1
00:01:01,882 --> 00:01:05,944
دانته آلیگیری در سال ۱۲۶۵ در فلورانس ایتالیا متولد شد و در سال ۱۳۲۱ درگذشت

2
00:01:05,944 --> 00:01:09,564
"شاهکار او، منظومه حماسی "کمدی الهی
که سفری درمیان دوزخ، برزخ و بهشت است

3
00:01:09,771 --> 00:01:12,251
یکی از بزرگ‌ترین آثار ادبیات جهان است

4
00:01:12,251 --> 00:01:17,186
این اثر نه‌تنها به زبان ایتالیایی شکل داد
بلکه مرزهای تخیل انسان را نیز از نو تعریف کرد

5
00:01:18,138 --> 00:01:22,364
نیک توشس، رمان‌نویس آمریکایی، در سال ۱۹۴۹ در
نیوآرکِ نیوجرسی متولد شد و در سال ۲۰۱۹ درگذشت

6
00:01:22,554 --> 00:01:28,445
او سنت‌شکنی ادبی بود که کلامش
شعر تاریک جهان معاصر را به تصویر می‌کشید

7
00:01:28,469 --> 00:01:38,469
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

8
00:01:38,493 --> 00:01:42,493
‫مترجمیـن:
‫« پارسا سرپرست و امیـررضـا »
:ویراستار
« علی نصرآبادی »

9
00:02:15,149 --> 00:02:17,263
[۱۹۹۸ نیوآرک، سال ]
‫آن‌چه که از دل نوشته‌م،

10
00:02:17,263 --> 00:02:20,354
‫و همچنان از دل می‌نویسم،

11
00:02:20,355 --> 00:02:22,995
‫حتی یک کلمه‌اش هم نباید و نمیشه
‫دست‌خوش تغییر بشه

12
00:02:23,615 --> 00:02:25,753
‫تا مبادا منعکس‌کننده‌ی حرف دل شخص دیگری

13
00:02:25,855 --> 00:02:32,847
‫یا دل پلاستیکی و مصنوعی این بازار که
‫روزگاری برای خودش جهانی بود،

14
00:02:32,847 --> 00:02:33,488
بـشه

15
00:02:33,903 --> 00:02:36,091
‫کتاب‌های من نمی‌تونه ویرایش بشه

16
00:02:36,116 --> 00:02:38,275
‫همون‌طور که یه پلنگ رو نمی‌شه مانیکور کرد

17
00:02:40,482 --> 00:02:42,528
‫دقیقاً همون‌طوره که "فاکنر" گفت:
‫من مست می‌شم،

18
00:02:42,553 --> 00:02:44,195
‫عصبی می‌شم، از اسب پایین می‌افتم،

19
00:02:44,355 --> 00:02:47,155
‫اتفاقات زیادی می‌تونه برام بیفته ولی
‫هرگز ویرایش نمی‌شم

20
00:02:47,295 --> 00:02:51,395
‫حاضرم کارگر اصطبل زنم رو بـگاد تا این‌که
‫آثارم ویرایش بشه

21
00:02:52,817 --> 00:02:55,715
‫این درسته که میگن
"بهترین ویراستارها، ویرایش نمی‌کنن"

22
00:02:55,748 --> 00:02:58,315
‫بلکه با خود هنرمند هم‌دست می‌شن تا
‫آزادی و سود به ارمغان بیارن

23
00:02:59,619 --> 00:03:01,603
‫خب، آقای "فاکنر"،

24
00:03:02,134 --> 00:03:04,875
‫وقتی این رو نوشتی،
‫به چی فکر می‌کردی؟

25
00:03:06,275 --> 00:03:10,315
‫پول! عالی نیست؟

26
00:03:10,895 --> 00:03:15,795
‫اون گفت: "پول"، درسته

27
00:03:16,855 --> 00:03:21,762
درسته...درسته... تنها یه هنرمند

28
00:03:21,762 --> 00:03:23,405
‫واقعاً فقط برای عزیزانش،

29
00:03:23,455 --> 00:03:25,409
‫و از اونا هم مهم‌تر، برای نوادگانش،
‫کار می‌کنه

30
00:03:25,459 --> 00:03:26,494
چون فقط اونا هستن که

31
00:03:26,495 --> 00:03:28,035
‫چک نصیب‌شون می‌شه

32
00:03:28,055 --> 00:03:31,034
‫ما هنرمندها، ساعتی، هفتگی،
‫ ماهانه یا سالانه حقوق نمی‌گیریم

33
00:03:31,035 --> 00:03:33,675
‫ما وقتی افتادیم و مُردیم،
‫دستمزد کوفتی‌مون رو می‌گیریم

34
00:03:38,717 --> 00:03:41,514
‫این قضیه تمام هنرمندها رو ناامید می‌کنه.
‫این برگه‌ها چیه؟

35
00:03:42,585 --> 00:03:45,147
‫عرضم به خدمتت که...

36
00:03:47,215 --> 00:03:49,515
‫من هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنم
‫کاری که دلم می‌خواد رو انجام بدم

37
00:03:49,595 --> 00:03:51,775
‫و این چیزیه که دلم می‌خواد انجام بدم

38
00:03:52,565 --> 00:03:54,575
ترجمه‌ای از کتاب "کمدی الهی"ـه

39
00:03:56,015 --> 00:03:57,774
من این شعر رو خیلی خوب بلدم

40
00:03:57,775 --> 00:03:58,975
اصلاً حس می‌کنم خودم نوشتمش

41
00:03:59,375 --> 00:04:00,935
ده ساله که روش کار می‌کنم

42
00:04:03,955 --> 00:04:06,055
‫- دادی آسترش رو عوض کنن، مگه نه؟
‫- آره

43
00:04:08,875 --> 00:04:11,312
‫بعد از این همه سال، ‫هنوز خوش‌تیپی

44
00:04:11,337 --> 00:04:12,535
خیلی ممنون

45
00:04:13,305 --> 00:04:15,629
‫نگران نباش، بچه جون،
‫وقتی باد و بوران شد،

46
00:04:15,654 --> 00:04:17,494
‫کت تنت می‌کنیم

47
00:04:25,465 --> 00:04:26,465
‫"دانته" دیگه کیه؟

48
00:04:28,699 --> 00:04:30,630
‫"دانته" کیه؟

49
00:04:32,314 --> 00:04:34,525
‫یه نویسنده از دوران قدیمه

50
00:04:36,065 --> 00:04:38,445
یه شعر خیلی معروفی رو نوشته

51
00:04:39,145 --> 00:04:41,605
‫یه کمدی که بعدها به‌نام "کمدی الهی"
نامیده شد

52
00:04:43,345 --> 00:04:44,565
آره

53
00:04:45,345 --> 00:04:48,005
ولی می‌دونی، "دانته" گیر افتاد

54
00:04:48,305 --> 00:04:51,565
‫اون خودش رو تو صفحه‌ای پُر از
‫ قافیه و وزن گیر انداخت

55
00:04:51,585 --> 00:04:53,285
‫با این اوصاف،
‫ چه امیدی می‌شه بهش داشت؟

56
00:04:53,345 --> 00:04:55,725
‫پس، من کم‌کم متوجه شدم که این مرد
‫نقص داره

57
00:04:56,875 --> 00:04:58,945
‫این اثر نقص داره،
‫ چون خود "دانته" نقص داره

58
00:05:01,045 --> 00:05:02,165
متوجه منظورت نشدم

59
00:05:27,692 --> 00:05:34,292
‫« در دسـت دانـتـه »

60
00:05:40,811 --> 00:05:42,637
[نیوآرک، سال ۱۹۶۹]

61
00:06:00,085 --> 00:06:03,068
سلام جوون

62
00:06:04,304 --> 00:06:06,410
‫سلام، عمو

63
00:06:06,792 --> 00:06:08,845
‫قیافه‌ت طوریه که انگار روح دیدی،
‫چی شده؟

64
00:06:09,445 --> 00:06:10,839
من یه بچه رو کُشتم

65
00:06:14,182 --> 00:06:15,374
کِی؟

66
00:06:15,399 --> 00:06:17,917
‫- همین الان
‫- کجا؟

67
00:06:18,155 --> 00:06:23,159
‫- نزدیک کارخونه شیشه سازی
‫- چطوری؟

68
00:06:23,412 --> 00:06:24,823
گلوش رو بُریدم

69
00:06:27,665 --> 00:06:29,300
اهل همین محله بود؟

70
00:06:29,725 --> 00:06:34,155
‫- تا حالا ندیده بودمش
‫- خب، قمه‌ت کجاست؟

71
00:06:35,326 --> 00:06:38,037
‫چاقو رو می‌گم، چاقویی که باهاش
‫ اون بچه رو کُشتی کجاست؟

72
00:06:38,162 --> 00:06:39,375
انداختمش توی فاضلاب

73
00:06:43,959 --> 00:06:46,305
چرا همچین کاری کردی؟

74
00:06:46,961 --> 00:06:49,562
‫یه چاقوی بزرگی دستش بود و
‫بهم گفت دلت می‌خواد بمیری؟

75
00:06:51,745 --> 00:06:54,205
‫پس، تو دعوا رو شروع نکردی،
‫زیر سر اون بود؟

76
00:06:54,995 --> 00:06:57,525
‫- آره
‫- الان چه حسی داری؟

77
00:07:29,071 --> 00:07:31,188
بشین ببینم

78
00:07:32,688 --> 00:07:37,129
حالا قراره به این کار عادت کنی یا چی؟

79
00:07:38,423 --> 00:07:42,032
‫- الان حس می‌کنی خیلی سرسختی؟
‫- نه

80
00:07:42,758 --> 00:07:48,007
‫خوبه چون این‌طور نیستی.
‫حالا یادت باشه همیشه چی بهت می‌گفتم

81
00:07:49,139 --> 00:07:53,319
:قاعده طلایی
همسایه‌ت رو عزیز بشمر

82
00:07:53,825 --> 00:07:55,381
درسته

83
00:07:55,857 --> 00:07:59,015
‫و تو مثل اون بچه‌ای نباش که
‫امروز اتفاقی دیدیش

84
00:08:00,090 --> 00:08:03,290
‫- درسته
‫- به کسی نباید زور بگی

85
00:08:04,062 --> 00:08:07,815
‫همون‌طور که بهت گفتم،
‫ادامه‌ش چی بود؟

86
00:08:08,505 --> 00:08:09,654
‫به کسی زور نگو،

87
00:08:09,655 --> 00:08:11,295
‫و زیر بار زور هم نرو

88
00:08:12,955 --> 00:08:15,055
پس، زیر بار زور نرفتی

89
00:08:15,505 --> 00:08:20,055
‫- درسته
‫- و مطمئنی اهل همین محله نبود؟

90
00:08:21,135 --> 00:08:22,135
من تا حالا ندیده بودمش

91
00:08:28,341 --> 00:08:31,012
‫- عمو؟
‫- بله؟

92
00:08:31,426 --> 00:08:34,942
‫باید چیزی که الان بهت گفتم رو
زمان اعترافم هم بگم؟

93
00:08:37,255 --> 00:08:38,785
منظورت از اعتراف چیه؟

94
00:08:39,975 --> 00:08:41,785
‫برای اولین مراسم عشای ربانیم

95
00:08:43,338 --> 00:08:44,365
آها، اون رو می‌گی

96
00:08:44,366 --> 00:08:48,265
آره، خدا همه‌جا حضور داره

97
00:08:48,995 --> 00:08:50,986
‫- درسته؟
‫- درسته

98
00:08:51,830 --> 00:08:56,865
‫- و اون همه‌چیز رو می‌شنوه، درسته؟
‫- درسته، همه‌چیز رو می‌بینه و می‌شنوه

99
00:08:57,565 --> 00:09:02,425
بله. پس، حالا کی مهم‌تره؟ خدا یا کشیش؟

100
00:09:03,255 --> 00:09:07,185
‫- خدا
‫- پس، خدا الان اعترافت رو شنید

101
00:09:07,675 --> 00:09:09,872
بلند به زبونش آوردی

102
00:09:11,721 --> 00:09:15,841
من شنیدم، خدا هم شنید

103
00:09:17,185 --> 00:09:19,427
پس، خودت هم همین‌طوری اعتراف می‌کنی؟

104
00:09:20,365 --> 00:09:21,785
آره، خودمم همین‌طوری انجامش میدم

105
00:09:22,535 --> 00:09:24,665
‫پس، تموم شد؟
‫گناهم پاک شد؟

106
00:09:25,375 --> 00:09:28,320
کدوم گناه؟
تو که گناهی نکردی

107
00:09:28,804 --> 00:09:33,385
‫اون بچه‌ی تخس بدون هیچی دلیلی
‫برای تو چاقو کشید

108
00:09:33,499 --> 00:09:37,615
‫اون بود که مرتکب گناه شد و
‫ خدا هم مجازاتش کرد

109
00:09:38,525 --> 00:09:39,767
از طریق تو

110
00:09:40,835 --> 00:09:43,775
‫- مرسی، عمو
‫- ما رفیقیم، مگه نه؟

111
00:09:44,325 --> 00:09:48,215
‫- آره، رفیقیم
‫- فقط یادت باشه

112
00:09:49,765 --> 00:09:52,535
‫هر چیزی که بین ما و خداست،

113
00:09:53,475 --> 00:09:55,310
مسائل این چنینی خیلی خاصن

114
00:09:56,155 --> 00:09:59,535
‫نباید به کسی درباره‌شون بگی

115
00:10:00,715 --> 00:10:03,855
‫اگه بگی، گناهه، گناه بزرگی هم هست

116
00:10:07,278 --> 00:10:09,103
خب؟

117
00:10:10,468 --> 00:10:11,575
خیلی خب

118
00:10:13,515 --> 00:10:15,357
سینک اون پشته

119
00:10:16,225 --> 00:10:19,165
‫- برو دست‌هات رو بشور که کثیف شده
‫- مرسی

120
00:10:34,225 --> 00:10:37,937
‫من متوجه شدم و از همه‌ مهم‌تر،
‫تبرئه شدم

121
00:10:39,205 --> 00:10:43,305
و به هیچ‌کس دیگه‌ای چیزی که
اون موقع بهش اعتراف کردم رو نگفتم

122
00:10:58,904 --> 00:11:01,903
[ بورا بورا، سال ۲۰۰۱ ]

123
00:11:29,165 --> 00:11:31,899
‫شکوفه‌های گل گاردنیای سفید-کرمی رنگ،

124
00:11:31,924 --> 00:11:36,025
‫شکوفه‌های بنفش، قرمز، صورتی،

125
00:11:36,045 --> 00:11:39,005
‫و شکوفه‌های زردِ بی‌شمار گل دیگه

126
00:11:39,325 --> 00:11:43,305
‫با عطرهای بی‌شمار دیگری که
‫ زیر نور آفتاب و سایه

127
00:11:43,325 --> 00:11:45,465
از دل سرسبزی‌ها بلند شده بودند

128
00:11:46,715 --> 00:11:50,345
‫بناهای تاریخی در معرض
‫ جادوی سیاه آفتاب قرار گرفتند

129
00:11:50,806 --> 00:11:53,261
‫با سنگ‌نگاره‌های رنگ و رو رفته،

130
00:11:53,286 --> 00:11:57,040
‫و قربانگاه‌های مرجانی که
‫ سطح‌شون صیقلی و ساییده شده،

131
00:11:57,065 --> 00:12:01,004
‫جایی که محل قربانی‌کردن انسان‌
‫تا قرن نوزدهم بوده

132
00:12:01,605 --> 00:12:03,225
‫بوی خون و مراسم قربانی،

133
00:12:03,245 --> 00:12:04,839
‫و آدم‌خواری،

134
00:12:04,864 --> 00:12:08,705
‫با عطر شکوفه‌های سفید، بنفش،

135
00:12:08,725 --> 00:12:11,265
‫قرمز، صورتی،

136
00:12:11,805 --> 00:12:13,183
و شکوفه‌های زرد، در هم آمیخته شده بود

137
00:12:16,895 --> 00:12:20,685
نُه آسمان وجود داشت
‫نه بهشت، بلکه آسمان

138
00:12:21,824 --> 00:12:27,678
‫هر چیزی که دانته تا به حال از
‫  حقیقت فهمیده بود، با این مکاشفه شروع شد

139
00:12:28,728 --> 00:12:30,764
‫اولین آسمانی که او شناخت،

140
00:12:30,765 --> 00:12:33,285
‫با گذشت سال‌ها،
‫ به نادرترین آسمان تبدیل شده بود

141
00:12:34,115 --> 00:12:36,085
این همان آسمان بزرگ و بی‌کران بود

142
00:12:36,608 --> 00:12:38,104
‫که همه‌چیز را در بر می‌گرفت:

143
00:12:38,129 --> 00:12:41,245
‫اومدنش، بودنش، گذر کردنش و شَبش

144
00:12:43,354 --> 00:12:46,174
‫"دانته" بچه‌ی ستیغ جادویی بود،

145
00:12:47,517 --> 00:12:49,031
‫ولی من هم بودم

146
00:12:51,245 --> 00:12:53,464
‫و یکی از اون ۹ آسمان،
‫همون  آسمانیه که

147
00:12:53,465 --> 00:12:56,988
‫انسان فقط یه بار، اونم تو روزی که
‫ می‌میره، می‌بینه

148
00:12:57,038 --> 00:12:59,203
« ببخشید، تعطیلیم »

149
00:13:02,445 --> 00:13:04,101
اوج روزهای داغ ماه اوت بود

150
00:13:04,455 --> 00:13:07,024
زمانی که در "نیویورک" آسمان روز
[ نیویورک، سال ۲۰۰۱ ]

151
00:13:07,025 --> 00:13:09,025
‫ با درخشش سفید خودش،
‫ فضا را سنگین و خفه می‌کند

152
00:13:09,725 --> 00:13:12,825
‫و شب هم با هاله‌ای از رنگ خاکی و بی‌ستاره،
‫ فضایی کدر و بی‌روح ایجاد می‌کند

153
00:13:14,035 --> 00:13:15,915
لوئی باهاش احساس یکی‌شدن کرد

154
00:13:16,365 --> 00:13:18,505
‫یه سیگار روشن کرد و کشید

155
00:13:19,285 --> 00:13:20,745
دیروقت بود ولی نه برای اون

156
00:13:33,765 --> 00:13:35,305
‫پادویی می‌کنی، دوست من؟

157
00:13:35,715 --> 00:13:39,505
‫من رو این‌طوری صدا نکن.
‫یه نوشیدنی و زیرسیگاری بهم بده

158
00:13:41,975 --> 00:13:44,232
راستی، این گراپای جدید رو آوردیم، عالیه

159
00:13:44,705 --> 00:13:47,314
کون لقت، اون رو برای بدبخت‌ها نگه دار

160
00:13:47,315 --> 00:13:49,715
یه کوکتل با یخ بهم بده

161
00:13:52,385 --> 00:13:54,395
!گور بابای زیرسیگاری
‫می‌ریزم کف زمین

162
00:14:07,895 --> 00:14:10,355
خب، اوضاع چطور پیش می‌ره، لو؟

163
00:14:10,380 --> 00:14:15,315
‫می‌دونی، وقتی بچه بودم،

164
00:14:16,655 --> 00:14:17,995
:پیرمردها می‌گفتن

165
00:14:18,015 --> 00:14:20,035
"بزرگی مرد به سبیلشه"

166
00:14:21,705 --> 00:14:24,205
‫ولی این روزها هر کی رو می‌بینم که
‫ سبیل گذاشته،

167
00:14:24,725 --> 00:14:28,055
‫حدس می‌زنم که یا پلیسه یا کونی،
‫شاید هم جفتش

168
00:14:29,125 --> 00:14:31,415
‫خب، بهتره که سبیلم رو بزنم
نه، لو؟

169
00:14:31,635 --> 00:14:35,414
‫نه، بذار بمونه.
‫بابات پلیس بود، نه؟

170
00:14:35,415 --> 00:14:37,895
‫شاید تو هم یه رگه‌ای از
‫کونی و پلیس بودن درونت داشته باشی

171
00:14:39,795 --> 00:14:42,175
سبیل بهت میاد

172
00:14:46,875 --> 00:14:51,095
می‌دونی، عموت خیلی بی‌عُرضه‌ست

173
00:14:52,095 --> 00:14:54,055
‫منظورم رو بد برداشت نکن،
‫تو هم خیلی بی‌عُرضه‌ای

174
00:14:54,275 --> 00:14:55,535
‫ولی تو یه‌کم باهاش فرق می‌کنی

175
00:14:56,275 --> 00:15:00,565
‫ولی عموت خیلی بی‌عُرضه‌ست.
‫اون یه بـار داشت

176
00:15:00,705 --> 00:15:01,985
یه مدت خوب باهاش کار و کاسبی کرد

177
00:15:02,825 --> 00:15:04,725
ولی با قمار رید تو تمام سرمایه‌ش

178
00:15:05,995 --> 00:15:08,295
‫پس، اومد سراغ دوست‌های من،
‫اونا هم بهش کمک کردن

179
00:15:08,315 --> 00:15:10,748
‫باز مدام گند می‌زند

180
00:15:10,798 --> 00:15:13,911
این بنده خدا هر دفعه که شرکت برق
اخطار قطع برق براش می‌فرستاد

181
00:15:13,911 --> 00:15:15,378
گریه‌کنان می‌دوید میومد بانک تا

182
00:15:15,378 --> 00:15:16,524
چک‌هاش رو پاس کنه

183
00:15:16,524 --> 00:15:19,575
نه، دوست‌هام از این کارها
خوش‌شون نمیاد

184
00:15:26,895 --> 00:15:30,155
لو، به نظرت نباید اون رو بذاری توی جیبت؟

185
00:15:31,655 --> 00:15:33,805
‫اگه یه پلیس قدم‌زنان از این‌جا رد شه و
بیاد داخل رو نگاه کنه چی؟

186
00:15:35,295 --> 00:15:37,665
آخرین بار، کِی دیدی که
یه پلیس قدم بزنه؟

187
00:15:38,495 --> 00:15:42,384
دیگه قدم نمی‌زنن
مثل بقیه‌ی این چاقال‌ها

188
00:15:42,385 --> 00:15:44,265
میرن باشگاه ولی قدم نمی‌زنن

189
00:15:44,375 --> 00:15:48,145
‫آخرین پلیسی که دیدم پیاده گشت می‌زد،
‫یه زن بود،

190
00:15:49,775 --> 00:15:52,345
‫با ۱۶۰ سانت قد،
‫از بهترین‌های "نیویورک"

