1
00:01:40,200 --> 00:01:50,200
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:50,200 --> 00:01:55,200
‫مترجم: اشکان هیدی

3
00:01:55,907 --> 00:01:56,987
‫ممنون.

4
00:02:00,307 --> 00:02:01,307
‫خیلی درد می‌کنه؟

5
00:02:01,987 --> 00:02:03,266
‫آره، خیلی.

6
00:02:04,587 --> 00:02:07,426
‫صدای رعد و برق جوری تو سرم
‫می‌پیچه انگار کله‌ام خالیه.

7
00:02:07,506 --> 00:02:08,626
‫آخی، عزیز دلم.

8
00:02:09,306 --> 00:02:10,746
‫یکم دراز بکش، بیا.

9
00:02:10,826 --> 00:02:13,346
‫«ببینیم وضع جاده‌ها
‫در این ساعت چطوره».

10
00:02:15,666 --> 00:02:17,066
‫«...پُل قانون اساسی.

11
00:02:17,145 --> 00:02:20,105
‫در خروجی مادرید به سمت والنسیا،
‫همکارمون پیلار گارسیا مونیز اونجا مستقره.

12
00:02:20,185 --> 00:02:22,265
‫پیلار، اوضاع در این لحظه چطوره؟

13
00:02:22,345 --> 00:02:23,985
‫اولِ صبح تو جاده‌ها

14
00:02:24,065 --> 00:02:25,945
‫مشخص بود که یه تعطیلات
‫طولانی داره شروع میشه.

15
00:02:26,024 --> 00:02:28,664
‫هرچند آخرین پیش‌بینی‌های
‫هواشناسی نشون میده

16
00:02:28,744 --> 00:02:30,464
‫که هوا ممکنه بهتر بشه...»

17
00:03:20,020 --> 00:03:21,700
‫می‌خوای پیشت بمونم؟

18
00:03:21,781 --> 00:03:24,460
‫نه. می‌خوام یه نفسی بکشم.

19
00:03:26,820 --> 00:03:29,300
‫ببینم این مسکن اثر
‫می‌کنه، حالت بهتر میشه یا نه.

20
00:03:30,499 --> 00:03:32,579
‫این آخریشه که برام مونده.

21
00:03:35,819 --> 00:03:37,779
‫برو تو سالن، اصلاً
‫نمی‌تونم حرف بزنم.

22
00:03:41,619 --> 00:03:43,139
‫اگه چیزی لازم داشتی صدام کن.

23
00:03:44,139 --> 00:03:45,458
‫باشه عزیزم.

24
00:03:46,179 --> 00:03:48,058
‫لطفاً چراغ راهرو رو خاموش کن.

25
00:03:55,697 --> 00:03:58,737
‫امشب پیشت می‌مونم، نمیرم
‫کلاب. با اینکه جمعه‌ست.

26
00:03:58,818 --> 00:04:00,338
‫روم نمی‌شد ازت بخوام.

27
00:04:00,817 --> 00:04:02,258
‫مگه می‌تونم تنهات بذارم؟

28
00:04:03,057 --> 00:04:04,176
‫ممنون.

29
00:04:04,257 --> 00:04:05,377
‫استراحت کن.

30
00:04:19,942 --> 00:04:22,442
‫نفس کشیدن...

31
00:04:22,464 --> 00:04:31,464
‫نفس کشیدن نه تنها او را آرام نکرد،
‫بلکه او را مضطربتر کرد.

32
00:04:39,454 --> 00:04:40,974
‫بو، منو ببر اورژانس.

33
00:04:41,574 --> 00:04:42,614
‫حالم بدتر شده.

34
00:04:43,894 --> 00:04:46,733
‫کاپشنم رو برمی‌دارم و میریم.

35
00:05:29,690 --> 00:05:30,691
‫شب بخیر.

36
00:05:30,770 --> 00:05:32,970
‫- شب بخیر. کارت شناسایی.
‫- سلام. بفرمایید.

37
00:05:34,410 --> 00:05:36,810
‫یه میگرن وحشتناک
‫دارم، حالم خیلی بده.

38
00:05:37,250 --> 00:05:39,570
‫توی سالن منتظر
‫بمونید، الان میان پیشتون.

39
00:05:39,649 --> 00:05:40,570
‫ممنون.

40
00:05:41,049 --> 00:05:42,089
‫ممنون. بریم.

41
00:05:42,809 --> 00:05:43,969
‫سلام، شب بخیر.

42
00:05:45,689 --> 00:05:46,529
‫کارتتون؟

43
00:05:46,609 --> 00:05:49,689
‫- بله. کارت.
‫- کارت، کارت، آره.

44
00:05:54,689 --> 00:05:57,848
‫میشه حداقل قبلش کوکائین‌های
‫روی کارت رو پاک کنین؟

45
00:05:57,928 --> 00:05:59,808
‫- چی؟
‫- ببخشید، ها؟

46
00:06:00,368 --> 00:06:02,368
‫- کون گشاد.
‫- چه بلایی سرتون اومده؟

47
00:06:02,448 --> 00:06:03,608
‫خب، راستش... راستش...

48
00:06:03,688 --> 00:06:05,607
‫- خفه شو بابا.
‫- باشه.

49
00:06:05,687 --> 00:06:07,008
‫مهمونی بودیم.

50
00:06:08,487 --> 00:06:10,527
‫- السا روسادو.
‫- آره.

51
00:06:10,607 --> 00:06:13,607
‫لطفاً با من بیاین.
‫نه، نه، فقط بیمار.

52
00:06:14,847 --> 00:06:15,966
‫همین‌جا منتظرت می‌مونم.

53
00:06:21,806 --> 00:06:23,806
‫می‌تونین وسایلتون
‫رو روی صندلی بذارین.

54
00:06:28,806 --> 00:06:30,166
‫آروم دراز بکشین.

55
00:06:32,045 --> 00:06:33,926
‫- میشه نور رو خاموش کنین؟
‫- خیر، نمیشه.

56
00:06:34,005 --> 00:06:36,165
‫آروم باشین، الان دکتر میاد.

57
00:06:40,005 --> 00:06:41,045
‫شب بخیر.

58
00:06:41,565 --> 00:06:42,645
‫سلام.

59
00:06:42,724 --> 00:06:44,004
‫بفرمایین. چه مشکلی دارین؟

60
00:06:44,885 --> 00:06:46,564
‫یه میگرن وحشتناک دارم.

61
00:06:46,644 --> 00:06:48,444
‫کجای سرتون درد می‌کنه؟

62
00:06:48,844 --> 00:06:49,724
‫همه‌جاش.

63
00:06:50,444 --> 00:06:52,124
‫زیاد براتون پیش میاد؟

64
00:06:52,204 --> 00:06:53,563
‫میگرن...

65
00:06:54,204 --> 00:06:55,524
‫توی یک سال اخیر.

66
00:06:55,923 --> 00:06:59,083
‫ارثیه. کلی از فامیل‌های پدریم...

67
00:06:59,203 --> 00:07:03,083
‫و البته طوفان، مثل امروز؛
‫گاهی وقتا اونا هم باعثش میشن.

68
00:07:03,163 --> 00:07:06,563
‫سفر با هواپیما هم همین‌طور، به
‫خاطر فشار هوا، نمی‌دونم، واقعاً افتضاحه.

69
00:07:07,083 --> 00:07:09,443
‫براتون یه مسکن وریدی می‌زنیم

70
00:07:09,523 --> 00:07:11,122
‫و یه آرام‌بخش تا ریلکس بشین.

71
00:07:11,203 --> 00:07:12,723
‫ممنون دکتر.

72
00:07:21,162 --> 00:07:23,361
‫بیاین، بیاین. لطفاً سریع.

73
00:07:34,560 --> 00:07:36,841
‫حالتون چطوره؟ بهتر شدین؟

74
00:07:36,920 --> 00:07:38,400
‫نه، بدتر شدم.

75
00:07:38,840 --> 00:07:42,079
‫اون پرستاری که سِرُم رو
‫وصل کرد میگه فشارم بالاست.

76
00:07:42,160 --> 00:07:43,200
‫چقدر؟

77
00:07:43,280 --> 00:07:45,959
‫۱۵.۸ روی ۹.

78
00:07:47,079 --> 00:07:51,800
‫خب... بهتره ببریمت بخش.
‫بهتره امشب همین‌جا بمونی.

79
00:07:55,519 --> 00:07:57,479
‫- اون اتاق خالیه؟
‫- آره.

80
00:07:57,559 --> 00:07:58,838
‫میشه منو ببرید اونجا؟

81
00:07:59,159 --> 00:08:00,959
‫- باید باهاشون هماهنگ کنم.
‫- لطف می‌کنی.

82
00:08:01,038 --> 00:08:03,918
‫اگه باعث میشه آروم بشید،
‫میبرمتون، ولی باید اجازه بگیرم.

83
00:08:04,478 --> 00:08:05,799
‫خیلی خب، ممنون.

84
00:08:13,277 --> 00:08:15,597
‫فکر می‌کنی بتونی
‫روی اون مبل بخوابی؟

85
00:08:16,397 --> 00:08:17,637
‫آره، معلومه.

86
00:08:18,278 --> 00:08:19,877
‫من همه‌جا خوابم می‌بره.

87
00:08:20,637 --> 00:08:23,277
‫سلام، من دکتر گارسیا هستم.

88
00:08:23,877 --> 00:08:26,477
‫فکر کنم قبلاً همدیگه
‫رو دیدیم، درسته؟

89
00:08:26,877 --> 00:08:27,837
‫آره.

90
00:08:28,476 --> 00:08:31,596
‫ده سال پیش، دومین فیلمم
‫رو اینجا فیلم‌برداری کردم.

91
00:08:31,676 --> 00:08:33,436
‫توی همین اتاق و اتاق روبرویی.

92
00:08:33,516 --> 00:08:34,556
‫درسته.

93
00:08:34,916 --> 00:08:36,996
‫ندیدمش، ولی یه جایی خوندم

94
00:08:37,115 --> 00:08:40,515
‫که با گذشت زمان تبدیل
‫به یه فیلم کالت شده.

95
00:08:40,596 --> 00:08:41,675
‫دکتر، ببخشید،

96
00:08:41,755 --> 00:08:45,035
‫ولی حس می‌کنم هیچ‌کس مسئولیت
‫وضعیت منو قبول نمی‌کنه.

97
00:08:45,115 --> 00:08:48,715
‫آره، تو یه میگرن وحشتناک
‫داری. و اگه این آقا همراهت نبود،

98
00:08:48,795 --> 00:08:51,074
‫خودت رو از پنجره
‫پرت می‌کردی پایین.

99
00:08:51,155 --> 00:08:53,515
‫بو، مخفف بونیفاسیو.

100
00:08:53,594 --> 00:08:54,714
‫- از آشنایی‌تون خوشبختم.
‫- منم همین‌طور.

101
00:08:54,794 --> 00:08:56,154
‫خیلی خوب توصیفش کردین.

102
00:08:56,234 --> 00:08:58,034
‫یه شاخه از خانواده‌ی
‫من میگرنی هستن.

103
00:08:58,114 --> 00:08:59,354
‫مال منم همین‌طور.

104
00:08:59,874 --> 00:09:02,354
‫برات یه مسکن خیلی قوی زدیم...

105
00:09:02,434 --> 00:09:04,393
‫و یه چیزی هم که آرومت کنه.

106
00:09:04,474 --> 00:09:06,873
‫- ممنون.
‫- می‌بینی، زود خوب میشی.

107
00:09:07,993 --> 00:09:09,833
‫اون قضیه‌ی کالت یعنی چی؟

108
00:09:09,913 --> 00:09:11,713
‫کارگردان کالت؟

109
00:09:11,793 --> 00:09:13,633
‫عضو فرقه‌ی خاصی هستی؟

110
00:09:14,073 --> 00:09:17,473
‫فرقه‌ی انجیلی؟ شنیدم خیلی خشنن.

111
00:09:18,392 --> 00:09:19,433
‫نه.

112
00:09:20,072 --> 00:09:22,952
‫نه، نه، من انجیلی نیستم. عه...

113
00:09:24,312 --> 00:09:27,392
‫من فقط دو تا فیلم
‫ساختم و هیچ‌کدوم نگرفت.

114
00:09:27,472 --> 00:09:29,112
‫آخی، عزیزم. چه بد.

115
00:09:29,191 --> 00:09:32,551
‫اینکه میگن دو تا
‫فیلم کالت هستن یعنی...

116
00:09:32,631 --> 00:09:34,871
‫اکثر مردم بهشون علاقه‌ای نداشتن،

117
00:09:34,951 --> 00:09:36,591
‫یعنی شکست خورده هستن.

118
00:09:36,671 --> 00:09:40,351
‫ولی یه گروه کوچیک از
‫تماشاگرها هستن که عاشقشونن.

119
00:09:40,710 --> 00:09:43,431
‫اون کالت که میگن
‫همینه، همون کم تماشاگر.

120
00:09:43,510 --> 00:09:44,391
‫آها.

121
00:09:44,750 --> 00:09:46,470
‫نگاه کن! آها.

122
00:09:46,550 --> 00:09:49,070
‫اصلاً فکر نمی‌کردم
‫کالت این معنی رو میده.

123
00:09:49,430 --> 00:09:50,390
‫اهوم.

124
00:09:50,470 --> 00:09:53,230
‫خب، ممنون بابت این کلاس درس.

125
00:09:53,310 --> 00:09:55,230
‫- حالا سعی کنین یکم بخوابین.
‫- باشه.

126
00:09:55,310 --> 00:09:57,749
‫اگه چیزی شد، اون زنگ رو بزنین.

127
00:09:58,110 --> 00:10:00,749
‫با این بارون و تعطیلات،
‫اینجا امروز خیلی شلوغه.

128
00:10:00,829 --> 00:10:01,749
‫آها.

129
00:10:01,829 --> 00:10:03,669
‫یه فیلم درباره‌ی ما بساز.

130
00:10:03,748 --> 00:10:07,949
‫بونیفاسیو... چه اسم قشنگی.

131
00:10:08,028 --> 00:10:09,029
‫آره خب...

132
00:10:10,108 --> 00:10:11,188
‫میسپارمش به تو.

133
00:10:11,269 --> 00:10:13,348
‫آره، آره، واسه همین
‫اینجام. نگران نباشید.

134
00:10:14,148 --> 00:10:15,748
‫من تو رو نمیشناسم؟

135
00:10:15,828 --> 00:10:17,108
‫قیافت برام آشناست.

136
00:10:17,747 --> 00:10:18,628
‫نمیدونم.

137
00:10:19,188 --> 00:10:20,107
‫من آتش‌نشانم.

138
00:10:20,188 --> 00:10:22,147
‫نه، ولی نه، قضیه این نیست.

139
00:10:22,867 --> 00:10:24,267
‫آی...

140
00:10:25,827 --> 00:10:28,987
‫شما اخیراً تو جشن خداحافظی
‫مجردی احیاناً نبودین؟

141
00:10:29,067 --> 00:10:33,386
‫آره، یه ماه پیش، واسه یه
‫دوستم. هنوزم سردردش باهامه.

142
00:10:33,467 --> 00:10:34,346
‫از کجا میدونی؟

143
00:10:35,146 --> 00:10:36,386
‫باید همونجا بوده باشه.

144
00:10:38,186 --> 00:10:42,066
‫بو آخر هفته‌ها استریپره.

145
00:10:43,306 --> 00:10:44,306
‫آهان!

146
00:10:45,066 --> 00:10:46,305
‫آه، خب...

147
00:10:46,386 --> 00:10:48,666
‫خب قضیه همینه دیگه، آره.

148
00:10:53,185 --> 00:10:54,705
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

149
00:10:57,625 --> 00:10:58,545
‫خیلی ماهه، نه؟

150
00:11:00,384 --> 00:11:03,984
‫- تو هم بهتری، مگه نه؟
‫- آره. این یکی جواب میده.

151
00:11:04,784 --> 00:11:06,064
‫یه بوس بده.

152
00:11:06,144 --> 00:11:07,304
‫دو تا.

153
00:11:12,024 --> 00:11:13,904
‫- حالا بخواب.
‫- اهوم.

154
00:11:15,663 --> 00:11:17,663
‫خب، فقط یه سوال. میتونم بپرسم؟

155
00:11:18,103 --> 00:11:19,183
‫آره.

156
00:11:20,623 --> 00:11:23,822
‫چرا به مسئول حمل بیمار
‫گفتی که تو رو بیاره به این اتاق

157
00:11:23,903 --> 00:11:24,942
‫نه اون یکی اتاق؟

158
00:11:26,782 --> 00:11:29,502
‫صحنه‌هایی که اینجا واسه

159
00:11:29,582 --> 00:11:31,822
‫فیلم دومم گرفتم
‫تو همین دو تا اتاق بود.

160
00:11:31,902 --> 00:11:33,981
‫یکی‌شون جایی بود که
‫مسئول حمل بیمار ما رو میبرد

161
00:11:34,062 --> 00:11:35,942
‫و تو این یکی هم
‫فیلم‌برداری کردیم.

162
00:11:36,341 --> 00:11:38,582
‫بیمار اون یکی اتاق می‌مُرد

163
00:11:39,422 --> 00:11:42,061
‫و اونی که تو این
‫اتاق بود زنده می‌موند.

164
00:11:42,861 --> 00:11:44,461
‫آهان، فهمیدم.

165
00:11:45,021 --> 00:11:47,221
‫من خرافاتی نیستم، ولی...

166
00:11:48,181 --> 00:11:50,381
‫سینما یه جورایی پیشگویانه است.

167
00:11:50,781 --> 00:11:54,060
‫- جدی؟
‫- اهوم. خب، این تئوری منه.

168
00:11:55,501 --> 00:11:59,180
‫خب چرا وقتی فیلم‌هات کالت
‫هستن، دیگه فیلم نساختی؟

169
00:12:01,580 --> 00:12:02,620
‫خب...

170
00:12:03,219 --> 00:12:05,819
‫خب چون با تبلیغات
‫خیلی بیشتر پول درمیارم.

171
00:12:06,379 --> 00:12:07,700
‫خونه‌ام تو مادرید رو خریدم،

172
00:12:07,779 --> 00:12:09,859
‫اون یکی رو هم برای
‫مادرم توی دهکده خریدم.

173
00:12:10,219 --> 00:12:13,259
‫تازه این‌طور هم نیست که
‫تهیه‌کننده‌ها دنبالم باشن.

174
00:12:13,659 --> 00:12:15,859
‫برای این صنعت یه کم عجیب‌وغریبم.

175
00:12:16,258 --> 00:12:17,178
‫آره.

176
00:12:22,379 --> 00:12:23,538
‫صبحونه.

177
00:12:23,658 --> 00:12:25,418
‫الان؟

178
00:12:25,498 --> 00:12:28,017
‫ولی ما که تازه خوابیدیم...

179
00:12:28,098 --> 00:12:30,817
‫خب باید صبحونه بخوری.
‫بعدش دکتر میاد که ببینتت.

180
00:12:31,217 --> 00:12:32,417
‫حالت چطوره؟

181
00:12:32,737 --> 00:12:34,537
‫هوم... گیجم.

182
00:12:34,617 --> 00:12:37,056
‫خیلی خوبه. ولی درد از بین رفت؟

183
00:12:37,137 --> 00:12:38,777
‫آره، آره، فکر کنم آره.

184
00:12:42,976 --> 00:12:45,137
‫- قیافه‌ات عوض شده.
‫- اهوم.

185
00:12:45,216 --> 00:12:48,056
‫دردم خوب نشده، ولی
‫ترجیح میدم برگردیم خونه.

186
00:12:48,136 --> 00:12:49,096
‫- آره؟
‫- آره.

187
00:12:49,176 --> 00:12:50,296
‫داریم میریم.

188
00:12:57,895 --> 00:13:00,455
‫چرا میخوای داستانت تو
‫سال ۲۰۰۴ اتفاق بیفته؟

189
00:13:01,135 --> 00:13:04,455
‫چون شروعش اولین حمله عصبی
‫منه و تو اون سال اتفاق افتاد.

190
00:13:04,928 --> 00:13:07,488
‫و چون تو زمان حال، به
‫لطف ریالیتی‌شوها

191
00:13:07,575 --> 00:13:10,215
‫همه میدونن که اون
‫مدل حمله عصبی چیه.

192
00:13:10,294 --> 00:13:12,975
‫الان دیگه اون‌قدرها عجیب
‫نیست، ولی ۲۰ سال پیش بود.

193
00:13:13,054 --> 00:13:16,654
‫و خب، سانتی خیلی کمک کرد.

194
00:13:16,734 --> 00:13:18,374
‫قراره زیادی اعتراف‌گونه باشه؟

195
00:13:19,013 --> 00:13:21,054
‫سعی می‌کنم تا جایی که میشه نباشه،

196
00:13:21,133 --> 00:13:24,093
‫ولی خودت میدونی که واقعیت همیشه

197
00:13:24,173 --> 00:13:25,454
‫بدون اینکه بفهمی،
‫راهشو پیدا می‌کنه.

198
00:13:26,533 --> 00:13:30,453
‫حالا که حرف از
‫واقعیته، دلم میخواد...

199
00:13:31,013 --> 00:13:33,893
‫نمیدونم، حداقل سه
‫ماه مرخصی بگیرم.

200
00:13:34,773 --> 00:13:35,892
‫برای چی؟

201
00:13:35,973 --> 00:13:38,252
‫تو که از مرخصی گرفتن خوشت نمیاد.

202
00:13:38,692 --> 00:13:40,412
‫چند هفته‌ای هست که خوشم میاد.

203
00:13:41,452 --> 00:13:43,492
‫میخوای بگی قراره چطوری بگذرونیش؟

204
00:13:44,131 --> 00:13:45,892
‫نکنه میخوای منو به
‫خاطر یکی دیگه ول کنی؟

205
00:13:45,972 --> 00:13:48,332
‫بهت گفتم که اون بن‌بستی
‫که توش گیر کرده بودم تموم شده

206
00:13:48,411 --> 00:13:50,931
‫و اینکه تا چند ماه دیگه
‫یه فیلم جدید آماده می‌کنیم.

207
00:13:51,011 --> 00:13:53,891
‫قرار نیست به خاطر کس دیگه‌ای ولت
‫کنم. و دیگه هم نمی‌خوام چیزی بهت بگم.

