1
00:02:41,291 --> 00:02:48,291
‫«مسابقات آزاد»

2
00:02:52,375 --> 00:02:53,541
‫این آخرین فراخوانه

3
00:02:53,625 --> 00:02:56,250
‫برای تمام شرکت‌کننده‌های دورِ بعد.

4
00:02:56,333 --> 00:02:59,333
‫شناگرها لطفاً برن روی سکوی استارت.

5
00:03:13,833 --> 00:03:14,666
‫«همه‌شون رو ببر!»

6
00:03:14,750 --> 00:03:16,083
‫«تو یه قهرمانی»

7
00:03:19,208 --> 00:03:22,000
‫«مسابقات آزاد
‫به سوی افتخار بشتابید»

8
00:03:22,024 --> 00:03:32,024
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

9
00:03:37,333 --> 00:03:39,541
‫برو «سامایرا»!

10
00:03:42,916 --> 00:03:47,125
‫خیلی از شماها آرزو دارین وکیل بشین،
‫اما دادگاه کلاس درس نیست.

11
00:03:47,750 --> 00:03:50,083
‫اونجا عدالت رو به کسی کادو نمی‌دن، بلکه باید از چنگشون درش بیاری.

12
00:03:50,833 --> 00:03:54,416
‫و هیچ‌کس بهتر از «ایکا»
‫نمی‌دونه چطوری باید اون رو به دست آورد.

13
00:03:54,500 --> 00:03:56,708
‫وقتی همه فکر می‌کنن پرونده بسته شده،

14
00:03:57,541 --> 00:03:59,041
‫اون یه دلیل قاطع میاره

15
00:03:59,125 --> 00:04:01,833
‫که کل جریان پرونده رو زیر و رو می‌کنه.

16
00:04:01,916 --> 00:04:06,458
‫لطفاً برای وکیل شکست‌ناپذیر،
‫آقای «آرجون مهرا» دست بزنید!

17
00:04:06,541 --> 00:04:08,541
‫«عدالت و قانون
‫برای...»

18
00:04:14,875 --> 00:04:17,916
‫خانم‌ها و آقایان، لطفاً به استقبالِ...

19
00:04:40,041 --> 00:04:44,791
‫چشماتون رو ببندید و با دقت
‫به جزئیات این پرونده گوش بدید.

20
00:04:48,625 --> 00:04:53,583
‫در دل شب،
‫توی یه جاده خلوت در شهر «پونا»،

21
00:04:54,541 --> 00:04:58,250
‫یه ماشین لوکس که با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت می‌روند،
‫از جاده منحرف شد،

22
00:04:58,333 --> 00:05:00,708
‫و وارد پیاده‌رو شد.

23
00:05:01,500 --> 00:05:06,125
‫بی‌خانمان‌هایی که روی پیاده‌رو خوابیده بودن، زیر گرفته شدن.

24
00:05:08,541 --> 00:05:11,333
‫سه نفرشون کشته شدن...

25
00:05:13,000 --> 00:05:17,041
‫و بقیه هم زخمی شدن.

26
00:05:18,041 --> 00:05:22,458
‫راننده این ماشین یه آدم معمولی نبود،

27
00:05:23,791 --> 00:05:26,666
‫بلکه پسرِ لوسِ یه بابای پولدار بود.

28
00:05:28,625 --> 00:05:34,000
‫می‌تونید حکم قاضی رو توی این پرونده حدس بزنید؟

29
00:05:36,958 --> 00:05:38,666
‫چشماتون رو باز کنید و به چیزی که می‌گم فکر کنید.

30
00:05:40,958 --> 00:05:44,083
‫اگه متهم داشت یه کامیون باربری رو می‌روند چی؟

31
00:05:44,166 --> 00:05:48,833
‫راننده‌ کامیونا و راننده‌ ماشینا
‫از نظر قانون با هم برابرن؟

32
00:05:50,875 --> 00:05:53,083
‫یا از نظر هیئت دادگاه؟

33
00:05:58,750 --> 00:05:59,875
‫«تمام تلاشت رو بکن!»

34
00:06:36,250 --> 00:06:37,125
‫«سامایرا»!

35
00:06:43,458 --> 00:06:50,375
‫سال‌هاست که با فقرا بدرفتاری می‌شه،
‫و قانون تو چشم اونا شده یه وسیله واسه مجازات.

36
00:06:52,041 --> 00:06:53,500
‫قانون کوره،

37
00:06:55,000 --> 00:06:59,458
‫ولی بعضی وقتا چشماش باز می‌شه

38
00:07:00,291 --> 00:07:02,875
‫تا بین متهم پولدار و متهم فقیر فرق بذاره.

39
00:07:03,500 --> 00:07:06,541
‫واسه رسیدن به عدالت، باید ضعف‌های قانون رو
‫به گوش قانون‌گذارها برسونیم.

40
00:07:07,750 --> 00:07:10,291
‫و این چیزیه که توی دانشکده حقوق درس نمی‌دن.

41
00:07:10,375 --> 00:07:13,541
‫درک کردن عدالت یه حس غریزیه.

42
00:07:14,375 --> 00:07:17,250
‫این حس تو رو به سمت پرونده‌هایی هدایت می‌کنه
‫که باید مسئولیتشون رو قبول کنی.

43
00:07:17,333 --> 00:07:19,625
‫توی دادگاه، ما واسه برنده شدن دفاع نمی‌کنیم،

44
00:07:21,291 --> 00:07:22,958
‫بلکه واسه رسیدن به حق می‌جنگیم.

45
00:07:23,750 --> 00:07:24,625
‫با ملایمت.

46
00:07:27,625 --> 00:07:29,750
‫«سامایرا»، خوبی؟

47
00:07:36,375 --> 00:07:37,333
‫«سامایرا»!

48
00:07:37,833 --> 00:07:39,166
‫«آوانتیکا»!

49
00:07:39,250 --> 00:07:41,250
‫«ناجی»

50
00:07:41,333 --> 00:07:42,750
‫لطفاً راه رو باز کنید.

51
00:07:42,833 --> 00:07:44,875
‫«ناجی»

52
00:07:46,041 --> 00:07:47,666
‫شما یه وکیل خیلی سرشناس هستید،

53
00:07:47,750 --> 00:07:49,458
‫و تا حالا هیچ پرونده‌ای رو نباختید قربان.

54
00:07:49,541 --> 00:07:52,416
‫اگه واقعاً دنبال اجرای عدالت هستید،

55
00:07:52,500 --> 00:07:54,333
‫پس چرا دادستان نشدید؟

56
00:07:54,416 --> 00:07:58,458
‫آدم لازم نیست حتماً دادستان باشه
‫تا بتونه به اجرای عدالت کمک کنه.

57
00:07:58,541 --> 00:08:01,916
‫چون وکلای مدافع هم می‌تونن
‫واسه برقراری عدالت بجنگن.

58
00:08:02,583 --> 00:08:04,916
‫منم به این معروفم که از مظلوم‌ها دفاع می‌کنم.

59
00:08:05,750 --> 00:08:07,750
‫- قربان!
‫- بله؟

60
00:08:07,833 --> 00:08:08,958
‫یه مورد اضطراریه.

61
00:08:10,041 --> 00:08:12,416
‫امروز با این ایده تنهاتون می‌ذارم،

62
00:08:13,083 --> 00:08:16,333
‫به عدالت از دریچه قانون نگاه نکنید.

63
00:08:17,583 --> 00:08:21,166
‫قانون ابزاری برای رسیدن به عدالته،

64
00:08:21,875 --> 00:08:24,583
‫اما خودِ عدالت نیست.

65
00:08:26,125 --> 00:08:26,958
‫ممنونم ازتون.

66
00:08:33,958 --> 00:08:35,125
‫چی شده «آوانتیکا»؟

67
00:08:40,208 --> 00:08:41,416
‫«آوانتیکا»!

68
00:08:44,208 --> 00:08:45,041
‫عزیزم!

69
00:08:45,750 --> 00:08:46,708
‫حالت چطوره؟

70
00:08:46,791 --> 00:08:48,750
‫فقط یه خون‌دماغ ساده‌ست.

71
00:08:48,833 --> 00:08:50,083
‫- من خوبم.
‫- خون‌دماغ؟

72
00:08:51,041 --> 00:08:54,791
‫زیر آب ممکنه این اتفاق بیفته
‫چون آب میره توی بینی.

73
00:08:55,291 --> 00:08:57,250
‫فقط ظاهرش بدتر از چیزیه که واقعاً هست.

74
00:08:57,333 --> 00:08:58,583
‫چقدر تو دختر فهمیده‌ای هستی.

75
00:08:59,541 --> 00:09:01,500
‫در حال مرگ نیستم که رفقا.

76
00:09:01,583 --> 00:09:03,125
‫- اینو نگو!
‫- اینو نگو!

77
00:09:04,916 --> 00:09:06,750
‫«سامایرا» الان می‌تونه مرخص بشه.

78
00:09:06,833 --> 00:09:07,958
‫- شنیدی؟
‫- عالیه!

79
00:09:08,458 --> 00:09:09,958
‫- من خوبم.
‫- ممنون.

80
00:09:10,041 --> 00:09:11,833
‫دکتر «گالوانکار» منتظر شماست.

81
00:09:11,916 --> 00:09:12,750
‫- باشه.
‫- خیلی خب.

82
00:09:13,541 --> 00:09:16,625
‫- الان برمی‌گردم.
‫- همین‌جا منتظر بمون «سام». زود برمی‌گردم، باشه؟

83
00:09:20,958 --> 00:09:23,333
‫آقای دکتر، چه اتفاقی برای دخترم افتاده؟

84
00:09:23,916 --> 00:09:25,583
‫این خون‌دماغ شدن عادیه؟

85
00:09:26,208 --> 00:09:28,041
‫همچین غیرعادی هم نیست.

86
00:09:28,125 --> 00:09:29,208
‫ممکنه پیش بیاد.

87
00:09:29,958 --> 00:09:32,666
‫ولی می‌خوام برای اطمینان چندتا آزمایش انجام بدم.

88
00:09:33,458 --> 00:09:34,750
‫اطمینان از چی؟

89
00:09:35,333 --> 00:09:37,250
‫آقای «مهرا»، لطفاً نگران نباشید.

90
00:09:38,166 --> 00:09:39,541
‫بذارید چندتا آزمایش انجام بدیم.

91
00:09:40,416 --> 00:09:41,833
‫ببخشید...

92
00:09:41,916 --> 00:09:44,166
‫«سامایرا» تنها دخترتونه؟

93
00:09:45,375 --> 00:09:46,625
‫بله.

94
00:09:47,583 --> 00:09:48,416
‫آره.

95
00:09:48,500 --> 00:09:50,083
‫- چرا این سوال رو پرسیدین؟
‫- آره.

96
00:09:50,916 --> 00:09:54,083
‫این یه روال عادیه که برای
‫ثبت اطلاعاتش توی پرونده پزشکی انجام می‌دیم.

97
00:09:54,833 --> 00:09:56,583
‫باید از هر دوتون آزمایش خون بگیریم.

98
00:09:57,291 --> 00:10:00,416
‫از هر دوشون نمونه خون بگیر
‫و نتایج رو توی دیتابیس ثبت کن.

99
00:10:00,500 --> 00:10:01,375
‫چشم قربان.

100
00:10:02,833 --> 00:10:03,666
‫ممنونم.

101
00:10:14,291 --> 00:10:18,083
‫متاسفم «آوانتیکا»،
‫باید پیشتون می‌بودم.

102
00:10:20,291 --> 00:10:22,125
‫طاقت دیدن اون همه خون توی استخر رو نداشتی.

103
00:10:24,666 --> 00:10:26,166
‫هنوز تو شوکم.

104
00:10:27,458 --> 00:10:29,125
‫شانس آوردیم که حالش وخیم نیست.

105
00:10:29,208 --> 00:10:31,083
‫برعکس، این بدشانسیه.

106
00:10:31,750 --> 00:10:33,958
‫وسط مسابقه‌ی انتخابی خون‌دماغ شدم؟

107
00:10:35,041 --> 00:10:37,583
‫الان دیگه رتبه‌م رو توی لیست تیم عوض می‌کنن.

108
00:10:37,666 --> 00:10:39,375
‫اگه دیگه جایی برام توی تیم نباشه چی...

109
00:10:39,458 --> 00:10:42,333
‫ای بابا! یعنی چطوری می‌خوان از شرت خلاص بشن؟

110
00:10:43,333 --> 00:10:45,875
‫بابا! شلوغش نکن.

111
00:10:45,958 --> 00:10:47,416
‫تویی که داری شلوغش می‌کنی عزیزم.

112
00:10:49,041 --> 00:10:50,791
‫یالا، بیا یه چیزی بخوریم.

113
00:10:50,875 --> 00:10:52,875
‫من مرغ کره‌ای رو پیشنهاد می‌دم. نظرت چیه؟

114
00:10:52,958 --> 00:10:54,583
‫من مرغ کره‌ای نمی‌خورم.

115
00:10:54,666 --> 00:10:55,958
‫کالریش خیلی بالاست.

116
00:10:56,041 --> 00:10:58,041
‫- ای بابا!
‫- یه تیکه‌شم بهت نمی‌دیم.

117
00:10:58,958 --> 00:11:00,250
‫امروز باید سوپ بخوری.

118
00:11:00,333 --> 00:11:01,208
‫فقط سوپ؟

119
00:11:01,708 --> 00:11:05,041
‫نظرتون چیه «سوشی» بخوریم؟

120
00:11:05,916 --> 00:11:07,791
‫ایول! «سوشی»؟

121
00:11:09,083 --> 00:11:11,041
‫- هیچ مزه‌ای نداره.
‫- ای وای!

122
00:11:12,958 --> 00:11:14,750
‫«»

123
00:11:14,916 --> 00:11:17,166
‫- الو؟
‫- قربان، همه چی مرتبه؟

124
00:11:17,250 --> 00:11:19,250
‫الان دیگه همه چی روبراهه.

125
00:11:19,333 --> 00:11:22,958
‫قربان، آقای «آمریت‌پال» می‌خواد
‫درباره یه موضوع فوری باهاتون صحبت کنه.

126
00:11:23,041 --> 00:11:25,625
‫نه، امکان نداره. امروز نه.

127
00:11:25,708 --> 00:11:28,958
‫قربان، موضوع خیلی فوریه.

128
00:11:29,541 --> 00:11:31,000
‫چرا نمی‌فهمی...

129
00:11:31,500 --> 00:11:33,333
‫امروز مخصوص خانواده‌مه، باشه؟

130
00:11:33,416 --> 00:11:35,083
‫«»

131
00:11:39,000 --> 00:11:40,208
‫«آوانتیکا».

132
00:11:41,500 --> 00:11:44,125
‫هیچ‌وقت از خطِ هیچ دکتری سر در نیاوردم،

133
00:11:44,666 --> 00:11:47,833
‫ولی امروز حرفای دکتر رو هم نفهمیدم.

134
00:11:49,208 --> 00:11:52,583
‫بیا زیاد به حرفاش فکر نکنیم، «آرجون».

135
00:12:00,666 --> 00:12:06,416
‫«شوریامان گور» پسرِ «هارشواردان گور»
‫صنعتگر مشهور و کاندیدای انتخابات.

136
00:12:06,500 --> 00:12:09,291
‫متهم به اقدام به قتله.

137
00:12:09,375 --> 00:12:13,208
‫این افشاگری توی محافل سیاسی و تجاری
‫حسابی ولوله به پا کرده.

138
00:12:13,291 --> 00:12:14,333
‫بله؟

139
00:12:15,125 --> 00:12:18,375
‫فردا ساعت ۱۱ صبح، آقای «گور» رو
‫توی خونه‌ش ملاقات می‌کنیم.

140
00:12:19,333 --> 00:12:20,791
‫مخصوصاً خواسته که تو هم باشی

141
00:12:20,875 --> 00:12:22,791
‫تا درباره پرونده «شوریامان گور» باهات صحبت کنه.

142
00:12:22,875 --> 00:12:24,625
‫فردا باید بیای، حله؟

143
00:12:24,708 --> 00:12:25,875
‫حله.

144
00:12:25,958 --> 00:12:32,833
‫...و هیچ اظهار نظری نکرده.
‫خشم افکار عمومی نسبت به این پرونده داره بالا می‌گیره.

145
00:12:32,916 --> 00:12:34,708
‫طبق گفته پزشک‌ها، «سوما»...

146
00:12:34,791 --> 00:12:36,041
‫حال کوچولو چطوره؟

147
00:12:36,750 --> 00:12:37,875
‫خوابیده.

148
00:12:37,958 --> 00:12:41,166
‫سوال اینه که آیا این پرونده هم
‫مثل بقیه پرونده‌های کله‌گنده‌ها می‌شه

149
00:12:41,250 --> 00:12:45,958
‫که توش حقیقت پایمال می‌شه،
‫یا این بار عدالت اجرا می‌شه؟

150
00:12:46,041 --> 00:12:48,291
‫برای اطلاع از آخرین اخبار این پرونده، با ما همراه باشید.

151
00:12:48,375 --> 00:12:50,916
‫«شوریامان گور» واقعاً گناهکاره؟

152
00:12:51,000 --> 00:12:53,625
‫«سوما میتال» به کُمای مصنوعی رفته.

153
00:12:53,708 --> 00:13:00,333
‫وضعیتش وخیمه و تا الان کسی دستگیر نشده.

154
00:13:16,875 --> 00:13:20,250
‫آقای «گوپال کریشنان»،
‫چرا خودتون شخصاً این پرونده رو به عهده گرفتین؟

155
00:13:21,000 --> 00:13:22,125
‫مگه مشکلی داره؟

156
00:13:22,208 --> 00:13:24,750
‫همه وکیلا آرزوی داشتن همچین پرونده راحتی رو دارن.

157
00:13:24,833 --> 00:13:28,208
‫پرونده‌ای با این حساسیت سیاسی رو راحت می‌دونین؟

158
00:13:29,333 --> 00:13:32,750
‫این شمایین که این پرونده رو سیاسی و حساسش می‌کنین،

159
00:13:33,416 --> 00:13:35,791
‫ولی برای من، این پرونده خیلی راحته.

160
00:13:36,416 --> 00:13:41,250
‫«شوریامان گور» با خشونت به «سوما میتال» حمله کرده،

161
00:13:41,333 --> 00:13:45,333
‫و بعد از اینکه سعی کرد بهش تجاوز کنه، ولش کرد تا بمیره.

162
00:13:45,416 --> 00:13:47,500
‫پدر «شوریامان» یکی از کاندیداهای انتخاباته،

163
00:13:47,583 --> 00:13:49,625
‫نظرتون در این باره چیه؟

164
00:13:50,208 --> 00:13:52,416
‫بفرما بشین «آرجون».

165
00:13:56,500 --> 00:13:57,541
‫«آرجون»،

166
00:13:59,000 --> 00:14:01,291
‫وقتی کسی بخواد از شر یه درخت بزرگ خلاص بشه،

167
00:14:03,208 --> 00:14:06,375
‫از ریشه درش میاره.

168
00:14:08,958 --> 00:14:11,791
‫خانواده هم ریشه‌ی یه سیاست‌مداره.

169
00:14:13,916 --> 00:14:16,833
‫دفترت سال‌هاست که کارهای حقوقی ما رو انجام میده.

170
00:14:17,583 --> 00:14:23,250
‫اگه این پرونده رو قبول نکنی،
‫همه می‌پرسن که چرا ردش کردی.

171
00:14:24,958 --> 00:14:26,875
‫رسانه‌ها رو هم که می‌شناسی.

172
00:14:27,541 --> 00:14:31,833
‫اونا قبل از اینکه اصلاً بازجویی شروع بشه،
‫تصمیم گرفتن که «شوریا» گناهکاره.

173
00:14:33,416 --> 00:14:35,041
‫«آرجون»، انتخابات یه ماه دیگه است.

174
00:14:37,000 --> 00:14:38,333
‫می‌دونم تو فکرت چی می‌گذره.

175
00:14:39,375 --> 00:14:41,541
‫بین تو و «شوریا» کینه و کدورت هست.

176
00:14:42,291 --> 00:14:46,458
‫اما اگه بتونی کارایی که کرده رو فراموش کنی
‫و بیخیال گذشته بشی،

177
00:14:47,125 --> 00:14:48,333
‫می‌تونم ازت بخوام

178
00:14:48,416 --> 00:14:50,958
‫که فقط یه بار با «شوریا» ملاقات کنی؟

179
00:14:54,958 --> 00:14:55,958
‫«شوریا» کجاست؟

180
00:15:02,625 --> 00:15:05,083
‫صبح بخیر. ببخشید که دیر شد.

181
00:15:05,833 --> 00:15:07,250
‫بیا درمورد پرونده گپ بزنیم.

182
00:15:12,208 --> 00:15:16,708
‫لطفاً منو ببخشید آقای «هارشفاردان».

183
00:15:17,458 --> 00:15:19,208
‫- نمی‌تونم وکالت پرونده رو قبول کنم.
‫- «آرجون».

184
00:15:19,291 --> 00:15:22,291
‫اگه تصمیمت قطعی بود،
‫چرا از قبل توی «واتس‌اپ» بهمون خبر ندادی؟

185
00:15:23,666 --> 00:15:24,916
‫چرا باید همچین کاری می‌کردم؟

186
00:15:25,000 --> 00:15:30,208
‫می‌خواستم حضوری ببینمش
‫تا بهش بگم که نمی‌تونم وکالت این پرونده رو قبول کنم.

187
00:15:32,000 --> 00:15:33,583
‫حالا هم با اجازه‌تون، من دیگه برم.

188
00:15:34,625 --> 00:15:36,291
‫این همون وکیلیه که شکست‌ناپذیره...

189
00:15:37,416 --> 00:15:40,416
‫چون فقط پرونده‌های آسون رو قبول می‌کنه.

190
00:15:41,833 --> 00:15:44,708
‫اگه واسه کسی اهمیت داره، من بی‌گناهم.

191
00:15:48,625 --> 00:15:50,500
‫باید یه راه حلی باشه «آرجون».

192
00:15:51,291 --> 00:15:53,625
‫چیکار باید بکنم تا وکالت این پرونده رو قبول کنی؟

193
00:15:55,791 --> 00:15:56,708
‫به یه معجزه نیاز داری.

194
00:16:04,166 --> 00:16:06,500
‫این کارت اصلاً درست نبود «آرجون».

195
00:16:07,333 --> 00:16:11,458
‫«شوریامان گور» وکیلی بود که زیر دستت کار می‌کرد،
‫و تو باعث شدی اسمش از کانون وکلا خط بخوره.

196
00:16:11,958 --> 00:16:16,125
‫این گذشته‌ای که با هم دارین،
‫ربطی به این پرونده نداره.

197
00:16:17,208 --> 00:16:19,625
‫ما یه دفتر وکالتیم.

198
00:16:20,708 --> 00:16:22,541
‫گوش کن «آرجون»،

199
00:16:22,625 --> 00:16:25,500
‫«شوریا» هم مثل هر متهم دیگه‌ایه،

200
00:16:26,666 --> 00:16:30,625
‫یعنی حق کامل داره که یه دفاع قانونی محکم ازش بشه.

201
00:16:31,291 --> 00:16:32,250
‫حق با شماست قربان.

202
00:16:33,125 --> 00:16:36,125
‫منم این حق رو دارم که موکل‌هام رو خودم انتخاب کنم.

203
00:16:36,208 --> 00:16:38,541
‫- آره…
‫- من این پرونده رو قبول نمی‌کنم.

204
00:16:38,625 --> 00:16:40,750
‫حتی اگه نتیجه‌ش اعدام یا زندانی شدنش باشه.

205
00:16:41,250 --> 00:16:42,541
‫برام مهم نیست چه بلایی سرش میاد.

206
00:16:42,625 --> 00:16:44,708
‫یعنی از الان به این نتیجه رسیدی که اون گناهکاره؟

207
00:16:45,833 --> 00:16:50,333
‫چرا «هارشواردان» با اینکه می‌دونست بین ما چی گذشته،
‫منو انتخاب کرد؟

208
00:16:51,500 --> 00:16:56,333
‫می‌خواد از اعتبار من سوءاستفاده کنه تا پسرش رو بی‌گناه جلوه بده.

209
00:16:57,541 --> 00:16:58,500
‫اون دنبال دفاع کردن نیست،

210
00:16:58,583 --> 00:17:01,916
‫بلکه می‌خواد حقیقت رو ماست‌مالی کنه.

211
00:17:03,333 --> 00:17:07,166
‫من «شوریا» رو خوب می‌شناسم، ولی شما دوتا نمی‌شناسینش.

212
00:17:07,250 --> 00:17:09,166
‫- ولی این بی‌انصافیه...
‫- معذرت می‌خوام قربان.

213
00:17:09,250 --> 00:17:10,458
‫یه خبر فوری رسیده.

214
00:17:10,541 --> 00:17:12,000
‫« و »

215
00:17:12,083 --> 00:17:17,208
‫پرونده‌ی «شوریامان گور» و «سوما میتال»
‫وارد مرحله‌ی حساسی شده.

216
00:17:17,291 --> 00:17:21,208
‫دادستان «گوپال کریشنان» توی کنفرانس خبری مربوط به این پرونده،
‫دچار حمله‌ی قلبی شد،

217
00:17:21,291 --> 00:17:24,958
‫و دیگه نمی‌تونه به این پرونده رسیدگی کنه.

