168
02:41:56,958 --> 02:42:01,500
‫*دردها از حدشون فراتر نمیرن*

2169
02:42:01,833 --> 02:42:07,416
‫*کوچیک‌تر از کوچک‌ترین گل*

2170
02:42:07,583 --> 02:42:10,916
‫*انگار سکه‌های غم تقلبی‌ان*

2171
02:42:11,083 --> 02:42:14,583
‫*کوچیک‌تر از کوچک‌ترین گل*

2172
02:42:14,750 --> 02:42:18,166
‫*انگار سکه‌های غم تقلبی‌ان*

2173
02:42:18,333 --> 02:42:22,500
‫*اینجا هیچ‌وقت کسی جدیشون نگرفت*

2174
02:42:25,583 --> 02:42:28,166
‫*بدون هیچ خرافاتی*

2175
02:42:28,250 --> 02:42:31,666
‫*اینجا هیچ سنگدلی‌ای نیست*

2176
02:42:32,833 --> 02:42:34,958
‫*بدون هیچ بی‌رحمی*

2177
02:42:35,500 --> 02:42:38,750
‫*اینجا هیچ زخمی نیست*

2178
02:42:39,208 --> 02:42:42,000
‫*عجب معجزه‌ای!*

2179
02:42:42,708 --> 02:42:45,625
‫*عجب معجزه‌ای!*

2180
02:42:46,125 --> 02:42:49,250
‫*بدون هیچ گله‌ای*

2181
02:42:49,958 --> 02:42:53,208
‫*بدون هیچ سوالی*

2182
02:42:56,125 --> 02:43:00,958
‫*ای دوست من، گوش کن*

2183
02:43:02,208 --> 02:43:08,750
‫*قربانی یه خشونت بی‌معنی*

2184
02:43:10,375 --> 02:43:16,666
‫*تمام این دنیا تو آتیشه*

2185
02:43:16,958 --> 02:43:23,666
‫*مال من و توئه*
‫*بیا با هم نجاتش بدیم*

2186
02:43:24,083 --> 02:43:30,291
‫*از خوبی هیچی کم نیست*

2187
02:43:31,125 --> 02:43:38,041
‫*از عشق هیچی کم نیست*

2188
02:43:47,541 --> 02:43:51,250
‫*عجب معجزه‌ای!*

2189
02:43:51,750 --> 02:43:54,416
‫*یه معجزه!*

2190
02:43:54,708 --> 02:43:58,083
‫*عجب معجزه‌ای!*

2191
02:43:58,875 --> 02:44:01,750
‫*یه معجزه!*

2192
02:44:05,125 --> 02:44:09,833
‫*عجب معجزه‌ای!*

2193
02:44:09,958 --> 02:44:12,958
‫*یه معجزه!*

2194
02:44:25,583 --> 02:44:27,750
‫*عجب معجزه‌ای!*

2195
02:44:31,125 --> 02:44:35,208
‫*عجب معجزه‌ای!*

2196
02:44:40,708 --> 02:44:45,291
‫*عجب معجزه‌ای!*

2197
02:44:45,750 --> 02:44:48,250
‫*یه معجزه!*

2198
02:44:48,708 --> 02:44:51,958
‫*عجب معجزه‌ای!*

2199
02:44:52,416 --> 02:44:56,083
‫*یه معجزه!*

2200
02:45:01,000 --> 02:45:03,875
‫*عجب معجزه‌ای!*

2201
02:45:08,375 --> 02:45:11,083
‫عجب معجزه‌ای!

2202
02:45:14,166 --> 02:45:18,125
‫عجب معجزه‌ای!

2203
02:45:18,149 --> 02:45:29,149
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
