WEBVTT

00:33.890 --> 00:38.020
‫بخور، عزیزم، دوباره جون بگیری!
‫به چی فکر می‌کنی؟

00:38.250 --> 00:42.340
‫به خدا که دوباره افتادم تو فاز فلسفه ‌بافی.

00:42.710 --> 00:44.460
‫تو که با طبیعتش مخالف نیستی.

00:45.910 --> 00:50.420
‫آره، حق با توئه، باید قانونمون رو قبول کنیم.

00:51.070 --> 00:53.080
‫زندگی زیبا نیست، ولی قشنگه.

00:53.770 --> 00:56.029
‫شور و اشتیاق‌های بزرگ فقط یه شب دووم دارن.

00:56.030 --> 01:01.300
‫زیباترین سینه‌ها فقط باعث دردسر میشن
‫و دلرباترین‌ها هم کم‌خرج‌ترن.

01:02.290 --> 01:06.040
‫زنگ به صدا در میاد، شور و شوق شعله‌ور میشه.

01:07.190 --> 01:09.176
‫اینم اولین آهنگ

01:09.386 --> 01:11.826
‫و جشن دوباره شروع میشه.

01:11.850 --> 01:21.850
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:27.410 --> 01:31.360
‫خانم‌ها و آقایان، لطفاً صحبت نکنید،
‫یه سورپرایز براتون داریم.

01:37.852 --> 01:39.873
‫آقای پنیول؟

01:41.285 --> 01:43.196
‫آقای پنیول؟

01:43.362 --> 01:45.428
‫[ بر اساس داستانی واقعی ]

01:45.613 --> 01:46.900
‫کجاست؟

01:47.314 --> 01:50.047
‫[ پاریس - 1956 ]

01:50.290 --> 01:53.227
‫آها، اینجاست! از این طرف،

01:54.147 --> 01:55.920
‫استاد. منتظرتونن.

02:01.970 --> 02:07.580
‫خانم‌ها و آقایان، نویسنده پنیول،
‫آقای مارسل پنیول!

02:13.488 --> 02:16.700
‫به خاطر کانال سوئزه.
‫مردم به سختی بنزین پیدا می‌کنن.

02:17.010 --> 02:18.140
‫فردا بهتر میشه.

02:24.690 --> 02:27.800
‫کمبود بنزین همه چیز رو توضیح نمیده.

02:28.390 --> 02:31.660
‫باید باور کنیم که پنیول پیر
‫دیگه برای مردم جذاب نیست.

02:31.930 --> 02:34.569
‫چطور جرأت می‌کنی همچین حرفی بزنی؟

02:34.570 --> 02:37.448
‫این جوون‌ها هستن که دنیا رو جلو می‌برن، پیر.

02:37.710 --> 02:39.029
‫باباتو راحت بذار، فردریک.

02:39.590 --> 02:42.296
‫بیا، فرناند برات یه سورپرایز داره.

02:43.770 --> 02:48.740
‫قبل از اینکه تو پیپت رو تموم کنی،
‫جوون‌ها ما رو زیر فرش جارو کرده‌ان.

02:49.210 --> 02:53.296
‫چطور میشه ازشون ایراد گرفت؟ ما هم تو
‫دوره خودمون همین کارو کردیم.

02:53.550 --> 02:59.080
‫،آقای لازارف دوره والس موزتِ و لینا پارک
‫و پیپ‌های ماهاگونی تموم شده

02:59.470 --> 03:01.709
‫باید بلد باشیم کی کنار بکشیم.

03:01.830 --> 03:04.609
‫نه بابا، اصلاً حرفشم نزنید
‫که دست از نوشتن بردارید.

03:05.095 --> 03:06.755
‫هلن عزیزم،

03:07.281 --> 03:11.169
‫نوشتن چه فایده‌ای داره
‫وقتی دیگه کسی نمی‌خواد بخوندت؟

03:11.170 --> 03:14.469
‫مارسل، مجله زنانه‌ای که
‫من مدیرش هستم رو می‌شناسید؟

03:14.470 --> 03:16.380
‫مجله «اِل».

03:16.543 --> 03:17.629
‫«اِل»؟

03:17.630 --> 03:20.440
‫خب، خواننده‌های من عاشق کار شما هستن.

03:20.450 --> 03:24.380
‫اونا می‌خوان همه چیزو راجع به شما بدونن،
‫از بچگیتون، از اولین عشق‌هاتون.

03:24.650 --> 03:30.329
‫می‌تونیم چاپ‌های قسمتی رو تصور کنیم،
‫مثلاً ماهی یک بار،

03:30.330 --> 03:32.040
‫یا هر هفته.

03:34.410 --> 03:35.466
‫«اِل».

03:38.410 --> 03:41.600
‫مارسل؟ هنوز پای این دستگاهی؟

03:41.950 --> 03:44.720
‫آکادمی دوباره زنگ زده،
‫دیگه نمی‌دونم چی بهشون بگم.

03:44.930 --> 03:50.380
‫بهشون بگو یکی از آکادمیسین‌هاشون
‫داره حرکت دائمی رو اختراع می‌کنه.

03:51.170 --> 03:52.220
‫اینجا یخ زدیم.

03:52.890 --> 03:54.469
‫تو تو دفترت فکر می‌کنی؟

03:54.470 --> 03:57.480
‫اونجا پر از برگه‌های سفیده
‫که منتظرن من خط خطیشون کنم.

03:57.570 --> 04:00.720
‫اینجا حداقل ادبیات فرانسه کاری باهام نداره.

04:03.170 --> 04:06.815
‫باید برم. به خدمتکار گفتم که تو اینجایی.

04:08.957 --> 04:13.043
‫مترجم:
‫علی کلان

04:42.194 --> 04:43.549
‫چی شده؟

04:44.300 --> 04:48.930
‫یه جوونیه که میگه باید
‫یه دست‌نوشته رو بگیره.

04:49.280 --> 04:50.499
‫یه دست‌نوشته؟

04:50.500 --> 04:52.650
‫برای مجله «اِل».

04:59.614 --> 05:01.775
‫چی بهش بگم؟

05:01.800 --> 05:04.270
‫بهش بگید... نمی‌دونم.

05:04.480 --> 05:07.410
‫بهش بگید نیم ساعت دیگه
‫فصل اول رو می‌گیره.

05:07.720 --> 05:11.310
‫نمی‌دونستم آقا خاطراتش رو می‌نویسه.

05:11.520 --> 05:13.890
‫و منم کاملاً فراموش کرده بودم.

05:16.820 --> 05:17.863
‫صبر کنید.

05:19.300 --> 05:20.470
‫چرخ دوچرخه‌اش کج شده.

05:22.160 --> 05:25.170
‫براش چای، بیسکویت و این انبردست رو بیارید.

05:25.400 --> 05:28.710
‫تا وقتی چرخشو صاف کنه،
‫من سه ساعت وقت دارم.

05:28.940 --> 05:31.610
‫برای تعمیر یه چرخ خیلی زیاده.

05:31.880 --> 05:33.350
‫برای یه تعمیرکار، آره.

05:33.680 --> 05:36.530
‫ولی با این قیافش، بعیده
‫که بلد باشه.

05:37.120 --> 05:41.023
‫اگه حق با من باشه، سه ساعت
‫دیگه چرخ دوچرخه‌اش مربع میشه.

06:03.167 --> 06:05.553
‫" پنیول "

06:06.460 --> 06:08.193
‫" پنیول "

06:08.640 --> 06:10.126
‫" پنیول "

06:10.206 --> 06:11.619
‫بنویس.

06:12.236 --> 06:14.312
‫کاشکی به سادگی گفتنش بود.

06:18.590 --> 06:21.802
‫متاسفم رفقا، این روش خیلی کمکم نمی‌کنه.

06:23.183 --> 06:25.489
‫" پنیول. بنویس "

06:27.466 --> 06:29.136
‫من به دنیا اومدم...

06:30.880 --> 06:33.010
‫من به دنیا اومدم...

06:33.480 --> 06:34.770
‫آره خب، من به دنیا اومدم.

06:35.180 --> 06:37.030
‫اونا می‌خوان یه کم بیشتر بدونن.

06:38.820 --> 06:41.919
‫چی شد که من این قول رو دادم؟

06:41.920 --> 06:44.666
‫چون تو هیچ‌وقت نتونستی به یه زن «نه» بگی.

06:45.360 --> 06:48.010
‫والریک؟ مدرسه نرفتی؟

06:48.353 --> 06:49.819
‫پسرم؟

06:50.640 --> 06:51.739
‫تویی؟

06:51.740 --> 06:54.070
‫هی، آروم باش!

06:56.660 --> 06:57.870
‫مارسل؟

06:59.660 --> 07:00.870
‫مارسل؟

07:05.680 --> 07:07.859
‫داری چی بازی می‌کنی، مارسل؟

07:07.860 --> 07:11.010
‫بگو، چرا برگشتی؟

07:16.040 --> 07:17.410
‫تغییر کردم.

07:17.580 --> 07:19.719
‫حالا چند سالمون شده؟

07:19.720 --> 07:20.930
‫شصت و یک.

07:21.140 --> 07:23.430
‫بیخیال! ولی این حسابی منو گیج میکنه.

07:25.680 --> 07:27.819
‫چی می‌خوای، مارسل؟

07:27.820 --> 07:31.550
‫انقدر خاطراتت رو زیر و رو کردی، آخرش
‫منو از روی دراور انداختی.

07:32.380 --> 07:34.830
‫و بعدش هم، من نمی‌خوام هرچیزی در مورد ما بنویسی.

07:34.840 --> 07:37.170
‫چون هرجا که تو رفتی، منم رفتم.

07:37.633 --> 07:39.403
‫باید یه چیزی سرهم کنم.

07:39.820 --> 07:43.870
‫حافظه من مثل یه نوار کاست
‫قدیمی نیمه‌پاک‌شده‌ست.

07:44.060 --> 07:45.739
‫هنوز که فکر می‌کنی درسته؟

07:45.740 --> 07:48.579
‫یه ماشینی که هیچ‌وقت متوقف نشه؟

07:48.580 --> 07:52.624
‫نمی‌دونم. ولی این کمکم می‌کنه سرپا بمونم.

07:53.401 --> 07:54.991
‫اینطور که معلومه، اوضاع خوب نیست.

07:55.427 --> 07:57.137
‫تو نمی‌تونی بفهمی.

07:57.395 --> 07:59.910
‫پیرها میمون‌های عجیبی هستن.

08:00.220 --> 08:05.330
‫دیگه نمی‌دونن به کدوم شاخه آویزون بشن
‫تا تو خاطراتشون بالا برن.

08:09.090 --> 08:10.983
‫داری چیکار می‌کنی؟

08:11.110 --> 08:13.259
‫دارم برات یه نردبون می‌فرستم.

08:29.378 --> 08:30.978
‫بابابزرگ.

08:31.540 --> 08:33.459
‫پیر بودن چه حسی داره؟

08:33.460 --> 08:36.779
‫تو چرا این سوالا رو می‌پرسی؟

08:36.780 --> 08:39.009
‫خب، من می‌خوام مثل تو پیر بشم.

08:39.200 --> 08:41.530
‫و مثل تو سنگ‌تراشی کنم.

08:41.554 --> 08:44.160
‫مهم اون شغلی نیست که انجام میدی.

08:44.256 --> 08:48.604
‫مهم اینه که خوب انجامش بدی و کارت زیبا باشه.

08:48.674 --> 08:51.294
‫چون هرچیزی که زیباست، واقعیه.

08:51.574 --> 08:55.284
‫و هرچیزی که واقعیه، شایسته احترام الهیه.

08:55.974 --> 08:58.884
‫پدربزرگت که از کشیش‌ها متنفر بود،

08:59.074 --> 09:01.344
‫چطوریه مثل پیامبرا حرف میزنه.
‫[ مارسی - 1905 ]

09:01.734 --> 09:04.904
‫من میگم احترام چیز خوبیه.

09:05.435 --> 09:07.725
‫ولی لازم نیست الهی باشه.

09:07.794 --> 09:11.617
‫جمهوری هم به همون اندازه که خدا به بچه‌هاش احترام می‌ذاره،

09:11.760 --> 09:15.122
‫همون خدایی که علم هیچ‌وقت وجودشو ثابت نکرده.

09:15.189 --> 09:18.232
‫این حرفا رو به آدمای بافرهنگ مثل تو میگیم.

09:18.446 --> 09:22.036
‫ولی برای اونایی که خیلی باهوش نیستن،
‫خدا کاملاً کافیه.

09:22.223 --> 09:25.036
‫و بعد، جمهوری تو هم همینطور.

09:25.113 --> 09:27.542
‫علم هیچ‌وقت ثابت نکرده که وجود داره.

09:27.813 --> 09:29.899
‫آها، خودشه!

09:36.480 --> 09:39.499
‫و خواهرم، بعداً میخواد چیکاره بشه؟

09:39.524 --> 09:40.754
‫نمی‌دونم.

09:41.044 --> 09:42.934
‫چرا، تو میدونی، ژوزف.

09:43.344 --> 09:45.654
‫بهت گفت که میخواد میلیونر بشه.

09:45.884 --> 09:47.463
‫این عصبانیت کرد.

09:47.644 --> 09:49.603
‫آگوستین، من عصبانی شدم

09:49.604 --> 09:52.554
‫چون هیچ میلیونر صادقی رو نمی‌شناسم.

09:52.682 --> 09:55.544
‫ولی این به خاطر اینه که تو هیچ
‫میلیونری رو نمی‌شناسی. همین و بس.

09:55.624 --> 09:59.414
‫ژول عزیزم، برای اینکه یه اقلیت کوچیک بتونه پولدار بشه،

09:59.424 --> 10:01.654
‫باید یه اکثریت بزرگ فقیر بشن.

10:01.964 --> 10:04.487
‫این سیستم ظروف مرتبط‌کننده‌ست.

10:05.244 --> 10:07.297
‫مارسل، هرکاری که دلش بخواد انجام میده.

10:07.464 --> 10:10.434
‫به من، گفت که میخواد مهندس بشه.

10:10.704 --> 10:13.534
‫پس، هیچ‌وقت از کارگاهش بیرون نمیاد.

10:13.684 --> 10:16.723
‫رنگ‌وروش پریده میشه، زیر چشماش گود میفته

10:16.724 --> 10:19.574
‫و آخرش فقیر و سل‌زده میمیره.

10:19.664 --> 10:21.034
‫فقیر اما صادق.

10:21.244 --> 10:22.914
‫آره، کاملاً درسته، ژول.

10:23.384 --> 10:25.488
‫فقیر اما صادق.

10:33.594 --> 10:35.284
‫بهت قول میدم، مامان.

10:35.294 --> 10:37.084
‫یه روزی، به من افتخار می‌کنی.

10:37.114 --> 10:38.904
‫ولی من همین الانشم بهت افتخار می‌کنم.

10:38.981 --> 10:41.024
‫تو برام شعرهای قشنگ می‌نویسی.

10:41.105 --> 10:42.344
‫ولی این که چیزی نیست.

10:42.354 --> 10:44.934
‫تو هنوز ندیدی من چه کارهایی ازم برمیاد.

10:45.174 --> 10:47.575
‫پس، مشتاقم که ببینم.

10:54.354 --> 10:55.804
‫ژوزف بیچاره.

10:56.154 --> 10:58.404
‫زندگی یه تراژدیه.

11:12.874 --> 11:15.875
‫چرا، مامان
‫دیگه نمیاد شب بخیر بگه؟

11:16.134 --> 11:18.111
‫باید صبر کنیم تا حالش بهتر بشه.

11:18.394 --> 11:20.075
‫و کی حالش بهتر میشه؟

11:23.194 --> 11:24.244
‫بابا؟

11:25.534 --> 11:27.224
‫اون آخرین شعرمو دوست داشت.

11:34.784 --> 11:36.307
‫پسر کوچولوی من،

11:36.744 --> 11:38.514
‫به پرنده‌های بدشگون گوش ندیم.

11:39.044 --> 11:40.795
‫زندگی یه تراژدی نیست.

11:41.044 --> 11:44.174
‫زندگی قشنگه، پر از نور و رنگه،

11:44.244 --> 11:47.747
‫مثل شعرهای تو، که خیلی حالمو خوب می‌کنن.

11:48.264 --> 11:52.060
‫وقتی میخونمشون،
‫دور و برم روی تخت پخششون می‌کنم

11:52.564 --> 11:54.740
‫قول بده هزاران برگ از اینا برام بنویسی.

11:54.884 --> 11:57.911
‫اونا برای من بهترین شعرهای دنیا میشن.
‫مثل یه دسته گل.

12:01.374 --> 12:05.822
‫[ به یاد مادرمان ]

12:10.714 --> 12:13.604
‫- مامان کی برمی‌گرده؟
‫- دیگه برنمی‌گرده.

12:13.834 --> 12:17.004
‫مارسل، این حرف خیلی بدیه
‫که به خواهر کوچیکت بگی.

12:17.014 --> 12:18.284
‫من عصبانیم.

12:18.474 --> 12:19.513
‫از کی؟

12:19.514 --> 12:22.062
‫از خدا، که مامان رو اینقدر شکننده آفریده.

12:22.334 --> 12:24.966
‫از علم، که نتونست حالشو بهتر، قوی‌تر کنه.

12:37.064 --> 12:39.423
‫مامان، مارسل چش شده؟

12:39.424 --> 12:42.955
‫داره بزرگ میشه،
‫واسه همین دیگه به تو نیاز نداره.

12:43.084 --> 12:46.083
‫و قولی که بهت داده بودم،
‫کی میخواد بهش عمل کنه؟

12:46.084 --> 12:48.434
‫مهم اینه که تو اون قول رو دادی.

12:48.824 --> 12:50.134
‫این برای من کافی نیست، مامان.

12:50.224 --> 12:52.654
‫من میتونم بهت بگم کی به قولش عمل می‌کنه.

12:56.184 --> 12:59.754
‫بز پشت سرش صدای خش‌خش برگ‌ها رو شنید.

13:00.244 --> 13:04.214
‫برگشت و تو سایه دو تا گوش کوتاه دید،

13:04.224 --> 13:08.071
‫کاملاً سیخ، با چشمایی که دوباره نگاه می‌کردن.

13:08.190 --> 13:09.961
‫یه گرگ بود.

13:11.347 --> 13:12.763
‫-پل.
‫-چیه؟

13:12.878 --> 13:14.771
‫مجبوری بلند بخونی؟

13:14.804 --> 13:18.033
‫و تو، هنوزم میخوای برای مدت طولانی بنویسی؟

13:18.144 --> 13:20.374
‫مامان میگفت چشات ضعیف میشه.

13:20.624 --> 13:21.634
‫و تو مامان نیستی.

13:26.004 --> 13:28.113
‫اونا می‌دونن شعرات در مورد چی هستن؟

13:28.114 --> 13:30.071
‫چون دیگه نیست که بخوندشون.

13:30.274 --> 13:32.064
‫بخواب، اگه قراره چرت و پرت بگی.

13:39.154 --> 13:42.264
‫درست مثل مادر مهربونی که مراقب مارسیه،

13:42.388 --> 13:44.808
‫میدونم که آگوستین مراقب ماست.

14:03.834 --> 14:05.314
‫مادلن حق داره.

14:05.504 --> 14:07.254
‫شاعری شغل نیست.

14:07.264 --> 14:09.774
‫-چرا؟
‫-برای اینکه میدونم. همین و بس.

14:09.864 --> 14:11.320
‫تو همیشه بهتر از همه میدونی.

14:11.344 --> 14:14.514
‫مارسل، تو شونزده سالگی،
‫آدم هیچی از زندگی نمیدونه،

14:14.924 --> 14:17.414
‫حتی اگه پاهای یه بزرگسال رو داشته باشه.

14:18.444 --> 14:20.900
‫پس اونا به اندازه کافی بزرگ هستن
‫که لگد بزنن به کون مادلن تو.

14:20.924 --> 14:21.934
‫مارسل!

14:23.117 --> 14:24.273
‫مارسل!

14:29.244 --> 14:31.074
‫خب، آروم باش، کوچولو.

14:31.584 --> 14:34.434
‫قبلاً بهت گفتم عصبانیتت رو بذاری تو رختکن.

14:35.804 --> 14:39.394
‫آدم برای تسویه حساب کردن روی صحنه نمیره.

