WEBVTT

00:12.207 --> 00:15.433
‫در مقطعی از زندگی، زیباییِ جهان به حدِ کفایت می‌رسد.

00:15.526 --> 00:20.271
‫دیگر نیازی نیست از آن عکاسی کنید، آن را
‫به تصویر بکشید یا حتی در حافظه بسپارید.

00:20.338 --> 00:23.352
‫همان، به تنهایی کافی است.
‫تونی موریسون

00:30.126 --> 00:37.055
‫ قبل از اینکه روح شوند،
‫آدمی بودند. در این شهر.

00:38.965 --> 00:46.032
‫ آنها درست یک روز بعد از
‫آخرین روز زندگیشان با هم آشنا شدند.

00:48.766 --> 00:54.644
‫ پسر در آخرین شب زندگی‌اش، تا دیروقت
‫بیدار ماند و توسیدید را ترجمه کرد.

00:57.651 --> 01:00.167
‫ دختر در آخرین شب زندگی‌اش،

01:00.168 --> 01:08.096
‫پس از دعوا در آشپزخانه‌ی منزل پدری،
‫اسناد خانوادگی را آتش زد.

01:39.060 --> 01:45.458
‫ پسر آن شب، با سرنوشتی روبرو شد
‫که به لباس سپیده‌دم درآمده بود.

01:48.820 --> 01:56.820
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:11.380 --> 02:17.574
‫ و وقتی از دریا بیرون آمد، پسر یک روح بود.

02:56.019 --> 03:00.898
‫ یک در آبی رنگ به روی یک دنیای آبی باز شد.

03:00.899 --> 03:03.618
‫آبی، آبی.

03:03.619 --> 03:07.459
‫بندی از شانه‌ی آسمان افتاد.

03:29.380 --> 03:37.517
‫ شهر پر از ارواح کسانی‌ست
‫که نتوانستند از آن دل بکنند.

04:01.219 --> 04:06.314
‫ آب دهانش را قورت می‌دهد،
‫متوجه محو شدن گلویش می‌شه.

04:12.806 --> 04:15.265
‫ کریس؟

05:09.341 --> 05:18.040
‫ در این شهر، رنگ حقیقت مثل
‫رنگ یک روح زیر نور تغییر می‌کند.

05:30.259 --> 05:34.608
‫ نمی‌خوام همه‌جا ببینمت.

05:58.980 --> 06:02.216
‫ فقط می‌خوام به یاد بیارم.

06:23.540 --> 06:26.952
‫ من قبل از جنگ رسیدم.

06:26.953 --> 06:30.019
‫ هیچ‌وقت شهری رو که
‫ترک کردم دوست نداشتم.

06:30.020 --> 06:32.675
‫بهم گفتن عشق رو کجا پیدا کنم.

06:36.165 --> 06:39.547
‫ من جای دیگه‌ای دنبالش گشتم.

06:58.824 --> 07:01.739
‫ فکر می‌کردی اینجا مثل خونه‌ت باشه؟

07:02.612 --> 07:08.659
‫ خونه مفهومی بود که هیچ‌وقت نداشتم.

07:08.660 --> 07:13.138
‫ تاریخچه‌ی طاعونِ آتن
‫ یه گزارش پزشکی نیست،

07:13.139 --> 07:18.138
‫بلکه یه داستان اخلاقیه که خودش
‫رو جای یه گزارش پزشکی جا زده.

07:18.139 --> 07:23.618
‫ من به خاطر پدرم اومدم اینجا. اما اون
‫یه آدم قلابیه. اینجا هیچ‌چیز واقعی نیست.

07:23.619 --> 07:25.859
‫حتی مرمرها رو هم دوباره رنگ کردن.

07:25.860 --> 07:29.539
‫مرمرش قلابیه، مال دهه‌ی
‫شصته. از پلاستیک ساخته شده.

07:29.540 --> 07:37.618
‫ مرمرها به خاطر آلودگی از بین
‫رفتن چون هیچ‌کس اهمیتی نمی‌داد.

07:37.619 --> 07:44.093
‫ این مرمر زیباترین
‫چیزیه که تا حالا دیدم.

07:51.129 --> 07:53.562
‫ اونم هست.

08:19.770 --> 08:25.459
‫ اون به یک مهمانی اشتباه
‫رفت. از تصویر خودش فرار کرد.

08:25.460 --> 08:31.138
‫دوید در دل شب عمیق و روشن شهر.