191
00:15:53,315 --> 00:15:57,685
‫مثل بابای خودت، یه جنده‌ی بی‌ارزش و زشت

192
00:16:02,705 --> 00:16:07,485
‫بگذریم... دوستان من گفتن

193
00:16:08,025 --> 00:16:10,566
‫اگه من ترس تو دل این عموی آشغالت بندازم،

194
00:16:10,566 --> 00:16:12,196
‫شاید دو هزاریش بیفته

195
00:16:13,175 --> 00:16:15,715
هی، آروم باش، باشه؟
آروم باش

196
00:16:18,015 --> 00:16:21,425
‫همون‌طور که "بودا"ـی بزرگ گفت:
‫"در همه کار باید اعتدال به خرج داد"

197
00:16:22,565 --> 00:16:25,571
‫راه شریفه هشتگانه و این حرف‌ها

198
00:16:25,571 --> 00:16:29,185
تا حالا کونت گذاشتن؟

199
00:16:30,285 --> 00:16:33,185
باید یه بار امتحانش کنی
‫می‌خوام ازت مرد بسازم

200
00:16:35,205 --> 00:16:36,424
‫خب، همون‌طور که گفتم،

201
00:16:36,425 --> 00:16:38,465
تو و عموت با هم مو نمی‌زنین

202
00:16:39,605 --> 00:16:42,585
دو تا کیرخورِ دروغگو

203
00:16:44,665 --> 00:16:45,945
می‌دونم ازشون دزدی می‌کنی

204
00:16:46,695 --> 00:16:48,504
به بقیه بــارها جنس می‌فروشی

205
00:16:48,505 --> 00:16:49,641
می‌دونی، چند تا بطری

206
00:16:49,665 --> 00:16:51,525
‫این‌ور اون‌ور می‌فروشی،
‫از این کارهای کسشر

207
00:16:51,765 --> 00:16:55,505
ولی باز، تو یه بی‌خایه‌ی کیرخوری

208
00:16:56,675 --> 00:17:01,255
‫و مامانت، خدا رحمتش کنه،
‫اونم کیرخور بود

209
00:17:02,473 --> 00:17:05,115
و خیلی هم تو این کار خوب نبود

210
00:17:13,795 --> 00:17:15,315
قیافه‌ت خنده‌داره، می‌دونستی؟

211
00:17:16,485 --> 00:17:18,115
چطور یه زن قبول کرد باهات ازدواج کنه؟

212
00:17:19,335 --> 00:17:21,555
حتماً باید از خودت هم بدبخت‌تر باشه

213
00:17:22,315 --> 00:17:24,635
من تا حالا زنت یا بچه‌هات رو ندیدم

214
00:17:26,735 --> 00:17:27,735
عکسی داری؟

215
00:17:30,385 --> 00:17:31,385
آره

216
00:17:47,295 --> 00:17:48,295
این زنته؟

217
00:17:54,345 --> 00:17:55,715
آره، قیافه اونم خنده‌داره

218
00:17:58,565 --> 00:17:59,785
می‌دونی، تو شبیه یکی از اونایی

219
00:17:59,805 --> 00:18:02,385
‫چی بهشون می‌گن؟
‫شبیه اون راسوهای اهلی

220
00:18:03,725 --> 00:18:05,225
و زنت هم که شبیه خوکه

221
00:18:07,085 --> 00:18:09,905
‫اگه خر و اسب باهم جفت‌گیری کنن،
‫ قاطر حاصل می‌شه

222
00:18:10,955 --> 00:18:13,585
‫به گمونم حاصل جفت‌گیری راسو و خوک هم
‫این می‌شه، نه؟

223
00:18:17,005 --> 00:18:18,045
این دختر کوچولو چند سالشه؟

224
00:18:19,055 --> 00:18:20,275
ماه بعد ۱۰ ساله می‌شه

225
00:18:21,945 --> 00:18:23,755
‫خب، همون‌طور که گفتم،
‫من تا حالا ندیدمش

226
00:18:25,805 --> 00:18:28,275
شاید یکی از همین روزها یه سفر به "جرزی" برم

227
00:18:28,735 --> 00:18:33,145
‫ادای احترام کنم. و این دختر کوچولو
‫چند سالش بود؟ گفتی ۱۰؟

228
00:18:36,295 --> 00:18:39,825
‫جالبه، می‌دونی،
‫ هر چه‌قدر بزرگ‌تر می‌شی،

229
00:18:40,345 --> 00:18:43,867
از دخترهای کوچیک‌تر خوشت میاد

230
00:18:58,935 --> 00:19:01,208
ازم می‌خوای چی‌کار کنم؟

231
00:19:01,233 --> 00:19:03,825
‫اول از همه، همون‌طور که پلیس می‌گه،

232
00:19:04,155 --> 00:19:06,184
‫قبل از این‌که جواب سوالم رو بدی،
‫خوب فکر کن

233
00:19:06,185 --> 00:19:08,104
چون شاید این مهم‌ترین جوابی باشه که

234
00:19:08,105 --> 00:19:09,425
قراره تو کل زندگیت بدی

235
00:19:10,945 --> 00:19:12,885
الان چه‌قدر پول توی این زباله‌دونی هست؟

236
00:19:13,927 --> 00:19:16,773
‫فقط دخل امشب؟
حدود ‫ ۱۲۰۰ دلار

237
00:19:18,872 --> 00:19:22,365
‫- رقت‌انگیزه
‫- این روزها، همه با کارت پرداخت می‌کنن

238
00:19:24,357 --> 00:19:27,725
چه‌قدر از این ۱۲۰۰ تا رو تا الان خرج کردی؟

239
00:19:28,995 --> 00:19:33,015
‫- کلش رو برداشتی، لو
‫- جیب‌هات رو خالی کن

240
00:19:45,755 --> 00:19:47,115
خب، حالا بقیه‌ی این ۱۲۰۰ تا کجاست؟

241
00:19:48,145 --> 00:19:50,685
‫- توی آشپزخونه‌ست
‫- بزن بریم

242
00:20:11,585 --> 00:20:13,194
خیلی‌خب

243
00:20:15,065 --> 00:20:17,605
یادته می‌گفتم می‌خوام ازت یه مرد بسازم؟

244
00:20:19,225 --> 00:20:20,285
حالا زانو بزن

245
00:20:21,595 --> 00:20:23,654
ولی هر کاری بخوای من انجام میدم

246
00:20:23,655 --> 00:20:24,655
زانو بزن لامصب

247
00:20:30,776 --> 00:20:35,015
‫مچ پاهات رو سفت نگه دار،
‫مثل یه دختر خوب و کوچولو

248
00:20:38,605 --> 00:20:39,605
عالیه

249
00:20:40,725 --> 00:20:41,725
خوبه

250
00:20:56,175 --> 00:20:59,745
‫الان به‌عنوان یکی از محصولات "ای‌اوال تایم وارنر"
‫ با شما صحبت می‌کنم

251
00:21:00,985 --> 00:21:02,904
‫هرگز تصور نمی‌کردم روزی زنده باشم تا

252
00:21:02,905 --> 00:21:05,364
‫این کلمات را به زبان بیاورم که
همزمان من را منزجر

253
00:21:05,365 --> 00:21:06,945
‫و به‌طرز عجیبی سرگرمم می‌کند

254
00:21:07,215 --> 00:21:08,971
‫تصور این‌که پایان‌ها و اقبال،

255
00:21:08,996 --> 00:21:10,384
‫دو وجه دارند،

256
00:21:10,385 --> 00:21:12,385
‫که هیچ‌کدوم‌شون تا پایان
‫ آشکار نمی‌شوند

257
00:21:13,685 --> 00:21:15,385
نقاب هنوز برداشته نشده

258
00:21:15,565 --> 00:21:18,185
‫ولی می‌تونم و بهتون می‌گویم که
‫ چه چیزی من را به این‌جا کشانده

259
00:21:29,465 --> 00:21:31,005
آره دختر منه

260
00:21:35,575 --> 00:21:37,395
‫اول من رو نیک صدا می‌زد،

261
00:21:37,815 --> 00:21:39,847
‫و بعد کم‌کم بهم گفت بابایی

262
00:21:40,695 --> 00:21:42,955
و ازم پرسید اشکالی نداره این‌طوری صدام کنه؟

263
00:21:42,975 --> 00:21:45,256
‫و من هم بهش گفتم این بهترین چیزیه که
‫ تا حالا شنیدم

264
00:21:46,493 --> 00:21:48,222
‫وقتی بوسیدمش و خداحافظی کردم،

265
00:21:48,247 --> 00:21:51,474
‫متوجه شدم که دیگه اون غم پنهان،
‫توی لبخندش نیست

266
00:21:51,475 --> 00:21:53,555
‫همون غمی که اولین بار
‫ در عکسی که ازش دیدم، حس کردم

267
00:21:54,655 --> 00:21:56,555
و برام سوال شد کِی این غمش برطرف شده

268
00:21:58,065 --> 00:21:59,835
‫لبخندش، لبخند خوشبختی بود

269
00:22:00,175 --> 00:22:02,715
‫و من احساس خوشبختی کردم که اون
‫بخشی از من هست

270
00:22:03,175 --> 00:22:04,674
‫و به‌واسطه‌ی اون،

271
00:22:04,675 --> 00:22:07,695
این بخش از من به چیزی بهتر از آنچه که
من می‌توانم بشوم، تبدیل خواهد شد

272
00:22:07,715 --> 00:22:09,994
‫و از طریق اون، این بخش از من
طعمِ پاکی نفسی را خواهد چشید که

273
00:22:09,995 --> 00:22:11,555
بدون اون هیچ‌وقت نمی‌توانستم
بدون او حس کنم

274
00:22:13,555 --> 00:22:15,154
نمی‌دونم لبخند خودم چه شکلی داشت

275
00:22:15,155 --> 00:22:16,275
اما حس خوبی داشت

276
00:22:31,815 --> 00:22:34,474
‫و بعد همه‌چی تموم شد،
‫و من هیچ‌وقت نتونستم

277
00:22:34,475 --> 00:22:36,515
‫اون مادر جنده‌ای که
‫ دخترم رو کشت رو گیر بندازم

278
00:23:52,665 --> 00:23:55,145
هیچ حسی به این سنگ‌های باز

279
00:23:56,805 --> 00:23:57,865
یا مهربونی تو ندارم

280
00:24:08,110 --> 00:24:09,383
...گاییدمت

281
00:24:10,206 --> 00:24:11,120
خدا

282
00:24:14,048 --> 00:24:15,758
گاییدمت

283
00:24:37,381 --> 00:24:38,582
تازه پیتزا سفارش دادم

284
00:24:57,315 --> 00:24:59,265
از دیدنت خوشحال شدم، لو

285
00:25:02,255 --> 00:25:03,578
اون اصله؟

286
00:25:03,628 --> 00:25:06,755
خودنگاره‌ی "رامبرانت"ـه
[ نقاش هلندی و از چهره‌های دوران طلایی هلند ]

287
00:25:08,315 --> 00:25:10,414
‫می‌دونی، اگه من موقع خودنگاری از خودم

288
00:25:10,415 --> 00:25:12,215
‫همچین پوزی داشتم،

289
00:25:12,235 --> 00:25:13,754
فکر کنم روی اون نقاشی

290
00:25:13,755 --> 00:25:16,435
پای بوم نقاشی
یه جراحی زیبایی‌ای چیزی انجام می‌دادم

291
00:25:16,815 --> 00:25:18,135
یه چنین اثری چه‌قدر می‌ارزه؟

292
00:25:19,195 --> 00:25:20,955
چرا باید برای چنین اثر قشنگی
‫ قیمت گذاشت؟

293
00:25:22,175 --> 00:25:23,215
از این اثر خوشت اومد؟

294
00:25:23,775 --> 00:25:25,715
بخوام کاملاً روراست باشم، نه

295
00:25:26,395 --> 00:25:29,755
‫به نظرم یه اثر آشغال و زشته،
‫می‌دونم خودت هم با من هم‌نظری

296
00:25:30,385 --> 00:25:33,713
وگرنه، روی این دیوار آویزون می‌کردی تا
خودت بتونی ببینی

297
00:25:34,041 --> 00:25:36,315
‫الان مثل یه تاج بالای سر خودت آویزونش کردی

298
00:25:36,340 --> 00:25:37,940
‫تا بقیه بتونن ببینن

299
00:25:38,735 --> 00:25:42,635
‫همین اثر زشت ۱۰ میلیون دلار
‫ ارزش داره. باورت می‌شه؟

300
00:25:43,385 --> 00:25:47,195
‫دنیای عجیبیه، لو،
کیری عجیبه

301
00:25:48,195 --> 00:25:50,325
‫خب، حداقل میدونم تو براش
‫ ده میلیون دلار ندادی

302
00:25:50,345 --> 00:25:53,725
‫ولی با این مقدار پول می‌شه
‫ یه چیز خیلی بهتری گرفت

303
00:25:54,903 --> 00:25:55,891
‫موافقم باهات.

304
00:25:55,941 --> 00:25:57,845
‫فقط خواستم بگم مسخره‌ست که

305
00:25:58,155 --> 00:25:59,605
مردم برای چه چیزهایی پول می‌دن

306
00:26:00,825 --> 00:26:03,524
‫عجیبه که مردم برای چه چیزهایی
‫ کلی پول خرج می‌کنن

307
00:26:03,525 --> 00:26:05,885
وقتی می‌گم زیاد، یعنی خیلی زیاد

308
00:26:06,715 --> 00:26:10,125
امشب برای همین مزاحم پیتزا خوردنت شدم، لو

309
00:26:10,445 --> 00:26:12,484
مزاحم پیتزا خوردنت شدم تا بهت بگم

310
00:26:12,485 --> 00:26:14,565
تو قراره مرد خیلی ثروتمندی بشی

311
00:26:14,595 --> 00:26:17,525
‫این شاید سخت‌ترین کاری باشه که
‫تا حالا انجام دادی،

312
00:26:17,550 --> 00:26:19,725
‫ولی وقتی تموم بشه، اگه انجامش بدیم،

313
00:26:20,185 --> 00:26:24,403
دیگه نیازی نیست تو کل زندگیت
دست به اسلحه بشی

314
00:26:24,489 --> 00:26:26,920
مگه برای این‌که بخوای با یک کت تویید
بری بیرون

315
00:26:26,945 --> 00:26:28,445
و یک قرقاول شکار کنی

316
00:26:28,715 --> 00:26:29,805
این کار بزرگیه، لو

317
00:26:31,505 --> 00:26:34,645
‫- چه‌قدر بزرگ؟
‫- این‌‌قدر بزرگ که

318
00:26:34,745 --> 00:26:36,525
تو تصور کسی نمی‌گنجه

319
00:26:39,275 --> 00:26:40,595
صحبت سر چه‌قدر پوله؟

320
00:26:42,875 --> 00:26:43,875
سهم تو؟

321
00:26:44,306 --> 00:26:46,085
‫- آره
‫- سهم تو می‌شه

322
00:26:46,145 --> 00:26:49,645
‫بین ۱ الی۲ میلیون دلار،
‫ شاید هم بیشتر، بدون مالیات

323
00:26:49,875 --> 00:26:50,925
تراول‌های تمیز و زیبا

324
00:26:51,355 --> 00:26:52,885
چی‌کار باید بکنم؟ یه ارتش رو بکُشم؟

325
00:26:54,665 --> 00:26:56,725
باید چند تا دهن رو برای همیشه ببندیم

326
00:26:57,565 --> 00:27:01,254
و وسط راه چند تا لالایی برای خواب ابدی بخونیم

327
00:27:02,115 --> 00:27:05,855
‫- کِی به پول می‌رسیم؟
‫- یه چند ماه بعد از شروع کارمون

328
00:27:07,605 --> 00:27:09,575
‫- کی شروع می‌کنیم؟
‫- به‌زودی

329
00:27:09,949 --> 00:27:13,308
خبری که منتظرش بودم رو گرفتم، بعد
بهت زنگ زدم

330
00:27:14,152 --> 00:27:16,455
لفتی" قراره یه نفر رو به کار بگیره"

331
00:27:16,795 --> 00:27:21,080
‫یه راننده‌ای رو می‌شناسه، یکی از دوستانشه

332
00:27:21,105 --> 00:27:25,335
‫طرف تقریباً قابل اعتماده؛ همونیه که
‫   برای پیش بردن کارمون بهش نیاز داریم

333
00:27:25,650 --> 00:27:27,005
یکی از دوستاشه؟

334
00:27:27,055 --> 00:27:30,215
‫حالا دوست هم داریم؟ این یارو کیه؟

335
00:27:30,870 --> 00:27:32,687
نمی‌دونم، یه یارویی به نام نیک

336
00:27:33,325 --> 00:27:36,735
‫نیک، نیک، این دنیا پُر از
‫ نیک‌های حرومزاده‌ست

337
00:27:37,165 --> 00:27:40,055
این مزخرفات دیگه چیه؟

338
00:27:40,115 --> 00:27:41,615
چه اهمیتی برات داره که
اسم طرف چیه؟

339
00:27:42,075 --> 00:27:44,849
ربطی به اسم کسی نداره

340
00:27:44,925 --> 00:27:46,669
‫من با این کلمه‌ی "دوست"
‫مشکل دارم

341
00:27:49,795 --> 00:27:53,965
‫ببین، همون‌طور که گفتم،
‫ فعلاً آروم بگیر

342
00:27:54,075 --> 00:27:58,925
‫این ۱۰ هزار دلاره،
‫ به‌عنوان "دوست" در نظر بگیرش، نه،

343
00:27:59,225 --> 00:28:01,205
‫حتی بهتر، به‌عنوان "پول" در نظر بگیرش

344
00:28:02,865 --> 00:28:05,365
جو، دوست من

345
00:28:13,025 --> 00:28:16,765
تونست خودشو به آخر بازی برسونه
‫پیتزا هم خوشمزه بود

346
00:28:19,065 --> 00:28:20,065
یک، دو، سه

347
00:28:37,495 --> 00:28:38,230
الو؟

348
00:28:38,280 --> 00:28:42,165
‫ سلام، با دفتر نیک توشس تماس گرفتین

349
00:28:44,235 --> 00:28:45,525
آره، خوب شد گفتی! شما؟

350
00:28:46,985 --> 00:28:49,285
شما باید آقای توشس باشین، ببخشید

351
00:28:49,795 --> 00:28:51,925
چی؟ آنا کجاست؟

352
00:28:53,065 --> 00:28:55,285
‫من جولیتا ام.
‫آنا توی بیمارستانه

353
00:28:55,745 --> 00:28:58,161
‫- اون دچار "پره‌اکلامپسی" شده
‫- چی؟

354
00:28:58,255 --> 00:29:00,372
‫اون حامله‌ست، "پره‌اکلامپسی"
‫بیماری دوران بارداریه

355
00:29:00,705 --> 00:29:03,405
‫جون بچه‌ش در خطر بود،
‫الان این‌جا نیست

356
00:29:03,625 --> 00:29:04,965
من جای اون شیفت وایسادم

357
00:29:05,265 --> 00:29:08,805
‫- جای اون وایسادی؟
‫- بله، آقای توشس

358
00:29:08,864 --> 00:29:10,490
‫من دختر عموشم، از "ایتالیا" اومدم

359
00:29:10,515 --> 00:29:12,365
‫ببین، یه بار دیگه بهم بگی آقای توشس،

360
00:29:12,465 --> 00:29:15,845
‫بواسیر می‌گیرم.
‫تو دختر عموشی،

361
00:29:16,025 --> 00:29:18,065
‫می‌تونی نیک صدام بزنی.
‫حال خودش خوبه؟

362
00:29:18,895 --> 00:29:21,725
اونا هواش رو دارن
.منم هوای شما رو

363
00:29:22,480 --> 00:29:25,365
باشه. پولی برامون واریز شده؟

364
00:29:26,044 --> 00:29:27,525
‫یه چند تا چکِ مبلغ پایین پاس شده

365
00:29:27,550 --> 00:29:32,050
‫و یه پیشنهاد ۳ هزار "مارک"‌ـی هم
‫ از "آلمان" ثبت شده
‫(واحد پول آلمان تا سال ۲۰۰۲)

366
00:29:32,075 --> 00:29:34,395
‫- باشه، چیز دیگه‌ایم هست؟
‫- بله

367
00:29:34,575 --> 00:29:36,354
یه چند تا موعد تحویل رو رد کردین

368
00:29:36,355 --> 00:29:37,355
و ویراستارتون می‌خواد

369
00:29:37,356 --> 00:29:38,721
با شما یه قرار ملاقات بذاره

370
00:29:38,745 --> 00:29:39,955
که این قضیه برای ماه قبله

371
00:29:40,015 --> 00:29:42,735
‫ایمیل‌هایی که به‌صورت رونوشت
‫براتون ارسال شده بود رو دریافت کردین؟

372
00:29:42,735 --> 00:29:44,235
آره، آره، گرفتم

373
00:29:46,535 --> 00:29:49,235
بلدی که تایپ بکنی، مگه نه؟

374
00:29:49,925 --> 00:29:52,315
‫کلمه به کلمه‌ی حرف‌هام رو بنویس،
‫آماده‌ای؟

375
00:29:53,575 --> 00:29:55,875
آماده‌ام، خیلی‌خب

376
00:29:57,055 --> 00:30:01,915
‫تام عزیز،

377
00:30:03,895 --> 00:30:08,574
‫یه مدت در مورد درخواستت برای اضافه کردن
‫ عنوان فرعی روی جلد کتاب تأمل کردم،

378
00:30:08,575 --> 00:30:13,875
‫تا این‌که یک‌دفعه روشن شدم و به بدترین
‫و احمقانه‌ترین نتیجه‌ی ممکن رسیدم

379
00:30:14,835 --> 00:30:17,595
‫راستش، پیشنهاد مضحکت

380
00:30:17,855 --> 00:30:20,154
‫ برای اضافه کردن عنوان فرعی روی جلد کتاب که

381
00:30:20,155 --> 00:30:23,635
‫نشون بده این کتاب غیرداستانیه،
‫احمقانه‌ترین چیزی بود که تا حالا شنیدم

382
00:30:24,375 --> 00:30:27,235
‫مطمئنین، آقای...
‫منظورم اینه...

383
00:30:27,815 --> 00:30:30,755
‫نمی‌خواین یه‌کم بهش فکر کنین؟
‫شاید نظرتون عوض شد

384
00:30:30,775 --> 00:30:31,975
لطفاً هر چی که می‌گم رو بنویس

385
00:30:31,975 --> 00:30:32,975
‫باشه؟

386
00:30:33,655 --> 00:30:37,795
‫خدا نکنه کسی کتاب رو ورق بزنه یا
‫حتی بخواد بخره

387
00:30:38,375 --> 00:30:40,795
‫و اصلاً کی اهمیت می‌ده؟
‫در نهایت این یه کتاب کوفتیه دیگه!