208
00:13:54,211 --> 00:13:56,931
‫سانتی حواسش هست که قرارهای
‫دکترت رو بهت یادآوری کنه،

209
00:13:57,010 --> 00:14:00,330
‫مرور کارها و هر دردسر
‫دیگه‌ای که برات پیش بیاد.

210
00:14:00,411 --> 00:14:02,690
‫حتی به فکر جایگزین خودت هم بودی.

211
00:14:03,171 --> 00:14:04,690
‫تو فقط به نوشتن ادامه بده.

212
00:14:05,290 --> 00:14:08,529
‫و امیدوارم تا چند ماه دیگه
‫کلمه «پایان» رو نوشته باشی،

213
00:14:08,930 --> 00:14:11,050
‫تا عاشق فیلمنامه‌ای که نوشتی بشی.

214
00:14:21,769 --> 00:14:24,848
‫بله؟ شماها همون‌هایی
‫هستین که بهم زنگ زدین؟

215
00:14:24,929 --> 00:14:26,528
‫- بله.
‫- سلام.

216
00:14:26,609 --> 00:14:27,808
‫- سلام، چطورین؟
‫- سلام.

217
00:14:27,888 --> 00:14:28,809
‫بفرمایید.

218
00:14:28,888 --> 00:14:32,008
‫ما دنبال یه کلاب
‫استریپ‌تیز مردونه می‌گردیم.

219
00:14:32,088 --> 00:14:33,408
‫که ببینیم...

220
00:14:33,487 --> 00:14:37,767
‫خب نگاه کنین، این سن‌شه. ولی
‫اینجا دیگه استریپ‌تیز نداریم.

221
00:14:38,128 --> 00:14:40,647
‫- عه، جدی؟
‫- نه، اون دیگه قدیمی شده.

222
00:14:40,728 --> 00:14:43,567
‫اینجا مردم میان که سکس ببینن.

223
00:14:43,967 --> 00:14:46,007
‫آه... مردم می‌خوان سکس ببینن.

224
00:14:46,087 --> 00:14:49,406
‫واسه رقصیدن و استریپ‌تیز دیدن،
‫مردم خودشون شبکه‌های اجتماعی رو دارن.

225
00:14:49,487 --> 00:14:50,486
‫درسته، درسته.

226
00:14:50,567 --> 00:14:53,487
‫هر کی میاد اینجا، واسه سکس
‫کردن یا سکس دیدن میاد.

227
00:14:53,566 --> 00:14:55,366
‫آره. اوهوم.

228
00:14:55,446 --> 00:14:57,406
‫اگه بخواین، یه سالن
‫بهتون نشون میدم که دارم

229
00:14:57,486 --> 00:15:00,645
‫با چند تا تخت گرد
‫مخمل قرمز، خیلی قشنگه،

230
00:15:00,726 --> 00:15:03,766
‫واسه تعویض پارتنر.
‫بیاین، نشونتون بدم.

231
00:15:03,845 --> 00:15:05,966
‫نه، خیلی ممنون، نه.

232
00:15:06,045 --> 00:15:08,805
‫خب خیلی هم پرطرفداره.
‫حتی لیست انتظار هم داره.

233
00:15:08,885 --> 00:15:09,885
‫- آه، جدی؟
‫- واقعاً؟

234
00:15:30,832 --> 00:15:37,582
‫السا یادِ این می‌افتد که چطور یک سال
‫پیش برای اولین بار با «بو» آشنا شد.

235
00:15:42,563 --> 00:15:44,002
‫خوش‌تیپ!

236
00:15:44,083 --> 00:15:46,122
‫- اووو!
‫- خوشگله!

237
00:15:46,882 --> 00:15:48,762
‫چقدر تو خوبی!

238
00:15:57,321 --> 00:15:58,681
‫- اووو!
‫- درش بیار!

239
00:16:03,241 --> 00:16:05,121
‫وای خدای من! درش بیار!

240
00:16:08,881 --> 00:16:13,240
‫اووو! اووو! اووو!

241
00:16:14,840 --> 00:16:17,400
‫خوش‌تیپ! خوش‌تیپ!

242
00:16:20,280 --> 00:16:22,119
‫- خوش‌تیپ!
‫- خیلی جذابه!

243
00:16:22,200 --> 00:16:24,759
‫عجب دیوثیه...

244
00:16:34,998 --> 00:16:38,238
‫- یا خدا!
‫- خوش‌تیپ!

245
00:16:49,877 --> 00:16:52,597
‫تی‌شرتت رو دربیار! یالا!

246
00:16:53,597 --> 00:16:54,717
‫الان برمی‌گردم.

247
00:16:57,597 --> 00:16:58,917
‫درش بیار!

248
00:17:15,715 --> 00:17:18,595
‫پرتش کن سمت ما! یالا، یالا!

249
00:17:18,675 --> 00:17:21,555
‫- یالا!
‫- پسر شیطون!

250
00:17:22,154 --> 00:17:23,315
‫بندازش اینجا!

251
00:17:32,114 --> 00:17:32,993
‫عروس؟

252
00:17:33,074 --> 00:17:35,794
‫اون! اون! عروسه! عروسه!

253
00:17:45,200 --> 00:17:46,332
‫نمی‌تونم بمونم.

254
00:17:46,926 --> 00:17:47,572
‫چی؟

255
00:17:48,540 --> 00:17:50,995
‫نمی‌تونم بچه رو تنها بذارم.
‫ریکاردو باید بره بیرون.

256
00:17:52,541 --> 00:17:54,600
‫بهش نگفته بودی
‫که امروز کار داریم؟

257
00:17:55,155 --> 00:17:57,047
‫مجبوره بره بیرون. یه
‫مشتری بهش زنگ زده.

258
00:17:57,624 --> 00:17:59,712
‫این موقع؟ فکر نکنم
‫اون‌قدرها هم فوری باشه.

259
00:18:01,106 --> 00:18:02,506
‫هیچ‌کی شب دوچرخه نمی‌خره!

260
00:18:03,128 --> 00:18:04,496
‫من نمی‌تونم بمونم.
‫خودت انتخاب کن.

261
00:18:41,109 --> 00:18:44,068
‫- بگیر! بگیر! مال منه!
‫- بگیر! بگیر! بگیر!

262
00:18:47,788 --> 00:18:49,548
‫اووه!

263
00:18:50,668 --> 00:18:54,508
‫همۀ الکل رو
‫بردار! از روی پاها...

264
00:18:56,068 --> 00:18:57,267
‫همه‌شو دربیار!

265
00:18:57,667 --> 00:18:59,107
‫بجنب!

266
00:19:04,347 --> 00:19:05,947
‫دربیارش.

267
00:19:06,027 --> 00:19:09,306
‫بکش بیرون! درش بیار! درش بیار!

268
00:19:09,386 --> 00:19:12,186
‫درش بیار! درش بیار!

269
00:19:14,346 --> 00:19:15,746
‫اووه!

270
00:19:15,826 --> 00:19:17,625
‫- همینه!
‫- بیشتر!

271
00:19:37,544 --> 00:19:38,784
‫کونشو ببین!

272
00:19:45,343 --> 00:19:46,863
‫نرو!

273
00:19:46,944 --> 00:19:48,343
‫نه! جون مادرت بیا! بیا!

274
00:19:48,423 --> 00:19:49,943
‫نرو!

275
00:20:09,382 --> 00:20:11,622
‫هی هی هی! این صد یورو
‫بیشتر آب می‌خوره عزیزم.

276
00:20:11,701 --> 00:20:13,221
‫- بعداً بهت میدم.
‫- جدی؟

277
00:20:13,301 --> 00:20:15,901
‫- خب نمی‌دونم چطوری میدی.
‫- نه. می‌خوام باهات حرف بزنم.

278
00:20:15,981 --> 00:20:17,941
‫ورود به اتاق‌های
‫تعویض لباس ممنوعه!

279
00:20:18,021 --> 00:20:19,381
‫اومدم بهت پیشنهاد کار بدم.

280
00:20:19,460 --> 00:20:22,861
‫- ممنون، همین الانشم چندتا شغل دارم.
‫- این وقت زیادی ازت نمی‌گیره.

281
00:20:23,620 --> 00:20:25,260
‫راستی، اسم من السا روسادو هست.

282
00:20:26,620 --> 00:20:28,420
‫- منم بونیفاسیو هستم.
‫- اهوم

283
00:20:29,060 --> 00:20:30,460
‫اسمت رو بو اعلام کردن.

284
00:20:30,540 --> 00:20:32,020
‫آره، اسم هنریمه.

285
00:20:34,780 --> 00:20:37,339
‫اگه می‌خوای بهم پیشنهاد فیلم
‫پورن بدی، داری وقتت رو تلف می‌کنی.

286
00:20:37,420 --> 00:20:39,139
‫قیافه‌ام شبیه کارگردان‌های پورنه؟

287
00:20:41,339 --> 00:20:42,819
‫نه.

288
00:20:44,459 --> 00:20:45,658
‫خب، نمی‌دونم چی...

289
00:20:45,739 --> 00:20:47,619
‫دعوتت می‌کنم یه چیزی
‫بخوریم و برات توضیح بدم.

290
00:20:51,578 --> 00:20:52,858
‫قبلش بگو قضیه چیه.

291
00:20:54,019 --> 00:20:57,098
‫آدما در مورد ما خیلی اشتباه
‫می‌کنن. حداقل در مورد من که اینطوره.

292
00:20:57,857 --> 00:20:59,538
‫من نه فروشی‌ام نه اجاره‌ای.

293
00:21:00,458 --> 00:21:02,218
‫برای یه تبلیغ لباس زیره.

294
00:21:02,297 --> 00:21:03,978
‫- لباس زیر؟
‫- آها.

295
00:21:05,137 --> 00:21:07,097
‫- اونوقت باید چیکار کنم؟
‫- هیچی.

296
00:21:07,178 --> 00:21:09,417
‫توی تخت بیدار بشی، روش بشینی...

297
00:21:09,497 --> 00:21:11,576
‫- لخت؟
‫- نه، با شورت.

298
00:21:13,857 --> 00:21:15,377
‫- فقط همین؟
‫- اهوم

299
00:21:15,456 --> 00:21:18,096
‫البته، جلوی یه تیم که
‫دارن ازت فیلم می‌گیرن،

300
00:21:18,176 --> 00:21:19,497
‫که تعدادشون هم کم نیست.

301
00:21:20,136 --> 00:21:22,616
‫خب... بریم یه چیزی بخوریم،

302
00:21:23,456 --> 00:21:24,416
‫ولی مهمون من.

303
00:21:24,776 --> 00:21:27,775
‫- قبل از اینکه «پسر» (مدل) بشی چیکار می‌کردی؟
‫- خواهشاً بهم نگو پسر.

304
00:21:28,936 --> 00:21:30,015
‫آتش‌نشانم.

305
00:21:31,296 --> 00:21:33,015
‫رسالتم نجات دادن آدم‌هاست.

306
00:21:35,215 --> 00:21:37,055
‫خب، این کاریه که انجام میدم.

307
00:21:37,535 --> 00:21:38,415
‫آها...

308
00:21:38,495 --> 00:21:40,414
‫ولی چون چند روز مرخصی داریم...

309
00:21:40,814 --> 00:21:42,494
‫- و پول لازمم.
‫- اهوم.

310
00:21:42,574 --> 00:21:44,735
‫پدرم رو بستری کردم
‫توی یه آسایشگاه.

311
00:21:44,814 --> 00:21:45,695
‫اهوم...

312
00:21:46,414 --> 00:21:49,814
‫- کی از یه حقوق اضافه بدش میاد.
‫- آره، می‌فهمم.

313
00:21:51,134 --> 00:21:52,694
‫هی، بیشتر از اون آگهی برام بگو.

314
00:21:53,454 --> 00:21:55,854
‫با اینکه دیدی دارم
‫می‌رقصم، ولی خیلی خجالتی‌ام.

315
00:21:55,933 --> 00:21:57,333
‫این یکی راحت‌تره.

316
00:21:58,013 --> 00:22:00,813
‫رو تخت نشستی،
‫تازه از خواب بیدار شدی،

317
00:22:00,893 --> 00:22:02,413
‫با یه نگاه خیره...

318
00:22:04,252 --> 00:22:05,973
‫- راست کرده؟
‫- نه.

319
00:22:06,413 --> 00:22:08,652
‫نه، نه، برعکس. ریلکس.

320
00:22:09,013 --> 00:22:11,213
‫فکر کن یه روز معمولی
‫چطوری از خواب پا میشی.

321
00:22:11,893 --> 00:22:13,612
‫خیلی وقتا که پا میشم، راسته.

322
00:22:15,092 --> 00:22:18,132
‫آه، خب... تو این
‫مورد لزومی نداره.

323
00:22:20,252 --> 00:22:22,651
‫ولی قراره از اونجام
‫کلوزآپ بگیرین؟

324
00:22:23,891 --> 00:22:26,251
‫چون قضیه همینه، نه؟

325
00:22:26,331 --> 00:22:28,491
‫نه. قرار نیست انقدر تابلو باشه.

326
00:22:29,091 --> 00:22:31,451
‫ولی برام عجیبه که با
‫بدنت انقدر خجالتی هستی،

327
00:22:31,530 --> 00:22:33,291
‫تو که رو صحنه تقریباً لخت میشی.

328
00:22:33,370 --> 00:22:34,651
‫اونجا پررو بازی درمیارم.

329
00:22:35,170 --> 00:22:37,050
‫و بهم خوش می‌گذره.

330
00:22:37,370 --> 00:22:38,730
‫خب توی آگهی هم همین‌طوره.

331
00:22:46,290 --> 00:22:48,249
‫- صبح بخیر.
‫- سلام.

332
00:22:48,770 --> 00:22:49,729
‫حالت خوبه؟

333
00:22:49,809 --> 00:22:52,969
‫یه کم گیجم. میرم
‫چای درست کنم، باشه؟

334
00:22:53,049 --> 00:22:54,009
‫الان میام.

335
00:23:23,607 --> 00:23:26,166
‫سردردم داره کمتر میشه،

336
00:23:28,246 --> 00:23:30,086
‫ولی اضطرابم داره بیشتر میشه.

337
00:23:33,566 --> 00:23:36,005
‫دارم با جزئیات دقیق

338
00:23:36,086 --> 00:23:38,686
‫حس‌های فیزیکی این لحظه رو

339
00:23:39,565 --> 00:23:41,005
‫می‌نویسم. سرگرمم می‌کنه.

340
00:23:46,565 --> 00:23:48,925
‫باید حواسم رو پرت کنم.

341
00:23:50,165 --> 00:23:52,405
‫نمی‌تونم تمرکز کنم.

342
00:23:54,724 --> 00:23:56,164
‫فقط می‌تونم درباره...

343
00:23:57,204 --> 00:23:58,564
‫اتفاقات همین لحظه بنویسم.

344
00:24:14,763 --> 00:24:17,442
‫استعداد «بو» توی
‫خوابیدن رو تحسین می‌کنم.

345
00:24:20,242 --> 00:24:22,002
‫این یه موهبته که من ندارم.

346
00:24:35,041 --> 00:24:40,880
‫اینکه یه مخلوق به این زیبایی کنارم
‫خوابیده، منو تحت تأثیر قرار میده.

347
00:24:44,880 --> 00:24:48,400
‫با نگاهی بدنش رو مثل
‫یه منظره تماشا می‌کنم.

348
00:24:54,000 --> 00:24:55,559
‫و نمی‌دونم چرا،

349
00:24:55,640 --> 00:24:59,839
‫فکر می‌کنم یه روزی
‫قراره باعث رنجش بشم.

350
00:25:30,197 --> 00:25:32,197
‫- سلام.
‫- سلام، بیدارت کردم؟

351
00:25:32,517 --> 00:25:33,916
‫نه، دارم کار می‌کنم.

352
00:25:33,997 --> 00:25:35,196
‫چطوری؟

353
00:25:35,276 --> 00:25:37,356
‫یه سردرد وحشتناک داشتم.

354
00:25:37,676 --> 00:25:40,236
‫با دو تا اینوگرام خوب شد،
‫ولی هنوز حالم خیلی بده.

355
00:25:40,316 --> 00:25:41,556
‫نمی‌دونم چم شده.

356
00:25:41,995 --> 00:25:42,916
‫عرق می‌کنی؟

357
00:25:43,235 --> 00:25:44,156
‫آره.

358
00:25:44,596 --> 00:25:46,395
‫حالت تهوع هم داری،
‫ولی بالا نمیاری؟

359
00:25:46,476 --> 00:25:47,555
‫آره، دقیقاً.

360
00:25:47,996 --> 00:25:49,796
‫معده‌ام خیلی بهم ریخته‌ست.

361
00:25:50,875 --> 00:25:52,475
‫حمله پنیکه.

362
00:25:53,115 --> 00:25:55,275
‫- تا حالا برات پیش نیومده بود؟
‫- نه.

363
00:25:55,355 --> 00:25:56,954
‫خب، حالا دیگه می‌دونی چیه.

364
00:25:57,435 --> 00:25:59,834
‫یه قرص ضد اضطراب زیر
‫زبون بذاری خوب میشی.

365
00:25:59,915 --> 00:26:01,595
‫ترانکیزولان نیم‌میلی‌گرمی داری؟

366
00:26:01,674 --> 00:26:02,835
‫نه.

367
00:26:02,914 --> 00:26:05,274
‫می‌تونم از هر
‫داروخونه‌ای بخرم، نه؟

368
00:26:05,354 --> 00:26:06,594
‫از من که نسخه می‌خوان.

369
00:26:07,194 --> 00:26:09,394
‫من معمولاً دارم...

370
00:26:09,474 --> 00:26:11,314
‫از شانس تو، الان ندارم.

371
00:26:11,393 --> 00:26:13,953
‫میشه به روانپزشکت زنگ
‫بزنی تا برام تجویز کنه؟

372
00:26:14,033 --> 00:26:15,673
‫السا، می‌دونی ساعت چنده؟

373
00:26:16,353 --> 00:26:17,873
‫آخه حالم خیلی بده.

374
00:26:20,193 --> 00:26:23,592
‫خب، چون تعطیلاته،
‫شاید هنوز نخوابیده باشه.

375
00:26:31,392 --> 00:26:32,512
‫سلام.

376
00:26:32,592 --> 00:26:33,752
‫سلام پاتریشیا.

377
00:26:33,832 --> 00:26:36,792
‫روانپزشکم بیرون شهره، ولی
‫فردا برمی‌گرده و می‌تونه ببینتت.

378
00:26:37,831 --> 00:26:39,911
‫تا فردا دووم میارم؟

379
00:26:40,511 --> 00:26:42,951
‫اولین کاری که باید بکنی
‫اینه که دیگه نگران نباشی.

380
00:26:43,631 --> 00:26:46,911
‫ببین، به گابریلا زنگ
‫بزن. اون حتماً ترانکیزولان داره.

381
00:26:46,991 --> 00:26:48,670
‫گابریلا امشب مهمونی داره.

382
00:26:48,991 --> 00:26:51,270
‫دعوت کرده بود. بهش
‫گفتم نه، خسته‌ام.

383
00:26:51,351 --> 00:26:53,070
‫اصرار کرد، خودت
‫می‌دونی چقدر رو مخه.

384
00:26:53,151 --> 00:26:54,510
‫این دم‌دست‌ترین راهه.

385
00:26:54,590 --> 00:26:56,710
‫باشه، میرم پیش گابریلا.

386
00:26:56,790 --> 00:26:58,270
‫ببخشید پاتریشیا، و ممنون.

387
00:26:58,350 --> 00:27:00,150
‫شماره روانپزشک رو برام بفرست.

388
00:27:00,230 --> 00:27:02,389
‫- همین الان برات می‌فرستم.
‫- ممنون.

389
00:27:03,590 --> 00:27:05,549
‫فکر کنم بهتره خودت تنها بری تو.

390
00:27:05,869 --> 00:27:07,029
‫بهش زنگ می‌زنم که بهش بگم.

391
00:27:07,109 --> 00:27:08,189
‫- من تنها؟
‫- آره.

392
00:27:08,549 --> 00:27:09,389
‫نه.

393
00:27:09,869 --> 00:27:11,109
‫آخه ازش می‌ترسم.

394
00:27:11,189 --> 00:27:13,628
‫اگه تو که دوستشی ازش می‌ترسی،
‫دیگه فکر کن من چی میکشم.

395
00:27:14,708 --> 00:27:16,508
‫اگه منو ببینه،
‫اصرار می‌کنه که بمونم.

396
00:27:16,589 --> 00:27:18,188
‫به این راحتی‌ها نمیذاره بیام بیرون.

397
00:27:18,509 --> 00:27:19,868
‫نمی‌دونم، بهش بگو حالت بده.

398
00:27:20,388 --> 00:27:23,188
‫چطوری تنها برم تو؟
‫آخه این اولین بار میشه...

399
00:27:23,268 --> 00:27:25,267
‫اون تو رو می‌شناسه
‫و ازت خوشش میاد.

400
00:27:25,348 --> 00:27:26,308
‫لعنتی...

401
00:27:26,667 --> 00:27:27,507
‫بدتر شد!

402
00:27:29,027 --> 00:27:31,227
‫بهش بگو حالم خوب
‫نیست و عجله داری.

403
00:27:32,508 --> 00:27:35,427
‫هر چی بگی انجام می‌دم، ولی
‫اون فکر می‌کنه این کارا عجیبه.

404
00:27:35,507 --> 00:27:37,187
‫بابا اصلاً متوجه نمی‌شه.

405
00:27:37,267 --> 00:27:39,067
‫اون همیشه تو عالم خودشه.

406
00:27:41,066 --> 00:27:42,787
‫خیلی خب، من دارم می‌رم
‫تو. بهش یه خبر بده.

407
00:27:50,905 --> 00:27:51,745
‫جواب نمی‌ده.

408
00:27:52,346 --> 00:27:55,025
‫به دوربین نگاه کنید.
‫لطفاً به دوربین نگاه کنید.

409
00:27:55,905 --> 00:27:57,825
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

410
00:27:57,905 --> 00:27:59,785
‫و با لبخند منتظر آینده باشین،

411
00:27:59,865 --> 00:28:03,425
‫که تاریک، چندگانه، غیرقابل
‫پیش‌بینی و دیستوپیایی به نظر میاد.

412
00:28:03,505 --> 00:28:05,584
‫در همین حین، لبخند بزنین.

413
00:28:05,665 --> 00:28:08,944
‫با روی خوش به استقبال
‫آینده برین. این برای عکس مهمه.