14:39.484 --> 14:40.862
‫قبلاً بهت گفتم.

14:44.614 --> 14:47.444
‫تو باید عصبانیتت رو بذاری تو رختکن.

14:50.674 --> 14:56.724
‫من معلم شما خواهم بود تا تعطیلات سال 1922.

14:56.748 --> 14:58.947
‫برای اونایی که منو نمی‌شناسن،

14:58.948 --> 15:00.268
‫اسم من...

15:01.088 --> 15:02.808
‫آقای پنیوله.

15:03.125 --> 15:06.056
‫و من معلم انگلیسی شما هستم.

15:08.168 --> 15:10.638
‫اسم همسرم چیه؟

15:11.828 --> 15:13.688
‫- آقا؟
‫- بله؟

15:14.148 --> 15:16.354
‫خب، شوبرت.

15:17.388 --> 15:21.687
‫سوال اینه: اسم همسرم چیه؟

15:21.835 --> 15:22.871
‫آقا، آقا.

15:23.148 --> 15:25.618
‫همسر شما سیمونه.

15:26.394 --> 15:27.518
‫خوبه.

15:28.838 --> 15:29.988
‫خیلی خوبه.

15:36.281 --> 15:39.638
‫و اینم از این، اینجوری که معروف نمیشیم، هان؟

15:42.236 --> 15:44.185
‫میتونی بری دم در، عزیزم؟

15:48.388 --> 15:51.527
‫سیمون! تموم شد، من به پاریس منتقل شدم!

15:51.583 --> 15:53.592
‫و البته که تو ردش میکنی.

15:53.617 --> 15:56.205
‫-چرا؟
‫- چون همه همکارات این کارو کردن.

15:56.388 --> 15:59.125
‫پاریس، سیمون! ما میریم پاریس!

15:59.241 --> 16:00.625
‫اونجاست که همه چی اتفاق میفته.

16:00.954 --> 16:02.514
‫برای امروز کافیه، ژانت.

16:03.368 --> 16:05.958
‫به این فکر کردی که پدرت چی میگه؟

16:06.114 --> 16:07.724
‫هرچی دلش میخواد بگه.

16:07.808 --> 16:10.626
‫به هر حال از وقتی ازدواج کردیم باهام حرف نمیزنه.

16:15.478 --> 16:17.828
‫میتونی به تدریست تو پاریس ادامه بدی.

16:22.731 --> 16:24.590
‫ما میریم پاریس!

16:27.278 --> 16:29.849
‫پاریس، پاریس، پاریس.

16:29.998 --> 16:32.477
‫مردمش شیک و خونگرم.

16:32.511 --> 16:35.683
‫پیشخدمت‌های مهربون و باحواسش.

16:35.783 --> 16:38.510
‫هنرمندان مرموز و باذوقش.

16:38.671 --> 16:40.281
‫پاریس، یعنی جذابیت.

16:40.398 --> 16:41.968
‫پاریس، یعنی جشن.

16:42.158 --> 16:43.348
‫پاریس، یعنی عشق.

16:43.718 --> 16:45.928
‫پاریس همیشه پاریس خواهد بود.

16:46.378 --> 16:49.628
‫از مارسی، فقط در پانزده ساعت،

16:49.818 --> 16:52.308
‫به لطف قطار پاریس-لیون-مارسی،

16:52.558 --> 16:54.288
‫پاریس دیگه فقط منتظر شماست.

16:54.918 --> 16:56.747
‫پاریس دیگه فقط منتظر ماست.

16:57.118 --> 16:59.748
‫فعلاً که ما منتظر پاریسیم.

17:00.638 --> 17:04.168
‫ببخشید، قطار، دو ساعته تو لیون گیر کرده.

17:04.297 --> 17:06.316
‫میدونید کِی دوباره به سمت پاریس حرکت می‌کنه؟

17:06.317 --> 17:08.149
‫مثل اینکه برای این اطراف نیستی.

17:08.958 --> 17:10.748
‫اونجا چی نوشته؟

17:12.498 --> 17:13.748
‫ایستگاه لیون.

17:14.198 --> 17:16.296
‫و ایستگاه لیون کجاست؟

17:16.297 --> 17:18.327
‫ایستگاه لیون تو لیون قرار داره.

17:18.597 --> 17:20.228
‫خب نه، جانم.

17:20.398 --> 17:22.547
‫ایستگاه لیون تو پاریس قرار داره.

17:24.817 --> 17:26.608
‫ای بابا!

17:33.244 --> 17:34.934
‫آفرین، پنیول.

17:48.117 --> 17:50.870
‫[ هتل آویاتور ]
‫[ تکمیل ظرفیت ]

17:54.050 --> 17:56.437
‫[ هتل مدرن ]
‫[ تکمیل ظرفیت ]

17:58.299 --> 17:59.952
‫مگه دیوونه شدی؟

18:00.155 --> 18:01.254
‫عذر میخوام آقا!

18:01.284 --> 18:02.384
!دهاتی

18:03.098 --> 18:05.014
‫پر شده.

18:05.698 --> 18:08.327
‫جای ارزون تر هم ندارید.

18:08.718 --> 18:10.454
‫حداقلش اینه که
‫دیگه قرار نیست زیر پل بخوابیم.

18:10.478 --> 18:11.788
‫ارزون.

18:12.218 --> 18:14.928
‫می‌خواید چیکار کنم؟

18:15.518 --> 18:18.012
‫پُر شده، یعنی پُر شده.

18:18.393 --> 18:21.617
‫چی شد که اومدید پاریس؟

18:21.618 --> 18:26.068
‫با این بحران مسکن، تو شهرستان بهتر بودید.

18:26.698 --> 18:28.348
‫پاریس، مارسل، پاریس.

18:28.638 --> 18:30.182
‫اونجاست که همه چی اتفاق میفته.

18:30.330 --> 18:33.740
‫یالا، ژانو، عصبانی نشو.

18:33.898 --> 18:35.828
‫برو به ساعت شصت و هفت.

18:35.858 --> 18:38.117
‫و ماری-برت؟

18:38.118 --> 18:41.848
‫رفته روستا تا حالش بهتر بشه.

18:42.518 --> 18:44.838
‫با این وضعیتش، حالا حالاها برنمی‌گرده.

18:45.396 --> 18:48.708
‫طبقه آخر ته راهرو.

18:49.351 --> 18:50.846
‫ممنون، خانم.

18:51.578 --> 18:54.408
‫عاشقها، خوش اومدید به پانام (پاریس).

18:56.318 --> 18:58.268
‫تو پاریس، واقعاً همه چی گَنده..

18:59.278 --> 19:00.728
‫اینجا یه انرژی هست،

19:01.318 --> 19:03.373
‫یه چیزی که توضیح دادنش سخته،

19:03.419 --> 19:05.208
‫مثل یه نیروی از درون زمین.

19:05.598 --> 19:07.588
‫خوشبختانه چیزایی از زمین میاد،

19:07.718 --> 19:09.948
‫چون از آسمون فقط آب میاد.

19:10.498 --> 19:12.008
‫و این، نگاه کن.

19:13.938 --> 19:16.008
‫این هرگز تو مارسی اتفاق نمیفته.

19:16.458 --> 19:17.868
‫اوضاع درست میشه.

19:19.058 --> 19:20.628
‫بهت قول میدم.

19:54.908 --> 19:56.118
‫از این طرف، آقا.

19:57.808 --> 19:59.798
‫-تندتر.
‫- بِپا.

20:00.028 --> 20:01.331
‫هی، کوچولو.

20:03.528 --> 20:04.644
‫پل؟

20:05.208 --> 20:07.298
‫پل نیووا، رفیق.

20:07.688 --> 20:09.278
‫پنیول، باورم نمیشه.

20:09.308 --> 20:10.367
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

20:10.368 --> 20:12.247
‫ولی من تو پاریس زندگی می‌کنم، تو همین محله.

20:12.248 --> 20:14.498
‫نه، این بچه منو آورد اینجا.

20:15.068 --> 20:16.878
‫گفت که گم شده.

20:18.288 --> 20:20.618
‫با لهجه‌ات چیکار کردی؟

20:21.028 --> 20:22.438
‫گذاشتمش تو مارسی.

20:22.608 --> 20:25.018
‫با این همه آب، ترسیدم بپوسه.

20:30.758 --> 20:32.528
‫پل قراره ما رو با آدمای جدید آشنا کنه،

20:32.998 --> 20:34.848
‫روشنفکرها، آدمهای تئاتری.

20:34.878 --> 20:36.237
‫آدمای تئاتری؟

20:36.238 --> 20:39.088
‫یه مشت دائم‌الخمر و هرزه؟

20:42.578 --> 20:45.988
‫و این کبوترهای چاق، دیگه تحملشون رو ندارم.

20:58.748 --> 21:00.387
‫چی شده؟

21:00.388 --> 21:03.218
‫صداتو بیار پایین وگرنه زنگ می‌زنم پلیس.

21:03.242 --> 21:05.581
‫اوه، پنیول!

21:06.975 --> 21:08.463
‫فقط منتظر تو بودیم.

21:10.457 --> 21:14.597
‫مارسل پنیول، یه روزی اسم ما رو زیاد می‌شنوی.

21:23.692 --> 21:25.411
‫اینجاست که همه چی اتفاق میفته.

21:25.412 --> 21:29.642
‫اجازه هست این بازیگر بزرگ، اوران دو مازی،
‫رو بهتون معرفی کنم؟

21:29.695 --> 21:31.602
‫ولی نه از نظر قد و بالا.

21:33.572 --> 21:35.168
‫منو با پاپ اشتباه گرفتی.

21:35.257 --> 21:37.437
‫مارسل مثل من اهل روستاست.

21:37.712 --> 21:40.752
‫این مارسل اهل روستا
‫تو زندگیش چیکار می‌کنه؟

21:40.885 --> 21:42.465
‫-استاد آنگلوفیزیک...
‫-همینی که میگه...

21:42.532 --> 21:46.722
‫چطور اینو میگی؟
‫انگار یه پسر کوچولوی نمونه‌ست.

21:47.278 --> 21:51.642
‫بیا، این تو رو بزرگ می‌کنه، مارسل اهل روستا.

21:53.892 --> 21:59.502
‫اما، مارسل زیبای من، اینجا همه
‫اصلاً براشون تراژدی‌های یونانی مهم نیست.

22:01.492 --> 22:03.442
‫حق با شماست.

22:03.896 --> 22:05.951
‫کاتول بره به جهنم!

22:05.952 --> 22:07.942
‫اونیس و نائوزیکا!

22:08.892 --> 22:12.222
‫پل، فردا یه گوساله شهری می‌نویسیم.

22:12.612 --> 22:15.291
‫چی؟ واقعاً تصمیم گرفتی بابات رو اذیت کنی؟

22:15.292 --> 22:21.002
‫مارسل پنیول، پسر کوچولوی نمونه‌ای که
‫بالاخره به باباش فحش میده.

22:21.492 --> 22:23.922
‫فحش به بابا!

22:29.392 --> 22:31.071
‫دیگه خوشت نمیاد؟

22:31.072 --> 22:33.335
‫عمو، فقط عنوانش...

22:33.425 --> 22:36.995
‫چی به سرمون زده بود؟ خیلی مبتذله.

22:37.065 --> 22:38.827
‫از واکنش پدرت می‌ترسی؟

22:38.925 --> 22:42.215
‫نه، فقط نمی‌خوام با این مزخرفات کاری داشته باشم.

22:43.265 --> 22:44.842
‫خودت تنها امضاش کن.

22:46.571 --> 22:47.714
‫دیگه خیلی دیره.

22:48.492 --> 22:52.322
‫من اونو تو انجمن نویسندگان ثبت کردم.
‫حالا، اسم تو کاستروئه.

22:53.495 --> 22:55.035
‫چرا کاسترو؟

22:55.332 --> 22:58.222
‫باید با این نام مستعار ثبت میشد.

22:58.551 --> 23:00.601
‫کوتاهه، ولی جذابه.

23:00.670 --> 23:02.307
‫شما اینو جذاب می‌دونید؟

23:02.332 --> 23:05.062
‫کورنِی، اِل سید، گیلِم دو کاسترو.

23:05.432 --> 23:07.392
‫در واقع، این تنها چیزی بود
‫که به ذهنم رسید.

23:07.531 --> 23:09.101
‫ذهن؟

23:19.072 --> 23:20.242
‫صدای کبوترهاست.

23:20.518 --> 23:23.588
‫اونا عمو رو حدود بیست بار
‫تو مارسی بازی کردن.

23:23.806 --> 23:26.096
‫البته پنهانی از بابا پنیول.

23:26.229 --> 23:27.009
‫معلومه.

23:27.143 --> 23:30.982
‫و آقای کاسترو، که همینجا حضور داره،
‫با کمال تعجب...

23:31.075 --> 23:32.875
‫و با شادی پنهان‌ناپذیر.

23:32.932 --> 23:35.802
‫آقای کاسترو هفتصد فرانک
‫حق‌التألیف دریافت کرد.

23:35.878 --> 23:39.928
‫که حدود صد و پنجاه وعده غذا
‫تو رستورانی مثل این میشه.

23:40.233 --> 23:41.372
‫یکی دیگه می‌نویسی؟

23:41.415 --> 23:42.520
‫حتی یه موضوع هم داریم.

23:42.592 --> 23:44.202
‫یه موضوع انفجاری.

23:44.325 --> 23:46.425
‫-جنگ
‫-نه بابا، باحاله.

23:46.495 --> 23:48.155
‫[ سوداگران افتخار - 1925 ]

23:48.272 --> 23:49.767
‫همه پاریس اینجا هستن.

23:49.832 --> 23:51.422
‫بهم گفته بودن سیاست ممنوعه.

23:51.512 --> 23:52.842
‫پر از سیاستمدار شده.

23:53.132 --> 23:54.342
‫حتی نماینده‌ها رو هم می‌بینم.

23:54.472 --> 23:55.591
‫خب که چی؟

23:55.767 --> 23:57.455
‫خب که چی، کارمون تمومه.

23:58.052 --> 24:00.662
‫می‌دونید، پسرم یه آدم فروتن بود.

24:00.852 --> 24:03.371
‫دقیقاً دنبال چی تو این نامه‌ها می‌گردید؟

24:03.372 --> 24:04.942
‫اون مثل یه قهرمان حرف میزنه.

24:05.052 --> 24:06.522
‫فکر کنم چیزی که لازمه رو دارم.

24:08.072 --> 24:12.602
‫دوست من تیبون، گروهبان مثل خودم،
‫دیروز با یه گلوله تو قلبش کشته شد.

24:12.872 --> 24:15.762
‫اون تو میدان افتخار
‫به عنوان قهرمان برای میهن مرد.

24:15.772 --> 24:17.542
‫اوه، آفرین. آفرین.

24:17.652 --> 24:18.935
‫شوخی خوب و جالبیه.

24:19.012 --> 24:20.772
‫با این حرفا ما رو جلو می‌برن.

24:20.853 --> 24:22.062
‫اون مُرد و همین و بس.

24:22.072 --> 24:26.762
‫من، انقدر ناامید و منزجر شدم از این کشتار بی‌فایده
‫که بعضی وقتا بهش حسودی می‌کنم.

24:26.907 --> 24:28.637
‫آره، دلم می‌خواد جای اون باشم.

24:28.798 --> 24:31.648
‫خوب شروع میشه، ولی بد تموم میشه.

24:34.812 --> 24:39.482
‫وقتی فکر می‌کنم اون از عمو هم بدتر عمل کرده،
‫حالم بد میشه.

24:39.492 --> 24:42.182
‫نقد تو خوب بود، ولی مردم نیومدن.

24:42.692 --> 24:44.982
‫من، می‌دونم که تو موفق میشی.

24:45.464 --> 24:46.747
‫ممنون، خانم.

24:47.972 --> 24:49.766
‫این بچه رو می‌شناسی؟

24:49.844 --> 24:51.105
‫کدوم بچه؟

24:51.181 --> 24:54.331
‫یه بچه‌ای که شبیه تو بود،
‫ولی با یه بینی قشنگ‌تر.

25:04.760 --> 25:06.162
‫خداحافظ، کاسترو.

25:06.892 --> 25:09.611
‫و پنیول، ازش خداحافظی نمی‌کنی؟

25:09.752 --> 25:11.862
‫پنیول؟ دیگه نمی‌شناسمش.

25:12.452 --> 25:14.062
‫سیمون، وقت نمیشه.

25:14.452 --> 25:17.082
‫من از آموزش ملی مرخصی بدون حقوق گرفتم.

25:17.372 --> 25:19.972
‫اگه نویسندگی جواب نده، می‌تونم دوباره تدریس کنم.

25:20.334 --> 25:23.484
‫و جلوی تخته‌سیاهت تا آخر عمرت بدبخت باشی،

25:23.792 --> 25:28.522
‫من نمیخوام با یه روستایی در هم پیچیده
‫تو صدف پاریسی‌اش زندگی کنم.

25:55.352 --> 25:58.282
‫کی قصد داری
‫دوباره کلاس‌های دبیرستانت رو شروع کنی؟

25:58.597 --> 26:01.222
‫کلاس منتظر می‌مونه. دوباره شروع کردم به نوشتن.

26:01.872 --> 26:03.048
‫این بار تنها.

26:03.372 --> 26:05.582
‫یه نمایشنامه خیلی ادبی.
‫باید ازش خوشت بیاد.

26:05.592 --> 26:08.311
‫-و اسمش تاتاست؟
‫-تاتا؟

26:08.312 --> 26:12.542
‫آره خب، بعد از عمو،
‫ادامه منطقی‌ش تاتاست.

26:14.472 --> 26:15.772
‫فائتون!

26:15.852 --> 26:17.942
‫اسم نمایشنامه فائتونه.

26:18.683 --> 26:20.593
‫مثل اساطیر یونان.

26:20.752 --> 26:22.831
‫پسر اِدیور، از کلیمنه؟

26:22.832 --> 26:23.888
‫دقیقاً.

26:24.572 --> 26:25.591
‫خوشت میاد؟

26:25.592 --> 26:26.735
‫یه پیشرفته.

26:26.932 --> 26:28.922
‫این مزیت رو داره که کلاسیکه.

26:31.572 --> 26:32.742
‫کلاسیک.

26:33.338 --> 26:34.521
‫کلاسیک.

26:40.245 --> 26:41.941
‫آره، تو کلاسیک میخوای.

26:42.818 --> 26:44.793
‫[ فائتون - 1926 ]

26:45.593 --> 26:47.387
‫[ جاز - 1926 ]

26:47.582 --> 26:49.672
‫بازی شروع شد. دیگه راه برگشتی نیست.

26:50.682 --> 26:52.592
‫شما یه آدم خاصی هستید.

26:52.616 --> 26:55.006
‫داریم نمایشنامه شما رو اجرا می‌کنیم،

26:55.269 --> 26:59.336
‫و شما اینجائید و،
‫دارید پولتون رو از دست میدید.

26:59.416 --> 27:02.466
‫اینا ژتون‌هایی هستن که
‫مدیر تئاتر بهم داده.

27:02.796 --> 27:05.035
‫دیگه نمی‌تونه ببینه که من
‫پشت صحنه ناخن‌هامو می‌جوم.

27:05.036 --> 27:09.326
‫پانزده، سیاه، فرد.

27:09.996 --> 27:13.035
‫شما بیشتر مضطرب هستید، نه؟

27:13.036 --> 27:15.746
‫من کلی روش برای محدود کردن یه مرد بلدم.

27:17.216 --> 27:20.646
‫آقا، باید برگردید،
‫تقریباً تموم شده.

27:20.656 --> 27:21.765
‫شرط‌هاتون رو ببندید.

27:24.016 --> 27:25.046
‫همه‌اش به قرمز بلند.

27:32.252 --> 27:35.738
‫اوه، دوستان من، مرا ببخشید.

27:36.278 --> 27:38.576
‫آه، شما قلب مردگان بزرگ هستید،

27:38.886 --> 27:41.116
‫بالاترین اشرافیت جهان،

27:41.266 --> 27:43.996
‫زیبایی ابدی زندگی.

27:44.586 --> 27:47.136
‫فقط اندیشه هست.

27:56.434 --> 27:59.060
‫پنیول، امروز روز شانستونه.

27:59.128 --> 28:01.688
‫آقا، آقا....
‫قرمز برنده شد.

28:01.926 --> 28:03.136
‫و باز هم ادامه داره.

