WEBVTT

00:01.320 --> 00:04.710
‫بلک آدر، بلک آدر...

00:04.880 --> 00:07.030
‫در زمان سلطنت ملکه ویکتوریا،

00:07.200 --> 00:10.795
‫در کوچه دامپلینگ
‫در قلب شهر قدیم لندن،

00:10.960 --> 00:14.794
‫یک سبیل فروشی بود
‫مال کسی بنام ابنیزر بلک آدر،

00:14.960 --> 00:19.909
‫که مهربان ترین و دوست داشتنی ترین مرد
‫در تمام انگلستان بود.

00:21.600 --> 00:26.594
برگردان از : س.ف.ر.ی
‫#او با بیماران مهربان و بخشنده است

00:26.760 --> 00:31.788
برگردان از : س.ف.ر.ی
‫#هرگز شایعه ناخوشایندی منتشر نمیکرد

00:31.960 --> 00:36.954
‫"سرود کریسمس بلک آدر"
‫#مدام مردم را آزار نمی داد

00:37.120 --> 00:41.318
‫#هرگز به جوک های پایین تنه نخندید

00:41.920 --> 00:47.040
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:47.200 --> 00:52.228
‫#او به طرز ناخوشایندی خوب ـه

00:52.400 --> 00:57.474
‫#بلک آدر، بلک آدر

00:57.640 --> 01:02.953
‫#به شیرینی فرنی کریسمس میماند

01:04.160 --> 01:06.754
‫مزخرفه!مزخرفه!

01:09.280 --> 01:13.034
‫- آبنبات!! آقای بالدریک؟
‫- آه خیلی ممنونم.
"صنعت ایهام در کلام"

01:14.360 --> 01:15.998
‫همه هدایا را فرستادم

01:16.160 --> 01:18.151
‫و منم تقریبا
‫کارت های کریسمس را تمام کردم.

01:18.320 --> 01:20.276
‫عالیه بذار ببینم

01:20.440 --> 01:22.356
‫"کریسمس بسیار "وارفته"ایی داشته باشید"

01:22.357 --> 01:25.230
‫ببخشید، آقای بالدریک،
‫این نباید "مبارک باد" باشد؟

01:25.400 --> 01:26.917
‫یعنی"کریسمس وارفته مبارک باد"؟

01:26.918 --> 01:29.951
‫درسته، اما نکته اصلی اینه
‫که باید "وارفته"باشد...

01:30.120 --> 01:33.999
‫کیک وارفته، پودینگ شل
‫بوسه های آبکی بزرگ زیر درخت

01:34.160 --> 01:36.993
‫بله... متاسفم آقای بالدریک،

01:37.160 --> 01:40.152
‫احتمالا فقط اینطوری بتونی
‫در کریسمس یک بوسه آبدار گنده بگیری

01:40.320 --> 01:43.551
‫وگرنه، وقتای دیگه باید
‫با کاسه توالت سروکله بزنی.

01:46.000 --> 01:49.959
‫حالا هرچی پس شد...
‫"کریسمس وارفته مبارک باد"

01:50.120 --> 01:52.918
‫"کریسمس" یک "اچ" دارد، آقای بالدریک.

01:53.080 --> 01:55.310
‫و یک "آر".

01:55.480 --> 02:00.873
‫همچنین یک "آی" و یک "اس"، و یک "تی"،
‫یک "ام"، یک "ای" و یک "اس" دیگر.

02:02.040 --> 02:03.758
‫اوه، و "سی" را هم در ابتدا جا انداختی.

02:05.040 --> 02:07.190
‫تبریک می گویم، آقای بالدریک!
‫عین پیروزیه،

02:07.360 --> 02:09.339
‫فکر می کنم باید
‫اولین نفری باشی که...

02:09.340 --> 02:12.309
‫..."کریسمس" را بدون
‫هیچ یک از حروفش نوشته.

02:12.480 --> 02:14.318
‫خوب، کمی عجله ایی شد.

02:14.319 --> 02:17.076
‫من در نمایش کریسمس نوانخانه کمک میکردم.

02:17.240 --> 02:19.834
‫- اوه جدی! چطور شد؟
‫-خب خیلی خوب نشد

02:20.000 --> 02:23.151
‫در آخرین لحظه،نوزادی
‫که نقش عیسی را بازی می کرد، مرد.

02:23.800 --> 02:27.349
‫ای خدا، وقتی صحبت از اجرای
‫تئاتر با کیفیت کودکان میشه...

02:27.520 --> 02:31.274
‫...این میزان بالای
‫مرگ و میر نوزادان واقعا یک معضل ـه.

02:31.440 --> 02:33.556
‫- چه کار کردین؟
‫- یک عیسی دیگر آوردم

02:33.720 --> 02:35.358
‫خدا را شکر. اسمش؟

02:35.520 --> 02:36.919
‫خال خالی.

02:37.960 --> 02:42.158
‫بچه دیگری نبود، پس مجبور
‫شدیم بجاش از یک سگ استفاده کنیم.

02:42.320 --> 02:45.551
‫اوه خدایا... اصلا باورم نمیشه که
‫مسیحیت...

02:45.720 --> 02:48.553
‫با چنان نفوذی که بر قلب
‫و ذهن بشریت داشته...

02:48.720 --> 02:51.029
‫فقط بخاطراین بوده که عیسی همش میگفته
‫"واق"

02:52.680 --> 02:55.513
‫همه چیز خوب پیش رفت
‫تا اینکه چوپان ها آمدند.

02:55.680 --> 02:59.559
‫ببین، ما نتونستیم گوسفند واقعی پیدا کنیم،
‫پس مجبور شدیم مقداری پشم...

02:59.720 --> 03:01.392
‫...روی چند سگ دیگر بچسبانید

03:01.560 --> 03:06.759
‫آره و لحظه ای که عیسی
‫بوی آنها بهش خورد، غیبش زد.

03:07.320 --> 03:10.710
‫‫در حالی که فرشته آواز "صلح در زمین،
‫خیرخواهی برای بشریت" را میخواند

03:10.880 --> 03:12.928
‫عیسی باشتاب از بینشان میگذشت...

03:12.929 --> 03:16.000
‫...و سعی میکرد
‫رو یکی از گوسفندها بپرد.

03:17.480 --> 03:20.995
‫رفتاری که درخور پسر خدا نیست،
‫آقای بالدریک.

03:21.160 --> 03:23.549
‫- بچه ها ناراحت نشدند؟
‫- نه، آنها خوششون اومد.

03:25.840 --> 03:29.150
‫آه، بدذاتهای جوان بازیگوش، نه؟

03:29.320 --> 03:31.595
‫ولی چه فکر زیباییه...

03:31.760 --> 03:33.910
‫که در این لحظه، در سراسر کشور...

03:34.080 --> 03:35.638
‫از بالاترین بگیر تا پایین ترین،

03:35.800 --> 03:38.678
‫و همه اون آدمای چاق و جذاب طبقه وسط،

03:38.840 --> 03:41.308
‫همه از کریسمس لذت می برند.

03:49.800 --> 03:52.314
‫- چیکار میکنی آلبرت؟
‫- هیچکار.

03:52.480 --> 03:56.155
‫اوه، چرا، داری میکنی
‫سوسیس آلمانی بدذات!

03:56.320 --> 03:59.198
‫- بگو چیکار میکنی
‫- الان گفتم؛ فعلا کاری نمیکنم!

03:59.360 --> 04:01.830
‫از دست شما زنها،
‫وقتی درگیر حکومت بر هند بودی،

04:01.831 --> 04:03.478
‫بهم نگفتی که چکار می کنی...

04:03.640 --> 04:06.108
‫پس چرا باید بهت بگم
‫که دارم...

04:06.280 --> 04:09.989
‫...این کوسن را برای هدیه
‫غافلگیری کریسمست کادو میکنم؟

04:10.160 --> 04:14.119
‫ای لعنتی! حالا من فقط
‫دوتا هدیه غافلگیری برایت دارم.

04:14.280 --> 04:17.078
‫اوه، آلبی عزیز، نگران نباش، برام مهم نیست.

04:17.240 --> 04:20.869
‫برای من هست. من عاشق غافلگیری هستم

04:21.040 --> 04:28.313
‫کریسمس بدون غافلگیری
‫مانند آجیل بدون فندق شکن ـه.

04:28.400 --> 04:32.279
‫برای همین من این فندق شکن
‫به عنوان سورپرایز برایت خریدم

04:32.440 --> 04:34.874
‫اَه! لعنتی!

04:35.040 --> 04:40.797
‫بوبوی عزیز، نگران نباش.
‫با این حال چیزی را فراموش نکردی؟

04:40.960 --> 04:44.555
‫- چی؟
‫- ماجراجویی سنتی کریسمس مون.

04:44.720 --> 04:49.475
‫بله، البته، ماجراجویی سنتی کریسمس! آفرین!

04:49.640 --> 04:51.631
‫کدام ماجراجویی سنتی کریسمس؟

04:51.800 --> 04:53.279
‫ای سرباز احمق!

04:53.440 --> 04:57.718
‫همون که خودمان را به شکل
‫عوام در میاریم و در میان مردم میگردیم و...

04:57.880 --> 05:00.110
‫...به نیکوکاران و مهربانان پاداش میدیم.

05:00.280 --> 05:04.831
‫بله، البته،چقدر خنگم،
‫چطور میشه فراموش کنم!

05:05.000 --> 05:07.309
‫این عالی نیست!(به آلمانی)

05:07.480 --> 05:09.755
‫دقیقا برای چنین گردشیه که...

05:09.920 --> 05:12.798
‫من بهترین هدیه غافلگیری خودمو
‫برایت خریدم؛

05:12.960 --> 05:15.428
‫این دست پوش که
‫قرار بود فردا بهت بدم...

05:15.600 --> 05:19.036
‫اَه! لعنتی! اَه!

05:22.520 --> 05:24.715
‫عالیه! عالی!
‫چه میز باشکوهی!