08:31.139 --> 08:37.445
‫اینجا، حتی تاریکی هم یک جور نور است.

08:57.843 --> 09:01.045
‫ چی رو می‌خوای به یاد بیاری؟

09:01.376 --> 09:04.640
‫ رنگ شکلاتی فندقی چشماش رو.

09:08.500 --> 09:12.274
‫ لکه‌ی عسل روی مقوا رو.

09:12.796 --> 09:14.553
‫ تو چی می‌خوای؟

09:20.420 --> 09:25.828
‫ می‌تونی از خواستن بمیری،
‫و بازم به خواستن ادامه بدی.

09:46.900 --> 09:52.388
‫ تمام عمرم توسط هر چیزی
‫که می‌خواستم نادیده گرفته شدم.

09:55.459 --> 09:59.637
‫ نمی‌تونم مرگم رو هم این‌طوری بگذرونم.

10:48.579 --> 10:52.834
‫ در این شهر، تشنگی برطرف نمی‌شود،

10:52.835 --> 10:54.899
‫پاک می‌شود.

10:58.740 --> 11:02.275
‫ قرار بود بودن تو اینجا من
‫رو به یه آدم دیگه تبدیل کنه.

11:04.770 --> 11:07.987
‫ هنوز وقت هست.

11:23.569 --> 11:28.188
‫ وقتی طاعون به شهر زد،
‫خیلیا مردن. اما توسیدید نمرد.

11:28.189 --> 11:34.508
‫همیشه فکر می‌کنم... دست خودم نیست،
‫فکر می‌کنم حتماً یه کار وحشتناک کرده.

11:34.779 --> 11:36.948
‫ منظورم اینه که، وگرنه
‫آدم چطور زنده می‌مونه؟

11:37.188 --> 11:39.174
‫ من که نموندم. موندم؟

11:54.099 --> 11:58.499
‫ بیرون ایستگاه پلیس قدیمی
‫ در خیابان بوبولینا،

11:58.500 --> 12:03.300
‫دختری چهل سال منتظر عشقش می‌ماند

12:03.608 --> 12:06.189
‫که هیچ‌وقت بیرون نیامد.

12:07.756 --> 12:14.765
‫ در این شهر، حتی عاشقانه‌های ارزان
‫هم زخم‌های حکومت نظامی را به دوش می‌کشند.

12:32.015 --> 12:35.779
‫ گل‌های سرخ و خوشبوی درختان تابستانی

12:35.780 --> 12:39.476
‫جایی که صدای پوتین‌های پلیس ضدشورش می‌پیچد.

12:39.477 --> 12:44.633
‫ هوا بوی یاس بنفش و گازوئیل می‌دهد.

12:49.780 --> 12:55.780
‫ گذشته اون‌قدر غلیظه
‫که می‌تونه خفه‌ت کنه.

12:59.536 --> 13:12.016
‫ ارواح حکومت نظامی هنوز پرسه می‌زنند. هیچ تور
‫گردشگری‌ای برای بازدید از اتاق‌های شکنجه‌ی سیا وجود ندارد.

13:14.179 --> 13:18.655
‫ چیزی که این فاجعه رو بدتر می‌کرد

13:18.656 --> 13:22.636
‫هجوم مردم از روستاها به شهر بود، و این موضوع

13:22.637 --> 13:27.106
‫مخصوصاً توسط تازه‌واردها حس می‌شد.

13:28.979 --> 13:33.102
‫ فرق بین یه پناهنده و یه توریست چیه؟

13:33.103 --> 13:35.524
‫ توریست‌ها همه‌جا هستن.

13:35.525 --> 13:39.198
‫اونا گشنه‌ن. اونا گم شدن.

13:39.199 --> 13:43.694
‫ همم. نکته‌ی خنده‌دارش کجاست؟

13:57.300 --> 13:59.520
‫ کل خیابان یک موهبت است.

13:59.521 --> 14:03.458
‫کبوتری در وضعیت مرگی دلخراش کف جاده افتاده،

14:03.459 --> 14:08.768
‫بال‌هایش باز است. چطور قلب این‌قدر
‫دور از بدن پرواز می‌کند؟

14:08.769 --> 14:12.109
‫بالا، بالا، بالا، از سایه‌بان هم رد می‌شود.

14:13.102 --> 14:14.933
‫ اونا می‌پیچن تو یه کوچه

14:14.934 --> 14:18.957
‫ و یهو پلیس‌ها دارن یه
‫نفر رو وسط خیابون کتک می‌زنن.