28:04.626 --> 28:07.896
‫پدرت رو دعوت کرده بودی، خوشش اومد؟

28:09.246 --> 28:10.605
‫خب؟

28:10.606 --> 28:12.696
‫خیلی خوب نوشته شده،

28:12.986 --> 28:14.536
‫بدون شک،

28:14.666 --> 28:17.356
‫اما یه سوال ذهنمو درگیر کرده.

28:17.406 --> 28:18.449
‫بگو.

28:18.546 --> 28:20.996
‫چطور زندگی‌تو می‌گذرونی؟

28:21.826 --> 28:24.496
‫به خاطر اینکه دوستت داره اینجوریه.

28:24.826 --> 28:26.556
‫و منم دوسش دارم.

28:27.139 --> 28:28.169
‫مارسل،

28:29.646 --> 28:32.216
‫دلت برای شهرستان تنگ نشده؟

28:32.566 --> 28:34.036
‫اگه بدونی چقدر دلم تنگ شده.

28:34.706 --> 28:36.365
‫و چرا یه نمایشنامه نمی‌نویسی

28:36.366 --> 28:38.965
‫که داستانش تو خونه‌ات، تو مارسی باشه؟

28:38.966 --> 28:39.996
‫ببین، اوران،

28:40.686 --> 28:41.816
‫مارسی بدون لهجه،

28:41.826 --> 28:43.106
‫واقعاً مارسی نیست.

28:43.186 --> 28:44.836
‫ولی دقیقاً، فادا،

28:44.966 --> 28:47.296
‫باید اونو به زبان مارسیایی بنویسی.

28:47.306 --> 28:49.095
‫ولی هیچ‌کس هیچی نمی‌فهمه.

28:49.606 --> 28:50.936
‫بلژیکی‌ها که این کارو کردن.

28:51.066 --> 28:52.296
‫اگه بلژیکی‌ها می‌تونن این کارو بکنن،

28:52.306 --> 28:53.945
‫پس چرا تو نتونی؟

28:53.946 --> 28:55.125
‫بلژیکی‌ها؟

28:55.126 --> 28:56.305
‫کدوم بلژیکی‌ها؟

28:56.306 --> 28:58.396
‫عصبانیت داشت از سرم بالا می‌زد.
‫[ ازدواج دوشیزه بولمانس ]

28:58.406 --> 29:00.556
‫نمی‌خواستم منو احمق فرض کنن.
‫[ ازدواج دوشیزه بولمانس ]

29:00.566 --> 29:02.026
‫و اون بهتون چی گفت؟

29:02.050 --> 29:03.419
‫هیچی، خجالت‌زده بود.

29:03.444 --> 29:06.365
‫بهم گفت، آیا حساب بانکیتون
‫یه کم به دردتون نمی‌خوره، آقا؟

29:06.366 --> 29:07.425
‫اون بهتون چی گفت؟

29:07.426 --> 29:09.436
‫شما صورتتون اینقدر قرمزه.

29:11.526 --> 29:13.465
‫ماشین تحریر چنده؟

29:13.466 --> 29:14.996
‫اوه، مفت نمی‌ارزه.

29:15.186 --> 29:16.436
‫صفحه کلیدش انگلیسیه.

29:17.426 --> 29:18.556
‫دارم یاد می‌گیرم.

29:19.486 --> 29:20.856
‫و حالا، عزیزم،

29:21.106 --> 29:23.596
‫بهت یاد میدم چطور به زبان مارسیایی بنویسی.

29:25.526 --> 29:27.636
‫وقتی پرده بالا میره،

29:27.686 --> 29:30.365
‫آیا دختر به بازیش نگاه می‌کنه

29:30.366 --> 29:32.676
‫و سرش رو می‌خارونه؟

29:33.126 --> 29:34.896
‫من روی دو تا نمایشنامه کار می‌کنم.

29:34.906 --> 29:35.925
‫همین و بس.

29:35.926 --> 29:38.616
‫آقای پنیول نویسنده‌ای حریص است.

29:38.986 --> 29:40.736
‫دو نمایشنامه خیلی متفاوت.

29:40.746 --> 29:44.196
‫-یکیش تو پاریس اتفاق میفته.
‫- نه، نه، نه انقدر سریع.

29:44.366 --> 29:46.205
‫عنوانش؟

29:46.206 --> 29:47.736
‫زیبای خفته.

29:47.746 --> 29:51.396
‫خیلی اورجینال نیست، ولی خب، ادامه بدید.

29:51.686 --> 29:53.616
‫اون یکی تو شهرستان اتفاق میفته.

29:53.626 --> 29:54.956
‫هنوز عنوان نداره.

29:54.966 --> 29:57.236
‫آهاااا، شهرستان.

29:57.386 --> 30:00.316
‫عالیه. شما مارسی رو می‌شناسید؟

30:00.609 --> 30:01.876
‫اسمشو شنیدم.

30:01.886 --> 30:05.956
‫یه نمایش تو آلکازار مارسی دیدم با بازیگرای محلی.

30:06.116 --> 30:08.255
‫خب؟ نظرتون چی بود؟

30:08.256 --> 30:10.366
‫خیلی کنجکاو برانگیزه، ممنون.

30:10.916 --> 30:12.055
‫کنجکاو برانگیز؟

30:12.056 --> 30:17.026
‫آره، عجیبه. این آدما استعداد کمی ندارن،
‫ولی نصف حرفاشونو نمی‌فهمی.

30:18.076 --> 30:19.635
‫مثل بلژیکی‌ها؟

30:19.636 --> 30:23.486
‫بدتر از بلژیکی‌ها.
‫خیلی بدتر از بلژیکی‌ها.

30:24.936 --> 30:28.086
‫این یه ایده مسخره‌ست.
‫هیچ‌وقت جواب نمیده.

30:35.276 --> 30:36.346
‫متاسفم، عزیزم.

30:37.836 --> 30:39.086
‫خداحافظ، مارسی.

30:40.156 --> 30:45.886
‫به همکارات تو کندورسه فکر کن، که الان
‫با کلید تو دستشون جلوی تخته‌سیاه وایسادن.

30:46.156 --> 30:50.306
‫تو، قراره چند روزی رو تو بایون بگذرونی،
‫پیش یکی از زیباترین زن‌های پاریس.

30:50.616 --> 30:52.706
‫اون مطمئناً
‫از سگش هم خوشگل‌تره.

30:53.416 --> 30:55.615
‫دقیقاً چه نژادی هست؟

30:55.616 --> 30:57.926
‫تقریباً به اندازه یه الاغ گنده است
‫با سر گوساله.

30:57.936 --> 31:00.815
‫دعوت کرده. من که نمی‌تونستم رد کنم که بیارمش.

31:00.816 --> 31:03.875
‫حالا که صحبت از زیبا و هیولا شد،
‫به پرده دوم رسیدی؟

31:03.876 --> 31:06.546
‫نه، حال به هم زنه.

31:07.496 --> 31:09.166
‫گیلهم تاپیه، ادامه بده.

31:10.416 --> 31:11.512
‫پرده دوم.

31:11.936 --> 31:13.315
‫-مارسل؟
‫-چیه؟

31:13.316 --> 31:18.135
‫معلم مدرسه تاپیه، این مرد
‫غیرقابل فساد، پدرته، مگه نه؟

31:18.136 --> 31:20.884
‫پیچ‌ها رو آروم برو.
‫سگه حالش خوب نیست.

31:23.916 --> 31:25.506
‫این، خطرناکه.

31:26.336 --> 31:28.386
‫-با قطار بریم؟
‫-با قطار بریم.

31:29.596 --> 31:32.646
‫با این همه، دیگه نمی‌دونم
‫تو پرده دوم کجا بودم.

31:32.736 --> 31:35.486
‫تقریباً آخرش، وقتی توپاز
‫میاد سُنامین رو ببینه.

31:35.616 --> 31:37.715
‫توپاز؟ کدوم توپاز؟

31:37.716 --> 31:40.346
‫اون پیرمرد، همونی که
‫تو پانسیون موشه موند.

31:40.536 --> 31:41.675
‫منظورت تامیزه؟

31:41.699 --> 31:43.149
‫آره، همینه، تامیز.

31:43.879 --> 31:45.142
‫همه چی رو گفتم.

31:46.739 --> 31:50.349
‫از امروز، ساعت ده، شما دیگه
‫متعلق به این موسسه نیستید.
‫[ دیو و دلبر - 1928 ]

31:50.444 --> 31:52.209
‫بیا، ارنستین.
‫[ توپاز - 1928 ]

31:52.319 --> 31:54.278
‫آقای مدیر، آقا...

31:54.279 --> 31:56.738
‫-آقای موش.
‫-آقای موش.

31:56.739 --> 31:59.749
‫یه بازیگر که حافظه‌اش مشکل داره،
‫دکورهایی که آماده نیستن،

31:59.759 --> 32:01.649
‫رزروهایی که هنوز شروع نشده.

32:01.999 --> 32:04.098
‫این نشونه بدیه، نه؟

32:04.099 --> 32:05.998
‫این مرد رو می‌بینید؟

32:05.999 --> 32:09.108
‫-خب؟
‫-اون چهل سال تئاتر تو سرش داره.

32:09.118 --> 32:11.248
‫و میتونم بهتون بگم که به ندرت اشتباه کرده.

32:11.819 --> 32:14.669
‫برای نمایشنامه ما، اون یه دید تازه‌ست.

32:15.312 --> 32:16.382
‫آقا.

32:16.545 --> 32:17.582
‫آقا.

32:17.825 --> 32:19.002
‫بیدار شید.

32:19.039 --> 32:20.489
‫پرده اول تموم شد.

32:21.679 --> 32:22.989
‫کی اونجاست؟

32:24.319 --> 32:26.629
‫فکر کنم باید برگردم خونه.

32:26.719 --> 32:28.489
‫حالم خیلی خوب نیست.

32:28.859 --> 32:30.149
‫این دلگرم‌کننده‌ست.

32:30.259 --> 32:32.049
‫این احمق حتماً زیاد خورده.

32:32.059 --> 32:34.249
‫همه ما به " توپاز " باور داریم.

32:34.259 --> 32:37.769
‫و قطعاً خروپف‌های یه مست
‫ما رو از نظرمون برنمی‌گردونه.

32:37.779 --> 32:39.489
‫جای نا امیدی نیست.

32:40.379 --> 32:43.229
‫تو تئاتر، آدم هیچ‌وقت از هیچی مطمئن نیست.

32:43.859 --> 32:45.089
‫حتی از یه شکست کامل.

32:56.118 --> 32:58.329
‫-نمیای بخوابی؟
‫-الان میام.

33:07.809 --> 33:09.819
‫اونجا به تو نگاه می‌کنم، مرد زیبای من.

33:10.429 --> 33:11.799
‫مورد تحسین همه.

33:12.429 --> 33:13.879
‫اطرافش پر از زن‌های زیبا.

33:16.069 --> 33:18.905
‫هیچ‌وقت یادت نره چرا عاشقم بودی، مارسل.

33:19.508 --> 33:21.158
‫لهجه‌ام رو فراموش نکن.

33:21.789 --> 33:25.139
‫این لهجه، موسیقی کوچک دوران بچگی توئه.

33:25.729 --> 33:27.439
‫این لهجه اولین شعرهای توئه.

33:28.289 --> 33:31.159
‫شعرهایی که قلب منو به تپش می‌‌انداختن.

33:40.529 --> 33:41.968
‫مارسل، خوبی؟

33:41.969 --> 33:44.139
‫حتی خیلی هم خوبم.

33:44.829 --> 33:47.674
‫ممکنه تو نیروی دریایی فرانسه
‫رو دوست داشته باشی.

33:47.789 --> 33:50.861
‫اما نیروی دریایی فرانسه بهت فحش میده.

33:55.649 --> 33:58.219
‫پنیول، یه خبر خوب دارم برات.

33:58.229 --> 34:00.539
‫- چی؟
‫- اون یارو یه‌وَریه مُرد.

34:00.549 --> 34:01.688
‫به این میگی خبر خوب؟

34:01.689 --> 34:03.519
‫کاملاً نگران‌کننده است، حق با توئه.

34:03.629 --> 34:04.828
‫در واقع، این آرامش‌بخشه.

34:04.829 --> 34:07.948
‫میتونیم بگیم تا اینجا،
‫فقط یه تماشاگر داشتیم

34:07.949 --> 34:09.868
‫که فقط نصف پرده اول رو دیده

34:09.869 --> 34:11.339
‫و از دنیا رفته.

34:15.889 --> 34:17.179
‫گوسفندها.

34:18.289 --> 34:23.559
‫گوسفندهایی تو یه پارک
‫محصور شده بودن.

34:25.029 --> 34:26.319
‫گوسفندها.

34:27.229 --> 34:28.559
‫گوسفندها.

34:29.849 --> 34:31.708
‫ببین، بچه‌ام، یه تلاشی بکن.

34:31.709 --> 34:35.079
‫یعنی اینکه فقط یه گوسفند نبود،

34:35.389 --> 34:38.619
‫چندین گوسفند بودن.

34:45.209 --> 34:46.819
‫پنیول بیچاره من.

34:47.769 --> 34:49.139
‫این یه شکسته.

34:49.669 --> 34:51.939
‫باید بیای از مردم عذرخواهی کنی.

34:53.349 --> 34:55.279
‫- تا این حد؟
‫- آره.

35:02.109 --> 35:03.348
‫خانم‌ها و آقایان،

35:03.349 --> 35:06.149
‫ما مقصر واقعی رو پیدا کردیم،

35:06.409 --> 35:08.439
‫آقای مارسل پنیول.

35:11.699 --> 35:13.809
‫از این طرف، آقای پنیول.

35:14.299 --> 35:17.349
‫توپاز واقعی رو بهت معرفی می‌کنم.

35:17.679 --> 35:18.689
‫خوشوقتم.

35:20.559 --> 35:21.769
‫عجب خری هستی.

35:22.039 --> 35:23.849
‫چه ترسی تو جونم انداختید.

35:23.859 --> 35:26.609
‫مارسل، کسی باهات کار داره.

35:28.839 --> 35:30.229
‫بابا؟

35:31.772 --> 35:33.182
‫آفرین، پسرم.

35:34.879 --> 35:36.318
‫ای بدبخت،

35:36.319 --> 35:38.509
‫ای بچه بیچاره،
‫[ تئاتر لالکازآر - مارسی ]

35:38.559 --> 35:40.449
‫ای رقت‌انگیز.

35:40.499 --> 35:44.389
‫تو که فکر نمی‌کنی
‫من این نمایشنامه رو اینجا اجرا می‌کنم.

35:44.399 --> 35:45.658
‫چرا منو آوردی اینجا؟

35:45.659 --> 35:47.429
‫چون این ماریوس،

35:48.219 --> 35:50.289
‫یه شاهکاره.

35:50.419 --> 35:51.689
‫ولی تو نمی‌خوای بازی کنی.

35:51.699 --> 35:53.509
‫اوه چرا، بازی می‌کنم.

35:54.959 --> 35:57.229
‫ولی بعد از سیصدمین اجرا تو پاریس،

35:57.459 --> 35:59.678
‫چی میگم، سیصدمین؟

35:59.679 --> 36:02.078
‫پانصدمین!

36:02.079 --> 36:03.638
‫نمایشنامه‌ت رو به رِمی نشون بده.

36:03.639 --> 36:06.829
‫نقش پانیس، برای اون، کاملاً مناسبه.

36:07.159 --> 36:09.009
‫اون با گروه تو وولترا هست،

36:09.039 --> 36:11.029
‫صاحب تئاتر پاریس.

36:11.139 --> 36:12.869
‫اونا همش دعوا می‌کنن،

36:12.879 --> 36:14.749
‫اما تو پایتخت،

36:14.759 --> 36:16.529
‫اونا حرف اول و آخر رو میزنن.

36:17.179 --> 36:18.869
‫رمی امشب اینجا بازی می‌کنه.

36:19.219 --> 36:20.289
‫بهت هشدار میدم،

36:20.439 --> 36:22.009
‫این شکسپیر نیست.

36:24.065 --> 36:27.309
‫اوه خدای من، عزیزم، تویی.

36:27.399 --> 36:30.625
‫آدلاید، چه خوشحالم که دوباره می‌بینمت.

36:33.639 --> 36:36.849
‫آره. از دوران صومعه خیلی وقته گذشته.

36:36.859 --> 36:40.918
‫و اون دو تا کوچولوی نازنین رو ببین چی شدن؟

36:40.919 --> 36:43.338
‫آه، اون دو تا کوچولوی نازنین

36:43.362 --> 36:46.552
‫تبدیل شدن به دو گنده بیکاره!

36:47.182 --> 36:48.932
‫خب من، عزیزم،

36:49.102 --> 36:51.181
‫مال من اینقدر تیز موندن

36:51.182 --> 36:54.532
‫که هر روز صبح با سنباده صافشون می‌کنم.

36:54.582 --> 36:57.152
‫وگرنه، سوتین‌هامو پاره می‌کنن.

37:00.862 --> 37:03.912
‫چیزی که نگرانم می‌کنه اینه که
‫چند سال پیش،

37:03.922 --> 37:05.752
‫یه گروه از اینجا رفتن پاریس،

37:05.902 --> 37:08.272
‫و یه نمایشنامه به سبک مارسیایی بازی کردن.

37:08.297 --> 37:09.381
‫خب که چی؟

37:09.382 --> 37:12.421
‫خب که چی، منتقدا اونا رو
‫به خاک و خون کشیدن

37:12.422 --> 37:14.012
‫و تماشاچیا هوشون کردن.

37:14.382 --> 37:16.172
‫شاید نمایشنامه خوب نبوده.

37:16.562 --> 37:18.362
‫با این حال، این یه سابقه بدی برای ماست.

37:19.046 --> 37:20.652
‫شاید وولترا فراموشش کرده باشه.

37:21.662 --> 37:24.232
‫خب، اگه نمایشنامه شما خوبه،
‫پس امتحانش می‌کنیم.

37:24.642 --> 37:25.652
‫ولی بهم بگید،

37:26.182 --> 37:29.281
‫این ماریوس پسر خوش‌تیپیه؟

37:29.282 --> 37:30.572
‫بهت گوش میدم.

37:31.275 --> 37:32.365
‫من رمی رو می‌خوام.

37:33.668 --> 37:35.213
‫برای نقش اصلی.

37:35.515 --> 37:37.226
‫تو اخلاقشو می‌شناسی.

37:37.322 --> 37:38.772
‫اون غیرقابل تحمله.

37:38.782 --> 37:40.113
‫اون نمایشنامه رو دوست داره.

37:40.362 --> 37:43.072
‫من فکر نمی‌کنم اون توانایی
‫بازی در یه نقش کمدی بزرگ رو داشته باشه.

37:43.082 --> 37:44.325
‫من بهش اعتماد دارم.

37:44.422 --> 37:47.252
‫خوبه. تو اونو می‌خوای، پس به دستش بیار.

37:47.422 --> 37:49.532
‫اما اگه بعداً اومدی شکایت کردی،

37:49.662 --> 37:51.352
‫بهت می‌خندم.

37:52.302 --> 37:53.681
‫داری میری؟

37:53.682 --> 37:55.741
‫باید برم لونا پارک
‫تا یه مشکلی رو حل کنم

37:55.742 --> 37:57.412
‫بین غول و زن ریشو.

37:57.902 --> 37:59.672
‫اینا موجودات اعصاب‌خردکن هیولایی هستن.

37:59.682 --> 38:02.912
‫ولی باور کن، اینا هیچی
‫در مقایسه با رمی تو نیستن.

38:06.475 --> 38:09.241
‫-رفتم بازی شارپن رو دیدم.
‫-خب چی شد؟

38:09.242 --> 38:11.772
‫خیلی خوبه. برای نقش پانیس عالیه.

38:11.902 --> 38:13.152
‫- باهاش حرف زدی؟
‫- نه.

38:13.582 --> 38:15.081
‫پس از کجا میدونی
‫میخواد نقش پانیس رو بازی کنه؟

38:15.082 --> 38:16.852
‫چون من سزار رو بازی می‌کنم.

38:16.962 --> 38:19.372
‫ببین، ژول، این یه نقش فرعیه.

38:19.382 --> 38:20.812
‫تو برام متن بیشتری اضافه کن.

38:20.942 --> 38:22.481
‫ببین، ژول، زیاد چیز خاصی نیست.