414
00:28:09,024 --> 00:28:13,304
‫این پایه و اساس مقاومته،
‫خوش‌بینی به زورِ بمب.

415
00:28:14,304 --> 00:28:15,224
‫ممنون.

416
00:28:23,743 --> 00:28:25,423
‫یه تماس دارید.

417
00:28:26,463 --> 00:28:28,143
‫آخ، السا. الان میام.

418
00:28:30,142 --> 00:28:31,143
‫الو؟

419
00:28:31,262 --> 00:28:32,263
‫سلام گابی.

420
00:28:32,342 --> 00:28:34,382
‫چه خوب که تصمیم گرفتی بیای.

421
00:28:34,463 --> 00:28:36,462
‫داشتم با بارنبویم
‫در موردت حرف می‌زدم.

422
00:28:36,543 --> 00:28:38,142
‫نه، نه، می‌تونم بیام گابی.

423
00:28:38,222 --> 00:28:40,382
‫ولی خوب گوش کن، بو
‫رو می‌فرستم پیشت

424
00:28:40,462 --> 00:28:42,542
‫تا چند تا ترانکیزولان بهش بدی.

425
00:28:42,621 --> 00:28:43,981
‫تو خونه داری، مگه نه؟

426
00:28:44,382 --> 00:28:46,861
‫معلومه که دارم، کوکائین
‫و یه شام عالی هم دارم.

427
00:28:46,942 --> 00:28:49,302
‫بارنبویم دلش برای میلانزای
‫آرژانتینی تنگ شده بود

428
00:28:49,381 --> 00:28:51,541
‫منم کلی فیله درست
‫کردم. تو هم دوستشون داری.

429
00:28:51,621 --> 00:28:53,981
‫آره، خیلی. با دوست‌پسرت میای، نه؟

430
00:28:54,461 --> 00:28:56,261
‫نه گابی، اون تنها میاد.

431
00:28:56,340 --> 00:28:59,780
‫آخه وسط بحران اضطرابم و
‫به ترانکیزولان نیاز دارم.

432
00:28:59,861 --> 00:29:02,220
‫نمی‌تونم برم داروخونه
‫چون نسخه ندارم.

433
00:29:03,100 --> 00:29:05,060
‫و واقعاً حالم خیلی بده...

434
00:29:05,140 --> 00:29:07,140
‫چیزی که لازم داری
‫یه مهمونی خوبه.

435
00:29:07,220 --> 00:29:09,219
‫گابی، واقعاً. لطفاً، نمی‌تونم.

436
00:29:09,300 --> 00:29:11,859
‫بی‌خیال بابا، نیم ساعت.
‫با بارنبویم حرف می‌زنی،

437
00:29:11,940 --> 00:29:14,660
‫که اصرار داره تو «فلوت
‫سحرآمیز» رو براش رهبری کنی،

438
00:29:14,739 --> 00:29:16,499
‫ترانکیزولان‌ها رو می‌گیری و میری.

439
00:29:16,579 --> 00:29:17,699
‫گابی، جان من.

440
00:29:18,099 --> 00:29:19,778
‫چقدر رو مخی دختر.

441
00:29:19,859 --> 00:29:22,619
‫خب... باشه، در رو
‫باز کن، دم دریم.

442
00:29:23,378 --> 00:29:25,738
‫آها، پس اینجایید. همین
‫الان در رو باز می‌کنم.

443
00:29:28,058 --> 00:29:29,219
‫کارمون در اومد...

444
00:29:30,018 --> 00:29:31,338
‫سلام.

445
00:29:31,977 --> 00:29:34,898
‫- چقدر رنگت پریده.
‫- بهت گفتم که حالم خیلی بده.

446
00:29:35,338 --> 00:29:37,298
‫نگران نباش، میریم اتاق من

447
00:29:37,377 --> 00:29:38,697
‫و اونجا با خیال راحت گپ می‌زنیم.

448
00:29:39,697 --> 00:29:40,617
‫عزیز دلم...

449
00:29:42,137 --> 00:29:45,097
‫- خجالت می‌کشم این‌طوری بیام اذیتت کنم.
‫- کار خیلی خوبی کردی عزیزم.

450
00:29:45,177 --> 00:29:47,097
‫یه جعبه کامل ترانکیزولان دارم.

451
00:29:47,177 --> 00:29:49,536
‫یه ورقش رو به تو میدم و یکی
‫هم برای فردا واسه خودم نگه می‌دارم.

452
00:29:49,617 --> 00:29:51,176
‫هنوز کلی از شب مونده.

453
00:29:51,257 --> 00:29:53,776
‫بیاید تو، بیاید تو.
‫همه چیز به هم ریخته‌ست.

454
00:29:53,856 --> 00:29:55,576
‫خودتون که می‌دونین
‫مهمونی‌های من چطوریه.

455
00:29:55,656 --> 00:29:57,736
‫- اینجا دراز بکش، حالت بده.
‫- با پالتو و لباسمون؟

456
00:29:57,816 --> 00:29:58,936
‫آره، آره، همین‌جا.

457
00:30:00,495 --> 00:30:03,815
‫ببین، این یه ورق
‫کامل برای تو. خب؟

458
00:30:04,255 --> 00:30:07,935
‫یکیش رو بذار زیر زبونت،
‫می‌بینی که چقدر زود اثر می‌کنه.

459
00:30:08,015 --> 00:30:09,495
‫تا بیست دقیقه
‫دیگه مثل روز اول میشی.

460
00:30:09,575 --> 00:30:11,455
‫اینجا کسی مزاحمتون نمیشه، باشه؟

461
00:30:11,535 --> 00:30:12,815
‫منم میتونم دراز بکشم؟

462
00:30:12,895 --> 00:30:15,575
‫معلومه، مگر اینکه بخوای
‫یه سر بری پایین تو مهمونی.

463
00:30:15,655 --> 00:30:17,934
‫- ترجیح میدم پیش السا بمونم.
‫- چیزی میخوری؟

464
00:30:18,015 --> 00:30:19,135
‫نه، خوبم، مرسی.

465
00:30:19,214 --> 00:30:21,614
‫نیم ساعت دیگه، اگه حالت بهتر شد،

466
00:30:21,694 --> 00:30:24,254
‫بارنبویم رو میارم که
‫یه گپی با هم بزنین.

467
00:30:24,334 --> 00:30:26,254
‫نه، جون مادرت گابی.
‫نمیتونم، نمیتونم.

468
00:30:26,334 --> 00:30:27,614
‫خیلی خب، دیگه اصرار نمیکنم.

469
00:30:27,693 --> 00:30:30,173
‫- هرچقدر میخواید استراحت کنید، باشه؟
‫- خیلی ممنون.

470
00:30:31,293 --> 00:30:32,373
‫حیف شد، نه؟

471
00:30:32,973 --> 00:30:33,853
‫چی؟

472
00:30:33,933 --> 00:30:36,173
‫حالا که اینجایی، میتونستی
‫برامون استریپ‌تیز کنی.

473
00:30:36,773 --> 00:30:37,733
‫اوه...

474
00:30:38,253 --> 00:30:40,132
‫الان وقتش نیست جون گابی.

475
00:30:40,213 --> 00:30:43,373
‫آره. بهم قول دادی که تو یکی
‫از مهمونی‌هام استریپ‌تیز کنی.

476
00:30:43,452 --> 00:30:44,292
‫کامل.

477
00:30:44,373 --> 00:30:47,092
‫ایشالا یه روز دیگه.

478
00:30:47,172 --> 00:30:49,731
‫دفعه بعد دیگه نمیتونی
‫در بری. خب، دیگه میرم، باشه؟

479
00:30:52,371 --> 00:30:54,971
‫- لعنتی، چقدر طول کشید.
‫- خیلی رو مخه.

480
00:31:02,051 --> 00:31:03,691
‫شما اینجا چیکار میکنید؟

481
00:31:04,051 --> 00:31:06,131
‫- به به، آمایا. چطوری؟
‫- خوبم.

482
00:31:07,531 --> 00:31:09,610
‫راستش السا حالش خوب نبود.

483
00:31:09,690 --> 00:31:11,330
‫ای وای! چی شده؟ چت شده؟

484
00:31:11,410 --> 00:31:12,370
‫هیچی.

485
00:31:12,450 --> 00:31:13,730
‫میخوای تو مهمونی بخونی؟

486
00:31:13,810 --> 00:31:16,010
‫- آره، بعداً میخونم.
‫- اهوم.

487
00:31:16,090 --> 00:31:19,129
‫راستی، چطوری اومدید تو
که من نفهمیدم؟

488
00:31:19,249 --> 00:31:21,849
‫داستانش طولانیه آمایا.

489
00:31:21,930 --> 00:31:24,289
‫مستقیم اومدیم اینجا، رو تخت.

490
00:31:24,369 --> 00:31:25,729
‫آها، باشه.

491
00:31:25,809 --> 00:31:27,809
‫خیلی دوست دارم آواز خوندنت رو بشنوم،

492
00:31:27,889 --> 00:31:29,689
‫ولی حال ندارم برم مهمونی.

493
00:31:29,768 --> 00:31:31,568
‫- نه، نه، اصلاً فکرشم نکن.
‫- نه...

494
00:31:31,649 --> 00:31:33,289
‫اومدیم که ترانکیزولان بگیریم،

495
00:31:33,368 --> 00:31:35,448
‫چون السا حمله پنیک داشت.

496
00:31:35,568 --> 00:31:37,328
‫ای وای، طفلکی...

497
00:31:38,288 --> 00:31:40,448
‫بیخیال، من برای تو
‫هرچی بخوای میخونم.

498
00:31:40,528 --> 00:31:41,368
‫جدی؟

499
00:31:41,448 --> 00:31:43,647
‫یه آهنگ از چاولا میخوای؟
‫میدونم دوست داری.

500
00:31:43,728 --> 00:31:45,368
‫من کشفش کردم و عاشقشم.

501
00:31:45,768 --> 00:31:47,207
‫آخ آره، عاشقشم.

502
00:31:47,288 --> 00:31:48,927
‫- خیلی ممنون.
‫- عالیه.

503
00:31:49,607 --> 00:31:51,327
‫ببینم، گامش چی بود؟

504
00:32:01,886 --> 00:32:05,326
‫ آدم خداحافظی میکنه،

505
00:32:06,726 --> 00:32:09,965
‫ بی‌خبر،

506
00:32:11,286 --> 00:32:15,966
‫ با چیزهای کوچیک.

507
00:32:17,845 --> 00:32:21,645
‫ درست مثل یه درخت،

508
00:32:22,604 --> 00:32:25,565
‫ تو فصل پاییز

509
00:32:26,645 --> 00:32:32,244
‫ که برگاش می‌ریزه.

510
00:32:34,164 --> 00:32:39,684
‫ بالاخره غم...

511
00:32:39,763 --> 00:32:42,763
‫ ...مرگِ آرومِ

512
00:32:44,203 --> 00:32:49,362
‫ چیزای ساده‌ست.

513
00:32:51,122 --> 00:32:55,242
‫ همون چیزای ساده‌ای

514
00:32:55,842 --> 00:32:59,321
‫ که تو قلب آدم

515
00:33:00,161 --> 00:33:03,201
‫ درد می‌مونه.

516
00:33:08,961 --> 00:33:12,801
‫ ما همیشه برمی‌گردیم

517
00:33:13,161 --> 00:33:16,200
‫ به اون جاهای قدیمی

518
00:33:16,281 --> 00:33:21,280
‫ که توش زندگی رو دوست داریم.

519
00:33:22,240 --> 00:33:25,600
‫ و اون‌وقت می‌فهمیم

520
00:33:25,679 --> 00:33:29,079
‫ که چقدر جای خالی

521
00:33:29,160 --> 00:33:33,879
‫ چیزای عزیز حس می‌شه.

522
00:33:35,959 --> 00:33:41,158
‫ واسه همین، دخترم

523
00:33:41,239 --> 00:33:45,278
‫ الان نرو

524
00:33:46,758 --> 00:33:51,278
‫ که رویای برگشتن داشته باشی.

525
00:33:53,797 --> 00:33:57,357
‫ چون عشق ساده‌ست

526
00:33:57,957 --> 00:34:01,716
‫ و چیزای ساده رو

527
00:34:03,236 --> 00:34:08,356
‫ زمان می‌بلعه.

528
00:34:11,236 --> 00:34:15,835
‫ آدم همیشه برمی‌گرده

529
00:34:16,955 --> 00:34:21,755
‫ به اون جاهای قدیمی

530
00:34:24,035 --> 00:34:27,035
‫ که توش دوست داریم...

531
00:34:28,475 --> 00:34:33,154
‫ زندگی رو.

532
00:34:41,954 --> 00:34:44,113
‫- سلام مونیکا.
‫- چطوری سانتی؟

533
00:34:44,793 --> 00:34:46,633
‫من دیگه برم، قرار تنیس دارم.

534
00:34:46,713 --> 00:34:49,233
‫چند تا ایمیل فرستادم
‫که به رائول یادآوری کنی.

535
00:34:49,313 --> 00:34:51,673
‫- به دستت رسیدن؟
‫- آره، همه‌شون رو بهش دادم.

536
00:34:51,753 --> 00:34:53,832
‫- نگران نباش.
‫- باید بهش یادآوری کنی.

537
00:34:53,913 --> 00:34:55,472
‫همیشه باید اصرار کنی.

538
00:34:55,553 --> 00:34:57,313
‫بهتون زنگ می‌زنم
‫ببینم اوضاع چطوره.

539
00:34:57,392 --> 00:34:59,153
‫خیلی خب، ولی تو نگران نباش.

540
00:34:59,232 --> 00:35:01,473
‫به کارای خودت برس
‫و به فکر خودت باش.

541
00:35:01,792 --> 00:35:04,032
‫همین کار رو می‌کنم،
‫ولی رائول عادت نداره.

542
00:35:04,112 --> 00:35:07,032
‫آهان، خب باید عادت کنه.

543
00:35:07,112 --> 00:35:08,391
‫تو اصرارتو کن.

544
00:35:09,351 --> 00:35:10,952
‫اصرار می‌کنم، چون می‌شناسمش.

545
00:35:11,312 --> 00:35:12,951
‫- خیلی خب، فعلاً.
‫- فعلاً.

546
00:35:15,871 --> 00:35:18,351
‫اومدم خداحافظی کنم،
‫همون‌طور که تلفنی گفتم.

547
00:35:18,431 --> 00:35:20,231
‫یعنی نظرت عوض نشده؟

548
00:35:20,871 --> 00:35:23,431
‫به هر حال، آخرین چیزایی که
‫رسیده رو بهت یادآوری می‌کنم.

549
00:35:23,511 --> 00:35:25,950
‫موسسه سِروانتِس لس‌آنجلس دعوتت کرده

550
00:35:26,031 --> 00:35:28,910
‫که یه سخنرانی کنی و کتابخونه
‫اسپانیایی‌شون رو افتتاح کنی.

551
00:35:28,990 --> 00:35:31,630
‫می‌دونی که کمرم برای سفر
‫به لس‌آنجلس مناسب نیست.

552
00:35:31,710 --> 00:35:33,869
‫تا الان هم بهم پول
‫دادی که اینارو بهت بگم.

553
00:35:34,269 --> 00:35:39,029
‫یه انجمن ال‌جی‌بی‌تی‌کیو پلاس
‫می‌خواد جایزه قلم سال رو بهت بده.

554
00:35:39,509 --> 00:35:42,029
‫چرا؟ امسال که کار خاصی نکردم.

555
00:35:42,109 --> 00:35:44,389
‫پارسال هم نکردی، ولی رفتن
‫بهش که چیزی ازت کم نمی‌کنه.

556
00:35:44,469 --> 00:35:46,949
‫می‌ری، جایزه رو می‌گیری
‫و ازشون حمایت می‌کنی.

557
00:35:47,028 --> 00:35:48,308
‫اگه نری وجهه خوبی نداره.

558
00:35:49,429 --> 00:35:51,868
‫چند تا پیشنهاد دیگه هم
‫دارم، ولی همه‌شون رو رد می‌کنی.

559
00:35:51,949 --> 00:35:54,748
‫- اگه بخوای برات می‌خونمشون.
‫- نه، لازم نیست. ممنون.

560
00:35:54,828 --> 00:35:57,628
‫سانتی همه‌چیز رو داره.
‫آه، دعوتت کردن قطر:

561
00:35:57,708 --> 00:36:00,308
‫اولین دوره جشنواره
‫فیلم برگزار میشه.

562
00:36:00,388 --> 00:36:03,507
‫فقط یه روزه، کلی
‫پول میدن: ۲۰۰ هزار یورو.

563
00:36:03,588 --> 00:36:04,627
‫جدی؟

564
00:36:04,708 --> 00:36:06,547
‫خودت می‌دونی که قطری‌ها

565
00:36:06,628 --> 00:36:08,267
‫توی خرج کردن برای
‫فرهنگ و ورزش دست‌ودلبازن.

566
00:36:08,347 --> 00:36:10,427
‫- اسم تو هم اعتبار میاره.
‫- چه حرفا!

567
00:36:10,507 --> 00:36:12,907
‫- بهشون چی بگم؟
‫- بگو همه‌چیز قیمت نداره.

568
00:36:14,987 --> 00:36:16,546
‫و خلاصه اینکه
‫خداحافظی می‌کنم، رائول.

569
00:36:16,627 --> 00:36:18,906
‫شنیدمت، ولی بهتره
‫خودم خداحافظی کنم.

570
00:36:19,986 --> 00:36:21,066
‫بیا بریم آشپزخونه.

571
00:36:23,906 --> 00:36:25,506
‫منم که دارم میرم.

572
00:36:25,585 --> 00:36:28,465
‫خیلی سال منو تحمل کردی، عزیزم.

573
00:36:28,546 --> 00:36:30,665
‫حقته که غرامت بگیری.

574
00:36:30,746 --> 00:36:33,345
‫با حسابدارم حرف می‌زنم تا
‫کارای اداریش رو برات انجام بده.

575
00:36:33,425 --> 00:36:36,025
‫تازه، اینجوری دو سال هم
‫بیمه بیکاری می‌گیری.

576
00:36:36,745 --> 00:36:38,265
‫خیلی ممنونم.

577
00:36:38,344 --> 00:36:43,544
‫این کمترین کاریه که می‌تونم برای
‫۲۰ سال وفاداری و مراقبتت انجام بدم.

578
00:36:46,464 --> 00:36:48,224
‫خیلی دلم برات تنگ میشه.

579
00:36:49,303 --> 00:36:50,504
‫منم همین‌طور.

580
00:36:50,584 --> 00:36:52,024
‫شکلات می‌خوری؟

581
00:36:52,104 --> 00:36:53,303
‫نه، ممنون.

582
00:36:53,863 --> 00:36:57,023
‫و حالا که من نیستم،
‫لطفاً مراقب خودت باش.

583
00:36:57,143 --> 00:37:00,143
‫از زندگی لذت ببر،
‫برو بیرون، زندگی کن...

584
00:37:00,223 --> 00:37:02,303
‫همه‌چیز که نوشتن و
‫فیلم ساختن نیست.

585
00:37:02,383 --> 00:37:03,503
‫برای من هست.

586
00:37:03,583 --> 00:37:05,183
‫سانتی حواسش به همه‌چیز هست.

587
00:37:05,263 --> 00:37:07,783
‫اگه مشکلی پیش اومد، می‌دونه
‫که می‌تونه بهم زنگ بزنه.

588
00:37:07,862 --> 00:37:09,902
‫یکم به حرفش گوش کن،
‫اون با تو زندگی می‌کنه.

589
00:37:09,983 --> 00:37:11,902
‫آره، از همین الان شروع
‫کرده رو مخم راه رفتن.

590
00:37:13,142 --> 00:37:15,501
‫- قهوه نمی‌خوری؟
‫- نه، هیچی نمی‌خوام، ممنون.

591
00:37:16,342 --> 00:37:18,622
‫نمی‌خوای بهم بگی چرا داری میری؟

592
00:37:18,702 --> 00:37:20,821
‫آره، البته.

593
00:37:22,182 --> 00:37:24,981
‫دارم به دوستم النا کمک می‌کنم.

594
00:37:25,381 --> 00:37:27,501
‫- دوستت النا؟
‫- آره.

595
00:37:28,021 --> 00:37:30,460
‫فکر می‌کردم چند سال
‫قبل از زندگیت غیبش زده.

596
00:37:30,541 --> 00:37:33,900
‫هیچ‌وقت کامل غیب نشد،
‫و حالا به من نیاز داره.

597
00:37:35,221 --> 00:37:38,100
‫توی بدن پسرش تومور
‫پیدا کردن و قراره عملش کنن.

598
00:37:38,700 --> 00:37:42,659
‫فقط ۵۰ درصد شانس
‫زنده موندن از عمل رو داره.

599
00:37:43,380 --> 00:37:44,459
‫متاسفم.

600
00:37:46,580 --> 00:37:49,979
‫می‌خوام تو این رنج باهاش شریک
‫بشم، تا هرجایی که آینده ما رو ببره.

601
00:37:50,499 --> 00:37:51,538
‫شوهرش چی؟

602
00:37:51,619 --> 00:37:54,419
‫اون که خیلی وقت پیش
‫غیبش زد. نیازی بهش نداریم.

603
00:37:54,499 --> 00:37:56,098
‫عمراً تصورشم نمی‌کردم...

604
00:37:56,179 --> 00:37:58,939
‫- نمی‌خواستم تلفنی بهت بگم.
‫- آره، می‌فهمم...

605
00:37:59,018 --> 00:38:01,139
‫اگه چیز مهمی پیش
‫اومد، برات می‌فرستم،

606
00:38:01,218 --> 00:38:02,978
‫ولی فکرم جای دیگه‌ست.

607
00:38:03,059 --> 00:38:05,418
‫آره، معلومه. سانتی عاشق
‫اینه که رو مخم راه بره.

608
00:38:05,738 --> 00:38:08,697
‫- بذار ازت مراقبت کنه.
‫- خیلی وقته که دارم می‌ذارم.

609
00:38:08,778 --> 00:38:11,538
‫نوبت متخصص غدد و
‫کولونوسکوپیت واسه آخر ماهه.

610
00:38:11,617 --> 00:38:12,697
‫ولش نکن.

611
00:38:12,778 --> 00:38:16,097
‫در مورد قطر هم اگه برات
‫جالبه، باید زودتر جواب بدین.

612
00:38:16,177 --> 00:38:17,857
‫پول خیلی خوبیه، خوب فکراتو بکن.

