WEBVTT

00:01.976 --> 00:21.976
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:23.000 --> 01:27.000
کارگردان: ژان پی‌یر ژونه

01:29.000 --> 01:34.000
:زیرنویس از

02:12.781 --> 02:15.532
شنبه، ششم ژانويه سال 1917

02:15.700 --> 02:19.947
پنج سرباز محکوم به مرگ، به بخش "بوشاون" برده شدند

02:20.121 --> 02:22.244
(خط مقدم جنگ در منطقه "سومه" (فرانسه

02:29.672 --> 02:31.332
!مراقب سیم باشین

02:52.797 --> 02:56.415
،اولین نفر که در گذشته ماجراجو و سرحال بود

02:56.592 --> 02:59.213
شماره 2124 رو به گردن داشت

02:59.387 --> 03:02.114
اون از مرکز نظام وظیفه شهر "سن" اعزام شده بود

03:02.282 --> 03:05.366
،پوتینی که به پا داشت
از یه آلمانی کشته شده به دست آورده بود

03:06.036 --> 03:09.407
،پیش از اینکه 2124 بشه
به نام "باستوش" شناخته میشد

03:09.706 --> 03:14.997
"رفیـقه‌ای موقرمز و زیبا داشت به نام "ورونیک پاساوان

03:17.464 --> 03:19.587
اون در "باستیل" به نجاری مشغول بود

03:29.035 --> 03:32.486
،گاهی در فاصله ساختن دوتا کمد
،برای نوشیدن یه آبجو

03:32.664 --> 03:36.115
،"به میخونه "لویی کوچولو
در خیابون "دست طلایی" می‌رفت

03:38.127 --> 03:41.627
پوتین‌ـش رو از دشمنی گرفته بود که دیگه بهش نیازی نداشت

03:41.798 --> 03:46.175
،با کاه و روزنامه پُرش کرده بود

03:46.344 --> 03:49.237
تا جایگزین کفش سنگین و قدیمیش کنه

04:00.626 --> 04:04.920
...براي نقص‌عضو عمدي، در دادگاه صحرایی محاکمه شد

04:05.464 --> 04:08.963
،و چون باقيمانده‌ی باروت روي زخمش پيدا کردن

04:09.134 --> 04:11.815
به مرگ محکوم شد

04:22.499 --> 04:24.741
!مراقب سیم باشین

04:31.424 --> 04:34.295
دومین سرباز شماره 4077

04:34.469 --> 04:36.734
که اون هم از اطراف "سن" اعزام شده بود

04:37.823 --> 04:41.607
جوشکار اداره راه‌آهن دولتی بود
"در "بانیو

04:41.786 --> 04:44.359
،اسمش "فرانسیس گینیار" بود

04:44.580 --> 04:46.739
ولی "سی-سو" صداش می‌کردن
(شیش پنی)

04:46.958 --> 04:50.623
،اون می‌دونست که افراد فقیر برای نابودی خودشون توپ می‌سازن

04:50.795 --> 04:53.464
و سودش رو ثروتمندها می‌برن

04:53.631 --> 04:58.459
،سعی داشت در قرارگاه اینو توضیح بده
ولی سخنور خوبی نبود

04:58.886 --> 05:01.649
،و شراب ارزون هم باعث شده بود

05:01.823 --> 05:04.149
سربازها منگ باشن

05:04.326 --> 05:06.947
،و این وضعیت
فهموندن موضوع رو به اونا سخت می‌کرد

05:18.215 --> 05:19.460
«!مشکلی نیست»

05:19.925 --> 05:21.419
«!نمی‌خواستم کاری بکنم»

05:51.450 --> 05:56.824
شماره 1818 بدون شک، شجاع‌ترین
و سرسخت‌ترین سرباز بین اون‌ها بود

05:56.997 --> 05:59.571
...اون افسر گروهانشون رو کشته بود

06:02.294 --> 06:05.248
افسری که به مرده‌ها لگد میزد

06:05.798 --> 06:07.790
!بلند شین! حمله کنین

06:08.676 --> 06:10.633
!بلندشو تنبل ترسو

06:11.341 --> 06:14.357
!تو...! بلندشو

06:14.699 --> 06:17.025
!حمله کنین

06:17.744 --> 06:20.152
!تو... حمله کن

06:31.842 --> 06:34.466
هیچکس این موضوع رو نفهمید

07:00.656 --> 07:04.191
"بنوآ نوتردام"
کشاورزی از "دوردون" بود

07:04.368 --> 07:05.779
،یکی از روزهای ماه اوت

07:06.161 --> 07:11.452
اونو از مزرعه‌ش بردن
...و سوار ترن کردن

07:23.905 --> 07:26.313
!مراقب سیم باشین

07:27.492 --> 07:31.572
سیم تلفن، تنها راه ارتباط با دنیای زندگان‌ ـه

07:31.746 --> 07:35.614
با همین سیم باریک بود که می‌تونست خبر عفو
اون محکومین توسط رییس‌جمهور "پوانکاره" به گوششون برسه

07:35.792 --> 07:38.959
حتی اگر تنها کسی که هنوز هم به این امیدواره، اون باشه

07:39.129 --> 07:43.043
شماره 7328 که از "کورس" اعزام شده بود

07:43.216 --> 07:45.672
"آنژ باسینیانو"

07:46.845 --> 07:49.062
،به باور همه کسانی که می‌شناختنش

07:49.240 --> 07:52.027
!اون هیچوقت یه فرشته نبود
(آنژ مخفف آنژل به معنای فرشته)

07:52.201 --> 07:56.151
...اون یک دروغگو، حقه‌باز، کلاه‌بردار

07:56.330 --> 07:58.453
خبرچین و یک دودوزه‌باز بود

08:12.406 --> 08:13.734
،پیش از این

08:13.949 --> 08:16.025
تينا لومباردي" فاحشه‌ای بود که برای "آنژ" کار می‌کرد"

08:16.201 --> 08:20.329
،به خاطر رابطه‌ای که مشخص نمی‌کرد غروره یا عشق
به پنج سال حبس محکوم شده بود

08:20.497 --> 08:22.739
!بستگی داشت که با کی صحبت می‌کنه

08:22.916 --> 08:27.578
در حقیقت این دعوایی بین پااندازهای روستا بود

08:33.677 --> 08:37.188
در تابستان 1916 محکومین عادی رو هم به جبهه می‌فرستادن

08:37.365 --> 08:40.781
تا هنگ‌هایی رو که در جهنم "وردون" از بین رفته بود، احیا کنن

08:40.952 --> 08:42.411
به باسینیانو چنین حق انتخابی داده بودن

08:42.578 --> 08:44.701
به نظر میاد اینجا هم خرابی زیاد بوده

08:44.872 --> 08:46.601
نه، در حال حاضر اوضاع آرومه

08:46.874 --> 08:48.119
این گورها واسه کیه؟

08:49.252 --> 08:52.621
...خب، در واقع
فردا... قراره در این ناحیه حمله باشه

08:53.756 --> 08:55.416
...بنابراین، ما

08:56.759 --> 08:58.384
یعنی... دست پیش گرفتیم

09:18.048 --> 09:20.041
!مراقب سیم باشین

09:28.743 --> 09:32.871
پنجمی یه "گل آفتابگردون" بود
نام مستعار اونایی که در 1917 بیست ساله میشدن

09:33.039 --> 09:35.577
پنج ماه مونده بود تا 20 سالش بشه

09:38.211 --> 09:40.500
در حال حاضر از همه‌چیز می‌ترسید

09:40.714 --> 09:44.711
،توپخانه فرانسه که خیلی نزدیک اونا به هدف‌ها شلیک می‌کرد
وزش باد که گازهای شیمیایی رو با خودش می‌آورد

09:44.884 --> 09:49.107
،افرادی که سنگرها رو از وجود دشمن پاک می‌کردن
اعدام‌هایی که برای ایجاد وحشت انجام می‌گرفت

09:49.448 --> 09:53.149
،البته اون قبلا اینطور نبود! برخلاف یه آدم ترسو

09:53.327 --> 09:57.407
،کسی بود که با وجود توفان سهمگین
به کمک نگهبانان فانوس‌های دریایی میرفت

09:57.665 --> 09:59.207
!به پیش

10:28.422 --> 10:32.707
در یکی از عملیات‌هاشون
بی‌موقع، یک گلوله توپ به زمین خورد

11:34.457 --> 11:38.076
،خب گل آفتابگردون
حالا برنده بلیت برگشت پیش نامزدت شدی

11:38.253 --> 11:39.961
!بلیت حضور در دادگاه نظامی

11:40.130 --> 11:43.499
سرگروهبان، از این کار چشم‌پوشی کنین
اون به اندازه کافی زجر دیده

11:43.675 --> 11:46.344
امکان داره تیربارونش کنن -
برای یکبار انسانیت به خرج بدین -

11:46.511 --> 11:47.981
!خفه شو -
!سرگروهبان -

11:48.239 --> 11:49.318
!خفه شین

11:55.580 --> 11:58.913
"اولین بار که "ماتیلد" و "مانک
،با هم عشقبازی کردن

11:59.542 --> 12:03.125
اون طوری خوابش برد
که دستش روی سینه "ماتیلد" بود

12:25.377 --> 12:27.334
،هر بار که درد زخمش شدت پیدا می‌کنه

12:27.504 --> 12:30.505
انگار که قلب ماتیلد، کف دست مانک قرار داره

12:30.674 --> 12:33.212
و هر ضربان، اونو بهش نزدیک‌تر می‌کنه

12:37.407 --> 12:41.239
اگر مانک کشته شده باشه، ماتیلد خبردار میشه

12:42.370 --> 12:44.410
،از وقتی در مورد مرگش اطلاعیه‌ای منتشر شد

12:44.581 --> 12:49.124
ماتیلد سرسختانه چسبیده بود به
الهام درونیش،مثل یک رشته باریک نامرئی

12:49.294 --> 12:52.211
هیچوقت قطع امید نکرد

12:53.965 --> 12:56.290
:ماتیلد پیش خودش میگه

12:56.509 --> 13:00.905
،اگر این رشته‌ی باریک امید، اونو به نامزدش نرسونه
بی‌خیال، بدتر از مرگ که نیست

13:01.405 --> 13:05.359
،می‌تونه همیشه ازش مثل یه کمند استفاده کنه
تا خودشو سرپا نگه داره

13:09.832 --> 13:14.328
در ژوئن 1920 ماتیلد نامه‌ای از یک پرستار دریافت کرد

13:14.503 --> 13:17.837
یک بیمار در بیمارستان شهر رن، می‌خواد اونو ببینه

13:18.716 --> 13:21.421
اون "مانک" رو در ژانویه 1917 دیده

13:21.594 --> 13:24.061
"در جبهه "سومه

13:29.619 --> 13:33.866
اوت 1912
مرد خوش قیافه‌ای بودم، نه؟

13:34.082 --> 13:35.660
این عکس با دیون گرفته شده

13:36.585 --> 13:38.079
به طور مستقیم اونو گرفتن

13:39.129 --> 13:41.205
،خواهش می‌کنم
بگین چی به سر "مانک" اومده؟

13:42.174 --> 13:47.392
ژانویه 1917، منو مامور کردن
پنج اعدامی رو به خط مقدم جبهه ببرم

13:51.409 --> 13:54.363
بین اونا بود؟ -
بله -

13:55.371 --> 13:57.779
باید به جلوترین سنگر در خط مقدم می‌بردمشون

14:05.131 --> 14:07.966
ژاندارم‌ها در انتظار من و محکومین بودن

14:08.134 --> 14:11.194
در جوار یک گورستان ویران شده

14:19.204 --> 14:21.530
تو با این چکمه‌های آلمانی چیکار می‌کنی؟

14:21.707 --> 14:23.285
منتظرم -
منتظر چی؟ -

14:24.710 --> 14:28.000
،اگه منتظر عفو "پوانکاره" هستی
!باید تا ابد چشم به راه بمونی

14:28.088 --> 14:29.713
!امضاش می‌کنه

14:29.770 --> 14:35.399
.اصولاً من نباید محکوم می‌شدم
من اهل "کورس"ـم، کورس! فرانسوی نیستم

14:44.456 --> 14:48.288
ولش کن، یه کم قاطی کرده
سرحال نیست

14:56.718 --> 14:59.399
تموم کردین، ستوان؟

15:00.323 --> 15:02.865
سرما نجاتش داده

15:02.950 --> 15:05.987
اگر تو گرمای تابستون بود تا حالا مرده بود

15:09.457 --> 15:11.248
مانک چی؟

15:12.001 --> 15:13.994
حتما زخمش اذیتش می‌کرد

15:14.879 --> 15:17.204
مجبور شدن دو انگشتش رو قطع کنن

15:17.423 --> 15:19.996
ظاهراً دیگه درد نداشت

15:20.801 --> 15:22.987
:باید اونا رو به سنگری می‌بردم به نام

15:23.196 --> 15:25.273
"بینگو کرپسکول"

15:34.073 --> 15:36.216
"بینگو کرپسکول"

15:42.716 --> 15:43.961
...تف به این روزگار

15:44.426 --> 15:46.573
نمی‌تونستی اینا رو وسط راه ولشون کنی؟

15:46.786 --> 15:49.235
!با یه اردنگی از دستشون خلاص میشدی

15:49.741 --> 15:52.492
،دستور دادن پنج اعدامی رو تحویل بدم
بقیه‌ش به من ربطی نداره

15:52.744 --> 15:54.238
بقیه‌ش رو حالا بهت میگم

15:54.621 --> 15:56.660
من باید آدم‌هات رو از روی دیوار بندازم اونور

15:56.873 --> 15:59.874
و بذارم مثل سگ بمیرن

16:00.126 --> 16:02.083
بین خط ما و آلمانی‌ها

16:02.337 --> 16:04.744
!این همون بقیه‌ی لعنتیش‌ـه گروهبان

16:06.716 --> 16:10.378
میدونید گروهبان، با اینکه آلمانی‌ها
این روبرو سنگر گرفتن، یه‌کم زیادی ساکته

16:10.664 --> 16:12.861
یه‌کم زیادی ساکته؟
خب آتیش‌بازی رو شروع کنیم

16:13.032 --> 16:15.653
!و ببینیم چه جهنمی به پا میشه

16:17.369 --> 16:20.821
.بچه‌ها سوپ
شانس آوردین، هنوز گرمه

16:22.958 --> 16:25.414
چغندر و رازیانه

16:30.299 --> 16:33.134
چیزی هست که باعث خوشحالیت بشه؟

16:33.886 --> 16:37.147
آره... یه کاسه بزرگ شکلات داغ
با یه تیکه نون و عسل

16:37.324 --> 16:40.693
!اگه شده پدر مادرمو بکشم برات جور می‌کنم

16:40.869 --> 16:43.407
اجازه میدین ستوان؟

16:43.622 --> 16:45.661
!اون یتیمه

16:45.832 --> 16:50.162
،هرچی باشه جورش می‌کنه
!اسمش "سلستن پو"ـه، موش آشپزخونه

16:50.337 --> 16:52.579
!غارتگر آذوقه

16:53.381 --> 16:56.750
سلستن پو" یه ربع بعد برگشت"
همه‌چیزو آورده بود

16:56.927 --> 17:00.437
،کره با نمک ژارون
عسل با طعم اسطوخودوس

17:00.750 --> 17:01.791
...و

17:02.283 --> 17:04.441
کاکائوی نیجر

17:08.664 --> 17:09.696
!عالیه

17:10.374 --> 17:11.785
ببینم گل آفتابگردون

17:12.210 --> 17:15.329
کسی رو داری که براش نامه بنویسی؟
نامزد داری، نه؟

17:16.589 --> 17:18.297
...ماتیلد

17:18.758 --> 17:20.466
اسم نامزدش ماتیلده

17:23.530 --> 17:24.645
ماتیلد

17:25.650 --> 17:28.526
صدای ضربان قلبش رو مثل مُرس می‌شنوم

17:31.413 --> 17:32.742
می‌خوایم ازدواج کنیم

17:36.460 --> 17:40.081
شانس آوردم محکوم شدم
وگرنه باید تا آخر جنگ صبر می‌کردیم

17:41.924 --> 17:45.293
اینطوری دیگه بعد از اعدام منو می‌برن خونه

17:56.331 --> 17:59.497
شاید بهتر باشه بقیه‌ش رو تعریف نکنم

18:00.543 --> 18:03.034
درسته لنگ هستم، ولی احمق نیستم

18:03.254 --> 18:04.797
بهم بگو چی شد؟

18:06.674 --> 18:09.628
وسط سیم خاردار شکاف ایجاد کردیم

18:09.803 --> 18:13.194
و این پنج نفر رو برای مقابله با سرما مجهز کردیم

18:16.327 --> 18:19.114
،سلستن پو برای محافظت از دست نامزدت

18:19.288 --> 18:21.909
یه لنگه دستکش قرمز رو فدا کرد

18:23.959 --> 18:26.285
خیلی دورن؟ -
صدمتری اینجا -

18:26.462 --> 18:28.834
زیادی واسه نارنجک دوره
و زیادی واسه توپخانه نزدیکه

18:29.006 --> 18:32.589
،به فکر گاز سمی هم نباشین
کسی که استفاده کنه، خودش هم آلوده میشه

18:32.760 --> 18:38.037
یعنی می‌تونن جون سالم به در ببرن؟ -
اگه گیر آلمانی‌ها نیفتن، از سرما و گرسنگی می‌میرن -