38:22.482 --> 38:24.852
‫من می‌خوام صاحب بار باشم.

38:24.862 --> 38:27.212
‫من می‌خوام نمایشنامه تو خونه من اتفاق بیفته.

38:27.342 --> 38:29.172
‫این رمی نیست که باید بره پیش شارپن.

38:29.182 --> 38:30.952
‫این شارپنه که باید بیاد پیش رمی.

38:30.962 --> 38:32.952
‫بهش فکر می‌کنم.

38:33.382 --> 38:34.692
‫ولی خواهش می‌کنم، با زنش حرف نزن.

38:34.702 --> 38:37.171
‫خب که چی؟

38:39.602 --> 38:41.321
‫فرنه داره چیکار می‌کنه؟

38:41.322 --> 38:45.232
‫بهت که گفته بودم! سپردن نقش یه آدم خونگرمِ
‫مارسیایی به یه آلزاسیِ یبس، دیگه رسماً کفر ابلیسه

38:45.842 --> 38:48.812
‫مادر مقدس حتماً دو تا پاشو شکسته. تموم.

38:48.822 --> 38:51.012
‫یا ساده‌تر بگم، قطارش تأخیر داشته.

38:51.082 --> 38:52.781
‫اون تازه پونزده روز رو تو مارسی گذرونده

38:52.782 --> 38:54.372
‫تو یه بار کوچیک تو بندر قدیمی،

38:54.382 --> 38:55.881
‫میزها رو پاک می‌کرده و لیوان‌ها رو می‌شسته

38:55.882 --> 38:57.792
‫تا تو مکالمات مشتری‌ها شرکت کنه.

38:57.802 --> 39:00.392
‫پس، آلزاسیایی تو شاید الکلی شده باشه،

39:00.402 --> 39:02.191
‫ولی قطعاً
‫مارسیایی نشده.

39:02.302 --> 39:03.852
‫حق با توئه، مثل همیشه.

39:04.142 --> 39:05.397
‫بیا، من بهت دیالوگ میدم.

39:05.521 --> 39:07.974
‫از «بخاطر قهوه‌اش نیست» دوباره شروع می‌کنیم.

39:08.041 --> 39:10.211
‫بخاطر قهوه‌اش نیست، بخاطر طرز رفتارته.

39:10.241 --> 39:12.711
‫- چه طرز رفتاری؟
‫- اینکه تا من می‌خوابم، کل مغازه رو هورت می‌کشی بالا.

39:12.781 --> 39:14.741
‫اگه می‌خواستی بهم توهین کنی، کاملاً موفق شدی.

39:15.941 --> 39:17.420
‫توهین؟ چه توهینی؟

39:17.421 --> 39:20.620
‫آخه اگه من توی این سن نتونم یه فنجون قهوه
‫تعارف کنم، پس من اصلاً چی‌کاره‌ام این وسط؟

39:20.621 --> 39:23.131
‫یه بچه! یه بچه‌ای که باید از حرف باباش اطاعت کنه.

39:23.141 --> 39:24.611
‫- توی این سنش؟
‫- بله خوشگلم.

39:24.621 --> 39:26.680
‫خودِ من، مجبور شدم تا سن سی و دو سالگی صبر کنم...

39:26.681 --> 39:29.117
‫تا بابام آخرین اردنگی رو بهم بزنه.

39:29.141 --> 39:30.991
‫خانواده توی زمان ما این شکلی بود.

39:31.001 --> 39:33.431
‫کلی احترام و محبت بینمون بود.

39:33.461 --> 39:35.097
‫با اردنگی؟!

39:37.294 --> 39:38.320
‫خب پنیول؟

39:38.321 --> 39:41.151
‫دیدی بهت می‌گفتم یه آلزاسی هم می‌تونه
‫نقش یه مارسیایی رو خوب بازی کنه؟

39:41.161 --> 39:43.201
‫کل چیزی که لازم داره، فقط یه دستمال گردنِ مناسبه.

39:44.141 --> 39:46.791
‫راستی، دیدم که صحنه کارت‌بازی رو حذف کردی.

39:46.901 --> 39:47.991
‫نمایشنامه خیلی طولانی شده.

39:48.001 --> 39:49.460
‫ولی اون صحنه کارت‌بازی
‫واسه خودش یه پا کمدیه.

39:49.461 --> 39:51.200
‫به نظرت جلف و چیپ میاد، آره؟

39:51.201 --> 39:53.691
‫چطور بگم، در شأن تئاتری مثل اینجا نیست.

39:54.461 --> 39:55.971
‫کارگردان تویی دیگه.

39:56.161 --> 39:57.231
‫رئیس تویی.

39:59.521 --> 40:02.051
‫پایان پرده دوم. پونزده دقیقه استراحت.

40:05.501 --> 40:07.551
‫می‌خوام یه نگاه تازه به کار بندازی و نظرت رو بگی.

40:07.581 --> 40:08.731
‫می‌شنوم، بفرمایید.

40:09.341 --> 40:11.000
‫نمایش به نظرتون جذاب میاد؟

40:11.001 --> 40:14.051
‫فکر کنم اگه می‌فهمیدم چی داره میگه، خوشم می‌اومد.

40:14.201 --> 40:16.271
‫- به اندازه کافی بلند حرف نمی‌زنه؟
‫- نه، موضوع این نیست.

40:16.401 --> 40:18.360
‫جمله‌بندی‌هاش خیلی غلط غلوط و نادرسته.

40:18.361 --> 40:22.291
‫این لهجه‌اش هم که صداها
‫رو دگرگون می‌کنه، دیگه اصلاً غیرقابل‌فهمه.

40:22.301 --> 40:25.551
‫اوه، به حرف‌های این آقا گوش نکنید.

40:25.661 --> 40:27.471
‫این آقا به احمق بودنش معروفه.

40:27.501 --> 40:29.111
‫چی گفتی؟ من؟!

40:29.161 --> 40:30.896
‫بله جناب، دقیقاً خودِ شما!

40:30.921 --> 40:32.331
‫بهتون اجازه نمی‌دم این‌طوری با من حرف بزنید!

40:32.341 --> 40:33.929
‫ژول، این بحث‌ها کمکی به من نمی‌کنه.

40:33.969 --> 40:37.076
‫آخه کی به این احمق
‫اجازه داده بیاد اینجا جاسوسیِ ما رو بکنه؟

40:37.173 --> 40:40.846
‫پرده رو بکشید پایین. وقتی این یارو چپ‌چشم رفت،
‫بقیه کار رو می‌ریم.

40:41.073 --> 40:42.474
‫این چپ‌چشم؟

40:42.498 --> 40:46.322
‫من نیومدم اینجا که بهم توپ‌وتشر بزنی.
‫حالا می‌بینیم!

40:53.358 --> 40:56.209
‫می‌خوای کل تایم آنتراکت رو همین‌جا بمونی؟

40:56.243 --> 40:57.688
‫کار اصلاً خنده‌دارشون نمی‌کنه.

40:57.858 --> 40:59.378
‫انگار به جای کمدی، تراژدی نوشتم!

40:59.658 --> 41:02.748
‫دلشون می‌خواد بخندن،
‫ولی جلوی خودشون رو می‌گیرن.

41:03.298 --> 41:04.508
‫نگران نباش بابا، بی‌خیال.

41:04.518 --> 41:06.008
‫توی پرده سوم میخکوبشون می‌کنیم.

41:07.058 --> 41:08.388
‫خب چیه؟ نوبت توئه دیگه.

41:08.498 --> 41:10.828
‫خودم می‌دونم، ولی مرددم.

41:10.838 --> 41:12.807
‫خب که چی؟
‫می‌خوای تا فردا همین‌طور دو دل بمونی؟

41:12.854 --> 41:14.608
‫زود باش ناخدا، منتظرتیم!

41:14.958 --> 41:16.748
‫آخه موضوعِ خیلی مهمیه.

41:16.758 --> 41:18.717
‫پس باید شما دوتا برید با هم خلوت کنید و هماهنگ بشید.

41:18.742 --> 41:20.432
‫صحنه کارت‌بازی رو برگردوندن!

41:20.521 --> 41:22.534
‫رِموِ مخفیانه باهاشون تمرین کرده.

41:22.727 --> 41:24.428
‫چطور جرأت کرده همچین کاری بکنه؟!

41:24.858 --> 41:26.028
‫دردسرسازه.

41:26.318 --> 41:28.428
‫به جای نق زدن، ببین چه‌کارش کردن!

41:28.438 --> 41:32.477
‫نکنه تو هم دستت با این توطئه‌گرا توی یه کاسه‌ست؟

41:32.478 --> 41:33.708
‫دهنت رو ببند، پنیول!

41:33.733 --> 41:35.108
‫ولی گوش کن.

41:40.928 --> 41:44.838
‫پاریس تازه داره جذابیتِ لحن مارسیایی‌ها رو کشف می‌کنه.

41:45.008 --> 41:47.358
‫صداقتِ اوران دو مازی،

41:47.508 --> 41:48.767
‫تسلطِ فرنه

41:48.768 --> 41:50.767
‫و شور و سرزندگیِ رِموِ.

41:50.768 --> 41:53.338
‫که خودش رو به عنوان
‫یکی از بزرگترین بازیگرهامون ثابت می‌کنه.

41:53.608 --> 41:54.918
‫جا واسه سوزن انداختن نیست!

41:54.928 --> 41:57.402
‫مثل یه رویاست. این واسه تو چه فایده‌ای داره، ژول؟

41:57.502 --> 42:00.298
‫الان بهت می‌گم چه فایده‌ای داره، لئون.

42:00.589 --> 42:02.467
‫این تیکه کوچیکِ کاغذ دیواریه

42:02.468 --> 42:04.138
‫که از دیوار اتاق گریمم کندم.

42:04.148 --> 42:05.178
‫باریکلا!

42:05.448 --> 42:08.498
‫روش نوشته: «جناب رِموِ یه نابغه‌ست.»

42:09.028 --> 42:11.438
‫و امضای مارسل پنیول هم پاشه.

42:11.463 --> 42:12.658
‫دمت گرم رفیق.

42:12.668 --> 42:14.878
‫رفیقت؟! رفیقت؟! شما دوتا یه مشت خرابکارِ به تمام معنایید!

42:14.888 --> 42:17.147
‫قصد دارید تئاتر من رو ویران کنید، آره؟

42:17.148 --> 42:18.666
‫ای بابا، ولترا!

42:18.700 --> 42:22.418
‫دیگه واسه یه تیکه کاغذ دیواریِ مسخره،
‫این‌قدر قشقرق به پا نکن!

42:22.428 --> 42:23.825
‫این کاغذ دیواری رو خودم انتخاب کرده بودم!

42:23.865 --> 42:25.188
‫نه بابا، تو اصلاً سلیقه نداری.

42:25.248 --> 42:27.338
‫این کاغذ دیواری هم مثل کراوات‌هات زشته!

42:30.088 --> 42:32.798
‫انگار این موفقیت زیاد خوشحالت نکرده، مارسل؟

42:33.108 --> 42:34.487
‫حالا از اینجا به بعد باید چی‌کار کنم؟

42:34.488 --> 42:36.458
‫نمایشنامه‌های دیگه بنویس، دیوانه خُل!

42:36.608 --> 42:39.938
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم چیزی بهتر ازاین بنویسم،
‫حالا که اون به قولش عمل کرده.

42:39.988 --> 42:41.667
‫کی به قولش عمل کرده؟

42:41.691 --> 42:42.776
‫یه پسربچه.

42:42.811 --> 42:44.261
‫کدوم پسربچه؟

42:44.991 --> 42:46.681
‫قضیه‌اش مفصله.

42:48.831 --> 42:51.441
‫من که می‌دونستم دیگه دلت نمی‌خواد بنویسی،

42:51.451 --> 42:53.688
‫چون تئاتر دیگه برات خیلی راحت شده بود.

42:53.764 --> 42:55.914
‫خیلی راحت؟ فکر نمی‌کنم.

42:56.830 --> 42:58.881
‫بگیم احساس می‌کردم برام کوچیکه و جام تنگ شده.

43:03.781 --> 43:05.854
‫و این‌طور شد که نور پدید اومد.

43:09.799 --> 43:14.074
‫[ تا حالا به سینما فکر کردی مارسل پنیول؟ ]

43:15.800 --> 43:18.041
‫چه فاجعه‌ای!

43:21.269 --> 43:25.469
‫[ این بازیگرای بیچاره که انقدر غلو‌آمیز بازی میکنن ]

43:27.809 --> 43:31.800
‫[ تا حواس ما رو پرت کنن که عین ماهی لال‌مونی گرفتن. ]

43:33.441 --> 43:35.521
‫[ حالا با صدا چطور؟ ]

43:36.767 --> 43:42.499
‫[ سعی کردن رو تصویر صدا بذارن ولی
‫همیشه افتضاح از آب دراومده. ]

43:43.832 --> 43:46.599
‫[ شاید این بار کار کنه! ]

43:48.606 --> 43:54.628
‫[ به نظر اطلاعات خوبی داری، پسر جون.
‫حالا این فیلم ناطق رو کجا میشه دید ؟ ]

43:55.661 --> 43:57.942
‫[ اونور آب... ]

43:59.277 --> 44:01.528
‫[ همین اونطرف خیابون؟ ]

44:03.500 --> 44:06.734
‫[ آقا، اونور کانال مانش!
‫پیش انگلیسی‌ها! ]

44:10.742 --> 44:13.623
‫[ سفر به لندن... ]

44:27.831 --> 44:30.124
‫[ بالاخره سینما ناطق شد! ]

44:40.577 --> 44:44.390
‫واسه امشب همه بلیت‌ها
‫فروش رفته، این سیصد و پنجاهمین اجرامونه!

44:44.430 --> 44:46.211
‫آره، ولی این وضعیت موندگار نیست.

44:46.257 --> 44:47.211
‫چرا اونوقت؟

44:47.257 --> 44:49.277
‫آقای پنیول تازه از لندن برگشته.

44:49.344 --> 44:51.604
‫رفته یه فیلم ناطق رو سه بار تماشا کرده.

44:51.726 --> 44:52.881
‫افتضاحه!

44:52.891 --> 44:54.704
‫بهم میگه تئاترها قراره تخته بشن.

44:54.737 --> 44:56.630
‫آره، منم بهش میگم واقعاً مسخره‌ست...

44:56.631 --> 44:58.950
‫که بخوایم اجرای «ماریوس» رو ادامه بدیم...

44:58.951 --> 45:01.130
‫وقتی این‌قدر احمقانه فرم تئاتری داره.

45:01.291 --> 45:02.881
‫داری پیازداغش رو زیاد می‌کنی، من این رو نگفتم.

45:02.891 --> 45:06.021
‫دیگه فقط مونده برم
‫یه فانوس جادویی و یه گرامافون بخرم!

45:06.046 --> 45:08.980
‫بدبخت روزگار! بذار یه چیزی بهت بگم.

45:09.073 --> 45:11.721
‫این قضیه فیلم ناطق، این اسباب‌بازیِ جدید،

45:11.746 --> 45:13.193
‫فقط یه جور سرگرمیِ گذراست.

45:13.260 --> 45:14.814
‫برو اون رو واسه شهربازیت بخر.

45:14.847 --> 45:16.370
‫شاید بتونه یه فصل ملت رو سرگرم کنه.

45:16.371 --> 45:18.581
‫نه، نه. حق با پنیوله.

45:18.777 --> 45:20.364
‫تازه، من خودم هم بهش علاقه‌مند شدم.

45:20.444 --> 45:22.610
‫چون تو قراره این نمایش رو فقط یه بار بازی کنی.

45:22.670 --> 45:24.344
‫منم فقط یه بار بهت دستمزد میدم.

45:24.390 --> 45:26.150
‫ولی اون فیلمِ سخنگوت روی پرده سینما...

45:26.151 --> 45:29.281
‫واسم هزار تا دو هزار بار اجرای مجانی میره!

45:29.306 --> 45:30.390
‫پنیول!

45:30.391 --> 45:32.541
‫میخوای بذاری این کلاهبردار جیب من رو خالی کنه؟

45:32.642 --> 45:35.510
‫مگه این سینمای ناطق چی داره
‫که این‌قدر بزرگش می‌کنی؟ هان؟

45:35.511 --> 45:37.701
‫- بگو، سراپا گوشم.
‫- باز شروع شد!

45:37.971 --> 45:40.581
‫ژول، به لطف این اختراع شگفت‌انگیز،

45:40.657 --> 45:43.150
‫دیگه محدود به ابعاد و اندازه سالن تئاتر نیستم.

45:43.151 --> 45:45.970
‫می‌تونم صورتِ طرف رو از فاصله پنچاه سانتی‌متری نشون بدم...

45:45.971 --> 45:47.381
‫تا سرازیر شدنِ اشک رو روش ببینی.

45:47.391 --> 45:49.370
‫دلت می‌خواد منم گریه کنم؟

45:49.371 --> 45:51.830
‫می‌تونم صحنه‌ای رو بنویسم که توش دارن پچ‌پچ می‌کنن...

45:51.831 --> 45:53.781
‫و کاری کنم که صداش واضح و شفاف شنیده بشه.

45:53.807 --> 45:55.975
‫دلت میخواد منم پچ‌پچ کنم؟

45:56.022 --> 45:57.821
‫ایده فوق‌العاده‌ایه، پنیول.

45:57.886 --> 45:59.816
‫ژول، به لطف دوربین،

45:59.855 --> 46:02.173
‫می‌تونم توی آسمون به پرواز دربیام،

46:02.220 --> 46:03.981
‫از دور نظاره‌گرِ صحنه باشم،

46:04.080 --> 46:06.961
‫درست مثل یه پرنده، یا یه فرشته نگهبان.

46:07.271 --> 46:08.361
‫یا مثل خدا.

46:08.711 --> 46:10.833
‫پس باید کچلی‌ت رو قایم کنی، ژول!

46:10.857 --> 46:11.907
‫فقط تصور کن!

46:11.997 --> 46:13.867
‫می‌تونم از کادر بزنم بیرون،

46:14.137 --> 46:15.587
‫دور صحنه بچرخم،

46:15.757 --> 46:17.747
‫تمام دیوارهای تئاتر رو خراب کنم،

46:18.117 --> 46:19.807
‫و دکور رو تیکه‌تیکه کنم.

46:20.057 --> 46:21.907
‫- یا بازیگر رو!
‫- ایده خوبیه.

46:22.417 --> 46:24.927
‫به این فکر کردی که «وان دير» چجور برادری بود؟

46:24.977 --> 46:26.467
‫شما دارین از ول کردن تئاتر حرف می‌زنین،

46:26.477 --> 46:27.677
‫ولی حق این کار رو ندارین.

46:27.757 --> 46:29.996
‫این مگه فرار از خدمت نیست؟

46:29.997 --> 46:32.087
‫یه بزدلیِ تمام‌عیار.

46:32.357 --> 46:35.156
‫برای همیشه بی‌آبرو نمی‌شین؟

46:35.157 --> 46:37.847
‫اونم بعد از این‌همه کاری که تئاتر براتون کرده؟

46:38.029 --> 46:41.195
‫سینما رو فراموش کنین،
‫اگه نمی‌خواین کارتون به ورشکستگی بکشه.

46:41.277 --> 46:42.647
‫فقط واسه نمای بیرونش،

46:42.657 --> 46:45.267
‫باید هفته‌ای دست‌کم پونصد تا لامپ عوض کنیم.

46:45.277 --> 46:46.516
‫از این آمار و ارقامتون مطمئنین؟

46:46.517 --> 46:50.167
‫دیگه نمی‌خواین بهم بگین که...
‫از لامپ هم سردرمیارین!

46:50.336 --> 46:52.576
‫اگه باور نمی‌کنین، خودتون نگاه کنین.

46:58.157 --> 47:00.347
‫باب، دوست من!

47:00.737 --> 47:02.516
‫از هالیوود چه خبر؟

47:02.517 --> 47:05.807
‫باب، بذار مارسل پنیول رو بهت معرفی کنم.

47:05.837 --> 47:08.276
‫سلام! حالتون چطوره؟

47:08.277 --> 47:09.727
‫خوبم، ممنون.

47:09.936 --> 47:14.087
‫بالاخره! یه فرانسوی پیدا شد که انگلیسی حرف بزنه.

