WEBVTT

01:01.882 --> 01:05.944
دانته آلیگیری در سال ۱۲۶۵ در فلورانس ایتالیا متولد شد و در سال ۱۳۲۱ درگذشت

01:05.944 --> 01:09.564
"شاهکار او، منظومه حماسی "کمدی الهی
که سفری درمیان دوزخ، برزخ و بهشت است

01:09.771 --> 01:12.251
یکی از بزرگ‌ترین آثار ادبیات جهان است

01:12.251 --> 01:17.186
این اثر نه‌تنها به زبان ایتالیایی شکل داد
بلکه مرزهای تخیل انسان را نیز از نو تعریف کرد

01:18.138 --> 01:22.364
نیک توشس، رمان‌نویس آمریکایی، در سال ۱۹۴۹ در
نیوآرکِ نیوجرسی متولد شد و در سال ۲۰۱۹ درگذشت

01:22.554 --> 01:28.445
او سنت‌شکنی ادبی بود که کلامش
شعر تاریک جهان معاصر را به تصویر می‌کشید

01:28.469 --> 01:38.469
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:38.493 --> 01:42.493
‫مترجمیـن:
‫« پارسا سرپرست و امیـررضـا »
:ویراستار
« علی نصرآبادی »

02:15.149 --> 02:17.263
[۱۹۹۸ نیوآرک، سال ]
‫آن‌چه که از دل نوشته‌م،

02:17.263 --> 02:20.354
‫و همچنان از دل می‌نویسم،

02:20.355 --> 02:22.995
‫حتی یک کلمه‌اش هم نباید و نمیشه
‫دست‌خوش تغییر بشه

02:23.615 --> 02:25.753
‫تا مبادا منعکس‌کننده‌ی حرف دل شخص دیگری

02:25.855 --> 02:32.847
‫یا دل پلاستیکی و مصنوعی این بازار که
‫روزگاری برای خودش جهانی بود،

02:32.847 --> 02:33.488
بـشه

02:33.903 --> 02:36.091
‫کتاب‌های من نمی‌تونه ویرایش بشه

02:36.116 --> 02:38.275
‫همون‌طور که یه پلنگ رو نمی‌شه مانیکور کرد

02:40.482 --> 02:42.528
‫دقیقاً همون‌طوره که "فاکنر" گفت:
‫من مست می‌شم،

02:42.553 --> 02:44.195
‫عصبی می‌شم، از اسب پایین می‌افتم،

02:44.355 --> 02:47.155
‫اتفاقات زیادی می‌تونه برام بیفته ولی
‫هرگز ویرایش نمی‌شم

02:47.295 --> 02:51.395
‫حاضرم کارگر اصطبل زنم رو بـگاد تا این‌که
‫آثارم ویرایش بشه

02:52.817 --> 02:55.715
‫این درسته که میگن
"بهترین ویراستارها، ویرایش نمی‌کنن"

02:55.748 --> 02:58.315
‫بلکه با خود هنرمند هم‌دست می‌شن تا
‫آزادی و سود به ارمغان بیارن

02:59.619 --> 03:01.603
‫خب، آقای "فاکنر"،

03:02.134 --> 03:04.875
‫وقتی این رو نوشتی،
‫به چی فکر می‌کردی؟

03:06.275 --> 03:10.315
‫پول! عالی نیست؟

03:10.895 --> 03:15.795
‫اون گفت: "پول"، درسته

03:16.855 --> 03:21.762
درسته...درسته... تنها یه هنرمند

03:21.762 --> 03:23.405
‫واقعاً فقط برای عزیزانش،

03:23.455 --> 03:25.409
‫و از اونا هم مهم‌تر، برای نوادگانش،
‫کار می‌کنه

03:25.459 --> 03:26.494
چون فقط اونا هستن که

03:26.495 --> 03:28.035
‫چک نصیب‌شون می‌شه

03:28.055 --> 03:31.034
‫ما هنرمندها، ساعتی، هفتگی،
‫ ماهانه یا سالانه حقوق نمی‌گیریم

03:31.035 --> 03:33.675
‫ما وقتی افتادیم و مُردیم،
‫دستمزد کوفتی‌مون رو می‌گیریم

03:38.717 --> 03:41.514
‫این قضیه تمام هنرمندها رو ناامید می‌کنه.
‫این برگه‌ها چیه؟

03:42.585 --> 03:45.147
‫عرضم به خدمتت که...

03:47.215 --> 03:49.515
‫من هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنم
‫کاری که دلم می‌خواد رو انجام بدم

03:49.595 --> 03:51.775
‫و این چیزیه که دلم می‌خواد انجام بدم

03:52.565 --> 03:54.575
ترجمه‌ای از کتاب "کمدی الهی"ـه

03:56.015 --> 03:57.774
من این شعر رو خیلی خوب بلدم

03:57.775 --> 03:58.975
اصلاً حس می‌کنم خودم نوشتمش

03:59.375 --> 04:00.935
ده ساله که روش کار می‌کنم

04:03.955 --> 04:06.055
‫- دادی آسترش رو عوض کنن، مگه نه؟
‫- آره

04:08.875 --> 04:11.312
‫بعد از این همه سال، ‫هنوز خوش‌تیپی

04:11.337 --> 04:12.535
خیلی ممنون

04:13.305 --> 04:15.629
‫نگران نباش، بچه جون،
‫وقتی باد و بوران شد،

04:15.654 --> 04:17.494
‫کت تنت می‌کنیم

04:25.465 --> 04:26.465
‫"دانته" دیگه کیه؟

04:28.699 --> 04:30.630
‫"دانته" کیه؟

04:32.314 --> 04:34.525
‫یه نویسنده از دوران قدیمه

04:36.065 --> 04:38.445
یه شعر خیلی معروفی رو نوشته

04:39.145 --> 04:41.605
‫یه کمدی که بعدها به‌نام "کمدی الهی"
نامیده شد

04:43.345 --> 04:44.565
آره

04:45.345 --> 04:48.005
ولی می‌دونی، "دانته" گیر افتاد

04:48.305 --> 04:51.565
‫اون خودش رو تو صفحه‌ای پُر از
‫ قافیه و وزن گیر انداخت

04:51.585 --> 04:53.285
‫با این اوصاف،
‫ چه امیدی می‌شه بهش داشت؟

04:53.345 --> 04:55.725
‫پس، من کم‌کم متوجه شدم که این مرد
‫نقص داره

04:56.875 --> 04:58.945
‫این اثر نقص داره،
‫ چون خود "دانته" نقص داره

05:01.045 --> 05:02.165
متوجه منظورت نشدم

05:27.692 --> 05:34.292
‫« در دسـت دانـتـه »

05:40.811 --> 05:42.637
[نیوآرک، سال ۱۹۶۹]

06:00.085 --> 06:03.068
سلام جوون

06:04.304 --> 06:06.410
‫سلام، عمو

06:06.792 --> 06:08.845
‫قیافه‌ت طوریه که انگار روح دیدی،
‫چی شده؟

06:09.445 --> 06:10.839
من یه بچه رو کُشتم

06:14.182 --> 06:15.374
کِی؟

06:15.399 --> 06:17.917
‫- همین الان
‫- کجا؟

06:18.155 --> 06:23.159
‫- نزدیک کارخونه شیشه سازی
‫- چطوری؟

06:23.412 --> 06:24.823
گلوش رو بُریدم

06:27.665 --> 06:29.300
اهل همین محله بود؟

06:29.725 --> 06:34.155
‫- تا حالا ندیده بودمش
‫- خب، قمه‌ت کجاست؟

06:35.326 --> 06:38.037
‫چاقو رو می‌گم، چاقویی که باهاش
‫ اون بچه رو کُشتی کجاست؟

06:38.162 --> 06:39.375
انداختمش توی فاضلاب

06:43.959 --> 06:46.305
چرا همچین کاری کردی؟

06:46.961 --> 06:49.562
‫یه چاقوی بزرگی دستش بود و
‫بهم گفت دلت می‌خواد بمیری؟

06:51.745 --> 06:54.205
‫پس، تو دعوا رو شروع نکردی،
‫زیر سر اون بود؟

06:54.995 --> 06:57.525
‫- آره
‫- الان چه حسی داری؟

07:29.071 --> 07:31.188
بشین ببینم

07:32.688 --> 07:37.129
حالا قراره به این کار عادت کنی یا چی؟

07:38.423 --> 07:42.032
‫- الان حس می‌کنی خیلی سرسختی؟
‫- نه

07:42.758 --> 07:48.007
‫خوبه چون این‌طور نیستی.
‫حالا یادت باشه همیشه چی بهت می‌گفتم

07:49.139 --> 07:53.319
:قاعده طلایی
همسایه‌ت رو عزیز بشمر

07:53.825 --> 07:55.381
درسته

07:55.857 --> 07:59.015
‫و تو مثل اون بچه‌ای نباش که
‫امروز اتفاقی دیدیش

08:00.090 --> 08:03.290
‫- درسته
‫- به کسی نباید زور بگی

08:04.062 --> 08:07.815
‫همون‌طور که بهت گفتم،
‫ادامه‌ش چی بود؟

08:08.505 --> 08:09.654
‫به کسی زور نگو،

08:09.655 --> 08:11.295
‫و زیر بار زور هم نرو

08:12.955 --> 08:15.055
پس، زیر بار زور نرفتی

08:15.505 --> 08:20.055
‫- درسته
‫- و مطمئنی اهل همین محله نبود؟

08:21.135 --> 08:22.135
من تا حالا ندیده بودمش

08:28.341 --> 08:31.012
‫- عمو؟
‫- بله؟

08:31.426 --> 08:34.942
‫باید چیزی که الان بهت گفتم رو
زمان اعترافم هم بگم؟

08:37.255 --> 08:38.785
منظورت از اعتراف چیه؟

08:39.975 --> 08:41.785
‫برای اولین مراسم عشای ربانیم

08:43.338 --> 08:44.365
آها، اون رو می‌گی

08:44.366 --> 08:48.265
آره، خدا همه‌جا حضور داره

08:48.995 --> 08:50.986
‫- درسته؟
‫- درسته

08:51.830 --> 08:56.865
‫- و اون همه‌چیز رو می‌شنوه، درسته؟
‫- درسته، همه‌چیز رو می‌بینه و می‌شنوه

08:57.565 --> 09:02.425
بله. پس، حالا کی مهم‌تره؟ خدا یا کشیش؟

09:03.255 --> 09:07.185
‫- خدا
‫- پس، خدا الان اعترافت رو شنید

09:07.675 --> 09:09.872
بلند به زبونش آوردی

09:11.721 --> 09:15.841
من شنیدم، خدا هم شنید

09:17.185 --> 09:19.427
پس، خودت هم همین‌طوری اعتراف می‌کنی؟

09:20.365 --> 09:21.785
آره، خودمم همین‌طوری انجامش میدم

09:22.535 --> 09:24.665
‫پس، تموم شد؟
‫گناهم پاک شد؟

09:25.375 --> 09:28.320
کدوم گناه؟
تو که گناهی نکردی

09:28.804 --> 09:33.385
‫اون بچه‌ی تخس بدون هیچی دلیلی
‫برای تو چاقو کشید

09:33.499 --> 09:37.615
‫اون بود که مرتکب گناه شد و
‫ خدا هم مجازاتش کرد

09:38.525 --> 09:39.767
از طریق تو

09:40.835 --> 09:43.775
‫- مرسی، عمو
‫- ما رفیقیم، مگه نه؟

09:44.325 --> 09:48.215
‫- آره، رفیقیم
‫- فقط یادت باشه

09:49.765 --> 09:52.535
‫هر چیزی که بین ما و خداست،

09:53.475 --> 09:55.310
مسائل این چنینی خیلی خاصن

09:56.155 --> 09:59.535
‫نباید به کسی درباره‌شون بگی

10:00.715 --> 10:03.855
‫اگه بگی، گناهه، گناه بزرگی هم هست

10:07.278 --> 10:09.103
خب؟

10:10.468 --> 10:11.575
خیلی خب

10:13.515 --> 10:15.357
سینک اون پشته

10:16.225 --> 10:19.165
‫- برو دست‌هات رو بشور که کثیف شده
‫- مرسی

10:34.225 --> 10:37.937
‫من متوجه شدم و از همه‌ مهم‌تر،
‫تبرئه شدم

10:39.205 --> 10:43.305
و به هیچ‌کس دیگه‌ای چیزی که
اون موقع بهش اعتراف کردم رو نگفتم

10:58.904 --> 11:01.903
[ بورا بورا، سال ۲۰۰۱ ]

11:29.165 --> 11:31.899
‫شکوفه‌های گل گاردنیای سفید-کرمی رنگ،

11:31.924 --> 11:36.025
‫شکوفه‌های بنفش، قرمز، صورتی،

11:36.045 --> 11:39.005
‫و شکوفه‌های زردِ بی‌شمار گل دیگه

11:39.325 --> 11:43.305
‫با عطرهای بی‌شمار دیگری که
‫ زیر نور آفتاب و سایه

11:43.325 --> 11:45.465
از دل سرسبزی‌ها بلند شده بودند

11:46.715 --> 11:50.345
‫بناهای تاریخی در معرض
‫ جادوی سیاه آفتاب قرار گرفتند

11:50.806 --> 11:53.261
‫با سنگ‌نگاره‌های رنگ و رو رفته،

11:53.286 --> 11:57.040
‫و قربانگاه‌های مرجانی که
‫ سطح‌شون صیقلی و ساییده شده،

11:57.065 --> 12:01.004
‫جایی که محل قربانی‌کردن انسان‌
‫تا قرن نوزدهم بوده

12:01.605 --> 12:03.225
‫بوی خون و مراسم قربانی،

12:03.245 --> 12:04.839
‫و آدم‌خواری،

12:04.864 --> 12:08.705
‫با عطر شکوفه‌های سفید، بنفش،

12:08.725 --> 12:11.265
‫قرمز، صورتی،

12:11.805 --> 12:13.183
و شکوفه‌های زرد، در هم آمیخته شده بود

12:16.895 --> 12:20.685
نُه آسمان وجود داشت
‫نه بهشت، بلکه آسمان

12:21.824 --> 12:27.678
‫هر چیزی که دانته تا به حال از
‫  حقیقت فهمیده بود، با این مکاشفه شروع شد

12:28.728 --> 12:30.764
‫اولین آسمانی که او شناخت،

12:30.765 --> 12:33.285
‫با گذشت سال‌ها،
‫ به نادرترین آسمان تبدیل شده بود

12:34.115 --> 12:36.085
این همان آسمان بزرگ و بی‌کران بود

12:36.608 --> 12:38.104
‫که همه‌چیز را در بر می‌گرفت:

12:38.129 --> 12:41.245
‫اومدنش، بودنش، گذر کردنش و شَبش

12:43.354 --> 12:46.174
‫"دانته" بچه‌ی ستیغ جادویی بود،

12:47.517 --> 12:49.031
‫ولی من هم بودم

12:51.245 --> 12:53.464
‫و یکی از اون ۹ آسمان،
‫همون  آسمانیه که

12:53.465 --> 12:56.988
‫انسان فقط یه بار، اونم تو روزی که
‫ می‌میره، می‌بینه

12:57.038 --> 12:59.203
« ببخشید، تعطیلیم »

13:02.445 --> 13:04.101
اوج روزهای داغ ماه اوت بود

13:04.455 --> 13:07.024
زمانی که در "نیویورک" آسمان روز
[ نیویورک، سال ۲۰۰۱ ]

13:07.025 --> 13:09.025
‫ با درخشش سفید خودش،
‫ فضا را سنگین و خفه می‌کند

13:09.725 --> 13:12.825
‫و شب هم با هاله‌ای از رنگ خاکی و بی‌ستاره،
‫ فضایی کدر و بی‌روح ایجاد می‌کند

13:14.035 --> 13:15.915
لوئی باهاش احساس یکی‌شدن کرد

13:16.365 --> 13:18.505
‫یه سیگار روشن کرد و کشید

13:19.285 --> 13:20.745
دیروقت بود ولی نه برای اون

13:33.765 --> 13:35.305
‫پادویی می‌کنی، دوست من؟

13:35.715 --> 13:39.505
‫من رو این‌طوری صدا نکن.
‫یه نوشیدنی و زیرسیگاری بهم بده

13:41.975 --> 13:44.232
راستی، این گراپای جدید رو آوردیم، عالیه

13:44.705 --> 13:47.314
کون لقت، اون رو برای بدبخت‌ها نگه دار

13:47.315 --> 13:49.715
یه کوکتل با یخ بهم بده

13:52.385 --> 13:54.395
!گور بابای زیرسیگاری
‫می‌ریزم کف زمین

14:07.895 --> 14:10.355
خب، اوضاع چطور پیش می‌ره، لو؟

14:10.380 --> 14:15.315
‫می‌دونی، وقتی بچه بودم،

14:16.655 --> 14:17.995
:پیرمردها می‌گفتن

14:18.015 --> 14:20.035
"بزرگی مرد به سبیلشه"

14:21.705 --> 14:24.205
‫ولی این روزها هر کی رو می‌بینم که
‫ سبیل گذاشته،

14:24.725 --> 14:28.055
‫حدس می‌زنم که یا پلیسه یا کونی،
‫شاید هم جفتش

14:29.125 --> 14:31.415
‫خب، بهتره که سبیلم رو بزنم
نه، لو؟

14:31.635 --> 14:35.414
‫نه، بذار بمونه.
‫بابات پلیس بود، نه؟

14:35.415 --> 14:37.895
‫شاید تو هم یه رگه‌ای از
‫کونی و پلیس بودن درونت داشته باشی

14:39.795 --> 14:42.175
سبیل بهت میاد

14:46.875 --> 14:51.095
می‌دونی، عموت خیلی بی‌عُرضه‌ست

14:52.095 --> 14:54.055
‫منظورم رو بد برداشت نکن،
‫تو هم خیلی بی‌عُرضه‌ای

14:54.275 --> 14:55.535
‫ولی تو یه‌کم باهاش فرق می‌کنی

14:56.275 --> 15:00.565
‫ولی عموت خیلی بی‌عُرضه‌ست.
‫اون یه بـار داشت

15:00.705 --> 15:01.985
یه مدت خوب باهاش کار و کاسبی کرد

15:02.825 --> 15:04.725
ولی با قمار رید تو تمام سرمایه‌ش

15:05.995 --> 15:08.295
‫پس، اومد سراغ دوست‌های من،
‫اونا هم بهش کمک کردن

15:08.315 --> 15:10.748
‫باز مدام گند می‌زند

15:10.798 --> 15:13.911
این بنده خدا هر دفعه که شرکت برق
اخطار قطع برق براش می‌فرستاد

15:13.911 --> 15:15.378
گریه‌کنان می‌دوید میومد بانک تا

15:15.378 --> 15:16.524
چک‌هاش رو پاس کنه

15:16.524 --> 15:19.575
نه، دوست‌هام از این کارها
خوش‌شون نمیاد

15:26.895 --> 15:30.155
لو، به نظرت نباید اون رو بذاری توی جیبت؟

15:31.655 --> 15:33.805
‫اگه یه پلیس قدم‌زنان از این‌جا رد شه و
بیاد داخل رو نگاه کنه چی؟

15:35.295 --> 15:37.665
آخرین بار، کِی دیدی که
یه پلیس قدم بزنه؟

15:38.495 --> 15:42.384
دیگه قدم نمی‌زنن
مثل بقیه‌ی این چاقال‌ها

15:42.385 --> 15:44.265
میرن باشگاه ولی قدم نمی‌زنن

15:44.375 --> 15:48.145
‫آخرین پلیسی که دیدم پیاده گشت می‌زد،
‫یه زن بود،

15:49.775 --> 15:52.345
‫با ۱۶۰ سانت قد،
‫از بهترین‌های "نیویورک"

15:53.315 --> 15:57.685
‫مثل بابای خودت، یه جنده‌ی بی‌ارزش و زشت

16:02.705 --> 16:07.485
‫بگذریم... دوستان من گفتن

16:08.025 --> 16:10.566
‫اگه من ترس تو دل این عموی آشغالت بندازم،

16:10.566 --> 16:12.196
‫شاید دو هزاریش بیفته

16:13.175 --> 16:15.715
هی، آروم باش، باشه؟
آروم باش

16:18.015 --> 16:21.425
‫همون‌طور که "بودا"ـی بزرگ گفت:
‫"در همه کار باید اعتدال به خرج داد"