18:38.116 --> 18:40.572
در هردو صورت حواس آلمانی‌ها رو پرت می‌کنه

18:46.416 --> 18:50.165
یه سرجوخه، باستوش نجارو بغل کرد

18:50.337 --> 18:52.045
"سرجوخه "گورد

18:52.381 --> 18:54.587
از قرار معلوم، قبل از جنگ همدیگه رو می‌شناختن

18:55.133 --> 18:56.296
...و بعد

18:56.802 --> 18:58.610
اونا رو فرستادن اون طرف دیواره

19:02.617 --> 19:04.775
کثافت -
خفه شو -

19:13.461 --> 19:15.500
کثافت -
!خفه شو -

19:19.550 --> 19:20.879
سپتامبر 1914

19:21.094 --> 19:22.814
70کیلو رو راحت بلند می‌کردم

19:23.489 --> 19:25.980
تازه اون بهترین حالتم نبود

19:26.533 --> 19:28.193
،خب اون روز صبح

19:28.369 --> 19:31.286
،ژانویه 1917
مانک هنوز زنده بود؟

19:32.081 --> 19:36.161
سپیده‌دم، "فاوار" اسمشون رو صدا زد

19:36.960 --> 19:40.748
،به جز کشاورز اهل دوردون
همه پاسخ دادن

19:40.923 --> 19:43.378
باسینیانو -
حاضر -

19:43.634 --> 19:46.569
بوکه -
چیه؟ -

19:46.740 --> 19:48.398
"لانگونه"

19:48.573 --> 19:50.317
!بعله... هنوز اینجام

19:50.492 --> 19:53.742
،گل آفتابگردون
بهتره یه کم بیشتر خودتو مخفی کنی

19:53.912 --> 19:55.703
نوتردام؟

19:57.082 --> 19:58.825
نوتردام؟

19:59.834 --> 20:01.293
بیشتر از این نمی‌دونم

20:03.639 --> 20:06.780
،بعد از بازگشت
با اندوه گزارشم رو نوشتم

20:12.406 --> 20:15.360
به موقع اومدی اسپرانزا
بریتانی"‌ها اومدن جای ما رو بگیرن، ما مرخص شدیم"

20:15.534 --> 20:17.823
خب، از بینگو چه خبر؟

20:18.245 --> 20:19.277
این چیه؟

20:19.455 --> 20:22.789
،لیست زندانیان محکوم به مرگ
امضا شده توسط سروان "فاوویه"، میذارمش اینجا

20:22.959 --> 20:24.868
...نه، بده به من

20:35.365 --> 20:38.322
چرا میخکوب شدی اسپرانزا؟ اینجا که پومپی نیست
(طعنه به شهری که بعد از آتشفشان مردم گیج شدن)

20:38.533 --> 20:41.618
به استوار یکم ارتقا پیدا کردی
فردا به سمت "وژ" حرکت می‌کنی

20:41.787 --> 20:46.413
،با این‌حال قربان
می‌ترسم این ماموریت کوچیک توی گلومون گیر کنه

20:46.625 --> 20:50.788
خوش به حالت
در منطقه "وژ" از گاز خردل استفاده نمیشه

20:50.963 --> 20:53.584
!اونجا پاستیل‌هایی داره که گلو رو هم نرم می‌کنه
.مرخصی

20:54.091 --> 20:57.705
...چندماه بعد
در منطقه سومه مجروح شدم

20:57.879 --> 21:01.029
اتفاقی توی آمبولانس "شاردولو" رو دیدم

21:01.532 --> 21:04.154
"یکی از سرجوخه‌های "بینگو کرپسکول

21:04.994 --> 21:07.485
چند روزی بیشتر زنده نموند

21:07.789 --> 21:09.331
!هی

21:10.333 --> 21:11.827
!هی

21:12.460 --> 21:14.334
اسپرانزا هستم

21:14.796 --> 21:16.254
از بینگو کرپسکول... یادت میاد؟

21:16.965 --> 21:18.874
،معذرت می‌خوام
یادم نمیاد

21:19.884 --> 21:23.063
،ببینم اون پنج نفر که بین "خط ما با آلمانی‌ها" بودن

21:23.822 --> 21:25.281
اونا چی شدن؟

21:25.574 --> 21:26.772
خودت چی فکر می‌کنی؟

21:28.035 --> 21:29.494
هیچکدوم زنده نموندن؟

21:29.995 --> 21:33.162
مگه عذاب وجدان داری اسپرانزا؟

21:33.332 --> 21:36.368
بهتر بود با من در بینگو می‌موندی

21:37.211 --> 21:39.168
،های بزرگ رو می‌دیدی"M"اگه می‌موندی

21:39.338 --> 21:43.707
...آلباتروس (مرغ ماهی‌خوار) درحال پرواز، لباس زیر (کُرست) مواج

21:44.176 --> 21:46.400
هذیون میگی، تب داری

21:46.988 --> 21:52.327
گوش کن... 5 تا زنده رو انداختن بین دو سنگر
و 5 تا جسد تحویل گرفتن

21:52.494 --> 21:53.525
حالا دیگه می‌دونی؟

21:57.165 --> 22:01.412
،دیگه چشمامو از دست دادم گروهبان
ولی می‌تونم قیافه‌ت رو مجسم کنم

22:03.171 --> 22:06.540
و آلباتروس صحبت کرد؟ "M" واقعا از
بله -

22:08.343 --> 22:10.073
!و لباس زیر

22:11.531 --> 22:12.903
بفرمایید مادمازل

22:13.116 --> 22:18.862
اینا چیزاییه که افراد بینگو کرپسکول و محکومین
دوست داشتن به دست خانواده‌هاشون برسه

22:19.413 --> 22:22.655
وضعیت من طوری بود که نتونستم به دست خانواده‌هاشون برسونم

22:23.125 --> 22:27.075
این کپی نامه "بنوآ نوتردام" کشاورز دوردونی به همسرشه

22:27.463 --> 22:30.713
اصلش رو بعد از بازگشت از بینگو کرپسکول براش فرستادم

22:31.008 --> 22:33.672
به خاطر آسیب گازهای سمی اینجایین؟

22:34.655 --> 22:37.193
نخیر، آنفولانزای اسپانیولی

22:38.200 --> 22:39.824
...می‌دونی، این نوع گازها

22:40.035 --> 22:42.193
ریه‌ها رو نابود می‌کنه

22:45.916 --> 22:47.244
،ماتیلد

22:47.793 --> 22:51.292
اگه نمی‌تونی گریه کنی، پس حرف بزن

22:53.173 --> 22:55.711
خب حرفم نمی‌تونی بزنی، نه؟

22:56.385 --> 23:00.608
،اما گاهی آدم وقتی شروع به صحبت می‌کنه
اشک‌ها سرازیر میشه

23:00.782 --> 23:05.278
با گریه اونچه رو که نتونسته به زبون بیاره، بیان می‌کنه

23:07.997 --> 23:11.698
مثل اینکه می‌خوای قیافه‌ی درهم‌ـت رو حفظ کنی

23:42.299 --> 23:45.375
"لویی کوچولو"
به "ورو" بگو همیشه به فکرش هستم

23:45.593 --> 23:47.487
متاسفم که دیگه نمی‌خواد باهام حرف بزنه

23:47.656 --> 23:48.402
،بیسکوت" رو دیدم"

23:48.615 --> 23:51.818
با هم آشتی کردیم. خدانگهدار دوست من
"باستوش"

23:55.623 --> 23:58.616
"بنوآ نوتردام"
شماره شناسایی 1818

23:58.792 --> 24:00.950
مدت زیادی از من خبری نخواهی داشت

24:01.128 --> 24:04.247
به "بِرنای" پیر بگو که می‌خوام
همه‌چیزو برای ماه مارس جور کنم

24:04.423 --> 24:07.377
.قیمت کودش زیادی بالاست
مراقبش باشید

24:07.717 --> 24:10.367
،به "باتیستانِ" من بگو انقدر دوستش دارم

24:10.571 --> 24:13.608
،که امکان نداره اتفاق بدی براش بیفته
به شرطی که به حرف مادرش گوش کنه

24:13.783 --> 24:18.077
.من هیچکس رو نمی‌شناسم که به خوبی اون باشه
دوستت دارم. بنوآ

24:18.871 --> 24:20.330
،"برای "تینا لومباردی

24:20.540 --> 24:23.327
"از طرف "آنژ باسینیانو

25:04.494 --> 25:09.871
،اگر قبل از اینکه برای شام صدام کنن
پوآشیش" (سگش) وارد اینجا بشه، معناش اینه که مانک زنده‌ست"

25:18.091 --> 25:19.040
گرسنه‌م نیست

25:23.823 --> 25:26.111
شام آماده‌ست

25:27.535 --> 25:28.946
!ماتیلد، شام

25:29.495 --> 25:31.155
!میام

25:32.331 --> 25:35.036
ماتیلد اول ژانویه 1900 به دنیا اومده

25:35.209 --> 25:37.534
!محاسبه سنش راحته

25:37.753 --> 25:42.664
،در سال 1903 پدر و مادرش
در سانحه اتوبوس جانشون رو از دست دادن

25:43.050 --> 25:44.758
:از اون موقع، ماتیلد عادت کرده بگه

25:44.927 --> 25:51.950
...خدا رحمتشون کنه، خدا رحمتشون کنه

25:54.496 --> 25:57.031
،عمو و زن‌عموش... سیلوان و بندیکت

25:57.040 --> 26:02.011
با سود پولی که از بیمه عمر والدینش سرمایه‌گذاری کرده بودن
از اون نگهداری میکردن

26:02.011 --> 26:04.420
"توسط وکیلشون، "پی‌یر ماریا روویه

26:05.340 --> 26:08.875
ماتیلد در 5 سالگی مبتلا به فلج اطفال شد

26:09.214 --> 26:11.271
،چندین ماه بستری شد

26:11.447 --> 26:14.282
،درمانش همراه بود با پماد خردل که زده میشد

26:14.492 --> 26:15.695
،صدای پاندول که شنیده میشد

26:15.700 --> 26:18.500
و عناصر چهارگانه سلامتی
(ایمان، امید، عشق و بخت)

26:21.499 --> 26:25.034
.امروز ماتیلد 20 سال داره
،توبا میزنه

26:25.211 --> 26:29.790
چون معتقده این ساز قادره بیشتر از هر چیزی
احساس قلبی‌ـش رو بازتاب بده

26:30.800 --> 26:33.869
سگش "پوآشیش" موقع خواب بادش رو خالی می‌کنه

26:34.863 --> 26:37.864
،هروقت این صدا بلند میشه
:بندیکت میگه

26:38.033 --> 26:39.860
!این صدا از سگ، قلبم رو شاد می‌کنه

26:40.160 --> 26:42.782
ماتیلد نیاز به درمان روزانه پاهاش داره

26:42.955 --> 26:48.161
"بعد از جنگ " ژرژ کورنو
قهرمان سابق شناي آزاد اهل بریتانی، اونو ماساژ میده

26:48.502 --> 26:52.749
اوایل خجالت می‌کشید، اما به مرور عادت کرد

26:52.923 --> 26:54.334
،زمان ماساژ

26:54.508 --> 26:58.107
ماتیلد گاهی تصور می‌کرد که اندامش توسط ژرژ کورنو تحسین میشه
و این براش باعث وجد همراه با عذابه

26:58.282 --> 27:00.319
:ژرژ یه روز به خودش جرئت داد که بگه

27:00.490 --> 27:05.733
،شما واقعا اندام متعادل و منعطفی دارین مادمازل
تا به حال مثل شما کم دیدم

27:07.789 --> 27:11.080
:بعد از اون، ماتیلد باید چی صداش می‌کرد

27:11.293 --> 27:12.324
...ژرژ عزیزم

27:13.795 --> 27:15.373
...ژرژ، عزیزدلم

27:17.883 --> 27:19.258
...عشقم

27:20.093 --> 27:26.114
گاهي، موقع خواب
خودش رو در وضعيتی تصور ميکرد که ژرژ مزاحمش شده

27:29.245 --> 27:33.415
،ماتیلد زمان زیادی به تخیلات فانتزی احتیاج نداره

27:33.975 --> 27:35.415
برای اینکه به نهایت لذت برسه

27:37.587 --> 27:39.141
،از زمان ناپديد شدن مانک

27:39.193 --> 27:42.664
با فکر کردن به نامزدش نمی‌تونست خودشو ارضا کنه

27:43.664 --> 27:45.052
!این تنها راه بود

27:52.452 --> 27:55.122
اگر جای تو بودم، اونو فراموش می‌کردم ماتیلد

27:55.289 --> 27:57.281
آدم نباید دنبال چیزهای واهی باشه

27:57.457 --> 28:00.909
اگر زنده‌ست، چرا هیچ خبری از خودش نمیده؟

28:01.295 --> 28:03.334
...چون اسیره

28:03.589 --> 28:07.170
،شايدم پيش يه دختر آلماني زندگی می‌کنه
!با موهای بور و سينه‌های بزرگ

28:07.270 --> 28:11.520
یه پسر برتونی که کلم آب‌پز بخوره؟ غیرممکنه

28:13.533 --> 28:16.617
واقعا نمی‌خواین کمکتون کنم؟ -
نه... ترجیح میدم پاهات روی زمین باشه -

28:16.786 --> 28:18.578
من روی پای خودم می‌ایستم

28:18.746 --> 28:20.027
چی گفتی؟ -
!هیچی -

28:20.248 --> 28:22.241
ولی من به هرحال شنیدم

28:22.458 --> 28:25.246
چیزایی که میگی سر و ته نداره

28:26.212 --> 28:31.207
،مانک اونجا اسیر نشده
چون نیروهای ما سنگر مقابل رو تصرف کردن

28:31.426 --> 28:35.230
طرف پیروز، نیروهای مقابل رو به اسارت می‌گیره

28:35.531 --> 28:38.152
پس اون قاطی کرده
یا... خودشو مخفی کرده

28:38.659 --> 28:40.533
از ترس کار اجباری

28:40.703 --> 28:42.734
اینا همه‌ش داستان سراییه ماتیلد

28:42.954 --> 28:44.741
باید یه جوری خودتو قانع کنی و تمومش کنی

28:44.915 --> 28:45.947
...تو جوونی، زیبایی

28:46.167 --> 28:47.791
...می‌تونی برای خودت شوهر

28:52.506 --> 28:54.499
در این ماجرا یه چیزی جور درنمیاد

28:55.176 --> 28:56.421
باید حتما اون شخصی که

28:56.634 --> 29:00.312
اسمش "موش آشپزخونه" بود پیدا کنم
"سلستن پو"

29:01.366 --> 29:05.067
...یا فاحشه‌ی اون شخص اهل کورس
اون شاید بیشتر از من بدونه

29:05.454 --> 29:06.734
!فردا میرم پاریس

29:06.997 --> 29:07.862
!چی؟

29:08.081 --> 29:09.196
برای چی؟

29:09.499 --> 29:12.706
تا یه بازمانده از سنگر بینگو کرپسکول پیدا کنم

29:18.706 --> 29:23.743
ژرمن پیا"، کارآگاه خصوصی"
بدتر از راسو (فضول)

29:26.743 --> 29:29.234
!ببین اینا پرونده‌های جالب و داغیه

29:29.412 --> 29:31.155
این کمد پر از این پرونده‌هاست

29:31.330 --> 29:34.534
...تصور کنید چه پرونده‌های سیاهی وجود داره که

29:34.709 --> 29:38.160
،اگر "ژرمن پیا" دست روی اون‌ها نمی‌گذاشت
همینطور مختومه می‌موند

29:39.005 --> 29:43.049
،اینو نگاه کنید، پرونده مهمیه
مربوط به یه موضوع حساسه

29:43.259 --> 29:48.193
،در سال 17 قطاری که در اون سربازان به مرخصی میرفتن
در مونسونی از خط خارج میشه... 425 کشته

29:48.365 --> 29:52.445
،با اینکه ترمزها دچار مشکل بوده

29:52.619 --> 29:55.035
افسر فرمانده دستور حرکت میده

29:55.248 --> 29:58.250
سانسور کامل، توسط دولت پوانکاره

29:58.460 --> 30:03.125
،و تنها راهی که برای خانواده قربانیان می‌مونه
اینه که اون افسرو پیدا کنن

30:04.089 --> 30:05.287
...ژرمن پیا

30:06.091 --> 30:07.122
!بدتر از راسو

30:07.509 --> 30:11.104
!بدتر، مادمازل
و من اون افسرو پیدا کردم ...