613
00:38:17,937 --> 00:38:19,897
‫کی الان به فکر قطره.

614
00:38:20,537 --> 00:38:21,736
‫هر وقت خواستی بهم زنگ بزن.

615
00:38:21,817 --> 00:38:24,776
‫اگه خواستی درد و دل
‫کنی یا هر چیز دیگه‌ای.

616
00:38:25,896 --> 00:38:27,096
‫ممنون.

617
00:38:43,544 --> 00:38:47,544
‫یه تماس از طرف دوستش، النا.

618
00:39:05,294 --> 00:39:06,373
‫ناتالیا؟

619
00:39:06,453 --> 00:39:07,813
‫سلام، السا.

620
00:39:08,293 --> 00:39:09,293
‫سلام.

621
00:39:09,613 --> 00:39:11,133
‫ببین، برام روشن نشد

622
00:39:11,213 --> 00:39:13,213
‫که قراره این تعطیلات
‫بیای اینجا یا نه.

623
00:39:13,813 --> 00:39:15,052
‫آه.

624
00:39:15,532 --> 00:39:17,052
‫خب راستش...

625
00:39:17,132 --> 00:39:19,853
‫راستش تازه از
‫بیمارستان رسیدم خونه،

626
00:39:19,932 --> 00:39:22,972
‫کل دیشب رو اونجا بودم
‫چون التهاب معده داشتم.

627
00:39:23,052 --> 00:39:26,132
‫عزیزم، فکر کنم بهتره این چند
‫روز رو بمونم خونه استراحت کنم.

628
00:39:26,211 --> 00:39:27,492
‫بگذریم، حالت خوبه؟

629
00:39:27,892 --> 00:39:29,412
‫آره، مثل همیشه.

630
00:39:29,491 --> 00:39:33,371
‫آره... قوی باش عزیزم. هر وقت حالم
‫سر جاش اومد بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

631
00:39:33,451 --> 00:39:35,291
‫باشه. بوس.

632
00:39:35,371 --> 00:39:36,411
‫بوس.

633
00:39:40,131 --> 00:39:41,371
‫ناتالیا بود.

634
00:39:41,450 --> 00:39:44,570
‫بهش گفته بودم شاید این
‫تعطیلات برم شهرشون ببینمش.

635
00:39:45,130 --> 00:39:46,330
‫اون‌وقت این موقع زنگ زده؟

636
00:39:46,930 --> 00:39:48,410
‫اون که اصلاً نمی‌دونه ساعت چنده.

637
00:39:49,330 --> 00:39:50,729
‫نمی‌دونم، بهتر نیست استراحت کنی؟

638
00:39:50,810 --> 00:39:52,409
‫آره، منم همینو بهش گفتم.

639
00:39:53,049 --> 00:39:55,849
‫ولی... کلاً از یادم رفته بود.

640
00:39:55,929 --> 00:39:58,289
‫من امروز باید برم پارک، عشقم.

641
00:39:59,569 --> 00:40:02,088
‫می‌تونم زنگ بزنم بگم
‫حالم بده، ولی باید برم.

642
00:40:02,169 --> 00:40:05,248
‫نه نه، تو برو. برو،
‫هر کاری لازمه انجام بده.

643
00:40:05,329 --> 00:40:06,729
‫من خوبم، واقعاً.

644
00:40:07,368 --> 00:40:09,928
‫حالا اگه دوباره اضطرابم
‫عود کنه، قرصام همراهمه.

645
00:40:12,812 --> 00:40:14,698
‫عشقم، خوب استراحت
‫کن. من تو ایستگاهم.

646
00:40:14,722 --> 00:40:17,886
‫امیدوارم زودتر حالت بهتر
‫بشه. زود برمی‌گردم. دوستت دارم.

647
00:40:24,367 --> 00:40:26,887
‫امروز چطورم؟

648
00:40:42,886 --> 00:40:44,525
‫دکتر پوتاو، لطفاً؟

649
00:40:44,645 --> 00:40:45,926
‫خودمم.

650
00:40:46,005 --> 00:40:47,886
‫پاتریشیا اوترو
‫شماره‌تون رو بهم داد.

651
00:40:48,725 --> 00:40:50,205
‫آره، دیشب بهم زنگ زد.

652
00:40:50,765 --> 00:40:52,165
‫می‌شه امروز عصر ببینمتون؟

653
00:40:52,245 --> 00:40:54,325
‫- ساعت هشت براتون خوبه؟
‫- آره.

654
00:40:54,405 --> 00:40:57,124
‫پاتریشیا آدرس رو
‫بهم می‌ده. خیلی ممنون.

655
00:41:05,964 --> 00:41:08,083
‫- چه خبر عشقم؟
‫- خوبم.

656
00:41:08,684 --> 00:41:10,364
‫امروز بعدازظهرم
‫رو پر از قرار کردم.

657
00:41:10,443 --> 00:41:12,684
‫دارم می‌رم سینما، ولی
‫نمی‌دونم کی می‌رسم،

658
00:41:12,763 --> 00:41:14,204
‫توی ترافیک گیر کردم.

659
00:41:14,283 --> 00:41:16,283
‫بعدش با پاتریشیا
‫قرار دارم که برم خونش

660
00:41:16,363 --> 00:41:19,162
‫- و بعدش هم با روانپزشکش.
‫- ولی حالت خوبه، مگه نه؟

661
00:41:19,243 --> 00:41:22,602
‫آره آره آره. فقط یه
‫کم از شلوغی کلافه‌ام.

662
00:41:22,683 --> 00:41:25,522
‫یادم رفته بود که علاوه بر
‫تعطیلات، کریسمس هم هست.

663
00:41:25,602 --> 00:41:27,162
‫«پس، نگران نباشم؟»

664
00:41:27,722 --> 00:41:29,842
‫نه، نه، نه. تو روزت
‫چطور پیش رفت؟

665
00:41:29,922 --> 00:41:33,282
‫من خوبم عزیزم.
‫یه روز آروم داشتیم.

666
00:41:33,362 --> 00:41:34,882
‫«خیلی خسته نیستی؟»

667
00:41:34,961 --> 00:41:36,242
‫نه، یکم دراز کشیدم.

668
00:41:37,441 --> 00:41:40,441
‫لعنتی، تا گفتم... صدای
‫آژیر رو می‌شنوی؟ دوستت دارم.

669
00:41:40,521 --> 00:41:42,321
‫«... یه نفر داخلش گیر کرده.»

670
00:41:42,401 --> 00:41:43,401
‫بزن بریم، بزن بریم!

671
00:41:43,481 --> 00:41:46,200
‫«یک از کینترو.
‫دو از بونیفاسیو.»

672
00:41:46,281 --> 00:41:48,680
‫«سه از اسکار. چهار از گونزالو.»

673
00:41:51,680 --> 00:41:54,240
‫- همینطوریه.
‫- یالا، یالا، یالا!

674
00:41:56,360 --> 00:41:58,240
‫بزن بریم! بزن بریم، خوزه!

675
00:42:18,119 --> 00:42:19,038
‫ببخشید.

676
00:42:42,876 --> 00:42:44,876
‫- سلام.
‫- سلام. چطوری؟

677
00:42:49,716 --> 00:42:52,116
‫امروز صبح ناتالیا از
‫دهاتشون بهم زنگ زد.

678
00:42:52,196 --> 00:42:55,155
‫قرار گذاشتم شاید برم
‫ببینمش، ولی با این حالِ خراب...

679
00:42:55,235 --> 00:42:56,835
‫- زیاد کار نمی‌کنه، مگه نه؟
‫- اهوم.

680
00:42:56,916 --> 00:42:58,795
‫خیلی وقته تو هیچ تبلیغی ندیدمش.

681
00:42:58,875 --> 00:43:01,635
‫هنوز تو دهات پیش پدر و
‫مادرشه تا حالش بهتر بشه،

682
00:43:01,715 --> 00:43:04,595
‫- ولی این حالا حالاها طول می‌کشه.
‫- لورنزو، ببین کی اومده.

683
00:43:04,675 --> 00:43:06,314
‫- سلام.
‫- برام کادو آوردی؟

684
00:43:06,394 --> 00:43:08,474
‫- آره. اول باید یه بوس بهم بدی.
‫- نه.

685
00:43:08,555 --> 00:43:11,994
‫هی! لورنزو، بی‌ادب نباش. چی میگن؟

686
00:43:12,074 --> 00:43:13,354
‫هیچی.

687
00:43:13,434 --> 00:43:15,954
‫- باشه بابا، بهت میدمش.
‫- خیلی شیطونه، ببخشید.

688
00:43:19,153 --> 00:43:20,553
‫داری فیلم می‌بینی؟

689
00:43:20,634 --> 00:43:22,554
‫- گذاشتمش پخش بشه.
‫- اهوم.

690
00:43:22,633 --> 00:43:26,193
‫ مثل فلفل سبز، ای لورونا...

691
00:43:26,273 --> 00:43:30,753
‫اینجا دیگه داشت صداش رو از دست می‌داد،
‫ولی خیلی خوب بلد بود چطور ازش استفاده کنه.

692
00:43:32,352 --> 00:43:36,672
‫فکر کنم بیشتر از ۵۰ بار
‫شنیدم که چاولا «لا لورونا» رو می‌خونه.

693
00:43:37,113 --> 00:43:39,591
‫همه‌شون متفاوت بودن
‫و با همه‌شون گریه کردم.

694
00:43:42,631 --> 00:43:44,352
‫من چند تا نسخه دارم.

695
00:43:46,351 --> 00:43:49,431
‫فکر کنم آخریش رو
‫دارم. می‌خوای بشنویش؟

696
00:43:49,511 --> 00:43:51,911
‫ ای لورونا...

697
00:44:02,550 --> 00:44:03,830
‫«آی...»

698
00:44:04,350 --> 00:44:06,550
‫ «از من، ای لورونا.»

699
00:44:06,630 --> 00:44:09,949
‫ «لورونا، لورونا.»

700
00:44:11,189 --> 00:44:13,749
‫ «منو ببر به رودخونه.»

701
00:44:14,709 --> 00:44:17,829
‫تو کنسرت‌های آخر،...
‫«بپوشون منو.»

702
00:44:18,469 --> 00:44:22,828
‫...چون داشت صداش رو از دست می‌داد،...
‫ «با شالت، ای لورونا.»

703
00:44:22,909 --> 00:44:28,188
‫...دیگه تقریباً آهنگ رو نمی‌خوند.
‫ «چون دارم از سرما می‌میرم.»

704
00:44:28,588 --> 00:44:29,988
‫دکلمه می‌کرد.

705
00:44:30,428 --> 00:44:32,387
‫ «بیا، بپوشون منو.»

706
00:44:32,748 --> 00:44:33,868
‫زیر لب زمزمه می‌کرد.

707
00:44:33,948 --> 00:44:37,988
‫ «با شالت، ای لورونا.»

708
00:44:38,067 --> 00:44:39,467
‫ «چون...»

709
00:44:40,707 --> 00:44:43,427
‫ «دارم از سرما می‌میرم.»

710
00:44:45,867 --> 00:44:52,107
‫ اگه چون دوستت دارم می‌خوای،

711
00:44:52,186 --> 00:44:55,586
‫ می‌خوای...

712
00:44:56,986 --> 00:45:00,026
‫ که بیشتر دوستت داشته باشم.

713
00:45:02,506 --> 00:45:03,626
‫ اگه...

714
00:45:04,866 --> 00:45:10,465
‫ چون می‌خوای که دوستت
‫ داشته باشم، ای لورونا،

715
00:45:10,545 --> 00:45:15,985
‫ می‌خوای که بیشتر
‫ دوستت داشته باشم.

716
00:45:16,665 --> 00:45:21,664
‫ اگه زندگیمو به پات ریختم،

717
00:45:21,744 --> 00:45:27,703
‫ ای لورونا، دیگه چی
‫ می‌خوای؟ بیشتر می‌خوای.

718
00:45:29,983 --> 00:45:31,423
‫وحشتناکه.

719
00:45:31,783 --> 00:45:32,983
‫امم، آره.

720
00:45:34,143 --> 00:45:35,583
‫میرم چای درست کنم.

721
00:45:45,702 --> 00:45:48,142
‫ همین الان تمومش کن،

722
00:45:48,702 --> 00:45:54,342
‫ با یه ضربه.

723
00:45:55,582 --> 00:46:01,421
‫ چرا می‌خوای ذره ذره منو بکشی؟

724
00:46:02,421 --> 00:46:08,061
‫ اگه قراره روزی
‫ برسه که ترکم کنی،

725
00:46:09,140 --> 00:46:14,740
‫ ترجیح میدم، عزیزم،
‫ که همین امشب باشه.

726
00:46:15,820 --> 00:46:21,739
‫ دسامبر رو دوست داشتم که بری،

727
00:46:22,859 --> 00:46:23,819
‫ که...

728
00:46:24,819 --> 00:46:27,819
‫ ...خداحافظی بی‌رحمانه‌ت
‫ کریسمس من باشه.

729
00:46:29,378 --> 00:46:34,139
‫ نمی‌خوام سال
‫ نو رو شروع کنم...

730
00:46:34,218 --> 00:46:36,138
‫آهنگ رو قطع کن، لطفاً!

731
00:46:36,218 --> 00:46:41,538
‫ ...با همین عشقی که
‫ این‌قدر بهم آسیب میزنه.

732
00:46:45,577 --> 00:46:49,017
‫"کریسمس تلخ". چه اسم بامسمایی.

733
00:47:05,336 --> 00:47:06,375
‫ببین.

734
00:47:08,055 --> 00:47:10,655
‫یه دوستم از تعطیلات
‫استفاده کرده و رفته پاریس

735
00:47:11,016 --> 00:47:14,056
‫و این عکس رو برام فرستاده و
‫پرسیده که این شوهر من نیست؟

736
00:47:17,055 --> 00:47:18,854
‫ریکاردو هم تو پاریسه،

737
00:47:19,655 --> 00:47:21,535
‫به قول خودش برای سفر کاری.

738
00:47:22,334 --> 00:47:23,375
‫منظورت چیه؟

739
00:47:23,454 --> 00:47:24,615
‫اینکه خودشه!

740
00:47:25,494 --> 00:47:27,574
‫پاتریشیا، صورت
‫هیچ‌کس که معلوم نیست.

741
00:47:35,294 --> 00:47:36,214
‫نگاه کن.

742
00:47:38,693 --> 00:47:42,053
‫شاید اون نباشه. تصویر
‫خیلی مبهمه، نگاهش کن.

743
00:47:42,133 --> 00:47:43,573
‫کاپشنش رو می‌شناسم،

744
00:47:45,133 --> 00:47:46,533
‫شلوارش رو،

745
00:47:47,692 --> 00:47:49,092
‫طرز بغل کردنش رو...

746
00:47:50,852 --> 00:47:52,052
‫خودشه، السا.

747
00:47:57,492 --> 00:47:58,532
‫جواب بدم؟

748
00:47:59,652 --> 00:48:00,691
‫بده من.

749
00:48:14,330 --> 00:48:15,410
‫آی...

750
00:48:19,090 --> 00:48:21,210
‫ترانکیزولان، زیر زبونت.

751
00:48:21,570 --> 00:48:22,690
‫دیگه تمومه.

752
00:48:24,210 --> 00:48:25,129
‫آروم باش.

753
00:48:27,609 --> 00:48:29,170
‫الان چطوری؟

754
00:48:29,249 --> 00:48:32,569
‫خوبم. تو دو ساعت گذشته
‫هیچ علائمی نداشتم.

755
00:48:32,969 --> 00:48:34,288
‫انگار مثل برق و باد گذشت.

756
00:48:34,369 --> 00:48:37,249
‫فکر می‌کنی دلیل این
‫حمله عصبی یهویی چی بوده؟

757
00:48:37,328 --> 00:48:39,049
‫پاتریشیا گفت اولین بارشه.

758
00:48:39,128 --> 00:48:40,448
‫آره، خیلی شدید بود، آره.

759
00:48:40,528 --> 00:48:42,528
‫آه... نمی‌دونم.

760
00:48:42,608 --> 00:48:43,888
‫خستگیه.

761
00:48:44,208 --> 00:48:46,088
‫تو کار تبلیغات،
‫بی‌وقفه کار می‌کنیم.

762
00:48:46,168 --> 00:48:49,008
‫نمیشه گاهی اوقات
‫از کار دست بکشی؟

763
00:48:49,647 --> 00:48:50,728
‫نمیدونم چطوری.

764
00:48:51,567 --> 00:48:54,207
‫خیلی وقته که دارم
‫پشت سر هم کار میکنم.

765
00:48:56,367 --> 00:48:57,287
‫تازه...

766
00:48:58,647 --> 00:49:01,807
‫مادرم دقیقاً یه سال پیش فوت کرد.

767
00:49:03,526 --> 00:49:06,926
‫تو همین روزا، دقیقاً
‫همین موقع تعطیلات.

768
00:49:08,806 --> 00:49:11,846
‫این روزا خیلی به یادشم،
‫انگار همین امروز اتفاق افتاده.

769
00:49:13,606 --> 00:49:15,086
‫تونستی باهاش خداحافظی کنی؟

770
00:49:16,005 --> 00:49:16,965
‫نه.

771
00:49:18,286 --> 00:49:21,645
‫خب... صبح رفته بودم ببینمش و...

772
00:49:22,485 --> 00:49:24,805
‫بقیه روز رو مشغول کار بودم.

773
00:49:29,525 --> 00:49:31,685
‫- حوله رو دربیارم؟
‫- هر وقت حاضری.

774
00:49:31,764 --> 00:49:33,444
‫- همه چی تقریباً آمادست.
‫- باشه.

775
00:49:34,644 --> 00:49:36,204
‫- حالا باید چیکار کنم؟
‫- هیچی.

776
00:49:36,764 --> 00:49:39,884
‫رو تخت میشینی و
‫به پنجره نگاه میکنی.

777
00:49:40,484 --> 00:49:43,204
‫و به هر چی میخوای فکر کن.
‫خب، بهتره یه چیز غمگین باشه.

778
00:49:43,524 --> 00:49:44,963
‫- یه چیز غمگین؟
‫- آره.

779
00:49:47,963 --> 00:49:49,003
‫به پدرم فکر میکنم.

780
00:49:49,083 --> 00:49:51,323
‫خب... به پدرت فکر کن.

781
00:49:51,723 --> 00:49:53,043
‫غیر از این، حالت خوبه؟

782
00:49:53,123 --> 00:49:55,243
‫سردته؟ چیزی میخوای بنوشی؟

783
00:49:55,322 --> 00:49:56,322
‫نه.

784
00:49:57,722 --> 00:49:59,042
‫خب، احساس برهنه بودن میکنم.

785
00:49:59,122 --> 00:50:00,042
‫خب نیستی.

786
00:50:01,042 --> 00:50:02,562
‫زود تموم میشه، میبینی.

787
00:50:03,482 --> 00:50:05,642
‫هی، گوشیاتون رو
‫خاموش کنین، لطفاً!

788
00:50:06,002 --> 00:50:07,202
‫گوشی توئه، السا.

789
00:50:07,281 --> 00:50:08,442
‫خب بذارش رو سایلنت.

790
00:50:08,521 --> 00:50:09,881
‫از بیمارستانه.

791
00:50:13,881 --> 00:50:15,841
‫- بله؟
‫- «السا روسادو؟»

792
00:50:15,921 --> 00:50:17,201
‫بله، خودمم.

793
00:50:17,921 --> 00:50:20,600
‫«متاسفم که میگم
‫مادرتون همین الان فوت کرد.»

794
00:50:24,641 --> 00:50:26,680
‫- «السا؟»
‫- بله، بله.

795
00:50:27,920 --> 00:50:30,000
‫«باید بیاین وسایل
‫مادرتون رو تحویل بگیرین»

796
00:50:30,080 --> 00:50:31,600
‫«و چند تا برگه رو امضا کنین.»

797
00:50:36,759 --> 00:50:39,399
‫من وسط کارم، میشه
‫یکی دو ساعت دیگه بیام؟

798
00:50:40,039 --> 00:50:41,319
‫«بله، مشکلی نیست.»

799
00:50:42,599 --> 00:50:43,878
‫«هر وقت تونستین بیاین.»

800
00:50:45,159 --> 00:50:46,119
‫ممنون.

801
00:50:49,238 --> 00:50:50,238
‫اتفاقی افتاده؟

802
00:50:51,119 --> 00:50:52,558
‫مادرم مُرد.

803
00:50:54,198 --> 00:50:55,758
‫باید برم بیمارستان.

804
00:50:57,438 --> 00:50:58,678
‫متاسفم.

805
00:51:00,038 --> 00:51:01,398
‫اگه بخوای میرسونمت.

806
00:51:03,117 --> 00:51:05,118
‫دردناکه وقتی فکر میکنم
‫به اینکه تو تنهایی مُرد.

807
00:51:06,477 --> 00:51:08,957
‫اصلاً فرصت کردی براش سوگواری کنی؟

808
00:51:10,476 --> 00:51:11,436
‫نه.

809
00:51:12,436 --> 00:51:14,596
‫از وقتی فوت کرد، یه
‫لحظه هم کار رو تعطیل نکردم.

810
00:51:14,677 --> 00:51:18,036
‫گاهی سال‌ها طول میکشه
‫تا آدم با فقدان کنار بیاد.

811
00:51:18,116 --> 00:51:19,916
‫من هنوز باهاش کنار نیومدم.

812
00:51:20,956 --> 00:51:22,275
‫داشتم فرار می‌کردم.

813
00:51:22,835 --> 00:51:24,716
‫علاوه بر چیزی که
‫برات تجویز می‌کنم،

814
00:51:24,796 --> 00:51:27,275
‫باید یه استراحتی
‫کنی، یه سفر بری.

815
00:51:27,996 --> 00:51:29,915
‫بهتره تنها نری.

816
00:51:29,995 --> 00:51:31,075
‫آره، حتماً.

817
00:51:32,235 --> 00:51:34,754
‫تلما پاول تدوینگر اسکورسیزیه.

818
00:51:34,835 --> 00:51:36,195
‫- آه، جدی؟
‫- سلام مونیکا.

819
00:51:36,274 --> 00:51:37,875
‫- سلام رائول.
‫- الان حدود ۹۰ تا.

820
00:51:37,955 --> 00:51:40,954
‫- می‌تونی حرف بزنی؟
‫- آره. دیشب برات پیغام گذاشتم.