388
00:30:42,625 --> 00:30:44,095
ارادتمندت، نیک

389
00:30:45,315 --> 00:30:46,515
در مورد این ایمیل مطمئنین؟

390
00:30:46,875 --> 00:30:49,735
آره، مرسی، جولیتا، خداحافظ

391
00:30:58,113 --> 00:31:01,565
جو، ایشون همون نیکـه که
در موردش بهت گفتم

392
00:31:01,565 --> 00:31:01,835
سلام

393
00:31:02,445 --> 00:31:03,845
سلام، آقایون

394
00:31:10,635 --> 00:31:12,895
اون اصله؟ -
‫خودنگاره‌ی "رامبرانت"ـه -

395
00:31:14,075 --> 00:31:15,775
از اون نقاشی خوشت اومد، نیک؟

396
00:31:19,175 --> 00:31:21,375
‫جا داره بگم،
‫از نظر من که آشغاله

397
00:31:22,295 --> 00:31:23,414
‫یعنی، اشتباه برداشت نکنین،

398
00:31:23,415 --> 00:31:25,515
‫دوست دارم داشته باشمش،
‫ولی فقط برای این‌که بفروشمش

399
00:31:25,575 --> 00:31:27,175
‫ولی نه، نه

400
00:31:27,195 --> 00:31:29,454
‫بخوام کاملاً روراست باشم،
‫نه اصلاً خوشم نیومد

401
00:31:29,455 --> 00:31:30,955
به نظرم ما با هم کنار میایم

402
00:31:31,195 --> 00:31:34,415
‫شما دو تا مشخصه که
‫هیچی درباره‌ی نقاشی نمی‌دونین

403
00:31:34,725 --> 00:31:37,895
‫"کمدی الهی" چطور، نیک؟
‫از اون خوشت میاد؟

404
00:31:39,005 --> 00:31:42,375
‫آره، آره، قبلاً شیفته‌ش بودم،
‫الان فقط خوشم میاد

405
00:31:44,915 --> 00:31:49,205
‫- چی باعث شد نظرت عوض شه؟
‫- به هر چیزی که زیاد نگاه کنی،

406
00:31:49,225 --> 00:31:52,965
‫هر چه‌قدر هم خوشگل باشه،
‫بالاخره یه عیبی داخلش پیدا می‌کنی

407
00:31:54,565 --> 00:31:56,805
‫یه زن، شعر، زندگی،

408
00:31:56,905 --> 00:31:58,165
‫به هر چیزی که زیاد نگاه کنی،

409
00:31:58,166 --> 00:31:59,646
‫ایرادش می‌زنه بیرون

410
00:32:01,805 --> 00:32:03,945
نظرت چیه که به نسخه اصلی نگاه بندازی؟

411
00:32:07,415 --> 00:32:08,695
نسخه‌ی اصلیِ چی؟

412
00:32:09,165 --> 00:32:12,465
‫نسخه‌ی اصلی... دست‌نوشته‌ی کتاب

413
00:32:13,975 --> 00:32:14,975
وجود خارجی نداره

414
00:32:16,105 --> 00:32:17,421
‫احتمالاً ۶۲۰ سال پیش،

415
00:32:17,445 --> 00:32:19,665
‫انداخته شده توی یه شومینه‌
‫تا یه کسی رو گرم نگه داره

416
00:32:21,095 --> 00:32:23,144
‫آره، در حال حاضر،

417
00:32:23,145 --> 00:32:25,025
هیچ دست‌نوشته‌ای از "دانته" وجود نداره

418
00:32:25,645 --> 00:32:29,425
‫اگه وجود داشت،
‫ به نظرت الان چه‌قدر ارزش داشت؟

419
00:32:31,535 --> 00:32:35,224
‫نمی‌شه روش قیمت گذاشت،
‫هزار برابر یه همچین اثر کسشری، می‌ارزه

420
00:32:35,225 --> 00:32:36,464
‫منظورم اینه،

421
00:32:36,465 --> 00:32:38,505
بزرگ‌ترین گنجینه‌ی ادبی تاریخ می‌شه

422
00:32:38,535 --> 00:32:39,664
مثل اینه که "واتیکان" بخواد

423
00:32:39,665 --> 00:32:41,665
‫روی اثر هنری "پیه‌تا" از میکل‌آنژ
‫ قیمت بذاره

424
00:32:42,085 --> 00:32:44,665
‫ممکن نیست، اصلاً نمی‌شه بهش فکر کرد،
‫کسی از پس هزینه‌ش برنمیاد

425
00:32:49,635 --> 00:32:52,385
‫ما قیمت معقولانه‌ای روش می‌ذاریم
‫تا فروش بره

426
00:32:53,805 --> 00:32:55,055
بذار برات توضیح بدم

427
00:32:56,105 --> 00:32:59,026
‫یه مردی بود به نام "دان لکو"

428
00:33:01,065 --> 00:33:03,255
‫زیر سقف خونه‌ی خونوادگی‌شون،

429
00:33:03,280 --> 00:33:07,020
‫اون بابای خودش که
‫ باعث شرمساری مادرش شده بود رو

430
00:33:07,045 --> 00:33:08,735
با اسلحه زد و کُشت

431
00:33:08,760 --> 00:33:10,760
‫بابا!

432
00:33:18,650 --> 00:33:20,344
‫خفه شو!

433
00:33:21,148 --> 00:33:22,633
‫کمک!

434
00:33:24,531 --> 00:33:26,273
‫کمک!

435
00:33:28,148 --> 00:33:29,792
‫کمک!

436
00:33:30,004 --> 00:33:31,581
‫گفتم خفه شو!

437
00:33:32,533 --> 00:33:34,057
‫نه!

438
00:33:35,175 --> 00:33:37,175
‫کمک!

439
00:33:37,831 --> 00:33:39,714
‫کمک!

440
00:33:40,625 --> 00:33:44,058
‫بعدش، جسد رو کشید بیرون و تو خیابون،

441
00:33:44,083 --> 00:33:46,895
‫نزدیک در ورودی‌ای که باز گذاشته بود،

442
00:33:46,945 --> 00:33:48,520
به حال خودش رها کرد

443
00:33:55,555 --> 00:33:56,555
مرسی

444
00:34:12,275 --> 00:34:17,407
‫در روزهای بعد، اون تمام افرادی که
‫از دور و نزدیک اومده بودن تا

445
00:34:17,432 --> 00:34:19,446
جسد رو ببرن و

446
00:34:19,515 --> 00:34:22,135
‫مراسم خاکسپاری محترمانه‌ای براش
‫برگزار کنن رو هم کُشت

447
00:34:22,925 --> 00:34:25,337
‫جسد بادکرده و رو به پوسیدگی همه‌شون

448
00:34:25,362 --> 00:34:28,135
‫کف زمین افتاده بود تا این‌که خیابون رو

449
00:34:28,160 --> 00:34:30,182
‫بوی گند و زباله‌ی جسدهاشون برداشته بود

450
00:35:03,295 --> 00:35:07,225
‫بالاخره، سه تا مرد متشخص از "پالرمو" اومدن که

451
00:35:07,765 --> 00:35:10,825
‫لباس‌های مشکی سوگواری به تن نداشتن،

452
00:35:11,205 --> 00:35:13,265
بلکه کت‌شلوارهای سفیدِ کتان پوشیده بودن

453
00:35:14,775 --> 00:35:18,745
‫فقط اونی که رئیس‌شون بود،
‫برای مرد مسلح ما که

454
00:35:18,885 --> 00:35:21,465
،توی بالکن خونه بود
دستش رو بالا بُرد

455
00:35:24,705 --> 00:35:28,055
‫این آقایون برای ادای احترام،
‫کلاه از سرشون برنداشتن

456
00:35:28,235 --> 00:35:33,235
‫و از جسد متعفن این مرد که یه زمانی
‫ بهش خدمت می‌کردن،

457
00:35:33,275 --> 00:35:35,055
با فاصله ایستاده بودن

458
00:35:54,085 --> 00:35:58,695
دان لکو این‌طوری پدر اون شهر شد

459
00:35:59,525 --> 00:36:02,815
با دستان مهربونش، سال‌ها کنترلش کرد

460
00:36:19,045 --> 00:36:20,535
از اون قضیه خیلی وقت گذشته

461
00:36:22,035 --> 00:36:24,575
‫کم‌تر کسی دیگه اون خون و خون‌ریزی رو
‫ به یاد داشت

462
00:36:26,765 --> 00:36:28,855
‫اکثر مردم فقط مهربونی این مرد رو
‫به یاد داشتن

463
00:36:48,695 --> 00:36:51,275
‫خب، بگذریم، بعدها اون به پسری که

464
00:36:51,455 --> 00:36:55,015
‫به‌واسطه‌ی کتاب‌خون بودنش،
‫خیال می‌کرد پتانسیل زیادی تو زندگیش داره،

465
00:36:55,025 --> 00:36:56,755
جا و مکان داد

466
00:36:57,375 --> 00:36:59,835
اون بچه فقط می‌خواست به خدا خدمت کنه

467
00:37:00,055 --> 00:37:03,755
‫پس، "دان لکو" توی واتیکان

468
00:37:04,175 --> 00:37:06,155
شغل خوب و مناسبی براش جور کرد

469
00:37:13,655 --> 00:37:17,834
البته، "دان لکو" بعدها متوجه شد که

470
00:37:17,835 --> 00:37:21,155
‫این بچه قرار نیست به ثروت بزرگی
‫دست پیدا کنه

471
00:37:24,815 --> 00:37:26,315
ولی بعد به گنج رسید

472
00:38:42,488 --> 00:38:48,288
‫"در میانه‌ی سفر زندگی‌مان"
‫(جمله‌ی معروف از دانته آلیگیری)

473
00:38:53,265 --> 00:38:58,865
‫"در میانه‌ی سفر زندگی‌مان"

474
00:38:59,385 --> 00:39:01,425
‫نسخه‌ی اصلی دست‌نوشته‌ی "دانته آلیگیری"

475
00:39:02,475 --> 00:39:04,905
‫از کتاب "کمدی الهی"

476
00:39:09,805 --> 00:39:14,585
خب، من ازتون می‌خوام برین اون‌جا

477
00:39:15,405 --> 00:39:17,585
به‌دستش بیارین و برش گردونین این‌جا

478
00:39:38,595 --> 00:39:42,155
‫راستی، تا حالا با اون هواپیماهای
‫  کوچیک و کسشر رفتی "پالرمو"؟

479
00:39:42,195 --> 00:39:45,035
‫- آره، از اون هواپیماها متنفرم
‫- لامصب رو یه لحظه هم نمی‌تونم تحملش کنم

480
00:39:46,715 --> 00:39:48,715
‫برای همین،
‫ این هواپیمای "گلف‌استریم" رو گرفتم

481
00:39:48,995 --> 00:39:51,155
‫لطفاً صبر کنین تا از زمین بلند شیم،
‫بعد سیگار روشن کنین

482
00:39:51,965 --> 00:39:54,215
‫خفه شو و حواست به جاده باشه

483
00:40:44,365 --> 00:40:48,565
‫یه خونه که قدمت خودش و درخت‌هاش
‫ به هزار سال می‌رسه

484
00:40:57,705 --> 00:41:00,265
اون کشیش هم انگار
‫هزار سالشه

485
00:41:11,779 --> 00:41:13,779
‫- صبح به‌خیر، پدر
‫- صبح به‌خیر

486
00:41:13,803 --> 00:41:15,003
‫بیاین داخل!

487
00:41:43,943 --> 00:41:45,943
‫دان لکو!

488
00:42:03,695 --> 00:42:05,795
آمریکایی‌ها رسیدن

489
00:42:10,200 --> 00:42:11,200
روز به‌خیر، دان لکو

490
00:42:31,626 --> 00:42:35,865
ما یه فنجون چای می‌خوریم
مرسی

491
00:42:39,983 --> 00:42:41,283
برش دار

492
00:42:45,444 --> 00:42:46,944
بهشون نشون بده

493
00:42:52,465 --> 00:42:53,465
مرسی

494
00:43:54,785 --> 00:43:56,605
به نظرت کامل درسته؟

495
00:43:59,325 --> 00:44:00,605
به نظرم کامل درسته

496
00:44:08,185 --> 00:44:09,185
مرسی

497
00:44:21,825 --> 00:44:23,005
جعبه رو بذار توی کیف

498
00:44:30,915 --> 00:44:33,005
یالا، بیا بریم

499
00:44:47,855 --> 00:44:48,855
بیا بریم

500
00:44:58,205 --> 00:44:59,205
پاسپورتت رو رد کن

501
00:45:10,065 --> 00:45:11,065
هی، بیا این‌‌جا

502
00:45:18,355 --> 00:45:20,165
خوبه، پیاده شو

503
00:45:22,235 --> 00:45:25,565
‫یه دستی برسون این رو جابجا کنیم، بجنب

504
00:45:34,192 --> 00:45:37,592
‫بچه‌ها،  دست بجنبونین!
‫باید از این‌جا ببریمش بیرون!

505
00:45:45,145 --> 00:45:49,245
‫- مرسی
‫- کیف اون پشته

506
00:46:03,225 --> 00:46:04,225
کیف‌ها رو بردار

507
00:46:35,755 --> 00:46:39,205
‫به این می‌گن زندگی، بچه جون.
‫چیزی نمونده از اقیانوس اطلس رد شیم

508
00:46:45,145 --> 00:46:46,145
مرسی

509
00:46:52,815 --> 00:46:54,245
چرا اون سگ رو کُشتی؟

510
00:46:58,095 --> 00:47:00,845
‫چرا اون سگ رو کُشتم؟
‫چون...

511
00:47:02,155 --> 00:47:03,205
سگ پارس می‌کنه

512
00:47:12,065 --> 00:47:14,244
‫می‌دونی،

513
00:47:14,245 --> 00:47:15,805
‫این قضیه‌ی دان لکو،

514
00:47:16,445 --> 00:47:18,885
‫احتمالاً قراره توی "پالرمو"
‫ یه جنگ راه بندازه

515
00:47:20,065 --> 00:47:21,925
بعد تو درباره کُشتن اون سگ خیابونی
‫ازم سوال کردی،

516
00:47:23,265 --> 00:47:25,664
‫باید بگم، ما نمی‌خوایم وقتی داریم
‫ از یه قتل عام در می‌ریم،

517
00:47:25,665 --> 00:47:27,044
‫یه سگ پشت سرمون پارس کنه

518
00:47:27,045 --> 00:47:28,045
!به همین سادگی

519
00:47:32,265 --> 00:47:33,265
سگ دوست داری؟

520
00:47:34,905 --> 00:47:35,905
معلومه که سگ‌ها رو دوست دارم

521
00:47:36,235 --> 00:47:36,890
‫آره، منم

522
00:47:36,940 --> 00:47:39,704
‫البته از اون سگ کوچولوهای
جهش یافته‌ی تخمی

523
00:47:39,805 --> 00:47:41,164
بدم میاد

524
00:47:41,165 --> 00:47:44,321
‫می‌دونی، از اونایی که
تو نیویورک زیاد می‌بینی

525
00:47:44,371 --> 00:47:45,984
به نظرم سگ‌های واقعی

526
00:47:45,985 --> 00:47:47,785
نمی‌خوان تو فضای آپارتمان محبوس بشن

527
00:47:49,705 --> 00:47:51,384
به نظرم اون آدمایی که

528
00:47:51,385 --> 00:47:54,465
‫سگ‌های بزرگ رو
‫ تو خونه‌های شهری زندونی می‌کنن،

529
00:47:54,525 --> 00:47:56,745
‫موجودات عجیب‌غریب و احمقین که
‫دارن سگ خودشون رو می‌کُشن

530
00:47:56,775 --> 00:47:58,465
‫ولی آهسته این کار رو انجام می‌دن

531
00:47:59,445 --> 00:48:01,985
‫اگه خودم توی یه روستا زندگی می‌کردم،
‫حتماً یه سگ نگه می‌داشتم،

532
00:48:02,485 --> 00:48:03,744
‫ولی یه سگ واقعی نگه می‌داشتم

533
00:48:03,745 --> 00:48:05,585
‫مثل همونی که الان زدیم و کُشتیمش

534
00:48:05,975 --> 00:48:08,104
‫منظورت چیه که "زدیم"؟
‫من با اون سگ کاری نداشتم

535
00:48:08,105 --> 00:48:09,105
تو بهش تیر زدی

536
00:48:10,885 --> 00:48:11,905
تو شریک جرمی

537
00:48:12,845 --> 00:48:15,025
تو همدست قتل درجه یکی

538
00:48:18,205 --> 00:48:19,205
اوف

539
00:48:20,805 --> 00:48:23,505
‫می‌دونی، ولی حال‌بهم‌زنه

540
00:48:24,605 --> 00:48:25,905
دیدی یه‌سری زن‌ها

541
00:48:26,175 --> 00:48:28,865
‫زیر کون سگ روزنامه می‌گیرن؟

542
00:48:29,165 --> 00:48:30,585
‫می‌دونی، وقتی سگ می‌خواد مدفوع کنه

543
00:48:33,645 --> 00:48:36,665
‫یا می‌بینی یه داف
‫داره از جلوت رد میشه

544
00:48:37,005 --> 00:48:41,167
‫و یه پلاستیک هم دستشه
‫که پره از مدفوع سگ

545
00:48:42,785 --> 00:48:46,185
‫به نظرم هر کسی که عمداً
‫با زنیکه‌هایی که پلاستیک مدفوع سگ دستشونه

546
00:48:46,186 --> 00:48:49,225
‫ارتباط فیزیکی داشته باشه، قطعاً بیماره

547
00:48:50,790 --> 00:48:53,505
‫مردی که یه جسد رو بکنه،
‫خیلی باشرف‌تر از مردیه

548
00:48:53,725 --> 00:48:56,159
‫که دست یه زنیکه‌ی
‫مدفوع‌به‌دست رو می‌گیره

549
00:48:56,965 --> 00:48:57,965
‫تا حالا اون کار رو کردی؟

550
00:49:01,784 --> 00:49:03,426
‫کدوم کار رو؟

551
00:49:04,375 --> 00:49:06,277
‫یه جسد رو کردی؟

552
00:49:08,694 --> 00:49:09,694
‫نه

553
00:49:11,285 --> 00:49:13,283
‫اما بهش فکر کردم

554
00:49:14,851 --> 00:49:16,385
‫و چند بار لباس زیرشون رو درآوردم

555
00:49:16,895 --> 00:49:19,937
‫- لباس زیرشون رو؟
‫- آره، باهاشون خودارضایی کردم

556
00:49:19,938 --> 00:49:21,025
‫نه، عروسک واقعی بودن

557
00:49:26,875 --> 00:49:30,285
‫اینطور نیست که من رو زیاد
‫بفرستن سراغ زن‌های خوشگل

558
00:50:05,855 --> 00:50:07,885
‫منم به زودی بانوی دربار میشم؟

559
00:50:09,105 --> 00:50:10,405
‫با شکوه و جلال،

560
00:50:10,835 --> 00:50:11,835
‫جِمای عزیز

561
00:50:18,025 --> 00:50:19,025
‫اون کیه؟

562
00:50:19,665 --> 00:50:23,325
‫اون ارباب جوان از خاندان والازاده‌ی آلیگیری‌ـه

563
00:50:23,945 --> 00:50:26,395
‫با اسم مسیحی "دورانته"

564
00:50:35,540 --> 00:50:36,705
‫مادر

565
00:50:36,905 --> 00:50:40,845
چرا موهام مثل موهای "روبی" بافته نشده
‫یا چشم‌هام سبز نیستند؟

566
00:50:41,585 --> 00:50:43,965
یا پوستم مثل ابر نیمروز روشن نیست؟

567
00:50:47,465 --> 00:50:50,526
‫با دیدن بئاتریس،
‫دانته‌ی جوان اینطور نوشت:

568
00:50:50,527 --> 00:50:55,925
‫"نظاره کنید، الهه‌ای قوی‌تری از من که می‌آید،
‫بر من فرمانروایی خواهد کرد"

569
00:50:59,995 --> 00:51:01,567
‫چی؟

570
00:51:03,864 --> 00:51:06,498
‫با همون نگاه اول بدجور عاشقش شد

571
00:51:11,905 --> 00:51:13,035
‫چه اتفاقی برای بئاتریس افتاد؟

572
00:51:15,145 --> 00:51:18,075
‫چه اتفاقی افتاد؟
‫خب، کتاب اول دانته،

573
00:51:18,615 --> 00:51:20,435
‫کل شعر رو خطاب به اون نوشته

574
00:51:21,655 --> 00:51:23,300
‫ولی دیگه هیچوقت با هم حرف نزدن

575
00:51:23,301 --> 00:51:24,995
‫دختره توی جوونی مُرد
و دیگه فرصتی نشد

576
00:51:25,815 --> 00:51:27,875
‫اما توی کتاب دانته زنده موند

577
00:51:28,855 --> 00:51:30,515
‫راهنمای اون توی بهشت بود

578
00:51:35,735 --> 00:51:37,439
‫اون یکی چی؟

579
00:51:42,509 --> 00:51:43,864
"جما"

580
00:51:43,975 --> 00:51:46,755
‫با جما ازدواج کرد
‫اما یه کلمه‌ هم درموردش ننوشت

581
00:51:54,014 --> 00:51:57,100
‫گوئیدو، دوست من

582
00:52:01,455 --> 00:52:02,514
‫نشون دادی که به جز خودت

583
00:52:02,515 --> 00:52:06,317
‫دوست هیچکس دیگه‌ای جز خودت نیستی

584
00:52:06,935 --> 00:52:09,967
‫چون من توسط همون لب‌هایی طلسم شدم

585
00:52:09,968 --> 00:52:11,395
‫که توی شعرهام براش آه می‌کشیدم

586
00:52:12,775 --> 00:52:14,005
‫این شورا شش عضو داره،

587
00:52:14,325 --> 00:52:16,032
‫و من فقط یکی از اون شش نفرم

588
00:52:16,832 --> 00:52:19,173
‫می‌خوای در مقابل دیگران بایستم؟

589
00:52:20,185 --> 00:52:22,005
‫مردم فلورانس این رو انتخاب کردن، نه من

590
00:52:31,307 --> 00:52:37,341
این فلورانسی هست که خواهان خودمختاریه؟

591
00:52:37,391 --> 00:52:40,180
متاسفانه بچه‌ای خام بیش نیست

592
00:52:40,476 --> 00:52:43,355
متاسفانه با این وضع جنگ داخلی در راهه

593
00:52:51,517 --> 00:52:56,743
‫دانته‌ی عزیز، دیگه خبری از پیام‌رسانی
‫که حامل پیام صادقانه‌ی قلب باشه، وجود نداره

594
00:52:57,765 --> 00:53:00,005
‫من یه زمانی برای تو
‫پدری عزیزتر از پدر خودت بودم