30:11.322 --> 30:13.896
،علارغم ناراحتی مراجع نظامی

30:14.075 --> 30:15.273
...بله

30:15.493 --> 30:17.367
در گورستان کرائونه دفن شده

30:17.579 --> 30:21.873
الان چمدونم رو می‌بندم و اون دونفر رو پیدا می‌کنم
،پو سلستن

30:22.083 --> 30:23.743
و معشوقه‌ی مرد اهل کورس

30:23.918 --> 30:25.828
دستمزد شما چقدره "آقای بدتر از راسو"؟

30:26.921 --> 30:31.418
اوه مادمازل... راسو حیوون فضولیه که
فقط کبوتر و بوقلمون رو مجروح می‌کنه

30:32.093 --> 30:34.560
...برای شما

30:34.989 --> 30:36.816
،روزی 20 فرانک

30:37.325 --> 30:39.531
به اضافه هزینه‌های متفرقه

30:39.702 --> 30:41.030
چرا به من تخفیف میدین؟

30:43.205 --> 30:45.531
هلن، بیا سلام کن

30:45.833 --> 30:47.624
در خصوص هزینه‌های متفرقه نگران نباشین

30:47.793 --> 30:53.417
،ژرمن پیا کم خوراکه، مشروب نمی‌خوره
و کم انعام میده

30:58.739 --> 31:00.862
سلام -
سلام -

31:01.116 --> 31:03.383
نوتردام‌ـه پاریس؟ -
،نه، نگفتم نوتردام‌ـه پاریس -

31:03.494 --> 31:07.495
!من از پاریس زنگ میزنم
در مورد "بنوآ نوتردام" سوال دارم

31:07.664 --> 31:09.123
!اوه... بنوآ نوتردام

31:09.333 --> 31:10.957
بله، یک دهقان شجاع

31:11.501 --> 31:12.996
جانش رو در راه میهن از دست داد

31:13.211 --> 31:15.418
!من خیلی از پیروانم رو از دست دادم

31:16.131 --> 31:18.587
زنش و بچه کوچیکش "باتیستان" هنوز اونجان؟

31:18.842 --> 31:21.823
!ششش... مادمازل مینت
هیچی نمی‌شنوم

31:22.280 --> 31:26.574
نه، یه روز همه چیزش رو فروخت و رفت
بدون خبر و نشونی

31:26.826 --> 31:28.451
اونجا گروه کُر مشغول خوندن هستن؟

31:28.661 --> 31:32.410
بله گروه کُر
!ما داخل یه کلیسا هستیم مادمازل

31:32.624 --> 31:34.746
!در عوض از طرف شما، سرود مذهبی به گوش نمیرسه

31:36.911 --> 31:39.412
ممنون آقای کشیش
خدانگهدار

31:41.132 --> 31:45.247
!بینگو کرپسکول
نه سر داره نه ته، مسخره‌ست

31:46.280 --> 31:48.486
فکر می‌کردم هدف شما دفاع از آرمان‌هاست

31:49.867 --> 31:52.387
،این نوع گستاخی در ده سالگی شیرینه
ولی شما بیست سالتونه

31:52.403 --> 31:54.614
وقتشه که جدی‌تر با من برخورد کنین

31:54.997 --> 31:59.244
ماتیلد کوچولو تو داری ارثیه‌ت رو درگیر ماجرای عجیبی می‌کنی

31:59.418 --> 32:02.289
!بینگو کرپسکول
حالا چرا "یوپی ترالالا" نباشه؟

32:03.422 --> 32:05.628
می‌خوام به بایگانی ارتش دسترسی پیدا کنم

32:07.593 --> 32:11.036
ماتيلد... بذار حقیقت کوچکی رو بهت بگم

32:11.056 --> 32:14.326
،اگر یکی از این محکومین زنده می‌موند
در نهایت به اردوگاه کار اجباری می‌فرستادنش

32:14.534 --> 32:15.890
...خودت هم می‌دونی

32:15.950 --> 32:19.488
تحقیقاتت اونو در معرض خطر قرار میده

32:19.873 --> 32:23.372
،منطقی باش
...والدینت به من سپردن

32:23.585 --> 32:25.542
...والدینت -
!خدا رحمتشون کنه -

32:26.129 --> 32:27.872
.فقط همین

32:28.340 --> 32:31.922
اونا خوشبختی منو به شما سپردن

32:34.031 --> 32:35.607
خدانگهدار

32:37.200 --> 32:39.869
و مرسی پی‌یرماری

32:42.413 --> 32:46.031
ماتیلد عزیزم، برداشتت اشتباهه
...من

32:46.500 --> 32:47.615
من به فکر آینده‌ت هستم

32:49.086 --> 32:53.464
،از اینکه با وجود ماساژ
وضعیت جسمیت رو به وخامت گذاشته، متاسفم

32:53.758 --> 32:57.489
بسیارخب... ببینم چیکار می‌تونم بکنم

33:13.128 --> 33:15.999
خب بله... اونقدرا هم سخت نیست

33:40.715 --> 33:46.575
سلام خانوم. دنبال تینا لومباردی می‌گردم
...زمانی که خیلی کوچیک بود

33:50.618 --> 33:56.407
سلام خواهران محجّبه، من دایی تینا لومباردی هستم
...و می‌خواستم... ای کاش

34:03.172 --> 34:05.046
،معذرت می‌خوام

34:05.257 --> 34:08.536
بنده مسئول منافع خانواده لومباردی در این منطقه هستم

34:08.710 --> 34:13.820
...دنبال تینا می‌گردم، در خص.. در خصوص ارثیه‌ی کوچیک

34:24.461 --> 34:26.252
تو همونی که دنبال تینا لومباردی می‌گردی؟

34:26.421 --> 34:28.580
...بله، خب... چیز

34:35.156 --> 34:37.647
شما تابحال کورس رو ندیدین؟

34:38.284 --> 34:40.526
جای قشنگیه، خیلی تماشاییه

34:40.703 --> 34:44.194
و تینا لومباردیِ شما، جزو فهرست غایـبـین‌ـه

34:44.415 --> 34:47.665
خوشبختانه شخصیت بانفوذی در پلیس، ردپای اونو

34:47.877 --> 34:50.119
در "بار-له‌دوک" پیدا کرده

34:50.296 --> 34:53.795
والـنتیـنا امیـلـیا ماریـا لومبـاردی
،مشهور به تـیـنا

34:53.966 --> 34:56.450
در 1916 مشخصاتش در اونجا ثبت شده

34:56.627 --> 35:01.155
نزدیک اردوگاه هنگ بیست وسوم مارسی

35:01.384 --> 35:06.235
.بعد از پایان جنگ، مرغ از قفس پرید
،ردپاش رو درمسیر لیون گم کردم

35:06.254 --> 35:10.162
ولی در این مدت دست روی دست نذاشته بودم
(منظورش اینه که فاحشه‌خونه‌ها رو به دنبالش می‌گشته)

35:10.162 --> 35:13.328
(منظورش اینه که فاحشه‌خونه‌ها رو به دنبالش می‌گشته)

35:21.328 --> 35:23.812
ردپای لومباردی در کروآ-روس (محله‌ای در لیون) ناپدید شد

35:24.532 --> 35:26.192
یعنی پیگیری نخواهید کرد؟

35:26.368 --> 35:27.281
چنین چیزی نگفتم

35:27.494 --> 35:30.448
،پـیا هیچوقت تسلیم نمیشه
! پـیا در کارش سمج‌ـه

35:30.622 --> 35:32.911
و هیچکس بالادست پـیا وجود نداره مادمازل

35:34.000 --> 35:36.289
بسیار عالی، مرسی

35:48.289 --> 35:50.836
[ لاوروی ]

36:00.836 --> 36:03.292
فقط یه‌کم دیگه

36:05.633 --> 36:07.092
!اوه نه

36:16.244 --> 36:18.284
!چشمام نه، نه

36:42.830 --> 36:44.704
...مراقب باش که

37:43.881 --> 37:44.984
فرمایشی بود؟

37:48.199 --> 37:49.397
این نامزد منه

37:50.284 --> 37:52.360
...و این

37:52.578 --> 37:53.823
نجاره

37:54.121 --> 37:55.948
شما اونو می‌شناسین

38:02.630 --> 38:03.958
اوه... گلوم خشک شده

38:04.340 --> 38:05.455
...یه گیلاس شراب

38:05.633 --> 38:07.507
!و کمتر دارو بذار تو جیبت

38:08.293 --> 38:13.000
خاله‌ی بزرگم همین رو می‌گفت
! سال 1911 در 99 سالگی عمرش رو داد به شما

38:13.325 --> 38:14.867
هرگز بیمار نشد

38:19.705 --> 38:20.903
موفق باشید

38:21.458 --> 38:22.833
!بزنم به تخته

38:24.503 --> 38:26.045
جنگ؟

38:27.923 --> 38:30.129
...نه، یه کفتار

38:30.342 --> 38:31.714
توی باغ گیاهان

38:31.963 --> 38:33.902
...می‌خواستم نوازشش کنم

38:34.072 --> 38:36.479
اینو باستوش و رفیقش بیسکوت برام درست کردن

38:37.367 --> 38:38.398
بیسکوت؟

38:38.701 --> 38:41.371
،بهترین دوستش بود. اونا تو سیل 1910

38:41.579 --> 38:44.079
وقتی تلاش میکردن یه زن پولدار رو نجات بدن باهم آشنا شدن

38:44.291 --> 38:46.702
،باستوش با استعداد بود

38:46.918 --> 38:49.587
،اما بیسکوت... اون آدم خبره

38:49.837 --> 38:54.796
.استاد تمام و کمال تو کار چوب بود
اون حرکت مفاصل انگشتام رو

38:55.009 --> 38:56.281
درست کرد

39:01.408 --> 39:02.653
این برای شماست

39:03.035 --> 39:07.534
لویی کوچولو" به "ورو" بگو همیشه به یادش هستم"
متاسفم که دیگه نمی‌خواد باهام حرف بزنه

39:07.705 --> 39:10.196
بیسکوت" رو دیدم، با هم آشتی کردیم"

39:10.418 --> 39:13.992
"خدانگهدار دوست من. "باستوش

39:16.549 --> 39:18.375
،حتما یه چیزی باعث مشاجره‌شون شده

39:18.592 --> 39:20.489
شما دلیلش رو می‌دونین؟

39:20.705 --> 39:21.893
...یه راز

39:23.907 --> 39:26.149
،اونا با هم از جهنم عبور کردن

39:26.493 --> 39:29.613
..."جبهه‌ی "مارن"، "وور"، "سومه

39:30.121 --> 39:34.119
هیچکس نفهمید چرا، یه روز با هم قطع رابطه کردن

39:36.044 --> 39:37.835
،بیسکوت به جبهه‌ی دیگه‌ای منتقل شد

39:38.004 --> 39:42.334
و در بمبارون بیمارستان ارتش کشته شد

39:43.879 --> 39:46.399
خوشحالم از اینکه قبل از مرگ آشتی کردن

39:49.826 --> 39:53.325
!فکر نمی‌کنم امروز، مردم پشت در میخونه صف بکشن

39:53.496 --> 39:54.575
یکی دیگه میریزی؟

39:54.831 --> 39:56.574
!حسابی تشنه‌ای

39:58.960 --> 40:00.122
...دستی از چوب

40:00.336 --> 40:01.451
و قلبی از طلا

40:02.130 --> 40:03.328
!به سلامتی عشق

40:03.548 --> 40:04.710
عشق حقیقی

40:04.882 --> 40:06.376
دلم می‌خواد بدونم "ورو" کیه

40:06.592 --> 40:10.518
ورونیک پاساوان، "ژیگولت" باستوش
(ژیگولت تقریبا معادل رفیقه، زنی همراه یک مرد در مجالس رقص و خوشگذرونی )

40:10.697 --> 40:11.942
اغلب با هم میومدن اینجا

40:12.366 --> 40:14.442
چرا دیگه باهاش حرف نمیزد؟

40:14.701 --> 40:17.702
،فکر مي‌کنم باستوش بي‌وفایی کرده بود
ورونیک هرگز نبخشيدش

40:24.962 --> 40:27.749
پرونده‌های سال 17، از این طرف

40:28.757 --> 40:31.836
پرونده‌های قرمز مربوط به چیه؟

40:32.002 --> 40:32.824
اسرار دفاعی

40:33.035 --> 40:35.236
،بدون مجوز فرماندهی
نمیشه به اونا دسترسی داشت

40:35.407 --> 40:36.735
بفرمایید بالا

40:36.908 --> 40:39.399
برین کمکشون -
باشه -

40:41.371 --> 40:47.157
،اگر شما به عنوان یک افسر رده بالا اجازه دسترسی به ما بدین
من و آقای روویه، دیگه نیاز به مجوز فرماندهی نداریم

40:47.335 --> 40:50.621
اگر من همچین ذهنیتی داشتم، یک افسر نمیشدم

40:50.797 --> 40:54.747
ماتیلد همین که به این قسمت هم دسترسی پیدا کردیم
بایستی خوشحال باشی

40:54.926 --> 40:56.695
یک چنین کاری کلی وقت می‌بره

40:57.072 --> 41:00.693
خیلی منظم به نظر میان
اما در واقع هیچ نظم و ترتیبی ندارن

41:01.200 --> 41:03.157
..."شهرستان "سومه

41:03.327 --> 41:06.245
"ناحیه "بوشاون
سنگر شماره 108

41:06.414 --> 41:07.244
ایناهاش

41:07.456 --> 41:09.164
...یه وضعیه

41:09.583 --> 41:11.375
آدم اعصابش خورد میشه

41:12.461 --> 41:17.439
متاسفم، بذارین کمکتون کنم
از اینکه تقاضای ژنرال رو پذیرفتین، سپاسگزارم

41:17.675 --> 41:20.038
اون یکی از دوستان خوب منه

41:20.208 --> 41:23.318
،بوشاون رو می‌شناسم
چون دوتا از دوستانم اونجا کشته شدن

41:23.532 --> 41:26.319
اوه... اونجا جنگ بیداد می‌کرد

41:26.576 --> 41:28.450
البته در پاریس هم اوضاع زیاد جالب نبود

41:28.745 --> 41:31.117
،بعد از اپرا
امکان نداشت آدم تاکسی پیدا کنه

41:31.373 --> 41:32.488
آه بله، دقیقا

41:32.666 --> 41:35.620
دوست داریم بدونیم در سنگر 108 چه اتفاقی افتاده

41:36.044 --> 41:39.745
،برگ ماموریت
...سنگر 104، سنگر 105

41:39.965 --> 41:42.717
،سنگر 107
پس سنگر 106 کجاست؟

41:43.713 --> 41:45.404
...سنگر 108

41:45.989 --> 41:48.526
!سختیش اینه که پشت و رو نوشته

41:50.034 --> 41:53.783
این سنگر 108
...این سنگر رو آلمانی‌ها درست کردن

41:54.038 --> 41:56.612
در 1916 ما سنگر رو گرفتیم
و اسمش رو گذاشتن

41:56.833 --> 41:59.039
بینگو کرپسکول
!چرا نذاشتن "یوپی ترالالا" ؟

42:00.211 --> 42:02.120
ششم ژانویه اتفاق خاصی گزارش نشده

42:02.338 --> 42:04.295
در عوض هفتم ژانویه

42:04.549 --> 42:07.663
:کشته‌شدگان عبارتند از
...سروان اتی‌ین فاوویه، استاد تاریخ

42:07.918 --> 42:11.070
ستوان بنوآ استراژن، مسئول بیمه

42:11.240 --> 42:12.734
...سرجوخه

42:14.618 --> 42:17.287
!عجیبه
...اسامی بخشی از اونا

42:17.496 --> 42:21.410
محرمانه نگهداشته شده -
...محرمانه؟ منظورتون اینه که -

42:21.917 --> 42:23.542
متاسفم

42:24.128 --> 42:25.326
...امکانش هست که

42:25.546 --> 42:29.294
.خیر، نمیشه بیشتر جستجو کرد
معذرت می‌خوام

42:29.508 --> 42:32.988
ببخشید، حتی ژنرال هم نمی‌تونه کاری بکنه؟ -
خیر -

42:42.747 --> 42:46.247
از اینکه وقت‌تون رو به ما دادین، سپاسگزارم -
خواهش می‌کنم -

42:49.562 --> 42:51.417
.متاسفم که چیز جالب توجهی پیدا نشد

42:51.589 --> 42:55.874
،برگه‌های مامویت یا قبوض رسید تدارکات
چیزهای همیشگی

42:56.041 --> 42:57.405
کاملا قابل پیش‌بینی

42:57.571 --> 42:59.564
همین انتظار می‌رفت

43:03.202 --> 43:04.780
ماتیلد داری شورش رو درمیاری

43:12.253 --> 43:16.298
!امیدوارم این برگه مربوط به اسرار دفاعی نباشه

43:21.738 --> 43:23.920
پی‌یر ماری" اگر چیز مهمیه بهم بگین"

43:24.168 --> 43:26.235
...چیز مهمی نیست

43:27.202 --> 43:29.195
...اجازه مرخصیه

43:29.580 --> 43:30.990
از رییس‌جمهور پوانکاره؟

43:31.873 --> 43:34.130
،بله، گاهی اوقات رییس‌جمهور پوانکاره

43:34.172 --> 43:38.792
.به ارتشیان شجاع اجازه مرخصی می‌داد
روشنه؟

43:39.047 --> 43:41.087
.مسیر خروج رو بهتون نشون میدم

44:03.339 --> 44:05.665
،سرجوخه کلبر بوکه
(باستوش)

44:05.842 --> 44:07.790
،سرجوخه فرانسیس گینیار
(سی-سو، شیش پنی)

44:08.495 --> 44:10.895
،سرباز دوم بنوآ نوتردام
(کشاورز دوردونی)

44:11.073 --> 44:13.694
،سرباز دوم آنژ باسینیانو
(فرشته)