05:24.880 --> 05:27.075
‫آجیل، بوقلمون و هدایا.

05:27.240 --> 05:29.276
‫آدم در کریسمس
‫چی بیشتر از این میخواد

05:29.440 --> 05:30.953
‫خوب یک درخت

05:31.120 --> 05:33.031
‫البته کاملا فراموش کردم

05:33.200 --> 05:36.670
‫الان که از مغازه آقای تیکتویستل
‫در بازار مرکزی رد شدم

05:36.840 --> 05:39.798
‫...و بنظرم تو هم خوشت بیاد،
‫یک خرید بسیار خوب کردم و...

05:39.960 --> 05:43.669
‫...اونم این شاخه ویژه کریسمس ـه.

05:45.200 --> 05:50.274
‫- به نظر کوچک ـه، نه؟
‫- بله، اما اندازه مهم نیست دوست من.

05:50.440 --> 05:54.149
‫مهم نیست که داریش،
‫مهم جاییه که میذاریش.

05:54.320 --> 05:58.871
‫بعلاوه نگاه کن، ما سود سال را داریم
‫که می توانیم صرف لذت ها کنیم!

05:59.040 --> 06:02.157
‫- چقدره؟
‫- هفده پوند و یک پنی.

06:02.320 --> 06:06.279
‫اگر این همه پول به فقرا نمی دادی
‫خیلی بیشتر می شد.

06:06.440 --> 06:10.399
‫بله، اما در دفترچه اعمال نیک،
‫ما واقعا ثروتمندیم.

06:10.560 --> 06:12.511
‫آره، فقط ای کاش این کارها را بخاطر...

06:12.512 --> 06:15.439
‫...یه دفترچه ثواب
‫و احساسات گول زننده انجام نمی دادیم

06:17.000 --> 06:21.357
‫وای خدا به ده انگشت پام رحم کند!
‫کیه در این شب سرد؟

06:21.520 --> 06:25.559
‫آه، خانم اسکرچیت!
‫شب عید بر شما مبارک

06:25.720 --> 06:27.358
‫اوه، آقای بلک آدر!

06:28.400 --> 06:30.755
‫چطور میتونم شاد باشم وقتی اینقدر فقیریم...

06:30.920 --> 06:33.753
‫که در روز کریسمس چیزی برای خوردن نداریم؟

06:33.920 --> 06:37.515
‫بجز چیزیکه پدربزرگ
‫از زیر ناخن بزرگ پایش در میارد؟

06:38.600 --> 06:42.036
‫امسال تام کوچولو هیچ غازی نداره!

06:42.200 --> 06:47.797
‫خانم اسکرچیت، تام کوچولو یک خروار وزن دارد
‫و مثل یه دیوار بتنی میمونه!

06:48.680 --> 06:51.956
‫اگر بیشتر از این بخورد،
‫تبدیل به یه قنادی میشه.

06:52.960 --> 06:56.669
‫اوه، ببخشید، اما، ببین،
‫باید بشه یه کاریش کرد...

06:56.840 --> 07:00.879
‫آه، آن قوطی کبریت در سبد شما
‫همان چیزیه که بهش نیاز دارم.

07:01.040 --> 07:03.110
‫- قیمتشون چقدره؟
‫- هر کبریت یه لیره.

07:04.120 --> 07:07.908
‫خانم اسکرچیت، گمانم که این
‫یک جور تقلب باشد.

07:08.080 --> 07:12.551
‫اوه، اما شب کریسمس ـه،
‫پس،این 10 پوند رو بگیر.

07:12.720 --> 07:15.837
‫پس همه کبریت ها را نمی خواهید؟
‫17تاست.

07:16.000 --> 07:20.391
‫شما بدن ضعیف یک زن را داری،
‫اما ذهن یک نابغه جنایتکار را دارید.

07:20.560 --> 07:24.758
‫- خب بگیر، 17 پوند،
‫- چه خوب!

07:24.920 --> 07:28.435
‫با بهترین آرزوهای من
‫برای فرزند تنومند شما!

07:30.120 --> 07:33.032
‫خب ما 17 پوند و یک پنی داشتیم،

07:33.200 --> 07:37.239
‫و به خانم اسکرچیت 17 پوند دادیم
‫می ماند...

07:37.840 --> 07:43.517
‫بله، آقای بالدریک،17پوند و
‫یک پنی، منهای 17 پوند...می ماند...

07:44.520 --> 07:47.432
‫38پوند، هشت شیلینگ و چهار پنس.

07:48.320 --> 07:52.029
‫بد نیست آقای بالدریک، جواب
‫در واقع، یک پنی براق باشکوه است.

07:53.040 --> 07:56.396
‫کریسمس بر شما مبارک،
‫آقای فلک زده... یعنی بلک آدر.

07:57.040 --> 07:58.712
‫و بر تو ای جوجه تیغی جوان.

07:58.880 --> 08:01.269
‫یک پنی برای شری...
‫منظورم شیرخوار کریسمسه قربان

08:01.440 --> 08:02.873
‫آ.. خب...

08:04.080 --> 08:05.718
‫باشه، بگیر

08:05.880 --> 08:07.204
‫میخوای کمی کیک و...

08:07.205 --> 08:09.190
‫...شیرینی برای خودت و
‫مادر پیرت بخری؟

08:09.360 --> 08:12.989
‫نه!چرت نگو!
‫میرم مغازه مشروب فروشی.

08:13.400 --> 08:16.949
‫این روزها به لطف خدا
‫خیلی سریع بزرگ می شوند.

08:17.560 --> 08:20.358
‫اوه، یک سال دیگر بدون سود.

08:20.520 --> 08:21.999
‫بازم کریسمس ـه

08:22.160 --> 08:24.196
‫و یادمون باشه، آقای بالدریک،

08:24.360 --> 08:27.750
‫که باید به اندازه احکام کتاب مقدس
‫سرسخت باشیم،

08:27.920 --> 08:31.310
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

08:31.480 --> 08:33.391
‫آجیل، بوقلمون و هدایا.

08:35.240 --> 08:37.913
‫و دخترخوانده من، میلیسنت.

08:38.080 --> 08:40.389
بالدریک،اون تزئینات را
‫محفاظت کن و بذار بیاد تو.

08:41.920 --> 08:45.071
‫خب ما همه هدایای خود را
‫زیر درخت کوچکمان می گذاریم.

08:45.240 --> 08:49.791
‫یک شال برای من، یک جفت دستکش
‫برای بالدریک و یک کلاه برای میلیسنت.

08:50.480 --> 08:53.358
‫آه، میلیسنت!
‫چه عجب ازینطرفا

08:53.520 --> 08:57.559
‫فقط به ذهنم خطور کرد ازینجا رد بشم،
‫همین،یه احتمال کوچک

08:57.720 --> 09:01.872
‫خوب، میدونی، کریسمس زمانیه که
‫بطور سنتی با هدایا مرتبط شده.

09:02.040 --> 09:06.431
‫واقعا همینطوره. وببین، یک کلاه زیبا
‫برای دخترخوانده عزیزم.

09:06.600 --> 09:12.072
‫آه، ممنون. و نگاه کن! یک شال
‫و یک جفت دستکش همرنگش!

09:12.240 --> 09:14.310
‫بدک نیست،گمونم.

09:17.240 --> 09:19.959
‫- آره خیلی زیباست
‫- متاسفم که نمی توانم بمانم.

09:20.120 --> 09:23.669
‫فکر کردم شاید
‫فردا موقع نهار برگردم...

09:23.840 --> 09:25.159
‫اوه، چه فکر خوبی!

09:25.320 --> 09:28.198
‫فقط من
‫و دوست پسر کوچولوم هستیم،

09:28.360 --> 09:30.078
‫پس دوتا بوقلمون دیگه هم بپزید.

09:30.640 --> 09:32.392
‫بخاطر تمام هدایا سپاسگزارم

09:32.560 --> 09:34.790
‫چرا درخت الکی را نمیبری؟!

09:34.960 --> 09:38.669
‫اوه، چقدر بامزه!

09:38.840 --> 09:40.398
‫خداحافظ!

09:40.560 --> 09:43.996
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

09:44.720 --> 09:46.551
‫حیف که همه هدایا را گرفت.

09:46.720 --> 09:49.109
‫بله، اما بنظرم که
‫من و تو به قدر کافی...

09:49.280 --> 09:52.511
‫با بوقلمون و این کوه آجیل، لوس میشیم

09:54.160 --> 09:57.152
‫وای امشب پوست مارو میکنن!
‫عجب شبیه!

09:57.320 --> 09:59.390
‫- پشت سرهم!
‫- آه، خادم کلیسا.

09:59.560 --> 10:01.710
‫از هر نظر جذاب، محترم
‫و دوست داشتنی.

10:01.880 --> 10:03.757
‫پشت سر من!

10:04.640 --> 10:07.837
‫تبریکات صمیمانه به مناسبت
‫ایام اقناع بر شما باد، قربان.

10:08.000 --> 10:10.878
‫با آرزوی صلح بر زمین،
‫و شکم پر برای همه بشریت!

10:11.040 --> 10:13.998
‫واقعا، واقعا!
‫چطوری یتیمان کوچکتان را سیر میکنید؟

10:14.160 --> 10:17.835
‫خوب، در حقیقت فکر نکنم
‫به اندازه کافی آنها را سیر بکنم،

10:18.000 --> 10:20.912
‫خوشبختانه شما اینجایید تا این
‫کمبود را جبران کنید، آقای بلک آدر

10:21.080 --> 10:22.550
‫آنها مشتاقانه منتظر فردا هستند،

10:22.551 --> 10:24.755
‫شاید یک هدیه کوچک برای شما داشته باشند.

10:24.920 --> 10:27.957
‫حتما یک بازخوانی کاملا
‫غیرمنتظره دیگری از...

10:28.120 --> 10:30.151
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

10:30.320 --> 10:31.694
‫نه من نباید چیزی بگم قربان.