14:18.958 --> 14:21.261
‫ یه لنگه دمپاییش دراومده.

14:21.771 --> 14:25.548
‫ تماشاچیا فقط... وایسادن و تماشا می‌کنن.

14:25.699 --> 14:29.303
‫سرشون رو تکون می‌دن.
‫می‌گن، این اتفاقا تو یونان نمیفته.

14:29.304 --> 14:33.299
‫صورت مرده فقط خون و فریاده.

14:33.300 --> 14:35.174
‫و بعد غیبش می‌زنه.

14:35.175 --> 14:37.174
‫ پلیس‌ها رفتن.

14:37.175 --> 14:41.852
‫اون لنگه دمپایی پلاستیکی خالی
‫همون‌جا کف خیابون افتاده.

14:49.630 --> 14:52.574
‫ یه جسد تو یه تاکسی پیدا
‫کردم و اون جسد خودم بودم.

14:52.575 --> 14:56.300
‫جسده از مرمر بود. تاکسیه از دود بود.

14:56.301 --> 15:02.758
‫ هزاره‌ها تو یه کوچه گم
‫شدن و بی‌نظم و ترتیب بازگشتن.

15:06.260 --> 15:11.698
‫ سر کار، فکر می‌کردیم
‫زبان رو سنگ حک شده،

15:11.699 --> 15:15.529
‫اما بیشتر شبیه آبه.

15:15.530 --> 15:22.553
‫ اون‌قدر آب‌نمک خوردم و
‫نتونست... تشنگیم رو. برطرف کنه.

15:24.819 --> 15:32.785
‫ تاریخ رو فاتحان می‌نویسن. با زور
‫و ضرب خودش رو تو زمان حال جا می‌کنه،

15:35.699 --> 15:39.007
‫جایی که می‌تونی از دستش بمیری.

15:41.300 --> 15:45.841
‫ فاتح رو برام پیدا کن.

15:45.865 --> 15:47.865
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16:12.560 --> 16:18.156
‫ پشت میز کافه‌ها در هر میدانی،
‫کاغذ زردشده‌ی دستهایشان را باز می‌کنند.

16:18.157 --> 16:25.435
‫می‌گویند، در کشوری مثل یونان، زیر
‫هر سنگ لعنتی خونی ریخته شده.

16:25.436 --> 16:31.180
‫ خواب دیدم پوست این شهر
‫کنده شد و هیچ استخونی زیرش نبود.

16:31.181 --> 16:37.031
‫نه. هیچی نبود جز فضای خالی بین
‫جایی که استخون‌ها قبلاً بودن.

16:38.385 --> 16:43.714
‫ یه سنگ رو بلند کردم و هیچی پیدا نکردم.

16:44.526 --> 16:48.974
‫مثل یه روزی که تو سنگ زندگی من
‫رو بلند می‌کنی. یا شایدم نه.

16:51.527 --> 16:53.079
‫ به چی فکر می‌کنی؟

16:54.131 --> 17:01.039
‫ به مادرم فکر می‌کنم که همیشه برای عروسی
‫که هیچ‌وقت از راه نمی‌رسه شام درست می‌کنه.

17:01.400 --> 17:06.800
‫ کلماتی هستن که نمی‌تونی به دوش
‫بکشی. کلمات با تاریخچه‌شون هجوم میارن،

17:07.300 --> 17:09.634
‫و از خودشون ترکش می‌سازن.

17:12.980 --> 17:14.981
‫ می‌تونیم بریم دیدنش؟

17:19.859 --> 17:25.651
‫ اون عاشق پسری بود که می‌تونستم
‫باشم، اگه هر کس دیگه‌ای بودم.

17:37.460 --> 17:40.980
‫ همین کافیه.

18:30.659 --> 18:38.260
‫ آنها به جای آشنایی آمدند،
‫گویی که برای اولین بار بود.

18:55.540 --> 19:04.077
‫ جایی که تار و پود هستی از هم
‫گسست، احتمالات به درون سرازیر شدند.

20:37.700 --> 20:42.519
‫ ماه به سفیدی پوست گاز
‫گرفته شده است. دختر می‌گوید،

20:42.520 --> 20:45.635
‫ «می‌تونم طعم لکه‌های
‫میوه رو روی دستات حس کنم.»

20:46.272 --> 20:47.422
‫ پسر می‌گوید،

20:47.780 --> 20:53.894
‫ «آدما چیزی جز خطوط روی کاغذ
‫نیستن، و ما روی آب نوشته شدیم.»