821
00:51:41,035 --> 00:51:42,314
‫شنیدمش، ولی...

822
00:51:42,395 --> 00:51:44,994
‫- فکر کردم سرت شلوغه.
‫- آره...

823
00:51:46,914 --> 00:51:48,554
‫پسر کوچولوی النا مرده.

824
00:51:49,674 --> 00:51:51,034
‫چه وحشتناک، مونیکا.

825
00:51:51,714 --> 00:51:53,074
‫می‌تونم بیام ببینمتون؟

826
00:51:53,473 --> 00:51:56,753
‫الان داریم با قطار می‌ریم. یه
‫خونه تو آمپوردان بهمون دادن.

827
00:51:56,833 --> 00:51:59,753
‫هر وقت فهمیدم قراره با زندگیمون
‫چیکار کنیم، بهت زنگ می‌زنم.

828
00:51:59,833 --> 00:52:03,952
‫خیلی متاسفم مونیکا. به
‫النا بگو. یا گوشی رو بده بهش.

829
00:52:04,033 --> 00:52:05,313
‫الان کنارم نیست.

830
00:52:05,392 --> 00:52:07,832
‫اومدم دستشویی تا
‫حرف بزنم و صدامو نشنوه.

831
00:52:08,432 --> 00:52:11,832
‫سانتی هم برات بوس می‌فرسته.
‫اگه کاری از دستمون برمیاد...

832
00:52:12,192 --> 00:52:13,232
‫ممنون.

833
00:52:15,872 --> 00:52:18,111
‫مامان، داریم کجا می‌ریم؟

834
00:52:18,192 --> 00:52:19,231
‫نمی‌دونم.

835
00:52:20,031 --> 00:52:22,671
‫امشب خونه خاله السا
‫می‌خوابیم، باشه؟

836
00:52:24,751 --> 00:52:26,590
‫مامان، چی شده؟

837
00:52:27,871 --> 00:52:29,230
‫هیچی عزیزم.

838
00:52:29,254 --> 00:52:31,254
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

839
00:52:33,264 --> 00:52:36,264
‫دارم با بچه می‌رم. بهم زنگ نزن. پاتریشیا

840
00:52:57,228 --> 00:52:58,468
‫اووه!

841
00:53:04,068 --> 00:53:05,748
‫می‌خوای بیای تو؟

842
00:53:05,827 --> 00:53:07,907
‫ترجیح می‌دم همین‌طور مشروب بخورم، عزیزم.

843
00:53:08,427 --> 00:53:11,587
‫- پس من چی؟
‫- تو نمی‌تونی بنوشی، چپ میکنی.

844
00:53:12,147 --> 00:53:13,667
‫خاله السا چی؟

845
00:53:14,427 --> 00:53:16,867
‫بی‌خیالش. اون
‫کاری به کار ما نداره.

846
00:53:19,867 --> 00:53:22,107
‫الان برمی‌گردم.

847
00:53:22,186 --> 00:53:23,986
‫مواظب آب باش، باشه؟

848
00:53:29,945 --> 00:53:32,705
‫من کاری به کارتون ندارم،
‫عاشق این صحنه‌های خانوادگی‌ام.

849
00:53:32,786 --> 00:53:33,785
‫درسته...

850
00:53:54,104 --> 00:53:56,823
‫بجنب لورنزو، بیا بیرون
‫دیگه، خیلی وقته اون تویی.

851
00:53:56,904 --> 00:54:00,184
‫- نه، نمی‌خوام.
‫- عزیزم، زیر آفتاب می‌سوزی.

852
00:54:00,263 --> 00:54:01,424
‫بیا، بریم.

853
00:54:05,343 --> 00:54:06,943
‫الان برات کارتون می‌ذارم.

854
00:54:09,703 --> 00:54:11,502
‫بجنب.

855
00:54:11,583 --> 00:54:14,063
‫بریم.

856
00:54:19,542 --> 00:54:20,582
‫زود باش.

857
00:54:23,622 --> 00:54:24,821
‫اینجا بشین.

858
00:54:30,581 --> 00:54:32,981
‫بفرما، همین‌جا آروم بشین.

859
00:54:43,220 --> 00:54:45,500
‫ساعت‌هاست داری می‌نویسی، نه؟

860
00:54:46,820 --> 00:54:49,100
‫دلم می‌خواد یه فیلم سوم هم بسازم.

861
00:54:49,180 --> 00:54:51,060
‫یهو یه حسی بهم دست داد...

862
00:54:51,139 --> 00:54:52,539
‫باید کار این جزیره باشه.

863
00:54:53,219 --> 00:54:54,739
‫- چه خوب.
‫- اهوم.

864
00:54:55,379 --> 00:54:56,539
‫خب، در مورد چیه؟

865
00:54:58,139 --> 00:54:59,459
‫در مورد همه چی.

866
00:55:00,339 --> 00:55:04,338
‫در مورد دو تا زن توی یه جزیره آتشفشانی
‫و چیزایی که تو سرشون می‌گذره.

867
00:55:05,339 --> 00:55:06,978
‫هر دوشون دارن سوگواری می‌کنن.

868
00:55:07,858 --> 00:55:08,858
‫یکیشون منم؟

869
00:55:08,939 --> 00:55:11,978
‫خب، یکیشون با الهام
‫از توئه، آره، فکر کنم.

870
00:55:12,058 --> 00:55:15,458
‫و چی تو سر من می‌گذره؟
‫چون خودمم نمی‌دونم.

871
00:55:17,298 --> 00:55:19,177
‫یه جور اصطلاحه، پاتریشیا.

872
00:55:19,977 --> 00:55:22,577
‫من با الهام از اقامتمون
‫توی اون جزیره شروع کردم،

873
00:55:22,657 --> 00:55:24,497
‫و اینجا فقط تو،
‫اون بچه و من هستیم.

874
00:55:27,577 --> 00:55:30,816
‫ریکاردو، شوهرم، توش هست؟

875
00:55:32,016 --> 00:55:33,217
‫اون اینجا نیست.

876
00:55:33,976 --> 00:55:35,896
‫ولی اون دلیلیه
‫که تو اومدی اینجا.

877
00:55:36,616 --> 00:55:37,976
‫و در مورد اون دلیل هم می‌نویسی؟

878
00:55:38,656 --> 00:55:41,296
‫هنوز نه، تازه دارم شروع می‌کنم.

879
00:55:42,216 --> 00:55:44,856
‫الان وقتشه که هر چی به
‫ذهنم می‌رسه رو یادداشت کنم.

880
00:55:46,055 --> 00:55:48,695
‫ولی، حالا که می‌پرسی، آره،

881
00:55:49,775 --> 00:55:52,014
‫دوست دارم در مورد اون
‫و رهایی تو بنویسم.

882
00:55:52,095 --> 00:55:53,295
‫رهایی من؟

883
00:55:53,374 --> 00:55:54,255
‫آره.

884
00:55:54,654 --> 00:55:58,774
‫یعنی من از دست ریکاردو
‫خلاص شدم و خودم خبر ندارم؟

885
00:55:59,614 --> 00:56:02,614
‫خودت اینو بهم گفتی.
‫این سفر مدرکشه؟

886
00:56:03,414 --> 00:56:05,214
‫اینهمه بهت گفتم...

887
00:56:06,013 --> 00:56:07,533
‫ولی هیچ‌وقت باورم نکردی.

888
00:56:08,014 --> 00:56:10,334
‫اونوقت این دفعه باید باورت
‫کنم یا مثل همیشه است؟

889
00:56:15,453 --> 00:56:16,933
‫این فقط یه وقفه است.

890
00:56:18,133 --> 00:56:21,532
‫هنوز یه راه طولانی و پر دردسر در
‫پیش دارم تا از دستش خلاص بشم.

891
00:56:23,653 --> 00:56:25,252
‫حتی خودمم نمی‌دونم چی پیش میاد.

892
00:56:26,172 --> 00:56:28,532
‫- فکر می‌کردم هیچ شکی نداری.
‫- خب، دارم.

893
00:56:29,052 --> 00:56:30,131
‫خیلی زیاد.

894
00:56:31,732 --> 00:56:33,731
‫و دوست ندارم در مورد ما بنویسی.

895
00:56:33,812 --> 00:56:36,891
‫همه چی با تخیل قاطی می‌شه،
‫پاتریشیا، هیچ‌کس تو رو نمی‌شناسه.

896
00:56:36,972 --> 00:56:38,212
‫اون خودش رو می‌شناسه!

897
00:56:40,491 --> 00:56:42,771
‫می‌خوای جزئیات زندگی‌مون رو بگی؟

898
00:56:44,011 --> 00:56:46,210
‫از اون گندکاری‌هایی که
‫به قول تو، ازشون رها شدم؟

899
00:56:46,291 --> 00:56:48,570
‫ببین عزیزم، اون گندکاری‌ها
‫رو از زبون خودت شنیدم.

900
00:56:49,370 --> 00:56:51,450
‫ولی حالا که گفتی، فکر کنم آره.

901
00:56:51,770 --> 00:56:53,330
‫دوست دارم بتونم بگم

902
00:56:53,410 --> 00:56:56,090
‫که چطور اون مرد
‫سال‌ها تو رو خرد کرده،

903
00:56:56,170 --> 00:56:58,249
‫اونم از ناتوانی تو
‫برای واکنش نشون دادن.

904
00:56:58,330 --> 00:57:01,729
‫ولی اینکه بالاخره واکنش
‫نشون می‌دی، پاتریشیا،

905
00:57:02,529 --> 00:57:04,009
‫و از شرش خلاص می‌شی.

906
00:57:04,089 --> 00:57:06,449
‫همیشه فکر می‌کردم
‫یه پایان خوش بهت بدم.

907
00:57:06,529 --> 00:57:08,369
‫اگه قرار نبود این‌طور
‫باشه، ازت الهام نمی‌گرفتم.

908
00:57:10,409 --> 00:57:11,809
‫اگه پایانی در کار باشه،

909
00:57:13,368 --> 00:57:15,008
‫به نظر نمیاد خوش باشه.

910
00:57:15,089 --> 00:57:19,128
‫فراموش کردی که این یه داستانه
‫و منم که پایانش رو انتخاب می‌کنم.

911
00:57:21,248 --> 00:57:22,848
‫همیشه می‌شنیدم که می‌گفتی

912
00:57:23,248 --> 00:57:26,967
‫که پایان داستان توی روند
‫نوشتن خودش رو تحمیل می‌کنه.

913
00:57:29,687 --> 00:57:32,807
‫و نویسنده باید قبولش کنه،

914
00:57:33,727 --> 00:57:35,887
‫حتی اگه اون پایانی
‫نباشه که در نظر داشتم

915
00:57:38,166 --> 00:57:40,047
‫اینکه پایان گاهی
‫اوقات یه غافلگیریه

916
00:57:41,326 --> 00:57:44,326
‫حتی برای نویسنده و
‫برای شخصیت داستان

917
00:57:44,406 --> 00:57:46,846
‫فکر نمی‌کردم مصاحبه‌هام
‫رو یادت مونده باشه

918
00:57:47,926 --> 00:57:48,966
‫از گوش دادن به حرفات خوشم می‌اومد

919
00:57:49,046 --> 00:57:51,526
‫وقتی از تجربه‌ت به
‫عنوان کارگردان می‌گفتی

920
00:57:51,885 --> 00:57:53,326
‫نباید ولش می‌کردی

921
00:57:54,846 --> 00:57:57,565
‫ولی خوشم نمیاد درباره
‫من و ریکاردو بنویسی

922
00:57:58,765 --> 00:58:02,004
‫به هر حال، می‌خواستم وقتی
‫تموم شد بدم بخونیش

923
00:58:09,405 --> 00:58:10,604
‫هیچی نخوردی

924
00:58:11,124 --> 00:58:12,124
‫خودتم نخوردی

925
00:58:15,164 --> 00:58:16,884
‫من که با شراب سفید
‫حسابی مست کردم

926
00:58:17,764 --> 00:58:19,043
‫بیا جمع‌وجور کنیم

927
00:58:21,324 --> 00:58:24,883
‫باید زودتر قبل از دست
‫به کار شدن ازم می‌پرسیدی

928
00:58:25,602 --> 00:58:28,843
‫متاسفم، جوگیر شدم

929
00:58:28,922 --> 00:58:30,883
‫نوشتن این انقدر برات مهمه؟

930
00:58:32,843 --> 00:58:33,882
‫آره

931
00:58:34,442 --> 00:58:37,082
‫ولی نگران نباش، دیگه
‫تو داستان نیستی

932
00:58:37,162 --> 00:58:38,761
‫شنیدنش به وجدم آورد.

933
00:58:38,842 --> 00:58:41,401
‫ظاهراً خوب می‌تونی درباره
‫زندگی مردم تصمیم بگیری

934
00:58:41,921 --> 00:58:43,481
‫این رو گفتم که خیالت راحت شه

935
00:58:44,721 --> 00:58:47,081
‫نه تو و نه ریکاردو به عنوان
‫منبع الهام ظاهر نمیشین

936
00:58:47,721 --> 00:58:49,881
‫به هر حال، هیچ‌وقت
‫قرار نبود شما باشین

937
00:58:49,961 --> 00:58:53,081
‫تعجب می‌کنم که نمی‌فهمی،
‫دارم داستان تخیلی می‌نویسم

938
00:58:53,401 --> 00:58:55,120
‫همه چیز رو اینقدر جدی نگیر

939
00:58:55,201 --> 00:58:58,081
‫دختر، متاسفم که اینقدر
‫ضدحال زدم، چیزی نشده

940
00:58:58,160 --> 00:59:00,600
‫مشکل اینه که شوهرت
‫می‌دونه می‌تونه باهات

941
00:59:00,680 --> 00:59:01,680
‫هر کاری دلش خواست بکنه

942
00:59:06,000 --> 00:59:08,760
‫دیر یا زود ولش می‌کنی

943
00:59:09,519 --> 00:59:10,799
‫بیشتر دیر

944
00:59:11,920 --> 00:59:15,199
‫ولی هنوزم باید تا جایی
‫که می‌تونی تحمل کنی

945
00:59:16,399 --> 00:59:17,599
‫این اخلاقته

946
00:59:18,759 --> 00:59:20,519
‫حق نداری اینطوری باهام حرف بزنی

947
00:59:28,478 --> 00:59:29,878
‫متاسفم

948
00:59:29,958 --> 00:59:31,717
‫- خودمم.
‫- کجایی؟

949
00:59:31,798 --> 00:59:34,518
‫- لانزاروته، توی یه ویلا.
‫- بچه کجاست؟

950
00:59:35,078 --> 00:59:38,678
‫اینجاست پیشم،
‫خوابیده، حالمون خوبه

951
00:59:40,517 --> 00:59:41,797
‫میخوای برگردی؟

952
00:59:43,197 --> 00:59:44,196
‫آره

953
00:59:45,156 --> 00:59:46,997
‫لطفاً بیا دنبالم

954
00:59:48,156 --> 00:59:51,756
‫فردا با اولین پرواز میام،
‫ولی کجا بهت زنگ بزنم؟

955
00:59:51,837 --> 00:59:53,076
‫خودم بهت زنگ میزنم

956
00:59:54,436 --> 00:59:55,436
‫خیلی خب

957
00:59:57,876 --> 00:59:59,076
‫تا فردا

958
00:59:59,715 --> 01:00:00,716
‫دوستت دارم

959
01:00:00,795 --> 01:00:02,595
‫۲۵ دقیقه بهم وقت بده

960
01:00:03,475 --> 01:00:05,355
‫توی فرودگاه منتظرمون باش، باشه؟

961
01:00:06,475 --> 01:00:07,475
‫به زودی می‌بینمت.

962
01:00:09,195 --> 01:00:13,274
‫عزیزم، سطل رو بذار اینجا،
‫بیا، به مامان کمک کن، بگیر

963
01:00:32,793 --> 01:00:33,873
‫دارم میرم

964
01:00:34,353 --> 01:00:37,552
‫بابت دیشب متاسفم.
‫زیادی مشروب خورده بود.

965
01:00:37,633 --> 01:00:39,072
‫مستی و راستی.

966
01:00:39,912 --> 01:00:41,073
‫هر چی تو دلت بود رو گفتی.

967
01:00:41,152 --> 01:00:42,153
‫اوم.

968
01:00:42,792 --> 01:00:43,992
‫ولی بی‌رحم بودم.

969
01:00:44,072 --> 01:00:46,472
‫آره. خیلی.

970
01:00:46,552 --> 01:00:50,112
‫قبول دارم که وضعیتت
‫کلافه‌ام می‌کنه، پاتریشیا،

971
01:00:50,792 --> 01:00:53,071
‫ولی می‌دونم حق ندارم دخالت کنم.

972
01:00:53,191 --> 01:00:55,472
‫نه، نداری.

973
01:00:56,351 --> 01:00:59,311
‫- با یه دوست این‌طوری حرف نمی‌زنن.
‫- تو یه چیز دیگه‌ای.

974
01:00:59,391 --> 01:01:02,471
‫یه چیز دیگه بودم، اشتباه نکن.

975
01:01:03,271 --> 01:01:04,950
‫داریم می‌ریم عزیزم. خداحافظی کن.

976
01:01:06,390 --> 01:01:09,110
‫داریم با بابا می‌ریم مادرید.

977
01:01:09,191 --> 01:01:10,310
‫آه، جدی؟

978
01:01:10,750 --> 01:01:14,350
‫توی فرودگاه منتظرمونه.

979
01:01:14,750 --> 01:01:17,469
‫آه! چه عالی.

980
01:01:18,549 --> 01:01:20,150
‫هی، سفر بهت خوش گذشت؟

981
01:01:20,229 --> 01:01:23,989
‫ساحل سیاه و کاکتوس‌ها
‫رو دوست داشتم.

982
01:01:24,069 --> 01:01:26,908
‫کاکتوس‌ها؟ آخه خیلی قشنگن.

983
01:01:26,989 --> 01:01:28,548
‫خیلی خوشحالم.

984
01:01:28,629 --> 01:01:30,588
‫دلم برات تنگ می‌شه، لورنزو.

985
01:01:30,669 --> 01:01:31,868
‫- منم همین‌طور.
‫- آخ!

986
01:01:31,949 --> 01:01:34,588
‫سفر برگشت خوبی داشته باشی.

987
01:01:36,748 --> 01:01:38,668
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

988
01:01:38,748 --> 01:01:41,027
‫بریم عزیزم. کیفت رو بردار.

989
01:01:47,107 --> 01:01:48,387
‫بریم، لورن.

990
01:01:58,426 --> 01:02:00,026
‫سه تا ویلا پیدا کردم،

991
01:02:00,106 --> 01:02:02,306
‫ولی یکیشون رو خیلی دوست داشتم.

992
01:02:02,386 --> 01:02:04,546
‫این نیست، ولی شبیهشه‌.

993
01:02:06,385 --> 01:02:08,426
‫دم ورودی‌اش یه باغ کاکتوس داره.

994
01:02:08,506 --> 01:02:12,825
‫خشک و با شن‌های
‫سیاه، ولی خیلی قشنگه.

995
01:02:12,905 --> 01:02:13,905
‫آها.

996
01:02:14,545 --> 01:02:16,985
‫بعد جلوی ایوونش
‫یه آسمون بی‌کران داری.

997
01:02:18,265 --> 01:02:19,465
‫و استخر.

998
01:02:20,384 --> 01:02:21,784
‫سیستم گرمایشی داره؟

999
01:02:22,584 --> 01:02:24,384
‫نمی‌دونم، فکر کنم داشته باشه.

1000
01:02:25,064 --> 01:02:26,744
‫ولی بذار بپرسم.

1001
01:02:30,344 --> 01:02:31,584
‫مونیکا‌ست.

1002
01:02:33,744 --> 01:02:36,223
‫سلام مونیکا. هنوز
‫آمپوردان هستین؟

1003
01:02:36,303 --> 01:02:38,223
‫نه، برگشتیم مادرید.

1004
01:02:38,303 --> 01:02:40,343
‫فکر کنم النا اینجا بهتر
‫بهش رسیدگی می‌شه.

1005
01:02:40,423 --> 01:02:41,863
‫«می‌خوای همدیگه رو ببینیم؟»

1006
01:02:42,503 --> 01:02:44,703
‫نه، الان نمی‌تونم ازش جدا بشم.

1007
01:02:46,582 --> 01:02:48,542
‫دو هفته پیش سعی کرد

1008
01:02:48,622 --> 01:02:50,982
‫«با قرص‌هایی که برای
‫افسردگی می‌خوره خودکشی کنه».

1009
01:02:51,063 --> 01:02:51,982
‫چی می‌گی...

1010
01:02:52,062 --> 01:02:54,462
‫نمی‌خوام با مشکلاتمون نگرانت کنم.

1011
01:02:54,542 --> 01:02:57,742
‫نه، نگرانم نمی‌کنی، فقط
‫بگو اگه می‌تونیم کمکی کنیم.

1012
01:02:57,821 --> 01:02:58,661
‫ممنون.

1013
01:02:58,742 --> 01:03:01,941
‫یه تراپیست پیدا کردیم
‫که انگار النا ازش خوشش اومده.

1014
01:03:02,701 --> 01:03:03,941
‫از این وضعیت در میایم.

1015
01:03:04,501 --> 01:03:05,501
‫«مطمئنم».

1016
01:03:06,941 --> 01:03:07,861
‫باید برم.

1017
01:03:08,741 --> 01:03:09,900
‫از دور بغلت میکنم.

1018
01:03:10,501 --> 01:03:11,901
‫سانتی هم سلام میرسونه.

1019
01:03:12,540 --> 01:03:13,821
‫قربونت تو هم سلام برسون.

1020
01:03:14,460 --> 01:03:15,540
‫خداحافظ.

1021
01:03:17,020 --> 01:03:18,140
‫چی شده؟

1022
01:03:18,500 --> 01:03:20,820
‫دوستش سعی کرده خودکشی کنه.

1023
01:03:20,900 --> 01:03:22,140
‫چی داری میگی؟

1024
01:04:03,137 --> 01:04:05,777
‫توی راه گیر طوفان افتادی؟

1025
01:04:06,816 --> 01:04:08,816
‫نه. خوب اومدم.

1026
01:04:11,216 --> 01:04:12,736
‫چه طوفان بزرگیه.

1027
01:04:14,936 --> 01:04:15,816
‫تو چطوری؟

1028
01:04:17,016 --> 01:04:18,016
‫خوبم.