10:31.695 --> 10:33.815
‫تنها چیزی که میتوانم بگم اینه که
‫مثل روال کریسمس ـه،

10:33.920 --> 10:38.710
‫جز اینکه متأسفانه، ما قبل از روز عید
‫تمام آجیل های خود را تمام کردیم.

10:38.880 --> 10:42.998
‫چه شانسی!خواست خداست که ما یه
‫چندتایی داشته باشیم. بفرمایید بردارید.

10:43.060 --> 10:44.417
‫نه آقا! نه آقا
‫امکان نداره من...

10:44.418 --> 10:45.778
‫...مال شما را بردارم!
‫قطعا نمیشه!

10:45.840 --> 10:48.195
‫- همش همینه؟
‫- آره.

10:48.360 --> 10:52.035
‫پس برمیدارم!
‫فردا می بینمتون.

10:52.200 --> 10:54.509
‫خوب چه آدم باحالی!

10:54.680 --> 10:57.148
‫به نظر من که یک غده چربی بود.

10:57.880 --> 11:02.510
‫خب، البته، آقای بالدریک، اما شما نباید
‫مردم را از روی ظاهر قضاوت کنید.

11:02.680 --> 11:05.478
‫اگر لایه های بیرونی
‫یک غده چربی را جدا کنید،

11:05.640 --> 11:07.596
‫و در داخلش احتمالا یک...

11:07.760 --> 11:09.193
‫...احمق لاغره.

11:09.520 --> 11:11.909
‫آن بچه یتیم ها خیلی چاق بودند.

11:12.080 --> 11:13.798
‫حق با توئه

11:13.960 --> 11:17.236
‫حتما باید وقتی میرم دیدارشون
‫مراقب باشم که چیزنوک تیزی همراهم نباشه

11:17.400 --> 11:20.358
‫از ترس اینکه یکی از آنها بترکه و...

11:20.520 --> 11:24.877
‫...من دوشی از کیک نیمه هضم شده بگیرم

11:25.040 --> 11:27.600
‫اما چه فرقی می کند؟
‫بذار اونا خوشحال باشند...

11:27.760 --> 11:29.876
‫حداقل ما هنوز بوقلمون مون را داریم.

11:30.040 --> 11:32.838
‫و کی می داند،
‫کریسمس زمان معجزهاست،

11:33.000 --> 11:36.037
‫بنابراین، شاید، اگر
‫چشمانمان را خیلی محکم ببندیم...

11:36.200 --> 11:38.577
‫...و برای پری صورتی گنده آسمان دعا کنیم...

11:38.578 --> 11:40.955
‫یکی بیاد و به ما پاداش دهد.

11:41.120 --> 11:44.874
‫- یالا دیگه.
‫- آقای بالدریک معصوم عزیز.

11:47.600 --> 11:52.355
‫- دیدی!
‫- وای.بر پدر...خدا به داد برسه!

11:55.600 --> 11:57.591
‫عصربخیر آقا و خانم

11:57.760 --> 12:02.595
‫عصر بخیر. ما مأموریت داریم تا در
‫شب کریسمس به نیکوکاران پاداش بدیم.

12:02.760 --> 12:04.398
‫خداجون!

12:04.560 --> 12:08.155
‫ما داستان های زیادی
‫از مهربانی و سخاوت شما شنیدیم.

12:08.320 --> 12:09.799
‫خب آدم تمام تلاشش را می کند.

12:09.960 --> 12:12.235
‫- پس لطفا...
‫- بله؟

12:12.400 --> 12:14.868
‫10پوند برای خانم پاکدامن همسایه بدهید.

12:15.400 --> 12:18.321
‫آه، خوب،
‫دوست داشتیم کمک بکنیم،

12:18.322 --> 12:20.269
‫اما متاسفم
‫چیزی برای تقدیم نداریم.

12:20.440 --> 12:22.670
‫حتما باید چیزی باشه...
‫غاز چطور؟

12:22.840 --> 12:24.432
‫اوه، آلبرت!

12:27.040 --> 12:29.110
‫ببینید،ما فقط یک بوقلمون داریم.

12:29.280 --> 12:30.759
‫به نظرعالیه.

12:30.920 --> 12:33.718
‫- اوه...
‫- چه خوش شانس!

12:33.880 --> 12:36.189
‫آقای بالدریک، بوقلمون را بیاور.

12:37.320 --> 12:40.995
‫آقا از لهجه
‫شما فهمیدم که اهل اینجا نیستید.

12:41.520 --> 12:44.318
‫آه نه(آلمانی).

12:44.480 --> 12:47.677
‫من اهل گلاسکو هستم.

12:48.360 --> 12:51.397
‫آه، شهر خوبیه من عاشق گوربالزم.
‫*منطقه زیبا*

12:51.560 --> 12:56.315
‫بله، گوربال، منم دوست شون دارم.
‫زوج مهربان و بسیار باحالی اند.

12:57.640 --> 12:59.551
‫خداحافظ مرغه

12:59.720 --> 13:03.076
‫- واقعا آفرین عصر بخیر.
‫- عصر بخیر.

13:03.240 --> 13:07.119
‫اگر با آقا و خانم گوربال برخوردم
‫سلام شما را به آنها میرسانم.

13:12.280 --> 13:16.432
‫اوه، آقای بالدریک عزیز، بنظر میاد
‫که در برابر یک کریسمس فقیرانه هستیم.

13:16.600 --> 13:21.151
‫نگران نباش، جورابم را آویزان کردم تا
‫بابانوئل از شومینه پایین بیاید.

13:21.680 --> 13:23.995
‫من تضمین می کنم،
‫اگر یک چیز باشه...

13:23.996 --> 13:26.310
‫...که مانع پایین آمدن بابانوئل
‫از دودکش بشه،

13:26.480 --> 13:29.119
‫اون جوراب توئه که منتظر اوست

13:30.240 --> 13:33.550
‫اگر جورابم را آویزان نکنم،
‫بابانوئل چگونه پرش کند؟

13:33.720 --> 13:35.915
‫اگر جورابت را آویزان کنی،

13:36.080 --> 13:40.153
‫بابانوئل قبل از اینکه به 100 متری
‫آن برسد، خواهد مرد.

13:40.320 --> 13:42.880
‫- جوراب دیگه نداری؟
‫- یکی دیگه دارم

13:43.040 --> 13:47.750
‫بیخیالش، دوست عزیز،
‫یکی از کمد لباسم بردار.

13:47.920 --> 13:51.549
‫من رفتم بخوابم.
‫دلیلی برای بیدار ماندن نیست.

13:51.720 --> 13:53.790
‫-شب بخیر آقای بالدریک.
‫- "شبت بخیر"

13:53.960 --> 13:57.714
‫در ضمن یادم رفت بگم
‫وقتی بیرون بودی،

13:57.880 --> 14:00.917
‫یه موجود شبح ناک
‫عظیم الجثه وارد شد و گفت...

14:01.080 --> 14:06.029
‫"مراقب باشید، زیرا امشب
‫میهمان عجیب و وحشتناکی خواهید داشت."

14:06.200 --> 14:09.590
‫الان فکر کردم یه اشاره ایی بهش بکنم.

14:10.600 --> 14:15.276
‫از دیوار عبور کرد و
‫حرفش را زد، سپس گورشو گم کرد.

14:17.360 --> 14:21.433
‫- اوه! خیلی خوبه. شب بخیر آقای بالدریک
‫- شب خوش

14:45.280 --> 14:47.669
‫اوووو اوووو

14:47.840 --> 14:52.595
‫اوووو اوووو اوووو

14:52.760 --> 14:54.512
‫اوووو اوف

14:56.120 --> 14:59.999
‫- میتوانم کمک کنم؟
‫- نه ممنون. نه نه نه.

15:00.160 --> 15:03.675
‫فقط آمدم تا سلام کنم.
‫روح کریسمس ام، خوشوقتم

15:03.840 --> 15:06.673
‫فقط گشت معمولم را میزنم،
‫کمی آزاردهنده ست،

15:06.840 --> 15:08.796
‫وادار میکنم بخیل ها
‫روش پلیدشون را تغییر دهند

15:08.960 --> 15:11.287
‫اما واضح ـه که شما
‫آدم خوبی هستید،

15:11.288 --> 15:12.839
‫نیازی به
‫هیچ یک از این مزخرفات نیست،

15:13.000 --> 15:16.037
‫بنابراین فقط میگم "بای بای"

15:16.720 --> 15:19.109
‫خوب، می توانم برایت
‫چای یا هر چیز دیگری بیاورم؟

15:19.280 --> 15:22.192
‫چیز دیگه ایی ندارید... دوایی؟

15:22.360 --> 15:27.150
‫میفهمم. من فقط لوسیون زخم جراحی
‫پرستار مکریدی را دارم.

15:27.320 --> 15:31.313
‫اوه،در این خانه بهتر از این پیدا نمیشه،نه؟

15:31.840 --> 15:34.832
‫هوم. ممم

15:35.000 --> 15:36.911
‫خوشمزه ست.

15:38.120 --> 15:40.270
‫خب این دیدار بهتر
‫از همه اون خسیس هاست

15:40.440 --> 15:44.192
‫اون پیرمرد اونور خیابون رو میشناسی؟
‫با کیسه های پر پولش.

15:44.260 --> 15:47.672
‫در حالی گرفتمش که داشت
‫هزینه های گرمایشی خود را...

15:47.840 --> 15:49.796
‫با استفاده از آلتش بعنوان
‫درزگیر، کم میکرد

15:51.440 --> 15:53.510
‫از دست پیرمردهای امروزی!

15:53.680 --> 15:55.113
‫عجب!

15:55.280 --> 15:57.919
‫بهم بگو: چگونه وادارشان می کنی
‫رفتارشان را تغییر دهند؟

15:58.080 --> 15:59.718
‫خوب، این روزها همه چیز بصری شده.