20:57.139 --> 21:01.812
‫ شب مثل یک تاج
‫شکسته‌ست، خط چشم شب پخش شده.

21:01.813 --> 21:06.671
‫ شهر دختریست که در حال آماده
‫شدن برای یک مهمانی اشتباهی است.

21:06.672 --> 21:09.401
‫ ریه‌هاش پر از مایع می‌شه.

21:09.402 --> 21:12.035
‫ اون شروع می‌کنه به
‫لرزیدن و لرزیدن و لرزیدن.

21:12.036 --> 21:14.961
‫ بی‌تعلقی خود یک وطن است.

21:14.962 --> 21:17.641
‫ بی‌تعلقی خود یک وطن است.

21:17.642 --> 21:20.635
‫ بی‌تعلقی خود یک وطن است.

21:20.636 --> 21:25.733
‫ اینجا جای آنها برای پرسه زدن
‫نیست. هیچ‌وقت متعلق به آنها نبوده.

21:25.734 --> 21:33.071
‫ امواج آسمان خاکستری بر فراز شهر
‫جمع می‌شوند، آرام در امتداد حسرت‌هایشان.

21:33.072 --> 21:38.935
‫دختر به یک مهمانی اشتباهی رفت.
‫او همیشه آدم اشتباهی بود.

21:41.220 --> 21:46.673
‫ در گوشش زمزمه می‌کند،
‫اما صدای موج‌ها خیلی بلند است.

21:46.674 --> 21:52.324
‫کشوری بدون تاریخ، خانواده‌ای بدون گذشته.

21:52.325 --> 21:56.519
‫ این رنج کشیدن نیست.

21:58.430 --> 22:04.430
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:07.549 --> 22:11.279
‫ همین کافیست.

22:12.030 --> 22:17.030
[به‌یاد جاویدنامان این سرزمین]

22:43.300 --> 22:49.540
‫ باورتان بشود یا نشود، همه‌ی اینها حقیقت است.

23:50.241 --> 23:58.737
‫♪  فقط یه روز عالی، ♪
‫♪ نوشیدن سانگریا تو پارک ♪

23:58.738 --> 24:07.232
‫♪  و بعدش وقتی هوا ♪
‫♪ تاریک می‌شه می‌ریم خونه ♪

24:11.139 --> 24:19.442
‫♪  فقط یه روز عالی، غذا ♪
‫♪ دادن به حیوونا تو باغ‌وحش ♪

24:19.443 --> 24:27.936
‫♪  و بعدش یه فیلم هم ♪
‫♪ می‌بینیم و بعد می‌ریم خونه ♪

24:27.937 --> 24:40.160
‫♪ اوه عجب روز عالی‌ایه، ♪
‫♪ خوشحالم که با تو می‌گذرونمش ♪

24:40.161 --> 24:56.411
‫♪ اوه، عجب روز عالی‌ایه، تو فقط منو ♪
‫♪ سرپا نگه می‌داری، تو فقط منو سرپا نگه می‌داری ♪

24:58.754 --> 25:08.030
‫♪  فقط یه روز عالی، ♪
‫♪ همه‌ی مشکل‌ها رو رها کردیم ♪

25:08.031 --> 25:15.985
‫♪  آخر هفته رو برای ♪
‫♪ خودمونیم، خیلی خوش می‌گذره ♪

25:17.673 --> 25:35.585
‫♪  فقط یه روز عالی، باعث شدی خودمو فراموش ♪
‫♪ کنم، فکر کردم یه آدم دیگه‌ام، یه آدم خوب ♪

25:35.586 --> 25:47.289
‫♪ اوه، عجب روز ♪
‫♪ عالی‌ایه، خوشحالم که با تو گذروندمش ♪

25:47.290 --> 26:02.212
‫♪ اوه، عجب روز عالی‌ایه، تو فقط منو ♪
‫♪ سرپا نگه می‌داری، تو فقط منو سرپا نگه می‌داری ♪

26:16.424 --> 26:27.902
‫♪  هر چی بکاری همونو درو می‌کنی ♪

26:27.903 --> 26:36.943
‫♪  هر چی بکاری همونو درو می‌کنی ♪

26:37.453 --> 26:45.300
‫♪  هر چی بکاری همونو درو می‌کنی ♪

26:47.595 --> 26:56.654
‫♪  هر چی بکاری همونو درو می‌کنی ♪