44:13.868 --> 44:16.193
،سرباز دوم مانک لانگونه

44:16.370 --> 44:20.664
.به جرم خودزنی، به مجازات مرگ محکوم می‌شوید

44:22.084 --> 44:24.373
،تا شماره 7 می‌شمرم

44:24.587 --> 44:27.078
،اگر قطار وارد تونل نشه

44:27.256 --> 44:29.414
،یا مامور کنترل بلیت داخل نیاد

44:29.592 --> 44:31.494
!مانک مرده

44:31.668 --> 44:35.900
1, 2, 3,

44:36.616 --> 44:40.744
4, 5, 6

44:42.372 --> 44:43.368
! بلیت لطفا

44:44.082 --> 44:46.039
!شوخی یک آوریل

45:04.537 --> 45:07.538
،اعتصاب روزنامه‌ها که تموم بشه
می‌تونیم آگهی بدیم

45:07.707 --> 45:12.001
"پاداش برای اطلاعاتی مربوط به بینگو کرپسکول"
موافقی؟

45:12.170 --> 45:15.289
،با پیشنهادهای دلگرم کننده‌ی تو اشتهاش باز نمیشه

45:15.465 --> 45:17.125
"بهتره با خودمون ببریمش به جشنواره "کمپر

45:17.341 --> 45:20.033
که چی بشه؟ -
برای اینکه فکرت آزاد بشه

45:20.660 --> 45:22.730
شاید یه پسر خوب هم واسه خودت پیدا کنی

45:22.948 --> 45:24.359
که چی بشه؟

45:24.616 --> 45:27.950
!که ازدواج کنی، بچه‌دار بشی
تو بهش بگو

45:28.120 --> 45:29.151
میشه برای منم بریزین؟

45:29.913 --> 45:31.111
شراب می‌خوری؟

45:31.457 --> 45:33.948
،یه گیلاس شراب
.و کمتر دارو بذار تو جیبت

45:34.585 --> 45:35.865
!اینا رو از کجا یاد گرفتی؟

45:36.044 --> 45:38.500
،خیابون دست طلایی
میخونه‌ی یه نفر با دست چوبی

45:38.672 --> 45:42.041
شعار خاله‌ش بوده که یک قرن عمر کرده
و در سال 1911 در بیزانسون درگذشته

45:42.551 --> 45:43.492
!دوباره بگو

45:45.115 --> 45:47.189
در بیزانسون سال 1911

45:47.657 --> 45:50.777
.یک پیرزن در سن 99 سالگی فوت کرد
...خواهرزاده‌ش، مردیه با دست چوبی

45:50.952 --> 45:53.906
"صاحب میخونه‌ای در خیابون "دست طلایی

45:54.080 --> 45:56.702
،همونی که خاله‌ش، راجع به چیزی که سیلوان ازم پرسید
بهش گفته

45:57.542 --> 45:59.333
!مسته

46:36.742 --> 46:38.450
نگاه کن

46:40.037 --> 46:43.625
آلباتروس خیلی سرسخته

46:43.832 --> 46:47.248
می‌دونه که باد قبل از اون (پرنده) میفته

47:35.044 --> 47:36.502
! اوه... شن‌هام

47:37.502 --> 47:38.924
!شن‌هام

47:40.924 --> 47:43.865
ورونیک پاساوان، 17 ژوئیه 1920

47:44.039 --> 47:47.813
مادمازل، من از میخونه‌ی لویی کوچولو نامه می‌نویسم
اون داستان شما رو بهم گفت

47:47.991 --> 47:52.201
باید درمورد ملاقاتی با شما صحبت کنم
که کاملا من رو تکون داد

47:52.370 --> 47:55.822
...یک روز که داغون بودم به کارگاه باستوش رفتم

47:56.249 --> 47:58.740
می‌خوام با باستوش صحبت کنم

47:58.918 --> 48:04.043
باستوش؟! اون مرده
در جبهه‌ی "سومه"، نمی‌دونستین؟

48:04.341 --> 48:07.580
من چیزدیگه‌ای شنیدم -
چی؟ -

48:08.121 --> 48:11.813
در بیمارستانی کار میکنم که بیماران سفلیس‌ـی وجود دارن

48:11.991 --> 48:14.612
یکی از بیماران اینو برای شما فرستاد

48:16.537 --> 48:20.701
اگه می‌خوای زنده بمونی بهتره جواب منو بدی

48:20.875 --> 48:23.662
،رفیقی که همراه باستوش مخفی شده

48:23.836 --> 48:27.086
بهم بگو... بگو که این آدم اهل کورس‌ـه

48:27.340 --> 48:31.375
...همونقدر که در بچگی توسط راهبه‌ها زجر کشیدم کافیه

48:32.658 --> 48:36.486
تینا لومباردی چیزی می‌دونه که ما نمی‌دونیم

48:36.825 --> 48:39.992
چی گفتی؟ -
...لومباردی -

48:40.162 --> 48:43.198
چیزی می‌دونه که ما نمی‌دونیم

48:43.665 --> 48:47.663
چیزی که ثابت می‌کنه باستوش فرار کرده

48:47.836 --> 48:50.244
به همراه یه محکوم دیگه

48:50.422 --> 48:53.209
البته فکر می‌کنه که محکوم دیگه آنژل ـه

48:53.425 --> 48:55.160
،اگر باستوش فرار کرده باشه

48:55.335 --> 48:58.570
من مطمئنم که مانک رو هم با خودش برده

48:58.740 --> 49:01.231
...اگه فرار کرده باشه
اونو بده به من

49:01.576 --> 49:04.577
!با "اگر" میشه یه نهنگ رو توی قوطی کبریت جا کرد

49:04.746 --> 49:08.826
!شاید، اما بدون "اگر"ها ممکنه خودم رو دار بزنم

49:16.759 --> 49:19.738
!هربار که میای من باید شن‌ها رو از چمن جمع کنم

49:20.617 --> 49:24.741
!وقتی شن می‌بینم برام مثل یه نقطه برای هنرنمایی‌ـه
.برای مادمازل

49:24.950 --> 49:28.070
"ابزار فروشی "پرنس
پاریس، 25 ژوئیه 1920

49:28.287 --> 49:31.620
،مادمازل، پس از دیدن آگهی شما
براتون این نامه رو می‌نویسم

49:31.832 --> 49:34.667
درمورد سلستن پو و بازماندگان بینگو کرپسکول

49:34.835 --> 49:38.703
.من اونو به خوبی می‌شناسم
باهوش‌ترین تیغ‌زنی که تا به‌حال دیدم

49:38.881 --> 49:42.001
!با تشکر از اون، من هیچ وعده غذایی رو از دست ندادم

49:45.322 --> 49:48.026
الیویه نرگتون
سازنده اسباب بازی‌های متحرک

49:48.742 --> 49:51.197
سلستن پو نجات‌بخش ما بود

49:51.369 --> 49:53.528
"لقبش "وحشت آشپزخونه
و یا "یه‌کم غذای بیشتر" بود

49:54.080 --> 49:58.956
،اون آمار کشته‌ها رو دستکاری میکرد
تا آذوقه‌ی بیشتری بگیره

49:59.127 --> 50:03.207
،اگر روزی دیدینش بهش بگین
قدیمی‌های جبهه "فونتونوآ" هرگز فراموشش نمی‌کنن

50:05.300 --> 50:08.530
اتی‌ین موریون، دبیر
سوم اوت 1920

50:08.740 --> 50:11.380
ما رو از خنده روده‌بُر می‌کرد
،برای خوشحال کردن بچه‌ها

50:11.449 --> 50:13.940
حتی سگ گروهان را آموزش داده بود

50:17.330 --> 50:21.458
عصربخیر مادام، عجب هوایی
ژرمن پیا هستم، کارآگاه خصوصی

50:21.626 --> 50:24.413
اوه بله... ماتيلد در مورد شما صحبت کرده بود

50:25.087 --> 50:28.456
سیلوان، به ماتیلد بگو بیاد پایین

50:28.633 --> 50:31.491
موسیو راسو می‌خوان ببیننش

50:31.705 --> 50:34.135
بعد از پایان جنگ، خبرها در مورد "پو" ضد و نقیض‌ـه

50:34.491 --> 50:39.571
،"دو روز در "درو"، سه روز در "تروآ
"چهار روز در کاستر، یا پنج روز در "ست

50:43.583 --> 50:47.252
به هرحال برای پیداکردنش
به شانس و شکیبایی احتیاج داریم

50:47.628 --> 50:48.790
...حیف

50:49.922 --> 50:52.839
هلن کوچولو برات بیسکوییت شور آوردم

50:53.050 --> 50:55.834
!امتحان کن، نظرت رو بهم بگو

50:57.113 --> 50:59.651
توی آشپزخونه راحت‌تر نیستین؟

50:59.824 --> 51:01.947
مرسی بندیکت

51:02.327 --> 51:04.569
...خب
!راحت باشین

51:07.165 --> 51:08.940
پو" نمی‌تونه یه جا آروم بگیره"

51:09.042 --> 51:10.999
،تینا لومباردی، شبیه بقیه نیست

51:11.461 --> 51:13.121
ردپایی از خودش به جا نمیذاره

51:13.338 --> 51:16.007
می‌دونم، ظاهرش رو هم همیشه تغییر میده

51:16.633 --> 51:17.961
درمورد بیسکوت خبر جدیدی نیست؟

51:23.199 --> 51:26.402
این "بنژامین گورد"ـه
در همون روزی که

51:26.619 --> 51:28.446
جایزه نجاری رو در محله‌ی "سن-آنتوآن" برده

51:28.662 --> 51:30.240
!برای ششمین سال پیاپی

51:32.625 --> 51:33.656
...اما

51:34.585 --> 51:35.616
!بله مادمازل

51:38.214 --> 51:39.245
،بیسکوت

51:39.465 --> 51:41.173
،بهترین دوست باستوش

51:41.183 --> 51:43.246
کسی جز همون بنژامین گورد نیست

51:45.697 --> 51:47.773
،یکی از سربازان گروهان‌شون بهم گفت

51:47.991 --> 51:51.692
،اونا قبل از اینکه دوستیشون بهم بخوره
مثل دو انگشت یک دست بودن

51:52.913 --> 51:57.325
بس کن -
ما باید با هم صحبت کنیم -

51:58.251 --> 52:00.540
نمی‌خوام باهات دعوا کنم، پس تمومش کن

52:00.712 --> 52:02.788
چرا با من صحبت نمی‌کنی؟

52:03.048 --> 52:05.455
این ایده‌ی کی بود؟

52:05.717 --> 52:08.483
من گفتم؟ نه، ایده‌ی تو بود

52:08.656 --> 52:09.686
!حرومزاده

52:10.073 --> 52:11.271
!حرومزاده

52:11.824 --> 52:13.449
!ایده‌ی خودش بود

52:13.993 --> 52:16.531
موضوع حول و حوش زن بیسکوت میچرخه

52:16.704 --> 52:20.619
ورونیک پاساوان در ژوئن 1916
رابطه‌ش رو با باستوش قطع میکنه

52:20.792 --> 52:24.872
کمی بعد... باستوش مثل دشمن با بنژامین گورد درمی‌افته

52:25.046 --> 52:27.085
!پیتاگوراس (فیثاغورث) هم نباشی اینو می‌فهمی -
درسته -

52:27.256 --> 52:29.925
دیگه قبل از بینگو کرپسکول همدیگه رو ندیدن؟

52:30.091 --> 52:31.868
همون جا همه‌چیز تموم شد

52:32.036 --> 52:35.647
! اونجا همه‌چیز شروع شد موسیو پیا
...اونجا همه‌چیز شروع شد

52:36.867 --> 52:40.532
تینا لومباردی مطمئنه باستوش زنده‌ست

52:40.704 --> 52:45.532
اون شب در بینگو کرپسکول
چه چیزی، باستوش رو از بقیه متمایز می‌کرد؟

52:45.751 --> 52:49.001
شاید چون نجار بوده، هوم؟

52:49.338 --> 52:52.505
یه چیزی باستوش رو از بقیه متمایز می‌کنه

52:52.675 --> 52:54.872
!چکمه‌های آلمانیش

52:55.952 --> 52:58.437
تنها کسی‌ـه که چکمه‌های آلمانی پاش بود

52:58.615 --> 53:00.904
!همینطوره، درسته، راست میگی

53:01.076 --> 53:05.784
تینا لومباردی حتما فهمیده
یه نفر با چکمه‌ی آلمانی نجات پیدا کرده

53:05.955 --> 53:08.660
شرط می‌بندم که با یکی از هم‌رزمانش دیده شده

53:08.917 --> 53:11.490
دوتا از سربازای فرانسوی رو دیدم که شبیه ولگردا بودن

53:11.670 --> 53:13.958
یکی‌شون چکمه‌های آلمانی پوشیده بود

53:14.130 --> 53:16.456
و زیربغل اون یکی رو گرفته بود و می‌برد

53:18.462 --> 53:20.110
،به غیر از چکمه‌های آلمانی

53:20.283 --> 53:23.280
اینم میدونیم که باستوش با بهترین دوستش آشتی کرد

53:23.449 --> 53:24.528
دقیقا

53:24.742 --> 53:28.241
آیا این موضوع، اون شب مسیر اتفاقات رو عوض کرده؟

53:29.038 --> 53:31.410
،اگر پوست این سیب یه تیکه کنده بشه

53:31.624 --> 53:35.918
یعنی گورد یه راهی پیدا کرده که باستوش رو نجات بده
!همین‌طور مانک

53:39.966 --> 53:43.569
اینطور که پیش میره حالا حالاها نمی‌تونیم
تارت سیب رو توی فر بذاریم

53:43.745 --> 53:46.358
باید برگردم پاریس -
هان؟ -

53:46.531 --> 53:48.571
باید برگردم پاریس

53:48.742 --> 53:52.407
بازم؟ ارثیه والدینت رو به باد میدی

53:52.579 --> 53:53.824
خدا رحمتشون کنه

54:31.579 --> 54:33.777
ماهی... ماهی تازه

54:35.241 --> 54:36.984
ببخشید "الودی گورد" کدومه؟

54:37.159 --> 54:39.116
اونی که هویج می‌فروشه

54:39.328 --> 54:41.321
مرسی آقا

54:47.503 --> 54:49.495
الودی گورد؟ -
بله -

54:49.672 --> 54:51.000
بفرمایید

54:51.257 --> 54:53.214
!هیچوقت ندیدمش

54:55.206 --> 54:59.193
کدوم یکی، اونه که نمی‌شناسین؟
ببینین، این یکی نیست؟

54:59.699 --> 55:02.985
چرا باستوش و بیسکوت دعوا کردن؟
به‌خاطر تو بود؟

55:03.161 --> 55:05.450
چیزی برای گفتن ندارم -
من میخوام بدونم -

55:05.622 --> 55:07.330
تنهام بذار

55:10.961 --> 55:14.543
اونا آخرین بار همدیگه رو در بینگو کرپسکول دیدن

55:14.756 --> 55:18.614
...نامزد منم اونجا بود
همراه باستوش

55:19.040 --> 55:21.068
!توی اون سنگر کثافت

55:21.239 --> 55:24.358
!من باید بدونم

55:25.159 --> 55:27.401
!باید بدونم

55:32.708 --> 55:35.164
اون طور که فکر می‌کنی نیست

55:35.461 --> 55:38.664
.نمی‌تونم در موردش صحبت کنم
،آدرست رو بهم بده

55:38.881 --> 55:41.502
،اگرچه سواد درست حسابی ندارم

55:42.294 --> 55:45.693
...با نامه برات میگم
قول میدم

56:08.036 --> 56:10.068
!بفرما... شن‌هام

56:11.658 --> 56:13.531
چیزی برای من نیومده؟

56:13.743 --> 56:16.946
چی گفتی؟ -
چیزی برای من نیومده؟ -

56:17.122 --> 56:19.031
فقط روزنامه

56:19.207 --> 56:22.078
که از همه‌ی دنیا صحبت می‌کنه
به جز الودی گورد

56:22.252 --> 56:23.331
!چه بی‌مزه

56:23.503 --> 56:26.670
باید بخونیش
می‌تونی یه چیزایی یاد بگیری

56:26.840 --> 56:31.899
رییس‌جمهور دستور تحقیق
!در مورد بینگو کرپسکول داده؟

56:33.364 --> 56:36.318
...حتما
!ممکن بود بده

56:36.534 --> 56:39.570
!اگر با پیژامه از قطار پرت نمی‌شد بیرون

56:39.745 --> 56:42.912
!خب، حداقل اون پیژامه می‌پوشه -
هان؟ -

56:43.082 --> 56:45.787
اون لباس‌خواب می‌پوشه

57:00.409 --> 57:03.860
پنج‌تا جسد جمع‌آوری کردیم
...اینه که حالا

57:16.091 --> 57:19.573
،می‌دونستیم دزدی
!اما نمی‌دونستیم جنون آتش‌افروزی داری

57:33.167 --> 57:36.334
همه‌ی اینا برای منه؟ -
نه، فقط این یکی -

57:36.504 --> 57:41.413
،دیگه مجبور نیستم شن‌ها رو جمع کنم
!باید پستچی رو جمع کنم

57:43.371 --> 57:46.149
وقتی شن نباشه، جنگمون عادلانه میشه

57:46.323 --> 57:47.734
جنگ هیچوقت عادلانه نیست

57:47.908 --> 57:50.197
یه‌کم "برندی" میخوری؟ -
!نمی‌تونم نه بگم -

57:51.495 --> 57:55.409
مادمازل
خواهش می‌کنم راز منو پیش خودت نگه دار

57:55.582 --> 57:58.702
،وقتی با همسرم آشنا شدم
چهار فرزند از ازدواج اولش داشت که بچه‌های خودش نبودن