218
00:17:25,791 --> 00:17:28,208
‫حالا سرنوشت پرونده‌ی «سوما میتال» چی می‌شه؟

219
00:17:28,958 --> 00:17:30,583
‫«جوناید»، خبر جدیدی داری؟

220
00:17:30,666 --> 00:17:32,583
‫بله «سنیهال»، همین الان خبری به دستمون رسید

221
00:17:32,666 --> 00:17:36,416
‫مبنی بر اینکه «مادورا بانرجی»
‫به عنوان دادستان این پرونده انتخاب شده.

222
00:17:36,500 --> 00:17:37,875
‫«مادورا» دیگه کیه؟

223
00:17:37,958 --> 00:17:40,291
‫«بانرجی» قربان.
‫یه وکیل تازه‌کاره.

224
00:17:40,375 --> 00:17:41,458
‫اون کیه؟

225
00:17:41,958 --> 00:17:43,000
‫اون هدیه‌ای از طرف خداست!

226
00:18:03,083 --> 00:18:05,708
‫گوش کن! اون گل کدو رو می‌خوام.

227
00:18:05,791 --> 00:18:07,875
‫ـ آره.
‫ـ می‌شه برام بیاریش، لطفاً؟

228
00:18:07,958 --> 00:18:09,291
‫آره، فردا برات میارمش.

229
00:18:17,791 --> 00:18:19,041
‫حرفت رو بزن «گوکالی».

230
00:18:19,125 --> 00:18:20,416
‫خبر تایید شده خانم.

231
00:18:21,833 --> 00:18:24,083
‫شما جایگزین «گوپال کریشنان» توی دادگاه هستید.

232
00:18:24,166 --> 00:18:27,375
‫شاید فقط شایعه باشه، نه؟
‫خبرنگارهای دادگاه همیشه از این شایعه‌ها درست می‌کنن.

233
00:18:27,458 --> 00:18:29,666
‫ـ یه فنجون چای، نون و کره و یه کیک شیری.
‫ـ باشه.

234
00:18:29,750 --> 00:18:32,041
‫«مادو»، کی صبحونه رو حاضر می‌کنی؟

235
00:18:32,125 --> 00:18:34,166
‫خودت درستش کن «توپلو».

236
00:18:34,250 --> 00:18:35,708
‫نمی‌بینی داره کار می‌کنه؟

237
00:18:36,208 --> 00:18:37,583
‫یعنی منظورم اینه که ایشون دارن کار می‌کنن.

238
00:18:37,666 --> 00:18:39,125
‫جلسه دادگاه هم چهار روز دیگه است.

239
00:18:40,250 --> 00:18:43,125
‫دیوان عالی به خاطر فشار رسانه‌ها،
‫به روند پرونده سرعت داده.

240
00:18:43,208 --> 00:18:44,166
‫چهار روز؟

241
00:18:44,666 --> 00:18:45,708
‫آره.

242
00:18:45,791 --> 00:18:48,041
‫این خیلی سرعتش زیاده.

243
00:18:49,041 --> 00:18:52,125
‫چطوری از پسش بربیایم «گوکالی»؟
‫خب، بهم بگو قاضی کیه؟

244
00:18:52,708 --> 00:18:53,625
‫«کامرا».

245
00:18:54,750 --> 00:18:56,208
‫«کامرا»یِ سخت‌گیر؟

246
00:18:56,291 --> 00:18:57,125
‫آره.

247
00:18:57,958 --> 00:18:59,666
‫عجب بدشانسی‌ای آوردیم «گوکالی».

248
00:18:59,750 --> 00:19:01,666
‫باید خیلی حواسمون رو جمع کنیم.

249
00:19:01,750 --> 00:19:02,833
‫«مادو»!

250
00:19:02,916 --> 00:19:04,458
‫باشه، فعلاً قطع می‌کنم.

251
00:19:06,041 --> 00:19:07,416
‫بعداً حرف می‌زنیم.

252
00:19:07,500 --> 00:19:08,458
‫تا...

253
00:19:16,083 --> 00:19:19,125
‫آزمایش‌های کامل رو انجام دادیم.

254
00:19:19,208 --> 00:19:22,958
‫اون به سرطان خونِ پیشرفته مبتلا شده.

255
00:19:24,666 --> 00:19:25,625
‫سرطان!

256
00:19:26,791 --> 00:19:28,583
‫اما... آخه چطور؟

257
00:19:29,833 --> 00:19:32,166
‫تو خانواده‌ی ما هیچ‌کس سرطان نداره.

258
00:19:32,750 --> 00:19:34,791
‫شاید آزمایشگاه اشتباه کرده باشه.

259
00:19:34,875 --> 00:19:36,041
‫خواهش می‌کنم، یه آزمایش دیگه بگیرین.

260
00:19:36,125 --> 00:19:38,541
‫این روزا بیماریِ خیلی از بچه‌ها همین تشخیص داده می‌شه.

261
00:19:38,625 --> 00:19:40,333
‫فقط بحث وراثت مطرح نیست.

262
00:19:40,416 --> 00:19:42,750
‫ممکنه دلیلش محیطی هم باشه.

263
00:19:43,291 --> 00:19:44,791
‫دلایل زیادی وجود داره.

264
00:19:46,166 --> 00:19:48,625
‫مرحله‌ی پیشرفته تو یه دختربچه؟

265
00:19:52,375 --> 00:19:54,291
‫من همیشه پیششم.

266
00:19:54,791 --> 00:19:56,458
‫یعنی چیزی رو از قلم انداختم؟

267
00:19:58,416 --> 00:20:00,958
‫می‌ریم پیش یه دکتر دیگه، باشه؟

268
00:20:01,541 --> 00:20:04,375
‫می‌دونم که شوکه شدین.

269
00:20:05,083 --> 00:20:07,416
‫هضم کردن این خبر سخته.

270
00:20:08,166 --> 00:20:10,833
‫اما علم پزشکی پیشرفت زیادی کرده.

271
00:20:11,333 --> 00:20:13,250
‫می‌تونیم جون «سام» رو نجات بدیم.

272
00:20:13,875 --> 00:20:16,708
‫ولی باید درمان رو بلافاصله شروع کنیم.

273
00:20:18,125 --> 00:20:20,208
‫آره. لطفاً شروع کنید.

274
00:20:20,833 --> 00:20:24,083
‫«سامایرا» به پیوند سلول‌های بنیادی نیاز داره.

275
00:20:24,916 --> 00:20:28,750
‫تو این‌جور مواقع،
‫این سلول‌ها رو از مغز استخوان والدین می‌گیریم.

276
00:20:28,833 --> 00:20:30,125
‫طبق یه قاعده کلی،

277
00:20:30,208 --> 00:20:33,750
‫دی‌ان‌اِیِ مادر یا پدر

278
00:20:33,833 --> 00:20:36,166
‫با دی‌ان‌اِیِ بچه مطابقت داره.

279
00:20:36,666 --> 00:20:39,375
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی تطابق کامل.

280
00:20:44,375 --> 00:20:46,625
‫دی‌ان‌اِیِ هیچ‌کدوم از شما
‫با «سامایرا» مطابقت نداره.

281
00:20:50,250 --> 00:20:53,125
‫چیزی هست که من ندونم؟

282
00:20:58,291 --> 00:21:00,291
‫ممکنه اهداکننده‌های دیگه‌ای هم باشن.

283
00:21:00,375 --> 00:21:01,500
‫درسته.

284
00:21:02,500 --> 00:21:05,000
‫ولی پیدا کردن همچین اهداکننده‌ای
‫تو این زمانِ کم خیلی سخته.

285
00:21:05,958 --> 00:21:09,208
‫سرطانِ «سامایرا» هم خیلی پیشرفت کرده.

286
00:21:10,125 --> 00:21:12,625
‫هر یه دقیقه‌اش هم می‌تونه سرنوشت‌ساز باشه.

287
00:21:13,833 --> 00:21:18,250
‫فقط پدر و مادر واقعی‌ان که
‫تطابق ژنتیکی‌شون کامله.

288
00:21:19,041 --> 00:21:20,500
‫اونا بهترین گزینه‌ان.

289
00:21:22,291 --> 00:21:24,125
‫امیدوارم درک کنید.

290
00:22:46,333 --> 00:22:47,375
‫«آرجون».

291
00:22:51,958 --> 00:22:53,250
‫این همون مردیه

292
00:22:54,791 --> 00:22:59,291
‫که بچه رو گردن نگرفت
‫و ازم خواست سقطش کنم.

293
00:23:04,000 --> 00:23:06,708
‫فکر می‌کنی اون‌قدر دل‌رحم باشه که...

294
00:23:08,625 --> 00:23:10,125
‫بخواد بهمون کمک کنه؟

295
00:23:11,416 --> 00:23:12,833
‫نمی‌دونم.

296
00:23:15,416 --> 00:23:17,833
‫ولی چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

297
00:23:18,541 --> 00:23:19,625
‫باید تلاشم رو بکنم.

298
00:23:20,166 --> 00:23:21,916
‫باید هر راهی که هست رو امتحان کنم.

299
00:23:36,250 --> 00:23:37,416
‫معجزه شد.

300
00:23:39,041 --> 00:23:41,083
‫این همون چیزیه که صبح گفتم.

301
00:23:41,750 --> 00:23:43,166
‫گفتی که این کار یه معجزه می‌خواد.

302
00:23:45,750 --> 00:23:50,250
‫سرطان گرفتن دخترم رو یه معجزه می‌دونی؟

303
00:23:52,125 --> 00:23:53,416
‫یه نگاه به خودت بنداز.

304
00:23:54,541 --> 00:23:56,125
‫غرورت بعد از این همه تکبر بالاخره شکست.

305
00:23:59,875 --> 00:24:01,083
‫معجزه همینه.

306
00:24:02,458 --> 00:24:05,125
‫جلوی بابام غرورم رو شکستی.

307
00:24:06,958 --> 00:24:08,875
‫من تنها پسرشم.

308
00:24:09,583 --> 00:24:10,666
‫یعنی غرور من هیچ اهمیتی نداره؟

309
00:24:13,208 --> 00:24:16,875
‫بابام پیشنهاد داد بهت زنگ بزنیم.
‫این ایده مزخرف فکر من نبود.

310
00:24:18,083 --> 00:24:19,125
‫ولی تو اومدی،

311
00:24:20,125 --> 00:24:22,333
‫و بدجوری غرورم رو جریحه‌دار کردی.

312
00:24:24,541 --> 00:24:26,541
‫این حرف رو خیلی تکرار می‌کنی «آرجون».

313
00:24:27,916 --> 00:24:30,875
‫مشکل تو با منه.

314
00:24:32,500 --> 00:24:35,125
‫پای دخترم رو وسط نکش.

315
00:24:36,416 --> 00:24:38,291
‫من پدر بیولوژیکی دخترتم.

316
00:24:40,500 --> 00:24:42,041
‫واسه همینه که لحنت با من عوض شد.

317
00:24:45,208 --> 00:24:46,458
‫بیخیالِ این قضیه شو.

318
00:24:47,833 --> 00:24:49,666
‫وکالت پرونده‌م رو قبول نکردی، درسته؟

319
00:24:50,875 --> 00:24:52,416
‫ولی من مثل تو رفتار نمی‌کنم.

320
00:24:54,083 --> 00:24:56,958
‫ازم دفاع کن، پرونده رو ببر و قهرمان شو.

321
00:24:58,375 --> 00:25:00,791
‫لبخند رو به لب‌های پدرم برگردون،

322
00:25:02,541 --> 00:25:04,625
‫اون‌وقت منم مغز استخونم رو بهت می‌دم.

323
00:25:07,375 --> 00:25:08,833
‫یه زندگی در برابر یه زندگی.

324
00:25:11,208 --> 00:25:12,041
‫قبوله؟

325
00:25:15,208 --> 00:25:17,708
‫هنوز تایید رسمی نشده،

326
00:25:17,791 --> 00:25:19,916
‫ولی منابع خبر می‌دن
‫که دفتر «آمریت‌پال و مهرا»

327
00:25:20,000 --> 00:25:23,000
‫دارن برای بر عهده گرفتن این پرونده مذاکره می‌کنن.

328
00:25:23,083 --> 00:25:25,666
‫گفته می‌شه وکیل مشهور «آرجون مهرا»

329
00:25:25,750 --> 00:25:29,958
‫کسی که همیشه از بی‌گناه‌ها دفاع می‌کنه،
‫وکیل مدافع این پرونده خواهد بود.

330
00:25:30,458 --> 00:25:34,500
‫جای تعجب داره که «آرجون مهرا»
‫یک‌شبه با قبول کردن این پرونده موافقت کرد.

331
00:25:35,000 --> 00:25:39,958
‫آیا «مادورا بانرجی» می‌تونه
‫پرونده‌ی «سوما» رو با موفقیت پیش ببره؟

332
00:25:42,000 --> 00:25:44,291
‫تا الان هیچ‌کسی تو این پرونده دستگیر نشده،

333
00:25:44,375 --> 00:25:48,916
‫اما گفته می‌شه که «شوریامان گور»
‫مظنون اصلیه.

334
00:25:50,333 --> 00:25:52,625
‫اگه «آرجون مهرا»
‫وکالت پرونده‌ی «شوریامان گور» رو قبول کنه،

335
00:25:52,708 --> 00:25:56,666
‫بعید نیست که
‫«شوریامان گور» بی‌گناه از آب دربیاد.

336
00:26:03,916 --> 00:26:08,666
‫«شوریامان گور» مظنون اصلی
‫پرونده‌ی اقدام به قتل «سوما میتال»ـه.

337
00:26:08,750 --> 00:26:12,125
‫با توجه به پیشینه‌ی تجاری و سیاسی‌ش،
‫این سوال پیش می‌آد که...

338
00:26:12,208 --> 00:26:14,958
‫آیا این بازجویی عادلانه‌ست؟

339
00:26:15,041 --> 00:26:17,541
‫یا فقط یه بازی سیاسی کثیف دیگه است؟

340
00:26:17,625 --> 00:26:20,083
‫تو چند روز گذشته،
‫این پرونده پیچ‌وخم‌های جدیدی پیدا کرده...

341
00:26:20,166 --> 00:26:23,041
‫که باعث شده تو محافل سیاسی
‫سر و صدای زیادی به پا بشه...

342
00:26:23,125 --> 00:26:24,250
‫دکتر زنگ زد.

343
00:26:26,625 --> 00:26:28,083
‫دی‌ان‌ایِ «شوریا» مطابقت داره.

344
00:26:39,875 --> 00:26:41,166
‫متاسفم.

345
00:26:42,500 --> 00:26:45,708
‫باعث شدم از اصول خودت کوتاه بیای.

346
00:26:46,375 --> 00:26:47,958
‫اصول و قواعد دیگه هیچ معنی‌ای ندارن،

347
00:26:49,541 --> 00:26:52,208
‫وقتی جون دخترمون در خطره.

348
00:27:04,916 --> 00:27:07,791
‫نتایج تحقیقات و مدارک پرونده‌ی «سوما میتال» اون‌قدر قویه...

349
00:27:07,875 --> 00:27:10,833
‫که «شوریامان گور» رو توی خونه‌ی مجللش دستگیر کردن.

350
00:27:10,916 --> 00:27:13,166
‫«شوریامان گور» بازداشت شد.

351
00:27:13,250 --> 00:27:16,916
‫با نزدیک شدن به زمان انتخابات، این ضربه‌ی سنگینی برای خانواده‌ی «گور» محسوب می‌شه.

352
00:27:17,000 --> 00:27:19,000
‫روند رسیدگی به پرونده سرعت گرفته...

353
00:27:19,083 --> 00:27:21,791
‫و زمان جلسه به پنج روز دیگه جلو افتاده.

354
00:27:27,666 --> 00:27:30,083
‫- چطوری «آجی»؟
‫- خوبم. چرا انقدر زود اومدی؟

355
00:27:30,166 --> 00:27:31,333
‫خیلی کار سرم ریخته.

356
00:27:42,541 --> 00:27:44,791
‫- صبح بخیر خانم.
‫- صبح بخیر خانم.

357
00:27:45,833 --> 00:27:47,916
‫یالا، جزئیات پرونده رو بهم بگین.

358
00:27:48,958 --> 00:27:50,166
‫جزئیات پرونده چیه؟

359
00:27:50,916 --> 00:27:53,208
‫اسم قربانی «سوما میتال» هستش، ۲۷ سالشه.

360
00:27:53,291 --> 00:27:56,666
‫فوق‌لیسانس اقتصاد با رتبه‌ی عالی داره و اهل «بمبئی» هستش.

361
00:27:56,750 --> 00:27:59,750
‫شب ۳۰ آوریل،
‫«شوریامان» توی کلوب شبانه‌ی «زایار» بود.

362
00:27:59,833 --> 00:28:01,666
‫از ساعت ۱۰ تا ۱۱ و ۴۵ دقیقه.

363
00:28:04,583 --> 00:28:06,083
‫اینم یه نسخه از صورت‌حسابه. ۲۷ هزار روپیه.

364
00:28:06,166 --> 00:28:07,291
‫«کلوب شبانه»

365
00:28:07,375 --> 00:28:08,208
‫«۲۷ هزار روپیه»

366
00:28:10,208 --> 00:28:12,000
‫تازه، طبق گفته‌های بارمن...

367
00:28:12,083 --> 00:28:14,708
‫اون شب «سوما» داشت با «شوریا»
‫حسابی خوش می‌گذروند،

368
00:28:14,791 --> 00:28:16,958
‫و به مرور زمان حسابی مست شد.

369
00:28:17,041 --> 00:28:18,333
‫حدود ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه،

370
00:28:18,416 --> 00:28:22,125
‫همراه «شوریا» از کلوب رفت بیرون
‫و بعدش بیهوش توی «وُرلی» پیداش کردن.

371
00:28:22,208 --> 00:28:24,083
‫یعنی دوستاش گذاشتن با اون حالش بره؟

372
00:28:25,916 --> 00:28:27,958
‫- یه نمونه دیگه از خونش رو آزمایش کنین.
‫- چشم.

373
00:28:28,041 --> 00:28:30,083
‫- احتمال وجود داروی «روهیپنول» رو بررسی کنین.
‫- باشه.

374
00:28:31,708 --> 00:28:33,375
‫آره، یه عکس هست.

375
00:28:35,208 --> 00:28:38,166
‫«شوریامان» و «سوما»
‫با دوتا از دوستاش بودن، درسته؟

376
00:28:38,250 --> 00:28:40,458
‫بله خانم. «گریشما رائو» و «هافوفی میتا».

377
00:28:40,541 --> 00:28:42,708
‫«- ۲۶ ساله
‫- ۲۷ ساله»

378
00:28:44,083 --> 00:28:44,916
‫بفرمایید.

379
00:28:45,625 --> 00:28:49,958
‫پلیس فقط فیلم‌های دوربین مداربسته رو دیده،
‫اما شما دوتا با «سوما» بودید.

380
00:28:50,041 --> 00:28:54,375
‫پس بهم بگید، اوضاع چطور بود؟

381
00:28:54,458 --> 00:28:56,916
‫نسبت بهش چه حسی داشت؟ باهاش راحت بود؟

382
00:29:01,041 --> 00:29:03,083
‫آره، خیلی راحت به نظر می‌رسید.

383
00:29:03,166 --> 00:29:05,000
‫چیزی رو که مخفی نمی‌کنید، درسته؟

384
00:29:05,083 --> 00:29:09,166
‫چون حس ششم شما ممکنه به دوستتون کمک کنه
‫تا عدالت در حقش اجرا بشه.

385
00:29:09,250 --> 00:29:12,500
‫«سوما» از مردهای پخته خوشش میاد، نه بچه‌سال‌ها.
‫اون دنبال مردهای پولداریه که براش خرج کنن.

386
00:29:13,541 --> 00:29:15,416
‫«حساب‌های شبکه‌های اجتماعی»

387
00:29:15,500 --> 00:29:20,166
‫- ردپای دیجیتالیش توی شبکه‌های اجتماعی...
‫- نه. ما آبروی زن‌ها رو نمی‌بریم.

388
00:29:20,458 --> 00:29:21,541
‫حرفم واضح بود؟

389
00:29:22,291 --> 00:29:24,250
‫بعد از اینکه حدود ساعت ۱ صبح کلاب رو ترک کردن،

390
00:29:24,333 --> 00:29:26,958
‫یه چای‌فروش به اسم «ویجی کامتی»
‫اون‌ها رو توی ماشین دید.

391
00:29:27,041 --> 00:29:29,416
‫گفت ماشین پارک بود،
‫وقتی بهش نزدیک شد،

392
00:29:29,500 --> 00:29:31,208
‫«سوما» از ماشین افتاد بیرون.

393
00:29:31,291 --> 00:29:32,500
‫«صحنه جرم در...»

394
00:29:33,083 --> 00:29:36,583
‫ببینید «ویجی کامتی»، شاهد دادستان،
‫چه اطلاعاتی داره.

395
00:29:37,333 --> 00:29:38,666
‫- «ویجی کامتی»؟
‫- آره.

396
00:29:38,750 --> 00:29:45,208
‫بهم بگو توی این عکس کجا بودی
‫و حادثه کجا اتفاق افتاد؟

397
00:29:46,125 --> 00:29:49,208
‫- خانم، من اینجا بودم.
‫- خیلی خب.

398
00:29:53,250 --> 00:29:57,333
‫توی دادگاه هم این سوال ازت پرسیده می‌شه،
‫«آیا این همون دختر مصدوم بود؟»

399
00:29:57,416 --> 00:30:00,041
‫«زندان مرکزی
‫اصلاح و تربیت»

400
00:30:06,375 --> 00:30:11,875
‫یه گزارش مفصل از «شوریامان» می‌خوام
‫در مورد اتفاقات اون شب.

401
00:30:12,375 --> 00:30:14,083
‫مطمئن شو که تمام جزئیات رو بگه.

402
00:30:17,666 --> 00:30:20,416
‫«شوریامان» یه مدتی رو با قربانی گذروند،

403
00:30:20,500 --> 00:30:22,875
‫و نیم ساعت بعد رسید خونه‌ش.

404
00:30:22,958 --> 00:30:24,125
‫حدود ساعت یک صبح.

405
00:30:24,208 --> 00:30:26,166
‫با توجه به وضعیت ترافیک اون موقع...

406
00:30:26,291 --> 00:30:27,250
‫«خونه‌ی خاندان آل»

407
00:30:27,333 --> 00:30:30,375
‫...قاعدتاً رسیدن به خونه‌ش باید
‫حدود ۲۰ دقیقه طول بکشه.

408
00:30:30,458 --> 00:30:32,625
‫ترافیک شبونه‌ی این مسیر رو تحلیل کردیم.

409
00:30:32,708 --> 00:30:36,541
‫این یعنی نیمه‌شب رسیده خونه.

410
00:30:36,625 --> 00:30:38,125
‫- آره.
‫- بله خانم.

411
00:30:38,208 --> 00:30:39,541
‫شاهدی هم براش هست؟

412
00:30:39,625 --> 00:30:41,708
‫زنش، «گوری گور».

413
00:30:41,791 --> 00:30:46,125
‫اون شب «شوریامان» خونه بود
‫یا بیرون؟

414
00:30:46,208 --> 00:30:48,541
‫اون شب ساعت ۱ صبح خونه بود.

415
00:30:49,083 --> 00:30:51,958
‫«شوریا» هم که اصلاً نمی‌تونه اشتباه کنه.

416
00:30:52,041 --> 00:30:54,416
‫شهادت اون تو دادگاه پذیرفته نیست.

417
00:30:54,500 --> 00:30:55,833
‫به یه مدرک عدم حضور دیگه نیاز داریم.

418
00:30:55,916 --> 00:30:57,916
‫کی اولین بار «سوما» رو دید؟

419
00:30:58,000 --> 00:31:00,916
‫یه سری از زائرایی که تو راه
‫معبد «وُرلی» بودن.

420
00:31:01,000 --> 00:31:02,791
‫حدود ساعت ۱ صبح.

421
00:31:02,875 --> 00:31:04,875
‫در ضمن، بردنش بیمارستان.

422
00:31:05,666 --> 00:31:06,875
‫حالش چطوره؟

423
00:31:06,958 --> 00:31:09,375
‫خانم، فعلاً تو کُمای مصنوعی نگهش داشتن.

424
00:31:10,666 --> 00:31:12,500
‫یه ضربه‌ی مستقیم به گردنش خورده.

425
00:31:13,000 --> 00:31:14,875
‫سیاهرگ گردنش پاره شده.

426
00:31:17,750 --> 00:31:19,666
‫«گزارش جراحت
‫پارگی سیاهرگ گردن»

427
00:31:26,916 --> 00:31:27,958
‫- سلام.
‫- سلام.

428
00:31:28,041 --> 00:31:29,458
‫- شما کی هستی؟
‫- سلام خانم.

429
00:31:29,541 --> 00:31:31,333
‫چرا به من زنگ می‌زنی؟ سرِ کارم.

430
00:31:31,416 --> 00:31:33,916
‫یه بسته براتون دارم. کد تأیید رو برام بفرستید.

431
00:31:34,000 --> 00:31:36,166
‫- یه لحظه صبر کن.
‫- باشه.

432
00:31:40,333 --> 00:31:41,541
‫سه، چهار، پنج، شش.

433
00:31:41,625 --> 00:31:43,250
‫این چیه؟ کد درست رو بهم بگو.

434
00:31:43,333 --> 00:31:45,541
‫داداش کد درست همینه، به من ربطی نداره.