15:59.880 --> 16:01.956
‫قبلا از نقاشیهای
‫سیاه و سفید استفاده می کردیم،

16:01.957 --> 16:04.032
‫اما تصورات موثرتر هستند.

16:04.720 --> 16:07.757
‫- مثلا چی؟
‫- خب درواقع بستگی داره.

16:07.920 --> 16:10.229
‫در مورد بعضی، فقط
‫یک نگاه اجمالی به رفتار آنها...

16:10.400 --> 16:12.470
‫...پشت الونکهای زباله مدرسه است.

16:12.640 --> 16:14.269
‫برای یه عده دیگر، خب،

16:14.270 --> 16:16.713
‫فقط به آنها نشان می دهیم که
‫اجدادشان چقدر فاسد بودند.

16:16.880 --> 16:18.089
‫البته در مورد اجداد شما،

16:18.090 --> 16:20.509
‫این تصورات باید حدود
‫یک ساعت و ده دقیقه بشه...

16:20.680 --> 16:23.353
‫...با وقفه و بستنی.

16:24.200 --> 16:27.317
‫- خیلی بد بودند؟
‫- کسی بهت نگفته؟

16:27.480 --> 16:31.268
‫منفورترین آدمها.
‫شاید بخوای ببینی.

16:31.440 --> 16:35.991
‫اوووو اوووو

16:42.880 --> 16:48.193
‫بیا ارباب، بگیر بکش
‫میدونی که دلت میخوای.

16:48.360 --> 16:51.636
‫- همیشه خیلی هیجان انگیزه.
‫- اوه خدا!

16:54.720 --> 16:56.676
‫بله، وحشتناکه.

16:57.560 --> 17:00.358
‫نگاه کن، داخلش یک سورپرایز
‫برای توئه.

17:00.520 --> 17:05.036
‫این یک حکم اعدام جدیده که
‫به یک دوست میدیش.

17:05.200 --> 17:09.432
‫- آه، همان چیزیه که همیشه می خواستم.
‫-چیزی برای من داری؟

17:09.600 --> 17:11.716
‫- واقعا چیزی نیست.
‫- اوه آقا

17:12.240 --> 17:15.277
‫نه واقعا چیزی نیست.
‫چیزی برات نگرفتم

17:15.440 --> 17:18.750
‫من تمام پول نقدم را خرج
‫این لعنتی برای ملکه کردم.

17:18.920 --> 17:21.718
‫بهتره ازش خوشش بیاد
‫بقدر کافی متلک میندازه

17:21.880 --> 17:26.317
‫این زن به اندازه شاخ کرگدنی
‫که به پشتت بخورد، تیزه.

17:26.480 --> 17:28.118
‫در!

17:30.040 --> 17:33.191
‫صبح بخیر اعلیحضرت
‫بازم کریسمسه، نه؟ چه سعادتی

17:33.360 --> 17:36.557
‫- مگه عاشقش نیستی؟
‫- نه ازش متنفرم.

17:36.720 --> 17:39.678
‫- در واقع، لغوش کردم.
‫- ببخشید...؟

17:40.320 --> 17:44.199
‫دودکش ها را می بندم،
‫همه ترقه ها را می سوزانم...

17:44.360 --> 17:47.238
‫...و هر که رو هم ببینم هدیه
‫دستشه، میکشم.

17:47.400 --> 17:49.595
‫اوه

17:49.760 --> 17:53.150
‫- این چیه ادموند؟
‫- این؟

17:54.120 --> 17:57.271
‫- این یک پنجره است.
‫- یک پنجره.

17:57.440 --> 18:01.672
‫بله، اما به نظر میاد که یکی دارید،
‫بنابراین ببخشید که مزاحم شما شدم.

18:02.920 --> 18:04.592
‫اوه

18:05.640 --> 18:08.438
‫اینم از این.

18:08.600 --> 18:10.238
‫اوخ!

18:12.200 --> 18:14.430
‫آه، ملچت.

18:15.160 --> 18:18.232
‫تبریک! امیدوارم کریسمس
‫طبق معمول برای شما...

18:18.400 --> 18:21.392
‫...مخلوطی ازغذای خوب و
‫قولنج شدید معده باشد.

18:21.560 --> 18:24.597
‫همراه با بهترین درودها بر شما، بلک آدر.

18:24.760 --> 18:28.230
‫باشد که هیزم از شومینه ات بیرون بیفتد
‫و خانه شما را بسوزاند.

18:29.800 --> 18:32.360
‫از دیدنت خوشحالم.
‫و بنظرم منصفانه است که بهت هشدار دهم...

18:32.520 --> 18:34.511
‫...که ملکه کریسمس را ممنوع کرده،

18:34.680 --> 18:36.352
‫پس امسال برایش هدیه ای نگرفتم.

18:36.520 --> 18:41.116
‫من به خاطر این توصیه مدیونتم
‫و به گفته های شما عمل خواهم کرد.

18:41.280 --> 18:45.159
‫از اون روزاست که مخم تلیت بشه.

18:45.320 --> 18:49.916
‫- ها! او را با نقشه ظریف فریب دادم.
‫- من که هیچ نقشه ظریفی نمی بینم.

18:50.080 --> 18:55.788
‫نقشه اگر خودشو ارغوانی میکرد
‫و برهنه روی پیانو میرقصید و...

18:55.960 --> 18:59.589
‫آواز"نقشه های ظریف اینجان" را
‫میخواند هم نمی دیدیش.

19:00.180 --> 19:01.859
‫این چیزیه که بهش میگیم بلوف دوجانبه

19:01.920 --> 19:04.195
‫ملچت بدون شک
‫برخلاف آنچه من بهش میگم عمل خواهد کرد.

19:04.360 --> 19:07.989
‫و میره یه هدیه گران
‫میگیره به ملکه میده و بعد... کواک!

19:08.160 --> 19:10.594
‫چی؟ او تبدیل به اردک میشه؟

19:12.560 --> 19:14.516
‫آره.

19:16.720 --> 19:21.669
‫حیف از این، زرق و برقها
‫قبلا عاشق این موقع از سال بودی.

19:22.760 --> 19:25.035
‫میدانم.

19:25.200 --> 19:29.398
‫یه پای گوشت و یک لیوان شراب
‫برای بابانوئل میذاشتم...

19:29.560 --> 19:31.152
‫و بعد برای تمسخر میخوردمش...

19:31.320 --> 19:35.199
‫...چون من یک شاهزاده خانم بودم
‫و میتونستم هر کاری که دوست دارم بکنم.

19:35.360 --> 19:39.399
‫همیشه این سوال مطرح بود که آیا
‫همسر پدرت تا روز بعد کریسمس...

19:39.560 --> 19:41.915
‫بدون اینکه سرش بریده شود، دوام میاورد؟

19:42.080 --> 19:46.596
‫میدونستم که اگر شاه به او کلاه بده،
‫او احتمالا نجات پیدا میکنه.

19:46.760 --> 19:51.390
‫- چه روزهای خوشی!
‫- آره. شاید کمی عجله کردم.

19:53.200 --> 19:56.431
‫آه، بچه ها، خوش آمدید!

19:57.320 --> 20:00.995
‫اما ملچت،
‫زیر کتت چی داری؟

20:01.160 --> 20:02.832
‫اینکه یه هدیه نیست، هست؟

20:03.000 --> 20:06.788
‫یک هدیه، اعلیحضرت؟صد البته!

20:06.960 --> 20:09.315
‫تو بدجور تابلوئی، بلک آدر.

20:09.480 --> 20:10.913
‫جدی؟

20:11.080 --> 20:15.232
‫فوق العاده است!
‫من عاشق هدیه هستم

20:15.400 --> 20:17.868
‫یک لحظه مخالف کریسمس شدم،

20:18.040 --> 20:20.270
‫اما کاملا نظرم را در موردش تغییر دادم.

20:20.440 --> 20:23.512
‫در واقع دوست دارم با تو ازدواج کنم...

20:23.680 --> 20:27.150
‫...اگر مثل
‫یک حلزون بزرگ زشت نبودید.

20:28.120 --> 20:31.078
‫آه، پیف، علیاحضرت!

20:31.240 --> 20:34.949
‫بهر حال، بعنوان پاداش،
‫هدایای زیادی به شما می دهم.

20:35.120 --> 20:36.553
‫قلعه دوست دارید؟

20:36.720 --> 20:38.915
‫- ویندزور، اعلیحضرت؟
‫- عنوان چی؟

20:39.080 --> 20:40.957
‫- دوک یا کنت؟
‫- چیز دیگری مد نظر دارید؟

20:41.120 --> 20:43.236
‫یک همسر گستاخ پررو سرگرم کننده چطوره؟

20:44.440 --> 20:47.989
‫- لیدی جین پاتل.
‫- اوه، جالبه!

20:48.160 --> 20:49.957
‫فکر کنم او الان دوست دختر بلک آدره...

20:50.120 --> 20:52.634
‫اما اینکه مهم نیست، نه بلکی؟

20:52.800 --> 20:54.472
‫نه البته که نیست، خانم

20:54.640 --> 20:57.598
‫شاید لرد ملچت بخواهد مرا برهنه...

20:57.599 --> 20:59.077
‫...در خیابان های آبردین شلاق بزند؟

20:59.240 --> 21:02.269
‫اوه، فکر نکنم لازم باشه
‫اینقدر پیش بریم، بلک آدر.

21:02.270 --> 21:03.279
‫اوه چه مهربون

21:03.280 --> 21:05.510
‫نه، آیلسبری نزدیکتره.

21:06.600 --> 21:08.477
‫عالیه آفرین، ملچی.

21:08.640 --> 21:11.598
‫خوب، بلک آدر، تو برایم چی داری؟

21:11.760 --> 21:14.035
‫- عه...
‫- من یه پیشکش می خوام!