57:58.919 --> 58:02.039
،اون از سر دلسوزی با یک بیوه ازدواج کرده بود

58:02.256 --> 58:04.663
مسلول، و مثل من لهستانی

58:04.842 --> 58:07.318
،پیش از مرگ همسرش
بچه‌های اونو به فرزندخواندگی گرفته بود

58:07.494 --> 58:10.314
من یک مادر ازدواج نکرده بودم
و یه دختر 3 ساله داشتم

58:10.657 --> 58:14.441
،بنژامین (بیسکوت) تا به خودش اومد
دید که پدر 5 کودک‌ـه

58:14.619 --> 58:16.528
با اینکه خودش نمی‌تونست بچه‌دار بشه

58:23.253 --> 58:25.210
!داشتین مامان رو زیر می‌کردین

58:25.422 --> 58:29.369
ما چهارسال شیرین داشتیم
...نقشه‌هایی برای زندگیمون

58:29.588 --> 58:32.240
....رویای دیدن دریا با همدیگه

58:32.447 --> 58:34.522
اما جنگ شروع شد

58:34.991 --> 58:37.861
در ابتدا، فکر میکردم باستوش ازش محافظت می‌کنه

58:37.861 --> 58:39.095
اونا با هم اعزام شدن

58:39.495 --> 58:44.908
وقتی برای اولین بار در سپتامبر 1915
،بعد از جنگ "آرتوآ" به خونه برگشت

58:45.084 --> 58:49.295
.فهمیدم که یه چیزی سر جاش نیست

58:57.406 --> 59:01.355
اونجا، این تنها چیزی بود که ما رو سرپا نگه می‌داشت

59:16.466 --> 59:19.652
یه بار توی یه زمین درحال سوختن
...چندتا از همرزمانم رو دیدم

59:19.826 --> 59:22.608
که کمربند مهمات‌شون مثل ترقه منفجر می‌شد

59:26.828 --> 59:31.490
...یه بار حتی مجبور شدیم از جسد یه دوست

59:31.666 --> 59:33.742
به عنوان سپر استفاده کنیم

59:45.489 --> 59:48.573
یه چیزی توی ذهنش بود

59:48.742 --> 59:51.233
یک شب بعد از بازگشتش به زبون آورد

59:52.830 --> 59:56.329
اگر از جبهه فرار کنم
ژاندارم‌ها میان و دستگیرم می‌کنن

59:58.627 --> 01:00:03.123
،تنها شانس برای خلاص شدنم
داشتن بچه‌ی شیشم‌ـه

01:00:04.383 --> 01:00:09.021
اگر شیش‌تا بچه داشته باشی، می‌فرستنت خونه

01:00:09.322 --> 01:00:12.407
همون طور که گفتم اون بچه‌دار نمیشد

01:00:12.617 --> 01:00:14.824
جرات نداشتم به این فکر کنم که چی توی ذهنش‌ـه

01:00:14.995 --> 01:00:17.236
ولی اون اصلا این فکرو رها نمی‌کرد

01:00:21.626 --> 01:00:27.629
،اگر من ازت بخوام خیانت محسوب نمیشه
مخصوصا اگر با باستوش باشه

01:00:27.924 --> 01:00:29.544
!دست نزن

01:00:32.822 --> 01:00:35.313
،این پنج‌تا که بچه‌های من نیستن
شیشمی هم نباشه، مهم نیست

01:00:35.491 --> 01:00:39.074
،برای اون هم باید 9 ماه صبر کنی
جنگ تا اون موقع تموم میشه

01:00:39.245 --> 01:00:41.036
!اون لعنتی هیچوقت تموم نمیشه. هیچوقت

01:00:41.205 --> 01:00:45.203
،اینجوری 9 ماه پر از امید پیش رومه
مگه تو قلب نداری؟

01:00:45.668 --> 01:00:48.704
،و یک روز من یه نوشته از "کلبر بوکه" پیدا کردم

01:00:48.921 --> 01:00:50.795
.معروف به باستوش
:که نوشته بود

01:00:50.965 --> 01:00:56.311
،اگر نخواستی که من بیام بالا
یه لباس رنگی از پنجره آویزون کن

01:01:03.328 --> 01:01:05.404
سلام. الودی؟ -
سلام. بله -

01:01:05.581 --> 01:01:07.620
خوشبختم -
بفرمایید -

01:01:08.959 --> 01:01:13.170
قهوه درست کردم، یه‌کم میخورین؟ -
بله مرسی، خوشحال میشم -

01:01:13.338 --> 01:01:14.714
بفرمایید -
خواهش می‌کنم

01:01:14.923 --> 01:01:16.299
شما بفرمایید

01:01:23.241 --> 01:01:24.783
مرسی

01:01:28.288 --> 01:01:31.039
شکر می‌خواین؟ -
نه، نه مرسی -

01:01:37.380 --> 01:01:39.123
از جنس صدفه؟

01:01:39.299 --> 01:01:42.372
بله، بنژامین درستش کرده

01:01:48.993 --> 01:01:53.370
...خنده داره که -
عجیبه که ما تا به‌حال ملاقات نداشتیم -

01:01:54.290 --> 01:01:56.366
بچه‌ها نیستن؟

01:01:56.542 --> 01:01:59.709
چرا، چرا... دارن بیرون بازی میکنن

01:02:05.421 --> 01:02:09.316
شراب با قهوه‌تون میخورین؟ -
!بله، مرسی. درواقع نه -

01:02:09.531 --> 01:02:11.239
...ببخشید، من

01:02:11.450 --> 01:02:13.608
نه، زیاد علاقه ندارم

01:02:15.412 --> 01:02:17.985
منم همینطور، دوست ندارم چیزی اضافه کنم

01:02:19.875 --> 01:02:21.666
الودی، ما میگیم که اون کارو انجام دادیم

01:02:22.961 --> 01:02:24.752
این آرومش می‌کنه

01:02:24.963 --> 01:02:27.834
اینطوری همه‌چیز آسون‌تر میشه
،برای تو... برای من

01:02:28.799 --> 01:02:30.779
برای همه‌ی دنیا

01:03:41.212 --> 01:03:42.485
...بامزه‌ست

01:03:42.705 --> 01:03:44.652
لبخندت مثل پرانتز می‌مونه

01:03:47.283 --> 01:03:49.608
به زودی پرانتز رو می‌بندم

01:03:50.494 --> 01:03:53.281
...دو روز دیگه
در ایستگاه قطار

01:04:13.201 --> 01:04:14.993
...زودباش

01:04:15.162 --> 01:04:17.997
بذار برای آخرین‌بار لبخندت رو ببینم

01:04:19.166 --> 01:04:22.083
!قبل از بسته شدن پرانتز

01:04:22.502 --> 01:04:24.578
من حتی باردار هم نشدم

01:04:25.047 --> 01:04:29.252
،اما بعد از اون، دیگه ترس نبود که شوهرم رو عذاب می‌داد

01:04:29.419 --> 01:04:31.895
حسادت جاش رو گرفته بود

01:04:32.072 --> 01:04:35.191
کِی؟ کجا؟ چطور؟
چه حالتی؟

01:04:35.408 --> 01:04:36.523
لذت داشت؟

01:04:36.701 --> 01:04:40.319
زندگی برامون جهنم شده بود

01:04:40.496 --> 01:04:44.115
حالا، همون طور که می‌دونی
...باستوش مرده

01:04:44.292 --> 01:04:48.159
و شوهر من در بمباران بیمارستان کشته شده

01:04:48.338 --> 01:04:50.663
درد دل کردن با تو برام مایه‌ی تسکینه مادمازل

01:04:50.840 --> 01:04:54.952
.اون زمان فکر می‌کردم دارم دیوونه میشم
الودی گورد

01:04:55.367 --> 01:04:58.696
ماتی"، "ماتی"، عجله کن"
آقای "روویه" پشت تلفنه

01:04:58.866 --> 01:05:02.116
عجله کن، منتظره
زودباش

01:05:17.419 --> 01:05:18.656
الو؟

01:05:18.952 --> 01:05:21.899
ماتیلد، پی‌یر ماری هستم

01:05:22.616 --> 01:05:26.115
...خبر بدی برات دارم

01:05:26.328 --> 01:05:29.993
...نه خیلی بد
چیزایی‌ـه که باید به‌هرحال بدونی

01:05:30.916 --> 01:05:34.498
خبرایی که نمی‌تونی نادیده‌شون بگیری

01:05:34.878 --> 01:05:37.451
،راجع به یه چیزی حق داشتی

01:05:37.631 --> 01:05:39.374
مانک و چهار همرزمش

01:05:39.549 --> 01:05:43.479
در همون سنگری بودن که اسم عجیبی داره

01:05:44.031 --> 01:05:46.781
اونا رو در گورستان "اردولان" به خاک سپردن

01:05:48.034 --> 01:05:51.284
،بعد از اینکه بار اول زیر یک برزنت

01:05:51.454 --> 01:05:54.620
در چاله‌ای که انفجار ایجاد کرده بود دفن شده بودن

01:05:54.916 --> 01:05:56.873
همین بود ماتیلد کوچولوی من

01:06:00.421 --> 01:06:01.999
الو، ماتیلد؟

01:06:05.833 --> 01:06:10.066
در ژوئن 1909 ماتیلد 9 سالشه

01:06:10.824 --> 01:06:13.149
مانک لانگونه ده سال داره

01:06:13.327 --> 01:06:15.652
وقتی راه میری، درد داری؟

01:06:16.288 --> 01:06:19.491
الان جمعه‌ست
...یا شنبه

01:06:19.666 --> 01:06:21.908
ماتیلد یادش نیست

01:06:25.964 --> 01:06:28.289
تو هیچ دوستی داری؟

01:06:29.045 --> 01:06:32.111
اگر بخوای، من مي‌تونم باهات دوست باشم

01:06:34.991 --> 01:06:36.948
مگه بوی ماهی میدم؟

01:06:37.911 --> 01:06:41.077
تو تا حالا بالای فانوس دریایی رفتی؟

01:06:41.247 --> 01:06:44.948
،من می‌تونم کولت کنم و تا بالای پله‌ها ببرمت

01:06:45.293 --> 01:06:47.914
چون نگهبانش پدرمه

01:06:48.838 --> 01:06:52.619
! پس گیر کن! قورباغه‌ی حوض کلیسا
! احمق پرمدعا

01:06:52.796 --> 01:06:55.154
!بی ادب
دلت اردنگی می‌خواد؟

01:07:18.579 --> 01:07:21.487
از بالای فانوس جاهای دور رو میشه دید؟

01:07:54.207 --> 01:07:57.373
!من شبح فانوس دریایی هستم

01:07:57.543 --> 01:08:00.710
!من گوش‌هات رو قورت میدم

01:08:04.878 --> 01:08:07.154
!پرتت می‌کنم تو سیاهچال

01:08:11.241 --> 01:08:14.575
!من خدمتکار هشت‌پا هستم

01:08:27.800 --> 01:08:29.781
!گوزیدن سگ، قلبم رو شاد می‌کنه

01:09:44.364 --> 01:09:45.395
!آی

01:10:17.414 --> 01:10:20.499
!مانک با ماتیلد ازدواج می‌کنه

01:10:21.293 --> 01:10:24.211
!ماتیلد با مانک ازدواج می‌کنه

01:10:24.630 --> 01:10:29.329
!مانک با ماتیلد ازدواج می‌کنه
!ماتیلد با مانک ازدواج می‌کنه

01:10:30.661 --> 01:10:35.695
!مانک با ماتیلد ازدواج می‌کنه

01:10:47.545 --> 01:10:49.372
بده

01:10:50.966 --> 01:10:52.372
بگیر

01:10:52.545 --> 01:10:55.281
من اهل دود نیستم -
می‌دونم می‌دونم، ولی بگیرش -

01:10:57.114 --> 01:11:00.068
بهت کمک می‌کنه دوست‌های جدید پیدا کنی

01:11:35.754 --> 01:11:40.080
،اگر قبل از رسیدن ماشین به پیچ برسم
!یعنی مانک زنده برمی‌گرده

01:11:42.080 --> 01:11:43.979
...اگر به پیچ برسم

01:11:53.206 --> 01:11:55.495
...اگر قبل از ماشین به پیچ برسم

01:11:56.709 --> 01:11:58.085
...مانک زنده برمی‌گرده

01:12:05.913 --> 01:12:08.026
...اگر به پیچ برسم

01:13:06.249 --> 01:13:09.700
...قدیما، تو
به يک سال بزرگتر بودنت پز ميدادی

01:13:09.877 --> 01:13:14.041
حالا من از تو بزرگترم

01:13:14.382 --> 01:13:17.784
مردی که بهت دستکش داد "پو"صداش می‌کردن

01:13:17.954 --> 01:13:21.527
سلستن پو... جالبه، نه؟

01:13:23.408 --> 01:13:27.905
مردی که استخدام کردم تا پیدات کنه، "پیا" بود

01:13:28.205 --> 01:13:30.661
ژرمن پیا

01:13:31.458 --> 01:13:33.581
اسم عجیبی هم هست
(pire: بدتر)

01:13:33.752 --> 01:13:38.331
به‌هرحال... نه سلستن پو رو پیدا کرد
(نه فاحشه‌ی اون کورسیکایی رو (آنژ

01:13:40.004 --> 01:13:42.234
(ببین مانک، رشته پاره شده (رشته ذهنی

01:13:43.116 --> 01:13:45.485
ولی من تسلیم نمیشم

01:13:46.699 --> 01:13:50.483
هنوز باور دارم تینا لومباردی یه سرنخ داره

01:13:51.621 --> 01:13:55.868
.باید مطمئن بشم
می‌فهمی که چی میگم؟

01:13:57.544 --> 01:14:01.921
به همین خاطر باید سلستن پو رو پیدا کنم

01:14:06.161 --> 01:14:08.727
می‌دونی، تو واقعا می‌تونی اعصاب‌خورد کن باشی

01:14:10.783 --> 01:14:13.737
وضعمون در "بریتانی" خیلی می‌تونست بهتر باشه

01:14:16.622 --> 01:14:19.078
بریم ماتیلد

01:14:19.875 --> 01:14:22.164
سرما می‌خوری

01:14:49.423 --> 01:14:50.537
"توونل"

01:14:54.949 --> 01:14:57.104
چی می‌خوای؟

01:15:04.414 --> 01:15:06.371
کی هستی؟

01:15:09.919 --> 01:15:12.920
تو بودی که تلفن زدی؟

01:15:13.673 --> 01:15:15.296
تو کی هستی؟

01:15:43.488 --> 01:15:47.568
روزها می‌گذرن
و هنوز هیچ خبری از سلستن پو نیست

01:15:47.742 --> 01:15:49.865
ماتیلد غرق در غم و اندوهه

01:15:51.121 --> 01:15:53.908
باید غذا بخوره
داره خودش رو مریض می‌کنه

01:15:54.082 --> 01:15:56.751
مغز استخون رو براش بذار کنار

01:16:02.549 --> 01:16:06.280
اندوهش داره ما رو هم از بین می‌بره

01:16:10.408 --> 01:16:15.153
و سرانجام در نیمه شب 15 سپتامبر 1920

01:16:15.329 --> 01:16:17.488
رشته دوباره متصل شد

01:16:36.910 --> 01:16:39.580
!پیروزی
بالاخره موفق شدم "پوـه مهاجر" رو پیدا کنم

01:16:39.746 --> 01:16:43.447
اونو به کمک رحمت خدا و
کمپانی "دیویدسون موتورز" پیش‌تون میفرستم

01:16:43.667 --> 01:16:45.291
.ژرمن پیا

01:16:47.296 --> 01:16:49.751
،سلستن پو
وحشت آسفالت خیابون‌ها

01:16:50.215 --> 01:16:51.918
آگهی برای شما بود؟

01:16:52.086 --> 01:16:55.024
ماتیلد، دست‌هاش رو محکم به هم می‌فشره

01:16:55.197 --> 01:16:57.770
تا جلوی لرزش و ریختن اشک‌هاش رو بگیره

01:16:57.949 --> 01:17:00.866
نمی‌خواد چیزی باعث شرمندگیش بشه

01:17:02.412 --> 01:17:05.413
در حقیقت من ندیدم که نامزد تو کشته بشه
چون رفته بودم دنبال غذا

01:17:05.582 --> 01:17:08.618
که برخوردم به "لوبگ"، مردی که در "ووژ" ملاقات کرده بودم

01:17:08.793 --> 01:17:12.625
"یه ساده لوح از "موز
"یا ترجیح میدین بگم یه آدم ساده از "موز

01:17:12.797 --> 01:17:16.206
ولی با این‌حال می‌تونست قهوه‌ی عربی رو
از شربت معده تشخیص بده

01:17:16.376 --> 01:17:20.144
،من میدونم! چون تلاش کردم مخلوط ذغال و قهوه رو

01:17:20.322 --> 01:17:22.149
!به‌جای تنباکوی هلندی بهش بفروشم

01:17:22.324 --> 01:17:24.068
...آخرین باری که مانک رو دیدین

01:17:24.910 --> 01:17:26.404
هنوز زنده بود؟

01:17:28.122 --> 01:17:30.328
دیدنش سخت نبود
به جای پنهان شدن ایستاده بود و

01:17:30.499 --> 01:17:35.741
رو حک می‌کرد M  روی تنه‌ی یه درخت سوخته، حرف
در زمین خالی از آدم (بین خط فرانسه و آلمان)