435
00:31:45,625 --> 00:31:48,125
‫- شوهرم خونه‌ست.
‫- باشه. بسته رو بدم به اون؟

436
00:31:48,208 --> 00:31:50,208
‫- آره، بده بهش.
‫- چشم خانم.

437
00:31:52,833 --> 00:31:53,708
‫ببخشید.

438
00:31:54,416 --> 00:31:55,541
‫آلت قتل چی؟

439
00:31:55,625 --> 00:31:57,083
‫پیدا نشده.

440
00:31:57,583 --> 00:32:01,666
‫با توجه به جراحت،
‫احتمالاً با سوئیچ ماشین بهش ضربه زدن.

441
00:32:01,750 --> 00:32:05,250
‫ماشین مدل «آئودی کیو ۷»ـه
‫که با سوئیچ استارت می‌خوره.

442
00:32:05,333 --> 00:32:08,166
‫می‌تونیم ثابت کنیم که با سوئیچ بهش ضربه زده شده؟

443
00:32:08,250 --> 00:32:09,541
‫- نه خانم.
‫- نه.

444
00:32:09,625 --> 00:32:12,625
‫ماشین «شوریا» رو کامل بگردین.

445
00:32:14,000 --> 00:32:17,416
‫ماشینش رو بعد از وقوع جرم
‫صفرشویی کردن.

446
00:32:17,500 --> 00:32:18,666
‫- آره.
‫- ببخشید؟

447
00:32:18,750 --> 00:32:20,375
‫ماشینش رو...

448
00:32:20,458 --> 00:32:22,083
‫صفرشویی دیگه چیه؟

449
00:32:26,083 --> 00:32:28,958
‫ماشین «شوریا» رو به صورت حرفه‌ای تمیز کردن قربان.

450
00:32:30,916 --> 00:32:32,750
‫نوبتی برای تمیز کردن ماشین رزرو شده؟

451
00:32:33,333 --> 00:32:34,375
‫نه قربان.

452
00:32:34,458 --> 00:32:35,291
‫اون بدون رزرو بود.

453
00:32:39,416 --> 00:32:40,666
‫نتیجه‌ی آزمایش تجاوز چی شد؟

454
00:32:40,750 --> 00:32:42,000
‫به «سوما» تجاوز نشده خانم.

455
00:32:42,083 --> 00:32:43,750
‫اون جلوی متجاوز مقاومت کرده.

456
00:32:44,583 --> 00:32:46,000
‫در واقع، زیر ناخن‌هاش

457
00:32:46,083 --> 00:32:49,250
‫پوست و آثاری از خون متهم پیدا شده.

458
00:32:50,458 --> 00:32:52,625
‫نتیجه‌ی آزمایش دی‌ان‌ای چی شد؟

459
00:32:52,708 --> 00:32:54,416
‫پوست و خون متعلق به «شوریا»ست.

460
00:33:01,333 --> 00:33:02,791
‫پس، الان ما

461
00:33:03,833 --> 00:33:04,833
‫انگیزه،

462
00:33:05,583 --> 00:33:06,708
‫فرصت،

463
00:33:08,125 --> 00:33:09,916
‫و مدرک مطابقت دی‌ان‌ای متهم رو داریم؟

464
00:33:10,000 --> 00:33:10,833
‫بله خانم.

465
00:33:11,500 --> 00:33:12,666
‫«بله خانم.»

466
00:33:13,375 --> 00:33:15,333
‫پس چرا «آرجون» این پرونده رو قبول کرد؟

467
00:33:16,500 --> 00:33:18,458
‫چرا داره از «شوریامان» دفاع می‌کنه؟

468
00:33:20,666 --> 00:33:22,958
‫یه رازی هست که ما ازش خبر نداریم.

469
00:33:32,375 --> 00:33:33,750
‫دادگاه فردا شروع می‌شه.

470
00:33:39,375 --> 00:33:43,416
‫ترتیب لیست شاهدای جلسه فردا رو عوض می‌کنم.

471
00:33:43,500 --> 00:33:45,958
‫«ایکا» هر پرونده‌ای که دست بگیره رو برنده می‌شه.

472
00:33:48,583 --> 00:33:49,416
‫«اظهارات شاهد»

473
00:34:31,166 --> 00:34:32,125
‫این یه توهین به زن‌هاست...

474
00:34:32,208 --> 00:34:33,041
‫«دشمنان عدالت»

475
00:34:33,125 --> 00:34:35,666
‫آیا دادستانی موفق می‌شه
‫توی پرونده علیه «آرجون مهرا» پیروز بشه؟

476
00:34:35,750 --> 00:34:38,083
‫لطفاً جواب بدید خانم.
‫چقدر به برنده شدن اطمینان دارید؟

477
00:34:38,166 --> 00:34:40,958
‫- این تجاوز به حقوق زن‌هاست...
‫- «هند» این رو تحمل نمی‌کنه!

478
00:34:41,041 --> 00:34:44,000
‫- این تجاوز به حقوق زن‌هاست...
‫- «هند» این رو تحمل نمی‌کنه!

479
00:34:44,083 --> 00:34:47,250
‫- این تجاوز به حقوق زن‌هاست...
‫- «هند» این رو تحمل نمی‌کنه!

480
00:34:47,333 --> 00:34:50,166
‫- این تجاوز به حقوق زن‌هاست...
‫- «هند» این رو تحمل نمی‌کنه!

481
00:34:57,375 --> 00:34:58,500
‫خانم «مادورا»،

482
00:34:58,583 --> 00:35:00,125
‫بالاخره افتخار دادین و تشریف آوردین؟

483
00:35:00,208 --> 00:35:01,291
‫واقعاً عذر می‌خوام.

484
00:35:01,375 --> 00:35:03,208
‫جناب قاضی، مسیر خیلی شلوغ بود.

485
00:35:03,291 --> 00:35:04,125
‫خیلی معذرت می‌خوام.

486
00:35:04,208 --> 00:35:06,041
‫بقیه حضار با هلیکوپتر اومدن؟

487
00:35:08,958 --> 00:35:11,625
‫جناب قاضی، لیست شاهدها رو اصلاح کردم.

488
00:35:11,708 --> 00:35:13,208
‫خانم.

489
00:35:13,291 --> 00:35:14,375
‫بله، متوجه شدم.

490
00:35:14,458 --> 00:35:17,666
‫«شوریامان گور» اولین شاهد دفاعیه است.

491
00:36:16,833 --> 00:36:21,916
‫آقای «شوریامان»،
‫میشه به دادگاه بگید اون شب چه اتفاقی افتاد؟

492
00:36:29,166 --> 00:36:33,375
‫همیشه اون‌جوری که می‌خوایم پیش نمی‌ره.

493
00:36:34,458 --> 00:36:35,541
‫آقای «مهرا»،

494
00:36:35,625 --> 00:36:37,833
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

495
00:36:38,458 --> 00:36:39,875
‫لطفاً برو سر اصل مطلب.

496
00:36:44,000 --> 00:36:45,875
‫واسه منم راحت نیست آقای «مهرا».

497
00:36:48,916 --> 00:36:52,750
‫زنی که می‌خوام در موردش حرف بزنم، دختر یه خونواده‌ست.

498
00:36:59,041 --> 00:37:01,250
‫مادرش اینجاست و داره دعا می‌کنه که خدا جونش رو نجات بده.

499
00:37:02,583 --> 00:37:03,416
‫آقای «گور»،

500
00:37:04,666 --> 00:37:06,458
‫با خیال راحت حرف بزن.

501
00:37:06,541 --> 00:37:07,583
‫عجله نکن.

502
00:37:10,000 --> 00:37:10,875
‫ممنونم قربان.

503
00:37:13,250 --> 00:37:15,500
‫کلی مشکل خانوادگی داشتم.

504
00:37:17,125 --> 00:37:18,625
‫فقط به یه استراحت نیاز داشتم.

505
00:37:20,291 --> 00:37:22,333
‫احتیاج داشتم یکی به حرفام گوش بده.

506
00:37:24,625 --> 00:37:27,208
‫«سوما» به حرفام گوش داد و درکم کرد

507
00:37:27,291 --> 00:37:28,666
‫بدون اینکه قضاوتم کنه.

508
00:37:31,083 --> 00:37:33,000
‫قرار گذاشتیم بعد از کلاب بریم شام بخوریم.

509
00:37:33,500 --> 00:37:35,166
‫با هم از کلاب زدیم بیرون.

510
00:37:40,583 --> 00:37:42,000
‫بعدش که توی ماشین بودیم،

511
00:37:42,708 --> 00:37:44,791
‫دستشو گذاشت روی دستم.

512
00:37:46,958 --> 00:37:48,208
‫تو اون لحظه...

513
00:37:51,083 --> 00:37:52,125
‫سعی کردم ببوسمش.

514
00:37:54,625 --> 00:37:56,333
‫فکر کنم انتظارشو نداشت.

515
00:37:57,666 --> 00:38:01,375
‫جلوم مقاومت نکرد، بلکه بلافاصله بهم حمله کرد.

516
00:38:02,458 --> 00:38:04,500
‫بعدش یهو در رو باز کرد و خواست فرار کنه.

517
00:38:06,583 --> 00:38:09,791
‫می‌خواستم ازش معذرت‌خواهی کنم و برم دنبالش، اما...

518
00:38:13,708 --> 00:38:15,541
‫اگه دنبالش رفته بودم، «سوما» امروز...

519
00:38:18,125 --> 00:38:19,541
‫ولی ترسیدم قربان.

520
00:38:21,375 --> 00:38:22,500
‫ترسیده بودم.

521
00:38:25,041 --> 00:38:26,333
‫بعدش رفتم خونه.

522
00:38:39,750 --> 00:38:42,208
‫تصویر هر دوتون توی دوربین‌های مداربسته ضبط شده

523
00:38:42,291 --> 00:38:44,375
‫وقتی داشتین از کلاب شبانه می‌رفتین بیرون

524
00:38:44,458 --> 00:38:46,500
‫ساعت ۱۱:۴۵ شب.

525
00:38:47,500 --> 00:38:50,791
‫پس حتماً تا ساعت ۱۲ رسیده بودی به «وُرلی»
‫درسته؟

526
00:38:52,375 --> 00:38:53,291
‫درسته قربان.

527
00:38:53,375 --> 00:38:56,083
‫بعدش هم همون اتفاقی افتاد که الان بهمون گفتی.

528
00:38:56,791 --> 00:39:01,125
‫اگه مستقیم رفتی خونه، پس کی اون بلا رو سر «سوما» آورد؟

529
00:39:01,208 --> 00:39:03,250
‫نمی‌دونم قربان، نمی‌دونم.

530
00:39:04,333 --> 00:39:09,708
‫«سوما» رو بیهوش نزدیک خونه‌ش پیدا کردن،
‫یه زخم عمیق هم روی گردنش بود.

531
00:39:10,666 --> 00:39:11,666
‫کار کی بوده؟

532
00:39:12,875 --> 00:39:13,875
‫نمی‌دونم قربان.

533
00:39:15,000 --> 00:39:18,083
‫گفتی که رفتی خونه‌ت توی «جوهو».

534
00:39:18,166 --> 00:39:19,416
‫بله.

535
00:39:19,500 --> 00:39:21,083
‫حدوداً چه ساعتی؟

536
00:39:21,916 --> 00:39:24,291
‫دقیق نمی‌تونم بگم،
‫ولی حدود ساعت یکِ شب بود.

537
00:39:27,666 --> 00:39:28,791
‫همین‌ها رو می‌دونستم قربان.

538
00:39:35,666 --> 00:39:36,625
‫کسی هست که بتونه ثابت کنه

539
00:39:36,708 --> 00:39:38,916
‫ساعت یکِ شب خونه بودی؟

540
00:39:40,416 --> 00:39:41,750
‫همسر قانونی‌م.

541
00:39:41,833 --> 00:39:42,958
‫همسر قانونیت؟

542
00:39:43,583 --> 00:39:44,750
‫زنته.

543
00:39:46,166 --> 00:39:48,000
‫همونی که با عصبانیت دادگاه رو ترک کرد؟

544
00:39:48,083 --> 00:39:49,666
‫اعتراض دارم جناب قاضی.

545
00:39:49,750 --> 00:39:51,791
‫- سوال بی‌ربطه.
‫- اعتراض وارده.

546
00:39:53,041 --> 00:39:54,000
‫جناب قاضی،

547
00:39:55,000 --> 00:39:57,375
‫اگه اجازه بدید می‌خوام جواب سوالشون رو بدم.

548
00:39:57,458 --> 00:39:58,625
‫بفرمایید.

549
00:39:59,625 --> 00:40:00,541
‫خانم «مادورا»،

550
00:40:02,125 --> 00:40:08,208
‫همسرم برای حضور تو این جلسه اومده بود

551
00:40:09,083 --> 00:40:11,666
‫با وجود تمام اتهاماتی که بهم زده شده

552
00:40:13,750 --> 00:40:16,250
‫چون از بی‌گناهیم مطمئنه.

553
00:40:19,666 --> 00:40:21,291
‫رفتنش از روی عصبانیت نبود،

554
00:40:22,208 --> 00:40:23,541
‫بلکه از روی درد و رنجش بود.

555
00:40:24,875 --> 00:40:26,500
‫این چیزیه که شما نتونستید درکش کنید.

556
00:40:28,291 --> 00:40:29,375
‫شاید حق با شما باشه.

557
00:40:30,250 --> 00:40:32,875
‫اما شهادت همسرتون فاقد اعتباره.

558
00:40:33,875 --> 00:40:37,791
‫چیز دیگه‌ای دارید که بتونه حرفتون رو ثابت کنه؟

559
00:40:37,875 --> 00:40:42,291
‫آیا دادستانی چیزی داره
‫که بتونه ادعای موکلم رو رد کنه؟

560
00:40:42,375 --> 00:40:43,416
‫آقای «مهرا»،

561
00:40:43,916 --> 00:40:46,333
‫نمی‌تونید بدون اعتراض کردن،
‫من یا دادگاه رو خطاب قرار بدید.

562
00:40:46,416 --> 00:40:48,583
‫- خواهش می‌کنم.
‫- عذر می‌خوام جناب قاضی. معذرت می‌خوام.

563
00:40:50,458 --> 00:40:51,458
‫لطفاً ادامه بدید.

564
00:40:52,000 --> 00:40:54,250
‫هیچ‌کس بی‌خطا نیست، خانم.

565
00:40:56,750 --> 00:40:58,000
‫و من هم قطعاً از این قاعده مستثنی نیستم.

566
00:40:59,416 --> 00:41:01,083
‫حتی نزدیکش هم نیستم.

567
00:41:02,916 --> 00:41:04,333
‫اما بهش فکر کنید.

568
00:41:05,958 --> 00:41:09,000
‫«سوما» با من خیلی خوب رفتار می‌کرد.

569
00:41:11,166 --> 00:41:13,333
‫پس چرا باید بخوام بهش صدمه بزنم؟

570
00:41:16,750 --> 00:41:19,208
‫می‌فهمم که ثابت کردنِ حضورم در یه جای دیگه، موضوع مهمیه.

571
00:41:19,958 --> 00:41:22,208
‫اما من مدرکی برای اثباتش ندارم، پس باید چیکار کنم؟

572
00:41:23,125 --> 00:41:25,458
‫بعدش می‌گن: «دلیلِ صفرشوییِ ماشینت رو توضیح بده.»

573
00:41:26,750 --> 00:41:29,916
‫جناب، من ماهی یک یا دو بار
‫ماشینم رو می‌برم کارواش.

574
00:41:31,166 --> 00:41:32,791
‫دیگه چطوری باید این رو توجیه کنم؟

575
00:41:32,875 --> 00:41:34,833
‫جناب، متهم داره پیازداغِ قضیه رو زیاد می‌کنه.

576
00:41:34,916 --> 00:41:37,333
‫فقط به سوالاتی که ازت پرسیده می‌شه جواب بده.

577
00:41:37,416 --> 00:41:40,958
‫اما خانم «مادورا»، شما که هنوز سوالی نپرسیدین.

578
00:41:41,041 --> 00:41:42,458
‫می‌خوای چیزی ازش بپرسی؟

579
00:41:58,000 --> 00:41:59,166
‫نه جناب قاضی.

580
00:42:00,125 --> 00:42:01,666
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

581
00:42:04,333 --> 00:42:06,166
‫آقای «گور»، می‌تونید برید. ممنون.

582
00:42:08,916 --> 00:42:12,333
‫جناب قاضی، پرونده خیلی روشنه.

583
00:42:13,083 --> 00:42:15,958
‫موکلم توی کلاب با «سوما» آشنا شد،

584
00:42:16,791 --> 00:42:19,833
‫و با هم با ماشینِ اون از کلاب رفتن بیرون.

585
00:42:19,916 --> 00:42:25,458
‫و توی «وُرلی»،
‫موکلم توی ماشین سعی کرد به «سوما» نزدیک بشه.

586
00:42:26,041 --> 00:42:28,041
‫با هم دست‌به‌یقه شدن.

587
00:42:28,125 --> 00:42:33,291
‫«سوما» از ماشین پیاده شد و رفت،
‫بعدش هم موکلم رفت خونه‌ش.

588
00:42:33,375 --> 00:42:34,791
‫کل ماجرا همین بود.

589
00:42:34,875 --> 00:42:39,666
‫می‌تونی اینو ثابت کنی آقای «مهرا»؟

590
00:42:40,666 --> 00:42:43,791
‫یه چیزی رو فراموش کردی خانم «مادورا»،

591
00:42:44,500 --> 00:42:47,041
‫اونم اینه که تو دادستانی.

592
00:42:47,125 --> 00:42:48,625
‫می‌دونم کی هستم جناب.

593
00:42:48,708 --> 00:42:50,208
‫ولی شما هم باید یادتون باشه...

594
00:42:50,291 --> 00:42:54,125
‫که توی دادگاه، حرف و استدلال جای مدرک رو نمی‌گیره.

595
00:42:54,208 --> 00:42:56,250
‫منظورم دقیقاً همینه خانم «مادورا».

596
00:42:56,333 --> 00:42:58,166
‫هیچ مدرکی نداری.

597
00:42:58,250 --> 00:43:00,000
‫کل دفاعیه‌ت فقط روی حرفه.

598
00:43:00,083 --> 00:43:01,666
‫از من می‌خوای کارت رو انجام بدم؟

599
00:43:03,083 --> 00:43:08,875
‫داری به یه وکیل پیشکسوت بی‌احترامی می‌کنی.

600
00:43:08,958 --> 00:43:12,958
‫تمومش کنید آقای «مهرا»، خواهش می‌کنم.
‫اینجا میدون کشتیِ قانون نیست.

601
00:43:13,041 --> 00:43:14,916
‫نظم دادگاه رو رعایت کن.

602
00:43:15,458 --> 00:43:18,541
‫خانم «مادورا»، به نظرم باید یه روش دیگه‌ای رو پیش بگیری.

603
00:43:19,791 --> 00:43:22,458
‫بد نیست که به یه وکیل پیش‌کسوت
‫احترام بذاری.

604
00:43:23,083 --> 00:43:24,208
‫ختم جلسه رو اعلام می‌کنم.

605
00:43:25,083 --> 00:43:26,958
‫جلسه بعدی ۱۱ مِی برگزار می‌شه.

606
00:43:30,916 --> 00:43:32,125
‫«نه به حاکمیتِ زورگویی»

607
00:43:32,208 --> 00:43:34,041
‫«خواهر ماست
‫و ما خواستار اجرای عدالتیم»

608
00:43:34,125 --> 00:43:35,625
‫این تجاوز به حقوق زن‌هاست...

609
00:43:35,708 --> 00:43:37,000
‫«هند» این رو تحمل نمی‌کنه!

610
00:43:37,083 --> 00:43:38,541
‫جلسه اول عالی بود.

611
00:43:39,541 --> 00:43:42,250
‫ایده معرکه‌ای بود که من رو به عنوان اولین شاهد آوردی.

612
00:43:43,083 --> 00:43:45,541
‫اون اخم‌ها رو از صورتت پاک کن و
‫تظاهر کن که ما یه تیمیم.

613
00:43:45,625 --> 00:43:46,833
‫این توهین به زن‌هاست...

614
00:43:46,916 --> 00:43:52,958
‫- «شوریامان گور»!
‫- لعنت بهش!

615
00:43:57,291 --> 00:43:59,125
‫«شرم بر شما باد
‫با ما همبستگی نشون بدید»

616
00:43:59,208 --> 00:44:01,333
‫ما برای «سوما» عدالت می‌خوایم!

617
00:44:02,291 --> 00:44:03,583
‫آقای «مهرا»،

618
00:44:04,416 --> 00:44:07,166
‫چرا ریسک کردین و «شوریا» رو به عنوان اولین شاهد احضار کردین؟

619
00:44:07,250 --> 00:44:10,791
‫چرا که نه؟ اون بی‌گناهه.
‫تیم دفاع هم هیچ شکی در این مورد نداره.

620
00:44:10,875 --> 00:44:12,208
‫اما آقا...

621
00:44:12,291 --> 00:44:13,875
‫نظری ندارم.

622
00:44:17,291 --> 00:44:20,291
‫و حالا، می‌خوام به طور ویژه از...

623
00:44:20,375 --> 00:44:22,291
‫ستاره‌ی درخشانمون در رشته‌ی شنا،

624
00:44:22,375 --> 00:44:25,916
‫که در حال حاضر قصد داره به عنوان نماینده‌ی «هند»
‫توی تیم ملی حضور داشته باشه.

625
00:44:26,000 --> 00:44:28,333
‫پدرِ «سام»؟ مطمئنی؟

626
00:44:28,416 --> 00:44:30,375
‫خبرش همه‌جا پیچیده.

627
00:44:30,458 --> 00:44:32,166
‫چه خبری درباره‌ی پدرم پخش شده؟

628
00:44:32,250 --> 00:44:34,291
‫واقعاً نمی‌دونی؟

629
00:44:36,291 --> 00:44:37,833
‫«همبستگی با...»

630
00:44:37,916 --> 00:44:40,958
‫«هیچ‌کس فراتر از قانون نیست
‫این شامل پسرِ سیاستمدار هم میشه»

631
00:44:42,333 --> 00:44:44,166
‫باید خجالت بکشی «سم».

632
00:44:44,250 --> 00:44:46,416
‫بابات داره از اون متجاوز دفاع می‌کنه؟

633
00:44:46,500 --> 00:44:47,625
‫واقعاً حال‌به‌هم‌زنه.

634
00:44:48,291 --> 00:44:50,958
‫...دختری که به پدرش افتخار می‌کنه و پدری که به دخترش.

635
00:44:51,708 --> 00:44:55,666
‫همه‌تون می‌شناسینش، ما هم همه‌مون دوسش داریم.

636
00:44:55,750 --> 00:44:59,166
‫«سامایرا مهرا»، لطفاً میای روی صحنه؟

637
00:45:12,583 --> 00:45:15,958
‫«مؤسسه پرورش مهارت‌های آینده
‫جشنواره سالانه اهدای جوایز»

638
00:45:16,041 --> 00:45:17,625
‫دوست داری چند کلمه‌ای صحبت کنی؟

639
00:45:22,000 --> 00:45:24,333
‫خبرش همه‌جا پیچیده.
‫واقعاً خبر نداری؟

640
00:45:24,416 --> 00:45:26,333
‫باید خجالت بکشی «سم».

641
00:45:26,416 --> 00:45:30,416
‫بابات داره از اون متجاوز دفاع می‌کنه؟ واقعاً حال‌به‌هم‌زنه.

642
00:45:30,500 --> 00:45:33,291
‫بابات داره از اون متجاوز دفاع می‌کنه؟ واقعاً حال‌به‌هم‌زنه.

643
00:45:33,375 --> 00:45:34,875
‫باید خجالت بکشی.

644
00:45:38,958 --> 00:45:41,375
‫کاش می‌شنیدی اونا چی درباره‌ت می‌گفتن بابا.

645
00:45:42,125 --> 00:45:43,875
‫خیلی عصبانی شدم.

646
00:45:45,416 --> 00:45:46,750
‫تو هم بودی از کوره در می‌رفتی.

647
00:45:50,333 --> 00:45:54,833
‫اونا بهم ویدیوهایی نشون دادن
‫که داشتن روی عکسات جوهر می‌پاشیدن.

648
00:45:54,916 --> 00:45:59,166
‫ولی عزیزم، این دلیل نمیشه
‫که باهاشون دعوا کنی، مگه نه؟

649
00:46:00,166 --> 00:46:01,166
‫من...

650
00:46:02,000 --> 00:46:04,333
‫سعی کردم جلوی خودمو بگیرم.

651
00:46:05,125 --> 00:46:06,083
‫ولی...

652
00:46:07,166 --> 00:46:10,166
‫نمی‌تونم تحمل کنم کسی پشت سرت حرف بد بزنه.

653
00:46:11,041 --> 00:46:12,083
‫می‌دونم عزیزم.

654
00:46:12,583 --> 00:46:13,416
‫«سم»...

655
00:46:14,333 --> 00:46:16,583
‫گفتم که داشتن دروغ می‌گفتن.

656
00:46:19,000 --> 00:46:20,208
‫داشتن دروغ می‌گفتن، مگه نه؟

657
00:46:21,250 --> 00:46:25,166
‫هر چی می‌گن رو نشنیده بگیر.

658
00:46:25,916 --> 00:46:27,875
‫نذار این حرفا روت اثر بذاره. باشه؟

659
00:46:28,583 --> 00:46:30,375
‫تو که باباتو می‌شناسی.