21:14.200 --> 21:16.236
‫یه چیز زیبا و براق بهم بده

21:16.400 --> 21:19.062
‫و اگر این کار را نکنید، من یک
‫چیز زیبا و براق برات دارم،

21:19.063 --> 21:20.393
‫...که بهش تبر می گویند!

21:20.560 --> 21:23.757
‫- عه، خب...
‫- خب،همین شود!

21:23.920 --> 21:25.549
‫آخرین درخواستت، بلک آدر،

21:25.550 --> 21:28.030
‫قبل از اینکه سرت را جدا کنم و
‫ بالای درخت جانیان بگذارمش؟

21:28.320 --> 21:32.518
‫خب، در واقع یکی هست، خانم.

21:32.680 --> 21:36.514
‫می دانید که چگونه همیشه
‫شما دوتا رو تحسین میکردم

21:36.680 --> 21:39.478
‫میخواستم بدونم
‫میتونم امضای شما رو داشته باشم...

21:39.640 --> 21:43.235
‫تا در آخرین ساعات غم انگیز
‫و تنهایی با من باشد.

21:43.400 --> 21:45.755
‫- اوه بسیارخوب
‫- ممنون خانم.

21:45.920 --> 21:49.230
‫و لرد ملچت لطفا اونجا. متشکرم.

21:49.400 --> 21:53.029
‫- خدای من!
‫- چیه؟

21:53.200 --> 21:55.873
‫خب، این تکه کاغذی
‫که اعلیحضرت امضا کردند...

21:56.040 --> 21:59.749
‫...معلوم شده که
‫نوعی حکم اعدام است.

21:59.920 --> 22:02.070
‫اوف!

22:02.240 --> 22:07.189
‫و نمی توانم بدون براندازی
‫کل قانون اساسی بریتانیا لغوش کنم.

22:07.360 --> 22:08.952
‫متاسفانه نمیتوانید

22:09.120 --> 22:12.999
‫- اسمی روی آن هست؟
‫- بله، در واقع، می گوید "لرد..."

22:13.160 --> 22:16.516
‫اوه، نمی توانم
‫این نوشته بدخط کودکانه را بخوانم.

22:16.680 --> 22:18.591
‫«لرد ملچت.» لرد ملچت، همین.

22:18.760 --> 22:21.115
‫خانم، این یک حقه است!
‫شما فریب خوردید

22:21.280 --> 22:23.475
‫اوه خوبه!

22:23.640 --> 22:28.509
‫کریسمس زمان هرجور حقه
‫و شوخی و کلک هاست.

22:28.680 --> 22:33.595
‫باید بگویم، این بسیار عالی بود.
‫من به جاش ملچت را اعدام می کنم.

22:33.760 --> 22:35.751
‫خیلی لطف دارید بانو

22:37.680 --> 22:42.071
‫گمانم این یعنی که همه چیز
‫لرد ملچت مال شما می شود.

22:42.240 --> 22:44.435
‫این طور فکر می کنم.

22:45.160 --> 22:47.515
‫کریسمس مبارک خانم

22:51.503 --> 22:52.995
‫اوه،خدا جون!

22:53.098 --> 22:55.878
‫وحشتناکه، ندیدی چه خوکیه!

22:56.040 --> 22:59.157
‫بله، اما واضحه که یک
‫خوک باهوش و جذابه.

22:59.320 --> 23:03.108
‫اما نه، همانطور که گفتی،
‫رفتارش شرم آوره.

23:03.280 --> 23:06.352
‫تو پیشرفت بزرگی نسبت به آنها کردی.
‫تو آدم خوبی هستی

23:06.520 --> 23:08.476
‫بازم از اونا داری؟

23:08.640 --> 23:12.713
‫آه بله.
‫به این مورد دقت کنید

23:17.600 --> 23:19.033
‫خب، بالدرز.

23:19.200 --> 23:22.590
‫از اینکه هدیه ایی نگرفتم و شاهزاده ولیعهد
‫هدایایی زیادی گرفته حالم بهم می خورد.

23:22.760 --> 23:25.877
‫پس بیا یه نقشه ایی بریزیم:
‫ما بازی سنتی ادابازی می کنیم،

23:26.040 --> 23:28.031
‫و وقتی حوصله اش سر رفت و داستان خواست،

23:28.200 --> 23:31.715
‫بیا اینجا، لباس و کلاه مبدل بپوش،
‫و سپس در را بزن

23:31.880 --> 23:33.871
‫- بقیه اش با من. گرفتی؟
‫- فهمیدم.

23:34.040 --> 23:36.713
‫بله، خوب، مطمئنا میدونی
‫اگر گند بزنی، چی میشه.

23:38.920 --> 23:42.390
‫هورا! خوش آمدید، بچه ها!
‫همینه دیگه؟

23:42.560 --> 23:45.950
‫شراب کریسمس و معما، بودن
‫با دوستان صادق و جوانمرد.

23:46.120 --> 23:49.271
‫یعنی خداییش با یه دخترچیکار
‫میشه کرد که با شماها نتونم بکنم؟

23:49.920 --> 23:51.399
‫من نمیتونم باردار بشم قربان

23:52.240 --> 23:54.959
‫بله، خوب، گمونم همینطوره.
‫حالا؛ کی اول شروع میکنه؟

23:55.120 --> 23:57.190
‫از هوراشیوی پیر خواستم،
‫اما متاسفانه انگار بیهوشه.

23:57.360 --> 23:59.828
‫خب، اون چی، اول
‫اون میمون کوچولو،باشه؟

24:00.000 --> 24:03.117
‫- دقیقا.
‫- عالیه، من عاشق ادابازیم.

24:03.280 --> 24:05.794
‫خوب. برو، بالدریک.

24:07.240 --> 24:08.878
‫- این کتابه.
‫- آفرین آقای ب.

24:09.040 --> 24:10.792
‫فکر نمی کردم به این سرعت بفهمی.

24:10.960 --> 24:13.235
‫بله، باید بگویم که بسیار باهوشید.

24:13.400 --> 24:15.630
‫یکی دیگر از مراسم عالی کریسمس.

24:15.800 --> 24:18.872
‫توضیح قوانین برای
‫دوقلوهای خنگ،برای هشتمین بار

24:19.040 --> 24:22.749
‫بازی هنوز شروع نشده
‫مثلا میتونه یک کتاب خاص باشد.

24:22.920 --> 24:24.463
‫به عنوان مثال،
‫اگر کتاب مقدس بود،

24:24.464 --> 24:27.550
‫پس اینطوری نشون میدم که
‫دو سیلابیه...

24:27.720 --> 24:31.508
‫- دو چی؟
‫- دو سیلاب.

24:31.680 --> 24:35.753
‫"دو گاو احمق"؟(کلمه ایی با تلفظ مشابه)
‫فکر نمی کنم در کتاب مقدس باشه.

24:35.920 --> 24:37.535
‫یک گوساله چاق یادم میاد،

24:37.536 --> 24:39.718
‫اما، آنطور که به یاد دارم،
‫حیوان کاملا معقولی بود.

24:39.720 --> 24:42.553
‫آهان، آره، تو کشتی نوح بود؟

24:42.720 --> 24:46.633
‫با دو خوک،
‫دو مورچه و دو گاو احمق...

24:46.800 --> 24:49.758
‫- دو سی-ل-ابی؟
‫- چی؟

24:49.920 --> 24:51.956
‫داریم گیج میشیم
‫بیایید دوباره شروع کنیم، باشه؟

24:52.120 --> 24:55.669
‫نه، نمیخواد. بنظرم کلا بازی
‫رو به بیمزه شدن رفت.

24:55.840 --> 24:57.671
‫عوضش یک داستان کریسمسی چطوره؟

24:57.840 --> 25:01.435
‫چه فکر خوبی آقا
‫فقط من از شر خدمتکارم خلاص بشم؟

25:01.600 --> 25:03.716
‫شاه بلوط بوداده...

25:03.880 --> 25:06.792
‫...تا مدتی میتواند بوی
‫شلوار بالدریک را از بین ببرد.

25:07.880 --> 25:10.440
‫لباس و کلاه را فراموش نکن
‫بالدریک.

25:10.960 --> 25:14.191
‫- قربان، داستان کریسمس را شروع کنم؟
‫- حتما.

25:14.360 --> 25:19.388
‫فقط مفصل تر از اون داستان غم انگیز
‫مردی که در روز کریسمس به دنیا آمد،

25:19.560 --> 25:24.134
‫...و کلی حرف درباره همچی روی زمین زد
‫و بالاخره ناکام به همراه چند رمی سر از...

25:24.135 --> 25:25.977
‫...بالای تپه ای
‫در سرزمین عرب در آورد، نباشد.

25:26.840 --> 25:29.957
‫- یعنی عیسی؟
‫- بله، خودشه.

25:30.120 --> 25:32.759
‫ازش پرهیز کن. او همیشه
‫حال و هوای کریسمس را خراب می کند.

25:33.280 --> 25:35.999
‫حتما قربان، پس بجاش براتون
‫داستانی در مورد...

25:36.160 --> 25:40.312
‫آه! وای خدای من کور شدم! کور!

25:42.120 --> 25:44.270
‫این بهترشد.

25:44.440 --> 25:48.513
‫همانطور که گفتم، این داستان
‫در مورد یک شاهزاده جوان خوش تیپ است.

25:48.680 --> 25:50.796
‫این بهتر از اونه. چی؟

25:50.960 --> 25:53.765
‫خوش قیافه،با موهای دوست داشتنی
‫بالای سرش...

25:53.766 --> 25:55.636
‫...مثل یک قرص
‫نان فوق العاده جذاب؟

25:55.800 --> 25:58.872
‫- دقیقا.
‫- می توانم تصورش کنم. یه آدم ممتاز

25:59.040 --> 26:03.079
‫داستان درباره او و یک
‫مادربزرگ تنها و غمگینه...

26:03.240 --> 26:06.835
‫...که در سرمای یک شب بی رحم
‫کریسمس در حال مرگه.