595
00:53:01,635 --> 00:53:04,452
‫وقتی اون کسایی که برای خدمت بهشون
‫زجر می‌کشی، تو رو طرد می‌کنن،

596
00:53:06,155 --> 00:53:09,485
‫مرد ناشناسی که خودش رو "اشعیا"
‫خطاب می‌کنه رو پیدا کن

597
00:53:13,345 --> 00:53:14,565
‫این آخرین هدیه‌ی من به توئه

598
00:53:56,065 --> 00:53:57,845
‫نماینده اومده، حضرت‌عالی

599
00:54:01,946 --> 00:54:03,650
‫پرنده‌ی فلورانس

600
00:54:39,355 --> 00:54:42,498
‫فرستاده‌های من برگشتند،

601
00:54:43,375 --> 00:54:48,082
‫بدون اینکه به ایشان توجهی شده باشد،
‫بهم اطلاع میدهند که جمهوری شما

602
00:54:48,475 --> 00:54:52,370
‫خواهان آزادی عمل بیشتری در رابطه
‫با اداره‌ی امور خودش است

603
00:54:53,995 --> 00:54:59,049
‫و با این حال، نبود یه حاکم مقتدر،
‫باعث شده همه برای خودشان حاکم شوند

604
00:55:00,645 --> 00:55:02,197
‫نظر تو در این‌باره چیست؟

605
00:55:04,165 --> 00:55:05,765
‫یک درخت به ثمره‌ش شناخته می‌شود

606
00:55:07,045 --> 00:55:10,024
‫و شاخه‌های جمهوری ما پر از شیرینی‌جاتی‌ست که

607
00:55:10,025 --> 00:55:11,225
‫جناب‌عالی هوسش را دارید

608
00:55:11,575 --> 00:55:14,745
‫شاید بایستی عصای سلطنتیم را
‫به تبار شاعرها اعطا کنم

609
00:55:16,075 --> 00:55:19,253
‫شعرهای شما گنبد سنت پیتر را تکمیل می‌کنند؟

610
00:55:19,614 --> 00:55:22,709
‫یا برای سربازانم در سرزمین مقدس
دستمزد می‌شوند؟

611
00:55:24,625 --> 00:55:27,514
‫شاید وقتی روی دامنه‌های پارناسوس دراز کشیدید،
‫(محل زندگی الهه‌های هنر و دانش)

612
00:55:27,515 --> 00:55:30,355
‫بتوانید خیال‌های آرمان‌گرایانه‌ خود را
‫در قالب شعر بیان کنید

613
00:55:32,095 --> 00:55:36,800
‫اما در رابطه با فلورانس
هیچ وسوسهٔ و تطمیع ظریفی

614
00:55:36,801 --> 00:55:41,596
نمی‌تواند شیر را وادار کند که در کنار بره بیارامد
(اشاره به تصویری از کتاب اشعیا در عهد عتیق، نماد صلح و آشتیِ ناممکن میان دشمنان)

615
00:55:41,675 --> 00:55:46,194
‫شهر می‌سوزد،
‫و من از دودش خسته شدم

616
00:55:47,603 --> 00:55:51,225
خاکستر دود کمی دارد و
بخار از خود بیرون می‌دهد

617
00:55:53,565 --> 00:55:54,978
،اگر اینطور باشد

618
00:55:56,105 --> 00:55:59,495
‫تو رو از دیدن چنین مصیبتی عفو می‌کنم

619
00:56:01,335 --> 00:56:03,182
‫چطور، حضرت‌عالی؟

620
00:56:04,235 --> 00:56:08,014
‫در ازای گستاخیت، بهت یه لطفی می‌کنم

621
00:56:08,455 --> 00:56:11,554
‫چون چنین استعداد مادرزادی‌ای باعث می‌شود که

622
00:56:11,555 --> 00:56:14,471
شایسته‌ی حل مشکلات
‫خدمت عمومی نباشی

623
00:56:15,515 --> 00:56:17,879
‫فلورانس سزاوار تو نیست

624
00:56:18,175 --> 00:56:21,997
‫فراموشش کن،
،زیرا او به تو خیانت کرده

625
00:56:21,998 --> 00:56:24,556
‫اگرچه من او را قضاوت می‌کنم

626
00:56:27,005 --> 00:56:30,215
‫من را ببخشید، حضرت‌عالی،
‫اگر از روی بی‌ملاحظگی چیزی گفتم

627
00:56:30,925 --> 00:56:35,415
‫از شهر برو، همانطور که لوط
‫از شهر سدوم رفت و به عقب نگاه مکن،

628
00:56:35,695 --> 00:56:38,924
‫مبادا روحت به ستون اشک‌های شور تبدیل شود
‫(همسر لوط به عقب نگاه کرد و به مجسمه نمک تبدیل شد)

629
00:56:38,925 --> 00:56:42,298
‫که شیرینیِ شعرهات را از بین می‌برد

630
00:56:44,954 --> 00:56:47,625
‫چون مرگ در انتظار بازگشت توست

631
00:56:51,925 --> 00:56:56,109
بر تو نشانِ "قابیل" می‌نهم
(طبق روایت، بعد از آنکه قابیل برادرش هابیل را کشت، خدا او را نفرین کرد و "نِشان"ـی بر او گذاشت تا اگر مردم او را شناختند، به او آسیب نزنند، چون مجازاتش در دست خدا بود)

632
00:56:56,385 --> 00:56:57,931
‫از جلوی چشم‌هام دور شو

633
00:57:15,595 --> 00:57:17,935
‫باید فوراً اینجا رو ترک کنید

634
00:57:20,025 --> 00:57:23,575
‫- کی چنین دستوری داده؟
‫- من...پاپ

635
00:57:24,275 --> 00:57:26,094
‫‏۲۰ دقیقه فرصت دارید تا وسایلی که

636
00:57:26,095 --> 00:57:28,508
خودتون و بچه‌هاتون می‌تونید
‫حمل کنید رو جمع کنید

637
00:57:28,619 --> 00:57:32,255
‫یه کالسکه منتظره تا شما رو
‫ببره به ملک "کنگرانده دلا اسکالا" در ورونا

638
00:58:30,815 --> 00:58:32,575
‫بر روی زمین تو درنگ کردی

639
00:58:35,005 --> 00:58:36,745
‫جهنم نگاه تو را جذب خودش کرده،

640
00:58:37,565 --> 00:58:39,145
‫یا به آسمان چشم خواهی دوخت؟

641
00:58:44,085 --> 00:58:48,091
‫مراقب باش، مبادا که نگاه منحرفت
‫به درماندگی همسرت بیُفتد

642
00:58:55,445 --> 00:58:57,601
‫دوستت "کاوالکانتی" مُرده

643
00:58:59,685 --> 00:59:01,491
‫مُرده؟

644
00:59:17,515 --> 00:59:18,774
مگر پیوند رفاقت

645
00:59:18,775 --> 00:59:21,135
ارزشمندتر از شرابِ شیرینِ شعر نبود؟

646
00:59:38,075 --> 00:59:41,295
‫کاوالکانتی عزیزِ از دنیا رفته، من رو ببخش

647
00:59:42,195 --> 00:59:44,220
‫اگه اینطوری احمقانه رفتار نمی‌کردم،

648
00:59:44,221 --> 00:59:45,864
‫ممکن بود الان زنده باشی

649
00:59:46,895 --> 00:59:50,095
‫مرد ناشناسی که خودش را "اشعیا"
‫خطاب می‌کنه، پیدا خواهم کرد

650
00:59:53,952 --> 00:59:56,112
[ بالای اصطبل، ونیز ]

651
01:00:03,755 --> 01:00:06,047
سوفیا" مادر واقعی آن‌هاست"

652
01:00:07,075 --> 01:00:10,639
‫ولی فرزندان با این حال از او روی برمی‌گردانند،

653
01:00:11,729 --> 01:00:13,554
‫بدون اینکه او را اول بشناسند

654
01:00:15,045 --> 01:00:18,455
‫طبق نوشته‌های کتاب خروج،

655
01:00:19,715 --> 01:00:23,447
‫فرعون همه‌ی فرزندهای
‫ارشد یهودی‌ها را کشت،

656
01:00:25,915 --> 01:00:29,558
‫اما خدای دروغینِ این دنیای جدید،

657
01:00:30,305 --> 01:00:32,632
‫که همان تجارت فاسد و آلوده‌ست،

658
01:00:32,633 --> 01:00:36,517
همه را خواهد بلعید

659
01:00:36,517 --> 01:00:39,313
هر فرزندی که به دنیا آید

660
01:00:39,363 --> 01:00:41,575
و این‌بار، دیگر هیچ موسی‌ای که

661
01:00:43,205 --> 01:00:48,606
در قنداقی در میان نیزارها به آب سپرده شده باشه

662
01:00:48,607 --> 01:00:50,921
از مرگ نخواهد گریخت

663
01:00:52,115 --> 01:00:56,890
تا روزی برخیزد و قومش را به سوی خدا بازگرداند

664
01:01:07,195 --> 01:01:09,354
عرب یهودی جدید است

665
01:01:19,145 --> 01:01:21,445
‫برای یه مسیحی،
هم‌نشینی با یه یهودی

666
01:01:22,129 --> 01:01:26,168
‫که به دنبال چیزی‌ست که کلیسا
ممکن است آن را

667
01:01:26,168 --> 01:01:29,281
،جادویی به‌غایت بدعت‌آمیز، ناپاک و سیاه تلقی کند

668
01:01:30,552 --> 01:01:33,205
به معنای تکفیر و مرگ باشد

669
01:01:35,335 --> 01:01:38,045
‫اول من را می‌کُشند،
‫و بعدش هم تو را

670
01:01:46,745 --> 01:01:49,605
‫با این سوگند، ممکن است هردوی ما
‫از مرگ نجات پیدا کنیم

671
01:01:50,625 --> 01:01:52,085
‫و آنقدر زنده بمانیم
‫تا با مرگ طبیعی بمیریم

672
01:03:07,225 --> 01:03:10,829
‫هیچ سخن یا حرکتی تا به حال
‫من را تا این حد تحت تاثیر قرار نداده بود

673
01:03:12,065 --> 01:03:13,805
‫در این پس‌زده شدن مشهود،

674
01:03:13,965 --> 01:03:16,785
‫بیش‌تر از اینکه خشمگین باشم،
‫احساس شرمندگی می‌کنم

675
01:03:16,887 --> 01:03:22,437
‫روحم با ترس، عدم اطمینان
‫و نفرین به خود، در آشوب بود

676
01:03:23,086 --> 01:03:27,799
‫این تجربه، ضربه‌ای بی‌صدا از پوچی بود

677
01:03:34,745 --> 01:03:36,665
‫بدین ترتیب زندگی جدیدی آغاز می‌شود

678
01:03:41,407 --> 01:03:45,148
‫بدین ترتیب زندگی جدیدی آغاز می‌شود

679
01:03:47,741 --> 01:03:50,343
‫بدین ترتیب زندگی جدیدی آغاز می‌شود

680
01:04:13,498 --> 01:04:14,498
‫اصالت‌سنجی شده؟

681
01:04:15,635 --> 01:04:19,925
‫منظورت از "اصالت‌سنجی شده" چیه؟
‫برای من خیلی قدیمی به نظر می‌رسه

682
01:04:21,155 --> 01:04:24,404
‫آره، به نظر منم خیلی قدیمه.
‫برای من واقعی به نظر می‌رسه

683
01:04:24,405 --> 01:04:25,603
‫اما خب کافی نیست

684
01:04:25,604 --> 01:04:27,364
‫مدارک می‌خوایم، مدارک درجه یک

685
01:04:27,365 --> 01:04:28,503
‫هر چقدر بیش‌تر، بهتر

686
01:04:30,435 --> 01:04:31,635
‫گندش بزنن

687
01:04:33,165 --> 01:04:36,791
‫من دارم انواع و اقسام گناه‌های
‫کبیره‌ی شناخته‌شده و ناآشنا رو مرتکب میشم

688
01:04:36,792 --> 01:04:39,094
‫و سوار هواپیماهایی میشم
‫که توشون سیگار کشیدن ممنوعه،

689
01:04:39,095 --> 01:04:40,655
‫و این حتی ممکنه واقعی هم نباشه؟

690
01:04:41,815 --> 01:04:45,154
‫باید اعتراف کنم، دیگه دارم از این مسخره‌بازی
‫"سیگار کشیدن ممنوع" خسته میشم

691
01:04:45,155 --> 01:04:45,983
‫نگران نباش، لوئی

692
01:04:45,984 --> 01:04:47,362
‫خودم از پس این بخش برمیام

693
01:04:47,775 --> 01:04:51,296
‫به نظرم اگه می‌خوایم این کار رو بکنیم،
‫باید درست انجامش بدیم

694
01:04:51,995 --> 01:04:53,573
‫می‌دونید، نیکی می‌دونه چطور
‫باید کار رو درست انجام بده

695
01:04:53,574 --> 01:04:54,705
‫برای همین اینجاست

696
01:04:54,706 --> 01:04:56,774
‫حداقل باید ثابت کنیم که این اثر

697
01:04:56,775 --> 01:04:58,055
‫همون دوران دانته نوشته شده

698
01:04:58,835 --> 01:05:00,095
‫و چطور اون کار رو بکنیم؟

699
01:05:00,395 --> 01:05:03,255
‫تاریخ‌گذاری رادیوکربن. نقش‌های‌ آب

700
01:05:03,355 --> 01:05:05,398
‫می‌بریمش به دانشگاه آریزونا

701
01:05:05,399 --> 01:05:06,774
‫و یه مکانی توی ایلینوی

702
01:05:06,775 --> 01:05:10,489
‫که معتبرترین مرکز تخصصی
‫تحلیل فنی توی دنیاست

703
01:05:10,490 --> 01:05:11,894
‫اما اول باید برگردم به ایتالیا

704
01:05:11,895 --> 01:05:14,655
‫و باید مدارک تاریخ‌داری پیدا کنم

705
01:05:14,656 --> 01:05:17,205
‫که زمان و مکانشون دقیقاً همون وقتی باشه
‫که دانته این رو نوشته

706
01:05:17,206 --> 01:05:19,325
‫اونطوری میشه جوهر
‫و کاغذ پوستی رو مقایسه کرد

707
01:05:19,685 --> 01:05:21,645
‫بعدش تاریخ و نقش‌های آب مشخص میشن

708
01:05:21,945 --> 01:05:24,335
‫هیچ دست‌خطی از دانته وجود نداره

709
01:05:24,375 --> 01:05:25,415
‫که بشه با این دست‌خط مقایسه‌ش کرد

710
01:05:25,435 --> 01:05:27,975
‫پس باید هر چقدر می‌تونیم شواهد غیرمستقیم

711
01:05:28,515 --> 01:05:30,735
‫و مدارک اصالت‌سنجی جمع کنیم

712
01:05:31,515 --> 01:05:35,335
‫و این مدارک تاریخ‌دار رو
‫چطور می‌خوای به دست بیاری؟

713
01:05:37,385 --> 01:05:38,885
‫می‌دزدم‌شون

714
01:05:39,550 --> 01:05:41,980
‫ببین، برام مهم نیست،
‫برام مهم نیست که اهل کجایی

715
01:05:41,980 --> 01:05:43,039
‫می‌دونم دوست دارم کجا برم

716
01:05:43,040 --> 01:05:44,255
‫‏۲۰ ساله که میرم اونجا

717
01:05:44,795 --> 01:05:46,595
‫می‌دونی، تو باید این چیزها رو بدونی

718
01:05:46,875 --> 01:05:48,174
‫الان دارم میرم سمت فرودگاه

719
01:05:48,175 --> 01:05:50,295
‫باید همونطور که ازت خواستم،
‫به آنا زنگ می‌زدی

720
01:05:51,845 --> 01:05:54,335
‫خب، نمی‌دونم.
‫بعداً درموردش حرف می‌زنیم

721
01:05:55,675 --> 01:05:56,675
‫نه، نه، اون کار رو نکردم

722
01:06:00,525 --> 01:06:04,174
‫خیلی‌خب. باشه، خیلی‌خب.
‫هی، ببین، چیزی نیست

723
01:06:04,175 --> 01:06:07,858
‫آروم باش. ببخشید.
‫معذرت می‌خوام. می‌دونم که می‌دونستی

724
01:06:09,435 --> 01:06:11,505
‫اون نامه رو فرستادی؟

725
01:06:12,420 --> 01:06:14,206
‫خوبه. ممنون

726
01:06:14,885 --> 01:06:17,695
‫وقتی رسیدم اون‌طرف
‫بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

727
01:06:18,411 --> 01:06:20,216
‫فقط یادت باشه که داروهام رو بیاری

728
01:06:21,625 --> 01:06:22,985
‫ممنون

729
01:06:24,048 --> 01:06:25,359
‫ممنون. ممنون. ممنون

730
01:07:39,363 --> 01:07:40,490
‫[ اداره بایگانی دولتی ]‫
صبح بخیر

731
01:07:40,490 --> 01:07:42,262
‫ صبح بخیر، آقای توشس -
بله -

732
01:07:42,312 --> 01:07:44,715
‫- از آشناییتون خوشوقتم
‫- همچنین

733
01:07:44,716 --> 01:07:47,735
‫همونطور که گفتم،
‫می‌خوام مدارک رسمی

734
01:07:47,736 --> 01:07:49,794
‫دربار "کنگرانده دلا اسکالا"

735
01:07:49,795 --> 01:07:52,595
‫مربوط به سال‌های ۱۳۱۳
‫تا ۱۳۱۵ رو بررسی کنم

736
01:07:52,596 --> 01:07:53,790
‫آماده‌ایم

737
01:07:53,791 --> 01:07:54,725
‫از این طرف

738
01:07:54,726 --> 01:07:59,726
‫♪ Poor Moon - Canned Heat ♪

739
01:08:26,179 --> 01:08:28,935
‫مدارک ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰

740
01:08:30,003 --> 01:08:33,081
‫مدارک ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵

741
01:08:34,421 --> 01:08:36,581
‫مدارک ۱۳۱۵

742
01:08:36,925 --> 01:08:38,949
‫توی تحقیق و بررسی‌تون موفق باشید

743
01:08:38,950 --> 01:08:40,606
‫خیلی ممنون

744
01:09:10,495 --> 01:09:11,627
‫همه چیز مرتبه؟

745
01:09:11,628 --> 01:09:14,174
‫دقیقاً دنبال همچین چیزی می‌گشتم

746
01:09:15,295 --> 01:09:17,282
‫- بعداً می‌بینمتون
‫- ممنون

747
01:09:22,600 --> 01:09:25,066
‫بایگانی دولتی راونا

748
01:09:25,067 --> 01:09:26,696
‫همون کت‌وشلوار آبی

749
01:09:26,705 --> 01:09:28,312
‫همون داستان قبلی

750
01:09:28,313 --> 01:09:33,024
‫این بار اسناد سال ۱۳۱۶،
‫‏۱۳۱۸ و ۱۳۲۱ رو کِش رفتم

751
01:09:33,025 --> 01:09:36,431
"‫اسناد تایید شده توسط "گوئیدو نوولو دا پولنتا

752
01:09:36,432 --> 01:09:37,991
‫- درسته؟
‫- درسته

753
01:09:37,992 --> 01:09:39,804
‫- خیلی ممنون
‫- باعث افتخاره، قربان

754
01:09:42,445 --> 01:09:44,550
‫سلام، جولیتا؟

755
01:09:44,551 --> 01:09:46,551
‫آره، چه خبره؟ پس کجایی؟

756
01:09:46,575 --> 01:09:47,869
‫همه چیز مرتبه؟

757
01:09:47,870 --> 01:09:49,911
‫دربان الان گفت اتاق‌هایی
‫که گرفتیم رو پس دادی

758
01:09:49,935 --> 01:09:51,365
‫داروهام رو گرفتی؟

759
01:10:00,475 --> 01:10:04,124
‫باشه. برم اونجا؟

760
01:10:07,615 --> 01:10:08,768
‫خیلی‌خب. آدرسش رو بگو

761
01:10:08,769 --> 01:10:10,065
‫میشه یه برگه بهم بدی؟

762
01:10:14,235 --> 01:10:16,734
‫الان بگو

763
01:10:57,233 --> 01:10:57,970
‫نیک

764
01:10:59,825 --> 01:11:01,797
‫حالت خوبه؟

765
01:11:03,315 --> 01:11:04,640
‫آره، ببخشید. شرمنده

766
01:11:04,935 --> 01:11:06,251
‫فقط موضوع اینه که...

767
01:11:09,305 --> 01:11:11,035
‫یه چیز درمورد این مکان خیلی برام آشناست

768
01:11:11,105 --> 01:11:14,154
‫ولی خب... نمی‌دونم،

769
01:11:14,155 --> 01:11:17,183
‫من رو یاد یه چیزی می‌اندازه
‫که نمی‌دونم دقیقاً چیه

770
01:11:17,883 --> 01:11:20,861
‫برات آشناست. چطور؟

771
01:11:21,085 --> 01:11:24,205
‫نمی‌دونم. بعضی‌وقت‌ها
‫این حس بهم دست میده

772
01:11:25,355 --> 01:11:28,724
‫یه خاطره‌ی گنگ و نامعلوم
‫که قبل از مشخص شدن،

773
01:11:28,725 --> 01:11:29,805
‫کامل محو میشه

774
01:11:32,435 --> 01:11:37,678
‫خب، آشنا بودن خوبه،
‫حس می‌کنی خونه‌ای

775
01:11:39,055 --> 01:11:40,355
‫برای همین آوردمت اینجا

776
01:11:42,175 --> 01:11:45,265
‫- چرا؟
‫- چون من اینجا زندگی می‌کنم

777
01:11:46,405 --> 01:11:48,321
‫از بچگی اینجا زندگی کردم

778
01:11:48,588 --> 01:11:51,318
‫اینجا تنها چیزی که عوض میشه،
‫فصل‌ها هستن

779
01:11:52,765 --> 01:11:54,536
‫برای کمک کردن به آنا اومدم به نیویورک

780
01:11:55,715 --> 01:11:58,164
‫آره. ببین، ببخشید که خیلی آدم...

781
01:11:58,165 --> 01:12:01,267
‫- نیازی به معذرت‌خواهی نیست
‫- ...آشغالی بودم

782
01:12:04,615 --> 01:12:06,115
‫آنا مثل خانواده‌ی خودمه. پس...