01:17:35.754 --> 01:17:40.086
رو حک کرده بود M سه تا
قبل از اینکه آلباتروس بهش شلیک کنه

01:17:40.957 --> 01:17:41.948
آلباتروس (مرغ ماهی‌خوار)؟

01:17:42.534 --> 01:17:43.904
...آلباتروس

01:17:44.322 --> 01:17:46.481
...پرنده‌ی دریایی بزرگ

01:17:46.658 --> 01:17:49.117
،که مسافران رو در دریاها همراهی

01:17:49.326 --> 01:17:52.027
،کشتی‌ها رو یک‌سره تعقیب

01:17:52.247 --> 01:17:54.074
.و به قعر دریا هدایت می‌کنه

01:17:55.417 --> 01:17:57.244
این شعرو "شارل بودلر" گفته مادمازل

01:17:57.419 --> 01:17:59.791
،البته در 1915 آلباتروس به بمب‌افکن‌های آلمانی می‌گفتن

01:18:00.005 --> 01:18:03.784
،مسلسل در پشت هواپیما بود
هنوز نمیتونستن از جلوی هواپیما شلیک کنن

01:18:49.256 --> 01:18:52.249
شما بودین که بهش دستکش دادین؟

01:18:53.289 --> 01:18:55.070
یه لنگه دستکش ضخیم پشمی قرمز

01:18:55.239 --> 01:18:58.903
نامزدم وقتش رو با بافتن دستکش و شال می‌گذروند

01:18:59.325 --> 01:19:02.030
اونا رو با چندتا سنگالی سرمازده معامله کردم

01:19:02.245 --> 01:19:04.570
در ازای دندون طلای آلمانی‌های کشته شده

01:19:04.873 --> 01:19:08.870
که بعد از جنگ ذوبشون کردم
و با پولش هارلی دیویدسون رو خریدم

01:19:09.170 --> 01:19:11.370
...ببینم

01:19:11.379 --> 01:19:13.870
شما مطمئنی که مانک مرده؟

01:19:15.711 --> 01:19:16.785
یکی از همرزمان بهم گفت

01:19:16.998 --> 01:19:18.732
14ساعت بعد از تیر خوردن پیداش کردن

01:19:18.948 --> 01:19:21.402
،با همچین جراحتی
دیگه چه امیدی باقی می‌مونه؟

01:19:22.533 --> 01:19:26.697
،درواقع از میون این پنج نفر سه تاشون رو دیدم که کشته شدن
!با چشمای خودم دیدم

01:19:26.912 --> 01:19:28.371
تسلیم

01:19:29.165 --> 01:19:30.196
تسلیم

01:19:30.374 --> 01:19:31.916
شلیک نکنین

01:19:32.084 --> 01:19:34.658
التماستون می‌کنم! من تسلیمم

01:19:34.837 --> 01:19:36.580
بذارین رد بشم

01:19:36.756 --> 01:19:38.380
من طرف شما هستم

01:19:39.213 --> 01:19:42.282
...آلمانی‌ها خوبن
شلیک نکنین

01:19:43.197 --> 01:19:44.607
رحم کنین

01:19:44.781 --> 01:19:47.319
من فرانسوی نیستم، اهل کورس‌ـم

01:19:47.492 --> 01:19:49.319
من هیچ خصومتی با آلمانی‌ها ندارم

01:19:49.536 --> 01:19:53.486
شلیک نکنین! رحم کنین
من فرانسوی نیستم

01:19:53.665 --> 01:19:55.741
!فرانسوی نیست

01:19:56.668 --> 01:19:58.460
الان شناسنامه‌ش رو باطل میکنم

01:19:58.670 --> 01:20:01.671
شلیک نکنین
بذارین رد بشم

01:20:04.043 --> 01:20:06.734
یکی از سرجوخه‌های خودی حسابش رو رسید

01:20:07.072 --> 01:20:10.072
!توونل
دست به اسلحه‌ش خوب بود

01:20:11.034 --> 01:20:14.983
،دلش از سنگ بود
اما چشم‌های تیزی داشت

01:20:15.163 --> 01:20:16.705
مرد بیچاره

01:20:18.416 --> 01:20:20.037
مثل اینکه خوشتون میاد

01:20:20.252 --> 01:20:22.746
من برای یه آبگوشت خوب خانواده‌م رو هم میکشم

01:20:23.379 --> 01:20:24.921
!نگران نباشین، اون یتیمه

01:20:25.089 --> 01:20:26.960
!همین‌طور برای "ترافل" (قارچ دنبلان)

01:20:27.171 --> 01:20:29.524
،اگر ترافل دوست دارین
...من یه‌دونه از "پریگورد" دارم

01:20:29.741 --> 01:20:32.814
دیگه کشته شدن کیا رو دیدین؟

01:20:33.532 --> 01:20:35.406
اونی که قانقاریا داشت

01:20:36.535 --> 01:20:37.566
سی-سو

01:20:37.786 --> 01:20:39.945
بله، همون که جوشکار بود

01:20:40.831 --> 01:20:42.242
..همرزمان

01:20:43.167 --> 01:20:46.536
:درخواست آخرم قبل از مرگ اینه

01:20:47.338 --> 01:20:49.211
!میخوام ایستاده بشاشم

01:20:49.423 --> 01:20:50.998
مثل یه مرد

01:20:51.171 --> 01:20:54.771
و بعد از اون، می‌تونین با رضایت قلبی شلیک کنین

01:20:54.947 --> 01:20:58.030
!آلمانی): خوک فرانسوی رو بزنید)

01:20:58.199 --> 01:21:03.157
بدرود زندگی، بدرود ای عشق

01:21:03.330 --> 01:21:07.030
بدرود تمام زنان

01:21:08.084 --> 01:21:09.876
همه‌چیز تمام شد

01:21:10.587 --> 01:21:12.793
برای همیشه

01:21:12.964 --> 01:21:17.326
آه از این جنگ بدنام

01:21:17.536 --> 01:21:21.608
در "کرون" ، بر روی صحنه

01:21:21.782 --> 01:21:25.650
آنجاست که ما بدن‌هایمان را رها می‌کنیم

01:21:25.828 --> 01:21:29.078
زیرا همه‌ی ما محکوم شده‌ایم

01:21:29.498 --> 01:21:34.125
!ما قربانی هستیم

01:21:42.450 --> 01:21:45.482
باستوش چی؟ -
خودش رو خوب پنهان کرده بود -

01:21:45.741 --> 01:21:47.567
نتونستیم جاش رو پیدا کنیم

01:21:47.743 --> 01:21:51.198
،سحرگاه وقتی اسمش رو فریاد زدن
.نتونستیم بفهمیم صداش از کجا میاد

01:21:51.412 --> 01:21:54.450
انگار تخصصش "صدا درآوردن با لبِ بسته" بود

01:21:54.566 --> 01:21:56.408
!نه... نجار بود

01:21:56.585 --> 01:21:57.450
،به‌هرحال

01:21:57.669 --> 01:22:01.667
اون همزمان با نامزدت، با شلیک آلباتروس کشته شد

01:22:25.131 --> 01:22:27.284
انفجار باعث آتیش گرفتن آلباتروس شد

01:22:27.461 --> 01:22:31.061
،که روی خط دشمن سقوط کرد
!و به فرستنده‌ش بازگشت

01:22:32.573 --> 01:22:36.357
کشاورز دوردونی چی شد؟

01:22:36.457 --> 01:22:39.695
،از همون اول وانمود می‌کرد که مرده
البته که این موضوع نجاتش نداد

01:22:40.164 --> 01:22:43.785
آلمانی‌ها از نارنجک‌هایی که روشون می‌ریختیم، خوششون نیومد

01:22:44.084 --> 01:22:46.836
!نگاه نکن
فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه

01:22:47.046 --> 01:22:50.578
وقتی من با بشکه‌ی غذا برگشتم
گلوله‌ها اطرافمون به پرواز دراومده بودن

01:22:51.004 --> 01:22:53.696
بمبارون سنگین آغاز شده بود

01:23:23.659 --> 01:23:26.909
هیچکس نمی‌تونه حتی تصورش رو بکنه

01:23:27.705 --> 01:23:31.039
،پاهات رو نمی‌تونی تکون بدی
قلبت مثل حیوونی که به دام افتاده می‌تپه

01:24:07.363 --> 01:24:10.614
اون وقت بود که دیدم کشاورز دوردونی چطور پودر شد

01:24:17.957 --> 01:24:20.330
باید قبل از اینکه سلاخی بشیم حمله کنیم

01:24:21.044 --> 01:24:23.036
!سرنیزه‌ها آماده

01:24:23.296 --> 01:24:24.624
!سرنیزه‌ها آماده

01:24:24.798 --> 01:24:26.586
!سرنیزه‌ها آماده

01:24:27.502 --> 01:24:29.319
!سرنیزه‌ها آماده

01:24:30.200 --> 01:24:31.654
!سرنیزه‌ها آماده

01:24:31.822 --> 01:24:33.862
!سرنیزه‌ها آماده

01:24:37.953 --> 01:24:41.536
همه اینا در مقابل اتفاقی که قرار بود بیفته، چیزی نبود

01:24:42.500 --> 01:24:44.160
!برای فرانسه

01:24:45.169 --> 01:24:46.663
!به پیش

01:25:08.668 --> 01:25:11.669
،ما از جسد اون پنج محکوم عبور کرده بودیم که

01:25:11.838 --> 01:25:15.201
مسلسل‌های آلمانی به کار افتاد

01:25:15.750 --> 01:25:16.989
...ما رو درو کردن

01:25:53.957 --> 01:25:54.989
!به پیش

01:26:03.044 --> 01:26:06.692
...لاوروی" حرومزاده"
برگه رو پیش خودش نگه داشت

01:26:06.863 --> 01:26:08.274
!برانکارد

01:26:09.240 --> 01:26:11.399
برگه؟
چه برگه‌ای؟

01:26:11.993 --> 01:26:13.785
بیشتر از این نتونست بگه

01:26:20.335 --> 01:26:24.498
بعدازظهر اون روز، سه برابر جیره‌ی هر نفر سوپ داشتیم

01:26:24.673 --> 01:26:27.996
فاوار و شاردولو داشتن آمار کشته‌ها رو می‌گرفتن

01:26:28.012 --> 01:26:30.942
چرا اسم اون پنج محکوم جزو نیروها اومده؟

01:26:32.448 --> 01:26:33.859
اینطور دستور داده بودن

01:26:34.617 --> 01:26:35.779
یه چیزی اینجا بو داره

01:26:35.993 --> 01:26:38.663
...بودار
لاوروی‌"ـه که بو میده"

01:26:38.871 --> 01:26:42.738
غذا که بو نمیده
بجنبید تا سوپ سرد نشده

01:26:45.920 --> 01:26:47.663
!سرد شده

01:26:48.172 --> 01:26:51.285
پس شما فقط کشته شدن سه تاشون رو دیدی

01:26:51.459 --> 01:26:52.863
"با چشمای خودت"

01:26:53.244 --> 01:26:56.190
،مادمازل، امید واهی
فقط باعث عذاب شما میشه

01:26:56.365 --> 01:26:57.775
!واهی نیست

01:26:57.950 --> 01:27:01.116
از این کیک می‌چشین؟ -
!نمی‌دونم باید بخورم یا نه -

01:27:01.286 --> 01:27:02.864
با یه‌کم خامه‌ی تازه

01:27:03.038 --> 01:27:04.947
...خب حالا که اصرار می‌کنین

01:27:05.749 --> 01:27:08.157
خوشحال میشم که مردم
از دستپختم خوششون بیاد

01:27:10.337 --> 01:27:12.211
من می‌برمش بخوابه

01:27:12.798 --> 01:27:15.163
همه‌مون بریم یه‌کم بخوابیم

01:27:35.922 --> 01:27:38.161
آروم

01:27:38.338 --> 01:27:40.322
یواش‌تر

01:27:40.497 --> 01:27:45.563
...نمیتونی کنترلش کنی
دوچرخه سواریت بهتره تا موتورسواری

01:27:45.741 --> 01:27:49.608
...خب پستچی بریم سراغ صندوق‌پستی بعدی -
دوچرخه‌م چی؟ -

01:27:49.787 --> 01:27:53.072
بسپرش به من
!من جبهه دیده‌م، پشت میزنشین نیستم

01:27:53.249 --> 01:27:54.909
بریم -
بریم -

01:27:55.501 --> 01:27:57.908
تقصیر من نیست! من آسم دارم

01:27:58.087 --> 01:27:59.952
!کسی که آسم داره ولی داره دوچرخه میرونه

01:28:00.000 --> 01:28:02.029
کنار دریا -
آره، کنار دریا -

01:28:02.129 --> 01:28:04.574
!سلستین اون ترک‌بند نیستا -
مواظبم -

01:28:06.033 --> 01:28:09.030
...مردها... هیچوقت بزرگ نمیشن

01:28:09.199 --> 01:28:12.034
تا زمانی که سرباز نشن

01:28:12.786 --> 01:28:17.115
به "بِرنای" پیر بگو که می‌خوام
...همه‌چیزو برای ماه مارس جور کنم

01:28:17.290 --> 01:28:21.240
...امکان نداره چیز بی‌اهمیتی نوشته باشه
قبول دارین؟

01:28:22.671 --> 01:28:26.084
حتما یه رمزی توش هست
،منتها رمز بین عشاق رو

01:28:26.255 --> 01:28:30.104
،نه با مغز انسان میشه شکست
!نه با کمک الهی

01:28:32.156 --> 01:28:33.734
باستوش چی؟

01:28:33.950 --> 01:28:37.283
،اگر اونو با چکمه‌های آلمانیش دیده باشن
حتما نجات پیدا کرده

01:28:37.828 --> 01:28:39.702
اینطور نیست مادمازل

01:28:39.872 --> 01:28:43.787
مطمئناً "گورد" نذاشته باستوش با چکمه‌های دشمن بره اونور دیواره

01:28:49.964 --> 01:28:54.439
،اگر آلمانی‌ها با این چکمه‌ها ببیننت
!می‌فهمن که سربازشون رو لخت کردی

01:28:59.201 --> 01:29:02.404
پس تینا لومباردی سرنخ اشتباهی رو دنبال می‌کرده

01:29:04.039 --> 01:29:05.498
...اون سرباز با چکمه‌های آلمانی

01:29:07.209 --> 01:29:08.537
باستوش نبوده

01:29:08.752 --> 01:29:11.373
!گورد بوده... دقیقا مادمازل

01:29:12.089 --> 01:29:14.125
،اون همراه پسر 20ساله‌ای بود

01:29:14.337 --> 01:29:15.989
"به نام "دروشل

01:29:16.745 --> 01:29:19.737
،با مامورین برانکاردی برخورد کردم
که تازه اونا رو دیده بودن

01:29:20.073 --> 01:29:22.943
هی، تو از بینگو میای؟

01:29:23.117 --> 01:29:24.493
ممکنه

01:29:24.500 --> 01:29:26.541
بهشون بگو: گورد از ناحیه‌ی سر آسیب دیده

01:29:26.708 --> 01:29:29.916
و همراه پسری‌ـه که حالش از اونم بدتره -
اسمش دروشل ‌ـه -

01:29:30.083 --> 01:29:32.207
دارن میرن به سمت پایگاه امداد  -
چکمه‌های آلمانی پاش بود -

01:29:32.210 --> 01:29:33.834
!زنده باد هرج و مرج

01:29:35.755 --> 01:29:37.581
...هرج و مرج

01:29:53.499 --> 01:29:54.993
چی شده ماتی؟

01:29:55.167 --> 01:29:57.124
مگه من چی گفتم؟

01:29:57.503 --> 01:29:58.582
ماتی؟

01:29:58.754 --> 01:30:00.462
درو باز کن ماتی

01:30:00.631 --> 01:30:01.908
!ماتیلد

01:30:02.088 --> 01:30:03.788
!منطقی باش

01:30:03.956 --> 01:30:05.857
چیکار کردی؟ -
...هیچی -

01:30:06.905 --> 01:30:09.147
،تو می‌دونستی مانک مرده
!سه ساله که می‌دونی

01:30:09.324 --> 01:30:10.949
!من به این میگم سماجت

01:30:11.159 --> 01:30:13.366
...ولی من بهش میگم امید

01:30:13.537 --> 01:30:15.161
موسیو "پو" امید رو کشت

01:30:18.667 --> 01:30:21.122
می‌تونم کاری برای جبرانش انجام بدم؟

01:30:24.548 --> 01:30:25.955
بله

01:30:26.669 --> 01:30:29.230
می‌تونین منو ببرین به بینگو کرپسکول

01:30:43.209 --> 01:30:45.996
!یه شاهدخت هندی سوار بر فیلش

01:30:46.796 --> 01:30:50.999
،با شکارچیانش
...در پی سوگواری بزرگ

01:30:51.748 --> 01:30:54.606
! اونجا بود، دقیقا اونجا

01:30:56.824 --> 01:30:59.778
،صدمتر جلوتر، روبروی بینگو

01:30:59.952 --> 01:31:02.869
ارلانگن، سنگر آلمانی‌ها بود

01:31:03.288 --> 01:31:05.744
تنه‌ی درخت، همون که سوخته بود کجاست؟

01:31:05.916 --> 01:31:08.454
،از همه‌ی کنده‌ها و خرده ریز‌ها

01:31:09.420 --> 01:31:13.038
برای پر کردن خندق‌های آلمانی استفاده کردن

01:31:13.796 --> 01:31:18.071
،پنج نفر با دستای بانداژ شده رو
اونجا زیر یه برزنت پیدا کردن