47:14.377 --> 47:16.336
‫گرسنته، مارسل؟

47:16.337 --> 47:18.596
‫بریم رستوران؟

47:18.597 --> 47:21.756
‫لامپ‌هات رو خودت می‌ساختی؟

47:21.757 --> 47:22.895
‫کدوم لامپ‌ها؟

47:22.896 --> 47:25.646
‫اوه، همون‌هایی که به پارامونت می‌فروختی.

47:25.656 --> 47:27.287
‫فوق‌العاده‌ان!

47:27.577 --> 47:29.507
‫اگه من رو یه ویزیتور فرض کردین،

47:29.517 --> 47:31.596
‫پس چرا من رو به ناهار دعوت کردین؟

47:31.597 --> 47:34.396
‫واسه اینکه تو قلب مهربونی داری

47:34.397 --> 47:36.547
‫و انگلیسی هم بلدی.

47:37.837 --> 47:41.116
‫جدی، اصلاً شغلت چیه؟

47:41.117 --> 47:43.567
‫باب به قولی کلید استودیو رو داده دست من.

47:44.177 --> 47:46.027
‫برات توضیح میدم چطوری کار میکنه.

47:46.377 --> 47:48.127
‫اون بالا بالاها هالیووده؛

47:48.517 --> 47:49.887
‫کعبه‌ی آمالِ سینما.

47:50.257 --> 47:52.007
‫درست زیر پاش، کمپانی پارامونته.

47:52.117 --> 47:54.296
‫همه باید جلوی قبله‌اش سر خم کنن.

47:55.477 --> 47:57.587
‫بعدش مدیران اجرایی هستن،

47:57.597 --> 47:58.867
‫ستاد فرماندهی استودیوها.

47:59.317 --> 48:01.027
‫بعد از اون‌ها هم نگهبان استودیوئه،

48:01.037 --> 48:02.927
‫یه رئیس قدرتمند که هر روز،

48:02.937 --> 48:04.136
‫در رو به روی دویست نفر باز می‌کنه

48:04.137 --> 48:05.547
‫و توی صورت سه هزار نفر دیگه میبنده!

48:05.590 --> 48:07.240
‫مدیر تبلیغات،

48:07.250 --> 48:09.180
‫که هم‌زمان داره با سه تا تلفن حرف می‌زنه.

48:09.396 --> 48:10.549
‫واقعاً معرکه‌ست!

48:10.550 --> 48:11.929
‫دست از سرم بردارین!

48:11.930 --> 48:15.740
‫شرکت «وسترن الکتریک»،
‫که صاحبِ دستگاهِ ضبط و ثبتِ صداست.

48:17.010 --> 48:18.780
‫مدیر آزمایشگاه‌ها.

48:19.690 --> 48:20.860
‫تدوین‌گر.

48:21.610 --> 48:22.900
‫مدیر بخش موسیقی.

48:24.010 --> 48:25.420
‫مدیر لباس.

48:27.190 --> 48:29.120
‫بعدش هم نوبتِ کارگردانه،

48:29.430 --> 48:32.270
‫که هرچی از راه دورتری اومده باشه
‫احترامش بیشتره، درست مثل خالی‌بندها!

48:32.395 --> 48:33.295
‫کااات!

48:33.370 --> 48:35.000
‫انگار جون تو تنم نبود.

48:35.229 --> 48:37.009
‫باورنکردنیه!

48:37.010 --> 48:39.360
‫خیلی وقت‌ها خودش همون خالی‌بنده است.

48:40.210 --> 48:42.740
‫بعدش هم شورای بازخوانیه،

48:42.890 --> 48:44.949
‫کسایی که هیچ‌وقت نتونستن یه رمان بنویسن،

48:44.950 --> 48:46.120
‫یا حتی یه نمایشنامه،

48:46.130 --> 48:48.140
‫ولی اثر بقیه رو بالا و پایین می‌کُنن و ور میرن باهاش.

48:48.570 --> 48:50.680
‫درست بعد از اون‌ها، ستاره‌ی فیلمه.

48:50.710 --> 48:53.540
‫دستمزد یه ستاره باید خیلی نجومی باشه.

48:53.790 --> 48:56.089
‫اون هم آخرش با خودش فکر می‌کنه که موفقیت و ثروتش...

48:56.090 --> 48:57.560
‫فقط و فقط به خاطرِ استعدادِ خودشه.

48:57.950 --> 49:01.500
‫این‌جور موجودات معمولاً خیلی ساده‌لوح و زودباورن.

49:02.090 --> 49:05.080
‫و در نهایت، در آخرین رتبه، نویسنده قرار داره.

49:05.270 --> 49:07.800
‫بهش پول میدن، براش جشن تجلیل می‌گیرن،

49:07.810 --> 49:09.780
‫به سلامتیِ پیشرفتِ کمپانی مینوشه،

49:09.790 --> 49:12.900
‫برای موفقیت فیلم و آینده‌ی سینما پیک می‌زنه.

49:13.010 --> 49:15.960
‫لبخند می‌زنه، دست میده و خوشحاله.

49:16.190 --> 49:17.620
‫امروز خوب نگاهش کن،

49:17.890 --> 49:21.500
‫چون دیگه هیچ‌وقت
‫این قیافه‌ی سرخوش و مغرور رو ازش نمی‌بینی.

49:21.524 --> 49:23.524
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

49:24.230 --> 49:25.280
‫بسیار خب.

49:25.410 --> 49:27.680
‫من حق امتیازِ نمایشنامه‌ی «ماریوس»ت رو می‌خرم،

49:27.690 --> 49:29.360
‫و قراره یه فیلم فوق‌العاده بسازیم.

49:29.370 --> 49:31.780
‫- واقعاً؟
‫- من فرانسوی‌ها رو درک نمی‌کنم.

49:32.130 --> 49:34.280
‫برای فیلم‌های خوبی که براشون می‌سازم، هو میکشن.

49:34.490 --> 49:36.620
‫آخه فیلمِ ناطق دیگه برای کسی عجیب نیست.

49:36.850 --> 49:38.260
‫الان دیگه فقط حرف زدن کافی نیست.

49:38.270 --> 49:39.820
‫باید حرفی هم برای گفتن داشته باشی.

49:40.730 --> 49:43.086
‫خب، پس موافقی؟

49:43.290 --> 49:46.040
‫قبوله. ولی با گروهِ تئاتر مارسیِ خودم.

49:46.110 --> 49:48.560
‫نه، نه، نه! اونا اصلاً معروف نیستن.

49:49.010 --> 49:50.829
‫آخه باید لهجه‌ی واقعی مارسی رو داشته باشن.

49:50.830 --> 49:54.740
‫حالا این لهجه‌ی لعنتی مارسی دقیقاً چطوریه؟

49:54.750 --> 49:57.280
‫چطور برات توضیح بدم آخه...

49:58.470 --> 50:01.640
‫تصور کن که فکت فنری شده باشه.

50:02.010 --> 50:03.020
‫فنری؟

50:03.170 --> 50:04.557
‫آره، همون فنر.

50:04.890 --> 50:06.245
‫اوکی.

50:06.270 --> 50:08.200
‫حالا بعد از من تکرار کن.

50:08.470 --> 50:12.340
‫با این قیافه‌ی نگران و مضطربت بهم زل نزن.

50:12.870 --> 50:16.940
‫با این قیافه‌ی نگران و مضطربت بهم زل نزن.

50:17.138 --> 50:18.845
‫مضطربت...

50:19.311 --> 50:21.371
‫مضطربت...

50:21.821 --> 50:23.561
‫مضطربت...

50:23.976 --> 50:25.246
‫همه‌چی روبراهه، آقا؟

50:25.543 --> 50:26.726
‫آره، آره.

50:26.830 --> 50:28.000
‫لهجه همینه!

50:28.010 --> 50:30.160
‫باید تا چند کیلومتریِ این‌ور اون‌ور قشنگ شنیده بشه.

50:30.230 --> 50:31.800
‫خیلی سخت و دردآوره.

50:31.810 --> 50:33.848
‫واسه همین هم هست که ما به کارشناس نیاز داریم.

50:33.890 --> 50:35.420
‫خیلی‌خب، قبوله.

50:35.710 --> 50:38.029
‫منم از طرف خودم، میگم از آمریکا بیاد...

50:38.030 --> 50:40.700
‫معروف‌ترین کارگردانِ دنیا،

50:40.950 --> 50:42.280
‫الکساندر کوردا.

50:42.810 --> 50:44.820
‫- فرانسوی بلده؟
‫- بهتر از من حرف می‌زنه.

50:45.030 --> 50:46.529
‫اینو میگم که فقط دلم رو خوش کنم.

50:46.530 --> 50:49.460
‫مارسل، اون مجارستانیه.

50:49.590 --> 50:53.040
‫یه مجارستانی بیاد فیلمِ مارسی بسازه؟

50:53.050 --> 50:54.940
‫از همین الان ری‌اکشنِ «رِمی» رو می‌بینم.

50:55.050 --> 50:56.760
‫مثلاً این‌جوری میگه:

50:57.450 --> 51:00.820
‫یه تاتارِ از‌فرنگ‌ اومده از ما فیلم‌برداری کنه؟

51:00.910 --> 51:02.520
‫کارگردانِ آلزاسی دیگه‌ای دمِ دستت نبود؟

51:02.530 --> 51:04.872
‫که پاشدی رفتی از تو کوه‌های کارپات یکی رو پیدا کردی؟

51:04.950 --> 51:06.549
‫اگه فکر کردی من میذارم...

51:06.550 --> 51:08.660
‫این غریبه‌ی بربر بیاد ازم فیلم بگیره،

51:08.670 --> 51:11.120
‫باید بری یه «سزار»ِ دیگه واسه خودت پیدا کنی!

51:11.190 --> 51:12.929
‫آره دیگه، دنیا خیلی بزرگه!

51:12.930 --> 51:17.575
‫حالا که این‌طوره، اصلاً چرا یه چینی نمیاری؟

51:18.456 --> 51:20.028
‫ازت ممنونم، الکساندر.
‫[ فیلمبرداری فیلم ماریوس - 1931 ]

51:20.130 --> 51:21.340
‫بابتِ چی، مارسل؟

51:21.690 --> 51:24.600
‫اینکه گذاشتی بازیگرها رو خودم هدایت کنم،
‫خیالِ رمی رو خیلی راحت کرد.

51:24.710 --> 51:26.820
‫من تا حالا کار با بازیگرهایی
‫که حرف می‌زنن رو هدایت نکرده بودم.

51:26.830 --> 51:28.980
‫تو هم که تا حالا دستت به دوربین نخورده بود.

51:29.050 --> 51:30.694
‫باید به همدیگه کمک کنیم دیگه.

51:31.830 --> 51:32.860
‫آقای کوردا.

51:33.170 --> 51:34.205
‫چی شده؟

51:34.230 --> 51:36.220
‫صدای آقای رمی اصلاً برای ضبط مناسب نیست.

51:36.230 --> 51:37.540
‫نمی‌تونیم صداش رو ضبط کنیم.

51:37.550 --> 51:38.860
‫خب این بدشانسیِ شماست،

51:38.870 --> 51:40.749
‫چون ما نمی‌تونیم جایگزینی برای «ژول» پیدا کنیم.

51:40.750 --> 51:42.540
‫ولی جای شما رو میشه پر کرد!

51:42.550 --> 51:45.240
‫اصلاً کی حرف از جایگزین کردنِ ژول زده؟

51:45.750 --> 51:46.800
‫سلام، آقا.

51:47.010 --> 51:49.180
‫آها، پس شما همون تلفن‌چی هستین؟

51:49.350 --> 51:51.220
‫شمایی که صدای منو نمی‌شنوی؟

51:51.570 --> 51:53.120
‫میخوای داد بزنم، آره؟

51:54.370 --> 51:57.029
‫آقای برن، به کسی نگین...

51:57.030 --> 51:58.980
‫که زنش به آرتوفیگ خیانت کرده.

51:58.990 --> 52:00.220
‫آروم‌تر!

52:00.230 --> 52:03.060
‫دارم بهت میگم زنش به آرتوفیگ خیانت کرده!

52:03.070 --> 52:04.720
‫این آخرش منو کر می‌کنه!

52:05.110 --> 52:09.572
‫آقا، دستگاه‌های آمریکاییِ شما هنوز فرانسوی بلد نیستن!

52:09.596 --> 52:12.666
‫بیاین با من یه نوشیدنی بخورین.

52:12.796 --> 52:16.566
‫تا گوش‌هاتون به صدای شیپوریم عادت کنه،
‫تا براتون چندتا قصه تعریف ‌کنم.

52:16.776 --> 52:19.026
‫ولی مگه اینم قصه‌ست؟

52:19.639 --> 52:23.039
‫آدم وقتی فکر می‌کنه این پاریسی‌های طفلک

52:23.136 --> 52:26.446
‫صف می‌کشن تا براشون قصه‌های مارسی تعریف کنن...

52:27.016 --> 52:28.506
‫داری دلم رو کباب می‌کنی!

52:29.776 --> 52:32.246
‫داری دلم رو کباب می‌کنی!

52:33.876 --> 52:34.972
‫هووو!

52:35.256 --> 52:37.609
‫یعنی دیگه به کار من فکر نمی‌کنین؟

52:37.709 --> 52:39.126
‫واسه من، اون دلم رو ریش می‌کنه.

52:39.136 --> 52:41.126
‫ولی تو رو خنده‌ت میندازه.

52:42.196 --> 52:46.486
‫رفیق، این فیلم تو رو محبوبِ دل‌ها می‌کنه.

52:52.486 --> 52:54.816
‫فهمیدن کار این آمریکایی‌هات واقعاً سخته.

52:55.086 --> 52:57.696
‫یه عالمه پول براشون درمیاری و بعد دکّت می‌کنن.

52:57.846 --> 52:59.076
‫اونا مثل بچه‌کوچولوها می‌مونن.

52:59.586 --> 53:01.596
‫و اسباب‌بازیِ پنیول دیگه براشون تکراری شده.

53:02.046 --> 53:03.716
‫یعنی دیگه بی‌خیال سینما می‌شی؟

53:04.126 --> 53:05.262
‫برعکس!

53:05.606 --> 53:06.996
‫با پولِ ماریوس،

53:07.146 --> 53:08.865
‫می‌خوام استودیوهای خودم رو توی مارسی راه بندازم.

53:08.866 --> 53:12.256
‫این‌طوری آزادم هر فیلمی که
‫دلم می‌خواد رو با هرکی دلم می‌خواد بسازم.

53:12.486 --> 53:15.776
‫در عوض، باید سریع حق امتیازِ «فانی» رو پس بگیرم.

53:17.671 --> 53:19.716
‫ظاهراً خودت قصد نداری ازشون استفاده کنی.

53:19.801 --> 53:21.416
‫دقیقاً همین‌طوره.

53:21.646 --> 53:22.716
‫شوخی می‌کنی؟

53:22.881 --> 53:24.296
‫اصلاً و ابداً.

53:24.386 --> 53:26.076
‫با وجود این‌همه موفقیتِ ماریوس؟

53:26.126 --> 53:28.236
‫- آره.
‫- چرا آخه؟

53:28.546 --> 53:31.365
‫چون فانی دنباله‌ی ماریوسه،

53:31.366 --> 53:34.136
‫و هیچ‌وقتِ خدا یه دنباله پرفروش نمیشه.

53:34.146 --> 53:36.182
‫- هیچ‌وقت؟
‫- هیچ‌وقت.

53:38.086 --> 53:39.528
‫هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت.

53:39.646 --> 53:43.056
‫این قانونیه که با حروف طلا روی پیشونی هالیوود حک شده.

53:44.066 --> 53:46.196
‫داری چیکار می‌کنی؟ من پولشو دادم!

53:46.206 --> 53:48.576
‫شرمنده باب، ولی کاغذ فقط کاغذه.

53:48.664 --> 53:49.776
‫لطفاً اینجا رو امضا کن.

53:50.537 --> 53:53.596
‫واقعاً که من هیچ‌وقت از
‫کار شما فرانسوی‌ها سر درنمیارم.

53:54.916 --> 53:57.743
‫[ فیلمبرداری فانی - 1932 ]

53:58.419 --> 53:59.455
‫دوربین!

53:59.480 --> 54:02.249
‫- مانوش.
‫- شش روی یک، برداشت دوم.

54:02.872 --> 54:04.216
‫و،حرکت!

54:10.046 --> 54:11.076
‫یالا، رد شو.

54:11.846 --> 54:13.056
‫بابای عزیزم،

54:13.568 --> 54:16.616
‫منو ببخش بابای عزیزم، بابت تموم عذابی که بهت دادم.

54:16.946 --> 54:19.876
‫خوب می‌دونم از وقتی رفتم چقدر باید دلت گرفته باشه.

54:20.066 --> 54:21.716
‫و من هر شب به فکرتم.

54:21.726 --> 54:23.136
‫تو هر شب به فکر منی،

54:23.146 --> 54:25.182
‫و منم تمام روز به فکرتم، احمقِ گنده!

54:25.206 --> 54:26.341
‫یالا، رد شو.

54:26.366 --> 54:28.465
‫واسه اینکه بگی همه‌چیز رو توضیح دادی...

54:28.489 --> 54:30.319
‫و اینکه چقدر دلم پر می‌کشید واسه این کار،

54:30.329 --> 54:31.759
‫اصلاً نمی‌تونم برات بنویسم.

54:31.829 --> 54:33.599
‫ولی کافیه از فانی بپرسی،

54:33.669 --> 54:34.888
‫اون تمام دیوونه‌بازی‌هام رو دیده.

54:34.889 --> 54:38.679
‫آره، دقیقاً کلمه‌ش همینه. می‌دونی، خوشحال میشم
‫می‌بینم سرِ کیف اومده و می‌خنده.

54:48.672 --> 54:51.199
‫مامان، فکر کنم نباید مزاحمشون بشیم.

54:51.629 --> 54:54.399
‫دارن یه کارهایی می‌کنن که سردرنمیارم.
‫کارهای آدم‌بزرگ‌هاست.

54:54.889 --> 54:56.328
‫با اوراله؟

54:56.329 --> 54:57.459
‫امشب آره.

54:59.009 --> 55:02.119
‫دیدی مامان؟ بهت گفته بودم یه روز میلیونر میشم.

55:02.869 --> 55:06.599
‫نگرانشم. می‌ترسم موفقیت کاری کنه خودش رو گم کنه.

55:06.929 --> 55:09.088
‫این‌طور نمیشه. من حواسم بهش هست.

55:10.849 --> 55:12.399
‫چی داری می‌کشی؟

55:12.515 --> 55:16.199
‫یه زَنجِره. نماد استودیوهای مارسی‌مون.

55:16.609 --> 55:17.868
‫اسباب‌بازی جدیدته؟

55:17.869 --> 55:22.839
‫که قراره بدیمش دست کل خونواده.
‫ژرمن و رنه هم کار پیدا می‌کنن، حتی پل.

55:23.429 --> 55:26.779
‫اون هیچ‌وقت تپه‌هاش رو ول نمی‌کنه.
‫پول براش مهم نیست.

55:27.009 --> 55:30.879
‫مامان، با این پول، پل بالاخره می‌تونه دماغش رو عمل کنه.

55:31.169 --> 55:33.179
‫دیگه موقع نفس کشیدن اذیت نمیشه.

55:33.729 --> 55:37.179
‫خدا از دهنت بشنوه مارسل، خدا از دهنت بشنوه.

55:52.059 --> 55:54.009
‫روی پاتختیش بود.

56:04.569 --> 56:06.448
‫مارسل!

56:06.449 --> 56:08.568
‫پل!

56:08.569 --> 56:12.859
‫اینو بهت پس میدم. بین ما دوتا،
‫تو کسی بودی که به دوران بچگی‌مون وفادارتر موند.

56:12.869 --> 56:14.839
‫من با رفتنم به پاریس بهت خیانت کردم.

56:15.169 --> 56:17.689
‫چون من تو همین تپه‌هامون موندم و بز پرورش دادم؟

56:18.029 --> 56:20.119
‫من کاری رو کردم که دوست داشتم، درست مثل تو.

56:20.509 --> 56:23.579
‫تازه، فیلم که توی صحرا سبز نمیشه.

56:24.809 --> 56:25.979
‫هنوز نه.

56:27.509 --> 56:29.579
‫میخوای بغلش کنی؟

56:30.169 --> 56:32.399
‫داره بیدار میشه. قلقلکم میاد.