783
01:12:06,655 --> 01:12:08,930
‫اگه به اون اعتماد داشتی،
‫به من هم اعتماد می‌کنی

784
01:12:12,665 --> 01:12:13,665
‫بیا داخل

785
01:12:30,265 --> 01:12:33,766
‫آره. فکر می‌کنم حس خوبی داره
‫که خونه‌ای برای برگشتن بهش داشته باشی

786
01:12:33,767 --> 01:12:34,635
‫من هیچوقت همچین چیزی نداشتم

787
01:12:37,245 --> 01:12:39,320
‫شاید داری، ولی خودت خبر نداری

788
01:12:42,495 --> 01:12:44,343
‫- عجب
‫- خوبه؟

789
01:12:44,344 --> 01:12:45,875
‫خیلی خوبه

790
01:12:48,235 --> 01:12:49,540
‫من هیچوقت اهل خونه و خانواده نبودم،

791
01:12:49,541 --> 01:12:53,406
‫اما وقتی به تو نگاه می‌کنم...

792
01:12:53,615 --> 01:12:55,714
‫با خودم میگم "نمی‌دونم،
‫شاید می‌تونستم اون کار رو بکنم

793
01:12:55,715 --> 01:12:57,115
‫شاید احمق بودم"

794
01:12:58,245 --> 01:13:01,885
‫شاید بودی. شاید هنوزم بتونی باشی

795
01:13:03,465 --> 01:13:04,965
‫اما قطعاً یه احمقی

796
01:13:12,465 --> 01:13:15,872
‫عجب. می‌دونی،

797
01:13:16,918 --> 01:13:19,668
‫مهم نیست چقدر از خونه‌ دور باشی،

798
01:13:19,669 --> 01:13:22,546
‫وقتی به آسمون نگاه می‌کنی،
‫ماه همیشه همون‌شکلیه

799
01:13:25,172 --> 01:13:26,172
‫اون شکلیه

800
01:13:27,965 --> 01:13:30,387
‫مگه اینکه یه ابر جلوش رو گرفته باشه

801
01:13:32,692 --> 01:13:34,736
‫شاید ابر حسودی می‌کنه

802
01:13:39,305 --> 01:13:41,885
‫همزمان خود ماه از حسودی می‌درخشه

803
01:13:42,585 --> 01:13:44,205
‫چون تو نور و درخشش‌ ـش رو دزدیدی

804
01:13:47,305 --> 01:13:50,525
‫و بر خلاق تصویر شکننده‌ای
‫که آب فواره نشون میده،

805
01:13:54,385 --> 01:13:59,113
‫حتی وقتی دستم رو توی آب می‌برم،
‫تو همچنان بی‌وقفه می‌درخشی

806
01:14:10,505 --> 01:14:13,670
‫با اینکه لب‌هام تکون نمی‌خورن،

807
01:14:15,094 --> 01:14:17,516
‫ولی قلبم جواب میده

808
01:14:20,385 --> 01:14:25,190
‫نیازی به حرف زدن نیست،
‫فقط نفس بکش

809
01:14:55,615 --> 01:14:58,977
‫اگه بخوام درمورد بهشت بنویسم،
ویژگی‌های اون رو می‌نویسم

810
01:14:59,175 --> 01:15:01,515
‫اما گناهانم باعث شدن
‫وقتی برای تلف کردن نداشته باشم

811
01:15:02,545 --> 01:15:03,915
‫وقتی به زیباییش نگاه می‌کردم،

812
01:15:04,075 --> 01:15:06,127
‫می‌فهمیدم که من فقط
‫این زیبایی رو لکه‌دار می‌کنم

813
01:15:06,615 --> 01:15:08,336
‫پس ترکش کردم،

814
01:15:08,337 --> 01:15:12,221
‫قسم خوردم که اون رو از دست
‫کودک چاقوکشی که درونم وجود داشت، نجات بدم

815
01:15:12,875 --> 01:15:14,072
‫من لیاقت اون رو نداشتم،

816
01:15:14,073 --> 01:15:16,241
‫و لیاقت اون هم این نبود
‫که مشکلات و دردسرهام رو براش بیارم

817
01:15:25,195 --> 01:15:27,202
.اون وسط

818
01:15:28,785 --> 01:15:30,148
اواخر قرن چهاردهم

819
01:15:30,149 --> 01:15:32,645
‫بهترین کاغذها اینجا توی
شهر "فابریانو" تولید می‌شدن

820
01:15:32,645 --> 01:15:33,927
‫آره

821
01:15:35,212 --> 01:15:37,084
‫خیلی از دربارها و خانواده‌های اشرافی

822
01:15:37,085 --> 01:15:41,619
‫شروع کردن به سفارش دادن
‫کاغذهای درجه یک با نشان یا مُهر خودشون،

823
01:15:41,620 --> 01:15:43,682
‫تا کاغذهاشون رو از کاغذهای بقیه متمایز کنن

824
01:15:48,199 --> 01:15:49,786
‫یه نگاهی به این بنداز

825
01:15:54,675 --> 01:15:56,064
‫اینجا چی می‌بینی؟

826
01:15:57,425 --> 01:16:00,605
‫این کاغذ کیفیت فوق‌العاده‌ای داره

827
01:16:02,635 --> 01:16:04,125
‫این نقش آب رو ببین

828
01:16:07,275 --> 01:16:09,113
‫درست همین‌جا

829
01:16:10,639 --> 01:16:12,222
‫ببخشید

830
01:16:12,615 --> 01:16:19,272
‫عقابی رو نشون میده که
"گوئیدو نوولو دا پولنتا"

831
01:16:19,675 --> 01:16:21,215
‫برای نشان خانوادگیش ازش استفاده می‌کرد

832
01:16:21,915 --> 01:16:23,031
می‌بینی؟

833
01:16:24,325 --> 01:16:25,325
‫اینجا رو ببین

834
01:16:25,325 --> 01:16:26,636
‫بازم همون عقابه

835
01:16:29,785 --> 01:16:34,841
‫و روز اول ماه مِی سال ۱۳۲۱
‫توی فابریانو دریافت شده،

836
01:16:34,842 --> 01:16:38,102
‫و روز سوم همون ماه،

837
01:16:38,103 --> 01:16:39,290
‫توی "راونا" تحویل داده شده

838
01:16:40,838 --> 01:16:42,627
‫و...

839
01:16:44,220 --> 01:16:45,821
‫اینا چی؟

840
01:17:03,315 --> 01:17:05,365
‫خب، این هم بخشی از همون سفارشه...

841
01:17:08,779 --> 01:17:10,444
‫سفارش کوچیکی بود

842
01:17:10,445 --> 01:17:13,336
‫که فقط یه بار به ثبت رسید

843
01:17:16,195 --> 01:17:18,405
‫خیلی خوبه. خیلی خوبه.
‫خب، خیلی ممنون

844
01:17:19,075 --> 01:17:20,094
‫آره، خواهش می‌کنم

845
01:17:22,165 --> 01:17:23,517
‫خیلی جالب بود

846
01:17:23,567 --> 01:17:24,050
آره

847
01:17:25,955 --> 01:17:26,955
روز خوش

848
01:17:43,365 --> 01:17:45,725
‫اوضاع "لفتی" بهتره، موافقید؟

849
01:17:48,275 --> 01:17:49,668
‫آره

850
01:17:49,669 --> 01:17:51,244
‫می‌دونید، من خیلی‌ها رو دیدم
‫که چنین حالی داشتن

851
01:17:51,245 --> 01:17:52,444
‫و دیدم که بعضی‌ها شکستش دادن

852
01:17:52,445 --> 01:17:55,287
‫و همین‌الان می‌تونم بهت اطمینان بدم،
‫لفتی، تو شکستش میدی

853
01:17:55,288 --> 01:17:57,405
به زودی اون موهای خوشگلت دوباره در میاد

854
01:18:00,545 --> 01:18:02,684
‫می‌دونی، سر این ماجرای اصالت‌سنجی

855
01:18:02,685 --> 01:18:06,655
‫واقعاً تمیز کردن ریدمان‌هات داره
رو اعصابم میره

856
01:18:07,585 --> 01:18:09,505
‫- درمورد چی حرف می‌زنی؟
‫- درمورد چی حرف می‌زنم؟

857
01:18:11,095 --> 01:18:13,035
‫درمورد اون یارو توی ورونا حرف می‌زنم

858
01:18:14,095 --> 01:18:16,240
‫کت‌وشلوار بریونی و کفش برلوتی

859
01:18:17,345 --> 01:18:19,120
‫درمورد اون یارو توی راونا حرف می‌زنم

860
01:18:19,121 --> 01:18:21,969
‫و اون دستیارش که
‫اون آشغال‌ها رو بهت داد

861
01:18:23,195 --> 01:18:26,050
‫مجبور شدم با اسلحه مجبورشون کنم
‫دوتایی برن توی یه گونی

862
01:18:27,175 --> 01:18:28,775
‫می‌دونی چقدر این رو مُخه؟

863
01:18:28,905 --> 01:18:31,114
‫دوتاشون در حالی که زانو زدن
‫اینور و اونور می‌شدن،

864
01:18:31,115 --> 01:18:32,155
‫التماس می‌کردن، شاشیدن به خودشون،

865
01:18:32,245 --> 01:18:34,684
‫گریه می‌کردن، همه‌جا رو به هم ریختن

866
01:18:35,945 --> 01:18:37,491
زنه یه حلقه دور انگشتش بود

867
01:18:37,905 --> 01:18:40,305
‫- تو...
‫- فکر کنم شوهرش الان یه‌کم تحت فشاره

868
01:18:40,306 --> 01:18:42,935
‫واقعاً دیوونه‌ای یا خودت رو به خریت زدی؟

869
01:18:43,055 --> 01:18:44,524
‫این آدم‌ها هیچ ربطی به ماجرا ندارن

870
01:18:44,525 --> 01:18:46,125
‫اینا آدم‌ها بی‌اهمیت و بی‌گناهن

871
01:18:46,126 --> 01:18:47,351
‫بی‌گناه؟

872
01:18:47,366 --> 01:18:49,285
چه ربطی داره بی‌گناه باشن یا نه؟

873
01:18:50,225 --> 01:18:54,805
‫چطور یه متصدی کتابخونه
‫کت‌وشلوار ۵ هزار دلاری،

874
01:18:54,865 --> 01:18:57,005
‫و کفش ۳ هزار دلاری بپوشه؟

875
01:18:57,985 --> 01:19:01,449
‫کی می‌دونه این آدم‌ها کی هستن
‫و با چه کسایی معاشرت دارن، باشه؟

876
01:19:01,929 --> 01:19:04,302
‫تو داری ردپا به جا می‌ذاری، نیکی

877
01:19:04,303 --> 01:19:05,772
‫من فقط دارم ردپاها رو پاک می‌کنم

878
01:19:06,265 --> 01:19:07,556
‫ردپا؟ کدوم ردپا؟

879
01:19:07,557 --> 01:19:09,641
‫تو داری یه رد خون به جا می‌ذاری

880
01:19:09,735 --> 01:19:11,230
‫جایی که اصلاً هیچی
‫نباید وجود داشته باشه

881
01:19:11,231 --> 01:19:12,823
‫خدایا، بس کن. رد خون؟

882
01:19:12,824 --> 01:19:14,115
‫دست از سرم بردار، بابا!

883
01:19:14,116 --> 01:19:16,612
‫این ماجرا اصلاً ارزش توی
‫روزنامه نوشته شدن رو هم نداره

884
01:19:16,755 --> 01:19:17,884
‫از اون ماجراهاست

885
01:19:17,885 --> 01:19:20,205
‫که اصلاً پیگیری هم نمیشه.
‫ماجرای خاصی نیست

886
01:19:20,635 --> 01:19:26,766
‫هر کسی بتونه ما رو
‫به اون نسخه‌ی خطی حتی به سختی وصل کنه،

887
01:19:26,767 --> 01:19:28,085
"تابوتو"
[ =جاش تو تابوته ]

888
01:19:28,375 --> 01:19:31,846
‫تابوت؟ چرا؟

889
01:19:32,932 --> 01:19:35,764
‫چرا؟ تونستیم از ایتالیا خارجش کنیم

890
01:19:35,765 --> 01:19:37,205
‫جایی که دولت مصادره‌ش می‌کرد

891
01:19:37,265 --> 01:19:39,647
‫هیچکس ازش خبر نداره.
‫اصلاً کسی نمی‌دونه چنین چیزی وجود داره

892
01:19:39,705 --> 01:19:41,539
‫آدم نمی‌تونه چیزی رو دزدیده باشه
‫که اصلاً گم نشده

893
01:19:41,540 --> 01:19:44,202
‫آدم نمی‌تونه چیزی رو دزدیده باشه
‫که اصلاً وجود خارجی نداشته

894
01:19:44,203 --> 01:19:48,197
‫در حال حاضر این مال ماست
‫و خیلی هم پاک و تمیزه

895
01:19:48,265 --> 01:19:49,770
‫و اصلاً دزدیده نشده

896
01:19:49,771 --> 01:19:52,063
‫و هیچ دولتی نمی‌تونه اون رو مصادره کنه

897
01:19:52,064 --> 01:19:54,685
‫و به هیچ وجه غیرقانونی نیست

898
01:19:54,785 --> 01:19:56,379
چه خودش، چه مالکیتش توسط ما

899
01:19:56,705 --> 01:19:58,644
‫نسخه‌ی خطی مشکلی نداره،
‫خودمون هم مشکلی نداریم،

900
01:19:58,645 --> 01:20:00,229
‫و می‌تونیم بدون هیچ مشکلی کار رو تموم کنیم

901
01:20:00,995 --> 01:20:04,245
‫خب، قبل از اینکه خدا رو بابتش شکر کنیم
و شادی کنیم

902
01:20:04,505 --> 01:20:06,134
‫باید به یه مسئله‌ای رسیدگی کنیم

903
01:20:06,135 --> 01:20:10,604
‫چند نفری از وجود داشتنش اطلاع دارن

904
01:20:10,605 --> 01:20:14,565
‫دوستانمون توی پالرمو
‫که ما رو بهش رسوندن

905
01:20:15,025 --> 01:20:19,215
‫و قراره نصف پول رو ببرن

906
01:20:20,195 --> 01:20:21,804
‫خب، پس چرا به‌جای
‫کشتن متصدی‌های کتابخونه،

907
01:20:21,805 --> 01:20:23,125
‫اونا رو نمی‌کُشید؟

908
01:20:27,275 --> 01:20:28,765
‫اون یارو توی فابریانو چی؟

909
01:20:28,995 --> 01:20:30,448
‫آره. قسر در رفت

910
01:20:31,185 --> 01:20:33,565
‫بعد از جلسه با تو
‫مستقیم رفت به فرودگاه آنکونا

911
01:20:34,235 --> 01:20:35,644
‫قبل از اینکه من فرصت پیدا کنم
‫از اونجا رفته بود

912
01:20:35,645 --> 01:20:37,725
‫خب، حداقل این تنها چیزیه
‫که به گاش ندادی

913
01:20:48,265 --> 01:20:50,546
‫می‌بینی، خودمون از این جور
‫اصالت‌سنجی‌ها می‌خوایم

914
01:20:52,705 --> 01:20:54,805
‫با دوتا تحلیل دیگه کارمون تموم میشه

915
01:20:56,025 --> 01:20:59,844
‫اما کسایی که اصالت‌سنجی میدن
‫نباید همه‌شون بمیرن

916
01:21:01,555 --> 01:21:03,085
‫چیه؟ بیخیال

917
01:21:03,175 --> 01:21:06,925
‫فکر نمی‌کنی که کشته شدن تقریباً هم‌زمانِ

918
01:21:06,985 --> 01:21:11,205
‫دوتا متصدی کتابخونه
‫ممکنه مرتبط با هم دیده بشه؟

919
01:21:13,485 --> 01:21:15,825
‫نه، فکر نمی‌کنم

920
01:21:17,615 --> 01:21:19,745
‫یه کار بی‌منطقه و باید تمومش کنیم

921
01:21:20,445 --> 01:21:22,784
‫نمی‌تونیم در شرایطی این رو بفروشیم

922
01:21:22,785 --> 01:21:26,286
‫که کارشناس‌های شناخته‌شده‌ی بین‌المللی
‫که اسناد اصالت‌سنجی رو بهمون دادن

923
01:21:26,286 --> 01:21:29,145
‫همه‌شون درست بعد از بررسی کردن این نوشته
‫اتفاقی به قتل رسیدن

924
01:21:29,655 --> 01:21:31,376
‫خیلی عجیبه

925
01:21:32,844 --> 01:21:36,645
‫ببین، داریم وارد یه دنیای کاملاً جدید می‌شیم

926
01:21:36,795 --> 01:21:40,130
‫دیگه نباید خون‌ریزی
‫و تیراندازی وجود داشته باشه

927
01:21:41,371 --> 01:21:43,027
‫خب، من که مشکلی ندارم

928
01:21:43,485 --> 01:21:45,577
‫آخه از انجام دادن این کارها که لذت نمی‌برم

929
01:21:45,625 --> 01:21:48,365
‫اون مرد توی فابریانو رو فراموش کن

930
01:21:48,705 --> 01:21:51,685
‫قضیه‌ی اون زنیکه‌ی توی راونا چیه؟

931
01:21:56,315 --> 01:21:58,534
‫اون... اون هیچ ربطی به این ماجرا نداره

932
01:21:58,535 --> 01:21:59,655
‫مربوط به زندگی شخصی خودمه

933
01:22:02,295 --> 01:22:04,102
‫برای من که اونطور نیست.

934
01:22:04,152 --> 01:22:06,035
:بذار یه چیزی رو بهت بگم

935
01:22:06,745 --> 01:22:08,155
‫کسایی که برای من کار می‌کنن

936
01:22:08,545 --> 01:22:10,746
‫هیچ زندگی شخصی‌ای ندارن

937
01:22:11,225 --> 01:22:16,274
‫دقیقاً مثل اون ضرب‌المثله، نیکی:
‫"زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد"

938
01:22:17,775 --> 01:22:21,834
‫پس این ماجرای اصالت‌سنجی گرفتن رو تموم کن،

939
01:22:22,785 --> 01:22:25,019
‫تا یه خریدار پیدا کنیم

940
01:22:25,055 --> 01:22:28,315
و بعد همه‌مون سوتِ شادی بزنیم

941
01:22:34,808 --> 01:22:39,813
‫[ مدیر بایگانی دولتی در شرایطی مرموز فوت شد ]

942
01:22:55,295 --> 01:22:57,573
‫به نظر می‌رسد به عنوان
‫یه آدم غم‌زده به اینجا آمدی

943
01:22:59,075 --> 01:23:02,982
‫- کارم را رها کردم
‫- من ازت خواستم این کار را بکنی؟

944
01:23:05,215 --> 01:23:06,483
‫و حق هم با تو بود.

945
01:23:06,533 --> 01:23:09,535
‫نشان‌دهنده‌ی خودنمایی
و غرور بیهوده‌ی من بود

946
01:23:11,975 --> 01:23:13,575
‫فکر می‌کردم به‌خاطر زنی‌ست که عاشقشم،

947
01:23:14,355 --> 01:23:15,575
‫اما اصلاً او را نمی‌شناختم

948
01:23:16,835 --> 01:23:20,930
نباید آشکار شدن این حقیقت که
هستیِ ما تهی است" را"

949
01:23:20,930 --> 01:23:26,241
با توهمِ "از دست‌دادنِ چیزی که در واقع همیشه
از آن بی‌بهره بودیم"، اشتباه بگیریم

950
01:23:28,025 --> 01:23:30,555
‫چنین مکاشفه‌ای نعمت است
نباید زانوی غم بغل گرفت

951
01:23:31,585 --> 01:23:33,554
‫کلمات عاشقانه‌ی بی‌شماری خواندم

952
01:23:33,555 --> 01:23:35,155
‫که از قلمم جاری شدند،

953
01:23:35,265 --> 01:23:38,595
‫مثل آب دهن کسی که خوابیده

954
01:23:40,655 --> 01:23:44,398
‫ولی یک کلمه هم برای او ننوشتم

955
01:23:46,295 --> 01:23:50,394
‫کسی که به من دختر و پسر بخشیده

956
01:23:52,175 --> 01:23:56,011
‫و سرنوشت تبعید من
‫و خودش را به دوش کرده

957
01:23:57,095 --> 01:23:59,416
‫من از عشق چه می‌دانم؟

958
01:23:59,417 --> 01:24:01,666
‫قلب من قلابی‌ست

959
01:24:04,002 --> 01:24:07,105
‫من نیمی از بشریت را عذاب دادم،

960
01:24:08,765 --> 01:24:11,981
‫و با هر نوشته‌ای

961
01:24:12,605 --> 01:24:17,265
‫مثل خدا بهشون نگاهی سرد
‫و غیرقابل‌دسترس داشتم

962
01:24:18,165 --> 01:24:22,145
‫خدا غیرصمیمی و دور نیست.
‫هر چیزی که نَفس می‌کِشه، خداست

963
01:24:22,645 --> 01:24:23,645
‫خدا انسانه

964
01:24:25,095 --> 01:24:26,105
‫این کفره

965
01:24:26,905 --> 01:24:30,765
‫به عنوان تجاوز به آن نگاه مکن،
‫به عنوان ورودی آن را در نظر بگیر

966
01:24:32,845 --> 01:24:36,576
‫چون بله، تنها نجات‌دهنده‌ی حقیقی هر کسی

967
01:24:36,577 --> 01:24:38,776
‫درون خودش ساکن است

968
01:24:39,035 --> 01:24:41,870
‫اگه آن را کشف کند، نجات پیدا می‌کند

969
01:24:42,475 --> 01:24:44,335
‫اگر کشفش نکند،
‫به ورطه‌ی نابودی کشیده می‌شود

970
01:24:45,595 --> 01:24:46,615
‫و خدا کیست؟

971
01:24:50,555 --> 01:24:53,575
‫هاله‌ی نور، جوهره زندگی‌بخش

972
01:24:55,515 --> 01:24:56,655
نفس و روح

973
01:24:57,125 --> 01:25:02,484
یک نسیم ملایم است. "سوفیا"، حکمت
[ تجلی زنانه‌ی حکمت الهی ]

974
01:25:03,305 --> 01:25:05,856
حکمت تحت همه اسامی و القاب مونث است
[ مانند ساپینزا، ساگزا، سوفیا ]

975
01:25:07,025 --> 01:25:11,174
او یک زن است و دقیقاً به وسیله‌ی
‫همان بیت‌هایی که زنجیرش کردی،

976
01:25:11,175 --> 01:25:13,064
‫مورد خیانت قرار گرفت

977
01:25:15,075 --> 01:25:17,193
‫جسارت کردی که به بی‌کالبد، کالبد بَخشیدی

978
01:25:19,795 --> 01:25:21,252
‫زنجیر کردن نسیم لیطف

979
01:25:23,405 --> 01:25:26,695
‫خب، این نفس تنها فرصتی‌ست
‫که می‌توانیم با آن این زندگی را تجربه کنیم