16:22.565 --> 16:25.571
‫راه شریفه هشتگانه و این حرف‌ها

16:25.571 --> 16:29.185
تا حالا کونت گذاشتن؟

16:30.285 --> 16:33.185
باید یه بار امتحانش کنی
‫می‌خوام ازت مرد بسازم

16:35.205 --> 16:36.424
‫خب، همون‌طور که گفتم،

16:36.425 --> 16:38.465
تو و عموت با هم مو نمی‌زنین

16:39.605 --> 16:42.585
دو تا کیرخورِ دروغگو

16:44.665 --> 16:45.945
می‌دونم ازشون دزدی می‌کنی

16:46.695 --> 16:48.504
به بقیه بــارها جنس می‌فروشی

16:48.505 --> 16:49.641
می‌دونی، چند تا بطری

16:49.665 --> 16:51.525
‫این‌ور اون‌ور می‌فروشی،
‫از این کارهای کسشر

16:51.765 --> 16:55.505
ولی باز، تو یه بی‌خایه‌ی کیرخوری

16:56.675 --> 17:01.255
‫و مامانت، خدا رحمتش کنه،
‫اونم کیرخور بود

17:02.473 --> 17:05.115
و خیلی هم تو این کار خوب نبود

17:13.795 --> 17:15.315
قیافه‌ت خنده‌داره، می‌دونستی؟

17:16.485 --> 17:18.115
چطور یه زن قبول کرد باهات ازدواج کنه؟

17:19.335 --> 17:21.555
حتماً باید از خودت هم بدبخت‌تر باشه

17:22.315 --> 17:24.635
من تا حالا زنت یا بچه‌هات رو ندیدم

17:26.735 --> 17:27.735
عکسی داری؟

17:30.385 --> 17:31.385
آره

17:47.295 --> 17:48.295
این زنته؟

17:54.345 --> 17:55.715
آره، قیافه اونم خنده‌داره

17:58.565 --> 17:59.785
می‌دونی، تو شبیه یکی از اونایی

17:59.805 --> 18:02.385
‫چی بهشون می‌گن؟
‫شبیه اون راسوهای اهلی

18:03.725 --> 18:05.225
و زنت هم که شبیه خوکه

18:07.085 --> 18:09.905
‫اگه خر و اسب باهم جفت‌گیری کنن،
‫ قاطر حاصل می‌شه

18:10.955 --> 18:13.585
‫به گمونم حاصل جفت‌گیری راسو و خوک هم
‫این می‌شه، نه؟

18:17.005 --> 18:18.045
این دختر کوچولو چند سالشه؟

18:19.055 --> 18:20.275
ماه بعد ۱۰ ساله می‌شه

18:21.945 --> 18:23.755
‫خب، همون‌طور که گفتم،
‫من تا حالا ندیدمش

18:25.805 --> 18:28.275
شاید یکی از همین روزها یه سفر به "جرزی" برم

18:28.735 --> 18:33.145
‫ادای احترام کنم. و این دختر کوچولو
‫چند سالش بود؟ گفتی ۱۰؟

18:36.295 --> 18:39.825
‫جالبه، می‌دونی،
‫ هر چه‌قدر بزرگ‌تر می‌شی،

18:40.345 --> 18:43.867
از دخترهای کوچیک‌تر خوشت میاد

18:58.935 --> 19:01.208
ازم می‌خوای چی‌کار کنم؟

19:01.233 --> 19:03.825
‫اول از همه، همون‌طور که پلیس می‌گه،

19:04.155 --> 19:06.184
‫قبل از این‌که جواب سوالم رو بدی،
‫خوب فکر کن

19:06.185 --> 19:08.104
چون شاید این مهم‌ترین جوابی باشه که

19:08.105 --> 19:09.425
قراره تو کل زندگیت بدی

19:10.945 --> 19:12.885
الان چه‌قدر پول توی این زباله‌دونی هست؟

19:13.927 --> 19:16.773
‫فقط دخل امشب؟
حدود ‫ ۱۲۰۰ دلار

19:18.872 --> 19:22.365
‫- رقت‌انگیزه
‫- این روزها، همه با کارت پرداخت می‌کنن

19:24.357 --> 19:27.725
چه‌قدر از این ۱۲۰۰ تا رو تا الان خرج کردی؟

19:28.995 --> 19:33.015
‫- کلش رو برداشتی، لو
‫- جیب‌هات رو خالی کن

19:45.755 --> 19:47.115
خب، حالا بقیه‌ی این ۱۲۰۰ تا کجاست؟

19:48.145 --> 19:50.685
‫- توی آشپزخونه‌ست
‫- بزن بریم

20:11.585 --> 20:13.194
خیلی‌خب

20:15.065 --> 20:17.605
یادته می‌گفتم می‌خوام ازت یه مرد بسازم؟

20:19.225 --> 20:20.285
حالا زانو بزن

20:21.595 --> 20:23.654
ولی هر کاری بخوای من انجام میدم

20:23.655 --> 20:24.655
زانو بزن لامصب

20:30.776 --> 20:35.015
‫مچ پاهات رو سفت نگه دار،
‫مثل یه دختر خوب و کوچولو

20:38.605 --> 20:39.605
عالیه

20:40.725 --> 20:41.725
خوبه

20:56.175 --> 20:59.745
‫الان به‌عنوان یکی از محصولات "ای‌اوال تایم وارنر"
‫ با شما صحبت می‌کنم

21:00.985 --> 21:02.904
‫هرگز تصور نمی‌کردم روزی زنده باشم تا

21:02.905 --> 21:05.364
‫این کلمات را به زبان بیاورم که
همزمان من را منزجر

21:05.365 --> 21:06.945
‫و به‌طرز عجیبی سرگرمم می‌کند

21:07.215 --> 21:08.971
‫تصور این‌که پایان‌ها و اقبال،

21:08.996 --> 21:10.384
‫دو وجه دارند،

21:10.385 --> 21:12.385
‫که هیچ‌کدوم‌شون تا پایان
‫ آشکار نمی‌شوند

21:13.685 --> 21:15.385
نقاب هنوز برداشته نشده

21:15.565 --> 21:18.185
‫ولی می‌تونم و بهتون می‌گویم که
‫ چه چیزی من را به این‌جا کشانده

21:29.465 --> 21:31.005
آره دختر منه

21:35.575 --> 21:37.395
‫اول من رو نیک صدا می‌زد،

21:37.815 --> 21:39.847
‫و بعد کم‌کم بهم گفت بابایی

21:40.695 --> 21:42.955
و ازم پرسید اشکالی نداره این‌طوری صدام کنه؟

21:42.975 --> 21:45.256
‫و من هم بهش گفتم این بهترین چیزیه که
‫ تا حالا شنیدم

21:46.493 --> 21:48.222
‫وقتی بوسیدمش و خداحافظی کردم،

21:48.247 --> 21:51.474
‫متوجه شدم که دیگه اون غم پنهان،
‫توی لبخندش نیست

21:51.475 --> 21:53.555
‫همون غمی که اولین بار
‫ در عکسی که ازش دیدم، حس کردم

21:54.655 --> 21:56.555
و برام سوال شد کِی این غمش برطرف شده

21:58.065 --> 21:59.835
‫لبخندش، لبخند خوشبختی بود

22:00.175 --> 22:02.715
‫و من احساس خوشبختی کردم که اون
‫بخشی از من هست

22:03.175 --> 22:04.674
‫و به‌واسطه‌ی اون،

22:04.675 --> 22:07.695
این بخش از من به چیزی بهتر از آنچه که
من می‌توانم بشوم، تبدیل خواهد شد

22:07.715 --> 22:09.994
‫و از طریق اون، این بخش از من
طعمِ پاکی نفسی را خواهد چشید که

22:09.995 --> 22:11.555
بدون اون هیچ‌وقت نمی‌توانستم
بدون او حس کنم

22:13.555 --> 22:15.154
نمی‌دونم لبخند خودم چه شکلی داشت

22:15.155 --> 22:16.275
اما حس خوبی داشت

22:31.815 --> 22:34.474
‫و بعد همه‌چی تموم شد،
‫و من هیچ‌وقت نتونستم

22:34.475 --> 22:36.515
‫اون مادر جنده‌ای که
‫ دخترم رو کشت رو گیر بندازم

23:52.665 --> 23:55.145
هیچ حسی به این سنگ‌های باز

23:56.805 --> 23:57.865
یا مهربونی تو ندارم

24:08.110 --> 24:09.383
...گاییدمت

24:10.206 --> 24:11.120
خدا

24:14.048 --> 24:15.758
گاییدمت

24:37.381 --> 24:38.582
تازه پیتزا سفارش دادم

24:57.315 --> 24:59.265
از دیدنت خوشحال شدم، لو

25:02.255 --> 25:03.578
اون اصله؟

25:03.628 --> 25:06.755
خودنگاره‌ی "رامبرانت"ـه
[ نقاش هلندی و از چهره‌های دوران طلایی هلند ]

25:08.315 --> 25:10.414
‫می‌دونی، اگه من موقع خودنگاری از خودم

25:10.415 --> 25:12.215
‫همچین پوزی داشتم،

25:12.235 --> 25:13.754
فکر کنم روی اون نقاشی

25:13.755 --> 25:16.435
پای بوم نقاشی
یه جراحی زیبایی‌ای چیزی انجام می‌دادم

25:16.815 --> 25:18.135
یه چنین اثری چه‌قدر می‌ارزه؟

25:19.195 --> 25:20.955
چرا باید برای چنین اثر قشنگی
‫ قیمت گذاشت؟

25:22.175 --> 25:23.215
از این اثر خوشت اومد؟

25:23.775 --> 25:25.715
بخوام کاملاً روراست باشم، نه

25:26.395 --> 25:29.755
‫به نظرم یه اثر آشغال و زشته،
‫می‌دونم خودت هم با من هم‌نظری

25:30.385 --> 25:33.713
وگرنه، روی این دیوار آویزون می‌کردی تا
خودت بتونی ببینی

25:34.041 --> 25:36.315
‫الان مثل یه تاج بالای سر خودت آویزونش کردی

25:36.340 --> 25:37.940
‫تا بقیه بتونن ببینن

25:38.735 --> 25:42.635
‫همین اثر زشت ۱۰ میلیون دلار
‫ ارزش داره. باورت می‌شه؟

25:43.385 --> 25:47.195
‫دنیای عجیبیه، لو،
کیری عجیبه

25:48.195 --> 25:50.325
‫خب، حداقل میدونم تو براش
‫ ده میلیون دلار ندادی

25:50.345 --> 25:53.725
‫ولی با این مقدار پول می‌شه
‫ یه چیز خیلی بهتری گرفت

25:54.903 --> 25:55.891
‫موافقم باهات.

25:55.941 --> 25:57.845
‫فقط خواستم بگم مسخره‌ست که

25:58.155 --> 25:59.605
مردم برای چه چیزهایی پول می‌دن

26:00.825 --> 26:03.524
‫عجیبه که مردم برای چه چیزهایی
‫ کلی پول خرج می‌کنن

26:03.525 --> 26:05.885
وقتی می‌گم زیاد، یعنی خیلی زیاد

26:06.715 --> 26:10.125
امشب برای همین مزاحم پیتزا خوردنت شدم، لو

26:10.445 --> 26:12.484
مزاحم پیتزا خوردنت شدم تا بهت بگم

26:12.485 --> 26:14.565
تو قراره مرد خیلی ثروتمندی بشی

26:14.595 --> 26:17.525
‫این شاید سخت‌ترین کاری باشه که
‫تا حالا انجام دادی،

26:17.550 --> 26:19.725
‫ولی وقتی تموم بشه، اگه انجامش بدیم،

26:20.185 --> 26:24.403
دیگه نیازی نیست تو کل زندگیت
دست به اسلحه بشی

26:24.489 --> 26:26.920
مگه برای این‌که بخوای با یک کت تویید
بری بیرون

26:26.945 --> 26:28.445
و یک قرقاول شکار کنی

26:28.715 --> 26:29.805
این کار بزرگیه، لو

26:31.505 --> 26:34.645
‫- چه‌قدر بزرگ؟
‫- این‌‌قدر بزرگ که

26:34.745 --> 26:36.525
تو تصور کسی نمی‌گنجه

26:39.275 --> 26:40.595
صحبت سر چه‌قدر پوله؟

26:42.875 --> 26:43.875
سهم تو؟

26:44.306 --> 26:46.085
‫- آره
‫- سهم تو می‌شه

26:46.145 --> 26:49.645
‫بین ۱ الی۲ میلیون دلار،
‫ شاید هم بیشتر، بدون مالیات

26:49.875 --> 26:50.925
تراول‌های تمیز و زیبا

26:51.355 --> 26:52.885
چی‌کار باید بکنم؟ یه ارتش رو بکُشم؟

26:54.665 --> 26:56.725
باید چند تا دهن رو برای همیشه ببندیم

26:57.565 --> 27:01.254
و وسط راه چند تا لالایی برای خواب ابدی بخونیم

27:02.115 --> 27:05.855
‫- کِی به پول می‌رسیم؟
‫- یه چند ماه بعد از شروع کارمون

27:07.605 --> 27:09.575
‫- کی شروع می‌کنیم؟
‫- به‌زودی

27:09.949 --> 27:13.308
خبری که منتظرش بودم رو گرفتم، بعد
بهت زنگ زدم

27:14.152 --> 27:16.455
لفتی" قراره یه نفر رو به کار بگیره"

27:16.795 --> 27:21.080
‫یه راننده‌ای رو می‌شناسه، یکی از دوستانشه

27:21.105 --> 27:25.335
‫طرف تقریباً قابل اعتماده؛ همونیه که
‫   برای پیش بردن کارمون بهش نیاز داریم

27:25.650 --> 27:27.005
یکی از دوستاشه؟

27:27.055 --> 27:30.215
‫حالا دوست هم داریم؟ این یارو کیه؟

27:30.870 --> 27:32.687
نمی‌دونم، یه یارویی به نام نیک

27:33.325 --> 27:36.735
‫نیک، نیک، این دنیا پُر از
‫ نیک‌های حرومزاده‌ست

27:37.165 --> 27:40.055
این مزخرفات دیگه چیه؟

27:40.115 --> 27:41.615
چه اهمیتی برات داره که
اسم طرف چیه؟

27:42.075 --> 27:44.849
ربطی به اسم کسی نداره

27:44.925 --> 27:46.669
‫من با این کلمه‌ی "دوست"
‫مشکل دارم

27:49.795 --> 27:53.965
‫ببین، همون‌طور که گفتم،
‫ فعلاً آروم بگیر

27:54.075 --> 27:58.925
‫این ۱۰ هزار دلاره،
‫ به‌عنوان "دوست" در نظر بگیرش، نه،

27:59.225 --> 28:01.205
‫حتی بهتر، به‌عنوان "پول" در نظر بگیرش

28:02.865 --> 28:05.365
جو، دوست من

28:13.025 --> 28:16.765
تونست خودشو به آخر بازی برسونه
‫پیتزا هم خوشمزه بود

28:19.065 --> 28:20.065
یک، دو، سه

28:37.495 --> 28:38.230
الو؟

28:38.280 --> 28:42.165
‫ سلام، با دفتر نیک توشس تماس گرفتین

28:44.235 --> 28:45.525
آره، خوب شد گفتی! شما؟

28:46.985 --> 28:49.285
شما باید آقای توشس باشین، ببخشید

28:49.795 --> 28:51.925
چی؟ آنا کجاست؟

28:53.065 --> 28:55.285
‫من جولیتا ام.
‫آنا توی بیمارستانه

28:55.745 --> 28:58.161
‫- اون دچار "پره‌اکلامپسی" شده
‫- چی؟

28:58.255 --> 29:00.372
‫اون حامله‌ست، "پره‌اکلامپسی"
‫بیماری دوران بارداریه

29:00.705 --> 29:03.405
‫جون بچه‌ش در خطر بود،
‫الان این‌جا نیست

29:03.625 --> 29:04.965
من جای اون شیفت وایسادم

29:05.265 --> 29:08.805
‫- جای اون وایسادی؟
‫- بله، آقای توشس

29:08.864 --> 29:10.490
‫من دختر عموشم، از "ایتالیا" اومدم

29:10.515 --> 29:12.365
‫ببین، یه بار دیگه بهم بگی آقای توشس،

29:12.465 --> 29:15.845
‫بواسیر می‌گیرم.
‫تو دختر عموشی،

29:16.025 --> 29:18.065
‫می‌تونی نیک صدام بزنی.
‫حال خودش خوبه؟

29:18.895 --> 29:21.725
اونا هواش رو دارن
.منم هوای شما رو

29:22.480 --> 29:25.365
باشه. پولی برامون واریز شده؟

29:26.044 --> 29:27.525
‫یه چند تا چکِ مبلغ پایین پاس شده

29:27.550 --> 29:32.050
‫و یه پیشنهاد ۳ هزار "مارک"‌ـی هم
‫ از "آلمان" ثبت شده
‫(واحد پول آلمان تا سال ۲۰۰۲)

29:32.075 --> 29:34.395
‫- باشه، چیز دیگه‌ایم هست؟
‫- بله

29:34.575 --> 29:36.354
یه چند تا موعد تحویل رو رد کردین

29:36.355 --> 29:37.355
و ویراستارتون می‌خواد

29:37.356 --> 29:38.721
با شما یه قرار ملاقات بذاره

29:38.745 --> 29:39.955
که این قضیه برای ماه قبله

29:40.015 --> 29:42.735
‫ایمیل‌هایی که به‌صورت رونوشت
‫براتون ارسال شده بود رو دریافت کردین؟

29:42.735 --> 29:44.235
آره، آره، گرفتم

29:46.535 --> 29:49.235
بلدی که تایپ بکنی، مگه نه؟

29:49.925 --> 29:52.315
‫کلمه به کلمه‌ی حرف‌هام رو بنویس،
‫آماده‌ای؟

29:53.575 --> 29:55.875
آماده‌ام، خیلی‌خب

29:57.055 --> 30:01.915
‫تام عزیز،

30:03.895 --> 30:08.574
‫یه مدت در مورد درخواستت برای اضافه کردن
‫ عنوان فرعی روی جلد کتاب تأمل کردم،

30:08.575 --> 30:13.875
‫تا این‌که یک‌دفعه روشن شدم و به بدترین
‫و احمقانه‌ترین نتیجه‌ی ممکن رسیدم

30:14.835 --> 30:17.595
‫راستش، پیشنهاد مضحکت

30:17.855 --> 30:20.154
‫ برای اضافه کردن عنوان فرعی روی جلد کتاب که

30:20.155 --> 30:23.635
‫نشون بده این کتاب غیرداستانیه،
‫احمقانه‌ترین چیزی بود که تا حالا شنیدم

30:24.375 --> 30:27.235
‫مطمئنین، آقای...
‫منظورم اینه...

30:27.815 --> 30:30.755
‫نمی‌خواین یه‌کم بهش فکر کنین؟
‫شاید نظرتون عوض شد

30:30.775 --> 30:31.975
لطفاً هر چی که می‌گم رو بنویس

30:31.975 --> 30:32.975
‫باشه؟

30:33.655 --> 30:37.795
‫خدا نکنه کسی کتاب رو ورق بزنه یا
‫حتی بخواد بخره

30:38.375 --> 30:40.795
‫و اصلاً کی اهمیت می‌ده؟
‫در نهایت این یه کتاب کوفتیه دیگه!