56:34.689 --> 56:38.259
‫خوب مواظب بابا، خواهرمون و رنه کوچولو باش.

56:38.409 --> 56:41.259
‫رنه کوچولو الان یه سر و گردن از من بلندتره.

56:41.829 --> 56:44.239
‫یه روز دوباره همدیگه رو می‌بینیم، بهت قول می‌دم.

56:47.089 --> 56:51.128
‫آقای پنیول!

56:51.129 --> 56:57.099
‫آقای پنیول که توی تئاتر برتریِ خودش رو ثابت کرده بود،

56:57.291 --> 57:02.279
‫حالا به زیباترین شکل نشون میده
‫که هیچ‌چی از سینما سرش نمیشه.

57:03.869 --> 57:05.948
‫ممنون رنه. همین؟
‫[ مارسی - 1936 ]

57:05.949 --> 57:08.248
‫بهترین جاش رو گذاشتم واسه آخر سر.
‫[ مارسی - 1936 ]

57:08.389 --> 57:10.819
‫آقای پنیول، این حقه‌بازِ موذی،

57:10.869 --> 57:13.968
‫با اون دماغ بی‌غضروفش زیر چشم‌های قلمبه‌ش،

57:13.969 --> 57:16.299
‫و اون دهن کج و کوله‌ش،

57:16.929 --> 57:20.619
‫واقعاً آدم رو یاد یه مورچه‌خوارِ کم‌خون میندازه.

57:20.649 --> 57:26.139
‫یه مورچه‌خوار کم‌خون
‫که مورچه‌قرمزها تا مغز استخونش رو مکیدن.

57:26.449 --> 57:27.879
‫این یکی دیگه واقعاً شاعره!

57:31.783 --> 57:32.676
‫خوبی، رنه؟

57:32.729 --> 57:35.188
‫آقای پنیول! آقای پنیول!

57:35.189 --> 57:38.704
‫- کدومشون؟
‫- آقای مارسی. افتضاحِ بدی پیش اومده!

57:38.729 --> 57:40.708
‫- باز هم نقدهای بد؟
‫- بدتر از اون.

57:40.709 --> 57:44.388
‫یادتونه اون بره کوچولویی که توی
‫اون تئاتر روستایی بازی کرده بود؟

57:44.389 --> 57:45.424
‫خب؟

57:45.449 --> 57:48.519
‫آخه من اون رو فقط
‫واسه 211 سال بهتون اجاره داده بودم.

57:49.129 --> 57:50.959
‫نباید بهش وابسته میشدین.

57:51.292 --> 57:54.299
‫شما وقتی بهش نگاه می‌کنین،
‫یه عروسک پشمالوی بامزه می‌بینین.

57:54.529 --> 57:56.359
‫ولی من جاش دنده‌کباب می‌بینم!

57:56.369 --> 57:58.272
‫من به قیمتِ همون دنده‌کباب‌ها ازتون می‌خرمش.

57:58.297 --> 57:59.280
‫رون‌هاش چی؟

57:59.349 --> 58:02.479
‫رون‌هاش هم همین‌طور،
‫به شرطی که یه تیکه و سالم بمونن.

58:02.489 --> 58:05.819
‫بهم گفته بودن این جوون‌های سینمایی عجب تحفه‌هایی‌ان‌ هااا!

58:06.929 --> 58:09.908
‫ببینم، این کار براتون کلی آب می‌خوره ها.

58:09.909 --> 58:14.119
‫اگه یه روز تصمیم بگیرین یه گاوِ نر رو بیارین توی فیلم.

58:14.144 --> 58:15.382
‫بوف!

58:15.429 --> 58:18.982
‫این اسمیه که دخترهای آزمایشگاه روش گذاشتن.

58:19.329 --> 58:21.515
‫بوف یه سینمادوستِ واقعی مونه!

58:21.592 --> 58:24.832
‫مچش رو موقع خوردن نگاتیوهای آغلش گرفتن.

58:24.857 --> 58:28.859
‫میگن سی متر فیلم رو بلعیده،
‫یعنی به اندازه‌ی کل تیتراژِ یه فیلم!

58:28.999 --> 58:30.859
‫می‌ترسیدیم مسموم بشه،

58:30.869 --> 58:33.788
‫واسه همین بردیمش کارگاه نجاری روی یه بستر پر از پوشال،

58:33.789 --> 58:36.528
‫که اونم بلافاصله به عنوان صبحانه خورد!

58:36.529 --> 58:40.408
‫بعدازظهرها هم جنابِ «بوفِ گوسفند» میره به
‫اتاق‌های تدوین سر می‌زنه،

58:40.409 --> 58:43.839
‫تا اونجا صفحه‌های کامل فیلم‌نامه رو بجوه و بخوره.

58:44.109 --> 58:46.039
‫پوشالِ صندلی‌ها رو میخوره،

58:46.089 --> 58:47.739
‫پاک‌کن‌ها رو می‌جوه،

58:47.889 --> 58:49.319
‫و حتی میکروفون‌های قدیمی رو.

58:50.255 --> 58:51.740
‫استودیوی شماره 3.
‫[ یکسال بعد ]

58:51.769 --> 58:54.794
‫اینجاست که قراره بیشترِ فیلم‌برداری‌های شب رو انجام بدیم.
‫[ یکسال بعد ]

58:59.409 --> 59:00.799
‫عجیبه.

59:04.679 --> 59:07.718
‫این وسیله دیگه چیه؟

59:07.719 --> 59:08.829
‫توپازت.

59:09.099 --> 59:10.438
‫اختراعِ برادرمه.

59:10.439 --> 59:12.869
‫ماشینِ مردم.

59:13.179 --> 59:16.909
‫سه چرخ، سه سرنشین، سه دنده.

59:18.871 --> 59:20.078
‫سه لیتر مصرف در صد کیلومتر.

59:20.111 --> 59:22.218
‫توی اولین امتحان، سه تا دور زد.

59:22.782 --> 59:24.915
‫واقعاً نمیشه جلوی خودت رو بگیری و نخریش.

59:24.986 --> 59:26.879
‫یکی رو برامون کنار بذارین.

59:26.979 --> 59:28.719
‫یالا، برو جلو!

59:29.099 --> 59:30.689
‫ببر بالا! ببر بالا!

59:31.199 --> 59:32.738
‫یه کم محکم‌تر!

59:32.739 --> 59:34.758
‫همینطور برو!

59:34.839 --> 59:36.478
‫یالا، بوف!

59:36.586 --> 59:37.786
‫برو بالا، حرکت کن!

59:37.939 --> 59:39.649
‫این یکی اینجا چیکار می‌کنه؟

59:39.899 --> 59:42.865
‫این کل عمرش یه بارم یه مشت علف ندیده.

59:43.379 --> 59:46.109
‫اینجا دیگه قراره اون‌قدر بخوره که شکمش بترکه!

59:49.099 --> 59:51.449
‫تا خرخره توی علفه،

59:51.559 --> 59:53.849
‫ولی ترجیح میده تنه درخت‌ها رو بجوه.

59:53.979 --> 59:58.509
‫که این ثابت می‌کنه تربیت میتونه
‫ذاتِ موجودات رو تغییر بده.

01:00:01.889 --> 01:00:02.932
‫رونکیه.

01:00:03.929 --> 01:00:05.599
‫- رونکیه.
‫- بله، مارسل.

01:00:06.209 --> 01:00:08.759
‫من هیچ‌وقت موقع فیلم‌برداری این‌قدر خوشحال نبودم.

01:00:10.008 --> 01:00:13.591
‫دوباره برگشتم به این تپه‌های خشک،
‫پیش دوستای دوران بچگی‌م.

01:00:13.675 --> 01:00:16.008
‫درست مثل وقتی که ده سالمون بود.

01:00:16.091 --> 01:00:18.174
‫اعتراف کن، ساختن این روستا واسه فیلم

01:00:18.258 --> 01:00:20.341
‫فقط یه بهونه بود تا دوباره برگردی به خونه‌ت.

01:00:20.425 --> 01:00:22.550
‫اینجا تقریباً می‌تونم فراموش کنم...

01:00:22.633 --> 01:00:24.765
‫دردسرهایی رو که توی مارسی منتظرمه.

01:00:25.008 --> 01:00:26.508
‫لذتش رو ببر مارسل.

01:00:26.591 --> 01:00:29.300
‫قشنگی‌ها قرار نیست تا ابد بمونن.

01:00:35.717 --> 01:00:37.508
‫بوف!

01:00:37.591 --> 01:00:40.966
‫حیوون دیوونه! داری خودت رو به کشتن میدی!

01:00:41.841 --> 01:00:43.341
‫چی شده؟

01:00:43.425 --> 01:00:45.675
‫اوه، یه عالمه گچ قورت داده.

01:00:45.758 --> 01:00:47.258
‫معده‌ش سفت شده مثل سنگ.

01:00:47.341 --> 01:00:49.258
‫نمی‌دونم! یه چاقو بیار، باید عملش کنیم!

01:01:05.091 --> 01:01:06.091
‫خیلی بی‌معرفتی.

01:01:06.174 --> 01:01:08.800
‫آره، اصلاً مهربون نیستی.

01:01:08.962 --> 01:01:12.588
‫من تمام روز مثل یه آدم بدبخت پشت میزم سگ‌ دو میز‌نم.
‫[ اتاق اکران فیلم - سکوت! ]

01:01:12.841 --> 01:01:14.717
‫تمام روز دارم حساب و کتاب می‌کنم،

01:01:14.800 --> 01:01:18.174
‫تا بتونم واسه فیلم بعدی‌م پول جور کنم.

01:01:18.258 --> 01:01:21.466
‫وکیلا هم که واسه خودشون یه پا شاعرن،
‫میخوان منو بندازن زندان،

01:01:21.550 --> 01:01:23.838
‫در حالی که فیلم‌سازهای واقعی شمایین.

01:01:23.944 --> 01:01:25.882
‫کلی شیطنت‌های باحال و خنده‌دار می‌کنین

01:01:25.966 --> 01:01:27.717
‫ولی هیچ‌وقت منو دعوت نمی‌کنین.

01:01:27.806 --> 01:01:28.872
‫چرا؟

01:01:28.979 --> 01:01:31.508
‫راستش جرئتش رو نداریم آقای مایربورگ، واسه اینکه...

01:01:31.591 --> 01:01:33.882
‫یعنی، واسه اینکه... خب...

01:01:33.966 --> 01:01:37.474
‫آره، واسه اینکه من پیرم.

01:01:37.654 --> 01:01:39.800
‫می‌دونی یه مرد کی پیر میشه؟

01:01:39.882 --> 01:01:42.425
‫وقتی جوون‌ترها دیگه بازی‌ش نمیدن.

01:01:42.508 --> 01:01:44.216
‫وقتی می‌تونه بقیه رو به اسم کوچیک صدا بزنه،

01:01:44.300 --> 01:01:46.591
‫ولی هیچ‌کس اون رو با اسم کوچیکش صدا نمی‌کنه.

01:01:46.675 --> 01:01:48.425
‫از فیلم «شپونتز» راضی نیستی؟
‫[ Le schpountz - 1938 ]

01:01:48.508 --> 01:01:50.591
‫چرا، هستم. فیلم خوبیه.

01:01:50.675 --> 01:01:52.300
‫- روز خوش آقایان.
‫- روز خوش.

01:01:53.591 --> 01:01:55.466
‫اون دختر خانم زیبا کیه؟

01:01:55.550 --> 01:01:56.924
‫نمی‌شناسمش.

01:01:57.008 --> 01:01:58.726
‫- روز خوش.
‫- روز بخیر.

01:01:59.133 --> 01:02:00.800
‫چقدر آدم اینجا ریخته.

01:02:00.882 --> 01:02:03.717
‫دلم واسه اون انبار
‫کوچیکی که همه‌چیز ازش شروع شد تنگ شده.

01:02:03.800 --> 01:02:05.717
‫این استودیوها قرار بود بهم آزادی بدن،

01:02:05.800 --> 01:02:07.633
‫ولی الان دارن خفه‌م میکنن.

01:02:07.717 --> 01:02:11.133
‫خب، اگه داری خفه میشی، باید یه هوایی به سرت بخوره.

01:02:11.216 --> 01:02:13.383
‫یه گیلاس نوشیدنی توی یه دستت،

01:02:13.466 --> 01:02:15.698
‫و یه گوی فلزیِ پتانک هم توی اون یکی دستت.

01:02:17.633 --> 01:02:20.174
‫- امتیاز مال منه.
‫- تند نرو.

01:02:20.258 --> 01:02:22.298
‫پنیول، خودت برو مترش کن.

01:02:24.091 --> 01:02:26.508
‫راستش فکرامو کردم،
‫نقش اون نونوای خیانت‌دیده رو بازی می‌کنم.

01:02:26.591 --> 01:02:28.341
‫خب چی شد نظرت عوض شد؟

01:02:28.425 --> 01:02:30.717
‫چون کار و بارت باید بچرخه و سود بده،

01:02:30.800 --> 01:02:32.466
‫و منم رفیقتم.

01:02:32.550 --> 01:02:34.800
‫فکر کنم فقط نمی‌خوای بذاری
‫این نقش به فرناندل برسه.

01:02:34.882 --> 01:02:36.425
‫حرف‌های خنده‌دار نزن!

01:02:36.508 --> 01:02:38.178
‫تازه، اون نونوا علاوه بر اینکه زنش بهش خیانت کرده،

01:02:38.231 --> 01:02:40.966
‫یه قیافه شبیه اسب هم پیدا میکرد!

01:02:41.049 --> 01:02:44.383
‫آره! شاید قیافه‌ش شبیه اسب باشه،

01:02:44.466 --> 01:02:49.550
‫ولی باز هم سگش شرف داره
‫به ریخت و قیافه‌ی یه آواره‌ی بیابون‌گرد.

01:02:57.966 --> 01:02:59.633
‫داری خفه‌م می‌کنی، مارسل.

01:02:59.717 --> 01:03:02.550
‫دیگه طاقت حسادت‌هات رو ندارم. میدونی چیه؟

01:03:02.633 --> 01:03:04.174
‫من دارم میرم!

01:03:04.258 --> 01:03:05.623
‫نه، ژوزت!

01:03:07.425 --> 01:03:09.550
‫رفیق، خیالم رو راحت کن.

01:03:09.633 --> 01:03:12.546
‫بهم بگو اون نونوای خیانت‌دیده خودِ تو نیستی.

01:03:13.882 --> 01:03:16.717
‫ژول، من بدجوری عاشق شدم.

01:03:16.800 --> 01:03:19.591
‫اوه، خب این دقیقاً نسخه‌ی خودآزاری و درد کشیدنه.

01:03:19.675 --> 01:03:21.800
‫یعنی توی سن و سال من،
‫حق ندارم یه عشق واقعی رو تجربه کنم؟

01:03:21.882 --> 01:03:23.383
‫معلومه که حق داری.

01:03:23.466 --> 01:03:26.216
‫ولی اگه همین‌طور از این شاخه به
‫اون شاخه بپری، آخرش تنها میمونی.

01:03:26.300 --> 01:03:28.550
‫به جای این عشق و عاشقی‌های پرشور و حرارت،

01:03:28.633 --> 01:03:32.966
‫بهتره روی یه عشق بی‌سروصدا حساب کنی
‫که آروم ‌آروم خودش رو نشون میده.

01:03:33.049 --> 01:03:35.174
‫باور کن، تنهایی توی سن و سال ما...

01:03:35.258 --> 01:03:37.990
‫بدترین چیزیه که می‌تونه واسه یه مرد اتفاق بیفته.

01:03:38.633 --> 01:03:41.466
‫درسته. کاملاً درسته.

01:03:41.550 --> 01:03:44.091
‫یالا دیگه! بالاخره این فیلم رو می‌سازیم یا نه؟

01:03:44.174 --> 01:03:45.675
‫منتظر چی هستین؟

01:03:45.758 --> 01:03:48.445
‫منتظرین درخت مصنوعی‌تون زیر نور پروژکتورها ذوب بشه؟

01:03:49.258 --> 01:03:50.924
‫ببین کی اینجاست!

01:03:51.008 --> 01:03:54.091
‫نگاهش کن! می‌بینی چطور پاورچین ‌پاورچین داره برمیگرده؟

01:03:54.174 --> 01:03:56.075
‫پومپونت. نه؟

01:03:57.322 --> 01:03:58.675
‫زنیکه‌ی چشم‌سفید.

01:03:58.758 --> 01:03:59.882
‫سلیطه.

01:03:59.966 --> 01:04:02.209
‫عفریته‌ی کثیف.

01:04:02.425 --> 01:04:05.216
‫بالاخره گذرت به خونه افتاد، هان؟

01:04:05.300 --> 01:04:07.924
‫پس تکلیف این گربه‌نر بدبخت چی میشه؟

01:04:08.008 --> 01:04:09.758
‫دیروز از نگرانی نصف‌جون شد.

01:04:09.841 --> 01:04:11.550
‫یعنی من حتی واسه سه روز هم نمی‌تونم برم بیرون...

01:04:11.633 --> 01:04:12.924
‫بدون اینکه تو معرکه راه بندازی؟!

01:04:13.002 --> 01:04:15.295
‫- خونه‌ی یکی از دوستام بودم.
‫- آره، حتماً!

01:04:15.362 --> 01:04:17.383
‫دارم خفه میشم مارسل!

01:04:17.466 --> 01:04:18.966
‫هیتلر به لهستان حمله کرده...

01:04:19.049 --> 01:04:20.466
‫پای هیتلر رو وسط نکش!

01:04:20.550 --> 01:04:22.758
‫ما وسط جنگیم!
‫اونوقت تو به جای اینکه آرومم کنی،

01:04:22.841 --> 01:04:25.508
‫همه‌ش به این فکر می‌کنی که
‫منو توی مارسی حبس کنی.

01:04:25.591 --> 01:04:27.216
‫اینجا خیلی حوصله‌ام سر میره.

01:04:27.300 --> 01:04:31.133
‫من بازیگرم، با کارم زنده‌ام،
‫اونوقت استودیوهای تو بسته‌ست.

01:04:31.216 --> 01:04:33.174
‫همه‌ی نیروهای من اعزام شدن به خدمت.

01:04:33.258 --> 01:04:34.133
‫دارم دیوونه میشم!

01:04:34.216 --> 01:04:35.924
‫آروم باش.

01:04:36.008 --> 01:04:37.425
‫یه نقش واست در نظر گرفتم،

01:04:37.508 --> 01:04:39.133
‫واسه وقتی که فرناندل از مرخصی برگشت.

01:04:39.216 --> 01:04:41.300
‫نقش؟ چه نقشی؟

01:04:42.591 --> 01:04:43.758
‫کات! فیلم‌برداری تمومه.

01:04:47.213 --> 01:04:48.466
‫آفرین.

01:04:48.550 --> 01:04:50.591
‫جبهه‌ی رودخونه‌ی «سُم» سقوط کرده...

01:04:52.049 --> 01:04:53.924
‫ارتش تارومار شده.

01:04:54.008 --> 01:04:55.591
‫چیزی نمی‌گذره که می‌بینیم نازی‌ها...

01:04:55.675 --> 01:04:57.425
‫دارن توی مارسی رژه میرن.

01:04:57.508 --> 01:04:59.216
‫باید فیلم‌برداری رو ادامه بدیم؟

01:04:59.300 --> 01:05:02.341
‫خودت رو نباز مارسل، جوگیر نشو.

01:05:02.425 --> 01:05:05.008
‫فرض کن بدترین اتفاق ممکن بیفته.

01:05:05.091 --> 01:05:06.633
‫آیا وظیفه‌ی اخلاقی‌مون حکم نمی‌کنه...

01:05:06.717 --> 01:05:10.133
‫که بدون ترس به کارمون ادامه بدیم؟

01:05:10.216 --> 01:05:13.966
‫نیاکان ما، گل‌ها... نیاکان ما.
‫[ مارسی - ژوئن 1940 ]

01:05:21.008 --> 01:05:22.675
‫وای خدای من!

01:05:25.800 --> 01:05:30.508
‫آخه چرا موسولینی داره
‫بچه‌های ما رو به کشتن میده؟

01:05:30.591 --> 01:05:33.550
‫اونا هم مثل خودش از گوشت و خونِ ایتالیا هستن!