1029
01:04:20,815 --> 01:04:22,175
‫امروز سر کار نمیری؟

1030
01:04:22,535 --> 01:04:25,735
‫چرا. فیلمبرداری یه تبلیغ دارم.

1031
01:04:26,175 --> 01:04:28,095
‫- تبلیغ چیه؟
‫- شورت مردونه.

1032
01:04:28,535 --> 01:04:30,294
‫چه کارایی که مجبوری بکنی.

1033
01:04:30,974 --> 01:04:33,495
‫پول خیلی خوبی میدن و کار
‫ناشایستی هم نیست، مامان.

1034
01:04:33,974 --> 01:04:36,054
‫انگار طوفان داره آروم میشه.

1035
01:04:37,014 --> 01:04:38,854
‫نمیدونی چه رعد و برقایی بود.

1036
01:04:39,173 --> 01:04:41,294
‫غذا رو براتون
‫آوردم، خانم آنتونیا.

1037
01:04:42,733 --> 01:04:44,773
‫ این غذا واسه درد من افاقه نمی‌کنه.

1038
01:04:47,573 --> 01:04:49,613
‫امروز من بهت غذا
‫میدم، باشه مامان؟

1039
01:04:52,332 --> 01:04:54,252
‫خیلی ممنون دخترم.

1040
01:05:07,533 --> 01:05:09,033
‫شب از راه میرسد.

1041
01:05:09,103 --> 01:05:14,603
‫السا از پشت میز بلند میشود.

1042
01:05:14,785 --> 01:05:18,285
‫تا کمی خستگی در کند.

1043
01:05:32,094 --> 01:05:35,163
‫پایان

1044
01:05:46,088 --> 01:05:47,088
‫همه چی خوبه؟

1045
01:05:47,608 --> 01:05:50,009
‫آره، فکر کنم
‫فیلمنامه رو تموم کردم.

1046
01:05:50,768 --> 01:05:51,888
‫تبریک میگم.

1047
01:05:53,368 --> 01:05:54,488
‫راضی هستی؟

1048
01:05:55,168 --> 01:05:57,248
‫یه کم کوتاه شده،
‫یه چیزی کم داره...

1049
01:05:57,327 --> 01:06:00,767
‫همیشه وقتی نوشتن رو تموم میکنی
‫اینو میگی، نه؟ میتونم بخونمش؟

1050
01:06:04,807 --> 01:06:06,447
‫پیش‌نویس اوله. میدونم.

1051
01:06:07,767 --> 01:06:11,287
‫یه شخصیت هست که اولش شبیه توئه.

1052
01:06:11,367 --> 01:06:12,846
‫- آهان!
‫- ولی اون تو نیستی.

1053
01:06:12,927 --> 01:06:15,247
‫- آه، نیست؟
‫- نه. فقط اولش ازت الهام گرفتم.

1054
01:06:18,766 --> 01:06:21,846
‫اگه کاملاً هم خودم
‫بودم برام مهم نبود.

1055
01:06:22,405 --> 01:06:25,285
‫اتفاقاً، دوست دارم
‫الهام‌بخش تو باشم.

1056
01:06:25,366 --> 01:06:26,965
‫پس اولش من میام؟

1057
01:06:27,046 --> 01:06:30,045
‫ولی جلوی من نخونش.
‫برو تو اتاق یا توی باغ.

1058
01:06:30,605 --> 01:06:31,805
‫وسواسی...

1059
01:06:31,885 --> 01:06:34,045
‫اینکه ببینم داری
‫میخونیش عصبی‌ام میکنه.

1060
01:06:34,125 --> 01:06:36,645
‫همش حواسم به اینه که
‫چه واکنشی نشون میدی.

1061
01:06:36,725 --> 01:06:38,764
‫خب، ببین، واکنش خوبی نشون میدم.

1062
01:06:38,845 --> 01:06:41,764
‫حتی اگه از چیزی که میخونم
‫اصلاً خوشم نیاد، خیالت راحت.

1063
01:07:01,384 --> 01:07:06,384
‫روز بعد،

1064
01:07:07,265 --> 01:07:17,065
‫السا به دوستش
‫النا/ناتالیا زنگ میزند.

1065
01:07:35,240 --> 01:07:36,280
‫آره؟

1066
01:07:36,360 --> 01:07:40,000
‫- سلام آنجلیتا، من السا هستم.
‫- «چطوری السا، عزیزم؟».

1067
01:07:40,080 --> 01:07:41,799
‫خوبم. دخترت چطوره؟

1068
01:07:41,880 --> 01:07:44,639
‫خوب، اینجاست، یه کم بی‌قراره.

1069
01:07:45,480 --> 01:07:47,079
‫دختر!

1070
01:07:48,799 --> 01:07:50,879
‫ببین، اینجاست، دارم
‫گوشی رو میدم بهش.

1071
01:07:50,959 --> 01:07:52,319
‫مرسی، می‌بوسمت.

1072
01:07:52,719 --> 01:07:53,999
‫السا...

1073
01:07:58,638 --> 01:08:00,078
‫-سلام، السا.

1074
01:08:00,158 --> 01:08:02,158
‫سلام، ناتالیا. چطوری؟

1075
01:08:02,478 --> 01:08:04,678
‫خب... راستش، دارم می‌گذرونم.

1076
01:08:05,837 --> 01:08:08,597
‫ولی خیلی خوشحال
‫شدم صداتو شنیدم. و...

1077
01:08:08,678 --> 01:08:10,877
‫و اصلاً نگران نباش که
‫نتونستی بیای، باشه؟

1078
01:08:10,957 --> 01:08:12,117
‫«آخه نتونستم بیام».

1079
01:08:12,957 --> 01:08:16,157
‫توی تعطیلات قانون اساسی یه
‫حمله پنیک وحشتناک بهم دست داد.

1080
01:08:16,477 --> 01:08:18,677
‫الهی... می‌دونم چیه.

1081
01:08:18,757 --> 01:08:21,476
‫واسه همین به حرف روانپزشکم
‫گوش دادم و اومدم لانزاروته.

1082
01:08:21,837 --> 01:08:24,437
‫آه، خب... خب خیلی هم عالیه.

1083
01:08:24,516 --> 01:08:26,796
‫باید استراحت کنی، اصلاً یه
‫لحظه هم آروم نمی‌گیری، می‌دونی که؟

1084
01:08:26,876 --> 01:08:28,676
‫این جزیره خیلی بهم ساخته...

1085
01:08:28,996 --> 01:08:30,716
‫یه ویلا با دو تا اتاق دارم

1086
01:08:30,795 --> 01:08:33,635
‫و یهو به این فکر افتادم
‫که چرا تو نیای اینجا.

1087
01:08:33,716 --> 01:08:35,035
‫اینجوری همدم هم می‌شیم.

1088
01:08:35,516 --> 01:08:37,635
‫«جزیره یه انرژی خیلی خاصی داره».

1089
01:08:37,715 --> 01:08:39,155
‫اوه...

1090
01:08:39,675 --> 01:08:42,035
‫داری دعوتم می‌کنی
‫که بیام لانزاروته؟

1091
01:08:43,155 --> 01:08:45,675
‫«مطمئنم که از خونه
‫بیرون زدن برات خوبه».

1092
01:08:47,435 --> 01:08:48,474
‫اوه...

1093
01:08:48,555 --> 01:08:50,994
‫اگه پایه‌ای، مهمون منی.

1094
01:08:51,074 --> 01:08:53,234
‫یه بلیت برات می‌گیرم
‫واسه فردا، باشه؟

1095
01:08:53,314 --> 01:08:56,074
‫الان انجامش میدم.
‫می‌بوسمت. فعلاً عزیزم.

1096
01:08:59,274 --> 01:09:00,793
‫میگه برم لانزاروته.

1097
01:09:00,873 --> 01:09:03,913
‫من بودم که همون لحظه سوار
‫هواپیما می‌شدم. دیگه خود دانی.

1098
01:09:04,593 --> 01:09:07,873
‫«مسافرین پرواز ES237
‫باید از گیت C سوار شوند».

1099
01:09:07,953 --> 01:09:09,393
‫از گیت C.

1100
01:09:09,473 --> 01:09:15,512
‫«لطفاً مسافرین پرواز
‫ES237 از گیت C سوار شوند».

1101
01:09:27,512 --> 01:09:30,871
‫چه عالی! وای!

1102
01:09:30,951 --> 01:09:33,671
‫- سفر چطور بود؟
‫- وای، خیلی گیجم.

1103
01:09:33,751 --> 01:09:35,271
‫چه جمعیتی!

1104
01:09:35,350 --> 01:09:37,150
‫این کل آدماییه که قراره ببینی.

1105
01:09:37,231 --> 01:09:39,031
‫- آره؟
‫- آره. بریم سمت ماشین.

1106
01:10:09,908 --> 01:10:11,988
‫- چقدر اینجا عجیبه.
‫- آره.

1107
01:10:12,068 --> 01:10:13,108
‫اینا قبرن؟

1108
01:10:13,188 --> 01:10:15,508
‫نه، بهشون میگن زوکو.

1109
01:10:15,587 --> 01:10:17,428
‫برای محافظت از درختای
‫انگور استفاده میشن.

1110
01:10:19,147 --> 01:10:21,667
‫- برای محافظت؟
‫- از باد.

1111
01:10:38,346 --> 01:10:39,545
‫خیلی فوق‌العاده‌ان.

1112
01:10:39,626 --> 01:10:43,105
‫ببخشید، آخه تو دهات مثل
‫آدمای وحشی زندگی می‌کنم.

1113
01:10:43,186 --> 01:10:45,065
‫باید موهامو رنگ می‌کردم، نه؟

1114
01:10:47,025 --> 01:10:48,305
‫خیلی خوشگلی.

1115
01:10:54,145 --> 01:10:57,024
‫خوشحالم که اومدم، السا.

1116
01:11:11,783 --> 01:11:14,223
‫این مدت که ندیدمت چیکار می‌کردی؟

1117
01:11:14,303 --> 01:11:17,223
‫خب هیچی. تو خونه،
‫آروم، پیش مادرم.

1118
01:11:17,303 --> 01:11:19,783
‫پیش مادرت؟ مگه دوست
‫نداری؟ بیرون نمیری؟

1119
01:11:19,862 --> 01:11:22,102
‫آخه اون دهکده کلاً
‫۵۳ نفر جمعیت داره.

1120
01:11:22,182 --> 01:11:24,502
‫و مادرم از همشون
‫جوون‌تره، که ۶۰ سالشه.

1121
01:11:24,582 --> 01:11:26,262
‫بقیه، ۸۰ سال به بالا هستن.

1122
01:11:26,342 --> 01:11:29,702
‫ببین، این اتاق منه. و این
‫یکی سمت چپ، اتاق توئه.

1123
01:11:29,782 --> 01:11:30,942
‫بیا.

1124
01:11:31,022 --> 01:11:35,261
‫پاتریشیا چند روزی اینجا
‫بود، ولی برگشت پیش شوهرش.

1125
01:11:35,981 --> 01:11:37,781
‫نمی‌دونستم که از هم جدا شده بودن.

1126
01:11:37,861 --> 01:11:40,061
‫خب، نه. مثل همیشه هستن.

1127
01:11:41,341 --> 01:11:43,381
‫خیلی خوشحالم که اومدی.

1128
01:11:43,460 --> 01:11:45,141
‫منم همین‌طور. کمکت کنم؟

1129
01:11:45,220 --> 01:11:47,221
‫نه، خودم می‌تونم.

1130
01:12:01,780 --> 01:12:04,859
‫اگه دلت خواست کاری
‫کنی، کلی جای دیدنی هست.

1131
01:12:06,058 --> 01:12:08,099
‫- ببین.
‫- نه، همین‌جا خوبم.

1132
01:12:08,899 --> 01:12:09,979
‫مطمئنی؟

1133
01:12:11,939 --> 01:12:12,859
‫خب.

1134
01:12:16,658 --> 01:12:17,858
‫می‌خوای حرف بزنی؟

1135
01:12:18,978 --> 01:12:20,057
‫یا...

1136
01:12:20,138 --> 01:12:22,137
‫یا برات مهم نیست اگه یکم بنویسم؟

1137
01:12:22,218 --> 01:12:24,258
‫آه، نه، نه، تو بنویس.

1138
01:12:24,337 --> 01:12:27,138
‫من همین‌جا خیلی راحتم و
‫دارم از هوای خنک لذت می‌برم.

1139
01:12:28,177 --> 01:12:29,218
‫باشه.

1140
01:12:40,936 --> 01:12:42,016
‫چی می‌نویسی؟

1141
01:12:43,696 --> 01:12:46,216
‫یه فیلم‌نامه. خب، یا
‫حداقل امیدوارم که باشه.

1142
01:12:46,896 --> 01:12:49,056
‫دلم خواست یه فیلم دیگه بسازم.

1143
01:12:49,376 --> 01:12:51,775
‫ولی هر وقت خواستی
‫حرفم رو قطع کن، باشه؟

1144
01:12:53,735 --> 01:12:54,895
‫موضوعش چیه؟

1145
01:12:55,375 --> 01:12:56,655
‫آه...

1146
01:12:57,175 --> 01:12:58,535
‫در مورد دوران بچگیمه.

1147
01:12:59,655 --> 01:13:01,135
‫و در مورد اومدنم به مادرید.

1148
01:13:02,535 --> 01:13:06,734
‫برای اولین باره که دارم در مورد مرگ مادرم
‫حرف می‌زنم، که دقیقاً یه سال پیش بود.

1149
01:13:08,254 --> 01:13:09,654
‫خیلی بهم کمک کرده.

1150
01:13:10,694 --> 01:13:14,174
‫از اون موقع تا حالا دست از کار
‫نکشیدم، داشتم از سوگواری فرار می‌کردم.

1151
01:13:16,214 --> 01:13:20,693
‫ولی... بعد از اون حال بدی که
‫هفته پیش بهم دست داد، ترسیدم.

1152
01:13:21,334 --> 01:13:22,893
‫و تصمیم گرفتم دست نگه دارم.

1153
01:13:25,293 --> 01:13:26,852
‫سوگواری چقدر طول می‌کشه؟

1154
01:13:29,813 --> 01:13:32,372
‫من هنوز همون حسی رو دارم
‫که موقع تصادف داشتم.

1155
01:13:34,572 --> 01:13:36,492
‫و داره می‌شه دو سال.

1156
01:13:38,532 --> 01:13:39,812
‫خب، نمی‌دونم.

1157
01:13:40,411 --> 01:13:42,132
‫بستگی به آدمش داره.

1158
01:13:43,211 --> 01:13:46,331
‫ولی تو هم باید
‫تلاش کنی، ناتالیا.

1159
01:13:46,651 --> 01:13:48,451
‫و تو هم داری این کار
‫رو می‌کنی، مگه نه؟

1160
01:13:53,450 --> 01:13:56,730
‫نمی‌دونم. روزایی هست
‫که اصلاً انرژی ندارم.

1161
01:13:58,650 --> 01:14:00,011
‫این حرف رو نزن.

1162
01:14:00,810 --> 01:14:04,250
‫افسرده‌ای، ولی این حالت
‫می‌گذره. دکتر رفتی؟

1163
01:14:04,569 --> 01:14:06,250
‫تحت درمان هستی؟

1164
01:14:08,370 --> 01:14:12,049
‫آره، ولی... گاهی یادم می‌ره.

1165
01:14:12,129 --> 01:14:15,049
‫اگه بخوای، بهم بگو چی
‫باید بخوری تا خودم بهت بدم.

1166
01:14:15,729 --> 01:14:19,689
‫نه، نگران نباش. همه
‫داروهام رو با خودم آوردم.

1167
01:14:27,248 --> 01:14:29,247
‫برنامه‌ای برای آینده داری؟

1168
01:14:31,327 --> 01:14:33,968
‫خب، ژان-پل از اتفاقی که
‫برام افتاده بود باخبر شد

1169
01:14:34,047 --> 01:14:36,247
‫و بهم پیشنهاد دو تا
‫آگهی تبلیغاتی داد.

1170
01:14:36,328 --> 01:14:37,607
‫آه، چه خوب.

1171
01:14:38,727 --> 01:14:40,927
‫من بهش گفتم که
‫قیافه‌ام افتضاح شده.

1172
01:14:41,286 --> 01:14:43,486
‫و براش یه عکس فرستادم
‫تا ببینه چطوری‌ام،

1173
01:14:43,567 --> 01:14:46,246
‫ولی اون میگه که
‫به نظرم عالی میومدی.

1174
01:14:46,327 --> 01:14:48,206
‫خیلی خوشگلی، مثل همیشه.

1175
01:14:48,807 --> 01:14:50,327
‫فقط دو تا عکسه.

1176
01:14:50,406 --> 01:14:52,446
‫راستش اون کار رو
‫برام خیلی آسون کرده.

1177
01:14:53,566 --> 01:14:55,845
‫به هر حال، من بودم موهای
‫سفیدم رو رنگ می‌کردم.

1178
01:14:56,166 --> 01:14:59,125
‫- آره؟
‫- و یه کم بیشتر غذا می‌خوردم.

1179
01:15:00,005 --> 01:15:01,446
‫نگاه کن، اون پنیر رو.

1180
01:15:03,205 --> 01:15:04,245
.همم

1181
01:15:04,326 --> 01:15:07,764
‫فردا می‌تونیم بریم آرایشگاه. یا
‫خودش بهت گفته که بذاری بمونن؟

1182
01:15:08,365 --> 01:15:09,525
‫- نه.
‫- نه؟

1183
01:15:09,605 --> 01:15:11,725
‫- نه، نه.
‫- پس فردا میریم آرایشگاه.

1184
01:15:11,805 --> 01:15:14,844
‫قیافه‌ات بهتر شده.
‫سفر داره بهت می‌سازه.

1185
01:15:15,364 --> 01:15:17,284
‫خب، یه کم آرایش کردم.

1186
01:15:18,964 --> 01:15:20,004
‫ببخشید.

1187
01:15:21,444 --> 01:15:23,123
‫بوئه. باید جواب بدم.

1188
01:15:23,204 --> 01:15:25,404
‫یه کم گذاشتمش کنار و خیلی
‫از این بابت خوشحال نیست.

1189
01:15:25,483 --> 01:15:26,883
‫آره، معلومه.

1190
01:15:28,403 --> 01:15:29,883
‫چطوری عشقم؟

1191
01:15:32,083 --> 01:15:33,402
‫ناراحت نشو.

1192
01:15:33,483 --> 01:15:36,562
‫نه. آخه می‌دونی که خیلی
‫درگیر نوشتن بودم.

1193
01:15:39,322 --> 01:15:42,443
‫آی، نه.

1194
01:15:42,522 --> 01:15:43,962
‫بیا جلوتر.

1195
01:15:44,042 --> 01:15:47,961
‫نگاه کن.

1196
01:15:51,042 --> 01:15:52,521
‫شتر...

1197
01:16:28,158 --> 01:16:30,959
‫نه. گوش کن. اه... باید قطع کنم.

1198
01:16:31,038 --> 01:16:34,038
‫فردا بهت زنگ می‌زنم و برات
‫توضیح میدم، باشه؟ می‌بوسمت، عزیزم.

1199
01:16:37,678 --> 01:16:39,278
‫چند لحظه.

1200
01:16:51,117 --> 01:16:52,156
‫خوبی؟

1201
01:16:59,036 --> 01:17:00,236
‫بو حالش چطوره؟

1202
01:17:00,956 --> 01:17:01,876
‫خوبه.

1203
01:17:02,796 --> 01:17:05,435
‫عصبانیه چون کم بهش زنگ می‌زنم.

1204
01:17:11,436 --> 01:17:13,435
‫ولی الان کسی که نگرانشم تویی.

1205
01:17:17,875 --> 01:17:21,114
‫من به سکوتت
‫احترام می‌ذارم، ولی...

1206
01:17:21,835 --> 01:17:23,274
‫نگات می‌کنم و...

1207
01:17:24,314 --> 01:17:27,114
‫دلم می‌خواست بهم بگی چه حسی داری.

1208
01:17:28,794 --> 01:17:30,393
‫نه، دلت نمی‌خواست.

1209
01:17:31,714 --> 01:17:33,273
‫خودت رو خالی می‌کردی.

1210
01:17:35,714 --> 01:17:36,993
‫باید حرف زد.

1211
01:17:39,433 --> 01:17:41,352
‫السا، ازت ممنونم.

1212
01:17:43,113 --> 01:17:46,513
‫ولی ترجیح میدم
‫در موردش حرف نزنم.

1213
01:17:52,072 --> 01:17:53,392
‫هر جور راحتی.

1214
01:17:54,912 --> 01:17:56,751
‫ولی بدون که من رو داری.

1215
01:18:10,590 --> 01:18:11,911
‫الان بهترم.

1216
01:18:13,350 --> 01:18:14,630
‫الان خوبم.

1217
01:18:17,230 --> 01:18:18,150
‫نه.

1218
01:18:19,230 --> 01:18:21,070
‫تو خوب نیستی، ناتالیا.

1219
01:18:22,150 --> 01:18:23,110
‫ولی...

1220
01:18:24,390 --> 01:18:27,789
‫اگه تنها راه کمک کردن
‫بهت اینه که کنارت باشم

1221
01:18:28,629 --> 01:18:29,869
‫من اینجام

1222
01:18:39,508 --> 01:18:41,788
‫میرم بخوابم. خیلی خسته‌ام

1223
01:18:41,868 --> 01:18:44,308
‫- خوب بخوابی.
‫- تو هم همینطور

1224
01:18:50,588 --> 01:18:54,027
‫و... خیلی ممنون بابت همه چیز

1225
01:18:55,307 --> 01:18:59,467
‫راستی، اگه خوابت نبرد یا
‫هر چی شد، بهم خبر بده، باشه؟

1226
01:19:00,307 --> 01:19:02,586
‫یه مدتی میرم تو اتاقم و
‫دوباره یه چیزایی میخونم

1227
01:19:24,945 --> 01:19:26,824
‫آی نه، تو رو خدا، دوباره نه

1228
01:19:44,744 --> 01:19:45,583
‫نه...