26:07.000 --> 26:10.151
‫- پس کمدی نیست؟
‫- نه قربان.

26:10.220 --> 26:12.134
‫و وقتی او فکر کرد
‫که همچی از دست رفته،

26:12.135 --> 26:13.949
‫و اینکه
‫در شب کریسمس خواهد مرد...

26:14.120 --> 26:20.555
‫...و صبح روز بعدش بسان
‫یک دستمال کثیف بزرگ جارو میشود،

26:21.360 --> 26:25.956
‫...او درب خانه یک شاهزاده
‫جوان خوش تیپ به نام جورج را زد.

26:26.120 --> 26:30.113
‫که همه هدایای کریسمس خود را به او داد،

26:30.280 --> 26:32.714
‫و تا آخر عمر با خوشحالی زندگی کرد.

26:37.240 --> 26:41.916
‫آه ای شیطون لعنتی،
‫بلادر! چه حکایت خوبی بود.

26:42.080 --> 26:43.911
‫من به گریه افتادم!
‫حتی نمیتونی تصور کنی.

26:44.440 --> 26:45.793
‫اوه خوبه.

26:47.880 --> 26:50.314
‫عجیبه چه کسی میتونه باشه؟

26:50.480 --> 26:53.711
‫در یک شب سرد، تاریک و
‫بی رحم کریسمس، شبی سخت.

26:53.880 --> 26:55.199
‫شاید گنجشکی باشه

26:55.360 --> 26:57.036
‫وای قربان، چه تصادفی،...

26:57.037 --> 27:00.388
‫این یک مادربزرگ تنها و غمگینه
‫که داره از سرما می میرد.

27:00.560 --> 27:03.870
‫قربان، از در خانه بیرونش کنم،
‫و بگم که در کریسمس ما جایی...

27:04.040 --> 27:08.033
‫برای فرشته ای غمگین، با فضیلت،
‫مو نقره ای، و مسن مثل او نیست؟

27:08.200 --> 27:11.954
‫نه، بلک آدر، تو خوکی، او را بیارش تو!

27:11.978 --> 27:13.978
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:14.680 --> 27:17.194
‫- بالدریک، چرخ دستی ایده خوبیه!
‫- هرچی میخوای ببر ننه.

27:17.200 --> 27:19.999
‫شما جورجی-پورجی،
‫یک شاهزاده خوش تیپ گیر آوردید.

27:20.000 --> 27:22.036
‫ممنون آقا

27:23.400 --> 27:25.214
‫قربان در را نشانش بدهم؟

27:25.215 --> 27:27.255
‫برای اطمینان از اینکه
‫حین خروج نقره جات را کش نره؟

27:27.300 --> 27:32.194
‫- نه نه. بهش بگو ببره
‫- خیلی سخاوتمند هستید قربان.

27:32.360 --> 27:35.079
‫عالی شد، عالی، بالدریک، یک پیروزی ـه.

27:35.240 --> 27:37.390
‫بالدریک؟ بالدریک!

27:38.600 --> 27:43.913
‫متاسفم، آقای ب. الان داشتم یک
‫ننه شیرین پیر را تا در مشایعت میکردم.

27:44.080 --> 27:47.152
‫- آماده ایم قربان؟
‫- چی؟

27:47.320 --> 27:51.393
‫در را جواب دادم و این ننه نازنین
‫بود که صدقه جمع می کرد.

27:51.560 --> 27:54.552
‫- خب گذاشتم بیاد تو
‫- آه.

27:54.720 --> 27:56.312
‫مشکلی هست آقای ب؟

27:56.480 --> 27:58.869
‫نه، نیست،
‫نباید به مردی که...

27:59.040 --> 28:02.157
‫...چابکی ذهنش
‫اندازه فضله خرگوشه اعتماد میکردم.

28:02.320 --> 28:03.531
‫ببخشید، آقای ب.

28:03.600 --> 28:06.470
‫اوه، اصلا اشکالی نداره.
‫تقصیر تو که نیست.

28:07.960 --> 28:12.272
‫الان برای یک زن ضعیف
‫و مسن که اشیاء قیمتی حمل میکنه...

28:12.440 --> 28:16.433
‫...و درخیابان های کم نور لندن
‫میگرده، نگرانم.

28:16.600 --> 28:21.549
‫- بله، او در امان نیست، قربان.
‫- از دست من که حتما نیست.

28:25.000 --> 28:26.877
‫- خیلی بامزه!
‫- از چه نظر؟

28:27.040 --> 28:32.433
‫کلاه گیس ها. کلاه گیس بسیار بامزه.
‫اما رفتارش به قول شما شرم آوره.

28:32.600 --> 28:36.149
‫اما... بالاخره هدایا را گرفت.

28:36.320 --> 28:37.833
‫بـ..بـــــــــــله.

28:38.000 --> 28:41.629
‫بنابراین باید چیزی باشه که
‫بد بودن معنی پیدا کند.

28:42.280 --> 28:45.078
‫از نظر فنی...
‫از نظر فنی... بله... هست...

28:45.079 --> 28:46.478
‫اما موضوع این نیست، درسته؟

28:46.640 --> 28:48.835
‫آنچه مهم است روح ـه، روح

28:49.000 --> 28:53.596
‫به عنوان یک نکته فرعی،
‫اگر بد بودم در آینده چه اتفاقی می افتاد؟

28:53.760 --> 28:56.035
‫یا خدا! ساعت چنده؟
‫من واقعا باید برم

28:56.200 --> 28:58.316
‫دوست دارم کریسمس آینده را ببینم.

28:58.480 --> 29:00.710
‫نه، نه، نه، خیلی ملودراماتیک ـه.

29:00.880 --> 29:03.553
‫ببین الان نشونش بده، لطفا

29:03.720 --> 29:06.757
‫خیلی خوب. اوووو

29:09.160 --> 29:14.280
‫سلام، ملکه آسفیکسیا،
‫عالی ترین بانوی جهان.

29:14.440 --> 29:18.353
‫و درود بر شما ای
‫شوهرنماهای سه گانه من.

29:18.520 --> 29:24.152
‫شما را به اینجا فرا خواندم تا به استقبال
‫نیروی دریایی چابک امپراتوری ما بروید.

29:24.320 --> 29:28.359
‫نزدیک بیا، دریاسالار بزرگ
‫قلمرو تاریک...

29:28.520 --> 29:31.956
‫...و ارباب کشتیهای فلاخن برافراشته زاب.

29:32.120 --> 29:33.872
‫صبح بخیر.

29:34.560 --> 29:39.998
‫و بر تو ای بلک آدر، سه شادباش عالی
‫الاغ شلوارپوش...

29:40.160 --> 29:41.718
‫بسیار درود.

29:42.320 --> 29:43.878
‫من نیز، ای ناوبر شجاع،

29:44.040 --> 29:47.715
‫فروتنانه آب دهان خود را
‫در پافلز پر زرق و برق تو میریزم.

29:47.880 --> 29:49.632
‫لازم نیست، متشکرم.

29:49.800 --> 29:53.429
‫بگذار غلام تو بالدریک، نزدیک بیاید.

30:00.360 --> 30:01.734
‫تورو بخدا، بالدریک

30:01.735 --> 30:03.796
‫اگر قراره آن بیضه بند مضحک را بپوشی،

30:03.960 --> 30:06.349
‫حداقل پاهایت را جمع کن

30:06.520 --> 30:08.317
‫فهمیدم، فرمانده.

30:09.520 --> 30:12.080
‫اعلیحضرت، درود بسیار من بر شما باد.

30:12.240 --> 30:16.552
‫- چه خبر از مارمیدون های ناپاک؟
‫- به ناین وکتور پراکنده گشتند،سرورم.

30:16.720 --> 30:19.598
‫و آبگوسفندگیران اسپلتیکن پنجم چی؟

30:19.760 --> 30:22.877
‫آیا آنها را به سان سوسک له شدند؟

30:23.720 --> 30:25.676
‫آنها مرده اند،
‫اگر منظور شما این است.

30:25.840 --> 30:28.354
‫بعلاوه، فرمانده، آیا شما
‫نیبل پیبل ها را شکست دادید؟

30:28.520 --> 30:31.990
‫نه، لرد پیگموت، من نیبل پیبل ها را
‫مغلوب نکردم،

30:32.160 --> 30:34.276
‫چون شما الان آنها را اختراع کردید

30:34.440 --> 30:35.759
‫لعنتی!

30:35.920 --> 30:38.434
‫عالیست، فرمانده

30:38.600 --> 30:42.559
‫شما به طرز دلپذیری خزانه مرا تیغ زدید.

30:42.720 --> 30:45.871
‫هدیه ای که با آن بهم احترام
‫می گذارید تقدیم کنید.

30:46.040 --> 30:50.079
‫اعلیحضرت، از جایی که ستارگان
‫طلوع و غروب میکنند...

30:50.240 --> 30:51.992
‫این را برای شما آوردم

30:53.240 --> 30:56.550
‫اوه، قشنگه، یک خاکستر دان.

30:56.720 --> 30:58.756
‫بیا اعلیحضرت، داره وقت مون رو میگیره.

30:58.920 --> 31:02.959
‫می خواهیم "20000 سال
‫دو رونوئید" را در پودل باکس ببینیم.

31:03.120 --> 31:07.511
‫- او را به سیاهچال جوانه زدن بفرستید!
‫- نه صبر کنید!

31:07.680 --> 31:11.719
‫- اون چیه فرمانده؟
‫- به شما نشون میدم، باشه؟

31:16.280 --> 31:19.511
‫حال، اعلیحضرت
‫باید با احترام تقاضا کنم...

31:19.680 --> 31:23.116
‫...که فرماندهی کل جهان را به من بسپاری،

31:23.280 --> 31:28.070
‫دکمه یونیفرم زاپاس مرا بدوز
‫و بعدازظهر با من ازدواج کن.