660
00:46:32,875 --> 00:46:35,250
‫دیگه با کسی دعوا نکن، خب؟

661
00:46:37,750 --> 00:46:40,333
‫می‌دونم مامان. منو ببخش.

662
00:46:41,583 --> 00:46:43,291
‫اشکالی نداره عزیزم.

663
00:46:48,541 --> 00:46:49,708
‫گریه نکن دخترم.

664
00:46:50,458 --> 00:46:51,708
‫گریه نکن.

665
00:47:08,375 --> 00:47:09,250
‫بابا!

666
00:47:13,208 --> 00:47:14,875
‫بابا، من می‌میرم؟

667
00:47:14,958 --> 00:47:16,916
‫هیچ اتفاقی نمی‌افته عزیزم. هیچ اتفاقی نمی‌افته.

668
00:47:18,125 --> 00:47:19,458
‫بیا ببریمش دکتر.

669
00:47:20,291 --> 00:47:22,208
‫بیا بریم عزیزم. یالا.

670
00:47:32,958 --> 00:47:35,500
‫نگران نباش «آرجون». الان داره استراحت می‌کنه.

671
00:47:50,291 --> 00:47:52,708
‫این پرونده علامت سؤال‌های زیادی رو به وجود میاره.

672
00:47:55,125 --> 00:47:57,916
‫امروز دانش‌آموزای مدرسه دارن درباره‌ش حرف می‌زنن،

673
00:47:58,666 --> 00:48:01,125
‫و فردا توی برنامه «واتس‌اپ» گروه‌های خبرای دروغ
‫درست می‌شه.

674
00:48:05,000 --> 00:48:06,791
‫اگه حقیقت فاش بشه چی؟

675
00:48:10,458 --> 00:48:12,125
‫این موضوع برام اهمیتی نداره.

676
00:48:16,208 --> 00:48:17,375
‫می‌ترسم.

677
00:48:19,791 --> 00:48:21,083
‫اگه «سام» بفهمه چی؟

678
00:48:22,333 --> 00:48:23,666
‫از کجا می‌خواد بفهمه؟

679
00:48:26,125 --> 00:48:31,416
‫الان تمام فکرم درگیر اینه که
‫فقط دو هفته وقت دارم.

680
00:48:31,500 --> 00:48:34,333
‫باید توی این پرونده برنده بشم،
‫چه اهداکننده پیدا بشه چه نشه.

681
00:48:35,458 --> 00:48:36,791
‫باید دخترم رو نجات بدم.

682
00:48:39,416 --> 00:48:41,375
‫باید دخترمون رو نجات بدم.

683
00:48:42,666 --> 00:48:44,291
‫باید دخترمون رو نجات بدم.

684
00:48:49,375 --> 00:48:53,125
‫«دادگاه عالی»

685
00:48:58,541 --> 00:48:59,916
‫خانم «مادورا».

686
00:49:00,833 --> 00:49:01,875
‫چه اتفاقی واسه دستت افتاده؟

687
00:49:03,166 --> 00:49:06,958
‫به خاطر اینه که پرونده خیلی سنگینه قربان.

688
00:49:09,166 --> 00:49:12,333
‫دادستانی «ویجی کامتی» رو احضار می‌کنه.

689
00:49:17,625 --> 00:49:21,291
‫«ویجی کامتی»، خودت رو معرفی کن،

690
00:49:21,375 --> 00:49:24,500
‫و به دادگاه بگو
‫دیشب به بازرس «گوکالی» چی گفتی.

691
00:49:26,000 --> 00:49:29,791
‫اسم من «ویجی کامتی»ـه.
‫اون شب، دوشنبه بود که...

692
00:49:30,541 --> 00:49:33,250
‫داشتم چایی می‌بردم سمت ماشین.

693
00:49:34,500 --> 00:49:36,375
‫یهو در ماشین باز شد،

694
00:49:37,875 --> 00:49:39,916
‫و «سوما» ازش افتاد بیرون.

695
00:49:40,500 --> 00:49:44,166
‫انگار یکی هلش داده بود یا پرتش کرده بود بیرون.

696
00:49:45,291 --> 00:49:49,291
‫آقای «کامتی»، دیروز توی کلانتری
‫ماشین رو شناسایی کردید.

697
00:49:50,958 --> 00:49:54,250
‫راننده رو توی این دادگاه می‌بینید؟

698
00:49:57,750 --> 00:49:59,541
‫اون مرد همونیه که داشت رانندگی می‌کرد.

699
00:50:07,291 --> 00:50:09,000
‫توی صورت‌جلسه ثبت بشه

700
00:50:09,083 --> 00:50:12,125
‫که شاهد عینی،
‫«شوریامان گور» رو شناسایی کرد.

701
00:50:12,208 --> 00:50:13,708
‫آقای «مهرا»، می‌تونید بازجویی‌ش کنید.

702
00:50:15,500 --> 00:50:17,833
‫آقای «کامتی»، منظورتون
‫همین ماشین بود؟

703
00:50:22,875 --> 00:50:23,708
‫یا این یکی؟

704
00:50:25,000 --> 00:50:26,083
‫همینه.

705
00:50:26,166 --> 00:50:27,708
‫یا این؟

706
00:50:27,791 --> 00:50:28,666
‫یا این یکی؟

707
00:50:28,750 --> 00:50:30,250
‫یا این؟

708
00:50:30,333 --> 00:50:31,375
‫یا این یکی؟

709
00:50:31,458 --> 00:50:33,041
‫یا این؟

710
00:50:33,125 --> 00:50:34,041
‫این...

711
00:50:34,125 --> 00:50:37,416
‫نترس، عجله نکن. گوش کن، بهت نشون می‌دم.

712
00:50:38,000 --> 00:50:41,416
‫این «بنز»ـه،
‫این «بی‌ام‌و» و اینم «آئودی».

713
00:50:41,500 --> 00:50:42,791
‫اعتراض دارم جناب قاضی.

714
00:50:42,875 --> 00:50:46,458
‫آقای «کامتی» چای‌فروشه،
‫کارشناس ماشین که نیست.

715
00:50:47,458 --> 00:50:49,750
‫چی رو می‌خوای ثابت کنی آقای «مهرا»؟

716
00:50:49,833 --> 00:50:53,833
‫آقای «کامتی» یه ماشین مشکی لوکس دیده.

717
00:50:54,708 --> 00:50:56,750
‫هزاران ماشین مثل اون توی «بمبئی» هست.

718
00:50:57,416 --> 00:51:00,875
‫مگه خودت هم یه «بنز» شبیه اون نداری؟

719
00:51:05,958 --> 00:51:07,166
‫خب آقای «کامتی»،

720
00:51:08,458 --> 00:51:11,791
‫حالا بهم بگو چطوری موکلم رو شناسایی کردی؟

721
00:51:12,291 --> 00:51:15,250
‫اصلاً صفِ شناسایی‌ای در کار نبود.

722
00:51:16,000 --> 00:51:20,375
‫فکر کنم کلی عکس بهت نشون دادن و
‫از روی اونا شناساییش کردی.

723
00:51:20,458 --> 00:51:22,833
‫نه قربان، فقط یه دونه عکس بهم نشون دادن.

724
00:51:22,916 --> 00:51:24,250
‫فقط یه دونه عکس؟

725
00:51:24,333 --> 00:51:25,791
‫فقط یه دونه عکس!

726
00:51:28,041 --> 00:51:30,333
‫عالیه، پس فقط یه دونه عکس بهت نشون دادن.

727
00:51:32,625 --> 00:51:36,083
‫خب، حالا بگو پلیس چقدر پول بهت داده.

728
00:51:36,166 --> 00:51:38,583
‫اعتراض دارم جناب قاضی. ایشون دارن دادگاه رو مسخره می‌کنن.

729
00:51:38,666 --> 00:51:39,958
‫حرفم رو پس می‌گیرم.

730
00:51:44,458 --> 00:51:45,291
‫آقای «کامتی»،

731
00:51:46,333 --> 00:51:48,250
‫بهم بگو،

732
00:51:48,791 --> 00:51:51,125
‫«سوما» رو از کجا می‌شناسی؟

733
00:51:51,833 --> 00:51:55,125
‫دوچرخه‌ام رو کنار ساختمونی که توش زندگی می‌کنه پارک می‌کنم.

734
00:51:55,208 --> 00:51:57,291
‫این یعنی خوب می‌شناسیش.

735
00:51:58,875 --> 00:51:59,916
‫بله قربان.

736
00:52:00,000 --> 00:52:02,291
‫پس چرا بهش کمک نکردی؟

737
00:52:02,791 --> 00:52:04,458
‫می‌تونستی ببریش بیمارستان.

738
00:52:10,000 --> 00:52:11,125
‫قربان...

739
00:52:11,625 --> 00:52:13,666
‫این کارِ پلیسه.

740
00:52:14,166 --> 00:52:15,583
‫کارِ پلیس؟

741
00:52:16,333 --> 00:52:19,833
‫ای وای! مردم از ترس پلیس،
‫انسانیتشون رو از یاد بردن.

742
00:52:22,125 --> 00:52:25,750
‫اون هم یه جورایی تو این جرم شریکه.

743
00:52:26,958 --> 00:52:31,625
‫لطفاً آقای «مهرا»،
‫توی دادگاه موعظه نکنید.

744
00:52:31,708 --> 00:52:32,833
‫خانم «مادورا».

745
00:52:32,916 --> 00:52:34,125
‫بله؟

746
00:52:34,208 --> 00:52:35,083
‫موضوع چیه؟

747
00:52:35,166 --> 00:52:38,500
‫قربان، اون به پلیس یه شهادتِ دیگه داده بود.

748
00:52:38,583 --> 00:52:40,875
‫یعنی شاهد علیه طرفی که احضارش کرده چرخیده؟

749
00:52:40,958 --> 00:52:42,541
‫منظورت همینه؟

750
00:52:42,625 --> 00:52:44,125
‫نه! نه قربان.

751
00:52:44,208 --> 00:52:47,000
‫مگه نباید مدرک توی دادگاه ارزش داشته باشه؟

752
00:52:47,083 --> 00:52:48,291
‫آره.

753
00:52:48,375 --> 00:52:50,541
‫طوری با قضیه برخورد نکن
‫انگار فقط یه روال عادیه.

754
00:52:50,625 --> 00:52:51,583
‫کور که نیستم!

755
00:52:52,416 --> 00:52:57,333
‫با روی باز به اشتباهاتت اعتراف کن،
‫بعدش هم لطفاً برو درستشون کن.

756
00:52:59,541 --> 00:53:00,500
‫ختم جلسه اعلام می‌شه.

757
00:53:14,041 --> 00:53:15,750
‫حالا دیگه فهمیدم خانم...

758
00:53:15,833 --> 00:53:18,833
‫که چرا می‌گن «آرجون مهرا» شکست‌ناپذیره.

759
00:53:19,791 --> 00:53:21,833
‫با اینکه هنوز برگ برنده‌اش رو رو نکرده.

760
00:53:22,708 --> 00:53:25,416
‫پنج دقیقه قبل از صادر شدن حکم،
‫برگ برنده‌اش رو رو می‌کنه.

761
00:53:26,333 --> 00:53:27,458
‫مشکلی نیست خانم.

762
00:53:28,708 --> 00:53:33,416
‫اون نمی‌فهمه که ما داریم کارمون رو با صداقت انجام می‌دیم.

763
00:53:34,125 --> 00:53:36,833
‫تمام سیستم قضایی پشت شماست خانم.

764
00:53:37,500 --> 00:53:39,875
‫- بلکه روی سرم سنگینی می‌کنه.
‫- روی سرتون؟

765
00:53:42,458 --> 00:53:45,750
‫باید بارهایی که سیستم بهمون تحمیل می‌کنه رو
‫تحمل کنیم.

766
00:53:53,208 --> 00:53:55,750
‫مسئولیت بزرگی بهمون سپرده شده.

767
00:53:55,833 --> 00:53:58,916
‫ولی تمام تلاشمون رو می‌کنیم. نگران نباش.

768
00:54:15,041 --> 00:54:17,250
‫آقای «مهرا»، من پیگیر پرونده هستم.
‫شرایط رو درک می‌کنم.

769
00:54:18,458 --> 00:54:21,041
‫ولی باید عجله کنی،
‫چون دیگه وقت زیادی نداریم.

770
00:54:21,833 --> 00:54:24,000
‫می‌دونم دکتر. دارم تمام تلاشم رو می‌کنم.

771
00:54:24,958 --> 00:54:25,791
‫ممنونم.

772
00:54:34,791 --> 00:54:37,583
‫- این چیه؟
‫- سوابق دیجیتالیِ «سوما».

773
00:54:41,833 --> 00:54:43,041
‫بهش نیازی ندارم.

774
00:54:43,125 --> 00:54:45,875
‫می‌دونی که من این‌طوری کار نمی‌کنم.

775
00:54:49,125 --> 00:54:52,875
‫از مدارک برای بدنام کردن بقیه استفاده نمی‌شه،
‫بلکه برای ایجاد شک و تردیدِ منطقیه.

776
00:54:53,833 --> 00:54:56,833
‫- این‌طوری پرونده‌ت ردخور نداره.
‫- نه.

777
00:54:58,375 --> 00:54:59,916
‫من این‌طوری کار نمی‌کنم.

778
00:55:00,000 --> 00:55:01,041
‫می‌دونم.

779
00:55:02,750 --> 00:55:04,750
‫پیش خودت کار یاد گرفتم.

780
00:55:06,791 --> 00:55:08,291
‫استفاده از این ثابت می‌کنه که دروغ نمی‌گیم.

781
00:55:39,916 --> 00:55:41,416
‫«بخش مراقبت‌های شیمی‌درمانی»

782
00:55:51,250 --> 00:55:54,333
‫همون‌طور که خواستی، اظهارات «شوریا» رو کامل ثبت کردم،

783
00:55:54,416 --> 00:55:57,083
‫و حواسم بود که هیچ جزئیاتی از قلم نیفته.

784
00:56:00,875 --> 00:56:02,375
‫- برید.
‫- چشم قربان.

785
00:56:07,208 --> 00:56:10,958
‫امروز «آبهیمانیو» رو به دادگاه احضار می‌کنی؟

786
00:56:12,833 --> 00:56:14,041
‫خانم «میتال»...

787
00:56:14,125 --> 00:56:16,041
‫«آبهیمانیو» هیچی نمی‌دونه.

788
00:56:17,750 --> 00:56:23,208
‫آقای «مهرا»، «آبهیمانیو»
‫درباره‌ی دخترم «سوما» هیچی نمی‌دونه.

789
00:56:27,166 --> 00:56:29,000
‫نشونت می‌دم. صبر کن.

790
00:56:32,125 --> 00:56:32,958
‫دخترم...

791
00:56:33,458 --> 00:56:34,291
‫ببخشید.

792
00:56:35,291 --> 00:56:36,375
‫به این نگاه کن.

793
00:56:36,958 --> 00:56:38,125
‫بفرما.

794
00:56:38,208 --> 00:56:39,250
‫این دخترمه.

795
00:56:39,333 --> 00:56:41,583
‫«نفرات برتر امتحان نهایی
‫حسابداران رسمی»

796
00:56:41,666 --> 00:56:42,875
‫اینو می‌بینی؟

797
00:56:42,958 --> 00:56:46,041
‫دخترم توی امتحان حسابداری رسمی
‫رتبه سوم رو آورد.

798
00:56:46,125 --> 00:56:47,083
‫رتبه سوم.

799
00:56:47,666 --> 00:56:50,541
‫داره درس می‌خونه تا یه حسابدار رسمی معتبر بشه.

800
00:56:51,125 --> 00:56:54,750
‫ببین، من فقط دارم وظیفه‌ام رو انجام می‌دم.

801
00:56:56,166 --> 00:57:02,833
‫دختر من کاملاً بی‌گناهه، آقای «مهرا».

802
00:57:03,625 --> 00:57:05,208
‫اون خیلی سخت‌کوشه.

803
00:57:06,000 --> 00:57:09,250
‫اما قانون...

804
00:57:09,333 --> 00:57:13,875
‫مگه قرار نیست قانون از آدم‌های
‫بی‌گناهی مثل «سوما» محافظت کنه؟

805
00:57:18,375 --> 00:57:19,958
‫چرا آقای «مهرا»؟

806
00:57:20,875 --> 00:57:23,625
‫داری از کسی دفاع می‌کنی که

807
00:57:24,625 --> 00:57:27,250
‫باعث و بانی وضعیت الانِ دخترمه.

808
00:57:28,250 --> 00:57:33,416
‫مگه همیشه برای آدم‌هایی که سیستم قضایی
‫بهشون ظلم کرده بود نمی‌جنگیدی؟

809
00:57:37,125 --> 00:57:38,125
‫شاید شما، آقای «مهرا»...

810
00:57:40,875 --> 00:57:44,208
‫سال‌ها طول می‌کشه تا آدم بتونه یه اعتبار خوب برای خودش بسازه.

811
00:57:47,291 --> 00:57:48,750
‫اما امروز، تو یه لحظه،

812
00:57:49,833 --> 00:57:51,625
‫از چشمم افتادی.

813
00:57:57,625 --> 00:58:01,958
‫دخترم داره با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنه.

814
00:58:02,041 --> 00:58:03,833
‫داره جون میده.

815
00:58:07,625 --> 00:58:09,375
‫اصلاً می‌فهمی چقدر درد داره

816
00:58:11,541 --> 00:58:15,625
‫وقتی می‌بینی دخترت

817
00:58:15,708 --> 00:58:20,291
‫جلوی چشمات داره ذره‌ذره آب میشه و می‌میره؟

818
00:58:45,333 --> 00:58:47,500
‫با «سوما» رابطه‌ای داشتی؟

819
00:58:47,583 --> 00:58:48,500
‫آره.

820
00:58:49,125 --> 00:58:50,458
‫چه جور رابطه‌ای؟

821
00:58:50,541 --> 00:58:52,250
‫رابطه عاشقانه بود یا دوستی؟

822
00:58:52,791 --> 00:58:54,791
‫قربان، من عاشق «سوما» هستم.

823
00:58:54,875 --> 00:58:56,000
‫رفتی بیمارستان ملاقاتش؟

824
00:59:04,041 --> 00:59:07,208
‫ببینیم روز ۳۰ آوریل چقدر «سوما» رو دوست داشتی.

825
00:59:10,708 --> 00:59:11,583
‫«»

826
00:59:11,666 --> 00:59:13,250
‫تو یه هرزه‌ی لعنتی هستی.

827
00:59:13,333 --> 00:59:14,291
‫تو اصلاً شخصیت نداری!

828
00:59:14,375 --> 00:59:17,041
‫دیگه صبرم لبریز شده «آبهی».
‫نمی‌تونم این همه رو تحمل کنم.

829
00:59:17,125 --> 00:59:19,125
‫تو نیستی که برای همه چی تصمیم می‌گیری.

830
00:59:19,208 --> 00:59:21,000
‫امتحان کن. ترکم کن، ولی پای عواقبش هم وایسا.

831
00:59:21,083 --> 00:59:24,000
‫خفه شو! می‌رم سراغ پلیس.

832
00:59:24,083 --> 00:59:26,333
‫برو! امتحانش کن!

833
00:59:26,416 --> 00:59:27,958
‫ولی اون‌قدری زنده نمی‌مونی که بخوای این کار رو بکنی.

834
00:59:33,250 --> 00:59:35,375
‫خوبه، احساساتت کاملاً واضحه.

835
00:59:36,083 --> 00:59:37,541
‫چه ماشینی سوار می‌شه؟

836
00:59:40,416 --> 00:59:42,083
‫- «هوندا».
‫- مشکیه؟

837
00:59:42,166 --> 00:59:43,000
‫آره.

838
00:59:43,083 --> 00:59:44,333
‫از «اسنپ‌چت» استفاده می‌کنه؟

839
00:59:45,458 --> 00:59:46,291
‫آره.

840
00:59:46,375 --> 00:59:49,416
‫این یعنی داره موقعیت لحظه‌ایش رو باهات به اشتراک می‌ذاره.

841
00:59:49,500 --> 00:59:50,458
‫آره.

842
00:59:51,250 --> 00:59:55,416
‫یعنی می‌دونی کجاست و لحظه به لحظه داره چیکار می‌کنه.

843
00:59:55,500 --> 00:59:58,333
‫ولی من کاری نکردم قربان.
‫اون شب اصلاً اونجا نبودم.

844
00:59:58,416 --> 01:00:00,000
‫این چیزیه که تو می‌گی!

845
01:00:00,083 --> 01:00:03,041
‫تو همون دوست‌پسرِ خشنشی که تهدیدش می‌کردی.

846
01:00:04,000 --> 01:00:09,541
‫شاید از ترس اینکه نکشیش، با موکل من دوست شده.

847
01:00:09,625 --> 01:00:11,083
‫قربان، شما این‌طوری فکر می‌کنید...

848
01:00:12,416 --> 01:00:13,958
‫چون دخترایی مثل «سوما» رو نمی‌شناسید.

849
01:00:14,041 --> 01:00:16,916
‫همچین دختری ممکنه برای یه نوشیدنی مجانی و یه شب خوش‌گذرونی، هر کاری بکنه.

850
01:00:18,083 --> 01:00:20,208
‫- از این بار به اون بار و از بغل این مرد به اون مرد می‌پره.
‫- خفه شو!

851
01:00:39,125 --> 01:00:40,750
‫توی این سالن دادگاه،

852
01:00:41,958 --> 01:00:43,583
‫من وکیلم،

853
01:00:44,458 --> 01:00:45,791
‫و تو شاهدی.

854
01:00:46,916 --> 01:00:47,833
‫ولی بیرون از دادگاه،

855
01:00:48,958 --> 01:00:50,583
‫ما فقط دوتا شهروند معمولی هستیم.

856
01:00:52,958 --> 01:00:54,291
‫فهمیدی؟

857
01:00:54,875 --> 01:00:55,916
‫- آقای «مهرا».
‫- بله.

858
01:00:56,958 --> 01:00:58,000
‫آقای «مهرا».

859
01:00:58,875 --> 01:01:02,000
‫داری چیکار می‌کنی؟ داری توی دادگاه من شاهد رو تهدید می‌کنی؟

860
01:01:05,083 --> 01:01:06,000
‫نه جناب قاضی.

861
01:01:07,916 --> 01:01:09,625
‫ختم جلسه امروز رو اعلام می‌کنم.

862
01:02:17,083 --> 01:02:17,916
‫«آوی»...

863
01:02:20,125 --> 01:02:21,875
‫کاش اون فلش رو بهم نمی‌دادی.

864
01:02:23,583 --> 01:02:26,208
‫کاش ازت نمی‌گرفتمش.

865
01:02:28,208 --> 01:02:29,875
‫قضیه رو برای «آبهیمانیو» توضیح دادم.

866
01:02:29,958 --> 01:02:33,041
‫بهش گفتم که ما از این راه نمی‌ریم.

867
01:02:35,458 --> 01:02:38,250
‫ولی امروز توی دادگاه...

868
01:02:38,791 --> 01:02:41,250
‫به خاطر من آبروی یه مادر رفت.

869
01:02:43,500 --> 01:02:45,500
‫آبروی یه مادر رو بردم!

870
01:02:48,291 --> 01:02:49,666
‫از خودم متنفرم.

871
01:02:49,750 --> 01:02:52,208
‫از خودم متنفرم.

872
01:02:52,291 --> 01:02:53,625
‫خودت رو کنترل کن.

873
01:02:55,916 --> 01:02:57,750
‫می‌دونم این برات خیلی سخته.

874
01:02:59,083 --> 01:03:00,208
‫از خودم بدم میاد.

875
01:03:00,291 --> 01:03:01,500
‫متأسفم.

876
01:03:02,083 --> 01:03:05,291
‫ولی داریم این کار رو برای دخترمون می‌کنیم.

877
01:03:07,041 --> 01:03:09,291
‫داریم این کار رو برای دخترمون می‌کنیم، «آرجون».

878
01:03:10,291 --> 01:03:11,583
‫به خاطر «سامایرا»ی عزیزمون.

879
01:03:14,708 --> 01:03:16,416
‫داریم این کار رو برای دخترمون می‌کنیم.

880
01:03:17,000 --> 01:03:17,833
‫اما...

881
01:03:18,750 --> 01:03:20,416
‫اونم دخترِ یه مادرِ دیگه است.

882
01:03:22,041 --> 01:03:23,916
‫داریم این کار رو برای دخترمون می‌کنیم.

883
01:03:24,708 --> 01:03:28,583
‫باید دخترِ یه نفر دیگه رو فدا کنم
‫تا بتونم دخترِ خودم رو نجات بدم؟

884
01:03:34,000 --> 01:03:35,541
‫اونم دخترِ یه مادرِ دیگه است.

885
01:03:42,500 --> 01:03:43,625
‫خدای من!

886
01:03:45,083 --> 01:03:46,666
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

887
01:03:53,583 --> 01:03:55,708
‫- باید قوی باشیم.
‫- آره.

888
01:03:56,333 --> 01:03:57,958
‫باید قوی باشیم.

889
01:03:59,625 --> 01:04:00,833
‫باید قوی باشیم.

890
01:04:01,958 --> 01:04:05,916
‫به خاطر دخترمون باید قوی باشیم.

891
01:04:08,041 --> 01:04:09,166
‫باید قوی باشیم.

892
01:04:20,958 --> 01:04:24,375
‫«مادو»، گوشیت داره زنگ می‌خوره.

893
01:04:35,375 --> 01:04:37,416
‫- «گوکالی»؟
‫- بله خانم.