980
01:25:27,705 --> 01:25:30,929
‫و زندگی دیگری وعده داده نشده

981
01:25:30,930 --> 01:25:33,303
‫زندگی فقط یک نسیم لطیف است

982
01:25:33,304 --> 01:25:36,724
کودکی که فقط خورشید چند تابستون را دیده
‫و به خاک سپرده شده،

983
01:25:36,725 --> 01:25:41,844
‫شاید فقط به‌خاطر یک بار
‫تنفس هوای زندگی فانی،

984
01:25:41,845 --> 01:25:44,945
بتوان گفت که یک زندگی طولانی‌تر و کامل‌تر از

985
01:25:44,946 --> 01:25:46,728
حتی اگر پادشاهی باشد

986
01:25:46,729 --> 01:25:48,603
که صد سال فرمانروایی کرده

987
01:25:49,265 --> 01:25:51,055
‫می‌دانی حماقت اصلی ما چیست؟

988
01:25:51,675 --> 01:25:52,895
‫بهم بگو

989
01:25:52,945 --> 01:25:53,945
[ به لاتین ]

990
01:25:55,346 --> 01:25:57,309
زمان پرواز می‌کند
[ زود می‌گذرد ]

991
01:25:57,310 --> 01:25:58,739
این آن چیزی‌ست که می‌گویند

992
01:25:58,740 --> 01:26:01,886
‫اما این نفس است که بال دارد

993
01:26:01,887 --> 01:26:04,255
‫نفس به پرواز درمیاد و می‌گذرد

994
01:26:04,435 --> 01:26:08,205
زمان، حماقتِ ساخته و پرداخته‌ی خودبینی
و توهم ماست

995
01:26:08,435 --> 01:26:11,581
‫این اضطراب است که آمده بر بدن چیره شود

996
01:26:11,582 --> 01:26:12,900
‫و نفس را قطع کند

997
01:26:17,325 --> 01:26:19,441
‫جستجویت را تمام کن

998
01:26:19,879 --> 01:26:23,256
‫از گورِ جستجوی خودت
به سوی نور قدم بگذار

999
01:26:24,165 --> 01:26:28,106
‫و از عطر هر برگ سبز،

1000
01:26:28,445 --> 01:26:32,094
‫عطر روحت و هر لحظه‌ی زندگی
سرمست شو

1001
01:26:32,335 --> 01:26:34,364
‫جلو بیا و آن را در آغوش بکش

1002
01:26:36,005 --> 01:26:37,498
‫هی، بهت گفته بودم

1003
01:26:37,499 --> 01:26:39,599
‫اگه تفنگ همراهت باشه،
‫نمی‌ذارن وارد اون مرکز بشی

1004
01:26:39,600 --> 01:26:41,022
‫همون بهتر که بمونی همین‌جا

1005
01:26:44,285 --> 01:26:47,291
‫نباید بذارم اون نسخه‌ی خطی
از جلوی چشمم دور بشه

1006
01:26:48,975 --> 01:26:51,160
‫خب، فکر کنم هیچکس
‫به چشمِ من اعتماد نداره، نه، لو؟

1007
01:26:52,845 --> 01:26:54,223
بحث این نیست

1008
01:26:54,714 --> 01:26:56,330
‫ببین، هر کاری دوست داری بکن

1009
01:26:56,585 --> 01:26:58,492
‫وقت‌هایی که تعقیبم می‌کنی
‫اصلاً متوجه نمیشم

1010
01:26:59,045 --> 01:27:00,226
‫فقط دارم بهت میگم

1011
01:27:00,227 --> 01:27:01,904
‫اگه با اون تفنگ اون نزدیکی‌ها پیدات کنن،

1012
01:27:01,905 --> 01:27:04,498
‫فقط یه بازرسی بدنی ساده انجام نمیدن

1013
01:27:07,055 --> 01:27:10,747
‫اگه دیگه برنگردی چی؟
‫اونوقت کی ازم مراقبت می‌کنه؟

1014
01:27:12,965 --> 01:27:15,834
‫اگه من برم، کی می‌مونه؟
‫اگه من بمونم، کی میره؟

1015
01:27:16,465 --> 01:27:18,065
‫دیگه از این مزخرفاتت خسته شدم

1016
01:27:19,455 --> 01:27:20,455
‫فقط کار رو تموم کن

1017
01:27:32,645 --> 01:27:34,421
‫پس اینه؟

1018
01:27:35,213 --> 01:27:38,474
‫طیف‌سنج جرمی شتاب‌دهنده‌ی دومرحله‌ای ما

1019
01:27:38,475 --> 01:27:41,505
‫قوی‌ترین و دقیق‌ترین
‫ابزار تاریخ‌گذاری با رادیوکربنه

1020
01:27:41,735 --> 01:27:42,985
‫که تا حالا ساخته شده

1021
01:27:44,255 --> 01:27:46,585
‫اینجا موفق شدیم
طومارهای دریای مُرده" رو تاریخ‌گذاری کنیم"

1022
01:27:47,775 --> 01:27:53,025
‫اینجا موفق شدیم پرده از راز کفن تورین
‫و جعل قرون وسطی برداریم

1023
01:27:54,255 --> 01:27:55,625
‫دقیقاً تو همین‌جا

1024
01:27:57,205 --> 01:27:58,305
‫خب، روال کارش چطوره؟

1025
01:27:59,165 --> 01:28:03,121
‫تاریخ‌گذاری با کربن رادیواکتیو
‫نسبت ایزوتوپ‌های کربن رو اندازه می‌گیره

1026
01:28:03,122 --> 01:28:04,824
‫ایزوتوپ‌هایی که در اثر برخورد پرتوهای کیهانی

1027
01:28:04,825 --> 01:28:07,564
‫با نیتروژن موجود در جو
‫به مقادیر جزئی شکل گرفتن

1028
01:28:08,507 --> 01:28:10,625
‫بعضی چیزها یه زمانی زنده بودن،

1029
01:28:10,626 --> 01:28:13,055
‫- یا حداقل موادی داشتن که زنده بودن
‫- درسته

1030
01:28:13,115 --> 01:28:15,855
‫با شناسایی و اندازه‌گیری نسبت ایزوتوپی

1031
01:28:16,105 --> 01:28:17,854
‫که بعد از مرگ مواد زنده

1032
01:28:17,855 --> 01:28:19,455
‫با نرخ شناخته‌شده‌ای کاهش می‌یابه

1033
01:28:19,675 --> 01:28:21,294
‫میشه زمان مرگ همون مواد زنده‌ای که

1034
01:28:21,295 --> 01:28:23,055
‫توی اون چیزها بودن...

1035
01:28:23,125 --> 01:28:24,375
‫دیگه از اینجا به بعدش رو نفهمیدم

1036
01:28:25,915 --> 01:28:28,175
‫ولی از اون مزخرفات درمورد
‫پرتوهای کیهانی خوشم اومد

1037
01:28:28,675 --> 01:28:30,122
‫یعنی چی میشه؟

1038
01:28:30,785 --> 01:28:32,372
‫پیتر، نتایج رو بگو

1039
01:28:32,969 --> 01:28:35,695
سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۸ میلادی
با ۸۰٪ احتمال دقت

1040
01:28:37,865 --> 01:28:39,701
‫- خیلی ممنون
‫- باعث افتخاره

1041
01:28:40,085 --> 01:28:43,175
‫عناصر کمیاب،
‫آنالیز شیمیایی رنگدانه‌ی جوهر،

1042
01:28:43,185 --> 01:28:45,895
‫رنگ‌های گیاهی،
‫میکروسکوپ الکترونی روبشی،

1043
01:28:46,235 --> 01:28:47,534
‫و فلان و بهمان...

1044
01:28:47,535 --> 01:28:49,768
‫خیلی زیبا بود

1045
01:28:50,469 --> 01:28:51,881
‫بگذریم، بریم سمت شیکاگو،

1046
01:28:51,882 --> 01:28:55,794
‫جایی که از همون اول می‌گفتن جعلیه،
‫مگه اینکه همه‌ی بررسی‌ها خلافش رو ثابت کنن

1047
01:28:56,470 --> 01:28:59,343
‫هر آزمایشی که انجام می‌دادن،
‫جوابش مثبت میشد

1048
01:29:00,455 --> 01:29:03,544
‫- خیلی‌خب، خیلی ممنون
‫- روز خوبی داشته باشید. ممنون

1049
01:29:03,545 --> 01:29:04,545
‫شما هم روز خوبی داشته باشید

1050
01:29:10,585 --> 01:29:11,585
"تابوتو"

1051
01:29:13,065 --> 01:29:14,717
"‫یه کلمه ترسناک به معنی "مرگ

1052
01:29:15,675 --> 01:29:18,047
‫خیلی وقت بود اون کلمه رو نشنیده بودم

1053
01:29:18,395 --> 01:29:21,904
‫منحوس‌ترین و نگران‌کننده‌ترین
‫کلمه توی زبان سیسیلی بود

1054
01:29:22,395 --> 01:29:24,655
‫نه فقط تهدیدش، بلکه وعده‌ی عملی‌کردنش

1055
01:29:25,645 --> 01:29:28,655
‫این داستانی نیست که توی یه بعدازظهر
‫دلنشین خاطره‌انگیز شروع شده باشه

1056
01:29:29,245 --> 01:29:33,375
‫این داستانیه که شش روز پیش شروع شد:
"تابوتو"

1057
01:29:58,865 --> 01:30:03,455
‫بروس، دوباره منم.
‫می‌دونم، می‌دونم

1058
01:30:03,495 --> 01:30:04,615
برام مهم نیست، بفروشش

1059
01:30:05,335 --> 01:30:09,335
بفروشش و
کل پول رو به حساب جولیتا واریز کن

1060
01:30:09,755 --> 01:30:11,135
می‌دونم

1061
01:30:11,195 --> 01:30:12,255
الان بهش زنگ می‌زنم

1062
01:30:12,255 --> 01:30:13,351
شماره حساب رو برات می‌فرستم

1063
01:30:13,375 --> 01:30:15,735
‫الان نمی‌تونم بهت توضیح بدم،
‫بعداً بهت می‌گم

1064
01:31:23,495 --> 01:31:26,155
‫پس، گذاشتیش تو "شیکاگو" بمونه

1065
01:31:26,225 --> 01:31:27,225
لعنتی

1066
01:31:27,360 --> 01:31:30,597
‫می‌دونی، با تمام اون اصالت‌سنجی‌های ادایی
‫ مزخرفی که وجود داره

1067
01:31:30,622 --> 01:31:31,880
کی با تو صحبت کرد؟

1068
01:31:35,781 --> 01:31:37,156
باید می‌ذاشتی بمونه؟

1069
01:31:38,038 --> 01:31:40,264
باید می‌ذاشتم بمونه

1070
01:31:41,069 --> 01:31:44,545
فکر می‌کردم گفتی این یارو منطقی و باهوشه

1071
01:31:45,765 --> 01:31:46,765
‫هی، ما...

1072
01:31:50,799 --> 01:31:52,005
‫هی، شما...

1073
01:31:52,698 --> 01:31:56,064
این وسایل گنده رو که نمی‌تونن بردارن
بیارن تو خونه

1074
01:31:56,065 --> 01:31:58,785
گفتی اون دستگاه چیه که اندازه یه اتاقه؟

1075
01:31:58,869 --> 01:32:01,584
دستگاهی که اندازه‌ی یه اتاقه رو که
نمی‌شه بردارن بیارن تو خونه‌ی کسی

1076
01:32:01,585 --> 01:32:04,825
میکروسکوپ الکترونی روبشی

1077
01:32:05,855 --> 01:32:08,905
نیک می‌دونه چی می‌گه و
حرفش درسته

1078
01:32:09,975 --> 01:32:11,104
می‌خواین چی‌کار کنین؟

1079
01:32:11,105 --> 01:32:13,345
‫این دست‌نوشته رو
‫ بردارین ببرین "کانال استریت"؟

1080
01:32:14,015 --> 01:32:18,089
‫تو پیاده‌رو کنار کسی که
‫ساعت‌های تقلبی "رولکس" بساط کرده، بفروشین؟

1081
01:32:23,495 --> 01:32:25,624
‫گوش بدین، اگه می‌خواین من رو
‫از این کار کنار بذارین،

1082
01:32:25,625 --> 01:32:27,025
فقط کافیه همین الان پولم رو بدین

1083
01:32:40,965 --> 01:32:42,005
من طرف تو بودم، نیکی

1084
01:32:43,085 --> 01:32:46,085
‫من تو کل این ماجرا طرف تو بودم.
‫خودت که می‌دونی

1085
01:32:46,885 --> 01:32:48,564
‫این بازی‌ "جو بلک" بود،

1086
01:32:48,565 --> 01:32:51,625
‫ولی من تمام مدت برات مثل یه خاخام بودم
[ "اشاره به فیلم "با جو بلک آشنا شوید ]

1087
01:32:51,625 --> 01:32:55,965
‫و بعد از این‌که کارم رو انجام دادم،
‫می‌گفتی "خداحافظ، نیکی"، درسته؟

1088
01:32:56,505 --> 01:32:59,144
نه اگه دست خودم بود، رفیق
...نه اگه دست خودم بود

1089
01:32:59,145 --> 01:33:00,764
این حرف‌ها رو که سریع و راحت می‌زنی

1090
01:33:00,765 --> 01:33:02,765
همین‌قدر سریع هم جای من رو می‌گرفتی؟

1091
01:33:04,035 --> 01:33:06,285
‫- یه نگاه به سر و وضع من بنداز
‫- دارم نگاه می‌کنم

1092
01:33:08,515 --> 01:33:12,305
بیا این دست‌نوشته رو با هم برگردونیم
من و تو

1093
01:33:12,925 --> 01:33:14,265
حتماً شوخیت گرفته لامصب

1094
01:33:14,275 --> 01:33:16,024
تو اولین نفری هستی که اونا میان دنبالش

1095
01:33:16,025 --> 01:33:17,265
و الان فقط داری کسشر می‌‌گی

1096
01:33:17,290 --> 01:33:18,621
چون تو هم پشت اونا درمیای و

1097
01:33:18,646 --> 01:33:20,243
‫- همگی با هم دنبال من می‌گردین
‫- نیکی...

1098
01:33:23,635 --> 01:33:24,710
‫تو سرش یه سوراخ درست کردم،

1099
01:33:24,760 --> 01:33:25,915
‫ همون‌جایی که قبلاً روحش بود

1100
01:33:38,855 --> 01:33:41,195
خودش نمی‌خواست باور کنه

1101
01:33:41,455 --> 01:33:43,675
‫تو "پاریس"، رفتم تو خیابون "رو دن نایر"
‫قایم بشم

1102
01:33:44,865 --> 01:33:46,767
‫"خیابان غرق‌شدگان"

1103
01:33:48,295 --> 01:33:49,295
هی، مشکلی نیست

1104
01:33:56,995 --> 01:33:57,995
من چیزی نیاز ندارم

1105
01:33:58,035 --> 01:33:59,035
چیزی ازت نمی‌خوام

1106
01:34:06,421 --> 01:34:08,490
گونه‌هایی از حیوانات وجود دارند که

1107
01:34:08,515 --> 01:34:10,955
‫ممکن است برای قلمرو و یا برای غذا،
‫هم‌نوع خودشان را بکشند

1108
01:34:12,535 --> 01:34:15,120
‫ولی این عارضه‌ی دین است که
باعث شده

1109
01:34:15,120 --> 01:34:18,941
انسان‌ها به غیرطبیعی‌‌ترین، بی‌خداترین و
خودویرانگرترین گونه موجودات تبدیل شوند

1110
01:34:19,705 --> 01:34:21,992
بوم، بوم

1111
01:34:23,095 --> 01:34:27,075
صدای یکتاپرستی، ریشه‌ی تمام بدی‌ها

1112
01:34:46,644 --> 01:34:50,414
!لعنتی، گوه توش

1113
01:35:16,415 --> 01:35:17,415
!گــه توش

1114
01:35:18,005 --> 01:35:19,005
کیرم توش

1115
01:35:30,045 --> 01:35:31,825
‫عشقم به جولیتا مانند یک بیماری بود که

1116
01:35:32,005 --> 01:35:33,785
‫که خود او هم باعثش بود، هم درمانش

1117
01:35:34,805 --> 01:35:37,984
‫ولی من دارو رو رد کردم.
‫نمی‌دونستم چی زودتر من رو به کُشتن می‌ده،

1118
01:35:37,985 --> 01:35:39,985
‫ترس یا دلتنگی برای زنی که

1119
01:35:40,010 --> 01:35:41,937
‫از شدت عشق و علاقه‌م به او می‌رنجیدم

1120
01:37:02,904 --> 01:37:06,897
با تایید اف‌بی‌آی، هواپیمای آمریکایی که

1121
01:37:06,947 --> 01:37:11,042
از بوستون به مقصد لس‌آنجلس در پرواز بود

1122
01:37:11,092 --> 01:37:16,352
صبح سه‌شنبه ۱۱ سپتامبر، کمی پیش از ساعت ۹
با برج شمالی مرکز تجارت جهانی برخورد کرد

1123
01:37:16,402 --> 01:37:21,518
این هواپیما شکافی بزرگ
بین طبقات ۹۳ تا ۹۹ یکی از دو برج دوقلو

1124
01:37:21,568 --> 01:37:25,321
که از نمادهای نیویورک به شمار می‌روند
ایجاد کرد

1125
01:37:25,472 --> 01:37:29,236
تصاویر نشان می‌دهند که شعله‌ و دود
از این آسمان‌خراش زبانه می‌کشند

1126
01:37:29,594 --> 01:37:36,113
نیروهای امداد فوراً به محل اعزام شدند
آتش‌نشان‌ها، پلیس و امدادگران تلاش می‌کنند تا

1127
01:37:36,382 --> 01:37:38,225
مجروحان را تحت مراقبت قرار دهند

1128
01:37:38,275 --> 01:37:41,068
همچنین دستور تخلیه
...مرکز تجارت جهانی صادر شد

1129
01:37:41,279 --> 01:37:42,752
الو؟

1130
01:37:42,776 --> 01:37:44,531
جولیتا؟

1131
01:37:44,555 --> 01:37:45,555
وای خدا

1132
01:37:45,579 --> 01:37:47,140
نیک؟

1133
01:37:47,164 --> 01:37:49,145
سلام، سلام

1134
01:37:50,895 --> 01:37:55,230
‫خیلی نگران بودم.
‫با خودم خیال کردم من کاری کردم...

1135
01:37:55,327 --> 01:37:58,087
‫گوش بده، نیک...

1136
01:37:58,175 --> 01:37:59,865
عزیزم -
دلم برات تنگ شده -

1137
01:38:02,055 --> 01:38:04,585
‫- آره
‫- نمی‌تونم از فکرت بیام بیرون

1138
01:38:04,985 --> 01:38:06,865
منم همین‌طور

1139
01:38:06,945 --> 01:38:09,785
بدون تو خیلی حالم بده

1140
01:38:10,805 --> 01:38:14,025
ولی گوش بده، الان وقت برای این حرف‌ها نیست

1141
01:38:14,265 --> 01:38:16,384
یه‌چیزی رو باید بهت بگم

1142
01:38:16,385 --> 01:38:18,481
خیلی مهمه، می‌خوام یه کاری برام انجام بدی

1143
01:38:18,505 --> 01:38:21,265
‫می‌خوام برام دروغ بگی.
‫ازت می‌خوام به "راس" زنگ بزنی

1144
01:38:21,525 --> 01:38:23,864
‫و بهش بگی که فکر می‌کنی من دیروز اول صبح

1145
01:38:23,865 --> 01:38:25,625
‫تو "مرکز تجارت جهانی"،
‫قرار ملاقات داشتم

1146
01:38:25,645 --> 01:38:27,345
‫- و این‌که الان خیلی نگرانی، باشه؟
‫- من...