01:05:33.633 --> 01:05:35.675
‫دقیقاً مثل خودش!

01:05:35.758 --> 01:05:37.675
‫هیولا!

01:05:37.758 --> 01:05:40.008
‫هیولا!

01:05:42.717 --> 01:05:44.091
‫امروز با قلبی اندوهگین...

01:05:44.174 --> 01:05:45.717
‫بهتون اعلام می‌کنم...

01:05:45.800 --> 01:05:48.008
‫که باید جنگ رو متوقف کنیم.

01:05:48.091 --> 01:05:50.924
‫دیشب با دشمنمون صحبت کردم،

01:05:51.008 --> 01:05:54.383
‫و ازش پرسیدم که آیا حاضره با من،

01:05:54.466 --> 01:05:56.300
‫به عنوان دو سرباز،

01:05:56.383 --> 01:05:58.633
‫و با حفظ شرافت جنگی،

01:05:58.717 --> 01:06:01.635
‫راهی برای پایان دادن به این خصومت‌ها پیدا کنه.

01:06:02.375 --> 01:06:06.785
‫از تمام مردم فرانسه میخواهم که
‫پشت دولتی که ریاستش با منه، متحد بشن،

01:06:06.845 --> 01:06:10.591
‫توی این روزهای سخت ترس‌هاشون رو کنار بذارن،

01:06:10.675 --> 01:06:14.508
‫و فقط به آینده‌ی میهن‌مون ایمان داشته باشن.

01:06:14.959 --> 01:06:17.216
‫این غیرقابل تحمله!

01:06:17.300 --> 01:06:20.133
‫دستورالعمل‌هایی که بهتون داده شده بود
‫این بود که احساساتی رو نشون بدین...

01:06:20.216 --> 01:06:22.174
‫که با جریان انقلاب ملی‌مون همسو باشه.

01:06:22.258 --> 01:06:24.714
‫تو رو خدا بس کنین، مارشال پِتَن که لولوخرخره نیست!

01:06:24.780 --> 01:06:27.774
‫اون نیومده که اشک فرانسوی‌ها رو دربیاره!

01:06:28.924 --> 01:06:31.466
‫به نظرم می‌تونستن قیافه‌ش رو از اینم گنده‌تر بکشن.

01:06:32.633 --> 01:06:34.341
‫این دیگه چیه؟

01:06:34.425 --> 01:06:39.966
‫این دیگه پوستر «دختر چاه‌کن» نیست
‫این پوستر«سفیدبرفی و جزیره سیاه‌پورستانه!»

01:06:40.049 --> 01:06:41.800
‫حواست رو جمع کن پنیول.

01:06:41.882 --> 01:06:43.550
‫میگن عشق آدم رو کور می‌کنه،

01:06:43.633 --> 01:06:46.178
‫ولی واسه تو فقط چشمت رو ضعیف کرده.

01:06:46.338 --> 01:06:48.633
‫فیلم توی منطقه‌ی آزاد داره خوب میفروشه.

01:06:48.717 --> 01:06:51.305
‫ولی توی پاریس، آلمانی‌ها کلاً توقیفش کردن.

01:06:51.633 --> 01:06:54.930
‫آقای پنیول، یه آلمانی اومده سراغتون رو می‌گیره.

01:06:58.675 --> 01:07:01.300
‫- این اصلاً نشانه‌ی خوبی نیست.
‫- ولی از سگ‌ها خوشش میاد.

01:07:01.383 --> 01:07:03.269
‫هیتلر هم عاشق سگ‌هاست.

01:07:03.841 --> 01:07:05.383
‫از این طرف بفرمایید آقایون.

01:07:06.717 --> 01:07:08.591
‫پنیول!

01:07:08.675 --> 01:07:11.425
‫- تو عشق واقعی منی.
‫- جدی؟

01:07:11.508 --> 01:07:14.550
‫منظورم یه عشق ادبی و شاعرانه‌ست.

01:07:14.633 --> 01:07:16.425
‫خدا رو شکر که همینطوره.

01:07:16.508 --> 01:07:19.008
‫یادت نمیاد؟ واقعاً منو نشناختی؟

01:07:19.091 --> 01:07:21.133
‫آلفرد، آلفرد گرون.

01:07:21.216 --> 01:07:23.049
‫سال 1931 توی برلین بودیم،

01:07:23.133 --> 01:07:25.320
‫واسه دویستمین اجرای نمایش «ماریوس».

01:07:25.354 --> 01:07:26.466
‫یادت اومد؟

01:07:26.550 --> 01:07:28.341
‫چه عجب راه گم کردین؟

01:07:28.425 --> 01:07:32.133
‫من مدیر سینمای آلمان تو کل اروپا هستم.

01:07:32.216 --> 01:07:34.966
‫سینمای فرانسه دیگه دست یهودی‌ها نیست.

01:07:35.049 --> 01:07:37.383
‫همه‌شون گذاشتن رفتن.

01:07:37.466 --> 01:07:40.717
‫من و تو قراره سینمای فرانسه رو دوباره از نو بسازیم.

01:07:40.800 --> 01:07:43.341
‫و واسه اینکه این اتفاق بیفته،
‫تو باید استودیو‌ت رو رها کنی

01:07:43.431 --> 01:07:45.940
‫و بیای پاریس تا استودیوهای ما رو مدیریت کنی.

01:07:46.080 --> 01:07:47.717
‫متأسفم، من نمی‌تونم مارسی رو ترک کنم.

01:07:47.800 --> 01:07:49.300
‫نمی‌تونم پرسنلم رو به امون خدا رها کنم.

01:07:51.008 --> 01:07:53.841
‫چه حیف، واقعاً مایه‌ی تأسفه.

01:07:53.924 --> 01:07:56.383
‫هروقت نظرت عوض شد، بیا پاریس دیدنم.

01:07:58.717 --> 01:08:00.216
‫شک نکن این نازی‌ها جنگ رو می‌بازن!
‫[ مارسی - 1041 ]

01:08:00.300 --> 01:08:03.008
‫یه سال بهشون وقتمیدم،
‫بعدش همه‌شون غزل خداحافظی رو میخونن.

01:08:03.091 --> 01:08:04.633
‫شنیدی چی گفت؟

01:08:04.717 --> 01:08:07.966
‫اون شاید تو کارِ ماهی تخصص داشته باشه،
‫ولی فقط در همین حد سرش میشه.

01:08:08.049 --> 01:08:10.425
‫حکومت رایش مدام داره پیروزی پشت پیروزی به دست میاره.

01:08:10.508 --> 01:08:11.966
‫اگه نمی‌خوای واسه گِرِِون کار کنی،

01:08:12.049 --> 01:08:13.466
‫بهتره بری یه جا قایم بشی.

01:08:14.456 --> 01:08:15.790
‫ترجیح میدم بمیرم!

01:08:16.109 --> 01:08:17.133
‫کات!

01:08:17.349 --> 01:08:19.633
‫باز چه مشکلی پیش اومده؟

01:08:19.717 --> 01:08:21.341
‫سوراخ‌های فیلم میزون نیستن.

01:08:21.425 --> 01:08:22.550
‫این تنها نوار خامی بود که تونستم پیدا کنم.

01:08:22.633 --> 01:08:23.800
‫چاره‌ای نیست، باید با همین سر کنی!

01:08:23.882 --> 01:08:26.758
‫تازه، نورها و تجهیزات صدا هم درست کار نمیکنن.

01:08:26.841 --> 01:08:28.383
‫خب، پس باید هرجوری شده ردیفشون کنی.

01:08:28.422 --> 01:08:30.133
‫هروقت نوبت من شد صدام کن.

01:08:30.762 --> 01:08:32.679
‫باشه عزیزم، چیزی نمونده.

01:08:34.633 --> 01:08:36.133
‫اگه قرار باشه همه‌چیز رو با وصله‌پینه جلو ببریم،

01:08:36.216 --> 01:08:37.966
‫بدجوری کارمون زار میشه.

01:08:38.049 --> 01:08:40.675
‫رنه، اگه فیلم‌برداری رو متوقف کنیم که بدبخت‌تر میشیم.

01:08:40.758 --> 01:08:42.383
‫- آقای پنیول.
‫- باز چیه؟

01:08:42.466 --> 01:08:44.109
‫آقای گرون.

01:08:47.008 --> 01:08:48.508
‫خیلی دوست داشتم فیلم‌هام رو بهت بدم،

01:08:48.591 --> 01:08:50.133
‫ولی نمی‌تونی اکرانشون کنی،

01:08:50.216 --> 01:08:51.800
‫چون فیلم‌ها آسیب دیدن.

01:08:51.882 --> 01:08:54.133
‫اگه اجازه بدی،
‫می‌خوام یه حلقه از فیلم «نیایش با ستاره‌ها» رو ببینم،

01:08:54.216 --> 01:08:55.758
‫البته اگه رخصت بدی.

01:08:55.841 --> 01:08:59.882
‫خیلی خب. اگه این چیزیه که می‌خوای،
‫می‌تونم بیست حلقه بهت نشون بدم،

01:08:59.966 --> 01:09:02.550
‫خراب‌ترین حلقه‌اش رو واسم بیار.

01:09:02.633 --> 01:09:05.133
‫خب، می‌تونیم کاری کنیم فکر کنه با هم نامزدیم.
‫[ La prière aux étoiles - 1941 ]

01:09:05.216 --> 01:09:07.633
‫اونوقت کل گذشته‌مون رو موبه‌مو برامون تعریف میکنه،

01:09:07.717 --> 01:09:09.591
‫و کلی برامون آرزوی خوشبختی و بچه‌دار شدن میکنه.

01:09:14.882 --> 01:09:16.341
‫نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم.

01:09:22.665 --> 01:09:24.852
‫چرا دست از سر پنیول برنمی‌داری؟

01:09:29.717 --> 01:09:32.091
‫- تو کی هستی؟
‫- من مارسلم!

01:09:33.841 --> 01:09:34.758
‫مارسل پنیول!

01:09:37.049 --> 01:09:38.300
‫چی شده؟

01:09:38.383 --> 01:09:39.300
‫آقای گرون؟

01:09:46.841 --> 01:09:48.762
‫بعضی وقت‌ها از من متنفر میشی، فلورانس.

01:09:49.841 --> 01:09:51.300
‫و اصلاً نمی‌تونم دلیلش رو بفهمم.

01:09:53.300 --> 01:09:56.250
‫چطور میشه عاشق کسی شد
‫که هیچ حسی بهت نداره؟

01:09:56.966 --> 01:09:59.850
‫چطور میشه یکی عاشقت باشه
‫ولی تو دوستش نداشته باشی؟

01:10:01.258 --> 01:10:02.924
‫این بی‌رحمانه‌ترین راز دنیاست.

01:10:09.049 --> 01:10:12.314
‫آقای مأمور اجرا، صورت‌جلسه‌ت رو بنویس.

01:10:14.008 --> 01:10:15.425
‫«نیایش با ستاره‌ها»...

01:10:15.508 --> 01:10:18.073
‫«نیایش با ستاره‌ها» هیچ‌وقت مال آلمانی‌ها نمیشه!

01:10:25.008 --> 01:10:26.966
‫از ژوزت خبر داری؟

01:10:27.049 --> 01:10:28.591
‫چی شده؟ باز هم ژوزت؟

01:10:28.675 --> 01:10:30.120
‫اون ترکم کرد.

01:10:31.091 --> 01:10:33.966
‫نتونست با این کنار بیاد که من فیلمش رو نابود کردم.

01:10:34.049 --> 01:10:35.754
‫فیلم خودش رو.

01:10:41.008 --> 01:10:43.174
‫باید با «گومون» تماس بگیری. داریم می‌فروشیم.

01:10:43.398 --> 01:10:44.675
‫مطمئنی؟

01:10:44.778 --> 01:10:46.095
‫مطمئنم.

01:10:57.466 --> 01:10:59.429
‫اتفاقی افتاده، آقای پنیول؟

01:11:03.008 --> 01:11:05.508
‫از اونجا بود که دیگه راهت رو دنبال نکردم.

01:11:05.591 --> 01:11:08.397
‫و دقیقاً همونجا بود که خودم رو گم کردم.

01:11:08.571 --> 01:11:11.174
‫وسط جنگی که داشت فرسایشی میشد،

01:11:11.258 --> 01:11:12.831
‫به یه معجزه نیاز داشتم.

01:11:13.174 --> 01:11:14.777
‫ولی دیگه ناامید شده بودم.

01:11:20.049 --> 01:11:22.966
‫و زمان گذشت و چرخ زندگی رو چرخوند،
‫[ دره لوآر - 1944 ]

01:11:23.049 --> 01:11:25.216
‫درست مثل آبی که آسیاب رو می‌چرخونه.

01:11:25.300 --> 01:11:26.498
‫درست شد؟

01:11:26.718 --> 01:11:27.924
‫دست‌مریزاد پسرهای پنیول!

01:11:28.008 --> 01:11:29.551
‫تازه این همه‌اش نیست.

01:11:34.758 --> 01:11:37.258
‫بالاخره این آسیاب هم برق‌کشی میشه.

01:11:37.341 --> 01:11:39.425
‫- جدی میگی؟
‫- باورت نمیشه؟

01:11:40.081 --> 01:11:40.914
‫بیا.

01:11:43.091 --> 01:11:44.666
‫از این طرف.

01:11:45.882 --> 01:11:48.886
‫ژاکلین، افتخارش با شما.

01:11:51.717 --> 01:11:55.512
‫از این به بعد می‌تونی بدون اینکه
‫به چشمهات فشار بیاری مطالعه کنی.

01:11:56.882 --> 01:11:58.932
‫- کار میکنه؟
‫- روشنش کن.

01:12:01.091 --> 01:12:02.717
‫...از سپیده‌دم امروز،

01:12:02.800 --> 01:12:05.300
‫نیروهای متفقین شهر " بایو " رو آزاد کردن

01:12:05.383 --> 01:12:07.966
‫و حالا دارن به سمت " کان " پیشروی می‌کنن.

01:12:08.049 --> 01:12:11.591
‫نورماندی در حال حاضر صحنه‌ی یک پیاده‌سازی بزرگِ نیروهاست،

01:12:11.675 --> 01:12:14.383
‫حادثه‌ای که سرنوشت فرانسه رو رقم میزنه.

01:12:23.425 --> 01:12:25.800
‫این صدا خون رو توی رگهام منجمد میکنه.

01:12:25.882 --> 01:12:28.425
‫این صدای آزادیه.

01:12:28.508 --> 01:12:31.383
‫وقتی همه‌چیز تموم بشه، ما چیکار می‌کنیم؟

01:12:31.466 --> 01:12:33.758
‫تو به زندگی جوون و پرامیدت ادامه میدی،

01:12:33.841 --> 01:12:35.633
‫و یه بازیگر بزرگ میشی.

01:12:35.717 --> 01:12:37.466
‫و تو چی؟

01:12:37.550 --> 01:12:40.383
‫منم به زندگی پیر و رو به زوالم ادامه میدم.

01:12:40.466 --> 01:12:41.924
‫میگی پیر شدی مارسل،

01:12:42.008 --> 01:12:44.258
‫ولی برقی که توی چشماته نشون میده هنوز جوونی.

01:12:44.341 --> 01:12:47.558
‫پس جفتمون با هم به زندگیِ جوونمون ادامه می‌دیم.

01:12:48.117 --> 01:12:49.867
‫دیگه باورم رو از دست داده بودم.

01:12:49.924 --> 01:12:51.383
‫اینکه جنگ تموم میشه؟

01:12:51.466 --> 01:12:52.841
‫اینکه پیدات ‌کنم.

01:13:05.216 --> 01:13:07.010
‫آمریکایی‌ها!

01:13:09.881 --> 01:13:11.921
‫تمام چیزی که لیاقتش رو داری.

01:13:14.468 --> 01:13:16.334
‫-باهاشون رو هم ریخته بودی، هان؟!
‫- کثافت!

01:13:18.841 --> 01:13:19.924
‫بسیار خب، آقایون.

01:13:20.008 --> 01:13:21.769
‫می‌خواین سرِ یه عده بره بالای دار.
‫[ انجمن نویسندگان و آهنگسازان درام ]

01:13:21.855 --> 01:13:24.133
‫ولی واسه قضاوت و محکوم کردن هم‌نوع‌هاتون،

01:13:24.216 --> 01:13:26.216
‫خودتون باید بی‌عیب‌ونقص باشین.

01:13:26.300 --> 01:13:29.998
‫اونایی که بین شما جونِ یهودی‌ها رو
‫نجات دادن، لطفاً دستشون رو ببرن بالا؟

01:13:33.882 --> 01:13:36.633
‫دیگه حرفی واسه گفتن ندارم.

01:13:36.717 --> 01:13:39.341
‫این آزادی هم شروعِ رقت‌انگیزی داره.

01:13:39.425 --> 01:13:41.924
‫فرانسه یه توافق‌نامه‌ی تجاری با آمریکایی‌ها امضا کرده.

01:13:42.008 --> 01:13:43.800
‫مگه این چه ضرری داره؟

01:13:43.882 --> 01:13:46.425
‫دولت فرانسه داره تلاش می‌کنه غلات و سوخت به دست بیاره.

01:13:46.508 --> 01:13:47.758
‫این که خیلی هم شایسته‌ی تقدیره.

01:13:47.841 --> 01:13:48.964
‫ولی در عوض،

01:13:49.037 --> 01:13:52.491
‫دارن اجازه میدن
‫محصولات هالیوود سینمای ما رو تسخیر کنن.

01:13:52.531 --> 01:13:53.884
‫خب که چی؟

01:13:54.717 --> 01:13:57.744
‫این یعنی فاتحه‌ی صنعت سینمای ما خونده‌ست.

01:13:58.142 --> 01:14:01.729
‫چه واژه‌های قلمبه‌سلمبه‌ای
‫واسه یه توافق ساده‌ی تجاری!

01:14:02.383 --> 01:14:06.383
‫جناب وزیر، آمریکایی‌ها میخوان
‫فرانسه رو هم آمریکایی کنن.

01:14:06.466 --> 01:14:08.966
‫اگه قرار باشه بازارمون پر از فیلم‌های آمریکایی بشه،

01:14:09.049 --> 01:14:11.091
‫ده سال دیگه، مردم ما...

01:14:11.174 --> 01:14:13.174
‫بت‌شون میشه بازیگرهای هالیوود.

01:14:13.258 --> 01:14:15.758
‫اون آدامس‌جوهای بی‌نقص و اتوکشیده،

01:14:15.841 --> 01:14:17.966
‫که چپ و راست به هم پس‌گردنی و اردنگی میزنن،

01:14:18.049 --> 01:14:20.717
‫خیلی زود میشن الگوی بچه‌هامون.

01:14:22.800 --> 01:14:26.216
‫اون وقت، طرز فکرشون شبیه آمریکایی‌ها میشه.

01:14:26.300 --> 01:14:28.924
‫مثل آمریکایی‌ها عاشق میشن،

01:14:29.008 --> 01:14:31.156
‫مثل آمریکایی‌ها لباس می‌پوشن.

01:14:33.550 --> 01:14:36.591
‫مثل آمریکایی‌ها غذا میخورن...

01:14:36.675 --> 01:14:38.550
‫.مثل آمریکایی‌ها حرف میزنن

01:14:40.300 --> 01:14:42.565
‫و وقتی زبان مادری خودشون رو از دست بدن...

01:14:45.216 --> 01:14:47.705
‫پس بهم بگو، باید چیکار کنیم؟

01:14:54.882 --> 01:14:57.758
‫روی فیلم‌های آمریکایی مالیات می‌بندیم
‫تا خرج فیلم‌های خودمون دربیاد.

01:14:57.841 --> 01:15:00.717
‫سینمای فرانسه فعلاً واسه خودش وقت خریده.

01:15:00.800 --> 01:15:02.882
‫دوباره فیلم‌برداری رو شروع میکنی؟

01:15:02.966 --> 01:15:05.162
‫یه دلیل خوب بیار که چرا باید این کار رو بکنم.

01:15:05.215 --> 01:15:07.758
‫- چون دوستم داری.
‫- یه دلیل فوق‌العاده.

01:15:07.841 --> 01:15:10.189
‫و به‌زودی یه دلیلِ دیگه هم بهش اضافه میشه.

01:15:10.758 --> 01:15:11.841
‫نه!

01:15:14.966 --> 01:15:16.810
‫فردریک کوچولوی عزیزم.