31:28.240 --> 31:30.959
‫فکر کردم هیچوقت درخواست نکنی

31:33.400 --> 31:35.470
‫ها، ها بیا این موضوع را روشن کنیم.

31:35.640 --> 31:39.918
‫اگر من بد بودم، نسل من
‫بر کل جهان حکومت می کرد.

31:40.080 --> 31:43.550
‫شاید، شاید.
‫اما آیا خوشبخت میشدی؟

31:43.720 --> 31:46.359
‫فرمانروایی برجهان
‫چیزی نیست که باید باشد.

31:46.520 --> 31:48.840
‫ساعت های طولانیی که تمام وقت
‫باید برای مردم دست تکان بدی،

31:48.960 --> 31:50.996
‫تو دیگر رئیس خودت نیستی.

31:51.160 --> 31:55.153
‫اما، خب اگر خوب بمانم چه؟
‫در آینده چه چیزی در انتظارم است؟

31:55.720 --> 31:57.420
‫آه، خوب، واقعا تا اینجا میتونم دخالت کنم.

31:57.421 --> 32:01.035
‫تا قبل از صبح، چهار تا تسخیر
‫و یک ترساندن تا سر حد مرگ دارم.

32:01.840 --> 32:04.354
‫-اووو.
‫- نه نه.

32:06.080 --> 32:11.234
‫سلام برملکه آسفیکسیا،
‫عالی ترین بانوی جهان.

32:11.400 --> 32:15.313
‫و درود بر شما ای
‫شوهرنماهای سه گانه من.

32:15.480 --> 32:21.112
‫شما را اینجا فرا خواندم تا به استقبال
‫نیروی دریایی چابک امپراتوری ما بیایید.

32:21.280 --> 32:25.353
‫نزدیک بیا، دریاسالار بزرگ
‫قلمرو تاریک...

32:25.520 --> 32:30.116
‫...و ارباب کشتیهای فلاخن برافراشته زاب.

32:30.280 --> 32:33.238
‫- درود.
‫- و غلام شما.

32:38.640 --> 32:42.394
‫- اسمش چیه؟
‫- یادم نیست اعلیحضرت.

32:42.560 --> 32:46.075
‫مهم نیست، بزرگ ارتشبد بوها،

32:46.240 --> 32:48.754
‫چه خبر از مارمیدون های ناپاک؟

32:48.920 --> 32:50.797
‫- خبرهای خوب...
‫- عالیه!

32:50.960 --> 32:53.599
‫...برای مارمیدون ها.

32:53.760 --> 32:56.274
‫آنها کل ارتش ما را نابود کردند.

32:56.440 --> 33:00.228
‫متأسفانه یکم اشتباه کردم
‫یک بمب روی زمین خودمان انداختم.

33:00.400 --> 33:02.994
‫ساکت، ماهی مرکب

33:03.160 --> 33:06.072
‫هدیه ای برای تکریم من تقدیم کنید.

33:06.720 --> 33:09.234
‫آه، لعنتی،
‫اون هدیه لعنتی را فراموش کردم.

33:10.440 --> 33:13.477
‫بنابراین از یکطرف، شکوه ابدی در انتظارمه

33:13.640 --> 33:17.453
‫و از طرف دیگر،
‫پوشیدن بیضه بند بالدریک گیرم میاد.

33:17.520 --> 33:20.678
‫خوب، آنقدرها هم ساده نیست،
‫اما حداقل یک درس بسیار روشنی دارد.

33:20.840 --> 33:23.912
‫- مثل؟
‫- مثل...

33:24.080 --> 33:27.959
‫...پاداش فضیلت که عمدتا
‫معنویست، از همچی بهتره.

33:28.120 --> 33:31.015
‫فکر نمی کنید این
‫درس خیلی واضح نشان میداد که...

33:31.016 --> 33:33.911
‫...آدمهای بد
‫همه چیزای باحال رو دارند؟

33:34.080 --> 33:34.998
‫نه! نه!
‫قطعا نه.

33:34.999 --> 33:37.755
‫ثواب فضیلت
‫بی نهایت جذاب تر است.

33:37.920 --> 33:39.239
‫تصورش را بکن

33:39.400 --> 33:42.198
‫عصرهای آرام در خانه ات، تنها.

33:42.360 --> 33:46.035
‫یک کتاب مقدس
‫با شلغم خودت!

33:46.200 --> 33:49.192
‫اوه، اینطوری موضوع فرق می کند!

33:49.360 --> 33:53.399
‫-پس قراره آدم خوبی بشی، بعدا؟
‫- اوه قطعا.

33:53.560 --> 33:56.518
‫میشه به شما دروغ گفت؟

33:57.080 --> 33:58.991
‫اوووووووووووو

33:59.840 --> 34:02.798
‫اوووووووووووو

34:08.720 --> 34:10.790
‫آقای بلک آدر

34:13.920 --> 34:17.037
‫به نظر می رسد بابای کریسمس
‫امسال مرا فراموش کرده.

34:17.200 --> 34:21.273
‫عزیزم، اینقدر ناراضی نباش،
‫چون اگر خیلی با دقت نگاه کنی،

34:21.440 --> 34:23.635
‫از طرف من چیزی
‫در این جوراب هست.

34:23.800 --> 34:26.234
‫در واقع، یه چیزی برات درست کردم.

34:26.400 --> 34:29.039
‫این نوع هدایا
‫عشق زیاد را نشان می دهد.

34:29.200 --> 34:30.758
‫برای من چی درست کردی آقای ب؟

34:30.920 --> 34:34.310
‫برایت... مشت درست کردم.

34:34.480 --> 34:36.755
‫- مشت؟
‫- بله، برای زدن.

34:37.840 --> 34:40.912
‫نکته شگفت انگیزش اینه
‫که می توانید بارها...

34:41.080 --> 34:42.399
‫...وبارها...

34:42.560 --> 34:44.869
‫بارها ازش استفاده کنی.

34:45.040 --> 34:48.828
‫-خب چی میگی؟
‫- ممنون آقای ب.

34:49.880 --> 34:54.317
‫اصلا بهش فکر نکن
‫منم به تو فکر نمی کنم.

34:55.440 --> 34:57.829
‫اوی! مسخره!
‫یک پنی برای کریسمس میدی؟

34:58.000 --> 35:03.279
‫گوش کن، صدای یک فرشته
‫کوچک معصوم از پشت پنجره میاد.

35:09.920 --> 35:11.956
‫نه، حتما خیال کردم.

35:13.600 --> 35:14.919
‫جواب بدم؟

35:15.080 --> 35:18.277
‫نه، بذار در برف باشند تا لباس بپوشم.

35:18.440 --> 35:20.556
‫فقط 40 دقیقه طول میکشه.

35:24.880 --> 35:26.871
‫در رو باز کن.

35:28.160 --> 35:29.798
‫عیدتون مبارک قربان

35:29.960 --> 35:31.704
‫آمده ایم
‫شادباش بگیم و...

35:31.705 --> 35:35.193
‫...و هدیه پودینگی کوچکی براتون درست کردیم.
‫سه چهار...

35:35.360 --> 35:38.511
‫#خداوند آقای ب را در این عید برکت دهد
‫و نیز عیسی عزیز را

35:38.680 --> 35:41.831
‫#اگر خوک های کوچک بودیم،
‫پیگی ویگی ویگی ویگی وو می خواندیم

35:42.000 --> 35:45.117
‫#پیگی ویگی ویگی ویگی ویگی وو

35:45.280 --> 35:48.477
‫#اوه پیگی ویگی ویگی وو
‫پیگی ویگی وو

35:48.640 --> 35:51.996
‫#اوه، پیگی ویگی ویگی ویگی وو

35:54.200 --> 35:57.476
‫- مزخرف کامل
‫- ازتون خیلی ممنونم قربان.

35:57.640 --> 36:00.108
‫- حالا خوراکی کریسمس گیرمون میاد؟
‫- بله، گیرتون میاد.

36:00.280 --> 36:02.714
‫- چی هست؟
‫- یک در جلوی صورت تون.

36:02.880 --> 36:05.030
‫بفرمایید.

36:05.200 --> 36:09.796
‫اوه، آقای ب! نمیشه با چیزی جز یک
‫پودینگ کوچک ردشان کنید بروند!

36:09.960 --> 36:12.599
‫چقدر حق با توست، بالدریک. باز کن.

36:14.800 --> 36:16.950
‫خیلی ممنونم.

36:20.040 --> 36:22.952
‫- میدونی به چی امید دارم؟
‫- به چی بالدریک؟

36:23.120 --> 36:25.759
‫امیدوارم که همه اینا
‫شوخی عید کریسمس باشد،

36:25.920 --> 36:29.196
‫وناگهان، یو هو هوکنان بیاید
‫و یک پای گوشت بهم بدهید.

36:29.360 --> 36:33.148
‫چشماتو ببند بالدریک
‫دهانت را باز کن.

36:33.320 --> 36:35.834
‫یو، هو، هو

36:37.480 --> 36:40.552
‫- یوهویی
‫- آه

36:40.720 --> 36:42.950
‫میلیسنت عزیزم برای ناهار اومده.

36:43.120 --> 36:48.319
‫و به نظر میاد که سینی ماهی
‫را هم با خود آورده.

36:48.480 --> 36:49.557
‫...عزیزم

36:49.558 --> 36:51.711
‫این ماهی گنده
‫شلوارپوش کیه؟

36:51.880 --> 36:54.269
‫فکر کنم منو میگه.

36:54.440 --> 37:00.436
‫- این رالف نامزد من است.
‫- ما عاشق همیم

37:00.600 --> 37:02.238
‫اوه عزیزم.

37:02.400 --> 37:05.995
‫باید بهت هشدار بدهم که عشق تخیلی
‫مانند یک ترقه کریسمس است.

37:06.160 --> 37:10.517
‫با یک انفجار مایوسانه میاد
‫ونیومده زود از بین می رود.

37:13.200 --> 37:15.031
‫خفه شو.