1147
01:38:27,685 --> 01:38:30,785
‫من تو دروغ گفتن خوب نیستم و
‫و زیاد "راس" رو نمی‌شناسم

1148
01:38:30,810 --> 01:38:31,991
به نظرم بهتره خودت زنگ بزنی

1149
01:38:32,016 --> 01:38:33,465
جولیتا، عزیزم، نه، نه

1150
01:38:33,505 --> 01:38:35,504
خودم زنگ بزنم بی‌فایده‌ست

1151
01:38:35,505 --> 01:38:37,641
فقط تو از عهده‌ی این کار برمیای
باید انجامش بدی

1152
01:38:37,665 --> 01:38:41,425
‫من بهت نیاز دارم. می‌شه
‫ به‌خاطر من این کار رو انجام بدی، لطفاً؟

1153
01:38:42,162 --> 01:38:43,825
‫اگه می‌خوای، فقط بگو ‫فکر می‌کنی که شنیدی

1154
01:38:43,850 --> 01:38:45,670
‫من داشتم توی مرکز شهر با یه آدمی

1155
01:38:45,695 --> 01:38:47,544
‫ قرار ملاقات می‌ذاشتم

1156
01:38:47,545 --> 01:38:48,985
و از اون موقع دیگه خبری ازم نشنیدی

1157
01:38:49,857 --> 01:38:51,945
یه‌کم پول به حسابت واریز می‌کنم

1158
01:38:52,695 --> 01:38:55,585
‫دفعه‌ی بعدی که همو می‌بینیم،
‫ازت می‌خوام ۲۰ هزار دلار رو نقد بیاری

1159
01:38:57,375 --> 01:38:59,477
لطفاً این کار رو انجام می‌دی؟

1160
01:39:00,285 --> 01:39:04,945
‫- آره ولی چرا؟
‫- چون من باید فکر کنن مُردم

1161
01:41:30,695 --> 01:41:33,185
با صدای آسمان از خواب بیدار شدم

1162
01:41:34,605 --> 01:41:37,425
‫همان موقع آماده بودم که
‫قلمم را به‌دست گیرم

1163
01:41:38,501 --> 01:41:41,868
‫نه مانند یک کشاورزِ
‫ از کت و کول افتاده و ملول که

1164
01:41:41,893 --> 01:41:43,611
‫داس خود را بلند می‌کند،

1165
01:41:43,645 --> 01:41:47,285
‫بلکه مانند دروگری که می‌خواهد
‫ شگفتی‌ها را درو کند

1166
01:41:47,310 --> 01:41:49,745
تا به دوردست‌ها چشم بدوزد

1167
01:43:35,965 --> 01:43:37,625
این نادرترین پوست از رَحم گاوه

1168
01:43:42,055 --> 01:43:44,825
‫حتی جوتوی ما هم تا حالا روی چنین صفحه‌ای کار نکرده
[ جوتو دی بوندونه، نقاش و معمار ایتالیایی قرون وسطا، مشهور به استفاده از رنگ بر گچ زنده ]

1169
01:43:44,845 --> 01:43:48,065
اما رنگ‌های او بر این صفحه
همان‌قدر باشکوه خواهند نشست که

1170
01:43:48,090 --> 01:43:50,030
رنگ بر گچ خیس می‌نشیند

1171
01:43:52,155 --> 01:43:54,373
یا رویا بر ابر

1172
01:43:58,760 --> 01:44:04,611
شعر تو در صندوقچه‌ای
از چوب شاه‌بلوط کنده‌کاری‌شده

1173
01:44:04,611 --> 01:44:06,622
با لولای زرین جای خواهد گرفت

1174
01:44:07,185 --> 01:44:10,274
تنها پوست لطیف و نیمه‌شفاف بئاتریس
در دوران باکرگی‌اش

1175
01:44:10,275 --> 01:44:12,835
می‌تونست کاغذ پوست بهتری خلق کند

1176
01:44:29,260 --> 01:44:31,835
‫این را داشته باش برای
‫ هر نیاز یا آرزویی که برات پیش اومد

1177
01:44:35,015 --> 01:44:37,159
‫دنیا شعرت را خواهد داشت

1178
01:44:50,175 --> 01:44:52,354
برایم سنگ تمام گذاشتی

1179
01:45:04,247 --> 01:45:06,692
واقعاً درک نمی‌کنم

1180
01:45:07,998 --> 01:45:11,545
طی یه سال بخشِ "برزخ" رو نوشتی
[  دانته در "کمدی الهی"، سفر خیالی خود را به دوزخ، برزخ و بهشت تعریف می‌کند ]

1181
01:45:12,265 --> 01:45:14,325
و حالا ۶ سال گذاشته و

1182
01:45:16,368 --> 01:45:18,457
‫"بهشت" هنوز تمام نشده

1183
01:45:20,645 --> 01:45:22,005
واقعاً درک نمی‌کنم

1184
01:46:50,845 --> 01:46:52,845
روز بخیر -
عصر به‌خیر -

1185
01:46:54,425 --> 01:46:56,414
‫سوزان پالیچه هستم،
‫از دیدارتون خوشبختم

1186
01:46:56,415 --> 01:46:57,415
همچنین، ممنون

1187
01:46:57,415 --> 01:46:58,415
مرسی که برام وقت گذاشتین

1188
01:46:59,360 --> 01:47:03,615
‫باعث افتخاره.
‫من رو کنجکاو کردین

1189
01:47:04,875 --> 01:47:08,214
‫ناپدید شدن تمام این امضاها،
‫از همون دوران دانشگاهم

1190
01:47:08,215 --> 01:47:09,815
‫من رو شگفت‌زده کرده بود

1191
01:47:10,355 --> 01:47:13,409
‫نظرتون در مورد کشف
‫ چنین دست‌نوشته‌ای چیه؟

1192
01:47:14,765 --> 01:47:18,535
‫اهمیت چنین کشفی غیرقابل تصوره،

1193
01:47:19,475 --> 01:47:24,602
همچنین خیلی جنجالی و چالش‌برانگیز می‌شه

1194
01:47:24,627 --> 01:47:26,627
حتی بین بهترین‌های خود ما

1195
01:47:26,725 --> 01:47:30,215
‫چون به هیچ طریقی نمی‌شه
‫ نوشته‌ی "دانته" رو تأیید کرد

1196
01:47:30,275 --> 01:47:33,535
‫چون نمونه‌ای برای مقایسه‌ش
‫وجود نداره

1197
01:47:33,795 --> 01:47:36,285
‫نه، نه، باور دارم که یه نمونه‌ای وجود داره،
‫اگه اشتباه نکنم،

1198
01:47:36,310 --> 01:47:38,200
‫فقط یه ارجاع به دست‌خطش وجود داره

1199
01:47:38,225 --> 01:47:41,455
‫از "نیکولو نیکولی"،
‫۸۰ سال بعد از مرگش

1200
01:47:53,095 --> 01:47:56,229
اخیراً بعضی از نوشته‌هایش را خواندم"

1201
01:47:56,486 --> 01:47:59,018
‫که به نظر هم می‌رسید
‫ خیلی با دقت نوشته شده بودند

1202
01:47:59,431 --> 01:48:02,525
‫ چون هم با دست‌خط خودش بودند و هم
‫ با مهر خودش امضا شده بودند

1203
01:48:02,908 --> 01:48:08,695
اما به هرکول سوگند، هیچ‌کس آن‌قدر در این دنیا
بی‌فرهنگ نیست که

1204
01:48:08,719 --> 01:48:11,861
"از چنین نگارش ناشیانه‌ و بی‌ریختی شرمنده نشود

1205
01:48:14,700 --> 01:48:16,185
مُهر خودش

1206
01:48:16,345 --> 01:48:18,875
این به خودی خودش یه شگفتیه

1207
01:48:20,027 --> 01:48:22,200
مُهر خودشه

1208
01:48:23,247 --> 01:48:27,598
‫برش عمودی خورده، طلایی و مشکی رنگه
‫ و نوار نقره‌ای هم داره

1209
01:48:27,622 --> 01:48:29,622
که باور دارم این مُهرشه

1210
01:48:30,655 --> 01:48:32,264
از کجا مطمئنین؟

1211
01:48:32,583 --> 01:48:36,995
چون ‫ این مُهر روی نسخه‌ی نهایی "دوزخ"،
‫ بالای امضای شاعر دیده می‌شه

1212
01:48:38,195 --> 01:48:40,235
بخشی از کلمات "توندو" و "استله" رو پوشونده

1213
01:48:56,805 --> 01:48:57,805
بفرمایین نگاه کنین

1214
01:49:05,093 --> 01:49:07,414
‫برای تأیید این اثر...

1215
01:49:08,445 --> 01:49:10,695
نیازه روزها با دقت بررسی بشه

1216
01:49:11,415 --> 01:49:16,095
‫ولی می‌تونم بهتون اطمینان بدم که
‫ مجموعه‌مون در "ونیز"

1217
01:49:16,272 --> 01:49:18,124
‫خیلی وسیع و باستانیه

1218
01:49:18,149 --> 01:49:24,413
‫تمامی آثارمون از زمان "پترارک"،
‫بنیان‌گذار این مجموعه، جمع‌آوری شده.

1219
01:49:25,735 --> 01:49:30,395
‫اگه محبت کنین این نسخه‌ها رو
‫پیش ما بذارین،

1220
01:49:30,495 --> 01:49:32,875
‫- حتماً
‫- ممکنه بتونم بهتون کمک کنم

1221
01:49:33,505 --> 01:49:35,114
‫خوبه، همون‌طور که قبل‌تر گفتم،

1222
01:49:35,115 --> 01:49:37,474
‫از رازداری شما کمال تشکر رو دارم،
‫چون من نماینده‌ی کارفرمایی هستم که

1223
01:49:37,475 --> 01:49:38,914
‫تمایل دارن ناشناس باقی بمونن

1224
01:49:38,915 --> 01:49:40,355
‫- حتماً، حتماً
‫- خوبه

1225
01:49:40,905 --> 01:49:45,755
‫- خب، مرسی، موفق باشین
‫- مرسی، مرسی، شما آقای...؟

1226
01:49:46,435 --> 01:49:49,715
‫- سندبرگ، الیوت سندبرگ هستم
‫- ممنون، الیوت

1227
01:49:50,085 --> 01:49:53,739
ممنون، دکتر پالیچه

1228
01:49:53,764 --> 01:49:55,114
‫وای خدا!

1229
01:49:57,036 --> 01:49:59,428
‫باورم نمی‌شه!

1230
01:49:59,966 --> 01:50:01,013
‫وای خدا!

1231
01:50:20,685 --> 01:50:25,114
‫- تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟
‫- عشقم،

1232
01:50:25,139 --> 01:50:28,755
‫اومدم بهت هشدار بدم
،چیزی که الان اون مرد نشونت داد

1233
01:50:29,215 --> 01:50:32,035
می‌تونه حرفه‌ت رو نابود کنه یا حتی بدتر

1234
01:50:33,945 --> 01:50:35,028
[ هتل گریتی پالاس، ونیز ایتالیا ]

1235
01:50:36,112 --> 01:50:40,445
‫سال‌ها قبل من کتابی نوشتم
‫ به نام "قدرت در زمین"

1236
01:50:40,564 --> 01:50:44,782
‫کتابی درباره‌ی قلمروهای سایه‌وار
"میکله سیندونا"

1237
01:50:45,885 --> 01:50:48,665
‫سرمایه‌دار بدنام سیسیلی،

1238
01:50:49,685 --> 01:50:52,425
‫که  باور داشتند در مرکز شرارت جهان،

1239
01:50:52,445 --> 01:50:54,247
‫بر تخت سلطنت نشسته،

1240
01:50:54,925 --> 01:50:58,585
همان تقاطع مخفی که سه هیولای
،امور مالی بین‌المللی

1241
01:50:58,805 --> 01:51:00,945
‫ مافیا و "واتیکان" در آن‌جا جمع می‌شوند

1242
01:51:02,655 --> 01:51:05,576
‫بسیاری از حرف‌هایی که سیندونا به من زد،
‫عجیب و باورنکردنی بود

1243
01:51:05,601 --> 01:51:09,624
شبیه هذیان‌های مردی زندانی که می‌دانست

1244
01:51:09,625 --> 01:51:11,425
‫ هرگز دوباره نفس آزادی نخواهد کشید

1245
01:51:12,735 --> 01:51:15,824
‫طی ملاقات‌مان در زندان،
‫سیندونا از من درخواست کرد تا

1246
01:51:15,825 --> 01:51:19,340
‫پیام‌های کوتاه و رمزی‌اش را به آدمش
‫انتقال بدم

1247
01:51:20,285 --> 01:51:21,905
‫و من هم اون پیام‌ها رو انتقال دادم

1248
01:51:23,194 --> 01:51:25,194
‫"مفیستوفلس"
[ نامی است که در ادبیات فولکلور آلمانی به شیطان داده‌اند ]

1249
01:51:25,575 --> 01:51:27,301
من به این اسم صداش می‌زنم

1250
01:51:28,415 --> 01:51:31,439
جوونه، تقریباً هم سن و سال خودته

1251
01:51:32,375 --> 01:51:34,179
‫از پس هر کاری برمیاد.

1252
01:51:35,665 --> 01:51:42,135
هر چیزی که نمی‌دونست رو
من یادش دادم و دقیقاً مثل خودمه

1253
01:51:42,475 --> 01:51:43,912
اون تنها بازی می‌کنه

1254
01:51:51,435 --> 01:51:55,775
اگه من رو از دست دادی، این دست‌نوشته رو

1255
01:51:56,497 --> 01:51:59,575
‫از "رُم" خارج کن و به این آدرس ببر

1256
01:52:01,925 --> 01:52:02,935
این مرد بهت کمک می‌کنه

1257
01:52:05,725 --> 01:52:07,495
فقط به این شخص می‌تونی اعتماد کنی

1258
01:52:10,195 --> 01:52:11,695
اگه از دستت بدم؟

1259
01:52:16,624 --> 01:52:18,256
من رو از دست نمی‌دی

1260
01:52:25,255 --> 01:52:26,255
ارزشش چه‌قدره؟

1261
01:52:28,045 --> 01:52:31,493
‫- چنین چیزی داری؟
‫- نه

1262
01:52:32,325 --> 01:52:34,864
‫- پس، چرا می‌پرسی؟
‫- اگه چنین چیزی دستم بود،

1263
01:52:34,865 --> 01:52:36,311
فکر نمی‌کنم فراموشش می‌کردم

1264
01:52:36,335 --> 01:52:37,425
تمام حرف‌هام فقط فرضیه

1265
01:52:37,475 --> 01:52:39,725
‫هیچ تکه کاغذی تو دنیا وجود نداره که

1266
01:52:39,750 --> 01:52:41,024
‫"دانته" با دست‌خط خودش،
نوشته باشه

1267
01:52:41,025 --> 01:52:43,070
این رو هردومون می‌دونیم

1268
01:52:43,095 --> 01:52:46,785
‫خب، من می‌تونم با یه نفر تو "ایتالیا"
‫ تماس بگیرم و بهت خبر بدم

1269
01:52:47,175 --> 01:52:49,745
‫- خیلی‌خب. دیوید؟
‫- بله؟

1270
01:52:49,792 --> 01:52:52,945
هر کاری می‌کنی، فقط به کسی نگو
با من صحبت کردی

1271
01:53:02,635 --> 01:53:05,584
‫دیوید هنکر با مردی از بنگاه "کریستیز"،

1272
01:53:05,585 --> 01:53:08,010
‫مشاور ارشد دست‌نوشته‌های نادر،

1273
01:53:08,035 --> 01:53:10,025
‫ارتباط ناشناسی رو ترتیب داد

1274
01:53:10,365 --> 01:53:12,344
‫این مرد چند ساعت بعد از شنیدن این خبر،

1275
01:53:12,345 --> 01:53:13,945
‫با جت شخصی از "لندن" خودش رو رسوند

1276
01:53:14,440 --> 01:53:16,450
‫من می‌دونستم که این دست‌نوشته
‫غیرقابل ارزش گذاریه

1277
01:53:16,475 --> 01:53:17,745
‫ولی همچنین می‌دونستم که

1278
01:53:17,770 --> 01:53:19,900
‫فقط بنگاه "کریستیز" می‌تونه روش قیمت بذاره

1279
01:53:24,965 --> 01:53:29,265
‫من نماینده‌ی یک مجموعه‌دار خیلی توداری هستم

1280
01:53:29,613 --> 01:53:33,545
‫بله، حتماً، جناب.
‫این از وِیژگی‌های یک مرد محترمه

1281
01:53:33,745 --> 01:53:38,034
‫- درسته
‫- این دست‌نوشته رو از کجا آوردین؟

1282
01:53:39,347 --> 01:53:40,878
‫خیلی احتیاط کنین

1283
01:53:42,835 --> 01:53:44,491
چه خواسته‌ای داری؟

1284
01:53:46,795 --> 01:53:48,525
‫این‌که هر چه که دیدی را،
‫منم ببینم

1285
01:53:50,905 --> 01:53:52,485
پس چشمانت را ببند و ببین

1286
01:54:02,075 --> 01:54:04,108
‫ای فروغ سرمدی،

1287
01:54:06,351 --> 01:54:08,614
که تنها در خویش ساکنی

1288
01:54:10,543 --> 01:54:12,543
و تنها خود، خویشتن را درک می‌کنی

1289
01:54:13,903 --> 01:54:19,270
‫و با این ادراک هم می‌فهمانی و هم می‌فهمی،
‫و لاجرم به‌خود عشق می‌ورزی و بر روی خویش لبخند می‌زنی

1290
01:54:20,857 --> 01:54:23,910
‫چون دیدگان من کوتاه‌زمانی
‫ بر این دوران بنگریستند که

1291
01:54:24,714 --> 01:54:27,981
فروغ تو در دل خویش داشت

1292
01:54:29,473 --> 01:54:32,434
و نوری می‌نمود که منعکس شده باشد

1293
01:54:34,082 --> 01:54:37,924
‫چنین پنداشتم که در آن،

1294
01:54:37,948 --> 01:54:40,642
تصویر ما ‫با رنگ خاص این فروغ هویدا بود

1295
01:54:42,368 --> 01:54:46,127
و لاجرم نگاه من سراپا مستغرق آن شده بود

1296
01:54:47,487 --> 01:54:51,713
‫و در این‌جا بود که خیال بالانشینم
‫از فرط جذبه، از پای درافتاد

1297
01:54:53,235 --> 01:54:57,510
‫اما پیش از آن‌که چنین شود، شوق و اراده‌ام،

1298
01:54:58,972 --> 01:55:03,299
‫ چون چرخی که با حرکتی یکسان در گردش باشد،
‫هماهنگ شده بودند

1299
01:55:06,142 --> 01:55:13,470
‫و این کار عشق بود که خورشید و
‫ دیگر اختران را در گردش دارد

1300
01:55:16,752 --> 01:55:19,275
‫ خدا در تو و از تو دمیده

1301
01:55:22,619 --> 01:55:28,486
‫این فرصت را بهت بخشیده که
‫ پرده‌ی ناگفتنی‌ها را آرام کنار زنی

1302
01:55:41,535 --> 01:55:42,835
تو درگیر آه و اندوه شدی

1303
01:55:46,975 --> 01:55:48,451
تو خود شعر شدی

1304
01:55:53,275 --> 01:55:54,915
‫من هم هدیه‌ت را با یه هدیه جبران می‌کنم

1305
01:56:12,227 --> 01:56:13,858
ممنونتم

1306
01:56:14,507 --> 01:56:17,595
‫این کتاب از او،
‫و دروازه‌ای به سوی اوست

1307
01:56:18,295 --> 01:56:21,775
و هدف، سفر پیش روست

1308
01:56:23,825 --> 01:56:27,135
برای خودم به چند نشانه‌ای رسیدم

1309
01:56:27,160 --> 01:56:29,176
‫ولی خودم هیچ‌وقت وارد این سفر نشدم

1310
01:56:30,315 --> 01:56:35,033
‫- چرا؟
‫- من جزو آن اندک‌منتخب‌ها نبودم

1311
01:56:39,135 --> 01:56:41,247
چرا باید این بار را به دوش بکشم؟

1312
01:56:41,272 --> 01:56:42,825
‫چون او می‌بیند

1313
01:56:47,845 --> 01:56:49,945
‫- اگر پیدایش کنم...
‫- حتماً پیدایش می‌کنی

1314
01:56:52,365 --> 01:56:54,105
پیامی هست که منتقل کنم؟

1315
01:56:56,602 --> 01:56:58,775
از طرف من، نه

1316
01:56:58,925 --> 01:56:59,925
نه

1317
01:57:06,741 --> 01:57:08,085
اسم من "جیکوب" است
[ یعقوب= ]

1318
01:57:43,475 --> 01:57:45,835
ما میمیرم

1319
01:57:45,885 --> 01:57:48,393
فایده نداره

1320
01:57:49,525 --> 01:57:50,885
می‌ترسم بمیرم

1321
01:59:27,723 --> 01:59:29,255
من می‌ترسم

1322
01:59:31,935 --> 01:59:33,545
آرامش را در دل آسمان دریاب

1323
01:59:35,325 --> 01:59:38,185
خداوند بیرون و درون توست

1324
01:59:39,384 --> 01:59:43,855
خدا خود توست
‫ترس هیچ فایده‌ای ندارد

1325
01:59:47,877 --> 01:59:52,655
‫ای برادران... که از صد هزار خطر گذشته

1326
01:59:53,845 --> 01:59:58,735
‫و به مغرب‌زمین رسیده‌اید،

1327
01:59:59,515 --> 02:00:02,855
‫این دوران کوتاه هوشیاری را که
‫ هنوز برایتان باقی‌ مانده، مغتنم بشمارید

1328
02:00:03,635 --> 02:00:07,615
‫و امکان کشف دنیای نامسکون را
‫ از راه تعقیب خورشید،

1329
02:00:07,635 --> 02:00:09,244
‫ از کف مدهید

1330
02:00:10,814 --> 02:00:12,775
تبار خویش را در نظر آرید

1331
02:00:13,955 --> 02:00:17,975
‫شما را برای آن نساختند که چون نابخردان
‫عمر گذرانید،

1332
02:00:17,995 --> 02:00:22,847
بلکه ساختند تا به‌دنبال پاکی و دانش روید

1333
02:01:12,501 --> 02:01:15,993
:خواننده‌ی عزیز، از خودت بپرس

1334
02:01:16,018 --> 02:01:19,806
آیا من از آن کلمات نفرین‌شده
مأیوس نشدم؟

1335
02:01:19,831 --> 02:01:22,659
‫فکر می‌کردم دیگر هیچ‌وقت
‫ نمی‌توانم دوباره به زمین بازگردم

1336
02:01:28,605 --> 02:01:30,487
خوش اومدید، آقای توشس

1337
02:01:32,765 --> 02:01:35,535
‫خیلی از دیدن‌تون خوشحال شدم.
‫خیلی وقت بود این‌جا نیومده بودین

1338
02:01:36,245 --> 02:01:40,375
‫- اشتباه گرفتین
‫- البته، اشتباه کردم

1339
02:01:41,243 --> 02:01:45,855
‫مرد متشخصی مثل شما،
‫نیازی به کارت عضویت نداره

1340
02:01:46,005 --> 02:01:47,005
خیلی‌خب، ممنون

1341
02:01:59,975 --> 02:02:01,855
جولیتا می‌تونست با تمام پول من فرار کنه

1342
02:02:02,255 --> 02:02:04,364
این کار هوشمندانه‌ای هم بود

1343
02:02:05,029 --> 02:02:08,191
‫ولی اون با تمام شکوه و جذابیتش
‫ اون‌جا نشسته بود

1344
02:02:08,216 --> 02:02:10,215
‫و تو هر دستش هم ۱۰ هزار دلار
‫پول نقد داشت

1345
02:02:11,355 --> 02:02:12,375
ای خدا، من عاشق این زنم

1346
02:02:17,685 --> 02:02:19,013
۳

1347
02:02:19,037 --> 02:02:21,037
۳۳

1348
02:02:21,061 --> 02:02:22,693
‫اینم ۰!

1349
02:02:33,435 --> 02:02:35,734
‫تو باید همین الان بری.
‫همه‌چی رو فراموش کن

1350
02:02:35,735 --> 02:02:37,624
پول رو بردار و برو. تمومه

1351
02:02:37,649 --> 02:02:38,835
آدرس توی اتاق رو به‌یاد بیار

1352
02:02:38,861 --> 02:02:40,429
‫"مفیستوفلس"، این اسمشه

1353
02:02:40,515 --> 02:02:43,047
‫- برو سراغ...
‫- عشقم، منظورت چیه؟

1354
02:02:43,320 --> 02:02:45,415
‫عزیزم، تو از وقتی که عاشق من شدی،

1355
02:02:45,435 --> 02:02:46,940
‫بیوه محسوب می‌شدی

1356
02:02:46,965 --> 02:02:50,375
‫من هفت‌صد سال بود که بیوه بودم،
‫تا این‌که تو رو دیدم

1357
02:02:52,153 --> 02:02:54,003
"مفیستوفلس"
برو

1358
02:03:45,810 --> 02:03:47,810
‫دوستم زیادی مست کرده!

1359
02:03:47,834 --> 02:03:49,834
‫از این اتفاقات هر روز می‌افته!

1360
02:03:58,825 --> 02:03:59,903
‫بریم!

1361
02:04:18,195 --> 02:04:19,195
‫خب...

1362
02:04:24,065 --> 02:04:25,155
دست‌نوشته کجاست؟

1363
02:04:26,383 --> 02:04:28,578
دست من نیست

1364
02:04:30,333 --> 02:04:34,083
‫- دست اون خانمه‌ست؟
‫- نه

1365
02:04:45,915 --> 02:04:46,915
‫پس...