01:15:19.966 --> 01:15:23.023
‫صمیمانه‌ترین خوش‌آمدگویی‌ها رو بهت می‌گیم، پسرم.

01:15:29.717 --> 01:15:31.425
‫خداحافظ، رفیق من.

01:15:31.508 --> 01:15:35.870
‫[ آرامگاه ژول موره معروف به رِمو، 1883 - 1946 ]
‫[ عضو رسمی تئاتر کمدی فرانسه - افسر نشان لژیون دونور ]

01:15:40.508 --> 01:15:42.966
‫زانوی غم بغل نگیر، خنگِ خدا.

01:15:43.049 --> 01:15:44.550
‫تو هنوز فیلم‌هام رو داری.

01:15:44.633 --> 01:15:46.924
‫من جایگاهم رو روی پرده‌ی نقره‌ای حفظ می‌کنم،

01:15:47.008 --> 01:15:49.133
‫و مردم رو می‌خندونم و می‌گریونم.

01:15:49.216 --> 01:15:52.245
‫من فقط با شجاعت به کارم ادامه میدم.

01:15:52.882 --> 01:15:54.924
‫و تو هم دقیقاً باید همین کار رو بکنی.

01:15:55.008 --> 01:15:57.216
‫میتونی سپاس‌گزار باشی، مارسل.

01:15:57.300 --> 01:15:59.174
‫سپاس‌گزارِ این فانوس خیال،

01:15:59.258 --> 01:16:01.341
‫که دوباره به نابغه‌های فراموش‌شده نور می‌تابونه،

01:16:01.425 --> 01:16:04.133
‫رقصنده‌های فوت‌شده رو دوباره به رقص درمیاره،

01:16:04.216 --> 01:16:08.626
‫لبخندِ رفقای قدیمی و از دست رفته رو
‫دوباره به جمع ما برمی‌گردونه

01:16:12.800 --> 01:16:14.717
‫عزیزم، یه نامه‌ی سفارشی برات اومده.

01:16:14.800 --> 01:16:17.482
‫خب ببینم، این دیگه چیه؟

01:16:18.591 --> 01:16:21.675
‫لابد باز هم برادران روکس هستن،
‫میخوان فرآیند رنگی جدیدشون رو بفروشن.

01:16:21.758 --> 01:16:23.550
‫یه چیزهایی هم درباره‌ی رنگ سبز توش نوشته.

01:16:23.633 --> 01:16:24.675
‫کتِ یقه‌سبز آکادمی!

01:16:25.485 --> 01:16:26.550
‫سبز؟

01:16:26.633 --> 01:16:28.078
‫وای، مارسل!

01:16:29.675 --> 01:16:31.717
‫خوب شد رمو زنده نیست تا این رو ببینه.
‫[ آکادمی فرانسه - 1947 ]

01:16:31.800 --> 01:16:32.966
‫جدی، چرا؟

01:16:33.049 --> 01:16:35.049
‫واقعاً دستت می‌انداخت و مسخره‌ات می‌کرد.

01:16:35.133 --> 01:16:36.633
‫آقای همه‌چیز‌دون!

01:16:36.723 --> 01:16:39.367
‫فقط همین دست‌ کت و ‌شلوار سبز رو کم داشتی.

01:16:39.467 --> 01:16:42.425
‫تبریک می‌گم، مرتیکه‌ی ازخودراضیِ افاده‌ای!

01:16:42.508 --> 01:16:45.133
‫«حالا دیگه رسماً یه پیرمردِ خرفت شدی.»

01:16:45.216 --> 01:16:46.717
‫پدرت همیشه آرزوی چنین روزی رو داشت.

01:16:46.800 --> 01:16:49.508
‫یادت میاد چقدر تلاش می‌کرد تا نشان «نخل آکادمیک» رو بگیره؟

01:16:49.591 --> 01:16:51.187
‫فکر کن الان چقدر بهت افتخار می‌کنه.

01:16:53.153 --> 01:16:56.220
‫تو الان دیگه به قول معروف، «جاودانه» شدی.

01:16:56.593 --> 01:16:58.300
‫خب، اینا همه‌ش نسبیه.

01:16:58.383 --> 01:17:00.206
‫تعداد اعضای آکادمی که ریق رحمت رو سر کشیدن...

01:17:00.240 --> 01:17:02.353
‫خیلی بیشتر از کساییه که توی این تالارها حضور دارن.

01:17:02.420 --> 01:17:06.091
‫اگه حق انتخاب داشتم، ترجیح میدادم...
‫تا وقتی زنده‌ام جاودانه باشم.

01:17:06.174 --> 01:17:09.258
‫بعد از جنگ، اصلاً قصد نداشتی دوباره به فیلم‌سازی برگردی.

01:17:10.012 --> 01:17:11.216
‫ولی با این حال برگشتم.

01:17:11.300 --> 01:17:15.591
‫اول از همه فیلم «نائیس» بود که سال 1945 اکران شد.
‫[ Naïs - 1945 ]

01:17:15.675 --> 01:17:17.966
‫اگه فردریک بتونه از اینجا بره...

01:17:18.049 --> 01:17:19.591
‫بدون اینکه آسیبی ببینه...

01:17:19.675 --> 01:17:21.174
‫مامان!

01:17:21.258 --> 01:17:23.966
‫و اگه منو بخوای، مال تو میشم.

01:17:24.049 --> 01:17:26.966
‫نائیس، چطوری باید بخوامت؟

01:17:27.049 --> 01:17:29.383
‫- به عنوان همسر؟
‫- خب، هرجور که خودت دوست داری.

01:17:29.466 --> 01:17:32.800
‫بعدش فیلم «آسیابان زیبا» رو کارگردانی کردی،
‫[ La belle meunière - 1948 ]

01:17:32.882 --> 01:17:35.550
‫فیلمی که واسه جذب تماشاچی حسابی به دست‌ و پا زدن افتاد.

01:17:35.633 --> 01:17:37.966
‫دلم می‌خواست یه فیلم رنگی بسازم،

01:17:38.049 --> 01:17:40.675
‫اونم با استفاده از یه روش فرانسوی به اسم «روکس‌کالر»،

01:17:40.758 --> 01:17:44.919
‫تا مجبور نشم یه پول قلمبه به کمپانی
‫«تکنی‌کالر» بدم، که انحصارِ بازار دستش بود.

01:17:45.133 --> 01:17:46.800
‫ولی اون فیلم چنان شکست مفتضحانه‌ای خورد...

01:17:46.882 --> 01:17:48.591
‫که بهتره اصلاً حرفش رو هم نزنیم.

01:17:48.675 --> 01:17:51.216
‫پس لطفاً از آخرین موفقیتت برام بگو،

01:17:51.300 --> 01:17:52.800
‫«مانونِ چشمه‌ها».
‫[ Manon des sources - 1952 ]

01:17:53.008 --> 01:17:54.464
‫مانون...

01:17:54.882 --> 01:17:56.675
‫واسه همسرم نوشتمش.

01:17:56.758 --> 01:18:00.133
‫تازه بزرگ‌ترین هدیه‌ای رو بهم داده بود که
‫یه مرد می‌تونه از یه زن هدیه بگیره.

01:18:00.216 --> 01:18:02.591
‫یه هدیه‌ی آسمونی به اسم اِستل.

01:18:02.675 --> 01:18:04.425
‫مو نمی‌زنن با هم، عین سیبی که از وسط نصف کرده باشی.

01:18:04.508 --> 01:18:06.508
‫من روی ترکیبات خاک مطالعه کردم.

01:18:06.591 --> 01:18:08.300
‫اگه همین‌جا رو حفر کنیم،

01:18:08.383 --> 01:18:10.133
‫بهت قول میدم به اورانیوم می‌رسیم.

01:18:10.216 --> 01:18:12.008
‫اورانیوم؟!

01:18:12.091 --> 01:18:14.174
‫یا نفت خام، اگه عمیق‌تر زمین رو بکنیم.

01:18:15.341 --> 01:18:17.008
‫تو داری واسه آب زمین رو می‌کنی.

01:18:17.091 --> 01:18:20.740
‫منم اجازه نمیدم این تیکه از بهشت‌مون رو
‫واسه چیز دیگه‌ای خراب کنی.

01:18:22.049 --> 01:18:24.550
‫مارسل، دارم بهت هشدار میدم!

01:18:24.633 --> 01:18:27.300
‫عجب زن کله‌شق و با اراده‌ای نصیبت شده.

01:18:27.383 --> 01:18:29.654
‫به صلاحته که اون چشمه‌ی آب رو براش پیدا کنی.

01:18:31.258 --> 01:18:34.174
‫باریکلا، فردریک
‫[ موناکو - 1952 ]

01:18:34.258 --> 01:18:35.253
‫اِستل.

01:18:38.258 --> 01:18:41.717
‫نترس مانون، دیگه نزدیکت نمیام.

01:18:41.800 --> 01:18:44.466
‫دوستت دارم. به خدا راست میگم، دوستت دارم.

01:18:44.550 --> 01:18:46.800
‫حالم از این حرفت به هم میخوره!

01:18:46.882 --> 01:18:48.800
‫باورت نمی‌کنم. فقط داری لجبازی میکنی!

01:18:48.882 --> 01:18:50.800
‫کله‌شقی، عین یکی از همین بزهات!

01:18:50.882 --> 01:18:53.216
‫ولی من جدی میگم، دوستت دارم!

01:18:53.300 --> 01:18:55.924
‫من همونم که هر شب توی دره زوزه می‌کشم!

01:18:56.008 --> 01:18:58.216
‫تو رو خدا تمومش کن، می‌ترسم.

01:18:58.300 --> 01:19:01.091
‫تا حالا به نوشتن رمان فکر کردی؟

01:19:01.174 --> 01:19:02.924
‫دست و پام رو گم می‌کنم.

01:19:03.008 --> 01:19:05.341
‫من همه‌ی قصه‌هام رو از فیلتر دیالوگ رد می‌کنم.

01:19:06.258 --> 01:19:07.882
‫بابا، بابا!

01:19:08.361 --> 01:19:11.041
‫اِستل، فرشته کوچولوی من.

01:19:11.216 --> 01:19:12.966
‫داری درخت زیتون رو میبُری؟

01:19:13.049 --> 01:19:16.341
‫مگه دیوونه شدم؟ این درخت دوهزار سال عمر داره.

01:19:16.425 --> 01:19:17.966
‫حتی عیسی مسیح هم می‌تونسته
‫زیتون‌هاش رو چشیده باشه.

01:19:18.049 --> 01:19:19.508
‫عیسی دیگه کیه؟

01:19:19.591 --> 01:19:21.758
‫عیسی گربه‌ی همسایه‌ست.

01:19:21.841 --> 01:19:24.709
‫آره، گربه‌ها واقعاً زیتون دوست دارن.

01:19:25.383 --> 01:19:29.633
‫شما دوتا! فکر خوبیه که
‫استخدامتون کنم واسم دیالوگ بنویسین.

01:19:29.717 --> 01:19:32.216
‫کتاب‌های کودکان چطور؟

01:19:32.300 --> 01:19:34.508
‫اوه، خیلی بعید می‌دونم قصه‌های من

01:19:34.591 --> 01:19:36.341
‫درباره‌ی مردهای خیانت‌دیده و مادرهای مجرد،

01:19:36.425 --> 01:19:39.258
‫واسه دختربچه‌ها و پسربچه‌ها جذابیت چندانی داشته باشه.

01:19:39.341 --> 01:19:42.966
‫ولی دخترم عاشق اینه که براش شعر بنویسم.

01:19:43.049 --> 01:19:45.717
‫از فیلمی که الان داری میسازی بگو.

01:19:46.665 --> 01:19:47.909
‫«نامه‌هایی از آسیاب من»
‫[ Les lettres de mon moulin - 1954 ]

01:19:47.942 --> 01:19:49.438
‫من امروز غروب برمی‌گردم جنوب.

01:19:49.508 --> 01:19:50.550
‫کات!

01:19:50.633 --> 01:19:52.216
‫طاقت ندارم تا دوباره به گروه فیلم‌برداریم ملحق بشم.

01:19:52.966 --> 01:19:54.133
‫ببین اینجا رو...

01:19:54.216 --> 01:19:55.966
‫آقای پنیول، یه تلگراف دارین.

01:20:01.800 --> 01:20:04.133
‫اتفاقی افتاده، مارسل؟

01:20:04.216 --> 01:20:06.091
‫دخترم تو بیمارستانه.

01:20:06.174 --> 01:20:07.550
‫باید برگردم موناکو.

01:20:14.117 --> 01:20:15.737
‫دکتر.

01:20:15.857 --> 01:20:18.991
‫دچار حمله‌ی شدید کِتوز شده.

01:20:19.015 --> 01:20:20.640
‫ولی حالش خوب میشه دیگه؟

01:20:23.142 --> 01:20:23.977
‫نه!

01:20:25.231 --> 01:20:26.857
‫نه!

01:20:30.510 --> 01:20:32.457
‫به ذهنم رسید که ستاره‌های اون بالا

01:20:32.550 --> 01:20:35.310
‫هیچ‌وقت آواز زَنجِره‌ها رو نشنیدن.

01:20:35.483 --> 01:20:37.384
‫اگه می‌تونستم یکی‌شون رو برات بگیرم،

01:20:37.470 --> 01:20:39.615
‫می‌آوردمش توی اتاقت.

01:20:39.989 --> 01:20:43.640
‫آخر شب که از پنجره خم میشدی،

01:20:43.723 --> 01:20:46.556
‫شکمش رو قلقلک می‌دادم،

01:20:46.640 --> 01:20:49.672
‫و خودِ آسمون شروع می‌کرد به رقصیدن.

01:21:13.864 --> 01:21:15.632
‫میز تحریر رو بذارین اینجا.

01:21:16.667 --> 01:21:19.578
‫حالا باید یه کاربردی واسه این میز پیدا کنم.

01:21:24.953 --> 01:21:27.640
‫زندگی می‌تونه خیلی بی‌رحم باشه.

01:21:28.707 --> 01:21:31.653
‫ولی چاره‌ای نیست، باید به زندگی کردن ادامه بدی.

01:21:31.766 --> 01:21:34.514
‫خانم‌ها و آقایان، نویسنده‌ی اثرِ «فابین»،

01:21:34.598 --> 01:21:36.611
‫آقای مارسل پنیول!

01:21:39.431 --> 01:21:40.941
‫همه چی یهو وایساد.

01:21:41.039 --> 01:21:42.414
‫نگران نباش.

01:21:42.587 --> 01:21:44.723
‫چون این یکیِ این بالا دوباره شروع به کار کرده.

01:21:44.806 --> 01:21:46.254
‫شروع کنیم، مارسل.

01:21:47.556 --> 01:21:48.765
‫سراپا گوشم.

01:21:48.848 --> 01:21:50.681
‫من متولد شدم...

01:21:50.765 --> 01:21:52.848
‫من در شهر اوبانی به دنیا اومدم،

01:21:52.931 --> 01:21:55.473
‫دامنه‌ی کوهستان گارلابان که بزها توش پراکنده بودن،

01:21:55.556 --> 01:21:57.973
‫در دورانِ آخرین گله‌های بزرگ.

01:21:58.057 --> 01:22:01.473
‫گارلابان صخره‌ی آبی‌رنگ عظیمی شبیه به یه برج بلنده،

01:22:01.556 --> 01:22:04.217
‫که دشت عقاب‌ها مثل تاجی روی سرشه.

01:22:04.744 --> 01:22:09.677
‫پدرم پنجمین فرزندیه سنگ‌تراش
‫اهل والریس، حوالی اورانژ بود.

01:22:09.790 --> 01:22:11.544
‫به محض اینکه یه روز تعطیل پیدا می‌کرد،

01:22:11.630 --> 01:22:14.249
‫یعنی سالی پنج یا شش بار،

01:22:14.273 --> 01:22:17.143
‫اون کل خانواده رو با خودش می‌برد،
‫و منم ماهی‌های سفید رو می‌آوردم،

01:22:17.293 --> 01:22:18.983
‫سیب‌های چیده‌شده و طلایی‌رنگ رو.

01:22:19.153 --> 01:22:21.863
‫من افتخار پدرم رو رو به آسمون بالا می‌بردم،

01:22:22.173 --> 01:22:24.532
‫رو به خورشید درخشان و طلایی.

01:22:24.533 --> 01:22:27.416
‫رنگ‌پریده، لرزان و برای همیشه تسلی‌ناپذیر،

01:22:27.536 --> 01:22:30.523
‫اون اصلاً نمی‌دونست که توی املاکِ پسرش ایستاده.

01:22:37.008 --> 01:22:38.841
‫مردم در کناره‌های جاده به صف ایستادن

01:22:38.924 --> 01:22:41.591
‫تا اهالی مارسی آخرین ادای احترام خودشون رو به جا بیارن

01:22:41.675 --> 01:22:43.882
‫به این نویسنده‌ی بزرگ و برجسته.

01:22:43.966 --> 01:22:48.174
‫از این پس پیکر مارسل پنیول
‫توی قبرستون کوچیکِ «لا تِری»، آروم می‌گیره

01:22:48.258 --> 01:22:50.841
‫در کنار پدر و مادرش، برادرش پل

01:22:50.924 --> 01:22:52.966
‫و دختر کوچولوش، اِستل.

01:22:53.049 --> 01:22:55.924
‫روی سنگ قبرش، وصیت کرده بود این عبارت رو به لاتین حک کنن:

01:22:56.008 --> 01:22:59.924
‫«چشمه‌ها، دوستان و همسرش رو دوست داشت.»

01:23:00.008 --> 01:23:03.633
‫اون عاشق چشمه‌ها، رفقاش و زنش بود.

01:23:07.717 --> 01:23:11.046
‫بالاخره اومدی!
‫همه منتظرتن، مارسل.

01:23:13.425 --> 01:23:16.049
‫اون حرکت دائمی و ابدی که دنبالش بودی رو پیدا کردن.

01:23:20.173 --> 01:23:22.508
‫می‌بینی؟ مردی که می‌نویسه،

01:23:22.559 --> 01:23:24.706
‫مردیه که داره خودش رو تسلی میده.

01:23:24.900 --> 01:23:26.900
‫شاید بپرسی «از چی؟»

01:23:27.026 --> 01:23:29.383
‫از اینکه دمِ دستش کسی رو نداره تا باهاش هم‌کلام بشه.

01:23:29.851 --> 01:23:30.637
‫واسه همین،

01:23:30.789 --> 01:23:32.597
‫من با قلمِ پرَم حرف می‌زنم.

01:23:32.675 --> 01:23:34.800
‫دستِ خودم نیست، نمی‌تونم جلوش رو بگیرم.

01:23:34.882 --> 01:23:37.924
‫و به محض اینکه با قلمم شروع به صحبت میکنم،

01:23:38.008 --> 01:23:41.547
‫خب، یهو می‌بینم کلی آدمِ خوب دور و برم جمع شدن.

01:23:41.708 --> 01:23:44.750
‫من با عزیزانم حرف می‌زنم، با زنده‌ها و مرده‌ها،

01:23:45.008 --> 01:23:47.425
‫با تمام کسایی که عاشقشون بودم.

01:23:47.508 --> 01:23:51.008
‫اون‌ها همین‌جا کنارم حضور دارن، با پوست و گوشت و استخون،

01:23:51.091 --> 01:23:54.633
‫حتی با همون لبخندهای محوشون
‫و کوچک‌ترین لحنِ خاصِ حرف‌هاشون.

01:23:56.578 --> 01:23:58.424
‫خیلی وقت‌ها باهاشون میخندم،

01:23:58.992 --> 01:24:01.110
‫بعضی وقتها هم اشک می‌ریزم.

01:24:01.690 --> 01:24:05.015
‫و کسی حق نداره بهم بگه که به‌زودی هشتاد سالم میشه.

01:24:05.122 --> 01:24:09.122
‫نه، من فقط یه پسرِ دوازده ساله‌ام.
‫یک سالی هم میشه که رفتم دبیرستان،

01:24:09.177 --> 01:24:11.402
‫و کل زندگی رو پیش رو دارم.

01:24:15.863 --> 01:24:18.588
‫[ برای کَمیی، ژنتی و لودو ]

01:24:20.984 --> 01:24:24.784
‫فیلمی از:
‫سیلوِن شومه

01:24:24.808 --> 01:24:34.808
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