894
01:04:38,000 --> 01:04:39,333
‫با پزشکی قانونی صحبت کردم.

895
01:04:39,833 --> 01:04:41,041
‫با هم مطابقت دارن.

896
01:04:41,125 --> 01:04:44,666
‫کاری که از راه مستقیم نشد، با کلک درست شد.

897
01:04:45,166 --> 01:04:48,166
‫ممنونم «گوکالی»!

898
01:04:48,250 --> 01:04:49,583
‫نه، ممنون از شما خانم.

899
01:04:50,291 --> 01:04:53,000
‫این ایده‌ت واقعاً نبوغ‌آمیز بود.

900
01:04:53,083 --> 01:04:55,125
‫فردا توی دادگاه له می‌شن.

901
01:04:56,166 --> 01:04:58,416
‫- شب‌بخیر خانم.
‫- شب‌بخیر.

902
01:05:04,750 --> 01:05:05,583
‫بله خانم.

903
01:05:06,375 --> 01:05:07,375
‫جناب قاضی،

904
01:05:08,250 --> 01:05:10,791
‫این کلید ماشین «شوریامان گور»ـه.

905
01:05:10,875 --> 01:05:11,875
‫اعتراض دارم جناب.

906
01:05:12,875 --> 01:05:15,625
‫- این...
‫- بذار حرفش رو تموم کنه.

907
01:05:16,500 --> 01:05:17,666
‫لطفاً ادامه بدید.

908
01:05:17,750 --> 01:05:18,708
‫ممنون.

909
01:05:19,333 --> 01:05:21,875
‫این جای کلید ماشین «شوریامان گور»ـه،

910
01:05:21,958 --> 01:05:23,000
‫یعنی همون سوراخ کلید

911
01:05:23,083 --> 01:05:25,125
‫که هنوز بهش اشاره نکردیم.

912
01:05:26,833 --> 01:05:29,458
‫دادستانی درخواست احضار دکتر «گوش»
‫به جایگاه شهود رو داره.

913
01:05:29,541 --> 01:05:30,583
‫احضارش کنید.

914
01:05:32,750 --> 01:05:34,666
‫اعتراض دارم جناب قاضی. چه فایده‌ای داره؟

915
01:05:36,041 --> 01:05:37,333
‫صبور باشید، آقای «مهرا».

916
01:05:38,666 --> 01:05:40,333
‫لطفاً خودتون رو معرفی کنید.

917
01:05:40,416 --> 01:05:44,583
‫من دکتر «آشوتوش گوش» هستم، تحلیل‌گر ارشد جنایی
‫در آزمایشگاه مرکزی علوم پزشکی قانونی.

918
01:05:44,666 --> 01:05:46,791
‫من سوراخ سوئیچ ماشین رو بررسی کردم.

919
01:05:47,458 --> 01:05:48,458
‫چی پیدا کردید؟

920
01:05:48,541 --> 01:05:49,750
‫خونِ انسان.

921
01:05:50,250 --> 01:05:51,375
‫این اصلاً عادی نیست.

922
01:05:54,166 --> 01:05:55,416
‫خونِ انسان؟

923
01:05:56,083 --> 01:05:58,750
‫ولی ماشین با مواد شیمیایی تمیز شده بود،
‫چطور ممکنه؟

924
01:05:58,833 --> 01:06:02,041
‫خانم، شستشوی شیمیایی یه فعالیت صنعتیه.

925
01:06:02,125 --> 01:06:04,750
‫- خب.
‫- یه فعالیت مجرمانه نیست.

926
01:06:05,750 --> 01:06:09,666
‫اگه سوئیچ ماشین تمیز بود،
‫سوراخِ سوئیچ هم باید تمیز می‌بود.

927
01:06:09,750 --> 01:06:11,375
‫پس با یه استدلال معکوس،

928
01:06:12,041 --> 01:06:16,000
‫اگه روی سوئیچ ماشین خون بوده باشه،
‫توی سوراخ سوئیچ هم خون پیدا می‌شه.

929
01:06:20,375 --> 01:06:24,750
‫دکتر «گوش»،
‫می‌تونید بگید این خون متعلق به کیه؟

930
01:06:25,458 --> 01:06:26,541
‫این خونِ «سوما میتال»ـه.

931
01:06:35,291 --> 01:06:36,500
‫مطمئنی؟

932
01:06:36,583 --> 01:06:39,125
‫خانم، معاینات پزشکی قانونی خیلی دقیقه.

933
01:06:44,958 --> 01:06:46,416
‫آقای «مهرا»، می‌تونی ازش بازجویی کنی.

934
01:06:49,583 --> 01:06:50,416
‫جناب قاضی،

935
01:06:51,041 --> 01:06:52,791
‫تیم دفاع درخواست تنفس زودهنگام داره.

936
01:06:53,458 --> 01:06:55,625
‫این یه مدرک جدیده، به زمان نیاز داریم.

937
01:06:55,708 --> 01:06:57,125
‫آقای «مهرا»، شما یه وکیل باسابقه هستی.

938
01:06:58,166 --> 01:07:00,750
‫وسط شهادت کارشناس درخواست تنفس می‌دی؟

939
01:07:02,000 --> 01:07:03,666
‫ختم جلسه. می‌تونی تنفس بگیری.

940
01:07:03,750 --> 01:07:07,458
‫خواهش می‌کنم جناب قاضی، پنج دقیقه بهم وقت بدین.
‫فقط پنج دقیقه.

941
01:07:12,791 --> 01:07:14,833
‫این فیلم دوربین مداربسته‌ی پمپ بنزین «سرینات»ـه.

942
01:07:14,916 --> 01:07:17,625
‫«پمپ بنزین
‫...»

943
01:07:17,708 --> 01:07:19,500
‫زمان ضبط فیلم، اول ماه می هست،

944
01:07:19,583 --> 01:07:21,625
‫ساعت ۱۲ و ۵ دقیقه‌ی صبح،

945
01:07:21,708 --> 01:07:25,166
‫یعنی ۵ دقیقه بعد از نیمه‌شب،

946
01:07:25,250 --> 01:07:28,458
‫توی این فیلم «آبهیمانیو» موقع رسیدن به پمپ بنزین دیده می‌شه.

947
01:07:28,541 --> 01:07:29,833
‫باک رو پر کرد،

948
01:07:29,916 --> 01:07:31,750
‫سیگار خرید و رفت دستشویی.

949
01:07:31,833 --> 01:07:34,041
‫زمان خروج «آبهیمانیو» هم ثبت شده،

950
01:07:34,125 --> 01:07:36,625
‫ساعت ۱۲:۲۰ نیمه‌شب.

951
01:07:36,708 --> 01:07:41,750
‫«سوما میتال» حدود ساعت ۱ صبح
‫زخمی پیدا شد.

952
01:07:42,875 --> 01:07:45,083
‫«آبهیمانیو» نمی‌تونست اونجا باشه،

953
01:07:46,000 --> 01:07:47,583
‫چون توی «واشی» بود.

954
01:07:48,916 --> 01:07:50,333
‫این یه تحقیق عالیه.

955
01:07:50,916 --> 01:07:52,208
‫واقعاً عالیه.

956
01:07:52,291 --> 01:07:54,375
‫اما یادت رفت یه نکته رو بگی.

957
01:07:54,875 --> 01:07:58,875
‫اون شب ساعت ۱۲:۳۰ نیمه‌شب،
‫«آبهیمانیو» رفت به یه کافه تا قهوه بخوره.

958
01:07:59,708 --> 01:08:02,333
‫شاید کس دیگه‌ای رو تحریک کرده که این جرم رو انجام بده.

959
01:08:02,416 --> 01:08:05,916
‫یا شاید هم کس دیگه‌ای بوده که
‫انگیزه‌ای مثل انگیزه «آبهیمانیو» داشته.

960
01:08:06,000 --> 01:08:07,208
‫خب، چه مانعی وجود داره؟

961
01:08:07,291 --> 01:08:11,458
‫داری الان آبروی مقتول رو می‌بری، آقای «مهرا»؟

962
01:08:11,541 --> 01:08:13,875
‫این برداشت توئه، نه من.

963
01:08:14,625 --> 01:08:16,416
‫ببین، اون زن جذابیه.

964
01:08:17,250 --> 01:08:19,375
‫باهوش و تحصیل‌کرده هم هست. خب چه اشکالی داره؟

965
01:08:20,208 --> 01:08:22,500
‫شاید دوست‌پسرای دیگه‌ای هم داشته،

966
01:08:22,583 --> 01:08:26,166
‫ولی این معنیش این نیست که دارم آبروش رو می‌برم.

967
01:08:26,250 --> 01:08:28,708
‫چون جوونای امروزی همین‌طورین.

968
01:08:28,791 --> 01:08:30,916
‫ولی همه‌مون می‌دونیم آقای «مهرا»

969
01:08:31,000 --> 01:08:33,791
‫که وقتی وکیلا نمی‌تونن بقیه رو قانع کنن،
‫می‌رن سراغ ایجاد سردرگمی.

970
01:08:33,875 --> 01:08:36,750
‫من نه این کار رو می‌کنم، نه اون کار رو.

971
01:08:37,291 --> 01:08:39,958
‫از نظر قانونی، این یه شک منطقی محسوب می‌شه.

972
01:08:40,750 --> 01:08:43,708
‫واسه جلسه امروز کافیه. ختم جلسه.

973
01:08:49,416 --> 01:08:56,416
‫«زندان مرکزی»

974
01:09:09,208 --> 01:09:13,166
‫خون «سوما» چطوری رفته تو سوراخ کلید ماشینت؟

975
01:09:15,000 --> 01:09:17,000
‫بهت گفته بودم چیزی رو ازم پنهان نکن.

976
01:09:18,208 --> 01:09:19,583
‫کُشتیش؟

977
01:09:20,666 --> 01:09:21,541
‫کُشتیش؟

978
01:09:24,333 --> 01:09:25,833
‫بهت گفتم که «ایکا».

979
01:09:27,708 --> 01:09:30,416
‫«سوما» یهو بهم حمله کرد.

980
01:09:32,416 --> 01:09:33,416
‫داشتم از خودم دفاع می‌کردم،

981
01:09:33,500 --> 01:09:36,333
‫سوییچ ماشین هم تو دستم بود.

982
01:09:37,958 --> 01:09:39,750
‫لابد سوییچ بهش خورده و زخمی‌ش کرده.

983
01:09:42,250 --> 01:09:45,458
‫آخه تو دیگه چه جور وکیلی هستی داداش؟

984
01:09:47,875 --> 01:09:50,250
‫قیافه‌ت امروز توی دادگاه
‫واقعاً دیدنی بود.

985
01:09:53,583 --> 01:09:56,125
‫همیشه فکر می‌کردم آدم ضعیفی‌ام «ایکا».

986
01:09:56,916 --> 01:09:58,083
‫فکر می‌کردم یه بازنده‌م.

987
01:09:59,958 --> 01:10:03,208
‫حق وکیل شدنم رو ازم گرفتی،

988
01:10:03,708 --> 01:10:05,666
‫باعث شدی از کانون وکلا اخراج بشم،

989
01:10:06,583 --> 01:10:09,041
‫دوست‌دختر سابقم هم شد زنِ تو.

990
01:10:11,333 --> 01:10:14,625
‫با این حال، دنیا تو رو آدم خوبه می‌بینه
‫و من رو آدم بده.

991
01:10:19,250 --> 01:10:21,291
‫دکتر چقدر بهت وقت داده؟

992
01:10:22,375 --> 01:10:23,625
‫دو هفته؟

993
01:10:26,666 --> 01:10:27,833
‫تو دیگه چه جور پدری هستی؟

994
01:10:29,916 --> 01:10:32,791
‫اسم دخترم رو چی گفتی؟ «سام»؟ «سامایرا»؟

995
01:10:35,416 --> 01:10:37,208
‫«سامایرا» اسم دختر منه!

996
01:10:39,541 --> 01:10:41,250
‫اون دختر منه.

997
01:10:45,041 --> 01:10:46,916
‫جون دخترت در خطره.

998
01:10:48,916 --> 01:10:51,333
‫درک می‌کنم چرا ناامیدی.

999
01:10:53,500 --> 01:10:55,125
‫اما یه چیزی ازت می‌خوام «ایکا».

1000
01:10:56,000 --> 01:11:00,791
‫صورت‌حساب دستمزدت رو آماده کن
‫تا امروز حسابمون رو تسویه کنیم، باشه؟

1001
01:11:02,708 --> 01:11:04,083
‫- «چاتور»!
‫- بله قربان.

1002
01:11:04,166 --> 01:11:05,541
‫«شوریا»...

1003
01:11:05,625 --> 01:11:07,541
‫- با «آمریت‌پال» تماس بگیر.
‫- گوش کن «شوریا»...

1004
01:11:07,625 --> 01:11:10,041
‫بهش بگو بعد از جلسه امروز،
‫تیم حقوقی‌مون رو عوض می‌کنیم.

1005
01:11:10,125 --> 01:11:12,000
‫یه راهی پیدا می‌کنم.

1006
01:11:12,024 --> 01:11:14,024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1007
01:11:14,791 --> 01:11:17,708
‫امروز گند زدم. من...

1008
01:11:17,791 --> 01:11:19,708
‫یه راهی پیدا می‌کنم.

1009
01:11:21,208 --> 01:11:23,208
‫یه راهی پیدا می‌کنم، باشه؟

1010
01:11:23,875 --> 01:11:27,000
‫به شمارش معکوس برای تموم شدن کار دخترت گوش بده.

1011
01:11:29,458 --> 01:11:31,708
‫۱۴...

1012
01:11:31,791 --> 01:11:33,625
‫۱۳...

1013
01:11:35,000 --> 01:11:37,333
‫۱۲...

1014
01:11:37,416 --> 01:11:39,416
‫و مصیبت نازل شد!

1015
01:12:14,125 --> 01:12:15,875
‫احیای قلبی رو شروع می‌کنم.

1016
01:13:30,083 --> 01:13:32,958
‫سطح پلاکت خونش اومده پایین.

1017
01:13:33,041 --> 01:13:34,750
‫بهش خون تزریق کردیم.

1018
01:13:34,833 --> 01:13:37,708
‫- می‌بریمش به اتاقش.
‫- ممنونم.

1019
01:13:45,125 --> 01:13:47,375
‫سلام قربان، یه خبر بد دارم.

1020
01:13:47,458 --> 01:13:49,166
‫«سوما»...

1021
01:13:50,291 --> 01:13:53,208
‫دکترا همین الان فوت «سوما» رو اعلام کردن.

1022
01:13:54,625 --> 01:13:57,583
‫حالا اتهامت از اقدام به قتل
‫به قتل عمد تغییر کرده.

1023
01:14:47,250 --> 01:14:48,291
‫«سوما»؟

1024
01:14:53,791 --> 01:14:54,833
‫«سوما»؟

1025
01:14:56,583 --> 01:14:57,625
‫«سوما»؟

1026
01:14:59,708 --> 01:15:00,708
‫«سوما»!

1027
01:16:27,666 --> 01:16:29,458
‫دلت برام تنگ شده؟

1028
01:16:34,083 --> 01:16:39,291
‫دارم بهت فکر می‌کنم.

1029
01:16:40,875 --> 01:16:42,041
‫دارم به چیزایی که بینمون بود فکر می‌کنم.

1030
01:16:46,625 --> 01:16:48,583
‫این عشق هیچ‌وقت نمی‌میره.

1031
01:16:50,250 --> 01:16:51,416
‫مگه نه؟

1032
01:16:54,875 --> 01:16:56,750
‫تو فقط خودت رو دوست داری.

1033
01:16:59,708 --> 01:17:01,708
‫هیچ‌وقت عوض نمی‌شی.

1034
01:17:04,958 --> 01:17:06,833
‫حق با توئه.

1035
01:17:09,333 --> 01:17:12,125
‫کسایی عوض می‌شن که
‫شجاعت گفتن حقیقت رو ندارن.

1036
01:17:16,583 --> 01:17:19,166
‫«آوانتیکا»، مشکل هیچ‌وقت سرِ عشق نبود.

1037
01:17:20,916 --> 01:17:24,291
‫من تو ۲۲ سالگی ازدواج و بچه و خانواده می‌خواستم،

1038
01:17:28,458 --> 01:17:29,833
‫ولی من اینو نمی‌خواستم.

1039
01:17:35,791 --> 01:17:38,916
‫آره، می‌خواستی آزاد باشی.

1040
01:17:40,375 --> 01:17:43,250
‫اینم از آزادیت، بهش رسیدی.

1041
01:17:47,500 --> 01:17:50,416
‫سه سال دیوانه‌وار عاشقت بودم.

1042
01:17:53,583 --> 01:17:55,916
‫ولی تو توی یه چشم به هم زدن همه‌چیز رو فراموش کردی.

1043
01:18:01,708 --> 01:18:03,708
‫با رئیسمون ازدواج کردی،

1044
01:18:06,166 --> 01:18:08,416
‫همونی که همیشه تو رو می‌خواست.

1045
01:18:09,791 --> 01:18:10,916
‫همه اینو می‌دونستن.

1046
01:18:15,375 --> 01:18:17,208
‫توی این ۱۳ سال،

1047
01:18:18,916 --> 01:18:22,500
‫نه ریخت تو رو دیدم و نه روی دخترم رو.

1048
01:18:25,166 --> 01:18:27,458
‫«آوانتیکا»، این یه تنبیه بود،

1049
01:18:28,666 --> 01:18:30,291
‫نه آزادی.

1050
01:18:32,458 --> 01:18:34,416
‫«آرجون» عاشقم بود.

1051
01:18:35,541 --> 01:18:37,166
‫بهم احترام هم می‌ذاشت.

1052
01:18:38,208 --> 01:18:39,666
‫چی می‌خواستی؟

1053
01:18:39,750 --> 01:18:40,958
‫اینکه ده سال منتظرت بمونم؟

1054
01:18:45,000 --> 01:18:47,041
‫می‌خواستی بچه‌مو سقط کنم؟

1055
01:18:49,750 --> 01:18:51,000
‫دلم می‌خواست مادر بشم.

1056
01:18:52,250 --> 01:18:54,875
‫ولی تو فقط به فکر خواسته‌های خودت بودی.

1057
01:18:56,375 --> 01:19:00,041
‫شاید دنیا گول بازی‌های دراماتیکت رو بخوره،
‫ولی من خام این حرفا نمی‌شم.

1058
01:19:01,375 --> 01:19:04,375
‫«سامایرا» فقط دختر «آرجون»ـه، نه دختر تو.

1059
01:19:05,583 --> 01:19:07,083
‫این غیرقابل‌باوره.

1060
01:19:09,250 --> 01:19:12,291
‫من تو داستان خودمون آدم‌بده بودم،

1061
01:19:13,750 --> 01:19:17,083
‫تو داستانم با «آرجون» هم آدم‌بده بودم،

1062
01:19:19,000 --> 01:19:23,000
‫حالا تو داستان دخترم هم شدم آدم‌بده؟

1063
01:19:25,291 --> 01:19:26,625
‫عالیه.

1064
01:19:29,833 --> 01:19:32,541
‫ولی یه سوالی پیش میاد عزیزم...

1065
01:19:34,958 --> 01:19:37,041
‫الان چی می‌خوای؟

1066
01:19:38,541 --> 01:19:40,208
‫داری یه اشتباه خیلی بزرگ مرتکب می‌شی.

1067
01:19:42,291 --> 01:19:48,208
‫به محض اینکه خبر بپیچه که «آرجون»
‫توی این مرحله از پرونده‌ت کشیده کنار،

1068
01:19:50,750 --> 01:19:53,125
‫افکار عمومی بر علیهت می‌شه.

1069
01:19:53,958 --> 01:19:55,208
‫همه به چشم یه مجرم نگات می‌کنن.

1070
01:19:57,250 --> 01:19:58,750
‫حالا فهمیدم.

1071
01:20:01,000 --> 01:20:05,333
‫«آرجون» خیلی آدم کلک‌بازیه.

1072
01:20:08,041 --> 01:20:12,666
‫تو رو فرستاده که دلم رو به رحم بیاری تا جون دخترم رو نجات بدم.

1073
01:20:15,333 --> 01:20:18,125
‫حالا هم داری نقش یه معشوقه‌ی قلابی رو بازی می‌کنی.

1074
01:20:25,791 --> 01:20:27,416
‫من واقعاً دوستت داشتم.

1075
01:20:31,416 --> 01:20:32,958
‫- «آوانتیکا»...
‫- نه!

1076
01:20:34,333 --> 01:20:36,375
‫من فقط و فقط به خاطر دخترم اومدم اینجا.

1077
01:20:36,458 --> 01:20:38,708
‫«آرجون» اصلاً روحشم خبر نداره که من اینجام.

1078
01:20:39,583 --> 01:20:41,166
‫هر کاری می‌خوای بکن.

1079
01:20:42,625 --> 01:20:43,666
‫مختاری.

1080
01:21:39,250 --> 01:21:40,791
‫طاقت نداشتم تو رو تو این وضعیت ببینم.

1081
01:21:45,500 --> 01:21:47,000
‫دخترمون...

1082
01:21:48,291 --> 01:21:49,958
‫دخترمون!

1083
01:22:08,208 --> 01:22:11,375
‫بعد از مرگ «سوما میتال»، موجی از خشم بین مردم به راه افتاده.

1084
01:22:11,458 --> 01:22:15,708
‫سوالی که همه می‌پرسن یکیه،
‫چه بلایی سر «آرجون مهرا» اومده؟

1085
01:22:16,666 --> 01:22:21,041
‫چرا حامی بی‌گناهان
‫برای دفاع از «سوما» قد علم نمی‌کنه؟

1086
01:22:21,125 --> 01:22:22,916
‫اگه سیستم حتی بعد از مرگ اون هم به خودش نیاد،

1087
01:22:23,000 --> 01:22:24,541
‫پس «سوما» چطوری به عدالت می‌رسه؟

1088
01:22:24,625 --> 01:22:26,416
‫«پرونده به قتل عمد تغییر پیدا کرد»

1089
01:22:27,958 --> 01:22:32,333
‫بعد از مرگ «سوما»، فشار افکار عمومی روی دادستانی برای یکسره کردن پرونده بالا رفته.

1090
01:22:36,458 --> 01:22:37,833
‫بعد از مرگ «سوما میتال»،

1091
01:22:37,916 --> 01:22:40,541
‫بحران «هارشواردان گور» بیخ پیدا کرده.

1092
01:22:40,625 --> 01:22:42,750
‫حالا «شوریا»
‫متهم به قتل عمد شده.

1093
01:22:47,250 --> 01:22:49,541
‫دادستانی هنوز نتونسته مدرک دندون‌شکنی ارائه بده.

1094
01:22:49,625 --> 01:22:50,708
‫«آیا دادستانی شکست خورده؟»

1095
01:23:07,000 --> 01:23:08,125
‫تو یه بازنده‌ای.

1096
01:23:09,166 --> 01:23:10,666
‫تو یه بازنده‌ای.

1097
01:23:11,666 --> 01:23:13,416
‫تو به معنای واقعی کلمه مایه‌ی ننگی!

1098
01:23:16,083 --> 01:23:19,000
‫باید این پرونده رو ببرم،
‫نه فقط به خاطر تو، بلکه به خاطر خودمم هست.

1099
01:23:19,083 --> 01:23:23,250
‫خوب شد که ۱۵ سال پیش باعث شد اسمت خط بخوره.

1100
01:23:23,333 --> 01:23:24,708
‫حقته.

1101
01:23:24,791 --> 01:23:27,083
‫تو یه آشغالی!

1102
01:23:27,625 --> 01:23:30,041
‫دیگه نمی‌تونم این وضع رو تحمل کنم «آرجون».

1103
01:23:30,125 --> 01:23:33,250
‫چون بهترین بودی اومدم سراغت.

1104
01:23:34,375 --> 01:23:36,458
‫می‌خوام اون «آرجون مهرا»یی رو ببینم که می‌شناختیم.

1105
01:23:38,291 --> 01:23:41,333
‫می‌خوام این اتهام کاملاً رد بشه.

1106
01:23:41,416 --> 01:23:42,750
‫هر کاری لازمه بکن.

1107
01:23:42,833 --> 01:23:44,375
‫انتخابات نزدیکه.

1108
01:23:45,083 --> 01:23:48,958
‫می‌خوام این بحران هر جوری شده تموم شه.

1109
01:23:57,083 --> 01:24:00,416
‫واسه همینه که سابقه‌ی وکالتم
‫برام خیلی باارزش بود.

1110
01:24:02,416 --> 01:24:03,583
‫حالا فهمیدی؟

1111
01:24:05,625 --> 01:24:07,125
‫فرق شما دوتا چیه؟

1112
01:24:10,000 --> 01:24:14,833
‫مسئول وضعیتی که الان توشی، خودتی.

1113
01:24:17,500 --> 01:24:19,833
‫دخترم مسئولیت منه.

1114
01:24:21,250 --> 01:24:23,083
‫من این پرونده رو می‌برم،

1115
01:24:25,916 --> 01:24:28,333
‫و تو هم بهش مغز استخوان اهدا می‌کنی.

1116
01:24:32,666 --> 01:24:33,541
‫ببخشید؟

1117
01:24:33,625 --> 01:24:34,916
‫این تخت منه.

1118
01:24:35,541 --> 01:24:36,875
‫می‌خوای زنگ بزنم پرستار بیاد؟

1119
01:24:38,541 --> 01:24:39,375
‫متأسفم.