30:42.625 --> 30:44.095
ارادتمندت، نیک

30:45.315 --> 30:46.515
در مورد این ایمیل مطمئنین؟

30:46.875 --> 30:49.735
آره، مرسی، جولیتا، خداحافظ

30:58.113 --> 31:01.565
جو، ایشون همون نیکـه که
در موردش بهت گفتم

31:01.565 --> 31:01.835
سلام

31:02.445 --> 31:03.845
سلام، آقایون

31:10.635 --> 31:12.895
اون اصله؟ -
‫خودنگاره‌ی "رامبرانت"ـه -

31:14.075 --> 31:15.775
از اون نقاشی خوشت اومد، نیک؟

31:19.175 --> 31:21.375
‫جا داره بگم،
‫از نظر من که آشغاله

31:22.295 --> 31:23.414
‫یعنی، اشتباه برداشت نکنین،

31:23.415 --> 31:25.515
‫دوست دارم داشته باشمش،
‫ولی فقط برای این‌که بفروشمش

31:25.575 --> 31:27.175
‫ولی نه، نه

31:27.195 --> 31:29.454
‫بخوام کاملاً روراست باشم،
‫نه اصلاً خوشم نیومد

31:29.455 --> 31:30.955
به نظرم ما با هم کنار میایم

31:31.195 --> 31:34.415
‫شما دو تا مشخصه که
‫هیچی درباره‌ی نقاشی نمی‌دونین

31:34.725 --> 31:37.895
‫"کمدی الهی" چطور، نیک؟
‫از اون خوشت میاد؟

31:39.005 --> 31:42.375
‫آره، آره، قبلاً شیفته‌ش بودم،
‫الان فقط خوشم میاد

31:44.915 --> 31:49.205
‫- چی باعث شد نظرت عوض شه؟
‫- به هر چیزی که زیاد نگاه کنی،

31:49.225 --> 31:52.965
‫هر چه‌قدر هم خوشگل باشه،
‫بالاخره یه عیبی داخلش پیدا می‌کنی

31:54.565 --> 31:56.805
‫یه زن، شعر، زندگی،

31:56.905 --> 31:58.165
‫به هر چیزی که زیاد نگاه کنی،

31:58.166 --> 31:59.646
‫ایرادش می‌زنه بیرون

32:01.805 --> 32:03.945
نظرت چیه که به نسخه اصلی نگاه بندازی؟

32:07.415 --> 32:08.695
نسخه‌ی اصلیِ چی؟

32:09.165 --> 32:12.465
‫نسخه‌ی اصلی... دست‌نوشته‌ی کتاب

32:13.975 --> 32:14.975
وجود خارجی نداره

32:16.105 --> 32:17.421
‫احتمالاً ۶۲۰ سال پیش،

32:17.445 --> 32:19.665
‫انداخته شده توی یه شومینه‌
‫تا یه کسی رو گرم نگه داره

32:21.095 --> 32:23.144
‫آره، در حال حاضر،

32:23.145 --> 32:25.025
هیچ دست‌نوشته‌ای از "دانته" وجود نداره

32:25.645 --> 32:29.425
‫اگه وجود داشت،
‫ به نظرت الان چه‌قدر ارزش داشت؟

32:31.535 --> 32:35.224
‫نمی‌شه روش قیمت گذاشت،
‫هزار برابر یه همچین اثر کسشری، می‌ارزه

32:35.225 --> 32:36.464
‫منظورم اینه،

32:36.465 --> 32:38.505
بزرگ‌ترین گنجینه‌ی ادبی تاریخ می‌شه

32:38.535 --> 32:39.664
مثل اینه که "واتیکان" بخواد

32:39.665 --> 32:41.665
‫روی اثر هنری "پیه‌تا" از میکل‌آنژ
‫ قیمت بذاره

32:42.085 --> 32:44.665
‫ممکن نیست، اصلاً نمی‌شه بهش فکر کرد،
‫کسی از پس هزینه‌ش برنمیاد

32:49.635 --> 32:52.385
‫ما قیمت معقولانه‌ای روش می‌ذاریم
‫تا فروش بره

32:53.805 --> 32:55.055
بذار برات توضیح بدم

32:56.105 --> 32:59.026
‫یه مردی بود به نام "دان لکو"

33:01.065 --> 33:03.255
‫زیر سقف خونه‌ی خونوادگی‌شون،

33:03.280 --> 33:07.020
‫اون بابای خودش که
‫ باعث شرمساری مادرش شده بود رو

33:07.045 --> 33:08.735
با اسلحه زد و کُشت

33:08.760 --> 33:10.760
‫بابا!

33:18.650 --> 33:20.344
‫خفه شو!

33:21.148 --> 33:22.633
‫کمک!

33:24.531 --> 33:26.273
‫کمک!

33:28.148 --> 33:29.792
‫کمک!

33:30.004 --> 33:31.581
‫گفتم خفه شو!

33:32.533 --> 33:34.057
‫نه!

33:35.175 --> 33:37.175
‫کمک!

33:37.831 --> 33:39.714
‫کمک!

33:40.625 --> 33:44.058
‫بعدش، جسد رو کشید بیرون و تو خیابون،

33:44.083 --> 33:46.895
‫نزدیک در ورودی‌ای که باز گذاشته بود،

33:46.945 --> 33:48.520
به حال خودش رها کرد

33:55.555 --> 33:56.555
مرسی

34:12.275 --> 34:17.407
‫در روزهای بعد، اون تمام افرادی که
‫از دور و نزدیک اومده بودن تا

34:17.432 --> 34:19.446
جسد رو ببرن و

34:19.515 --> 34:22.135
‫مراسم خاکسپاری محترمانه‌ای براش
‫برگزار کنن رو هم کُشت

34:22.925 --> 34:25.337
‫جسد بادکرده و رو به پوسیدگی همه‌شون

34:25.362 --> 34:28.135
‫کف زمین افتاده بود تا این‌که خیابون رو

34:28.160 --> 34:30.182
‫بوی گند و زباله‌ی جسدهاشون برداشته بود

35:03.295 --> 35:07.225
‫بالاخره، سه تا مرد متشخص از "پالرمو" اومدن که

35:07.765 --> 35:10.825
‫لباس‌های مشکی سوگواری به تن نداشتن،

35:11.205 --> 35:13.265
بلکه کت‌شلوارهای سفیدِ کتان پوشیده بودن

35:14.775 --> 35:18.745
‫فقط اونی که رئیس‌شون بود،
‫برای مرد مسلح ما که

35:18.885 --> 35:21.465
،توی بالکن خونه بود
دستش رو بالا بُرد

35:24.705 --> 35:28.055
‫این آقایون برای ادای احترام،
‫کلاه از سرشون برنداشتن

35:28.235 --> 35:33.235
‫و از جسد متعفن این مرد که یه زمانی
‫ بهش خدمت می‌کردن،

35:33.275 --> 35:35.055
با فاصله ایستاده بودن

35:54.085 --> 35:58.695
دان لکو این‌طوری پدر اون شهر شد

35:59.525 --> 36:02.815
با دستان مهربونش، سال‌ها کنترلش کرد

36:19.045 --> 36:20.535
از اون قضیه خیلی وقت گذشته

36:22.035 --> 36:24.575
‫کم‌تر کسی دیگه اون خون و خون‌ریزی رو
‫ به یاد داشت

36:26.765 --> 36:28.855
‫اکثر مردم فقط مهربونی این مرد رو
‫به یاد داشتن

36:48.695 --> 36:51.275
‫خب، بگذریم، بعدها اون به پسری که

36:51.455 --> 36:55.015
‫به‌واسطه‌ی کتاب‌خون بودنش،
‫خیال می‌کرد پتانسیل زیادی تو زندگیش داره،

36:55.025 --> 36:56.755
جا و مکان داد

36:57.375 --> 36:59.835
اون بچه فقط می‌خواست به خدا خدمت کنه

37:00.055 --> 37:03.755
‫پس، "دان لکو" توی واتیکان

37:04.175 --> 37:06.155
شغل خوب و مناسبی براش جور کرد

37:13.655 --> 37:17.834
البته، "دان لکو" بعدها متوجه شد که

37:17.835 --> 37:21.155
‫این بچه قرار نیست به ثروت بزرگی
‫دست پیدا کنه

37:24.815 --> 37:26.315
ولی بعد به گنج رسید

38:42.488 --> 38:48.288
‫"در میانه‌ی سفر زندگی‌مان"
‫(جمله‌ی معروف از دانته آلیگیری)

38:53.265 --> 38:58.865
‫"در میانه‌ی سفر زندگی‌مان"

38:59.385 --> 39:01.425
‫نسخه‌ی اصلی دست‌نوشته‌ی "دانته آلیگیری"

39:02.475 --> 39:04.905
‫از کتاب "کمدی الهی"

39:09.805 --> 39:14.585
خب، من ازتون می‌خوام برین اون‌جا

39:15.405 --> 39:17.585
به‌دستش بیارین و برش گردونین این‌جا

39:38.595 --> 39:42.155
‫راستی، تا حالا با اون هواپیماهای
‫  کوچیک و کسشر رفتی "پالرمو"؟

39:42.195 --> 39:45.035
‫- آره، از اون هواپیماها متنفرم
‫- لامصب رو یه لحظه هم نمی‌تونم تحملش کنم

39:46.715 --> 39:48.715
‫برای همین،
‫ این هواپیمای "گلف‌استریم" رو گرفتم

39:48.995 --> 39:51.155
‫لطفاً صبر کنین تا از زمین بلند شیم،
‫بعد سیگار روشن کنین

39:51.965 --> 39:54.215
‫خفه شو و حواست به جاده باشه

40:44.365 --> 40:48.565
‫یه خونه که قدمت خودش و درخت‌هاش
‫ به هزار سال می‌رسه

40:57.705 --> 41:00.265
اون کشیش هم انگار
‫هزار سالشه

41:11.779 --> 41:13.779
‫- صبح به‌خیر، پدر
‫- صبح به‌خیر

41:13.803 --> 41:15.003
‫بیاین داخل!

41:43.943 --> 41:45.943
‫دان لکو!

42:03.695 --> 42:05.795
آمریکایی‌ها رسیدن

42:10.200 --> 42:11.200
روز به‌خیر، دان لکو

42:31.626 --> 42:35.865
ما یه فنجون چای می‌خوریم
مرسی

42:39.983 --> 42:41.283
برش دار

42:45.444 --> 42:46.944
بهشون نشون بده

42:52.465 --> 42:53.465
مرسی

43:54.785 --> 43:56.605
به نظرت کامل درسته؟

43:59.325 --> 44:00.605
به نظرم کامل درسته

44:08.185 --> 44:09.185
مرسی

44:21.825 --> 44:23.005
جعبه رو بذار توی کیف

44:30.915 --> 44:33.005
یالا، بیا بریم

44:47.855 --> 44:48.855
بیا بریم

44:58.205 --> 44:59.205
پاسپورتت رو رد کن

45:10.065 --> 45:11.065
هی، بیا این‌‌جا

45:18.355 --> 45:20.165
خوبه، پیاده شو

45:22.235 --> 45:25.565
‫یه دستی برسون این رو جابجا کنیم، بجنب

45:34.192 --> 45:37.592
‫بچه‌ها،  دست بجنبونین!
‫باید از این‌جا ببریمش بیرون!

45:45.145 --> 45:49.245
‫- مرسی
‫- کیف اون پشته

46:03.225 --> 46:04.225
کیف‌ها رو بردار

46:35.755 --> 46:39.205
‫به این می‌گن زندگی، بچه جون.
‫چیزی نمونده از اقیانوس اطلس رد شیم

46:45.145 --> 46:46.145
مرسی

46:52.815 --> 46:54.245
چرا اون سگ رو کُشتی؟

46:58.095 --> 47:00.845
‫چرا اون سگ رو کُشتم؟
‫چون...

47:02.155 --> 47:03.205
سگ پارس می‌کنه

47:12.065 --> 47:14.244
‫می‌دونی،

47:14.245 --> 47:15.805
‫این قضیه‌ی دان لکو،

47:16.445 --> 47:18.885
‫احتمالاً قراره توی "پالرمو"
‫ یه جنگ راه بندازه

47:20.065 --> 47:21.925
بعد تو درباره کُشتن اون سگ خیابونی
‫ازم سوال کردی،

47:23.265 --> 47:25.664
‫باید بگم، ما نمی‌خوایم وقتی داریم
‫ از یه قتل عام در می‌ریم،

47:25.665 --> 47:27.044
‫یه سگ پشت سرمون پارس کنه

47:27.045 --> 47:28.045
!به همین سادگی

47:32.265 --> 47:33.265
سگ دوست داری؟

47:34.905 --> 47:35.905
معلومه که سگ‌ها رو دوست دارم

47:36.235 --> 47:36.890
‫آره، منم

47:36.940 --> 47:39.704
‫البته از اون سگ کوچولوهای
جهش یافته‌ی تخمی

47:39.805 --> 47:41.164
بدم میاد

47:41.165 --> 47:44.321
‫می‌دونی، از اونایی که
تو نیویورک زیاد می‌بینی

47:44.371 --> 47:45.984
به نظرم سگ‌های واقعی

47:45.985 --> 47:47.785
نمی‌خوان تو فضای آپارتمان محبوس بشن

47:49.705 --> 47:51.384
به نظرم اون آدمایی که

47:51.385 --> 47:54.465
‫سگ‌های بزرگ رو
‫ تو خونه‌های شهری زندونی می‌کنن،

47:54.525 --> 47:56.745
‫موجودات عجیب‌غریب و احمقین که
‫دارن سگ خودشون رو می‌کُشن

47:56.775 --> 47:58.465
‫ولی آهسته این کار رو انجام می‌دن

47:59.445 --> 48:01.985
‫اگه خودم توی یه روستا زندگی می‌کردم،
‫حتماً یه سگ نگه می‌داشتم،

48:02.485 --> 48:03.744
‫ولی یه سگ واقعی نگه می‌داشتم

48:03.745 --> 48:05.585
‫مثل همونی که الان زدیم و کُشتیمش

48:05.975 --> 48:08.104
‫منظورت چیه که "زدیم"؟
‫من با اون سگ کاری نداشتم

48:08.105 --> 48:09.105
تو بهش تیر زدی

48:10.885 --> 48:11.905
تو شریک جرمی

48:12.845 --> 48:15.025
تو همدست قتل درجه یکی

48:18.205 --> 48:19.205
اوف

48:20.805 --> 48:23.505
‫می‌دونی، ولی حال‌بهم‌زنه

48:24.605 --> 48:25.905
دیدی یه‌سری زن‌ها

48:26.175 --> 48:28.865
‫زیر کون سگ روزنامه می‌گیرن؟

48:29.165 --> 48:30.585
‫می‌دونی، وقتی سگ می‌خواد مدفوع کنه

48:33.645 --> 48:36.665
‫یا می‌بینی یه داف
‫داره از جلوت رد میشه

48:37.005 --> 48:41.167
‫و یه پلاستیک هم دستشه
‫که پره از مدفوع سگ

48:42.785 --> 48:46.185
‫به نظرم هر کسی که عمداً
‫با زنیکه‌هایی که پلاستیک مدفوع سگ دستشونه

48:46.186 --> 48:49.225
‫ارتباط فیزیکی داشته باشه، قطعاً بیماره

48:50.790 --> 48:53.505
‫مردی که یه جسد رو بکنه،
‫خیلی باشرف‌تر از مردیه

48:53.725 --> 48:56.159
‫که دست یه زنیکه‌ی
‫مدفوع‌به‌دست رو می‌گیره

48:56.965 --> 48:57.965
‫تا حالا اون کار رو کردی؟

49:01.784 --> 49:03.426
‫کدوم کار رو؟

49:04.375 --> 49:06.277
‫یه جسد رو کردی؟

49:08.694 --> 49:09.694
‫نه

49:11.285 --> 49:13.283
‫اما بهش فکر کردم

49:14.851 --> 49:16.385
‫و چند بار لباس زیرشون رو درآوردم

49:16.895 --> 49:19.937
‫- لباس زیرشون رو؟
‫- آره، باهاشون خودارضایی کردم

49:19.938 --> 49:21.025
‫نه، عروسک واقعی بودن

49:26.875 --> 49:30.285
‫اینطور نیست که من رو زیاد
‫بفرستن سراغ زن‌های خوشگل

50:05.855 --> 50:07.885
‫منم به زودی بانوی دربار میشم؟

50:09.105 --> 50:10.405
‫با شکوه و جلال،

50:10.835 --> 50:11.835
‫جِمای عزیز

50:18.025 --> 50:19.025
‫اون کیه؟

50:19.665 --> 50:23.325
‫اون ارباب جوان از خاندان والازاده‌ی آلیگیری‌ـه

50:23.945 --> 50:26.395
‫با اسم مسیحی "دورانته"

50:35.540 --> 50:36.705
‫مادر

50:36.905 --> 50:40.845
چرا موهام مثل موهای "روبی" بافته نشده
‫یا چشم‌هام سبز نیستند؟

50:41.585 --> 50:43.965
یا پوستم مثل ابر نیمروز روشن نیست؟

50:47.465 --> 50:50.526
‫با دیدن بئاتریس،
‫دانته‌ی جوان اینطور نوشت:

50:50.527 --> 50:55.925
‫"نظاره کنید، الهه‌ای قوی‌تری از من که می‌آید،
‫بر من فرمانروایی خواهد کرد"

50:59.995 --> 51:01.567
‫چی؟

51:03.864 --> 51:06.498
‫با همون نگاه اول بدجور عاشقش شد

51:11.905 --> 51:13.035
‫چه اتفاقی برای بئاتریس افتاد؟

51:15.145 --> 51:18.075
‫چه اتفاقی افتاد؟
‫خب، کتاب اول دانته،

51:18.615 --> 51:20.435
‫کل شعر رو خطاب به اون نوشته

51:21.655 --> 51:23.300
‫ولی دیگه هیچوقت با هم حرف نزدن

51:23.301 --> 51:24.995
‫دختره توی جوونی مُرد
و دیگه فرصتی نشد

51:25.815 --> 51:27.875
‫اما توی کتاب دانته زنده موند

51:28.855 --> 51:30.515
‫راهنمای اون توی بهشت بود

51:35.735 --> 51:37.439
‫اون یکی چی؟

51:42.509 --> 51:43.864
"جما"

51:43.975 --> 51:46.755
‫با جما ازدواج کرد
‫اما یه کلمه‌ هم درموردش ننوشت

51:54.014 --> 51:57.100
‫گوئیدو، دوست من

52:01.455 --> 52:02.514
‫نشون دادی که به جز خودت

52:02.515 --> 52:06.317
‫دوست هیچکس دیگه‌ای جز خودت نیستی

52:06.935 --> 52:09.967
‫چون من توسط همون لب‌هایی طلسم شدم

52:09.968 --> 52:11.395
‫که توی شعرهام براش آه می‌کشیدم

52:12.775 --> 52:14.005
‫این شورا شش عضو داره،

52:14.325 --> 52:16.032
‫و من فقط یکی از اون شش نفرم

52:16.832 --> 52:19.173
‫می‌خوای در مقابل دیگران بایستم؟

52:20.185 --> 52:22.005
‫مردم فلورانس این رو انتخاب کردن، نه من

52:31.307 --> 52:37.341
این فلورانسی هست که خواهان خودمختاریه؟

52:37.391 --> 52:40.180
متاسفانه بچه‌ای خام بیش نیست

52:40.476 --> 52:43.355
متاسفانه با این وضع جنگ داخلی در راهه

52:51.517 --> 52:56.743
‫دانته‌ی عزیز، دیگه خبری از پیام‌رسانی
‫که حامل پیام صادقانه‌ی قلب باشه، وجود نداره

52:57.765 --> 53:00.005
‫من یه زمانی برای تو
‫پدری عزیزتر از پدر خودت بودم

53:01.635 --> 53:04.452
‫وقتی اون کسایی که برای خدمت بهشون
‫زجر می‌کشی، تو رو طرد می‌کنن،

53:06.155 --> 53:09.485
‫مرد ناشناسی که خودش رو "اشعیا"
‫خطاب می‌کنه رو پیدا کن

53:13.345 --> 53:14.565
‫این آخرین هدیه‌ی من به توئه

53:56.065 --> 53:57.845
‫نماینده اومده، حضرت‌عالی

54:01.946 --> 54:03.650
‫پرنده‌ی فلورانس

54:39.355 --> 54:42.498
‫فرستاده‌های من برگشتند،

54:43.375 --> 54:48.082
‫بدون اینکه به ایشان توجهی شده باشد،
‫بهم اطلاع میدهند که جمهوری شما

54:48.475 --> 54:52.370
‫خواهان آزادی عمل بیشتری در رابطه
‫با اداره‌ی امور خودش است

54:53.995 --> 54:59.049
‫و با این حال، نبود یه حاکم مقتدر،
‫باعث شده همه برای خودشان حاکم شوند

55:00.645 --> 55:02.197
‫نظر تو در این‌باره چیست؟

55:04.165 --> 55:05.765
‫یک درخت به ثمره‌ش شناخته می‌شود

55:07.045 --> 55:10.024
‫و شاخه‌های جمهوری ما پر از شیرینی‌جاتی‌ست که

55:10.025 --> 55:11.225
‫جناب‌عالی هوسش را دارید

55:11.575 --> 55:14.745
‫شاید بایستی عصای سلطنتیم را
‫به تبار شاعرها اعطا کنم

55:16.075 --> 55:19.253
‫شعرهای شما گنبد سنت پیتر را تکمیل می‌کنند؟

55:19.614 --> 55:22.709
‫یا برای سربازانم در سرزمین مقدس
دستمزد می‌شوند؟

55:24.625 --> 55:27.514
‫شاید وقتی روی دامنه‌های پارناسوس دراز کشیدید،
‫(محل زندگی الهه‌های هنر و دانش)

55:27.515 --> 55:30.355
‫بتوانید خیال‌های آرمان‌گرایانه‌ خود را
‫در قالب شعر بیان کنید

55:32.095 --> 55:36.800
‫اما در رابطه با فلورانس
هیچ وسوسهٔ و تطمیع ظریفی

55:36.801 --> 55:41.596
نمی‌تواند شیر را وادار کند که در کنار بره بیارامد
(اشاره به تصویری از کتاب اشعیا در عهد عتیق، نماد صلح و آشتیِ ناممکن میان دشمنان)