01:31:18.240 --> 01:31:20.361
با خاک پوشیده شده بودن

01:31:20.657 --> 01:31:23.064
صحنه‌ی قشنگی نبود -
!بدون شک -

01:31:23.243 --> 01:31:25.781
جوون‌ترین اونا فقط یه بچه بود

01:31:26.788 --> 01:31:29.361
،به‌خاطر میارین که

01:31:29.541 --> 01:31:31.201
اون یه دستکش قرمز پشمی دستش باشه؟

01:31:31.376 --> 01:31:34.709
،یادمه همه، یکی از دستاشون پانسمان شده بود

01:31:34.879 --> 01:31:38.574
.دست دیگه‌شون هیچی نبود
یادم نمیاد دستکش دیده باشم

01:31:38.751 --> 01:31:39.495
!آتوس

01:31:40.246 --> 01:31:43.272
...خوشم نمیاد زمین رو اینجوری بکنه

01:31:43.447 --> 01:31:46.234
،این اطراف، شما نمی‌دونین به چه آشغالی (بمب) برمی‌خورین

01:31:46.409 --> 01:31:51.616
همون می‌تونه باعث بشه دست یا پاتون رو از دست بدین

01:31:54.500 --> 01:31:55.911
این یه دخمه‌ست

01:31:56.085 --> 01:31:59.999
،زیرزمین یه کلیسای کوچیک بوده
بین سنگر ما و آلمانی‌ها

01:32:00.214 --> 01:32:02.579
تبدیل به ویرانه شد

01:32:02.751 --> 01:32:05.361
!شگفت‌انگیزه
دیگه هیچی رو نمی‌شناسم

01:32:29.159 --> 01:32:32.439
...دستکش قرمز
وقتی مانک افتاد، ممکنه گم شده باشه؟

01:32:33.116 --> 01:32:36.070
ریزبافت و محکم بود
کاملا فیت دست بود

01:32:36.244 --> 01:32:40.194
از لنگه‌ی دیگه‌ش تا آخر جنگ
برای بلندکردن در دیگ‌ها استفاده می‌کردم

01:32:41.457 --> 01:32:43.497
،شاید برای کنده‌کاری روی درخت
از دستش درآورده بود

01:32:44.460 --> 01:32:45.326
«معذرت می‌خوام»

01:32:45.503 --> 01:32:46.534
...چی بگم

01:32:47.005 --> 01:32:48.878
!ولی فکر نکنم

01:32:49.089 --> 01:32:51.651
...چه جور قرمزی بود
قرمز روشن؟

01:32:53.076 --> 01:32:53.985
قرمز براق

01:32:54.905 --> 01:32:58.523
،با خال‌های سفید
!مثل کرم‌‌های روی سیب

01:33:12.840 --> 01:33:19.362
...معذرت می‌خوام که به اینجا کشوندمتون [ زن آلمانی ]
خانواده‌ی همسرم در جنگ رنج زیادی کشیدن

01:33:19.573 --> 01:33:24.234
،و نمی‌خواستن که من سر میز
با یه سرباز قدیمی فرانسوی هم‌صحبت بشم

01:33:26.121 --> 01:33:28.030
چه اطلاعاتی برای من دارین؟

01:33:28.456 --> 01:33:30.663
،برادرم "گونتر" قبل از مرگش

01:33:30.834 --> 01:33:35.163
،نامزد شما رو دیده که
اون سه حرف رو روی درخت حک می‌کرده

01:33:35.839 --> 01:33:38.748
اون یه دستکش قرمز با دونه‌های سفید دستش بوده

01:33:38.958 --> 01:33:41.652
همرزم گونتر این داستان رو به من گفت

01:33:42.364 --> 01:33:43.691
وقتی هواپیمای ما

01:33:43.906 --> 01:33:46.065
،با مسلسل به سمت نامزد شما شلیک کرد

01:33:46.242 --> 01:33:48.033
همه‌شون بیمار بودن

01:33:48.619 --> 01:33:50.078
،و بلافاصله بعد از اون

01:33:50.288 --> 01:33:51.782
!جهنم به پا شد

01:34:17.165 --> 01:34:20.997
...خدا، دوباره به این سرباز فرانسوی رحم کرد

01:34:24.047 --> 01:34:27.783
و بعد، نیروهای شما حمله کردن

01:34:28.743 --> 01:34:30.895
برادرم اونجا کشته شد

01:34:32.490 --> 01:34:34.150
فقط 23 سالش بود

01:34:34.701 --> 01:34:37.571
اومدم اینجا که محل دفنش رو ببینم

01:34:37.745 --> 01:34:38.944
متاسفم

01:34:40.665 --> 01:34:43.951
...همه‌چیز به مرور زمان بهبود پیدا می‌کنه
خواهید دید

01:34:46.087 --> 01:34:48.708
باید برگردم، اون نگران میشه

01:34:58.368 --> 01:35:00.827
!انگار به‌طور کامل کشته نشده

01:35:01.537 --> 01:35:02.402
کی؟

01:35:02.997 --> 01:35:04.277
!امید

01:35:19.781 --> 01:35:21.157
چی شده؟

01:35:21.324 --> 01:35:24.195
!تینا لومباردی، قراره سرش بره زیر گیوتین

01:35:24.453 --> 01:35:26.990
قاتل افسران"...  لقبی‌ـه که بهش دادن"

01:35:27.164 --> 01:35:29.737
لاوروی" و "توونل" رو به قتل رسونده"

01:35:29.958 --> 01:35:32.627
و نقشه‌ قتل "مارشال پتن" رو داشته
(فرمانده‌ی ارتش فرانسه)

01:35:39.456 --> 01:35:42.647
،گاهی اوقات فکر می‌کنم
!برای نرم کردن من روی ویلچر میشینی

01:36:15.748 --> 01:36:17.491
،قبول کردم که فقط با تو صحبت کنم

01:36:18.834 --> 01:36:20.992
چون فکر می‌کنم هر دوی ما خیلی صاف و ساده هستیم

01:36:21.837 --> 01:36:24.328
تنهاشون بگذاریم

01:36:29.241 --> 01:36:31.313
کاری که من کردم رو، تو هم می‌تونستی انجام بدی

01:36:32.115 --> 01:36:34.487
فکر نمی‌کنم

01:36:35.076 --> 01:36:36.701
برای انجامش زیادی ترسو بودم

01:36:37.203 --> 01:36:38.828
من نمی‌ترسم

01:36:39.956 --> 01:36:41.700
و بابت هیچ چیز تاسف نمی‌خورم

01:36:43.251 --> 01:36:44.710
به غیر از موهام

01:36:46.129 --> 01:36:49.418
قبل از اعدام به اجبار موهام رو می‌تراشن

01:36:50.791 --> 01:36:54.525
موقع دیدن آنژل، شبیه "ژان دِآرک" خواهم بود

01:36:56.490 --> 01:36:58.816
چرا می‌خواستی مارشال پتن رو بُکشی؟

01:36:59.035 --> 01:37:02.071
فرستادن سربازای محکوم به اونور سنگر ایده‌ی اون بود

01:37:02.288 --> 01:37:04.197
چرا رییس جمهور "پوآنکاره" رو نکشتی؟

01:37:04.665 --> 01:37:06.159
اون درخواست بخشش برای اون‌ها رو رد کرد

01:37:07.626 --> 01:37:08.658
خبر نداری؟

01:37:10.755 --> 01:37:13.751
!اون بخشیدشون
هر پنج نفرو

01:37:14.209 --> 01:37:16.820
...فقط اجازه‌ی مرخصیه

01:37:16.992 --> 01:37:19.941
...لاوروی برگه رو پیش خودش نگه داشته

01:37:20.615 --> 01:37:22.573
چرا لاوروی حرومزاده، اون کارو کرد؟

01:37:23.452 --> 01:37:26.369
چون حرومزاده‌ها کثیف بازی می‌کنن

01:38:00.560 --> 01:38:04.028
...بهم اعتماد کن
ترتیبش رو دادم

01:38:07.948 --> 01:38:10.866
مادمازل، ما هردو تحقیق مشترکی رو پیش می‌بردیم

01:38:11.952 --> 01:38:13.660
هرکدوم به روش خودمون

01:38:16.206 --> 01:38:18.780
،در جستجو به دنبال نجات یافته‌های بینگو

01:38:19.001 --> 01:38:22.452
مرد پرستاری رو پیدا کردم
که آنژل و دیگران رو درمان کرده بود

01:38:22.921 --> 01:38:26.495
"این شخص، "فیلیپو
مطمئن بود که یکی‌شون رو دیده

01:38:27.040 --> 01:38:29.521
یه مرد قوی‌هیکل با سر مجروح

01:38:29.740 --> 01:38:32.774
.مرد قوی هیکلی بود که سرش مجروح شده بود
چکمه‌های آلمانی پاش بود

01:38:32.949 --> 01:38:35.072
به گفته‌ی اون، چکمه‌های آلمانی داشت

01:38:35.243 --> 01:38:37.152
زیر بغل یه سرباز لاغراندام رو گرفته بود

01:38:37.329 --> 01:38:40.448
فکر می‌کنم درست باشه
حتی می‌تونم بگم مطمئنم

01:38:41.041 --> 01:38:43.252
...یه مرد قوی هیکل با سر مجروح

01:38:43.462 --> 01:38:46.624
فرمانده‌ش بهش گفت دهنش رو بسته نگه داره

01:38:48.921 --> 01:38:51.614
می‌تونی تصور کنی چقدرغرق در امید بودم

01:38:53.324 --> 01:38:56.357
و سپس، مردی رو ملاقات کردم که
رویاهام رو نابود کرد

01:38:57.783 --> 01:38:59.823
سرگروهبان فاوار

01:39:01.370 --> 01:39:05.664
"بهم گفت که اون خوک، "توونل
به آنژل من شلیک کرد، به همین راحتی

01:39:06.417 --> 01:39:08.077
مثل آب خوردن

01:39:13.710 --> 01:39:15.163
ترتیب اونم دادم

01:39:18.071 --> 01:39:19.863
،برام عقده شده بود

01:39:21.158 --> 01:39:23.779
.کشتن همه اونایی که به مرد من آسیب زده بودن

01:39:28.707 --> 01:39:31.578
آنژل اینو برات باقی گذاشته

01:39:51.706 --> 01:39:54.624
انتقام ناامید کننده‌ست"
،سعی کن شاد باشی

01:39:54.792 --> 01:39:56.750
و زندگیت رو به‌خاطر من نابود نکنی

01:39:56.920 --> 01:39:59.043
"فرشته‌ت از جهنم

01:40:04.950 --> 01:40:07.234
حرکت به مقصد پاریس
سکوی 2

01:40:07.823 --> 01:40:11.026
...گورد، همونی که چکمه‌هاش رو با باستوش عوض کرد

01:40:11.243 --> 01:40:12.619
قوی‌هیکل بود؟

01:40:12.786 --> 01:40:16.487
،بیسکوت؟ هیکل ورزشکاری نداشت
شبیه من و شما بود

01:40:16.665 --> 01:40:18.788
و خبری از "ژان دروشل" دارین؟

01:40:18.959 --> 01:40:23.455
دروشل... بله، دوستای زیادی نداشت
تنها با مادرش زندگی می‌کرد

01:40:23.756 --> 01:40:27.361
.ببخشید من باید برم
یک ساعت دیگه به ونزوئلا پرواز دارم

01:40:27.870 --> 01:40:30.778
موفق باشی سلستن -
تو هم همینطور -

01:40:38.872 --> 01:40:41.363
وقتی به این فکر می‌کنم که برگه‌ی عفو
...پوآنکاره رو از من پنهان کردین

01:40:42.542 --> 01:40:45.243
نمی‌خواستم نمک روی زخمت بپاشم

01:40:45.463 --> 01:40:48.005
پی‌یر ماری می‌خوام یه لطف دیگه هم بهم بکنی

01:40:48.630 --> 01:40:51.488
بازم بابت بینگو فلان نگران باشم؟

01:40:51.787 --> 01:40:54.814
،پسر "پل دروشل" کتاب‌فروش
"متولد "سارگومین

01:40:54.989 --> 01:40:57.741
...که در فوریه 1897 درگذشته

01:40:58.701 --> 01:41:00.409
خودشه! ژان دروشل

01:41:00.578 --> 01:41:03.495
...چی؟ خب، بله

01:41:04.207 --> 01:41:05.831
"در "سنت

01:41:06.751 --> 01:41:09.456
"در منطقه‌‌ی "شارونت
بله، بسیار خب... مرسی

01:41:12.172 --> 01:41:17.572
،به من بگین آقای پیا
شما در جریان نقشه‌های تینا لومباردی بودین، نه؟

01:41:17.739 --> 01:41:20.027
بهتر بود که آدم سر راهش قرار نگیره

01:41:20.199 --> 01:41:22.322
مقابل پلنگ خشمگین، راسو فرار می‌کنه؟

01:41:22.493 --> 01:41:25.244
راسو به فضولی ادامه میده
!منتها از دور

01:41:25.412 --> 01:41:27.820
می‌خواستم این سرنخ رو پیگیری کنید

01:41:28.040 --> 01:41:31.575
ژان دروشل، هفتم ژانویه 1917
از خط مقدم "سومه" بیرون برده شد

01:41:31.752 --> 01:41:35.500
،تنها خویشاوند نزدیک اون، مادرش
بیوه‌ی پل دروشل‌ـه

01:41:35.714 --> 01:41:39.200
"که در شماره‌ی 22 خیابان "لابی" شهر "سنت
در منطقه "شارونت" زندگی میکنه

01:41:39.620 --> 01:41:41.156
!پس برای من کاری باقی نمونده

01:41:44.532 --> 01:41:46.027
می‌خواستین با من صحبت کنین؟

01:41:46.618 --> 01:41:50.450
بله، همرزم برادرم که درباره‌ش
،با شما صحبت کرده بودم

01:41:50.622 --> 01:41:52.994
،مطلبی یادش اومده

01:41:53.166 --> 01:41:56.499
.که می‌تونه براتون جالب باشه
،دو سرباز فرانسوی

01:41:56.711 --> 01:41:59.381
،که دوشنبه صبح اونو می‌بردن

01:41:59.547 --> 01:42:02.538
،در عبور از منطقه‌ی بین دو سنگر

01:42:02.706 --> 01:42:04.904
جسد یکی از محکومین رو دیدن

01:42:05.075 --> 01:42:07.526
توی یه جور انبار کوچک

01:42:07.698 --> 01:42:10.403
.و دو فرانسوی به‌نظر خیلی تعجب کردن

01:42:11.160 --> 01:42:14.077
...نمی‌دونم که این اطلاعات می‌تونن مفید باشن یا نه

01:42:16.123 --> 01:42:17.321
مرسی

01:42:21.504 --> 01:42:24.750
به "بِرنای" پیر بگو که می‌خوام"
همه‌چیزو برای ماه مارس جور کنم

01:42:24.920 --> 01:42:28.772
قیمت کودش زیادی بالاست
"مراقبش باشید

01:42:30.197 --> 01:42:32.273
"...قیمت کودش زیادی بالاست"

01:42:32.449 --> 01:42:34.857
حتما یه رمزی هست

01:42:48.047 --> 01:42:49.452
ماتیلد

01:42:49.668 --> 01:42:51.533
آقای راسو تلفن کرد

01:42:51.786 --> 01:42:53.984
در "سنت" چیزی به‌دست نیاورده

01:42:54.197 --> 01:42:55.608
!می‌دونم

01:43:06.876 --> 01:43:08.454
الو، بفرمایید

01:43:09.545 --> 01:43:11.621
بله مادمازل، شما رو به خاطر دارم

01:43:12.047 --> 01:43:16.076
...برنای پیر؟ نه به‌خاطر ندارم
نه چنین اسمی به گوشم نخورده

01:43:17.281 --> 01:43:21.277
،بنوآ نوتردام هیچوقت کود نمی‌خرید
از پِهن حیواناتش استفاده می‌کرد

01:43:21.617 --> 01:43:23.325
مرسی آقای کشیش

01:43:25.162 --> 01:43:27.071
باید رمز این نامه رو پیدا کنم

01:43:28.207 --> 01:43:29.950
!گمونم کم‌کم داریم گرم میشیم

01:44:05.875 --> 01:44:08.582
مارس - برنای - خواهم بود

01:44:08.792 --> 01:44:10.166
همه‌چیز - بفروش

01:44:10.333 --> 01:44:11.541
هیچی - نگو

01:44:11.708 --> 01:44:13.957
هیچکس - نشنوه

01:44:14.583 --> 01:44:15.541
بنوآ

01:45:06.376 --> 01:45:09.377
ببخشید آقا
مزرعه‌ی آخر دنیا" از کدوم طرفه؟"

01:45:09.712 --> 01:45:12.414
انتهای جاده، آخرین خونه

01:45:32.086 --> 01:45:33.710
اگه نیاد چی؟

01:45:33.879 --> 01:45:37.489
میاد، نگران نباش
دو ساعت دیگه بیا دنبالم

01:46:08.324 --> 01:46:09.783
سلام ماتیلد

01:46:09.951 --> 01:46:12.620
برگردوندن مرده‌ها به زندگی کار خطرناکیه

01:46:14.330 --> 01:46:16.903
،روزی که آگهیت رو در روزنامه دیدم

01:46:17.291 --> 01:46:19.996
می‌دونستم که بالاخره
ژاندارم‌ها سر و کله‌شون پیدا میشه