1229
01:19:45,663 --> 01:19:49,022
‫میخوایم سقف ماشین رو
‫برداریم تا بیاریمت بیرون، خب؟

1230
01:19:49,103 --> 01:19:52,023
‫بذاریدش پایین. تجهیزات رو بیار

1231
01:19:52,383 --> 01:19:53,263
‫من اینجام، خب؟

1232
01:19:53,343 --> 01:19:55,303
‫- تخته.
‫- تخته

1233
01:20:49,339 --> 01:20:50,298
‫ناتالیا؟

1234
01:20:51,498 --> 01:20:53,218
‫ناتالیا، خوابی؟

1235
01:21:07,336 --> 01:21:09,536
‫ناتالیا! ناتالیا؟

1236
01:21:09,857 --> 01:21:12,937
‫ناتالیا، بیدار شو!
‫بیدار شو! ناتالیا

1237
01:21:13,016 --> 01:21:14,176
‫ناتالیا...

1238
01:21:16,296 --> 01:21:18,816
‫آی!

1239
01:21:21,103 --> 01:21:24,604
‫متأسفم السا. نمیتونستم ادامه
‫بدم. منو ببخش. دوستت دارم. ناتالیا.

1240
01:21:42,774 --> 01:21:43,614
‫الو؟

1241
01:21:44,134 --> 01:21:45,453
‫بیدارت نکردم؟

1242
01:21:45,534 --> 01:21:46,533
‫نه

1243
01:21:47,014 --> 01:21:49,013
‫تو بهم زنگ زدی، مگه نه؟ تو
‫مأموریت بودم امکان صحبت نداشتم.

1244
01:21:50,094 --> 01:21:51,533
‫آره، حدس زدم

1245
01:21:52,213 --> 01:21:54,693
‫اوه... چیز مهمی نبود

1246
01:21:55,533 --> 01:21:57,093
‫خوشحالم که بهم زنگ زدی

1247
01:21:58,253 --> 01:22:01,532
‫راستی، داشتم فکر
‫میکردم که برای منم خوبه

1248
01:22:01,613 --> 01:22:03,292
‫دو سه روز برم مرخصی

1249
01:22:04,132 --> 01:22:06,892
‫و فردا عصر یه
‫پرواز هست که جا داره

1250
01:22:07,412 --> 01:22:09,132
‫بهم بگو که از
‫اومدنم خوشحال میشی.

1251
01:22:10,811 --> 01:22:12,891
‫بو. اه...

1252
01:22:13,772 --> 01:22:14,811
‫اوم...

1253
01:22:15,891 --> 01:22:18,571
‫الان دارم با آمبولانس
‫میرم و ناتالیا هم همراهمه

1254
01:22:20,091 --> 01:22:22,131
‫یه اتفاقی پیش اومده و...

1255
01:22:22,851 --> 01:22:24,410
‫باید پیشش بمونم

1256
01:22:25,331 --> 01:22:26,811
‫بعداً برات توضیح میدم

1257
01:22:27,570 --> 01:22:31,170
‫ولی نه، الان وقت مناسبی
‫نیست که بیای، یا حتی حرف بزنیم

1258
01:22:32,250 --> 01:22:33,250
‫باشه

1259
01:22:33,330 --> 01:22:35,530
‫- درکم کن.
‫- آره، آره، آره

1260
01:22:36,850 --> 01:22:37,849
‫میفهمم

1261
01:22:38,529 --> 01:22:40,250
‫الان وقت حرف زدن درباره من نیست

1262
01:22:41,849 --> 01:22:43,529
‫و به نظر نمیاد خیلی
‫هم برات مهم باشه

1263
01:22:48,089 --> 01:22:49,369
‫بابت تماس ببخشید

1264
01:23:47,725 --> 01:23:49,805
‫صدای رعد و برق رو شنیدی؟

1265
01:23:50,404 --> 01:23:51,444
‫آره

1266
01:23:52,644 --> 01:23:53,964
‫آره، شنیدمش

1267
01:23:54,964 --> 01:23:56,324
‫یه طوفان وحشتناک بود

1268
01:23:56,403 --> 01:23:59,163
‫به نظر میاد طوفان داره آروم میشه

1269
01:23:59,804 --> 01:24:01,003
‫دیگه تموم شد

1270
01:24:06,083 --> 01:24:10,002
‫میای با من پاریس،
‫برای اون قضیه عکس‌ها؟

1271
01:24:11,043 --> 01:24:13,002
‫من ماه‌ها پیش با
‫مدیر برنامه‌ام بهم زدم.

1272
01:24:13,642 --> 01:24:15,043
‫هر جا تو بخوای میام.

1273
01:24:17,002 --> 01:24:18,122
‫ممنون.

1274
01:24:18,202 --> 01:24:20,602
‫ولی بهم قول بده که
‫دیگه دوباره امتحانش نکنی.

1275
01:24:21,322 --> 01:24:23,002
‫بهت قول میدم، السا.

1276
01:24:31,681 --> 01:24:32,681
‫یه خوابی دیدم.

1277
01:24:34,120 --> 01:24:35,080
‫جدی؟

1278
01:24:35,161 --> 01:24:38,000
‫خواب دیدم که تو اتاقم بودم

1279
01:24:39,721 --> 01:24:41,440
‫با چمدون باز.

1280
01:24:42,680 --> 01:24:44,120
‫و نمیدونم چرا

1281
01:24:45,079 --> 01:24:46,360
‫نمیتونستم پرش کنم.

1282
01:24:47,240 --> 01:24:50,839
‫به هر دلیلی، بلد
‫نبودم چمدونم رو ببندم.

1283
01:24:51,399 --> 01:24:53,479
‫متوجهش شدم و خیلی کلافه شدم.

1284
01:24:56,399 --> 01:24:58,439
‫یادم نمیاد لباسی دستم بوده باشه.

1285
01:24:59,559 --> 01:25:02,838
‫فقط یادمه چمدون باز بود و...

1286
01:25:03,318 --> 01:25:05,198
‫و اینکه نمیتونستم
‫چیزی توش بذارم.

1287
01:25:06,199 --> 01:25:07,278
‫تنها بودی؟

1288
01:25:07,798 --> 01:25:08,758
‫نه.

1289
01:25:09,438 --> 01:25:10,838
‫خب، اولش آره.

1290
01:25:12,158 --> 01:25:16,878
‫و یهو، با یه زن دیگه
‫بودم که ازم بزرگتر بود.

1291
01:25:17,797 --> 01:25:20,117
‫اون زن دیگه چمدونش رو بست.

1292
01:25:21,997 --> 01:25:25,117
‫در حالی که من... نمیتونستم
‫چمدونم رو ببندم.

1293
01:25:27,796 --> 01:25:29,596
‫اگه من اون زن بودم

1294
01:25:30,756 --> 01:25:33,996
‫چمدون خودم رو میبستم
‫و مال تو رو هم جمع میکردم.

1295
01:25:39,316 --> 01:25:42,275
‫اشکالی نداره یه ساعت تنها
‫بمونین؟ باید برم بیرون.

1296
01:25:42,356 --> 01:25:44,996
‫سر راه خرید هم میکنم.
‫چیزی میخوای، النا؟

1297
01:25:45,875 --> 01:25:47,795
‫نه. ممنون.

1298
01:26:10,873 --> 01:26:12,353
‫اتفاقی افتاده، مونیکا؟

1299
01:26:15,872 --> 01:26:17,433
‫فیلمنامه‌ت رو خوندم.

1300
01:26:17,552 --> 01:26:20,192
‫خوشت نیومد؟ هنوز
‫باید روش کار کنم.

1301
01:26:20,272 --> 01:26:22,312
‫- چطور جرئت کردی؟
‫- چی؟

1302
01:26:22,392 --> 01:26:23,832
‫فکر کردی با اون غرامت،

1303
01:26:23,912 --> 01:26:25,952
‫زندگی من و اون رو خریدی.

1304
01:26:26,392 --> 01:26:27,752
‫هی، اینطوری با من حرف نزن.

1305
01:26:28,272 --> 01:26:30,831
‫اگه میخوای به حرف زدن
‫ادامه بدیم، لحنت رو عوض کن.

1306
01:26:30,912 --> 01:26:32,511
‫داری چه غلطی میکنی؟

1307
01:26:32,591 --> 01:26:35,511
‫چطور جرئت کردی از اقدام به
‫خودکشی النا استفاده کنی؟

1308
01:26:35,592 --> 01:26:37,871
‫دست به قلم میشی
‫دیگه هیچی جلودارت نیست؟

1309
01:26:37,951 --> 01:26:40,591
‫لعنتی، انگار اولین باره
‫داری یه فیلمنامه میخونی.

1310
01:26:40,671 --> 01:26:43,111
‫اون حرفای واقعیت
‫و خیال رو بذار کنار!

1311
01:26:43,190 --> 01:26:45,031
‫آروم باش، خب؟

1312
01:26:45,830 --> 01:26:48,550
‫شخصیت ناتالیا
‫خیلی با النا فرق داره.

1313
01:26:48,870 --> 01:26:51,270
‫ناتالیا یه دختر جوونه که پسرش رو

1314
01:26:51,350 --> 01:26:53,790
‫توی یه تصادف از دست
‫داده، وقتی خودش راننده بوده.

1315
01:26:53,869 --> 01:26:54,990
‫ناتالیا، النا نیست.

1316
01:26:55,070 --> 01:26:56,869
‫نمیتونی این کار رو با من بکنی!

1317
01:26:57,510 --> 01:26:58,750
‫چه کاری؟

1318
01:26:59,629 --> 01:27:02,789
‫خواهشاً خودتو کنترل
‫کن. نمیشناسمت، مونیکا.

1319
01:27:05,189 --> 01:27:07,469
‫قهوه یا ویسکی نمیخوای؟

1320
01:27:08,108 --> 01:27:10,149
‫من کی تا حالا این
‫موقع روز ویسکی خوردم؟

1321
01:27:10,228 --> 01:27:11,789
‫نمیدونم، من گاهی اوقات میخورم.

1322
01:27:11,868 --> 01:27:14,148
‫تو یه پا الکلی هستی برای خودت؛
‫وسط چیزای دیگه‌ای که هستی.

1323
01:27:15,788 --> 01:27:18,148
‫النا منو نمی‌بخشه که
‫این قضیه رو بهت گفتم.

1324
01:27:18,228 --> 01:27:19,868
‫به هیچ‌کس نگفتمش.

1325
01:27:19,948 --> 01:27:22,508
‫توی فیلمنامه نوشتیش! کَمِته؟

1326
01:27:22,588 --> 01:27:25,027
‫- خودت میدونی دنیای داستان چطوریه.
‫- این داستان نیست!

1327
01:27:25,108 --> 01:27:26,188
‫اتوفیکشنه!

1328
01:27:26,267 --> 01:27:27,267
‫مزخرفه!

1329
01:27:29,347 --> 01:27:30,827
‫به النا چیزی نمیگم.

1330
01:27:30,907 --> 01:27:33,187
‫حتی متوجه نمیشه که
‫دارم کنارش کتاب میخونم.

1331
01:27:33,267 --> 01:27:34,906
‫اگه اون بخش
‫فیلمنامه رو حذف نکنی،

1332
01:27:34,987 --> 01:27:37,707
‫سعی میکنم یه راه قانونی یا
‫غیرقانونی پیدا کنم، نمیدونم،

1333
01:27:37,786 --> 01:27:40,306
‫تا جلوتو بگیرم.
‫زندگیتو جهنم می‌کنم!

1334
01:27:40,386 --> 01:27:42,386
‫مونیکا، داری هذیون میگی.

1335
01:27:42,466 --> 01:27:44,306
‫برام مهم نیست! یه
‫فکری به حالش می‌کنم.

1336
01:27:44,386 --> 01:27:46,265
‫بیست سال از زندگیت اینجاست!

1337
01:27:46,346 --> 01:27:48,985
‫و پول کافی هم دارم که
‫بدم قلم پاهاتو بشکنن!

1338
01:27:49,066 --> 01:27:52,185
‫دیوونه شدی. دیگه
‫نمیشناسمت، مونیکا.

1339
01:27:52,266 --> 01:27:55,345
‫میدونم که منو نمیشناسی،
‫ولی من تو رو میشناسم.

1340
01:28:06,344 --> 01:28:07,584
‫اوضاع با مونیکا چطور بود؟

1341
01:28:08,264 --> 01:28:09,664
‫دیدم که داشتین بحث می‌کردین.

1342
01:28:10,824 --> 01:28:14,663
‫اوه... توی «کریسمس تلخ» یه
‫شخصیت اضافه کردم که آخرش

1343
01:28:14,744 --> 01:28:16,903
‫یه مادره که بچه‌اش
‫رو از دست داده،

1344
01:28:16,983 --> 01:28:19,863
‫و مونیکا فکر می‌کنه از
‫دوستش النا الهام گرفتم.

1345
01:28:19,943 --> 01:28:21,103
‫و راسته؟

1346
01:28:21,823 --> 01:28:24,463
‫رنجش راسته. و گناهش.

1347
01:28:24,902 --> 01:28:27,743
‫ولی تمام مادرهایی که
‫میشناسم هر دو رو حس می‌کنن.

1348
01:28:27,822 --> 01:28:30,062
‫مونیکا خیلی عصبانی شده بود.

1349
01:28:30,142 --> 01:28:33,022
‫طبیعیه. خیلی حساس شده.

1350
01:28:33,342 --> 01:28:35,222
‫تصور کن داره چه چیزهایی
‫رو پشت سر میذاره.

1351
01:28:35,302 --> 01:28:39,102
‫آره! و خیلی براش متاسفم! ولی
‫اون تا تهدید کردن منم پیش رفت.

1352
01:28:41,622 --> 01:28:44,741
‫توی فیلمنامه‌ات اون شخصیت هم
‫مثل النا سعی می‌کنه خودکشی کنه؟

1353
01:28:44,821 --> 01:28:46,501
‫من هنوز اون فیلمنامه رو نخوندم.

1354
01:28:47,021 --> 01:28:51,221
‫آره، ولی واقعاً خیلی متفاوته.

1355
01:28:52,780 --> 01:28:55,020
‫و برای بقیه داستان ضروریه؟

1356
01:28:55,100 --> 01:28:56,820
‫آره، حیاتیه.

1357
01:28:56,900 --> 01:29:01,540
‫در واقع، فکر می‌کنم راه حل همینه.
‫فیلمنامه یه چیزی کم داشت.

1358
01:29:02,540 --> 01:29:04,859
‫پس نمیتونی حذفش کنی؟

1359
01:29:05,419 --> 01:29:08,099
‫معلومه که میتونم. و میتونم
‫دیگه فیلمبرداری هم نکنم.

1360
01:29:08,179 --> 01:29:10,979
‫ولی نمیخوام به اجبار این کار رو بکنم،
‫نه توسط مونیکا و نه هیچ‌کس دیگه.

1361
01:29:11,059 --> 01:29:14,259
‫ولی یادت باشه که
‫وضعیت اونا خیلی حساسه.

1362
01:29:17,618 --> 01:29:20,458
‫به مونیکا چیزی گفتی که
‫بتونه باهاش تهدیدم کنه؟

1363
01:29:20,539 --> 01:29:21,539
‫من؟

1364
01:29:22,059 --> 01:29:23,058
‫نه.

1365
01:29:26,058 --> 01:29:27,618
‫تو چیزی داری که بخوای پنهان کنی؟

1366
01:29:28,697 --> 01:29:29,618
‫نه.

1367
01:29:30,617 --> 01:29:32,977
‫خب، اون انباری که وسایل
‫صحنه رو توش نگه می‌داریم،

1368
01:29:33,057 --> 01:29:35,457
‫هزار سال پیش نصفش
‫رو به پول سیاه دادم.

1369
01:29:35,537 --> 01:29:37,217
‫فکر نمی‌کنم بخواد
‫با اون ازم باج‌گیری کنه.

1370
01:29:37,297 --> 01:29:38,497
‫نه.

1371
01:29:38,577 --> 01:29:40,457
‫مونیکا از اون آدمایی
‫نیست که این کارو بکنه.

1372
01:29:40,977 --> 01:29:42,617
‫خیلی عصبانی بود و منفجر شد.

1373
01:29:43,216 --> 01:29:45,097
‫- ولی باید درستش کنین.
‫- آره.

1374
01:29:45,176 --> 01:29:47,376
‫باید کاری کنم که سر عقل بیاد.

1375
01:29:48,656 --> 01:29:49,936
‫ولی همیشه یادت باشه

1376
01:29:50,016 --> 01:29:52,176
‫که اون عاشق زنیه

1377
01:29:52,256 --> 01:29:53,856
‫که بچه‌اش رو از دست داده
‫و سعی کرده خودکشی کنه.

1378
01:29:54,776 --> 01:29:57,456
‫به درد هر دوشون فکر کن،
‫نه فقط به فیلمنامه‌ت.

1379
01:29:58,735 --> 01:30:00,855
‫یکی ندونه فکر،
‫می‌کنه طرفدار اونی.

1380
01:30:01,655 --> 01:30:03,815
‫باید الان برات توضیح بدم

1381
01:30:03,895 --> 01:30:06,615
‫که من فقط وقتی می‌تونم
‫بنویسم که کاملاً آزاد باشم؟

1382
01:30:06,695 --> 01:30:07,815
‫حتی اگه به قیمت
‫نابودی همه چی تموم بشه؟

1383
01:30:09,615 --> 01:30:11,614
‫دیگه بسه سانتی.
‫تو دیگه شروع نکن.

1384
01:30:14,614 --> 01:30:15,614
‫سلام، رائولم.

1385
01:30:16,814 --> 01:30:18,054
‫چی می‌خوای؟

1386
01:30:18,134 --> 01:30:21,213
‫فکر نمی‌کنم گفتگوی
‫دیروزمون باید اون‌طوری تموم می‌شد.

1387
01:30:21,574 --> 01:30:24,253
‫بگو کجا و کی، ولی باید
‫به صحبت‌هامون ادامه بدیم.

1388
01:30:27,013 --> 01:30:28,053
‫بذار ببینم.

1389
01:30:30,733 --> 01:30:32,732
‫پنج ساله که فیلم نساختم.

1390
01:30:32,813 --> 01:30:34,573
‫نه اینکه سعی نکرده باشم بنویسم،

1391
01:30:34,652 --> 01:30:36,933
‫ولی چیزی که منو به
‫وجد بیاره از آب در نیومد.

1392
01:30:37,493 --> 01:30:38,652
‫تو بهتر از هر کسی می‌دونی

1393
01:30:38,733 --> 01:30:41,372
‫که زندگی من بدون
‫فیلمبرداری هیچ معنایی نداره.

1394
01:30:41,812 --> 01:30:44,371
‫این پنج سال واقعاً
‫برام عذاب‌آور بوده.

1395
01:30:44,692 --> 01:30:46,971
‫ولی تو اولین تئاتر
‫خودت رو کارگردانی کردی،

1396
01:30:47,052 --> 01:30:50,571
‫دو تا کتاب درباره فیلم‌هات
‫چاپ کردی، یه مستند ساختی،

1397
01:30:50,652 --> 01:30:53,571
‫نصف دنیا رو گشتی تا جایزه‌هایی
‫که برای کل دوران کاریت دادن رو بگیری.

1398
01:30:53,651 --> 01:30:56,131
‫این اون چیزی نبود که وقتی شروع
‫به فیلمسازی کردم آرزوشو داشتم.

1399
01:30:56,211 --> 01:30:58,131
‫فقط به خاطر این انجامش دادم که
‫سانتی سفر کردن رو دوست داره.

1400
01:30:58,451 --> 01:31:00,811
‫دیگه داری پیر میشی رائول.
‫یه استراحتی به خودت بده.

1401
01:31:00,891 --> 01:31:02,250
‫من باید فیلم بسازم.

1402
01:31:02,770 --> 01:31:04,730
‫یعنی این فیلمنامه
‫رو این‌قدر دوست داری؟

1403
01:31:05,410 --> 01:31:08,770
‫تو می‌دونی نوشتن یه داستان
‫و جور در اومدن همه چیز چقدر سخته.

1404
01:31:08,850 --> 01:31:11,929
‫توی «کریسمس تلخ» دارم
‫به بهترین شکل بهش می‌رسم.

1405
01:31:12,010 --> 01:31:14,849
‫همیشه برام جالب بوده
‫که منشأ خلق اثر چیه

1406
01:31:14,930 --> 01:31:16,929
‫و رابطه بین تخیل و زندگی چطوریه،

1407
01:31:17,049 --> 01:31:20,249
‫و بالاخره تونستم کاری کنم که این
‫بخشی جدایی‌ناپذیر از داستان باشه.

1408
01:31:21,449 --> 01:31:23,849
‫اگه این‌قدر دوستش
‫داری، خب فیلمش رو بساز.

1409
01:31:23,929 --> 01:31:26,169
‫ولی بدون اون بخش
‫پایانی با شخصیت النا.

1410
01:31:26,248 --> 01:31:29,568
‫اسمش ناتالیاست، مدل هم هست و
‫۲۰ سال از دوست‌دخترت کوچیک‌تره!

1411
01:31:29,648 --> 01:31:32,088
‫- برای این بهم زنگ زدی؟
‫- یکم کوتاه بیا مونیکا.

1412
01:31:32,768 --> 01:31:35,208
‫تو همیشه اولین و بهترین
‫خواننده کارهای من بودی.

1413
01:31:35,608 --> 01:31:38,528
‫می‌دونی وقتی تو این مرحله
‫از کار هستم چقدر شکننده‌ام.

1414
01:31:38,608 --> 01:31:41,368
‫شکنندگی تو؟ پس النا چی؟ من چی؟

1415
01:31:41,447 --> 01:31:43,247
‫نمی‌خوام خودم رو با
‫شماها مقایسه کنم.

1416
01:31:43,328 --> 01:31:46,407
‫من فقط یه نویسنده‌ام که داره
‫پیر میشه، همون‌طور که گفتی.

1417
01:31:46,927 --> 01:31:48,006
‫چه کار می‌تونم بکنم؟

1418
01:31:50,766 --> 01:31:53,686
‫ناتالیا رو از فیلمنامه حذف کن و
‫بذار السا روسادو برای مادرش عزاداری کنه.

1419
01:31:53,766 --> 01:31:56,126
‫و در ضمن، با این کار سوگواری
‫برای مادر خودت رو هم تموم می‌کنی.

1420
01:31:56,526 --> 01:32:00,406
‫بدون اون بخش پایانی ناتالیا،
‫فیلم فقط یه ساعت میشه.

1421
01:32:00,846 --> 01:32:02,646
‫ولی می‌تونی بفروشیش به یه پلتفرم.

1422
01:32:02,726 --> 01:32:05,686
‫اسم تو کافیه تا یه اثر
‫اورجینال رو بدون دردسر جا بندازی.