55:41.675 --> 55:46.194
‫شهر می‌سوزد،
‫و من از دودش خسته شدم

55:47.603 --> 55:51.225
خاکستر دود کمی دارد و
بخار از خود بیرون می‌دهد

55:53.565 --> 55:54.978
،اگر اینطور باشد

55:56.105 --> 55:59.495
‫تو رو از دیدن چنین مصیبتی عفو می‌کنم

56:01.335 --> 56:03.182
‫چطور، حضرت‌عالی؟

56:04.235 --> 56:08.014
‫در ازای گستاخیت، بهت یه لطفی می‌کنم

56:08.455 --> 56:11.554
‫چون چنین استعداد مادرزادی‌ای باعث می‌شود که

56:11.555 --> 56:14.471
شایسته‌ی حل مشکلات
‫خدمت عمومی نباشی

56:15.515 --> 56:17.879
‫فلورانس سزاوار تو نیست

56:18.175 --> 56:21.997
‫فراموشش کن،
،زیرا او به تو خیانت کرده

56:21.998 --> 56:24.556
‫اگرچه من او را قضاوت می‌کنم

56:27.005 --> 56:30.215
‫من را ببخشید، حضرت‌عالی،
‫اگر از روی بی‌ملاحظگی چیزی گفتم

56:30.925 --> 56:35.415
‫از شهر برو، همانطور که لوط
‫از شهر سدوم رفت و به عقب نگاه مکن،

56:35.695 --> 56:38.924
‫مبادا روحت به ستون اشک‌های شور تبدیل شود
‫(همسر لوط به عقب نگاه کرد و به مجسمه نمک تبدیل شد)

56:38.925 --> 56:42.298
‫که شیرینیِ شعرهات را از بین می‌برد

56:44.954 --> 56:47.625
‫چون مرگ در انتظار بازگشت توست

56:51.925 --> 56:56.109
بر تو نشانِ "قابیل" می‌نهم
(طبق روایت، بعد از آنکه قابیل برادرش هابیل را کشت، خدا او را نفرین کرد و "نِشان"ـی بر او گذاشت تا اگر مردم او را شناختند، به او آسیب نزنند، چون مجازاتش در دست خدا بود)

56:56.385 --> 56:57.931
‫از جلوی چشم‌هام دور شو

57:15.595 --> 57:17.935
‫باید فوراً اینجا رو ترک کنید

57:20.025 --> 57:23.575
‫- کی چنین دستوری داده؟
‫- من...پاپ

57:24.275 --> 57:26.094
‫‏۲۰ دقیقه فرصت دارید تا وسایلی که

57:26.095 --> 57:28.508
خودتون و بچه‌هاتون می‌تونید
‫حمل کنید رو جمع کنید

57:28.619 --> 57:32.255
‫یه کالسکه منتظره تا شما رو
‫ببره به ملک "کنگرانده دلا اسکالا" در ورونا

58:30.815 --> 58:32.575
‫بر روی زمین تو درنگ کردی

58:35.005 --> 58:36.745
‫جهنم نگاه تو را جذب خودش کرده،

58:37.565 --> 58:39.145
‫یا به آسمان چشم خواهی دوخت؟

58:44.085 --> 58:48.091
‫مراقب باش، مبادا که نگاه منحرفت
‫به درماندگی همسرت بیُفتد

58:55.445 --> 58:57.601
‫دوستت "کاوالکانتی" مُرده

58:59.685 --> 59:01.491
‫مُرده؟

59:17.515 --> 59:18.774
مگر پیوند رفاقت

59:18.775 --> 59:21.135
ارزشمندتر از شرابِ شیرینِ شعر نبود؟

59:38.075 --> 59:41.295
‫کاوالکانتی عزیزِ از دنیا رفته، من رو ببخش

59:42.195 --> 59:44.220
‫اگه اینطوری احمقانه رفتار نمی‌کردم،

59:44.221 --> 59:45.864
‫ممکن بود الان زنده باشی

59:46.895 --> 59:50.095
‫مرد ناشناسی که خودش را "اشعیا"
‫خطاب می‌کنه، پیدا خواهم کرد

59:53.952 --> 59:56.112
[ بالای اصطبل، ونیز ]

01:00:03.755 --> 01:00:06.047
سوفیا" مادر واقعی آن‌هاست"

01:00:07.075 --> 01:00:10.639
‫ولی فرزندان با این حال از او روی برمی‌گردانند،

01:00:11.729 --> 01:00:13.554
‫بدون اینکه او را اول بشناسند

01:00:15.045 --> 01:00:18.455
‫طبق نوشته‌های کتاب خروج،

01:00:19.715 --> 01:00:23.447
‫فرعون همه‌ی فرزندهای
‫ارشد یهودی‌ها را کشت،

01:00:25.915 --> 01:00:29.558
‫اما خدای دروغینِ این دنیای جدید،

01:00:30.305 --> 01:00:32.632
‫که همان تجارت فاسد و آلوده‌ست،

01:00:32.633 --> 01:00:36.517
همه را خواهد بلعید

01:00:36.517 --> 01:00:39.313
هر فرزندی که به دنیا آید

01:00:39.363 --> 01:00:41.575
و این‌بار، دیگر هیچ موسی‌ای که

01:00:43.205 --> 01:00:48.606
در قنداقی در میان نیزارها به آب سپرده شده باشه

01:00:48.607 --> 01:00:50.921
از مرگ نخواهد گریخت

01:00:52.115 --> 01:00:56.890
تا روزی برخیزد و قومش را به سوی خدا بازگرداند

01:01:07.195 --> 01:01:09.354
عرب یهودی جدید است

01:01:19.145 --> 01:01:21.445
‫برای یه مسیحی،
هم‌نشینی با یه یهودی

01:01:22.129 --> 01:01:26.168
‫که به دنبال چیزی‌ست که کلیسا
ممکن است آن را

01:01:26.168 --> 01:01:29.281
،جادویی به‌غایت بدعت‌آمیز، ناپاک و سیاه تلقی کند

01:01:30.552 --> 01:01:33.205
به معنای تکفیر و مرگ باشد

01:01:35.335 --> 01:01:38.045
‫اول من را می‌کُشند،
‫و بعدش هم تو را

01:01:46.745 --> 01:01:49.605
‫با این سوگند، ممکن است هردوی ما
‫از مرگ نجات پیدا کنیم

01:01:50.625 --> 01:01:52.085
‫و آنقدر زنده بمانیم
‫تا با مرگ طبیعی بمیریم

01:03:07.225 --> 01:03:10.829
‫هیچ سخن یا حرکتی تا به حال
‫من را تا این حد تحت تاثیر قرار نداده بود

01:03:12.065 --> 01:03:13.805
‫در این پس‌زده شدن مشهود،

01:03:13.965 --> 01:03:16.785
‫بیش‌تر از اینکه خشمگین باشم،
‫احساس شرمندگی می‌کنم

01:03:16.887 --> 01:03:22.437
‫روحم با ترس، عدم اطمینان
‫و نفرین به خود، در آشوب بود

01:03:23.086 --> 01:03:27.799
‫این تجربه، ضربه‌ای بی‌صدا از پوچی بود

01:03:34.745 --> 01:03:36.665
‫بدین ترتیب زندگی جدیدی آغاز می‌شود

01:03:41.407 --> 01:03:45.148
‫بدین ترتیب زندگی جدیدی آغاز می‌شود

01:03:47.741 --> 01:03:50.343
‫بدین ترتیب زندگی جدیدی آغاز می‌شود

01:04:13.498 --> 01:04:14.498
‫اصالت‌سنجی شده؟

01:04:15.635 --> 01:04:19.925
‫منظورت از "اصالت‌سنجی شده" چیه؟
‫برای من خیلی قدیمی به نظر می‌رسه

01:04:21.155 --> 01:04:24.404
‫آره، به نظر منم خیلی قدیمه.
‫برای من واقعی به نظر می‌رسه

01:04:24.405 --> 01:04:25.603
‫اما خب کافی نیست

01:04:25.604 --> 01:04:27.364
‫مدارک می‌خوایم، مدارک درجه یک

01:04:27.365 --> 01:04:28.503
‫هر چقدر بیش‌تر، بهتر

01:04:30.435 --> 01:04:31.635
‫گندش بزنن

01:04:33.165 --> 01:04:36.791
‫من دارم انواع و اقسام گناه‌های
‫کبیره‌ی شناخته‌شده و ناآشنا رو مرتکب میشم

01:04:36.792 --> 01:04:39.094
‫و سوار هواپیماهایی میشم
‫که توشون سیگار کشیدن ممنوعه،

01:04:39.095 --> 01:04:40.655
‫و این حتی ممکنه واقعی هم نباشه؟

01:04:41.815 --> 01:04:45.154
‫باید اعتراف کنم، دیگه دارم از این مسخره‌بازی
‫"سیگار کشیدن ممنوع" خسته میشم

01:04:45.155 --> 01:04:45.983
‫نگران نباش، لوئی

01:04:45.984 --> 01:04:47.362
‫خودم از پس این بخش برمیام

01:04:47.775 --> 01:04:51.296
‫به نظرم اگه می‌خوایم این کار رو بکنیم،
‫باید درست انجامش بدیم

01:04:51.995 --> 01:04:53.573
‫می‌دونید، نیکی می‌دونه چطور
‫باید کار رو درست انجام بده

01:04:53.574 --> 01:04:54.705
‫برای همین اینجاست

01:04:54.706 --> 01:04:56.774
‫حداقل باید ثابت کنیم که این اثر

01:04:56.775 --> 01:04:58.055
‫همون دوران دانته نوشته شده

01:04:58.835 --> 01:05:00.095
‫و چطور اون کار رو بکنیم؟

01:05:00.395 --> 01:05:03.255
‫تاریخ‌گذاری رادیوکربن. نقش‌های‌ آب

01:05:03.355 --> 01:05:05.398
‫می‌بریمش به دانشگاه آریزونا

01:05:05.399 --> 01:05:06.774
‫و یه مکانی توی ایلینوی

01:05:06.775 --> 01:05:10.489
‫که معتبرترین مرکز تخصصی
‫تحلیل فنی توی دنیاست

01:05:10.490 --> 01:05:11.894
‫اما اول باید برگردم به ایتالیا

01:05:11.895 --> 01:05:14.655
‫و باید مدارک تاریخ‌داری پیدا کنم

01:05:14.656 --> 01:05:17.205
‫که زمان و مکانشون دقیقاً همون وقتی باشه
‫که دانته این رو نوشته

01:05:17.206 --> 01:05:19.325
‫اونطوری میشه جوهر
‫و کاغذ پوستی رو مقایسه کرد

01:05:19.685 --> 01:05:21.645
‫بعدش تاریخ و نقش‌های آب مشخص میشن

01:05:21.945 --> 01:05:24.335
‫هیچ دست‌خطی از دانته وجود نداره

01:05:24.375 --> 01:05:25.415
‫که بشه با این دست‌خط مقایسه‌ش کرد

01:05:25.435 --> 01:05:27.975
‫پس باید هر چقدر می‌تونیم شواهد غیرمستقیم

01:05:28.515 --> 01:05:30.735
‫و مدارک اصالت‌سنجی جمع کنیم

01:05:31.515 --> 01:05:35.335
‫و این مدارک تاریخ‌دار رو
‫چطور می‌خوای به دست بیاری؟

01:05:37.385 --> 01:05:38.885
‫می‌دزدم‌شون

01:05:39.550 --> 01:05:41.980
‫ببین، برام مهم نیست،
‫برام مهم نیست که اهل کجایی

01:05:41.980 --> 01:05:43.039
‫می‌دونم دوست دارم کجا برم

01:05:43.040 --> 01:05:44.255
‫‏۲۰ ساله که میرم اونجا

01:05:44.795 --> 01:05:46.595
‫می‌دونی، تو باید این چیزها رو بدونی

01:05:46.875 --> 01:05:48.174
‫الان دارم میرم سمت فرودگاه

01:05:48.175 --> 01:05:50.295
‫باید همونطور که ازت خواستم،
‫به آنا زنگ می‌زدی

01:05:51.845 --> 01:05:54.335
‫خب، نمی‌دونم.
‫بعداً درموردش حرف می‌زنیم

01:05:55.675 --> 01:05:56.675
‫نه، نه، اون کار رو نکردم

01:06:00.525 --> 01:06:04.174
‫خیلی‌خب. باشه، خیلی‌خب.
‫هی، ببین، چیزی نیست

01:06:04.175 --> 01:06:07.858
‫آروم باش. ببخشید.
‫معذرت می‌خوام. می‌دونم که می‌دونستی

01:06:09.435 --> 01:06:11.505
‫اون نامه رو فرستادی؟

01:06:12.420 --> 01:06:14.206
‫خوبه. ممنون

01:06:14.885 --> 01:06:17.695
‫وقتی رسیدم اون‌طرف
‫بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

01:06:18.411 --> 01:06:20.216
‫فقط یادت باشه که داروهام رو بیاری

01:06:21.625 --> 01:06:22.985
‫ممنون

01:06:24.048 --> 01:06:25.359
‫ممنون. ممنون. ممنون

01:07:39.363 --> 01:07:40.490
‫[ اداره بایگانی دولتی ]‫
صبح بخیر

01:07:40.490 --> 01:07:42.262
‫ صبح بخیر، آقای توشس -
بله -

01:07:42.312 --> 01:07:44.715
‫- از آشناییتون خوشوقتم
‫- همچنین

01:07:44.716 --> 01:07:47.735
‫همونطور که گفتم،
‫می‌خوام مدارک رسمی

01:07:47.736 --> 01:07:49.794
‫دربار "کنگرانده دلا اسکالا"

01:07:49.795 --> 01:07:52.595
‫مربوط به سال‌های ۱۳۱۳
‫تا ۱۳۱۵ رو بررسی کنم

01:07:52.596 --> 01:07:53.790
‫آماده‌ایم

01:07:53.791 --> 01:07:54.725
‫از این طرف

01:07:54.726 --> 01:07:59.726
‫♪ Poor Moon - Canned Heat ♪

01:08:26.179 --> 01:08:28.935
‫مدارک ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰

01:08:30.003 --> 01:08:33.081
‫مدارک ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵

01:08:34.421 --> 01:08:36.581
‫مدارک ۱۳۱۵

01:08:36.925 --> 01:08:38.949
‫توی تحقیق و بررسی‌تون موفق باشید

01:08:38.950 --> 01:08:40.606
‫خیلی ممنون

01:09:10.495 --> 01:09:11.627
‫همه چیز مرتبه؟

01:09:11.628 --> 01:09:14.174
‫دقیقاً دنبال همچین چیزی می‌گشتم

01:09:15.295 --> 01:09:17.282
‫- بعداً می‌بینمتون
‫- ممنون

01:09:22.600 --> 01:09:25.066
‫بایگانی دولتی راونا

01:09:25.067 --> 01:09:26.696
‫همون کت‌وشلوار آبی

01:09:26.705 --> 01:09:28.312
‫همون داستان قبلی

01:09:28.313 --> 01:09:33.024
‫این بار اسناد سال ۱۳۱۶،
‫‏۱۳۱۸ و ۱۳۲۱ رو کِش رفتم

01:09:33.025 --> 01:09:36.431
"‫اسناد تایید شده توسط "گوئیدو نوولو دا پولنتا

01:09:36.432 --> 01:09:37.991
‫- درسته؟
‫- درسته

01:09:37.992 --> 01:09:39.804
‫- خیلی ممنون
‫- باعث افتخاره، قربان

01:09:42.445 --> 01:09:44.550
‫سلام، جولیتا؟

01:09:44.551 --> 01:09:46.551
‫آره، چه خبره؟ پس کجایی؟

01:09:46.575 --> 01:09:47.869
‫همه چیز مرتبه؟

01:09:47.870 --> 01:09:49.911
‫دربان الان گفت اتاق‌هایی
‫که گرفتیم رو پس دادی

01:09:49.935 --> 01:09:51.365
‫داروهام رو گرفتی؟

01:10:00.475 --> 01:10:04.124
‫باشه. برم اونجا؟

01:10:07.615 --> 01:10:08.768
‫خیلی‌خب. آدرسش رو بگو

01:10:08.769 --> 01:10:10.065
‫میشه یه برگه بهم بدی؟

01:10:14.235 --> 01:10:16.734
‫الان بگو

01:10:57.233 --> 01:10:57.970
‫نیک

01:10:59.825 --> 01:11:01.797
‫حالت خوبه؟

01:11:03.315 --> 01:11:04.640
‫آره، ببخشید. شرمنده

01:11:04.935 --> 01:11:06.251
‫فقط موضوع اینه که...

01:11:09.305 --> 01:11:11.035
‫یه چیز درمورد این مکان خیلی برام آشناست

01:11:11.105 --> 01:11:14.154
‫ولی خب... نمی‌دونم،

01:11:14.155 --> 01:11:17.183
‫من رو یاد یه چیزی می‌اندازه
‫که نمی‌دونم دقیقاً چیه

01:11:17.883 --> 01:11:20.861
‫برات آشناست. چطور؟

01:11:21.085 --> 01:11:24.205
‫نمی‌دونم. بعضی‌وقت‌ها
‫این حس بهم دست میده

01:11:25.355 --> 01:11:28.724
‫یه خاطره‌ی گنگ و نامعلوم
‫که قبل از مشخص شدن،

01:11:28.725 --> 01:11:29.805
‫کامل محو میشه

01:11:32.435 --> 01:11:37.678
‫خب، آشنا بودن خوبه،
‫حس می‌کنی خونه‌ای

01:11:39.055 --> 01:11:40.355
‫برای همین آوردمت اینجا

01:11:42.175 --> 01:11:45.265
‫- چرا؟
‫- چون من اینجا زندگی می‌کنم

01:11:46.405 --> 01:11:48.321
‫از بچگی اینجا زندگی کردم

01:11:48.588 --> 01:11:51.318
‫اینجا تنها چیزی که عوض میشه،
‫فصل‌ها هستن

01:11:52.765 --> 01:11:54.536
‫برای کمک کردن به آنا اومدم به نیویورک

01:11:55.715 --> 01:11:58.164
‫آره. ببین، ببخشید که خیلی آدم...

01:11:58.165 --> 01:12:01.267
‫- نیازی به معذرت‌خواهی نیست
‫- ...آشغالی بودم

01:12:04.615 --> 01:12:06.115
‫آنا مثل خانواده‌ی خودمه. پس...

01:12:06.655 --> 01:12:08.930
‫اگه به اون اعتماد داشتی،
‫به من هم اعتماد می‌کنی

01:12:12.665 --> 01:12:13.665
‫بیا داخل

01:12:30.265 --> 01:12:33.766
‫آره. فکر می‌کنم حس خوبی داره
‫که خونه‌ای برای برگشتن بهش داشته باشی

01:12:33.767 --> 01:12:34.635
‫من هیچوقت همچین چیزی نداشتم

01:12:37.245 --> 01:12:39.320
‫شاید داری، ولی خودت خبر نداری

01:12:42.495 --> 01:12:44.343
‫- عجب
‫- خوبه؟

01:12:44.344 --> 01:12:45.875
‫خیلی خوبه

01:12:48.235 --> 01:12:49.540
‫من هیچوقت اهل خونه و خانواده نبودم،

01:12:49.541 --> 01:12:53.406
‫اما وقتی به تو نگاه می‌کنم...