1366
02:04:57,275 --> 02:05:01,175
خوشحال می‌شم چهره‌ت رو ببینم
وقتی سرت رو از بدنت جدا کنم

1367
02:05:04,425 --> 02:05:07,615
‫دان لکو اگه الان بود،
‫چنین چیزی می‌خواست

1368
02:05:12,656 --> 02:05:14,305
آروم باش

1369
02:05:18,485 --> 02:05:20,215
‫آدمی که رفتی سراغش،
‫توی دنیایی زندگی کرد که

1370
02:05:20,915 --> 02:05:22,655
‫خونواده هنوز یه ارزشی داشت

1371
02:05:24,885 --> 02:05:28,225
‫احمق بود که به اون "جو"ـیِ وحشی،
‫اعتماد کرد

1372
02:05:32,535 --> 02:05:34,865
شاید بهتر شد که زنده نموند
تا این روز ببینه

1373
02:05:41,323 --> 02:05:43,323
‫با ظرافت انجام می‌دم!

1374
02:05:52,911 --> 02:05:54,355
ساکت

1375
02:06:12,688 --> 02:06:14,185
لعنت بهت، مرد

1376
02:06:19,387 --> 02:06:23,825
لعنتی، من نمی‌دونم، دست من نیست

1377
02:06:24,758 --> 02:06:26,139
‫من به اندازه‌ی خودت، ازش خبر دارم

1378
02:06:26,164 --> 02:06:29,545
‫شاید یه نفر دیگه تا الان دزیده‌ش.
‫نشونم بده

1379
02:06:30,455 --> 02:06:31,455
فقط نشونم بده

1380
02:06:37,767 --> 02:06:39,745
فکر نمی‌کنم این کمکی
به تِزم کنه

1381
02:06:41,345 --> 02:06:42,644
‫تو تنها کسی نیستی که

1382
02:06:42,645 --> 02:06:43,965
با هنر تجزیه و تحلیل شعر آشناست

1383
02:06:44,726 --> 02:06:48,093
‫به نظر می‌رسه اون خانم
بدجوری گیر کرده بینِ

1384
02:06:48,118 --> 02:06:51,460
‫جونت و اون نوشته

1385
02:06:52,025 --> 02:06:53,525
اون اصلاً نمی‌دونه که وجود داره

1386
02:06:54,665 --> 02:06:56,455
اصلاً نمی‌دونه که وجود داره

1387
02:07:00,865 --> 02:07:05,325
‫تو فوق‌العاده‌ای،
‫این بازی واقعاً من رو متحیر کرد

1388
02:07:05,350 --> 02:07:07,045
و خیلی هم کنجکاوم که

1389
02:07:07,815 --> 02:07:11,885
‫بفهمم برای جون تو
‫بیشتر ارزش قائله یا اون پول

1390
02:07:13,145 --> 02:07:14,145
‫خب...

1391
02:07:20,902 --> 02:07:22,512
بهش می‌گی که

1392
02:07:22,537 --> 02:07:24,590
‫اگه چیزی که مال ماست رو
‫بیاره پس بده،

1393
02:07:24,615 --> 02:07:27,145
تو جونت رو از دست نمی‌دی

1394
02:07:27,170 --> 02:07:31,770
‫وگرنه، من...

1395
02:07:34,652 --> 02:07:40,204
از تیکه‌های بدنت پازل می‌سازم

1396
02:07:40,204 --> 02:07:42,283
مثل یه کُلاژ

1397
02:07:44,395 --> 02:07:49,293
‫آره، من همین الانش مُرده حساب می‌شم،

1398
02:07:50,005 --> 02:07:52,137
دیگه چیزی ندارم از دست بدم

1399
02:07:59,675 --> 02:08:01,760
‫وقتی کارم باهات تموم شد،

1400
02:08:02,145 --> 02:08:05,393
‫می‌تونی جهنم رو با بلاغت خیلی بهتری
‫نسبت به شاعرمون توصیف کنی

1401
02:08:05,418 --> 02:08:08,082
‫ولی جا داره بگم،

1402
02:08:08,107 --> 02:08:11,100
‫مجازات اون برای دزدها،
بسیار شیک و شکیل بود

1403
02:08:15,071 --> 02:08:17,071
‫عشقم،

1404
02:08:18,425 --> 02:08:19,565
این کار ضروریه؟

1405
02:08:21,237 --> 02:08:24,395
آره، آره، قطعاً ضروریه

1406
02:08:35,092 --> 02:08:39,915
‫همان‌طور که دزد از مال دیگران
‫دزدی می‌کند،

1407
02:08:40,206 --> 02:08:44,555
‫در نهایت هویت و اعتبار خودش با زهر کارهای پلیدش
‫از بین می‌رود

1408
02:08:47,102 --> 02:08:49,835
تو از گزند آن‌ها درس خواهی گرفت

1409
02:08:50,539 --> 02:08:51,915
و پشیمان خواهی شد

1410
02:08:56,555 --> 02:08:57,675
فکر کنم خودم باهاش تماس بگیرم

1411
02:09:19,185 --> 02:09:20,185
جولیتا

1412
02:09:39,529 --> 02:09:41,624
اونجا

1413
02:10:49,535 --> 02:10:50,535
!جولیـتا

1414
02:10:50,585 --> 02:10:55,085
‫- گفتم مسلح نباشی!
‫- اسلحه رو بذار پایین و بیارش سمت من

1415
02:10:55,935 --> 02:10:57,585
اون‌وقت به چیزی که می‌خوای، می‌رسی

1416
02:10:57,610 --> 02:11:02,270
‫راه نداره!
‫من فقط اون دست‌نوشته رو می‌خوام

1417
02:11:09,885 --> 02:11:11,825
‫مطمئنم یه چند صفحه‌ای رو برای خودت
‫نگه داشتی

1418
02:11:14,139 --> 02:11:16,154
‫اگه درست رفتار کنی،
‫از این مورد چشم‌پوشی می‌کنم

1419
02:11:21,205 --> 02:11:22,205
منظورت مثل این بود؟

1420
02:11:25,225 --> 02:11:28,950
با همین کارت
یه میلیون دلار بهمون خسارت زدی

1421
02:11:28,975 --> 02:11:31,105
‫رقمش چه اهمیتی برام داره،
‫وقتی نیک آسیب ببینه

1422
02:11:33,779 --> 02:11:36,216
‫اگه یه خراش دیگه روش بیفته،

1423
02:11:36,428 --> 02:11:38,722
باقی صفحه‌ها هم مثل پروانه پر می‌کشن

1424
02:11:38,850 --> 02:11:40,249
خراش نمی‌اندازم

1425
02:11:40,274 --> 02:11:41,937
به‌جاش کاری می‌کنم خون بالا بیاری

1426
02:11:44,155 --> 02:11:46,288
واقعاً توقع داری باور کنم که

1427
02:11:46,313 --> 02:11:48,255
‫جون اون بیشتر از اون دست‌نوشته
‫ برات ارزش داره؟

1428
02:11:49,484 --> 02:11:51,855
‫لعنتی، تا حالا همچین خانمی
‫تو زندگیم ندیده بودم

1429
02:11:52,898 --> 02:11:57,055
‫قسم می‌خورم همه‌ش رو دور بریزم.
‫اسلحه رو بذار زمین

1430
02:11:58,235 --> 02:12:00,415
‫- دست‌نوشته رو بذار پایین
‫- تو اسلحه رو بذار زمین

1431
02:12:00,891 --> 02:12:02,672
اسلحه رو بذار زمین

1432
02:12:03,365 --> 02:12:07,495
‫اون در امانه، خراشی روش نیست.
‫من اسلحه رو می‌ذارم زمین، باشه

1433
02:12:08,165 --> 02:12:10,615
اگه نذاری پایین، تمام صفحات رو می‌ریزم دور

1434
02:12:11,555 --> 02:12:12,615
دست‌نوشته رو بذار پایین

1435
02:12:12,640 --> 02:12:13,895
من دارم می‌ذارم زمین

1436
02:12:35,748 --> 02:12:37,475
‫عشقم!

1437
02:12:38,482 --> 02:12:40,085
دارم درستش می‌کنم

1438
02:12:41,425 --> 02:12:42,725
چی رو درست می‌کنی؟

1439
02:12:44,465 --> 02:12:48,885
از قبل فقط پول رو شمردی و
به کتابخونه اصلاً فکر نکردی

1440
02:12:49,745 --> 02:12:52,125
‫پایان‌نامه‌ی من، مردم "ایتالیا"

1441
02:12:52,955 --> 02:12:55,322
پس، اون چیزی که من می‌خواستم چی؟

1442
02:12:55,625 --> 02:12:58,645
دیوونه‌ای؟ ما موفق شدیم

1443
02:12:59,545 --> 02:13:02,525
‫بهترین گزینه و امیدی که داریم
‫اینه که بفروشیمش

1444
02:13:04,186 --> 02:13:08,217
نمی‌توانم جز این تصور کنم که
این شعر از آنِ من است

1445
02:13:08,217 --> 02:13:12,659
چرا که غزل‌های والا و باشکوهش
در ستایش من سروده شده

1446
02:13:12,659 --> 02:13:15,815
من که عروسِ برگزیده روحِ جاودانه او (دانته) هستم

1447
02:13:23,233 --> 02:13:24,931
بئاتریس

1448
02:13:24,981 --> 02:13:28,317
بئاتریس

1449
02:13:32,437 --> 02:13:34,075
بئاتریس

1450
02:13:43,692 --> 02:13:45,202
‫لطفاً، بئاتریس!

1451
02:13:49,975 --> 02:13:52,685
بئاتریس، محبوب من

1452
02:13:53,834 --> 02:13:55,939
زینهار از مرزهای بسته

1453
02:13:55,989 --> 02:13:58,795
راهی پیچان و در خود فرورفته

1454
02:13:58,951 --> 02:14:02,063
ریسمانی که هر دم کشیده‌تر می‌شود

1455
02:14:02,113 --> 02:14:03,474
و تو می‌بینی

1456
02:14:03,499 --> 02:14:06,193
:کشش یک ستاره در حال مرگ را

1457
02:14:07,162 --> 02:14:10,802
آنجا زنجیرهای زمان
دیگر نیستند

1458
02:14:13,724 --> 02:14:17,107
در کدام مکتب این جملات را آموختی؟

1459
02:14:18,076 --> 02:14:22,646
همان مکتبی که زبان‌های شیرین
گوئیدو" و "لاپو" توش آموخته شده"

1460
02:14:23,865 --> 02:14:25,865
این طناب را باز کن

1461
02:14:26,911 --> 02:14:32,423
‫با آن‌که هیچ چاقوی فانی‌ای نمی‌تواند
‫پیوند ما را پاره کند!

1462
02:14:35,432 --> 02:14:37,432
‫من بئاتریسم!

1463
02:14:38,462 --> 02:14:41,353
‫- من بئاتریسم!
‫- آره!

1464
02:14:41,642 --> 02:14:43,642
بئاتریس بود که آزادت کرد

1465
02:14:44,454 --> 02:14:46,454
من از جایی می‌آیم که مایلم بدان بازگردم

1466
02:14:46,931 --> 02:14:49,790
عشق من رو متأثر کرد و به حرف آورد

1467
02:14:50,946 --> 02:14:52,946
‫ای فروغ سرمدی،

1468
02:14:53,813 --> 02:14:58,071
‫که تنها در خویشتن ساکنی و
‫تنها خود، خویشتن را درک می‌کنی

1469
02:14:58,415 --> 02:15:00,611
‫و با این ادراک هم می‌فهمانی و هم می‌فهمی

1470
02:15:00,661 --> 02:15:03,485
‫و لاجرم به‌خود عشق می‌ورزی
و بر روی خویش لبخند می‌زنی

1471
02:15:05,711 --> 02:15:10,876
‫و این کار عشق بود که خورشید و
‫ دگر اختران را در گردش دارد

1472
02:17:19,178 --> 02:17:20,365
...می‌دانی که

1473
02:17:20,895 --> 02:17:24,893
جنگل‌بان با تدبیر بسی برتر از
آنست که با زور بازو کار کند

1474
02:17:24,893 --> 02:17:28,177
با تدبیر نیز، ناخدای کشتی در
ژرفای تیره و شراب‌گون دریا

1475
02:17:28,177 --> 02:17:31,668
کشتی تندروی را که بادها بر آن
می‌کوبند، به‌درستی هدایت می‌کند

1476
02:17:31,668 --> 02:17:36,615
و با تدبیر است که راننده ارابه
از همتای خود پیشی می‌گیرد

1477
02:17:38,285 --> 02:17:41,415
تدبیر... تدبیر

1478
02:17:43,925 --> 02:17:44,965
منتظرتون بودم

1479
02:17:46,830 --> 02:17:48,525
‫مفیستوفلس؟

1480
02:17:49,932 --> 02:17:53,447
‫می‌تونی به هر اسمی که می‌‌خوای، صدام کنی.

1481
02:17:53,497 --> 02:17:54,752
‫پس، شما مُردین

1482
02:17:57,046 --> 02:18:02,215
شما دومین قربانی اون حادثه‌ی تأسف‌آور
هستین که سراغم اومدین

1483
02:18:02,845 --> 02:18:06,726
‫دو نفر دیگر نیز نزدم اومدن و
‫طلب مرگ و تناسخ داشتن

1484
02:18:08,595 --> 02:18:12,205
و روزهای پیش از آن حادثه‌ی ناگوار

1485
02:18:14,205 --> 02:18:17,175
‫و من اطمینان حاصل کردم که
دقیقاً در صبح روز ناپدید شدنت

1486
02:18:18,475 --> 02:18:20,357
آن‌ها را در موقعیت درستی قرار دهم

1487
02:18:27,095 --> 02:18:31,564
برای کی کار می‌کنی؟

1488
02:18:31,589 --> 02:18:34,760
خیلی احمقانه و متکبرانه‌ست که بگیم

1489
02:18:34,785 --> 02:18:36,405
ما برای خودمون کار می‌کنیم

1490
02:18:38,955 --> 02:18:43,134
...‫ولی می‌گم که من

1491
02:18:43,435 --> 02:18:45,439
برای خدای این جهان کار می‌کنم

1492
02:18:48,685 --> 02:18:51,305
یا بذار بگم خدایان

1493
02:18:54,085 --> 02:18:58,105
شاید حقیقتاً برای تو کار می‌کنم

1494
02:19:03,435 --> 02:19:07,455
‫- اون زیرسیگاریه؟
‫- اون هر چیزیه که تو بخوای باشه

1495
02:19:17,335 --> 02:19:18,555
حالا، کجا بودم؟

1496
02:19:51,385 --> 02:19:55,486
سلام. مرسی

1497
02:20:02,825 --> 02:20:03,825
مرسی

1498
02:20:07,895 --> 02:20:10,935
اکنون نمی‌توانم به سکوت این حکمت قدم بگذارم

1499
02:20:11,195 --> 02:20:12,855
ولی به‌زودی چنین خواهم کرد

1500
02:20:13,935 --> 02:20:15,801
باید همین‌جا و همین لحظه

1501
02:20:15,951 --> 02:20:19,087
نوشتن را، در آن معنای رقت‌انگیز این حرفه
کنار بگذارم

1502
02:20:19,295 --> 02:20:22,935
باید همین‌جا و همین لحظه، همه آن فاحشگیِ هنرمندانه را پشت سر بگذارم

1503
02:20:24,165 --> 02:20:25,815
‫ممکن است خودم تبعید شوم،

1504
02:20:26,595 --> 02:20:29,095
‫ولی شرافت من فقط توسط خودم
‫می‌تواند تبعید شود

1505
02:20:30,395 --> 02:20:32,129
پول مثل موج می‌آید

1506
02:20:33,115 --> 02:20:35,655
‫۱۱۳ صفحه فروخته شد

1507
02:20:35,905 --> 02:20:38,255
اما صفحاتی رو هیچ‌وقت نمی‌فروشم

1508
02:20:39,395 --> 02:20:41,957
‫صفحه‌ی اول "دوزخ"

1509
02:20:41,982 --> 02:20:44,723
‫صفحه‌ی آخر "بهشت"

1510
02:20:44,748 --> 02:20:48,015
‫و آخرین صفحه‌ی کاغذ پوستی،
‫قبل از اولین صفحه کاغذی

1511
02:20:58,065 --> 02:20:59,965
‫- سلام
‫- سلام

1512
02:21:07,415 --> 02:21:08,575
یه چیزی رو می‌خوام نشونت بدم

1513
02:21:10,235 --> 02:21:13,755
‫- باشه
‫- چیزی که می‌ترسم نشونش بدم

1514
02:21:13,765 --> 02:21:15,035
تا زمان مناسبش فرا برسه

1515
02:21:20,205 --> 02:21:21,965
نزدیک بود با تمام امیدهام دفنش کنم

1516
02:21:29,509 --> 02:21:30,955
‫"تمپس فوجیتو"

1517
02:21:33,126 --> 02:21:35,852
زمان پرواز می‌کند
[ زود می‌گذرد ]

1518
02:21:37,759 --> 02:21:40,805
‫اما این نفس است که بال دارد

1519
02:21:42,005 --> 02:21:43,695
‫نفس است که به پرواز درمیاد و می‌گذرد

1520
02:21:44,719 --> 02:21:46,865
نفس من با کلمات تو می‌رود

1521
02:22:02,299 --> 02:22:04,783
‫جستجویت را تمام کن

1522
02:22:07,001 --> 02:22:10,338
‫از گورِ جستجوی خودت خارج شود

1523
02:22:10,388 --> 02:22:12,804
به سوی نور قدم بگذار

1524
02:22:12,805 --> 02:22:17,627
‫و از عطر هر برگ سبز،

1525
02:22:19,306 --> 02:22:24,891
‫عطر روحت و هر لحظه‌ی زندگی
سرمست شو

1526
02:22:26,344 --> 02:22:28,415
بیا جلو و من را در آغوش بگیر

1527
02:22:32,515 --> 02:22:35,449
و چه چیزی تو را از گور بیرون آورده؟

1528
02:22:37,871 --> 02:22:39,215
یک نسیم

1529
02:22:47,118 --> 02:22:48,385
جِما، خودتی؟
[ جِما دوناتی، همسر دانته آلیگیری ]

1530
02:22:51,954 --> 02:22:55,719
آره، دانته‌ی عزیزم
واقعاً خودتی؟

1531
02:22:59,194 --> 02:23:04,365
‫بله، ولی این دفعه
‫از جنسِ شادی بی‌حد‌ و حصری‌ام

1532
02:23:08,885 --> 02:23:11,575
‫با این حرف،
‫روحم از کسوف بیدار شد

1533
02:23:12,265 --> 02:23:14,735
و اسم معشوقم را به زبان آورد

1534
02:23:16,270 --> 02:23:19,017
‫ای خدایی که از چشم انسان‌ها پنهانی،

1535
02:23:19,067 --> 02:23:22,403
‫من او را پیدا کردم

1536
02:23:22,427 --> 02:23:32,427
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1537
02:23:58,007 --> 02:23:59,580
‫♪ Into My Arms - Nick Cave & The Bad Seeds ♪

1538
02:23:59,605 --> 02:24:04,485
♪ من به خدای مداخله‌گر اعتقادی ندارم ♪

1539
02:24:09,785 --> 02:24:14,205
♪ ولی عزیزم، می‌دونم که تو اعتقاد داری ♪

1540
02:24:20,705 --> 02:24:25,405
♪ اما اگه باور داشتم، جلوش زانو می‌زدم و ازش می‌خواستم ♪

1541
02:24:31,065 --> 02:24:35,725
♪ که وقتی پای تو‌ در میونه، مداخله نکنه ♪

1542
02:24:38,515 --> 02:24:40,285
♪ حتی به یه تار موت دست نزنه ♪

1543
02:24:40,305 --> 02:24:44,344
♪ بذاره همون‌طور که هستی بمونی ♪

1544
02:24:44,369 --> 02:24:46,445
♪ و اگه حس کرد که باید هدایتت کنه ♪

1545
02:24:46,470 --> 02:24:49,180
♪ اون‌وقت به آغوش من هدایتت کنه ♪

1546
02:24:52,583 --> 02:24:57,009
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1547
02:24:58,095 --> 02:25:02,228
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1548
02:25:03,274 --> 02:25:07,321
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1549
02:25:08,626 --> 02:25:10,405
♪ به آغوش من ♪

1550
02:25:16,345 --> 02:25:20,805
♪ به وجود فرشته ها هم اعتقاد ندارم ♪

1551
02:25:26,745 --> 02:25:28,165
♪ اما با نگاه کردن به تو می‌گم ♪

1552
02:25:28,805 --> 02:25:31,325
♪ شاید وجود داشته باشن ♪

1553
02:25:37,065 --> 02:25:40,885
♪ اما اگه باور داشتم، همه‌شون رو فرا می‌خوندم ♪

1554
02:25:47,345 --> 02:25:51,365
♪ و ازشون می‌خواستم تا مراقب تو باشن ♪

1555
02:25:54,275 --> 02:25:59,657
♪ تا هرکدوم برات شمعی روشن کنن ♪
♪ تا مسیرت رو روشن و هموار بشه ♪

1556
02:26:00,905 --> 02:26:03,845
♪ تا مثل مسیح با شکوه و جلال راه بری ♪

1557
02:26:03,905 --> 02:26:06,251
♪ و به آغوش من راهنماییت کنن ♪

1558
02:26:09,314 --> 02:26:13,405
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1559
02:26:14,579 --> 02:26:18,564
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1560
02:26:19,675 --> 02:26:23,852
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1561
02:26:24,747 --> 02:26:27,317
♪ به آغوش من ♪

1562
02:26:34,345 --> 02:26:36,525
♪ اما من به عشق اعتقاد دارم ♪

1563
02:26:42,545 --> 02:26:45,685
♪ و میدونم تو هم باور داری ♪

1564
02:26:52,705 --> 02:26:57,045
♪ و من به یک راهی باور دارم که ♪

1565
02:27:02,625 --> 02:27:06,285
♪ ما می‌تونیم دو تایی توش گام برداریم ♪

1566
02:27:09,545 --> 02:27:12,005
♪پس شمع‌هاتون رو روشن نگه دارین ♪

1567
02:27:12,475 --> 02:27:15,165
♪ و سیاحتش رو روشن و ناب کنین ♪

1568
02:27:15,190 --> 02:27:18,425
♪ چرا که اون مدام برمی‌گرده، همیشه و تا ابد ♪

1569
02:27:22,918 --> 02:27:27,190
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1570
02:27:27,877 --> 02:27:32,338
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1571
02:27:33,081 --> 02:27:37,205
♪ به آغوش من، خدایا ♪

1572
02:27:37,947 --> 02:27:40,815
♪ به آغوش من، خدایا ♪