37:15.200 --> 37:18.272
‫اوه، آقای بلک آدر، چی شده؟

37:18.440 --> 37:20.078
‫شما از خوب ترین مرد انگلیس...

37:20.240 --> 37:22.879
‫...به مهیب ترین مرد جهان تغییر کردید.

37:23.040 --> 37:25.508
‫منم همین فکر را می کردم.

37:25.680 --> 37:27.398
‫هر وقت ازت پرسيدن جواب بده.

37:27.560 --> 37:30.358
‫میخوام توضیح بدم عزیزم
‫اما می ترسم که نفهمی

37:30.520 --> 37:34.354
‫چون قربونش برم سرت
‫خالی تر از دفترچه آدرس یک معتکفه.

37:36.840 --> 37:41.470
‫و اما تو، مطمئنی می تونی دختر خوانده
‫مرا اونطورکه عادت کرده نگهداری؟

37:41.640 --> 37:44.154
‫اوه، بله، قطعا.

37:44.320 --> 37:47.153
‫اوه، عالی شد!

37:47.320 --> 37:49.356
‫تبریک میگم.
‫روز خوش.

37:52.280 --> 37:54.555
‫بیرون!

37:59.160 --> 38:02.948
‫بالدریک، میخواهم اینو بگیری و بری
‫یک بوقلمون بزرگ بخری...

38:03.120 --> 38:07.113
‫...جوریکه بنظر بیاد مادرش
‫با فیل جفت شده.

38:08.120 --> 38:11.749
‫میخوام یه مهمونی بگیرم
‫که تنها مهمونش منم.

38:11.920 --> 38:14.199
‫- یوهویی!
‫- شریران را آرامش مباد

38:14.200 --> 38:19.399
‫آقای ابنیزر، شاید شما
‫یک هدیه کوچک برایم داشته باشید؟

38:19.560 --> 38:22.950
‫مثلا یه مرغ کوچک برای
‫کریسمس تام کوچولو.

38:23.120 --> 38:27.511
‫خانم اسکرچیت، من همیشه شما را
‫یه حیله گر می دانستم، اونم نه کوچک.

38:27.680 --> 38:29.318
‫در مورد کریسمس تام کوچولو

38:29.480 --> 38:33.439
‫او می تواند از
‫پشت عضلانی عظیم خودش ببره بخوره..

38:33.600 --> 38:36.398
‫- اما او یک معلول است.
‫- او معلول "نیست" خانم اسکراچیت.

38:36.560 --> 38:41.236
‫گهگاه گفتن "اوف، پایم درد می کند"
‫هم نمیتونه بالدریک را فریب بده.

38:42.000 --> 38:44.309
‫واقعا هم همینطوره.

38:44.480 --> 38:48.075
‫با این حال، اگر چیزی برای ناهار
‫می خواهید، از اینا بردارید.

38:48.240 --> 38:51.676
‫هر تکه یک پوند و
‫خوشبختانه 17تکه است.

38:51.840 --> 38:54.434
‫- متشکرم.
‫- و تام کوچولوی من چی؟

38:54.600 --> 39:00.197
‫اگر جای شما بودم توخالیش میکردم و ازش
‫بعنوان خونه قایقی استفاده میکردم. خداحافظ.

39:02.200 --> 39:06.239
‫آقای ب، رحم ومروت انسانی کجا رفت؟

39:06.400 --> 39:09.073
‫تمام شد، بالدریک. بوی گند میداد.

39:11.360 --> 39:14.158
‫باز کن، و هر که بود
‫در را به صورتش بکوب،

39:14.320 --> 39:16.754
‫وگرنه من صورتت را به در میکوبم

39:18.720 --> 39:20.071
‫سلام، کوتوله کوچک.

39:20.072 --> 39:22.756
‫آیا اینجا خانه
‫بزرگ نیکوکار زمان...

39:22.757 --> 39:25.070
‫...و همیشه دل نازک، ابنیزر بلک آدره؟

39:25.240 --> 39:28.118
‫- خب آقای بلک آدر اینجا زندگی میکنه.
‫- آه، چه خوب.

39:28.280 --> 39:30.236
‫چون ما یک راز شگفت آور داریم.

39:30.400 --> 39:31.879
‫چه رازی؟

39:32.040 --> 39:36.397
‫اگر بهت بگم که به خاطر اینهمه
‫سخاوت به او ثروت هنگفتی میدهیم،

39:36.560 --> 39:38.471
‫...دیگر یک راز نخواهد بود

39:38.640 --> 39:40.517
‫آه، من خیلی احمقم! اه!

39:40.680 --> 39:45.549
‫- چی دیگر یک راز نخواهد بود؟
‫- ما ملکه ویکتوریا هستیم.

39:45.720 --> 39:48.075
‫چی؟ هر سه شما؟

39:48.240 --> 39:52.995
‫لولو کوچولوی عزیز من،
‫اینم مهر سلطنتی ماست.

39:53.160 --> 39:57.278
‫ما آمده ایم تا 50.000 پوند
‫به ارباب شما تقدیم کنیم...

39:57.440 --> 40:02.514
‫...و لقب "بارون بلک آدر" را به خاطر
‫مهربان ترین مرد انگلستان بهش بدیم.

40:02.680 --> 40:04.193
‫عجب، اعلیحضرت.

40:04.360 --> 40:06.230
‫بالدریک بهت گفتم چیکار میکنم...

40:06.231 --> 40:09.036
‫...اگر در را به
‫روی این ولگردهای وحشی نکوبی؟

40:09.200 --> 40:11.589
‫اما آقای بلک آدر... اوه!

40:12.840 --> 40:14.831
‫من مهمان نمی پذیرم.

40:22.800 --> 40:26.349
‫من خودم را تملق می گویم
‫که ما مهمان ویژه ای هستیم، آقا.

40:26.520 --> 40:30.513
‫البته باید عذرخواهی کنم.

40:30.680 --> 40:34.719
‫به ندرت پیش میاد کسی چنین مهمان
‫برجسته یی برای کریسمس داشته باشد.

40:34.880 --> 40:36.996
‫آه، پس بالاخره ما را شناختی.

40:37.160 --> 40:39.754
‫بله، مگر اینکه اشتباه کنم،
‫شما برنده...

40:39.920 --> 40:45.074
‫...مسابقات کوتاه ترین، چاق ترین،
‫مزخرف ترین زن کل بریتانیا...

40:45.760 --> 40:51.511
‫و همراه شما برنده جایزه احمقانه ترین
‫لهجه سال که کاملا غیر قابل تحمله، میباشد

40:51.680 --> 40:54.513
‫- باورم نمیشه...
‫- ببند اون گاله رو،خیکی بادمجون

40:55.080 --> 40:56.991
‫ما در دوران ویکتوریایی زندگی
‫می کنیم، جایی که،

40:57.160 --> 40:59.628
‫بجز ملکه خوک صفت و بچه خوکهاش،

40:59.800 --> 41:01.916
‫زنان و کودکانش هیچ اهمیتی ندارند.

41:02.080 --> 41:03.638
‫ملکه خوک صفت!

41:03.800 --> 41:07.554
‫آره و به قول بچه ها
‫شهبانوی جیغ جیغو

41:07.720 --> 41:09.900
‫تنها کسی در پادشاهی
‫که از او احمق تره...

41:09.901 --> 41:12.593
‫...آن سوسیس آلمانی احمق، شوهرهشه.

41:12.760 --> 41:14.910
‫ما بهشون شلخته و دله میگیم.

41:15.080 --> 41:20.279
‫اینکه چطوری تاحالا تونستند
‫112بچه تولید کنند،کاملا فراتر از تصور منه.

41:20.440 --> 41:21.953
‫در اتاق خواب های کاخ باکینگهام...

41:22.120 --> 41:24.680
‫...باید چشم بند به وفور عرضه شود.

41:24.840 --> 41:27.559
‫آقا توعمرمون اینقدر فحش نشنیده بودیم!

41:27.720 --> 41:31.679
‫پس تنها چیزی که میتونم بگم اینه که
‫شما دوتا لعنتی خوش شانسید.

41:33.560 --> 41:36.393
‫آه، بالدریک، این عالیه، عالی.

41:36.560 --> 41:39.217
‫حساب تمام آشغالها و
‫مفت خورها رو رسیدیم...

41:39.218 --> 41:41.911
‫...و مقادیر عظیمی
‫خوراکی داریم که باید بلعیده شود.

41:42.080 --> 41:47.154
‫اینم، یک استخوان جناغ،
‫....چه آرزویی کردی؟

41:47.320 --> 41:50.198
‫که کاش کمی گوشت رویش بود.

41:50.360 --> 41:53.224
‫من به خصوص از دو مورد آخر لذت بردم.

41:53.225 --> 41:55.433
‫حس کردم که
‫به ملکه واقعی و شاهزاده آلبرت حمله کردم.

41:55.600 --> 41:57.158
‫خب ملکه واقعی و شاهزاده آلبرت بودند.

41:57.680 --> 42:00.478
‫مسخرگی نکن، بالدریک.
‫ملکه اینجا چه کار می کرد؟

42:00.640 --> 42:05.156
‫اومده بود دیدنت تا بابت اینکه
‫خوب ترین مرد انگلیس هستی...

42:05.320 --> 42:08.596
‫...با دادن پنجاه هزارپوند و
‫عنوان بارون بلک آدر، بهت پاداش بده.

42:08.760 --> 42:12.469
‫نمی توانست ملکه باشد،
‫زیرا وقتی او از مردم دیدن می کند...

42:12.640 --> 42:14.312
‫...مهر سلطنتی خود را جا میذاره.

42:14.480 --> 42:18.109
‫- چی؟ مثل این؟
‫- آره مثل این...

42:18.133 --> 42:24.133
برگردان از
س.ف.ر.ی
تا آخر ببینید

43:13.880 --> 43:17.509
‫کولفنی‌وه/کویزنوز وارفته مبارک باد

43:17.533 --> 43:27.533
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