01:12:53.615 --> 01:12:55.714
‫با خودم میگم "نمی‌دونم،
‫شاید می‌تونستم اون کار رو بکنم

01:12:55.715 --> 01:12:57.115
‫شاید احمق بودم"

01:12:58.245 --> 01:13:01.885
‫شاید بودی. شاید هنوزم بتونی باشی

01:13:03.465 --> 01:13:04.965
‫اما قطعاً یه احمقی

01:13:12.465 --> 01:13:15.872
‫عجب. می‌دونی،

01:13:16.918 --> 01:13:19.668
‫مهم نیست چقدر از خونه‌ دور باشی،

01:13:19.669 --> 01:13:22.546
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنی،
‫ماه همیشه همون‌شکلیه

01:13:25.172 --> 01:13:26.172
‫اون شکلیه

01:13:27.965 --> 01:13:30.387
‫مگه اینکه یه ابر جلوش رو گرفته باشه

01:13:32.692 --> 01:13:34.736
‫شاید ابر حسودی می‌کنه

01:13:39.305 --> 01:13:41.885
‫همزمان خود ماه از حسودی می‌درخشه

01:13:42.585 --> 01:13:44.205
‫چون تو نور و درخشش‌ ـش رو دزدیدی

01:13:47.305 --> 01:13:50.525
‫و بر خلاق تصویر شکننده‌ای
‫که آب فواره نشون میده،

01:13:54.385 --> 01:13:59.113
‫حتی وقتی دستم رو توی آب می‌برم،
‫تو همچنان بی‌وقفه می‌درخشی

01:14:10.505 --> 01:14:13.670
‫با اینکه لب‌هام تکون نمی‌خورن،

01:14:15.094 --> 01:14:17.516
‫ولی قلبم جواب میده

01:14:20.385 --> 01:14:25.190
‫نیازی به حرف زدن نیست،
‫فقط نفس بکش

01:14:55.615 --> 01:14:58.977
‫اگه بخوام درمورد بهشت بنویسم،
ویژگی‌های اون رو می‌نویسم

01:14:59.175 --> 01:15:01.515
‫اما گناهانم باعث شدن
‫وقتی برای تلف کردن نداشته باشم

01:15:02.545 --> 01:15:03.915
‫وقتی به زیباییش نگاه می‌کردم،

01:15:04.075 --> 01:15:06.127
‫می‌فهمیدم که من فقط
‫این زیبایی رو لکه‌دار می‌کنم

01:15:06.615 --> 01:15:08.336
‫پس ترکش کردم،

01:15:08.337 --> 01:15:12.221
‫قسم خوردم که اون رو از دست
‫کودک چاقوکشی که درونم وجود داشت، نجات بدم

01:15:12.875 --> 01:15:14.072
‫من لیاقت اون رو نداشتم،

01:15:14.073 --> 01:15:16.241
‫و لیاقت اون هم این نبود
‫که مشکلات و دردسرهام رو براش بیارم

01:15:25.195 --> 01:15:27.202
.اون وسط

01:15:28.785 --> 01:15:30.148
اواخر قرن چهاردهم

01:15:30.149 --> 01:15:32.645
‫بهترین کاغذها اینجا توی
شهر "فابریانو" تولید می‌شدن

01:15:32.645 --> 01:15:33.927
‫آره

01:15:35.212 --> 01:15:37.084
‫خیلی از دربارها و خانواده‌های اشرافی

01:15:37.085 --> 01:15:41.619
‫شروع کردن به سفارش دادن
‫کاغذهای درجه یک با نشان یا مُهر خودشون،

01:15:41.620 --> 01:15:43.682
‫تا کاغذهاشون رو از کاغذهای بقیه متمایز کنن

01:15:48.199 --> 01:15:49.786
‫یه نگاهی به این بنداز

01:15:54.675 --> 01:15:56.064
‫اینجا چی می‌بینی؟

01:15:57.425 --> 01:16:00.605
‫این کاغذ کیفیت فوق‌العاده‌ای داره

01:16:02.635 --> 01:16:04.125
‫این نقش آب رو ببین

01:16:07.275 --> 01:16:09.113
‫درست همین‌جا

01:16:10.639 --> 01:16:12.222
‫ببخشید

01:16:12.615 --> 01:16:19.272
‫عقابی رو نشون میده که
"گوئیدو نوولو دا پولنتا"

01:16:19.675 --> 01:16:21.215
‫برای نشان خانوادگیش ازش استفاده می‌کرد

01:16:21.915 --> 01:16:23.031
می‌بینی؟

01:16:24.325 --> 01:16:25.325
‫اینجا رو ببین

01:16:25.325 --> 01:16:26.636
‫بازم همون عقابه

01:16:29.785 --> 01:16:34.841
‫و روز اول ماه مِی سال ۱۳۲۱
‫توی فابریانو دریافت شده،

01:16:34.842 --> 01:16:38.102
‫و روز سوم همون ماه،

01:16:38.103 --> 01:16:39.290
‫توی "راونا" تحویل داده شده

01:16:40.838 --> 01:16:42.627
‫و...

01:16:44.220 --> 01:16:45.821
‫اینا چی؟

01:17:03.315 --> 01:17:05.365
‫خب، این هم بخشی از همون سفارشه...

01:17:08.779 --> 01:17:10.444
‫سفارش کوچیکی بود

01:17:10.445 --> 01:17:13.336
‫که فقط یه بار به ثبت رسید

01:17:16.195 --> 01:17:18.405
‫خیلی خوبه. خیلی خوبه.
‫خب، خیلی ممنون

01:17:19.075 --> 01:17:20.094
‫آره، خواهش می‌کنم

01:17:22.165 --> 01:17:23.517
‫خیلی جالب بود

01:17:23.567 --> 01:17:24.050
آره

01:17:25.955 --> 01:17:26.955
روز خوش

01:17:43.365 --> 01:17:45.725
‫اوضاع "لفتی" بهتره، موافقید؟

01:17:48.275 --> 01:17:49.668
‫آره

01:17:49.669 --> 01:17:51.244
‫می‌دونید، من خیلی‌ها رو دیدم
‫که چنین حالی داشتن

01:17:51.245 --> 01:17:52.444
‫و دیدم که بعضی‌ها شکستش دادن

01:17:52.445 --> 01:17:55.287
‫و همین‌الان می‌تونم بهت اطمینان بدم،
‫لفتی، تو شکستش میدی

01:17:55.288 --> 01:17:57.405
به زودی اون موهای خوشگلت دوباره در میاد

01:18:00.545 --> 01:18:02.684
‫می‌دونی، سر این ماجرای اصالت‌سنجی

01:18:02.685 --> 01:18:06.655
‫واقعاً تمیز کردن ریدمان‌هات داره
رو اعصابم میره

01:18:07.585 --> 01:18:09.505
‫- درمورد چی حرف می‌زنی؟
‫- درمورد چی حرف می‌زنم؟

01:18:11.095 --> 01:18:13.035
‫درمورد اون یارو توی ورونا حرف می‌زنم

01:18:14.095 --> 01:18:16.240
‫کت‌وشلوار بریونی و کفش برلوتی

01:18:17.345 --> 01:18:19.120
‫درمورد اون یارو توی راونا حرف می‌زنم

01:18:19.121 --> 01:18:21.969
‫و اون دستیارش که
‫اون آشغال‌ها رو بهت داد

01:18:23.195 --> 01:18:26.050
‫مجبور شدم با اسلحه مجبورشون کنم
‫دوتایی برن توی یه گونی

01:18:27.175 --> 01:18:28.775
‫می‌دونی چقدر این رو مُخه؟

01:18:28.905 --> 01:18:31.114
‫دوتاشون در حالی که زانو زدن
‫اینور و اونور می‌شدن،

01:18:31.115 --> 01:18:32.155
‫التماس می‌کردن، شاشیدن به خودشون،

01:18:32.245 --> 01:18:34.684
‫گریه می‌کردن، همه‌جا رو به هم ریختن

01:18:35.945 --> 01:18:37.491
زنه یه حلقه دور انگشتش بود

01:18:37.905 --> 01:18:40.305
‫- تو...
‫- فکر کنم شوهرش الان یه‌کم تحت فشاره

01:18:40.306 --> 01:18:42.935
‫واقعاً دیوونه‌ای یا خودت رو به خریت زدی؟

01:18:43.055 --> 01:18:44.524
‫این آدم‌ها هیچ ربطی به ماجرا ندارن

01:18:44.525 --> 01:18:46.125
‫اینا آدم‌ها بی‌اهمیت و بی‌گناهن

01:18:46.126 --> 01:18:47.351
‫بی‌گناه؟

01:18:47.366 --> 01:18:49.285
چه ربطی داره بی‌گناه باشن یا نه؟

01:18:50.225 --> 01:18:54.805
‫چطور یه متصدی کتابخونه
‫کت‌وشلوار ۵ هزار دلاری،

01:18:54.865 --> 01:18:57.005
‫و کفش ۳ هزار دلاری بپوشه؟

01:18:57.985 --> 01:19:01.449
‫کی می‌دونه این آدم‌ها کی هستن
‫و با چه کسایی معاشرت دارن، باشه؟

01:19:01.929 --> 01:19:04.302
‫تو داری ردپا به جا می‌ذاری، نیکی

01:19:04.303 --> 01:19:05.772
‫من فقط دارم ردپاها رو پاک می‌کنم

01:19:06.265 --> 01:19:07.556
‫ردپا؟ کدوم ردپا؟

01:19:07.557 --> 01:19:09.641
‫تو داری یه رد خون به جا می‌ذاری

01:19:09.735 --> 01:19:11.230
‫جایی که اصلاً هیچی
‫نباید وجود داشته باشه

01:19:11.231 --> 01:19:12.823
‫خدایا، بس کن. رد خون؟

01:19:12.824 --> 01:19:14.115
‫دست از سرم بردار، بابا!

01:19:14.116 --> 01:19:16.612
‫این ماجرا اصلاً ارزش توی
‫روزنامه نوشته شدن رو هم نداره

01:19:16.755 --> 01:19:17.884
‫از اون ماجراهاست

01:19:17.885 --> 01:19:20.205
‫که اصلاً پیگیری هم نمیشه.
‫ماجرای خاصی نیست

01:19:20.635 --> 01:19:26.766
‫هر کسی بتونه ما رو
‫به اون نسخه‌ی خطی حتی به سختی وصل کنه،

01:19:26.767 --> 01:19:28.085
"تابوتو"
[ =جاش تو تابوته ]

01:19:28.375 --> 01:19:31.846
‫تابوت؟ چرا؟

01:19:32.932 --> 01:19:35.764
‫چرا؟ تونستیم از ایتالیا خارجش کنیم

01:19:35.765 --> 01:19:37.205
‫جایی که دولت مصادره‌ش می‌کرد

01:19:37.265 --> 01:19:39.647
‫هیچکس ازش خبر نداره.
‫اصلاً کسی نمی‌دونه چنین چیزی وجود داره

01:19:39.705 --> 01:19:41.539
‫آدم نمی‌تونه چیزی رو دزدیده باشه
‫که اصلاً گم نشده

01:19:41.540 --> 01:19:44.202
‫آدم نمی‌تونه چیزی رو دزدیده باشه
‫که اصلاً وجود خارجی نداشته

01:19:44.203 --> 01:19:48.197
‫در حال حاضر این مال ماست
‫و خیلی هم پاک و تمیزه

01:19:48.265 --> 01:19:49.770
‫و اصلاً دزدیده نشده

01:19:49.771 --> 01:19:52.063
‫و هیچ دولتی نمی‌تونه اون رو مصادره کنه

01:19:52.064 --> 01:19:54.685
‫و به هیچ وجه غیرقانونی نیست

01:19:54.785 --> 01:19:56.379
چه خودش، چه مالکیتش توسط ما

01:19:56.705 --> 01:19:58.644
‫نسخه‌ی خطی مشکلی نداره،
‫خودمون هم مشکلی نداریم،

01:19:58.645 --> 01:20:00.229
‫و می‌تونیم بدون هیچ مشکلی کار رو تموم کنیم

01:20:00.995 --> 01:20:04.245
‫خب، قبل از اینکه خدا رو بابتش شکر کنیم
و شادی کنیم

01:20:04.505 --> 01:20:06.134
‫باید به یه مسئله‌ای رسیدگی کنیم

01:20:06.135 --> 01:20:10.604
‫چند نفری از وجود داشتنش اطلاع دارن

01:20:10.605 --> 01:20:14.565
‫دوستانمون توی پالرمو
‫که ما رو بهش رسوندن

01:20:15.025 --> 01:20:19.215
‫و قراره نصف پول رو ببرن

01:20:20.195 --> 01:20:21.804
‫خب، پس چرا به‌جای
‫کشتن متصدی‌های کتابخونه،

01:20:21.805 --> 01:20:23.125
‫اونا رو نمی‌کُشید؟

01:20:27.275 --> 01:20:28.765
‫اون یارو توی فابریانو چی؟

01:20:28.995 --> 01:20:30.448
‫آره. قسر در رفت

01:20:31.185 --> 01:20:33.565
‫بعد از جلسه با تو
‫مستقیم رفت به فرودگاه آنکونا

01:20:34.235 --> 01:20:35.644
‫قبل از اینکه من فرصت پیدا کنم
‫از اونجا رفته بود

01:20:35.645 --> 01:20:37.725
‫خب، حداقل این تنها چیزیه
‫که به گاش ندادی

01:20:48.265 --> 01:20:50.546
‫می‌بینی، خودمون از این جور
‫اصالت‌سنجی‌ها می‌خوایم

01:20:52.705 --> 01:20:54.805
‫با دوتا تحلیل دیگه کارمون تموم میشه

01:20:56.025 --> 01:20:59.844
‫اما کسایی که اصالت‌سنجی میدن
‫نباید همه‌شون بمیرن

01:21:01.555 --> 01:21:03.085
‫چیه؟ بیخیال

01:21:03.175 --> 01:21:06.925
‫فکر نمی‌کنی که کشته شدن تقریباً هم‌زمانِ

01:21:06.985 --> 01:21:11.205
‫دوتا متصدی کتابخونه
‫ممکنه مرتبط با هم دیده بشه؟

01:21:13.485 --> 01:21:15.825
‫نه، فکر نمی‌کنم

01:21:17.615 --> 01:21:19.745
‫یه کار بی‌منطقه و باید تمومش کنیم

01:21:20.445 --> 01:21:22.784
‫نمی‌تونیم در شرایطی این رو بفروشیم

01:21:22.785 --> 01:21:26.286
‫که کارشناس‌های شناخته‌شده‌ی بین‌المللی
‫که اسناد اصالت‌سنجی رو بهمون دادن

01:21:26.286 --> 01:21:29.145
‫همه‌شون درست بعد از بررسی کردن این نوشته
‫اتفاقی به قتل رسیدن

01:21:29.655 --> 01:21:31.376
‫خیلی عجیبه

01:21:32.844 --> 01:21:36.645
‫ببین، داریم وارد یه دنیای کاملاً جدید می‌شیم

01:21:36.795 --> 01:21:40.130
‫دیگه نباید خون‌ریزی
‫و تیراندازی وجود داشته باشه

01:21:41.371 --> 01:21:43.027
‫خب، من که مشکلی ندارم

01:21:43.485 --> 01:21:45.577
‫آخه از انجام دادن این کارها که لذت نمی‌برم

01:21:45.625 --> 01:21:48.365
‫اون مرد توی فابریانو رو فراموش کن

01:21:48.705 --> 01:21:51.685
‫قضیه‌ی اون زنیکه‌ی توی راونا چیه؟

01:21:56.315 --> 01:21:58.534
‫اون... اون هیچ ربطی به این ماجرا نداره

01:21:58.535 --> 01:21:59.655
‫مربوط به زندگی شخصی خودمه

01:22:02.295 --> 01:22:04.102
‫برای من که اونطور نیست.

01:22:04.152 --> 01:22:06.035
:بذار یه چیزی رو بهت بگم

01:22:06.745 --> 01:22:08.155
‫کسایی که برای من کار می‌کنن

01:22:08.545 --> 01:22:10.746
‫هیچ زندگی شخصی‌ای ندارن

01:22:11.225 --> 01:22:16.274
‫دقیقاً مثل اون ضرب‌المثله، نیکی:
‫"زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد"

01:22:17.775 --> 01:22:21.834
‫پس این ماجرای اصالت‌سنجی گرفتن رو تموم کن،

01:22:22.785 --> 01:22:25.019
‫تا یه خریدار پیدا کنیم

01:22:25.055 --> 01:22:28.315
و بعد همه‌مون سوتِ شادی بزنیم

01:22:34.808 --> 01:22:39.813
‫[ مدیر بایگانی دولتی در شرایطی مرموز فوت شد ]

01:22:55.295 --> 01:22:57.573
‫به نظر می‌رسد به عنوان
‫یه آدم غم‌زده به اینجا آمدی

01:22:59.075 --> 01:23:02.982
‫- کارم را رها کردم
‫- من ازت خواستم این کار را بکنی؟

01:23:05.215 --> 01:23:06.483
‫و حق هم با تو بود.

01:23:06.533 --> 01:23:09.535
‫نشان‌دهنده‌ی خودنمایی
و غرور بیهوده‌ی من بود

01:23:11.975 --> 01:23:13.575
‫فکر می‌کردم به‌خاطر زنی‌ست که عاشقشم،

01:23:14.355 --> 01:23:15.575
‫اما اصلاً او را نمی‌شناختم

01:23:16.835 --> 01:23:20.930
نباید آشکار شدن این حقیقت که
هستیِ ما تهی است" را"

01:23:20.930 --> 01:23:26.241
با توهمِ "از دست‌دادنِ چیزی که در واقع همیشه
از آن بی‌بهره بودیم"، اشتباه بگیریم

01:23:28.025 --> 01:23:30.555
‫چنین مکاشفه‌ای نعمت است
نباید زانوی غم بغل گرفت

01:23:31.585 --> 01:23:33.554
‫کلمات عاشقانه‌ی بی‌شماری خواندم

01:23:33.555 --> 01:23:35.155
‫که از قلمم جاری شدند،

01:23:35.265 --> 01:23:38.595
‫مثل آب دهن کسی که خوابیده

01:23:40.655 --> 01:23:44.398
‫ولی یک کلمه هم برای او ننوشتم

01:23:46.295 --> 01:23:50.394
‫کسی که به من دختر و پسر بخشیده

01:23:52.175 --> 01:23:56.011
‫و سرنوشت تبعید من
‫و خودش را به دوش کرده

01:23:57.095 --> 01:23:59.416
‫من از عشق چه می‌دانم؟

01:23:59.417 --> 01:24:01.666
‫قلب من قلابی‌ست

01:24:04.002 --> 01:24:07.105
‫من نیمی از بشریت را عذاب دادم،

01:24:08.765 --> 01:24:11.981
‫و با هر نوشته‌ای

01:24:12.605 --> 01:24:17.265
‫مثل خدا بهشون نگاهی سرد
‫و غیرقابل‌دسترس داشتم

01:24:18.165 --> 01:24:22.145
‫خدا غیرصمیمی و دور نیست.
‫هر چیزی که نَفس می‌کِشه، خداست

01:24:22.645 --> 01:24:23.645
‫خدا انسانه

01:24:25.095 --> 01:24:26.105
‫این کفره

01:24:26.905 --> 01:24:30.765
‫به عنوان تجاوز به آن نگاه مکن،
‫به عنوان ورودی آن را در نظر بگیر

01:24:32.845 --> 01:24:36.576
‫چون بله، تنها نجات‌دهنده‌ی حقیقی هر کسی

01:24:36.577 --> 01:24:38.776
‫درون خودش ساکن است

01:24:39.035 --> 01:24:41.870
‫اگه آن را کشف کند، نجات پیدا می‌کند

01:24:42.475 --> 01:24:44.335
‫اگر کشفش نکند،
‫به ورطه‌ی نابودی کشیده می‌شود

01:24:45.595 --> 01:24:46.615
‫و خدا کیست؟

01:24:50.555 --> 01:24:53.575
‫هاله‌ی نور، جوهره زندگی‌بخش

01:24:55.515 --> 01:24:56.655
نفس و روح

01:24:57.125 --> 01:25:02.484
یک نسیم ملایم است. "سوفیا"، حکمت
[ تجلی زنانه‌ی حکمت الهی ]

01:25:03.305 --> 01:25:05.856
حکمت تحت همه اسامی و القاب مونث است
[ مانند ساپینزا، ساگزا، سوفیا ]

01:25:07.025 --> 01:25:11.174
او یک زن است و دقیقاً به وسیله‌ی
‫همان بیت‌هایی که زنجیرش کردی،

01:25:11.175 --> 01:25:13.064
‫مورد خیانت قرار گرفت

01:25:15.075 --> 01:25:17.193
‫جسارت کردی که به بی‌کالبد، کالبد بَخشیدی

01:25:19.795 --> 01:25:21.252
‫زنجیر کردن نسیم لیطف

01:25:23.405 --> 01:25:26.695
‫خب، این نفس تنها فرصتی‌ست
‫که می‌توانیم با آن این زندگی را تجربه کنیم

01:25:27.705 --> 01:25:30.929
‫و زندگی دیگری وعده داده نشده

01:25:30.930 --> 01:25:33.303
‫زندگی فقط یک نسیم لطیف است

01:25:33.304 --> 01:25:36.724
کودکی که فقط خورشید چند تابستون را دیده
‫و به خاک سپرده شده،

01:25:36.725 --> 01:25:41.844
‫شاید فقط به‌خاطر یک بار
‫تنفس هوای زندگی فانی،

01:25:41.845 --> 01:25:44.945
بتوان گفت که یک زندگی طولانی‌تر و کامل‌تر از

01:25:44.946 --> 01:25:46.728
حتی اگر پادشاهی باشد

01:25:46.729 --> 01:25:48.603
که صد سال فرمانروایی کرده

01:25:49.265 --> 01:25:51.055
‫می‌دانی حماقت اصلی ما چیست؟

01:25:51.675 --> 01:25:52.895
‫بهم بگو

01:25:52.945 --> 01:25:53.945
[ به لاتین ]

01:25:55.346 --> 01:25:57.309
زمان پرواز می‌کند
[ زود می‌گذرد ]