01:46:21.671 --> 01:46:23.046
،نگران نباش

01:46:23.464 --> 01:46:27.943
،یه بار فرصتش رو داشتم که تو رو از سر راه بردارم
ولی این کارو نکردم

01:46:53.780 --> 01:46:57.113
،می‌دونستیم دزدی
!اما نمی‌دونستیم جنون آتش‌افروزی هم داری

01:46:57.325 --> 01:46:59.069
دیدی، نتونستم تو رو بکشم

01:46:59.244 --> 01:47:02.494
الان حتی برای کشتن خرگوش و مرغ هم
همسرم دست به کار میشه

01:47:02.664 --> 01:47:03.992
جنگ همه‌چیزم رو ازم گرفت

01:47:04.165 --> 01:47:06.241
!می‌دونین برای چی اومدم

01:47:07.210 --> 01:47:08.538
مانک زنده‌ست؟

01:47:12.378 --> 01:47:14.741
،آخرین باری که دیدمش
حالش خیلی خوب نبود

01:47:15.992 --> 01:47:17.694
ولی قوی‌تر از اونیه که به‌نظر میرسه

01:47:28.624 --> 01:47:30.533
باهم یه‌جا نمونیم

01:47:49.287 --> 01:47:52.822
،وقتی اوضاع آروم شد
از فرصت استفاده کردم تا یه‌کم بخوابم

01:47:55.961 --> 01:47:58.878
!بوکه -
دیگه چی شده؟ -

01:47:59.089 --> 01:48:01.784
!نوتردام

01:48:03.452 --> 01:48:04.906
نوتردام؟

01:48:06.447 --> 01:48:09.021
کمی بعد، اون دلال‌محبت سعی کرد تسلیم بشه

01:48:09.200 --> 01:48:11.489
و جوشکار پاریسی کشته شد

01:48:13.955 --> 01:48:16.362
بعد نامزدت شروع به کنده‌کاری روی تنه‌ی درخت کرد

01:48:16.874 --> 01:48:19.330
بعد آلباتروس آلمانی از راه رسید

01:48:32.950 --> 01:48:35.986
وقتی به خودم اومدم که
زمین شروع به لرزیدن کرده بود

01:48:52.824 --> 01:48:56.439
نفهمیدم چه اتفاقی افتاد
،فقط دریچه‌ی انبار رو دیدم که

01:48:56.658 --> 01:48:58.069
انفجار اونو نصفه‌نیمه باز کرده بود

01:49:15.660 --> 01:49:19.188
!برای فرانسه! حمله کنید

01:49:30.418 --> 01:49:33.372
،اونا درحال عبور از فضای بین دو سنگر بودن که

01:49:33.587 --> 01:49:37.245
.خط دوم آلمانی‌ها ازشون با مسلسل پذیرایی کردن
،چند ساعت بعد

01:49:37.457 --> 01:49:39.277
با صدایی به خودم اومدم

01:49:40.491 --> 01:49:44.864
.خدای من باستوش مرده
نمی‌تونیم اینجا ولش کنیم

01:49:45.033 --> 01:49:47.109
برمی‌گردیم، اون جایی نمیره

01:49:47.327 --> 01:49:49.403
اوه... باستوش مرده

01:49:51.707 --> 01:49:53.865
نگاه کن
!این یکی هنوز نفس میکشه

01:49:54.042 --> 01:49:56.580
...گل آفتاب‌گردونه
اونم می‌میره

01:50:13.746 --> 01:50:15.620
یه انفجار دریچه رو کند

01:50:15.957 --> 01:50:18.033
یکی از اون دو نفر اومد پایین
سر و وضعش افتضاح بود

01:50:18.209 --> 01:50:20.118
باستوش مرده

01:50:21.212 --> 01:50:23.038
باستوش مرده

01:50:26.413 --> 01:50:28.398
همه می‌میریم

01:50:29.905 --> 01:50:34.366
،دوست باستوش رو شناختم
همونی که چکمه‌های آلمانیش رو گرفته بود

01:50:45.921 --> 01:50:48.749
،بعد از این که ‌جیره‌ش رو خوردم
سیگارش رو هم کشیدم

01:50:48.958 --> 01:50:50.908
و بازم صداهایی شنیدم

01:50:51.078 --> 01:50:52.814
بریم یه نگاهی اونجا بندازیم

01:50:53.655 --> 01:50:55.030
!اینجا رو ببین

01:50:55.323 --> 01:50:57.363
!لعنتی

01:50:58.827 --> 01:51:00.451
این گل آفتاب‌گردون نیست

01:51:04.958 --> 01:51:06.832
اون اینجا چیکار می‌کنه؟

01:51:08.336 --> 01:51:10.080
کشاورز دوردونی کجاست؟

01:51:12.210 --> 01:51:14.325
«اون اینجا چیکار می‌کنه؟»

01:51:14.537 --> 01:51:16.358
«خیلی خطرناکه»

01:52:04.532 --> 01:52:06.107
آقا

01:52:08.908 --> 01:52:10.284
آقا

01:52:10.785 --> 01:52:12.196
!آقا

01:52:35.119 --> 01:52:37.408
سردمه -
نگران نباش -

01:52:37.580 --> 01:52:39.537
...سردمه

01:52:57.951 --> 01:52:59.659
،وضعش خیلی خراب بود

01:53:00.203 --> 01:53:03.240
،ولی نامزدت میخواست زندگی کنه
اینو توی چشماش دیدم

01:53:08.003 --> 01:53:10.872
روی دوشم گرفتمش و در امتداد خندق جلو رفتم

01:53:15.285 --> 01:53:17.270
از تب می‌سوخت

01:53:17.697 --> 01:53:20.366
گرما رو روی پشتم حس می‌کردم

01:53:21.284 --> 01:53:23.111
هذیون هم زیاد می‌گفت

01:53:24.787 --> 01:53:26.863
از قلبی می‌گفت
که کف دستش می‌تپید

01:53:34.047 --> 01:53:35.585
!هی سرجوخه

01:53:35.753 --> 01:53:37.821
فقط 500 متر تا بیمارستان مونده

01:53:37.997 --> 01:53:39.947
اگر بخوای می‌تونیم با برانکارد
ببریمش اونجا

01:53:40.116 --> 01:53:41.310
نه نیازی نیست

01:53:41.488 --> 01:53:43.860
،اگر با افسرای بینگو برخورد کردین

01:53:44.033 --> 01:53:48.860
،بهشون بگین سرجوخه گورد
با دروشل به بیمارستان رفته

01:53:49.038 --> 01:53:50.532
هرطور که دوست داری مرد

01:53:51.081 --> 01:53:53.370
من دقیقا قبل از انفجار رسیدم

01:53:53.542 --> 01:53:56.211
ستاد فرماندهی جای بهتری
،برای راه‌اندازی بیمارستان پیدا نکرده بود

01:53:56.378 --> 01:53:59.459
بیمارستان در یک آشیانه‌ی هواپیما
شامل  یک سفینه‌ی هیدروژنی بود

01:54:06.114 --> 01:54:09.317
اون گل آفتاب گردون رو با ماشین از اینجا بردن

01:54:11.077 --> 01:54:12.702
به‌نظرت زنده می‌مونه؟

01:54:12.912 --> 01:54:15.368
،جراحت رانش مهم نیست

01:54:15.540 --> 01:54:18.245
ولی بدجوری ذات‌الریه کرده

01:54:19.085 --> 01:54:22.702
هر دوی شما رو از روی پلاک‌هاتون ثبت کردیم

01:54:22.920 --> 01:54:26.243
،نمی‌خوام چیز بیشتری بدونم
ولی بهرحال موفق باشی

01:55:15.867 --> 01:55:18.317
قرقره رو نگه دارید

01:55:52.416 --> 01:55:55.168
!خواهش می‌کنم

01:56:24.998 --> 01:56:27.859
بعد از اون، به طرف برنای رفتم

01:56:28.573 --> 01:56:31.144
راهی نداشتم بدونم که
،نامه‌ام به دست همسرم رسیده یا نه

01:56:31.324 --> 01:56:34.657
،پس هر روز
در ایستگاه اتوبوس برنای منتظرش می‌شدم

01:56:41.042 --> 01:56:44.707
،با پولی که از فروش محصول به‌دست اومده بود
یه مزرعه اینجا خریدیم

01:56:45.004 --> 01:56:49.322
،دورترین جایی که امکان داشت
"مزرعه آخر دنیا"

01:56:58.494 --> 01:56:59.988
همین بود

01:57:02.956 --> 01:57:04.415
خدانگهدار

01:57:08.170 --> 01:57:09.747
چقدر عجیب

01:57:10.505 --> 01:57:12.951
یه سوراخ در "خط زندگی" دست‌تون ایجاد کردین

01:57:13.289 --> 01:57:14.908
طبیعیه

01:57:15.076 --> 01:57:18.521
...من مُرده‌م. در بینگو کرپسکول
مثل نامزد شما

01:57:26.372 --> 01:57:29.492
،اگر یه روزی ژان دروشل رو زنده پیدا کردی

01:57:29.918 --> 01:57:33.251
،به منم بگو
می‌دونی که کجا پیدام کنی

01:57:44.533 --> 01:57:48.863
...فکر کن خونه‌ی خودته
!کریسمس هم از شومینه بیا تو

01:57:49.038 --> 01:57:51.030
برای مادمازل ماتیلد

01:57:51.332 --> 01:57:53.455
الان خوابه، بعدا بهش میدم

01:57:53.626 --> 01:57:57.160
اگر جای شما بودم... بیدارش می‌کردم

01:58:02.619 --> 01:58:04.522
چی شده؟

01:58:21.922 --> 01:58:23.872
...اون زنده‌ست

01:58:24.790 --> 01:58:28.904
همون جایی که هستی بمون ماتیلد
فقط همون جا بمون

01:58:29.322 --> 01:58:30.864
تو راهم

01:58:31.032 --> 01:58:32.656
"ژرمن پیا"

01:58:40.458 --> 01:58:42.747
!دارم عقلم رو از دست میدم

01:59:05.042 --> 01:59:08.209
،بدتر از راسوی فضول
!چابک‌تر از غزال

01:59:08.754 --> 01:59:12.115
اون حقیقتاً زنده‌ست و حالش خوبه
فقط حافظه‌ش رو از دست داده

01:59:12.291 --> 01:59:14.076
...فراموشی کامل

01:59:14.244 --> 01:59:17.153
حتی  دوباره خوندن و نوشتن رو بهش یاد دادن

01:59:17.322 --> 01:59:19.694
،روانپزشک‌هایی که از 1917 درمانش می‌کنن

01:59:19.866 --> 01:59:21.609
امید کمی به بهبودش دارن

01:59:21.785 --> 01:59:23.409
اما کی می‌دونه؟

01:59:23.578 --> 01:59:27.706
،به همون اندازه که فراموشی وجود داره
مبتلا به فراموشی هم وجود داره

01:59:28.124 --> 01:59:29.204
اون کجاست؟

01:59:29.376 --> 01:59:31.119
"در "میا فوره

01:59:31.294 --> 01:59:35.582
،مانک برای دومین بار یتیم شده
مادرخوانده‌ش رو از دست داده

01:59:38.993 --> 01:59:42.071
پی‌یر ماری، شما آقای "پیا" رو می‌شناسین؟

01:59:42.490 --> 01:59:43.900
بله، به واسطه‌ی شهرتشون

01:59:44.075 --> 01:59:45.533
باعث افتخاره

01:59:47.495 --> 01:59:49.820
ماتیلد، من فقط وقتی باور می‌کنم که ببینمش

01:59:50.081 --> 01:59:51.575
!با چشمای خودمون -
!با چشمای خودمون -

01:59:51.791 --> 01:59:53.867
،وقتی ژان دروشل  به دنیا اومد

01:59:54.085 --> 01:59:56.492
مادرش چهل ساله بود و فرزند دیگه‌ای نداشت

01:59:56.671 --> 01:59:58.494
...وقتی ژاندارم‌ها اومدن ژان رو ببرن

01:59:58.711 --> 02:00:00.945
...به خاطر کمبود نیرو در جبهه آردن

02:00:01.164 --> 02:00:02.783
اون زن دچار افسردگی روحی شد

02:00:02.992 --> 02:00:05.857
...یه روز یکی از همرزمان پسرش به ملاقاتش اومد

02:00:06.114 --> 02:00:08.107
!شاردولو

02:00:08.575 --> 02:00:11.280
متاسفانه، خود ژان بود

02:00:11.954 --> 02:00:15.572
...با انفجار بمب کشته شد
چند ساعتی از مرگش می‌گذشت

02:00:17.084 --> 02:00:18.744
...باید بهتون بگم

02:00:20.045 --> 02:00:23.408
،ممکنه از بین محکومین
...جوونترین‌شون هویت ژان رو برداشته باشه

02:00:26.078 --> 02:00:27.733
با عوض کردن پلاک

02:00:31.616 --> 02:00:35.032
روزی که بیمارستان شاتودون ازش خواستن
،به بالین پسرش بیاد

02:00:35.662 --> 02:00:39.077
!رفتارش عجیب غریب بود

02:00:40.959 --> 02:00:43.496
الان خوابه. شما رو تنها میذارم

02:01:04.124 --> 02:01:07.125
سلام... شما کی هستین؟

02:01:08.337 --> 02:01:10.492
مادرتم... عزیزم

02:01:12.083 --> 02:01:14.152
...من مادرت هستم

02:01:14.743 --> 02:01:16.776
من در این مورد تحقیق کوچکی انجام دادم

02:01:16.988 --> 02:01:19.195
مادام دروشل دوماه پیش درگذشته

02:01:19.407 --> 02:01:22.195
،بعد از مشاجره با یک مغازه‌دار
با کامیون برخورد کرده

02:01:22.369 --> 02:01:23.993
!استنباط خودم نیست

02:01:24.538 --> 02:01:27.111
در گزارش اومده بود...
بله، ما اینو می‌دونستیم -

02:01:31.753 --> 02:01:34.833
...ای... ای بابا
انقدر خودتونو ناراحت نکنین

02:01:35.251 --> 02:01:39.023
.مادام دروشل زجر نکشید
بلا... بلافاصله فوت کرد

02:01:39.200 --> 02:01:40.986
موضوع این نیست

02:01:41.447 --> 02:01:43.772
خیلی احساس گناه می‌کنم

02:01:44.617 --> 02:01:47.369
،من باورت نداشتم، ماتیلد کوچولوی من
...باورت نداشتم

02:01:47.537 --> 02:01:49.825
...باید می‌دونستم

02:01:49.997 --> 02:01:51.871
...منو ببخش

02:01:59.001 --> 02:02:02.240
،در اونچه که ماتیلد بعدها
...به نام "ماموریت میا" ازش یاد می‌کنه

02:02:02.410 --> 02:02:06.068
،خورشید، آسمان وطبیعت
همراهیش می‌کنن

02:02:06.323 --> 02:02:09.988
به عنوان یک بانوی تمام عیار تمام تلاشش رو می‌کنه
تا به بهترین شکل ممکن به نظر برسه

02:02:10.244 --> 02:02:12.117
برای ظاهر باطراوت، لباس سفید می‌پوشه

02:02:12.287 --> 02:02:14.659
،مقداری رژلب برای این موقعیت خاص

02:02:14.832 --> 02:02:16.160
،ابروهای مرتب

02:02:16.333 --> 02:02:19.002
،اما به مژه‌های بلندش ریمل نمی‌زنه

02:02:19.169 --> 02:02:21.541
چون می‌دونه که اشک‌هاش قراره
!اونو از بین ببره

02:02:42.794 --> 02:02:46.409
.اون خبر داره که به ملاقاتش اومدین
،بهش گفتیم دختر جوانی که عاشقش بودی

02:02:46.585 --> 02:02:48.240
قراره به دیدنت بیاد

02:02:48.414 --> 02:02:51.441
!اسم شما رو پرسید و گفت: چه اسم زیبایی

02:02:51.782 --> 02:02:54.899
الان در باغ منتظر شماست

02:05:02.415 --> 02:05:04.573
وقتی راه میری، درد داری؟

02:05:12.871 --> 02:05:14.940
می‌خوای ببینی چیکار می‌کنم؟

02:05:27.708 --> 02:05:30.080
یه کم دیگه نشونت میدم. تموم نشده

02:05:36.871 --> 02:05:39.444
ولی چرا گریه می‌کنی؟

02:05:44.117 --> 02:05:47.533
ماتیلد راست روی صندلی خودش تکیه داده

02:05:48.162 --> 02:05:50.120
،دستاش رو، روی پاش گذاشته

02:05:50.290 --> 02:05:52.116
و به اون نگاه می‌کنه

02:05:52.292 --> 02:05:54.368
،در هوای دل‌انگیز

02:05:54.669 --> 02:05:56.792
،زیر نور باغ

02:05:57.254 --> 02:05:59.287
،ماتیلد به اون نگاه می‌کنه

02:05:59.790 --> 02:06:01.363
،به اون نگاه می‌کنه

02:06:01.910 --> 02:06:03.861
...به اون نگاه می‌کنه

02:06:11.861 --> 02:06:52.792
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