1120
01:24:40,000 --> 01:24:42,000
‫تا وقتی تخت مال توئه، قوانین هم دست توئه.

1121
01:24:47,208 --> 01:24:49,333
‫مامان، تو خیلی خوشگلی.

1122
01:24:52,166 --> 01:24:54,875
‫خداروشکر که شبیه توام.

1123
01:24:57,416 --> 01:24:59,333
‫تو هم مثل بابات باهوشی.

1124
01:24:59,416 --> 01:25:00,583
‫واقعاً؟

1125
01:25:01,333 --> 01:25:03,416
‫و مثل اون برای حق می‌جنگم.

1126
01:25:05,208 --> 01:25:07,208
‫دختر کوچولوی شجاع و قوی من.

1127
01:25:19,750 --> 01:25:22,708
‫فکر می‌کنی یه روزی خوب می‌شم؟

1128
01:25:28,333 --> 01:25:34,541
‫مامان، اتفاقایی که داره می‌افته خیلی منو می‌ترسونه.

1129
01:25:39,791 --> 01:25:41,458
‫منم همین‌طور «سم».

1130
01:25:42,541 --> 01:25:43,458
‫متأسفم که این بلاها داره سرت می‌آد.

1131
01:25:46,333 --> 01:25:47,875
‫هیچ اتفاق بدی برام نمی‌افته.

1132
01:25:48,916 --> 01:25:49,916
‫بهم اعتماد کن.

1133
01:25:51,333 --> 01:25:53,458
‫بابام هیچ‌وقت شکست نمی‌خوره،

1134
01:25:53,541 --> 01:25:55,375
‫منم مثل اونم.

1135
01:25:56,583 --> 01:25:57,583
‫دختر کوچولوی من.

1136
01:26:05,291 --> 01:26:06,791
‫«دادگاه عالی»

1137
01:26:06,833 --> 01:26:09,416
‫وکیل مدافع دکتر «کارول حکیم» رو
‫به جایگاه شهود فرا می‌خونه.

1138
01:26:10,083 --> 01:26:13,041
‫بزرگ‌ترین متخصص پزشکی قانونی در «هند».

1139
01:26:14,666 --> 01:26:15,916
‫دکتر «حکیم»،

1140
01:26:16,416 --> 01:26:23,208
‫توی این پرونده،
‫آیا نمونه‌ها و گزارش‌های پزشکی قانونی دقیق هستن؟

1141
01:26:23,791 --> 01:26:25,083
‫متأسفانه نه.

1142
01:26:26,333 --> 01:26:28,875
‫تو دانشمندی و منم وکیلم.

1143
01:26:29,375 --> 01:26:34,166
‫می‌شه علمت رو به زبون ساده
‫توضیح بدی تا همه‌مون بفهمیم؟

1144
01:26:35,250 --> 01:26:38,958
‫پروتکل ترکیبیِ
‫تکنولوژی «پی‌سی‌آر» و «آر‌اف‌ال‌پی»

1145
01:26:39,041 --> 01:26:40,791
‫دقیق‌ترین پروتکل توی آزمایش‌های خونه.

1146
01:26:40,875 --> 01:26:43,791
‫و بر اساس نتیجه‌ش می‌شه
‫حکم محکومیت صادر کرد.

1147
01:26:43,875 --> 01:26:47,333
‫پس حتماً دکتر «گوش»
‫از همین پروتکل استفاده کرده.

1148
01:26:47,875 --> 01:26:52,541
‫با توجه به اندازه نمونه، دکتر «گوش»
‫همون کاری رو کرد که هر کس دیگه‌ای جای اون بود می‌کرد.

1149
01:26:52,625 --> 01:26:55,291
‫مقدار خیلی کمی خون از سوراخ کلید به دست اومده بود.

1150
01:26:55,375 --> 01:26:58,833
‫اون خون تجزیه شده و آلوده بود.

1151
01:26:58,916 --> 01:27:02,250
‫واسه استفاده از پروتکل ترکیبی
‫باید نمونه بزرگتری داشته باشیم.

1152
01:27:02,333 --> 01:27:05,583
‫واسه همین، بهترین جایگزین این بود که
‫فقط از تکنولوژی «پی‌سی‌آر» استفاده بشه.

1153
01:27:07,458 --> 01:27:09,458
‫اما همون‌طور که قبلاً گفتم،

1154
01:27:09,541 --> 01:27:11,916
‫این تکنولوژی به تنهایی ۱۰۰ درصد دقیق نیست.

1155
01:27:12,000 --> 01:27:14,666
‫ممکنه نتایج مثبتِ کاذب بده.

1156
01:27:14,750 --> 01:27:16,041
‫به زبون ساده‌تر،

1157
01:27:16,791 --> 01:27:22,750
‫اصلاً اون نمونه برای اجرای پروتکل مناسب نبود.

1158
01:27:23,500 --> 01:27:28,833
‫پس می‌خوای بگی که دکتر «گوش» طبق پروتکل پیش رفته

1159
01:27:28,916 --> 01:27:30,833
‫و حجم و آلودگیِ نمونه رو نادیده گرفته،

1160
01:27:30,916 --> 01:27:34,958
‫یعنی نتیجه‌ی آزمایش قطعی نیست؟

1161
01:27:35,041 --> 01:27:38,791
‫ولی دکتر «گوش» گفت که
‫آزمایش‌های پزشکی قانونی خیلی دقیقن.

1162
01:27:40,083 --> 01:27:42,583
‫چرا باید همچین حرفی بزنه؟

1163
01:27:43,583 --> 01:27:46,208
‫شاید دادستانی ازش خواسته اینو بگه.

1164
01:27:46,291 --> 01:27:47,458
‫اعتراض دارم جناب قاضی.

1165
01:27:47,541 --> 01:27:48,416
‫آقای «مهرا».

1166
01:27:51,083 --> 01:27:54,041
‫درسته که از شهادت دکتر «گوش» استفاده بشه

1167
01:27:54,125 --> 01:27:57,875
‫تا مردِ شریف و محترمی مثل این رو محکوم کنین؟

1168
01:28:05,583 --> 01:28:06,833
‫این غیرممکنه.

1169
01:28:07,333 --> 01:28:13,708
‫نمیشه بر اساس این شهادت محکومش کرد
‫حتی اگه از اون مجرم‌های سابقه‌دار باشه.

1170
01:28:17,750 --> 01:28:19,291
‫حرفم تمومه جناب قاضی.

1171
01:28:28,666 --> 01:28:30,083
‫ما عدالت می‌خوایم!

1172
01:28:30,166 --> 01:28:31,166
‫«نابود باد...»

1173
01:28:31,250 --> 01:28:33,208
‫- ما عدالت می‌خوایم!
‫- ما عدالت می‌خوایم!

1174
01:28:33,291 --> 01:28:35,666
‫- ما عدالت می‌خوایم!
‫- ما عدالت می‌خوایم!

1175
01:28:35,750 --> 01:28:37,833
‫دخترم مُرد، «مادورا».

1176
01:28:38,333 --> 01:28:39,375
‫اعدامش کنین!

1177
01:28:39,458 --> 01:28:41,583
‫اعدامش کنین!

1178
01:28:41,666 --> 01:28:42,666
‫قاتلِ «سوما»...

1179
01:28:42,750 --> 01:28:44,291
‫اعدامش کنین!

1180
01:28:44,375 --> 01:28:45,958
‫«در برابر حق سکوت نکنین»

1181
01:28:47,250 --> 01:28:49,833
‫چند بار دیگه باید بمیره تا عدالت در حقش اجرا بشه؟

1182
01:28:53,916 --> 01:28:57,125
‫مثل لاشخورها دارن تیکه‌تیکه‌ش می‌کنن.

1183
01:29:00,208 --> 01:29:03,166
‫طاقت ندارم یه بار دیگه شاهد مرگش باشم.

1184
01:29:06,125 --> 01:29:07,625
‫باید به شکست اعتراف کنم.

1185
01:29:12,916 --> 01:29:15,750
‫می‌تونی عدالت رو در حق دخترم اجرا کنی؟

1186
01:30:01,625 --> 01:30:03,750
‫داریم توی دادگاه بدجوری شکست می‌خوریم.

1187
01:30:06,041 --> 01:30:09,500
‫غیرممکنه که تو شهر بزرگی مثل «بمبئی»
‫حتی یه شاهد هم پیدا نکنیم.

1188
01:30:11,500 --> 01:30:12,875
‫یعنی هیچ‌کی هیچی ندیده؟

1189
01:30:13,416 --> 01:30:16,625
‫تیم من تو شهری که هیچ‌وقت نمی‌خوابه، خوابیده.

1190
01:30:17,333 --> 01:30:20,250
‫داریم تمام تلاشمون رو می‌کنیم،
‫ولی هنوز به هیچ سرنخی نرسیدیم.

1191
01:30:20,333 --> 01:30:21,916
‫بهونه نمی‌خوام.

1192
01:30:22,500 --> 01:30:24,750
‫از هر منبع و خبرچینی که دارین استفاده کنین.

1193
01:30:25,375 --> 01:30:26,750
‫به تک‌تک خونه‌ها سر بزنین.

1194
01:30:27,291 --> 01:30:29,750
‫از هر کسی که قبلاً بازجویی کردین، دوباره بازجویی کنین.

1195
01:30:30,333 --> 01:30:31,750
‫به هر روشی که شده بهشون فشار بیارین.

1196
01:30:32,875 --> 01:30:35,750
‫چون وقتی جرمی اتفاق افتاده، یعنی مدرکی هم هست.

1197
01:30:36,958 --> 01:30:39,541
‫یه سرنخی برام پیدا کنین.
‫به یه خبر، به هر چیزی نیاز دارم!

1198
01:30:48,625 --> 01:30:51,041
‫«نگاهی به درون ذهن»

1199
01:31:01,291 --> 01:31:02,208
‫قبلاً دیدیش؟

1200
01:31:02,875 --> 01:31:03,708
‫نه قربان، ندیدمش.

1201
01:31:11,625 --> 01:31:12,708
‫سلام قربان، من...

1202
01:31:12,791 --> 01:31:14,125
‫چیزی پیدا نکردیم.

1203
01:31:14,208 --> 01:31:18,083
‫همه این جاها رو گشتیم.

1204
01:31:19,791 --> 01:31:20,625
‫بیا از اونا بپرسیم.

1205
01:31:21,208 --> 01:31:23,666
‫- این دختر رو جایی ندیدی؟
‫- نه.

1206
01:31:25,125 --> 01:31:26,500
‫از اینجا تا اونجا؟

1207
01:31:27,208 --> 01:31:29,791
‫«صحنه جرم»

1208
01:31:34,333 --> 01:31:35,333
‫ببخشید.

1209
01:31:38,500 --> 01:31:40,208
‫این دفتر «مادورا بانرجی»ـه؟

1210
01:31:57,666 --> 01:31:59,500
‫دفاعیه نهایی‌تون رو آماده کردین؟

1211
01:31:59,583 --> 01:32:01,083
‫بله جناب قاضی.

1212
01:32:02,083 --> 01:32:02,958
‫خانم «مادورا»؟

1213
01:32:03,583 --> 01:32:07,250
‫دادستان می‌خواد یه شاهد جدید رو احضار کنه، قربان.

1214
01:32:09,083 --> 01:32:11,041
‫یه شاهد دیگه؟ تو این مرحله؟

1215
01:32:12,000 --> 01:32:13,666
‫داری چیکار می‌کنی خانم «مادورا»؟

1216
01:32:13,750 --> 01:32:17,541
‫جناب قاضی، بنا به اصرار دادگاه،
‫بیشتر توی پرونده دقیق شدیم.

1217
01:32:18,083 --> 01:32:19,625
‫یه شاهد جدید پیدا کردیم.

1218
01:32:19,708 --> 01:32:21,166
‫اعتراض دارم جناب قاضی.

1219
01:32:21,250 --> 01:32:22,541
‫چطور الان اجازه داده می‌شه؟

1220
01:32:22,625 --> 01:32:27,041
‫دادستانی می‌خواد با بازی با احساسات دادگاه
‫یه شاهد جدید رو احضار کنه؟

1221
01:32:27,708 --> 01:32:28,666
‫این درست نیست.

1222
01:32:28,750 --> 01:32:31,083
‫اعتراض رد شد آقای «مهرا».
‫این یه روال قانونیه.

1223
01:32:32,416 --> 01:32:33,791
‫بهش اجازه می‌دم.

1224
01:32:34,375 --> 01:32:38,041
‫و امیدوارم از این کار پشیمون نشم.

1225
01:32:40,333 --> 01:32:43,041
‫دادستانی «سوداکار پیلای» رو
‫به جایگاه شهود احضار می‌کنه.

1226
01:32:45,625 --> 01:32:47,958
‫- شما «سوداکار پیلای» هستی؟
‫- بله.

1227
01:32:48,041 --> 01:32:49,666
‫- توی «وُرلی» زندگی می‌کنی؟
‫- بله.

1228
01:32:50,458 --> 01:32:51,333
‫اونجا؟

1229
01:32:51,416 --> 01:32:52,708
‫توی این مسافرخونه؟

1230
01:32:53,208 --> 01:32:54,250
‫بله.

1231
01:32:54,333 --> 01:32:57,250
‫یعنی دقیقاً بغل صحنه جرم.

1232
01:32:58,333 --> 01:33:02,541
‫اولِ مِی، حدودای ساعت یکِ صبح داشتی چیکار می‌کردی؟

1233
01:33:02,625 --> 01:33:04,250
‫داشتم وسایلم رو جمع‌وجور می‌کردم.

1234
01:33:04,333 --> 01:33:06,583
‫ساعت چهارِ صبح قطار داشتم.

1235
01:33:06,666 --> 01:33:07,833
‫چیزی دیدی؟

1236
01:33:07,916 --> 01:33:11,916
‫داشتم توی بالکن سیگار می‌کشیدم
‫که یه ماشین اون پایین با شدت ترمز کرد.

1237
01:33:12,000 --> 01:33:13,416
‫یه لحظه اجازه بدین.

1238
01:33:13,500 --> 01:33:17,333
‫طبقه چندم می‌شینی؟ این اتفاق کی افتاد؟

1239
01:33:17,416 --> 01:33:19,708
‫اتاقم طبقه سومه و رو به خیابونه.

1240
01:33:19,791 --> 01:33:22,416
‫ساعت حدودای یک و ده دقیقه صبح بود.

1241
01:33:23,416 --> 01:33:25,958
‫راننده از اون ماشینِ لوکس پیاده شد،

1242
01:33:26,041 --> 01:33:28,541
‫و از حرکاتش معلوم بود که حسابی استرس داره.

1243
01:33:28,625 --> 01:33:29,666
‫بعدش چی شد؟

1244
01:33:29,750 --> 01:33:31,625
‫هیچی، زیاد بهش توجه نکردم.

1245
01:33:31,708 --> 01:33:33,333
‫رفتم توی اتاق،

1246
01:33:33,416 --> 01:33:34,750
‫و ساعت حرکت قطار رو برای بابام فرستادم،

1247
01:33:34,833 --> 01:33:36,541
‫لباس‌هام رو هم آماده کردم که توی ایستگاه بپوشم.

1248
01:33:36,625 --> 01:33:38,500
‫و حدوداً پنج دقیقه بعد،

1249
01:33:38,583 --> 01:33:42,125
‫برگشتم توی بالکن تا ببینم
‫ماشین «اوبر»ی که گرفته بودم رسیده یا نه.

1250
01:33:42,208 --> 01:33:44,500
‫اون ماشین لوکس هنوز اونجا بود،

1251
01:33:44,583 --> 01:33:47,083
‫و اون مرده داشت با عصبانیت
‫پشت تلفن با یکی حرف می‌زد.

1252
01:33:47,166 --> 01:33:48,833
‫- پشت تلفن؟
‫- آره.

1253
01:33:49,333 --> 01:33:50,500
‫بعدش چی شد؟

1254
01:33:51,333 --> 01:33:53,625
‫هیچی. برگشتم داخل.

1255
01:33:55,208 --> 01:33:57,458
‫دیگه اون ماشین یا راننده رو ندیدی؟

1256
01:33:57,541 --> 01:33:58,416
‫نه.

1257
01:33:58,500 --> 01:34:01,291
‫می‌تونی اون ماشین رو شناسایی کنی؟

1258
01:34:01,375 --> 01:34:03,208
‫نه، ولی...

1259
01:34:03,708 --> 01:34:06,000
‫می‌تونم راننده رو شناسایی کنم.

1260
01:34:06,583 --> 01:34:07,416
‫راننده همین بود.

1261
01:34:16,708 --> 01:34:18,666
‫توی صورت‌جلسه قید بشه.

1262
01:34:18,750 --> 01:34:22,583
‫شاهد، متهم «شوریامان گور» رو شناسایی کرده.

1263
01:34:23,083 --> 01:34:24,000
‫جناب قاضی،

1264
01:34:24,750 --> 01:34:29,583
‫«شوریامان گور» می‌گه که اول ماه مه، حدود ساعت یکِ صبح خونه بوده.

1265
01:34:29,666 --> 01:34:31,416
‫این یعنی...

1266
01:34:31,500 --> 01:34:33,416
‫که اون اینجا بوده، توی «جوهو».

1267
01:34:33,958 --> 01:34:39,541
‫آیا ساعت یک و ده دقیقه‌ی صبح هم در فاصله‌ی ۱۰۰ متریِ صحنه‌ی جرم بوده؟

1268
01:34:39,625 --> 01:34:41,375
‫چطور ممکنه؟

1269
01:34:41,458 --> 01:34:43,083
‫آقای «مهرا»، می‌تونید ازش بازجویی کنید.

1270
01:34:46,208 --> 01:34:48,916
‫جناب قاضی، تیم دفاع درخواست تنفس زودهنگام داره.

1271
01:34:49,000 --> 01:34:50,416
‫تنفس زودهنگام؟

1272
01:34:51,208 --> 01:34:54,250
‫فقط یه ساعت تا وقت ناهار مونده.
‫لطفاً ادامه بدید.

1273
01:35:01,166 --> 01:35:04,791
‫آقای «پیلای»، زمان دقیق رو یادتون هست؟

1274
01:35:04,875 --> 01:35:07,333
‫بله. ساعت یک و ده دقیقه‌ی صبح.

1275
01:35:07,416 --> 01:35:11,833
‫کسی هست که بتونه ثابت کنه
‫ساعت شما دقیق کار می‌کرده؟

1276
01:35:11,916 --> 01:35:16,750
‫همون‌طور که گفتم، به محض اینکه وارد اتاق شدم،
‫زمان حرکت قطار رو برای پدرم پیامک کردم.

1277
01:35:16,833 --> 01:35:19,500
‫پیام مال ساعت ۱ و ۱۲ دقیقه‌ست.

1278
01:35:19,583 --> 01:35:21,291
‫اگه بخوای می‌تونی چک کنی.

1279
01:35:22,625 --> 01:35:24,333
‫گفتی دوتا مرد اونجا بودن؟

1280
01:35:24,416 --> 01:35:25,500
‫نه قربان.

1281
01:35:25,583 --> 01:35:27,000
‫من فقط یه مرد دیدم، نه دوتا.

1282
01:35:28,041 --> 01:35:32,958
‫مگه نگفتی وقتی وارد شدی یه مرد رو دیدی،
‫و وقتی برگشتی به بالکن یه مرد دیگه رو؟

1283
01:35:33,041 --> 01:35:35,291
‫آره، ولی ماشین همون بود، راننده هم همین‌طور.

1284
01:35:35,958 --> 01:35:37,750
‫راننده محکم زد رو ترمز و پیاده شد،

1285
01:35:37,833 --> 01:35:40,333
‫همونی بود که دیدم داشت با تلفن حرف می‌زد.

1286
01:35:41,000 --> 01:35:43,708
‫وقتی عکسش رو توی رسانه‌ها دیدم،
‫شناختمش.

1287
01:35:43,791 --> 01:35:46,250
‫به محض اینکه از سفر برگشتم، بهشون خبر دادم.

1288
01:35:46,333 --> 01:35:48,208
‫- ریز مکالمات رو آوردم قربان.
‫- خیلی خب.

1289
01:35:51,125 --> 01:35:55,541
‫موکل من اون راننده‌ای نبود که اون شب دیدی، آقای «پیلای».

1290
01:35:55,625 --> 01:35:57,500
‫چون گوشیش پیشش نبود

1291
01:35:57,583 --> 01:36:00,041
‫چون توی کلاب شبانه جا گذاشته بودش.

1292
01:36:02,291 --> 01:36:03,416
‫«، »

1293
01:36:03,500 --> 01:36:05,916
‫ریز مکالمات تلفن دروغ نمی‌گن جناب قاضی.

1294
01:36:06,000 --> 01:36:10,625
‫این احتمال هست که متهم بیشتر از یه گوشی داشته باشه

1295
01:36:11,333 --> 01:36:13,083
‫یا اینکه از یکی دیگه گوشی قرض گرفته باشه

1296
01:36:13,166 --> 01:36:15,750
‫چون ما یه حقیقتِ غیرقابل‌انکار رو ثابت کردیم.

1297
01:36:15,833 --> 01:36:20,875
‫اونم اینه که «سوداکار پیلای»، آقای «گور» رو
‫ساعت یک و ده دقیقه‌ی صبح دیده

1298
01:36:20,958 --> 01:36:24,333
‫پایین آپارتمانش توی «وُرلی».

1299
01:36:24,916 --> 01:36:27,708
‫پس عقلانی نیست که همون موقع
‫توی «جوهو» بوده باشه.

1300
01:36:27,791 --> 01:36:31,625
‫مگر اینکه دفاعیه مدرک دیگه‌ای داشته باشه

1301
01:36:31,708 --> 01:36:35,791
‫به‌جز شهادتِ همسرِ متهم که اعتباری نداره.

1302
01:36:37,208 --> 01:36:40,500
‫جلسه تا ساعت سه بعدازظهر به تعویق می‌افته.

1303
01:36:40,583 --> 01:36:42,625
‫دفاعیه به زمان بیشتری نیاز داره قربان.

1304
01:36:43,208 --> 01:36:44,250
‫درخواستِ به‌جاییه.

1305
01:36:44,333 --> 01:36:46,208
‫جلسه فردا از سر گرفته می‌شه.

1306
01:36:51,541 --> 01:36:53,916
‫«زندان مرکزی»

1307
01:37:03,666 --> 01:37:04,958
‫لطفاً برو بیرون.

1308
01:37:07,041 --> 01:37:08,416
‫صبر کن. ظرف گوشت کجاست؟

1309
01:37:08,500 --> 01:37:10,541
‫امروز سه‌شنبه‌ست آقا.

1310
01:37:10,625 --> 01:37:12,500
‫واسه همین خانم «گوری» غذای گیاهی فرستاد.

1311
01:37:12,583 --> 01:37:15,583
‫«جوری»؟ خانم «جوری» دیگه کیه؟

1312
01:37:15,666 --> 01:37:17,333
‫اسمش «گوری»ـه.

1313
01:37:17,416 --> 01:37:18,708
‫برو بیرون.

1314
01:37:24,916 --> 01:37:27,208
‫قرار بود امروز تکلیف پرونده روشن بشه.

1315
01:37:28,041 --> 01:37:30,166
‫این شاهده یهو از کجا پیداش شد؟

1316
01:37:30,250 --> 01:37:32,666
‫تازه داشت حقیقت رو هم می‌گفت.

1317
01:37:34,416 --> 01:37:35,916
‫عجب بساطیه.

1318
01:37:41,666 --> 01:37:42,958
‫چی می‌خوای بشنوی؟

1319
01:37:44,791 --> 01:37:46,291
‫اینکه من کشتمش؟

1320
01:37:47,291 --> 01:37:48,833
‫باشه. من کشتمش.

1321
01:37:50,000 --> 01:37:52,375
‫توی ماشین بدجوری جذبش شده بودم،

1322
01:37:52,458 --> 01:37:57,500
‫وقتی خواستم ببوسمش، نظرش عوض شد و بهم حمله کرد.

1323
01:37:58,625 --> 01:38:00,416
‫هر کاری از دستم برمی‌اومد کردم تا از خودم دفاع کنم،

1324
01:38:00,500 --> 01:38:02,708
‫و چون اون موقع کلید توی دستم بود، مُرد.

1325
01:38:03,833 --> 01:38:05,708
‫بعدش رفتم خونه‌ی «پیلای».

1326
01:38:06,208 --> 01:38:07,916
‫اون گدا رو بیدار کردم،

1327
01:38:08,000 --> 01:38:10,833
‫گوشیش رو گرفتم و به یه نفر زنگ زدم. به کی زنگ زدی؟

1328
01:38:11,875 --> 01:38:13,166
‫به «چاتور» زنگ زدم.

1329
01:38:13,875 --> 01:38:17,791
‫بهش گفتم: «یه گندی زدم، از شر جنازه خلاص شو.»

1330
01:38:19,000 --> 01:38:20,625
‫ولی اون از شرش خلاص نشد.

1331
01:38:22,625 --> 01:38:23,958
‫این داستان چطوره؟

1332
01:38:26,208 --> 01:38:27,250
‫دست از این اراجیف بردار!

1333
01:38:31,291 --> 01:38:33,833
‫یه اطلاعات مفیدی بهم بده!

1334
01:38:35,041 --> 01:38:37,333
‫زل بزن تو چشمام «ایکا».

1335
01:38:38,166 --> 01:38:40,541
‫ممکنه اشتباه کنم،
‫ولی نمی‌تونم مرتکب جنایت بشم.