01:25:57.310 --> 01:25:58.739
این آن چیزی‌ست که می‌گویند

01:25:58.740 --> 01:26:01.886
‫اما این نفس است که بال دارد

01:26:01.887 --> 01:26:04.255
‫نفس به پرواز درمیاد و می‌گذرد

01:26:04.435 --> 01:26:08.205
زمان، حماقتِ ساخته و پرداخته‌ی خودبینی
و توهم ماست

01:26:08.435 --> 01:26:11.581
‫این اضطراب است که آمده بر بدن چیره شود

01:26:11.582 --> 01:26:12.900
‫و نفس را قطع کند

01:26:17.325 --> 01:26:19.441
‫جستجویت را تمام کن

01:26:19.879 --> 01:26:23.256
‫از گورِ جستجوی خودت
به سوی نور قدم بگذار

01:26:24.165 --> 01:26:28.106
‫و از عطر هر برگ سبز،

01:26:28.445 --> 01:26:32.094
‫عطر روحت و هر لحظه‌ی زندگی
سرمست شو

01:26:32.335 --> 01:26:34.364
‫جلو بیا و آن را در آغوش بکش

01:26:36.005 --> 01:26:37.498
‫هی، بهت گفته بودم

01:26:37.499 --> 01:26:39.599
‫اگه تفنگ همراهت باشه،
‫نمی‌ذارن وارد اون مرکز بشی

01:26:39.600 --> 01:26:41.022
‫همون بهتر که بمونی همین‌جا

01:26:44.285 --> 01:26:47.291
‫نباید بذارم اون نسخه‌ی خطی
از جلوی چشمم دور بشه

01:26:48.975 --> 01:26:51.160
‫خب، فکر کنم هیچکس
‫به چشمِ من اعتماد نداره، نه، لو؟

01:26:52.845 --> 01:26:54.223
بحث این نیست

01:26:54.714 --> 01:26:56.330
‫ببین، هر کاری دوست داری بکن

01:26:56.585 --> 01:26:58.492
‫وقت‌هایی که تعقیبم می‌کنی
‫اصلاً متوجه نمیشم

01:26:59.045 --> 01:27:00.226
‫فقط دارم بهت میگم

01:27:00.227 --> 01:27:01.904
‫اگه با اون تفنگ اون نزدیکی‌ها پیدات کنن،

01:27:01.905 --> 01:27:04.498
‫فقط یه بازرسی بدنی ساده انجام نمیدن

01:27:07.055 --> 01:27:10.747
‫اگه دیگه برنگردی چی؟
‫اونوقت کی ازم مراقبت می‌کنه؟

01:27:12.965 --> 01:27:15.834
‫اگه من برم، کی می‌مونه؟
‫اگه من بمونم، کی میره؟

01:27:16.465 --> 01:27:18.065
‫دیگه از این مزخرفاتت خسته شدم

01:27:19.455 --> 01:27:20.455
‫فقط کار رو تموم کن

01:27:32.645 --> 01:27:34.421
‫پس اینه؟

01:27:35.213 --> 01:27:38.474
‫طیف‌سنج جرمی شتاب‌دهنده‌ی دومرحله‌ای ما

01:27:38.475 --> 01:27:41.505
‫قوی‌ترین و دقیق‌ترین
‫ابزار تاریخ‌گذاری با رادیوکربنه

01:27:41.735 --> 01:27:42.985
‫که تا حالا ساخته شده

01:27:44.255 --> 01:27:46.585
‫اینجا موفق شدیم
طومارهای دریای مُرده" رو تاریخ‌گذاری کنیم"

01:27:47.775 --> 01:27:53.025
‫اینجا موفق شدیم پرده از راز کفن تورین
‫و جعل قرون وسطی برداریم

01:27:54.255 --> 01:27:55.625
‫دقیقاً تو همین‌جا

01:27:57.205 --> 01:27:58.305
‫خب، روال کارش چطوره؟

01:27:59.165 --> 01:28:03.121
‫تاریخ‌گذاری با کربن رادیواکتیو
‫نسبت ایزوتوپ‌های کربن رو اندازه می‌گیره

01:28:03.122 --> 01:28:04.824
‫ایزوتوپ‌هایی که در اثر برخورد پرتوهای کیهانی

01:28:04.825 --> 01:28:07.564
‫با نیتروژن موجود در جو
‫به مقادیر جزئی شکل گرفتن

01:28:08.507 --> 01:28:10.625
‫بعضی چیزها یه زمانی زنده بودن،

01:28:10.626 --> 01:28:13.055
‫- یا حداقل موادی داشتن که زنده بودن
‫- درسته

01:28:13.115 --> 01:28:15.855
‫با شناسایی و اندازه‌گیری نسبت ایزوتوپی

01:28:16.105 --> 01:28:17.854
‫که بعد از مرگ مواد زنده

01:28:17.855 --> 01:28:19.455
‫با نرخ شناخته‌شده‌ای کاهش می‌یابه

01:28:19.675 --> 01:28:21.294
‫میشه زمان مرگ همون مواد زنده‌ای که

01:28:21.295 --> 01:28:23.055
‫توی اون چیزها بودن...

01:28:23.125 --> 01:28:24.375
‫دیگه از اینجا به بعدش رو نفهمیدم

01:28:25.915 --> 01:28:28.175
‫ولی از اون مزخرفات درمورد
‫پرتوهای کیهانی خوشم اومد

01:28:28.675 --> 01:28:30.122
‫یعنی چی میشه؟

01:28:30.785 --> 01:28:32.372
‫پیتر، نتایج رو بگو

01:28:32.969 --> 01:28:35.695
سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۸ میلادی
با ۸۰٪ احتمال دقت

01:28:37.865 --> 01:28:39.701
‫- خیلی ممنون
‫- باعث افتخاره

01:28:40.085 --> 01:28:43.175
‫عناصر کمیاب،
‫آنالیز شیمیایی رنگدانه‌ی جوهر،

01:28:43.185 --> 01:28:45.895
‫رنگ‌های گیاهی،
‫میکروسکوپ الکترونی روبشی،

01:28:46.235 --> 01:28:47.534
‫و فلان و بهمان...

01:28:47.535 --> 01:28:49.768
‫خیلی زیبا بود

01:28:50.469 --> 01:28:51.881
‫بگذریم، بریم سمت شیکاگو،

01:28:51.882 --> 01:28:55.794
‫جایی که از همون اول می‌گفتن جعلیه،
‫مگه اینکه همه‌ی بررسی‌ها خلافش رو ثابت کنن

01:28:56.470 --> 01:28:59.343
‫هر آزمایشی که انجام می‌دادن،
‫جوابش مثبت میشد

01:29:00.455 --> 01:29:03.544
‫- خیلی‌خب، خیلی ممنون
‫- روز خوبی داشته باشید. ممنون

01:29:03.545 --> 01:29:04.545
‫شما هم روز خوبی داشته باشید

01:29:10.585 --> 01:29:11.585
"تابوتو"

01:29:13.065 --> 01:29:14.717
"‫یه کلمه ترسناک به معنی "مرگ

01:29:15.675 --> 01:29:18.047
‫خیلی وقت بود اون کلمه رو نشنیده بودم

01:29:18.395 --> 01:29:21.904
‫منحوس‌ترین و نگران‌کننده‌ترین
‫کلمه توی زبان سیسیلی بود

01:29:22.395 --> 01:29:24.655
‫نه فقط تهدیدش، بلکه وعده‌ی عملی‌کردنش

01:29:25.645 --> 01:29:28.655
‫این داستانی نیست که توی یه بعدازظهر
‫دلنشین خاطره‌انگیز شروع شده باشه

01:29:29.245 --> 01:29:33.375
‫این داستانیه که شش روز پیش شروع شد:
"تابوتو"

01:29:58.865 --> 01:30:03.455
‫بروس، دوباره منم.
‫می‌دونم، می‌دونم

01:30:03.495 --> 01:30:04.615
برام مهم نیست، بفروشش

01:30:05.335 --> 01:30:09.335
بفروشش و
کل پول رو به حساب جولیتا واریز کن

01:30:09.755 --> 01:30:11.135
می‌دونم

01:30:11.195 --> 01:30:12.255
الان بهش زنگ می‌زنم

01:30:12.255 --> 01:30:13.351
شماره حساب رو برات می‌فرستم

01:30:13.375 --> 01:30:15.735
‫الان نمی‌تونم بهت توضیح بدم،
‫بعداً بهت می‌گم

01:31:23.495 --> 01:31:26.155
‫پس، گذاشتیش تو "شیکاگو" بمونه

01:31:26.225 --> 01:31:27.225
لعنتی

01:31:27.360 --> 01:31:30.597
‫می‌دونی، با تمام اون اصالت‌سنجی‌های ادایی
‫ مزخرفی که وجود داره

01:31:30.622 --> 01:31:31.880
کی با تو صحبت کرد؟

01:31:35.781 --> 01:31:37.156
باید می‌ذاشتی بمونه؟

01:31:38.038 --> 01:31:40.264
باید می‌ذاشتم بمونه

01:31:41.069 --> 01:31:44.545
فکر می‌کردم گفتی این یارو منطقی و باهوشه

01:31:45.765 --> 01:31:46.765
‫هی، ما...

01:31:50.799 --> 01:31:52.005
‫هی، شما...

01:31:52.698 --> 01:31:56.064
این وسایل گنده رو که نمی‌تونن بردارن
بیارن تو خونه

01:31:56.065 --> 01:31:58.785
گفتی اون دستگاه چیه که اندازه یه اتاقه؟

01:31:58.869 --> 01:32:01.584
دستگاهی که اندازه‌ی یه اتاقه رو که
نمی‌شه بردارن بیارن تو خونه‌ی کسی

01:32:01.585 --> 01:32:04.825
میکروسکوپ الکترونی روبشی

01:32:05.855 --> 01:32:08.905
نیک می‌دونه چی می‌گه و
حرفش درسته

01:32:09.975 --> 01:32:11.104
می‌خواین چی‌کار کنین؟

01:32:11.105 --> 01:32:13.345
‫این دست‌نوشته رو
‫ بردارین ببرین "کانال استریت"؟

01:32:14.015 --> 01:32:18.089
‫تو پیاده‌رو کنار کسی که
‫ساعت‌های تقلبی "رولکس" بساط کرده، بفروشین؟

01:32:23.495 --> 01:32:25.624
‫گوش بدین، اگه می‌خواین من رو
‫از این کار کنار بذارین،

01:32:25.625 --> 01:32:27.025
فقط کافیه همین الان پولم رو بدین

01:32:40.965 --> 01:32:42.005
من طرف تو بودم، نیکی

01:32:43.085 --> 01:32:46.085
‫من تو کل این ماجرا طرف تو بودم.
‫خودت که می‌دونی

01:32:46.885 --> 01:32:48.564
‫این بازی‌ "جو بلک" بود،

01:32:48.565 --> 01:32:51.625
‫ولی من تمام مدت برات مثل یه خاخام بودم
[ "اشاره به فیلم "با جو بلک آشنا شوید ]

01:32:51.625 --> 01:32:55.965
‫و بعد از این‌که کارم رو انجام دادم،
‫می‌گفتی "خداحافظ، نیکی"، درسته؟

01:32:56.505 --> 01:32:59.144
نه اگه دست خودم بود، رفیق
...نه اگه دست خودم بود

01:32:59.145 --> 01:33:00.764
این حرف‌ها رو که سریع و راحت می‌زنی

01:33:00.765 --> 01:33:02.765
همین‌قدر سریع هم جای من رو می‌گرفتی؟

01:33:04.035 --> 01:33:06.285
‫- یه نگاه به سر و وضع من بنداز
‫- دارم نگاه می‌کنم

01:33:08.515 --> 01:33:12.305
بیا این دست‌نوشته رو با هم برگردونیم
من و تو

01:33:12.925 --> 01:33:14.265
حتماً شوخیت گرفته لامصب

01:33:14.275 --> 01:33:16.024
تو اولین نفری هستی که اونا میان دنبالش

01:33:16.025 --> 01:33:17.265
و الان فقط داری کسشر می‌‌گی

01:33:17.290 --> 01:33:18.621
چون تو هم پشت اونا درمیای و

01:33:18.646 --> 01:33:20.243
‫- همگی با هم دنبال من می‌گردین
‫- نیکی...

01:33:23.635 --> 01:33:24.710
‫تو سرش یه سوراخ درست کردم،

01:33:24.760 --> 01:33:25.915
‫ همون‌جایی که قبلاً روحش بود

01:33:38.855 --> 01:33:41.195
خودش نمی‌خواست باور کنه

01:33:41.455 --> 01:33:43.675
‫تو "پاریس"، رفتم تو خیابون "رو دن نایر"
‫قایم بشم

01:33:44.865 --> 01:33:46.767
‫"خیابان غرق‌شدگان"

01:33:48.295 --> 01:33:49.295
هی، مشکلی نیست

01:33:56.995 --> 01:33:57.995
من چیزی نیاز ندارم

01:33:58.035 --> 01:33:59.035
چیزی ازت نمی‌خوام

01:34:06.421 --> 01:34:08.490
گونه‌هایی از حیوانات وجود دارند که

01:34:08.515 --> 01:34:10.955
‫ممکن است برای قلمرو و یا برای غذا،
‫هم‌نوع خودشان را بکشند

01:34:12.535 --> 01:34:15.120
‫ولی این عارضه‌ی دین است که
باعث شده

01:34:15.120 --> 01:34:18.941
انسان‌ها به غیرطبیعی‌‌ترین، بی‌خداترین و
خودویرانگرترین گونه موجودات تبدیل شوند

01:34:19.705 --> 01:34:21.992
بوم، بوم

01:34:23.095 --> 01:34:27.075
صدای یکتاپرستی، ریشه‌ی تمام بدی‌ها

01:34:46.644 --> 01:34:50.414
!لعنتی، گوه توش

01:35:16.415 --> 01:35:17.415
!گــه توش

01:35:18.005 --> 01:35:19.005
کیرم توش

01:35:30.045 --> 01:35:31.825
‫عشقم به جولیتا مانند یک بیماری بود که

01:35:32.005 --> 01:35:33.785
‫که خود او هم باعثش بود، هم درمانش

01:35:34.805 --> 01:35:37.984
‫ولی من دارو رو رد کردم.
‫نمی‌دونستم چی زودتر من رو به کُشتن می‌ده،

01:35:37.985 --> 01:35:39.985
‫ترس یا دلتنگی برای زنی که

01:35:40.010 --> 01:35:41.937
‫از شدت عشق و علاقه‌م به او می‌رنجیدم

01:37:02.904 --> 01:37:06.897
با تایید اف‌بی‌آی، هواپیمای آمریکایی که

01:37:06.947 --> 01:37:11.042
از بوستون به مقصد لس‌آنجلس در پرواز بود

01:37:11.092 --> 01:37:16.352
صبح سه‌شنبه ۱۱ سپتامبر، کمی پیش از ساعت ۹
با برج شمالی مرکز تجارت جهانی برخورد کرد

01:37:16.402 --> 01:37:21.518
این هواپیما شکافی بزرگ
بین طبقات ۹۳ تا ۹۹ یکی از دو برج دوقلو

01:37:21.568 --> 01:37:25.321
که از نمادهای نیویورک به شمار می‌روند
ایجاد کرد

01:37:25.472 --> 01:37:29.236
تصاویر نشان می‌دهند که شعله‌ و دود
از این آسمان‌خراش زبانه می‌کشند

01:37:29.594 --> 01:37:36.113
نیروهای امداد فوراً به محل اعزام شدند
آتش‌نشان‌ها، پلیس و امدادگران تلاش می‌کنند تا

01:37:36.382 --> 01:37:38.225
مجروحان را تحت مراقبت قرار دهند

01:37:38.275 --> 01:37:41.068
همچنین دستور تخلیه
...مرکز تجارت جهانی صادر شد

01:37:41.279 --> 01:37:42.752
الو؟

01:37:42.776 --> 01:37:44.531
جولیتا؟

01:37:44.555 --> 01:37:45.555
وای خدا

01:37:45.579 --> 01:37:47.140
نیک؟

01:37:47.164 --> 01:37:49.145
سلام، سلام

01:37:50.895 --> 01:37:55.230
‫خیلی نگران بودم.
‫با خودم خیال کردم من کاری کردم...

01:37:55.327 --> 01:37:58.087
‫گوش بده، نیک...

01:37:58.175 --> 01:37:59.865
عزیزم -
دلم برات تنگ شده -

01:38:02.055 --> 01:38:04.585
‫- آره
‫- نمی‌تونم از فکرت بیام بیرون

01:38:04.985 --> 01:38:06.865
منم همین‌طور

01:38:06.945 --> 01:38:09.785
بدون تو خیلی حالم بده

01:38:10.805 --> 01:38:14.025
ولی گوش بده، الان وقت برای این حرف‌ها نیست

01:38:14.265 --> 01:38:16.384
یه‌چیزی رو باید بهت بگم

01:38:16.385 --> 01:38:18.481
خیلی مهمه، می‌خوام یه کاری برام انجام بدی

01:38:18.505 --> 01:38:21.265
‫می‌خوام برام دروغ بگی.
‫ازت می‌خوام به "راس" زنگ بزنی

01:38:21.525 --> 01:38:23.864
‫و بهش بگی که فکر می‌کنی من دیروز اول صبح

01:38:23.865 --> 01:38:25.625
‫تو "مرکز تجارت جهانی"،
‫قرار ملاقات داشتم

01:38:25.645 --> 01:38:27.345
‫- و این‌که الان خیلی نگرانی، باشه؟
‫- من...

01:38:27.685 --> 01:38:30.785
‫من تو دروغ گفتن خوب نیستم و
‫و زیاد "راس" رو نمی‌شناسم

01:38:30.810 --> 01:38:31.991
به نظرم بهتره خودت زنگ بزنی

01:38:32.016 --> 01:38:33.465
جولیتا، عزیزم، نه، نه

01:38:33.505 --> 01:38:35.504
خودم زنگ بزنم بی‌فایده‌ست

01:38:35.505 --> 01:38:37.641
فقط تو از عهده‌ی این کار برمیای
باید انجامش بدی

01:38:37.665 --> 01:38:41.425
‫من بهت نیاز دارم. می‌شه
‫ به‌خاطر من این کار رو انجام بدی، لطفاً؟

01:38:42.162 --> 01:38:43.825
‫اگه می‌خوای، فقط بگو ‫فکر می‌کنی که شنیدی

01:38:43.850 --> 01:38:45.670
‫من داشتم توی مرکز شهر با یه آدمی

01:38:45.695 --> 01:38:47.544
‫ قرار ملاقات می‌ذاشتم

01:38:47.545 --> 01:38:48.985
و از اون موقع دیگه خبری ازم نشنیدی

01:38:49.857 --> 01:38:51.945
یه‌کم پول به حسابت واریز می‌کنم

01:38:52.695 --> 01:38:55.585
‫دفعه‌ی بعدی که همو می‌بینیم،
‫ازت می‌خوام ۲۰ هزار دلار رو نقد بیاری

01:38:57.375 --> 01:38:59.477
لطفاً این کار رو انجام می‌دی؟

01:39:00.285 --> 01:39:04.945
‫- آره ولی چرا؟
‫- چون من باید فکر کنن مُردم

01:41:30.695 --> 01:41:33.185
با صدای آسمان از خواب بیدار شدم

01:41:34.605 --> 01:41:37.425
‫همان موقع آماده بودم که
‫قلمم را به‌دست گیرم

01:41:38.501 --> 01:41:41.868
‫نه مانند یک کشاورزِ
‫ از کت و کول افتاده و ملول که

01:41:41.893 --> 01:41:43.611
‫داس خود را بلند می‌کند،

01:41:43.645 --> 01:41:47.285
‫بلکه مانند دروگری که می‌خواهد
‫ شگفتی‌ها را درو کند

01:41:47.310 --> 01:41:49.745
تا به دوردست‌ها چشم بدوزد

01:43:35.965 --> 01:43:37.625
این نادرترین پوست از رَحم گاوه

01:43:42.055 --> 01:43:44.825
‫حتی جوتوی ما هم تا حالا روی چنین صفحه‌ای کار نکرده
[ جوتو دی بوندونه، نقاش و معمار ایتالیایی قرون وسطا، مشهور به استفاده از رنگ بر گچ زنده ]

01:43:44.845 --> 01:43:48.065
اما رنگ‌های او بر این صفحه
همان‌قدر باشکوه خواهند نشست که

01:43:48.090 --> 01:43:50.030
رنگ بر گچ خیس می‌نشیند

01:43:52.155 --> 01:43:54.373
یا رویا بر ابر

01:43:58.760 --> 01:44:04.611
شعر تو در صندوقچه‌ای
از چوب شاه‌بلوط کنده‌کاری‌شده

01:44:04.611 --> 01:44:06.622
با لولای زرین جای خواهد گرفت

01:44:07.185 --> 01:44:10.274
تنها پوست لطیف و نیمه‌شفاف بئاتریس
در دوران باکرگی‌اش

01:44:10.275 --> 01:44:12.835
می‌تونست کاغذ پوست بهتری خلق کند

01:44:29.260 --> 01:44:31.835
‫این را داشته باش برای
‫ هر نیاز یا آرزویی که برات پیش اومد

01:44:35.015 --> 01:44:37.159
‫دنیا شعرت را خواهد داشت

01:44:50.175 --> 01:44:52.354
برایم سنگ تمام گذاشتی

01:45:04.247 --> 01:45:06.692
واقعاً درک نمی‌کنم

01:45:07.998 --> 01:45:11.545
طی یه سال بخشِ "برزخ" رو نوشتی
[  دانته در "کمدی الهی"، سفر خیالی خود را به دوزخ، برزخ و بهشت تعریف می‌کند ]