1423
01:32:05,766 --> 01:32:08,445
‫یادت نره که نتفلیکس خیلی
‫وقته منتظر یه کار از طرف توئه.

1424
01:32:08,525 --> 01:32:11,085
‫می‌تونی اینو بندازی
‫گردن اون. مسخره‌ام نکن!

1425
01:32:11,165 --> 01:32:14,325
‫از تو یه نصیحت مثبت خواستم، نه اینکه
‫تحقیرم کنی و بگی در حد فیلم تلویزیونیه.

1426
01:32:14,405 --> 01:32:16,645
‫این نشونه‌ی زمانه‌ست.

1427
01:32:16,725 --> 01:32:18,565
‫و تو دیگه بهترین
‫فیلم‌هات رو ساختی.

1428
01:32:18,644 --> 01:32:20,885
‫حالا دیگه می‌تونی با
‫اعتبارت زندگی کنی.

1429
01:32:21,204 --> 01:32:24,604
‫شاید فیلم کوچیکی باشه، ولی
‫طرفدارات ازش استقبال می‌کنن.

1430
01:32:24,684 --> 01:32:26,084
‫همون‌طور که ما

1431
01:32:26,164 --> 01:32:28,564
‫از فیلم‌های کوچیک برگمان
‫یا فلینی استقبال می‌کنیم

1432
01:32:28,883 --> 01:32:30,044
‫اونا مُردن.

1433
01:32:30,123 --> 01:32:32,643
‫اعتبار یه کارگردان زنده
‫فقط پنج دقیقه دوام داره.

1434
01:32:32,723 --> 01:32:34,563
‫تا وقتی زنده‌ای،
‫داری رقابت می‌کنی.

1435
01:32:34,643 --> 01:32:37,323
‫اونم تو حرفه‌ای مثل این
‫که خودش در حال احتضاره.

1436
01:32:37,403 --> 01:32:39,203
‫سلام، روز بخیر. چی براتون بیارم؟

1437
01:32:39,283 --> 01:32:41,403
‫- یه آب معدنی بدون گاز، لطفاً.
‫- یه مزکال.

1438
01:32:41,523 --> 01:32:43,282
‫نه، بهتره برای منم مزکال بیاری.

1439
01:32:43,363 --> 01:32:45,122
‫دو تا شات مزکال. خیلی خب.

1440
01:32:46,683 --> 01:32:48,282
‫ازم نصیحت خواستی.

1441
01:32:48,362 --> 01:32:51,922
‫بی‌خیال. نظرم عوض شد. دیگه
‫به عنوان مشاور به دردم نمی‌خوری.

1442
01:32:52,282 --> 01:32:54,082
‫دیگه اولین و بهترین
‫خواننده‌ی کارهات نیستم؟

1443
01:32:54,162 --> 01:32:56,922
‫نه! الان دیگه بی‌طرف نیستی.

1444
01:32:57,001 --> 01:33:00,122
‫بذار یه چیزی بهت بگم، حتی اگه در
‫مورد اولین خوانشم جانب‌دارانه باشه.

1445
01:33:00,201 --> 01:33:02,681
‫- لازم نیست، ممنون.
‫- به هر حال بهت می‌گم.

1446
01:33:02,761 --> 01:33:04,761
‫شخصیتی به مهمی ناتالیا

1447
01:33:04,841 --> 01:33:07,641
‫نمی‌تونه این‌قدر دیر وارد
‫بشه، عملاً نزدیک به پایان.

1448
01:33:08,240 --> 01:33:10,200
‫چند تا سکانس دیگه
‫براش اول فیلم می‌نویسم

1449
01:33:10,280 --> 01:33:12,721
‫که توش السا بهش
‫زنگ می‌زنه و نگرانشه.

1450
01:33:12,800 --> 01:33:14,840
‫اونا خیلی با هم
‫صمیمی‌ان، با هم کار کردن.

1451
01:33:14,920 --> 01:33:16,280
‫می‌خوام السا نجاتش بده.

1452
01:33:16,360 --> 01:33:18,000
‫نتونسته مادرش رو نجات بده،

1453
01:33:18,080 --> 01:33:20,240
‫نتونسته پاتریشیا رو
‫از دست شوهرش نجات بده.

1454
01:33:20,319 --> 01:33:22,679
‫می‌خواد دوست جوونش
‫ناتالیا رو نجات بده.

1455
01:33:22,759 --> 01:33:25,039
‫کی هستی که فکر می‌کنی
‫می‌تونی کسی رو نجات بدی؟

1456
01:33:25,359 --> 01:33:26,919
‫داستان چنین قدرتی نداره.

1457
01:33:31,799 --> 01:33:34,119
‫تا وقتی ناتالیا وارد
‫می‌شه، فیلم‌نامه بد نیست.

1458
01:33:34,759 --> 01:33:37,918
‫از اون جسارتت خوشم میاد
‫که دو تا صحنه‌ی اصلی رو

1459
01:33:37,998 --> 01:33:40,278
‫فقط با صدای آواز چاولا پیش بردی.

1460
01:33:40,358 --> 01:33:43,358
‫جسورانه‌ست، هرچند
‫شبیه کارهای قبلیته.

1461
01:33:43,438 --> 01:33:44,958
‫هیچ‌وقت تا این حد نبوده.

1462
01:33:45,038 --> 01:33:48,118
‫راست می‌گی، هیچ‌وقت ندیده
‫بودم شخصیتی تصمیم بگیره

1463
01:33:48,198 --> 01:33:49,998
‫شوهرش رو ول کنه و
‫زندگیش رو عوض کنه

1464
01:33:50,077 --> 01:33:51,958
‫فقط به خاطر شنیدن یه آهنگ.

1465
01:33:52,358 --> 01:33:55,317
‫البته که ریسکیه، ولی خوشم میاد.

1466
01:33:55,437 --> 01:33:56,557
‫اوه، ممنون.

1467
01:33:59,276 --> 01:34:01,756
‫و باید دیگه حرف زدن از
‫مرگ مادرت رو تموم کنی.

1468
01:34:01,837 --> 01:34:03,276
‫این دومین باره که داری می‌گی.

1469
01:34:03,356 --> 01:34:05,636
‫هر وقت دلم بخواد
‫در موردش حرف می‌زنم!

1470
01:34:05,716 --> 01:34:09,115
‫- این یه ضربه‌ی ناجوانمردانه بود!
‫- رائول، از دستت عصبانی‌ام،

1471
01:34:09,196 --> 01:34:10,996
‫ولی من دنبال انتقام
‫گرفتن از تو نیستم.

1472
01:34:11,076 --> 01:34:13,675
‫از وقتی دهنت رو باز
‫کردی، کار دیگه‌ای نکردی.

1473
01:34:13,756 --> 01:34:15,555
‫منم با شکایت‌هات موافقم.

1474
01:34:16,835 --> 01:34:19,515
‫به قول خودت، خیلی وقته
‫که دیگه ایده‌ی بکری نداری

1475
01:34:19,595 --> 01:34:21,594
‫یا چیزی که به اندازه‌ی
‫کافی راضیت کنه.

1476
01:34:21,675 --> 01:34:24,435
‫واسه همین توی این فیلمنامه از
‫خودم می‌گم، از چیزایی که دور و برمه.

1477
01:34:24,515 --> 01:34:26,635
‫- منم دارم خودم رو لو می‌دم.
‫- نه به اندازه‌ی کافی!

1478
01:34:26,714 --> 01:34:29,554
‫تو حتی با سانتی هم منصف
‫نیستی! اونجا یه داستان واقعی هست!

1479
01:34:29,634 --> 01:34:31,754
‫رابطه‌ت با سانتی
‫از وقتی که دیدیش!

1480
01:34:31,834 --> 01:34:34,194
‫اوه... بطری رو بده به من.
‫سانتی رو قاطی این ماجرا نکن!

1481
01:34:34,274 --> 01:34:35,794
‫سانتی کجای این فیلمنامه جا داره؟

1482
01:34:35,874 --> 01:34:37,513
‫- بونیفاسیو کجای کاره؟
‫- ممنون.

1483
01:34:37,594 --> 01:34:39,674
‫شخصیتی که قول می‌ده نقش اصلی باشه

1484
01:34:39,753 --> 01:34:41,714
‫و یهو می‌ذاری غیبش بزنه.

1485
01:34:41,793 --> 01:34:44,313
‫حتی السا هم بهش نمی‌گه
‫که هیچ وجه اشتراکی ندارن

1486
01:34:44,393 --> 01:34:46,393
‫و رابطه‌شون روزهای
‫آخرش رو می‌گذرونه.

1487
01:34:46,473 --> 01:34:49,473
‫ما اینطوری نیستیم! داری واقعیت
‫رو با خیال‌پردازی قاطی می‌کنی.

1488
01:34:50,193 --> 01:34:53,192
‫جرئت نداری بگی الان
‫چه حسی به سانتی داری.

1489
01:34:53,272 --> 01:34:55,153
‫شور و اشتیاق تعطیلات قانون اساسی

1490
01:34:55,232 --> 01:34:57,592
‫خیلی وقته تموم شده و
‫توی فیلمنامه هم معلومه.

1491
01:34:57,672 --> 01:35:00,112
‫تو توی زندگی بلدی دروغ
‫بگی، ولی موقع نوشتن نه.

1492
01:35:00,192 --> 01:35:02,512
‫توی فیلمنامه‌هات صادق‌تر
‫از زندگی واقعی‌ت هستی.

1493
01:35:02,591 --> 01:35:05,471
‫من آدم تودار و خجالتی‌ای هستم،
‫ولی این به معنی دروغ گفتن نیست.

1494
01:35:06,672 --> 01:35:09,152
‫بو یه عروسک خیمه‌شب‌بازی‌ئه،
‫به عنوان شخصیت وجود خارجی نداره.

1495
01:35:09,231 --> 01:35:11,111
‫سانتی وجود داره. و اون بو نیست.

1496
01:35:11,191 --> 01:35:12,791
‫- معلومه که هست.
‫- هر چی تو بگی.

1497
01:35:12,871 --> 01:35:15,311
‫نه توی زندگی نه توی
‫فیلمنامه، باهاش منصف نیستی.

1498
01:35:15,391 --> 01:35:16,351
‫منظورت چیه؟

1499
01:35:16,431 --> 01:35:18,670
‫سانتی ۱۵ سال از تو کوچیک‌تره.

1500
01:35:18,751 --> 01:35:21,150
‫اگه بخواد می‌تونه
‫با کل مادرید بخوابه.

1501
01:35:21,231 --> 01:35:24,750
‫با این حال، داره با تو زندگی می‌کنه
‫و مثل یه آدم مجرد ازت مراقبت می‌کنه.

1502
01:35:24,830 --> 01:35:28,669
‫داری زیادی پیش‌گویی می‌کنی،
‫مونیکا. تو اونقدرها هم از ما خبر نداری.

1503
01:35:28,750 --> 01:35:30,950
.شاهد همه‌چیز بودم -
.اشتباه می‌کنی -

1504
01:35:31,029 --> 01:35:33,349
‫سانتی میاد و میره، و من
‫ازش نمی‌پرسم کجا میره.

1505
01:35:33,430 --> 01:35:36,549
‫از کجا درآوردی که مجرده؟ فکر
‫نمی‌کنم این چیزا رو به تو گفته باشه.

1506
01:35:36,629 --> 01:35:38,029
‫مشکل شما همینه،

1507
01:35:38,149 --> 01:35:40,389
‫ولی ما داریم درباره‌ی نقش
‫اون توی فیلمنامه حرف می‌زنیم.

1508
01:35:40,469 --> 01:35:42,469
‫بدترین چیز این نیست
‫که از ما سوءاستفاده می‌کنی،

1509
01:35:42,549 --> 01:35:44,748
‫بلکه اینه که نتیجه‌ش
‫یه فیلمنامه‌ی خوب نیست.

1510
01:35:44,828 --> 01:35:46,828
‫اگه موافقی مونیکا، بیخیالش بشیم.

1511
01:35:47,228 --> 01:35:48,908
‫خیلی ممنون بابت نصیحت‌هات.

1512
01:35:50,668 --> 01:35:55,468
‫می‌دونم باید فیلمبرداری کنی،
‫ولی نباید از هر چیزی استفاده کنی.

1513
01:35:55,547 --> 01:35:58,508
‫خیلی شنیدم که می‌گفتی
‫از تکراری شدن می‌ترسی.

1514
01:35:58,587 --> 01:35:59,947
‫اینکه اگه اون لحظه برسه،

1515
01:36:00,028 --> 01:36:02,067
‫نمی‌خوای نسبت به
‫خودت سهل‌انگار باشی.

1516
01:36:02,147 --> 01:36:03,507
‫و اگه اون لحظه رسید،

1517
01:36:03,587 --> 01:36:06,147
‫امیدوار بودی حداقل متوجهش بشی.

1518
01:36:06,747 --> 01:36:09,307
‫خیلی خب، اون لحظه رسیده

1519
01:36:09,946 --> 01:36:12,066
‫و تو داری نسبت به
‫خودت سهل‌انگاری می‌کنی.

1520
01:36:12,706 --> 01:36:14,386
‫بدتر از همه اینه که
‫خودت هم متوجه نیستی.

1521
01:36:15,706 --> 01:36:19,106
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫انقدر پست باشی.

1522
01:36:20,225 --> 01:36:22,585
‫من این ۲۰ سال داشتم
‫با کی کار می‌کردم؟

1523
01:36:25,826 --> 01:36:28,705
‫داستان ما، داستان
‫بازنده‌هاست، رائول.

1524
01:36:29,705 --> 01:36:33,104
‫النا یه چیز حیاتی رو از دست
‫داده، و منم با اون از دستش دادم.

1525
01:36:33,585 --> 01:36:35,904
‫سانتی خیلی وقته
‫که تو رو از دست داده.

1526
01:36:36,384 --> 01:36:37,984
‫ولی تو هم باختی.

1527
01:36:38,624 --> 01:36:39,904
‫لطفت رو.

1528
01:36:40,544 --> 01:36:42,504
‫یادمه وقتی یه داستانی رو

1529
01:36:42,584 --> 01:36:45,224
‫سفت و سخت می‌گرفتی،
‫انگار تو خلسه بودی.

1530
01:36:45,743 --> 01:36:48,383
‫الان دیگه اون حالتی
‫که می‌بینم، اون نیست.

1531
01:36:48,463 --> 01:36:52,383
‫داری از روی غرور از فیلمنامه‌ت دفاع
‫می‌کنی، فقط برای اینکه بهم حق ندی.

1532
01:36:52,463 --> 01:36:56,023
‫هیچ‌کس بهتر از خودت نمی‌دونه که
‫اون به اندازه کافی برای تو خوب نیست.

1533
01:36:57,023 --> 01:36:59,143
‫و می‌تونم تصور کنم که این چه
‫باخت بزرگی برات محسوب میشه.

1534
01:37:00,183 --> 01:37:02,423
‫یه لحظه بمون، لطفاً.

1535
01:37:02,782 --> 01:37:03,862
‫که چی بشه؟

1536
01:37:04,782 --> 01:37:06,702
‫می‌دونستم آخرش اینجوری میشی.

1537
01:37:07,462 --> 01:37:08,702
‫اینجوری؟ یعنی چجوری؟

1538
01:37:09,942 --> 01:37:12,142
‫منظورم پستی‌ت نیست.

1539
01:37:12,662 --> 01:37:14,062
‫همه اینا جدیده، ولی...

1540
01:37:14,141 --> 01:37:16,422
‫آخرش چجوری شدم،
‫رائول؟ کنجکاوم بدونم.

1541
01:37:17,021 --> 01:37:19,501
‫اعتراف می‌کنم که در مورد
‫تو اشتباه می‌کردم، مونیکا.

1542
01:37:20,381 --> 01:37:21,981
‫در مورد سانتیاگو هم همین‌طور.

1543
01:37:22,461 --> 01:37:24,781
‫ولی اون حتی وقتی حرف
‫نمی‌زنیم هم منو حس می‌کنه

1544
01:37:24,861 --> 01:37:26,860
‫و فعلاً هم می‌خواد
‫همون‌جایی باشه که هست.

1545
01:37:26,941 --> 01:37:28,780
‫اون دوستت داره، ولی من دیگه نه.

1546
01:37:29,100 --> 01:37:31,300
‫اگه درباره یه
‫تراژدی حرف نمی‌زدیم،

1547
01:37:31,380 --> 01:37:32,780
‫بچه مرده‌ی النا

1548
01:37:32,860 --> 01:37:36,059
‫و بچه ناتالیا که وقتی مادرش
‫رانندگی می‌کرد تو تصادف مرد...

1549
01:37:36,140 --> 01:37:38,939
‫یادت باشه که اون یه جزئیات
‫خیلی متفاوته با قضیه النا.

1550
01:37:39,020 --> 01:37:41,299
‫بچه مرده برای هر مادری یه درده.

1551
01:37:41,380 --> 01:37:44,019
‫موافقم، ولی منظورم تو بودی.

1552
01:37:44,099 --> 01:37:45,579
‫در مورد تو اشتباه می‌کردم.

1553
01:37:46,699 --> 01:37:48,019
‫لازم نبود برای الهام گرفتن

1554
01:37:48,099 --> 01:37:50,779
‫برم سراغ تعطیلات
‫قانون اساسی سال ۲۰۰۴.

1555
01:37:50,858 --> 01:37:52,778
‫باید از تو الهام می‌گرفتم.

1556
01:37:52,859 --> 01:37:55,499
‫از اون ۲۰ سالی که
‫با هم کار کردیم.

1557
01:37:56,258 --> 01:37:57,218
‫داری چی میگی؟

1558
01:37:57,298 --> 01:37:58,618
‫چطور انقدر کور بودم!

1559
01:37:58,698 --> 01:38:02,097
‫من وجود نداشتم، هیچ‌وقت وجود
‫نداشتم. فقط در سایه‌ی تو وجود داشتم!

1560
01:38:02,178 --> 01:38:03,497
‫حالا وجود داری، اونم چه وجودی.

1561
01:38:03,578 --> 01:38:05,977
‫- حالا به خاطر النا وجود دارم!
‫- می‌تونم تصور کنم.

1562
01:38:06,058 --> 01:38:08,658
‫ولی پشیمونم که زودتر تو رو

1563
01:38:09,017 --> 01:38:10,497
‫اون‌طوری که الان
‫می‌بینم، ندیده بودم.

1564
01:38:10,577 --> 01:38:11,937
‫ولم کن!

1565
01:38:14,977 --> 01:38:16,816
‫تو خودِ داستانی، مونیکا.

1566
01:38:17,216 --> 01:38:19,097
‫اون‌طوری که مراقبم بودی،

1567
01:38:19,576 --> 01:38:21,456
‫توانایی‌ت برای نامرئی شدن

1568
01:38:21,536 --> 01:38:24,576
‫و اون قدرتی که همین الان
‫برای نابود کردن من نشون دادی.

1569
01:38:24,656 --> 01:38:27,055
‫باید درباره تو می‌نوشتم.

1570
01:38:27,136 --> 01:38:28,336
‫هنوزم وقت دارم.

1571
01:38:28,416 --> 01:38:30,495
‫- ولم کن!
‫- السا از تو الهام می‌گیره.

1572
01:38:30,576 --> 01:38:31,895
‫من ناپدید میشم.

1573
01:38:31,976 --> 01:38:33,655
‫از این به بعد، السا تویی.

1574
01:38:34,815 --> 01:38:36,055
‫توی صورتم نگاه کن.

1575
01:38:37,255 --> 01:38:40,135
‫بگو ببینم اون حالتی که قبلاً
‫ازش حرف می‌زدی رو نمی‌شناسی؟

1576
01:38:41,334 --> 01:38:43,735
‫وقتی که کلید داستان
‫رو پیدا کرده بودم.

1577
01:38:45,695 --> 01:38:49,454
‫نباید می‌اومدم. نمی‌دونم
‫چرا این کار رو کردم.

1578
01:38:49,534 --> 01:38:51,254
‫چون تو بهترین خواننده‌ی منی.

1579
01:38:52,374 --> 01:38:54,613
‫و باید یه درس آخر بهم می‌دادی.

1580
01:38:59,091 --> 01:39:08,680
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1581
01:39:24,131 --> 01:39:26,331
‫ببخشید آقا. داریم می‌بندیم.

1582
01:39:26,651 --> 01:39:27,731
‫یه لحظه.

1583
01:39:31,211 --> 01:39:32,770
‫داریم می‌بندیم، آقا.

1584
01:39:34,891 --> 01:39:35,970
‫چقدر شد؟

1585
01:39:36,370 --> 01:39:38,130
‫۴۳ و ۵۰.

1586
01:39:43,330 --> 01:39:44,809
‫باقی پولش مال خودت.

1587
01:39:44,890 --> 01:39:45,850
‫ممنون.

1588
01:39:46,570 --> 01:39:48,330
‫ولی متأسفانه باید برین.

1589
01:40:44,024 --> 01:40:48,024
‫السای تلخ

1590
01:40:52,104 --> 01:40:54,604
‫السای شیرین

1591
01:40:54,904 --> 01:41:03,904
‫السا از مونیکا الهام
‫میگیرد. من شروع خواهم کرد...

1592
01:41:13,723 --> 01:41:17,562
‫دلم می‌خواست پایان جدید رو بخونم،
‫همون که مربوط به درگیری با مونیکا بود.

1593
01:41:18,362 --> 01:41:19,882
‫خودمم نمی‌دونم.

1594
01:41:21,043 --> 01:41:22,002
‫و بو چی؟

1595
01:41:23,362 --> 01:41:24,682
‫اون شخصیت چطور تموم میشه؟

1596
01:41:27,961 --> 01:41:31,762
‫نمی‌دونم سانتی، ولی الان
‫باید به نوشتن ادامه بدم.

1597
01:41:32,562 --> 01:41:34,881
‫اشکالی نداره صحبت رو
‫بذاریم برای یه وقت دیگه؟

1598
01:41:34,961 --> 01:41:36,081
‫نه، معلومه که نه.

1599
01:41:37,561 --> 01:41:38,961
‫کنجکاو بودم.

1600
01:41:41,001 --> 01:41:43,320
‫مگر اینکه عجله داشته
‫باشی چیزی بهم بگی.

1601
01:41:48,600 --> 01:41:49,600
‫نه.

1602
01:41:52,160 --> 01:41:53,280
‫می‌تونم صبر کنم.