1336
01:38:41,791 --> 01:38:45,291
‫یه دختر خوشگل دست ردم به سینه‌م زد، منم ناامید برگشتم خونه.

1337
01:38:47,791 --> 01:38:51,833
‫زنم رو بعد از دعوایی که خودش راه انداخته بود، آروم کردم.

1338
01:38:51,916 --> 01:38:53,208
‫بعدش هم رفتم بخوابم.

1339
01:38:54,000 --> 01:38:55,166
‫قصه تموم شد.

1340
01:39:06,875 --> 01:39:07,875
‫لعنتی!

1341
01:39:40,583 --> 01:39:43,333
‫اتاقم طبقه سومه و رو به خیابونه.

1342
01:39:51,291 --> 01:39:53,625
‫داشتم توی بالکن سیگار می‌کشیدم

1343
01:39:53,708 --> 01:39:55,541
‫که یهو یه ماشین اون پایین با شدت ترمز کرد.

1344
01:40:12,041 --> 01:40:13,958
‫پرونده وارد مسیر جدیدی شد

1345
01:40:14,041 --> 01:40:16,208
‫اونم به‌خاطر شاهد جدید دادستانی.

1346
01:40:16,291 --> 01:40:19,083
‫حالا دیگه همه مدارک علیه «شوریامان گور» هستن.

1347
01:40:19,708 --> 01:40:23,000
‫انگار بالاخره قراره عدالت در حق «سوما میتال» اجرا بشه.

1348
01:40:23,500 --> 01:40:25,583
‫«آیا اون در آستانه باختن پرونده‌ست؟»

1349
01:40:25,666 --> 01:40:27,375
‫دفاع چطوری می‌خواد از این مخمصه خلاص بشه؟

1350
01:40:28,625 --> 01:40:32,500
‫«هارشواردان گور» وکیل «آرجون مهرا» رو راضی کرد
‫تا از پسرش دفاع کنه،

1351
01:40:32,583 --> 01:40:36,208
‫اما بحران‌های سیاسیش هنوز دارن بدتر می‌شن.

1352
01:40:36,291 --> 01:40:39,958
‫پیروزیش توی انتخابات خیلی بعید شده،
‫چون ممکنه اصلاً از لیست کاندیداها حذف بشه.

1353
01:40:40,041 --> 01:40:43,541
‫«آرجون مهرا» آخرین راه نجاتشه.

1354
01:40:50,583 --> 01:40:53,333
‫قربان، پسرتون بی‌گناهه؟

1355
01:40:55,083 --> 01:40:56,208
‫قربان!

1356
01:40:56,708 --> 01:41:00,875
‫لطفاً بهمون بگید قربان،
‫می‌تونید پسرتون رو نجات بدید؟ قربان!

1357
01:41:02,708 --> 01:41:03,958
‫قربان، پسرتون بی‌گناهه؟

1358
01:41:12,958 --> 01:41:14,541
‫خیلی خب. خبرهای جدید رو بهم برسون.

1359
01:41:16,958 --> 01:41:18,916
‫بفرمایید بشینید آقای «مهرا».

1360
01:41:21,583 --> 01:41:27,708
‫آقای «مهرا»، من هر چی می‌دونستم رو
‫توی اظهاراتی که به پلیس دادم، گفتم.

1361
01:41:28,541 --> 01:41:32,041
‫تکرار حرفام توی دادگاه چه فایده‌ای داره؟

1362
01:41:33,750 --> 01:41:35,875
‫دادگاه شهادت من رو قبول نمی‌کنه.

1363
01:41:37,041 --> 01:41:41,250
‫تو داری از «شوریا» دفاع می‌کنی.
‫حتماً می‌دونی این یعنی چی.

1364
01:41:43,250 --> 01:41:50,000
‫اما این احتمال هست
‫که کسی باهاش حرف زده باشه یا دیده باشنش.

1365
01:41:50,625 --> 01:41:53,708
‫یا شاید غذا سفارش داده باشید،

1366
01:41:53,791 --> 01:41:55,041
‫یا یه چیزی توی این مایه‌ها.

1367
01:41:55,125 --> 01:41:58,250
‫یه سری اطلاعات می‌خوام. یه مدرک برای تبرئه لازم دارم.

1368
01:41:59,166 --> 01:42:01,875
‫واقعاً می‌خوای «شوریا» رو نجات بدی، آقای «مهرا»؟

1369
01:42:04,958 --> 01:42:08,125
‫تو شخصیتِ «شوریا» رو بهتر از من می‌شناسی.

1370
01:42:10,583 --> 01:42:13,583
‫مشکلِ تو اینه که داری ازش دفاع می‌کنی...

1371
01:42:15,000 --> 01:42:16,666
‫مشکلِ منم اینه که زنش هستم.

1372
01:42:19,750 --> 01:42:24,541
‫ولی «شوریا» گفت اون شب بعد از دعوایی که بینتون شد، آرومت کرده.

1373
01:42:25,041 --> 01:42:25,958
‫چطوری آرومت کرد؟

1374
01:42:32,416 --> 01:42:33,708
‫تا می‌خوردم کتکم زد.

1375
01:42:38,083 --> 01:42:39,541
‫اون یه وحشیه.

1376
01:42:42,333 --> 01:42:46,333
‫تو این سال‌ها به خودم یاد دادم
‫که این‌جور شب‌های سخت رو فراموش کنم.

1377
01:42:46,833 --> 01:42:49,041
‫شاید دلیلِ زنده موندنم همینه.

1378
01:42:50,750 --> 01:42:54,708
‫اون شب به پلیس زنگ زدم.

1379
01:42:57,041 --> 01:42:58,333
‫پلیس اومد؟

1380
01:43:00,041 --> 01:43:00,958
‫نه.

1381
01:43:01,833 --> 01:43:06,166
‫دوباره بهشون زنگ زدم
‫و گفتم که همه چیز روبه‌راه شده.

1382
01:43:06,250 --> 01:43:07,750
‫اونا نیازی ندارن بیان.

1383
01:43:08,541 --> 01:43:12,625
‫لطفاً ازم نپرس چرا.

1384
01:43:15,666 --> 01:43:18,125
‫هر چی داشتم و نداشتم رو پای «شوریا» ریختم.

1385
01:43:18,791 --> 01:43:20,208
‫اما الان،

1386
01:43:21,666 --> 01:43:23,458
‫من طرف «سوما» هستم.

1387
01:43:26,333 --> 01:43:30,250
‫چرا اینا رو قبلاً نگفته بودی؟

1388
01:43:30,750 --> 01:43:32,208
‫خیله‌خب، ممنون.

1389
01:43:53,208 --> 01:43:54,250
‫ایول!

1390
01:43:57,083 --> 01:43:58,125
‫ممنونم قربان.

1391
01:43:58,833 --> 01:44:00,708
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

1392
01:44:01,291 --> 01:44:03,625
‫آره، الان دیگه از پسِ همچین هزینه‌ای برمیایم.

1393
01:44:03,708 --> 01:44:05,083
‫واقعاً؟

1394
01:44:05,625 --> 01:44:06,583
‫آره.

1395
01:44:08,583 --> 01:44:09,791
‫یه کار پیدا کردم.

1396
01:44:12,750 --> 01:44:14,583
‫- چی؟
‫- آره.

1397
01:44:15,958 --> 01:44:19,250
‫دوتا خبر خوب تو یه روز!

1398
01:44:19,333 --> 01:44:21,166
‫هم پرونده‌م به نتیجه رسید، هم تو کار جدید پیدا کردی.

1399
01:44:21,250 --> 01:44:22,291
‫بله خانوم.

1400
01:44:22,375 --> 01:44:24,083
‫کجا قراره مشغول به کار بشی؟

1401
01:44:28,583 --> 01:44:29,416
‫چی شده؟

1402
01:44:29,500 --> 01:44:30,916
‫تو شرکت ساختمونی «گور».

1403
01:44:32,541 --> 01:44:35,166
‫گوش کن «مادورا».

1404
01:44:35,791 --> 01:44:37,708
‫این یه فرصت عالی برای منه.

1405
01:44:38,208 --> 01:44:40,250
‫شیش ماه اول به عنوان دستیار مدیر کار می‌کنم.

1406
01:44:40,333 --> 01:44:41,833
‫بعدش هم منو می‌کنن مدیر.

1407
01:44:43,000 --> 01:44:46,166
‫حقوقش سالی ۱۲ هزار روپیه‌ست،
‫به اضافه‌ی مزایای شغلی.

1408
01:44:46,250 --> 01:44:47,416
‫عالیه.

1409
01:44:48,416 --> 01:44:50,916
‫ولی نمی‌تونی قبولش کنی، اونا دارن سعی می‌کنن بهت رشوه بدن.

1410
01:44:51,500 --> 01:44:52,875
‫دیگه قبولش کردم.

1411
01:44:52,958 --> 01:44:54,750
‫دیوونه شدی؟

1412
01:44:54,833 --> 01:44:58,041
‫«این کار فقط یه رشوه‌ست که دهنم رو در برابر حقیقت ببندم.»

1413
01:44:58,125 --> 01:44:59,166
‫«خب پس ساکت شو.»

1414
01:44:59,958 --> 01:45:01,125
‫«چی گفتی؟»

1415
01:45:02,041 --> 01:45:03,416
‫«ساکت شو.»

1416
01:45:03,500 --> 01:45:04,375
‫««پیوش»...»

1417
01:45:04,458 --> 01:45:06,250
‫«من از زمان همه‌گیری «کووید» بیکارم.»

1418
01:45:07,708 --> 01:45:12,083
‫«خودت می‌دونی حقوق وکیلیِ دولتیت
‫کفاف خرج و مخارج خونه رو نمی‌ده.»

1419
01:45:13,583 --> 01:45:15,250
‫«پرونده‌ها که هیچ‌وقت تموم نمی‌شن.»

1420
01:45:15,333 --> 01:45:17,625
‫«این پرونده مگه چه ویژگی خاصی داره؟»

1421
01:45:19,000 --> 01:45:21,125
‫«من از این پرونده کنار نمی‌کشم، «پیوش».»

1422
01:45:21,625 --> 01:45:22,791
‫«مگه چی می‌شه؟»

1423
01:45:23,291 --> 01:45:24,916
‫«- مشکل چیه؟
‫- مشکل؟»

1424
01:45:25,000 --> 01:45:26,625
‫«به حرفم گوش کن.»

1425
01:45:27,291 --> 01:45:28,791
‫«اگه توی پرونده برنده بشی چی می‌شه؟»

1426
01:45:29,958 --> 01:45:32,791
‫«می‌رن دادگاه تجدید نظر،
‫اون‌وقت اونم تبرئه می‌شه.»

1427
01:45:32,875 --> 01:45:35,916
‫هر بار که ثابت کنی اون گناهکاره،
‫اونا درخواست تجدیدنظر می‌دن.

1428
01:45:36,000 --> 01:45:38,125
‫اونا بی‌نهایت ثروتمندن.

1429
01:45:38,208 --> 01:45:39,666
‫شک نکن که اونا برنده می‌شن.

1430
01:45:39,750 --> 01:45:43,416
‫آقای «گور» یه سیاست‌مداره.

1431
01:45:44,500 --> 01:45:46,500
‫داره بازی‌ت می‌ده.

1432
01:45:48,000 --> 01:45:49,916
‫داره بدترین سوءاستفاده رو ازت می‌کنه.

1433
01:45:50,000 --> 01:45:52,166
‫این شغل رو بهت پیشنهاد داد...

1434
01:45:52,250 --> 01:45:56,041
‫تا از پرونده بکشم کنار و غیبم بزنه.

1435
01:45:56,125 --> 01:45:58,500
‫- می‌فهمی؟
‫- یعنی الان این پرونده از من مهم‌تر شده؟

1436
01:46:00,708 --> 01:46:02,458
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن.

1437
01:46:02,541 --> 01:46:03,958
‫منظورت چیه؟

1438
01:46:04,041 --> 01:46:06,125
‫می‌خوای شوهر و خانواده‌ت رو انتخاب کنی یا کارت رو؟

1439
01:46:06,208 --> 01:46:08,041
‫تصمیم با خودته.

1440
01:46:09,041 --> 01:46:10,541
‫خدای من!

1441
01:46:11,791 --> 01:46:12,625
‫صبر کن...

1442
01:46:22,583 --> 01:46:24,375
‫- خانم «مادورا»، اینجایی؟
‫- سلام.

1443
01:46:24,458 --> 01:46:27,041
‫آره، اومدم شام بخورم.

1444
01:46:27,125 --> 01:46:29,416
‫- تو چی؟
‫- اومدم برای یه جلسه.

1445
01:46:29,500 --> 01:46:30,333
‫باشه.

1446
01:46:30,833 --> 01:46:33,416
‫قهوه می‌خوری؟
‫بیا یه قهوه‌ای بزنیم.

1447
01:46:34,041 --> 01:46:35,083
‫- مشکلی نداری؟
‫- نه.

1448
01:46:35,166 --> 01:46:36,500
‫بریم.

1449
01:46:37,666 --> 01:46:38,708
‫ممنون.

1450
01:46:51,291 --> 01:46:54,541
‫«هارش‌واردان گور» امروز به شوهرم پیشنهاد کار داد.

1451
01:46:56,500 --> 01:46:57,750
‫اونم قبول کرد؟

1452
01:47:05,666 --> 01:47:07,708
‫آقای «آرجون»، من تازه‌کارم.

1453
01:47:08,208 --> 01:47:13,625
‫ولی این رو خوب می‌دونم
‫که وقتی دفاعیه سعی می‌کنه دادستان رو بخره...

1454
01:47:15,333 --> 01:47:17,291
‫یعنی موضعش ضعیفه.

1455
01:47:22,125 --> 01:47:24,166
‫موضع تو هم همچین قوی نیست.

1456
01:47:26,208 --> 01:47:31,833
‫شهادت شاهدی که لحظه‌ی آخر آوردی
‫توی دادگاه عالی دووم نمیاره.

1457
01:47:33,875 --> 01:47:37,041
‫«شوریامان» تبرئه می‌شه، مگه نه؟

1458
01:47:38,291 --> 01:47:41,166
‫سلام «آرجون»!
‫خدا رو شکر که بهت برخوردیم.

1459
01:47:41,250 --> 01:47:43,416
‫راستش می‌خواستیم باهات تماس بگیریم.

1460
01:47:43,500 --> 01:47:45,625
‫می‌تونی یه تماس تصویری سریع با دخترمون بگیری؟

1461
01:47:45,708 --> 01:47:46,791
‫البته.

1462
01:47:46,875 --> 01:47:49,750
‫- آره، ببخشید.
‫- ممنون، بفرمایید از این طرف.

1463
01:47:50,625 --> 01:47:53,958
‫تو بهترین کسی هستی که می‌تونه بهش بگه کدوم دانشکده حقوق رو انتخاب کنه.

1464
01:47:54,041 --> 01:47:55,416
‫سلام «ریا»...

1465
01:47:57,416 --> 01:48:01,041
‫سلام عمو «آرجون». وای خدای من، داشتم...

1466
01:48:01,125 --> 01:48:03,958
‫«وکیل... از کمک بهشون خودداری کردی»

1467
01:48:11,708 --> 01:48:13,000
‫«می‌خوای اعدام بشه»

1468
01:48:19,416 --> 01:48:21,541
‫البته. همین کار رو بکن.

1469
01:48:28,333 --> 01:48:30,166
‫«دادگاه عالی»

1470
01:48:44,666 --> 01:48:46,541
‫دفاعیات نهایی آماده‌ست؟

1471
01:48:48,166 --> 01:48:49,375
‫با اجازه، جناب قاضی.

1472
01:48:50,250 --> 01:48:54,125
‫دادستانی می‌خواد آخرین شاهدش رو احضار کنه.

1473
01:48:58,416 --> 01:49:03,708
‫خانم «مادورا»، شما وکیل شدی که
‫نظم و روال دادگاه رو مسخره کنی؟

1474
01:49:04,458 --> 01:49:05,333
‫نه جناب قاضی.

1475
01:49:06,708 --> 01:49:09,291
‫این شهادت برای پرونده خیلی حیاتیه.

1476
01:49:10,500 --> 01:49:11,625
‫خواهش می‌کنم اجازه بدید.

1477
01:49:11,708 --> 01:49:13,333
‫در ضمن، ایشون شاهد جدیدی نیستن.

1478
01:49:14,208 --> 01:49:16,916
‫شهادتش قبلاً ثبت شده.

1479
01:49:17,000 --> 01:49:20,041
‫جناب قاضی، چرا هر دفعه اجازه می‌دید این کار رو بکنه؟

1480
01:49:20,125 --> 01:49:22,208
‫دادستانی اومده اینجا از پرونده دفاع کنه

1481
01:49:22,291 --> 01:49:23,541
‫یا اینکه نمایش درام راه بندازه؟

1482
01:49:23,625 --> 01:49:25,333
‫آقای «مهرا»، شما دیگه یه وکیل باسابقه هستید.

1483
01:49:25,416 --> 01:49:26,958
‫لطفاً یه کم باهاش راه بیاید.

1484
01:49:28,708 --> 01:49:30,916
‫علاوه بر این،
‫این اولین حضور این شاهد نیست.

1485
01:49:31,500 --> 01:49:32,916
‫خانم «مادورا»،

1486
01:49:33,000 --> 01:49:35,791
‫دیگه اجازه نمی‌دم همچین اتفاقی بیفته.

1487
01:49:35,875 --> 01:49:41,250
‫دفعه‌ی بعد،
‫مخالفتم با این درخواست رو توی صورت‌جلسه ثبت می‌کنم.

1488
01:49:41,333 --> 01:49:42,416
‫صداش کنید بیاد.

1489
01:49:42,916 --> 01:49:43,958
‫ممنونم جناب.

1490
01:49:44,500 --> 01:49:50,875
‫دادستانی می‌خواد خانم «گوری گور» رو
‫به عنوان شاهد اصلی احضار کنه.

1491
01:49:53,250 --> 01:49:54,083
‫جناب قاضی...

1492
01:50:16,416 --> 01:50:17,625
‫خانم «گور».

1493
01:50:17,708 --> 01:50:23,083
‫توی اظهاراتت گفتی که اولِ مِی
‫حدود ساعت یکِ صبح...

1494
01:50:23,750 --> 01:50:26,333
‫زمانی بوده که «شوریامان گور» به خونه برگشته.

1495
01:50:26,916 --> 01:50:27,958
‫درسته؟

1496
01:50:29,583 --> 01:50:30,791
‫خانم «گور»،

1497
01:50:30,875 --> 01:50:33,291
‫لطفاً فقط سرت رو تکون نده. واضح جواب بده.

1498
01:50:36,166 --> 01:50:37,208
‫بله.

1499
01:50:38,291 --> 01:50:39,791
‫این چیزیه که توی اظهاراتم گفتم.

1500
01:50:39,875 --> 01:50:44,083
‫ولی امروز می‌خوای اظهاراتت رو تغییر بدی.

1501
01:50:44,166 --> 01:50:47,333
‫از طرف کسی تحت فشاری؟

1502
01:50:47,416 --> 01:50:48,541
‫نه.

1503
01:50:49,250 --> 01:50:50,416
‫خیله‌خب.

1504
01:50:50,500 --> 01:50:54,166
‫خب، می‌تونی چیزی که به من گفتی رو به دادگاه هم بگی؟

1505
01:50:55,250 --> 01:50:56,541
‫اون شب،

1506
01:50:57,083 --> 01:50:58,750
‫اولِ ماهِ می،

1507
01:50:59,375 --> 01:51:02,125
‫«شوریا» حدود ساعت یکِ صبح
‫به خونه برنگشت.

1508
01:51:04,125 --> 01:51:05,208
‫و بعدش چی؟

1509
01:51:06,500 --> 01:51:08,541
‫ساعت چهارِ صبح برگشت خونه.

1510
01:51:12,875 --> 01:51:14,166
‫چهارِ صبح؟

1511
01:51:17,458 --> 01:51:19,416
‫اما چی باعث شده این‌قدر مطمئن باشی؟

1512
01:51:20,041 --> 01:51:22,916
‫چون اون موقع، زمانِ تمرینِ موسیقیِ منه.

1513
01:51:24,958 --> 01:51:25,833
‫فهمیدم.

1514
01:51:28,333 --> 01:51:32,625
‫پس چرا توی اظهاراتت به پلیس گفتی
‫که اون ساعت یکِ صبح برگشته؟

1515
01:51:32,708 --> 01:51:34,916
‫خیلی ترسیده بودم.

1516
01:51:36,500 --> 01:51:37,958
‫خانواده‌ی «شوریا»...

1517
01:51:39,500 --> 01:51:41,583
‫منظورم اینه که خونواده‌مون قوی و خیلی بانفوذه.

1518
01:51:42,750 --> 01:51:47,125
‫واسه همین هر چی «شوریا» ازم خواست رو انجام دادم.

1519
01:51:51,291 --> 01:51:52,166
‫«سوما»...

1520
01:51:52,791 --> 01:51:55,083
‫بعد از مرگ «سوما میتال»،

1521
01:51:58,083 --> 01:51:59,875
‫دیگه آرامش ندارم.

1522
01:52:02,083 --> 01:52:03,416
‫اون مُرده.

1523
01:52:07,625 --> 01:52:09,958
‫من قبل از اینکه همسر کسی باشم، یه زنم.

1524
01:52:12,583 --> 01:52:14,375
‫یه زن ممکنه به خاطر شوهرش دروغ بگه،

1525
01:52:14,458 --> 01:52:15,666
‫ولی بعضی وقتا...

1526
01:52:18,333 --> 01:52:22,875
‫تحمل زندگی بعد از یه همچین دروغی
‫غیرممکنه.

1527
01:52:26,833 --> 01:52:29,333
‫آیا از قبل «سوما میتال» رو
‫می‌شناختی؟

1528
01:52:31,541 --> 01:52:32,416
‫نه.

1529
01:52:35,083 --> 01:52:37,000
‫ولی «شوریا» رو خوب می‌شناسم.

1530
01:52:42,833 --> 01:52:44,125
‫ممنونم.

1531
01:52:44,708 --> 01:52:46,541
‫دیگه سوالی ندارم قربان.

1532
01:52:47,375 --> 01:52:49,750
‫آقای «مهرا»،
‫حتماً کلی سوال داری.

1533
01:52:49,833 --> 01:52:51,291
‫پس بفرما.

1534
01:52:52,250 --> 01:52:53,500
‫نه جناب قاضی.

1535
01:52:54,083 --> 01:52:58,041
‫تو این چند روز گذشته
‫دیگه به این فیلما عادت کردم.

1536
01:52:58,125 --> 01:53:00,375
‫ولی بیاین امروز به این بساط خاتمه بدیم.

1537
01:53:01,708 --> 01:53:05,833
‫«گوری» می‌گه شوهرش
‫ساعت ۴ صبح اومده خونه.

1538
01:53:06,625 --> 01:53:08,791
‫دادستان نمی‌تونه اینو ثابت کنه.

1539
01:53:08,875 --> 01:53:11,208
‫ولی بیاین فرض کنیم که درسته.

1540
01:53:11,916 --> 01:53:14,541
‫چون من هیچ مدرکی برای رد کردنش ندارم.

1541
01:53:14,625 --> 01:53:17,000
‫شاهد اصلی منم که رفت سمت اونا.

1542
01:53:19,791 --> 01:53:21,083
‫جناب قاضی،

1543
01:53:22,000 --> 01:53:28,791
‫تکلیف این پرونده همون لحظه‌ای روشن می‌شه
‫که یکی پیدا بشه

1544
01:53:28,875 --> 01:53:35,208
‫که بتونه ثابت کنه موکلم اون شب
‫ساعت ۱:۱۰ کجا بوده.

1545
01:53:35,291 --> 01:53:40,666
‫اگه کسی مدرکی در این باره داره،

1546
01:53:40,750 --> 01:53:42,791
‫الان بهترین وقت برای رو کردنشه.

1547
01:53:42,875 --> 01:53:47,458
‫به خانم «مادورا» اجازه دادید نمایشش رو اجرا کنه،
‫پس جناب قاضی، به منم اجازه بدید نمایش خودم رو اجرا کنم.

1548
01:53:51,166 --> 01:53:52,125
‫عالیه!

1549
01:53:52,625 --> 01:53:55,291
‫شما دوتا دادگاه رو با این شاهدهاتون به سیرک تبدیل کردید.

1550
01:53:55,375 --> 01:53:57,333
‫نمی‌تونم درخواستت رو رد کنم.

1551
01:53:57,416 --> 01:53:58,458
‫احضارش کن.

1552
01:53:59,416 --> 01:54:03,625
‫تیم دفاع، بازرس «مانیش شارما»
‫از پلیس «بمبئی» رو به جایگاه احضار می‌کنه.

1553
01:54:11,916 --> 01:54:16,041
‫نام، درجه و بخش خدمتی‌تون رو به دادگاه اعلام کنید.

1554
01:54:16,125 --> 01:54:17,750
‫من بازرس «مانیش شارما» هستم،

1555
01:54:17,833 --> 01:54:19,541
‫و در اتاق کنترل پلیس «بمبئی» کار می‌کنم.

1556
01:54:20,333 --> 01:54:24,583
‫مسئولیت پاسخگویی به تمام تماس‌های ورودی
‫به شماره‌ی امداد با شماست؟

1557
01:54:24,666 --> 01:54:26,958
‫بله قربان. تمام این تماس‌ها ضبط می‌شن.