01:45:12.265 --> 01:45:14.325
و حالا ۶ سال گذاشته و

01:45:16.368 --> 01:45:18.457
‫"بهشت" هنوز تمام نشده

01:45:20.645 --> 01:45:22.005
واقعاً درک نمی‌کنم

01:46:50.845 --> 01:46:52.845
روز بخیر -
عصر به‌خیر -

01:46:54.425 --> 01:46:56.414
‫سوزان پالیچه هستم،
‫از دیدارتون خوشبختم

01:46:56.415 --> 01:46:57.415
همچنین، ممنون

01:46:57.415 --> 01:46:58.415
مرسی که برام وقت گذاشتین

01:46:59.360 --> 01:47:03.615
‫باعث افتخاره.
‫من رو کنجکاو کردین

01:47:04.875 --> 01:47:08.214
‫ناپدید شدن تمام این امضاها،
‫از همون دوران دانشگاهم

01:47:08.215 --> 01:47:09.815
‫من رو شگفت‌زده کرده بود

01:47:10.355 --> 01:47:13.409
‫نظرتون در مورد کشف
‫ چنین دست‌نوشته‌ای چیه؟

01:47:14.765 --> 01:47:18.535
‫اهمیت چنین کشفی غیرقابل تصوره،

01:47:19.475 --> 01:47:24.602
همچنین خیلی جنجالی و چالش‌برانگیز می‌شه

01:47:24.627 --> 01:47:26.627
حتی بین بهترین‌های خود ما

01:47:26.725 --> 01:47:30.215
‫چون به هیچ طریقی نمی‌شه
‫ نوشته‌ی "دانته" رو تأیید کرد

01:47:30.275 --> 01:47:33.535
‫چون نمونه‌ای برای مقایسه‌ش
‫وجود نداره

01:47:33.795 --> 01:47:36.285
‫نه، نه، باور دارم که یه نمونه‌ای وجود داره،
‫اگه اشتباه نکنم،

01:47:36.310 --> 01:47:38.200
‫فقط یه ارجاع به دست‌خطش وجود داره

01:47:38.225 --> 01:47:41.455
‫از "نیکولو نیکولی"،
‫۸۰ سال بعد از مرگش

01:47:53.095 --> 01:47:56.229
اخیراً بعضی از نوشته‌هایش را خواندم"

01:47:56.486 --> 01:47:59.018
‫که به نظر هم می‌رسید
‫ خیلی با دقت نوشته شده بودند

01:47:59.431 --> 01:48:02.525
‫ چون هم با دست‌خط خودش بودند و هم
‫ با مهر خودش امضا شده بودند

01:48:02.908 --> 01:48:08.695
اما به هرکول سوگند، هیچ‌کس آن‌قدر در این دنیا
بی‌فرهنگ نیست که

01:48:08.719 --> 01:48:11.861
"از چنین نگارش ناشیانه‌ و بی‌ریختی شرمنده نشود

01:48:14.700 --> 01:48:16.185
مُهر خودش

01:48:16.345 --> 01:48:18.875
این به خودی خودش یه شگفتیه

01:48:20.027 --> 01:48:22.200
مُهر خودشه

01:48:23.247 --> 01:48:27.598
‫برش عمودی خورده، طلایی و مشکی رنگه
‫ و نوار نقره‌ای هم داره

01:48:27.622 --> 01:48:29.622
که باور دارم این مُهرشه

01:48:30.655 --> 01:48:32.264
از کجا مطمئنین؟

01:48:32.583 --> 01:48:36.995
چون ‫ این مُهر روی نسخه‌ی نهایی "دوزخ"،
‫ بالای امضای شاعر دیده می‌شه

01:48:38.195 --> 01:48:40.235
بخشی از کلمات "توندو" و "استله" رو پوشونده

01:48:56.805 --> 01:48:57.805
بفرمایین نگاه کنین

01:49:05.093 --> 01:49:07.414
‫برای تأیید این اثر...

01:49:08.445 --> 01:49:10.695
نیازه روزها با دقت بررسی بشه

01:49:11.415 --> 01:49:16.095
‫ولی می‌تونم بهتون اطمینان بدم که
‫ مجموعه‌مون در "ونیز"

01:49:16.272 --> 01:49:18.124
‫خیلی وسیع و باستانیه

01:49:18.149 --> 01:49:24.413
‫تمامی آثارمون از زمان "پترارک"،
‫بنیان‌گذار این مجموعه، جمع‌آوری شده.

01:49:25.735 --> 01:49:30.395
‫اگه محبت کنین این نسخه‌ها رو
‫پیش ما بذارین،

01:49:30.495 --> 01:49:32.875
‫- حتماً
‫- ممکنه بتونم بهتون کمک کنم

01:49:33.505 --> 01:49:35.114
‫خوبه، همون‌طور که قبل‌تر گفتم،

01:49:35.115 --> 01:49:37.474
‫از رازداری شما کمال تشکر رو دارم،
‫چون من نماینده‌ی کارفرمایی هستم که

01:49:37.475 --> 01:49:38.914
‫تمایل دارن ناشناس باقی بمونن

01:49:38.915 --> 01:49:40.355
‫- حتماً، حتماً
‫- خوبه

01:49:40.905 --> 01:49:45.755
‫- خب، مرسی، موفق باشین
‫- مرسی، مرسی، شما آقای...؟

01:49:46.435 --> 01:49:49.715
‫- سندبرگ، الیوت سندبرگ هستم
‫- ممنون، الیوت

01:49:50.085 --> 01:49:53.739
ممنون، دکتر پالیچه

01:49:53.764 --> 01:49:55.114
‫وای خدا!

01:49:57.036 --> 01:49:59.428
‫باورم نمی‌شه!

01:49:59.966 --> 01:50:01.013
‫وای خدا!

01:50:20.685 --> 01:50:25.114
‫- تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟
‫- عشقم،

01:50:25.139 --> 01:50:28.755
‫اومدم بهت هشدار بدم
،چیزی که الان اون مرد نشونت داد

01:50:29.215 --> 01:50:32.035
می‌تونه حرفه‌ت رو نابود کنه یا حتی بدتر

01:50:33.945 --> 01:50:35.028
[ هتل گریتی پالاس، ونیز ایتالیا ]

01:50:36.112 --> 01:50:40.445
‫سال‌ها قبل من کتابی نوشتم
‫ به نام "قدرت در زمین"

01:50:40.564 --> 01:50:44.782
‫کتابی درباره‌ی قلمروهای سایه‌وار
"میکله سیندونا"

01:50:45.885 --> 01:50:48.665
‫سرمایه‌دار بدنام سیسیلی،

01:50:49.685 --> 01:50:52.425
‫که  باور داشتند در مرکز شرارت جهان،

01:50:52.445 --> 01:50:54.247
‫بر تخت سلطنت نشسته،

01:50:54.925 --> 01:50:58.585
همان تقاطع مخفی که سه هیولای
،امور مالی بین‌المللی

01:50:58.805 --> 01:51:00.945
‫ مافیا و "واتیکان" در آن‌جا جمع می‌شوند

01:51:02.655 --> 01:51:05.576
‫بسیاری از حرف‌هایی که سیندونا به من زد،
‫عجیب و باورنکردنی بود

01:51:05.601 --> 01:51:09.624
شبیه هذیان‌های مردی زندانی که می‌دانست

01:51:09.625 --> 01:51:11.425
‫ هرگز دوباره نفس آزادی نخواهد کشید

01:51:12.735 --> 01:51:15.824
‫طی ملاقات‌مان در زندان،
‫سیندونا از من درخواست کرد تا

01:51:15.825 --> 01:51:19.340
‫پیام‌های کوتاه و رمزی‌اش را به آدمش
‫انتقال بدم

01:51:20.285 --> 01:51:21.905
‫و من هم اون پیام‌ها رو انتقال دادم

01:51:23.194 --> 01:51:25.194
‫"مفیستوفلس"
[ نامی است که در ادبیات فولکلور آلمانی به شیطان داده‌اند ]

01:51:25.575 --> 01:51:27.301
من به این اسم صداش می‌زنم

01:51:28.415 --> 01:51:31.439
جوونه، تقریباً هم سن و سال خودته

01:51:32.375 --> 01:51:34.179
‫از پس هر کاری برمیاد.

01:51:35.665 --> 01:51:42.135
هر چیزی که نمی‌دونست رو
من یادش دادم و دقیقاً مثل خودمه

01:51:42.475 --> 01:51:43.912
اون تنها بازی می‌کنه

01:51:51.435 --> 01:51:55.775
اگه من رو از دست دادی، این دست‌نوشته رو

01:51:56.497 --> 01:51:59.575
‫از "رُم" خارج کن و به این آدرس ببر

01:52:01.925 --> 01:52:02.935
این مرد بهت کمک می‌کنه

01:52:05.725 --> 01:52:07.495
فقط به این شخص می‌تونی اعتماد کنی

01:52:10.195 --> 01:52:11.695
اگه از دستت بدم؟

01:52:16.624 --> 01:52:18.256
من رو از دست نمی‌دی

01:52:25.255 --> 01:52:26.255
ارزشش چه‌قدره؟

01:52:28.045 --> 01:52:31.493
‫- چنین چیزی داری؟
‫- نه

01:52:32.325 --> 01:52:34.864
‫- پس، چرا می‌پرسی؟
‫- اگه چنین چیزی دستم بود،

01:52:34.865 --> 01:52:36.311
فکر نمی‌کنم فراموشش می‌کردم

01:52:36.335 --> 01:52:37.425
تمام حرف‌هام فقط فرضیه

01:52:37.475 --> 01:52:39.725
‫هیچ تکه کاغذی تو دنیا وجود نداره که

01:52:39.750 --> 01:52:41.024
‫"دانته" با دست‌خط خودش،
نوشته باشه

01:52:41.025 --> 01:52:43.070
این رو هردومون می‌دونیم

01:52:43.095 --> 01:52:46.785
‫خب، من می‌تونم با یه نفر تو "ایتالیا"
‫ تماس بگیرم و بهت خبر بدم

01:52:47.175 --> 01:52:49.745
‫- خیلی‌خب. دیوید؟
‫- بله؟

01:52:49.792 --> 01:52:52.945
هر کاری می‌کنی، فقط به کسی نگو
با من صحبت کردی

01:53:02.635 --> 01:53:05.584
‫دیوید هنکر با مردی از بنگاه "کریستیز"،

01:53:05.585 --> 01:53:08.010
‫مشاور ارشد دست‌نوشته‌های نادر،

01:53:08.035 --> 01:53:10.025
‫ارتباط ناشناسی رو ترتیب داد

01:53:10.365 --> 01:53:12.344
‫این مرد چند ساعت بعد از شنیدن این خبر،

01:53:12.345 --> 01:53:13.945
‫با جت شخصی از "لندن" خودش رو رسوند

01:53:14.440 --> 01:53:16.450
‫من می‌دونستم که این دست‌نوشته
‫غیرقابل ارزش گذاریه

01:53:16.475 --> 01:53:17.745
‫ولی همچنین می‌دونستم که

01:53:17.770 --> 01:53:19.900
‫فقط بنگاه "کریستیز" می‌تونه روش قیمت بذاره

01:53:24.965 --> 01:53:29.265
‫من نماینده‌ی یک مجموعه‌دار خیلی توداری هستم

01:53:29.613 --> 01:53:33.545
‫بله، حتماً، جناب.
‫این از وِیژگی‌های یک مرد محترمه

01:53:33.745 --> 01:53:38.034
‫- درسته
‫- این دست‌نوشته رو از کجا آوردین؟

01:53:39.347 --> 01:53:40.878
‫خیلی احتیاط کنین

01:53:42.835 --> 01:53:44.491
چه خواسته‌ای داری؟

01:53:46.795 --> 01:53:48.525
‫این‌که هر چه که دیدی را،
‫منم ببینم

01:53:50.905 --> 01:53:52.485
پس چشمانت را ببند و ببین

01:54:02.075 --> 01:54:04.108
‫ای فروغ سرمدی،

01:54:06.351 --> 01:54:08.614
که تنها در خویش ساکنی

01:54:10.543 --> 01:54:12.543
و تنها خود، خویشتن را درک می‌کنی

01:54:13.903 --> 01:54:19.270
‫و با این ادراک هم می‌فهمانی و هم می‌فهمی،
‫و لاجرم به‌خود عشق می‌ورزی و بر روی خویش لبخند می‌زنی

01:54:20.857 --> 01:54:23.910
‫چون دیدگان من کوتاه‌زمانی
‫ بر این دوران بنگریستند که

01:54:24.714 --> 01:54:27.981
فروغ تو در دل خویش داشت

01:54:29.473 --> 01:54:32.434
و نوری می‌نمود که منعکس شده باشد

01:54:34.082 --> 01:54:37.924
‫چنین پنداشتم که در آن،

01:54:37.948 --> 01:54:40.642
تصویر ما ‫با رنگ خاص این فروغ هویدا بود

01:54:42.368 --> 01:54:46.127
و لاجرم نگاه من سراپا مستغرق آن شده بود

01:54:47.487 --> 01:54:51.713
‫و در این‌جا بود که خیال بالانشینم
‫از فرط جذبه، از پای درافتاد

01:54:53.235 --> 01:54:57.510
‫اما پیش از آن‌که چنین شود، شوق و اراده‌ام،

01:54:58.972 --> 01:55:03.299
‫ چون چرخی که با حرکتی یکسان در گردش باشد،
‫هماهنگ شده بودند

01:55:06.142 --> 01:55:13.470
‫و این کار عشق بود که خورشید و
‫ دیگر اختران را در گردش دارد

01:55:16.752 --> 01:55:19.275
‫ خدا در تو و از تو دمیده

01:55:22.619 --> 01:55:28.486
‫این فرصت را بهت بخشیده که
‫ پرده‌ی ناگفتنی‌ها را آرام کنار زنی

01:55:41.535 --> 01:55:42.835
تو درگیر آه و اندوه شدی

01:55:46.975 --> 01:55:48.451
تو خود شعر شدی

01:55:53.275 --> 01:55:54.915
‫من هم هدیه‌ت را با یه هدیه جبران می‌کنم

01:56:12.227 --> 01:56:13.858
ممنونتم

01:56:14.507 --> 01:56:17.595
‫این کتاب از او،
‫و دروازه‌ای به سوی اوست

01:56:18.295 --> 01:56:21.775
و هدف، سفر پیش روست

01:56:23.825 --> 01:56:27.135
برای خودم به چند نشانه‌ای رسیدم

01:56:27.160 --> 01:56:29.176
‫ولی خودم هیچ‌وقت وارد این سفر نشدم

01:56:30.315 --> 01:56:35.033
‫- چرا؟
‫- من جزو آن اندک‌منتخب‌ها نبودم

01:56:39.135 --> 01:56:41.247
چرا باید این بار را به دوش بکشم؟

01:56:41.272 --> 01:56:42.825
‫چون او می‌بیند

01:56:47.845 --> 01:56:49.945
‫- اگر پیدایش کنم...
‫- حتماً پیدایش می‌کنی

01:56:52.365 --> 01:56:54.105
پیامی هست که منتقل کنم؟

01:56:56.602 --> 01:56:58.775
از طرف من، نه

01:56:58.925 --> 01:56:59.925
نه

01:57:06.741 --> 01:57:08.085
اسم من "جیکوب" است
[ یعقوب= ]

01:57:43.475 --> 01:57:45.835
ما میمیرم

01:57:45.885 --> 01:57:48.393
فایده نداره

01:57:49.525 --> 01:57:50.885
می‌ترسم بمیرم

01:59:27.723 --> 01:59:29.255
من می‌ترسم

01:59:31.935 --> 01:59:33.545
آرامش را در دل آسمان دریاب

01:59:35.325 --> 01:59:38.185
خداوند بیرون و درون توست

01:59:39.384 --> 01:59:43.855
خدا خود توست
‫ترس هیچ فایده‌ای ندارد

01:59:47.877 --> 01:59:52.655
‫ای برادران... که از صد هزار خطر گذشته

01:59:53.845 --> 01:59:58.735
‫و به مغرب‌زمین رسیده‌اید،

01:59:59.515 --> 02:00:02.855
‫این دوران کوتاه هوشیاری را که
‫ هنوز برایتان باقی‌ مانده، مغتنم بشمارید

02:00:03.635 --> 02:00:07.615
‫و امکان کشف دنیای نامسکون را
‫ از راه تعقیب خورشید،

02:00:07.635 --> 02:00:09.244
‫ از کف مدهید

02:00:10.814 --> 02:00:12.775
تبار خویش را در نظر آرید

02:00:13.955 --> 02:00:17.975
‫شما را برای آن نساختند که چون نابخردان
‫عمر گذرانید،

02:00:17.995 --> 02:00:22.847
بلکه ساختند تا به‌دنبال پاکی و دانش روید

02:01:12.501 --> 02:01:15.993
:خواننده‌ی عزیز، از خودت بپرس

02:01:16.018 --> 02:01:19.806
آیا من از آن کلمات نفرین‌شده
مأیوس نشدم؟

02:01:19.831 --> 02:01:22.659
‫فکر می‌کردم دیگر هیچ‌وقت
‫ نمی‌توانم دوباره به زمین بازگردم

02:01:28.605 --> 02:01:30.487
خوش اومدید، آقای توشس

02:01:32.765 --> 02:01:35.535
‫خیلی از دیدن‌تون خوشحال شدم.
‫خیلی وقت بود این‌جا نیومده بودین

02:01:36.245 --> 02:01:40.375
‫- اشتباه گرفتین
‫- البته، اشتباه کردم

02:01:41.243 --> 02:01:45.855
‫مرد متشخصی مثل شما،
‫نیازی به کارت عضویت نداره

02:01:46.005 --> 02:01:47.005
خیلی‌خب، ممنون

02:01:59.975 --> 02:02:01.855
جولیتا می‌تونست با تمام پول من فرار کنه

02:02:02.255 --> 02:02:04.364
این کار هوشمندانه‌ای هم بود

02:02:05.029 --> 02:02:08.191
‫ولی اون با تمام شکوه و جذابیتش
‫ اون‌جا نشسته بود

02:02:08.216 --> 02:02:10.215
‫و تو هر دستش هم ۱۰ هزار دلار
‫پول نقد داشت

02:02:11.355 --> 02:02:12.375
ای خدا، من عاشق این زنم

02:02:17.685 --> 02:02:19.013
۳

02:02:19.037 --> 02:02:21.037
۳۳

02:02:21.061 --> 02:02:22.693
‫اینم ۰!

02:02:33.435 --> 02:02:35.734
‫تو باید همین الان بری.
‫همه‌چی رو فراموش کن

02:02:35.735 --> 02:02:37.624
پول رو بردار و برو. تمومه

02:02:37.649 --> 02:02:38.835
آدرس توی اتاق رو به‌یاد بیار

02:02:38.861 --> 02:02:40.429
‫"مفیستوفلس"، این اسمشه

02:02:40.515 --> 02:02:43.047
‫- برو سراغ...
‫- عشقم، منظورت چیه؟

02:02:43.320 --> 02:02:45.415
‫عزیزم، تو از وقتی که عاشق من شدی،

02:02:45.435 --> 02:02:46.940
‫بیوه محسوب می‌شدی

02:02:46.965 --> 02:02:50.375
‫من هفت‌صد سال بود که بیوه بودم،
‫تا این‌که تو رو دیدم

02:02:52.153 --> 02:02:54.003
"مفیستوفلس"
برو

02:03:45.810 --> 02:03:47.810
‫دوستم زیادی مست کرده!

02:03:47.834 --> 02:03:49.834
‫از این اتفاقات هر روز می‌افته!

02:03:58.825 --> 02:03:59.903
‫بریم!

02:04:18.195 --> 02:04:19.195
‫خب...

02:04:24.065 --> 02:04:25.155
دست‌نوشته کجاست؟

02:04:26.383 --> 02:04:28.578
دست من نیست

02:04:30.333 --> 02:04:34.083
‫- دست اون خانمه‌ست؟
‫- نه

02:04:45.915 --> 02:04:46.915
‫پس...

02:04:57.275 --> 02:05:01.175
خوشحال می‌شم چهره‌ت رو ببینم
وقتی سرت رو از بدنت جدا کنم

02:05:04.425 --> 02:05:07.615
‫دان لکو اگه الان بود،
‫چنین چیزی می‌خواست

02:05:12.656 --> 02:05:14.305
آروم باش

02:05:18.485 --> 02:05:20.215
‫آدمی که رفتی سراغش،
‫توی دنیایی زندگی کرد که

02:05:20.915 --> 02:05:22.655
‫خونواده هنوز یه ارزشی داشت

02:05:24.885 --> 02:05:28.225
‫احمق بود که به اون "جو"ـیِ وحشی،
‫اعتماد کرد

02:05:32.535 --> 02:05:34.865
شاید بهتر شد که زنده نموند
تا این روز ببینه

02:05:41.323 --> 02:05:43.323
‫با ظرافت انجام می‌دم!