1558
01:54:28,208 --> 01:54:30,500
‫بسیار خب. بیاید به یکی از این ضبط‌ها گوش بدیم.

1559
01:54:30,583 --> 01:54:32,000
‫لطفاً فایل رو پخش کنید.

1560
01:54:35,125 --> 01:54:37,041
‫- الو؟ داره منو می‌زنه.
‫- پلیس امداد.

1561
01:54:37,125 --> 01:54:39,000
‫- کی؟
‫- داره منو سیاه و کبود می‌کنه! کمک بفرستید.

1562
01:54:39,083 --> 01:54:40,875
‫- «غوری»! داری با کی حرف می‌زنی؟
‫- موقعیتت کجاست؟

1563
01:54:40,958 --> 01:54:41,958
‫گوشی رو بذار کنار!

1564
01:54:42,041 --> 01:54:45,125
‫- از کجا داری زنگ می‌زنی خانم؟
‫- «شوریا»، نه! نه!

1565
01:54:45,208 --> 01:54:46,333
‫الو؟

1566
01:54:57,833 --> 01:54:59,666
‫اما جناب قاضی، «سوداکار»...

1567
01:54:59,750 --> 01:55:01,416
‫صبور باشین خانم «مادورا».

1568
01:55:01,500 --> 01:55:03,541
‫هنوز یه فایل صوتی دیگه هم هست.

1569
01:55:04,125 --> 01:55:04,958
‫پخشش کن.

1570
01:55:07,375 --> 01:55:09,625
‫- الو؟ حالم خوبه.
‫- براتون کمک بفرستیم؟

1571
01:55:09,708 --> 01:55:11,750
‫- نیازی نیست.
‫- حالتون خوبه؟

1572
01:55:11,833 --> 01:55:13,625
‫آره، همه‌چی روبه‌راهه.

1573
01:55:18,875 --> 01:55:20,041
‫جناب قاضی،

1574
01:55:20,708 --> 01:55:23,375
‫می‌خوام «غوری گور» رو احضار کنم.

1575
01:55:34,625 --> 01:55:37,833
‫خانم «غوری»، چرا این کار رو کردی؟

1576
01:55:41,416 --> 01:55:46,041
‫به‌خاطر خشونت «شوریا» و اعتیادش به الکل
‫دیگه مستأصل شده بودم.

1577
01:55:48,125 --> 01:55:51,375
‫سال‌ها عذاب کشیدم،
‫ولی جرئتش رو نداشتم که قدمی بردارم.

1578
01:55:52,666 --> 01:55:56,000
‫درافتادن با یه همچین خانواده‌ی قدرتمندی اصلاً کار راحتی نیست.

1579
01:55:57,041 --> 01:56:00,416
‫می‌تونم یه چیزی بگم، جناب؟

1580
01:56:01,416 --> 01:56:04,291
‫اگه اون شب «شوریا»
‫توی خونه پیش من بود چی؟

1581
01:56:04,375 --> 01:56:05,208
‫خانم...

1582
01:56:07,041 --> 01:56:10,375
‫بازم باید حکم اعدامش رو صادر کنین!

1583
01:56:11,666 --> 01:56:12,791
‫خواهش می‌کنم، جناب.

1584
01:56:19,375 --> 01:56:21,750
‫خب، این اتفاق نمی‌تونه بیفته.

1585
01:56:24,208 --> 01:56:26,375
‫می‌تونستی به پلیس پناه ببری،

1586
01:56:28,833 --> 01:56:30,791
‫یا با خط ویژه‌ی امداد زنان تماس بگیری.

1587
01:56:32,166 --> 01:56:34,500
‫می‌تونستی خشونت خانگی رو گزارش بدی.

1588
01:56:36,125 --> 01:56:39,250
‫خیلی کارها می‌تونستی بکنی،
‫ولی هیچ‌کدوم رو انجام ندادی.

1589
01:56:40,500 --> 01:56:43,666
‫در عوض، واسه شوهرت پاپوش درست کردی.

1590
01:56:45,291 --> 01:56:50,416
‫حالا هم شوهرت می‌تونه ازت شکایت کنه.

1591
01:57:00,833 --> 01:57:02,291
‫حرفام تموم شد، جناب قاضی.

1592
01:57:08,666 --> 01:57:10,833
‫وقت دفاعیات نهاییه. خانم «مادورا»؟

1593
01:57:13,875 --> 01:57:15,500
‫حرف دیگه‌ای ندارم جناب قاضی.

1594
01:57:16,166 --> 01:57:17,333
‫به همین بسنده می‌کنم.

1595
01:57:20,541 --> 01:57:21,666
‫آقای «مهرا»؟

1596
01:57:22,291 --> 01:57:23,375
‫جناب قاضی،

1597
01:57:24,041 --> 01:57:26,000
‫این فایل‌های ضبط‌شده مدرکیه

1598
01:57:26,083 --> 01:57:31,708
‫بر این‌که موکلم اون شب ساعت یک و ده دقیقه‌ی بامداد
‫توی خونه‌ش بوده،

1599
01:57:32,416 --> 01:57:35,916
‫و توی «وُرلی» که ۱۶ کیلومتر اون‌طرف‌تره نبوده.

1600
01:57:36,000 --> 01:57:38,625
‫قاتل واقعی یه نفر دیگه‌ست.

1601
01:57:38,708 --> 01:57:40,500
‫موکلم بی‌گناهه.

1602
01:57:40,583 --> 01:57:42,083
‫تمام عرضم همین بود جناب قاضی.

1603
01:57:46,083 --> 01:57:49,250
‫خانم «گور»،
‫دادگاه مشکلات شما رو مدنظر قرار داده.

1604
01:57:49,333 --> 01:57:52,916
‫و پیشنهاد می‌کنیم که بابت خشونت خانگی شکایت کنید.

1605
01:57:53,000 --> 01:57:56,583
‫بهتون تضمین می‌دم که از حمایت کامل
‫نظام قضایی برخوردار می‌شید.

1606
01:57:57,958 --> 01:58:00,250
‫اما این پرونده، پرونده‌ی قتله.

1607
01:58:00,916 --> 01:58:06,916
‫دادگاه حکم می‌ده که هیچ‌کدوم از اتهامات وارده
‫به «شوریامان گور» ثابت نشده.

1608
01:58:07,750 --> 01:58:10,708
‫دادستان نتونست دادگاه رو متقاعد کنه.

1609
01:58:10,791 --> 01:58:15,083
‫این دادگاه تمام اتهامات علیه
‫«شوریامان گور» رو رد می‌کنه.

1610
01:58:20,166 --> 01:58:21,375
‫و شما جناب...

1611
01:58:21,875 --> 01:58:23,041
‫آزادی که بری.

1612
01:58:23,875 --> 01:58:25,375
‫حکم تفصیلی بعداً صادر می‌شه.

1613
01:58:50,708 --> 01:58:52,500
‫در مورد شهادتت، خانم «گوری»...

1614
01:58:52,583 --> 01:58:54,125
‫خانم «گوری».

1615
01:58:55,791 --> 01:58:58,375
‫کی بهت گفت اظهاراتت رو عوض کنی؟

1616
01:58:59,333 --> 01:59:02,666
‫خانم «گوری»، با وجود شهادتی که علیه شوهرت دادی،
‫اون آزاد شد.

1617
01:59:02,750 --> 01:59:05,166
‫چه حسی نسبت به این موضوع داری؟
‫آیا «سوما» به عدالت رسید؟

1618
01:59:05,250 --> 01:59:07,500
‫چرا به پلیس گزارش دروغ دادی؟

1619
01:59:07,583 --> 01:59:09,291
‫کسی بهت فشار آورده؟

1620
01:59:09,375 --> 01:59:10,333
‫«گوری»،

1621
01:59:13,041 --> 01:59:18,791
‫لطفاً من رو بابت تمام کارهایی که
‫این سال‌ها باهات کردم ببخش.

1622
01:59:20,458 --> 01:59:23,833
‫اگه نمی‌تونی، تنبیهم کن، ولی خواهش می‌کنم ترکم نکن.

1623
01:59:53,208 --> 01:59:54,916
‫از شما انتظار نداشتم قربان.

1624
02:00:01,000 --> 02:00:04,250
‫یه نفر رو اجیر کردی تعقیبم کنه.

1625
02:00:06,833 --> 02:00:08,625
‫می‌دونستی که من اونجا می‌رم.

1626
02:00:08,708 --> 02:00:10,791
‫- شما اینجایید خانم «مادورا»؟
‫- سلام.

1627
02:00:10,875 --> 02:00:13,375
‫قهوه میل داری؟ بیا یه کم قهوه بخوریم.

1628
02:00:14,166 --> 02:00:16,791
‫اون قهوه خوردن اتفاقی نبود، درسته؟

1629
02:00:17,833 --> 02:00:23,291
‫اما اون زن و شوهر رو هم خودت ردیف کرده بودی؟

1630
02:00:30,625 --> 02:00:34,708
‫می‌خواستی پیام‌هاتو بخونم تا منو بکشونی به «گوری گائون».

1631
02:00:37,500 --> 02:00:38,583
‫واقعاً که معرکه‌ست!

1632
02:00:43,958 --> 02:00:45,125
‫خوبین قربان؟

1633
02:00:46,041 --> 02:00:47,250
‫ببخشید، باید برم.

1634
02:00:47,333 --> 02:00:49,083
‫یه کار مهمی دارم که باید بهش برسم.

1635
02:00:52,625 --> 02:00:56,541
‫همه‌ی اینا نقشه‌ی خودتون بود قربان؟

1636
02:00:59,291 --> 02:01:00,125
‫و...

1637
02:01:01,500 --> 02:01:04,666
‫نقشه کشیدی که دادستانی «گوری» رو احضار کنه،

1638
02:01:04,750 --> 02:01:06,708
‫بعد معلوم بشه که شهادتش به نفع متهمه!

1639
02:01:08,708 --> 02:01:13,625
‫شب‌ها چطور خوابت می‌بره؟

1640
02:01:14,875 --> 02:01:19,500
‫آدم گاهی مجبوره کارهایی رو بکنه که ازشون متنفره.

1641
02:01:24,166 --> 02:01:26,041
‫یه چیزی هست که نمی‌فهمم.

1642
02:01:26,666 --> 02:01:29,791
‫اگه ضبط‌شده‌ی تماس‌های «گوری» با پلیس رو داشتی،

1643
02:01:29,875 --> 02:01:31,666
‫پس این همه فیلم بازی کردن واسه چی بود؟

1644
02:01:32,416 --> 02:01:33,458
‫این یه پرونده‌ی قتله.

1645
02:01:35,083 --> 02:01:39,208
‫شهادت «گوری» شهادت شاهد عینی محسوب می‌شه.

1646
02:01:39,958 --> 02:01:41,750
‫شهادتی که نتونستی ازش سوءاستفاده کنی.

1647
02:01:42,291 --> 02:01:43,833
‫پس تصمیم گرفتی از من سوءاستفاده کنی.

1648
02:01:45,541 --> 02:01:47,416
‫و آقای «گور» هم سعی کرد منو بخره.

1649
02:01:51,791 --> 02:01:55,291
‫تو کتابی به اسم «معیار برتر» رو نوشتی.

1650
02:01:58,583 --> 02:02:00,541
‫من بهت احترام می‌ذاشتم قربان.

1651
02:02:00,625 --> 02:02:02,208
‫تو استاد و الگوی من بودی.

1652
02:02:05,791 --> 02:02:10,625
‫«سوریامان گور» این پرونده رو بُرد،
‫ولی از چشم من افتادی.

1653
02:02:13,416 --> 02:02:14,375
‫لعنتی!

1654
02:02:16,166 --> 02:02:21,208
‫«دیوان عالی»

1655
02:02:45,250 --> 02:02:46,291
‫نمونه رو تحویل دادم.

1656
02:02:48,833 --> 02:02:50,333
‫آخر هفته می‌بینمت.

1657
02:02:57,458 --> 02:02:59,041
‫الان می‌تونید ببینیدش.

1658
02:02:59,125 --> 02:03:00,125
‫همه چی مرتبه.

1659
02:03:00,666 --> 02:03:02,375
‫- ممنون آقای دکتر.
‫- خواهش می‌کنم.

1660
02:03:11,333 --> 02:03:16,916
‫نجاتم دادی بابا.

1661
02:03:19,041 --> 02:03:20,208
‫عزیزم...

1662
02:03:21,500 --> 02:03:25,000
‫بهت نگفتم هیچ بلایی سرت نمیاد؟

1663
02:03:26,125 --> 02:03:27,750
‫هیچ اتفاقی برات نمیفته.

1664
02:03:30,833 --> 02:03:32,125
‫دوستت دارم دخترم.

1665
02:03:33,291 --> 02:03:34,250
‫دیدی مامان؟

1666
02:03:39,333 --> 02:03:40,791
‫بهت که گفته بودم.

1667
02:03:42,250 --> 02:03:44,125
‫هیچ‌چیزی جلودارِ بابام نیست.

1668
02:03:51,625 --> 02:03:53,083
‫سختی‌هامون تموم شد «آرجون».

1669
02:03:53,166 --> 02:03:55,166
‫بالاخره تموم شد.

1670
02:03:55,666 --> 02:03:56,666
‫نه.

1671
02:03:56,750 --> 02:03:59,291
‫هنوز باید برگ برنده‌م رو رو کنم.

1672
02:04:25,875 --> 02:04:27,041
‫«ایکا»!

1673
02:04:27,875 --> 02:04:29,375
‫اومدی رفیق!

1674
02:04:29,458 --> 02:04:31,083
‫عالیه، بیا.

1675
02:04:33,166 --> 02:04:34,125
‫سلام «آرجون».

1676
02:04:34,791 --> 02:04:35,625
‫سلام.

1677
02:04:37,875 --> 02:04:39,958
‫یه بار هم که شده با من راه بیا «ایکا».

1678
02:04:41,500 --> 02:04:43,333
‫یه بار هم که شده یاد بگیر جواب رد رو قبول کنی.

1679
02:04:48,416 --> 02:04:50,291
‫- یه دقیقه بهمون وقت بده عزیزم.
‫- با کمال میل.

1680
02:04:50,375 --> 02:04:51,833
‫بعداً می‌بینمت «آرجون».

1681
02:05:07,125 --> 02:05:08,375
‫گوش کن «ایکا».

1682
02:05:09,291 --> 02:05:10,833
‫شاید برده باشی،

1683
02:05:11,333 --> 02:05:13,000
‫ولی من بودم که برگ برنده رو رو کردم.

1684
02:05:14,291 --> 02:05:16,875
‫فکر کردی داشتم تنهایی کار می‌کردم.

1685
02:05:17,375 --> 02:05:19,333
‫ولی یه چیزی رو از قلم انداختی.

1686
02:05:22,375 --> 02:05:24,875
‫تو قاتل «سوما میتال» هستی.

1687
02:05:25,833 --> 02:05:27,583
‫و می‌دونم چطوری کشتیش.

1688
02:05:52,083 --> 02:05:54,666
‫بس کن! ولم کن، خواهش می‌کنم.

1689
02:05:54,750 --> 02:05:57,166
‫نه! تمومش کن! می‌خوام برم.

1690
02:05:57,666 --> 02:05:58,791
‫ولم کن!

1691
02:06:22,375 --> 02:06:25,833
‫تو یه لحظه عصبانیت، با سوییچ ماشینت
‫به «سوما» ضربه زدی.

1692
02:06:26,625 --> 02:06:28,666
‫وقتی خون رو دیدی، دست‌وپات رو گم کردی.

1693
02:06:30,125 --> 02:06:32,000
‫ترسیدی که بمیره...

1694
02:06:38,833 --> 02:06:42,000
‫واسه همین از ماشین انداختیش بیرون و فرار کردی.

1695
02:06:48,250 --> 02:06:50,291
‫به یه مدرک برای اثبات عدم حضورت نیاز داشتی

1696
02:06:50,791 --> 02:06:53,041
‫تا ثابت کنی که خونه بودی،

1697
02:06:53,125 --> 02:06:55,041
‫نه توی صحنه جرم.

1698
02:06:57,041 --> 02:07:01,208
‫بعدش فهمیدی گوشیت همراهت نیست
‫چون توی کلاب جا گذاشته بودیش.

1699
02:07:03,583 --> 02:07:06,000
‫ماشینت رو پیچ بعدی نگه داشتی

1700
02:07:06,083 --> 02:07:08,500
‫درست زیر اتاق «پیلای».

1701
02:07:09,166 --> 02:07:12,291
‫«پیلای» دیدت و شناختت.

1702
02:07:12,375 --> 02:07:13,958
‫نه موقع ارتکاب جرم...

1703
02:07:17,250 --> 02:07:19,291
‫بلکه موقعی که داشتی ردش رو پاک می‌کردی.

1704
02:07:23,541 --> 02:07:25,916
‫گوشیت رو بده به من.

1705
02:07:26,666 --> 02:07:28,000
‫این پول‌ها رو بگیر.

1706
02:07:35,458 --> 02:07:39,833
‫خوب به حرفم گوش کن «گوری».

1707
02:07:53,458 --> 02:07:54,958
‫- الو، پلیس؟
‫- الو؟

1708
02:07:55,041 --> 02:07:57,750
‫- الو، بفرمایید.
‫- الو، داره منو می‌زنه.

1709
02:07:57,833 --> 02:07:59,458
‫- کی؟
‫- داره منو سیاه و کبود می‌کنه!

1710
02:07:59,541 --> 02:08:02,333
‫- از کجا تماس می‌گیرید؟
‫- خواهش می‌کنم کمک بفرستید!

1711
02:08:02,416 --> 02:08:04,875
‫«گوری»! داری با کی حرف می‌زنی؟ گوشی رو ول کن!

1712
02:08:06,041 --> 02:08:10,000
‫می‌دونستی زنت منو می‌رسونه به اون فایل ضبط‌شده.

1713
02:08:11,666 --> 02:08:13,625
‫- لطفاً کمک بفرستید!
‫- موقعیتت کجاست؟

1714
02:08:13,708 --> 02:08:16,458
‫«گوری» با کی داری حرف می‌زنی؟ گوشی رو بذار زمین!

1715
02:08:21,500 --> 02:08:24,541
‫تو کارت درسته، منم نابغه‌ام. به سلامتی!

1716
02:08:25,750 --> 02:08:27,416
‫چی باعث شد لو برم؟

1717
02:08:27,500 --> 02:08:28,916
‫چیزی نبود،

1718
02:08:29,000 --> 02:08:29,833
‫بلکه یه نفر بود.

1719
02:08:30,416 --> 02:08:32,541
‫سوال درست رو بپرس نابغه.

1720
02:08:33,958 --> 02:08:36,041
‫یادت میاد اون روزی رو که گوشت برات نیومد؟

1721
02:08:37,375 --> 02:08:38,833
‫گوشت کجاست؟

1722
02:08:38,916 --> 02:08:41,916
‫وقتی «چاتور»
‫اسم «گوری» رو گفت «جوری»؟

1723
02:08:42,000 --> 02:08:45,583
‫امروز سه‌شنبه‌ست قربان.
‫واسه همین خانم «جوری» غذای گیاهی فرستادن.

1724
02:08:45,666 --> 02:08:47,750
‫«جوری»؟ خانم «جوری» دیگه کیه؟

1725
02:08:48,791 --> 02:08:50,000
‫اسمش «گوری»ـه.

1726
02:08:52,958 --> 02:08:56,166
‫«چاتور» تو خونه‌ت بود و خودش رو جای تو جا زده بود.

1727
02:08:56,250 --> 02:08:58,958
‫وقتی تو صحنه جرم بودی.

1728
02:08:59,041 --> 02:09:00,833
‫- الو؟
‫- الو، بگو.

1729
02:09:00,916 --> 02:09:02,958
‫- داره منو می‌زنه!
‫- کی داره می‌زنتت؟

1730
02:09:03,041 --> 02:09:04,041
‫داره بدجوری منو می‌زنه!

1731
02:09:04,125 --> 02:09:06,083
‫- از کجا زنگ می‌زنی؟
‫- کمک بفرستید!

1732
02:09:06,166 --> 02:09:08,416
‫«گوری»! داری با کی حرف می‌زنی؟ گوشی رو بذار کنار!

1733
02:09:10,041 --> 02:09:11,416
‫«شوریا»، نه!

1734
02:09:12,458 --> 02:09:14,125
‫بیخیالش شو «ایکا».

1735
02:09:14,708 --> 02:09:16,708
‫لازم نیست جو رو خراب کنی.

1736
02:09:19,375 --> 02:09:22,000
‫آروم باش، برو خونه‌ت.

1737
02:09:23,041 --> 02:09:27,375
‫حداقل بذار برگ برنده‌م رو رو کنم!

1738
02:09:32,875 --> 02:09:36,625
‫اون کسی که گوشیش رو برداشتی، از نزدیک دیدتت.

1739
02:09:37,333 --> 02:09:41,041
‫رو لباست خون بود،
‫شاید حرفایی که زدی رو هم شنیده باشه.

1740
02:09:41,833 --> 02:09:46,666
‫تو عاشق سر به نیست کردنِ شاهدایی.

1741
02:09:47,166 --> 02:09:48,333
‫و همین کار رو هم کردی.

1742
02:09:52,875 --> 02:09:55,833
‫اون روزی که «پیلای» توی دادگاه شناساییت کرد...

1743
02:09:55,916 --> 02:09:56,958
‫از اینجا برو بیرون.

1744
02:09:57,041 --> 02:10:01,291
‫...«چاتور» رو فرستادی تا اون گدا رو بکشه.

1745
02:10:04,666 --> 02:10:06,083
‫«آرجون»!

1746
02:10:07,916 --> 02:10:09,583
‫شاهده مُرد، درسته؟

1747
02:10:10,875 --> 02:10:12,458
‫این همون چیزیه که از قلم انداختی!

1748
02:10:14,416 --> 02:10:19,208
‫اگه برای پیدا کردن چیزی تمام تلاشت رو بکنی،
‫بالاخره بهش می‌رسی.

1749
02:10:31,750 --> 02:10:34,375
‫- چند وقته اینجا زندگی می‌کنی؟
‫- خیلی وقته قربان. ۴۰ ساله.

1750
02:10:39,666 --> 02:10:43,500
‫آدمایی که اینجا زندگی می‌کنن بی‌خانمان هستن،
‫اما بدون مدرک شناسایی نیستن قربان.

1751
02:10:43,583 --> 02:10:46,291
‫همه‌شون توی طرح‌های حمایتی
‫مختلف دولتی ثبت‌نام شدن.

1752
02:10:46,375 --> 02:10:49,041
‫سه سال پیش، اسم ۲۳ نفرشون ثبت شد.

1753
02:10:49,125 --> 02:10:51,458
‫با ۲۲ نفرشون ملاقات کردیم.

1754
02:10:51,958 --> 02:10:53,791
‫نفر بیست و سوم از کی ناپدید شده؟

1755
02:10:53,875 --> 02:10:54,916
‫از وقتی که جرم اتفاق افتاد.

1756
02:10:55,500 --> 02:10:57,208
‫اون اصالتاً اهل «پوروشوادی»ـه.

1757
02:10:57,708 --> 02:11:01,291
‫گوشی «چاتور» رو ردیابی کردیم، حق با شما بود قربان.

1758
02:11:02,416 --> 02:11:03,708
‫داره حرکت می‌کنه.

1759
02:11:03,791 --> 02:11:06,333
‫همراه یه افسر پلیس تو راهیم که بریم سراغش.

1760
02:11:06,416 --> 02:11:08,250
‫خبرای جدید رو بهم برسون، باشه؟

1761
02:11:09,750 --> 02:11:13,125
‫فکر کردم «چاتور» بعد اون قضیه غیبش زد.

1762
02:11:19,833 --> 02:11:21,458
‫شاهده نمرد،

1763
02:11:22,458 --> 02:11:24,291
‫بلکه سه روز رفت تو کما.

1764
02:11:25,208 --> 02:11:27,000
‫به محض اینکه به هوش اومد،

1765
02:11:27,916 --> 02:11:29,750
‫اعترافاتش رو کامل نوشت.

1766
02:11:34,041 --> 02:11:35,333
‫این چیه؟

1767
02:11:35,833 --> 02:11:39,916
‫الان دوتا اتهام علیهت وجود داره.

1768
02:11:43,583 --> 02:11:45,291
‫اولی قتل «سوما»ـه،

1769
02:11:45,375 --> 02:11:49,625
‫و دومی اقدام به قتل شاهد.

1770
02:11:52,583 --> 02:11:57,750
‫چیزی که می‌گی درسته «آرجون».

1771
02:11:58,541 --> 02:12:00,333
‫حقیقتِ ماجرا همینه.

1772
02:12:01,208 --> 02:12:04,375
‫اما حقیقتی که بهش رسیدی،
‫تمامِ حقیقت نیست.

1773
02:12:07,041 --> 02:12:11,000
‫قبلاً هم بهت گفته بودم که ممکنه اشتباه کنم،
‫ولی نمی‌تونم مرتکب جنایت بشم.

1774
02:12:14,000 --> 02:12:16,125
‫می‌خوای بیخیالِ اصولِ حرفه‌ایت بشی؟

1775
02:12:16,916 --> 02:12:18,708
‫می‌خوای منو بندازی زندان؟

1776
02:12:22,583 --> 02:12:24,375
‫من نمی‌ندازمت زندان،

1777
02:12:24,458 --> 02:12:25,666
‫بلکه اون این کار رو می‌کنه.

1778
02:12:25,690 --> 02:12:36,690
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