02:05:52.911 --> 02:05:54.355
ساکت

02:06:12.688 --> 02:06:14.185
لعنت بهت، مرد

02:06:19.387 --> 02:06:23.825
لعنتی، من نمی‌دونم، دست من نیست

02:06:24.758 --> 02:06:26.139
‫من به اندازه‌ی خودت، ازش خبر دارم

02:06:26.164 --> 02:06:29.545
‫شاید یه نفر دیگه تا الان دزیده‌ش.
‫نشونم بده

02:06:30.455 --> 02:06:31.455
فقط نشونم بده

02:06:37.767 --> 02:06:39.745
فکر نمی‌کنم این کمکی
به تِزم کنه

02:06:41.345 --> 02:06:42.644
‫تو تنها کسی نیستی که

02:06:42.645 --> 02:06:43.965
با هنر تجزیه و تحلیل شعر آشناست

02:06:44.726 --> 02:06:48.093
‫به نظر می‌رسه اون خانم
بدجوری گیر کرده بینِ

02:06:48.118 --> 02:06:51.460
‫جونت و اون نوشته

02:06:52.025 --> 02:06:53.525
اون اصلاً نمی‌دونه که وجود داره

02:06:54.665 --> 02:06:56.455
اصلاً نمی‌دونه که وجود داره

02:07:00.865 --> 02:07:05.325
‫تو فوق‌العاده‌ای،
‫این بازی واقعاً من رو متحیر کرد

02:07:05.350 --> 02:07:07.045
و خیلی هم کنجکاوم که

02:07:07.815 --> 02:07:11.885
‫بفهمم برای جون تو
‫بیشتر ارزش قائله یا اون پول

02:07:13.145 --> 02:07:14.145
‫خب...

02:07:20.902 --> 02:07:22.512
بهش می‌گی که

02:07:22.537 --> 02:07:24.590
‫اگه چیزی که مال ماست رو
‫بیاره پس بده،

02:07:24.615 --> 02:07:27.145
تو جونت رو از دست نمی‌دی

02:07:27.170 --> 02:07:31.770
‫وگرنه، من...

02:07:34.652 --> 02:07:40.204
از تیکه‌های بدنت پازل می‌سازم

02:07:40.204 --> 02:07:42.283
مثل یه کُلاژ

02:07:44.395 --> 02:07:49.293
‫آره، من همین الانش مُرده حساب می‌شم،

02:07:50.005 --> 02:07:52.137
دیگه چیزی ندارم از دست بدم

02:07:59.675 --> 02:08:01.760
‫وقتی کارم باهات تموم شد،

02:08:02.145 --> 02:08:05.393
‫می‌تونی جهنم رو با بلاغت خیلی بهتری
‫نسبت به شاعرمون توصیف کنی

02:08:05.418 --> 02:08:08.082
‫ولی جا داره بگم،

02:08:08.107 --> 02:08:11.100
‫مجازات اون برای دزدها،
بسیار شیک و شکیل بود

02:08:15.071 --> 02:08:17.071
‫عشقم،

02:08:18.425 --> 02:08:19.565
این کار ضروریه؟

02:08:21.237 --> 02:08:24.395
آره، آره، قطعاً ضروریه

02:08:35.092 --> 02:08:39.915
‫همان‌طور که دزد از مال دیگران
‫دزدی می‌کند،

02:08:40.206 --> 02:08:44.555
‫در نهایت هویت و اعتبار خودش با زهر کارهای پلیدش
‫از بین می‌رود

02:08:47.102 --> 02:08:49.835
تو از گزند آن‌ها درس خواهی گرفت

02:08:50.539 --> 02:08:51.915
و پشیمان خواهی شد

02:08:56.555 --> 02:08:57.675
فکر کنم خودم باهاش تماس بگیرم

02:09:19.185 --> 02:09:20.185
جولیتا

02:09:39.529 --> 02:09:41.624
اونجا

02:10:49.535 --> 02:10:50.535
!جولیـتا

02:10:50.585 --> 02:10:55.085
‫- گفتم مسلح نباشی!
‫- اسلحه رو بذار پایین و بیارش سمت من

02:10:55.935 --> 02:10:57.585
اون‌وقت به چیزی که می‌خوای، می‌رسی

02:10:57.610 --> 02:11:02.270
‫راه نداره!
‫من فقط اون دست‌نوشته رو می‌خوام

02:11:09.885 --> 02:11:11.825
‫مطمئنم یه چند صفحه‌ای رو برای خودت
‫نگه داشتی

02:11:14.139 --> 02:11:16.154
‫اگه درست رفتار کنی،
‫از این مورد چشم‌پوشی می‌کنم

02:11:21.205 --> 02:11:22.205
منظورت مثل این بود؟

02:11:25.225 --> 02:11:28.950
با همین کارت
یه میلیون دلار بهمون خسارت زدی

02:11:28.975 --> 02:11:31.105
‫رقمش چه اهمیتی برام داره،
‫وقتی نیک آسیب ببینه

02:11:33.779 --> 02:11:36.216
‫اگه یه خراش دیگه روش بیفته،

02:11:36.428 --> 02:11:38.722
باقی صفحه‌ها هم مثل پروانه پر می‌کشن

02:11:38.850 --> 02:11:40.249
خراش نمی‌اندازم

02:11:40.274 --> 02:11:41.937
به‌جاش کاری می‌کنم خون بالا بیاری

02:11:44.155 --> 02:11:46.288
واقعاً توقع داری باور کنم که

02:11:46.313 --> 02:11:48.255
‫جون اون بیشتر از اون دست‌نوشته
‫ برات ارزش داره؟

02:11:49.484 --> 02:11:51.855
‫لعنتی، تا حالا همچین خانمی
‫تو زندگیم ندیده بودم

02:11:52.898 --> 02:11:57.055
‫قسم می‌خورم همه‌ش رو دور بریزم.
‫اسلحه رو بذار زمین

02:11:58.235 --> 02:12:00.415
‫- دست‌نوشته رو بذار پایین
‫- تو اسلحه رو بذار زمین

02:12:00.891 --> 02:12:02.672
اسلحه رو بذار زمین

02:12:03.365 --> 02:12:07.495
‫اون در امانه، خراشی روش نیست.
‫من اسلحه رو می‌ذارم زمین، باشه

02:12:08.165 --> 02:12:10.615
اگه نذاری پایین، تمام صفحات رو می‌ریزم دور

02:12:11.555 --> 02:12:12.615
دست‌نوشته رو بذار پایین

02:12:12.640 --> 02:12:13.895
من دارم می‌ذارم زمین

02:12:35.748 --> 02:12:37.475
‫عشقم!

02:12:38.482 --> 02:12:40.085
دارم درستش می‌کنم

02:12:41.425 --> 02:12:42.725
چی رو درست می‌کنی؟

02:12:44.465 --> 02:12:48.885
از قبل فقط پول رو شمردی و
به کتابخونه اصلاً فکر نکردی

02:12:49.745 --> 02:12:52.125
‫پایان‌نامه‌ی من، مردم "ایتالیا"

02:12:52.955 --> 02:12:55.322
پس، اون چیزی که من می‌خواستم چی؟

02:12:55.625 --> 02:12:58.645
دیوونه‌ای؟ ما موفق شدیم

02:12:59.545 --> 02:13:02.525
‫بهترین گزینه و امیدی که داریم
‫اینه که بفروشیمش

02:13:04.186 --> 02:13:08.217
نمی‌توانم جز این تصور کنم که
این شعر از آنِ من است

02:13:08.217 --> 02:13:12.659
چرا که غزل‌های والا و باشکوهش
در ستایش من سروده شده

02:13:12.659 --> 02:13:15.815
من که عروسِ برگزیده روحِ جاودانه او (دانته) هستم

02:13:23.233 --> 02:13:24.931
بئاتریس

02:13:24.981 --> 02:13:28.317
بئاتریس

02:13:32.437 --> 02:13:34.075
بئاتریس

02:13:43.692 --> 02:13:45.202
‫لطفاً، بئاتریس!

02:13:49.975 --> 02:13:52.685
بئاتریس، محبوب من

02:13:53.834 --> 02:13:55.939
زینهار از مرزهای بسته

02:13:55.989 --> 02:13:58.795
راهی پیچان و در خود فرورفته

02:13:58.951 --> 02:14:02.063
ریسمانی که هر دم کشیده‌تر می‌شود

02:14:02.113 --> 02:14:03.474
و تو می‌بینی

02:14:03.499 --> 02:14:06.193
:کشش یک ستاره در حال مرگ را

02:14:07.162 --> 02:14:10.802
آنجا زنجیرهای زمان
دیگر نیستند

02:14:13.724 --> 02:14:17.107
در کدام مکتب این جملات را آموختی؟

02:14:18.076 --> 02:14:22.646
همان مکتبی که زبان‌های شیرین
گوئیدو" و "لاپو" توش آموخته شده"

02:14:23.865 --> 02:14:25.865
این طناب را باز کن

02:14:26.911 --> 02:14:32.423
‫با آن‌که هیچ چاقوی فانی‌ای نمی‌تواند
‫پیوند ما را پاره کند!

02:14:35.432 --> 02:14:37.432
‫من بئاتریسم!

02:14:38.462 --> 02:14:41.353
‫- من بئاتریسم!
‫- آره!

02:14:41.642 --> 02:14:43.642
بئاتریس بود که آزادت کرد

02:14:44.454 --> 02:14:46.454
من از جایی می‌آیم که مایلم بدان بازگردم

02:14:46.931 --> 02:14:49.790
عشق من رو متأثر کرد و به حرف آورد

02:14:50.946 --> 02:14:52.946
‫ای فروغ سرمدی،

02:14:53.813 --> 02:14:58.071
‫که تنها در خویشتن ساکنی و
‫تنها خود، خویشتن را درک می‌کنی

02:14:58.415 --> 02:15:00.611
‫و با این ادراک هم می‌فهمانی و هم می‌فهمی

02:15:00.661 --> 02:15:03.485
‫و لاجرم به‌خود عشق می‌ورزی
و بر روی خویش لبخند می‌زنی

02:15:05.711 --> 02:15:10.876
‫و این کار عشق بود که خورشید و
‫ دگر اختران را در گردش دارد

02:17:19.178 --> 02:17:20.365
...می‌دانی که

02:17:20.895 --> 02:17:24.893
جنگل‌بان با تدبیر بسی برتر از
آنست که با زور بازو کار کند

02:17:24.893 --> 02:17:28.177
با تدبیر نیز، ناخدای کشتی در
ژرفای تیره و شراب‌گون دریا

02:17:28.177 --> 02:17:31.668
کشتی تندروی را که بادها بر آن
می‌کوبند، به‌درستی هدایت می‌کند

02:17:31.668 --> 02:17:36.615
و با تدبیر است که راننده ارابه
از همتای خود پیشی می‌گیرد

02:17:38.285 --> 02:17:41.415
تدبیر... تدبیر

02:17:43.925 --> 02:17:44.965
منتظرتون بودم

02:17:46.830 --> 02:17:48.525
‫مفیستوفلس؟

02:17:49.932 --> 02:17:53.447
‫می‌تونی به هر اسمی که می‌‌خوای، صدام کنی.

02:17:53.497 --> 02:17:54.752
‫پس، شما مُردین

02:17:57.046 --> 02:18:02.215
شما دومین قربانی اون حادثه‌ی تأسف‌آور
هستین که سراغم اومدین

02:18:02.845 --> 02:18:06.726
‫دو نفر دیگر نیز نزدم اومدن و
‫طلب مرگ و تناسخ داشتن

02:18:08.595 --> 02:18:12.205
و روزهای پیش از آن حادثه‌ی ناگوار

02:18:14.205 --> 02:18:17.175
‫و من اطمینان حاصل کردم که
دقیقاً در صبح روز ناپدید شدنت

02:18:18.475 --> 02:18:20.357
آن‌ها را در موقعیت درستی قرار دهم

02:18:27.095 --> 02:18:31.564
برای کی کار می‌کنی؟

02:18:31.589 --> 02:18:34.760
خیلی احمقانه و متکبرانه‌ست که بگیم

02:18:34.785 --> 02:18:36.405
ما برای خودمون کار می‌کنیم

02:18:38.955 --> 02:18:43.134
...‫ولی می‌گم که من

02:18:43.435 --> 02:18:45.439
برای خدای این جهان کار می‌کنم

02:18:48.685 --> 02:18:51.305
یا بذار بگم خدایان

02:18:54.085 --> 02:18:58.105
شاید حقیقتاً برای تو کار می‌کنم

02:19:03.435 --> 02:19:07.455
‫- اون زیرسیگاریه؟
‫- اون هر چیزیه که تو بخوای باشه

02:19:17.335 --> 02:19:18.555
حالا، کجا بودم؟

02:19:51.385 --> 02:19:55.486
سلام. مرسی

02:20:02.825 --> 02:20:03.825
مرسی

02:20:07.895 --> 02:20:10.935
اکنون نمی‌توانم به سکوت این حکمت قدم بگذارم

02:20:11.195 --> 02:20:12.855
ولی به‌زودی چنین خواهم کرد

02:20:13.935 --> 02:20:15.801
باید همین‌جا و همین لحظه

02:20:15.951 --> 02:20:19.087
نوشتن را، در آن معنای رقت‌انگیز این حرفه
کنار بگذارم

02:20:19.295 --> 02:20:22.935
باید همین‌جا و همین لحظه، همه آن فاحشگیِ هنرمندانه را پشت سر بگذارم

02:20:24.165 --> 02:20:25.815
‫ممکن است خودم تبعید شوم،

02:20:26.595 --> 02:20:29.095
‫ولی شرافت من فقط توسط خودم
‫می‌تواند تبعید شود

02:20:30.395 --> 02:20:32.129
پول مثل موج می‌آید

02:20:33.115 --> 02:20:35.655
‫۱۱۳ صفحه فروخته شد

02:20:35.905 --> 02:20:38.255
اما صفحاتی رو هیچ‌وقت نمی‌فروشم

02:20:39.395 --> 02:20:41.957
‫صفحه‌ی اول "دوزخ"

02:20:41.982 --> 02:20:44.723
‫صفحه‌ی آخر "بهشت"

02:20:44.748 --> 02:20:48.015
‫و آخرین صفحه‌ی کاغذ پوستی،
‫قبل از اولین صفحه کاغذی

02:20:58.065 --> 02:20:59.965
‫- سلام
‫- سلام

02:21:07.415 --> 02:21:08.575
یه چیزی رو می‌خوام نشونت بدم

02:21:10.235 --> 02:21:13.755
‫- باشه
‫- چیزی که می‌ترسم نشونش بدم

02:21:13.765 --> 02:21:15.035
تا زمان مناسبش فرا برسه

02:21:20.205 --> 02:21:21.965
نزدیک بود با تمام امیدهام دفنش کنم

02:21:29.509 --> 02:21:30.955
‫"تمپس فوجیتو"

02:21:33.126 --> 02:21:35.852
زمان پرواز می‌کند
[ زود می‌گذرد ]

02:21:37.759 --> 02:21:40.805
‫اما این نفس است که بال دارد

02:21:42.005 --> 02:21:43.695
‫نفس است که به پرواز درمیاد و می‌گذرد

02:21:44.719 --> 02:21:46.865
نفس من با کلمات تو می‌رود

02:22:02.299 --> 02:22:04.783
‫جستجویت را تمام کن

02:22:07.001 --> 02:22:10.338
‫از گورِ جستجوی خودت خارج شود

02:22:10.388 --> 02:22:12.804
به سوی نور قدم بگذار

02:22:12.805 --> 02:22:17.627
‫و از عطر هر برگ سبز،

02:22:19.306 --> 02:22:24.891
‫عطر روحت و هر لحظه‌ی زندگی
سرمست شو

02:22:26.344 --> 02:22:28.415
بیا جلو و من را در آغوش بگیر

02:22:32.515 --> 02:22:35.449
و چه چیزی تو را از گور بیرون آورده؟

02:22:37.871 --> 02:22:39.215
یک نسیم

02:22:47.118 --> 02:22:48.385
جِما، خودتی؟
[ جِما دوناتی، همسر دانته آلیگیری ]

02:22:51.954 --> 02:22:55.719
آره، دانته‌ی عزیزم
واقعاً خودتی؟

02:22:59.194 --> 02:23:04.365
‫بله، ولی این دفعه
‫از جنسِ شادی بی‌حد‌ و حصری‌ام

02:23:08.885 --> 02:23:11.575
‫با این حرف،
‫روحم از کسوف بیدار شد

02:23:12.265 --> 02:23:14.735
و اسم معشوقم را به زبان آورد

02:23:16.270 --> 02:23:19.017
‫ای خدایی که از چشم انسان‌ها پنهانی،

02:23:19.067 --> 02:23:22.403
‫من او را پیدا کردم

02:23:22.427 --> 02:23:32.427
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:23:58.007 --> 02:23:59.580
‫♪ Into My Arms - Nick Cave & The Bad Seeds ♪

02:23:59.605 --> 02:24:04.485
♪ من به خدای مداخله‌گر اعتقادی ندارم ♪

02:24:09.785 --> 02:24:14.205
♪ ولی عزیزم، می‌دونم که تو اعتقاد داری ♪

02:24:20.705 --> 02:24:25.405
♪ اما اگه باور داشتم، جلوش زانو می‌زدم و ازش می‌خواستم ♪

02:24:31.065 --> 02:24:35.725
♪ که وقتی پای تو‌ در میونه، مداخله نکنه ♪

02:24:38.515 --> 02:24:40.285
♪ حتی به یه تار موت دست نزنه ♪

02:24:40.305 --> 02:24:44.344
♪ بذاره همون‌طور که هستی بمونی ♪

02:24:44.369 --> 02:24:46.445
♪ و اگه حس کرد که باید هدایتت کنه ♪

02:24:46.470 --> 02:24:49.180
♪ اون‌وقت به آغوش من هدایتت کنه ♪

02:24:52.583 --> 02:24:57.009
♪ به آغوش من، خدایا ♪

02:24:58.095 --> 02:25:02.228
♪ به آغوش من، خدایا ♪

02:25:03.274 --> 02:25:07.321
♪ به آغوش من، خدایا ♪

02:25:08.626 --> 02:25:10.405
♪ به آغوش من ♪

02:25:16.345 --> 02:25:20.805
♪ به وجود فرشته ها هم اعتقاد ندارم ♪

02:25:26.745 --> 02:25:28.165
♪ اما با نگاه کردن به تو می‌گم ♪

02:25:28.805 --> 02:25:31.325
♪ شاید وجود داشته باشن ♪

02:25:37.065 --> 02:25:40.885
♪ اما اگه باور داشتم، همه‌شون رو فرا می‌خوندم ♪

02:25:47.345 --> 02:25:51.365
♪ و ازشون می‌خواستم تا مراقب تو باشن ♪

02:25:54.275 --> 02:25:59.657
♪ تا هرکدوم برات شمعی روشن کنن ♪
♪ تا مسیرت رو روشن و هموار بشه ♪

02:26:00.905 --> 02:26:03.845
♪ تا مثل مسیح با شکوه و جلال راه بری ♪

02:26:03.905 --> 02:26:06.251
♪ و به آغوش من راهنماییت کنن ♪

02:26:09.314 --> 02:26:13.405
♪ به آغوش من، خدایا ♪

02:26:14.579 --> 02:26:18.564
♪ به آغوش من، خدایا ♪

02:26:19.675 --> 02:26:23.852
♪ به آغوش من، خدایا ♪

02:26:24.747 --> 02:26:27.317
♪ به آغوش من ♪

02:26:34.345 --> 02:26:36.525
♪ اما من به عشق اعتقاد دارم ♪

02:26:42.545 --> 02:26:45.685
♪ و میدونم تو هم باور داری ♪

02:26:52.705 --> 02:26:57.045
♪ و من به یک راهی باور دارم که ♪

02:27:02.625 --> 02:27:06.285
♪ ما می‌تونیم دو تایی توش گام برداریم ♪

02:27:09.545 --> 02:27:12.005
♪پس شمع‌هاتون رو روشن نگه دارین ♪

02:27:12.475 --> 02:27:15.165
♪ و سیاحتش رو روشن و ناب کنین ♪

02:27:15.190 --> 02:27:18.425
♪ چرا که اون مدام برمی‌گرده، همیشه و تا ابد ♪

02:27:22.918 --> 02:27:27.190
♪ به آغوش من، خدایا ♪

02:27:27.877 --> 02:27:32.338
♪ به آغوش من، خدایا ♪

02:27:33.081 --> 02:27:37.205
♪ به آغوش من، خدایا ♪

02:27:37.947 --> 02:27:40.815
♪ به آغوش من، خدایا ♪
